جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان

کارگردان بریتانیایی برای اولین فیلم بلند خود جنیفر شریدان تصمیم گرفت یک فیلم خون آشام بسازد. یا او؟ وحشتناک / درام ناخوشایند و عمیقا احساس می شود رز: یک داستان عاشقانه واقعاً یک فیلم خون آشام است؟ یا حتی یک فیلم ترسناک؟ آنقدر ترسناک و دلخراش نیست و بیشتر تمرکز بر روی یک زن و شوهر است. پس این چیست؟

تا آنجا که به سینما مربوط می شود ، افسانه خون آشام تا حد مرگ انجام شده است (جناس بسیار در نظر گرفته شده). کشش از همه راه نوسفراتو به گرگ و میش، علاقه ما به مکنده های خون بی پایان به نظر می رسد. اما هرچه زمان می گذرد ، قرار دادن یک چرخش تازه در داستان خون آشام سخت تر می شود. شریدان هر چند ممکن است فقط اینجا را مدیریت کرده باشد. کارگردانی فیلمنامه توسط مرد برجسته او مت استوکو، او یک نسخه جذاب و بدون اقدام جالب از این موجود کلاسیک را ساخته است.

سوفی راندل گل سرخ را بازی می کند ، که از هر نظر غیر از نیاز به غذا خوردن در خون انسان ، یک فرد عادی است. در غیر این صورت ، او “تبدیل” می شود و به یک هیولای شکار وحشی تبدیل می شود. وجود شکننده او در انزوای عمیق با همسر فداکار سام (استوکو) در کنار او کنار آمدن با شرایط غیرمعمول آنها چالش های بسیاری برای سام و رز به وجود می آورد و فیلمبرداری آن برای چند مورد ارائه شده است شریدان. در اینجا ، او با استعلام فیلم در مورد کارگردانی فیلم نامه نویس خود ، کار در برف و طراحی خون آشام.

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان
Rose: A Love Story (2020) – منبع: Mini Productions

اندرو یانگ برای تحقیق در مورد فیلم: چیزی که من به خصوص در فیلم از آن لذت بردم این افزایش وحشت است ، بدون اینکه واقعاً دچار “وحشت کامل” شوم. آیا به عنوان یک فیلم ژانر به این موضوع نزدیک شدید؟ چگونه فیلم را طبقه بندی می کنید؟

جنیفر شریدان: من فکر می کنم این س questionال مداوم در کل راه بوده است ، حتی از زمانی که فیلم نامه را خوانده ام. من مثل “آیا این یک فیلم ترسناک است؟” ، زیرا بسیاری از آن یک درام پایه است. این ژانر دامن است. مثلاً آن را به عنوان یک فیلم خون آشام تصور کنید که از بعضی جهات می توانید استدلال کنید که اینگونه است. اما اگر به فیلم های سنتی خون آشام نگاه کنید ، آنها بسیار عاشقانه و کمی سکسی هستند. من فکر می کنم گل سرخ سکسی نیست حتی اگر نامیده شود یک داستان عاشقانه، بسیار پرسیده می شود که رابطه داشتن با کسی که چنین نوع رنجی داشته باشد ، واقعاً چه خواهد بود.

واقعیت این است که شما مجبورید زمانهای غذا را مدیریت کنید ، و باید دریابید که چگونه باید یک زندگی جنسی داشته باشید ، در حالی که آنها را از خود و جهان محافظت می کنید ، و از خود محافظت می کنید. من فکر می کنم که این جایی است که کار بهم ریخته می شود. زیرا آنها در یک وضعیت وحشتناک قرار دارند و چیزهای وحشتناک و کاملاً وحشتناکی وجود دارد. و خطری برای آن وجود دارد ، بنابراین آنها به نوعی در معرض خطر قرار می گیرند ، که این مضامین ترسناک را قرض می دهد. اما آنها همچنین فقط دو شخصیت کاملا واقعی هستند که سعی در زنده نگه داشتن ازدواج خود دارند.

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان
منبع: Mini Productions

در چه مرحله ای فیلمنامه را دریافت کردید و وارد آن شدید؟ و چرا؟

جنیفر شریدان: من فیلمنامه را حدود دو سال قبل از ساخت فیلم خواندم و آن را دوست داشتم. سپس مت را ملاقات کردم ، به او گفتم که دید من در مورد فیلم چیست و او واقعاً با آن همسو شد. احساس می شد که ما رویکردی کاملاً مشابه با آن داشتیم که بسیار درخشان بود. بنابراین ما به نوعی با آن امضا کردیم مانند “بیایید این کار را با هم انجام دهیم” ، و سوفی به کشتی آمد زیرا او و مت در یک نمایش Sky کار می کردند. او دید که او در حال نوشتن فیلمنامه است ، سپس خواست که آن را بخواند ، سپس فکرهایی کرد. آن افکار درخشان بودند.

بنابراین ما وارد این نوع سه گانه فرایند خلاقانه شدیم ، جایی که ما فقط ایده هایی را در مورد فیلمنامه به دست می آوردیم و در مورد مضامین مربوط به آن صحبت می کردیم. این واقعا ارگانیک بود و به طور طبیعی هم اتفاق افتاد. بنابراین وقتی یک فیلمنامه در مکانی گرفتیم که واقعاً از آن راضی بودیم ، اتفاق خیلی سریعی بود که بعداً رخ داد. تهیه کننده را گرفتیم ، پول را گرفتیم – آنقدر که می خواستیم پول نگرفتیم اما آنقدر کافی داشتیم که فکر کردیم “بله می توانیم این کار را بکنیم” – و ما فقط رفتیم و این کار را کردیم. و در آن مرحله کاملاً گردباد بود.

کار با مت ، که فیلمنامه را نوشت ، چگونه بود؟ آیا این تجربه شما را به عنوان کارگردان ، کار با کسی که “مالکیت خلاقانه” بیشتری نسبت به پروژه دارد تغییر می دهد؟

جنیفر شریدان: خوب ، از بعضی جهات این کار را آسان می کند زیرا شما شخصی را بازیگر اصلی خود دارید ، اما داستان را از درون می داند و در همه سطور فکر کرده است و دلیل آن را پشت سر می گذارد. وقتی به آنجا رسیدید خیلی در یک صفحه هستید. فکر می کنم اگر در مراحل نوشتن فیلمنامه نبوده اید و با کسی که با او خلاق نیستید همسو هستید قدم می گذارید ، کابوس می بینید. در حالی که خوشبختانه من احساس می کنم من و مت ، و سوفی نیز چنین دیدگاه مطلوبی نسبت به فیلم داشتیم.

همچنین به دلیل اینکه آنها بازیگران بسیار قدرتمندی هستند و به دلیل رابطه با یکدیگر ، در این میان خلاصه ای وجود دارد که وقتی 15 روز فرصت دارید یک فیلم بسازید و نه منابع عظیم لوکس بودن سوار شدن یا وانت. شما به نوعی باید آن را میخکوب کنید ، و من فکر می کنم داشتن چنین نوع رابطه ای ، در این نمونه ، چنین نعمتی بود. این واقعا کمک کرد و باعث صرفه جویی در وقت زیادی شد. آن بحث هایی که شما با بازیگران در سر صحنه انجام می دهید در مورد اینکه انگیزه این شخصیت چیست ، لازم نیست که آنها را داشته باشید. او میداند!

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان
منبع: Mini Productions

این فیلم کاملاً یک احساس بی انتها دارد. هیچ فناوری ، تلفن و چیزی که مخصوصاً تاریخ جهان باشد وجود دارد. آیا این کار عمدی بود یا فقط یک محصول جانبی تلاش برای منزوی کردن شخصیت ها بود؟

جنیفر شریدان: این سال واقعاً خوبی است. مقدار زیادی از آن در پس زمینه بود که ما کمی برای آنها طراحی کردیم ، یعنی اینکه در سر ما رز این گرفتاری را گرفتار کرده بود. او همیشه آن را نداشت ، به همین دلیل است که شما عکس های آنها را در تعطیلات می بینید ، به عنوان مثال ، در فیلم. شما می دانید که قبلاً زندگی وجود داشته است. بنابراین تقریباً شبیه این است که آنها مجبور شده اند زندگی خود را رها کنند ، یک کلبه بخرند و فقط زندگی را به این روش موقت کار کنند. و من فکر می کنم بسیاری از اینها ارتباط شما با دنیای مدرن را از بین می برد.

همچنین ، از نظر جسمی ، آن مکان فاقد سیگنال تلفنی بود [laughs]. داشتن تلفن تقریباً بی معنی بود ، زیرا شما نمی توانستید اینترنت دریافت کنید. این یک کابوس بود. می دانید که این مکان بسیار منزوی است. و انتظار نمی رفت برف این تعجب آور بود خوشبختانه ما به نوعی برای برف آماده شده بودیم ، اما نمی دانستیم که این فیلم قرار است این نوع فیلم تیره و برفی باشد. این فقط همان اتفاقی است که وقتی به آنجا رسیدیم و با آن غلت زدیم. بنابراین بله ، احساس می کنم انگیزه زیادی در پشت این وجود دارد [the setting]، به همین دلیل است که تقریباً کمی بی انتها احساس می شود. تقریباً مثل این است که اوضاع به نوعی با آنها فرار کرده است.

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با ROSE: A LOVE STORY کارگردان جنیفر شریدان
منبع: Mini Productions

«یک داستان عاشقانه» بخشی از عنوان است و این یکی است. چگونه به طراحی گل رز “خون آشام” نزدیک شدید ، تا از انسانیت برکنار نشوید و از داستان عشق در مرکز آن کم نکنید؟

جنیفر شریدان: بله ، این یک چالش جالب بود که من قطعاً با آن روبرو شدم. چون رز ، از جهاتی به این هیولای وحشی تبدیل می شود ، اما هنوز یک انسان پشت آن است و می تواند به قسمتهای انسانی اش برگردد. این او را کاملا تغییر نمی دهد ، بلکه کمی او را تغییر می دهد.

حتی از نظر طراحی صدا ، یافتن صدایی که هنگام چرخش ایجاد می کند مدت زمان زیادی طول کشید. گاهی اوقات طراح صدای من مانند “نظر شما در مورد این چیست؟” و من مانند “به نظر می رسد مانند یک هیولا است ، و باید به نظر برسد از یک زن کوچک بیرون می آید”. شما باید باور داشته باشید که او می تواند از طریق فیزیکی و از طریق تحولی که از آن سر می زند ، آن سر و صدا را ایجاد کند. بله ، این یک چالش واقعی بود ، و من دوست دارم تا آنجا که ممکن است کارها را در دوربین انجام دهم. اکثر اثرات جدا از برخی از رگها ، اثرات عملی و داخل دوربین هستند. چون این فیلم هایی هستند که من آنها را دوست دارم.

آیا شما فکر می کنید رز: یک داستان عاشقانه پیچشی موفق در افسانه خون آشام ایجاد می کند؟ چگونه می توانید یک هیولای ترسناک کلاسیک را تغییر دهید تا چیزی تازه ایجاد کند؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

ما می خواهیم از جنیفر شریدان بخاطر اختصاص دادن وقت خود برای صحبت با ما تشکر کنیم.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“تقریباً مانند این است که آنها در سطح مولکولی دچار این بحران هویت شده اند.” در گفتگو با باگام طارق ، نویسنده-کارگردان MOGUL MOWGLI

به زودی ریز احمد در آغاز به صحنه می رود مغول موگلی، می دانید که قصد دیدن چیز خاصی را دارید. از این لحظه مشخص است که این فیلمی با انرژی و گاز خواهد بود و به قدرت فوق العاده ستاره آن متصل می شود. احمد در نقش Zed ، یک خواننده رپ انگلیسی-پاکستانی بازی می کند که در شرف بزرگترین تور زندگی خود است. درست قبل از گشت و گذار ، زد با یک بیماری خودایمنی روبرو شد که او را برای راه رفتن سخت تر می کند. آنچه در زیر می آید مراقبه ای جذاب ، غالباً سورئال ، در مورد دیاسپورای جنوب آسیا است.

با استفاده از آهنگ های از احمدآلبوم شخصی خداحافظی طولانی، مغول موگلی به عنوان یک پروژه کاملاً شخصی برای این بازیگر مطرح شده است ، وی همچنین در اینجا نویسندگی مشترک دارد. با این حال ، این فقط نیست ریز احمدفیلم این کاملاً محکم یک همکاری بین است احمد و نویسنده ، مستندساز و همکار TED بسام طارق. به سختی آسان است که فیلم را به عنوان یک اثر نیمه زندگینامه از آن سنجاق کنید احمد، این به معنای نادیده گرفتن تأثیر کارگردان و نویسنده مشترک است طارق در پروژه داشته است. از لحاظ زیبایی جاه طلبی ، بازی با توهمات و کششهای طولانی موسیقی ، مغول موگلی علامت این را دارد که یک فیلمساز مهر خودش را روی این ماده می گذارد.

اینجا، طارق در مورد زمان کار با فیلم با استعلام فیلم صحبت می کند ریز احمد، تجربیات خودش از دیاسپورا و رویکرد خلاقانه اش در فیلم.

منبع: توزیع BFI

اندرو یانگ برای استعلام فیلم: این همکاری بین شما و ریز احمد است. چه کسی ابتدا به چه کسی نزدیک شد و چگونه فیلم به شکل امروزی درآمد؟

بسام طارق: این پروژه واقعاً چیزی است که من و او به روشهای مختلفی روی آن کار کرده ایم. ما همیشه می خواستیم با هم کار کنیم و هرگز نمی دانستیم که چگونه این کار را انجام دهیم. من فکر می کنم ما یک سری ایده ها را به دیوار انداختیم و بعد فهمیدیم که به نوعی در پشت تروپ ها و ایده ها پنهان شده ایم و فقط باید در حد توان خودمان باشیم. به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم ماسک ها را برداریم و کاری را به همان اندازه واقعی که می توانیم انجام دهیم ، و همانطور که می توانیم به خودمان و تجربیات خود متصل باشیم. بنابراین شخصیت زد به معنای واقعی کلمه ادغام او و من است.

جالب است که شما این را می گویید ، زیرا دیدن Zed به عنوان نسخه ای از Riz ، و این به اندازه داستان او بسیار وسوسه انگیز است. آیا گفتن داستان شخص دیگری در شغل شما به عنوان کارگردان تأثیر دارد؟ یا اینکه اینجا فرق می کرد چون شما مقداری از خود را در آن قرار می دادید؟

بسام طارق: بله ، من فکر می کنم این تنها راهی است که هرکسی می تواند این کار را انجام دهد. حداقل این تنها راهی است که می دانم چگونه کارگردانی کنم. با آمدن از مستند ، من بسیار معتقدم که مستندساز یا فیلمساز در ساخت داستان نقش دارد و نمی تواند مداخله خود را در این قاب انکار کند. بنابراین سوال این است: شما واقعاً چگونه مداخله می کنید؟ نامرئی بودن یک انتخاب است و حضور بسیار فعال آن یک انتخاب است. بنابراین من فکر می کنم صریح و روشن بودن در مورد قصد شما مهم است.

با این فیلم نامرئی بودن یا حضور فعالتر بودن آن بود؟

بسام طارق: می گفتم کمی از هر دو بود. من فکر می کنم قطعاً در نوشتن ، پدر و مادر من در این زمینه بسیار زیاد هستند. اما پس از آن در لندن و Zed’s یک خواننده رپ قرار می گیرد و ویژگی های غنایی و حساسیت های غنی Riz است که فیلم را پیش می برد. من هرگز نمی خواهم آن را انکار کنم. دیدن آن بسیار هیجان انگیز است ، و من فکر می کنم این بستر فیلم است و به ما کمک کرد بفهمیم چگونه می خواهیم این را از لحاظ سینمایی زنده کنیم. این واقعاً به افتخار اجرا بود و این همان گونه بود که سعی داشتم فیلم را به حرکت درآورم و فضا را برای این بازیگران فوق العاده و باورنکردنی ایجاد کنم.

منبع: توزیع BFI

این فیلم در مورد دیاسپورای جنوب آسیا ، به ویژه با شخصیتی در لندن است. شما و ریز بیشتر زندگی خود را به ترتیب در آمریکا و انگلیس گذرانده اید. با داشتن تجارب متفاوت از دیاسپورا ، این چه تاثیری بر فیلم داشت؟

بسام طارق: خنده دار است زیرا تجربه انگلیس-آسیا بسیار متفاوت از مهاجرت آمریکایی های آسیای جنوبی است. من فکر می کنم به طور کلی در اینجا تحرک بالاتر است [the States]، مردم به ویزای دانشجویی می آمدند و در نهایت به عنوان مهندس می ماندند ، اما نکته جالب این است که والدین من به عنوان طبقه کارگر ساکن کوئینز به اینجا آمده اند. نکته جالب این است که وقتی به کوئینز ، نیویورک نگاه می کنید بسیار شبیه به ومبلی است [where Ahmed and Zed are both from]. بنابراین تجربیات ما بسیار مطابقت داشت. واقعاً برای من بود که باید زندگی خودم را بیاورم و آن را به ومبلی بیندازم و خیلی جالب بود که ببینم چگونه به نوعی ترجمه شده است.

این فیلم در مورد هویت و تعلق است اما در مورد بیماری مزمن است. چرا این دو داستان در کنار هم قرار می گیرند؟ چرا یکی یا دیگری نیست؟

بسام طارق: آنها مناسب هستند زیرا ما نمی توانیم بدن خود را از مهاجرت جدا کنیم. من احساس می کنم الگوهای مهاجرت است و این مهاجرت بین نسلی که اتفاق می افتد در واقع آسیب به بدن ما وارد کرده است. مطالعات علمی زیادی در مورد این موضوع به نام اپی ژنتیک انجام شده است ، با این ایده از آسیب بین نسلی ، جایی که آسیب ناشی از سه یا چهار نسل پیش هنوز در DNA شما وجود دارد.

این در لبه علمی است ، چیزی است که مردم در مورد آن صحبت می کنند ، اما این یک چیز دیوانه کننده است و چیزی است که ما نمی خواستیم در فیلم درباره آن صحبت کنیم ، زیرا احساس می شد از بالای سر آن را می زنیم. اساساً این ایده وجود دارد و مطالعات نشان می دهد که افرادی که مهاجرت می کنند تعداد بیشتری از اختلالات خود ایمنی دارند. به خصوص افرادی که از سرزمین های گرم به مناطق سرد می آیند. بدن آنها به سختی با انطباق روبرو می شوند. بنابراین تقریباً مانند این است که آنها در سطح مولکولی دچار این بحران هویت شده اند و ما احساس کردیم که این روش جالب توجهی در این مورد است.

چیز دیگر این است که از نظر معنوی ، هنگامی که شما مانند تصوف بیمار هستید ، آن را نوعی تصفیه می دانند و مانند اینکه حجاب برداشته می شود. بنابراین این ایده این است که چون Zed بیمار است و هر روز بیشتر بیمار می شود ، در واقع بیشتر این حجاب ها برداشته می شود و او بیشتر در مورد این تجربه های مختلف توهم می کند.

منبع: توزیع BFI

در اینجا گزینه های کارگردان کاملاً چشمگیری وجود دارد. اول ، عناصر سورئال و توهم انگیز فیلم وجود دارد ، و دوم اینکه ، موسیقی وجود دارد ، که فقط در آن فلفل نیست بلکه اجازه پخش و تحریک واقعی داستان را دارد. تفکر پشت این دو تصمیم خلاقانه چیست؟

بسام طارق: بله مرد ، وحشی است زیرا کار در مورد چگونگی ایجاد تعادل بین همه این عناصر بسیار دشوار است و من آن را به عنوان یک رقص در نظر می گیرم. این بخشی از فیلم است که واقعاً مرا هیجان زده می کند. وقتی واقعا جاه طلبانه است و کار می کند ، و همچنین زمانی که اینطور نیست. من فکر می کنم که برای من واقعا هیجان انگیز است ، زیرا شکست دادن در جلو هیجان انگیز است. چون اگر شما چیزهایی را امتحان نمی کنید و اشتباه نمی کنید ، پس ما چه کار می کنیم؟ آزمایش سینمایی چیست؟

این هنوز یک زبان جدید است. نقاشی ها برای من وجود داشته است ، من نمی دانم چند هزار سال است. نوشتن برای مدت طولانی وجود داشته است. کمتر از صد سال است که این فیلم وجود دارد. هنوز خیلی جدید است ما در مقایسه با سایر اشکال هنری هنوز در مراحل ابتدایی هستیم و قبلاً در مورد شکل آن ایده گرفته ایم ، ایده هایی درباره داستان چیست و ساختار سه کاره بلا-بلا-بلا. من فکر می کنم ما هیجان شکل سینمایی را از دست می دهیم ، و این واقعاً در آن اشتباهات است ، در آن سفرهایی که فکر می کنم هیجان وجود دارد.

این در کثیف بودن هارمونی کورین است گومو، در کثیف بودن لئوس کاراکس پسران با دختر ملاقات می کنند. در آن فیلم هایی که اوضاع به هم ریخته و هیجان انگیز است ، ما شروع به کمک یک چیز هیجان انگیز و جدید به زبان سینمایی می کنیم. اگر این همان کاری است که ما انجام می دهیم ، می خواهیم جایی جدید و هیجان انگیز برویم و ارزشش را دارد. ارزش بهم ریختن را دارد. ارزش این را دارد که یک ستاره از نظر شما خارج شود.

تحقیق فیلم می خواهد از بسام طارق بخاطر اختصاص دادن وقت برای صحبت با ما تشکر کند!

مغول موگلی از استعدادهای موسیقی ستاره خود برای گفتن داستانی در مورد دیاسپورای جنوب آسیا استفاده می کند. چه فیلم های دیگری به شکلی جالب و معنی دار درباره دیاسپورا بحث می کنند؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

مغول موگلی در تاریخ 30 اکتبر 2020 در سینماهای انگلستان اکران می شود.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“من شک دارم که فقط نمی تواند به موقع تر باشد.” مصاحبه با جرمی سیمز ، مدیر RAMS

اوایل ورود قوچجرمی سیمز‘بازسازی استرالیایی درام ایسلندی نامزد اسکار 2015 به همین نام – برادران بیگانه کالین (سام نیل) و Les (مایکل کاتون) وقتی دو رقیب آخر در مسابقه سالانه قوچ جایزه شهری دور افتاده استرالیای غربی باشند ، مجبور می شوند با هم لانه کنند. علی رغم تنشی که در سرتاسر مناطق مختلف کوه بارکر موج می زند – که توسط قاتلان استعدادهای محلی و بین المللی از جمله میراندا ریچاردسون، آشر کدی ، و وین بلر – به نظر می رسد کل ماجرا به طور معمول تجارت باشد و حتی وقتی جایزه کوچک به یک لس مبهم تحویل داده می شود ، به نظر می رسد که همه این سختی ها تعادل را در این جامعه گره خورده تثبیت می کند.

این خونسردی جدی وقتی قوچ جایزه Les با بیماری نادر و کشنده تشخیص داده می شود ، مقامات دولتی را مجبور به پاکسازی هر گوسفند در دره می کند ، و درایوهای فعال منحصر به فرد هر دو برادر را از بین می برد. ایده ویروس غیرقابل پیش بینی که اخلال در شیوه طبیعی زندگی ما را ایجاد کند ، امسال با یک وحشت غیرمنتظره ای روبرو می شود ، اما ژول دانکنفیلمنامه بار دیگر تأکید می کند که در تاریک ترین لحظه های انکارناپذیر ما زمانی است که بهترین انسان ها توانایی درخشش درخشان را دارند.

پیش از قوچ اکران نمایشی استرالیا در 22 اکتبر ، من فرصتی برای گفتگو داشتم قوچ کارگردان جرمی سیمز درباره اقتباس درام اصلی ایسلندی ، کیفیت بی انتهای کوه بارکر و کار با آن مایکل کاتونطرف دراماتیک است.

الکس لاینز برای تحقیق در مورد فیلم: من در مصاحبه ای در سال 2018 که درست قبل از فیلمبرداری رامس نوشته شده بود ، خوانده ام که فرصتی برای ملاقات با گریمور هاونکارسون نداشته اید ، اما اشاره کردید که او بسیار مشارکت داشت – می خواستم از شما بپرسم از آن زمان توانسته اید با او ملاقات کنید و آیا او فیلم را دیده است؟

جرمی سیمز: خوب ، جواب این است که من با او ملاقات نکرده ام. من علاقه ای به صحبت قبلی با او نداشتم زیرا می خواستم فیلم خودم را بسازم. شناخت من از فیلم واقعاً از دیدن آن در جشنواره ها هنگام تور بود آخرین کابین به داروین. سپس فکر کردم ، نگاه کن ، من به اندازه کافی آن را می دانم تا اکنون روی نسخه ما کار کنیم.

اما تولیدکنندگان ، ژانله و آیدان، دوستان خوبی با او هستند و آنها در تمام مراحل با هم در ارتباط بودند و او مجبور شد پیش نویس های متن متن را بخواند. همه ما قرار بود دور هم جمع شویم و فیلم را ببینیم اگر ویروس نبود. ما احتمالاً در یک بار در جایی در اسکاندیناوی بوده ایم که احتمالاً درباره آن صحبت کرده ایم ، بنابراین شرم آور است. من دوست دارم او را ملاقات کنم و می دانم که او فیلم را دوست دارد.

منبع: Roadshow Films

احساس می کنید تغییر تنظیمات از این نوع حومه سرد ایسلندی به محیط خشک استرالیای غربی که روی مواد یا زیر متن شخصیت ها و روابط مرکزی آنها تأثیر داشته باشد ، احساس می کنید؟

جرمی سیمز: فکر نمی کنم در واقع روی آن تأثیر بگذارد. آن داستان ، داستان دو برادر ، در اصل ، یک حماسه ایسلندی است. این داستان از همان داستان داستان قابیل و هابیل می آید و هر فرهنگ دیگری این داستان دو برادر را دارد ، در بیشتر فرهنگ های غربی با این ایده که پسران از پدر به ارث می برند ، تنظیم شده است. بنابراین ایده دو پسر که کاملاً مخالف یکدیگر هستند و یکی مورد پسند پدر است و دیگری این نیست که وقتی به آنها واگذار شد با یکدیگر جنگ کنند ، این داستان از هزاران و هزاران سال پیش وجود داشته است.

بنابراین، هنگامی که گریمور شروع به کار بر روی نسخه اصلی کرد قوچ، او در حال کپی برداری از یک حماسه بود که با آن بزرگ شده بود و عمویش به او گفت. من فقط از این منظر به آن نزدیک شدم ، خوب ، من این حماسه را به من منتقل کرده ام ، بنابراین می خواهم آن را بگویم. تا آنجا که دو مرد در کشور منزوی بودند ، وقتی به مردم در کوه بارکر گفتیم که ما در حال ساخت یک فیلم در مورد دو برادر هستیم که 40 سال صحبت نکرده اند و آنها مزرعه خود را از وسط تقسیم کرده اند ، او گفت ، ” اوه ، شما آن را در مورد پیت و دیو ساختید که هر کجا زندگی می کرد. ” همه داستان را تشخیص می دهند. از این منظر ، خواه گرمای طاقت فرسای تابستان استرالیای غربی باشد یا سرمای یخ زده زمستان ایسلندی ، آن قسمت ، طبیعت همان نقشی را که در نسخه اصلی فیلم داشت ، در نسخه من بازی کرد.

یکی از جنبه های رسمی این فیلم که می خواستم به آن بپردازم کیفیت پایین و تاریخی کوه بارکر و شخصیت های مختلف آن بود. احساس گم شدن در زمان ، به ندرت تلفن همراه یا دال مدرن را می بینید ، اگر به من بگویید این فیلم در دهه 80 یا 90 تنظیم شده است ، من به شما باور می کنم آیا احساس کردید که این کیفیت آنالوگ عامل مهمی در تحقق این جهان و ساکنان آن است؟

جرمی سیمز: خوب ، مطمئناً اوایل می دانستیم که هیچ یک از قهرمانان اصلی ما تلفن های همراه را دوست ندارند. آنها پیرمردهای تلفن خود هستند و یک بار من با آنها کار کردم کلیتون جونسی از نگاه فیلم ، من مطمئناً نمی خواستم به جایی برسم که بگویم ، “خوب ، چرا آنها فقط او را صدا نمی کنند؟” این که او می خواهد تلفنش را با او در وسط مزرعه گوسفند داشته باشد. ما فقط از این فرض رفتیم که آنها تلفن حمل نمی کنند.

و اگر به شهرهای روستای استرالیای غربی رفته باشید ، در بیشتر موارد ، اگر وسایل نقلیه را از آن خارج کنید ، به نظر می رسد که در دهه 70 یا 80 هستند. Mount Barker یک شهر زیبا است و داستان پیرامون ایده های مدرن نبوده ، اگرچه معلوم شد که ما نمی توانستیم با یک بیماری همه گیر مدرن تر باشیم. جالب است که آن را برداشتید ، اما بله ، ما عمداً این کار را کردیم. ما نمی خواستیم دنیای مدرن را بسازیم. ما نمی خواستیم فناوری مدرن را در این فیلم مطرح کنیم.

بین این و آخرین کابین به داروین، شما واقعاً توانسته اید از گوشت خارج شوید و توجه اصلی را بر روی خردهای دراماتیک مایکل کاتون قرار دهید ، که فکر می کنم هنوز شخصیت ملی خنده دار یقه آبی بودن را به همراه دارد ، بنابراین به عنوان یک بازیگر خود ، چگونه می توانید با تغییر شکل آن شخصیت در این نقشهای قابل اندازه گیری بیشتر؟

جرمی سیمز: اوه ، ببین ، برای من خیلی خوب بوده است که مردم او را به عنوان پسری می بینند قلعه یا عمو هری در تلویزیون. از آنجا که من به عنوان بازیگر با او کار کرده ام ، فقط می دانستم که او چقدر ماهر است. این واقعا دشوار است که برای مردم توضیح داده شود ، مهارت این است که جلوی دوربین بروید و بدانید کجا هستید و چه کاری انجام دهید و چگونه چیزهای کوچکی را که یک داستان را بازتاب می دهند منعکس کنید. مهارت های او در کشور ما بی نظیر است. او یکی از باتجربه ترین بازیگران اکران است و همینطور است سام برای این موضوع سپس شما اضافه می کنید میراندا ریچاردسون به مخلوط می پردازید و شما می خواهید مانند رولز رویس کارگردانی کنید.

برای من ، دانستن مایکل خوب ، دانستن اینکه او چنین پتانسیلی دارد ، واقعی است مایکل کاتون انسان متفکر ، جالب ، بی ثباتی است. او یک جنبه تاریک دارد و از نوشیدنی هم بدش نمی آید ، بنابراین این شخصیت ، اگرچه برای مخاطبانی که می دانند یک کشش است مایکل کاتون، من می دانستم که او به اندازه کافی از این شخصیت شناخت دارد. و او در کشور بزرگ شد و خانواده ای دارد که با یکدیگر صحبت نمی کنند. منظورم این است که او همه این مطالب را درک کرده است. من واقعاً متعجب هستم که مردم از این که او در کارش بسیار خوب است شوکه شده اند زیرا من می دانستم که چنین خواهد شد.

منبع: Roadshow Films

من فکر می کنم این همه چیز کمدین است ، مانند جیم کری یا رابین ویلیامز که می روند ، “اوه ، وای”. به دلایلی احساس تعجب می کند.

جرمی سیمز: همه کمدین ها با تاریکی کار می کنند. به همین دلیل آنها خنده دار هستند. اگر به واژه نامه ستاره های فیلم آمریکایی در 30 سال گذشته نگاه کنید ، 90٪ از مردان ستاره فیلم های آمریکایی وقتی شروع به کار می کنند ، کمیک استندآپ هستند زیرا به دنیا نگاه می کنند و می روند ، “آیا این موضوع گنگ نیست” آنها به آن نزدیک می شوند نگاه کن کاتون فقط یک بازیگر واقعا دوست داشتنی است و او را جذب می کند و سام با هم شاید بهترین کارگردانی باشد که روی این فیلم انجام دادم ، من سخت تلاش کردم تا آنها را جمع کنم.

شما قبلاً آن را لمس کردید ، اما احساس می کنید که بازدیدهای فیلم اکنون از این زمان خاص متفاوت است؟

جرمی سیمز: من از افرادی که آن را می بینند ، مشکوک شده ام که به نمایشگاه ها و کارهای روز پدر رفته اند ، من گمان می کنم که فقط نمی تواند به موقع تر باشد.

نوعی عجیب است. منظورم این است که ای کاش فرصتی بیشتر برای آن وجود داشت تا بتواند اعدادی را انجام دهد که فکر می کنم اگر تمام سینماها کاملاً افتتاح شود و همه ما با خوشحالی به سینماها برویم می توانست این تعداد را انجام دهد. اما من فکر می کنم آنها به اندازه کافی باز خواهند بود تا مردم بگویند: “اوه ، من نمی خواهم بروم و یک فیلم تاریک ببینم. من هم نمی خواهم بروم و یک کمدی احمقانه ببینم. من چیزی می خواهم که در آن جایی که اکنون در جهان هستیم صحبت کند. “

و به اندازه کافی عجیب ، این فیلم انجام می دهد. این جامعه با برخی از مسائل واقعاً بزرگ دست و پنجه نرم می کند و همه آنها انسان هستند و همه در حال بحث هستند که پاسخ صحیح به این همه گیری که با آن روبرو هستیم چیست. بنابراین بین آتش سوزی بوته ها و یک بیماری ویروسی که چیزهایی را که آنها دوست دارند از بین می برد ، ما تقریباً پول زیادی را صرف کرده ایم.

استعلام فیلم از جرمی سیمز تشکر می کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد.

Rams در تاریخ 22 اکتبر 2020 به سینماهای استرالیا می رود.


رم ها را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با نویسنده-کارگردان SUPERNOVA هری مکین

تماشا کردن هری مکینفیلم سال دوم ابرنواختر مثل این است که برای آخرین بار شخصی را که دوست دارید بغل کنید. آغوشی گرم و شجاعانه است ، اما غم و اندوهی بی اندازه پر از آن است. این یک تجربه SUPERNOVA یا سخت نیست ، بلکه یک تجربه دلپذیر است. در واقع آنقدر دلپذیر است که هرگز نمی خواهی پایان یابد. این یک ترفند زنگ نوعی مهارت است که مکین با این فیلم کشیده شده است. خوشبختانه ، او در مورد چگونگی انجام این کار با Film Inquiry صحبت کرد.

“من می خواهم به خاطر آنچه كه هستم به یاد بیاورم نه آنكه می خواهم بشوم”

ابرنواختر، یک قدم بالاتر از مشخصات و شجره نامه از ویژگی اول هینترلند، کاری ملایم و متحرک از است مکین که می تواند او را مورد توجه صنعت جریان اصلی فیلم قرار دهد و به رای دهندگان جایزه دهد. دوربین او سام را دنبال می کند (کالین فرث) و توسکر (استنلی توچی) ، حدوداً 20 سال یا افرادی که در حال سفر به حومه انگلیس هستند و یکی از مقاصد خانه خانوادگی سام در آن است. در طول سفر ، به طور فزاینده ای مشخص می شود که توسکر با زوال عقل جوان مبتلاست. با بدتر شدن وضعیت او ، او توانایی خود را از دست می دهد و به آینده ای دشوار برای او و سام نزدیک می شود.

مشکلات عاطفی و عملی که سام و توسکر با آن روبرو هستند به زیبایی و با ظرافت بیان شده است مکینفیلمنامه ، هر دو شخصیت تصمیمات بزرگی را برای تصمیم گیری در مورد آینده با هم دارند. برخلاف بسیاری از شخصیت های فیلم که از زوال عقل رنج می برند ، توسکر هنوز بسیار جوان است. جایی در 50 سالگی ، او از نظر جسمی متناسب است و به طور کلی انرژی یک مرد بسیار جوان را دارد. تصمیم برای متمرکز کردن داستان پیرامون فردی که مبتلا به زوال عقل است ، از یک مکان شخصی ناشی شده است مکین. وی می گوید: “یك همكار كاری كه در حدود 50 سالگی بود ، مبتلا به زوال عقل جوان بود و من واقعاً به آن علاقه مند شدم.”

تحقیقات او به این نتیجه رسید که این بیماری “شایع نیست ، بلکه شایعتر از آن است که شما فکر می کنید”. مأموریت این فیلم نه تنها به تصویر کشیدن زندگی فردی که با زوال عقل زودرس و اطرافیان زندگی می کند ، بلکه افزایش آگاهی از آن ، “و همه کارهای درخشان در اطراف آن است.” بیشتر از هرچیزی، مکین گفت که گفتن این داستان بهترین احساس را برای او داشت که به عنوان یک فیلمساز بگوید: “تمرکز روی یک گروه سنی که من تجربه آن را داشتم بسیار صادقانه بود.”

یکی دیگر از جزئیات کلیدی در ابرنواخترتصور از زوال عقل این است که این توسکر است و نه سام که با یک بیماری دست و پنجه نرم می کند. همانطور که نقل قول بالا نشان می دهد ، ابرنواختر بسیار نگران این ایده است که زوال عقل می تواند زندگی را قبل از اینکه ظاهراً “تمام شود” بگیرد. توسکر به خواهر سام ، لیلی ، گفت: “هیچ کس مجبور نیست که در حالی که هنوز زنده است کسی را عزادار کند.” این ایده با ما روبرو شده است که زوال عقل کسی را به شخصی متفاوت تبدیل می کند و شخصیتی را که او را به همان شکل دیگری تبدیل می کند ، از بین می برد. پس شاید طبیعی است که مکین بزرگتر از این دو شخصیت را انتخاب کرد تا یکی از آنها باشد. توسکر یک نژاد پرست است ، سرشار از ذکاوت و جذابیت ، فویل برونگرا برای شخصیت محفوظ ، کمی گیج کننده سام.

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با نویسنده-کارگردان SUPERNOVA هری مکین
منبع: جشنواره فیلم لندن

توضیح می دهد: “من خیلی ساده فکر کردم.” مکین، “اگر شما شخصیتی داشتید که پر از زندگی است اما از مرگ و میر خود آگاهانه است ، پس این جالب خواهد بود. این تقریباً تناقض است. این یکی از خوشحالی های این است که استنلی نیز آن نقش را بازی کند. او چنان سرگرم کننده و شوخ طبعی را برای هر کاری انجام می دهد که احساس غم انگیزی می کند ، داشتن کسی که در حال مرگ است اما آنقدر پر از لذت زندگی است. “

تیم رویایی

بدون اینکه از مهارت خود به عنوان نویسنده و کارگردان دور شود ، موفقیت مهم مکین قبلاً در جشنواره های سراسر جهان با ابرنواختر مطمئناً بخش عمده ای از آن مرهون بازیگران مرگ است توچی و تولد. او اولین نفری است که به آن اعتراف می کند. او می گوید: “ما خیلی سخت فکر کردیم که در ابتدا باید به چه کسی نزدیک شویم.” “ما از اوایل بسیار به داشتن دو بازیگر بسیار متفاوت در سبک خود علاقه مند بودیم و همچنین امیدوارم که از مناطق مختلف جهان نیز باشد. زیرا فقط انرژی متفاوتی به پویا می افزاید. ” مهم نیست که چقدر زود این ایده را داشتند ، مکین و احتمالاً تیم او پیش بینی نکرده اند که جفت شدن رویاها با هم آسان است.

“ما با این مدیر انتخاب شگفت انگیز به نام کار کردیم شاهین بایگ، و ما اول به استنلی رفتیم و حقیقت را برای شما بگویم که واقعاً آسان بود. او فقط فیلمنامه را دوست داشت و اولین فیلم من را تماشا کرد و سپس ما خیلی خوب ملاقات کردیم و زندگی مشترک را پشت سر گذاشتیم. وقتی این را می گویم باید خودم را محکم فشار دهم اما بعد از آن خیلی سریع و خیلی راحت اتفاق افتاد. ” توچی در کیسه ، بازیگران سام به همان سرعتی آمدند ، و ایده اصلی آن ستاره بود. توضیح می دهد: “استنلی پرسید آیا من برای نقش دیگر به كولین فكر می كنم ، كه البته بسیار باورنكردنی بود.” مکین. “من همیشه می خواستم با بازیگرانی کار کنم که به هر حال سابقه مشترک داشتند و آنها سالهاست که یکدیگر را می شناسند. واقعاً ایده آل بود. “

ستارگانش مکین فقط باید اجازه می داد تا آنها بدرخشند ، کار دشواری از آنچه احساس بی دردسری فیلم نشان می دهد است. همانطور که کارگردان اذعان می کند ، فیلم عمداً در استعداد بصری سبک است ، در عوض به بازیگران و مناظر زیبا اجازه می دهد کار را انجام دهند. “این بسیار دشوارتر از آن است که به نظر می رسد ،” مکین می خندد ، “با داستانی مانند این که بسیار شخصیت محور و توسط بازیگران هدایت می شود ، با داشتن مقدار زیادی صمیمیت ، احساس مهم بودن است که مانع این کار نشویم. ما باید در مورد نحوه فیلمبرداری ، نحوه ویرایش ، کار به عنوان فیلمساز کاملاً ظریف عمل کنیم. “

آنها می گویند که یک بازیگر کودک فقط به اندازه کارگردانش خوب است و شاید این هیچوقت کاملاً از واقعیت متوقف نمی شود. با اجرای در کلاس کسانی که در ابرنواختر، کارگردان مطمئناً باید بداند چگونه از عهده بازیگری برآید ، هرچند که خوب باشد. “کالین و استنلی ، همانطور که امیدوارم شما موافق باشید ، در فیلم باورنکردنی هستند.” مکین. “یکی از دلایل باورنکردنی بودن آنها این است که ما به آنها فضای باورنکردنی را دادیم. این مهم است که هنگام ساخت چنین چیزهایی ، گرفتن آنها را در شکل خام و مهار نشده خود انجام دهید. “

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با نویسنده-کارگردان SUPERNOVA هری مکین
منبع: جشنواره فیلم لندن

مکینسبک فیلم سازی رزرو شده و سنگین اجرا شاید از سابقه بازیگری او ناشی شود و در اولین فیلمش نقش اصلی را داشته باشد. هینترلند، داستان دو دوست دوران کودکی که در 20 سالگی به هم پیوستند ، مکین بازیگری ، کارگردانی ، نویسندگی و تهیه کنندگی. ناهار خودش را هم احتمالاً آورده است. وی در پاسخ به این سال که آیا او یک کارگردان “بازیگر” است ، “من امیدوارم که من کارگردان همه چیز باشم ، زیرا دوست دارم با همه کار کنم. اما مطمئناً به عنوان نویسنده ، برای بازیگران می نویسم.

“وقتی بازیگر بودی نمی توانی کمک کنی اما نمی خواهی این کار را بکنی و من الان هم کمی بازی می کنم. شما فقط می خواهید چیزهایی درست کنید که می خواهید در آنها باشید. شما می خواهید شخصیت هایی بسازید و شکل دهید که از دیدن آنها خودتان مأیوس باشید. بنابراین من فکر می کنم از این نظر واقعاً کمک می کند و وقتی با بازیگران هم کار می کنید واقعاً کمک می کند. به غیر از هر چیز دیگری ، شما در روند کارها ، و در کوتاه مدت از نظر زبانی که بازیگران تمایل به استفاده از آن دارند ، سر و کله می زنند. من به عنوان کارگردان تجربه زیادی ندارم بنابراین کالین و استنلی مجبور شدند به من اعتماد زیادی کنند و فکر می کنم یکی از دلایلی که احتمالاً این کار را کردند این بود که من تا حدی جای آنها بوده ام. ما در آنجا یک تاریخچه مشترک فوری داریم که من فکر می کنم مهم است. “

با تولد تولید قبل و توچیشکست سال 1996 به عنوان یک تهدید سه گانه به وجود می آید شب بزرگ، مکین همچنین لذت بردن از درک آنها از دیدگاه او را به عنوان یک بازیگر تبدیل شده به یک فیلمساز. “این فقط کمک می کند تا با کسی که گاهی اوقات تجربه کرده کار کند. کالین و استنلی هر کدام چهل سال در صحنه های فیلم بوده اند. من چیزهای زیادی از آنها یاد گرفتم و امیدوارم آنها هم کمی از من یاد بگیرند. آنها فقط واقعاً حمایت و اعتماد داشتند و این همان چیزی است که شما واقعاً می توانید بخواهید. “

در چمن خانگی

با وجود زوایای دوربین ساده و رویکرد طبیعت گرایانه ، مکینفیلم ، به لطف DP کهنه کار ، غیر قابل انکار زیبا است دیک پاپعکسهای منظره کشور. از نظر بینندگان بریتانیایی ، زمینه این داستان شاید یک داستان قابل تشخیص باشد ، و یکی از مواردی است که هر دو را جای می دهد مکین و سام در زمین چمن. می گوید: “من هرگز قصد فیلمبرداری از خارج از انگلیس را نداشتم ، بخشی از اینكه آن را بهتر می دانم ،” مکینو اضافه كرد كه ، “فكر مي كنم فيلم داراي يك پيام سياسي در مورد برخي موضوعات نيز است ، و انتخاب زندگي يكي از آنهاست ، و من فكر مي كنم كه ارائه اين بيانيه در انگلستان مهم بود.” همانطور که برای تصمیم به اینکه توسکر یک شخصیت دور از وطن خود باشد ، مکین می گوید: “به نظر می رسد وقتی یک بیمار لاعلاجی پیدا کردید که در کشور اصلی خود هم نیست ، درجه درام کمی کمی وجود دارد که می تواند از آن استخراج شود.”

گفته شد ، هر دو مرد به طور کامل از خانه دور از خانه هستند ، همیشه وقتی در حال رفتن به یک کنسرت پیانو هستند که سم عنوان اصلی آن است ، همیشه در حال حرکت هستند. “من واقعاً به درام خانگی دو نفر در خانه خود علاقه مند نبودم و فکر می کنم آنچه فیلم های سفر جاده ای به شما می دهد پیشرانه و احساس سفر است” مکین می گوید او احساس کرد: “قرار دادن این داستان” کوچک “درباره این دو مرد دوست داشتنی در یک زمینه بصری گسترده و سینمایی ، یک چیز واقعاً جالب توجه است. این چیزی بود که من سعی کردم با اولین فیلمم به آن دست پیدا کنم ، که قاطعانه یک فیلم دو دست ، صمیمی و متمرکز بود اما در یک منظره عظیم. “

با داشتن یک فیلم اول با استقبال کم هزینه از ایندی ، و اکنون یک فیلم دوم با استقبال محبوب ترین بازیگران این صنعت با حضور دو نفر از محبوب ترین بازیگران این صنعت ، یک زمان هیجان انگیز برای حضور در جشنواره است. هری مکین. ابرنواختر یک موفقیت باورنکردنی در حفظ لمس سبک و بدون مانع خود در کل ، حتی در دل گیرترین لحظات است. آنها لحظاتی هستند که به خوبی می توانند ببینند تولد و توچی جوایز زیادی دریافت می کنید ، چیزی که هر دو به خوبی به آن عادت کرده اند. به زودی هری مکین ممکن است مجبور شود به آن نیز عادت کند.

ابرنواختر یک پرتره متحرک از یک زن و شوهر است که عشق آنها توسط زوال عقل آزمایش می شود. سایر تصاویر عالی سینمایی زوال عقل چیست؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با پیتر کیم و اسوین بنیامین ، ستارگان نسخه 40 ساله

تعداد کمی از اولین کارگردانی امسال به اندازه تأثیرگذار و تأثیرگذار خواهد بود Radha Blank’s نسخه 40 ساله.

این فیلم نیمه زندگینامه ای ، که نسخه نازک و محجبی از کارگردان را دنبال می کند ، در حالی که او تعادل حرفه تئاتر و نمایش جدید هیپ هاپ خود را حفظ می کند ، جایزه کارگردانی جشنواره فیلم ساندنس امسال را به بلانک برد. و اکنون ، با گذشت بیش از نیم سال ، این پروژه در Netflix منتشر می شود.

استعلام فیلم اخیراً فرصت صحبت با ستاره ها را داشتم پیتر کیم و اسوین بنیامین در مورد تجربیات آنها در کار بر روی فیلم ، از جمله برداشت و تعامل با فیلم Blank ، و چگونه شخصیت های زندگی واقعی آنها با شخصیت های آنها ادغام شده است.

این مصاحبه برای شفافیت ویرایش شده است.

لوک پارکر برای تحقیق فیلم: بدیهی است که این فیلم برای Radha فوق العاده شخصی و فردی است. به عنوان بازیگرانی که برای کمک به تکمیل این تصویر زندگی نامه گماشته شده اند ، چه نوع فشار یا انگیزه ای را تجربه کرده اید؟

پیتر کیم: برای من ، این بیشتر انگیزه بود ، یا واقعا فقط سرگرم کننده بود. من فکر می کنم الان 10 سال است که Radha را می شناسم. می دانید که فیلم در ابتدا به عنوان یک مجموعه وب آغاز شد و او برای این فکر من بود و این شاید شش سال پیش بود. من اینقدر خوش شانس بوده ام که مدتی را در این پروژه حضور داشته ام و رادا ، به همان اندازه که همکاری و پشتیبانی می کند ، فضای زیادی به من داد تا از آرچی دفاع کنم و بسیاری از کارهای شخصی خودم را بیاورم. به عنوان یک مرد همجنس گرای کره ای-آمریکایی تجربه کنید.

مصاحبه با پیتر کیم و اسوین بنیامین ، ستارگان نسخه 40 ساله
منبع: نت فلیکس

واقعاً ، برای من ، دیدن رادا در تلاش برای ساخت فیلم ، رویایی بود. و تیراندازی واقعی آن بسیار سرگرم کننده بود. او مجموعه را واقعاً سرگرم کننده و مشترک ساخت. من واقعاً احساس فشار نمی کردم. فکر می کنم تنها فشاری که احساس کردم این است که مطمئن هستم برای فیلم لاغر هستم [laughs].

شوخی می کنم اما جدی هستم

اسوین بنیامین: حتی همین حالا که با این سوال صحبت می کردید ، این اولین بار است که می شنوم کسی با صدای بلند من را بازیگر صدا می کند. این اولین بار است که من بازی می کنم. فشار فقط در این مورد مانند این است: “وای شما در یک فیلم هستید. و نه به عنوان شخصی در اتوبوس ، بلکه در یک نقش. “

این که این فیلم بسیار شخصی بود ، به خاطر سپردن چنین قسمت شخصی از فیلم اعصاب خردکن بود. داشتن افرادی مانند پیتر ، و رادا ، و اریک [[برانکو، فیلمبردار]در هیئت مدیره ، که به من کمک کرد تا این شخصیت را زنده کنم در حالی که همچنان خودم هستم ، بسیاری از اعصاب را از من گرفت. و سپس آن سرگرم کننده شد. من خوشحال و خوشحال شدم که توانستم با کسی بازی کنم که چنین قسمت شخصی از زندگی خود را به من اعتماد کرده و می توانم این کار را به گونه ای انجام دهم که همه را خوشحال کند.

دو شخصیت شما نشان دهنده و تسهیل کننده دو دنیای هنری Radha در هیپ هاپ و تئاتر است. جالب اینجاست که شما هر دو دیدگاه شخصی خود را از آن صحنه ها وارد اجراهای خود می کنید. در حین به تصویر کشیدن و زنده کردن شخصیت های خود ، چند بار احساس می کردید که از تجربیات خود قطعاتی را انتخاب می کنید؟

اسوین بنیامین: برای من شخصیتی که من بازی کردم بومی بروکلین و تهیه کننده بود. جدا از این فیلم ، شغل من ، قلبم ، همه اینها در موسیقی است. من یک هنرمند ضبط صدا به غیر از این هستم. بنابراین ، بودن در استودیو با تهیه کنندگان و بودن در استودیو با هنرمندان یا حتی متولد شدن در بروکلین ، من توانستم از پسرخاله ها و تجربیات استودیویی و بسیاری چیزهای دیگر استفاده کنم تا شخصیت من تا حد امکان اصیل باشد. بسیاری از شخصیت ها از تجربیات من بیرون کشیده شده اند. من می گویم حدود 95 درصد.

پیتر کیم: ارتباط با دنیایی که آرچی در آن زندگی می کند بسیار آسان بود. من همچنین یک تهیه کننده ، عمدتاً تئاتر خارج از برادوی از حدود هفت سال گذشته یا همین مدت هستم و ده ها سال است که در تئاتر شهر نیویورک بازی می کنم. خیلی راحت بود که به آن دنیا قدم گذاشت – حتی صحنه ای که سرانجام نمایش Radha در آن کار تولید بزرگ را در تئاتر Signature در خیابان 42nd انجام داد ، جایی که من چند سال قبل در یک نمایش بازی کرده بودم.

بنابراین از جهات خوب و برخی از راه های بد نیز بسیار آشنا به نظر می رسید. احساس می کنم اکنون توجه زیادی به این نهادهای سفیدپوست که بیشتر از همه مسلط هستند صورت گرفته است هستند تئاتر شهر نیویورک – خارج از برادوی و در برادوی. بنابراین ، خصوصاً با دموگرافیک قدیمی سفید که تماشا می کند به طور معمول ، اختلاف ثروت بین تماشاگران تئاتر و همچنین برای شروع داستان های مجاز و با چراغ سبز ، بسیار قابل خواندن است.

پیتر ، شما گفته اید که بسیاری از شخصیت هایی که از آنها امتحان می کنید ، به وضوح سفید نوشته شده اند ، با وجود اینکه برچسب “باز برای همه قومیت ها” است. با فهمیدن اینکه شخصیت شما Archie در اصل به عنوان یک شخصیت سفید نوشته شده است ، از خودم می پرسیدم که شما در مورد نحوه نوشتن وی که ترجمه او را برای عملکرد شما آسان می کند ، توجه یا تمجید کرده اید؟

پیتر کیم: از آنجا که من Radha را می شناسم و مدت زیادی درگیر پروژه بوده ام ، در شکل گیری شخصیت شخصیت زیادی داشته ام. و همجنسگرا بودن و کره ای-آمریکایی بودن ، آوردن سفر شخصی و داستان شخصی خودم در این شخصیت واقعاً فوق العاده بود.

مصاحبه با پیتر کیم و اسوین بنیامین ، ستارگان نسخه 40 ساله
منبع: نت فلیکس

بله ، من در گذشته این شانس را داشتم که نقش های خاص غیر نژادی را بازی کنم ، اما سپس آنها را نیز بازی کنم. چیزی که اخیراً متوجه شده ام ، احتمالاً حتی در این ماه ، این است که صنعت به آرامی دوباره در حال افزایش است. از من خواسته شده است برای نمایش های خاص تلویزیونی و پروژه های مختلف ، و همه آن ها واقعاً خاص آسیایی-آمریکایی ، برای داستان های آسیایی-آمریکایی استماع کنم. بنابراین دیگر به نظر نمی رسد که شما برای مدیر برخی از شرکت ها تست می دهید و برای یک اپیزود آنجا هستید ، اما داستان ها در اطراف آمریکایی های آسیایی-آمریکایی است. بنابراین احساس می کنم یک تغییر اتفاق می افتد ، و این واقعا هیجان انگیز است.

آیا به نظر شما یک تجربه بیشتر از تجربه دیگر سودآور است؟ وقتی بدنبال نقشی می گردید برای چه چیزی ارزش قائل هستید؟

پیتر کیم: من فکر می کنم آنچه این تجربه به من آموخته این است که مطمئن شوم خودم را با دیگر همکاران همسو می کنم ، نه به معنای نژادی. مانند رادا کسی است که در همکاری و اعتلای افرادی که با آنها کار می کند به هسته اصلی خود اعتقاد دارد. او اعتقاد دارد که به مردم اعتماد کرده است که کاست شده است و کسانی را که استخدام کرده است. و می دانید ، حتی این داستان از نسخه 40 ساله متأسفانه ، از دریچه یک جامعه و گروه کم نماینده است.

بنابراین همه چیز برای من هماهنگ است و این چیزی است که من از درگیر شدن در آینده بسیار هیجان زده ام.

اسوین ، من می دانم که این اولین بازیگری شما بود. می توانید در مورد نحوه آشنایی شما با پروژه بگویید و چه اتفاقی باعث تصمیم شما برای شرکت در این پروژه شد؟ زیرا هر نوع اولین حضور به عنوان یک هنرمند تصمیم بزرگی است.

اسوین بنیامین: اگر بخواهم کاملاً با شما صادق باشم ، قرار نبود که این کار را انجام دهم. من عصبی بودم. من فوق العاده عصبی بودم زیرا قبلاً از من هیچوقت چنین کاری خواسته نشده است ، علاوه بر این مثل فیلم های موسیقی دو یا سه دقیقه ای که به بازیگری زیادی احتیاج ندارند.

مدیر من ، كلی جكسون ، ایمیلی در این باره دریافت كرد و او حتی در شهر نبود. او شهر را ترک کرده بود و من با او تلفن داشتم. او مثل این بود ، “یو ، این روز آزمون است ، این چیزی است که شما باید بخوانید.” و من مثل این بودم ، “بله ، من نمی روم” حتی روز قبل از تست ، مثل این بود که “من نمی روم” من هرگز چنین کاری نکرده ام و معمولاً ترس چیزی نیست که بخواهم وارد کار جدیدی شوم ، اما برای این کار فلج کننده بود. اکنون ، خوشحالم که این کار را کردم ، اما قصد انجام آن را نداشتم. خیلی ترسیده بودم

چگونه بر این دلهره غلبه کردید؟

اسوین بنیامین: بنابراین ، من و رادا نشستیم و چند جلسه پیش از خواندن جدول داشتیم. می دانید ، خواندن سطرها در مقابل خطوط بودن چیزی بود که ما دو بار آن را مرور کردیم. مانند ، جالب است که می توانید آن را بخوانید ، اما احساس کنید در مورد چه چیزی صحبت می کنید. بنابراین چند بار ما می توانیم به مدت 30 دقیقه یا یک ساعت از یک خط عبور کنیم ، بفهمیم که هدف چیست. من از این نظر ، از طرف پیتر ، به او کمک زیادی کردم.

در سر صحنه ، همیشه استقبال می شد. مثل مدرسه نبود ، می دانی ، جایی که پسر جدیدی هستی و خودت ناهار می خوری. این نوع محیط نبود عشق زیاد بود و این فضای باز داشت تا من سر و صدا کنم و یاد بگیرم.

من فکر می کنم انصاف است که بگوییم این فیلم در یک گروه متمایز از فیلم های مستقر در دنیای هنر نیویورک قرار می گیرد ، از این نظر که شهر به اندازه هر شخصیت فرعی نقش دارد. کدام یک از مناطق شهر یا فرهنگ آن از دیدن تصاویر به تصویر کشیده و کاوش در فیلم بیشتر هیجان زده اید؟

پیتر کیم: فکر می کنم آنچه برای من هیجان انگیز بود این بود که فیلم در واقع درباره اختلاف اقتصادی بسیار صحبت می کند. و این فیلم در مورد افرادی که پول دارند ، افرادی که پول ندارند ، افرادی که به نوعی در این بین هستند و نحوه نمایش آنها در مناطقی که در آنها زندگی می کنند صحبت می کند.

منظور من این است که تعجب آور نیست که آرچی در قسمت بالایی وست ساید زندگی می کند و ماهیانه 5 دلار بزرگ می پردازد – نه مالکیت آن ، اما ماهانه 5 دلار بزرگ اجاره می دهد.

مصاحبه با پیتر کیم و اسوین بنیامین ، ستارگان نسخه 40 ساله
منبع: نت فلیکس

رادا می گوید این فیلم درباره موفقیت است. برای من ، این در مورد تعریف موفقیت و چگونگی طراحی موفقیت هر یک از این شخصیت ها است ، و برای آرچی ، در مورد محیط او ، این نمادهای وضعیت ثروت و قدرت بود. و همه اینها کاملاً مختص شهر نیویورک است. این یک چیز بسیار خاص ، یک ایده بسیار خاص است.

بنابراین من از دیدن تصاویر طیف ثروت در فیلم بسیار هیجان زده شدم.

اسوین بنیامین: بیش از آنکه حدس بزنم قسمت خاصی از نیویورک در این فیلم کاوش کرده باشد ، فکر می کنم چیزی که بیشتر از همه هیجان زده بودم داستان بود. احساس می کنم هر کجا که باشی ، آن دایی در کباب پز است که مست می شود و شروع به رپ می کند ، یا عمه ای که می خواهد هنوز کتاب بنویسد اما احساس نمی کند گروهی برای دریافت داستان های او هستند. بنابراین من از این واقعیت که فیلم بسیار هیپ هاپ سنگین بود لذت بردم و در عین حال ، نیویورک را به گونه ای واقعی ، صادقانه و بدون تقلب بدون همه موارد اضافی همراه با هیپ هاپ – یا حتی کلاله هایی که فقط با سیاهپوست بودن در نیویورک.

همانطور که از پیتر نام بردید ، رادا گفته است که سوال اصلی این فیلم “موفقیت چیست؟” بنابراین ، برای نزدیک کردن ، و با توجه به تجربیات مشترک شما در زمینه کار و تکمیل این فیلم ، این س toال را به شما هدیه می کنم. موفقیت چیست؟

پیتر کیم: پاسخ این سوال قطعاً در طول سالها و زمان حضور من در این صنعت تغییر کرده است. اکنون می توانم بگویم که برای من ، موفقیت به نظر می رسد توانایی همکاری و همکاری با داستان نویسان دیگری است که در اخلاق و مأموریت من همسو هستند. اما همچنین افرادی با احترام ، مهربان و سخاوتمند. تقریباً مانند این است که من ترجیح می دهم تحمل کنم و مطمئن شوم که با آن افراد کار می کنم تا اینکه فقط با هر کسی که به من راه می یابد یا شما را دوست دارم کار کنم. به طور خلاصه ، می گویم کیفیت بر کمیت.

اسوین بنیامین: وقتی نوبت به موفقیت می رسد ، فکر می کنم ثابت ترین چیز برای من داشتن آرامش است. موفقیت صلح است. مهم نیست که من چه کاری انجام می دهم ، اگر بتوانم در یک صاحب مهد کودک آرامش پیدا کنم ، این برای من موفقیت است. احساس می کنم مکالمه به چیزهای مادی یا هدف پولی می افتد. احساس می کنم یک بار موفقیت زیر آن چتر انداخته شود ، تعداد کافی نیست.

مهم نیست که چه کاری انجام می دهم ، تا زمانی که احساس آرامش می کنم ، موفق هستم.

تحقیق فیلم از پیتر کیم و اسوین بنجامین برای وقتشان تشکر می کند.

نسخه 40 ساله در 9 اکتبر در Netflix منتشر می شود.


نسخه 40 ساله را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه های میزگرد برای UTOPIA ، با خالق جیلیان فلین و بازیگران

من اخیراً توانستم در مجموعه ای از مصاحبه های میزگرد برای سری اصلی Amazon Prime آینده شرکت کنم ، مدینه فاضله. این یک نمایش فوق العاده جدید است که برخی از عناصر تاریک (و کمی به موقع) را بررسی می کند ، که همچنین می تواند جالب و سرگرم کننده باشد این سریال برای اولین بار در 25 سپتامبر ساخته شده است و توسط فوق العاده ساخته شده است جیلیان فلین و دارای بازیگران ستاره ای است. من صدای خود را از مصاحبه ها جمع کردم ، به زودی بررسی می کنم! گوش کن

خلاصه داستان: گروهی از بزرگسالان جوان ، که به صورت آنلاین ملاقات می کنند ، از یک رمان گرافیکی زیرزمینی فرقه ای برخوردار می شوند ، که نه تنها آنها را به عنوان هدف یک سازمان دولتی عمیق سایه دار سنجاق می کند ، بلکه وظیفه خطرناک نجات جهان را نیز به دوش می کشد.

Kristy Strouse شامل صوتی از مصاحبه های خود با نویسنده / خالق است: جیلیان فلین و بازیگران: Rainn Wilson، John Cusack، Sasha Lane، Jessica Rothe، Cory Michael Smith، Desmin Borges، Ashleigh LaThrop، Dan Byrd، Javon ‘Wanna’ Walton، و دن برد:

طراحی شده توسط RedCircle

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

کریستی استروز

کریستی استروز

کریستی استروز سردبیر مسئول تحقیق فیلم ، نویسنده ، پادکستر و همه متعصب سینما و تلویزیون است.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان و نویسنده مادلین سیمز-کمتر و داستی مانچینلی از VIOLATION

در اولین کارگردانی خود ، تخلف، فیلمسازان کانادایی مادلین سیمز-کمتر و گرد و غبار مانچینلی یک تحقیق داستانی تیزبینانه از آسیب را ایجاد کرده اند که هم احشایی است و هم مراقبه. نمایش دو فیلمساز به عنوان بخشی از جشنواره بین المللی فیلم تورنتو در سال 2020 سیمز-کمتر همچنین نقش اصلی را بازی می کند – با Film Inquiry درباره روند خلاقیت آنها در آوردن چنین داستان مهمی به صفحه نمایش صحبت کرد.

ویلسون كوانگ برای پرسش فیلم: ایده چگونه ایجاد شد تخلف به وجود آمده و مراحل نوشتن چگونه بوده است؟

گرد و غبار مانچینلی: ما در سال 2015 در آزمایشگاه استعدادهای درخشان TIFF آشنا شدیم و آنجا بود که تصمیم گرفتیم کار مشترک را شروع کنیم. ما فهمیدیم که حساسیت های خلاقانه مشابهی داریم ، بنابراین سه فیلم کوتاه ساختیم و همه فیلم ها مضامین مشابه را کشف می کنند.

مادلین سیمز-کمتر: موضوعات مشابه آسیب ، پویایی قدرت ، و سیاست جنسیتی ، و همه آنها در نوشتن به اوج خود رسیدند تخلف.

گرد و غبار مانچینلی: ما بودجه ای را از طریق Telefilm Canada’s Talent to Watch (برنامه جدیدی برای اولین بار برای فیلمسازان بلند سینما) دریافت کردیم و آن را با بودجه خرد تأمین کردیم. تابستان گذشته آن را در کوههای کبک شلیک کردیم.

مادلین سیمز-کمتر: و ما آن را در کوههای کبک نیز نوشتیم. ما می خواستیم از ژانر دیگری به ژانر انتقام بیاییم و تقریباً تقریباً یک فیلم ضد انتقام بسازیم. چیزی که در آن شما واقعاً ماهیت واقعی و خسارتی را می بینید که انتقام یک فرد واقعی را متحمل می شود ، نه این تلاش انتقام جویانه که در آن شخصیت و عمل انتقام را تشویق می کنید ، نجات او است. ما واقعاً می خواستیم ببینیم که انتقام چگونه یک شخص را از بین می برد.

گرد و غبار مانچینلی: اقدامات روانشناختی و احساسی چیست؟ و چگونه می تواند اخلاق شما را از بین ببرد؟ همانطور که مادلین گفت ، در این فیلم های انتقام جویی که بر اساس این ایده برآورده شدن آرزوها ساخته شده اند ، مخاطب واقعاً می خواهد آن عمل انتقام را ببیند و این نسخه کاتارتیک وجود دارد. از بسیاری جهات ، این فیلم سعی دارد شما را بترساند و نخواهید هرگز انتقام بگیرید زیرا می توانید تخریب کننده آن باشید.

و آیا شما دو نفر همیشه می دانستید که این فیلم برداشتی از ژانر انتقام خواهد بود یا مضامین و ایده های زیادی وجود دارد که روند خلاقیت را آغاز می کند؟

مادلین سیمز-کمتر: من فکر می کنم ما در واقع ابتدا ایده فیلم انتقام را داشتیم. و ما هرگز با موضوعاتی که می خواستیم کشف کنیم به آن نرسیدیم – این همان چیزی بود که در آن زمان واقعاً به ما علاقه داشت.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان و نویسنده مادلین سیمز-کمتر و داستی مانچینلی از فیلم VIOLATION
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

گرد و غبار مانچینلی: این بیشتر یک فرآیند ارگانیک بود. من فکر می کنم وقتی در حال ساخت چیزهایی هستیم ، می خواهیم آن زمان تا حد امکان برای ما معتبر باشند. و در آن دوره زمانی ، ما هر دو با آسیب های گذشته روبرو بودیم و فیلم وسیله ای عالی برای استفاده از خلاقیت خود بود. ما سعی کردیم در مورد تجربیات خود چیزی بگوییم و از فیلم به عنوان محل فروش استفاده کنیم. ایده ها بسیار پیچیده هستند و فیلم به کاوش آنها می پردازد.

آیا همه این ایده ها چیزی بود که واقعاً سریع شما دو نفر بسازید یا این پروژه ای بود که برای مدت زمان طولانی متولد می شد؟

گرد و غبار مانچینلی: ما چند سالی است که روی این فیلم کار می کنیم ، بنابراین قطعاً مدت هاست که در آن هستیم (در تاریکی!).

مادلین سیمز-کمتر: من فکر می کنم ما واقعاً این ایده را دوباره در TIFF تصور کردیم ، اما سال 2016 بود که برای اولین بار هسته ای از ایده را ارائه دادیم.

گرد و غبار مانچینلی: و بعد نوشتنش مدتی طول کشید. اما سخت ترین قسمت کل روند واقعاً پس از آن بود که ما آن را شلیک کردیم. از نظر زندگی در آن جهان ، واقعاً در مرحله پس از تولید است زیرا مدت طولانی است که توسط آن فیلم و محتوا احاطه شده اید. شما باید با این ماده ارتباط برقرار کنید تا بتوانید یک پاسخ احشایی برای مخاطب ایجاد کنید. فکر می کنم این چالش برانگیزترین جنبه زندگی در جهان باشد.

و حالا که فیلم تمام شد ، آیا احساس می کنید ایده ها هنوز در ذهن شما هستند ، یا اینکه کاملاً از آن دنیا خارج شده اید؟

گرد و غبار مانچینلی: در ساخت آن چیزی کاملاً کاتارتیک وجود دارد و من فکر می کنم ما همچنین فهمیدیم که بین شورت و این ویژگی ، نتیجه خوبی برای آن موضوع است از نظر آنچه ما علاقه مند به کشف آن هستیم. اما همچنین کاملاً تازه است به این معنا که این فیلم در جشنواره اولین نمایش عمومی خود را دارد. بنابراین هنوز تازه است که ببینیم برداشت مردم از فیلم چگونه خواهد بود.

مادلین سیمز-کمتر: و من فکر می کنم این قطعاً مواردی را جستجو می کند که ما واقعاً از گفتگو و اشتیاق در مورد آنها بسیار هیجان زده هستیم. و اکنون این منطقه جدیدی است که در آن می توانیم در مورد مضامین صحبت کنیم و امیدواریم به بحث و گفتگو با مردم کمک کنیم.

گرد و غبار مانچینلی: این یک فیلم واقعاً چالش برانگیز است ، اما در نهایت ، هدف فیلم تشویق گفتمان است. گفتگو داشته باشید و افراد را وادار کنید که در مورد موضوعات دشواری صحبت کنند که آنها معمولاً از گفتن درباره آنها می ترسند.

به طور خاص برای مادلین ، نویسنده ، کارگردان و بازیگر بودن در این فیلم ، آیا فکر می کنید با این همه سرمایه گذاری خلاقانه کل روند کار راحت تر شده یا چالش برانگیزتر است؟

مادلین سیمز-کمتر: به نوعی ، این کار آسانتر بود زیرا من می دانستم که برای این نقش چقدر سخت خواهد بود. ما می دانستیم که چقدر طبیعت گرایانه و زمینی هستیم که می خواهیم اجراها داشته باشیم ، از این نظر آسان است که ما می توانیم من را به عنوان یک بازیگر فراتر از آنچه که می توانستیم دیگران را تحت فشار قرار دهیم ، فشار دهیم. اما از نظر روحی و جسمی بسیار خسته کننده بود.

گرد و غبار مانچینلی: و فقط مدت زمانی که مادلین به عنوان کارگردان مجبور بود وقت بگذارد ، او همچنین باید در آن زمان برای آماده سازی به عنوان بازیگر وقت بگذارد. بنابراین او خودش را در حال آماده سازی برای مرگ ، و سپس دوباره در محل کار کار می کرد. لحظه ای در فیلم وجود دارد که او بدن را تکه تکه می کند و برای استفراغ متوقف می شود و برای مادرلین واقعاً به نظر رسیدن و احساس واقعی بودن بسیار مهم بود. ما قبلاً از دکل های استفراغ استفاده کرده بودیم و می دانستیم این چیست ، اما آنها تمایل دارند جعلی بیرون بیایند. ما علاقه مند به این نوع واقع بینی واقع گرایانه برای تأثیرات آن بودیم ، و مادلین چنین بود: “نه ، من قصد دارم این کار را انجام دهم. من قصد دارم جلوی دوربین بروم. “

حالا که به آن اشاره کردید ، در واقع در فیلم بسیار واقعی به نظر می رسید.

گرد و غبار مانچینلی: آره ، همینطور هم شد [real]. یک پیمانه آب نمک و یک پیمانه سفیده بود. و این چیزی است که من هرگز از یک بازیگر نخواهم انجام دهد ، اما داشتن مدلین به عنوان ستاره و کارگردان و گفتن او ، “ببین ، من واقعاً دوست دارم این واقعیت آنقدر واقعی باشد که من می خواهم این کار را انجام دهم” بسیار شگفت آور است.

مادلین سیمز-کمتر: این واقعاً به نفع آن بود ، اما کاملاً طاقت فرسا بود.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان و نویسنده مادلین سیمز-کمتر و داستی مانچینلی از فیلم VIOLATION
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

چیز دیگری که در فیلم بسیار واقعی احساس می شود تعاملات بین همه شخصیت های مختلف است که اکثر آنها تعاملات بسیار ضد و نقیضی هستند. چگونه همه بازیگران را برای فیلم آماده کردید؟ آیا پیش از این تمرینات زیادی برای تقویت این روابط که در صفحه نمایش می بینیم انجام شده است؟

مادلین سیمز-کمتر: ما تمرینات زیادی انجام دادیم. روند کار ما به عنوان کارگردان بسیار مبتنی بر عملکرد است و عملکرد برای ما همه چیز است.

گرد و غبار مانچینلی: ما یک رابطه قوی با جسی لاورکومب [main antagonist of the film]، که در گذشته در دو فیلم کوتاه ما بود و مادلین نیز در یکی از کوتاه های ما با او بازی کرد. بنابراین من فکر می کنم که آنها این شیمی طبیعی را فقط از پروژه های گذشته داشته اند و بازیابی در آن بسیار آسان بود. نکته مهم فیلم این است که ما در حال نشان دادن یک شخصیت واقعا پیچیده هستیم که شخصی است که بسیار راحت می توان به او خلافکاری کرد.

اما ما سعی داشتیم به شما نشان دهیم که او این شخص شرور و شرور نیست ، حتی اگر کاری کاملاً وحشتناک انجام داده باشد. و امیدوارم که این مخاطبان را به چالش بکشد تا در مورد نحوه برخورد ما با این شرایط فکر کنند. زیرا ما هم اکنون در زمانی زندگی می کنیم که همه چیز کاملاً باینری و تفرقه انگیز است و ما واقعاً می خواهیم میانه روی و میانه بیشتری را تشویق کنیم.

مادلین سیمز-کمتر: چیزی که ما می خواستیم کشف کنیم ، که واقعاً سخت است ، این است که فقط افراد خوب ظلم نمی شوند و فقط افراد بد نیستند که کار اشتباهی انجام می دهند. و بازگشت به تمرین ، زمان زیادی را صرف زندگی در فضاها با شخصیت ها و خلق خاطرات کردیم ، درست مثل بداهه پردازی. ما صبح بیدار می شدیم و یک روز از زندگی این شخصیت ها را بازی می کردیم و لحظاتی از تاریخچه آنها پیدا می کردیم که بحث برانگیز نبود تا بتوانیم واقعاً از آن در شخصیت استفاده کنیم.

با توجه به اینکه بسیاری از مضامین و پیام رسانی در فیلم بحث برانگیز است ، فکر می کنید واکنش مخاطبان نسبت به تخلف؟

گرد و غبار مانچینلی: هیچ سرنخی نداریم. من فکر می کنم قطبی خواهد شد زیرا گرافیکی است و بسیاری از مردم از برخی از مطالب موجود در آنجا می ترسند.

مادلین سیمز-کمتر: ما همچنین فکر می کنیم و می فهمیم که مردم عادت ندارند برهنگی صریح مردان را در فیلم ها ببینند. مردم بسیار عادی هستند که برهنگی زنان را می بینند و ما نسبت به آن حساسیت کمتری پیدا کرده ایم و راحت هستیم. و من فکر می کنم که برای برخی از افراد تکان دهنده و بسیار ناراحت کننده خواهد بود.

گرد و غبار مانچینلی: این فقط برای ما مهم بود. در آن فضای ژانر انتقام ، شما اغلب زنان را در حال جنسی شدن می بینید و برهنگی زنان به نوعی یک قاعده است. ما آن را اینجا روی سرش چرخاندیم ، اما همانطور که مادلین گفت ، واقعاً با مردم روبرو خواهد شد و آنها را کاملاً ناراحت خواهد کرد. بنابراین جالب است که ببینیم مکالمه ها چگونه است ، اما من فکر می کنم این باعث می شود مردم صحبت کنند.

مادلین سیمز-کمتر: ما همچنین عادت به دیدن ضد قهرمانان زن نداریم ، و عادت نداریم با شخصیت های زنانه ارتباط برقرار کنیم که فقط بچه های خوب و سر راست نیستند. من فکر می کنم مخاطبان شروع به عادت در رابطه با زنانی می کنند که کار اشتباهی انجام می دهند ، اما این چیزی نیست که با آن راحت باشیم. بنابراین من فکر می کنم که این نیز چند قفس را به هم می زند.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان و نویسنده مادلین سیمز-کمتر و داستی مانچینلی از فیلم VIOLATION
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

عناصر ترسناک فیلم نیز بسیار جالب هستند. آیا همیشه می دانستید که این فیلم قرار است از همان ابتدا عناصر ترسناکی به خود بگیرد؟

گرد و غبار مانچینلی: این واقعاً یک قسمت بزرگ برای ما بود ، ما طرفداران بزرگ فیلم های ترسناک قدیمی از دهه 70 هستیم ، مانند آنها الان نگاه نکن، مثلا.

مادلین سیمز-کمتر: و فیلم هایی که شاید شما نگویید ترسناک هستند ، مانند آنها کش توسط مایکل هانکه یا دختر چاق توسط کاترین Breillat. فیلم هایی که درام هستند اما این عناصر واقعاً ترسناک و هولناک را برای خود دارند.

گرد و غبار مانچینلی: برای ما ، ترسناک فضای عالی برای بالا بردن درام است. و اگر می توانید این سکانس ها را کاملا وحشتناک و ترسناک پیدا کنید ، به شما کمک می کند تا پویایی بین شخصیت ها و خود درام را تقویت و شارژ کنید.

مادلین سیمز-کمتر: همچنین ، کاری که ما واقعاً می خواستیم با آن انجام دهیم تخلف ایجاد یک تجربه احشایی برای مخاطبان بود. و وحشت راهی کاملاً مناسب برای ایجاد آن احساس و آن واکنش بدنی است. ما می خواستیم مخاطبان با میریام سفری حسی را تجربه کنند و احساس او را احساس کنند.

گرد و غبار مانچینلی: تلاش برای تقلید از آن احساس استرس پس از سانحه که او تحت فشار قرار گرفته است ، واقعاً همان چیزی است که فیلم در مورد آن است. بنابراین امیدوارم هنگام تماشای فیلم ، در چنین شرایط ناراحت کننده ای قرار بگیرید که واقعاً آنچه را که او تجربه می کند تقویت می کند و می توانید ارتباط بیشتری با شخصیت او برقرار کنید.

من فکر می کنم بخشی از این واکنش احشایی نیز ناشی از خشونت در فیلم است. من نمی خواهم سوالی بپرسم که به من چیزی بدهد ، اما برخورد شما با فیلم در مورد خشونت چگونه بود؟

گرد و غبار مانچینلی: ما واقعاً علاقه مند بودیم که آن را واقع بینانه قرار دهیم. وقتی کارهای خشن و وحشتناک در فیلم های ترسناک را مشاهده می کنید ، اغلب بسیار ستایش شده است. این در صورت شما است ، از نزدیک است ، خون می بارد و برای ترساندن و فریب دادن شما است. اما ما بیشتر به تجربه کلی علاقه مند بودیم. آیا می توانیم لحظه ای را که احساس می کند شما مگس روی دیوار هستید مثل لحظه مشاهده مستند ثبت کنیم؟

و این به معنای واقعاً گسترده ماندن بود ، و به معنای تلاش برای داشتن این لحظات واقعاً طولانی و بی وقفه بود. و خشونت در فیلم زیاد نیست ، فقط چند لحظه رخ می دهد ، اما آنها به دلیل نحوه به تصویر کشیدن احساس خستگی می کنند. من همچنین فکر می کنم اگر ما برای بزرگ کردن خشونت از نمای نزدیک استفاده کنیم ، تقریباً ارزان می شود. ما واقعاً بسیار خوش شانس بودیم که با این هنرمند جلوه های ویژه با استعداد کار می کردیم ، شوکی تنیل، که در MindWarp کار می کند. آنها همه فیلم های ترسناک بزرگ را انجام می دهند و بنابراین او واقعاً به اعتلای فیلم کمک کرد.

شاید ما در مورد امتیاز فیلم آندره بوکادورو صحبت کنیم. این یکی از قسمتهای مورد علاقه من است تخلف، و فیلم را خیلی زیبا تکمیل می کند.

گرد و غبار مانچینلی: ما آندره را سالها پیش در جشنواره فیلم ریکیاویک در ایسلند ملاقات کردیم و سپس مادلین در برلین با او ملاقات کرد و این فقط این همزمانی واقعاً خنده دار بود که هر دو با او ملاقات کرده بودیم. اما او به طور کلاسیک آموزش دیده و به شدت تحت تأثیر آهنگسازان ایتالیایی است و ما دیدگاه کاملاً روشنی داشتیم که بخواهیم لحن فیلم را از طریق موسیقی بالا ببریم و سعی کنیم این ناراحتی را به دست آوریم.

مادلین سیمز-کمتر: ما می خواستیم که این کار ترکیبی از موسیقی باروک و آوانگارد باشد و این همان جهتی بود که ما به او دادیم. آنها دو ایده بسیار متضاد هستند ، اما او این ایده ها را گرفت و واقعاً خلاقانه بود.

گرد و غبار مانچینلی: همچنین در این سطح بودجه بسیار شگفت انگیز است که بتوانید با موسیقی دانان واقعی یک ضبط صدا را انجام دهید ، و بنابراین ما واقعاً بسیار هیجان زده شدیم که وی توانست نوازندگان با استعداد واقعاً را وارد و بازی کند. اما فکر می کنم برای ما ، ما می دانستیم که موسیقی قرار است مانند لحظات انتقالی عمل کند تا به ما کمک کند تا به سکانس بعدی برویم ، به جای اینکه اجازه دهیم موسیقی به شما بگوید در یک صحنه چه فکر کنید و چه احساسی داشته باشید. به جز یک صحنه.

مادلین سیمز-کمتر: به طور خاص یک صحنه وجود دارد – و من نمی خواهم خیلی خراب شوم – اما او یک قطعه آوانگارد کرال بسیار زیبا را خلق کرد. او واقعاً با احساس صحنه کار کرد تا این احساس جدا شدن ، و منجمد بودن و توانایی بازیگری را به دست نیاورد زیرا شما خیلی وحشت زده اید که شخصیت میریام بسیار وحشت زده است. و من فکر می کنم که این خیلی خوب کار می کند. آندره بسیار مهیج احساسی است که به موسیقی وارد می کند و هرگز به شما نمی گوید که با موسیقی چه فکری کنید ، که واقعا فوق العاده است.

اکنون که جشنواره های فیلم بسیار متفاوت از گذشته هستند ، فکر می کنید داشتن یک فضای عمدتا مجازی چگونه مسیر یک فیلم را تغییر می دهد مانند تخلف؟ یا اصلا تغییر می کند؟

گرد و غبار مانچینلی: من فکر می کنم این برای ما کاملا پر سر و صدا است. به طور معمول ، TIFF فیلم های زیادی را نشان می دهد و برای یک فیلم کوچک کوچک مانند این آسان است که در میان جمعیت گم شود. و من فکر می کنم با کاهش کاغذهای خود به 50 فیلم ، ناگهان توجه ما بسیار بیشتر می شود و افراد بیشتری متوجه این فیلم می شوند. یک نکته ای که من با این نمایش های مجازی متوجه می شوم این است که بسیاری از کانادایی ها می خواهند به TIFF بیایند اما نمی توانند ، زیرا آنها فقط توانایی پرواز ندارند. و این ایده که اکنون مردم در سراسر کانادا می توانند فقط به فیلم وارد شوند و فیلم را تماشا کنند ، جشنواره را بسیار راحت تر از حالت عادی کرده است. ساندنس در حال برنامه ریزی است که سال آینده کاری بسیار مشابه انجام دهد ، بنابراین در مورد چگونگی دسترسی به این جشنواره ها از گذشته بسیار جالب است. بنابراین من در مورد آن خوش بین هستم

تحقیق فیلم از Dusty Mancinelli و Madeleine Sims-Fewer تشکر می کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با Chyna Robinson ، مدیر NO ORDINARY LOVE

سال گذشته ، Chyna Robinson جهت دار نه یک عشق معمولی، یک هیجان جذاب در مورد دو زن در ازدواج های سو in استفاده. این مخاطب خود را بین دو تجربه بسیار متفاوت ، اما بسیار واقعی از خشونت شریک زندگی صمیمی متمرکز می کند. ما قهرمانان آن را دنبال می كنیم زیرا آنها متوجه می شوند كه آنها در معرض خطر هستند ، و ما در حال تعلیق احشایی هستیم كه آنها فرار را در نظر می گیرند. نه یک عشق معمولی با واقعیت های زشت بسیاری از روابط سو ab استفاده کننده روبرو می شود ، زیرا دوستان و خانواده بازماندگان و همچنین م institutionsسساتی که ظاهراً مفید هستند ، با سو استفاده مشارکت می کنند.

نه یک عشق معمولی در چندین جشنواره فیلم برنده جایزه شد و یکی از 21 فیلم سینمایی آمریکایی بود که در بیست و چهارمین جشنواره سالانه فیلم سیاه آمریکا نشان داده شد. رابینسون ، خارج از مدار جشنواره او ، به همان اندازه که در فیلمنامه نویسی و کارگردانی اش بصیرت دارد.

فرانسس مائورر برای تحقیق در مورد فیلم: بسیار ممنونم که به نمایندگی از فیلم تحقیق با من صحبت کردید. دیدار شما بسیار خوب است! تبریک می گویم برنده جایزه و نامزدی شما نه یک عشق معمولی.

Chyna Robinson: متشکرم!

بگذارید ابتدا در مورد مضامین به طور خلاصه صحبت کنیم: کسی باید چه چیزی را برای ورود به فیلم بداند؟

Chyna Robinson: خوب، نه یک عشق معمولی داستان دو زنی است که متوجه می شوند ازدواج های ایده آل آنها روندی خطرناک به خود گرفته است. هر دو شوهر این زنان یک راز کوچک کثیف دارند: آنها زندگی خود را به روشی متفاوت از زندگی پشت درهای بسته به جهانیان ارائه می دهند ، بنابراین حتی افرادی که به آنها نزدیک هستند نیز مشکوک نیستند که چه خبر است. برخی از مضامین عاشقانه و امید ، و همچنین دروغ ، اسرار و ترس در داخل این فیلم است که ما آن را هیجان مغزی می دانیم. ما واقعاً واقع بینانه به روابط دستکاری کننده و تهدید کننده زندگی که بخشی از خشونت شریک زندگی صمیمی است ، می نگریم.

مصاحبه با Chyna Robinson ، مدیر هیچ عشق عادی
منبع: فیلمهای CGB

خیلی تاریک است نحوه برخورد با چنین موضوعات تاریک و پیچیده ای برای اولین فیلم داستانی شما چگونه بود؟ روند شما در آنجا چطور بود؟

Chyna Robinson: خوب ، مسائل تاریک و سو abuse استفاده وجود دارد ، اما باز هم این تفاوت بین ساخت یک فیلم مستند و یک فیلم داستانی است. بنابراین با ایجاد تعادل بین این مسائل و صحنه هایی مانند آواز خواندن مادر و دختر در آشپزخانه ، لحظات خنده شدید و رقصیدن و عاشقانه بودن زیر نور شمع ، این کار را خوشایند کردم ، بنابراین در کل فیلم سو abuse استفاده فیزیکی بی امان وجود ندارد. به نوعی من آن را متعادل کردم بنابراین فقط یک فیلم تاریک نبود. این یک نگاه کاملا واقع بینانه در یک رابطه بود ، بنابراین لحظات خوب و لحظات نه چندان خوبی وجود دارد.

بله ، قطعاً طیف وسیعی از این روابط سمی را نشان داد. با توجه به آنچه شما گفتید ، تفاوت این فیلم سینمایی با یک مستند را که سو abuse استفاده یا روابط سمی را به تصویر می کشد چگونه می بینید؟ فکر می کنید استقبال متفاوتی از آنها می شود یا تأثیرات اجتماعی متفاوتی دارند؟

Chyna Robinson: قطعاً به طور متفاوتی از آنها پذیرایی می شود. مستندها راهی زیبا برای به اشتراک گذاشتن یک داستان با مخاطبان است. من فکر می کنم آنها واقعاً می توانند بسیار مثر باشند. اما من همچنین فکر می کنم که یک فیلم مستند در مورد سو aboutاستفاده بسیار دشوارتر از یک فیلم داستانی درباره همان موضوع است ، فقط به این دلیل که شما به زندگی شخصی که آن را پشت سر گذاشته یا آن را پشت سر گذاشته است نگاه می کنید و واقعاً قادر به فرار به آن جهان داستانی نیست. من توانستم مجوز خلاقیت بگیرم و یک داستان داستانی با شخصیت های خیالی بنویسم و ​​آن را برای افرادی که حتی به موضوعات اجتماعی ، به ویژه سو abuse استفاده علاقه مند نیستند ، سرگرم کننده کنم ، اما همچنین برای کسانی که هستند معتبر باشند. بنابراین در پایان ، فیلم ثابت کرده است که واقعاً برای همه نوع مخاطب روشنگر است. ما از طرف تماشاگران فیلم و بازماندگان سو abuse استفاده ، و طرفداران DV ، واقعاً بازخورد مثبت گرفته ایم [domestic violence] آگاهی نیز هست.

آیا احساس می کردید که چنین اثری با معنا و مفهوم اجتماعی را ایجاد می کنید یا گاهی اوقات طاقت فرسا است؟

Chyna Robinson: می دانید چه چیزی ، باید بگویم هنگام فیلمبرداری اصلاً طاقت فرسا نبود. روند تحقیق و نوشتن مقاله بسیار دشوارتر بود. من دو ماه به تحقیق درباره خشونت شریک زندگی صمیمی پرداختم ، با مردم صحبت کردم ، در دادگاه و مواردی از این دست با دادستان نشستم. اما وقتی پا به صحنه می گذارم ، کارگردان می شوم. متن در آن مرحله نوشته شده است. در آن زمان مسئولیت من این است که اطمینان حاصل کنم از نظر عاطفی بازیگران و عوامل فیلم خوب هستند و ما قادر به انجام کاری هستیم که برای ساخت فیلم باید انجام دهیم. بنابراین ایجاد روابط با خدمه و بازیگران بسیار مهم است تا ما به یکدیگر اعتماد داشته باشیم و با یکدیگر باز باشیم. و سپس برای نه یک عشق معمولی EP ما [executive producer] همیشه سر صحنه بود ، که معمولاً چنین نیست ، اما او واقعا یک سیستم پشتیبانی عظیم برای من بود.

مصاحبه با Chyna Robinson ، مدیر هیچ عشق عادی
منبع: فیلمهای CGB

و صحبت از بازیگران شما ، بازیگران و خدمه شما که من شنیده ام بسیار متنوع و توسط زنان هدایت شده است ، درست است؟

Chyna Robinson: آره کاملا ، آنها کاملا بودند. به عنوان یک فیلمساز زن سیاه پوست ، مهم است که من بتوانم داستانهایم را از دریچه منحصر به فرد خودم تعریف کنم. من قطعاً می خواهم در مورد سیاه پوستان و زنان سیاه پوست و خانواده های سیاه بنویسم ، اما فقط در اینجا متوقف نمی شود. من عاشق گفتن داستان های جهانی هستم ، و فقط یک چیز دنیا نیست. نه یک عشق معمولی یک داستان زن محور است ، که توسط زنان نوشته ، تولید ، کارگردانی ، ویرایش و از دیدگاه خانم های برجسته ما نشان داده شده است. برای من مهم است که زنان همان فرصت مشابه با همتایان ما را داشته باشند و داشتن یک بازیگر و خدمه متنوع نیز به همان اندازه مهم است. برای من واقعا دیوانه است که سیاه پوستان و سایر رنگین پوستان هنوز برای دستیابی به فرصت های برابر در صنعت می جنگند. اما در مجموعه ما ، ترکیبی زیبا از مردم را مقابل دوربین و پشت سر خود داشتیم.

این فوق العاده است شما در تحقیق خود برای ورود به دادگاه و انجام تحقیقات عملی زیادی اشاره کردید. چگونه دیگر این دیدگاه ها را که به شما کمک می کند چنین تجربیاتی از خشونت صمیمانه شریک زندگی را در این فیلم ایجاد کنید ، درگیر کردید؟

Chyna Robinson: خوب ، وقتی شروع به تحقیق کردم ، من یکی از افرادی بودم که وقتی به فکر سو abuse استفاده می افتادم ، به جسمانی فکر می کردم. فکر کردم فقط ضربه زدن ، لگد زدن و همه این موارد است. اما هر چه بیشتر بخوانم و بیشتر که با کارشناسان و بازماندگان سو abuse استفاده صحبت کنم ، بیشتر فهمیدم که سو abuseاستفاده اشکال بسیار مختلفی دارد. من می خواستم انواع مختلفی را که می توانم در فیلم وارد کنم بدون اینکه غیر واقعی جلوه کنم. من می خواستم داستان را از طریق دیدگاه های دو خانم برجسته خود تعریف کنم زیرا اغلب اوقات ، داستان های خشونت شریک زندگی صمیمی از دیدگاه مرد با یک کارگردان مرد روایت می شود. صدا دادن به زنان مهم بود. بنابراین ، در این تحقیق ، من با 23 زن بازمانده از سو abuse استفاده صحبت کردم ، و آنها نه تنها داستان های خود را برای من تعریف کردند ، بلکه ترس ها و تردیدهای خود در مورد ترک را برای من تعریف کردند. آنها قبل از اینکه حتی متوجه شوند در روابط سوus استفاده می کنند ، از عشقی که به سو ab استفاده کنندگان داشتند ، برای من گفتند. من از هیچ بخشی از داستانهای آنها استفاده نکردم ، اما شجاعت و صراحت آنها قطعاً به من کمک کرد تا واقع بینانه بنویسم.

این یک تحقیق عملی بسیار چشمگیر است.

Chyna Robinson: [Laughs] آره. سنگین بود اما کاملاً ارزشش را داشت.

به نظر شما فیلمسازان وظیفه دارند در کارهای خود به موضوعات اجتماعی از این قبیل بپردازند؟

Chyna Robinson: نه من فکر نمی کنم که آنها چنین کنند. من فکر می کنم که فیلمسازان وظیفه دارند در کار خود اخلاقی داشته باشند ، اما من مطمئناً فیلمنامه هایی را نوشتم و خواهم نوشت که لزوماً به موضوعات اجتماعی نمی پردازند. این ممکن است داستانی باشد برای فرار از خواب ، یا خندیدن. شما می دانید ، مانند یک داستان عاشقانه مناقصه با انتهای آب نبات. اما لازم نیست که همه مسائل اجتماعی در اطراف ما اتفاق بیفتد ، زیرا بسیاری از ما روز به روز آن را حمل می کنیم. بنابراین ما به فرار خود نیز نیاز داریم.

مصاحبه با Chyna Robinson ، مدیر هیچ عشق عادی
منبع: فیلمهای CGB

آیا وقتی می گویید اخلاقی ، منظور شما از لحاظ تولید ، درگیر کردن دیدگاه های مختلف است؟ این مثلاً در مورد یک فیلم عاشقانه یا یک فیلم اکشن چگونه صدق می کند؟

Chyna Robinson: وقتی می گویم “اخلاقی” ، منظورم این است که فرهنگ هنری زیادی در فرهنگ هنری دارد. و همه موافق نیستند ، و این خوب است زیرا ما دوباره مجوز خلاقیت داریم و داستان های تخیلی ایجاد می کنیم. اما برای من ، یک نکته پیش می آید که شما باید در گفتن مبارزه شخص دیگری دقیقاً مراقب باشید ، زیرا شما نمی توانید آن را درک کنید و آن را تجربه نکرده اید. یک جمله وجود دارد ، “قلم خود را در خون شخص دیگری فرو نبرید.” وقتی می گویم اخلاقی در مقابل غیراخلاقی است تقریباً همین است که من به آن اشاره می کنم.

فکر می کنم فیلم شما یک فیلم بسیار مهم است. شما به چه پیامی امید دارید نه یک عشق معمولی برای مخاطبان ارسال می شود؟

Chyna Robinson: خوب ، ما این فیلم را برای همه ، برای بازماندگان ، برای افرادی که فقط یک فیلم تعلیق خوب را دوست دارند ، ساخته ایم. پیامی که دوست داریم بینندگان با آن ترک کنند این است که به عزیزان خود توجه کنید ، کسانی را که مدتی است از آنها نشنیده اید بررسی کنید و پرچم های قرمز فیلم را از نظر ذهنی یادداشت کنید. در صورت نیاز روابط خود را دوباره ارزیابی کنید ، زیرا سو abuse استفاده همیشه کبودی به جا نمی گذارد.

وای. از بصیرت شما بسیار سپاسگزارم و دوباره به خاطر جشنواره جشنواره فیلم تبریک می گویم. آیا جایی وجود دارد که مخاطبان بتوانند از انتشار آن چشم پوشی کنند نه یک عشق معمولی؟

Chyna Robinson: ما در حال حاضر روی توزیع کار می کنیم ، اما در حال حاضر چند جشنواره آینده داریم. بعدی بیستمین جشنواره سالانه بین المللی فیلم کانزاس است که در ماه نوامبر اتفاق می افتد. ما همچنان به ارسال به روز رسانی در رسانه های اجتماعی خود ، بنابراین در فیس بوک ، اینستاگرام ، و توییتر. ما هر آنچه اتفاق می افتد ، به روز رسانی می کنیم ، با توزیع ، جشنواره های فیلم ، جوایز ، در پشت صحنه ، همه این موارد را می توان در رسانه های اجتماعی ما یافت.

تحقیق فیلم از Chyna Robinson برای وقت خود تشکر می کند.

هیچ عشق عادی در جشنواره فیلم سیاه آمریکا 2020 نمایش داده نمی شود و سپس در ماه نوامبر راهی جشنواره بین المللی فیلم کانزاس می شود. بدون عشق معمولی در فیس بوک ، اینستاگرام و توییتر!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان نیکول ریگل و بازیگر زن جسیکا باردن برای HOLLER

در حالی که داستانهای زنده ماندن و انتقالی فاصله زیادی با یک داستان جدید دارند ، توانایی آنها در هم آمیختن موضوعات مهم و گفتگوهای ضروری جهان در روایت ، آنها را تازه و مرتبط نگه می دارد. این توانایی آنها برای وفادار ماندن به مسائل از طریق شخصیت های قوی و محکم است که اهمیت آنها را در طول تاریخ سینما حفظ می کند. در سال 2020 ، مدیر نیکول ریگل ما را به ارمغان می آورد هولر.

من این فرصت را داشتم که با هر دو کارگردان صحبت کنم نیکول ریگل و ستاره فیلم جسیکا باردن در مورد الهام از فیلم ، چالش هایی که آنها با آن روبرو شده اند هولر به زندگی ، و بیشتر!

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان نیکول ریگل و بازیگر زن جسیکا باردن برای HOLLER
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

استفانی آرچر برای تحقیق در مورد فیلم: از اینکه هردوی شما وقت گذاشتید و امروز در مورد فیلم خود با من صحبت کردید متشکرم هولر. باید بگویم که بعد از تماشای فیلم ، من داستان روت را کاملا دوست دارم. این واقعاً طنین انداز است و واقعاً واقعاً مربوط به موارد قابل توجه در خبرها و مواردی است که شاید نیاز به توجه بیشتری دارند. اول و مهمترین ، شما قرار بود قبل از شروع COV غربالگری خود را در SXSW انجام دهید. من تعجب می کردم که برای هر دوی شما باید مکث کنید و منتظر بمانید تا فیلم خود را به نمایش بگذارید ، چگونه بوده است.

نیکول ریگل: منظورم این است که مطمئناً تولدی تأخیری بود ، اما منظورم این است که دوویل و تورنتو آمدند و ما بسیار هیجان زده هستیم که هفته آینده فیلم را با همه این افراد به اشتراک می گذاریم.

جسیکا باردن: من فقط می خواستم بگویم مثل اینکه هرگز یک ثانیه دیگر اعتقاد به فیلم را متوقف نکردم. این فقط یک مورد دیگر برای این فیلم است. مثل اینکه ، از خیلی چیزها جان سالم به در برده است ، بنابراین من هرگز از این عقیده دست بر ندارم. من در آن زمان احساس دلسوزی می کردم برای اولین بار که سازندگان فیلم قادر به دیدن افرادی نبودند که فیلمشان را برای اولین بار در یک تئاتر تماشا می کنند. من امیدوارم که همه اکنون در حال تجربه هستند – من از این موضوع خسته نشده ام. مثل اینکه ، فیلم شما خوب خواهد شد و راهی برای بازگشت پیدا می کند.

نیکول ، شما یک فیلم کوتاه را نوشتید و کارگردانی کرد هولر و همچنین در مورد دو برادر با خلاصه داستان بسیار مشابه. آیا همیشه قصد شما این بود که آن را به یک ویژگی تمام قد تبدیل کنید؟

نیکول ریگل: اوه ، بله ، و نه من به نوعی کوتاه را به عنوان تمرین برای فیلمبرداری در یک اسکاردارد و در آن نوع محیط بی نظم ساخته ام و می فهمم چگونه واقعا این کار را انجام می دهم. من قبلا هرگز چنین کاری نکرده ام و تا زمانی که آن را به پایان رساندم ، اشتباهات زیادی مرتکب شدم و چیزهای زیادی در مورد آن آموختم ، فقط از نظر نحوه فیلمبرداری در آن محیط و چگونگی آوردن مردم محلی مقابل دوربین و راحتی آنها با دوربین. و من واقعاً به آن افتخار می کنم. اما وقتی این ویژگی را توسعه دادم ، این فقط در مورد چیزی بود که برای من شخصی بود و لازم بود که در مورد یک زن جوان باشد و داستان آن در مرکز باشد. و این به نوعی در مورد چیزهای خودش در مورد دنبال کردن این دختر برای تحصیل در دانشگاه و تحصیلات و آینده ای بهتر برای خودش شکل گرفت. من فقط درسهای زیادی را از این کوتاه و به ویژگی آموختم – با خلاقیت ، واقعاً به جهتی دیگر رفت.

و شما گفتید که این نوع از چیز شخصی است. ایده فیلم از کجا آمده است؟

نیکول ریگل: منظورم این است که ، من از جکسون ، اوهایو ، جایی که فیلمبرداری کردیم ، در زادگاهم در چیلیکوت ، اوهایو ، واقع در یک شهرستان همسایه. و من در آنجا بزرگ شدم و صحنه ای از فیلم که معلم روت را از ادامه تحصیل در مدرسه منصرف می کند و او را ترغیب می کند تا در IT کار کند ، اما او می گوید که نمی خواهد ، این برای من اتفاق افتاد و فقط سخت است که به اطراف نگاه کنم و افرادی را ببینید که این آینده را برای من نمی دیدند ، زیرا من فکر می کنم گاهی اوقات ، مردم نمی توانند چون چیزی را برای خود نمی بینند ، برای آنها سخت است که آن را برای شما ببینند.

و من می خواستم فیلمی در این باره بسازم زیرا اگر چنین احساسی داشتم ، پس بسیاری از زنان جوان دیگر نیز چنین احساسی داشتند. و برای جسیکا و من بسیار جالب بوده است که از زنان جوان دیگر می شنوم و ، می دانید ، “هی ، آن چیزی که به من گفته شد یا کسی من را از دلسردی من ناامید کرد” ، و این برای بسیاری از دختران اتفاق افتاده است که ما فقط دلسرد می شویم دختران ما و من می خواستم داستانی امیدوار کننده در این باره به جهانیان ارائه دهم و امیدوارم پیام متفاوتی به آنها ارسال کنیم.

باید بگویم این چیزی بود که واقعاً مرا تحت تأثیر قرار داد. آیا کل تحصیلات و بازدارندگی از پیشرفت ، دستیابی به فرصت ها بود. به خصوص از کسانی که فرض می شود مانند معلمان و مدیران الهام بخش باشند و در اینجا او کتاب می گیرد زیرا می خواهد بیشتر بیاموزد.

جسیکا باردن: و همچنین بسیار ساده است. قرار نیست که بخواهید تحصیلات خود را ادامه دهید ، درخواست بزرگی نیست. این چیزی است که شما باید خیلی سریع یاد بگیرید. این برای همه صدق نمی کند. می دانید ، شما از فرزند خود به مدرسه می روید و فقط تصور می کنید که این چیزی است که برای همه در دسترس خواهد بود. س bigال بزرگی نیست اینطور نیست که شما چیزی مثل ماشین یا مثل تعطیلات یا چیزی را بخواهید. این فقط آموزش بیشتر است ، همین.

خوب ، و در دنیای امروز ، شما وام دانشجویی دارید ، حتی اگر وام بگیرید ، حتی پس از آن نیز نمی توانید آن را پرداخت کنید. و این به خودی خود یک عامل بازدارنده است. و دیدن این نمایش منفی گفتن افراد واقعی واقعاً دلخراش است.

نیکول ریگل: جالب است که به آموزش و نحوه پرداخت هزینه تحصیل اشاره کردید. چیزی که عمداً از این فیلم خارج شده FASFA و کمک هزینه و بورس تحصیلی است زیرا شما باید افرادی را در مورد این موارد به شما بگویید و درباره FASFA به شما بگویند. و هیچ کس در مورد FASFA به روت نگفته است. هیچ کس در مورد برنامه یا اسناد یا مراحل رفتن به دانشگاه و نحوه پرداخت آن به او نگفته است. و بنابراین شما حتی نمی توانید راه های قابل دسترسی برای رفتن را پیدا کنید و شاید مجبور نباشید که تمام این پول را جمع کنید ، هیچ کس حتی در مورد آن به شما نمی گوید.

این ذکر نشده است ، بورس تحصیلی ذکر نشده است. و او به عنوان یک فرد بسیار درخشان به تصویر کشیده شده و هیچ چیز فراهم نیست ، بلکه هر گونه امید از بین می رود.

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان نیکول ریگل و بازیگر زن جسیکا باردن برای HOLLER
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

نیکول ریگل: آره و چه تعداد دختر مانند روت از این درخشش برخوردارند و از آن استعداد برخوردارند و ما آن را پرورش نداده ایم و حفظ نکرده ایم.

و صحبت از صحبت کردن در مورد پرورش و عدم فرصت ، تعداد زیادی عکس از کارخانه ، پشته ها و آب و همه چیز کسل کننده وجود داشت. نه تنها روت ، بلکه شهر نیز به نوعی منعکس شده بود. برای شما ، از جمله کارخانه ، روند فکر شما با این همه نمایش چیست؟

نیکول ریگل: بله ، ما در یک کارخانه تولید مواد غذایی منجمد و عملیاتی شلیک کرده ایم و عظیم بود. و زمانی که ما در آن فیلمبرداری می کردیم کار می کرد. و به ما اجازه داده شد ، به جسیکا اجازه داده شد ، همه این فلزات را برش دهیم و در حالی که مردم در شیفت کاری خود بودند ، جرقه هایی را در سراسر نقاط پرواز می کردند ، که نمی توانم باور کنم که ما واقعاً از پس آن برآمده ایم. [laughs]

جسیکا باردن: هیچ کس در واقع هیچ سوالی نپرسیده است. همه درست مثل این بودند ، “خوب. سرد.”

نیکول ریگل: [laughs] بله ، خیلی زیبا بود. و من فقط منتظر می مانیم که تعطیل شویم. اما پروتکل های زیادی داشتیم که البته باید آنها را دنبال کنیم ، اما همه این ماشین آلات و همه اینها ، می دانید ، فکر می کنم یک چیز خلاقانه که در فیلم خیلی خوب کار کرد این است که ریتم آن وجود دارد. این شیوه زندگی است. شما به کار می روید ، در این شیفت کار می کنید ، به خانه می روید ، در این زمان بلند می شوید ، از بچه های خود مراقبت می کنید. می دانید ، یک روال معمول وجود دارد. و آن کارخانه ریتم خاصی دارد که زندگی همه آن افراد حول این کارخانه می چرخد ​​، اما روت چنین نمی کند. او مانند این شمایل گرای کوچک است. و او در آن دستگاه جای نمی گیرد. و او لزوماً نمی خواهد در آن دستگاه باشد. این بد نیست او فقط خودش را در ریتم آن شهر نمی بیند. بنابراین نشان دادن ریتم آن شهر مهم بود.

و جالب است ، همانطور که روت در تلاش است تا از یکنواختی جدا شود ، دیدن طرف دیگر که مردم می خواهند در یکنواختی باشند ، جالب بود زیرا حداقل این یک ضمانت پول است. حداقل قابل پیش بینی است و همچنین طرف مقابل را می بینید که آن یکرنگی را به زور از بین می برند.

نیکول ریگل: آره به خصوص در شخصیت لیندا ، که توسط غیر قابل تسخیر بازی می شود بکی آن بیکر. یکی از صحنه های فیلمبرداری برای من که واقعا غم انگیز بود ، وقتی بود که او در کمد خود است و پاکت سیگار خود را بیرون می آورد و شما عکس ها و جوایز کارمند ماه را می بینید و این از دست دادن حقوق نیست که برای اینقدر ناراحت کننده است این مردم. این از دست دادن جامعه است. و هر روز با افرادی که به خانواده شما تبدیل شده اند به این کار می روند و سپس این مشاغل از بین می روند. این یک ضرر واقعی است. مانند کاری که یک زن در سن خود در آن مرحله انجام می دهد ، اگر 40 سال در یک کارخانه کار کرده اید و اکنون زندگی شما تغییر می کند.

جسیکا ، من فکر می کردم چه چیزی شما را به سمت این نقش سوق داده است؟ چه چیزی شما را به سمت جذب روت جذب کرد؟

جسیکا باردن: منظورم این است که اولین بار که فیلمنامه را خواندم ، من فقط روت و بلیز ، برادرش را دوست داشتم. من می توانم در شخصیت و نحوه بزرگ شدنم و شهری که در آن بزرگ شده ام ، که بدیهی است در انگلیس است ، خیلی از خودم را ببینم. اما برای من فوق العاده آشنا بود. من هم برادر دارم. و فکر نمی کنم قبل از دیدن فیلمی که رابطه بین خواهر و برادر را مانند این مورد بررسی می کند ، فیلمنامه را بخوانم زیرا این فیلم پیچیده و پیچیده است. رقابتی که شما دارید و اینکه چگونه شما را در بزرگ شدن با یک برادر بسیار متفاوت می کند ، خصوصاً وقتی آنچه از زندگی خود می خواهید بسیار متفاوت است ، چیزی که من در زندگی ام دارم.

برادران من هنوز در شهری که من در آن بزرگ شده ام زندگی می کنند. آنها همان چیزی را که من و روت در جایی که شما به اطراف نگاه می کنید نداریم و مثل این است که “اوه ، من در واقع می خواهم کار دیگری غیر از این انجام دهم”. این به این دلیل نیست که من این افراد را دوست ندارم. فقط ، نمی دانم ، فقط یک غریزه است که شما می خواهید چیز دیگری را تجربه کنید. و عصبانیتی که نسبت به خود نسبت به آن احساس می کنید و عصبانیت در بقیه جهان ، چقدر کاملا گیج و بی جا احساس می کنید و نمی دانید با این چیز در مغز خود ، جایی که می خواهید انتظار بیشتری داشته باشید ، باید چه کار کنید خودت و تو مثل هستی ، چرا دنیا انتظار بیشتری از من ندارد من واقعاً می خواستم آن را بازی کنم و روی صفحه نمایش بدهم. سپس وقتی من با نیکول آشنا شدم ، با کسی صحبت می کردم که در واقع همان من و این شخصیت است.

فکر نمی کنم در این مرحله با کارگردانی کار کرده باشم که سابقه مشابه من داشته باشد. این چیزی نیست که کسی را که با او کار کرده ام از من بگیرد ، مثل اینکه ، من هرگز با کسی کار نکرده ام که در واقع همان شخصیت بود ، به ویژه یک شخصیت طبقه کارگر به شکل فیلمنامه. و او به من گفت که این فیلم واقعاً چالش برانگیز خواهد بود و سخت ترین فیلمی است که من ساخته ام و او باعث خواهد شد که من بیش از هر کارگردان دیگری کار کنم. و من مثل این بودم که ، بله ، قطعاً می خواهم این کار را انجام دهم. این 100٪ دلیل بازیگری من است. و من واقعاً علاقه زیادی به کار با نیکول داشتم که چنین دید خوبی نسبت به آنچه در این فیلم قرار داشت داشت و انتظارات زیادی از فیلم و خودش داشت. بله ، من فقط در گرفتن نقش وسواس داشتم.

و شما اشاره کردید که نیکول گفته بود چالش برانگیز خواهد بود. برخی از چالش هایی که با آن روبرو شدید چه بود؟

جسیکا باردن: یعنی خیلی سرد بود. آیا می توانید به یاد بیاورید که گرداب قطبی سال گذشته در ابتدای سال چه زمانی بوده است؟ خوب ، ما در آن بودیم ، این برنامه فیلمبرداری ما بود. ما در کولاک کار کردیم ، از فیلم فیلمبرداری کردیم و هنوز هم یک فیلم کم هزینه داریم. اکثر فیلم هایی با این اندازه سعی در فیلمبرداری روی فیلم ندارند زیرا محدودیت شما در میزان فیلمبرداری روزانه است. ما حداکثر سه مورد کار داریم. بنابراین همه چیز باید باشد ، هنگام انجام این کار باید از همه چیز مطمئن باشید ، اما مطمئناً هنوز هم می خواهید همه چیز در لحظه باشد ، که تعادل سختی است با فیلمبرداری در مکانی که مردم این کار را نمی کنند فیلم

مردم شگفت انگیز بودند. مردم محلی این راه را آسان تر از آنچه می شد انجام دادند. داشتیم روی یک اسکاردارد فیلمبرداری می کردیم. این یک مکان واقعی بود. ما کاملاً به روی عناصر باز بودیم. هیچ روزی در استودیو نبود ، می دانید ، حتی در یک فیلم مستقل نیز مانند هفته استودیو برگزار می شود. ما چنین چیزی نداشتیم همه چیز کاملاً واقعی بود. هر روز که از خواب بیدار می شدید و سر کار می رفتید و مثل این بودید ، “خوب ، این برنامه است ، اما مانند این ، ممکن است به زودی این اتفاق بیفتد. ما فقط باید با آن کنار برویم “. اما از نظر جسمی آنقدرها هم که سخت به نظر می رسید سخت نبود زیرا نیکول چنین تجربه غوطه وری را ایجاد کرد. محیط واقعاً احساس می شد – احساس می کنم گاس هم همین حرف را می زند ، او در نقش Blaze بازی می کند. مثل اینکه واقعاً مثل روت و بلیز احساس می کردیم. بنابراین هر کاری که از ما خواسته شد انجام دهیم ، ما فقط این کار را انجام دادیم زیرا آن ذهنیت بقا را در آن لحظه هنگام فیلمبرداری داشتیم.

نیکول ، یکی از چیزهایی که واقعاً گیر افتاد و من واقعاً می خواهم بپرسم ، لوبیای قرمز است که روت می پوشد.

جسیکا باردن: شما می توانید یکی داشته باشید!

نیکول ریگل: [laughs]

جسیکا باردن: بار داریم.

[laughs] از دست دادن واقعاً سخت است. به خصوص از آنجایی که در تضاد شهر خسته کننده و خسته کننده رنگ و بقیه کمد لباس او است. دلیل این لوبیا و رنگ آن چه بود؟

جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2020: مصاحبه با کارگردان نیکول ریگل و بازیگر زن جسیکا باردن برای HOLLER
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

نیکول ریگل: اوه وای. با تشکر از شما برای این سوال من با آن لوبیای قرمز وسواس دارم در واقع قرار بود هدیه ای که در همه این نخست وزیران فیلم اهدا می شد ، به همه داشتن کلاه روت باشد. بنابراین امیدوارم که بتواند ، و برخی از اعضای مطبوعات آنها را داشته باشند ، اما امیدوارم که این امر در زمان اکران فیلم یا در زمان مناسب بتواند به یک موضوع تبدیل شود. من رنگ قرمز ، سفید و آبی را برای این کار دوست دارم. این فیلم در اوهایو فیلمبرداری شده است. این یک نگاه عمیق در فیلم آمریکایی و یک داستان جهانی با فیلم آمریکایی است. و من فکر می کنم رنگ قرمز رنگ روت است و یک کل وجود دارد – من نمی خواهم با آن خسته شوم. یک طرح کاملاً رنگی وجود دارد ، اما لنس و سیرا ، طراح تولید و طراح صحنه و لباس من ، جایی را که ما از طریق فیلمنامه کار کردیم و نمودار تهیه کردیم ، انجام دادند ، ما با رنگ قرمز شروع می کنیم و این انتقال رنگ تا پایان جایی که او قرمز است و او وجود دارد. آبی است ، و او آن کلاه را به او خواهد داد. و اگر در آخرین عکس از فیلم متوجه شدید تنها زمان فیلم است که روت آبی پوشیده است. او با خود به خانه برده است. انتقال رنگ وجود داشته است.

فکر می کنم همیشه رنگ قرمز را در فیلم هایم قرمز دارم. احساس می کنم برای شخصیت ، زنان برجسته ای که می خواهم آنها را خلق کنم – و نوع خاصی از رنگ قرمز ، ساعت ها زمان انتخاب این رنگ قرمز را نمادین می دانم. من می خواستم او چیزی مانند بانوی اصلی در این فیلم داشته باشد که برای یک فیلم کوچک کوچک که نه تنها خلاقانه کار می کند ، بلکه شما با خود می برید و مردم می خواهند از آن استفاده کنند و می خواهند از آن استفاده کنند و این می تواند نماد فیلم باشد . مانند رویای من این است که دختران در همه جا یک لوبیای قرمز می خواهند زیرا آنها می خواهند مانند روت باشند زیرا او باحال است. و کارهایی که او در این فیلم انجام می دهد الهام بخش و قدرتمند است ، و او نظر خود را بیان می کند و نظر می دهد و دارای این چرخ زاویه کامل است و مردم او را دلسرد می کنند ، اما او به هر حال راه خود را پیدا می کند. من فکر می کنم همه آن چیزها بسیار مثبت هستند و این چیزی است که آن لوبیا نماد آن است. این رویای من است که هر کس یکی از آن حبوبات را داشته باشد و مانند “بله ، من می خواهم مانند روت باشم”.

من آن را دوست دارم. من کاملا این را دوست دارم. من همچنین عاشق نمره برای هستم هولر. در لحظات پرتحرک تر فیلم صفحه را پر می کند ، اما همیشه مثبت به نظر می رسد – تقریبا امیدوار کننده. کار با Gene Back برای آوردن این امتیاز به فیلم چگونه بود؟

نیکول ریگل: خوب ، ژن باورنکردنی است و این اولین فیلم او نیز بود. او قبلاً در گروه ، The Books بود ، و ویولونیست در بروکلین است و ما از طریق موسسه Sundance در مزرعه Skywalker با هم آشنا شدیم و این فرصت را داشتیم که بسیاری از موارد مختلف را آزمایش کنیم. و من واقعاً نمره ای برای فیلم می خواستم و می خواستم ارکسترال باشد. و من فکر می کنم بسیاری از افرادی که قبل از اینکه ژن با آنها صحبت کرده باشم مانند یک گیتار آکوستیک تصور می کردند. آنها مانند یک کلیشه برای یک فیلم می خواستند ، چیزی شبیه به این ، اما همه چیز باید روی نبض روت باشد. و بنابراین من و ژن ، اولین کاری که کردیم این بود که باید تشخیص دهیم که جسیکا به نظر می رسد چگونه است. [laughs] و ما سازهای مختلفی را امتحان کردیم و شبیه آنها هستیم ، او مانند یک کوارتت زهی به نظر می رسد. مثل ، او نیست؟ زیرا شما هرگز تصور نخواهید کرد که یک کوارتت زهی در یک اسکاردارد کثیف و منجمد در آپالاچیا و یک کوارتت زهی علیه کار دستی باشد. مانند آن منطقی نیست.

اما این کنار هم قرار گرفتن است که فکر می کنم از نظر موسیقیایی واقعا جذاب باشد زیرا صدای روت است. و سپس ژن مضمون روت را نوشت که در صحنه آشپزخانه بازی می کند. و سپس آن صحنه با تکامل و تغییر او تکامل می یابد و تغییر می کند. و گاهی تاریک و بدخلق و گاهی روشن و امیدوار کننده است. و ما فقط یک موضوع را نوشتیم و سپس متناسب با روحیه آن را پیچاندیم. من خیلی خوشحالم که در این فیلم یک کوارتت زهی وجود دارد.

مثل اینکه شما گفتید ، انتظار ندارید در فیلمی مانند آن ، در آن محیط ، اما کاملاً متناسب است. و این به خاطر ضرب آهنگ روت است. همه چیز فقط اوج می گیرد. هر دوی شما امیدوارید که مخاطبان از فیلم چه چیزی را بگیرند؟

جسیکا باردن: امیدوارم که پایان کار به مردم یادآوری کند که شما رد پایی دارید و در زندگی خود تصمیم می گیرید. فیلم به پایان می رسد و شما نمی دانید او به دانشگاه می رود یا نه. شما نمی دانید که آیا او در حال دور شدن است. تنها چیزی که می دانید این است که او فهمید که می تواند ترک کند این است که خودش می خواهد و می تواند تصمیم بگیرد که اینجا گیر نکرده است. اینجا به کسی بدهکار نیست تنها کاری که او باید انجام دهد این است که به چیزی بله بگوید یا بگوید ، نه. من فکر می کنم این یک اعتماد به نفس است که فقط با درک اینکه شما گزینه هایی دارید ، حاصل می شود. و فکر نمی کنم چیزی باشد که مردم وقت بگذارند و به بچه هایی که از این نوع مکان ها می آیند بگویند که به شما بستگی دارد و شما می توانید این کار را همانطور که می خواهید انجام دهید. و او در انتها متوجه می شود. این همان چیزی است که امیدوارم مردم از او بگیرند.

و شما چطور ، نیکول؟

نیکول ریگل: من فقط می توانم همه آنچه جسیکا گفت را تکرار کنم ، امیدوارم که آنها آن را از آن بگیرند. امیدوارم آنها دختران ما را تشویق کنند که بیشتر بخواهند و بدانند که آنها می توانند این کار را انجام دهند ، این امکان وجود دارد زیرا من فکر می کنم این پایان تلخ و شیرین پیروزی برای آنها برای فیلم است. و من امیدوارم که دختران فیلم را تماشا کنند و احساس کنند هر کاری که می خواهند انجام دهند. شاید آنها نمی خواهند کارگردان فیلم باشند. [laughs] شاید آنها نمی خواهند بازیگر شوند. هرچه برای آنها باشد ، ممکن است. و این ممکن است زیرا ما هولر را ساختیم. چون من و جسیکا هولر را امکان پذیر کردیم. و این فکر می کنم شواهد است.

من همچنین می خواستم در مورد تأثیرات شما صحبت کنم. من نمی توانم کمک کنم اما احساس یک Winter’s Bone و زمین دیگر در ابتدای فیلم. چه تاثیری بر فیلم سازی شما گذاشتید؟

نیکول ریگل: آره ، منظورم اینه که دوست دارم دبورا گرانیک. منظور من این است که، دبورا گرانیک شگفت آور است او به شدت متعهد اصالت است و همه چیز را به خوبی تحقیق می کند. و من دوست دارم Winter’s Bone. من عاشق آندره آرنولد. مایلم بگم آندره آرنولد به نوعی برای من مثل فیلم ملکه است و به نوعی همه چیز برای من است. من فکر می کنم او بهترین است. فکر نمی کنم کسی بهتر از آندره آرنولد. من خیلی ترسیده ام که او فیلم را ببیند. کلی ریخارد، برادران داردن، کن لوچ.

ولی آندره آرنولد بله ، این بسیار ترسناک و الهام بخش است.

آیا پروژه های دیگری نیز برای هر یک از شما ترتیب داده اید که بینندگان ما منتظر آن باشند؟

نیکول ریگل: آره من اکنون روی دومین عکس خود کار می کنم و این یکی دیگر از پرتره های زن حاشیه ای است که قابل دسترسی است. این احتمالاً همان کاری است که من فقط به انجام آن ادامه خواهم داد. این همان چیزی است که باعث می شود من واقعاً خوشحال باشم و این نقش ها را ایجاد کرده و سپس با آنها کار کنم ، می دانید زنانی که جسیکا را دوست دارند. این تمام کاری است که من می خواهم انجام دهم. [laughs]

جسیکا باردن: من یک فیلم دیگر دارم که در تاریخ 6 نوامبر اکران می شود جنگل روشن، که از نوع مشابه این فیلم است. این فیلم در ماساچوست فیلمبرداری شد و آنجا تنظیم شد. اما این در دنیای مردان و ثروت طبقه کارگر بسیار بیشتر است. من آن را دوست دارم و به زودی منتشر خواهد شد. و سپس قبل از همه گیری ، داشتم در حال فیلمبرداری یک سریال نتفلیکس بودم. بنابراین ، من برمی گردم و به زودی از آن فیلم می گیرم ، اما اینگونه اعلام نشده است که نمی توانم عنوان یا چیزی را بگویم. و آره ، من دوست دارم دوباره با نیکول کار کنم.

نیکول ریگل: بله ، قطعاً این اتفاق خواهد افتاد. هر فرصتی برای نقش آفرینی او در نقش های اینچنینی و فقط نوعی آزاد کردن او و انجام کارهایش کار من را آسان می کند.

تحقیق فیلم از نیکول و جسیکا تشکر می کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

میز گرد RENT-A-PAL با کارگردان Jon Stevenson و بازیگران Wil Wheaton و Brian Landis Folkins

فیلم های ترسناک توانایی بی نظیری در یافتن رعب و وحشت حتی در مکان های راحت کننده دارند. خانه ها ، دوستداران ، دوستی ها و حتی اشیا objects بی جان می توانند دشمن شب شوند ، در کمین سایه ها ، اهداف واقعی خود را پنهان کنند تا اینکه خیلی دیر است. با رانت-پال، کارگردان جون استیونسون با استفاده از فضای خفقان آور انزوا و تنهایی برای مراقب خانه ای که مجبور به استقبال از ضرورت تماس با انسان شود ، آخرین کارگردانی است که جداول راحتی بی گناه دوستی را می چرخاند.

استعلام فیلم این فرصت را داشت که در یک میزگرد با کارگردان شرکت کند استیونسون و اعضای بازیگران ویل ویتون و برایان لندیس فولکینز برای بحث در مورد فیلم و تأثیراتی که آنها برای زنده کردن Rent-A-Pal ایجاد کردند.

این مصاحبه برای شفافیت ویرایش شده است.

میز گرد RENT-A-PAL با کارگردان Jon Stevenson و بازیگران Wil Wheaton و Brian Landis Folkins
منبع: نیمه شب IFC

استفانی آرچر با استعلام فیلم: شما در مورد نوستالژی و لمس بودن VHS و ورود به یک حلقه زمانی صحبت کردید. من نمی توانستم نام اندی را در یک مجموعه ترسناک با این مفهوم بهترین دوستان متوجه نشوم ، و نمی توانم فکر نکنم Child’s Plaبله من تعجب می کردم ، برای هر سه شما ، برخی از تأثیراتی که در خلق فیلم ایجاد کرده اید و شاید برخی از تأثیرات ، ویل و برایان ، که ممکن است برای خلق شخصیت های خود به آن توجه کرده باشید ، چه بوده است؟

جون استیونسون: خوب ، من بسیار خوشحالم که شما چاکی را مطرح کردید زیرا این یک قیاس عالی برای این فیلم است. می دانید ، برداشتن چیزی که بخشی از کودکی شماست و تبدیل آن به ضد شما واقعاً ترسناک است. همچنین ، فیلم هایی مانند حلقه. من می دانم که قدیمی تر است ، اما واقعاً برای من فهمید که VHS در تلویزیون چقدر وحشتناک است و از زیبایی زیبایی خوبی برخوردار است.

برایان لندیس فولکینز: برای من ، تماشای نسخه اصلی رانت-دوست ویدئو زمین شکن بود. هنگامی که من برای اولین بار فیلمنامه را خواندم ، وقتی جون آن را برای من ارسال کرد ، حدوداً نه صفحه داشتم و مثل این بود که … این با هر آنچه قبلاً خوانده ام متفاوت است. من باید بخشی از این باشم. لطفا جون لطفاً ، لطفاً. “و سپس او مرا به رانت-دوست ویدیو است و فکر می کنم 45 دقیقه وقت دارد. و این جهان من را لرزاند.

میز گرد RENT-A-PAL با کارگردان Jon Stevenson و بازیگران Wil Wheaton و Brian Landis Folkins
منبع: نیمه شب IFC

کارهایی که او از طریق این نوار ویدئویی با رابطه یک به یک انجام می داد ، من بسیار مجذوب شده بودم و برای من درست مثل این بود که: “خوب ، چه اتفاقی باید بیفتد تا کسی به نواری مانند این باعث می شود که زندگی آنها از این لحاظ تغییر کند ، جایی که من قبلاً چنین دوستی نداشته ام. “و بعضی اوقات در فیلم ها ، این زمان بندی و چگونگی جواب دادن به سالات است. و وقتی زمان بندی به پایان رسید ، این تمام چیزی بود که دیوید لازم داشت خودش را به اندی رها کند و این نقطه عطف بود.

ویل ویتون: من می خواستم اندی را واقعاً ساده و مستقیم نگه دارم. و من احساس کردم که اندی یک حیوان درنده است ، که اندی یک دوست پسر بد دهن است ، او به شدت ناامن و بسیار کنترل کننده و فوق العاده دستکاری است. و اینکه ترس اصلی او ، چیزی که او کاملاً از آن وحشت کرده بود ، تنها بودن بود. و او دوست خود ، این شخص را فریب داد تا دوست او باشد و سپس فقط می خواست او را رها کند. این خطر اندی را در پی داشت که اگر این پسر برود برای همیشه تنها بماند. بنابراین من فقط با آنها بازی کردم. و سپس صادقانه ، تمام این چیزها ، برایان در مورد نه صفحه بودن فیلمنامه صحبت می کند ، من مثل این بودم ، “من هم”. این همه چیز این است جون فیلمنامه بسیار واضح و مشخصی برای بازیگران نوشته شده است.

هر اسکریپت همان چیزی است که می خواهم وقتی روی صفحه هستم شبیه آن شود. و گاهی اوقات می توانم آن را ببینم. و بعضی اوقات نمی توانم و بلافاصله می توانستم آن را ببینم. من می دانستم که اگر می خواهم بخشی از این باشم ، این شخصیت هیولای خانه است ، اما شما باید در را باز کنید و او را به داخل دعوت کنید. بنابراین من مجبور شدم آن دو ضربه را برای او بدهم ، و سپس فقط متصل شوم فضای بین آنها

استعلام فیلم از Jon Stevenson ، Will Wheaton و Brian Landis Folkins برای اختصاص دادن وقت برای صحبت با ما تشکر می کند!

همچنین مراجعه کنید

موج: سفر مختلط

Rent-A-Pal در 11 سپتامبر 2020 در سینماهای منتخب و VOD اکران می شود.


Rent-A-Pal را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استفانی آرچر

استفانی آرچر

استفانی آرچر 35 ساله متعصب سینما است و در نوروک ، سی تی ، ایالات متحده آمریکا زندگی می کند.