مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار

آیا چرت زدن قبل از گفتگو با من اشتباه بود آدام استووال و مک لود اندروز – کارگردان و ستاره انتشار ARROW اخیر ، یک شبح منتظر می ماند – یا اینکه گفتن در این باره اشتباه بود؟ برای اینکه با من و برنامه خواب وحشتناک من دست و پنجه نرم کنید ، مصاحبه ما مملو از سخنان ناخوشایند تصادفی و مزخرف بود. من مطمئن هستم که آنها ناامید خواهند شد که دریابند این وقفه های احمقانه (البته خنده دار) در کف اتاق برش خودم بوده است. من نمی توانستم بفهمم که چگونه آنها را هجی کنم.

اما جذابیت و روحیه سرگرم کننده آنها نباید برای من تعجب آور باشد. بالاخره آنها عقب بودند یک شبح منتظر می ماند، یک فیلم جذاب و پر از سرگرمی در باره روح. اندروز نقش جک را بازی می کند ، کاردستی تنها و افسرده – مبتنی بر نویسندگی / کارگردان استووال – آخرین پروژه فوقانی رفع کننده آن که اتفاقاً یک خانه خالی از سکنه است. بر خلاف مستاجران قبلی خود ، جک تحت تأثیر سخنان شغلی این مکان ، موریل (ناتالی واکر) ، و درعوض به فضل های ارواح او دست می یابد … و این باعث ناراحتی رئیسان دیوان سالار خود می شود.

استعلام فیلم صحبت کرد استووال و اندروز درباره تجربیات آنها در کار بر روی فیلم ، از جمله رویکرد کم بودجه آنها در تولید غلتک – از جمله تغییر دیرهنگام به سیاه و سفید – و همکاری آنها با همبازی ناتالی واکر.

این مصاحبه برای وضوح و اختصار ویرایش شده است (خداحافظ ، برهم زدن).

لوک پارکر برای تحقیق در مورد فیلم: از آنچه من فهمیدم ، آدام ، الهام این فیلم از یک بازی ویدیویی و یک کمیک ساخته شده است. برای من ، این تقریباً شبیه یک معادله ریاضی دیوانه کننده است ، مانند “بازی ویدیویی + طنز = فیلم”.

آداماستووال: تقریباً نحوه کار من این است. من می پرسم ، “چگونه می توانم این عجیب ترین معادله ریاضی را که می توانم قرار دهم؟”

این خیلی هنری نیست. این علمی تر است

آداماستووال: عجیب است. من به نوعی فهمیدم که نوشتن چیزی را شروع نمی کنم تا زمانی که فکر نکنم کارساز باشد ، زیرا در این صورت مشکلی برای حل دارم.

چگونه آن دو فرم – کمیک و بازی ویدیویی – برای فیلم گرد هم آمدند؟

آدام استووال: خوب ، بازی ویدیویی است P.T.، این بازی پازل خانه اول شخص و خالی از سکنه. دوستانم مرا مجبور کردند که آن را بازی کنم و من واقعاً یک بازیگر بزرگ نیستم ، اما توسط این بازیکن طراحی شده است گیلرمو دل تورو و هیدئو کوجیما، بنابراین آنها مانند “شما باید این را بازی کنید.” و وقتی این کار را کردم ، من آنها را وادار کردم که خنده شان را بشکنند ، زیرا این عکس العمل من بود که به یک خانه ارواح برخورد کردم. بنابراین ، صدای مهیبی اتفاق افتاد و من دقیقاً مانند “نه ، من نیازی به تحقیق در مورد آن ندارم”.

مک لود اندروز: ولی آدام، این کل موضوع است! که شما بروید و تحقیق کنید

آدام استووال: و به همین دلیل بازی نمی کنم! اما بعد ، این فکر باعث شد من به یک فیلم با شخصیتی شبیه خودم فکر کنم که نسبت به یک خانه جن زده واکنش نشان می دهد. چون فکر نمی کردم قبلاً چنین چیزی را دیده باشم

این کمیک وب “شنبه صبح غلات صبحانه” است. پسری از دختری می پرسد که فکر می کند آمریکایی ترین فیلم چیست و او می گوید شکارچیان شبح زیرا این یک فیلم است که شما اثبات اثبات زندگی پس از مرگ دارید که همه چیز در مورد رشد یک تجارت کوچک و هدایت بوروکراسی دولتی است. من مثل این “خنده دار” بودم ، اما “اوه ، آره!” اگر یک شبح می دیدید ، این بدان معنی است که یک زندگی پس از مرگ وجود دارد. من سوالات زیادی دارم.

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار
منبع: پیکان

این دو چیز ستون فقرات آنچه را تشکیل داده است تشکیل داده اند یک شبح منتظر می ماند. در اصل ، پایان دیگری وجود داشت زیرا چیز معمول با ارواح این است که تجارت ناتمامی وجود دارد. من یک پایان داشتم که از آن استفاده کردم ، اما خیلی خوب نبود. خیلی راضی کننده نبود. بنابراین ، من آن را قلمداد کردم و این ایده بازجویی از اینکه چرا همیشه کار ناتمامی است را ایجاد کرد. داستان های شبح تمایل دارند که پایه های یکسانی را پوشش دهند ، بنابراین بیایید پایگاه های مختلفی را اجرا کنیم. بیایید از این ایده جدا شویم که او در آنجا مرد و بنابراین در آنجا گیر کرده است.

اگر ارواح خالی از سکنه باشند ، این وظیفه آنها است. بیایید مثل یک شغل با آن رفتار کنیم.

اکنون ، شما بچه ها اعتبار نوشتن این پروژه را به اشتراک گذاشتید. در حال تماشای ، من یک سر واضح اشاره کردم که حس ششم. من دوست دارم با فیلمسازان جوان درباره الهامات فیلمشان صحبت کنم. چند نفر از شما بودند؟

آدام استووال: خوب ، خدا به شما برکت دهد که ما را جوان صدا کردید.

من این قانون را دارم که شما هرگز نباید به مخاطب یادآوری کنید که می تواند فیلم بهتری را تماشا کند ، بنابراین من سعی می کنم ادای احترام یا چیز دیگری نکنم. وجود دارد یکی صحنه ای در این فیلم که ما فقط از یک فیلم دیگر دزدیده ایم. همچنین ، ما دوستداران بزرگ فیلم هستیم ، بنابراین منطقی است که به نوعی در ترکیب پاشیده شود.

این س ،ال که چه فیلم هایی از این موضوع الهام گرفته اند ، موسیقی بیشتری است که هنگام نوشتن من الهام گرفته است. و سپس ، همچنین ، من نمی دانم من کاملاً فیلمهای زیادی می بینم. من قبلاً روزنامه نگار سینما بودم و سالانه 300 فیلم می دیدم. شما فقط به جایی رسیده اید که می خواهید ساختار سه بازی را بسوزانید و فکر می کنید ، “شاید الان از فیلم ها متنفرم؟” و یا می توانید اجازه دهید که آن را تخلیه کند یا می توانید از آن بازجویی کنید.

دوست من، نیک تورکتل، که یکی از تهیه کنندگان مشترک این فیلم بود ، دوست دارد بگوید ، “من به عنوان یک هنرمند ، یک تخریب کننده هستم. برای درک آن باید چیزی را از بین ببرم. “

مک لود اندروز: این آدم برای توست ، ویرانگر جهانها. [laughs]

آدام استووال: به من نگاه کن و لرزید! [laughs]

اما ، به معنای کلان ، بازگشت به آینده و داستان عامهپسند دو فیلمی بودند که به عقب نگاه کردم و گفتم ، “من می خواهم این کار را انجام دهم!” هر دوی آنها بخشهای عظیمی از عشق من به سینما هستند.

شما در مورد MacLeod چطور؟

مک لود اندروز: خوب ، از نظر فنی ، اعتبار نوشتن من کمی بعد از واقعیت آمد. وقتی ما در حال انجام دوباره عکاسی ها بودیم ، آنجاست آدام و من به نوعی صحنه های مشترک را برای رفع برخی از عناصر طراحی کردم. بسیاری از نیمه اول فیلم جایی است که می بینید تأثیر من وارد شده است.

بنابراین ، واقعاً نمی توانم بگویم که من در آغاز فیلم چیزی را تحت تأثیر قرار داده ام ، زیرا اینگونه نبودم حاضر در ابتدای فیلم. می توانم به شما فیلم هایی بگویم که دوست دارم؟

سه تا به من بده

مک لود اندروز: بید، عروس شاهزاده خانم، و ویلی وونکا و کارخانه شکلات سازی.

من می دانم که این یک محصول کم بودجه بود ، که تقریباً یک سنت قدیمی در ژانر وحشت است. این به بسیاری از مواردی که من “ساخت فیلم MacGyver” می خواهم نیاز دارد. آیا هرکدام می توانید در مورد راه هایی که می خواهید تأثیر خود را در بودجه نسبتاً کم به حداکثر برسانید صحبت کنید؟

مک لود اندروز: من فکر می کنم همه چیز در مورد استفاده از منابعی بود که ما داشتیم. این شما را مجبور می کند که خلاقانه فکر کنید و از انتخابهای اولیه که نمی توانید انجام دهید اجتناب کنید. اینطور خواهد بود ، “اوه ، بگذارید انجام دهیم … نه ، نمی توانیم چنین کاری کنیم” ، و “بیایید امتحان کنیم … نه” بنابراین شما به جادوی ساده تری تکیه می کنید. شما می دانید که یک سه پایه دارید ، بنابراین ما می توانیم یک صفحه شلیک کنیم و روح را از آن حل کنیم. شما می توانید دو نفر داشته باشید که با یکدیگر صحبت می کنم

و بعد ، بعضی چیزها فقط به این دلیل است که سرگرم کننده است. خودتان را خیلی جدی نگیرید. مثل باز شدن کابینت ها ، ما فقط خط ماهیگیری داشتیم. و به دلیل شوخ طبعی در این فیلم جای آن وجود دارد.

آدام استووال: همچنین خنده دار است زیرا وحشت وجود دارد ، عاشقانه وجود دارد ، کمدی وجود دارد و احساس می کنم ما به طور طبیعی روی عاشقانه و کمدی تمرکز کرده ایم. میتوانم به خاطر بیاورم MacLeod گفت: “ما واقعاً باید کمی وحشت بیشتری در این مورد ایجاد کنیم. بیایید حرکت نیمکت را انجام دهیم ، بیایید این کار را انجام دهیم … “و این کارهای بسیار ساده ای است ، مانند باز شدن درب پشت جک هنگام بررسی کوره.

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار
منبع: ARROW

شما صادقانه آن را مسلم می دانید. من حتی به چیزهای ترسناک کوچک فکر نمی کردم. اما پس از آن شما آن را انجام می دهید ، و بسیار دیوانه است. شما در یک اتاق با 400 نفر هستید که همه آنها یک میلیون در را در پشت فیلمهای شخصی باز کرده اند ، و هنوز هم کار می کند. دیوانه است

مک لود اندروز: این پیدا کردن یک چیز ساده است که به سادگی نمی تواند باشد.

آدام استووال: وقتی با چنین بودجه کم کاری می کنید ، استفاده از آن بهانه بسیار آسان خواهد بود. اما ما تصمیم گرفتیم که نمی خواهیم از آنچه نداریم ابراز تاسف کنیم. ما فقط می خواستیم از جهنمی که داریم استفاده کنیم و بنابراین ، سادگی ، سادگی ، سادگی به ستاره شمالی تبدیل شد. مانند ، “خوب ، ما نمی توانیم یک اثر عظیم را تحمل کنیم. چی می توان ما انجام می دهیم؟ “

مک لود اندروز: مثل تربیت موریل است. می توانیم یک فن جعبه ای بدست آوریم و دوربین را کج کنیم تا این توهم را ایجاد کند که او از زمین بلند می شود.

من می خواستم در مورد جلوه ها صحبت کنم زیرا من خوانده ام که برنامه اصلی این فیلم شامل زیبایی سیاه و سفید نبوده است ، که فکر کردن به آن نوع دیوانه کننده است زیرا این ظاهر بسیار هدفمند و هدفمند است.

آدام استووال: به نظر می رسد نوعی مبانی است ، نه؟ مانند چیزی که می خواهید از قبل برنامه ریزی کنید؟ [laughs]

آدام ، آیا می توانید در مورد تصمیم تغییر رنگ به سیاه و سفید صحبت کنید؟

آدام استووال: من عاشق زیبایی شناسی سیاه و سفید هستم. بنابراین وقتی همه اینها را تنظیم می کردیم ، به یاد می آورم که در یک پیشاهنگی مکان بودم چنی چن، UPM (مدیر تولید واحد) ، و گفت ، “شما می دانید ، من فکر می کنم من می خواهم این سیاه و سفید باشد.” و او نه ، کاملا نه به این دلیل که سیاه و سفید یک فروش بسیار سخت است. ما به دلیل سیاه و سفید بودن فیلم ، از جشنواره ها و توزیع کنندگان منفی زیادی گرفتیم ، اما من آن را دوست دارم!

ما آن را به صورت رنگی شلیک کردیم. ما قصد داشتیم آن را به صورت رنگی درست کنیم. ما برای تقویت ارواح و همه چیز برنامه ای برای کاری که می خواهیم در After Effects انجام دهیم ، داشتیم. در عکاسی اصلی ، مایک پاتر فیلم را ضبط کرد ، او نوعی دکمه نورپردازی حداقل داشت و از دوربین خود که یک Blackmagic URSA mini ، یک 4K و دوربین من است که یک Blackmagic Pocket Cinema ، یک دیجیتال 16 بود ، استفاده می کرد.

و هنگامی که من از وانت ها عکس می گرفتم – چون توانایی بازگشت کسی را نداشتیم – از نور طبیعی استفاده می کردیم ، خارج از یک عکس که نمی توانستیم از نور طبیعی برای آن استفاده کنیم و این فقط دوربین من بود. وقتی زمان ویرایش و اصلاح رنگ فرا رسید ، از نظر بصری تا حدی که من می خواستم منسجم نبود. داشتم خودم را دیوانه می کردم و سعی کردم آن را کاملا مطابقت دهم و سرانجام ، یک روز ، MacLeod گفت ، “آیا شما در مورد سیاه و سفید ساختن آن فکر کرده اید؟” و من گفتم ، “من دارم!”

بنابراین ما یک LUT سیاه و سفید روی فیلم انداختیم ، که یک الگوریتم تصحیح رنگ است ، و این چیزی نیست که ما در نهایت استفاده کردیم – آری روچیلد، که واقعا کار بزرگی را انجام داد و آن را تنظیم کرد – اما دومی که ما آن LUT را رها کردیم ، احساس خوبی داشت. نه تنها به نگرانی های فنی رسیدگی کرد ، بلکه به صورت موضوعی و موضوعی ، که فیلم بود

بسیاری از این احساسات بنیادی که من در مورد آن صحبت کردم ناشی از قسمتهای ماورا طبیعی فیلم است – خطرناک بودن در سکانسهای رویایی و به خصوص ظاهر موریل. آیا هنگام تغییر رنگ به سیاه و سفید ، چیزی در مورد قسمتهای ماورا الطبیعه تغییر کرد؟

مک لود اندروز: به طور معمول ، به خصوص در وحشت ، اگر می خواهید سیاه و سفید شوید ، انگیزه این است که واقعاً کنتراست سختی داشته باشید ، مانند اینکه سایه ها را واقعا برجسته کنید. این یک انتخاب کاملا خوب است ، یک انتخاب بسیار جذاب است اما به نظر قلب این فیلم نمی رسید. بنابراین ، ما به سراغ یک پالت رنگ روشن و خاکستری تر رفتیم فقط به دلیل اینکه احساس آن درست تر بود. شاید کمتر ترسناک باشد ، اما …

آدام استووال: من فکر می کنم چیزی که باعث احساس درست شده این است که زندگی بیش از حد رنگی است. با تخلیه رنگ ، بیانگر بی روح بودن این دو شخصیت است. و اگر همه سفید پوستان و سیاه پوستان باشد ، این وجود ندارد. برای انتقال زندگی داخلی آنها باید در مقیاس خاکستری باشد.

من می دانم که شما در اصل قصد داشتید نقش موریل را به سراغ بازیگر دیگری بروید ، دوستی که در واقع قسمت را برایش نوشتید. چطور ناتالی به بخشی از پروژه تبدیل شد و چه شد که انتخاب او به درستی انجام شد؟

آدام استووال: خوب ، او نور استعدادی درخشان است که همین باعث شده او انتخاب درستی باشد.

من او را در توییتر دنبال می کردم. او این خلاصه داستان را انجام داده است شبح اپرا که فقط خنده دار بود. بنابراین ، وقتی دوست ما در یک برنامه تلویزیونی انتخاب شد و ما را به صفحه نقاشی بازگرداندند ، یادم آمد که ناتالی نه فقط یک نویسنده است ، بلکه او نیز یک بازیگر است. در وب سایت وی هیچ کلیپی وجود نداشت ، اما ایمیل او در آنجا بود. بنابراین من به او ایمیل زدم و در مورد فیلم به او گفتم. من گفتم من فکر کردم او برای یک قسمت واقعا خوب است و اگر علاقه مند باشد می تواند با من تماس بگیرد. او انجام داد؛ من فیلمنامه را برای او فرستادم. او آن را دوست داشت او یک نوار خودکار درست کرد و به معنای واقعی کلمه همان دومی که شروع می شود ، مثل این بود که “اوه ، این موریل است!”

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار
منبع: پیکان

ناتالی آیا این شخص بسیار جوشان است ، فقط یک بزرگ شخصیت او وارد می شود و یک اتاق را پر می کند. من دیدم که او در خارج از برادوی نمایش می دهد که در آن کمربند می زند و من فقط گریه می کنم. او شگفت انگیز بود بنابراین ، وقتی او نوار خود را ارسال کرد ، بسیار عالی بود. ما به او پیشنهاد نقش دادیم و او را وارد هواپیما کردیم. و آنها در صحنه یکدیگر دیدار کردند ، MacLeod و ناتالی. هیچ شیمی خوانده نشده است.

MacLeod ، این در واقع همان چیزی است که من قصد داشتم از شما بپرسم زیرا بسیاری از این فیلم به شیمی شما با ناتالی بستگی دارد. بدون وقت برای تمرین ، آن شیمی را به چه چیزی نسبت می دهید؟ لطفا در مورد همکاری شما با هم صحبت کنید

مک لود اندروز: من در تجربیات خود دریافته ام که شیمی عالی وقتی افراد به صورت کاملاً حرفه ای وارد صحنه می شوند ، می آید. آنها می دانند که شغلشان چیست ، آنها می دانند که چرا آنها آنجا هستند ، و شما هیچ وقت را در hangup یا در حالت دفاعی تلف نمی کنید. شما می گویید ، “کار من دوست داشتن تو است. بنابراین در حالی که مشغول تصویربرداری از این صحنه هستیم ، من یک کتاب باز هستم. بیایید صحبت کنیم و این حرفه ای بودن مانع از این می شود که “آیا این واقعی بود؟” شما فقط داخل شیرجه می روید.

در واقع مطمئن نبودم ، زیرا با هر دو نوع بازیگر ارتباط برقرار کرده ام و نمی دانستم با چه چیزی قرار خواهم گرفت ناتالی. اما دومی که شروع به تیراندازی کردیم ، او مانند “بله ، ما حرفه ای هستیم ، بگذارید این کار را بکنیم.” و من مثل “فری بله ، بگذارید این کار را بکنیم!” بنابراین ما فقط لذت بردیم.

او یک کمدین درخشان است. او در بداهه نوازی عالی است ، بنابراین وقتی او داشت به من انرژی می انداخت ، من فقط سعی کردم این را ادامه دهم و تلافی جویی کنم.

آدام استووال: این همان چیزی است که آنها وقتی با کسی تنیس بازی می کنید می گویند: بازی با یک تنیسور بهتر نیز بازی شما را بالا می برد.

تحقیق فیلم می خواهد از Adam Stovall و MacLeod Andrews تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

A Ghost Waits برای پخش جریانی منحصر به فرد در ARROW در دسترس است.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

فروشگاه وحشتناک در 60 سالگی: تحولات اجتماعی و اضطراب نر سفید

همانطور که منتظر اقتباس موسیقی دیگری از فروشگاه کوچک ترسناک ، ارزش بازگشت به آن را دارد راجر کورمان فیلم اصلی campy 1960. قبل از الهام بخشیدن به همه شماره های موسیقی جذاب ، کورمان فیلم کمدی پوچ و پوچ است که با ترکیبی از افسردگی شدید همراه است.

عمدتاً به خاطر الهام بخشیدن به یک موسیقی بسیار موفق و یک اجرای اولیه به یاد ماندنی با یک اتفاق عجیب و غریب جک نیکلسون، این فیلم در 60 سالگی خود سزاوار نگاه دوم است. برای یک چیز ، این به عنوان یک نمونه اصلی از این خدمات است کورمان روش تولید بودجه کم کارآمد؛ این یک فیلم کاملاً کارآمد است که خیلی بیشتر از مجموع اجزای آن می افزاید.

اما علاوه بر مهارت فنی ، وقتی می بینیم که این فیلم چه زمانی ساخته شده است ، درست در تقسیم دو دوره در تاریخ آمریکا ، سعادت های دهه 50 و دهه 60 شلوغ ، یک نفر تحت تأثیر قرار گرفتن چقدر روشنگری در مورد زمان و مکان خود قرار دارد. یکی از اینها نیز با ناراحتی تلخ فیلم از قدرت کم رنگ شدن مرد سفید پوست در زندگی آمریکایی روبرو می شود.

شخصیت اصلی آن ، مهربان سیمور ، درگیر فشارهای فلج کننده چندگانه است که نشان دهنده خشم و تحولات اساسی فیلم در تحولات اجتماعی است. مادر پیری او هنوز زندگی خود را کنترل می کند ، همسر آینده نگر او خارج از لیگ اجتماعی اوست ، رئیس او دائما تهدید اخراج را از سر خود می گیرد و این عوامل همه منجر به تعهد وحشتناک او به گیاه گیاهخواری می شود که در نهایت روح او را طلب می کند و بدن

فروشگاه وحشتناک در 60 سالگی: تحولات اجتماعی و اضطراب نر سفید
منبع: تصاویر بین المللی آمریکا

من می خواهم این را استدلال کنم فروشگاه کوچک ترسناک حداقل منابع اضطراب مردسالارانه را در وحشت خود می پوشاند: ترس از یک قوم دیگر ، یک فمینیسم به طور فزاینده قدرتمند و ناامیدی از تأثیرات سرمایه داری بر مردانگی.

طرح

کورمانداستان کوچک احمقانه دنبال سیمور مهربان و دست و پا چلفتی است (جاناتان هزکه در Skid Row در گل فروشی مشنیک با آدری شیرین و جذاب کار می کند (جکی جوزف) تحت فشار مشنیک (مل ولز، اگر صاحب مغازه کلیشه ای کلیشه ای بیش از حد خنده دار باشد اگر اکنون بیش از کمی ناراحت کننده باشد خنده دار است) سیمور نژاد جدیدی از Venus Flytrap ایجاد می کند تا به عنوان ویترینی برای مشاغل دشوار مشنیک باشد. این گیاه به نام آدری جونیور توسط سیمور به نظر می رسد که ضربه بزرگی باشد ، اما متأسفانه از گوشت و خون انسان تغذیه می شود و سیمور را وادار به برخی فعالیت های شبانه می کند.

اضطراب نر سفید

در هر سطح ، فیلم یک سریال سریع است. طنز کمرنگ و وحشت فریبنده است. این چیزهای بدی نیست ، به خاطر بسپار. این فیلم شصت سال بعد سرگرم کننده مانده است. اما هنر پایین ابرو چیزی مشترک با پسر عموی بالای ابری خود دارد: هر دو در خدمت انتقاد تهاجمی به وسط پهن و فراموشی وسط هستند ، که می خواهد هنر آن عمدتاً به عنوان چیزی غیرقابل استفاده برای مصرف باشد. فروشگاه کوچک ترسناک در شوخی های گاه به گاه خود در مورد قومیت و جنسیت ممکن است توهین آمیز باشد ، اما همچنین به طرز شگفت آور خرابکارانه است و به علامت گذاری تقسیم واضح بین آرمان گرایی دلپذیر دهه پنجاه آیزنهاور و شلوغی دهه شصت کمک می کند.

گرفتاری سیمور را می توان کاوش در اضطراب مردان سفید پوست در دوره ای از تحولات گسترده اجتماعی دانست. اضطراب وی به سه شکل صورت می گیرد: نژادی ، جنسیتی و اقتصادی.

نژاد و قومیت

قدرت کم رنگ سفیدی بخش اعظم چشم انداز کابوس فیلم را نشان می دهد.

مشنیک ، که یهودی بودنش در این فیلم کلیشه ای ظالمانه است ، تقریباً کنترل کاملی بر سیمور اعمال می کند. این فیلم آغاز می شود که شخصیت اصلی ما را به دلیل اشکال مختلف بی کفایتی شلیک می کند اما به او فرصتی می دهد تا در صورت تحویل گیاه معجزه خود بتواند جایگاه خود را پس بگیرد. در هر زمان ، حرص و طمع و قدرت او کمک می کند تا سیمور مانند عروسکی ، روی رشته ای آویزان باشد. به تصویر کشیدن صاحب مغازه با تصاویر ضد ستیزی صاحبان مشاغل یهودی از تبلیغات توطئه ای بسیار افراطی و فاشیستی ، ناراحت کننده است.

جک نیکلسونچرخش طنز به یاد ماندنی در این فیلم همچنین با اضطراب مردان سفید پوست در سال 1960 روبرو شده است. شخصیت او ، حامی ماسوکسیستی دندانپزشک معروف سادیست Skid Row ، یک دیوانه است. بدون شک لذت فرخنده او از تجربه درد ، خنده دار است ، اما درمورد وضعیت ذهن او جای هیچ سؤال نمی گذارد. نام شخصیت ، ویلبر نیرو ، شوخی هممی دیگر در فیلمی است که با آنها همراه است ، اما وقتی اشاره‌ای را به این شوخی می کنیم ، اضطراب نژادی عمومی فیلم بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.

فروشگاه وحشتناک در 60 سالگی: تحولات اجتماعی و اضطراب نر سفید
منبع: تصاویر بین المللی آمریکا

ویلیام ویلبرفورف نام دولتمرد انگلیس است که مظهر جنبش برای لغو تجارت برده ها است. این فیلم با استفاده از این نام خاص برای یکی از نقاط قوت خود ، ناخواسته یا نه ، ادعایی نسبتاً زشت در مورد افزایش موج برابری برای افراد رنگ ، درست در وسط جنبش حقوق مدنی آمریکا ایجاد می کند. با استفاده از نام ویلبرفورف در یک دیوانه ماسوشی ، این فیلم اظهارات تکان دهنده ای درباره اضطراب سفید نشان می دهد.

زنانگی هیولا

ماهیت مردسالاری اضطراب سیمور نیز فیلم را کاملاً از بین می برد.

بخشی از دلایلی که سیمور از چنین طرحی برخوردار است ، تسلیم بودن وی در برابر مادر غیردی ، غیردی است. كنترل كامل او بر زندگي اش آشكارا در عدم موفقيت از ديدن با آدري آشكار مي شود ، اما فيلم در مورد رديابي شخصيت بي نظير او با تأثيرگذاري بيش از حد ، ترديد چنداني ندارد.

فراتر از این مضامین واضح فرویدی ، فروشگاه کوچکهسته ژنتیکی بسیار ناشی از ترس از زنان است.

استفاده از پرواز مگس زهره دارای سابقه طولانی در وحشت است. محققان مانند باربارا کرید (در کتاب عالیش هیولا-زنانه) مدتهاست که ثابت کرده اند که وحشت غالباً هیولاهای خود را به عنوان زنانه ای رمزگذاری می کند. پروانه پرواز یکی از نمادهای اینچنینی است. تا سال 1922 نوسفراتو، این گیاه با هیولا فیلم به عنوان راهی برای کدگذاری آنها به عنوان زنانه همراه بود. مراجعه صریح به مهبل (واژن) باعث می شود تا در هنگام ابراز نگرانی وحشتناک نسبت به زنانگی ، مگس ناهید به عنوان سمبل آشکار مورد استفاده قرار گیرد. (این استعاره به معنای واقعی کلمه در فیلم زیرنویس 2007) ساخته شده است دندان)

همچنین ببینید

KLAUS: یک شگفت انگیز کریسمس با انیمیشن سنتی

آدری جونیور ، گرچه توسط یک بازیگر مرد ابراز می شود ، اما یک وحشت زنانه است و جنبه دیگری از اضطراب فرهنگی مردان سفید پوست در اوج دهه شصت را نشان می دهد. اگر در اینکه چگونه سیمور نگرش های مردسالارانه زمان خود را درونی کرده است ، شکی وجود داشت ، باید فقط قربانی نهایی خود را برای آدری جونیور در نظر گرفت (قبل از این که او با کمال میل خود را وارد کارخانه کند ، یعنی). زیر طلسم خواب آور گیاه ، سیمور برای یافتن قربانی دیگری شب به خانه می رود و قبل از مراجعه به یک کارگر جنسی که او را قربانی خوبی می کند (اگر کمی برای طعم گیاه کمی نازک باشد) تعداد بیشماری از خیابانها را در خیابان می گذراند. او خود را متقاعد می کند که او داوطلبانه برای قربانی کردن ، وجدانش را به اندازه کافی آسان می کند تا با این عمل کنار بیاید. این یک عمل غلط ناب است و تأکید می کند که نگرش فیلم نسبت به برابری جنسیتی در سپیده دم دهه جدید.

فروشگاه وحشتناک در 60 سالگی: تحولات اجتماعی و اضطراب نر سفید
منبع: تصاویر بین المللی آمریکا

نتیجه

گیاه شگفت انگیز ، علاوه بر این که نمایانگر زنانگی تهدیدآمیز است ، به عنوان استعاره ای برای مطالبات ظالمانه سرمایه داری نیز عمل می کند. این گیاه به عنوان محصول کار خود شروع می کند اما به زودی به خواسته های خود می رسد و خیلی سریع هستی او را به دست می گیرد.

در ابتدا ، این گیاه کوچک از چند قطره خون سیمور راضی است ، اما به زودی او باید اجساد جامعه را به دلیل مصرف بی پایان آن به حاشیه بریزد. آنچه به عنوان کار عشق او شروع شد ، به سادگی کار می شود به عنوان خواسته های کار معیشتی برای از بین بردن بشریت سیمور.

فروشگاه کوچک ترسناک یک فیلم هنوز هم سرگرم کننده ، اما غیرقابل انکار وحشیانه است. طنز و خشونت خام آن موفق به سرگرمی می شود ، اما در زیر زیبایی ظاهری کم نظیر آن یک فیلم بسیار عصبانی قرار دارد. در نگاه اول ، احساس ناراحتی از سیمور آسان است ، اما باید این را هم در نظر بگیریم که اضطراب او مانند خود آدری جونیور از یک دانه تلخ رشد می کند.

چه فیلم های دیگری انعکاس اضطراب دوران خود را نشان می دهند؟


فروشگاه کوچک ترسناک را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جنون پاتریک باتمن: چگونه آمریکایی PSYCHO تعریف وحشتناک وحشت

روانشناسی آمریکاییپاتریک باتمن یکی از دیوانه ترین خلاقیت های فیلم ترسناک در تمام دوران است. به یکباره ناامید و کاملاً جذاب ، انفجار خشونت شدید او هنوز بیست سال بعد شوکه می شود. پاتریک باتمن یک پوسته خالی ، یک شبح در یک دستگاه است و پس از ساعت ها می توان او را در حال چرخیدن تبر و یا دزدی در راهروهای ساختمان آپارتمانش ، آغشته به خون و داشتن یک اره برقی یافت. شرارت باتمن سردی بی پروا دارد ، رنگ سورئال و اقدامات او که در اعماق کابوسهای ما فرو رفته است.

همه اینها اساس است کریستین بیلعملکرد ستاره سازی. چه زمانی بیل داخل بازیگران شد روانشناسی آمریکاییاو یک بازیگر نسبتاً ناشناخته بود ، اما نقش او در نقش روانی پاتریک باتمن کار نبوغ بود و جایگاه خود را به عنوان یکی از نخبگان در هالیوود تأیید کرد. بر اساس برت ایستون الیسرمان جنجالی ، روانشناسی آمریکایی شاهکار طنز است ، نگاهی دلهره آور به فرهنگ یوپی در دهه 80 ارائه می دهد. به دست یک کارگردان دیگر ، روانشناسی آمریکایی می توانست به راحتی بهره برداری شود ، اما مری هارون موفق به ایجاد یک فیلم فرقه استثنایی شد که ضمن انتقاد شدید از یک دوره گذشته ، در عین حال نوع دیگری از شرور را زنده می کند.

یک شرور ماندگار

شخصیت پاتریک باتمن هیولای فیلم مدرن را نشان می دهد. بر خلاف شرورهای ترسناک سنتی ، هیچ چیز فوق طبیعی در مورد باتمن وجود ندارد. در نگاه اول ، او یک دلال دلپذیر و مرفه بورس وال استریت است ، اما در زیر سطح یک موجود شکنجه قرار دارد. شخصیت او ساختگی است ، با دقت ساخته شده است تا در کنار همرزمان خود باشد و در جامعه آمیخته شود. او با صدای بلند می گوید: “من همه خصوصیات یک انسان را دارم: گوشت ، خون ، پوست ، مو ، اما هیچ احساسی قابل شناسایی و واضح و روشن نیست جز طمع و انزجار.” در مورد گفتن باتمان احساس خستگی ناگوار و از دست دادن وجود دارد ، و عدم شناخت او از وضعیت عاطفی او باعث می شود او بیشتر از پیش فرار کند.

جنون پاتریک باتمن: چگونه آمریکایی PSYCHO تعریف وحشتناک وحشت
منبع: Lionsgate Films

روانشناسی آمریکایی تصویری پیچیده از شخصیتی که محصولی از فرهنگ مصرف کننده وی است ، ارائه می دهد و تقریباً همه ویژگی های روزمره او را جزئی می کند. در اوایل فیلم ، پاتریک باتمن می گوید: “من واقعاً آنجا نیستم.” دلیل این امر این است که وی در بین سایر بانکداران سرمایه گذاری در وال استریت قابل تشخیص نیست ، و این شیوه زندگی ثروتمند اوست که می توان از طریق کارت ویزیت وی و رزرو شام اسراف ، این را در قربانیان خود دید.

باتمن از جنایات خود دور می شود زیرا مانند همه افراد رفتار می کند ، تا جایی که همسالانش او را برای افراد دیگر اشتباه می کنند. او در محدوده کلیشه yuppie خوب است ، اما به طور همزمان ، او را نمی توان درج کرد. باتمن یک زندگی مضاعف دارد و به عنوان یک شرور ، استقلال مطلق را به تاریکی ترین مفهوم ممکن تجسم می دهد. او به دور از جامعه ، بدون توجه ، بدون نظارت و شایعه حرکت می کند. پاتریک باتمن با جذابیت و شعور خود دیگران را فریب می دهد و خواسته ها و خیالات خود را به مکالمه های روزمره می کشد ، که همیشه بدگویی و یا به عنوان شوخی تلقی می شوند. روانشناسی آمریکایی بنابراین ، نشان می دهد که هیولا می تواند در هر کجا باشد ، حتی با ظواهر معمولی مانند Bateman.

روانشناسی آمریکایی

قاتلان روانی در دنیای وحشت حاکم هستند و پاتریک باتمن به عنوان یک هیولا با دستور کار منحصر به فرد خود ایستادگی می کند. او تحت هدایت یک عدالت خواهی پیچیده است و در شخصیت اصلی او طعم غم انگیز وجود دارد ، زیرا می داند که او مجنون است. از بسیاری جهات ، پاتریک باتمن تصویربرداری مجدد از هیولا فیلم است که پیش از او آمده اند ، مانند Leatherface از قتل عام اره برقی تگزاس، که یک چهره بزرگ و سرگرم کننده است ، ماسک دارد. تفاوت در روانشناسی آمریکایی و “slashers” سنتی چیزی است که باعث جذاب تر شدن فیلم می شود. در مقایسه با امثال وس کراونرا جیغ، در مورد چگونگی گفتن چیزهای زیادی وجود دارد روانشناسی آمریکایی قراردادهای روایی را برانداز می کند. در اکثر فیلمهای کاهنده ، هویت قاتل در پایان مشخص می شود ، اما در روانشناسی آمریکایی، شخصیت اصلی قاتل است با فیلم گفته شده از دیدگاه او. و به طور سنتی ، هیولا فیلم ترس از ناشناخته ها ، اما اضطراب های موجود را نشان می دهد روانشناسی آمریکایی این طمع ، میل و سرکوب است.

جنون پاتریک باتمن: چگونه آمریکایی PSYCHO تعریف وحشتناک وحشت
منبع: Lionsgate Films

روانشناسی آمریکایی در مورد این ایده که هیولا می تواند در زیر سطح حباب کند ، آشکار می شود که باتمن اظهار داشت: “چیزی در درون من اتفاق می افتد و من نمی دانم چرا.” از طریق مخلوط کردن فعالیت های روزمره دنیای باتمان با قتل های وحشیانه او ، روانشناسی آمریکایی به طور نگران کننده با نرمال بودن زندگی روزمره با قتل های روانی روبرو است. این را نیز می توان دید که روانشناسی آمریکایی بیانگر اضطراب ناشی از سرکوب از طریق عادی بودن ، و ترس از تسلیم شدن در برابر خواسته های شخص است ، هر چند که ممکن است وحشتناک باشد.

به عنوان باتمن ، بیل فقط نوع صحیحی از شهوات را به تصویر می کشد که داشتن واکنش های متناقض نسبت به شخصیت سخت نیست. تاشا رابینسون یک قطعه در مورد روانشناسی آمریکایی برای حل چند سال پیش ، با بیان اینکه باتمن را می توان چهره ای دلسوز قلمداد كرد ، عقیده ای كه به اعتقاد من هنوز هم ادامه دارد. به قول او ، “همانطور که او احمق ، بدخواه و عصبانی است ، هسته اصلی چیزی در او وجود دارد ، چیزی که به ژان رحم می کند وقتی آنها در کنار هم هستند ، چیزی که ترسناک و ناامید کننده است وقتی همکار قاتل خود را اشتباه می کند. پیشرفت برای افراد عزیز. ” این یک خوانش است که همه با آن موافق نیستند. با این وجود ، لحظات دلخراش در فیلم وجود دارد که بینندگان را یادآوری می کند که پاتریک باتمن مغز متفکر نیست ، بلکه درعوض ، بدون اجبار عمل می کند ، در حالی که تلاش می کند هرج و مرج زندگی خود را پیمایش کند ، و این بخشی از دلیل این است که چرا او چنین است شرور پیچیده

ماسک عقل

هرچه پاتریک باتمن بیشتر به جنون بیفتد ، اعمال و ماهیت هویت او زیر سوال می رود. پاتریک باتمن کیست؟ او برای چه چیزی ایستاده است؟ و آیا این قتل ها فقط همه در ذهن او است؟ روانشناسی آمریکایی تاری و واقعیت و خیال پردازی باعث می شود پیام اصلی که جایگاه باتمن در جامعه فاقد معناست ، باشد که تقریباً به هر شخصیت دیگر فیلم گسترش می یابد. به نظر می رسد همه آنها یک موجود نسبتاً توخالی دارند که در جهت پیشبرد ایده فیلم از دنیایی است که همه از واقعیت جدا هستند. حتی وقتی پاتریک باتمن خود را به عنوان بخشی از حالت عادی معرفی می کند ، همیشه یک روان پریشانی آویخته بر او وجود دارد ، که منتظر منفجر شدن است و تشخیص بین واقعی و تصور را غیرممکن می کند.

جنون پاتریک باتمن: چگونه آمریکایی PSYCHO تعریف وحشتناک وحشت
منبع: Lionsgate Films

در اوج بسیاری از فیلم های ترسناک ، هیولا به خاطر آنچه واقعاً در معرض دید قرار دارند ، در معرض دید قرار می گیرند روانی آمریکایی ، هیچ چیز برای کشف وجود ندارد مخاطبان از قبل راز تاریکی پاتریک باتمان را می شناسند ، بنابراین وقتی “نقاب عقل” او شروع به لغزیدن می کند ، ما در کنار پاتریک باتمن ، تهدید به دستگیری را تجربه می کنیم ، به این احساس که ما نیز مرتکب این جنایات شده ایم. در حال حاضر ، بسیاری از فیلم های دیگر وجود دارد که در آن ساخته شده است که تماشاگر برای تأکید بر شرور ، مانند در ، ساخته شده است سکوت بره ها، اما کجا روانشناسی آمریکایی در بسیاری از معاصران خود متفاوت است ، در نحوه جلوگیری از ارائه تصویری کامل از پاتریک باتمن به بینندگان. بجای، روانشناسی آمریکایی با استفاده از این شخصیت برای طنز بیش از حد حرص و طمع و فرهنگ سازمانی.

و این سؤال را ایجاد می کند که آیا وحشت واقعی از آن است پیچو آمریکایی در این است که جامعه چگونه خود به خود جذب می شود. آیا پاتریک باتمن به راحتی پیاده در وحشت بسیار بزرگ است؟ آنچه در مورد تصویربرداری بیل از باتمن جالب است این است که او قادر است بدون از بین بردن عامل ترس ، ابهام زیادی را برانگیزد ، و شخصیت یوپی شخصیت را ، همه این موارد باعث می شود که پاتریک باتمن به یک شخص تبهکار تعریف شده و خرابکارانه تبدیل شود.

همچنین ببینید

هریت: هریت توبمن بیوپیک کاملاً ناامیدکننده است

افکار نهایی

پاتریک باتمن یک هیولا فیلم است که برای مخاطبان معاصر تعریف مجدد شده است. او در لباس های طراح یک هیولا است و به هیچ وجه از بین رفته است و بینندگان مجبور نیستند او را درک کنند ، زیرا او به سختی خودش را می فهمد. او شرور است که به سادگی وجود دارد. برای این منظور ، پاتریک باتمن نمایانگر وحشت اعتیاد ، هدیونیسم ، خودشیفتگی و طمع است – و با دوز طنز ، او شخصیتی است که در چشم انداز فرهنگ پاپ ما فرو رفته است.

به چی فکر میکنی روانی آمریکایی؟ شرور وحشت مورد علاقه شما کیست؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!


روانی آمریکایی را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!