جشنواره بین المللی فیلم یهود 2021: مصاحبه با روتی پریبار ، کارگردان و نویسنده آسیا

یکی از مهمترین نکات مهم برنامه امسال جشنواره بین المللی فیلم یهود – که قرار است از 17 فوریه تا 24 مارس در سینماهای استرالیا به نمایش در آید – روتی پریباراولین ویژگی دلخراش آن است آسیا، حضور او در جشنواره در انتهای یک دوره حساس و تجاری موفق در سال 2020 اتفاق می افتد ، که فیلم را در طول اولین نمایش آنلاین خود در جشنواره مجازی فیلم Tribeca سال گذشته 3 جایزه به دست آورد و پس از آن 12 نامزد در Ophir برگزار شد جوایز (جوایز اسکار اسرائیل) و انتخاب به عنوان اسرائیل برای بهترین فیلم بلند بین المللی در مراسم اسکار امسال (جایی که متاسفانه در میان 15 فیلم برتر قرار نگرفت).

آسیا، وقایع نگارشی م effectiveثر و از نظر احساسی مادری جوان مجرد (آلنا ییو) با سلامتی دختر نوجوان ویکا (شیرا هاس) ، کلیشه های مودلین و ملودرام داخلی را به نفع لحظات فروتن و شیرین که از اوج آنها مشخصات ناامیدکننده مادری است و عمق احساس آن را با نبوغ بصری خود جور می کند ، دور می زند. پیش از ظهور JIFF فیلم ، Film Inquiry خوشحال شد که با نویسنده و کارگردان آسیا صحبت کند روتی پریبار، همانطور که در مورد ریشه های اولین ویژگی او ، اهمیت موسیقی متن و توسعه زبان بصری فیلم صحبت کردیم.

الکس لاینز برای تحقیق در مورد فیلم: من خواندم که شما حدود 7 سال وقت صرف ساخت و ساز کردید آسیا، داستان و شخصیت ها در طول این مدت چگونه تغییر و تحول یافته اند؟

روتی پریبار: باید بگویم ، کاملاً تغییر کرد. من از همان ابتدا می دانستم که می خواهم داستانی درباره یک مادر و دختر تعریف کنم و می دانستم که دختر قرار است نوجوان شود ، اما وقتی صحبت از مادر شد ، من کاملاً مطمئن نبودم. در آغاز ، او را مانند یک مادر بالغ دیدم و مدتی طول کشید تا فهمیدم آنچه را که من می گویم ، داستانی که می خواستم بگویم در مورد زنی است که مادر بودن خود را پیدا می کند.

وقتی فهمیدم که او باید خیلی کوچکتر باشد ، اختلاف سنی بین آنها باید کوچکتر باشد و آنها خیلی بیشتر شبیه خواهرها هستند تا مادر و دختر برای اینکه آنها تا آخر ماه به هم نزدیک شوند. فیلم ، واقعاً روشی را که من از شخصیت آسیا درک کردم تغییر داد.

من می خواستم یک موضوع موضوعی را که بین این فیلم و دو شورت قبلی شما متوجه شده ام ، بررسی کنم ، مراقب و آخرین تماس ها، زیرا هر یک نمایانگر فقدان و اندوه در مراحل مختلف زمانی هستند. آسیا در انتظار آن است ، مراقب در حال تحقق است ، و آخرین تماس ها آیا بازتاب مالیخولیایی در مورد آن است ، آیا احساس می کنید که این تکرار موضوعی در رویکرد شما وجدان است و اگر چنین است ، چگونه احساس می کنید این احساس را از نظر سینمایی بیان می کنید؟

روتی پریبار: بله ، این قطعاً چیزی است که من دائماً در فکر کار کردن در خودم و راهی هستم که می بینم خودم را از افرادی که دوستشان دارم جدا می کنم ، چیزی که همه ما باید در یک مرحله یا زندگی دیگر با آن کنار بیاییم. این یک اتفاق تکراری است و از روشی است که من در زندگی تجربه می کنم. من فکر می کنم در آسیا، این بازتابی از نحوه دوست داشتن من با افراد نزدیک من است ، ارتباطی که می توانم با مردم داشته باشم.

من فکر می کنم که با آسیا و ویکا ، آنها به این پیوند نهایی و این عمل نهایی عشق رسیده اند ، که تعداد کمی از افراد به زندگی خود می رسند تا جایی که آنها کاملا در زندگی خود حضور داشته و در زندگی فرد دیگری حضور داشته باشند. ما وقت زیادی را با افرادی که دوستشان داریم سپری می کنیم و واقعاً هرگز فرصتی پیدا نمی کنیم تا به آنها بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم و چقدر به آنها احتیاج داریم.

جشنواره بین المللی فیلم یهود 2021: مصاحبه با روتی پریبار ، کارگردان و نویسنده آسیا
منبع: Menemsha Films

که در آسیا من می خواستم هم مادر و هم دختر درک کنند که حضور یکدیگر در زندگی خود تا چه اندازه مهم است و نه بعد از آن. با فیلم های کوتاه قبلی من ، کمی متفاوت است ، قطعاً در آخرین تماس ها، این تأمل در گذشته است ، در مورد چگونگی شخصیت اصلی نتوانسته است از خواهرش خداحافظی کند ، این به نوعی فرصت او برای خداحافظی از او یا شناختن خواهرش از دیدگاه دیگری است. با مراقب، این فیلمی است که به مرگ می پردازد ، اما نه به عنوان نقطه نظر اصلی آن. این بیشتر درمورد پرسیدن “چگونه می خواهیم زندگی کنیم؟”

آنچه که من در فیلم هایم و شیوه نوشتنم به آن پی برده ام این است که چگونه می خواهم بیشتر زندگی کنم تا اینکه چگونه می خواهم با آنچه گذشت ، با آنچه رفته و هرگز نمی توانم کنار بیایم ، هرگز برنخواهم گشت. من فکر می کنم این جایی است که من می روم و امیدوارم با فیلم بعدی ام ، آن مسیر را دنبال کنم و آن را تعمیق دهم و زندگی را برای من یا شخصیت هایی که می نویسم بهتر درک کنم.

چه احساسی دارید که سابقه تدوین شما به شکل گیری رویکرد کارگردانی شما کمک می کند؟

روتی پریبار: به نظر نمی رسد که زمینه ای برای ویرایش باشد – این بخشی از کسانی است که الان هم هستم. من یک ویراستار هستم و همچنین یک کارگردان هستم. نوع نگاه من به نوشتن بسیار شبیه به نوع ویرایش است ، فقط مطالب متفاوت هستند. مطالب ، نوشته ها ، آنها معمولاً از زندگی ناشی می شوند ، یا از افرادی که شما ملاقات می کنید ، از داستانهایی که می شنوید. وقتی نوبت به ویرایش می رسد ، موادی که به دست می آورید ، مطالب از طریق چشم شخص دیگری ، از طریق افکار کارگردان است. این به طرز عجیبی بسیار شبیه است ، البته تفاوت هایی نیز وجود دارد ، اما من فکر می کنم ویراستار بودن به نوشتن کمک می کند زیرا شما وقت زیادی را صرف تلاش برای روایت داستان شخص دیگری می کنید و از این طریق شما را به یک داستان سرای بهتر تبدیل می کند. وقتی داستان نویس بهتری باشید ، نوشتن آن آسان تر می شود.

بسیار شبیه و در عین حال بسیار متفاوت است ، که عجیب است ، زیرا هنگام نوشتن شانس کمتری برای آزمایش دارم تا وقتی که ویرایش می کنم زیرا هنگام ویرایش ، دیوارهای کمتری دارند که من را متوقف می کنند. من می توانم کارهایی را امتحان کنم ، و از این کار نمی ترسم ، در حالی که در نوشتن ، گاهی اوقات از شخصی که هستم یا از نوع دیدن چیزها دریغ می کنم. من می ترسم چیزی بنویسم که من واقعاً از آن اطلاع ندارم ، اما با ویرایش ، شما اینقدر آزادی دارید. بعضی اوقات فکر می کنم اگر می توانم هنگام ویرایش به اندازه خودم آزاد باشم ، در حالی که مشغول نوشتن هستم ، واقعاً تفاوت بزرگی ایجاد می کند ، من روزی به آنجا خواهم رسید.

آیا می توانید نحوه توسعه زبان بصری فیلم با دانیلا نوویتز را توصیف کنید؟

روتی پریبار: خوب ، من و دانیلا در حین کار با یکدیگر آشنا شدیم مراقب. ما از طریق دوستان مشترک با هم آشنا شدیم و واقعاً خیلی زود آن را موفق کردیم. بلافاصله وقتی با هم آشنا شدیم ، فهمیدیم که کار با هم عالی خواهد بود و معلوم شد که چنین بوده است ، بنابراین ما واقعاً همان ارجاعات ، همان فیلم ها ، همان هنر را دوست داریم. از این نظر مشترکات زیادی داریم و نحوه کار ما این است که فیلمنامه را با هم می خوانیم – این اصلی ترین کاری است که انجام می دهیم – بنابراین شما فیلمنامه را با هم می خوانید و در هر صحنه متوقف می شویم ، و در مورد آن صحبت می کنیم. ما درمورد آنچه مهم است ، درباره آنچه که فکر می کنیم مرکز آن است ، مضمون صحنه چیست ، و مواردی که ممکن است در فیلم حذف شود وجود دارد زیرا همه چیز این دانه حقیقت را در خود دارد.

جشنواره بین المللی فیلم یهود 2021: مصاحبه با روتی پریبار ، کارگردان و نویسنده آسیا
منبع: Menemsha Films

و اگر نشد ، به هر حال ارزش فیلمبرداری ندارد. اما وقتی آن دانه را پیدا کردید ، می دانید که چگونه می خواهید آن را شلیک کنید. آنچه شما باید پیدا کنید این بذر است و شما باید واقعاً مهمترین چیزی را که می خواهید در صحنه انجام دهید ، بررسی کنید. این همان کاری است که ما انجام دادیم و این کار را ساعت ها انجام دادیم ، فقط نشسته و در مورد صحنه ها صحبت می کردیم. چیزی که با هم فهمیدیم این است که این یک فیلم است ، باز هم نه در مورد مرگ ، بلکه در مورد زندگی و نه در مورد زشتی ، بلکه در مورد زیبایی. این دو شخصیت ، آنها زندگی دشواری دارند و شرایط آنها آسان نیست ، بنابراین آنچه که ما سعی می کنیم انجام دهیم این نیست که زیبایی را زیبا کنیم ، اما زیبایی را در آن می یابیم.

ما سعی نکردیم آن را غیرواقع بینانه جلوه دهیم ، بلکه زیبایی را در زشتی زندگی که همیشه وجود دارد ، مشاهده کنیم. مثل این است که وقتی می بینید در پیاده رو ترک خورده و یک گیاه از آن رشد می کند و مثل این است که وای ، این زیبا و بسیار ارگانیک است. این زندگی است که از شکاف بیرون می آید و این همان چیزی است که ما سعی کرده ایم در فیلم ، در هر صحنه انجام دهیم.

این فیلم بوسیله موسیقی بوجود آمده است ، موسیقی مهمانی در آغاز ، شعرهای ناراحت کننده در پایان ، نقش موسیقی درون فیلم چقدر برای شما قابل توجه بود؟

روتی پریبار: در مورد موسیقی صحبت های زیادی وجود دارد زیرا بسیاری از موسیقی از درون صحنه ها ناشی می شود. نمره زیادی برای فیلم نوشته نشده است ، اما صحنه های زیادی وجود دارد که از همان ابتدا با در نظر گرفتن موسیقی نوشته شده اند ، مانند آهنگ هایی که آسیا برای دخترش می خواند ، مانند لالایی که برای او می خواند . درباره زندگی که از بیرون در زندگی آنها وجود دارد و اینکه چگونه با پیشرفت فیلم ، آنها به داخل می روند ، وارد خانه خود می شوند و ما به سختی ویکا یا آسیا را در خارج می بینیم ، فکر زیادی وجود دارد.

آسیا در بیمارستان است ، اما آنها واقعاً در خانه خود هستند. در مورد موسیقی نیز همین طور است ، همانطور که در ابتدا ، شما موسیقی زیادی را از منابع خارجی می شنوید اما با پیشرفت فیلم ، موسیقی احساسی بیشتری از درون شخصیت ها ناشی می شود و نه از محیط اطراف آنها یا خانه آنها یا آنچه که هستند در حال انجام. این فقط موسیقی نیست ، بلکه طراحی صدا نیز هست که چگونه همه چیز بسیار بسیار کوچک و ریز می شود. باز هم ، اگر آن را با آغاز مقایسه کنید ، جایی که صداهای زیادی از این محیط می آید. این فقط نحوه پیشرفت فیلم است و برای زبان بصری نیز همین است. همه چیز به این می رسد که این دو شخصیت در خانه خود بمانند.

در طی یکی دو سال گذشته ، آسیا در جشنواره ها و جوایز خود موفقیت چشمگیری داشته است ، پیمایش در قلمرو جدید و خارجی جشنواره های آنلاین فیلم چگونه بود؟

روتی پریبار: من هرگز نمی توانستم چنین چیزی را پیش بینی کنم ، زیرا هیچ کس نمی توانست ، و صنعت فیلم در یک سال گذشته چنین تغییر عظیمی را تجربه کرده است. وقتی به فیلم و چگونگی پذیرش آن فکر کردم ، امیدوارم که جشنواره خوبی داشته باشیم و شروع خوبی داشته باشیم و سپس به مکان هایی بروم و با مردم ملاقات کنم و در مورد فیلم گفتگو کنم. اتفاقی که در عوض افتاد این بود که من در خانه با دو فرزند بسیار کوچکم در خانه ماندم و در طی آن ، مکالمه های زیادی مانند این گفتگو داشته ام و با افرادی که فیلم را تماشا می کنند یا فقط با هماهنگ کنندگان جشنواره یا هر چیز دیگری. با فیلم های کوتاه ، شما به یک جشنواره می روید ، با مردم ملاقات می کنید ، صحبت می کنید ، احساسات مردم درباره کار شما را می فهمید – من حتی در مورد نشستن در سینما و گوش دادن به واکنش مردم به فیلم

نمی دانم آیا در بعضی از نقاط مردم در برخی کشورها می خندند یا گریه می کنند. من نظری ندارم و این چیزی است که به وضوح برای من اولین بار است و امیدوارم آخرین بار باشد. امیدوارم فیلم را چنین تجربه نکنم زیرا واقعاً آن را از دست داده ام. من واقعاً می خواهم ببینم که چگونه فیلم مردم روی یک صفحه نمایش بزرگ مردم را لمس می کنند ، زیرا من بسیار خوشحالم که مردم با این فیلم درگیر هستند ، حتی روی لپ تاپ های کوچک آنها است ، اما با فکر کردن در مورد صفحه نمایش بزرگ و طراحی صدا فیلمبرداری شده است برای یک سالن سینما ساخته شده است. به نوعی مردم فیلم را آنگونه که قرار بود تجربه کنند تجربه نکرده اند ، اما خوشحالم که این فیلم بیرون رفته و نقدهای خوبی دریافت کرده و مردم آن را دوست دارند.

بقیه سال 2021 چگونه به دنبال شما می گردیم؟

روتی پریبار: من دارم روی یک پروژه جدید کار می کنم یک فیلم سینمایی دیگر نیز وجود دارد که قبلاً نوشته شده است و ما اکنون به دنبال بودجه آن هستیم که قرار است در اسرائیل فیلمبرداری شود. پروژه دیگری نیز وجود دارد که ما در حال کار بر روی آن هستیم و قرار است در ایالات متحده فیلمبرداری شود. چیزهای زیادی وجود دارد ، اما می دانید همه چیز باز است زیرا در مورد آنچه قرار است اتفاق بیفتد ، عدم وضوح زیاد وجود دارد. خوبی این است که من این جشنواره عظیم جشنواره را نداشتم ، جایی که از جشنواره ای به جشنواره دیگر به جشنواره می رفتم ، و در مورد فیلم صحبت می کردم. حسن آن این است که من وقت دارم تا روی یک پروژه جدید و فیلم های جدیدم و آنچه که قرار است بعد انجام دهم تمرکز کنم. و امیدوارم به زودی در سینماها اکران شود.

استعلام فیلم از روتی پریبار که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد تشکر می کند.

جشنواره بین المللی فیلم یهود از 17 فوریه تا 24 مارس 2021 در سینماهای منتخب استرالیا نمایش داده می شود ، اطلاعات بیشتر در مورد برنامه کامل و زمان جلسه را می توان در اینجا یافت.

https://www.youtube.com/watch؟v=gpffuTIUNjY


آسیا را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره بین المللی فیلم روتردام 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده Jun Li از DRIFTING

به عنوان دنباله ای برای اولین کارگردانی خود در سال 2018 برای ردیابی، جون لی بار دیگر یک قطعه جذاب از سینمای معاصر هنگ کنگ با ایجاد کرده است رانش. این فیلم بی خانمانی و اعتیاد در منطقه را بررسی می کند و این کار را با صداقت و گرمی انجام می دهد. رانش اولین نمایش جهانی خود را در جشنواره بین المللی فیلم روتردام در سال 2021 برگزار کرد و لی صحبت کرد استعلام فیلم در مورد فیلم قابل توجه او

ویلسون کوانگ برای استعلام فیلم: بیایید با صحبت در مورد سوابق روزنامه نگاری شروع کنیم. چگونه این روند خلاقیت شما برای این فیلم بازی کرد؟

جون لی: خوب ، من اولین بار وقتی دانشجوی روزنامه نگاری بودم با جامعه ارتباط برقرار کردم و وقتی ترخیص در خیابان اتفاق افتاد ، مقاله نوشتم. من در سال 2012 برای مصاحبه با آنها رفتم و گزارش این حادثه را گزارش کردم. پس از آن ، کارهای زیادی انجام دادم و به خارج از کشور رفتم. وقتی در سال 2016 به هنگ کنگ برگشتم ، به دلیل یک پروژه فیلم متفاوت دوباره به آنجا رفتم. این در مورد جامعه بی خانمانها نبود ، بلکه در مورد یک پزشک چینی بود که برای درمان آنها به خانه های مردم رفته بود. و در یکی از آن بازدیدها متوجه شدم که آنها از چوب زیادی برای ساخت خانه استفاده کرده اند. آنها نرده هایی را در اطراف منطقه زندگی خود ساخته اند و بسیار سینمایی بود. بنابراین من شروع به نوشتن یک فیلمنامه از سال 2018 کردم ، و اینگونه ایده این پروژه به وجود آمد.

و آیا این سابقه روزنامه نگاری از نظر مصاحبه با افراد بی خانمان یا روند تحقیقات کلی کمک کرده است؟

جون لی: من نمی دانم ، زیرا من دقیقاً نمی دانم چه چیزی از مدرک روزنامه نگاری کسب می کنید. من از یک رویکرد بسیار انسانی و تمرکز بسیار بزرگ بر نحوه انتقال داستان استفاده کردم ، در حالی که به سوژه های شما آسیب نرساندم. بنابراین این مهمترین بخشی بود که روند ساخت فیلم من را آگاه کرد.

فهمیدم. می توانید در مورد لوکیشن فیلم صحبت کنید؟ مخصوصاً برای مخاطبانی که ممکن است جغرافیای هنگ کنگ را آنچنان بلد نباشند و زمینه اجتماعی گسترده تری از موقعیت فیلم چیست.

ژوئن لی: بنابراین بیشتر صحنه ها در شام شوی پو فیلمبرداری شده است و حتی وقتی نتوانستیم در محل اصلی فیلمبرداری کنیم ، مکانی نزدیک به آن و هنوز در امتداد راهروی غربی پیدا کردیم. گاهی اوقات زاغه هنگ کنگ محسوب می شود ، بنابراین یک منطقه بسیار متراکم با تعداد زیادی تقسیم و واحد در ساختمان های قدیمی است. اما در عین حال ، در حال تغییر است. در امتداد خط ساحلی ، کانکس های بسیار گران تر وجود دارد که به سمت داخل شهر می روند.

جالب است زیرا به نظر می رسد این نوع جابجایی و آرام سازی در همه جای دنیا اتفاق می افتد. چیزی که مرا مورد توجه قرار داد واقعیت فیلمبرداری فیلم در اعتراضات هنگ کنگ بود. و بدیهی است که ما در فیلم چنین چیزی را نمی بینیم ، اما آیا اعتراضات بر روند تصویربرداری شما تأثیر گذاشت؟ آیا برنامه هایی برای درج برخی از موارد در فیلم نیز وجود داشته است؟

ژوئن لی: از نظر لجستیکی سخت بود زیرا ما فیلم را در ماه نوامبر فیلمبرداری کردیم. در کل اعتراض شدیدترین ماه بود ، بنابراین مشکلات لجستیکی وجود داشت زیرا در آن زمان جاده های اصلی مسدود شده بودند. اگر در کاولون زندگی نمی کردید رسیدن به مکان سخت بود. من در کاولون زندگی می کنم ، اما بسیاری از بازیگران این کار را نکردند ، بنابراین ادامه دادن و تمرکز بر روی چیز دیگری غیر از آنچه در هنگ کنگ اتفاق می افتد بسیار سخت بود. اما در عین حال ، مکث کردن کارها برای ما کاملاً غیرممکن است ، بنابراین مجبور شدیم شرایط را بسیار متناسب کنیم. و اکنون آرزو می کنم که اعتراض را به فیلم شلیک کنم ، اما این کار را نکردیم زیرا فکر می کردم این یک داستان 2012 است. اما در واقع مهم نیست زیرا داستان ها امروزه نیز اتفاق می افتند. بنابراین حتی اگر این دادخواست در سال 2012 بود ، بازپرداخت هنوز هر چند ماه یک بار اتفاق می افتد.

جشنواره بین المللی فیلم روتردام 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده Jun Li از DRIFTING
دریفت (2021) – منبع: جشنواره بین المللی فیلم روتردام

از نظر بازیگران فیلم ، فرانسیس نگ یکی از بازیگران محبوب من در تمام دوران است ، بنابراین دیدن او در چنین نقشی خوب بسیار خوب بود. فیزیکی ، حالات چهره و همه چیز در مورد شخصیت او بسیار خاص بود. آیا شما دو نفر برای رسیدن به آن اجرا با هم همکاری کرده اید یا او فقط در صحنه حاضر شده و به روش خودش اجرا کرده است؟

جون لی: خوب ، من فکر می کنم ما واقعاً خیلی آماده سازی نکرده ایم. اما هر زمان که او در صحنه فیلمبرداری ظاهر می شود ، در کنار سایر خوابهای خیابانی می خوابد ، زیرا آنها فقط در بلوک دیگر قرار دارند. بنابراین او می دید که چگونه آنها در خیابان مواد مخدر مصرف می کنند ، و فیزیکی بودن آن را می بیند ، و همچنین تمام مستندهایی را که برایش فرستاده ام تماشا می کند. فکر می کنم نحوه صحبت او واقعاً شبیه یکی از افرادی است که من ملاقات کرده ام. اما ما در مورد روش او در مورد شخصیت خیلی بحث نکردیم. فکر می کنم او وقتی در صحنه فیلمبرداری ظاهر شد ، درست بود.

و چگونه کار کردن با بازیگران پیشکسوتی مانند Ng ، Loletta Lee و Tse Kwan Ho در کنار برخی از بازیگران جوان و جدیدتر (سسیلیا چوی ، ویل اور ، پاک هون چو) کار می کرد؟ آیا فهمیدید که مجبور هستید زمان بیشتری را با بازیگران جوان تر سپری کنید و آنها را در طی مراحل مربیگری کنید؟

جون لی: در واقع وقت زیادی برای آماده شدن برای نقش های آنها نداشتیم. اما دو نفر از آنها تجربه صحنه ای زیادی دارند که بسیار متفاوت است زیرا آنها مایل به بداهه پردازی و نشاط بیشتر آن هستند. این یک کیفیت بسیار مهم برای کل بازیگران است زیرا بسیاری از کارها در صحنه بداهه ساخته شده بودند و آنها توانایی این کار را داشتند.

آیا بداهه پردازی در فیلم همیشه برنامه ریزی شده بود؟

ژوئن لی: همه چیز اتفاق افتاده است ، و من فقط مرتب می غلتم ، مانند آن صحنه که آنها اعتراض می کردند. بنابراین در فیلمنامه ، در طول مصاحبه با فرانسیس نگشخصیت ، بعد از اینکه همه چیز را گفت ، متوقف شد و صحنه در آنجا متوقف شد. اما بعد او دوباره شروع به داد زدن شعار کرد و سطر دیگر را فراموش کرد ، اما در واقع آن را فراموش کرد. و بعد تسه کوان هو، بازیگر نقش استاد ، خط دیگر را برای او تکرار کرد و سپس او دوباره داد زد. سپس مددکار اجتماعی دوباره شعله را زرد کرد و همه آن بداهه بود ، اما همه آنها نسبت به آنچه دیگران انجام می دادند توجه داشتند.

در هنگ کنگ فیلم هایی درباره بی خانمانی و اعتیاد وجود داشته است ، اما همه آنها از نظر اجتماعی بسیار آگاه نیستند. وقتی برای ساختن قدم گذاشتید رانش، آیا شما همیشه در حال ساخت چیزی بود که واقعاً از نظر اجتماعی آگاه باشد؟

جون لی: فکر می کنم همیشه در ذهنم بود و شاید از سوابق روزنامه نگار من باشد. من فکر می کنم هر تصویر متحرک یک قسمت اجتماعی دارد ، بنابراین چیزی که همیشه نگران آن هستم. من کمتر به سبک علاقه دارم ، بنابراین دو فیلم در واقع بسیار متفاوت به نظر می رسند. اولین (ردیابی) بسیار طبقه متوسط ​​و بسیار بورژوایی به نظر می رسد. کل مجموعه و حرکت دوربین بسیار متفاوت است. اما من هنگام نوشتن این داستان می دانستم که با این نوع درمان جواب نمی دهد. بنابراین خیلی طبیعی است که نتوانم آن را به همان روش درست کنم. بنابراین بسیار متفاوت به نظر می رسد ، و موضوع بسیار متفاوت است. فکر می کنم بخاطر آن داستان ، همان چیزی است که من به عنوان کارگردان باید به آن دست پیدا کنم.

من می دانم که این یک فیلم در مورد اعتراضات هنگ کنگ نیست ، اما برخی از چیزهایی که این شخصیت ها می گذرانند تقریباً برخی از مواردی را که معترضان تجربه کرده اند (شامل) می کند. آیا این همان چیزی بود که شما برای دستیابی به آن تلاش می کردید ، به خصوص که می توانستید در هنگام فیلمبرداری فیلم اعتراض کنید.

جون لی: بنابراین فضای فیلم بسیار متفاوت از آنچه در فیلمنامه داشتم و پایان آن متفاوت است. در ابتدای مراحل نوشتن ، آخرین قسمت فیلمنامه آنجا نبود. بحثی درمورد اینکه اگر آنها متوقف شوند یا ادامه دهند چه اتفاقی خواهد افتاد ، که بعد از تابستان 2019 نوشته شد. بنابراین من فکر می کنم کلماتی که از این زمان از هنگ کنگ بیرون می آیند ، کمی متفاوت از قبل از اینکه ما الان در مکان دیگری هستیم

جشنواره بین المللی فیلم روتردام 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده Jun Li از DRIFTING
دریفت (2021) – منبع: جشنواره بین المللی فیلم روتردام

کمی تغییر دنده ، چه نوع فیلم هایی را در حال بزرگ شدن تماشا کردید؟

جون لی: البته من فیلم های هنگ کنگی زیادی تماشا کردم. اما در حال بزرگ شدن ، بسیار متفاوت است زیرا من در تماشای بسیاری از فیلم های تجاری بزرگ شدم. اما بعد در دانشگاه ، شروع به تماشای فیلم های مختلف از مکان های مختلف کردم. فکر می کنم یکی از تأثیرگذارترین موارد برای من بود کن لوچفیلم ها ، و دیگری بود اسپایک لی‘S. و استنلی كوان بیش از حد ، اما به روشی دیگر ، زیرا به روشی عجیب و غریب بود. همچنین وجود دارد آن هوی. بنابراین وقتی بزرگ شدم ، واقعاً چیزی را که دوست دارم ترجیح نمی دهم. فقط برای معاشرت به سینما می رفت و بعد از دانشگاه بود که واقعاً سعی کردم فیلم های مختلفی را پیدا کنم که واقعاً دوستشان دارم.

و فکر می کنید چگونه در آینده سینمای هنگ کنگ جای می گیرید؟ به طور خاص در چارچوب اینکه مخاطبان بین المللی عمدتاً سینمای هنگ کنگ را با افرادی مانند وونگ کار وای ، جانی تو ، آن هوی و فقط طبقه قدیمی فیلمسازانی که از منطقه آمده اند ، شناسایی کرده اند.

جون لی: این س aال را زیاد از من پرسیده اند ، اما همیشه در یک زمینه متفاوت ، زیرا مردم همیشه نگرانند که سینمای هنگ کنگ مانند گذشته نباشد و دیگر هرگز اینگونه نخواهد بود. اما همه در حال تقلا هستند و صنعت رو به کاهش است و معمولاً در این زمینه از من س askedال می شود. این بسیار متفاوت است ، زیرا ما از یک زمینه فیلم متفاوت هستیم. فیلمسازان نسل من ، ما از یک زمینه اجتماعی آگاهانه برخورداریم. این فقط مربوط به سال 2019 یا 2014 نیست (یعنی اعتراضات اخیر) ، بلکه از اسکله کوئین در سال 2008 شروع می شود. ما بسیار متفاوت از نسل قبل هستیم. بنابراین بسیاری از ما رویکرد انسان گرایانه تری را به یک داستان ترجیح داده ایم. همچنین به این دلیل که پول نداریم و اکنون با رقابت زیادی روبرو هستیم. در گذشته ، فقط ما بودیم ، اما اکنون همه کارهای خوبی دارند ، بنابراین چگونگی همگام شدن با آن بسیار مهم است. اما من فکر می کنم هنگ کنگ مخاطبان خاص خود را دارد ، بنابراین ما هرگز فکر نمی کردیم که چه کسی وارد چه جشنواره جشنواره ای شود. اما اکنون ، مردم از این موضوع آگاه تر می شوند ، زیرا ما دیگر کار زیادی نداریم.

آیا اکنون نمایش در جشنواره های بین المللی فیلم همچنان در ذهن سینماگران است؟

جون لی: اگر بگویم برایم اهمیتی ندارد صادق نیستم. من اهمیت می دهم ، اما در عین حال ، می خواهم فیلمی را ضبط کنم که مورد توجه مخاطبان محلی قرار گیرد. که جذابیت گسترده ای دارد. در عین حال ، آنها دارای برخی از لبه هایی هستند که فیلم های تجاری اصلی ارائه نمی دهند. این همان چیزی است که من هنگام ساخت 2 فیلم آخر خودم به آن فکر می کردم. برای همیشه نیست ، در آینده ممکن است کار دیگری انجام دهم. اما در این دو فیلم گذشته ، سعی کردم کاری را انجام دهم که درباره آن زیاد صحبت نشده است ، به روشی و به روشی که مردم خیلی راحت آن را درک کنند. بنابراین وقتی با بسیاری از برنامه نویسان صحبت می کنم ، آنها می گویند که این یک فیلم کاملاً محلی است ، برقراری ارتباط با مخاطبان بین المللی کار سختی است زیرا نحوه روایت یک داستان بسیار “چینی” است. بنابراین این اتفاق می افتد و من از آن آگاه هستم ، اما به نوعی من هنوز سعی می کنم هر دو کار را انجام دهم. اما گاهی اوقات این اتفاق نمی افتد بنابراین به عنوان یک فیلمساز ، شما باید انتخاب کنید که می خواهید به چه نوع بازاری وارد شوید. چه نوع فیلم هایی می خواهید بسازید و چه نوع فیلم هایی می خواهید این زمان خاص را بسازید و از آن آگاه باشید.

تحقیق فیلم از جون لی برای وقت خود تشکر می کند.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با کیت آموندسن ، ستاره دونا: قوی تر از زیبائی

دونا: قوی تر از زیبا یک فیلم جدید به کارگردانی است جارت مارتینو که نسخه ای خیالی از مادرش دونا را به تصویر می کشد. این فیلم Donna را در طی چندین دهه از زندگی او دنبال می کند در حالی که او با انتظارات خود از زندگی و همچنین انتظارات دیگران و جامعه دست و پنجه نرم می کند. دونا بعد از اینکه از نظر اجتماعی زندگی قابل قبولی را برای خودش رقم زد ، متوجه می شود که در عوض گیر افتاده است. او باید تصمیم بگیرد که آیا خطر ترک یا خطر ماندن را دارد.

دونا در اواخر این ماه بر روی همه سیستم عامل های اصلی جریان پخش می شود. در عین حال، استعلام فیلم فرصت مصاحبه داشت کیت آموندسن، که دونا را به تصویر کشید.

فرانسیس ماورر برای استعلام فیلم: دونا یک فیلم معمولی نیست این یک دهه زندگی زن را دنبال می کند و از نزدیک روی یک قوس ، فردیت و یک رابطه متمرکز است. تفاوت بازی در این نقش با یک نقش معمولی چطور بود؟

کیت آموندسن: من فکر می کنم تنها سه دهه یک چالش غیرمعمول بود ، برای پیگیری آن. در طول این سه دهه چیزهای زیادی برای پوشش وجود دارد. من فکر می کنم ما از چگونگی اتفاقات بسیار راضی بودیم زیرا در طول سه دهه شما می توانید نوع رابطه ای را که روی او پوشیده شده است ، ببینید که شاید در آن زمان غیر عمدی بود.

در بعضی صحنه ها مطمئن نبودم – او در این مرحله چقدر فرسوده است؟ این رابطه چقدر در این مرحله لطمه ای به او وارد کرده است؟ من واقعاً سعی کردم این موضوع را در طول سه دهه پیگیری کنم. بنابراین من می گویم از این طریق ، بسیار چالش برانگیز بود. اما من فکر می کنم در نهایت ما احساس خوبی نسبت به آن داشتیم.

چگونه توانستید یک شخصیت را فقط در طی سی سال از زندگی او بلکه از طریق تغییر جامعه و دوره های آن سی سال اجرا کنید؟

این قسمت دیگری بود ، سه دهه برای پیگیری ، چالش برانگیز بود. فکر می کنم طی این سالها حالات و روحیه ها تغییر می کرد. در دهه های 80 و 90 زنان بیش از هر زمان دیگری وارد کار می شدند ، به سمت های رهبری و غیره می آمدند.

یک صحنه وجود دارد که او قصد دارد برای یک کار درخواست کند ، و این برای او جدید است ، و همچنین نسلی است – به او آموخته اند که تمام کاری که می کنی این است که بروی و شوهر بگیری ، و این همه سال اینگونه بود. این یک قدم ترسناک در جهت آنچه او آرزو داشت زندگی اش باشد بود.

در هر موقعیت شغلی یا کاری فراز و نشیب هایی وجود دارد و آن صحنه ای که او برای مصاحبه وارد می شود ، این اتفاق افتاده است. از قضا زنان از بدست آوردن شغل او حمایت نمی کردند. بنابراین من فکر می کنم که نگرش ها همیشه تغییر می کنند ، امیدوارم که ، در یک مسیر خوب قرار بگیرند – من فکر می کنم ما می توانیم این را ببینیم.

در پایان ، او از نظر شغلی وضعیت بسیار بهتری دارد ، که عالی است. او توسط دوستان زن خود احاطه شده بود که همیشه در مواقع دشواری که دستیابی به شغل آسان نبود ، از او حمایت می کردند. اما قطعاً در دهه 80 و 90 ، دیدن زنان در کار چنین چیزی در فیلم ها بود.

یکی از فیلم هایی که در واقع به آن مراجعه کردم تا سعی کنم درک کنم در آن زمان چه می گذرد دختران شاغل، در دهه 80 سبک ، لباس ، نگرش زنان در محل کار چنین چیزی بود.

مصاحبه با کیت آموندسن ، ستاره DONNA: قوی تر از زیبا
منبع: Gravitas Ventures

با اندکی یادداشت سبک تر ، آیا اتخاذ سبک های مختلف در طول دهه ها سرگرم کننده بود؟ من متوجه شدم که شخصیت شما همیشه از لباس های مرسوم و مد روز استفاده می کرد ، آیا این جالب بود؟

آره! خیلی با حال بود. یکی از سرگرم کننده ترین کارهایی که باید در صحنه انجام شود لباس بود. در زندگی واقعی ، دونا واقعاً شیک بود. ما آن زمان عکسهای بسیار خوبی از او با موهای بزرگ ، لباسهای عالی ، لباسهای بلند داریم.

من عاشق دهه 80 ، رنگهای روشن و الگوها هستم. این برای من واقعاً سرگرم کننده بود زیرا سابقه مدل سازی دارم. طراح لباس ما ، استفانی لیندزی، در مورد برنامه ریزی لباسهایش بسیار سخاوتمندانه با من بود ، زیرا لباسهای زیادی وجود داشت.

و این در واقع قسمت بزرگی از تکامل او نیز بود زیرا ما در آغاز او را به نوعی متواضعانه می بینیم. سپس وقتی او با نیک ملاقات می کند و با او رابطه برقرار می کند ، بخشی از سو the استفاده مالی است. او با همه این لباس های شگفت انگیز آراسته شده بود ، و این زمانی است که او بیشترین آرایش و بزرگترین مو را به تن می کرد. این نوع منعکس کننده روابط در آن زمان است.

وقتی رابطه به پایان می رسد ، می بینیم که لباس ها آنقدر بلند نیستند. او مجبور است از نظر اقتصادی تأمین هزینه کند. نه برای دادن بیش از حد ، اما چنین قوس لباس هوشمندانه و آرایش وجود دارد. در انتها نیز باید مراقب باشیم که او را به یک شخص واقعی تبدیل کنیم – شما فقط یکبار یک لباس نمی پوشید ، بلکه چندین بار آن را می پوشید. بنابراین سعی کردیم این موضوع را زیر نظر داشته باشیم.

از آنجا که سه دهه طول می کشد ، لباس های زیادی وجود داشت که ما مجبور بودیم آنها را ردیابی کنیم. بنابراین من و استفانی در آن راه بسیار درگیر بودند. من تقریباً حتی مجبور شدم از لباس های او ژورنالی تهیه کنم زیرا از نظر روانشناسی بسیار نمایانگر مکان او بود.

بنابراین نوع لباس آینه قوس فیلم است؟

قطعاً

این واقعاً جالب است. من درک نکرده ام که این منعکس کننده شخصیت و کشف خود او است.

بله – به محض اینکه او رابطه را ترک کرد ، در معرض خطر قرار گرفت ، او واقعاً از نظر روانی به حداقل ممکن رسیده است. وقتی او به تنهایی در آن آپارتمان است و از سه فرزند مادر تنها است ، لباس های یکسانی را می پوشد. او دیگر وقت انجام آرایش و آرایش خود را ندارد و همچنین توانایی مالی ندارد.

آن روز یکی از دلگیرترین روزهای تیراندازی بود زیرا او در زیر آوار مانده است. او باید قطعاتی را که قبلاً بوده انتخاب کند و کشف کند که کیست. در آن لحظه ، او قبل از اینکه دوباره خودش را بلند کند ، به تمام معنی آن بسیار برهنه است.

مثل ما در مورد دونا زمان زیادی را پوشش می دهد ، اما فیلم فقط چند ساعت است. چطور باید برای انتقال پیچیدگی ها و تداوم یک رابطه و فرد که اینقدر دوام داشت و بسیار تغییر کرده بود ، اما فقط در طی چند ساعت از زمان واقعی کار کردید؟

بسیاری از این موارد در اتاق تدوین بود. موارد زیادی وجود دارد که می خواهید پوشش دهید. محصور کردن یک زندگی در دو ساعت کار دشواری است ، و من فکر می کنم دلیل آن برای آن بسیار مهم بود جارت برای پوشش سه دهه این بود که همین مدت طول کشید.

و من فکر می کنم در روابط خشونت خانگی و روابط سو ab استفاده کننده ، مدت زمان زیادی طول می کشد ، اغلب. فقط پریدن از آن کار ساده ای نیست. موارد بسیاری وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد ، و به همین دلیل نشان دادن همه جنبه های این اتفاق متأسفانه برای او بسیار مهم بود. من فکر می کنم به همین دلیل ما می خواستیم این مدت زمان را پوشش دهیم ، امیدوار بودیم که زندگی او را به این ترتیب ارج نهیم و دوره های خشونت خانگی را نشان دهیم.

مصاحبه با کیت آموندسن ، ستاره DONNA: قوی تر از زیبا
منبع: Gravitas Ventures

بازی برای چنین داستان صمیمی مبتنی بر یک شخص واقعی چگونه بود؟ من دیدم که در پایان فیلم با دونا واقعی صحبت کردید – آیا از طریق تولید در ارتباط بودید؟ آیا او به دید شما در این مورد کمک کرد؟

بیشتر باهاش ​​صحبت کردم جارت و پت، نویسندگان ما من بعد از اولین خواندن صحنه ای ما با دونا آشنا شدم و این بسیار ترسناک بود. شما همیشه می خواهید زندگی آنها را عدالت انجام دهید.

در پایان روز ، من هرگز 100٪ دونا نخواهم شد. من باید چرخش خودم را روی آن بگذارم تا به داستان خدمت کند. بنابراین بسیار ترسناک بود ، اما با گذشت سالها من و او بسیار به هم نزدیک شدیم و من با خانواده بسیار نزدیک شدم. خصوصاً شلیک آن ، زیرا بازیگران و خدمه در حالی که ما در حال تیراندازی در آن بودیم در خانه او ماندند.

من در رختخواب او خوابیده بودم که کاملاً یک سفر بود. فکر می کنم او هنگام تیراندازی با یکی از دوستانش اقامت داشت زیرا در بسیاری از صحنه ها از خانه ای که وی در آن زندگی می کرد و آپارتمان همسایه استفاده کردیم. من حتی قدم هایی را در استودیوی رقص او برداشتم ، جایی که او واقعاً برای گذراندن درس های رقص به آنجا رفته بود. مواردی از این دست بسیار سورئال بود.

متأسفانه دونا را در سال گذشته از دست دادیم که واقعاً دشوار بود. اما فکر می کنم او باید ببیند که فیلم کجا رفته است. ما تازه اکران خود را انجام داده بودیم و این آخرین باری بود که او را می دیدم. او همیشه با من بسیار بخشنده بود ، همیشه بسیار مهربان بود.

من در آن زمان حتی در مجلات او محرمانه بودم که یک سفر بود. من می دانم که روزنامه نگاری در تمام آن سالها برای او بسیار مهم بود ، زیرا این یک راز و باری به نظر می رسید که نمی توانست به همه زندگی اش بگوید. آن ژورنال ها واقعاً مکانی را ارائه می دادند که او می توانست با خودش صادق باشد.

همانطور که گفتم ترسناک است و شما فقط بهترین تلاش خود را می کنید. شما می دانید که هرگز 100٪ آن شخص نخواهید شد ، تا آنجا که می توانید یاد بگیرید.

به نظر می رسد تقریباً یک روش کاملاً جدی عمل می کند. فراتر از عکسبرداری در محل ، خوابیدن در تخت اوست.

درست! من خیلی خوشحال بودم زیرا هرگز به لانگ آیلند یا آن قسمت از نیویورک نرفته بودم ، بنابراین فقط خودم را در آن مکان غوطه ور می کردم ، و این واقعاً به من حس صمیمانه ای از دنیای او می داد. من دوست داشتم آنجا باشم ، تمام مدت فقط در یک سطح عالی قرار داشتم. حتی اگر موضوع در بعضی مواقع بسیار غم انگیز و چالش برانگیز باشد ، من واقعاً قادر به خوردن نقش بودم ، اینجا بودن ، جایی که او بود. برای من به عنوان یک بازیگر بسیار سرگرم کننده و راضی کننده بود.

مصاحبه با کیت آموندسن ، ستاره DONNA: قوی تر از زیبا
منبع: Gravitas Ventures

اگر اشتباه نکنم ، این بچه های زندگی واقعی دونا بودند که این را کارگردانی و تولید کردند ، درست است؟

آره، جارت مارتینو پسرش است و او نویسنده ، تهیه کننده و کارگردان است.

شما به من گفتید که چقدر با خانه فیزیکی او نزدیک هستید. چگونه بود که فرزندانش به شما بگویند چگونه رفتار کنید ، چگونه او را دیدند؟ چه چیزی متفاوت از یک تجربه معمولی بود؟

باز هم ترسناک بود. این کارگردان در حال نوشتن داستانی در مورد مادرش است و شما مادرش را به تصویر می کشید که رابطه بسیار مهمی با اوست. می توانید در نوشته ببینید که او چقدر مادرش را دوست دارد ، و چقدر او برای او کار کرده است.

من فقط می توانم امیدوارم که در آن نقش نهایت تلاش خود را بکنم ، اما من و جارت چند سال در آن مرحله با یکدیگر آشنا شده بودیم ، ما یک فیلم کوتاه با هم ساخته بودیم و فکر می کنم واقعاً احساس اعتماد به نفس پیدا کرده بودیم. بنابراین زمانی که در حال تیراندازی بودیم ، احساس می کردیم که می دانیم چه کار می کنیم. ما ایده ای برای چگونگی دوست داشتن او داشتیم و فکر می کنم اصلی ترین چیزی که در مورد آن تصمیم گرفتیم این بود که دوست داریم او قهرمان شود. ما می خواستیم او را به این شکل به تصویر بکشیم ، زیرا او این بود و هست ، بنابراین هدف ما این بود.

ما در این فیلم اتفاقات بسیار افتضاحی را می بینیم که برای دونا اتفاق می افتد ، من فکر می کنم در درجه اول قدرت او را از طریق آن می بینیم ، و افرادی هستند که برای او افتضاح هستند ، اما او همچنین دارای یک شبکه پشتیبانی از افرادی است که وقتی او حضور دارد از او مراقبت می کنند او پایین ترین می خواهم بپرسم آیا فکر می کنید این فیلم امیدوارانه است؟ پیامی که می خواهید برای انجمن ها یا افرادی که ممکن است در چنین شرایطی قرار داشته باشند ارسال کنید؟

این قطعاً پیامی است که می خواهم بفرستم – امیدوارم. من فکر می کنم این یکی از مهمترین چیزهایی است که هر انسانی می تواند در زندگی داشته باشد. همه ما در یک زمان یا موارد دیگر چیزهای چالش برانگیزی را تجربه خواهیم کرد و این تنها چیزی است که می توانید امیدوار باشید تا امیدوار باشید. این همان چیزی است که من می خواهم

زیرا این موارد فقط سالهای زیادی ادامه دارند و بسیار دشوار و دشوار است که زنان و مردان بدانند زندگی خارج از سو abuse استفاده وجود دارد. دلیل طولانی بودن آن می تواند خطرناک بودن ترک باشد. خطرناک ترین قسمت یک رابطه سو ab استفاده ترک است.

منابع زیادی وجود دارد و این فیلم پیام خود را به زنان ارسال کرده است – زنان زیادی هستند که به ما مراجعه کرده اند و گفته اند “من این داستان را می دانم”. از هر سه نفر یک نوع رابطه با خشونت خانگی دارد ، خواه کسی را بشناسد ، آن را تجربه کرده باشد یا سو the استفاده کننده باشد. این پیامی است که من واقعاً می خواهم بفرستم و می دانم جارت می خواهد بفرستد ،

استعلام فیلم متشکرم کیت آموندسن برای وقتش

دونا با ائتلاف ملی علیه خشونت در خانواده ، که منابع لازم برای حمایت از بازماندگان و آموزش هر کسی را که مایل است بیشتر بیاموزد ، همکاری می کند. خط تلفن ملی خشونت خانگی 1-800-799-7233 (SAFE) است و لیستی از خطوط تلفنی تخصصی در اینجا وجود دارد.

https://www.youtube.com/watch؟v=gLYWVbE8gCI
دونا در 23 فوریه 2021 در همه سیستم عامل های جریان اصلی به نمایش در می آید.


Donna: Stranger Than Pretty را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار

آیا چرت زدن قبل از گفتگو با من اشتباه بود آدام استووال و مک لود اندروز – کارگردان و ستاره انتشار ARROW اخیر ، یک شبح منتظر می ماند – یا اینکه گفتن در این باره اشتباه بود؟ برای اینکه با من و برنامه خواب وحشتناک من دست و پنجه نرم کنید ، مصاحبه ما مملو از سخنان ناخوشایند تصادفی و مزخرف بود. من مطمئن هستم که آنها ناامید خواهند شد که دریابند این وقفه های احمقانه (البته خنده دار) در کف اتاق برش خودم بوده است. من نمی توانستم بفهمم که چگونه آنها را هجی کنم.

اما جذابیت و روحیه سرگرم کننده آنها نباید برای من تعجب آور باشد. بالاخره آنها عقب بودند یک شبح منتظر می ماند، یک فیلم جذاب و پر از سرگرمی در باره روح. اندروز نقش جک را بازی می کند ، کاردستی تنها و افسرده – مبتنی بر نویسندگی / کارگردان استووال – آخرین پروژه فوقانی رفع کننده آن که اتفاقاً یک خانه خالی از سکنه است. بر خلاف مستاجران قبلی خود ، جک تحت تأثیر سخنان شغلی این مکان ، موریل (ناتالی واکر) ، و درعوض به فضل های ارواح او دست می یابد … و این باعث ناراحتی رئیسان دیوان سالار خود می شود.

استعلام فیلم صحبت کرد استووال و اندروز درباره تجربیات آنها در کار بر روی فیلم ، از جمله رویکرد کم بودجه آنها در تولید غلتک – از جمله تغییر دیرهنگام به سیاه و سفید – و همکاری آنها با همبازی ناتالی واکر.

این مصاحبه برای وضوح و اختصار ویرایش شده است (خداحافظ ، برهم زدن).

لوک پارکر برای تحقیق در مورد فیلم: از آنچه من فهمیدم ، آدام ، الهام این فیلم از یک بازی ویدیویی و یک کمیک ساخته شده است. برای من ، این تقریباً شبیه یک معادله ریاضی دیوانه کننده است ، مانند “بازی ویدیویی + طنز = فیلم”.

آداماستووال: تقریباً نحوه کار من این است. من می پرسم ، “چگونه می توانم این عجیب ترین معادله ریاضی را که می توانم قرار دهم؟”

این خیلی هنری نیست. این علمی تر است

آداماستووال: عجیب است. من به نوعی فهمیدم که نوشتن چیزی را شروع نمی کنم تا زمانی که فکر نکنم کارساز باشد ، زیرا در این صورت مشکلی برای حل دارم.

چگونه آن دو فرم – کمیک و بازی ویدیویی – برای فیلم گرد هم آمدند؟

آدام استووال: خوب ، بازی ویدیویی است P.T.، این بازی پازل خانه اول شخص و خالی از سکنه. دوستانم مرا مجبور کردند که آن را بازی کنم و من واقعاً یک بازیگر بزرگ نیستم ، اما توسط این بازیکن طراحی شده است گیلرمو دل تورو و هیدئو کوجیما، بنابراین آنها مانند “شما باید این را بازی کنید.” و وقتی این کار را کردم ، من آنها را وادار کردم که خنده شان را بشکنند ، زیرا این عکس العمل من بود که به یک خانه ارواح برخورد کردم. بنابراین ، صدای مهیبی اتفاق افتاد و من دقیقاً مانند “نه ، من نیازی به تحقیق در مورد آن ندارم”.

مک لود اندروز: ولی آدام، این کل موضوع است! که شما بروید و تحقیق کنید

آدام استووال: و به همین دلیل بازی نمی کنم! اما بعد ، این فکر باعث شد من به یک فیلم با شخصیتی شبیه خودم فکر کنم که نسبت به یک خانه جن زده واکنش نشان می دهد. چون فکر نمی کردم قبلاً چنین چیزی را دیده باشم

این کمیک وب “شنبه صبح غلات صبحانه” است. پسری از دختری می پرسد که فکر می کند آمریکایی ترین فیلم چیست و او می گوید شکارچیان شبح زیرا این یک فیلم است که شما اثبات اثبات زندگی پس از مرگ دارید که همه چیز در مورد رشد یک تجارت کوچک و هدایت بوروکراسی دولتی است. من مثل این “خنده دار” بودم ، اما “اوه ، آره!” اگر یک شبح می دیدید ، این بدان معنی است که یک زندگی پس از مرگ وجود دارد. من سوالات زیادی دارم.

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار
منبع: پیکان

این دو چیز ستون فقرات آنچه را تشکیل داده است تشکیل داده اند یک شبح منتظر می ماند. در اصل ، پایان دیگری وجود داشت زیرا چیز معمول با ارواح این است که تجارت ناتمامی وجود دارد. من یک پایان داشتم که از آن استفاده کردم ، اما خیلی خوب نبود. خیلی راضی کننده نبود. بنابراین ، من آن را قلمداد کردم و این ایده بازجویی از اینکه چرا همیشه کار ناتمامی است را ایجاد کرد. داستان های شبح تمایل دارند که پایه های یکسانی را پوشش دهند ، بنابراین بیایید پایگاه های مختلفی را اجرا کنیم. بیایید از این ایده جدا شویم که او در آنجا مرد و بنابراین در آنجا گیر کرده است.

اگر ارواح خالی از سکنه باشند ، این وظیفه آنها است. بیایید مثل یک شغل با آن رفتار کنیم.

اکنون ، شما بچه ها اعتبار نوشتن این پروژه را به اشتراک گذاشتید. در حال تماشای ، من یک سر واضح اشاره کردم که حس ششم. من دوست دارم با فیلمسازان جوان درباره الهامات فیلمشان صحبت کنم. چند نفر از شما بودند؟

آدام استووال: خوب ، خدا به شما برکت دهد که ما را جوان صدا کردید.

من این قانون را دارم که شما هرگز نباید به مخاطب یادآوری کنید که می تواند فیلم بهتری را تماشا کند ، بنابراین من سعی می کنم ادای احترام یا چیز دیگری نکنم. وجود دارد یکی صحنه ای در این فیلم که ما فقط از یک فیلم دیگر دزدیده ایم. همچنین ، ما دوستداران بزرگ فیلم هستیم ، بنابراین منطقی است که به نوعی در ترکیب پاشیده شود.

این س ،ال که چه فیلم هایی از این موضوع الهام گرفته اند ، موسیقی بیشتری است که هنگام نوشتن من الهام گرفته است. و سپس ، همچنین ، من نمی دانم من کاملاً فیلمهای زیادی می بینم. من قبلاً روزنامه نگار سینما بودم و سالانه 300 فیلم می دیدم. شما فقط به جایی رسیده اید که می خواهید ساختار سه بازی را بسوزانید و فکر می کنید ، “شاید الان از فیلم ها متنفرم؟” و یا می توانید اجازه دهید که آن را تخلیه کند یا می توانید از آن بازجویی کنید.

دوست من، نیک تورکتل، که یکی از تهیه کنندگان مشترک این فیلم بود ، دوست دارد بگوید ، “من به عنوان یک هنرمند ، یک تخریب کننده هستم. برای درک آن باید چیزی را از بین ببرم. “

مک لود اندروز: این آدم برای توست ، ویرانگر جهانها. [laughs]

آدام استووال: به من نگاه کن و لرزید! [laughs]

اما ، به معنای کلان ، بازگشت به آینده و داستان عامهپسند دو فیلمی بودند که به عقب نگاه کردم و گفتم ، “من می خواهم این کار را انجام دهم!” هر دوی آنها بخشهای عظیمی از عشق من به سینما هستند.

شما در مورد MacLeod چطور؟

مک لود اندروز: خوب ، از نظر فنی ، اعتبار نوشتن من کمی بعد از واقعیت آمد. وقتی ما در حال انجام دوباره عکاسی ها بودیم ، آنجاست آدام و من به نوعی صحنه های مشترک را برای رفع برخی از عناصر طراحی کردم. بسیاری از نیمه اول فیلم جایی است که می بینید تأثیر من وارد شده است.

بنابراین ، واقعاً نمی توانم بگویم که من در آغاز فیلم چیزی را تحت تأثیر قرار داده ام ، زیرا اینگونه نبودم حاضر در ابتدای فیلم. می توانم به شما فیلم هایی بگویم که دوست دارم؟

سه تا به من بده

مک لود اندروز: بید، عروس شاهزاده خانم، و ویلی وونکا و کارخانه شکلات سازی.

من می دانم که این یک محصول کم بودجه بود ، که تقریباً یک سنت قدیمی در ژانر وحشت است. این به بسیاری از مواردی که من “ساخت فیلم MacGyver” می خواهم نیاز دارد. آیا هرکدام می توانید در مورد راه هایی که می خواهید تأثیر خود را در بودجه نسبتاً کم به حداکثر برسانید صحبت کنید؟

مک لود اندروز: من فکر می کنم همه چیز در مورد استفاده از منابعی بود که ما داشتیم. این شما را مجبور می کند که خلاقانه فکر کنید و از انتخابهای اولیه که نمی توانید انجام دهید اجتناب کنید. اینطور خواهد بود ، “اوه ، بگذارید انجام دهیم … نه ، نمی توانیم چنین کاری کنیم” ، و “بیایید امتحان کنیم … نه” بنابراین شما به جادوی ساده تری تکیه می کنید. شما می دانید که یک سه پایه دارید ، بنابراین ما می توانیم یک صفحه شلیک کنیم و روح را از آن حل کنیم. شما می توانید دو نفر داشته باشید که با یکدیگر صحبت می کنم

و بعد ، بعضی چیزها فقط به این دلیل است که سرگرم کننده است. خودتان را خیلی جدی نگیرید. مثل باز شدن کابینت ها ، ما فقط خط ماهیگیری داشتیم. و به دلیل شوخ طبعی در این فیلم جای آن وجود دارد.

آدام استووال: همچنین خنده دار است زیرا وحشت وجود دارد ، عاشقانه وجود دارد ، کمدی وجود دارد و احساس می کنم ما به طور طبیعی روی عاشقانه و کمدی تمرکز کرده ایم. میتوانم به خاطر بیاورم MacLeod گفت: “ما واقعاً باید کمی وحشت بیشتری در این مورد ایجاد کنیم. بیایید حرکت نیمکت را انجام دهیم ، بیایید این کار را انجام دهیم … “و این کارهای بسیار ساده ای است ، مانند باز شدن درب پشت جک هنگام بررسی کوره.

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار
منبع: ARROW

شما صادقانه آن را مسلم می دانید. من حتی به چیزهای ترسناک کوچک فکر نمی کردم. اما پس از آن شما آن را انجام می دهید ، و بسیار دیوانه است. شما در یک اتاق با 400 نفر هستید که همه آنها یک میلیون در را در پشت فیلمهای شخصی باز کرده اند ، و هنوز هم کار می کند. دیوانه است

مک لود اندروز: این پیدا کردن یک چیز ساده است که به سادگی نمی تواند باشد.

آدام استووال: وقتی با چنین بودجه کم کاری می کنید ، استفاده از آن بهانه بسیار آسان خواهد بود. اما ما تصمیم گرفتیم که نمی خواهیم از آنچه نداریم ابراز تاسف کنیم. ما فقط می خواستیم از جهنمی که داریم استفاده کنیم و بنابراین ، سادگی ، سادگی ، سادگی به ستاره شمالی تبدیل شد. مانند ، “خوب ، ما نمی توانیم یک اثر عظیم را تحمل کنیم. چی می توان ما انجام می دهیم؟ “

مک لود اندروز: مثل تربیت موریل است. می توانیم یک فن جعبه ای بدست آوریم و دوربین را کج کنیم تا این توهم را ایجاد کند که او از زمین بلند می شود.

من می خواستم در مورد جلوه ها صحبت کنم زیرا من خوانده ام که برنامه اصلی این فیلم شامل زیبایی سیاه و سفید نبوده است ، که فکر کردن به آن نوع دیوانه کننده است زیرا این ظاهر بسیار هدفمند و هدفمند است.

آدام استووال: به نظر می رسد نوعی مبانی است ، نه؟ مانند چیزی که می خواهید از قبل برنامه ریزی کنید؟ [laughs]

آدام ، آیا می توانید در مورد تصمیم تغییر رنگ به سیاه و سفید صحبت کنید؟

آدام استووال: من عاشق زیبایی شناسی سیاه و سفید هستم. بنابراین وقتی همه اینها را تنظیم می کردیم ، به یاد می آورم که در یک پیشاهنگی مکان بودم چنی چن، UPM (مدیر تولید واحد) ، و گفت ، “شما می دانید ، من فکر می کنم من می خواهم این سیاه و سفید باشد.” و او نه ، کاملا نه به این دلیل که سیاه و سفید یک فروش بسیار سخت است. ما به دلیل سیاه و سفید بودن فیلم ، از جشنواره ها و توزیع کنندگان منفی زیادی گرفتیم ، اما من آن را دوست دارم!

ما آن را به صورت رنگی شلیک کردیم. ما قصد داشتیم آن را به صورت رنگی درست کنیم. ما برای تقویت ارواح و همه چیز برنامه ای برای کاری که می خواهیم در After Effects انجام دهیم ، داشتیم. در عکاسی اصلی ، مایک پاتر فیلم را ضبط کرد ، او نوعی دکمه نورپردازی حداقل داشت و از دوربین خود که یک Blackmagic URSA mini ، یک 4K و دوربین من است که یک Blackmagic Pocket Cinema ، یک دیجیتال 16 بود ، استفاده می کرد.

و هنگامی که من از وانت ها عکس می گرفتم – چون توانایی بازگشت کسی را نداشتیم – از نور طبیعی استفاده می کردیم ، خارج از یک عکس که نمی توانستیم از نور طبیعی برای آن استفاده کنیم و این فقط دوربین من بود. وقتی زمان ویرایش و اصلاح رنگ فرا رسید ، از نظر بصری تا حدی که من می خواستم منسجم نبود. داشتم خودم را دیوانه می کردم و سعی کردم آن را کاملا مطابقت دهم و سرانجام ، یک روز ، MacLeod گفت ، “آیا شما در مورد سیاه و سفید ساختن آن فکر کرده اید؟” و من گفتم ، “من دارم!”

بنابراین ما یک LUT سیاه و سفید روی فیلم انداختیم ، که یک الگوریتم تصحیح رنگ است ، و این چیزی نیست که ما در نهایت استفاده کردیم – آری روچیلد، که واقعا کار بزرگی را انجام داد و آن را تنظیم کرد – اما دومی که ما آن LUT را رها کردیم ، احساس خوبی داشت. نه تنها به نگرانی های فنی رسیدگی کرد ، بلکه به صورت موضوعی و موضوعی ، که فیلم بود

بسیاری از این احساسات بنیادی که من در مورد آن صحبت کردم ناشی از قسمتهای ماورا طبیعی فیلم است – خطرناک بودن در سکانسهای رویایی و به خصوص ظاهر موریل. آیا هنگام تغییر رنگ به سیاه و سفید ، چیزی در مورد قسمتهای ماورا الطبیعه تغییر کرد؟

مک لود اندروز: به طور معمول ، به خصوص در وحشت ، اگر می خواهید سیاه و سفید شوید ، انگیزه این است که واقعاً کنتراست سختی داشته باشید ، مانند اینکه سایه ها را واقعا برجسته کنید. این یک انتخاب کاملا خوب است ، یک انتخاب بسیار جذاب است اما به نظر قلب این فیلم نمی رسید. بنابراین ، ما به سراغ یک پالت رنگ روشن و خاکستری تر رفتیم فقط به دلیل اینکه احساس آن درست تر بود. شاید کمتر ترسناک باشد ، اما …

آدام استووال: من فکر می کنم چیزی که باعث احساس درست شده این است که زندگی بیش از حد رنگی است. با تخلیه رنگ ، بیانگر بی روح بودن این دو شخصیت است. و اگر همه سفید پوستان و سیاه پوستان باشد ، این وجود ندارد. برای انتقال زندگی داخلی آنها باید در مقیاس خاکستری باشد.

من می دانم که شما در اصل قصد داشتید نقش موریل را به سراغ بازیگر دیگری بروید ، دوستی که در واقع قسمت را برایش نوشتید. چطور ناتالی به بخشی از پروژه تبدیل شد و چه شد که انتخاب او به درستی انجام شد؟

آدام استووال: خوب ، او نور استعدادی درخشان است که همین باعث شده او انتخاب درستی باشد.

من او را در توییتر دنبال می کردم. او این خلاصه داستان را انجام داده است شبح اپرا که فقط خنده دار بود. بنابراین ، وقتی دوست ما در یک برنامه تلویزیونی انتخاب شد و ما را به صفحه نقاشی بازگرداندند ، یادم آمد که ناتالی نه فقط یک نویسنده است ، بلکه او نیز یک بازیگر است. در وب سایت وی هیچ کلیپی وجود نداشت ، اما ایمیل او در آنجا بود. بنابراین من به او ایمیل زدم و در مورد فیلم به او گفتم. من گفتم من فکر کردم او برای یک قسمت واقعا خوب است و اگر علاقه مند باشد می تواند با من تماس بگیرد. او انجام داد؛ من فیلمنامه را برای او فرستادم. او آن را دوست داشت او یک نوار خودکار درست کرد و به معنای واقعی کلمه همان دومی که شروع می شود ، مثل این بود که “اوه ، این موریل است!”

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار
منبع: پیکان

ناتالی آیا این شخص بسیار جوشان است ، فقط یک بزرگ شخصیت او وارد می شود و یک اتاق را پر می کند. من دیدم که او در خارج از برادوی نمایش می دهد که در آن کمربند می زند و من فقط گریه می کنم. او شگفت انگیز بود بنابراین ، وقتی او نوار خود را ارسال کرد ، بسیار عالی بود. ما به او پیشنهاد نقش دادیم و او را وارد هواپیما کردیم. و آنها در صحنه یکدیگر دیدار کردند ، MacLeod و ناتالی. هیچ شیمی خوانده نشده است.

MacLeod ، این در واقع همان چیزی است که من قصد داشتم از شما بپرسم زیرا بسیاری از این فیلم به شیمی شما با ناتالی بستگی دارد. بدون وقت برای تمرین ، آن شیمی را به چه چیزی نسبت می دهید؟ لطفا در مورد همکاری شما با هم صحبت کنید

مک لود اندروز: من در تجربیات خود دریافته ام که شیمی عالی وقتی افراد به صورت کاملاً حرفه ای وارد صحنه می شوند ، می آید. آنها می دانند که شغلشان چیست ، آنها می دانند که چرا آنها آنجا هستند ، و شما هیچ وقت را در hangup یا در حالت دفاعی تلف نمی کنید. شما می گویید ، “کار من دوست داشتن تو است. بنابراین در حالی که مشغول تصویربرداری از این صحنه هستیم ، من یک کتاب باز هستم. بیایید صحبت کنیم و این حرفه ای بودن مانع از این می شود که “آیا این واقعی بود؟” شما فقط داخل شیرجه می روید.

در واقع مطمئن نبودم ، زیرا با هر دو نوع بازیگر ارتباط برقرار کرده ام و نمی دانستم با چه چیزی قرار خواهم گرفت ناتالی. اما دومی که شروع به تیراندازی کردیم ، او مانند “بله ، ما حرفه ای هستیم ، بگذارید این کار را بکنیم.” و من مثل “فری بله ، بگذارید این کار را بکنیم!” بنابراین ما فقط لذت بردیم.

او یک کمدین درخشان است. او در بداهه نوازی عالی است ، بنابراین وقتی او داشت به من انرژی می انداخت ، من فقط سعی کردم این را ادامه دهم و تلافی جویی کنم.

آدام استووال: این همان چیزی است که آنها وقتی با کسی تنیس بازی می کنید می گویند: بازی با یک تنیسور بهتر نیز بازی شما را بالا می برد.

تحقیق فیلم می خواهد از Adam Stovall و MacLeod Andrews تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

A Ghost Waits برای پخش جریانی منحصر به فرد در ARROW در دسترس است.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“من همیشه شیفته داستان احساسی و انسانی هستم.” مصاحبه با ریک رومان واگ ، مدیر GREENLAND

حتی تماشای تریلر برای گرینلند، آسان است که توسط دنباله دارهای شومی که در فضا به سمت زمین پرتاب می شوند ، انجام شود. خیلی آسان است که خود را در چنگال آن بحران بیندازید ، جایی که خیره شدن به آسمان و نگاه کردن به اجتناب ناپذیر غیرمنصفانه نیست. اما به کارگردان Ric Roman Waugh’s اعتبار ، این هیجان انگیز مبتنی بر اساس عمل را کاملاً شیب دار نگه می دارد زیرا یک خانواده هر کاری را که می تواند برای در کنار هم ماندن و فرار از آنچه باید احساس شود و شبیه سرنوشتشان باشد انجام می دهد.

بازیگر جرارد باتلر و مورنا باکارین، فیلم احساس می کند همتای کاملی برای سرزمین مملو از ویروس است و در آماده سازی برای انتشار Blu-ray در 9 فوریه ، فیلم تحقیق با واو درباره تجربه کار در این فیلم ، از جمله همکاری در حال پیشرفت با او خدمتکار و رویکرد او برای ایجاد تعادل در یک داستان انسانی تحت یک پرچم فاجعه انگیز.

این مصاحبه برای شفافیت ویرایش شده است.

لوک پارکر برای تحقیق در مورد فیلم: این یک فیلم فاجعه است ، اما به نظر می رسد ستاره های دنباله دار و تخریب بیشتر نقش عقب را برای افرادی که فیلم با آنها روبرو می شود ، می گیرد. آیا توصیف می کنید؟ گرینلند بیشتر به عنوان یک داستان انسانی تا یک فیلم فاجعه؟

ریک رومن واو: بله ، این در واقع قسمت مورد علاقه من در ساخت فیلم بود. هر وقت فیلمنامه ای می خوانم ، همیشه مجذوب داستان احساسی و انسانی می شوم. من آن را “پنهان کردن نخود فرنگی در پوره سیب زمینی” می نامم. شما می خواهید یک هیجان بزرگ برای مخاطبان ایجاد کنید و می خواهید آنها را سرگرم کنید – این هدف اصلی شما است – اما همچنین ، من می خواهم که آنها چیزی را احساس کنند. من می خواهم که آنها از نظر روحی احساسی باشند ، چیزی که فیلم می تواند در آن تأثیر بگذارد و آنها را به فکر وا دارد.

منبع: تصاویر جهانی

وقتی می خوانم گرینلند، فهمیدم که این فیلم هرگز درباره دنباله دار نبوده است. آن هیولا بود هم شناسایی آسان هیولای دیگر خود بشریت بود. این در مورد کاری بود که ما در یک وضعیت مرگ یا زندگی انجام می دهیم. توجه داشته باشید ، این همه قبل از COVID بود. ما این فیلم را دو تابستان پیش ساخته بودیم ، قبل از اینکه حتی بدانیم که یک بیماری همه گیر در حال آمدن است و غیره. بنابراین شما سعی دارید این موقعیت های فرضی را ایجاد کنید و بفهمید که مردم چگونه عکس العمل نشان می دهند ، چه اتفاقی می افتد و چه اطلاعاتی خواهیم گرفت. در یک زمان ، ما فکر می کردیم که اخبار زیادی را در فیلم نشان داده ایم ، مردم نمی خواهند آن را بشنوند. و سپس ما از یک همه گیری رنج می بریم و مطمئن نبودیم که چنین چیزی داشته باشیم کافی اخبار در فیلم! [laughs] فقط ثابت است

اما به نظر من ، این واقعیت را دوست دارم که فیلم بیشتر از درون به نظر می رسید. این در مورد بودن در کنار این خانواده و دیدن فاجعه از دیدگاه آنها بود تا بتوانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و تعجب کنیم که اگر ما و خانواده خودمان باشیم چگونه می شد.

شما فقط به ساخت این فیلم قبل از همه گیری و موقعیت های فرضی ای که باید ایجاد می کردید اشاره کردید. اکنون که نگاهی اجمالی به هیستری مدرن انداخته ایم ، آیا در مورد واکنش توده های مردم به این بحران چیزی تغییر می دهید؟

ریک رومن واو: نه. برای من ، مهمترین چیزی که باید بخاطر بسپارم این است که من به عنوان یک فیلمساز ، مستند نمی سازم. من سعی می کنم نوعی سرگرمی ایجاد کنم. اما اصالت همیشه نان و کره من بوده است ، و چیزی که من با آن شناخته شده ام – خواه من شما را به زندان می برم (جنون) یا افتاده است حق رای دادن با جرارد باتلر در آخرین ، و با این یکی در گرینلند.

شما در حال تلاش برای ایجاد موقعیت هایی هستید که کاملاً مستدل و معتبر باشند اما دارای حس بالاتری نیز باشند تا بتوانید یک تجربه سینمایی داشته باشید. و فکر می کنم برای آنچه می خواستیم ، همه چیز در آن جا مشخص بود. باز هم ، این کاملاً خاص این ایده بود که شما از این هیولا فرار می کنید که اجتناب ناپذیر است ، و من رویارویی در فیلمنامه با آن واقعیت را دوست داشتم. این اتفاق می افتد و هیچ راهی برای متوقف کردن آن وجود ندارد ، بنابراین وقتی می دانید که پایان جهان فرا می رسد چه کاری انجام می دهید؟

با توجه به این یادداشت ، آیا ترفندی برای ایجاد تعادل و حفظ شخصیت در هیاهوی یک صحنه خطرناک و مبتنی بر اکشن وجود دارد؟

ریک رومن واو: این همیشه در مورد حمله به صحنه از نظر احساسی و صمیمی است. اگر فکر می کنید که می خواهید مخاطب از نظر شخصیت برخوردار باشد و احساس شخصیت را احساس کند ، بنابراین دوربین فیلمبرداری و تنظیم رقص و همه چیزهایی که تا موسیقی ادامه دارد تأثیرگذار است. آنها قصد دارند این رشته منسجم را بین مخاطب و شخصیت ها ایجاد کنند.

منبع: تصاویر جهانی

می دانید ، شما امیدوارید که آنقدر باهوش باشید که افراد بسیار باهوش تری را در اطراف خود استخدام کنید تا آنها بتوانند به شما در دستیابی به چشم انداز و آنچه می خواهید کمک کنند. بنابراین وظیفه فیلمساز این است که از همان ابتدای پروژه لحن و انتقال حس سفر شما به دنبال آن باشد. و برای من ، این همیشه از شخصیت ناشی می شود – چه اکشن باشد ، چه درام ، یا یک لحظه ایستا ، محتوای احساسی کاری که ما انجام می دهیم چیست.

یک صحنه اکشن وجود دارد که من می خواستم به طور خاص در مورد آن صحبت کنم ، و آن جنگ نزدیکی در کامیون تختخواب است. آیا می توانید من را از طریق برنامه رقص آن صحنه ، بین مجریان و فیلمبردار راه بیندازید؟

ریک رومن واو: نکته در مورد کار با گری [[خدمتکار]که یک نعمت بزرگ برای من بوده است ، او واقعاً یک بازیگر با استعداد است ، اما همچنین واقعاً با استعداد در برنامه رقص و ورزش. بنابراین می توانم او را در موقعیت هایی قرار دهم که شما معمولاً بازیگر را در آن قرار نمی دهید. من می خواستم این مبارزه را در بزرگراهی در پشت این بستر شراب با سرعت 70 مایل در ساعت انجام دهم تا بتوانید تلاطم و باد صفحه سبز وجود ندارد. و دقیقاً اینگونه بود که ما این کار را انجام دادیم. ما این کار را واقعی کردیم.

در پشت دوربین های دستی نیز داشتیم و چه جالب است گری این است که شما انتظار دارید بدلکاران از محیط پیرامون خود آگاه باشند تا همه در امنیت باشند – و او مانند آن است. او چنان آگاهی و برنامه نویسی خوبی داشته است که من می توانم او را در حالی که بمب می ترکد رانندگی کند. می توانم او را وادار کنم که در پشت تخت چوب با چکش بجنگد. ما می توانیم او را در موقعیت هایی قرار دهیم که شما به آنچه من برای آن می خواهم برسید ، که محتوای احساسی عمل است. نه فقط عمل به خاطر عمل.

این دومین فیلم پیاپی شما با گری است که سومین فیلم آن در دست ساخت است. همکاری شما در این پروژه ها چگونه تکامل یافته است؟

ریک رومن واو: این خارق العاده است. چیزی که واقعاً برای من و گری مفید است این است که ما ابتدا دوست بودیم – حدود ده سال یکدیگر را می شناختیم – و سپس من خیلی خوش شانس بودم که او مرا دعوت کرد افتاده است حق رای دادن با فرشته. شما همیشه تعجب می کنید که آیا می خواهید شیمی استفاده کنید. شما امیدوارید که انجام دهید. و این درست مثل یک میله برق در کنار ما بود.

اما فکر می کنم چیزی که برای ما مفید است صداقت و احترام است. او می داند که من چقدر به او احترام می گذارم و من می دانم که او چقدر به من احترام می گذارد ، اما ما با هم صادق بودیم. ما مشتی در دست نداشتیم. اگر یکی از ما با مشکلی روبرو بود ، آن را مطرح می کنیم.

با این شفافیت ، دانستن اینکه شما مورد قضاوت قرار نخواهید گرفت و فقط سعی در افزایش سطح مجاز دارید ، ما می توانیم به دنبال چیزهایی برویم که مظنونین معمول نیستند. منظورم این است که یک فیلم فاجعه بسازیم که واقعاً مربوط به بشریت باشد ، و قندهار، پروژه ای که در مرحله بعدی انجام می دهیم ، مربوط به خاورمیانه و انسانیت منطقه است اما به روشی گفته شده است که قبلاً ندیده ایم. داشتن شخصی که فیلم های مورد نظر شما را می گیرد و بالعکس ، جایی که با انگیزه احساسی سرگرم کننده هستند ، سرگرم کننده است.

با قندهار، چه اتفاقی می افتد با تولید؟ آیا منتظر هستید تا COVID عبور کند؟

ریک رومن واو: ما قرار بود در حال حاضر فیلمبرداری کنیم ، اما به دلیل چقدر شدت موج در اروپا و اکنون ، بدیهی است ، در سراسر آمریکا ، دکمه مکث را برای ایمنی فشار داده ایم. این یک فیلم بین المللی است که در بسیاری از کشورهای مختلف دارای قطعات متحرک است. بنابراین ، ما می خواهیم دوباره به چیزهای آن فیلم در پاییز بازگردیم.

منبع: تصاویر جهانی

ما از این موضوع بسیار هیجان زده هستیم. ما هنوز هم اقدامات احتیاطی ایمنی را خواهیم داشت ، و ما همچنان پروتکل COVID را دنبال خواهیم کرد ، و من فکر می کنم مردم درک خواهند کرد که راهی برای زندگی با آن وجود دارد. شما می دانید ، امیدوارم که افراد کافی یاد بگیرند که با پوشیدن ماسک های خود یکدیگر را ایمن نگه دارند و امیدوارم که واکسن ها ما را از این قوز عبور دهند. اما ما تسلیم نمی شویم ما این فیلم را خواهیم ساخت. برای ما خیلی مهم است

من می خواستم در مورد ظاهر فاجعه صحبت کنم. خوشبختانه شما طوفان های دنباله دار خرد کننده زمین را نداشتید تا بتوانید این فیلم را براساس آن تنظیم کنید. آیا می توانید کمی درباره روند تصمیم گیری و اینکه تیم شما برای دستیابی به آن نگاه شوم و در عین حال واقع گرایانه چه تحقیقی انجام داده صحبت کنید؟

ریک رومن واو: من واقعاً می خواستم این حس را داشته باشم که ، اگر به آن فکر می کنید ، وقتی اولین دنباله دار می زند ، وقتی اولین قطعه می زند ، شما شب می شوید. بنابراین شما کل این شب را می گذرانید و نمی فهمید که چگونه جهان دوباره شکل گرفته است ، و سپس صبح روز بعد از خواب بیدار می شوید …

متأسفانه ، ما توانستیم آتش سوزی های استرالیا و چگونگی تبدیل آسمان به این رنگ شوم و تنباکو را بررسی کنیم. و برای ما ، با دانستن اینکه شما با آتش سوزی های متعدد و چندین ضربه و ترکش روبرو هستید ، و پس از تحقیق در مورد آخرین رویداد انقراض زمین ، دانستیم که گرد و غبار و خاکستر تقریباً خورشید را مسدود می کند. ما همه اینها را به یک مجوز خلاقانه منتقل کردیم تا آن طلوع جدید را ببینیم تا ببینیم جهان تغییر کرده است.

استعلام فیلم از ریک رومن ووگ برای وقت گذاشتن برای صحبت با ما تشکر می کند!

گرینلند اکنون به صورت دیجیتالی در اختیار شما قرار دارد و از تاریخ 9 فوریه در Blu-ray / DVD در دسترس خواهد بود.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Sundance 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده کیت تسانگ از فیلم MARVELOUS AND THE BLACK HOLE

ایجاد روایتی که تکه هایی از زندگی کودکی خودش را بافته باشد ، کیت تسانگ اولین کارگردانی چشمگیر کارگردانی را انجام داده است شگفت انگیز و سیاه چاله. این فیلم یک بررسی دقیق از چگونگی دشوار بودن یافتن امید در زمان تاریکی است و بازی های فوق العاده ای را از یک بازیگر برجسته ارائه می دهد. تسانگ با Film Inquiry درباره این فیلم صحبت کرد که قرار است اولین بار در جشنواره فیلم ساندنس در سال 2021 به نمایش در آید.

ویلسون كوانگ برای تحقیق در مورد فیلم: من می دانم كه این فیلم براساس برخی از تجربیات شخصی شما ساخته شده است ، اما همچنین كاملاً زندگینامه ای نیست. آیا می توانید در مورد اینکه چگونه تصمیم گرفتید چه قسمت هایی از زندگی خود را شامل کنید و چه قسمت هایی را تغییر دهید صحبت کنید؟

کیت تسانگ: من می خواستم برای خود جوانم چیزی درست کنم زیرا پدر و مادر من از جوانی طلاق گرفته بودند. همین تجربه تغییر دهنده زندگی بود که مرا به افسردگی و احساس انزوا کشاند. و در این مدت ، پدربزرگ من از هنگ کنگ آمد. من بین خانه مادرم در شمال کالیفرنیا و خانه پدرم در هنگ کنگ می پریدم. این بسیار گمراه کننده بود و پدربزرگم می دید که من در تلاش هستم. او به من نزدیک شد ، من را برای آنچه که هست دید ، در مورد من قضاوت نکرد ، و اساساً به من حیاط نجات مورد نیاز من تبدیل شد. او بهترین دوست من شد

Sundance 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده کیت تسانگ از فیلم MARVELOUS AND THE BLACK HOLE
منبع: جشنواره فیلم ساندنس

شب ها برایم کمک می کرد تا بخوابم داستانهایی تعریف می کرد. بعداً فهمیدم که این افسانه هایی که او برای من تعریف می کرد در واقع تجربیات شخصی اش در اشغال هنگ کنگ توسط ژاپنی ها است که او را به داستان هایی تبدیل کرد که واقعاً زیبا و نشاط آور بودند. این همان درسی است که مارگوت (رئا پرلمن) سامی را آموزش می دهد (میا چک) در فیلم. وقتی کار فیلمنامه را شروع کردم ، رابطه اصلی آن از رابطه من و پدربزرگم الهام گرفته شد. و من مرگ والدین را تجربه نکردم ، اما به نوعی ، مرگ خانواده ام را همانطور که می دانستم تجربه کردم.

آیا در طی مراحل خلاقیت نکته ای وجود داشت که به فکر این باشید که همه چیز را بر اساس خانواده خود تنظیم کنید؟

کیت تسانگ: من می گویم زیرا فیلم های مورد علاقه من فیلم هایی هستند که شخصیت های خارق العاده ای دارند در یک محیط زمینی – مانند توتورو یا ادوارد دست قیچی – من می خواستم با آن روحیه چیزی بسازم. من می خواستم آن را کمی افزایش یابد ، به همین دلیل من سحر و جادو را انتخاب کردم. دلیل اینکه من فقط در مورد پدربزرگم موفق نشدم این بود که می خواستم یک شعبده باز زن را ببینم. سحر و جادو نیز برای این فیلم مهم است زیرا درمورد امکان پذیر ساختن غیرممکن است. و مخصوصاً برای کنار آمدن سامی با مرگ مادرش ، که کاری غیرممکن به نظر می رسد. فقط از طریق کار با مارگو و انجام هر روز این معجزات کوچک جادویی است که وی را در برابر این امکان باز می کند و دوباره تعجب می کند.

چگونه پرش از فیلم کوتاه به اولین فیلم بلند شما انجام شد؟

کیت تسانگ: من می توانم همه راه را به چگونگی یافتن راه خود در فیلمسازی شروع کنم. بین هونگ کنگ و آمریکا که بزرگ شدم و رفت و برگشت کردم ، من انگلیسی صحبت کردم. اما وقتی به هنگ کنگ رفتم ، جایی که مردم فقط به زبان کانتونی صحبت می کردند ، وقتی به ایالات متحده آمدم همه انگلیسی خود را فراموش کردم. احساس می کردم در هر دو مکانی که زندگی می کنم مانع زبانی وجود دارد ، بنابراین بیشتر به نقاشی به عنوان وسیله ای برای برقراری ارتباط اعتماد کردم. این باعث شد عشقم به هنرهای استودیویی ، انیمیشن و فیلم سازی برود. من برای تحصیل به نیویورک رفتم و چند فیلم کوتاه ساختم و همه آنها دارای عناصر انیمیشن آمیخته با لایو اکشن بودند. آنها معمولاً یک جوان را در آستانه تغییر نشان می دادند ، بنابراین من می دانستم که برای ساخت یک فیلم داستانی مانند این مجهز خواهم شد. اما نوشتن و فیلمبرداری یک ویژگی کار ترسناکی است. من می دانستم که با نزدیک شدن به آن ، چیزی باید واقعاً مهم باشد و چیزی که واقعاً باید بگویم. ساخت این فیلم براساس چنین رابطه مهمی در زندگی من ، و پیام تلاش برای یافتن شادی و امید در تاریکی ، و تلاش برای تبدیل درد شما به چیزی زیبا یا قدرتمند ، این مواردی است که من را برای سالها ادامه داد ساخت این فیلم طول کشید.

Sundance 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده کیت تسانگ از فیلم MARVELOUS AND THE BLACK HOLE
منبع: جشنواره فیلم ساندنس

در یادداشت های مطبوعاتی خود ، همچنین اشاره کرده اید که به شخصیت هایی علاقه مند هستید که در “بین” گیر افتاده اند. می توانید جزئیات بیشتری در این باره ارائه دهید؟

کیت تسانگ: من همیشه به سمت فیلم های ماورا طبیعی و ماورا الطبیعه کشیده شده ام زیرا هیولاها و ارواح بین جهان گرفتار شده اند ، و نوجوانان دائماً بین بزرگسالی و کودکی گرفتار می شوند. من این فشار و فشار را به عنوان یک آسیایی-آمریکایی بسیار احساس می کنم. گاهی اوقات ، احساس نمی کنم کاملاً در اینجا در ایالات متحده جا افتاده ام و وقتی به خانه خود به هنگ کنگ برمی گردم ، احساس می کنم که آنجا نیستم. احساس می کنم خیلی “در بین” گرفتار شده ام.

ریشه در هنگ کنگ که دارای چنین سابقه سینمایی شدیدی است چگونه شما را به عنوان یک فیلمساز آگاه می کند؟

کیت تسانگ: این فیلم در واقع دارای عناصر کاملاً واضحی از مواردی است که در هنگام رشد در هنگ کنگ بر من تأثیر گذاشته است. من یادم هست که وقتی بزرگ می شدم ، انیمیشن های بسیار شگفت انگیزی را از ژاپن تماشا می کردم و شب ها ، آنها فیلم های باورنکردنی Wuxia را از حدود ساعت 23 شب نشان می دادند. یادم می آید که بیدار بودم و تماشا می کردم و ذهنم را به باد می دهند. آنها همچنین نشان دادند Dragonball Z خیلی زیاد ، بنابراین من به عشقم برای این نوع تجربیات از طریق سکانس های خیالی سامی در فیلم خودم احترام می گذارم.

آنچه واقعاً قابل توجه است این است که این فیلم شخصیت های آسیایی-آمریکایی زیادی را شامل می شود و داستانی در مورد تجربیات آنها در آمریکا است ، اما داستان به گونه ای است که می توان از هر شخصیت (نه لزوما آسیایی) استفاده کرد.

کیت تسانگ: خوب ، این فیلم همیشه با در نظر گرفتن یک خانواده آمریکایی آسیایی-آمریکایی تصور می شد زیرا این فیلمی است که آرزو می کنم کاش از کودکی داشتم. مثل وقتی بود که تماشا می کردم E.T. یا دست قیچی ادواردز؛ من آن فیلم ها را دوست دارم و باعث می شوند کمتر احساس تنهایی کنم و باعث خنده من شود ، اما آنها هیچ وقت کسی که شبیه من باشد در آنها نبود. بنابراین همیشه با در نظر گرفتن این خانواده چینی-آمریکایی تصور می شد. اما این فیلم درباره غم و اندوه و گذراندن یک چیز واقعاً دشوار و دردناک در زندگی شماست. و من علاقه مند به داستان هایی نیستم که درگیری از آسیایی-آمریکایی باشد. من به داستان هایی علاقه مندم که شخصیت ها آمریکایی آسیایی-آمریکایی هستند و این موضوع از نحوه زندگی آنها خبر می دهد ، اما آنها رویاهای بزرگتری دارند. پدرش می خواهد پدر خوبی باشد. خواهر او می خواهد یک شاهزاده خانم جنگجو شود و سامی در نهایت می خواهد یک شعبده باز شود.

Sundance 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده کیت تسانگ از فیلم MARVELOUS AND THE BLACK HOLE
منبع: جشنواره فیلم ساندنس

آیا در ساخت این فیلم قسمت مورد علاقه ای داشتید؟

کیت تسانگ: من می گویم گرفتن برای تماشای میا و رئاروابط من در طول مراحل ساخت فیلم یکی از مورد علاقه های من بود. ما آنها را با هم به نمایشهای جادویی بردیم و همچنین آنها را مجبور کردیم که با هم دروس جادویی بگذرانند. تماشای آرام آرام شناختن آنها از طریق جادو ، تجربه فوق العاده ای بود که روابط آنها را در فیلم منعکس کرد. همانطور که ما به تیراندازی ادامه می دادیم ، مشخص بود که آنها این پیوند را دارند که واقعاً چشمگیر است. رئاخیلی شیرین و گرم و بلافاصله مورد استقبال قرار گرفت میا، و میاخیلی دوست داشتنی هستم فکر می کنم دیدنش فوق العاده هیجان انگیز بود.

و چگونه با چنین شمایل بزرگی مانند رئا پرلمن کار می کرد؟

کیت تسانگ: بی نظیر بود. او یک بازیگر باورنکردنی است که ایده های شگفت انگیز زیادی را نیز روی میز می آورد. از بسیاری جهات ، او در این فیلم به من هدیه بود. به یاد دارم که یک روز بعد فیلمنامه را برای او فرستادم و پاسخی دریافت کردم. او کسی است که می داند چه می خواهد و به آن متعهد است ، و در کاری که انجام می دهد فوق العاده متفکر است. بنابراین نمی توانستم مارگو به خصوص برای کارگردانی که اولین فیلمشان را می سازد ، بخواهم. نمی توانستم از بازیگر مهربان و با استعداد تری بخواهم که برای آن نقش کار کند.

سوال آخر حالا که در آمریکا فیلم ساخته اید ، آیا می خواهید در هنگ کنگ فیلم بسازید؟

کیت تسانگ: وای من ، من دوست دارم فیلمی بر اساس شهر دیواری کاولون در هنگ کنگ بسازم!

این واقعاً عالی خواهد بود.

تحقیق فیلم می خواهد از کیت تسانگ بخاطر اختصاص دادن وقت برای صحبت با ما تشکر کند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ویلسون کوونگ

ویلسون یک علاقه مند به سینما است که از تورنتو کانادا خارج است. او با نوشتن افکار تصادفی درباره سینما در اینترنت از کار روزانه خود فرار می کند. اگرچه او تمایل زیادی به سینمای هنگ کنگ دارد ، اما خود را مدافع سینمای آسیا به طور كلی می داند. او از سال 2005 هر ساله در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو شرکت می کند و کارهای بیشتری را می توان در وب سایت وی یافت: www.wilson-kwong.com.

ساندنس 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده ارین واسیلوپولوس از SUPERIOR

بعد از همکاری با خواهران دوقلو آنی و آلساندرا مسا روی فیلم کوتاه او برتر در سال 2015 ، ارین واسیلوپولوس با اولین کارگردانی بلند خود با گسترش همان دنیای روایی به جشنواره فیلم ساندنس برمی گردد. برتر (2021) این سه نفر از همكاران را در یك فرم تازه و نوستالژیك فیلم سازی ، كه به دوره زمانی دهه 1980 خود متكی است ، جمع می كند ، و در عین حال شعله های مدرن انتخاب های سبك را نیز تزریق می كند. واسیلوپولوس با فیلم Inquiry در مورد فیلم در هنگام نمایش نخست آن در جشنواره فیلم ساندنس در سال 2021 صحبت کرد.

ساندنس 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده ارین واسیلوپولوس از SUPERIOR
منبع: جشنواره فیلم ساندنس

ویلسون کوانگ برای تحقیق در مورد فیلم: برتر در اصل دنباله ای برای فیلم کوتاه شما از سال 2015 است. من می بینم بسیاری از افراد فیلم های کوتاه خود را در فیلم های سینمایی اقتباس می کنند ، اما لزوماً در سطح داستانی ادامه نمی یابند. چرا تصمیم گرفتید آن انتخاب خلاقانه را انجام دهید؟

ارین واسیلوپولوس: فکر می کنم بخشی از آن لجستیکی بود. چند سال از ساخت این کوتاه با هم گذشته بود و منظور من وقتی می گویم ما است آنی و الساندرامسا، که در فیلم کوتاه و ویژگی اصلی بازی می کند. در طی آن روند ، ما به هم نزدیک شدیم و تجربه کوتاهی در ساختن کوتاه با هم داشتیم. اما من بلافاصله فکر نکردم که کوتاه را به یک ویژگی گسترش دهم یا به نوعی دنباله ای ایجاد کنم ، تا حدی به این دلیل که در آن زمان در مدرسه بودم و پس از برتر (نسخه فیلم کوتاه) ، و همچنین در حال کار بر روی فیلمنامه داستانی دیگری بود.

اما با گذشت زمان ، همه ما ارتباط خود را حفظ کردیم و آن دنیای کوتاه را دوست داشتیم. الساندرا و من دور هم جمع شدم و در مورد امکان طولانی تر کردن چیزی با الهام از کوتاه صحبت کردم. و همچنین به دلیل اینکه آنها در آن زمان پیرتر بودند ، آنی و الساندرا، ما به طور طبیعی شروع به صحبت در مورد یک پرش در زمان کردیم. و بنابراین ویژگی بیشتر شبیه ادامه آن جهان و داستان آن شخصیت ها است. این فقط از طریق روابط ما و گذشت زمان به صورت آلی تکامل یافته است.

انتخاب بازیگران آنی و الساندرا و همکاری با آنها تجربه بسیار منحصر به فردی بوده است. با توجه به اینکه قبلاً چنین روابط شخصی شدیدی با یکدیگر داشتند ، روند رشد شخصیت چگونه بود؟

ارین واسیلوپولوس: من فکر می کنم چون شخصیت ها تا حدی از فیلم کوتاه الهام گرفته شده اند و این احساس جهانی موازی دیگر دنیایی را افزایش داده است. ما می دانستیم که در دنیایی کار خواهیم کرد که کاملاً واقعی نبوده و کاملاً مناسب روابط آنها نبود. اما در عین حال ، به دلیل اینکه آنها دوقلو هستند و این رابطه منحصر به فرد را دارند ، بسیاری از آنها در نهایت به فیلمنامه ختم شدند. از نظر یک داستان واقعی ، یک داستان در فیلم وجود دارد که مستقیماً از آنها ناشی می شود. داستان “ضربه سر” که آنها درباره آن صحبت می کنند و به یاد نمی آورند که چه کسی در کودکی آسیب دیده است ، که مستقیماً از جانب آنها ناشی شده است.

Sundance 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده ارین واسیلوپولوس از SUPERIOR
منبع: جشنواره فیلم ساندنس

و از نظر گرفتن یک اجرا از آنها ، آیا به نظر شما از بعضی جهات سخت تر بود زیرا آنها خواهر بودند و از مدتها قبل یکدیگر را می شناختند؟ یا فکر می کنید این باعث می شود نوع رابطه و عملکردی که می خواهید از آنها راحت تر باشد؟

ارین واسیلوپولوس: فکر می کنم قطعاً راحت تر. از آنجا که آنها خواهر هستند و در برخی از سطوح ، من فکر می کنم آنها بسیاری از احساسات و سوالات مشابه را تجربه کرده اند که ذاتی داستان هستند. س questionsالات مربوط به هویت و خانواده ، و مایل به استقلال ، اما در عین حال نزدیک است. وقتی ظاهری شبیه به کسی دارید ، این فقط یک لایه از پیچیدگی را به او اضافه می کند. بنابراین من فکر می کنم همه اینها به اجراها کمک کرد و در واقع با هم نوشتن و توسعه داستان ، و همچنین کار کوتاه با هم ، ما واقعاً داستانهای زیادی با هم داشتیم.

ترکیبی از ژانرها در برتر همچنین بسیار جالب است و من فکر کردم که آیا این همیشه بخشی از برنامه است یا چیزی که هنگام شروع توسعه فیلم بوجود آمده است.

ارین واسیلوپولوس: منظورم این است که فیلم کوتاه کمی از قبل داشت ، و اوایل ، من می دانستم که این ویژگی برای خواهران و داستان آنها یک نقطه جهش است و می دانم که خط اصلی فیلم درام آنها است روابط آنها را اصلاح می کند. نکته پرش دیگر این است که من می دانستم که می خواهم فیلم مانند ترکیبی بین یک درام و یک هیجان باشد. من ژانر هیجان انگیز را دوست دارم و واقعاً از ایده این زن در حال فرار به خانه برای مخفیگاه و رمز و راز و تعلیق آن بسیار هیجان زده شدم. بنابراین ما وقتی شروع به نوشتن کردیم ، دانستیم که قرار است این دو رشته داستانی را داشته باشیم و می خواهیم آنها را به هم ببافیم و ببینیم در نهایت به کجا می رسیم.

یکی از موارد مورد علاقه من در مورد برتر فیلمبرداری آن است و اگر اشتباه می کنم من را اصلاح کن ، اما به نظر می رسد که روی فیلم شلیک کرده ای؟

ارین واسیلوپولوس: بله ، این فیلم روی یک فیلم 16 میلی متری گرفته شده است.

ساندنس 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده ارین واسیلوپولوس از SUPERIOR
منبع: جشنواره فیلم ساندنس

من فکر می کنم فیلمبرداری روی فیلم واقعاً ساخته شده است برتر احساس کنید که در دهه 1980 ساخته شده است. الهام یا تفکر انجام این کار چیست؟

ارین واسیلوپولوس: متشکرم ، خوشحالم که چنین احساسی دارید. ما فیلم کوتاه 16 میلی متری را نیز فیلمبرداری کرده بودیم و بنابراین قسمت عمده ای از تصمیم این بود که بدانیم می خواهیم آن زیبایی شناسی و احساس آن جهانی را که ایجاد کرده ایم ادامه دهیم. من همچنین واقعاً خوش شانس بودم که در مدرسه فیلمسازی (NYU) زیاد با فیلم کار کردم و این روند را دوست دارم. من نگاه و احساس فیلم را دوست دارم. بافت آن بسیار زیاد است ، و من رنگ را خیلی دوست دارم. رنگ نیز قسمت بزرگی از ویژگی است و من فقط می دانستم که رنگ ها بیشتر روی فیلم ظاهر می شوند. و ما در تلاش بودیم تا قطعه ای از دهه 80 را با بودجه نسبتاً کمی خلق کنیم ، بنابراین من همچنین می دانستم که (فیلم) واقعاً کمک می کند تا فیلم احساس بی انتها و قدیمی داشته باشد.

و آیا تأثیرات خاصی از دهه 1980 به ویژه تأثیرات فیلم در ساخت داشته اید برتر؟

ارین واسیلوپولوس: بله ، من یک تعداد مراجع داشتم و مراجع بصری زیادی داشتم. اوایل شروع به کشیدن تصاویر کردم و بعضی از آنها عکاسی بود ، اما همچنین برخی از فیلم ها. و سپس من بسیاری از موارد را با آنها به اشتراک می گذاشتم آنی و الساندرا وقتی می نوشتیم ، و سرانجام با مدیر عکاسی ما (میا سیوففی هنری) همچنین. یادم هست که خیلی ها را نگاه می کردیم ویلیام اگلستون عکس ، این عکاس فرانسوی ، و همچنین نان گلدین، و سپس تعداد زیادی از منابع فیلم نیز. بسیاری از هیجان ها و برخی از ترسناک نیز وجود دارد. از نظر رنگ و سبک ، ما در مورد آن صحبت کردیم داگلاس سیرک، و یک کارگردان فنلاندی وجود دارد که من واقعاً دوستش دارم ، آکی Kaurismäki، و من همیشه به دنبال کارهای او برای رنگها و منابع نور بودم.

زیرا برتر یک فیلم منحصر به فرد است ، من کنجکاو هستم که در طول مراحل ساخت و فیلمبرداری چه مخاطبانی را در ذهن داشته اید.

ارین واسیلوپولوس: من نمی دانم. وقتی ما در حال نوشتن بودیم ، حدس می زنم که سعی داشتم برای مخاطبان گسترده ای بنویسم. و من می دانم که این فیلم از بسیاری جهات واقعاً خاص است ، اما امیدوارم که این فیلم نیز ترکیبی از ژانرها و لحن ها را با برخی صحنه های جهانی داشته باشد. بنابراین حدس می زنم امید من این باشد که مورد توجه مخاطبان گسترده ای قرار گیرد و همه بتوانند در فیلم فیلم خاصی را پیدا کنند که به آن متصل می شوند.

تحقیق فیلم می خواهد از ارین واسیلوپولوس بخاطر اختصاص دادن وقت خود برای صحبت با ما تشکر کند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آینده فیلم بریتانیایی سیاه چگونه به نظر می رسد؟ گفتگو با تومیسین آدپجو ، آنتونی واندر ، کاشف بووته ، دوآئین کارما رابرتز به میزبانی لووی ادی آلوئده

ژانویه 2021 است و من در مورد خاطرات آینده فیلمسازان سیاه پوست انگلیس و وضعیت فعلی آنها در صنعت فیلم خاطره دارم. بیرون آمدن از پشت استیو مک کوئینها تبر کوچک گلچین و فیلم هایی مانند داستان آبی و خانه اش که سال گذشته موجی ایجاد کرد ، امیدوارم که در آستانه دیدن تغییر بزرگی در تعداد فیلمسازان سیاه پوست انگلیس در پشت دوربین و داستان هایی که آنها تعریف می کنند ، قرار بگیریم. من به عنوان یک فیلمساز سیاه پوست بریتانیایی ، درک صنعت ما همیشه برای من حیاتی بوده و در حرفه من پیموده ام. من فکر نمی کنم صنعت فیلم در سراسر جهان تشخیص دهد که وضعیت انگلستان در مورد تنوع پشت دوربین خصوصاً در صندلی کارگردان چگونه است.

برای این بحث ، من توانسته ام چند همتا را در سطوح مختلف جمع کنم. نویسندگان ، کارگردانان و تهیه کنندگان باتجربه ای که قبلاً جهش هایی انجام داده اند ، قصد دارند تحولی عظیم در انگلیس ایجاد کنند. تومیسین آدپجو (فارغ التحصیلان ساندنس و مدیر پیشنهادی) ، آنتونی واندر (بازیگر برنده جایزه ، تهیه کننده و خالق We Are Parable) دوین کارما رابرتز (نویسنده / مدیر نامزد دریافت جایزه فرشته شهر) ، کاشف بوته (فیلمساز برنده جایزه و تهیه کننده فیلم Kashif Boothe Ent.) و این توسط خودم میزبان هستم ، لوی ادی آلوئده (نویسنده / کارگردان برنده جایزه چشم اندازهای یک زندگی زنده)

لوی ادی آلوئده برای تحقیق در مورد فیلم: ما Ava Duvernay ، Barry Jenkins ، Bradford Young’s ، Boots Riley یا Jordan Peele نداریم و مطمئناً فیلم های همراهشان را نداریم اما چرا؟

کاشف بوته: سؤال خوبی بود. فکر می کنم دلیل این که مدتها طول می کشد تا کارگردانان سیاهپوست انگلیسی به رسمیت شناخته شوند این است که آنها حمایت مشابهی با همتایان سفیدپوست خود نداشته اند. نوئل کلارکرا بزرگسالی بدون شک مجموعه سریال های ما در نظر گرفته می شود Boyz N Hood اما به گفته من توزیع جهانی دریافت نکردم. فیلمسازان سیاه پوست انگلیسی امروز بیشتر مورد توجه قرار می گیرند زیرا دسترسی ما به فیلم های امروزی با 20 سال قبل متفاوت است و این درهای زیادی را برای فیلمسازان در سطح بین المللی باز می کند.

تومیسین آدپجو: سوال عالی آنجا ، برادر ، پاسخ بسیار پیچیده ای است. ده ها سال است که انگلستان با یک مشکل تنوع روبرو است ، این ریشه عمیقا در اصل صنعت فیلم انگلیس است. استعداد همیشه در آنجا بوده است ، اما ما هرگز پشتیبانی ، منابع ، مواجهه یا بستر توسعه داستان ها و صدای خود را نداشته ایم. در چند سال گذشته ، انگیزه بسیار آگاهانه ای برای فشار آوردن به BAME و تنوع در انگلیس وجود داشته است ، طرح ها و گزارش ها و مداخلات وجود داشته است اما هنوز هم احساس می شود که ما یک راه طولانی را در پیش داریم.

آینده فیلم بریتانیایی سیاه چگونه به نظر می رسد؟ بحث و گفتگو با تومیسین آدپجو ، آنتونی واندر ، کاشف بووته ، دوآئین کارما رابرتز به میزبانی لوی ادی آلوئده
خانه او (2020) – منبع: Netflix

من مانند کارگردانانی مثل من تشویق می شوم هفته های رمی ،سرنوشت اکاراغا، بازیگر کارگردان شد آکی عموشیبی، دبی تاکر گرین ،شعله آمو ، راپمن ، و چند نفر دیگر که در چند سال گذشته موفق شده اند ویژگی های اولیه خود را منتشر کنند اما ما زیرساخت های مشابه ایالت ها را نداریم. در این کشور استعداد زیادی در زمینه کارگردانی سیاهپوستان وجود دارد اما برای بیان داستان های خود به پشتیبانی نیاز داریم من چند فیلمساز را می شناسم که خودشان این کار را می کنند (بودجه شخصی ، پروژه های مورد حمایت کیک استارتر) و همه من برای گفتن داستان هایمان به هر روشی ضروری هستم. نمی توانم صبر کنم تا دروازه بان ها متوجه ما شوند. میدانم دواین در حال رفتن به مسیر خود تأمین مالی برای ویژگی خود است و این فقط الهام بخش است! او فقط بیرون می رود و خودش این کار را می کند.

جنبه دروازه بان ها نکته خوبی برای ارائه به خصوص است Boys N The Hood، فیلمی که توسط استودیویی تولید شده و کارگردانی در سن من (23) را به خطر انداخت! من تاکنون تمام کارهای خودم را تأمین مالی کرده ام اما آنچه مرا آزار می دهد این است که خارج از آن حرفه بسیار کم حمایت شده ام و با آنها صحبت کردم دواین در مورد همین مفهوم بعد از اینکه او آخرین ویژگی خود را ایجاد کرد ، فرشته شهر در کنار نامزد شد سنگ و داستان آبی؛ یک ویژگی که با بودجه خود تأمین می شود و هنوز هم در تلاش است تا از فیلم بعدی او پشتیبانی شود. ساخت فیلم شما مهم نیست که شما کی باشید اما ما باید فیلمسازان جوان سیاه پوست خود را پرورش دهیم و از آنها حمایت کنیم که این 1 یا 2 مورد استثنا نیستند. همه فیلمسازان الهام بخش تومیسین گفته است که به نظر می رسد به جای شغل شکوفایی ، انتخاب های خوش شانس باشد ، کمی طول می کشد تا ببینید که آنها چگونه آینده خود را تراش می دهند – او در مورد ساختار نبودن حق دارد. از سال 2015 ، در ایالات متحده بسیاری از فیلمسازان سیاهپوست مشهور از شهرت خود برای تولید و پرورش دیگران استفاده کردند ، جنبه گیشه ای نیز وجود دارد ، ما بسیاری از بازدیدهای گیشه را توسط سیاه پوستان در انگلستان کار نمی کنیم ، داستان آبی مدتی بزرگترین بود

من می خواهم سریع هفته های رمی را فریاد بزنم زیرا خانه اش یکی از برترین فیلم های سال گذشته من بود و من واقعاً آینده فیلم بریتانیا را در چنین کارهایی می بینم – مطمئناً در سینماها مورد توجه قرار گرفته است.

آنتونی واندر: من کاملاً با تمام نکاتی که در بالا گفته شد موافقم. استعداد همیشه وجود داشته است اما مواجهه و بسترهای نرم افزاری مشکل ساز بوده اند. زمانه ها به آرامی تغییر می کنند اما برای مدتی ، در مورد سکونت های ما ، با توجه به آمریکا و دروازه بانان برای تأیید ، یک مجموعه حقارت وجود دارد. وقتی من در سال 2013 فیلم سینمایی خود را کارگردانی کردم ، تا زمانی که در جشنواره فیلم سیاه آمریکا پذیرفته شد و آنجا جشن گرفت ، در انگلستان مورد توجه قرار گرفتیم. یادم می آید که به پنلی رفته بودم که فیلم Black را جشن می گرفت که شامل آن بود نوئل کلارک، دیوید اویلوو ، تارل آلوین مک کرانی ، و باری جنکینز اگرچه این فصل بیش از یک ماه طول کشید نوئل کلارک در هیئت بود ، او از اینکه هیچ یک از فیلمهایش در طول فصل نمایش داده نمی شد بسیار ناراحت بود و به درستی … تا همین اواخر صحبت ها و پانل های زیادی انجام شده است (که مهم نیست اشتباه نکنید) قرار گرفتن در معرض بودجه یا تجلیل از این فیلمسازان بزرگ. Horrace Ove وقتی به فیلمسازان بزرگی فکر می کنم به ذهنم خطور می کند ، اما یک تماشاگر فیلم معمولی ممکن است تلاش کند تا تشخیص دهد که چیست. من فکر می کنم زمان در حال تغییر است زیرا ما فهمیده ایم که اخلالگران و دروازه بان ها هستیم و می توانیم بدون در نظر گرفتن بودجه خود را تأمین مالی کنیم و فیلم هایمان را بسازیم.

آینده فیلم بریتانیایی سیاه چگونه به نظر می رسد؟ بحث و گفتگو با تومیسین آدپجو ، آنتونی واندر ، کاشف بووته ، دوآئین کارما رابرتز به میزبانی لوی ادی آلوئده
The Last Tree (2019) – منبع: BFI

تومیسین آدپجو: امتیازات عالی آنتونی! نمی دانستم شما یک ویژگی ساخته اید ، عجب! اسمش چیه؟ مرد تبریک می گویم همچنین این دیوانه است که تا زمانی که به آن جشنواره (یکی از بزرگترین جشنواره های آمریکا) نرفتید ، عشق و شناختی به خانه خود داشتید. غیر قابل قبول است به عنوان یک فیلمساز سیاه پوست بریتانیایی ، باید توسط صنعت خود حمایت شوید. شما ذکر کردید Horrace Ove به ذهن دیگر فیلمسازان مانند منلیک شباز ، ایساک جولین ، نگوزی اونورا ، و بسیاری دیگر که راه را برای ما هموار کردند. آنها بنیانگذاری را در دهه 70/80 و 90 ایجاد کردند ، این فیلمهای پیشگام را تقریباً به تنهایی تقریباً به تنهایی ساختند.

لوی ، نظر شما در مورد است هفته ها & آمو عادلانه بودن تعداد انگشت شماری از مردم است زیرا صنعت به این افراد اشاره می کند تا شاید نشان دهد که مدیران سیاه پوستی هستند که توسط ارگان های بزرگی مانند BFI ، FILM 4 و غیره حمایت می شوند و من می دانم که آنها نمی توانند از هرکسی که برای طرح خود درخواست می کند پشتیبانی کند اما بیش از یک یا دو فیلمساز سیاه پوست وجود دارد که فیلم های شناخته شده توسط این موسسات را می سازند ، هفته ها با اولین استادانه خود نشان داد ، خانه اش – اگر بستر و منابعی برای بیان داستان هایمان به ما داده شود ، استعداد زیادی داریم!

کاشف بوته: بچه ها واقعا نکات خوبی را مطرح کرده اید! احساس می کنم فیلمسازان سیاه پوست انگلیسی با تحسین منتقدان همانند کارگردانان سفیدپوست مواجه نیستند. ما فقط وقتی مورد تمجید قرار می گیریم که محتوایی تولید می کنیم که کمیسیون ها آن را قابل فروش می دانند. من فکر می کنم که چرا کارگردانان زیادی پس از داشتن یک فیلم موفق ، طول می کشد تا کارشان طولانی شود زیرا این که مدیران اجرایی در صنعت فیلم و تلویزیون در انگلیس احتمالاً فکر نمی کنند که داستان های مربوط به آسیب ، ستم ، نژادپرستی ، تجاوزهای خرد برای مخاطبان غیر سیاه پوست جذاب خواهد بود. موفقیت در شعله آمو و راپمن و غیره الهام بخش است و امیدوارم درهای بیشتری برای مردم باز شود اما مدتی طول خواهد کشید و متأسفانه ما باید در سطح بین المللی موفقیت کسب کنیم تا در انگلیس به رسمیت شناخته شویم.

آینده فیلم بریتانیایی سیاه چگونه به نظر می رسد؟ گفتگو با تومیسین آدپجو ، آنتونی واندر ، کاشف بووته ، دوآئین کارما رابرتز به میزبانی لووی ادی آلوئده
داستان آبی (2019) – منبع: Paramount Pictures

دواین کارما رابرتز: نزدیکترین چیز اینجا به آوا دوورنای است آما آسانته، اما او از جامعه سیاهان انگلیس ما حمایت زیادی نمی کند. من احساس می کنم که بعضی اوقات پروژه های کوتاهی را که ممکن است توسط پخش کننده به عهده گرفته شود ، خود تأمین مالی خواهیم کرد ، اما هرگز از پس آن برنمی آییم. به خصوص از بیرمنگام ، در واقع بودجه ای وجود ندارد. من نمی توانم بیش از 1-3 فیلم سینمایی که می دانم اخیراً در اینجا ساخته شده اند ، به شما بدهم. من مطمئن نیستم که چگونه توانسته ام بودجه خودم را تأمین کنم و یک ویژگی ایجاد کنم ، اما به نوعی این کار را کردم. فکر می کنم به این دلیل است که اگر خودمان این کار را نکنیم ، کسی این کار را نخواهد کرد. من فکر می کنم اگر سیستم عامل هایی مانند SBTV / Link Up TV و غیره به اندازه نوازندگان به فیلمسازان کمک کنند ، ما شاهد رشد چشمگیری خواهیم بود ، همانطور که آنها هنگام رپمن به او کمک کردند داستان شیرو. من در انگلستان احساس می کنم ، اکثر مردم فیلم سازی را کاری سخت و نخبه گرا برای ورود به آن می دانند ، در حالی که موسیقی به نظر می رسد چیزی است که هرکسی می تواند در آن قدم بگذارد ، بدون هیچ مشکلی. از نظر شرکت هایی که می گویند سرمایه گذاری بیشتری در تولیدات متنوع خواهند کرد ، احساس می کنم این فقط صرفه جویی در چهره است.

وای ، از همه شما برای درگیر شدن در این بحث متشکرم! چیزهای زیادی وجود دارد که ما می توانستیم به عمق اینجا بپردازیم اما من مطمئن هستم که این برای بسیاری از مردم در سراسر جهان روشن و آموزنده خواهد بود. برای فیلمسازان جوان سیاه پوست و همچنین کسانی که در صنعت در مناطق دیگر کار می کنند چیزهای زیادی برای بردن در اینجا وجود دارد ، من فکر می کنم همه شما فوق العاده با استعداد هستید و من نمی توانم صبر کنم تا ببینم آینده شما چگونه پیشرفت می کند ، من به تماشای شما می نشینم فیلم ها و امیدوارم که در آینده به شما برخورد کنم ، در حال حاضر ، سلامتی خود را حفظ کنید ، امن باشید ، صلح!

تحقیق فیلم می خواهد از آنتونی واندر ، تومیسین آدپجو ، دوین کارما رابرتز و کاشف بوثه برای وقت گذاشتن برای صحبت با ما تشکر کند!

هر فیلمساز ذکر کرد: استیو مک کوئین ، آوا دوورنای ، باری جنکینز ، بردفورد یانگ ، چکمه های رایلی ، جوردن پیل ، نوئل کلارک ، رمی ویکز ، Destiny Ekaragha ، آکی عموشایبی ، دبی تاکر گرین ، شولا آمو ، راپمن ، دیوید اویلوو ، تارل آلوین مک کرنی ، هوراسیک ، هوراس شبازز ، ایساک ژولین ، نگوزی اونورا ، آما آسانته.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با مایک هسلین ، ستاره و مدیر INFLUENCERS

یکی از تعجب آورترین انحرافات اجتماعی که سال گذشته هنگامی که جهان مجبور به قرنطینه شد (و هنوز هم ادامه دارد) ظهور کرد ، اعتماد ما به تلویزیون است که به ما احساس آزادی ذهنی می دهد وقتی که احساس می کنیم کل کره زمین است در شعله های آتش در اطراف ما فوران می کند. در حالی که خدمات پخش جریانی از قبل به تسلط کامل فرهنگ پاپ در حال صعود بودند ، سال 2020 میلادی بود که آنها به طعم رسمی و مستقیم ترین خیابان برای آرامش در محیط داخلی تبدیل شدند – برای تلویزیون بسیار جالب است ، اما برای یک روند مهم دیگر آنلاین نوحه مرگ است. اینفلوئنسر

همانطور که افراد تأثیرگذار خود را در حال آزمایش و براندازی حضور آنلاین خود به نتایج متفاوت می دانند ، Mike Heslin’s آخرین سریال های تلویزیونی ، تأثیرگذاران، در زمانی هدف اصلی خود را هدف قرار می دهد که به نظر می رسد “تمرینات تجاری” در جدی ترین حالت خود قرار دارد. این نمایش شش ستاره ستاره رسانه ای التقاطی را دنبال می کند که در یک سری چالش های خلاقانه برای یک معامله منحصر به فرد با نام تجاری جدید با آخرین شور آب میوه هزار ساله: Jücytox ، رقابت می کنند. همانطور که دوربین ها در زندگی واقعی هر تأثیرگذار را ضبط می کنند ، نسخه های آرایش شده ای که آنها به صورت آنلاین به جهانیان ارائه می دهند ، جلوی چشم ما قرار می گیرند.

حالا که تأثیرگذاران برای پخش در Amazon Prime Video در دسترس است ، من این فرصت را داشتم که با آن صحبت کنم مایک هسلین ، که خلق ، نویسندگی ، کارگردانی و اجرا می کند در نمایش ، درباره آغاز ساخت سریال های وی ، اینکه چگونه سال 2020 جهان تأثیرگذار را تحت تأثیر قرار داد ، مشکلات بازیگری ، کارگردانی و نوشتن پروژه خود و آینده شرکت تولیدی او ، Well-Versed Entertainment.

الکس لاینز برای استعلام فیلم: چگونه تأثیرگذاران به عنوان یک پروژه برای شما شروع شدند؟

مایک هسلین: من به عنوان مدیر خلاق و مدیر رسانه های اجتماعی بین برنامه ها به صورت آزاد کار می کردم و بیشتر وقتم را صرف تعامل ، انتخاب بازیگران و قراردادن با اینفلوئنسرها می کردم. در حالی که بسیاری از افراد تأثیرگذار در آنجا وجود دارند که فوق العاده باهوش و باهوش هستند ، من اتفاقاً با چند نفر ارتباط برقرار کردم که گرچه زیبا و مهربان بودند ، اما مهارت واقعی زیادی ندارند. من تعجب کردم که اگر این افراد مجبور شوند خود را در یک مجامع فیلتر نشده ثابت کنند و بنابراین ، ایده آنها چگونه است تأثیرگذاران متولد شد

این نیز در زمانی بود که شبکه های اجتماعی واقعاً در صف اول بودند: یک واقعیت نمایشی به نام دایره شماره 1 در نتفلیکس بود ، مستندهای جشنواره Fyre بسیار عصبانی بودند و غیره. من فهمیدم که فرهنگ رسانه های اجتماعی ما در یک روایت فیلمنامه خیلی مورد بررسی قرار نگرفته است و ضمن الهام گرفتن از قالب واقعیت تلویزیون شروع به توسعه ایده کردم نشان می دهد مانند برادر بزرگتر و زنان خانه دار واقعی با سبک / عمق شخصیت از مستندهای مستند مانند بازگشت و بهترین در نمایش.

هنگام نوشتن نمایش ، چه نوع تحقیقی انجام دادید؟ آیا تأثیرگذارهای خاصی وجود داشت که اتفاقاً هنگام گردهم آمدن نمایش در آن منطقه فعالیت کنید؟

مایک هسلین: من تجربه زیادی به عنوان مدیر خلاق / مدیر رسانه های اجتماعی و همچنین فقط یک شرکت کننده روزانه در فرهنگ فعلی رسانه های اجتماعی خود از طریق اینستاگرام ، توییتر و فیس بوک داشتم. بسیاری از انواع مختلف تأثیرگذار (ماکرو ، خرد ، دسته های خاص و غیره) وجود دارد ، بنابراین من تصمیم گرفتم که با محبوب ترین نمونه های باستانی شروع کنم که به طور جهانی تر شناخته شده اند. شریک زندگی واقعی من ، نیکلاس ویلسون، که همچنین در این برنامه نقش شریک من در دوربین تایلر را بازی می کند ، حتی از من در این جهان تبحر بیشتری دارد و چندین دوره خرابی را به من داد: رسوایی های درام / YouTubers و YouTuber / درام. از آنجا من شش تأثیرگذار را در نمایش خود توسعه دادم و در ساخت آنها به عنوان خاص ، اما قابل تشخیص ، امکان پذیر شدم.

پشت صحنه روشن است تأثیرگذاران منبع: سرگرمی خوش آگاهی

باز هم می گویم ، من به هیچ وجه نفوذی ها را نمی کوبم یا به دردسر کسی نمی آیم. اما من فکر می کنم که رسانه های اجتماعی مقایسه مردم با دیگران را حتی برای مردم راحت تر می کند و می تواند احساس ناکافی بودن ، به ویژه در جوانان ما را ایجاد کند. این نمایش صرفاً یک یادآوری برای همه ماست که آنچه شما بصورت آنلاین می بینید ، بندرت آن چیزی است که در زندگی واقعی به دست می آورید و این که همه ما باید بتوانیم در پایان روز به خود بخندیم و قدرت بیش از حد به زندگی خود ندهیم. .

با توجه به اینکه سال 2020 برای اکثر مردم سالی بسیار دشوار است ، آیا شما در روند به تصویر کشیدن تأثیرگذاران با ادامه امسال تغییر محسوسی مشاهده کردید؟

مایک هسلین: آره! من فکر می کنم بسیاری دیدیم که از پلتفرم خود برای همیشه استفاده می کنند و مسئولیت چهره برجسته بودن و داشتن چنین افراد زیادی را بسیار جدی می گیرند. بنابراین بسیاری از صفحات خود در شبکه های اجتماعی استفاده کردند ، به عنوان ابزاری برای کمک به گسترش آگاهی و آموزش در مورد COVID ، Black Lives Matter و انتخابات. بعداً مسلماً عده ای بودند که به صورت لحن ناشنوا و غیراصیل برخورد می کردند ، یا چیزهای غیر حساس ارسال می کردند یا از این مسائل دکمه داغ برای کسب بدنام تر استفاده می کردند ، که البته بسیار فرصت طلبانه و سطحی بود.

سخت ترین جنبه نوشتن ، کارگردانی و بازی در این مجموعه چه بود؟

مایک هسلین: استفاده از این تعداد کلاه روی صحنه قطعاً چالش برانگیزترین قسمت این مجموعه بود! من قبلاً هرگز در یک زمان همزمان کارگردانی و بازی نکرده بودم. من شخصاً وقتی مشغول هستم و چیزهای زیادی روی بشقابم رشد می کنم ، اما تقسیم کردن و تهیه یک بازیگر وقتی که ناخودآگاه شما درباره ترکیب فیلمبرداری فکر می کند ، چه چیزی کار می کند یا نمی کند ، چالش است. شما می خواهید بعدی را امتحان کنید یا انجام دهید ، و غیره هیجان انگیز بود اما احترام جدیدتری برای من ایجاد کرد و تحسین عمیق تری را برای چند خط تیره مانند دن لوی و بردلی کوپر.

منبع: سرگرمی خوش آگاهی

با توجه به سابقه بازیگری در تئاتر ، آیا هیچ وقت احساس می کنید که تفاوت محسوسی بین بازی روی صحنه با بازی مقابل دوربین وجود دارد؟

مایک هسلین: آه بله. در پایان روز ، حقیقت حقیقت است و حقیقت یک لحظه یا پیدا می شود یا نمی شود. اما همانطور که گفته شد ، تفاوت زیادی بین نحوه اجرای لحظه ای یک تئاتر دو هزار نفری در مقابل نحوه اجرای آن برای نمای نزدیک وجود دارد. شما باید از نظر صوتی و جسمی بسته به رسانه تنظیم کنید ، در غیر اینصورت خیلی بزرگ و باورنکردنی به نظر می رسد (اگر همانطور که در تئاتر برادوی مقابل دوربین می روید) ، یا وانیل (اگر در صحنه ای مانند شما برای یک نمای نزدیک ( فقط نظر فروتن من

چگونه Well-Versed Entertainment توانسته است آزمون ها و مصیبت های سال 2020 را تحمل کند؟

مایک هسلین: من و شریک تجاری ام Noam Ash بسیار خوش شانس بوده ایم ، اما با این اوصاف ، بسته به بیماری همه گیر ، خواهیم دید که قیمت 2021 برای ما چگونه است. امسال ، ما واقعاً خوش شانس بودیم که برای دو پروژه اخیر خود در مرحله پس از تولید بودیم. ما توانستیم پس از تولید را در تأثیرگذاران و می توانید از راه دور به توزیع بپردازید ، در حالی که می توانید خلبان کمدی Boy • Friends خود را در یک ماه افتتاحیه بیش از 1 میلیون بازدید کنید.

ما همچنین یک ویژگی به سفارش و همچنین یک مرحله برای اقتباس روی صفحه نمایش و چند سریال داشتیم ، بنابراین مراحل توسعه و نوشتن نیز می توانست از راه دور برای آن انجام شود. با این اوصاف ، خواهیم دید که سال جدید چه چیزی برای ما در نظر گرفته است. ما آماده آماده سازی برای پیش تولید بیشتر موارد موجود در دفترچه یادداشت خود هستیم ، بنابراین خواهیم دید که چه اتفاقی برای COVID و واکسن رخ می دهد و در واقع چه امکاناتی دارد. ما در سال 2020 فوق العاده خوش شانس بودیم اما ممکن است 2021 کمی پیچیده تر برای ما باشد. گوش به زنگ باشید!

استعلام فیلم از مایک هسلین که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد تشکر می کند.

Influencers در حال حاضر برای پخش در Amazon Prime Video موجود است.

https://www.youtube.com/watch؟v=weC9HOsQozM

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه “لیبرال ها باید داستان بهتری بگویند” با دانیل لومبروسو ، مدیر نویز سفید

من خیلی در موردش فکر کردم صدای سفیداز آنجا که من این فیلم را در جشنواره بین المللی فیلم مستند آمستردام (IDFA) در سال 2020 دیدم. آنچه مرا درگیر خود کرد دانیل لومبروسومستند مربوط به سه فرد معروف آلت-راست – لورن اسپنسر ، مایک سرنوویچ ، ریچارد اسپنسر – این است که آنها کاملاً عادی و دارای اختلاف نظر در پشت درهای بسته هستند. این تضاد با تصویر عمومی آنها است که نشان می دهد ما هرگز کاملاً نمی دانیم چه کسانی در میان ما می توانند در یک سیستم عامل خطرناک کار کنند – آنها کاملاً درک کرده اند که چگونه ایده ای را به افراد مشابه گمشده در جهان بفروشند. اما این ایده که با نژاد پرستی و زن ستیزی تزریق شده است ، صدمه ای واقعی به همراه داشته است ، از جمله تجمع Unite the Right در شارلوتسویل در سال 2017 ، اتفاقی که تیم فیلمساز را در مجله The Atlantic متقاعد کرد که باید یک فیلم بلند را دنبال کنند.

من کنجکاو شدم که بفهمم چگونه یک فیلمساز تحقیقاتی – یهودی ، و نه کمتر – سالها در زندگی سه چهره سمی درگیر شده تا یک نمایش سینمایی انجام دهد ، دانیل برای یک مصاحبه. او در یک بحث طولانی درباره فیلم از زمان آغاز فیلم ، بینشی را برای او ایجاد کرد که باعث شد بیشتر او را متعجب کند ، لحظات ناخوشایند در طول تولید ، ظهور ملی گرایی در سراسر جهان ، با الهام از مستندساز دیگر لورن گرینفیلد، و خیلی بیشتر.

موسیان احمد برای استعلام فیلم: سفر چگونه انجام شد صدای سفید برای شما شروع می شود؟

دانیل لومبروسو: بنابراین من خبرنگار ستاد در شدم اقیانوس اطلس مجله درست خارج از مدرسه است. من پوشش آلت-راست را ارائه دادم که مشخصاً اکنون تحت فشار است ، اما در آن زمان ، گروه چندان شناخته شده نبود. جوان تر و متصل به شبکه ، متوجه تمام نژادپرستی ، یهود ستیزی و اسلام هراسی نفرت انگیزی شدم که در فضای مجازی حول نامزدی دونالد ترامپ حباب می زد. من حدود یک سال و نیم به کارم مشغول بودم اقیانوس اطلس و با سردبیر من صحبت کرد و از او پرسید ، آیا در مورد این گروه چیزی شنیدی؟ آنها با ویترایول خاص به خبرنگاران یهودی و سیاه حمله می کنند و هیچ کس آن را پوشش نمی دهد. آنها به من فضایی دادند بنابراین من قبل از اینکه ریچارد اسپنسر به یک نام خانوادگی تبدیل شود ، با یک پروفایل مستند کوتاه درمورد وی شروع کردم – حالا او اساساً مترادف دیوید دوک است – وقتی او به عنوان یک ملی پوش سفید پوش که محافظه کاری را تغییر نام داده بود تحت پوشش قرار گرفت.

من فهمیدم که این شخصیت پردازی غیرعادی است و در یکی از اولین گزارشهای خود ، اتاقی را پر کردم که به سلامهای نازی ها سر می زد. شاید آن کلیپ را بخاطر داشته باشید ، ویروسی شده و در فیلم من نیز استفاده می شود. هنگامی که به اتاق خبر برگشتم ، سردبیر سردبیر جف گلدبرگ گفت دانیل ، این باید به جهانیان برود ، این اساساً حق آلت نه به نوعی محافظه کاری لبه دار بلکه تغییر نام تجاری برتری کلاسیک سفید را تغییر می دهد ، ناسیونالیسم و ​​نئونازیسم. این کلیپ توجه جهانیان را به خود جلب کرد و از آنجا یک فیلم سینمایی به طور ارگانیک ساخته شد. این مجله می دانست که من چیزی بزرگتر هستم و به من اجازه می داد آن را دنبال کنم. هشت ماه بعد شارلوتسویل رخ داد ، اتفاقی ناگوار و منحصر به فرد وحشتناک در سیاست آمریکا ، و آتلانتیک می دانست که من به این موضوعات دسترسی دارم و به من اجازه می داد که بیشتر کار کنم و یک فیلم سینمایی کار کنم.

White Noise (2020) – منبع: Daniel Lombroso / The Atlantic

بنابراین بیش از اینکه به شما سفارش داده شود ، حاصل دسترسی و دانش قبلی شما و اقیانوس اطلس استتوافق کردند که این اولین فیلم بلند آنها باشد.

دانیل لومبروسو: دقیقا. دسترسی همیشه فروش ما بود. این مسئله اساسی بود زیرا فیلم از جنبه جنبشی به نظر می رسد. این تنها سند سینمایی از داخل جنبش است که به بیرون نگاه می کند. برای دستیابی به آن و واقعاً در روانشناسی این افراد ، باید در اعماق امور فرو بروید و دسترسی خوبی داشته باشید. وقتی دیدند که من چنین چیزی دارم ، به من اجازه دادند یک ویژگی را انجام دهم. این سفارش داده نشده است و صادقانه بگویم ، بودجه برای راه اندازی وجود نداشت ، حتی اگر یک مجله طولانی مدت باشد.

من می دانم که سرنوویچ ، ساوت و اسپنسر همه چهره های عمومی هستند که توجهات را به خود جلب کرده و “رسانه های خبری جعلی” را در هر مرحله انتقاد می کنند. اما چقدر راحت بودند با این تصور از شما ، یک چهره رسانه ای ، برای مدت طولانی که شما برای ساخت فیلم مستند کار می کردید ، خود را در زندگی آنها فرو بردید؟

دانیل لومبروسو: من همیشه شفاف عمل می کردم که الف) من خبرنگار هستم و ب) خبرنگار یهودی هستم. من نوه دو بازمانده هولوکاست هستم ، یکی از لهستان و دیگری از آلمان ، هر دو که تعداد قابل توجهی از اعضای خانواده خود را در طول جنگ از دست داده اند. هر وقت آنها درباره من س askال می کردند ، من این جزئیات را به اشتراک می گذاشتم. اما به نوعی من این روابط منحصر به فرد را با آنها در مکانی که قرار بود در طول چند سال در زندگی آنها وارد و خارج شوم برقرار کردم. برای پاسخ بهتر به س yourال شما ، فکر نمی کنم آنها واقعاً فهمیده باشند که یک فیلم سینمایی وریته چیست. آنها در حوزه YouTube و Twitter حرکت می کنند که همه چیز سریع مورد توجه قرار می گیرد ، همه چیز در مورد یافتن آن نقل قول ، بسته بندی آن ، تزریق آن به چرخه اخبار و مشاهده ویروسی آن است. شاید داشتن این بچه خردکن جوان که در آنها را می زد و می خواست پاتوق بگذارد برای آنها گیج کننده بود.

آنها جاه طلبی فیلم را کاملاً درک نکردند و ایده این بود که آنها را به عنوان چهره های عمومی در نظر بگیرند و در حوزه خصوصی درک کنند. با اسیر کردن آنها در رفتارهای پیش پا افتاده آنها – حتی می گویم به طرز سرسختانه پیش پا افتاده ای – ، می توانید درگیری های داخلی آنها را درک کنید ، که چقدر شکسته و گم شده بودند. من همیشه می گفتم که چگونه می توانم پروژه را موقعیت دهی کنم ، اما وقتی آنها فیلم را تماشا می کردند ، هیچ یک از آنها خوشحال نبودند زیرا آنها معتقد بودند که قهرمانان روایت های خودشان هستند و فیلم ، به عنوان یک پرتره واقعی ، بسیار دست است خاموش و تا حدی حقیقت اینکه آنها چه هستند و آنچه اتفاق افتاده را نشان می دهد. از طریق این آینه نگاه کردن به خود شاید دشوارتر از تصور آن بود.

شما به این ایده برای به دست آوردن رفتارهای پیش پا افتاده آنها اشاره کرده اید و واکنش من به فیلم در واقع با حیرت زده شدن توسط آن خانگی خسته کننده شکل گرفته است. شما به طور موثر این تقابل را بین زندگی عمومی ظالمانه و زندگی خصوصی آشفته آنها به دست آورده اید ، تقارنی که فکر می کنم نشان می دهد چگونه افراد به ظاهر عادی می توانند با چنین ایده هایی اینقدر قدرت پیدا کنند. تعجب آورترین چیز برای شما در مورد همزبانی با خانواده آنها چیست؟

دانیل لومبروسو: از ابرازمحبت شما متشکرم. شگفت آورترین چیز این بود که بفهمیم روایت آنها بر اساس دروغ چقدر ساخته شده است. منظور من از آن این است که ، اساساً ، شخصیت عمومی آنها بر اساس اعتماد به نفس ، قدرت و یک مرد آلفا ساخته شده است. حتی برای لورن ، یک زن پیچیده ، مادر بودن و بچه دار شدن است – زیبایی خانه سنتی. همه آنها آواتارهایی از ایده های خاص و قدیمی مدرسه هستند ، خواه این مرد باشد که دعوا می کند یا زنی که بچه می سازد و خانه را تأمین می کند. چهره عمومی این شخصیت ها تزلزل ناپذیر است و این همان چیزی است که به آنها امکان جذب می دهد: همه در یک سرگردانی به سر می برند و اگر شما یکی از بچه های گمشده در جهان هستید ، به دنبال استخدام هستید یا در زیرزمین مادر خود گیر کرده اید ، و شما مایک سرنوویچ را ببینید ، این مرد با همسر گرم خود و زندگی شگفت انگیز خود در اورنج کانتی مانند یکی از پسران ساحلی زندگی می کند ، شما آرزو می کنید که به این سبک زندگی بپردازید.

مایک در تهیه این تصویر جالب که آرزویش را دارید بسیار ماهر است – که ممکن است برای من و شما تعجب آور به نظر برسد اما در آن دنیا ، بسیاری از مردم می خواهند مایک شوند. و به همین دلیل حوزه خصوصی بسیار مهم بود – این فرصت را به من داد تا چهره عمومی را بشکنم و اینکه چقدر این تصویر شکسته است برای من تعجب آور بود. همه آنها تناقضاتی از تصویری هستند که ارائه می دهند و من می توانم یکی یکی شما را بگیرم. ریچارد اسپنسر از خودش به عنوان یک فیلسوف مخالف الگو می گیرد که برای مبارزه برای مدینه فاضله سفید به آخر می رسد. اما بعداً در فیلم او را بیکار می بینید که برای پول گدایی می کند و در زیرزمین مادر ثروتمند خود زندگی می کند. Cernovich این کارآفرین است که می گوید در حال مبارزه برای محافظه کاری است اما دومی که خوب خشک می شود و دیگر برای او مفید نیست ، او به مکمل ها و محصولات مراقبت از پوست صورت می پردازد.

لحظه ای از فیلم در یک اتومبیل سواری وجود دارد که در آن او اعتراف می کند که فردی کاملاً ناراضی است و اظهار داشت: “من کسی نیستم که خودم را خیلی دوست داشته باشم.” این مرا شوکه کرد. این یک مصاحبه دو ساعته بود که در آن او به شکل معمول مایک پاسخ داد – من شاید دو سوال پرسیدم و او در مورد اخبار جعلی و اینها غوغا می کرد – اما سرانجام تنها چیزی که برای او باقی مانده بود ترس وجودی او بود ، که به من گفت که او واقعاً نه شخصی که او طرح می کند. و سپس لورن ، که پیچیده ترین فرد در این راه است ، یک زن فوق العاده زیبا ، زیبا و جوان است که می داند چگونه یک چیز ویروسی در YouTube ایجاد کند و در 19 سالگی آن را بزرگ کند ، اما همه چیزهایی که او می داند خوب او را بدبخت کنید. تمام زن ستیزی که او در جهان به راه انداخته است ، دوباره او را گزیده و او راضی نیست. این شگفتی فیلم است و به عنوان یک مستندساز می خواهید آنچه را که در آن لحظه ها احساس کرده اید منتقل کنید.

در رابطه با نکته قبلی که در مورد چگونگی موفق به گرفتن این کنتراست شدید گفتم ، جایی که من نیز تحت تأثیر مهارت شما به عنوان یک قصه گو قرار گرفتم این بود که شما چگونه یک قوس مشابه را برای هر سه موضوع ، از چهره های تأثیرگذار گرفته تا این پایین ترین سطح واقعی ، شناسایی کردید در انتها ، روشی که شما برای مثال با التماس پول برای اسپنسر توصیف کردید. این نتیجه چقدر غیرمنتظره بود؟ آیا می دانستید این قرار است فیلم شما باشد؟

دانیل لومبروسو: این یک سوال عالی است و من شروع می کنم با گفتن یک فیلم دنبال کردن خطرناک ترین شرط بندی است که می توانید به عنوان یک فیلمساز مستند انجام دهید. من در مورد ویژگی دوم خود فکر می کنم و شما باید یک احمق باشید تا تصمیم بگیرید کاری را که من انجام داده ام انجام دهید ، یعنی شرط بندی خود را روی موضوعات قرار دهید و امیدوار باشید که جالب باشد. من هرگز نمی توانستم حدس بزنم که گاوین مک اینس ، بنیانگذار پسران مغرور ، با لورن ساوت تماس بگیرد و پیشنهاد کند یا اینکه مایک سرنوویچ احساسی را که احساس می کند ، احساس کند. من می دانستم که مایک همسر دارد اما نمی دانستم که او این زن رنگارنگ به سبک تلویزیونی واقعیت Dolce & Gabbana است که در اورنج کانتی زندگی می کند. من نمی دانستم که او مخفیانه فردی بسیار افسرده است یا قصد سقوط دارد. من نمی دانستم که این جنبش – مهم است که بگویم ایده های آن اکنون در جریان اصلی جریان است ، اما من تصوری نداشتم که این چهره ها حتی با سطح پشتیبانی خود با چنین شرایط سختی روبرو شوند.

منبع: دانیل لومبروسو

همه اینها باعث سینمای خیلی بهتری شد. من نمی توانستم چشمانم را باور کنم وقتی بسیاری از این اتفاقات می افتاد ، مانند زمانی که ریچارد برای سخنرانی خود بیرون رفت و فقط 12 نفر در آنجا بودند ، یک زن و شوهر از آنها به نظر می رسید از آنجا هستند سلسله اردک. هیچ راهی برای پیش برنامه ریزی یا پیش بینی آن موارد وجود ندارد. به همین دلیل من به فیلمسازانی که این نوع کارها را انجام می دهند احترام زیادی می گذارم زیرا شما واقعاً زندگی را به تصویر می کشید. شما در حال انجام اولین پیش نویس در تاریخ هستید ، زندگی را در زمان واقعی ثبت می کنید. پس از آن شما و ویرایشگر هستید تا آن را منسجم کند. خوشبختانه ، ما همه این ناگت ها را داشتیم و خیلی سریع ، تبدیل به یک داستان ظهور و سقوط شد. اگر به جدول زمانی فکر کنم ، دو سال از زمان ضبط اولین فریم ، بازی دو ، بازی سه ، افتادن اتفاق افتاد و من فقط باید ایمان داشته باشم که همه چیز کنار هم قرار می گیرد. من دوستان زیادی دارم که این نوع کارها را انجام داده اند ، آنها دو یا سه سال از فیلمشان می گذرد و شخصیت آنها راکد است ، با گذشت زمان تغییر کمی وجود دارد. سپس آنها یک پنکیک بد در دست شما دارند و باید بفهمند که با آن چه کار کنند. خوشبختانه با این سه موضوع وحشی و قابل اعتراض ، آنها را برای چند سال جالب نگه داشتند.

این یک نشان واقعی از توانایی شما به عنوان یک فیلمساز است که شما توانستید این صداقت را از آنها بگیرید زیرا همه آنها در مورد تصویری هستند که ارائه می دهند. آیا ساخت این فیلم فایده ای داشت که شما خودتان را در مورد ادامه فیلم بسیار متناقض بدانید زیرا آنها شخصاً برای شما آزار دهنده بودند؟ یا هر نوع اصطکاک دیگری بین شما و سوژه ها وجود دارد؟

دانیل لومبروسو: من فکر می کنم آنها بزرگتر شده اند و من را دوست دارند. من همیشه فاصله روزنامه نگاری خود را حفظ می کردم و در مورد موضع خود در مورد مسائل کاملاً واضح و روشن بودم. با سطح دسترسی من و صداقت منتقل شده ، همانطور که شما گفتید ، کاملاً واضح است که آنها به من شبیه می شوند و وقتی با دوربین من صحبت می کنند ، در واقع با من صحبت می کنند و این ” من در حال صحبت با اقیانوس اطلس در مورد این نمایشگاه در سمت راست alt. ” این بود: “من با دانیل صحبت می کنم زیرا چند هفته است که او را ندیده ام و فقط می خواهم جبران کنم.” در طول سالها من تقریباً مثل یک معتمد آنها بودم و هرگز نظرات آنها را تأیید نمی کردم اما مایل به گوش دادن هستم. در بعضی مواقع ، این کار بسیار دشوار یا حتی آسیب زا بود.

چند مشاجره فیزیکی وجود داشت که من احساس راحتی نمی کنم آنها را گسترش دهم ، اما می توانم به شما بگویم که لحظات بسیار مطلوبی وجود داشت که یکی از آنها را هرگز در ضبط نکرده ام که شخصاً بسیار ناخوشایند باشد. این یک فرآیند ضبط بسیار دشوار و حتی در بعضی مواقع خطرناک بود اما آنها چنان دوست داشتند که به نوعی از من محافظت می کردند. می دانم که عجیب به نظر می رسد اما تا زمانی که این سه نفر در اطراف بودند ، من در محیط امن بودم. آنها می گفتند ، “دانیل پسر خوبی است. من می دانم که او برای رسانه های خبری جعلی کار می کند ، اما رفتار درست با او دارد. ” فقط هر زمان که این سه نفر از کار بیفتند لمس می شد. یک مثال این است که ریچارد مرا در یک مزرعه در وسط فلوریدا مرکزی رها کرد و برای صرف شام بیرون رفت و مرا مانند 20 یا 30 جوان ناسیونالیست سفیدپوست و نئو نازی مانند هاردکورترین ها ترک کرد.

او مرا در فلوریدا مرکزی در سیاه و سفید زمین ، در یک مزرعه با این بچه ها و سگهای پارس آنها تنها گذاشت – من حتی نمی توانستم با یک Uber در آنجا تماس بگیرم. آنها واقعاً تند و زننده شدند ، کیکی فریاد زدند و سلامهای نازی ها را به سمت من پرتاب کردند. بعضی اوقات چنین اتفاقاتی می افتد. در مجموع ، این یک تجربه خوب بود. من فکر می کنم آسیب دیدگی ناشی از آن اکنون در حال پردازش آن است. من بیشتر کارها را به تنهایی انجام می دهم و معمولاً دوربین ها را اجرا می کنم ، گاهی اوقات دو دوربین ، صداهای فعال ، روشنایی را تنظیم می کنم – اتفاقات زیادی رخ می دهد که تنها چیزی که در ذهنم است این است که این موضوع را فراموش نکنم. شلیک نکن پردازش حتی بدترین ، اجازه دهید بگوییم ، یهودستیزی در لحظه بسیار شگفت آور باشد زیرا تمام تصورات من برای گرفتن آن است.

اکنون فقط زندگی من با COVID کند شده است ، من فیلم را مرور کرده و به آن فکر کرده ام. من با مادربزرگم که هنوز زنده است ، یک بازمانده از هولوکاست صحبت کرده ام و سعی کردم آن را درک کنم. فکر می کنم در آن لحظه ، بعضی مواقع می خواستم بر سر آنها فریاد بزنم اما در عوض ، سعی می کنم فرصت هایی را برای آموزش آنها انتخاب کنم ، به آنها در مورد خانواده هایم بیاموزم ، درمورد تجربه زندگی ، دوستان رنگی در جهان ، و آنچه که آنها روزانه تجربه می کنند. من مطمئن نیستم که کسی را جابجا کردم اما حداقل فرصتی که پیدا کردم حداقل تلاش کردم.

درست. من کنجکاو هستم که بدانم آیا افراد راست گرای افراطی دیگری وجود دارند که فکر می کنید دارای داستان های بالقوه جالبی هستند یا می خواهید با آنها صحبت کنید ، مانند گاوین مک اینس ، که مدت کوتاهی در فیلم شما بود یا پل جوزف واتسون ، یوتیوب؟

دانیل لومبروسو: من احتمالاً با همه افراد راست افراطی ملاقات کردم و مصاحبه کردم ، به استثنای دو نفر ، الکس جونز و پل جوزف واتسون. یک ثانیه فراموشش کردم این دو نفر سرگرم کننده هستند و تحریک کننده هستند. در یک زمان خاص ، به خصوص با یک الکس جونز ، شما باید نگران پلتفرم دادن باشید زیرا او یک بازیگر خوب است. او یک بازیگر است. همسرش از او برای حضانت فرزند شکایت کرد و او از برخی از ضبط های وی در دادگاه استفاده کرد و گفت: “چگونه این مرد می تواند پدر باشد؟” من دارم پارافزر می کنم اما او پاسخ داد: “نه ، این من نیستم ، آن شخصی است که در رادیو بازی می کنم.” او فقط دور من می رقصید. فکر نمی کنم هرگز صداقی را که از سه موضوع فیلمم بدست آوردم بدست آورم. پل جوزف واتسون ، او فقط یک تحریک کننده عصبانی است. من نمی دانم که آنجا پیچیدگی کافی وجود دارد.

منبع: دانیل لومبروسو

من فکر می کنم چیزی که من را در این سه مورد به خصوص سرنوویچ و لورن علاقه مند کرد ، پیچیدگی ، همسر ایرانی و افسردگی برای مایک ، ضد زن بودن لورن است. یک پروژه می تواند از جهات مختلف پیش برود و من باید بدانم که من چیزی برای چسبیدن به آن پیدا کرده ام و تناقضات و تنش ها را از محل کار مشاهده می کنم. برخی از چهره های دیگر ، فقط آنجا نبود که بتواند زمینه بیشتری برای مخاطب فراهم کند. او مانند لوسیان وینتریچ شخصیت جزئی فیلم است. ما در مورد او به عنوان یک شخصیت اصلی فکر کردیم ، اما او فقط یک دیپشیت است که می خواهد صداقت داشته باشد. احساس مسئولیت بیشتری نسبت به ما داشت که او را به یک شخصیت جزئی تبدیل کنیم. مثالی دیگر استیکمن است ، که نام خود را به این دلیل به دست آورده است که فقط با چوب گریه چپ گرایان را می زند. او فقط یک مرد بد است – شما نمی خواهید چیز دیگری یاد بگیرید به غیر از اینکه او عصبانی است از اینکه قدرت سفید در این کشور گرفته می شود و می خواهد مردم را کتک بزند. من افراد مختلف را اینگونه در نظر گرفتم و سرانجام فهمیدم که ارزش وقت گذاشتن من را ندارد.

آیا در مورد خط لوله راست گرایانه رادیکالیزاسیون در مقایسه با سایر اشکال امروز جهان مانند افراط گرایی اسلامی یا اوباش هندوتوا در هند نظری دارید؟

دانیل لومبروسو: من فکر می کنم ملی گرایی در سراسر جهان در حال افزایش است. این یک سوال بسیار پیچیده است که چرا ، اما من فکر می کنم پاسخ بسیار ساده این است که لیبرالیسم یک راه حل ناقص ارائه می دهد. این می گوید همه ما در جامعه با هم زندگی می کنیم ، باید به یکدیگر احترام بگذاریم. ما باید قانون داشته باشیم ، باید برابری داشته باشیم. ما باید خدمات عمومی داشته باشیم که به طور یکسان با همه مردم رفتار کند ، اما این احساس متعالی بودن را که شما بخشی از چیز بزرگتری هستید فراهم نمی کند. هیچ چیز معنوی در رابطه با شهروند خوب بودن وجود ندارد. این بخشی از وظیفه شماست.

کاری که ناسیونالیست ها ، از راستگرایان آلت راستی گرفته تا ملی گرایان هندو و بسیاری دیگر ، انجام می دهند این است که آنها این احساس را فراهم می کنند که شما بخشی از یک مبارزه بزرگتر ، یک مبارزه تاریخی هستید. این امر ، بدیهی است ، با گروههای جهادی چند دهه پیش و حتی اخیراً با داعش ، که معتقد بودند که آنها فرصتی برای بازگشت خلافت به خاورمیانه دارند ، بسیار معمول بود. ارائه خلافت جدید بسیار هیجان انگیزتر از رانندگی اتوبوس در لندن است. آنها به همان روش فراهم می کنند. از نظر تهدید قریب الوقوع ، من کاملاً اعتقاد دارم ، حداقل در زمینه آمریکایی ، که تروریسم داخلی سفیدپوست اکنون بدون شک بزرگترین تهدید است.

در داده ها مشخص است که خشونت های زیادی در دهه گذشته توسط تروریست های داخلی سفیدپوست انجام شده است. اگر حدود 9 ، 10 سال پیش برگردید ، آندرس بریویک را دارید که ده ها و ده ها نفر را در دانمارک کشت. در ایالات متحده ، شما دیلن روف ، شما پیتسبورگ ، شما ال پاسو دارید. کرایست چرچ سال دیگر. هرگز به پایان نمی رسد و همچنین یک شبکه بهم پیوسته بسیار واضح است. موضوع این نیست که دیلن روف با آندرس بریویک که با تیرانداز نیوزیلندی صحبت کرده صحبت کرده است ، بلکه همه آنها یک رسانه را مصرف می کنند ، همه آنها بخشی از یک ذهن کندو هستند.

با رسانه های اجتماعی ، شما با یک ویدیو شروع می کنید ، به یک فیلم دیگر می رسید و خیلی زود در حال تماشای ریچارد اسپنسر هستید و مانیفست های آلت راستی را می خوانید. بسیاری از گروههای رادیکال از آن سود می برند ، اما من فکر می کنم تروریسم داخلی سفید بیشترین تمایل را دارد ، زیرا در گذشته اگر شما علاقه مند به تبدیل شدن به یک ملی گرای سفید بودید ، مجبور بودید با یک سری از افراد عجیب و غریب در یک پارکینگ Walmart آشنا شوید و از چند جزوه عبور کنید. اکنون شما فقط برخی موارد را در اینترنت می خوانید و احساس می کنید که بخشی از آن هستید. من می توانم از منظر خود به شما بگویم ، چندین سال است که نهفته است ، نه تنها خشونت در حال افزایش است ، بلکه جوانان بیشتری به این عقاید کشیده می شوند ، زیرا همانطور که گفتم ، آنها احساس تعالی را ایجاد می کنند.

مهم نیست که منطقی نباشد. من فکر می کنم لیبرال ها تأکید بیش از حد بر تلاش برای غلبه بر اطلاعات غلط دارند. نکته این است که لیبرال ها باید داستان بهتری تعریف کنند. شما باید طرف مقابل را متقاعد کنید که داستان آنها اشتباه است. راهی برای مقابله با آن وجود دارد اما باید با توسل به انگیزه احساسی بهتر از این مورد انجام شود زیرا اکنون به وضوح بخشی از سیاست ما است. حتی اگر مایک ، لورن و ریچارد ممکن است در حال شگفتی باشند ، نسل جدیدی از بچه ها هستند که به این چیزها فشار می آورند ، شاید حتی کارهای موذی تر. ایبه عنوان مثال نیک فوئنتس ، حدود 22 سال دارد و رهبری اعتراضات در سرقت را متوقف می کند ، این توطئه تقلب در رای دهندگان که مانع پیروزی ترامپ شد. این بچه یک شخصیت مشهور جزئی است – او از طریق کمک های مالی زندگی می کند. بالهای بیشتری پشت بال او منتظر هستند. ما برای آینده قابل پیش بینی با این واقعیت گیر کرده ایم. این فراتر از ترامپ است – او بسیاری از آنها را مشتعل کرد اما بدون شک از او بیشتر خواهد شد.

من فکر می کنم شما یک کار شگفت انگیز در جمع آوری تمام فیلم ها به همراه اخبار ، واقعیت انجام داده اید. چه مقدار از آن متعلق به خود شما بود و چه مقدار از آن توسط عکاسان شخص ثالث ثبت شده است؟

دانیل لومبروسو: همه چیز خودمان بود به جز بایگانی. من 80٪ از فریم ها را گرفته ام ، و سپس برای چند عکس بزرگتر ، دوربین دوم خواهیم داشت. تنها ترفند پنهان فیلم این است که من در واقع در شارلوتزویل نبودم. در واقع ، من در حال ساخت یک مستند در مورد شهرک نشینان اسرائیلی بودم که یک موازی جالب است ، نوع دیگری از رادیکالیسم. من روز گذشته قبل از شارلوتزویل برگشته بودم و هنوز واقعاً این ویژگی را انجام نمی دادیم. شارلوتزویل وقتی بود که به یک ویژگی تبدیل شد. برای آن صحنه ، ما از فیلم و بایگانی اول شخص استفاده کردیم. همه موارد دیگر به جز مونتاژ فیلم اصلی است. فکر می کنم ما مجوز دو کلیپ را صادر کردیم اما در غیر این صورت ، همه این رسانه اصلی است.

آیا فیلمی وجود دارد که در کف اتاق برش باقی مانده باشد و دوست داشته باشید آن را بگنجانید ، اما فقط به دلایل خاصی متناسب نیست؟

دانیل لومبروسو: زیاد اما همه قابل درک بود. با سرنوویچ ، هشت ماه دیگر فیلمبرداری کردم. برای آخرین صحنه ، من با او به فیلمبرداری ادامه دادم و فقط وقتی شش ماه از خط خارج شدم ، فهمیدم که داستان او از قبل پایان یافته است. ما یک پایان قطعی با محوریت او برای گرفتن گرانت داشتیم. همه چیز بعد از آن نتیجه گیری را پیچیده می کند. این وظیفه شماست که به عنوان داستان نویس در عمل سه وضوح ارائه دهید. یکی از چیزهای بعد این بود که او این فیلم را ساخت که در واقع یک فیلم نبود و یک نمایش برتر برای آن داشت – این بسیار سرگرم کننده خواهد بود که ناگهان سرنوویچ یک تولید کننده فیلم است ، در حالی که این اصلاً بخشی از میراث او نیست ، بنابراین ما آن را قطع می کنیم. تصاویر زیادی وجود دارد که دوست دارم از آنها استفاده کنم. سرنوویچ یک روال زیبایی کامل را انجام داد و من این عکسهای شگفت انگیز از او را با ماسک صورت فقط در آنجا خوابیده دارم. من با اسپنسر به اسکی رفتم ، بنابراین تمام این عکسهای او از اسکی را دارم ، اما او این حرف را برای من خراب کرد وقتی که گفت: “دانیل ، حتی اگر در این فیلم وحشتناک به نظر بیایم ، حداقل مردم می دانند که من می توانم از الماس سیاه دوتایی اسکی کنم ” چیزهایی مثل آن. من حدود 300 ساعت فیلم داشتم.

منبع: دانیل لومبروسو

در بررسی خود ، نوشتم چگونه صدای سفید من را به یاد فیلم لورن گرینفیلد انداخت ملکه ورسای. من واکنش احساسی مشابهی داشتم و فکر کردم لحن و سبک فیلمبرداری نشانه هایی از کارهای او است. آیا می توانید بیشتر در مورد تأثیر او در کار خود با من صحبت کنید؟

دانیل لومبروسو: من عاشق ملکه ورسای. فیلم جدیدش را تماشا کردم ثروت نسل و من بسیاری از مجموعه عکسهای او را در طول سالها در مورد زندگی در کالیفرنیا دیده ام. فکر می کنم کاری که او خیلی خوب انجام می دهد تصرف افراط در آمریکا است. برای او ، این بیشتر در مورد ثروت و نابرابری است ، اما او در گرفتن تضاد بسیار خوب است. لحظه ای که از ذهن به ذهن خطور می کند ملکه ورسای: این فیلم ، همانطور که می دانید ، در مورد ساختن بزرگترین عمارت در ایالات متحده است و پس از آن رکود اقتصادی رخ می دهد. خانواده آنقدر الاغ خودشان هستند و به این فکر می کنند که چگونه می خواهند این عمارت را بسازند که واقعاً در مورد افراد اطرافشان فکر نمی کنند. به اعتقاد من ، این لحظه واقعاً احساسی وجود دارد که دیدگاه فیلم به خدمتکار محوری است. او شما را به محله کنیزک می برد ، که بسیار کوچک است ، و او واقعاً در رکود اقتصادی دست و پنجه نرم می کند.

این نهایت تضاد بین این عمارت غول پیکر و سپس این مناطق خصوصی است. لورن گرینفیلد در تصرف بیش از حد و فاجعه و کمدی منیت انسان بسیار ماهر است. اینکه افراد بزرگ چقدر می توانند فکر کنند و با آرزوهایشان چقدر الاغ خود را بالا می برند. به نظر من خودشیفتگی بسیار خنده دار است. میزان فقدان خودآگاهی در افراد و اینکه چگونه شما واقعاً می توانید در حباب خود زندگی کنید ، همانطور که آلت-راست انجام می دهد ، باور داشتن همه چیز درست است ، یا روش فوق العاده ثروتمندان. آنها باور می کنند که روایتشان درست است و از سوگیری تأیید رنج می برند. لورن با احترام قادر است آن روایت خارج را ارائه دهد. من فکر می کنم یک فیلمساز متفاوت می توانست یک فیلم متفاوت بسازد ، شاید یک فیلم در مورد رکود اقتصادی با سر صحبت کردن یا شاید ، “اینجا این خانواده است ، اما این فیلم بسیار حیاتی است و ما آنها را محکوم می کنیم.” در عوض ، او اجازه داد آنها به آرامی خود را نشان دهند. این اوج فیلم سازی خوب است.

شما خود را وارد فیلم نمی کنید و با مشاهده کردن ، به مردم نمی گویید که درباره این فیلم چه احساسی داشته باشند. با این حال ، من می خواهم بدانم که شما امیدوارید مخاطبان از چه چیزهایی استفاده کنند صدای سفید؟

دانیل لومبروسو: این تصمیمی کاملاً عمدی بود ، تصمیمی که بعضاً مورد انتقاد قرار گرفته ایم ، اما تصمیمی که می دانستم انتقادی از روز اول است. من می دانستم که روش ما بحث برانگیز است ، اما نه من و نه تیم من را منصرف کرد. دلیل این امر این است که هدف فیلم آگاهی بخشی و بیان دقیق مشکل چقدر است. منظور من این نیست که یک فاضله فاشیستی قریب الوقوع وجود دارد – من از این نوع دست لیبرال متنفرم. موضوع این نیست که دولتهای ما توسط فاشیستها در دست گرفته می شوند ، اگرچه این بخشی از آن است ، فقط برای نشان دادن این است که این ایده ها چقدر گسترده هستند ، چقدر کشش دارند ، نه فقط در آلاباما یا جنوب. شاید برای شما این شمال در انگلستان ، در مکانهای طبقه کارگر باشد ، اما در مناطق غنی ، لیبرال و تحصیل کرده خصوصی نیز وجود دارد.

افراد فیلم بسیار تحصیل کرده و در محافل مجاور زندگی می کنند که من در شهر نیویورک انجام می دهم. می بینم که در خیابان قدم می زنند. شخصیت های دیگری که با آنها مصاحبه کرده ام ، آنها را در بروکلین یا در قسمت بالایی منهتن دیده ام. این یک مشکل دوردست نیست ، این مشکلی است که از خیابان شما دور است ، همسایگان شما هستند. این مردم اطراف شما هستند و دنیای ما را شکل می دهند. من فکر می کنم بهترین راه برای پرداختن به این مسئله نشان دادن آن و تاباندن چراغ است و من به بی سابقه ای دسترسی پیدا کردم تا چیزی برای جهان خلق کنم و در اطراف آن جرقه گفتگو بزنم.

من یک گفتگوی بسیار جالب با یک استاد مددکاری اجتماعی کالج بوستون داشتم که هندی آمریکایی است. او می گفت که می خواهد به عنوان یک استاد رنگ ، نه فقط نژادپرستی نهادی و نژادپرستی ساختاری ، که همان چیزی است که اکنون درباره آن زیاد صحبت می کنیم ، بلکه آنچه را که او به عنوان یک مرد قهوه ای در زندگی روزمره خود تجربه می کند ، به دانشجویان خود منتقل کند. وی گفت چگونه می خواست نژادپرستی برهنه آمریکا ، کشورهای غربی را نشان دهد. هنوز اکران قفل نشده است اما به همین دلیل او علاقه مند به برنامه ریزی این فیلم است زیرا فیلم آنچه را که وی گفته است ضبط می کند – “نژادپرستی برهنه” ایالات متحده ، و همچنین می توانید در مورد اروپا نیز بگویید.

من نمی توانستم به شما بگویم که پول خود را کجا اهدا کنید ، نمی توانم به شما بگویم که راه حل مشکل رسانه های اجتماعی با رادیکال شدن چیست. آنچه می توانم به شما بگویم این است که این ایده ها وجود دارند ، در حال رشد هستند و جوانان زیادی درگیر آنها هستند و ما باید آن مکالمه را داشته باشیم ، باید از آن آگاهی داشته باشیم. به ویژه لیبرال ها و ترقی خواهان باید نزدیک بودن آن را حساب کنند که چیزی در اطراف آنهاست و آنها بالاتر از آن نیستند. یک احتمال بسیار خوب وجود دارد که کسی آنها را بشناسد ، شاید حتی در خانواده های بزرگ خود ، که این الگوهای رفتاری را تماشا می کند و این فیلم ها را مصرف می کند و به این موارد اعتقاد دارد.

من می دانم که فیلم شما هنوز در مدار جشنواره پخش می شود. جالب ترین پاسخی که تاکنون خوانده اید یا دریافت کرده اید چه بوده است؟

دانیل لومبروسو: خوب ، مورد شما بسیار جالب است [laughs]. من فکر می کنم ایده کنتراست چیزی است که من در مورد آن بسیار فکر می کنم ، حتی تا لنز ، از لنزهای گسترده به یک تله فوتو [laughs]. به طور کلی ، من فکر می کنم بسیاری از منتقدان بیشتر پاسخ خوبی داده اند. تنها کسانی که چنین نکرده اند به دلایل سیاسی مانند عدم ارائه بستر به سوژه ها هستند. کسانی که واقعاً آن را تماشا کرده اند و آن را جدی گرفته اند ، که اکثریت قریب به اتفاق آنها هستند ، چنین دیدگاه های جالبی داشته اند. کریس بارسانتی در The Playlist اولین نقد عالی بود. او ، به روش درست ، مضامین اصلی فیلم را که به گونه ای ظریف طراحی شده است ، بو کرد که اینها گریبان هستند ، اینها فرصت طلب هستند و این فیلم زیرساخت های این گریبان گیری را نشان می دهد.

White Noise (2020) – منبع: Daniel Lombroso / The Atlantic

در یک جهان جایگزین ، اگر این برای The Atlantic ساخته نمی شد ، من احتمالاً آن را صدا می زدم گریفتر آمریکایی. این همان چیزی است که فیلم است. اوون گلیبرمن ، منتقد بزرگ Variety ، نقدی عالی نوشت. او در مورد تناقضات هر یک از شخصیت ها صحبت می کند ، که برای من بسیار کلیدی است. من فکر می کنم ، به عنوان یک فیلمساز ، منتقدان چیزهای زیادی در بشقاب خود دارند ، آنها فیلم های زیادی را تماشا می کنند ، و هنگامی که شما یک نفر را پیدا می کنید که می توانید بگویید واقعاً تماشا کرده و فهمیده است که نیت شما مانند آن دو چه بوده است ، این فقط معنی زیادی دارد . آلیسا ویلکینسون در Vox نقد بسیار خوبی کرد و فیلم را عالی خواند. من فکر می کنم او تا حدودی از یک مذهب مذهبی است و همه شخصیت ها را درک می کند ، به خصوص لورن.

او کمدی پیشین انسان را درک کرد و من فکر می کنم بسیاری از مردم می ترسند که تصدیق کنند که فیلم خنده دار است در بعضی مواقع به دلیل تاریکی بسیار زیاد ، و به این دلیل که مردم نمی خواهند به نظر می رسند که هر چیزی را تأیید می کنند. او درباره این موضوع ، اینکه چگونه فیلم به این روش عجیب و غریب خنده دار است صحبت کرد و فهمید که این فیلم ساختارشکنی است. بسیاری از بررسی های عالی انجام شده است ، و پرسش و پاسخ همانطور که حدس می زنید بسیار انفجاری و روحیه بوده است. مناین یک موضوع بحث برانگیز و یک رویکرد بحث برانگیز است. من دلم گرفته است که می بینم اکثریت قریب به اتفاق مردم آن را از طریق آنچه قرار بوده تماشا کرده باشند ، بنابراین من از این بابت احساس خوبی دارم.

خوشحالم که این تجربه شما بوده است وقتی اشاره کردید که چگونه اقلیتی از منتقدان از فیلم به دلایل سیاسی انتقاد کرده اند ، از جمله گفته اند که نباید به این افراد بستر بدهیم ، این همیشه برای من درگیری است زیرا فکر می کنم این داستان باید در راهی که شما آن را انجام دادید این به من یادآوری می کند که چگونه اخیراً یک مستند از خواننده رپ نیویورکی ، 6ix9ine وجود دارد که به Hulu رفت. I don’t know if you know of this documentary.

Daniel Lombroso: No, I don’t.

You know of him, right?

Daniel Lombroso: I don’t, actually. Who is he? He’s probably really famous, and now I feel like out of touch [laughs].

His name is Daniel Hernandez and he goes by Tekashi69. He has a very controversial story. He was just in jail for two years for gang-related crimes. Before that, he was found guilty of using a child in a sexual performance for a music video. This filmmaker, Vikram Gandhi, wanted to make a documentary chronicling his meteoric rise and fall, going from Danny the deli clerk to 6ix9ine, charting on the Billboard every other week, to convicted criminal. When I went on the film website Letterboxd to read user responses, the top one essentially tells you to ignore the film, stating that he should be in jail again, not getting a documentary. I don’t agree with that because films about bad people can be cautionary tales for us at the very least. It doesn’t have to be that just because a person is on camera, they’ve got a platform. It depends entirely on how that platform is used and the story that’s being told.

Daniel Lombroso: Very well said. If we were to make them out to be rock stars and we made an alt-right propaganda film, I would understand the critique, but no one is coming out of this film and saying, “I want to be these people.” They don’t look good. چاپلوسانه نیست. It’s a depiction of how hungry they are for attention and how narcissistic and diluted they are. It’s been a reckoning. For a lot of people, it’s been eye-opening and even conservatives I’ve watched with – my dad is pretty conservative-leaning – have watched it and come out of it thinking, these people have infiltrated my movement, the conservative movement, the Republican Party, and I want nothing to do with them.

It’s important to have those conversations and to tackle these things to be clear-eyed. Here’s a more personal way I could put it: when you spend four years of work on something and someone dismissively writes it off without clearly engaging with it, it can be difficult. There are some reviews that challenge some parts of the film and criticize them, but they’re thoughtful, the critic watched it. One example is Eric Kohn and IndieWire, who wrote a mixed-positive review, but it’s a great review. He put the time in, he watched it, he thought about it. As a filmmaker, I can live with that. But I do think there are attempts to dismiss certain types of projects about certain types of people and I don’t think that’s good for the public conversation.

There’s been quite a lot of work around the alt-right and throughout these four years, such as Alison Klayman’s brilliant documentary, The Brink, about Steve Bannon. Do you have any particular resources, whether it’s writing or films or documentaries that you would recommend to people if they wanted to look more into this subject?

Daniel Lombroso: I wrote a story on Lauren Southern that goes beyond the film, and I think is an illuminating chapter on her current life, particularly about how much misogyny is attached to racism. That article goes beyond the film about the sexual harassment she faced and some of her reckonings. There are a lot of great books – Andrew Marantz at The New Yorker wrote, in my opinion, the best catch-all book on the movement called Antisocial. I highly recommend that. Seyward Darby wrote a great book about women of the far right, and what motivates them, called Sisters in Hate. I’m reading a great one now called White Too Long by Robert Jones. It’s about the legacy of white supremacy in American Christianity. He does a great job of showing that evangelical movements in the United States had their roots in being pro-confederacy and upholding slavery and that many of the evangelical groups we know of now who supported Trump have their roots in white supremacy and in the preservation of slavery.

source: Daniel Lombroso

Could you tell us about anything else you’re working on or want to work on?

Daniel Lombroso: It’s a horrible time to be a filmmaker, honestly [laughs]. I finished my first film and I thought with all the great press, the world would open up, but it’s been difficult. The Atlantic dissolved its video department, so I’m unemployed at the moment. It’s an opportunity for me to start freelancing. I’m working on smaller things like photo essays and written stories. I’m thinking about my next feature documentary, and I have a lot of different ideas, none of which I feel comfortable pitching out to you. The hope is to have a sustainable career as a freelancer. It’s hard in this environment with little money flowing around due to COVID, but I’m finding a balance and then hopefully starting my second feature soon. I don’t think it’s going to be on this topic but these are themes that I think about a lot: ethnicity, citizenship, what it means to belong in a diverse world. I grew up in a pretty traditional, not a religious, but a traditional Jewish home. My identity and my heritage is really stressed to me and it’s a very complicated legacy.

There are all different interesting things that I’m always thinking about, what does it mean to be Jewish in America? What does it mean to be the grandson of Holocaust survivors? I think those sorts of questions are questions that a lot of communities grapple with, what does it mean to assimilate into a dominant society and then to come somewhere new where you’re expected to live a different way? Those are questions I think about a lot and even though I won’t be covering white nationalism, I think there are other ways to get at those questions.

Whether it’s about religion, or about cults, or even just about different immigrant stories, I think those are the types of things that I’m really drawn to and will continue to unpack. Then the last thing I’ll add is I’ve had a lot of time to write. In the long-term, my dream would be to do narrative features as well. I’ve completed a couple of scripts, one I could tell you is about a Russian spy, who I’ve developed a pen-pal relationship with. He’s living in solitary confinement, and he’s been opening up to me about his life. I’m trying to adapt his story into a feature film.

Film Inquiry thanks Daniel Lombroso for taking the time to speak with us!

White Noise is digitally available in the US, click here for more details. News of a UK release is yet to come.


Watch White Noise

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!