برلیناله 2021: من مرد شما هستم

زنی می گوید: “شما نمی دانید برنامه ریزی برای معاشقه چقدر سخت است”ساندرا هولر) به آلما (مارن ایگرت) ، بعد از قرار ملاقاتش ، تام (دن استیونز) در وسط زمین رقص خم می شود و باید توسط گروهی از مردان منتقل شود. این دو فقط چند دقیقه زودتر با هم ملاقات کرده بودند ، آلما خواستگار کاملاً آراسته را با مجموعه ای از س questionsالات تقریباً آکادمیک ، از سطرهای شعر مورد علاقه اش گرفته تا معادلات پیچیده ریاضی ، بمباران می کرد ، بلافاصله بدون یک لحظه تردید پاسخ می دادند.

نه نوع پسر متوسط ​​شما

تام زیبایی مشترک شما نیست ، در واقع ، او چیز مشترک شما نیست. با وجود ظاهر کاملاً معمولی ، این انسان یک انسان نما است ، روباتی برنامه ریزی شده برای مطابقت با هر یک از نیازهای نیمه دیگر خود. در این حالت ، بانوی خوش شانس آلما است ، یک انسان شناس موفق که اعتبار حرفه ای و وضعیت رابطه وی را به عنوان یک آزمون دهنده در اختیار دارد ، کسی که برای ارزیابی شایستگی های اخلاقی داشتن یک ماشین در جامعه ادغام می شود. قبل از اینکه او بطور کامل اوضاع را پردازش کند ، در حال چرخاندن چمدان هایش به داخل آپارتمانش است.

برلیناله 2021: من مرد شما هستم
منبع: جشنواره فیلم برلیناله

طولی نمی کشد که زندگی مشترک تحمیل شده آلما را که روزانه با برنامه ریزی دقیق آن جایی برای اغتشاشات غیر برنامه ریزی شده تحریک نمی کند. تام صبحانه های عالی می پزد ، کتاب هایش را مرتب می کند و به صورت دستی تمام سطح فضا را تمیز می کند ، اشتیاق او به یک طلاییاب سالم. وی اظهار داشت: “الگوریتم من برای خوشبخت کردن شما طراحی شده است” ، تقریباً به عنوان یک عذرخواهی و ، گرچه ذهن آلما به همان اندازه مستعد خواندن زندگی با لحن محاسبه شده یک الگوریتم است ، اما او اشتیاق به پیش بینی غیرمنتظره ای دارد. مقاومت تام در برابر درگیری ، انفعال خودکار او ، باعث می شود که آلما نتواند او را به عنوان چیزی از راه دور انسانی درک کند ، بدبینی او از نارضایتی به عصبانیت تبدیل شود.

نمایش جذاب کارزما

دن استیونز کاملاً عالی است زیرا او بی روح به زندگی می آورد ، عملکرد او در کاریزمای کمدی ای که سال گذشته با لذت به نمایش گذاشت مسابقه آهنگ یوروویژن: داستان حماسه آتش. بازیگر بریتانیایی – در اینجا به زبان آلمانی کامل – با رفتارهای حساب شده و در عین حال جذاب ، تام را سرشار از عشق می کند ، ایگرت رفتار مرتب. هرچه این دو نزدیکتر می شوند ، ماریاشریدر موفق می شود از گروه کلیشه های ذاتی فرض مورد ضرب و شتم جلوگیری کند و یک کمدی عاشقانه کاملاً دلپذیر را بسازد که از فرو بردن در اگزیستانسیال ترس ندارد.

منبع: برلیناله

فیلمبرداری از یک بافت رویایی مانند ، با رنگ آمیزی پاستلی و چراغهای روشن و مهتابی ، به ظاهری تمیز و بدون تغییر تبدیل می شود زیرا آلما برداشت خود از تام را از یک تصور غیرقابل تصور ، هذیان ، به چیزی عملی تبدیل می کند. در یک صحنه محوری ، زوجین غرق در رنگ آبی هستند ، آلما به خودش اجازه می دهد روان رنجوری قدیمی را روی یک قفسه قرار دهد و تجربه خوشحالی کند که به نظر می رسد تام بارها و بارها ذکر می کند. در این لحظه خوشحالی بی پروا و بی بند و باری ، سرانجام به یک ترشحات کلیوی می رسد. به همان اندازه که دوست داشتنی است تکان دهنده است.

مقاومت ناپذیر جذاب ، من مرد تو هستم برای انتقال پرتگاه بین انسان و ماشین به هیچ بوق و بوق و حقه های خسته کننده ای احتیاج ندارد. همانطور که آلما آرام آرام یاد می گیرد مفاهیم قدیمی مانند لوح های باستانی مورد تحقیق را کنار بگذارد ، ایده او درباره خوشبختی واقعی ریشه کن می شود و در میان انفجار کمدی با اعتماد به نفس ، فیلم به زیبایی از مصنوعی برای برقراری ارتباط با انسانی ترین احساسات استفاده می کند: ترس از تنهایی.

فیلم مورد علاقه شما درباره انسان نماها چیست؟ در نظرات به ما بگویید!

I’m Your Man به عنوان بخشی از Berlinale 2021 اکران شد.

https://www.youtube.com/watch؟v=J8eq53SdH1E

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

رافائلا فروش راس

رافائلا ثالث راس یک برزیلی مغرور است که هم اکنون در اسکاتلند زندگی می کند. او فوق لیسانس فیلم و فرهنگ تجسمی است و چند سالی است که در عمق تصویر خودکشی روی فیلم شیرجه می زند. رافا ، همانطور که دوست دارد او را صدا کنند ، عاشق هارولد و مود ، سه گانه قبل از آن ، خراب شدن حلقه حلقه ، کلبر مندونسا فیلیو و تقریباً هر چیزی است که روت گوردون یا خاویر باردم در آن باشد. می توانید او را در Twitter و Letterboxdrafiews پیدا کنید

TOM & JERRY: Imposter ناخالص

حتی یک دقیقه به جدید نمانده است تام و جری فیلم ، من می خواستم آن را خاموش کنم. به ظاهر آن نیفتید. ممکن است برخی از آیکون های با ماندگاری طولانی در تمام انیمیشن ها را نشان دهد. ممکن است کل نوشته های کودکی من روی صفحه نمایش بزرگ باشد ، اما بینندگان مراقب باشند: این مورد نیست ویلیام هانا و جوزف باربرا کاریکاتورهای دهه 40 و 50 احیا شدند. داستان تیمرا تام و جری یک فریبکار فاحش چیزی است که شما در مورد رقابت گربه و موش می دانید و دوست دارید.

این حتی در مورد تام یا جری نیست

این فیلم 2021 واقعاً در مورد زن جوانی به نام کایلا است (Chloë Grace Moretz) ، که منفی و دروغ می گوید برای کار در هتل رویال گیت. انسانها در اینجا متوقف نمی شوند. به نوعی فیلم می خواهد ما با صاحب هتل آشنا شویم (راب دلانی) ، که هیچ کاری انجام نمی دهد جز ریشخندهای ناشیانه و مدیر رویداد Terrance (مایکل پنا) ، که بدون دلیل مشخص دیگری غیر از فیلمنامه ای که چنین گفته است ، قصد نابودی امیدها و رویاهای كایلا را دارد. آه و کن جئونگ در این فیلم به عنوان یک سرآشپز عصبانی حضور دارد ، زیرا او همچنان به کلیشه های منفی آسیا ادامه می دهد.

و سپس وجود دارد کالین جوست و پالوی شاردا به عنوان یک زوج جوان تأثیرگذار مشهور ، که قصد دارند “عروسی قرن” را در هتل برگزار کنند. این عروسی کل طرح را هدایت می کند. در اصل مهلتی است که شخصیت های انسانی باید آن را داشته باشند. در همین حال ، کایلا سعی می کند به همه و به خودش ثابت کند که توانایی مدیریت سمت مدیریتی را دارد ، حدس می زنم؟

توجه کنید که من چطور از تام یا جری نام نبردم. این به این دلیل است که آنها به سختی در این کار هستند. داستان درباره آنها نیست. اتفاق می افتد که هر چند وقت یک بار از آنها استفاده کنید. این نکته گیج کننده است که این فیلم چقدر متعهد است که شخصیت های اصلی خود را به ما نمی دهد.

شخصیت های انسانی Bland ، پر از جنجال

به نظر می رسد که داستان می خواست بازیگران را در این قسمت راهنمایی کند تا جایی که ممکن است بیش از حد دراماتیک باشند ، تا سعی کنند استانداردهای کارتونی شخصیت های حیوانی را برآورده کنند. حتی اگر ایده درستی باشد ، فیلمنامه به هیچ انسانی ماده یا حس کمدی نمی بخشد. آنها بیشتر از هر چیز دیگری شبیه کاریکاتور هستند.

مورتز تمام تلاش خود را می کند تا کایلا را دوست داشتنی جلوه دهد و در بعضی موارد عملکرد فوق العاده ای دارد. از خنده های ناجور او که تبدیل به خرخر می شود تا تعاملات طبیعی او با تام و جری در صفحه ، مورتز یک بار دیگر ثابت می کند که او دارای قدرت ستاره ای است. فقط شرم آور است که فیلمنامه دائماً به ما بزرگسالان یادآوری می کند که کایلا به عنوان یک الگوی برای کودکان چقدر وحشتناک است. چیزهایی که او در این فیلم از آن دور می شود باورنکردنی است و فیلم انتظار دارد بدون توجه به او ریشه یابی کنیم.

TOM & JERRY: Imposter ناخالص
منبع: تصاویر برادران وارنر

در همین حال، جوست مردی است که هر چیزی را که می خرد تا یازده شماره می گیرد ، از هواپیماهای بدون سرنشین ارتش گرفته تا آوردن فیل ها برای عروسی ، همه در حالی که با یک زیر نویس “احمق سختگیر پدرزن هند” سروکار دارد ، می دوید. پنیا به عنوان یک آنتاگونیست انسانی مجبور در داستان قدم می زند ، همه در حالی که بی دست و پا است ، زیرا او نظرات مردم را بیش از حد واقعی می گیرد. او رسانه های اجتماعی را “InstaBookFace” و “Ticky Tock” می نامد. آیا من باید بخندم زیرا او اشتباه آنها را می گوید؟ سپس یک شخصیت متصدی بار وجود دارد (جوردن بولگر) که به عنوان علاقه بالقوه کایلا و یک زنگ تفریح ​​عمل می کند (پاتسی فران) که تنها ویژگی او در کل فیلم این است که از هیچ جا ظاهر می شود و مردم را می ترساند. و سپس وجود دارد جئونگ. فقط می توانم بگویم که لحظه ای در فیلم وجود دارد که تام قصد دارد کیکی را که جری در آن مخفی شده است ، نابود کند ، فقط برای جئونگ وارد شود و خودش خرابش کند.

همه اینها یک امر پرخاشگرانه ناخوشایند است ، پر از شخصیت های آزار دهنده انسانی که برای ایجاد یک عروسی ملایم در اطراف می دوند.

جلوه های بصری عالی و لحظات بالقوه

جایی که فیلم در واقع نوعی جایگاه پیدا می کند وقتی است که در واقع درباره تام و جری باشد.

تصمیم برای انیمیشن نگه داشتن آنها ، در پس زمینه ای مانند دیگر فعالیت های زنده قرار می گیرد جام جم یا کسی که خرگوش روگر را طراحی کرد، یک استراتژی تحسین برانگیز است. در واقع ، هر حیوان در این فیلم انیمیشن است. برخلاف کاریکاتورها ، که طرحی برای چگونگی ترسیم همه چیز را می پذیرند ، فیلم واقعاً چیزهایی را در نظر می گیرد که میزان واقعی هرج و مرج و آسیب تام و جری به یک مکان چیست. می بینیم کاناپه هایی پاره شده ، دیوارها شکسته ، بالش ها خرد شده اند. چوب دستی سرگرم کننده و راضی کننده است.

در طول سکانس های تام و جری ، نه تنها صداپیشگی مستقیم از ضبط های بایگانی پیدا می شود ، بلکه فراخوانی های تصویری قسمت های کلاسیک نیز وجود دارد. اگر قبلاً کارتون ها را دیده باشید ، جزئیات کمی مانند جری که از سر تام عبور می کند و صورت تام بعد از ضربه زدن به آن مطمئناً دکمه های دلتنگی شما را فشار می دهد. و خدایا ، من هرگز لذت بردن از فریادهای درد تام را قطع نخواهم کرد.

TOM & JERRY: یک ناخالص داخلی
منبع: تصاویر برادران وارنر

آخرین و نه مهمترین ، من باید ظاهر شخصیت ها را مطرح کنم. جلوه های بصری در اینجا زرق و برق دار است. تام و جری قبلاً در لایو اکشن هرگز به این زیبایی نگاه نکرده بودند. حالات چهره آنها کاملاً با کارتون های اصلی دهه 40 و 50 وفادار مانده و عمق سه بعدی کافی برای تعلق آنها در یک فضای عملی زنده دارد. حتی شخصیت های فرعی کلاسیک مانند اسپایک و بوچ در اینجا عالی به نظر می رسند.

عدم درک مطلب منبع

متأسفانه ، بسیاری از مواردی که در اینجا کار می کنند ، هنوز توسط برخی از انتخاب های ترسناک نوشتن و ترانه همراه است. برای شروع ، هیچ ارکستری وجود ندارد ، که در آن برخی از سازها مانند سنج یا شاخ فرانسه بتوانند کمدی و پوچ بودن این مجموعه را برجسته کنند. طرفداران کارتون های اصلی ، ویولا یا پیانو را برای برجسته کردن جری که در خانه می دوید ، مرتبط می کنند ، در حالی که تام تمایل دارد در پس زمینه مقداری طبل داشته باشد تا حرکت او را همراهی کند. از ویولن برای نشان دادن شخصیت یا افتادن خنده استفاده می شود. شما می توانید به یک قسمت تام و جری گوش دهید و بر اساس امتیاز ارکستر حدس بزنید چه اتفاقی می افتد.

باورنکردنی است که چقدر داستان گویی در کارتون های اصلی از موسیقی ناشی شده است. هیچ کدام از این موارد در اینجا یافت نمی شود. کاملا هیچ. در عوض ، ما یک موسیقی متن کامل پر از آهنگ های هیپ هاپ دریافت می کنیم که هرگز به صورت لحنی با آنچه به ما نشان داده می شود مطابقت ندارد. در حال تماشای تام که جری را تحت تأثیر قرار می دهد اریک بی و راکیم “تکنیک را عرق نکنید” فقط گیج کننده است. هیچ تلاشی برای داستان سرایی وجود ندارد ، جایی که موسیقی ما را از پایین و پایین این تعقیب گربه و موش عبور دهد. آیا می توانید تصور کنید اگر فیلم بادام زمینی ما را وادار کرد که Snoopy در حال تعقیب Baron قرمز با آهنگ “Straight Outta Compton” توسط N.W.A.؟ با قرار دادن یک آهنگ رپ در پس زمینه ، کل سکانس اکنون به عنوان یک قطعه تنظیم شده خارج می شود – یک قطعه قطعه پر سر و صدا. هرگونه پیشرفت بالقوه در رقابت تام و جری و همچنین یک دوستی کنار گذاشته می شود. این انتخاب های سوال برانگیز آهنگ از ابتدا تا انتها یافت می شوند. این فیلم به معنای واقعی کلمه با کبوترهایی شروع به شکستن دیوار چهارم می کند که “آیا می توانم آن را لگد بزنم؟” از جانب قبیله ای به نام تلاش.

TOM & JERRY: Imposter ناخالص
منبع: تصاویر برادران وارنر

در همین حال ، باید تکرار کنم که تام و جری به حاشیه رانده شده اند. آنها به هیچ وجه فیلم را در داستان پیش نمی برند. بلکه آنها فقط مانند نقوش کنار بازی می کنند. گیج کننده است این یک فیلم در مورد یک زن جوان است که شغل می گیرد و برای عروسی آماده می شود.

تام و جری: این مرا عمیقاً رنج می دهد

من به عنوان کسی که صبح یک شنبه با تماشای کارتون های اصلی بزرگ شده ام ، هیچ لذتی برای من ندارد تیم استوری تام و جری یک محاسبه غلط است. این فیلم پر از شخصیت های ناخوشایند انسانی و دسیسه ای که حتی شامل شخصیت های برجسته حیوانات آن نمی شود ، به اندازه یک کاسه ژلاتین بدون طعم ، بی روح است.

مورتز (برکت قلب او) تمام تلاش خود را می کند تا به فیلم کاریزما بدهد ، اما فیلمنامه در کنار او نیست. سازندگان فیلم در پشت این مسئله به روشنی نمی فهمند (یا برایشان مهم نیست) تام و جری یکی از شاخص ترین و تأثیرگذارترین مجموعه های انیمیشن در تمام دوران ها است. این فقط یک کارتون برای بچه های کوچک نیست. این سریالی است که چندین جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه انیمیشن برنده شده است و امروز نیز رکورددار بیشترین برد در آن دسته برای یک استودیو است.

به عنوان کسی که تا به امروز هنوز هم تماشا می کند تام و جری شلوارک مانند کنسرتو گربه و لطفا ساکت!، من در این سطح از اعدام ناخوشایند هستم. در واقع ، من برگشتم و یک ساعت از کلاسیک را دوباره تماشا کردم هانا و باربارا کارتون ها مانند یک آئین پاکسازی هستند. دیدن چنین حق امتیازهایی برایم دردناک است گوسفند را شان کنید، بادام زمینی، لونی تونز با حداکثر احترام رفتار شود ، اما چیزی مانند تام و جری اینگونه انجام می شود زوج Captain Underpants: اولین فیلم حماسی با عشق و علاقه به کتابهای اصلی ساخته شده است. به جای یادآوری اینکه چرا رقابت گربه و موش یکی از با ارزش ترین داستان های من است ، این 2021 تام و جری فقط یادآور فیش حقوقی و بستر گربه ها بود.

دیدی تام و جری؟ نظر شما در مورد فیلم چیست؟ در زیر به اشتراک بگذارید!

تام و جری در تاریخ 26 فوریه در سینماها و HBO Max در سراسر جهان اکران شدهفتم، 2021


تام و جری را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ENFANT TERRIBLE: روح آشفته و دلخراش یک auteur

“من دوست دارم تحریک کنم. در غیر این صورت ، هیچ اتفاقی نمی افتد. ” بنابراین خلاصه “cri de cœur ” بازسازی فرهنگ پس از جنگ ، بازسازی یک سینمای جدید آلمان ، به ویژه هنر منحصر به فرد در پشت راینر ورنر فاسبیندر، یکی از معدود فیلمسازان – در کنار آن ژان لوک گدار، برایان دی پالما، اسکله پائولو پازولینی، ناگیسا شیما، لارس فون تریر – به اتفاق آرا به عنوان “فوق العاده تر” شناخته می شود. هنر ، طبق فاسبیندر، مجبور به مخالفت با آداب و رسوم مودبانه ، تعادل خود بضاعت مصرف بورژوازی را بر هم زد و با همدلی واضح مستضعف و حاشیه نشین را به تصویر کشید. بیش از یک حرفه پرکار که در بیش از حد مصرف بیش از حد مواد مخدر در سی و هفت سالگی کوتاه شد ، او بیش از چهل فیلم و دو سریال تلویزیونی کارگردانی کرده بود ، 24 نمایشنامه نوشته بود و بر روی رسانه ای که زندگی خود را وقف کرد تحت تأثیر قرار داد.

ENFANT TERRIBLE: روح آشفته و دلخراش یک auteur
منبع: BFI Films ، Dark Star Pictures

Enfant وحشتناک، اسکار روهلربیوگرافی فیلم استاد ، این مانیفست سیاسی را با زندگی شخصی موضوع آن گره می زند. ظاهراً شبیه كیتش تله فیلم طراحی شده است و در بیشتر موارد ، به صورت تئاتر اجرا می شود ، طراحی بسیار دقیق فیلم منعكس می كند فاسبیندرریشه های نمایشی ، یک تأثیر مادام العمر که هرگز روند خلاقیت او را ترک نکرد. از لحظه اصلی در سال 1967 ، زمانی که او به تئاتر اکشن در مونیخ حمله کرد و رهبری آن را ربود ، تا اقتباس اکسپرسیونیست پس از مرگش از ژان ژنه در سال 1982 کوئرل، مصنوعات تئاتر همیشه زمینه ای را تشکیل می دادند که شخصیت ها و روایت های او زندگی غم انگیز آنها را بر اساس آن طی می کرد و مسیرهای مهلک خود را طی می کرد. رئالیسم چندان مورد توجه برشتیان نبود ، او نارضایتی مزمن واقعیت را به ملودرام تعالی بخشید و سپس مقداری بر آن تسلط یافت.

در طول این پانزده سال تب ، متخاصم بسیار مورد تحسین صحنه نوپای فرهنگی آلمان پس از جنگ – و رد مشهور دانشکده فیلم برلین – دیدگاه های انقلابی خود را که توسط یک ضد فرهنگ جوانتر و شدیدتر ، که اغلب خود آنها سوژه فیلم های او در آنجا که جناح بندی سیاسی بیداد می کرد و شورشیان در جناحی گفته می شدند که دموکراتیک پرده آهنین است (مهمترین آنها توسط گروه بدنام باادر-مینهوف) ، آشوب اجتماعی به دنبال داشت. شکل گیری هویت های فرهنگی مقطعی از درون خاکستر فاشیسم و ​​شرم آور دردناک از نازیفی زدایی ، فضاهای منفی زیادی ایجاد کرد و اختلافات بسیاری را گسترش داد: مهاجران عرب ، آنارشیست های سیاسی ، کویرها ، “منحرفان” جنسی ، بسیاری از آنها فضاهای حاشیه ای مشترک داشتند ، شکار بیگانه مخملی در زیر زمین.

پرتره ای از هنرمند به عنوان یک جوان

Giddily غرق تماشاگر در این دوره آشفته ، Enfant وحشتناک چمدان های زمینه ای خود را – همانطور که بیوگرافی انجام نمی شود – بر روی موضوع مسئله دار آن ، بخشی از محصول زمان او ، و بخشی از آن بنیانگذار نظم جدید است. روهلرجهت تقریباً خودش را تسلیم جذابیت اجباری سلف آلمان غربی می کند ، نشانه های بصری و برش های زمانی او فاسبیندر خودش ، انگار که در ذهن دومی یک چرخش مداوم از مشروبات الکلی ، مواد مخدر ، رابطه جنسی ، عاشقان مأیوس ، هنرمندان ناامید ، تپنده و ضربان دار تا انتها ، بدون مرجع داستانی پایدار به جز نویسنده عذاب آور و انگیزه منحصر به فرد او برای ایجاد ، سنتز ، شوک ، خشم ، برانگیختن ، عصیان کردن ؛ می توان این غیرت طلبانه سرسختانه را درک کرد فاسبیندربت خود ، گدار، که موج نو نفس گیرش در سراسر قاره غرب طنین انداز شده بود.

ENFANT TERRIBLE: روح آشفته و تراژیک یک نویسنده
منبع: BFI Films ، Dark Star Pictures

الیور ماسوچی، کی بازی میکنه فاسبیندر، چهره بی نظیر بی نظم شخص دوم را برجسته می کند ، با ریشی نامرتب و سیگار کشیدن بی وقفه ، پوشیده از ژاکت چرمی سیاه ، لخت ، لبخند یک طرفه غرور و تمسخر بر روی صورت او. (یک کودتای هنری از روهلر‘s: برای شروع بازیگر بیش از دو برابر سن شخصیت خود را انتخاب کنید ، و هنوز دو دهه خوب فاصله دارد فاسبیندربستر مرگ.) او وارد یک تمرین ناخوانده در یک نمایش می شود و نمایش واقع گرایانه آن را به نفع یک بیگانگی فضایی بنیادی تر ، بالا می برد. معشوق ترانسفیت او ، بریتا ، به سرعت برای خون جدید رها می شود (کورت رآب، یک همکار مادام العمر Fassbinder ، به تصویر کشیده شده توسط هری پرینز) اما تقریباً همه گله های رها شده به او بازمی گردند ، یا به دلیل بزرگ بینی ساده یا مازوخیسم منحرف در مدار او گرفتار شده اند. آنها سال ها با او همکاری می کنند ، صدمات جسمی ، بحران های مالی و سو ab استفاده های عاطفی را تحمل می کنند. و با این وجود نشاط و سرزندگی فیلمساز ، بدون انگیزه به نظر می رسد: “او برنامه ای ندارد ، فقط مثل خود رفتار می کند” ، راآب قرار می دهد

از شادیفرناد اولین نمایش خود ، عشق سردتر از مرگ است، در برلیناله 1969 ، به رسمیت شناختن فرهنگی از ورونیکا ووس حدود سیزده سال با خرس طلایی ، روهلر تواریخ فاسبیندرمسیر هنری و روابط پر فراز و نشیب با اسطوره های عجیب و غریب ، بزرگنمایی ناصحیح و خود تخریبی پر زرق و برق او حتی در حالی که همزمان ، لایه های شخصیت عمومی او از بین رفته و افسانه زدایی شده است به عنوان مرزهای جامعه شناسی پاتو. همانطور که هنر خود را بالا یا کاهش می یابد ، بسته به اینکه بیننده چگونه ممکن است اظهارات وضعیت خود و نبوغ فردی را مشاهده کند ، به یک دال استعلایی که در آن وحشتناک تبلور می یابد ، فاسبیندر به همین دلیل شیاطین شخصی او جلوی دوربین خسته شده اند ، بی ثباتی عاطفی و وابستگی رمزشیفتگی خودشیفتگی او در سکانس های زشت مجموعه فیلم هایش درک شده است. هیچ کس از خشم او نجات نمی یابد: نه گونتر کافمن، “Negro آلمانی” او ؛ نه ال هدی بن سالم، کارگر مراکشی تبدیل به یک عاشق شد. نه آرمین میر، که پس از سقوط عاشقانه خود به زندگی خود پایان داد.

هنرمند به عنوان شکنجه گر ، شکنجه شده

با این وجود ، برخلاف همه برخوردهای ناخوشایند و جو مست ، فضای فراگیر رنج در آن Enfant وحشتناک به نظر نمی رسد کاملاً مناسب باشد تا بتواند بررسی دقیق و براق خود را در مورد میراث هنری به جا مانده از مبتلایان خود جبران کند. “زندگی فیلم است” فاسبیندر به همراهان آپوپلکتيک او ، اما چه؟ روهلر غفلت از اکتشاف ، خروجی ، مالیخولیای روده آزار دهنده و هیستری خانمهای برجسته شکنجه شده نویسنده روی صفحه است. بیننده بعضی از آنها محرمانه است فاسبیندرشروع روش های غیر متعارف کار ، روند فیلمنامه نویسی او (که در آن دوستدارانش آنچه را که او دیکته می کند تایپ می کنند) ؛ با این حال ، از روی تعجب ، تعامل بین هنر و زندگی خاموش باقی مانده است ، و به عنوان کلیشه های آسان مکانیزه در مقابل علیت متقابل مکانیزه است. گودرون (کاتجا ریمان) ، یک ترکیب احتمالی از ایرم هرمان و اینگرید کاون (دو نفر از شرکا و موزهای ماندگارتر او) ، دوست صادقانه مادام العمر او را از طریق ضخیم و لاغر می بیند ، و خشم الکلی خود را با حمایت مادرانه – و گاهاً دلخوری ، تعدیل می کند. او همچنین کمترین شخصیت تکراری فیلم است.

ENFANT TERRIBLE: روح آشفته و دلخراش یک auteur
منبع: BFI Films ، Dark Star Pictures

فرانتس کافکا، که در بقایای زورائو، نوشت: “شما می توانید خود را از مصائب جهان عقب نگه دارید ، این کاری است که در انجام آن آزاد هستید و با طبیعت شما مطابقت دارد ، اما شاید همین مانع شدن همان رنجی باشد که می توانید از آن اجتناب کنید.” روهلرپرتره از فاسبیندر به همین ترتیب تمجید می کند. ثابت ابدی در خلقت ، و بیهوش به همان اندازه نابودی اجباری خود و دیگران در پی او فاسبیندر هرگز پایانی برای تلاش هنری او ندید ، و معتقد بود که شاهکار وی هنوز تحقق یافته است. بدبینی او به ذات انسان و تعدی فاشیسم در زندگی روزمره آینه است کافکاقهرمانان اصلی خود ، که در یک دستگاه بی پایان و پیچ و خم روابط اجتماعی گرفتار شده اند (دیوان سالاری برای اتریش ، عشق ناسالم به آلمانی). عدم تعلق او ، به هر گروه دیگری غیر از کمون دردناک او ، به موازات قطع رابطه ذاتی بین انسان و دولت در کافکاآثار

نتیجه

Enfant وحشتناکبه اعتباری که دارد ، اوج واقعیت را به نمایش می گذارد ، بوم خواب آور دهه هفتاد خشمگین که در انیمیشن معلق گرفتار شده است ، جایی که چهره های بوهمیایی در کک و چند قشر زندگی می کردند ، گاهی در حاشیه سیاست ، گاهی در مرکز آن گرفتار می شدند. به عنوان یک فیلم در مورد یک فرد خارجی که حتی پس از اینکه جریان اصلی او را در آغوش گرفت ، هرگز تسلیم جریان اصلی نشد ، اما با کمال تعجب ، اهلی است. شاید فتیش شدن از فاسبیندرنبوغ و جنون ، به عنوان روهلر با بیان بی عیب و نقص ارتباط برقرار می کند ، جادوگری کمی روی مردی می کند که نبوغ و جنونش از زندگی بیشتر بود. قبل از مرگ ، خودش مرگ را می بیند ، و سرش را با باربیتورات پر کرده است ، آخرین افکار او حدس کسی است. گفت: “هر مرد چیزهایی را که دوست دارد می کشد.” ژان مورولیزیان در کوئرل. انجام داد فاسبیندر آفرینش هایش را با سالها پرچم و پر کشیدن از بین ببرید ، یا آیا خلاقیت های او در نهایت روح و جسم او را به باد می دهد؟ روهلرتفسیر زندگی او جلوه زیبایی از خمیرمایه است ، اما با این وجود یک جلوه است. برای فرو رفتن واقعاً در ذهن وحشتناک ، هیچ جایی بهتر از فیلم های خودش برای شروع وجود ندارد.

نظر شما در مورد این فیلم بیوگرافی چیست؟ لطفاً در کامنت به ما اطلاع دهید!


انفانت وحشتناک را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

EUFF 2020: تبعید: تصویر بیگانه هراسی ، فریب خورده

تبعید، فیلمساز ویسار موریناتلاش دوم ، همان چیزی است که من آن را یک فیلم واقعاً فریبنده می خوانم. به خاطر داشته باشید که در اینجا پیچشهای گیج کننده ای وجود ندارد. برای همین موضوع ، با توجه به درام کم نظیر یا اکشن موجود در آن ، من تعجب می کنم که فیلمنامه فیلم ممکن است چگونه باشد. موارد متعددی وجود داشت که احساس می کردم قدم زدن طولانی در راهروهای دفتر ، سکوت مکالمات و خیره شدن به شخصیت ها را قطع می کنم ، مدت زمان اجرا یک چهارم کاهش می یابد. این کوچک از من بود. شاید شما نیز همین احساس را داشته باشید. با این حال ، همه چیز در انتظار ، آرامش بیرونی ، پوچی و دنیای زندگی روزمره است. اینها عوامل تعیین کننده دیدگاه شما در داستان هستند.

تحریکات نژادپرستی پیش پا افتاده و در عین حال پایان ناپذیر

ما را به جای Xhafer (با بازی یک شخص فریبکار ، رقت انگیز) قرار می دهیم میشل ماتیچویچ) یک کوزووایی که در آلمان کار می کند. مشکل از نام او شروع می شود. برخی آن را به عنوان جعفر تلفظ می کنند در حالی که دیگران از کنار خاور عبور می کنند. با وجود سالها گذراندن در آلمان ، ژافر احساس می کند که توسط همکارانش در کارخانه شیمیایی شاغل در او اخراج شده است. در یکی از جلسات تیم ، رئیس در مورد حیات صداقت در بین اعضای سازمان صحبت می کند – افزایش استاندارد شرکت بدون احساس – با استناد به اینکه آنها بیشتر از اعضای خانواده خود در محاصره همکاران هستند. این بزرگترین چالش Xhafer است. او متقاعد شده که در شرکت خود بیگانه است و ما نیز نمی توانیم اختلاف نظر داشته باشیم. همکاران وی… سرد ، بی تفاوت و نادان از ژافر هستند.

EUFF 2020: تبعید: تصویر بیگانه هراسی ، فریب خورده
منبع: EUFF

کاش آنها مهربانتر و همدل بودند. چندین عکس با کم نور کردن فضای مجاورت فیزیکی ، تنهایی او را پیش بینی می کند تا توهمی از قرار گرفتن او در داخل جعبه ای در یک فضای تاریک ایجاد کند. فیلمنامه براساس اعمال روزمره ساخته شده است ، پر از صحنه های تکرار شونده قهرمان داستان. وقتی فیلم باز می شود ، درگیری از قبل شروع می شود. ژافر از لیست پستی دفتر که از حضور به موقع او در جلسه جلوگیری می کند ، حذف شده است. ژافر از برنامه ریزی سفر رسمی بی اطلاع است. همکارش ، اورس ، از او بی خبر است و هیچ توجهی به سخنان او نمی کند. زندگی شخصی او نیز به دلیل ناامنی آسیب می بیند. در لحظات آغازین ، همسرش نورا را می بینیم (ساندرا هولر، از بیان ضربات عاطفی آشکار همسر با خستگی در حال رشد ، با سهولت) با یک همکار جوان خودداری کند ، و در مورد یک رابطه احتمالی دچار پارانوئید می شود. از طرف دیگر ، ژافر در یک رابطه جنسی بی عشق با یک سرایدار آلبانیایی در دفتر کار خود است و از دو برابر استاندارد برخوردار است.

چشم اندازها می توانند فریبکار باشند

در بیشتر موارد ، می بینیم که شخصیت اصلی داستان چه چیزی را از ما می خواهد و در نتیجه یک ساعت و نیم درام آهسته سوز وجود دارد که ما را نسبت به نقطه ای که در نهایت ضربه روانی به عواقب جسمی تبدیل می شود ، بی تاب می کنیم. چیزی از این دست اتفاق می افتد – شامل تصاویری که مطمئناً بینندگان مبتلا به ترس از موش را خسته خواهد کرد ، مانند Xhafer – اما این نوعی عدالت هوشیارانه نیست که ممکن است ریشه در آن ایجاد کند. بدون شک ، ما می خواهیم ببینیم که ژافر احترامی که شایسته او است را به دست می آورد ، اما عمل سوم با زیر سوال بردن صحت جهان بینی ای که ما تا آن زمان ساخته ایم از طریق دیدگاه قهرمان داستان ، جدول ها را برمی گرداند. این زمانی است که می فهمیم جهان ، به طور شگفت انگیزی ، به همان اندازه ای که ژفر برای ما ترسیم کرده دور نیست.

EUFF 2020: تبعید: تصویر بیگانه هراسی ، فریب خورده
منبع: EUFF

با افشای منشور فریبنده سطح ، از طریق شخصیت کوچک یک سرایدار خارجی ، این فیلم بی تفاوتی را که به سمت ژافر هدایت می شود ، می شکند. با این حال ، این اقدامات خرده نژادپرستانه ای را که قهرمان داستان مورد تحمل قرار گرفته است بی اعتبار نمی کند. نژادپرستی نژاد پرستی است ، صرف نظر از درجه آن ، اما فیلم در مورد چگونگی تأثیر آن بر افراد متعلق به طبقات مختلف صحبت می کند. و این کار با تأیید امتیاز وی – از نظر اجتماعی و اقتصادی – با تغییر تمرکز به سمت نگهبان ناچیز که اشتغال و تابعیت وی در معرض خطر است ، استادانه انجام می شود. در پایان آن “ما در یک قایق نیستیم ، در یک طوفان هستیم” نوشته شده است و یک بار دیگر ، ما نمی توانیم اختلاف نظر داشته باشیم. این فیلمی است که گاهی اوقات فریب می دهد و گاهی اوقات باعث می شود احساس کنیم ما قلدر هستیم ، دیدگاه ما را دستکاری و بازی می کند. همه اینها با ازدواج ساده و ساده داستان پردازی با بازی های خارق العاده حاصل می شود.

تبعید: نتیجه گیری

تبعید برای تهیه ثمرات عمل سوم به سطح مشخصی از سرمایه گذاری نیاز دارد ، اما مطمئناً شما را به تماشای زندگی خود می اندازد ، به شرط آنکه حتی از راه دور با Xhafer همدلی کنید.

درام های روانشناختی مورد علاقه شما کدامند؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید.


تبعید را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

رام ونکات سریکار

رام یک منتقد فیلم مستقل است که سعی می کند عشق خود به فیلم و نویسندگی را با هم ترکیب کند و چیزی فراتر از یک نظر به خوانندگان ارائه دهد.

Queerly Ever After # 39: YOU & I (2014)

Queerly Ever After یک ستون دو ماهانه است که در آن نگاهی می اندازم به فیلم های LGBT + که به شخصیت هایشان یک زندگی عاشقانه خوشبختانه می دهند. اسپویلر وجود خواهد داشت. همچنین ، فراموش نکنید که Queerly Ever After Merch خود را در اینجا بخرید.

که در Nils Bökamp’s شما و من، جوناس (اریک کلوتز) ، یک عکاس بیست ساله آلمانی که اخیراً از دوست دخترش جولیا و بهترین دوستش فیلیپ جدا شده است (جورج تیلور) ، یک بیست و یک ساله همجنسگرا ، بریتانیایی ، یک سفر جاده ای تابستانی را از طریق اوکرمارک در آلمان آغاز می کند. این دو جوان مدتی دوست صمیمی بوده اند و در حالی که جوناس به ظاهر صاف است ، دوستی آنها با تنش جنسی و عاشقانه حل نشده ای پر شده است. در طول راه ، آنها بوليس ، اتومبیلران لهستانی را برمی دارند (میشال گرابوسکی) ، مرد جوانی که دو سال از آنها کوچکتر است و بیشتر از آنها با منطقه آشنا است.

Queerly Ever After # 39: YOU & I (2014)
منبع: Breaking Glass Pictures

جوناس از بوریس می خواهد که به همراه آنها برچسب گذاری کند و سایت ها را برای چند روز به آنها نشان دهد و سپس آنها او را در جایی که باید برود رها می کنند. در ابتدا ، فیلیپ از پیوستن بوریس به آنها ناراضی است. از این گذشته ، قرار بود این سفر برای او و جوناس باشد که مدتی است یکدیگر را ندیده اند. این همه وقتی تغییر می کند که بوریس ، که در ابتدا برخی از نگرش های همجنسگرایانه را به نمایش می گذارد ، متوجه می شود که به سمت فیلیپ کشیده شده است و هر دو شروع به قلاب کردن می کنند ، و جوناس را به عنوان یک چرخ سوم احساس می کند.

فقط دوستان؟

این فیلم با سوزش آهسته به بررسی اتفاقاتی می افتد که وقتی دو دوست مجبور می شوند با احساساتی که بیش از افلاطونی دارند روبرو شوند. این یک فیلم هنری اروپایی و هنری است ، بنابراین اگر سبک شما این نیست ، این فیلم برای شما مناسب نیست. من شخصاً از یک سوختگی آهسته خوب لذت می برم ، جایی که تمرکز بیشتر روی تنش در حال جوشیدن و آنچه گفته نمی شود بیش از نقاط اصلی است.

Queerly Ever After # 39: YOU & I (2014)
منبع: Breaking Glass Pictures

این سه بازیگر (فیلم شخصیت دیگری ندارد) در حمل فیلم کار بسیار خوبی انجام می دهند و فقط با هفتاد و نه دقیقه طول می کشد ، یک تماشای سریع است. در واقع احساس کردم که می توانست از ضرب و شتم دیگری استفاده کند ، خصوصاً در اواخر فیلم ، وقتی جوناس و فیلیپ متوجه شدند زمان آن فرا رسیده است که آنها از بوریس جدا شوند. آن صحنه خیلی ناگهانی است. من حدس می زنم که چرا چنین است باکامپ نمی تواند راهی طبیعی تر برای جدا کردن شخصیت ها پیدا کند.

اکنون که بوریس به فیلیپ پیوست ، این اولین تجربه او با مرد دیگری است ، شاید با هر کسی ، باکامپ راهی برای خروج او تصور نمی کرد بدون اینکه فیلیپ و جوناس به او بگویند که ترک کند. با این حال ، از آنجایی که بوریس یک اتومبیلران بود ، به وضوح در راه خود به جایی ، من فکر می کنم که این اجازه می داد که بوریس تصمیم بگیرد که خودش را ترک کند ، فهمید که او اکنون بیشتر در مورد خودش و جنسیت خود یاد گرفته است که همانطور که در سفرهای خود شروع می کند با خود حمل می کند.

در نتیجه گیری: شما و من

بزرگترین چنگ زدن به کنار ، من کاملاً از این فیلم لذت بردم. با توجه به کوتاه بودن آن ، در واقع می گویم ارزش تماشای دوم یا سوم را دارد. زیرمجموعه زیادی وجود دارد که شما در ساعت اول انتخاب نمی کنید که با تماشای مجدد بعدی مشخص می شود. تنش جنسی بین جوناس و فیلیپ از ابتدا قابل لمس است و جالب است که تماشا کنید جوناس با احساسی که نسبت به فیلیپ داشته اما هرگز نتوانسته است ابراز کند دست و پنجه نرم می کند. البته ، من همیشه طرفدار شخصیت های دو جنسیتی / جنسیتی / جنسی سیال هستم که به خوبی نوشته شده اند.

برای همه تاریخ های انتشار You & I ، اینجا را ببینید.

https://www.youtube.com/watch؟v=15XEgo_-XAw


شما و من را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان از شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه Brandeis دریافت کرد. او عاشق این است که هرکسی را که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد ، تنظیم کند. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanester دنبال کنید

RED PENGUINS: Gabe Polsky ، فیلمساز به هاکی روسی بازگشت

فیلمساز گبه پولسکی پسر مهاجران از اتحاد جماهیر شوروی است و در دانشگاه ییل بازی هاکی بازی کرده است ، بنابراین واقعاً جای تعجب ندارد که دنیای هاکی روسی در کارهای او بسیار برجسته بوده است. مستند تحسین شده او در سال 2014 ارتش سرخ ظهور و سقوط اتحاد جماهیر شوروی را به واسطه سوءاستفاده های تیم ملی هاکی ، که در طول جنگ سرد بر این ورزش حاکم بود ، پیش از از دست دادن ناخوشایند ایالات متحده در آنچه که ما طرفداران آمریکایی در المپیک 1980 به آن “معجزه روی یخ” لقب داده ایم ، مزخرف کرد. .

پولسکی آخرین، پنگوئن های قرمز، در واقع انتخاب می کند که در آن ارتش سرخ این داستان را که چگونه پنگوئن پیتزبورگ NHL پس از انحلال اتحاد جماهیر شوروی روس در یک تیم هاکی روسی افسانه ای سرمایه گذاری کرده ، کنار گذاشته است. آنچه در زیر می آید ، داستانی است که از ماجراجو بودن ماکسیمم حقیقت قدیمی غریبه تر از داستان است ، گویای وحشی که شامل نوارها ، گانگسترها ، الیگارشی و یک بازاریاب اختصاصی بازاریابی آمریکایی است که مایل به انجام هر کاری که لازم بود برای به اصطلاح پنگوئن های روسی است. موفقیت – حتی چنانکه مشخص شد که همه در روسیه مایل به پذیرش سرمایه داری قدیمی پیر آمریکایی نبودند.

دنیای جدید

پس از پایان اتحاد جماهیر شوروی ، کشور سابق کمونیست به عنوان فرصت برای مداخله سرمایه داری توسط سرمایه گذاران مستقر در ایالات متحده ، از جمله صاحبان آن زمان پنگوئن های پیتزبورگ NHL ، پخته شد. سرمایه گذاری مشترک بین پنگوئن ها و تیم مشهور هاکی ارتش سرخ شکل گرفت ، بنابراین به دلیل وابستگی با ارتش شناخته شده است. (امروز این تیم به HC CSKA مسکو معروف است). با شروع روابط آنها ، هوارد بالدوین ، صاحب پنگوئن ، به مدیر کل ارتش سرخ والری گوشین گفت ، “به من اعتماد کن ، من شما را سرمایه دار خوبی خواهم کرد.” مانند پنگوئن های قرمز به ما نشان می دهد ، اعتماد به نفس بالدوین کمی جابجا شده بود.

RED PENGUINS: Gabe Polsky ، فیلمساز به هاکی روسی بازگشت
منبع: تصاویر جهانی

به نمایندگی از منافع آمریکایی – عمدتاً پول درآوردن ، اما در حالت ایده آل چند بازیکن هاکی خوب برای NHL در حالی که در آن حضور داشتند – استخدام کنید – پنگوئن ها با امید اینکه پنگوئن های روسی را به یک احساس جهانی تبدیل کنند ، یک جادوی بازاریابی جوان و عجیب را به مسکو فرستادند. آن بازاریاب ، استیو ورشاو ، شخصیت اصلی آن است پنگوئن های قرمزو یک شخصیت واقعاً اوست. کوتاه و ترد با موی فرفری که در انتهای آن ایستاده است ، به نظر می رسد که ورشو جریان الکتریکی دارد که 24/7 در بدنش جریان دارد. بیش از 25 سال از زمان فرود آمدن در روسیه به عنوان جوانی ساده لوح و مایل به امتحان کردن هر چیزی می گذرد ، اما هنوز انرژی وی کمرنگ می شود.

با ورود ورشو به مسکو ، عرصه مشهور تیم معروف به کاخ یخ در حال از هم پاشیدن بود و تیم به سختی پول کافی برای بازیکنان داشت تا لباس های خود را داشته باشند. ورشو به دنبال فرصت هایی که در آن بعدا توسط بسیاری از “شرق وحشی” گرفته شده بود به گرگ وحشی رفت. هنگامی که سیرک در شهر بود ، ورشو خرسهای آموزش دیده را برای خدمت به آبجو در این عرصه ثبت نام کرد. او استریپرها را از این باشگاه در زیر کاخ یخ (yup) بالا برد تا استریپتز را در لباس های تیمی روی یخ انجام دهد. او حتی موفق به مذاکره درمورد قراردادهای تبلیغاتی بزرگ برای پنگوئن های روسی با برندهای مختلف غربی از جمله نایک شد.

وعده های شرقی

در اصل ورشو تمام انرژی خود را بر روی تبدیل پنگوئن های روسی به عینک تمرکز کرده است ، امثال آن روس ها هرگز ندیده بودند – و در ابتدا این کار صورت گرفت. این عرصه ، که قبلاً به اندازه آرامگاه آرام بود ، با انرژی هزاران روسی که به دنبال گذراندن اوقات خوب و دور شدن از تحولات سیاسی و اقتصادی کشور بودند ، فوران کرد. مایکل آیزنر دیزنی ، که به تازگی وارد بازی هاکی در ایالات متحده آمریکا با اردک های توانا NHL آناهیم ، شده بود ، از همکاری با این تیم ابراز علاقه کرد. فقط یک مشکل وجود داشت: خود روسها ، به ویژه گوشین و مربی مشهور ویکتور تیخونوف ، از راه پیماچینها که در ابتدا امیدوار بودند ، از روش آمریکایی کمتر قابل تحمل بودند.

نیمه اول پنگوئن های قرمز احساس می کند که به راحتی می تواند توسط فیلم های روایت شده توسط امثال آن سازگار شود آدام مک کی، گردباد کمدی از ماجراجویی و آزمایش به عنوان ورشو همه خطرات و پاداش هایی را که پروژه وی برای ارائه دارد در آغوش می گیرد. (برای ثبت، بن شوارتز استیو ورشاو عالی خواهد بود.) با این حال ، نیمه دوم یادآور کار است مارتین اسکورسیزی. از گوشین و تیخونف که هزاران دلار از بودجه تیم برای ساخت یک سونا مرمر در کاخ یخ استفاده می کنند تا گانگسترهایی که آنقدر علاقه داشتند تیم را تحت کنترل خود درآورند که آنها به معنای واقعی کلمه کارگران امتیازاتی را در خارج از صحنه ورزشگاه شلیک کردند. زیرا مشخص می شود که روسیه بهشت ​​سرمایه داری کاملاً جدید نیست که سرمایه گذاران آمریکایی تصور می کردند.

RED PENGUINS: گاب پولسکی ، فیلمساز به هاکی روسی بازگشت
منبع: تصاویر جهانی

به عنوان یکی از یادداشت های بسیاری از مصاحبه شوندگان در پنگوئن های قرمزآمریکایی ها مافیایی را می شنوند و آنها فقط به سبک خانواده های گانگستری فکر می کنند پدر خوانده. اما در روسیه ، مافیا به معنای کل سیستم است ، از بالا به پایین. حتی نمی توان به کمک ارتش رفت – ظاهراً مسئولان این تیم – برای کمک به جنگ عقب. سرانجام با اخباری مبنی بر انعقاد قراردادی برای زندگی وی ، ورشو از روسیه گریخت و پروژه پنگوئن های روسیه به پایان رسید.

از طریق رابطه محکوم بین پنگوئن های پیتسبورگ و ارتش سرخ ، پولسکی برخورد فرهنگی بین ایالات متحده و روسیه – پس و اکنون – به روشی قابل تشخیص و قابل اعتماد برجسته می کند. مصاحبه شوندگان شامل آمریکایی هایی نظیر بالدوین و ورشاو است ، همچنین بسیاری از روس ها درگیر در این پروژه از جمله گوشین هستند که لبخند و خنده آلوده نقش تیره تر او را در کل امور نقاشی می کند. در واقع ، او هیچكدام از فعالیتهای ناشایست را كه دیگران در این فیلم به او نسبت داده اند ، اذعان می كند ، و صرفاً اتهامات آنها را با یك كلاهبرداری کنار می گذارد. الیگارشی متهم به رفتار مجرمانه که در صفحه نمایش ظاهر می شود ، از اقدامات وی دفاع می کند ، بیشتر به این دلیل که در روسیه کاملاً عادی هستند. به پایان فیلم ، رئیس جمهور بوریس یلتسین – که زمانی به عنوان سمبل روسیه جدید و تغییر یافته دیده می شد – قدم در کنار ننگ قرار می گیرد تا توسط ولادیمیر پوتین عامل سابق KGB جایگزین شود. فکر کردن از نمادی بهتر از اینکه چه کسی قدرت را در پشت صحنه در روسیه نگه داشته است ، سخت است و امروز نیز به این کار ادامه دهید.

نتیجه

یک آشفتگی بسیار تاریک و خنده دار بین یک مستند ورزشی و یک درام گانگستری ، پنگوئن های قرمز فیلمی فوق العاده سرگرم کننده است که به مسائل جدی فرهنگی نیز می پردازد. چه کسی فکر می کرد داستانی در مورد روابط درهم و برهم خورده بین ایالات متحده و روسیه می تواند بسیار سرگرم کننده باشد؟

همچنین ببینید

ON MY BLOCK فصل 3: بچه ها خوب نیستند

شما چی فکر میکنید؟ آیا هیچ کدام از مستندهای دیگر گابه پولسکی را دیده اید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

پنگوئن های قرمز در تاریخ 4 آگوست 2020 به صورت تقاضا آزاد شد. می توانید تاریخ های انتشار بین المللی دیگری را نیز در اینجا بیابید.


پنگوئن های قرمز را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم پشتیبانی کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جوتون

لی جوتن کارگردانی فیلم های کوتاه را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نوشته های او در نشریاتی مانند رد فیلم دانشکده ، Bitch: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، Bitch Flicks ، تلویزیون Fanatic و Just Press Play ظاهر شده است. هنگام تماشای ، ساختن یا نوشتن در مورد فیلم ها ، معمولاً در Twitter می توانید وسواس فوتبال را پیدا کنید.

PROXIMA: ستاره ها هرگز دور نیستند

در هر اثری که او تاکنون کارگردانی کرده و یا (همکار) نوشته است ، آلیس وینکورنویسندگی متمرکز شده است بر بیگانگان مشکل که روح سرکشی خود را کشف می کنند. با آگوستین (2012) ، یک بنده زن ترسو بعد از اینکه به پروژه حیوان خانگی یک دانشمند معتبر تبدیل شد ، وضعیت خود را زیر سوال می برد. که در موستانگ (2015) ، گروهی از دختران یتیم برای فرار از ارزشهای محافظه کارانه نگهبان و پیروی از سنت ، تلاش می کنند. و در بی نظمی (2015) ، یک سرباز سابق که از لحاظ روحی روبرو است ، در حالی که خطر برای پذیرش می رود در حالی که خطر در هر گوشه ای وجود دارد ، با پارانویا می جنگد.

با پروکسیما (2019) ، وینوکور با دیدن آن از طریق یک لنز فمینیستی و تأکید بیشتر بر مبارزات روی زمین و نه سفر به ستارگان و فراتر از آن ، نشانگر غیرقابل توصیف را در سفرهای سینمایی فضایی به جای گذاشته است.

در داستان ، سارا لورو (اوا گرین) ، یک فضانورد و یک مادر فضانورد فرانسوی که در آژانس فضایی اروپا در کلن آموزش می بیند ، هنگامی که برای عضویت در خدمه “Proxima” ، یک ماموریت یک ساله در فضا ، انتخاب می شود ، فرصت زندگی را می دهد. سارا به زودی احساس می کند که در حالی که با سوء رفتار آشکار از همکارش ، مایک (روبرو شده است) ، تحت تأثیر تمرین ناگوار تمرین قرار دارد.مت دیلون)

به طور مداوم تحت فشار قرار می گیرد ، چرا که پشتکار خود را ثابت می کند ، سارا می یابد که ماموریت رویایی خود را در تضاد با دختر جوان خود ، استلا (زلی بولانت) ، که اضطراب جدایی او دو برابر بر مادرش تأثیر می گذارد. با نزدیک شدن سریع به این مأموریت ، سارا تحت فشار قرار می گیرد تا بتواند انتخاب دشوار و شاید برش ناخوشایند را انجام دهد.

افسانه های جدید

در یک قطعه “صحبت از شهر” در سال 1965 برای نیویورکر با عنوان “فراتر از ستاره ها” ، استنلی کوبریک صحبت کرد جرمی برنشتاین در مورد اختلاف بین افسانه های یونان و سفر فضایی در رمز و راز کیهانی بزرگ او ، 2001: یک ادیسه فضایی (1968). “برای ما اتفاق افتاده است که برای یونانیان بخش گسترده ای از دریا باید همان رمز و راز و دوری را داشته باشد که فضا برای نسل ما دارد” ، کوبریک گفت: “و این جزایر دور دست هومرشخصیت های شگفت انگیز بازدید شده برای آنها کمتر از این فاصله نبود که سیاره هایی که فضانوردان ما به زودی در حال فرود آمدن برای ما خواهند بود. “

کوبریککلمات در سراسر تکرار می شوند پروکسیما (اسطوره های یونانی بیشتر با ذکر سارا پذیرفته می شوند که استلا در حال مطالعه الیس و ادیسه) با استثنای قابل توجه این که این اکنون فرصتی برای یک افسانه برای زن است و سفر داخلی سارا به همان اندازه که از سفر جسمی مالیات بر وی تأکید می شود.

PROXIMA: ستاره ها هرگز دور نیستند
منبع: توزیع BF

درست از کلمه برو ، سارا دختر خود را با تجربه و اسطوره شناسی کیهان نجات می بخشد. برای استلا ، این همه چیزهای ماجراجویی ، فولکلور و شگفتی است ، اما برای سارا ، این یک تلاش چند جانبه است. به دنبال پیروی از قهرمانانش (و قهرمانان) و قول نماد نگاری به اندازه کافی فریبنده هستند ، اما این تعقیبات توسط جنسی گرایی که او نمی تواند شکست بخورد مانع است ، بار اجتناب ناپذیر مادری که او نمی تواند آن را نادیده بگیرد و شبهات ناشی از آن عدم اعتماد به توانایی ها و اهداف خود.

در هسته آن ، پروکسیما داستانی دلپذیر مادر و دختر است که به یکباره خیالی تلخ و تکه تکه از واقعیت است. اما این سؤال را ایجاد می کند که آیا اگر مسئولیت های خود را در نظر نگیرد ، آیا باید اجازه تعقیب رویاها و خواسته های خود را داشته باشیم. بیشتر از همه مسئله نگران کننده است این سوال که آیا مادر بودن در حرفه ای که ممکن است شما را مجبور به ترک “فرزند خود” کند ، خودخواهانه است.

وینوکور (که فیلمنامه را با هم همکاری کرد ژان استیفن برون) شخصیت استلا را آنقدر خوب فاش می کند ، که در طول فیلم او برای سارا و بیشتر شخصیت کاملاً تحقق یافته ای که امید و نگرانی های خودش را دارد ، مانعی برای مانع سارا (یا “مک گافین”) ندارد. در اوایل ، در مهمانی پرتاب در آژانس فضایی ، استلا به نمایشگاه جوی مکان سرگردان می شود ، که او را به گونه ای کوتوله می کند که وارد دنیای جدیدی شود که مادرش هرگز توضیح نداده است. او بر روی سطح ماه قدم می زند و گرد و غبار خود را جمع می کند در حالی که سیاره زمین را از دور مشاهده می کند ، که هر دو بسیار عجیب و غریبانه و در عین حال وحشتناک طعنه آمیز است. او می فهمد که وسیله نقلیه مادرش برای مسافرت بیش از حد سریع به دلیل فشار ناپایدار بود ، می تواند به جای اسکله ایمن در آنجا به ایستگاه فضایی بین المللی سقوط کند.

استلا به دلیل عدم به اشتراک گذاشتن اطلاعات در مورد کار خود و یا حتی عدم توجه کامل به او ، شروع به عصبانی شدن بیشتر از مادر خود می کند ، در حالی که سارا از اینکه چگونه از حلقه زندگی خود درباره زندگی شخصی دخترش و جدا شدن روزافزون استلا ناراحت است ، ناراحت می شود. آنها در تماس های ویدیویی شرکت می کنند).

حتی در مهمانی راه اندازی ، سارا یک آنتاگونیست را در مایک پیدا می کند ، که باعث می شود تا به راحتی بینی شما را در مورد چگونگی مفید بودن سارا در فضا ایجاد کند ، زیرا شنیده است که زنان فرانسوی آشپزهای خوبی هستند. اما این فقط آغاز ماهیت فرخنده مایک است. هنگام ناهار ، او سارا گیج شده را به همراه همسرش نائومی تنها می گذارد (نانسی تیت) ، به روشی که نشان می دهد که هر دو آنها اساساً زنانی هستند که وظیفه آنها حمایت از مردان خود و تأمین تعادل برای خانواده خانواده هسته ای آنها است. سارا احساس حقارت و بی حوصلگی و تقریباً بیگانه می کند تا مجبور شود به جای گفتگوی هوشمندانه با “یکی از پسران” در مورد کار و جاه طلبی های خود ، مکالمه ای نابخردانه درباره خانواده برقرار کند.

PROXIMA: ستاره ها هرگز دور نیستند
منبع: توزیع BF

سارا روشن می کند که می خواست این تصور را رد کند که مکان جایی برای زن نیست. از این گذشته ، مردان نمی توانند انحصاری وسیع را به عنوان مستعمره خودشان انحصار دهند ، و نه باید چنان حق خود را بدان احساس کنند که زنان نتوانند عکس بگیرند. حتی اگر توجه داشته باشید که لباسهای کلاسیک منحصراً برای آقایان ساخته شده است ، حتی سخت تر است که یک استعاره طعنه آمیز از سارا را فراهم می کند تا بتواند یکپارچه در یک طرح دیگر حجیم باشد.

این که آیا مایک با برخورد شدید از سارا نسبت به سارا فشار تمرین خود را کاهش می دهد ، یا فیلم های خود را که می گوید یک فضانورد نباید به فکر امنیت شخصی خود باشد ، تعصب جنسیتی او چنان سمی است که علی رغم مقاومت سارا ، ناامنی های او و عدم تمرکز شروع به مصرف او می کند. در حالی که او ممکن است به عنوان یک میوزگونیست شعله ور شناخته شود ، یک حقیقت عجیب غم انگیز برای سخنان مایک در مورد “قطع بند ناف” وجود دارد. حتی اگر او رفتاری بیش از حد مردانه دارد ، در اعماق زمین ، او باید با ترس های خود مبارزه کند تا در کار خود شجاع و از خود گذشتگی باشد.

با وجود این واقعیت که شوهر سابق سارا ، توماس (لارس الدینگر) ممکن است بتواند حضانت استلا را در حالی که بسیار دور است ، به عهده بگیرد (و حتی برخی از عدم اطمینان نیز وجود دارد) ، مایک می تواند با خیال راحت فرزندان خود را تحت مراقبت همسرش ترک کند. ناآگاهی مایک این است که او هرگز دردها و گرفتاریهای مادر بودن را نمی شناسد یا نمی فهمد. هیچ کس نمی تواند.

از نظر سارا ، استلا تمام جهان اوست و تنها ارتباط واقعی او با زمین است که ارزش مراقبت از آن را دارد. هرچه فاصله بیشتر سارا بین او و فرزندش فاصله داشته باشد ، جدایی از او سخت تر می شود و باقیمانده در کار او خون می کند. تهدید قریب الوقوع که باید از سایر روزهای جهان قبل از پرتاب قرنطینه شود مطمئناً کمکی نمی کند.

همانطور که توسط فضانورد ارجمند سارا ، آنتون (آلکسی فاتیف) ، یک واقعیت نسبتاً غم انگیز برای کیهان نوردان وجود دارد ، این است که بازگشت به ناحیه به همان اندازه بازگشت به ناحیه دشوار نیست ، وقتی که متوجه شدی که زندگی بدون تو گذشته است. برای سارا و کسانی که به فضا می روند ، اضطراب وجود دارد زیرا خطر احتمالی نه تنها مرگ در آنجا ، بلکه با وجود مجبور بودن در آنجا یا حتی گم شدن در شناور کیهان وجود دارد. با توجه به نیاز ذاتی ما به تماس با انسان و نمی دانیم چه مدت انتظار دارید که از مدتها قبل از دوست خود دور شدید (به این واقعیت افزود که رویدادهای بی شماری جهانی در غیاب شما آشکار شده است) ، واقعاً سؤال مهمی است که در مورد اینکه چگونه می توان تغییر و تعدیل یا تعدیل مجدد در خانه خود را دریافت کرد ، اظهار داشت: برای شروع.

فردا امیدوارم

پروکسیما این فیلمی نیست که بخواهد به مخاطبان آموزش دهد که آیا سارا مادر بدی است یا در غیر این صورت ، و همچنین علاقه ای به بیان اینکه انتخاب صحیح چیست ، ندارد. این یک داستان داستانی دلچسب است که طیف گسترده ای از سؤالات را به وجود می آورد ، در حالی که عمدا بخش خوبی از آنها را بی جواب می گذارد. نکته اصلی زیبایی آن این است که در مورد انتخاب است و چه فداکاری هایی را باید انجام دهید تا بتوانید آنچه را که مهم است دنبال کنید. این یک پرتره پیچیده از مادری است در شرایط دشوار اما هرگز سعی نمی کند آن را با چشمان بدبینانه مشاهده کند.

PROXIMA: ستاره ها هرگز دور نیستند
منبع: توزیع BF

در طول فیلمبرداری او ، وینوکور سینمای ایده های خود را در تلاش برای ایجاد حس تاریکی و عدم انصاف و عدالت در دنیای اطراف خود پرورش داده است. شخصیت های قبلی وی آسیب های روانی و عذاب را از اول تجربه کرده اند ، اما سارا می یابد که مسیر او پذیرش قوانین جهان و درگیر شدن با آنها با وجود سختی هایی که در پی دارد. در برخی مقاطع فیلم ، یک عمل عصیان قابل توجه و قابل فهم اتفاق می افتد که ممکن است عواقب ناخواسته ای نیز به همراه داشته باشد که ما مدت ها پس از پایان فیلم برایشان تعجب می کنیم. با این حال ، نتیجه می رسد که ژست ممکن است از شما بخواهد که مرتباً ارزیابی کنید که افراد با ارزش شما واقعاً گنج هستند.

در حالی که نگرانی های مداوم سارا برای دخترش توجیه شده است (کودک دارای ناتوانی در یادگیری و مشکل دوست داشتن در مدرسه است) ، او می فهمد که سفر احتمالی او به فضای بیرونی گامی دیگر در جهت هموار کردن راه برای همه زنان برای دنبال کردن جاه طلبی های خود است (همانطور که بسیاری زنان قبل از او انجام داده اند). این استلا است که درک کند که او نیز می تواند مثل مادرش خواب ببیند ، اما این نیز فرصتی است که سارا به خودش (و هیچ کس دیگر) ثابت کند که هر فردی قادر به تغییر تاریخ در هر دنیایی است که در آن زندگی می کند.

اوا ملکه

در حالی که فیلم خوب بازیگران است ، این واقعاً است اوا گریننمایش از زمانی که او توجه عملکرد ما را با عملکرد دستیابی به موفقیت خود در این کشور فرمان داد خیال پردازان (2003) ، اوا گرین بارها و بارها ثابت کرده است که هیچ محدودیتی برای کاریزما و دامنه او وجود ندارد. توانایی غیرعلنی او برای نمایش هم خشونت شدید و هم آسیب پذیری از طریق چهره های صورت به تنهایی یک مهارت کم ارزش است و حضور جسمی وی می توانست جایگاهی را در بین مجریان بزرگ دوره سکوت تضمین کند ، خصوصاً پس از مشاهده اجراهای زیبا و کم درک او در رحم (2010) و رستگاری (2014)

زیر وینوکوrجهت محکم ، سبز از ظرافت و برتری برخوردار است و درخشش درونی او را به ما منتقل می کند که آیا او در محاصره های محصور سانتریفیوژ نخ ریسی یا در عمومش در دام افتاده است که وقتی مسائل فشرده تری در ذهن اوست ، گرفتار شده است. او بی دردسر از مکانیسم اجاق گاز فشار برای سفر استفاده می کند ، همانطور که از لبخند کمرنگ او که مایک او را بی توجیه می کند مشهود است وقتی اوضاع کمی بیش از حد خسته کننده است تا ساکت نماند. صحنه های او با درخشان بولانت از شوخ طبعی و بازیگوش گرفته تا احساسی فراموش نشدنی و دامنه ورزشی او بی عیب و نقص است ، زیرا او به طور متقاعد کننده از طریق استرس جلسات تمرینی شدید خود کار می کند.

با وجود بسیاری از لحظه ها و صحنه های ماندگار ، شاید یک صحنه خاص وجود داشته باشد که عمیقا با این نویسنده طنین انداز باشد. چندی پس از رسیدن به مرکز در شهر استار ، روسیه ، سارا به دیدن عکس های فضانوردان برجسته در سالن مشاهیر می پردازد و با تکریم واقعی ، یکی از قهرمانانش را تصدیق می کند ، والنتینا ترشکووا، که او صحبت در مورد مدرسه. درخشش در این لحظه دشوار است زیرا باعث تحسین و ابراز همدردی بیشتر سارا می شود در حالی که نمونه دیگری از سبزعملکرد خیره کننده

PROXIMA: ستاره ها هرگز دور نیستند
منبع: توزیع BF

در اینجا ، در غیاب آقایان ، جایی که سارا می شود خودش و واقعاً در خانه احساس کند ، به خاطر یکی از الهام بخش های خود وقتی که در غیر این صورت مجبور به مقابله با بند سیاست های جنسیتی و زوال پدر و مادر شد ، اشتیاق زیادی نشان می دهد. مانند هر کس که امیدوار است مثل مربیان خود شود ، سبز به شخصیت خود این امکان را می دهد تا این کودکیت را از قهرمان پرستش و رویای خود از زمان کودکی دنبال کند تا اشتیاق خود را به نمایش بگذارد تا در زندگی افراد تفاوت ایجاد کند ترشکووا به خودش انجام داد برای کسانی که دائماً مورد بی احترامی ، تردید و تضعیف روزه های اخراج و حسادت قرار می گیرند ، سخت نیست که اشک را از چگونگی محاصره صحنه نبردها و خواسته های سارا سیراب کنید.

ساختن ادیسه

عکس در آژانس ها و امکانات فضایی واقعی ، وینوکورسطح جزئیات و تحقیقات بی اندازه است ، به ما این امکان را می دهد تا پیچیدگی های فعالیت های روزانه را تجربه کنیم ، در حالی که هرگز مجبور نیستیم انواع و اقسام نمایش های اضافی را لکه دار یا قاشق کنید. سطح بینش بی عیب و نقص است و مجموعه حقایق ، دانش و آمار در حالی که ما به درون احساسات سارا از طریق هر محیط کاری خاص سفر می کنیم ، طراوت می کند.

همچنین ببینید

THE SINNER فصل 3: مفصل آسیب پذیری مردان

تقریباً سؤالاتی وجودی وجود دارد که سارا توضیح می دهد (به یک استیلا کنجکاو) چگونه سلول های او در فضا پیری می شوند و اینکه تلاش برای توجه به طعم غذا و عطر و بوی افراد توجه به تهیه آن دارد. مفهوم زمان در فضا حتی جذاب تر است وقتی سارا خاطرنشان می کند که آنقدر سریع در آنجا می چرخند که هر روز شاهد شانزده غروب خورشید باشند ، در حالی که فصول و وزش باد وجود ندارد. سارا با موارد دیگری که باید در نظر بگیرد (مانند دوران بلوغ) ، او همچنین یادداشت ها و موارد قابل توجهی را با این شرط که “تمام زندگی وی در صندوق کفش قرار بگیرد” بسته بندی می کند.

فیلمبردار ژرژ لچاپتوا قابها اوا گرین مانند یک چهره اسطوره ای ، یا حتی یک قهرمان واقعی زندگی ، به خصوص وقتی که او به اسکلت اسکلتی مجهز است و در تست های استقامتی اجرا می شود. هنگامی که مأموریت های نجات مسخره را در زیر آب انجام می دهیم ، او را تحسین می کنیم و باعث تحسین او می شویم ، و یا هنگامی که در محدوده های شتاب دهنده سانتریفیوژ گرفتار می شود ، با تهوع و استقامت مبارزه می کند ( در صحنه ای که با طراحی صدای تنش قدرتمندتر شده است). حتی روی زمین ، Lechaptois زیبایی و ترس از طبیعت را از آسمان آبی گرفته تا مسحور جنگل ها و دریاچه ها در حالی که سارا و همکارانش اردو می کنند ، به نمایش می گذارد. این دوربین با توجه به شگفتی های مکانیکی که عصر فضا به ما اعطا کرده است ، به همان اندازه توجه می کند و حضور پراهمیت آنها را مانند مواردی که از خیالات کتابهای کمیک است ، بزرگ می کند.

PROXIMA: ستاره ها هرگز دور نیستند
منبع: توزیع BF

مهمتر از همه ، سینماگرافی همچنین پیوند بین مادر و دختر و ارتباط عمیقی که میان آنها وجود دارد را نشان می دهد. هنگامی که عدم اطمینان وجود دارد ، دوربین به شما امکان می دهد فاصله را احساس کنید ، نه از جایی که در آن قرار دارید ، بلکه از موقعیت مکانی برگشتی فاصله دارید. بعد از اینکه جلسه استلا مادرش مادرش را در خنک کننده یکنواخت در دریاچه مشاهده کرد ، دوربین جدایی ایجاد می کند که کودک مادر خود را در عنصر خودش می بیند ، مانند خدایی که باید عبادت شود نه شخص آشنا.

همانطور که فیلم لایه لایه است ، گیلاس در بالا به شکل عظمت می آید ریوویچی ساکاموتوامتیاز کیهانی. با ایجاد سحر و جادو برای ساختن صحنه ای ساده در یخچال یخ ، به شما امکان می دهد صدای نرم و آرامش بخش برف در حال سقوط در یک سرزمین عجایب زمستانی را حس کنید ، ساکاموتو همچنین بهترین ها را در گروه کر خود به ارمغان می آورد ، زیرا آنها بر عرفان سفر فضایی که بر روی زمین با حضور سارا و ساختاری که او را در آنجا خواهد دید تأکید می کنند. ساکاموتو فیلم را با شور و رمز و راز تزریق می کند ، و نمره او را به عنوان نمادی دیگر از فضای سینما تبدیل می کند.

نتیجه

برای دیدن اوا گرینشغل متنوع مانند نگاه کردن به یک کالئوسوسکوپ است. شما همیشه طعم متفاوتی پیدا خواهید کرد که وعده همدلی و تعامل بدون در نظر گرفتن سناریو را می دهد. به سادگی هیچ مشکلی وجود ندارد که او نتواند آن را به دست بگیرد و تسخیر کند.

برای وینوکور، این جمله ای بلندپروازانه در مورد اهمیت داشتن رویاها و حفظ امید است. تفسیری درباره عدم فرصت برابر و برخورد منصفانه برای زنان ، اما همچنین یادآوری زیبایی که همیشه از دیگران قوی تر هستیم ، به ما اطلاع می دهد. هر چمدانی که با تعصبات و مشکلاتی که ما تجربه کرده ایم همراه باشد ، لازم است که به یاد داشته باشیم که در اعماق ناشناخته ها ، با همه ما یکسان رفتار می شود ، و ما به پشتیبانی یکدیگر متکی خواهیم بود.

پروکسیما را دیده اید؟ چی فکر کردی؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Proxima در ایالات متحده توسط Picturehouse Cinemas در تاریخ 31 ژوئیه سال 2020 منتشر شد. برای همه نسخه های بین المللی ، اینجا را کلیک کنید.


FProxima را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

TOBACCONIST: عشق در زمان فاشیسم

از میان تمام وقایع در تاریخ وسیع تاریخ بشریت ، احساس می شود که ظهور حزب نازی هیتلر مهمترین است. بارها و بارها به موضوع خود باز می گوییم ، بررسی می کنیم که چه درسهایی می تواند به ما بیاموزد و هولوکاست را از دیدگاه های مختلفی در نظر بگیریم. این امر باعث شده است تا چندین سال گذشته سینمای سنگین سینمایی مختلف – که برخی از آنها رویدادهای مهم فرهنگی بوده اند – به نظر نمی رسد که به زودی پایان یابد. فقط پارسال بود که داشتیم تایکا ویتیتیبی احترام ، ساردونیک هیتلر را به دست گرفت خرگوش جوجو و ترنس مالیکدیدگاه یک کشاورز اتریشی که نسبت به انتخاب سرباز هیتلر در اعتراض دارد زندگی پنهانو امسال شاهد انتشار نسخه جوردن پله سری آمازون را تولید کرد شکارچیانبا تمرکز بر گروهی از شکارچیان نازی در دهه 1970 آمریکا. به نظر می رسد در مورد این زمان در تاریخ هنوز چیزهای دیگری برای گفتن وجود دارد ، به خصوص با توجه به اینکه پیام آن در زمانهای پر مشکل که اکنون در آن زندگی می کنیم ، بیشتر و بیشتر می شود.

TOBACCONIST: عشق در زمان فاشیسم
منبع: فیلم منمنشا

توباکونيست (Der Trafikant در آلمانی بومی خود) فیلمی از چنین فیلم هایی است که با راحتی و بی سر و صدا در کنار این صفحه از اکران ها پخش می شود و دارای اجراهای قوی از سیمون مورز و اواخر ، افسانه ای برونو گانز. نمایشنامه های اول فرانتس ، جوانی از شهر دریاچه بتونی آتروسی است که توسط مادرش به وین فرستاده شده تا در یک فروشگاه تنباکو مشغول به کار شود. فرانتس زندگی بی هدف را پشت سر می گذارد و بیشتر مورد علاقه زنان و جنس است. او یک پسر کشور ساده ای است که در پی Anschluss تاریخی که در آن می رود ، ساده لوحانه و بی تجربگی بزرگتر می شود. در حالی که او جوان است و ناتوانی از صحبت با زنان را به خود مشغول می کند ، با شروع اشغال نازی ها ، اطراف او فاشیسم و ​​عدم تحمل رشد می کند. فرانتس خسته از همه این تغییراتی که نمی فهمید خیره شده است. این یک چیز است که نمی دانیم چگونه یک زن را اغوا کنیم ، اما چرا مردم اسپری می کنند که مغازه وی را با پیام هایی مانند “عاشق یهودی” نقاشی کنند؟

گاهی اوقات یک سیگار برگ فقط یک سیگار برگ است

برای راهنمایی او هر دو Otto Trsnjek را دارد (یوهانس کریش) ، خود تنباکو و یک بار عاشق مادر فرانتس ، و عالی ، زیگموند فروید – پدر روانکاوی. گانز نمایش فروید؛ پیرمرد و فرسوده ای از تغییراتی که در زادگاهش می بیند غافلگیر می شود. این هست فروید در پایان عمر کمی بعد به لندن گریخت و یک سال بعد در آنجا درگذشت. این عملکرد خاموش و ضمنی از گانز، که شاید بیشتر بخاطر تصویر بمب گذار آدولف هیتلر در شهر مشهور باشد الیور هیرشبیگلرا سقوط و تعداد زیادی از حافظه های اینترنتی از آن الهام گرفته است. در اینجا صدای او غالباً از ضعف می لرزد و چشمانش با ترحم و اندوه پر می شود. این یک عملکرد معمولی طبیعی است گانز، و متاسفانه یکی از نقشهای آخر او.

اصلی توباکونيست – حداقل برای دو سوم ابتدایی – بر تلاش های فرانتس برای مأذون کردن Anezka تمرکز دارد (اما درگوناوا) ، دختر جوان بوهمیایی که او در میدان بازار ملاقات می کند. این دو فردا یک شب با هم مشترک می شوند تا روز بعد آنزکا ناپدید شود ، و یک فرد فرهاد را ترک کرد تا از فروید وسایل خرد به اندازه صدای جیر جیر دریافت کند ، مانند این که عشق مانند آب است – لازم نیست آن را بفهمید تا به آن بروید.

در حالی که فرانتس در حال یافتن آنزکا است و در جستجوی آن است ، شهر اطراف او شروع به تغییر می کند. Trsnjek ، یک فرد با روحیه آزاد و مدارا و مخالف رژیم نازی ، شروع به فرار از وین های محلی می کند که به همراه نقاشی اسپری فوق الذکر در کنار پرتاب مرغ های مرده از طریق پنجره های مغازه ، شروع به فرار می کند. Trsnjek ، در کنار دوست کمونیست خود که با نام مهربانی به Red Egon معروف است ، هر دو با نتایج غم انگیز در برابر افزایش روز افزون نفرت ایستادگی می کنند. همه اینها با نامه هایی از مادر فرانتس ، مارگارت (رجینا فریتش) ، توصیف تصاحب نازی ها از Attersee. این قسمت احساس غیر ضروری و کمی بیش از حد ترسیم شده است. در حالی که جبران کردن مبارزات یک شهر در حال شلوغ با همتایان روستای آن جالب است ، در نهایت آن را بسیار کم به داستان اضافه می کند.

TOBACCONIST: عشق در زمان فاشیسم
منبع: فیلم منمنشا

همچنین حروف غیر ضروری توالی رویایی مکرر فرانتس هستند. البته این موارد عجیب و ناپسند است – توالی رویایی بودن ، و منجر به تضاد شدید از لحن جدی تصاحب نازی ها از وین می شود. در حقیقت ، به نظر می رسد ، لحن ، به طور کلی ، مسئله ای است که در اینجا وجود دارد. تصاویری زیبا ، زمینه های عجیب و غریب که به فیلم صحنه بازی می دهند ، و گاه نقشه های مخمصه در تضاد مستقیم با داستانی که در اینجا گفته می شود احساس می کنند. اگر تایکا ویتیتی انتقادهایی مبنی بر عدم توجه جدی به هولوکاست ، پس مطمئناً دریافت شد توباکونيست می توان گفت که همان سرزمین را اشغال می کند. در کنار خودکشی و قتل ، سکانس هایی وجود دارد که یک غرفه برهنه فرانتس در دریاچه آترولی ، یا یک عمل کاباره ای که در آن هیتلر به عنوان یک سرکوفی دوست داشتنی S&M به تصویر کشیده شده است. هیچ کدام از اینها گفتن نیست که این چیزها متعلق به فیلم نیستند ، یا حتی به آنها ارزش نمی دهند توباکونيستاما دقیقاً مطمئن نیستید که هنگام تماشای آن مطمئن هستید ، دقیقاً چه چیزی در اینجا می خواهند بگویند. گذشته از لحظه ای با S&M هیتلر ، و صحنه ای چشمک زن و ناپسند ، که در آن Franz و Anezka عکس های شخصیت های سیاه جیم کراو را به عنوان سرگرمی شلیک می کنند ، نژادپرستی عمدتاً خارج از صفحه است. این ایده ایده وین را که تحمل کمتری می کند ، تضعیف می کند.

Franz The Dreamer

سرانجام ، فرانتس به رویاپردازی والتر میتی-ایسک ، متفاوت از سکانس های رویایی ، داده می شود ، که در آن او تصور می کند تعامل نسبتاً متفاوت از آنچه انتظار می رود رخ می دهد: در یک چنین ، به مردی نزدیک می شود که بازویش را در اطراف آنزکا داشته و او را تهدید می کند. صحنه بعد از آن به واقعیت برمی گردد و می بینیم که مردی با چاقو به فرانتس نگاه دارد. این صحنه ها کاملاً خنده دار است ، منصفانه است ، و به یک بازی فهمیده می شود که کدام صحنه ها ممکن است قبل از افشا شدن آنها یک جریان روز باشد ، اما بار دیگر با ماهیت جدی آنچلوس و عواقب آن اندکی جنجال می زند.

TOBACCONIST: عشق در زمان فاشیسم
منبع: فیلم منمنشا

واقعاً در سوم آخر است که نقاط ضعف فیلم اندکی بر آن غلبه می کند. حوادث تصور می کنند که فرانتس را در موقعیتی قرار دهد که در آن او باید عقاید و عقاید خود را درباره اشغال نازی ها در نظر بگیرد. در این مرحله ، طرح مربوط به Anezka به طور خلاصه از بین می رود و پیشینه سیاست وین به نمایش در می آید. نکوهش بسیار تلخ است زیرا اگرچه نتیجه رضایت بخش است ، اما به اندازه کافی احساس درآمد نمی کنید. شخصیت فرانتس تقریباً به سرعت تغییر می کند تا بتواند نقشه را تحقق بخشد و در صورتی که شاهد سوختگی آهسته تر این قوس بودیم ، کارایی ندارد.

نتیجه

برای همه اینها ، توباکونيست هنوز یک فیلم بسیار تماشایی است. این عمدتا مربوط به کیفیت بازیگری است که در فیلمی که در آن جای تعجب ندارد برونو گانز ستاره ها ، و طراحی مجموعه ای زیبا. این یک indie عجیب و غریب غیرقابل توصیف با قلب بزرگ و برخی از نکات بسیار معتبر است که می توان در مورد موذی بودن فاشیسم بیان کرد ، مطمئناً درسی است که هم اکنون باید همه آنرا یاد بگیریم. ممکن است همه اوقات به طور کلی منسجم نباشد ، یا واقعاً بدانید که سعی در گفتن دارد ، اما هر فیلمی شجاع و به اندازه کافی درخشان است که بتواند بازی کند برونو گانز همانطور که زیگموند فروید مشاوره را درمورد یک نوجوان دوست داشتنی باید به او فرصت داده شود.

فیلم های زیادی درباره ظلمات هولوکاست وجود دارد. به نظر شما کدام یک شایستگی را در نظر می گیرند؟ در نظرات به ما اطلاع دهید.

همچنین ببینید

THE W WORD: GENERATION Q فصل 1: کاوش در تابوها و مشکلات LGBTQ + انجمن

Tobacconist در 10 ژوئیه 2020 در ایالات متحده منتشر شد و در VOD موجود است.


Tobacconist را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

THE SUNLIT NIGHT: Quiet of Reinvention

یافتن داستانهایی در مورد پیچ ​​های کوچک زندگی که یکی از تراژدی تا پیروزی است ، دشوار نیست. این ایده برای پیدا کردن خودمان در حالی که در یک موقعیت غیرمنتظره در مکانی غیرمنتظره گرفتار شده ایم ، انگیزه روایت های بیشمار در طول سالها بوده است. شب آفتاببه کارگردانی فیلمساز آلمانی دیوید وندنت ، چنین داستانهایی را با حس عجیب و غریب آرام آرام آمیخته با نارضایتی اساسی و بدون اینکه عاشق موضوع آن باشد.

بر اساس رمان محبوب با همین نام ، شب آفتاب داستان داستان یک نقاش مبارز به نام فرانسیس را بافته می کند جنی اسلیت، زندگی اش در جریان است. پس از بررسی تکان دهنده آخرین سری نقاشی هایش ، فهمید که والدینش در حال جدایی هستند ، مجبور شده اند به همراه یک پدرش به یک فضای کاری استودیویی کوچک منتقل شوند و درگیری اخیر خواهرش ، فرانسیس تصمیم می گیرد به عنوان دستیار هنرمند مزاج نیل فعالیت کند. در کشور دور نروژ که در نقاشی یک انبار قدیمی به عنوان یک نصب هنری کمک خواهد کرد. به امید شروع تازه و الهام بخش ، او به زودی متوجه می شود مسیری که طی می کرد همانطور که انتظار می رفت نبود ، اما دقیقاً همان چیزی است که لازم داشت.

هنر موضوعی است

با خواندن این رمان که فیلم بر پایه آن بنا شده است ، من درباره طرح هایی که به غیر از نویسنده اتفاق می افتد ، اطلاعات کمی داشتم ربکا Dinerstein، که کتاب را نوشت ، فیلمنامه را نوشت. چندین لحظه در طول فیلم ، یادآوری داستانهای مشابه توانمندسازی زن پس از وقوع تغییر زندگی که در آن سهام جهان خاتمه نیافته بلکه زندگی را تأیید می کند ، بسیار احساس می کند. نمونه ای از امثال لایک بخور نماز خواندن. عشق. و زیر یک خورشید توسکانی از انرژی و هدف مشابهی برخوردار است که مخاطب می تواند با برخی از دست اندازهای سرعت کمتری ارتباط برقرار کند و تنها با تغییر محلی ، شغلی یا پارادایم و یافتن سفر در سمت خوش بین تر ، پاسخ خود را پیدا کند.

توزیع های شب تاب خورشید و شب تاب
منبع: توزیع کوئور

کارگردانی هم از فیلمسازان و هم برای بازیگران به خوبی انجام می شود تا داستان را سبک نگه دارد اما به اندازه کافی جذاب برای احساس اهمیت است. بازیگران در تصویرگری هایشان ، هر دو با شدت شخصیت ها و مدیریت برای حفظ روحیه بازی ، بسیار عالی هستند. یکی از نمونه های جالب تر انتخاب های بازیگری عالی ناشی می شود جسیکا هچ و شگفت انگیز دیوید پیمر ایفای نقش والدین فرانسیس ، یک زن و شوهر در خارج از خانه ، که بی اعتمادی تلخی را به اوج خود می رسانند. آنچه که می تواند با ویتریول پوشیده شده انجام شود ، از این غم و اندوه که با آن روبرو هستند ، دور می شود. جنی اسلیتبه خودی خود ، احساس آرامش بیشتری می کند که به محض آنکه در محیط خارجی خود راحت تر شود و به روی آشنایان جدیدش باز شود ، ناگزیر صدا می شود. نوسان او بین افسردگی و لحظه های روشنگری با توانایی ذاتی او در کمک به بالا بردن فرانسیس به عنوان یک شخصیت صورت می گیرد ، بدون اینکه خیلی چیزهای بیرونی بگوید.

همتایان مرد در این فیلم یک تعادل جالب با فرانسیس است که بطور جداگانه مسائل خود را بدون اینکه بر صدرنشینی برجسته شود ، به جدول می آورد. نیلز که با خودشیفتگی استوایی بازیگر نروژی بازی کرد فریدجوف ساهیم، نقش را نزدیک به سینه نگه می دارد ، و بندرت به مخاطب این امکان را می دهد که نظر خود را درباره شخصیت توصیف کند ، گرچه او را جذاب نگه دارد. زاک گالیفیاناکیس شجاعانه‌ی معمول و ناخوشایند خود را در یکی از قسمتهای صمیمی به عنوان یک اوهایائی بومی که یک گروه از روابط تاریخی وایکینگ را اداره می کند به ارمغان می آورد. اما وضعیت عجیب و غریب ناشی می شود الکس شارپ به عنوان یاشا ، پسر نانوایی درونگرا که به نروژ سفر کرده است تا مراسم تشییع پیکر ویکی را که در روزهای پایانی خود درخواست کرد ، به پدر محبوب خود تقدیم کند. تیز به خوبی می تواند شخصیتی باشد که به جای یک بحران وجودی با یک فشار جسمی روبرو است و به نظر می رسد بیشترین شکسته در فیلم است. یک ورودی سریع از آن وارد کنید جیلیان اندرسون برای جمع کردن بازیگران و ساختن چیزهای جالب.

رنگ مهم است

یک عنصر جذاب در فیلم حس سردی در برابر رنگ است. علاوه بر حومه گاه به گاه سبز ، هنگامی که فرانسیس به نروژ می رسد ، رنگی به پشت آسمان به فضای سرد و در عین حال هرگز تاریک می رود. فرانسیس لباس های سفید و روشن را با یقه پیراهن با سرخ و قرمز پر رنگ پر رنگ می پوشاند و از شخصیت اصلی در این دنیای تاریک و روبرو که با او روبرو شده ، نقاشی استعاره ای استعاره ای را رنگ می کند. نیلس ، یاشا ، و حتی گلفیناکیس در سراسر لباس ، لباس محلی خیره کننده بپوشید ، و توجه بیشتری را به فرانسیس نشان دهید. طرح رنگی انبارهای قدیمی را که نیلز برای آخرین کار خود انتخاب کرده است وارد کنید. زردهای روشن و پرتقالهای گرم که به نظر می رسد درخشانتر از همه هستند ، در حالی که فیلم آشکار می شود ، درد ، گم شدن یا عدم اطمینان را با هم روبرو می کند که در یک اثر سوم کاتارزیس توسط همه احساس می شود.

Sunlight Night- توزیع لرز
منبع: توزیع کویور

حتی کارهای شخصی فرانسیس به عنوان یک هنرمند با استفاده از یک رنگ در هر نقاشی عمیق تر می شود ، هرچند که هر بار که همان موضوع را نقاشی می کند. آنچه به عنوان یک محیط ناخوشایند و غوطه ور شروع می شود ، شروع به درخشش و تکامل به سمت اوج می کند.

ارزیابی نهایی

شب آفتاب به هیچ وجه فیلم کاملی نیست. در قسمت هایی کند و مبهم است و می توان آن را در پیش بینی های آن پیش بینی کرد. اگرچه زیبایی به هدف آن وجود دارد. نسبیت پذیری ناشی از بی شمار موضوعاتی است که همه آنها با آن روبرو هستند ، اما بله ، مطمئناً عوامل فرضی وجود خواهد داشت که ممکن است با سلیقه همه افراد ژل نشوند. برای برخی ، این ممکن است به عنوان یک indie که به راحتی پیچیده شده و دارای ریزه کاری هایی است پیچیده شود. برای دیگران ، ممکن است در همه اینها ، آرام و سوزش آهسته آرامش پیدا کنند. در هر صورت ، قلب این موضوع با نتیجه گیری نیمه شیرین ساخته شده و برای یک ساعت بعد از ظهر خفیف جذاب مورد توجه قرار می گیرد.

چه فیلم هایی دیده اید که به شما الهام می شود هر روز خود را تغییر دهید؟ لطفا نظرات خود را در زیر بگذارید و مکالمه را شروع کنید!

همچنین ببینید

NE ZHA 哪吒 之 魔 童 降世: جهش دیگری در انیمیشن چینی

شب آفتاب در تاریخ 17 ژوئیه 2020 برای پخش در دسترس است.


شب آفتاب را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آدم مسخره

آدم مسخره

بیشتر زندگی ام را صرف تماشای فیلم و بحث کردم. نوشتن راهی برای ادامه گفتگو با سایر نقاط جهان است.

ANGEL BLUE در 90 و نماد مارلن دیتریش

شروع دهه های 2020 فرصت ایده آل برای تجدید نظر در سینمای نمادین ویمار آلمان است. این قطعات بین جنگ تمایل داشتند ویرانی و ناامیدی را که دقیقاً زیر سطح یک دنیای جدید شجاع قرار دارد ، تصرف کنند. انحطاط پایان دوره های جنسی قبلی را نشان می داد ، اما با این وجود این آزادی و شهوانی اغلب این احساس را که جهان در اطراف هر یک از مشارکت کنندگان بی خیال در حال خرد شدن است ، تقویت می کند. این جو است که امروز برانگیخته و آشنا است.

صدایی کلیدی در سینمای ویمار

جوزف فون استرنبرگ صداي كليدي در سينماي ويمار بود و شروع كار خود را در بابلزبرگ آغاز كرد و سپس آهنگ هاي كيراوسكورو امضاي خود و جذابيت با شخصيت هاي وسواس را به هاليوود آورد. فیلمی که او و ستاره او را فریب داد مارلن دیتریش به شهرت بین المللی و تسهیل این تغییر فرامنطقه ای تبدیل شد فرشته آبی (1930) ، در حال حاضر در MUBI USA به عنوان بخشی از سریال های Weimar Berlin خود بازی می کند. نود سال پس از نمایش برتر فیلم ، داستان ویرانی یک مدرس مدرسه به دست یک دختر نشان می دهد همانطور کهنه روی کاغذ. گفته می شود ، این بازی در نقش های باستانی شناخته شده در سراسر هنر غربی نقش می کند: تجزیه اخلاق سنتی ، تجاوزات منجر به ویرانی ، و زن افسونگر که به طرز عجیبی بی ادعا برای تخریب و ویرانی او است.

ANGEL BLUE در 90 و نماد مارلن دیتریش
منبع: فیلم Universum A.G ، Paramount Pictures

استرنبرگاین داستان با وجود تمرکز شدید روی شخصی ، طراوت و قدرت خود را حفظ می کند. این فیلم پیرو استاد راث (امیل جنینگزاو به عنوان هدف اصلی تهمت زدن ستاره کاباره لولا لولا به دلیل حواس پرتی دانش آموزانش به “فرشته آبی” ، کاباره محلی می رود. با این حال ، او به زودی زیر طلسم خود قرار می گیرد ، و از حرفه و امنیت خود را رها می کند تا با او ازدواج کند – و سپس متوجه شد که زندگی آنها کاملاً ناسازگار است. از نظر استاد راث ، لولا یک زن مشترک است – و جهان او به سرعت از بین می رود. استرنبرگاما ، بینش یک جامعه آزاد جنسی ، دور از آتش و سنگ فرش است. وی در روزهای پیش از هائس ، می توانست برابری و بی طرفی اخلاقی ، تقریباً بی تحرکی ، این ترتیب غیرمستقیم را کشف کند. به نظر می رسد اضطرابهای منعکس شده در فیلم بیش از داستان به Rath تعلق دارد و Rath برای این تخریب درک شده با زندگی خود می پردازد.

مارلن دیتریش

داستان Rath ممکن است انگیزه چشمگیری را ایجاد کند ، اما لولا جذابیتی را فراهم می کند. دیتریشاولین صفحه نمایش نمی توانست فرجی تر باشد. این ستاره آلمانی هالیوود شهرت بین المللی پیدا کرد فرشته آبی، و لولا لوکس ، بی دردسر و اغوا کننده او با قوانینی که می نویسد زندگی می کند. این امر ناعادلانه به لولا و دیتریشتصویری که می گوید لولا غیراخلاقی است – او به وضوح دارای کد است ، اما به هر اخلاقیاتی که قبلاً نوشته شده است توجه نمی کند.

فکر کردن به یک مجری که کاملاً بیشتر ایده یک آیکون را تجسم کرده ، سخت است. قبل از اینکه یکی از آنها را دیده باشم دیتریشفیلم های من ، تصویر او را در ذهنم سوخته بود: لباس های مناسب و بی نقص ، ابروهای قوس دار و آزادی اندرونی. حتی وقتی بیست ساله بودم که به تنهایی در میان فیلم های برلین قدم می زدم و تازه وارد دنیای سینمای ویمار شدم ، تصویر او فوراً قابل تشخیص بود ، به طرز چشمگیری فردی بود و یک دژوا vu را برانگیخت ، حتی اگر مطمئن بودم این اولین برخورد آگاهانه من با او بود تصویر “یک درخشش مبهم ، a je-ne-got-pas-quoi، چشم چشمان زن زیبایی چشمک می زند ، “لولا لولا می خواند. این بیانیه می تواند به همین راحتی اعمال شود دیتریشکل تاریخ هالیوود همانطور که یک خواننده کاباره تنهاست.

ANGEL BLUE در 90 و نماد مارلن دیتریش
منبع: فیلم Universum A.G ، Paramount Pictures

دیتریش ممکن است یکی از شناخته شده ترین چهره های دوران طلایی هالیوود باشد ، اما او هنوز در افسانه هایی قرار دارد که افسانه او را می افزاید. او آشکارا دوجنسگرا بود و میزبان عاشقان تأیید شده و تأیید نشده ای بود. برای مثال، کنت خشم در شبه خاطره خود ادعا کرد بابل هالیوود که دیتریش و کلودت کلبرت عاشقان بوده اند – براساس آنچه از بازیگران ستاره می دانیم غیرممکن نیست ، اما همچنین کاملاً غیرقابل اثبات است. امور با جیمز استوارت، یول براینر، گری کوپرو مرسدس د آکوستا توسط اسناد تاریخی تثبیت شده تر پشتیبانی می شوند.

هیچ قسمت کوچکی توسط مردان شکل نمی گیرد

مانند بسیاری از خانمهای پیشرو در اوایل هالیوود ، دیتریشتصویر در هیچ قسمت کوچکی از مردان اطراف او شکل نگرفته بود – استرنبرگ مشمول. به دنبال موفقیت فرشته آبی کارگردان ادامه داد که جفت آنها را به هالیوود برد دیتریشمربی شخصی و حرفه ای. او به او دستور داد كه وزن خود را متناسب با قالب آمريكا حفظ كند و يك رابطه كارگردانانه بسيار مهم را حفظ كند كه بسياري از همكاران را ترساند – اما نه دیتریش. نتیجه شش فیلم دیگر بود که میراث هر دو هنرمند را ریشه کن می کردند و راه را برای هموار می کردند دیتریشموفقیت آینده هالیوود. مورخ فیلم جان باکستر به نقل از دستیار تولید جان كاهان همانطور که می گویند که دیتریش “بازیگر درجه دو” با حضور در صحنه غیرقابل توصیف و جذاب ، تا آن زمان بود استرنبرگآموزش.

ANGEL BLUE در 90 و نماد مارلن دیتریش
منبع: فیلم Universum A.G ، Paramount Pictures

با این حال ، این ارزیابی ، با توجه به احساس بی نظیری است کاهان همچنین به یاد آورد استرنبرگاصرار فوری ، قبل از دیتریشاولین دادرسی ، که این می تواند لولا او باشد. دیتریشصدای خودش و جذابیت خاص خود را در نقش ها و فیلم هایی که وی از خود برجای گذاشته است ، نمی توان انکار کرد یا تخفیف داد. هنگام تماشای اجراهای او ، آن چه که حاصل می شود ، آگاهی حاد از لنز دوربین و چشم مخاطب است. در اینجا ، این اطمینان وجود دارد که هیچ کارگردانی نمی تواند جعلی باشد. دیتریش نمی توانست میراث خود را بشناسد ، اما تماشای اجرای او نود سال بعد از این واقعیت این احساس را به وجود می آورد که او فقط برای زمان خودش اجرا نمی کرد.

همچنین ببینید

مصاحبه: تام کالن در مورد چگونگی ساخت درام روابط جدید با دیوار PINK

نتیجه

این اطمینان طبیعی و جذابیت جنسی هرگز آشکارتر از آنچه در “Falling In Love Again” ، آهنگ امضای او که برای اولین بار در آن ظاهر شد مشهود نیست. فرشته آبی. این صحنه با هیچ ترفندهای سینمایی و رقص پیشرفته همراه نیست. بجای، دیتریش روی صندلی سؤال می کند ، یک پا که در نیمه هوا قرار دارد. او گاهی اوقات اندام خود را جابجا می کند اما هیچ وقت صندلی را ترک نمی کند – مخاطب از قبل اسیر شده است و نیازی به انجام کارهای دیگر نیست. او در تکرار فینال جایگاه مشابهی دارد ، این بار صندلی را به صورت مورب به مخاطب می چرخاند و تقریباً مستقیم به دور دوربین نگاه می کند. و برای کسانی که با اشعار انگلیسی او بعداً ضبط کرده اند ، آلمانی اصلی بسیار جالب تر است: “ایچ بن فون کوپف بیس فوس / aus Liebe eingestellt“-” من از بالا به انگشتان پا هستم ، آماده عشق هستم. ” فقط با صدا و چشمانش دیتریش بدن و قلب لول را لخت می کند – و ما ، مانند راث ، زیر طلسم او قرار می گیریم.

فیلم مورد علاقه شما مارلین دیتریش چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

کارمن پدوک

نویسنده فیلم و تلویزیون در Bright Wall / اتاق تاریک ، The Skinny ، صفحه نمایش ملکه ها ، یک اتاق با منظره و FlipScreened منتشر شده است. ماما میا: Here Here We Again یک شاهکار سینمایی است.