جشنواره بین المللی فیلم یهود 2021: مصاحبه با روتی پریبار ، کارگردان و نویسنده آسیا

یکی از مهمترین نکات مهم برنامه امسال جشنواره بین المللی فیلم یهود – که قرار است از 17 فوریه تا 24 مارس در سینماهای استرالیا به نمایش در آید – روتی پریباراولین ویژگی دلخراش آن است آسیا، حضور او در جشنواره در انتهای یک دوره حساس و تجاری موفق در سال 2020 اتفاق می افتد ، که فیلم را در طول اولین نمایش آنلاین خود در جشنواره مجازی فیلم Tribeca سال گذشته 3 جایزه به دست آورد و پس از آن 12 نامزد در Ophir برگزار شد جوایز (جوایز اسکار اسرائیل) و انتخاب به عنوان اسرائیل برای بهترین فیلم بلند بین المللی در مراسم اسکار امسال (جایی که متاسفانه در میان 15 فیلم برتر قرار نگرفت).

آسیا، وقایع نگارشی م effectiveثر و از نظر احساسی مادری جوان مجرد (آلنا ییو) با سلامتی دختر نوجوان ویکا (شیرا هاس) ، کلیشه های مودلین و ملودرام داخلی را به نفع لحظات فروتن و شیرین که از اوج آنها مشخصات ناامیدکننده مادری است و عمق احساس آن را با نبوغ بصری خود جور می کند ، دور می زند. پیش از ظهور JIFF فیلم ، Film Inquiry خوشحال شد که با نویسنده و کارگردان آسیا صحبت کند روتی پریبار، همانطور که در مورد ریشه های اولین ویژگی او ، اهمیت موسیقی متن و توسعه زبان بصری فیلم صحبت کردیم.

الکس لاینز برای تحقیق در مورد فیلم: من خواندم که شما حدود 7 سال وقت صرف ساخت و ساز کردید آسیا، داستان و شخصیت ها در طول این مدت چگونه تغییر و تحول یافته اند؟

روتی پریبار: باید بگویم ، کاملاً تغییر کرد. من از همان ابتدا می دانستم که می خواهم داستانی درباره یک مادر و دختر تعریف کنم و می دانستم که دختر قرار است نوجوان شود ، اما وقتی صحبت از مادر شد ، من کاملاً مطمئن نبودم. در آغاز ، او را مانند یک مادر بالغ دیدم و مدتی طول کشید تا فهمیدم آنچه را که من می گویم ، داستانی که می خواستم بگویم در مورد زنی است که مادر بودن خود را پیدا می کند.

وقتی فهمیدم که او باید خیلی کوچکتر باشد ، اختلاف سنی بین آنها باید کوچکتر باشد و آنها خیلی بیشتر شبیه خواهرها هستند تا مادر و دختر برای اینکه آنها تا آخر ماه به هم نزدیک شوند. فیلم ، واقعاً روشی را که من از شخصیت آسیا درک کردم تغییر داد.

من می خواستم یک موضوع موضوعی را که بین این فیلم و دو شورت قبلی شما متوجه شده ام ، بررسی کنم ، مراقب و آخرین تماس ها، زیرا هر یک نمایانگر فقدان و اندوه در مراحل مختلف زمانی هستند. آسیا در انتظار آن است ، مراقب در حال تحقق است ، و آخرین تماس ها آیا بازتاب مالیخولیایی در مورد آن است ، آیا احساس می کنید که این تکرار موضوعی در رویکرد شما وجدان است و اگر چنین است ، چگونه احساس می کنید این احساس را از نظر سینمایی بیان می کنید؟

روتی پریبار: بله ، این قطعاً چیزی است که من دائماً در فکر کار کردن در خودم و راهی هستم که می بینم خودم را از افرادی که دوستشان دارم جدا می کنم ، چیزی که همه ما باید در یک مرحله یا زندگی دیگر با آن کنار بیاییم. این یک اتفاق تکراری است و از روشی است که من در زندگی تجربه می کنم. من فکر می کنم در آسیا، این بازتابی از نحوه دوست داشتن من با افراد نزدیک من است ، ارتباطی که می توانم با مردم داشته باشم.

من فکر می کنم که با آسیا و ویکا ، آنها به این پیوند نهایی و این عمل نهایی عشق رسیده اند ، که تعداد کمی از افراد به زندگی خود می رسند تا جایی که آنها کاملا در زندگی خود حضور داشته و در زندگی فرد دیگری حضور داشته باشند. ما وقت زیادی را با افرادی که دوستشان داریم سپری می کنیم و واقعاً هرگز فرصتی پیدا نمی کنیم تا به آنها بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم و چقدر به آنها احتیاج داریم.

جشنواره بین المللی فیلم یهود 2021: مصاحبه با روتی پریبار ، کارگردان و نویسنده آسیا
منبع: Menemsha Films

که در آسیا من می خواستم هم مادر و هم دختر درک کنند که حضور یکدیگر در زندگی خود تا چه اندازه مهم است و نه بعد از آن. با فیلم های کوتاه قبلی من ، کمی متفاوت است ، قطعاً در آخرین تماس ها، این تأمل در گذشته است ، در مورد چگونگی شخصیت اصلی نتوانسته است از خواهرش خداحافظی کند ، این به نوعی فرصت او برای خداحافظی از او یا شناختن خواهرش از دیدگاه دیگری است. با مراقب، این فیلمی است که به مرگ می پردازد ، اما نه به عنوان نقطه نظر اصلی آن. این بیشتر درمورد پرسیدن “چگونه می خواهیم زندگی کنیم؟”

آنچه که من در فیلم هایم و شیوه نوشتنم به آن پی برده ام این است که چگونه می خواهم بیشتر زندگی کنم تا اینکه چگونه می خواهم با آنچه گذشت ، با آنچه رفته و هرگز نمی توانم کنار بیایم ، هرگز برنخواهم گشت. من فکر می کنم این جایی است که من می روم و امیدوارم با فیلم بعدی ام ، آن مسیر را دنبال کنم و آن را تعمیق دهم و زندگی را برای من یا شخصیت هایی که می نویسم بهتر درک کنم.

چه احساسی دارید که سابقه تدوین شما به شکل گیری رویکرد کارگردانی شما کمک می کند؟

روتی پریبار: به نظر نمی رسد که زمینه ای برای ویرایش باشد – این بخشی از کسانی است که الان هم هستم. من یک ویراستار هستم و همچنین یک کارگردان هستم. نوع نگاه من به نوشتن بسیار شبیه به نوع ویرایش است ، فقط مطالب متفاوت هستند. مطالب ، نوشته ها ، آنها معمولاً از زندگی ناشی می شوند ، یا از افرادی که شما ملاقات می کنید ، از داستانهایی که می شنوید. وقتی نوبت به ویرایش می رسد ، موادی که به دست می آورید ، مطالب از طریق چشم شخص دیگری ، از طریق افکار کارگردان است. این به طرز عجیبی بسیار شبیه است ، البته تفاوت هایی نیز وجود دارد ، اما من فکر می کنم ویراستار بودن به نوشتن کمک می کند زیرا شما وقت زیادی را صرف تلاش برای روایت داستان شخص دیگری می کنید و از این طریق شما را به یک داستان سرای بهتر تبدیل می کند. وقتی داستان نویس بهتری باشید ، نوشتن آن آسان تر می شود.

بسیار شبیه و در عین حال بسیار متفاوت است ، که عجیب است ، زیرا هنگام نوشتن شانس کمتری برای آزمایش دارم تا وقتی که ویرایش می کنم زیرا هنگام ویرایش ، دیوارهای کمتری دارند که من را متوقف می کنند. من می توانم کارهایی را امتحان کنم ، و از این کار نمی ترسم ، در حالی که در نوشتن ، گاهی اوقات از شخصی که هستم یا از نوع دیدن چیزها دریغ می کنم. من می ترسم چیزی بنویسم که من واقعاً از آن اطلاع ندارم ، اما با ویرایش ، شما اینقدر آزادی دارید. بعضی اوقات فکر می کنم اگر می توانم هنگام ویرایش به اندازه خودم آزاد باشم ، در حالی که مشغول نوشتن هستم ، واقعاً تفاوت بزرگی ایجاد می کند ، من روزی به آنجا خواهم رسید.

آیا می توانید نحوه توسعه زبان بصری فیلم با دانیلا نوویتز را توصیف کنید؟

روتی پریبار: خوب ، من و دانیلا در حین کار با یکدیگر آشنا شدیم مراقب. ما از طریق دوستان مشترک با هم آشنا شدیم و واقعاً خیلی زود آن را موفق کردیم. بلافاصله وقتی با هم آشنا شدیم ، فهمیدیم که کار با هم عالی خواهد بود و معلوم شد که چنین بوده است ، بنابراین ما واقعاً همان ارجاعات ، همان فیلم ها ، همان هنر را دوست داریم. از این نظر مشترکات زیادی داریم و نحوه کار ما این است که فیلمنامه را با هم می خوانیم – این اصلی ترین کاری است که انجام می دهیم – بنابراین شما فیلمنامه را با هم می خوانید و در هر صحنه متوقف می شویم ، و در مورد آن صحبت می کنیم. ما درمورد آنچه مهم است ، درباره آنچه که فکر می کنیم مرکز آن است ، مضمون صحنه چیست ، و مواردی که ممکن است در فیلم حذف شود وجود دارد زیرا همه چیز این دانه حقیقت را در خود دارد.

جشنواره بین المللی فیلم یهود 2021: مصاحبه با روتی پریبار ، کارگردان و نویسنده آسیا
منبع: Menemsha Films

و اگر نشد ، به هر حال ارزش فیلمبرداری ندارد. اما وقتی آن دانه را پیدا کردید ، می دانید که چگونه می خواهید آن را شلیک کنید. آنچه شما باید پیدا کنید این بذر است و شما باید واقعاً مهمترین چیزی را که می خواهید در صحنه انجام دهید ، بررسی کنید. این همان کاری است که ما انجام دادیم و این کار را ساعت ها انجام دادیم ، فقط نشسته و در مورد صحنه ها صحبت می کردیم. چیزی که با هم فهمیدیم این است که این یک فیلم است ، باز هم نه در مورد مرگ ، بلکه در مورد زندگی و نه در مورد زشتی ، بلکه در مورد زیبایی. این دو شخصیت ، آنها زندگی دشواری دارند و شرایط آنها آسان نیست ، بنابراین آنچه که ما سعی می کنیم انجام دهیم این نیست که زیبایی را زیبا کنیم ، اما زیبایی را در آن می یابیم.

ما سعی نکردیم آن را غیرواقع بینانه جلوه دهیم ، بلکه زیبایی را در زشتی زندگی که همیشه وجود دارد ، مشاهده کنیم. مثل این است که وقتی می بینید در پیاده رو ترک خورده و یک گیاه از آن رشد می کند و مثل این است که وای ، این زیبا و بسیار ارگانیک است. این زندگی است که از شکاف بیرون می آید و این همان چیزی است که ما سعی کرده ایم در فیلم ، در هر صحنه انجام دهیم.

این فیلم بوسیله موسیقی بوجود آمده است ، موسیقی مهمانی در آغاز ، شعرهای ناراحت کننده در پایان ، نقش موسیقی درون فیلم چقدر برای شما قابل توجه بود؟

روتی پریبار: در مورد موسیقی صحبت های زیادی وجود دارد زیرا بسیاری از موسیقی از درون صحنه ها ناشی می شود. نمره زیادی برای فیلم نوشته نشده است ، اما صحنه های زیادی وجود دارد که از همان ابتدا با در نظر گرفتن موسیقی نوشته شده اند ، مانند آهنگ هایی که آسیا برای دخترش می خواند ، مانند لالایی که برای او می خواند . درباره زندگی که از بیرون در زندگی آنها وجود دارد و اینکه چگونه با پیشرفت فیلم ، آنها به داخل می روند ، وارد خانه خود می شوند و ما به سختی ویکا یا آسیا را در خارج می بینیم ، فکر زیادی وجود دارد.

آسیا در بیمارستان است ، اما آنها واقعاً در خانه خود هستند. در مورد موسیقی نیز همین طور است ، همانطور که در ابتدا ، شما موسیقی زیادی را از منابع خارجی می شنوید اما با پیشرفت فیلم ، موسیقی احساسی بیشتری از درون شخصیت ها ناشی می شود و نه از محیط اطراف آنها یا خانه آنها یا آنچه که هستند در حال انجام. این فقط موسیقی نیست ، بلکه طراحی صدا نیز هست که چگونه همه چیز بسیار بسیار کوچک و ریز می شود. باز هم ، اگر آن را با آغاز مقایسه کنید ، جایی که صداهای زیادی از این محیط می آید. این فقط نحوه پیشرفت فیلم است و برای زبان بصری نیز همین است. همه چیز به این می رسد که این دو شخصیت در خانه خود بمانند.

در طی یکی دو سال گذشته ، آسیا در جشنواره ها و جوایز خود موفقیت چشمگیری داشته است ، پیمایش در قلمرو جدید و خارجی جشنواره های آنلاین فیلم چگونه بود؟

روتی پریبار: من هرگز نمی توانستم چنین چیزی را پیش بینی کنم ، زیرا هیچ کس نمی توانست ، و صنعت فیلم در یک سال گذشته چنین تغییر عظیمی را تجربه کرده است. وقتی به فیلم و چگونگی پذیرش آن فکر کردم ، امیدوارم که جشنواره خوبی داشته باشیم و شروع خوبی داشته باشیم و سپس به مکان هایی بروم و با مردم ملاقات کنم و در مورد فیلم گفتگو کنم. اتفاقی که در عوض افتاد این بود که من در خانه با دو فرزند بسیار کوچکم در خانه ماندم و در طی آن ، مکالمه های زیادی مانند این گفتگو داشته ام و با افرادی که فیلم را تماشا می کنند یا فقط با هماهنگ کنندگان جشنواره یا هر چیز دیگری. با فیلم های کوتاه ، شما به یک جشنواره می روید ، با مردم ملاقات می کنید ، صحبت می کنید ، احساسات مردم درباره کار شما را می فهمید – من حتی در مورد نشستن در سینما و گوش دادن به واکنش مردم به فیلم

نمی دانم آیا در بعضی از نقاط مردم در برخی کشورها می خندند یا گریه می کنند. من نظری ندارم و این چیزی است که به وضوح برای من اولین بار است و امیدوارم آخرین بار باشد. امیدوارم فیلم را چنین تجربه نکنم زیرا واقعاً آن را از دست داده ام. من واقعاً می خواهم ببینم که چگونه فیلم مردم روی یک صفحه نمایش بزرگ مردم را لمس می کنند ، زیرا من بسیار خوشحالم که مردم با این فیلم درگیر هستند ، حتی روی لپ تاپ های کوچک آنها است ، اما با فکر کردن در مورد صفحه نمایش بزرگ و طراحی صدا فیلمبرداری شده است برای یک سالن سینما ساخته شده است. به نوعی مردم فیلم را آنگونه که قرار بود تجربه کنند تجربه نکرده اند ، اما خوشحالم که این فیلم بیرون رفته و نقدهای خوبی دریافت کرده و مردم آن را دوست دارند.

بقیه سال 2021 چگونه به دنبال شما می گردیم؟

روتی پریبار: من دارم روی یک پروژه جدید کار می کنم یک فیلم سینمایی دیگر نیز وجود دارد که قبلاً نوشته شده است و ما اکنون به دنبال بودجه آن هستیم که قرار است در اسرائیل فیلمبرداری شود. پروژه دیگری نیز وجود دارد که ما در حال کار بر روی آن هستیم و قرار است در ایالات متحده فیلمبرداری شود. چیزهای زیادی وجود دارد ، اما می دانید همه چیز باز است زیرا در مورد آنچه قرار است اتفاق بیفتد ، عدم وضوح زیاد وجود دارد. خوبی این است که من این جشنواره عظیم جشنواره را نداشتم ، جایی که از جشنواره ای به جشنواره دیگر به جشنواره می رفتم ، و در مورد فیلم صحبت می کردم. حسن آن این است که من وقت دارم تا روی یک پروژه جدید و فیلم های جدیدم و آنچه که قرار است بعد انجام دهم تمرکز کنم. و امیدوارم به زودی در سینماها اکران شود.

استعلام فیلم از روتی پریبار که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد تشکر می کند.

جشنواره بین المللی فیلم یهود از 17 فوریه تا 24 مارس 2021 در سینماهای منتخب استرالیا نمایش داده می شود ، اطلاعات بیشتر در مورد برنامه کامل و زمان جلسه را می توان در اینجا یافت.

https://www.youtube.com/watch؟v=gpffuTIUNjY


آسیا را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با ویکتور نونز ، مدیر Sundance Classic RUBY IN PARADISE

قیمت فعلی درخواست شده برای یاقوت در بهشت DVD در آمازون بیش از 1000 دلار است. کارگردان آن ، فیلمساز فلوریدیان ویکتور نونز، سه نسخه در قفسه خود نشسته است – سه برابر بیشتر از اینترنت ممکن است باعث شود شما حتی به وجود خود باور داشته باشید.

علیرغم تقدیر از آن (بررسی درخشان راجر ایبرت و برنده شدن جایزه بزرگ هیئت داوران در جشنواره فیلم ساندنس 1993) و شناخته شدن به عنوان محصولی که آغاز شد اشلی جادشغل حرفه ای ، هیچ چیز واقعاً به وجود نیامده است یاقوت در بهشت. مدتی نشست ، در YouTube به سه قسمت تقسیم شد و زمانی بود که DVD در کانادا به هم زد. اما در اکثر موارد ، این فیلم برای تمام قرن 21 از رادار دور مانده است.

اکنون از نوارهای اصلی یک چهار اینچی با صدای فراگیر 7.1 ترمیم شده است یاقوت در بهشت از طریق توزیع لرزش بازگشت بزرگی داشته است. این در سینماهای آنلاین موجود است ، اما همچنین برای اجاره و دارایی دیجیتال نیز در دسترس است ، این قابل دسترسی ترین سنگ قیمتی ساندنس در دهه های گذشته است. بازیگر جود این فیلم به عنوان یک زن جوان از تنسی که برای شروع تازه آن را به فلوریدا می فرستد ، گواهی قدرتمند برای روحیه در دنیای دنیاست و پیروزی هایی که ممکن است کوچک به نظر برسند ، اما در واقع بسیار عظیم هستند.

تحقیق فیلم اخیراً با نویسنده-کارگردان صحبت کرده است ویکتور نونز درباره فیلم گمشده اش. وی در مورد علاقه خود به تولیدات فلوریدا ، اهدافش در ساخت شخصیت و حتی یک پروژه جدید که در حال کار است – اولین بار در 12 سال گذشته – صحبت کرد.

این مصاحبه برای شفافیت ویرایش شده است.

لوک پارکر برای استعلام فیلم: اولین سوال من احتمالاً واضح ترین س toال است. تقریباً 30 سال بعد ، آنچه باعث می شود یاقوت ارزش تجدید نظر دارد؟ چرا با مخاطبان مدرن ارتباط برقرار می کند؟

ویکتور نونز: این س goodال خوبی است و بدیهی است که اگر این را می دانستم ، می توانم پول جمع کنم زیرا می دانم مخاطب دقیقاً چه می خواهد. من به طور کلی در این مورد بسیار فکر کرده ام ، چرا ما داستان های قدیمی را دوست داریم و چرا که چیزهای گذشته را دوست داریم. ممکن است در تشخیص اینکه چیزهایی که احساس می کنیم مختص زمان حال نیست ، کمی آرامش ایجاد شود. می دانید ، من فیلم یاد می دهم – برای افراد 19 ، 20 ساله – و این گرایش در بین آنها وجود دارد که معتقدند آنها اولین کسانی هستند که روی زمین احساس اضطراب ، درد و دلشکستگی می کنند.

روبی ، تقریباً 30 سال پیش ، در حال گذراندن چیزی بود که قابل تشخیص است و از آن طرف بیرون آمد. همه ما مجبور نیستیم که در یک خندق قرار بگیریم. ما می توانیم ریسک کنیم. ما میتوانیم اشتباه کردن، و بسیار خوب ، زیرا این بخشی از زندگی است.

آن داستان در آن زمان ارزشمند بود. از نظر “چرا اکنون” ، به جای پنج سال پیش یا پنج سال دیگر ، بسیاری از آنها فقط یک شانس است. اولین کسی که در Quiver با او صحبت کردیم ، اولین Sundance او تاکنون Sundance بود یاقوت در بهشت آنجا بود. بنابراین شما نسل قدیمی تر و این واقعیت است که این یک داستان در مورد یک فرد جوان است. اما بخشی از آن این است که خدایان فیلم گفتند وقت آن است.

یاقوت در بهشت بازگشت شما بعد از نه سال دوری از صندلی مدیر با قرار دادن خود در آن وقفه ، این داستان از کجا آمده است؟

ویکتور نونز: [previous] فیلم بود فلاش سبز، و این برای مردم یک معما بود. به کن رفت. به ساندنس رفت. اما اتصال پیدا نکرد.

مصاحبه با ویکتور نونز ، مدیر Sundance Classic RUBY IN PARADISE
منبع: توزیع لرزش

با دیدن آن اکنون – 10-15 سال پیش بازسازی شده است – بسیار شگفت آور است که چقدر پیشگام است جان دی مک دونالد درباره چشم انداز آمریکا بود. اما من آن فیلم را ساختم ، و هنگامی که شما فیلمی می سازید که در ساندنس استقبال خوبی نکرده و در وسط هیچ جا قرار دارید ، من آنچه را “ده سال در بیابان” نامیدم را داشتم. جان دی مک دونالد این شخصیت را تراویس مک گی داشت ، که یک کارآگاه بود و او گفت که همانطور که ادامه می داد بازنشستگی خود را گرفت.

اوج مثبت من این بود که مقداری از دوران بازنشستگی خود را می گرفتم ، به همین دلیل امروز هم به طور جزئی کار می کنم. اما طرف دیگر آن این بود که من یک جهنم زیاد مطالعه کردم و همسرم در حال خواندن ادبیات فمینیستی بود ، بنابراین چیزهای زیادی در هوا وجود داشت. ما به این بحث ها و این مسائل در یک سطح عمیق ، انسانی علاقه مند بودیم ، نه سطح جنسیت خاص.

پیدایش بیشتر داستان های من از یک تصویر ناشی می شود. و یاقوت آیا من در دوران کودکی به شهر پاناما رفت و برگشت می کردم ، برای یک کک یا حوله به مغازه ای می رفتم – و این یک مهمانی بود ، این آزادی بود – اما یک نفر در آنجا کار می کرد به هر دلیلی ، به من فهماند که کسی در این مکان کار می کند که قرار است در مورد فرار باشد. بنابراین این همیشه یک ایده بود و تازه شروع به رشد کرد. من “رابرت در بهشت” را در نظر گرفتم ، اما این داستان به معنای روبی ارتباط برقرار نکرد.

اما این فیلم در زمانی نوشته شده بود که هیچ دلیلی برای من وجود نداشت که فکر کنم هرگز دوباره فیلم ساخته ام. من فیلمنامه را به مردم رساندم و آنها گفتند هیچ کس علاقه مند به فیلمی درباره یک کارمند فروشگاه نیست. یک دوست، جیم استارک، تهیه کننده فیلم مستقل ، با من تماس گرفت – در واقع ، من دقیقاً روی این صندلی نشسته بودم – و از من پرسید که چه کار می کنم؟ او درباره آنچه برای من اتفاق افتاده کنجکاو بود. من به او گفتم که این فیلمنامه را دارم و او به من گفت ، “خوب ویکتور ، تنها کاری که می توانی انجام دهی این است که بدون هیچ هزینه ای فیلم بسازی. و شما باید این کار را انجام دهید! “

من هم همین کار را کردم.

می دانید اگر ارزان باشد به شما اجازه می دهد در هر فیلم فیلم بسازید چه خطراتی دارد؟ [laughs]

ویکتور نونز: در حقیقت ، این به نظر سوال احمقانه ای می رسد ، اما درست است که هرچه پول کمتری خرج کنید ، افراد کمتری را مجبور خواهید کرد که آنها را راضی کنید. من درباره همه فیلم هایم می گویم که آنها برای همه مناسب نیستند. اما برای کسانی که به هم متصل می شوند ، آنها از دیدن آن خوشحال هستند.

دلیل رفتن روبی به فلوریدا این است که تنها تعطیلات او است که می تواند به خاطر بسپارد. تو آنجا بزرگ شدی تقریباً همه فیلم های شما در آنجا تنظیم شده است. چه چیزی شما را به عنوان یک فیلمساز در فلوریدا نگه داشت؟

ویکتور نونز: وقتی به دانشگاه رفتم – خوب ، آنچه را که قرار بود در دبیرستان انجام دهم خواندم و انجام دادم – اما ادبیات و فیلم همزمان با من اتفاق افتاد. این اوایل دهه 60 بود. من به یک کالج کوچک در Yellow Springs رفتم ، و آنها آنجا تئاتر هنری داشتند. آنها هفته ای سه فیلم نشان می دادند. و من هم داشتم می خواندم فاکنر، و فلانری اوکانر، و Eudora Welty، و کارسون مک کالرس. این زمانی بود که بهترین ادبیات از نظر جنوبی بیرون می آمد عالی ادبیات.

وقتی همه این فیلم ها را دیدم ، ندیدم خداپسند یا فلینی به عنوان بخشی از یک ماشین بزرگ آنها فقط افرادی بودند که در مکان های خود فیلم می ساختند. بنابراین ، من فهمیدم که چرا نویسندگان خوانده شده من در ادبیات در فیلم حضور ندارند. من از اصطلاح “منطقه ای” متنفر بودم [filmmaker]، “اما من در مکانی مستقر بودم.

یکی از مواردی که من آن را پذیرفتم این چیز نئورئالیستی ایتالیایی بود که در آن فقط شخصیت و داستان نیست ، بلکه مکان آن است. شما آنجا انرژی می گیرید که نمی توانید به جای دیگری برسید.

واقعاً ساده لوحانه بود. گفتن این در مورد ماشین تحریر یک چیز است ، اما طبقه بندی خود به عنوان “فیلمساز منطقه ای” فقط گنگ است.

ممکن است فکر کنید گنگ است ، اما با تماشای فیلم هایتان ، حس فضا کاملاً مشهود است. فکر می کنید چه چیزی به فیلم های شما افزوده است؟

ویکتور نونز: این اتفاق افتاد که وقتی هالیوود به نوعی آخرین مکانی بود که می خواستید از آنجا یک فیلم ببینید ، من همراه شدم و فیلم را کشف کردم. هر جای دیگر جالب و هیجان انگیزتر بود. یاد گرفتم که [Yasujirō] اوزو دوست داشتنی جان فورد، و وقتی این را فهمیدم ، فهمیدم که بهتر است برخی را تماشا کنم جان فورد. و لعنت ، او فیلمساز خوبی است! یک فیلمساز بزرگ.

شما شروع به درک این می کنید که این تمایزات و اختلافات همه از نظر درجه و زمان است. بنابراین ، شما بر اساس فرصت های خود پیشرفت می کنید. من به UCLA به مدرسه رفتم ، بنابراین اینطور نیست که من هرگز از خط فلوریدا عبور نکردم ، اما به نظر می رسید اینجا چیزهای زیادی وجود دارد که هنوز می توان آنها را لمس کرد.

من خوانده ام که بعضی اوقات به قول خود از تعهد خود به یک فیلمساز منطقه پشیمان شده اید. چرا این بود ، و اکنون که کارگردانی را متوقف کردید ، آیا این چیزی است که هنوز هم احساس می کنید؟

ویکتور نونز: خوب ، اول ، من متوقف نشده ام. من در حال تولید یک فیلم دیگر هستم.

اوه وای! IMDb مرا شکست داده است.

ویکتور نونز: این بسیار هیجان انگیز است. این یک داستان مشابه است از آنجا که سفر یک زن را دنبال می کند. در این مورد ، او یک استاد نویسندگی خلاق 63 ساله است ، یک بیوه یک سال از زندگی خود می گذرد. من به آنچه در درون مردم اتفاق می افتد علاقه مندم. نه آنچه که در خارج برای آنها اتفاق می افتد ، بلکه نحوه پردازش آنها و چرا آنها آن را پردازش می کنند. به نظر می رسد چرا برخی افراد بیش از دیگران تمایل به پردازش دارند؟

مصاحبه با ویکتور نونز ، مدیر Sundance Classic RUBY IN PARADISE
منبع: توزیع لرزش

به هر دلیلی ، قبل از این دو سازگاری انجام داده بودم یاقوت. بود مارجوری کینان راولینگز (برای سال 1979) گال یونگ اون) و جان دی مک دونالد. شما در مورد آن ده سال صحبت کردید. من فکر کرده بودم ، “خوب ، من چیز دیگری برای سازگاری پیدا خواهم کرد.” هرگز ظاهر نشد ، بنابراین مجبور شدم به نوعی به تلاش برای نوشتن برگردم. من هم وقتی نوشتم به نوعی تازه شدم یاقوت.

شما درمورد تعداد افرادی که در شهر پاناما با آنها روبرو شده اند صحبت کرده است. از زمان اکران این فیلم ، فضای اقتصادی با تحول عظیمی روبرو شده است و مشاغل کوچک مانند Chambers Beach Emporium در تلاشند تا علیه سوپرمارکت ها و شرکت های بزرگ آب پا بگذارند. چه عناصری از این داستان “شروع می شود و شروع می شود” هنوز جهانی است و امروز چه چیزی نمی تواند بازی کند؟

ویکتور نونز: داشتم می خواندم که در شهر نیویورک ، مردم اینترنت را رها می کنند. آنها در حال انتشار خبرنامه هایی با تصاویر کوچک هستند – هر چیزی که سعی در ایجاد این ارتباط ملموس بین افراد و مکان ها دارد. این از این نیاز درونی ناشی می شود و قطعاً توسط COVID ایجاد می شود به این معنا که ناگهان حواس پرتی عمومی ما همه جا است.

اگر در دهه 60 بزرگ شده اید ، از این مفهوم بسیار آگاه بوده اید: خداپسند گفت سرگرمی می کشد. این نکته در مورد سرعت مصرف باعث غرق شدن روح ما می شود.

اگر مردم به زحمت تماشا کنند ، ما خواهیم فهمید ، یاقوت. وقتی متوسط ​​مصرف Netflix 8 ساعت در روز باشد ، فضای زیادی برای کار نخواهد بود یاقوت. آنچه که همیشه در آن فیلم وجود داشته است – و با همه آنها – این است که برخی افراد آنها را پیدا می کنند و برخی دیگر از اینکه آنها را پیدا کرده اند خوشحال هستند. برای این ، من بسیار فروتن و سپاسگزارم. موارد دیگر ، شما فقط قبول می کنید.

در طول فیلم ، روبی به فشارها و مسیرهای متفاوتی که زندگی اش می تواند در پیش بگیرد – روابط ، دانشگاه ، مذهب ، مشاغل ، حتی نیروی دریایی – حمله می کند ، اما هنوز هم می تواند اطمینان حاصل کند که برای هر کاری “قلاب ، خط و غرق” نمی شود. فیلم های پیرامون زنان اما توسط مردان نوشته می شود ، اغلب مورد انتقاد قرار می گیرد ، اما این موضوع در اینجا خیلی دور از ذهن بود. چطور شد که شخصیت روبی را از چنین مکان صادقانه ای شکل دادید؟

ویکتور نونز: این تا انتها به مارجوری کینان راولینگز داستان ، اما من در سمینار فلاهرتی حضور داشتم گال یونگ اون. این داستانی در مورد این مرد بسیار بد دهن و این شخص است که سرانجام ، در نهایت مقابله می کند. این دو خانم جوان بسیار باهوش در پشت همین س questionال را مطرح کردند ؛ “چگونه به عنوان یک مرد جرات می کنید ، این فیلم را بسازید.” خوشبختانه ، کل مخاطبان فریاد زدند ، “این دیوانه است”

اما من این کار را سبک انجام ندادم. من بسیار آگاه بودم و همیشه از مردم س askingال و گوش می کردم. اگر یک بازیگر احساس می کرد می توان خطوط را ورق زد.

من در آن زمان واقعا جواب خوبی دادم. بیان خود زندگینامه ای یک داستان در ابتدا جذاب است ، اما محدودیت های خود را دارد. من همیشه تحت تأثیر قرار می گرفتم پیکاسو، از بین همه مردم ، گفتن بزرگترین چیزی که از آن ترسیده بود فاش شدن خودش بود. فکر می کنم منظور او واقعاً این بود که می خواست کارهای بیشتری انجام دهد. به نوعی ، با عبور از دریچه جنسیت و بازگشت ، شما را به چالش می کشند تا به سطح اساسی تری از هر آنچه که روبرو هستید برسید.

یاقوت به نام Gissing for نامگذاری شده است جورج گیسینگ، که یک نویسنده مرد بود – باز هم بسیار بحث برانگیز – اما اولین شخصی که در آن زمان در مورد زن کارگر در انگلیس نوشت. یک تناقض یا کنایه وجود دارد که برای جهانی بودن ، باید خاص باشیم. و برای خاص بودن ، باید درک کنیم که جهانی نیز هستیم. شما هر دو هستید

سیاست هویت ضروری است. اما اگر همه ما در آنجا متوقف شویم ، چیزهای افتضاحی درباره آنچه انسان است ، از دست می دهیم.

از بسیاری از فیلمهای شما بعنوان میزبان اجراهای شگفت انگیز یاد می شود و یاقوت در بهشت به دنیا اشلی جود داد. او را به عنوان یک بازیگر نمایشی وحشی معرفی کرد. در آن زمان ، او هیچ فیلمی نساخته بود ، پس چه دیدید که او را روبی کرد؟

ویکتور نونز: دیر اومد او خارج از شهر بوده است. او در لیست نبوده است ، بنابراین ما قبلاً در تلاش بودیم که در مورد اینکه چه شخصیتی روبی خواهد بود تصمیم بگیریم. نیازی به گفتن نیست که ما پول بسیار کمی و شش روز وقت داشتیم تا فیلم را انتخاب کنیم. اولاً ، می توانید بگویید خدایان فیلم به ما درخشیدند ، به ما لبخند زدند. او وارد شد ، او کار خوبی انجام داد ، اما شما درست می گویید ، همه افراد کار بیشتری داشتند.

اما او حداقل از بخشی از تنسی بود. چیزی که او به من نگفت این بود که او در ژاپن مدل بوده است. او یک فرد بسیار پیچیده است ، اما در هسته اصلی خود ، فهمید که از تنسی چگونه است. یادم می آید که با عبور از Mulholland Drive به متل ارزان قیمت خود می رفتم و فکر می کردم: ” اشلی” حس من این بود که او این قسمت را دوست دارد. می توانید بگویید چه موقع کسی به چیزی فراتر از کار وصل می شود.

این به ریشه های نئورئالیست ایتالیایی من رسید. او بیش از دیگران در مورد دنیایی که ما در مورد آن صحبت می کنیم اطلاعات دارد. جالب بود. برای رسیدن به صحنه در شهر پاناما ، او پرواز نکرد. او از نشویل رانندگی کرد. بنابراین او اساساً ، خودش رانندگی روبی را از تنسی به فلوریدا تکرار کرد.

***

در این مرحله از مصاحبه بود که ما بیش از زمان مقرر خود پیش رفته بودیم ، و ویکتور به اندازه کافی مهربان بود و اجازه می داد مکالمه ادامه یابد. وقتی به او گفتم دیگر سوال ندارم – بعد از اینکه فقط گفت که آرزو می کنم وقت بیشتری داشته باشیم – او مرا به چالش کشید و گفت: “صحبت ارزان است”. من این چالش را پذیرفتم و ادامه دادیم.

***

شما احتمالاً زیباترین صحنه ای را که من تا به حال دیده ام داشته و دارای یک ترومبون بوده است. [laughs] من کاملا مسحور شده بودم. از کجا آمده است؟

ویکتور نونز: در یک مرحله خاص ، اگر خوش شانس باشید ، یک داستان زندگی شخصی خود را می گذراند وقتی افرادی را داشته باشید که به آن اهمیت می دهند و آن را دوست دارند. تاد فیلد (که نقش مایک ، یکی از علاقه های عاشقانه روبی در فیلم را بازی می کند) در یک زمان مشخص به من رسید و گفت ، “می دانید ، کاری که من فکر می کنم مایک وقتی در فضای جادویی خود قرار دارد ، باید ترومبون بازی کند.” همینطور هم شد تاد فیلد. این ایده او بود. و لحظه ای که او آن را گفت ، من گفتم “البته”.

مصاحبه با ویکتور نونز ، مدیر Sundance Classic RUBY IN PARADISE
منبع: توزیع لرزش

این یک صحنه دوست داشتنی است. و اگر عاشق آن نشده اید اشلی قبل از آن ، وقتی او به سمت در می رود ، آن وقت است که شما می خواهید. من عاشق آن صحنه هستم. شما فقط با یک فرد شگفت انگیز فیلم نمی سازید. آنها در بخش خوبی شگفت انگیز هستند زیرا در اطراف آنها بازیگران بسیار زیبا و شگفت انگیزی احاطه شده اند.

من دوباره داشتم آن را تماشا می کردم تا رنگ این چیز را تأیید کنم و چقدر خوب تحت تأثیر قرار گرفتم بنتلی میچوم (که نقش ریکی ، یکی دیگر از علاقه های روبی را بازی می کند ، هرچند که او بیشتر فکر عبوری است) به عنوان یک آدم بد است. او بود خیلی خوب. و دوباره در مورد زمانبندی صحبت کنیم ، همه آنچه او می گوید امروز نیز اعمال می شود – می دانید ، بحث در مورد سهام بودن ، امروز می توانست باشد. “دو فیش حقوقی از خیابان” نیز.

آنچه فراموش می کنیم و بعضی از افراد این را گفته اند ، فقط همه گیری نیست. اما ما مدتهاست که به اینجا می رویم. از بین رفتن و از بین رفتن یک شبکه ایمنی مشترک ، و پیامدهای آن برای همه ما بسیار زیاد است. شنیدن آن سطرهایی که می توانستم هفته گذشته بنویسم برایم جالب بود.

من اخیراً به توییتر پیوستم ، و کاری که انجام داده ام این است که هر وقت چیزی را تماشا می کنم ، کمی کنجکاوی را کنار می گذارم ، لحظه ای که دوست دارم. برای یاقوت، “اسرار را با زنان کارآگاه ، ضد آفتاب و لباس شنا نوشتم.” فکر می کردم آن صحنه خارق العاده است.

ویکتور نونز: دوروتی لیمن، یک سرباز واقعی او کار فوق العاده ای انجام داد. این صحنه او بود. همه ما آن را می دانستیم. جهنمی داشتیم هماهنگ می شدیم اشلی روشن کردن سوئیچ با نور ، بنابراین وجود دارد دوروتی، آماده انجام صحنه او هستیم ، و ما فقط اطراف را لعنتی می کردیم. ما فقط نمی توانستیم آن را درست کنیم. او صبور است و در نهایت ، کار می کند. او وارد می شود و آنچه را که برای من فوق العاده است تحویل می دهد. همه فیلم ، او فوق العاده است ، اما در آنجا ، او لحظه خود را می گیرد.

نکته دیگر در مورد آن صحنه که من به اشتراک خواهم گذاشت – ما به موقع دیر می دویدیم و صحنه نوشته شده بود تا دور میز برگزار شود. و ما آنرا آنگونه روشن کرده بودیم. ولی اشلی مدام به کاناپه می رفت. من از او خواستم این کار را انجام ندهد ، زیرا ما چراغی نداریم ، اما او گفت ، “من مجبور شدم.” و او حق داشت دانه دانه بود و در زمان انفجار ، ما توانستیم آن را کمتر کنیم ، اما او کاملاً درست بود.

این حتی قدرتمندتر بود زیرا او از میز شروع کرد و سپس هنگامی که مکالمه کمی ناخوشایند بود سپس حرکت کرد. این یک انتخاب خارق العاده بود.

ویکتور نونز: من چیزهای زیادی یاد گرفتم. در واقع ، من سعی می کنم الان چیزی به بازیگران ندهم. آنها جهت اولیه ای در فیلمنامه دارند – به آنها اجازه دهید مسیر خود را از طریق صحنه ترسیم کنند و بر اساس آن تنظیماتی انجام دهند.

تحقیق فیلم می خواهد از ویکتور نونز تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد!

Ruby in Paradise هم اکنون برای پخش در سینماهای مجازی و همچنین اجاره یا مالکیت از طریق Quiver در دسترس است.

https://www.youtube.com/watch؟v=KlWMYCONL4I

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره بین المللی فیلم روتردام 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده Jun Li از DRIFTING

به عنوان دنباله ای برای اولین کارگردانی خود در سال 2018 برای ردیابی، جون لی بار دیگر یک قطعه جذاب از سینمای معاصر هنگ کنگ با ایجاد کرده است رانش. این فیلم بی خانمانی و اعتیاد در منطقه را بررسی می کند و این کار را با صداقت و گرمی انجام می دهد. رانش اولین نمایش جهانی خود را در جشنواره بین المللی فیلم روتردام در سال 2021 برگزار کرد و لی صحبت کرد استعلام فیلم در مورد فیلم قابل توجه او

ویلسون کوانگ برای استعلام فیلم: بیایید با صحبت در مورد سوابق روزنامه نگاری شروع کنیم. چگونه این روند خلاقیت شما برای این فیلم بازی کرد؟

جون لی: خوب ، من اولین بار وقتی دانشجوی روزنامه نگاری بودم با جامعه ارتباط برقرار کردم و وقتی ترخیص در خیابان اتفاق افتاد ، مقاله نوشتم. من در سال 2012 برای مصاحبه با آنها رفتم و گزارش این حادثه را گزارش کردم. پس از آن ، کارهای زیادی انجام دادم و به خارج از کشور رفتم. وقتی در سال 2016 به هنگ کنگ برگشتم ، به دلیل یک پروژه فیلم متفاوت دوباره به آنجا رفتم. این در مورد جامعه بی خانمانها نبود ، بلکه در مورد یک پزشک چینی بود که برای درمان آنها به خانه های مردم رفته بود. و در یکی از آن بازدیدها متوجه شدم که آنها از چوب زیادی برای ساخت خانه استفاده کرده اند. آنها نرده هایی را در اطراف منطقه زندگی خود ساخته اند و بسیار سینمایی بود. بنابراین من شروع به نوشتن یک فیلمنامه از سال 2018 کردم ، و اینگونه ایده این پروژه به وجود آمد.

و آیا این سابقه روزنامه نگاری از نظر مصاحبه با افراد بی خانمان یا روند تحقیقات کلی کمک کرده است؟

جون لی: من نمی دانم ، زیرا من دقیقاً نمی دانم چه چیزی از مدرک روزنامه نگاری کسب می کنید. من از یک رویکرد بسیار انسانی و تمرکز بسیار بزرگ بر نحوه انتقال داستان استفاده کردم ، در حالی که به سوژه های شما آسیب نرساندم. بنابراین این مهمترین بخشی بود که روند ساخت فیلم من را آگاه کرد.

فهمیدم. می توانید در مورد لوکیشن فیلم صحبت کنید؟ مخصوصاً برای مخاطبانی که ممکن است جغرافیای هنگ کنگ را آنچنان بلد نباشند و زمینه اجتماعی گسترده تری از موقعیت فیلم چیست.

ژوئن لی: بنابراین بیشتر صحنه ها در شام شوی پو فیلمبرداری شده است و حتی وقتی نتوانستیم در محل اصلی فیلمبرداری کنیم ، مکانی نزدیک به آن و هنوز در امتداد راهروی غربی پیدا کردیم. گاهی اوقات زاغه هنگ کنگ محسوب می شود ، بنابراین یک منطقه بسیار متراکم با تعداد زیادی تقسیم و واحد در ساختمان های قدیمی است. اما در عین حال ، در حال تغییر است. در امتداد خط ساحلی ، کانکس های بسیار گران تر وجود دارد که به سمت داخل شهر می روند.

جالب است زیرا به نظر می رسد این نوع جابجایی و آرام سازی در همه جای دنیا اتفاق می افتد. چیزی که مرا مورد توجه قرار داد واقعیت فیلمبرداری فیلم در اعتراضات هنگ کنگ بود. و بدیهی است که ما در فیلم چنین چیزی را نمی بینیم ، اما آیا اعتراضات بر روند تصویربرداری شما تأثیر گذاشت؟ آیا برنامه هایی برای درج برخی از موارد در فیلم نیز وجود داشته است؟

ژوئن لی: از نظر لجستیکی سخت بود زیرا ما فیلم را در ماه نوامبر فیلمبرداری کردیم. در کل اعتراض شدیدترین ماه بود ، بنابراین مشکلات لجستیکی وجود داشت زیرا در آن زمان جاده های اصلی مسدود شده بودند. اگر در کاولون زندگی نمی کردید رسیدن به مکان سخت بود. من در کاولون زندگی می کنم ، اما بسیاری از بازیگران این کار را نکردند ، بنابراین ادامه دادن و تمرکز بر روی چیز دیگری غیر از آنچه در هنگ کنگ اتفاق می افتد بسیار سخت بود. اما در عین حال ، مکث کردن کارها برای ما کاملاً غیرممکن است ، بنابراین مجبور شدیم شرایط را بسیار متناسب کنیم. و اکنون آرزو می کنم که اعتراض را به فیلم شلیک کنم ، اما این کار را نکردیم زیرا فکر می کردم این یک داستان 2012 است. اما در واقع مهم نیست زیرا داستان ها امروزه نیز اتفاق می افتند. بنابراین حتی اگر این دادخواست در سال 2012 بود ، بازپرداخت هنوز هر چند ماه یک بار اتفاق می افتد.

جشنواره بین المللی فیلم روتردام 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده Jun Li از DRIFTING
دریفت (2021) – منبع: جشنواره بین المللی فیلم روتردام

از نظر بازیگران فیلم ، فرانسیس نگ یکی از بازیگران محبوب من در تمام دوران است ، بنابراین دیدن او در چنین نقشی خوب بسیار خوب بود. فیزیکی ، حالات چهره و همه چیز در مورد شخصیت او بسیار خاص بود. آیا شما دو نفر برای رسیدن به آن اجرا با هم همکاری کرده اید یا او فقط در صحنه حاضر شده و به روش خودش اجرا کرده است؟

جون لی: خوب ، من فکر می کنم ما واقعاً خیلی آماده سازی نکرده ایم. اما هر زمان که او در صحنه فیلمبرداری ظاهر می شود ، در کنار سایر خوابهای خیابانی می خوابد ، زیرا آنها فقط در بلوک دیگر قرار دارند. بنابراین او می دید که چگونه آنها در خیابان مواد مخدر مصرف می کنند ، و فیزیکی بودن آن را می بیند ، و همچنین تمام مستندهایی را که برایش فرستاده ام تماشا می کند. فکر می کنم نحوه صحبت او واقعاً شبیه یکی از افرادی است که من ملاقات کرده ام. اما ما در مورد روش او در مورد شخصیت خیلی بحث نکردیم. فکر می کنم او وقتی در صحنه فیلمبرداری ظاهر شد ، درست بود.

و چگونه کار کردن با بازیگران پیشکسوتی مانند Ng ، Loletta Lee و Tse Kwan Ho در کنار برخی از بازیگران جوان و جدیدتر (سسیلیا چوی ، ویل اور ، پاک هون چو) کار می کرد؟ آیا فهمیدید که مجبور هستید زمان بیشتری را با بازیگران جوان تر سپری کنید و آنها را در طی مراحل مربیگری کنید؟

جون لی: در واقع وقت زیادی برای آماده شدن برای نقش های آنها نداشتیم. اما دو نفر از آنها تجربه صحنه ای زیادی دارند که بسیار متفاوت است زیرا آنها مایل به بداهه پردازی و نشاط بیشتر آن هستند. این یک کیفیت بسیار مهم برای کل بازیگران است زیرا بسیاری از کارها در صحنه بداهه ساخته شده بودند و آنها توانایی این کار را داشتند.

آیا بداهه پردازی در فیلم همیشه برنامه ریزی شده بود؟

ژوئن لی: همه چیز اتفاق افتاده است ، و من فقط مرتب می غلتم ، مانند آن صحنه که آنها اعتراض می کردند. بنابراین در فیلمنامه ، در طول مصاحبه با فرانسیس نگشخصیت ، بعد از اینکه همه چیز را گفت ، متوقف شد و صحنه در آنجا متوقف شد. اما بعد او دوباره شروع به داد زدن شعار کرد و سطر دیگر را فراموش کرد ، اما در واقع آن را فراموش کرد. و بعد تسه کوان هو، بازیگر نقش استاد ، خط دیگر را برای او تکرار کرد و سپس او دوباره داد زد. سپس مددکار اجتماعی دوباره شعله را زرد کرد و همه آن بداهه بود ، اما همه آنها نسبت به آنچه دیگران انجام می دادند توجه داشتند.

در هنگ کنگ فیلم هایی درباره بی خانمانی و اعتیاد وجود داشته است ، اما همه آنها از نظر اجتماعی بسیار آگاه نیستند. وقتی برای ساختن قدم گذاشتید رانش، آیا شما همیشه در حال ساخت چیزی بود که واقعاً از نظر اجتماعی آگاه باشد؟

جون لی: فکر می کنم همیشه در ذهنم بود و شاید از سوابق روزنامه نگار من باشد. من فکر می کنم هر تصویر متحرک یک قسمت اجتماعی دارد ، بنابراین چیزی که همیشه نگران آن هستم. من کمتر به سبک علاقه دارم ، بنابراین دو فیلم در واقع بسیار متفاوت به نظر می رسند. اولین (ردیابی) بسیار طبقه متوسط ​​و بسیار بورژوایی به نظر می رسد. کل مجموعه و حرکت دوربین بسیار متفاوت است. اما من هنگام نوشتن این داستان می دانستم که با این نوع درمان جواب نمی دهد. بنابراین خیلی طبیعی است که نتوانم آن را به همان روش درست کنم. بنابراین بسیار متفاوت به نظر می رسد ، و موضوع بسیار متفاوت است. فکر می کنم بخاطر آن داستان ، همان چیزی است که من به عنوان کارگردان باید به آن دست پیدا کنم.

من می دانم که این یک فیلم در مورد اعتراضات هنگ کنگ نیست ، اما برخی از چیزهایی که این شخصیت ها می گذرانند تقریباً برخی از مواردی را که معترضان تجربه کرده اند (شامل) می کند. آیا این همان چیزی بود که شما برای دستیابی به آن تلاش می کردید ، به خصوص که می توانستید در هنگام فیلمبرداری فیلم اعتراض کنید.

جون لی: بنابراین فضای فیلم بسیار متفاوت از آنچه در فیلمنامه داشتم و پایان آن متفاوت است. در ابتدای مراحل نوشتن ، آخرین قسمت فیلمنامه آنجا نبود. بحثی درمورد اینکه اگر آنها متوقف شوند یا ادامه دهند چه اتفاقی خواهد افتاد ، که بعد از تابستان 2019 نوشته شد. بنابراین من فکر می کنم کلماتی که از این زمان از هنگ کنگ بیرون می آیند ، کمی متفاوت از قبل از اینکه ما الان در مکان دیگری هستیم

جشنواره بین المللی فیلم روتردام 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده Jun Li از DRIFTING
دریفت (2021) – منبع: جشنواره بین المللی فیلم روتردام

کمی تغییر دنده ، چه نوع فیلم هایی را در حال بزرگ شدن تماشا کردید؟

جون لی: البته من فیلم های هنگ کنگی زیادی تماشا کردم. اما در حال بزرگ شدن ، بسیار متفاوت است زیرا من در تماشای بسیاری از فیلم های تجاری بزرگ شدم. اما بعد در دانشگاه ، شروع به تماشای فیلم های مختلف از مکان های مختلف کردم. فکر می کنم یکی از تأثیرگذارترین موارد برای من بود کن لوچفیلم ها ، و دیگری بود اسپایک لی‘S. و استنلی كوان بیش از حد ، اما به روشی دیگر ، زیرا به روشی عجیب و غریب بود. همچنین وجود دارد آن هوی. بنابراین وقتی بزرگ شدم ، واقعاً چیزی را که دوست دارم ترجیح نمی دهم. فقط برای معاشرت به سینما می رفت و بعد از دانشگاه بود که واقعاً سعی کردم فیلم های مختلفی را پیدا کنم که واقعاً دوستشان دارم.

و فکر می کنید چگونه در آینده سینمای هنگ کنگ جای می گیرید؟ به طور خاص در چارچوب اینکه مخاطبان بین المللی عمدتاً سینمای هنگ کنگ را با افرادی مانند وونگ کار وای ، جانی تو ، آن هوی و فقط طبقه قدیمی فیلمسازانی که از منطقه آمده اند ، شناسایی کرده اند.

جون لی: این س aال را زیاد از من پرسیده اند ، اما همیشه در یک زمینه متفاوت ، زیرا مردم همیشه نگرانند که سینمای هنگ کنگ مانند گذشته نباشد و دیگر هرگز اینگونه نخواهد بود. اما همه در حال تقلا هستند و صنعت رو به کاهش است و معمولاً در این زمینه از من س askedال می شود. این بسیار متفاوت است ، زیرا ما از یک زمینه فیلم متفاوت هستیم. فیلمسازان نسل من ، ما از یک زمینه اجتماعی آگاهانه برخورداریم. این فقط مربوط به سال 2019 یا 2014 نیست (یعنی اعتراضات اخیر) ، بلکه از اسکله کوئین در سال 2008 شروع می شود. ما بسیار متفاوت از نسل قبل هستیم. بنابراین بسیاری از ما رویکرد انسان گرایانه تری را به یک داستان ترجیح داده ایم. همچنین به این دلیل که پول نداریم و اکنون با رقابت زیادی روبرو هستیم. در گذشته ، فقط ما بودیم ، اما اکنون همه کارهای خوبی دارند ، بنابراین چگونگی همگام شدن با آن بسیار مهم است. اما من فکر می کنم هنگ کنگ مخاطبان خاص خود را دارد ، بنابراین ما هرگز فکر نمی کردیم که چه کسی وارد چه جشنواره جشنواره ای شود. اما اکنون ، مردم از این موضوع آگاه تر می شوند ، زیرا ما دیگر کار زیادی نداریم.

آیا اکنون نمایش در جشنواره های بین المللی فیلم همچنان در ذهن سینماگران است؟

جون لی: اگر بگویم برایم اهمیتی ندارد صادق نیستم. من اهمیت می دهم ، اما در عین حال ، می خواهم فیلمی را ضبط کنم که مورد توجه مخاطبان محلی قرار گیرد. که جذابیت گسترده ای دارد. در عین حال ، آنها دارای برخی از لبه هایی هستند که فیلم های تجاری اصلی ارائه نمی دهند. این همان چیزی است که من هنگام ساخت 2 فیلم آخر خودم به آن فکر می کردم. برای همیشه نیست ، در آینده ممکن است کار دیگری انجام دهم. اما در این دو فیلم گذشته ، سعی کردم کاری را انجام دهم که درباره آن زیاد صحبت نشده است ، به روشی و به روشی که مردم خیلی راحت آن را درک کنند. بنابراین وقتی با بسیاری از برنامه نویسان صحبت می کنم ، آنها می گویند که این یک فیلم کاملاً محلی است ، برقراری ارتباط با مخاطبان بین المللی کار سختی است زیرا نحوه روایت یک داستان بسیار “چینی” است. بنابراین این اتفاق می افتد و من از آن آگاه هستم ، اما به نوعی من هنوز سعی می کنم هر دو کار را انجام دهم. اما گاهی اوقات این اتفاق نمی افتد بنابراین به عنوان یک فیلمساز ، شما باید انتخاب کنید که می خواهید به چه نوع بازاری وارد شوید. چه نوع فیلم هایی می خواهید بسازید و چه نوع فیلم هایی می خواهید این زمان خاص را بسازید و از آن آگاه باشید.

تحقیق فیلم از جون لی برای وقت خود تشکر می کند.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Sundance 2021: مصاحبه با آهنگساز Gavin Brivik از WILD INDIAN

تنش در لایل میچل کوربین جونیورها هندی وحشی حداقل قابل لمس است ، و نمره روشن کننده فیلم توسط گاوین بریویک کمک می کند تا تجربه سینمایی به عنوان تجربه ای تاریک و جذاب جذاب شود. با شروع فعالیت موسیقی خود به عنوان گیتاریست ، دوباره آسیب دیدگی مچ دست را کارگردانی کرد بریویک در سالهای دانشگاه به کلاسهای آهنگسازی موسیقی رفته است. همین امر باعث شد تا وی سرانجام در زمینه امتیازدهی فیلم به تحصیل بپردازد ، و از آن زمان خود را به طور مداوم در صنعت برای تعدادی از پروژه های بسیار موفق کار می کند. این شامل Netflix است زندگی مستند سریال مستند ، طب مکمل و جایگزین و نامزد جایزه اسکار فیلم کوتاه برادرزاده ام امت. بریویک با فیلم Inquiry در مورد مشارکت او در هند سرخپوش در جریان نمایش آن در جشنواره فیلم ساندنس در سال 2021 صحبت کرد.

ویلسون كوانگ از تحقیق فیلم: آیا می توانم علاوه بر علاقه مند بودن به موسیقی ، سینپیل را بزرگ كنم؟

گاوین بریویک: بله ، پدر من یک سینفر بسیار بزرگ است. و وقتی 13 سالم بود ، می خواستم برای یک دقیقه کمی فیلم ساز باشم ، اما همیشه سینفر بودم. من حتی در دوران دبیرستان سی دی موسیقی متن داشتم و قبلاً آهنگسازان فیلم مورد علاقه زیادی داشتم. من فقط به توانایی های خودم اطمینان نداشتم که آن را به عنوان یک حرفه دنبال کنم تا اینکه بعداً آن را مطالعه کردم.

آیا آهنگسازان خاصی در زمینه امتیازدهی فیلم وجود داشتند که شما آنها را جستجو می کردید ، یا در نهایت به عنوان الهام بخش شما بودند؟

گاوین بریویک: منظورم این است که آهنگساز فیلم مورد علاقه من بالای سرم است جانی گرینوود، که احتمالاً فقط به طور کلی یکی از آهنگسازان مورد علاقه من است زیرا او موسیقی باورنکردنی کنسرت می نویسد. او با یک آهنگساز باورنکردنی لهستانی دیگر همکاری کرده است ، کریستوف پوندرکی، و آنها واقعاً کارهای جالبی انجام دادند. و بعد دوست دارم جون برایون چه کسی عشق پانچ-مست و درخشش ابدی یک ذهن پاک. من هم دوست دارم نقطه Oneohtrix هرگز (دانیل لوپاتین) ، که گل زد وقت خوش و نگین های تراش نخورده. میکا لوی شخص دیگری است که واقعاً صداهای جدید ایجاد می کند. من فقط فکر می کنم که همه این آهنگسازان و روند آنها برای به ثمر رساندن امتیاز بسیار غیر سنتی است و فکر می کنم فیلم هایی که آنها در حال کار هستند نیز مرزها را می شکنند. احساس می کنم که آنها در تلاشند تا راهی جدید را به چنین سبک آهنگسازی متراکم و متمرکز بر روند ، ایجاد کنند. همه پیشینیان این کار را به همان روش انجام داده اند و اکنون با استفاده از فناوری ، ما می توانیم کارهای مختلفی انجام دهیم و این صداهای جدیدی را ایجاد می کند.

Sundance 2021: مصاحبه با آهنگساز Gavin Brivik از WILD INDIAN
منبع: جشنواره فیلم ساندنس

من قطعا می بینم که در هندی وحشی، جایی که به یاد می آورم موسیقی متن فیلم به دلایل مختلف بسیار چشمگیر بود. اما یکی از دلایل آن وجود موسیقی متن زیادی در این فیلم بود. این یکی از فیلم هایی است که به نظر می رسد بیشتر اوقات موسیقی وجود دارد. من تصور می کنم انجام این کار بسیار دشوار بود؟ از نظر برخورد با نمره این فیلم از نظر رویکردی چه بود؟

گاوین بریویک: بنابراین در ابتدا ما موسیقی کمتری داشتیم ، و گاهی اوقات فقط رفت و برگشت می کردیم ، مثل این که “آیا ما به موسیقی بیشتری نیاز داریم؟ آیا ما به کمتر احتیاج داریم؟ ” روند اولیه این امر این بود که مدیر ، لایل، فیلم نامه را برای من ارسال کرد. او متن را برای من ارسال کرد و سپس من 10 قطعه یا فقط از روی کلمات موجود در صفحه نوشته شده نوشتم. و اینگونه بود که در واقع کار را بدست آوردم. چه زمانی لایل فیلم را ضبط کرد ، او به موسیقی که من نوشته بودم گوش می داد ، و سپس هنگامی که شروع به ویرایش فیلم کرد ، از آن به عنوان نمره دما استفاده می کرد. و صادقانه بگویم ، این موارد در فیلم باقی نمانده و در واقع خیلی خوب کار نکرده اند ، اما ایده های زیادی به ما داده است. این روش غیر سنتی ما برای رسیدن به امتیاز بود ، که واقعاً هیجان انگیز بود زیرا اولین بار است که چنین کاری می کنم. اما این کار سخت است زیرا این یک فیلم واقعاً سنگین است و احساس می کنم ما می خواستیم که با تاریکی فیلم تعادل برقرار کنیم.

و فقط از نظر خود دگرگونی ، تفاوت اصلی آنچه که در ابتدا از خواندن فیلمنامه تا امتیاز نهایی که در فیلم می بینیم تهیه کرده اید ، چه بود؟

گاوین بریویک: فکر می کنم بسیاری از آهنگ های ابتدایی تاریک تر بودند. اولین غریزه ما داشتن این امتیاز آزمایشی ، ریز و درشت بود. ما تحت تأثیر قرار گرفتیم ترنت رزنور و آتیکوس راس… کار از بسیاری از دیوید فینچر فیلم ها. ما دوست داشتیم جانی گرینوودکار در شما هرگز واقعاً اینجا نبودید، و همه این نمرات واقعاً بدخلق است. من فکر می کنم که آن چیزها واقعاً جالب بودند و ما بعضی از موارد را برای لحظاتی در فیلم نگه داشتیم ، اما وقتی یک قدم عقب رفتیم ، متوجه شدیم که برای Makwa (شخصیت فیلم) بسیار همدل هستیم و واقعاً سعی می کنیم با تصمیمات او همدردی کنیم ، ما به نمره احساسی بیشتری احتیاج داشتیم. و اگر در تمام طول راه تاریک بود ، ممکن است فقط یک صدا باشد. فقط پیچیده نبود. نمره فقط برای من دو بعدی بود و دقیقاً همان کاری را می کرد که روی صفحه می بینیم. من فکر می کنم که نمره باید مونولوگ درونی باشد ، بلکه باید کاری انجام شود که دقیقاً روی صفحه نباشد. در غیر این صورت ، فقط به مخاطب می گوید که چه فکری کند.

هر زمان که مردم در مورد امتیاز یک فیلم صحبت می کنند ، اغلب درمورد اینکه چگونه ممکن است مخاطبان را مجبور به تفکر یا احساس روش خاصی کنند اظهارنظر می کنند ، در حالی که برخی اینطور نیستند. من فکر می کنم نمره شما برای هندی وحشی مطمئناً در مورد دوم قرار می گیرد ، بنابراین هنگام ساختن چیزی در ذهن شما چه می گذرد؟ آیا می خواهید از یک محیط خاص یا احساس خاص استفاده کنید یا اینکه آگاهانه از آن دوری می کنید؟

گاوین بریویک: منظورم این است که در واقع چیزی است که قطعاً توسط کارگردان اطلاع داده می شود. من می گویم که بحث در مورد آن بسیار مهم است ، اما با این وجود ، برخی از کارگردانان واقعاً قابل تفسیر هستند. فکر می کنم همیشه سعی می کنم چیزی را پیدا کنم که روی صفحه نیست. من فکر می کنم که همیشه ممکن است بعد چهارمی یا لایه دیگری در داستان وجود داشته باشد که امتیاز بتواند آن را اضافه کند. بنابراین به عنوان مثال در این فیلم ، یک صحنه در اولین اقدام وجود دارد که ماکوا در حیاط مدرسه است و با نگاهی تهدیدآمیز به جیمز نگاه می کند ، بچه ای که بسیار به او حسادت می کند. بنابراین من فکر می کنم اگر یک امتیاز تاریک در آنجا وجود داشته باشد ، فقط با حالت چهره او متناسب است و با عصبانیت و حسادت او متناسب است. اما ما در حال حاضر می بینیم که او احساس تاریکی می کند و ناراحت است ، بازیگران از قبل به ما چنین گفته اند. آیا روش دیگری وجود دارد که امتیاز بتواند چیز دیگری بفروشد ، این که ماکوا احساس می کند از نظر عاطفی فراموش شده است یا اینکه ماکوا این همه ضربه را از زندگی سو ab استفاده در خانه دارد؟ حدس می زنم که به دنبال زاویه دیگری برای افزایش یا ایجاد عمق هستم ، بنابراین روند کار من معمولاً به همین ترتیب است.

Sundance 2021: مصاحبه با آهنگساز Gavin Brivik از WILD INDIAN
منبع: جشنواره فیلم ساندنس

این واقعاً جالب است. شاید بتوانیم در مورد نحوه ثبت واقعی امتیاز صحبت کنیم. من می توانم اشتباه کنم ، اما به نظر می رسد ترکیبی از سازهای تلفیقی و سازهای ارکستر وجود دارد؟

گاوین بریویک: سخت بود ، زیرا به طور واضح با همه گیری ، ما در پایان ضبط یک ارکستر زهی از راه دور در بلغارستان ، از همه مکان ها را انجام دادیم. یکی از دوستان من ، او برای آهنگساز دیگری کار می کند که این گروه ارکسترال را داشت ارکستر جلسه صوفیا در بلغارستان آنها بسیاری از کارهای بزرگ هالیوود را انجام می دهند ، از جمله تاج در Netflix. و من دوستی داشتم که خیلی با آنها کار کرده بود ، بنابراین او به من وصل شد و ما خوش شانس شدیم زیرا آنها در شرف قفل شدن دوم بودند و ما واقعاً عصبی بودیم که نمی خواهیم ضبط کنیم. اما این ترکیبی از ارکستر جلسه صوفیه و آهنگهای من از استودیوی خودم.

وقتی صحبت از فیلم های مربوط به مردم بومی می شود ، احساس می کنم گفتمان های زیادی وجود دارد – و نه لزوماً انتقاد – در مورد اینکه چگونه این فیلم ها همیشه جنبه تاریک تاریخ بومی را نشان می دهند. و فیلمی مانند هندی وحشی قطعاً با موضوعات جدی روبرو می شود و همچنین می تواند بسیار تاریک باشد. آیا در مورد زمینه گسترده تر فیلم های بومی و اینکه این فیلم خاص چگونه است ، بحثی با لایل داشتید؟

گاوین بریویک: قطعاً بسیار ارگانیک بود. من فکر می کنم با تمام جنبه های تاریخی فیلم بومی و به تصویر کشیدن مردم بومی ، لایل کاملا واضح بود که ما چنین کاری را در امتیاز انجام نمی دهیم. او نمی خواست از سازهای متناسب با فرهنگ استفاده کند ، بنابراین هیچ طبل ، فلوت یا وسایلی مانند ماکت نمی خواست. اما او چند قطعه بومی در آنجا دارد که در واقع گروه پسر عموی او هستند. و یک آهنگ اعتباری در حال پایان است ، و سپس یک صحنه وجود دارد که تدو (شخصیت دیگر فیلم) یکی از آهنگ های پسر عموی خود را از طریق بلندگوهای ماشین بازی می کند. اما این قطعات ترکیبی است ، نوعی آهنگ موسیقی دژتیک. اما تا آنجا که موسیقی پیش می رود ، در واقع این فقط یک قطعه شخصیت بود.

از آنجا که هم روی فیلم های مستند و هم داستانی کار کرده اید ، بزرگترین تفاوت بین روند امتیازدهی چیست؟

گاوین بریویک: این یک س questionال بزرگ است ، و من سعی خواهم کرد که تعبیر کنم. چیزی که در مورد مستند و غیر داستانی وجود دارد این است که شما باید به عنوان آهنگساز بدانید که این بسیار واقعی است. هیچ حس سینمایی افزایش یافته ای وجود ندارد و این فکر ناخودآگاه وجود شما را دارد. شما می توانید احساسات بالاتری داشته باشید ، و می توانید با کمی ترفندهای فیلم از بین بروید. من فکر می کنم نمره هنوز هم می تواند کمی بیشتر باشد به این معنا که شما قادر به کنار آمدن با آن هستید ، اما شما نمی توانید مانند یک نمره مارول در یک مستند داشته باشید. و شاید این به مستند بستگی داشته باشد ، اما در بسیاری از مواقع احساس می کنم موسیقی مستند بسیار ظریف تر و گاهی اوقات تقریباً صدا طراحی شده است که همیشه در هر لحظه از میکروسکوپ به ثمر نمی رسد. گاهی اوقات ، این یک روحیه است و برخی از آنها فقط یک موتور کوچک هستند ، مانند ریتمی که شما را با یک مکالمه طولانی حمل می کند. به طور واضح مستندهایی وجود دارد که بسیار بلند هستند و گاهی اوقات می خواهند از این نوع امتیاز بزرگ برخوردار شوند. و من فکر می کنم که مستندساز مدرن همیشه در تلاش است تا خطوط را محو کند ، اما در تجربه خودم می گویم ، من معمولاً در مستندها بسیار ظریف تر و دقیق تر عمل می کنم. با روایت می توانم خیلی بیشتر با ساز و کار بیرون بیایم و کمی بیانگر باشم.

تحقیق فیلم می خواهد از گاوین بریویک بخاطر اختصاص دادن وقت برای صحبت با ما تشکر کند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با کیت آموندسن ، ستاره دونا: قوی تر از زیبائی

دونا: قوی تر از زیبا یک فیلم جدید به کارگردانی است جارت مارتینو که نسخه ای خیالی از مادرش دونا را به تصویر می کشد. این فیلم Donna را در طی چندین دهه از زندگی او دنبال می کند در حالی که او با انتظارات خود از زندگی و همچنین انتظارات دیگران و جامعه دست و پنجه نرم می کند. دونا بعد از اینکه از نظر اجتماعی زندگی قابل قبولی را برای خودش رقم زد ، متوجه می شود که در عوض گیر افتاده است. او باید تصمیم بگیرد که آیا خطر ترک یا خطر ماندن را دارد.

دونا در اواخر این ماه بر روی همه سیستم عامل های اصلی جریان پخش می شود. در عین حال، استعلام فیلم فرصت مصاحبه داشت کیت آموندسن، که دونا را به تصویر کشید.

فرانسیس ماورر برای استعلام فیلم: دونا یک فیلم معمولی نیست این یک دهه زندگی زن را دنبال می کند و از نزدیک روی یک قوس ، فردیت و یک رابطه متمرکز است. تفاوت بازی در این نقش با یک نقش معمولی چطور بود؟

کیت آموندسن: من فکر می کنم تنها سه دهه یک چالش غیرمعمول بود ، برای پیگیری آن. در طول این سه دهه چیزهای زیادی برای پوشش وجود دارد. من فکر می کنم ما از چگونگی اتفاقات بسیار راضی بودیم زیرا در طول سه دهه شما می توانید نوع رابطه ای را که روی او پوشیده شده است ، ببینید که شاید در آن زمان غیر عمدی بود.

در بعضی صحنه ها مطمئن نبودم – او در این مرحله چقدر فرسوده است؟ این رابطه چقدر در این مرحله لطمه ای به او وارد کرده است؟ من واقعاً سعی کردم این موضوع را در طول سه دهه پیگیری کنم. بنابراین من می گویم از این طریق ، بسیار چالش برانگیز بود. اما من فکر می کنم در نهایت ما احساس خوبی نسبت به آن داشتیم.

چگونه توانستید یک شخصیت را فقط در طی سی سال از زندگی او بلکه از طریق تغییر جامعه و دوره های آن سی سال اجرا کنید؟

این قسمت دیگری بود ، سه دهه برای پیگیری ، چالش برانگیز بود. فکر می کنم طی این سالها حالات و روحیه ها تغییر می کرد. در دهه های 80 و 90 زنان بیش از هر زمان دیگری وارد کار می شدند ، به سمت های رهبری و غیره می آمدند.

یک صحنه وجود دارد که او قصد دارد برای یک کار درخواست کند ، و این برای او جدید است ، و همچنین نسلی است – به او آموخته اند که تمام کاری که می کنی این است که بروی و شوهر بگیری ، و این همه سال اینگونه بود. این یک قدم ترسناک در جهت آنچه او آرزو داشت زندگی اش باشد بود.

در هر موقعیت شغلی یا کاری فراز و نشیب هایی وجود دارد و آن صحنه ای که او برای مصاحبه وارد می شود ، این اتفاق افتاده است. از قضا زنان از بدست آوردن شغل او حمایت نمی کردند. بنابراین من فکر می کنم که نگرش ها همیشه تغییر می کنند ، امیدوارم که ، در یک مسیر خوب قرار بگیرند – من فکر می کنم ما می توانیم این را ببینیم.

در پایان ، او از نظر شغلی وضعیت بسیار بهتری دارد ، که عالی است. او توسط دوستان زن خود احاطه شده بود که همیشه در مواقع دشواری که دستیابی به شغل آسان نبود ، از او حمایت می کردند. اما قطعاً در دهه 80 و 90 ، دیدن زنان در کار چنین چیزی در فیلم ها بود.

یکی از فیلم هایی که در واقع به آن مراجعه کردم تا سعی کنم درک کنم در آن زمان چه می گذرد دختران شاغل، در دهه 80 سبک ، لباس ، نگرش زنان در محل کار چنین چیزی بود.

مصاحبه با کیت آموندسن ، ستاره DONNA: قوی تر از زیبا
منبع: Gravitas Ventures

با اندکی یادداشت سبک تر ، آیا اتخاذ سبک های مختلف در طول دهه ها سرگرم کننده بود؟ من متوجه شدم که شخصیت شما همیشه از لباس های مرسوم و مد روز استفاده می کرد ، آیا این جالب بود؟

آره! خیلی با حال بود. یکی از سرگرم کننده ترین کارهایی که باید در صحنه انجام شود لباس بود. در زندگی واقعی ، دونا واقعاً شیک بود. ما آن زمان عکسهای بسیار خوبی از او با موهای بزرگ ، لباسهای عالی ، لباسهای بلند داریم.

من عاشق دهه 80 ، رنگهای روشن و الگوها هستم. این برای من واقعاً سرگرم کننده بود زیرا سابقه مدل سازی دارم. طراح لباس ما ، استفانی لیندزی، در مورد برنامه ریزی لباسهایش بسیار سخاوتمندانه با من بود ، زیرا لباسهای زیادی وجود داشت.

و این در واقع قسمت بزرگی از تکامل او نیز بود زیرا ما در آغاز او را به نوعی متواضعانه می بینیم. سپس وقتی او با نیک ملاقات می کند و با او رابطه برقرار می کند ، بخشی از سو the استفاده مالی است. او با همه این لباس های شگفت انگیز آراسته شده بود ، و این زمانی است که او بیشترین آرایش و بزرگترین مو را به تن می کرد. این نوع منعکس کننده روابط در آن زمان است.

وقتی رابطه به پایان می رسد ، می بینیم که لباس ها آنقدر بلند نیستند. او مجبور است از نظر اقتصادی تأمین هزینه کند. نه برای دادن بیش از حد ، اما چنین قوس لباس هوشمندانه و آرایش وجود دارد. در انتها نیز باید مراقب باشیم که او را به یک شخص واقعی تبدیل کنیم – شما فقط یکبار یک لباس نمی پوشید ، بلکه چندین بار آن را می پوشید. بنابراین سعی کردیم این موضوع را زیر نظر داشته باشیم.

از آنجا که سه دهه طول می کشد ، لباس های زیادی وجود داشت که ما مجبور بودیم آنها را ردیابی کنیم. بنابراین من و استفانی در آن راه بسیار درگیر بودند. من تقریباً حتی مجبور شدم از لباس های او ژورنالی تهیه کنم زیرا از نظر روانشناسی بسیار نمایانگر مکان او بود.

بنابراین نوع لباس آینه قوس فیلم است؟

قطعاً

این واقعاً جالب است. من درک نکرده ام که این منعکس کننده شخصیت و کشف خود او است.

بله – به محض اینکه او رابطه را ترک کرد ، در معرض خطر قرار گرفت ، او واقعاً از نظر روانی به حداقل ممکن رسیده است. وقتی او به تنهایی در آن آپارتمان است و از سه فرزند مادر تنها است ، لباس های یکسانی را می پوشد. او دیگر وقت انجام آرایش و آرایش خود را ندارد و همچنین توانایی مالی ندارد.

آن روز یکی از دلگیرترین روزهای تیراندازی بود زیرا او در زیر آوار مانده است. او باید قطعاتی را که قبلاً بوده انتخاب کند و کشف کند که کیست. در آن لحظه ، او قبل از اینکه دوباره خودش را بلند کند ، به تمام معنی آن بسیار برهنه است.

مثل ما در مورد دونا زمان زیادی را پوشش می دهد ، اما فیلم فقط چند ساعت است. چطور باید برای انتقال پیچیدگی ها و تداوم یک رابطه و فرد که اینقدر دوام داشت و بسیار تغییر کرده بود ، اما فقط در طی چند ساعت از زمان واقعی کار کردید؟

بسیاری از این موارد در اتاق تدوین بود. موارد زیادی وجود دارد که می خواهید پوشش دهید. محصور کردن یک زندگی در دو ساعت کار دشواری است ، و من فکر می کنم دلیل آن برای آن بسیار مهم بود جارت برای پوشش سه دهه این بود که همین مدت طول کشید.

و من فکر می کنم در روابط خشونت خانگی و روابط سو ab استفاده کننده ، مدت زمان زیادی طول می کشد ، اغلب. فقط پریدن از آن کار ساده ای نیست. موارد بسیاری وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد ، و به همین دلیل نشان دادن همه جنبه های این اتفاق متأسفانه برای او بسیار مهم بود. من فکر می کنم به همین دلیل ما می خواستیم این مدت زمان را پوشش دهیم ، امیدوار بودیم که زندگی او را به این ترتیب ارج نهیم و دوره های خشونت خانگی را نشان دهیم.

مصاحبه با کیت آموندسن ، ستاره DONNA: قوی تر از زیبا
منبع: Gravitas Ventures

بازی برای چنین داستان صمیمی مبتنی بر یک شخص واقعی چگونه بود؟ من دیدم که در پایان فیلم با دونا واقعی صحبت کردید – آیا از طریق تولید در ارتباط بودید؟ آیا او به دید شما در این مورد کمک کرد؟

بیشتر باهاش ​​صحبت کردم جارت و پت، نویسندگان ما من بعد از اولین خواندن صحنه ای ما با دونا آشنا شدم و این بسیار ترسناک بود. شما همیشه می خواهید زندگی آنها را عدالت انجام دهید.

در پایان روز ، من هرگز 100٪ دونا نخواهم شد. من باید چرخش خودم را روی آن بگذارم تا به داستان خدمت کند. بنابراین بسیار ترسناک بود ، اما با گذشت سالها من و او بسیار به هم نزدیک شدیم و من با خانواده بسیار نزدیک شدم. خصوصاً شلیک آن ، زیرا بازیگران و خدمه در حالی که ما در حال تیراندازی در آن بودیم در خانه او ماندند.

من در رختخواب او خوابیده بودم که کاملاً یک سفر بود. فکر می کنم او هنگام تیراندازی با یکی از دوستانش اقامت داشت زیرا در بسیاری از صحنه ها از خانه ای که وی در آن زندگی می کرد و آپارتمان همسایه استفاده کردیم. من حتی قدم هایی را در استودیوی رقص او برداشتم ، جایی که او واقعاً برای گذراندن درس های رقص به آنجا رفته بود. مواردی از این دست بسیار سورئال بود.

متأسفانه دونا را در سال گذشته از دست دادیم که واقعاً دشوار بود. اما فکر می کنم او باید ببیند که فیلم کجا رفته است. ما تازه اکران خود را انجام داده بودیم و این آخرین باری بود که او را می دیدم. او همیشه با من بسیار بخشنده بود ، همیشه بسیار مهربان بود.

من در آن زمان حتی در مجلات او محرمانه بودم که یک سفر بود. من می دانم که روزنامه نگاری در تمام آن سالها برای او بسیار مهم بود ، زیرا این یک راز و باری به نظر می رسید که نمی توانست به همه زندگی اش بگوید. آن ژورنال ها واقعاً مکانی را ارائه می دادند که او می توانست با خودش صادق باشد.

همانطور که گفتم ترسناک است و شما فقط بهترین تلاش خود را می کنید. شما می دانید که هرگز 100٪ آن شخص نخواهید شد ، تا آنجا که می توانید یاد بگیرید.

به نظر می رسد تقریباً یک روش کاملاً جدی عمل می کند. فراتر از عکسبرداری در محل ، خوابیدن در تخت اوست.

درست! من خیلی خوشحال بودم زیرا هرگز به لانگ آیلند یا آن قسمت از نیویورک نرفته بودم ، بنابراین فقط خودم را در آن مکان غوطه ور می کردم ، و این واقعاً به من حس صمیمانه ای از دنیای او می داد. من دوست داشتم آنجا باشم ، تمام مدت فقط در یک سطح عالی قرار داشتم. حتی اگر موضوع در بعضی مواقع بسیار غم انگیز و چالش برانگیز باشد ، من واقعاً قادر به خوردن نقش بودم ، اینجا بودن ، جایی که او بود. برای من به عنوان یک بازیگر بسیار سرگرم کننده و راضی کننده بود.

مصاحبه با کیت آموندسن ، ستاره DONNA: قوی تر از زیبا
منبع: Gravitas Ventures

اگر اشتباه نکنم ، این بچه های زندگی واقعی دونا بودند که این را کارگردانی و تولید کردند ، درست است؟

آره، جارت مارتینو پسرش است و او نویسنده ، تهیه کننده و کارگردان است.

شما به من گفتید که چقدر با خانه فیزیکی او نزدیک هستید. چگونه بود که فرزندانش به شما بگویند چگونه رفتار کنید ، چگونه او را دیدند؟ چه چیزی متفاوت از یک تجربه معمولی بود؟

باز هم ترسناک بود. این کارگردان در حال نوشتن داستانی در مورد مادرش است و شما مادرش را به تصویر می کشید که رابطه بسیار مهمی با اوست. می توانید در نوشته ببینید که او چقدر مادرش را دوست دارد ، و چقدر او برای او کار کرده است.

من فقط می توانم امیدوارم که در آن نقش نهایت تلاش خود را بکنم ، اما من و جارت چند سال در آن مرحله با یکدیگر آشنا شده بودیم ، ما یک فیلم کوتاه با هم ساخته بودیم و فکر می کنم واقعاً احساس اعتماد به نفس پیدا کرده بودیم. بنابراین زمانی که در حال تیراندازی بودیم ، احساس می کردیم که می دانیم چه کار می کنیم. ما ایده ای برای چگونگی دوست داشتن او داشتیم و فکر می کنم اصلی ترین چیزی که در مورد آن تصمیم گرفتیم این بود که دوست داریم او قهرمان شود. ما می خواستیم او را به این شکل به تصویر بکشیم ، زیرا او این بود و هست ، بنابراین هدف ما این بود.

ما در این فیلم اتفاقات بسیار افتضاحی را می بینیم که برای دونا اتفاق می افتد ، من فکر می کنم در درجه اول قدرت او را از طریق آن می بینیم ، و افرادی هستند که برای او افتضاح هستند ، اما او همچنین دارای یک شبکه پشتیبانی از افرادی است که وقتی او حضور دارد از او مراقبت می کنند او پایین ترین می خواهم بپرسم آیا فکر می کنید این فیلم امیدوارانه است؟ پیامی که می خواهید برای انجمن ها یا افرادی که ممکن است در چنین شرایطی قرار داشته باشند ارسال کنید؟

این قطعاً پیامی است که می خواهم بفرستم – امیدوارم. من فکر می کنم این یکی از مهمترین چیزهایی است که هر انسانی می تواند در زندگی داشته باشد. همه ما در یک زمان یا موارد دیگر چیزهای چالش برانگیزی را تجربه خواهیم کرد و این تنها چیزی است که می توانید امیدوار باشید تا امیدوار باشید. این همان چیزی است که من می خواهم

زیرا این موارد فقط سالهای زیادی ادامه دارند و بسیار دشوار و دشوار است که زنان و مردان بدانند زندگی خارج از سو abuse استفاده وجود دارد. دلیل طولانی بودن آن می تواند خطرناک بودن ترک باشد. خطرناک ترین قسمت یک رابطه سو ab استفاده ترک است.

منابع زیادی وجود دارد و این فیلم پیام خود را به زنان ارسال کرده است – زنان زیادی هستند که به ما مراجعه کرده اند و گفته اند “من این داستان را می دانم”. از هر سه نفر یک نوع رابطه با خشونت خانگی دارد ، خواه کسی را بشناسد ، آن را تجربه کرده باشد یا سو the استفاده کننده باشد. این پیامی است که من واقعاً می خواهم بفرستم و می دانم جارت می خواهد بفرستد ،

استعلام فیلم متشکرم کیت آموندسن برای وقتش

دونا با ائتلاف ملی علیه خشونت در خانواده ، که منابع لازم برای حمایت از بازماندگان و آموزش هر کسی را که مایل است بیشتر بیاموزد ، همکاری می کند. خط تلفن ملی خشونت خانگی 1-800-799-7233 (SAFE) است و لیستی از خطوط تلفنی تخصصی در اینجا وجود دارد.

https://www.youtube.com/watch؟v=gLYWVbE8gCI
دونا در 23 فوریه 2021 در همه سیستم عامل های جریان اصلی به نمایش در می آید.


Donna: Stranger Than Pretty را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با توماس کلی ، نویسنده-کارگردان تحویل شده

می توان در تولید فیلم ساخت توماس کلیها تحویل داده شده (در اصل Fanny Lyne Deliver’d) تنها. گرفتار دردسر – شروع با مرگ خشتدوست و همکار دیرینه جوزف لنگ، و بعداً چندین حمله از جانب مادر طبیعت – نویسنده و كارگردان می دانست كه این مورد باید تمام شود. پس از تأخیرهایی که در بودجه ها شخم زده شد ، او بسیاری از مسئولیت های پس از تولید را به عهده گرفت ، از جمله امتیاز و ویرایش ،

اما کار تمام شد ، و خشت“Puritan Western” که خود توصیف شده است اکنون در صورت تقاضا در دسترس است.

این فیلم خانواده لی را دنبال می کند ، بسته ای از کشاورزان مسیحی متعبد در قرن هفدهم انگلیس: پدرسالار جان (چارلز رقص) ، که راه های خالصانه آن قوی است ، مادر فانی (ماکسین پیک) ، که ثابت می کند ذهنشان کمی بازتر است ، و پسر کوچک آنها ، آرتور (زک آدامز) ایمان خانواده یک بار مورد آزمایش قرار می گیرد که یک جفت متقلب فرار از قانون – با بازی آنها فردی فاکس و تانیا رینولدز – به مزرعه خود پناه ببرند ، و انقلاب و آزادی را در جریان خون Fanny وارد کنند.

استعلام فیلم اخیراً با آنها صحبت کرده است خشت در مورد تجربیاتش در کار کردن تحویل داده شده، از جمله تلفیق ژانر ، رویکرد او در ایجاد تعارض در یک فضای بسته و کمی جنون تولید.

این مصاحبه برای شفافیت ویرایش شده است.

لوک پارکر برای تحقیق در مورد فیلم: شما فیلم را با توصیف دوره قانون پوریتانیسم به عنوان زادگاه آزادی شخصی ، سیاسی و جنسی مدرن آغاز می کنید. این یک کار معمول برای دوره ای نیست که قبلاً چیزهای زیادی درباره آن نشنیده ایم برخی از تصورات یا بینش های غلط آن زمان که می خواستید مخاطب شما درک کند ، کدام بود؟

توماس کلی: دوره کرامول لحظه شگفت انگیز بیداری فلسفی بود. پوریتان ها فقط کنترل شهرها را داشتند ، بنابراین در خارج از این مناطق بسیار آزادتر بود. مردم به تبلیغ پرداختند و تغییرات جدیدی از آیین ها را براساس کتاب مقدس مسیحیت ابداع کردند ، اما کاملاً متفاوت بود. شما می خواهید افرادی را که هنوز بر اساس کتاب مقدس استدلال می کنند ، ایجاد کنند. شما می توانید افرادی را مطرح کنید که برای حقوق زنان استدلال کنند ، موضوعی که برای جنبش Quaker بسیار مهم شد. بنابراین ، شما همه این فرقه های جدید را در یک زمان ظاهر می کنید.

مصاحبه با توماس کلی ، نویسنده-کارگردان تحویل شده
منبع: BFI

شما گفته اید که قرار نگذاشته اید این فیلم به موقع باشد و هنوز هم همینطور است. جهان بینی جمعی ما از زمان شروع کار روی این پروژه در سال 2013 بسیار تغییر کرده است. اصلاً دیدگاه شما در طول سال چگونه تغییر کرد؟

توماس کلی: هوم ، فکر نمی کنم نگاه من به داستان تغییر کند. همانطور که گفتید ، جهان در آن سالها تغییر کرده است. وقتی ما در ابتدا پروژه را اجرا می کردیم ، یک وسترن که قهرمان اصلی آن یک زن بود ، این ایده هنوز کاملاً جدید بود. اکنون ، حدس می زنم ، بسیاری از فیلم های دیگر نیز همین کار را کرده اند.

احساس می کنم معنی داستان هنوز همان است.

توضیح داده اید تحویل داده شده به عنوان “Puritan Western” ، تا آنجا که من می دانم ژانری دست نخورده است. به نظر شما کدام زیبایی شناسی یا مضامین وسترن در دوران پوریتان جای می گیرد؟

توماس کلی: من فکر می کنم بیشتر فیلم های دوره بریتانیا تمرکز خود را بر پادشاهان و ملکه ها و اشراف دارند. اما ما می خواستیم از مردم عادی و عادی فیلم بسازیم و لحظه ای فرا رسید که من فهمیدم وسترن بهترین مدل برای آن است.

بدیهی است که تاریخ آمریکا به شکلی کاملاً متفاوت روایت می شود. شما هزاران و هزاران فیلم دارید که آن را از همان منظر ضرب و شتم توصیف می کنند ، بنابراین استفاده از آن و استفاده از آن در تاریخ انگلیس نتایج جالبی را ایجاد می کند.

من هم یک طرفدار بزرگ غربی هستم. بنابراین من دو چیز را با هم جمع کردم: فیلم دوره بریتانیا و وسترن ، که الهام اصلی برای من بود.

من می دانم که شما از جک نیکلسون وسترن الهام گرفته اید ، سوار گردباد شوید، و مانند آن ، فیلم شما در یک محیط بسیار زیاد ساخته شده است. آیا می توانید در مورد ایجاد درگیری و ایجاد تنش در یک محیط با من صحبت کنید؟

توماس کلی: تعدادی از وسترن ها وجود دارند که این کار را به خوبی انجام می دهند. من می خواستم که هر یک از این شخصیت ها مجموعه عقاید بسیار متفاوتی داشته باشند. من فکر می کنم که این کلید پرتاب همه آنها علیه یکدیگر بود و به من اجازه داد آنچه را که در هنگام حضور شخصیت های خاص کنار هم قرار می گیرم کشف کنم. این چیزی است که شما باید در ابتدا تنظیم کنید و سپس از آنجا برود.

مصاحبه با توماس کلی ، نویسنده-کارگردان تحویل شده
منبع: BFI

من می خواستم در مورد آن صحبت کنم این فیلم بیشتر از طریق چهار شخصیت اصلی خود با چندین درگیری اخلاقی و سیاسی آن زمان روبرو می شود. هنگام نوشتن فیلمنامه خود ، چگونه می توانستید مسائل بزرگتر و مشخص دوران را به شخصیت ها متراکم کنید؟

توماس کلی: من زیاد خوندم من در حال خواندن بسیاری از این جزوه ها بودم که در آن زمان نوشته شده بود. چاپخانه سیاسی تازه اختراع شد و این روشی بود که مردم با آن ابراز وجود می کردند. من واقعاً سعی کردم در ذهن کسانی که این مطالب را نوشتند وارد شوم. و پس از آنکه احساس شخصیت ها را احساس کردید ، می توانید از دیدگاه آنها بنویسید ، نه اینکه در واقع سعی کنید نوعی ساختار را به آنها تحمیل کنید. فکر می کنم این فقط وارد سر شخصیت ها می شود.

این تولید با سختی انجام شد: سیل ، تأخیر ، امور مالی و البته درگذشت همکار قدیمی شما ، جوزف لنگ. از بین این همه عوضی ، چه چیزی شما را سر پا نگه داشت؟ چه چیزی شما را نگه داشت؟

توماس کلی: من روی فیلم کار کردم با جو به مدت یک سال تا اینکه در سال 2013 از دنیا رفت. ما در آن مرحله هنوز در حال تهیه فیلم نامه بودیم. از آنجا فهمیدیم که آخرین فیلم او است و لازم است این فیلم تمام شود. راب کانن، که وارد صحنه شد و در آن مرحله کار را به عهده گرفت ، هر دو احساس یکسانی داشتیم که باید فیلم ساخته شود. و ما فقط ادامه دادیم.

صحبت در مورد چیز مثبت ، شما این لوکس را داشتید که مجموعه خود را بسازید. چه مزیت هایی باعث پشت دوربین شما شد؟

توماس کلی: داشتن آن مجموعه داخلی 360 درجه به شما آزادی زیادی می دهد. می توانید از داخل به خارج سفر کنید ، دوربین را به هر جهتی که می خواهید هدایت کنید. همچنین از نظر قاب بندی و مسدود کردن ، مجموعه با در نظر گرفتن توالی های کلیدی خاصی طراحی شده است. بسیاری از آن ها از قبل برنامه ریزی شده بودند و همین امر به ما تصاویر بصری بسیار بیشتری می بخشد.

یک پایگاه ممکن وجود داشت ، یک خانه موجود ، که ما به نوعی در نظر گرفتیم ، اما این شرایط بصری را برآورده نمی کرد. خیلی محصورتر شده بود این یک فیلم کاملا متفاوت بود.

و بازیگران مقابل آن چطور؟

توماس کلی: مطمئناً از دیدگاه من ایده این بود که آنها را در دنیای فیلم غوطه ور کنم و این مجموعه به نوعی در پایان جهان بود. برای رفتن به صحنه ، جاده ای از این دست نبود. ما برای به دست آوردن همه تجهیزات در جاده ای موقت قرار گرفتیم و مثل یک هفته قبل از اینکه فیلمبرداری را شروع کردیم ، دوباره آن را بیرون آوردیم. همه مجبور بودند از آن تپه بزرگ پایین بروند تا وارد صحنه شوند.

مصاحبه با توماس کلی ، نویسنده-کارگردان تحویل شده
منبع: BFI

این دنیای کوچک و محدود خودمان بود. امیدوارم که این امر به آنها کمک کند تا شخصیت پیدا کنند.

اکنون ، من می دانم که بسیاری از مسئولیت های تولید و پس از تولید از جمله ایجاد امتیاز ، به عهده شما است. با توجه به اینکه بخشی از برنامه اصلی شما نبود ، فکر می کنید نقش شما به عنوان نویسنده و کارگردان چه تاثیری بر موسیقی فیلم داشت؟

توماس کلی: من فکر می کنم وقتی به عنوان کارگردان به آن می پردازید ، یکی از چیزها این است که شما بیشتر روی زمان بندی و گرفتن کلیدها و علائم اصلی متمرکز هستید. من فهمیدم که ممکن است برای ساختن این چیز ، ساخت موسیقی از کارگردان و جستجوی نشانه ها ، کمی مبارزه باشد. معنای واقعی آن این است که مشکلات بیشتری برای رهبر ارکستر و بازیکنان ایجاد می کند. وقتی ما در حال ضبط موسیقی بودیم ، آنها مجبور بودند با این آهنگ کلیک واقعا عذاب آور کار کنند.

تحقیق فیلم می خواهد از توماس کلی تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد!

تحویل شده در صورت تقاضا در دسترس است.

https://www.youtube.com/watch؟v=k55zEco8hNE

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار

آیا چرت زدن قبل از گفتگو با من اشتباه بود آدام استووال و مک لود اندروز – کارگردان و ستاره انتشار ARROW اخیر ، یک شبح منتظر می ماند – یا اینکه گفتن در این باره اشتباه بود؟ برای اینکه با من و برنامه خواب وحشتناک من دست و پنجه نرم کنید ، مصاحبه ما مملو از سخنان ناخوشایند تصادفی و مزخرف بود. من مطمئن هستم که آنها ناامید خواهند شد که دریابند این وقفه های احمقانه (البته خنده دار) در کف اتاق برش خودم بوده است. من نمی توانستم بفهمم که چگونه آنها را هجی کنم.

اما جذابیت و روحیه سرگرم کننده آنها نباید برای من تعجب آور باشد. بالاخره آنها عقب بودند یک شبح منتظر می ماند، یک فیلم جذاب و پر از سرگرمی در باره روح. اندروز نقش جک را بازی می کند ، کاردستی تنها و افسرده – مبتنی بر نویسندگی / کارگردان استووال – آخرین پروژه فوقانی رفع کننده آن که اتفاقاً یک خانه خالی از سکنه است. بر خلاف مستاجران قبلی خود ، جک تحت تأثیر سخنان شغلی این مکان ، موریل (ناتالی واکر) ، و درعوض به فضل های ارواح او دست می یابد … و این باعث ناراحتی رئیسان دیوان سالار خود می شود.

استعلام فیلم صحبت کرد استووال و اندروز درباره تجربیات آنها در کار بر روی فیلم ، از جمله رویکرد کم بودجه آنها در تولید غلتک – از جمله تغییر دیرهنگام به سیاه و سفید – و همکاری آنها با همبازی ناتالی واکر.

این مصاحبه برای وضوح و اختصار ویرایش شده است (خداحافظ ، برهم زدن).

لوک پارکر برای تحقیق در مورد فیلم: از آنچه من فهمیدم ، آدام ، الهام این فیلم از یک بازی ویدیویی و یک کمیک ساخته شده است. برای من ، این تقریباً شبیه یک معادله ریاضی دیوانه کننده است ، مانند “بازی ویدیویی + طنز = فیلم”.

آداماستووال: تقریباً نحوه کار من این است. من می پرسم ، “چگونه می توانم این عجیب ترین معادله ریاضی را که می توانم قرار دهم؟”

این خیلی هنری نیست. این علمی تر است

آداماستووال: عجیب است. من به نوعی فهمیدم که نوشتن چیزی را شروع نمی کنم تا زمانی که فکر نکنم کارساز باشد ، زیرا در این صورت مشکلی برای حل دارم.

چگونه آن دو فرم – کمیک و بازی ویدیویی – برای فیلم گرد هم آمدند؟

آدام استووال: خوب ، بازی ویدیویی است P.T.، این بازی پازل خانه اول شخص و خالی از سکنه. دوستانم مرا مجبور کردند که آن را بازی کنم و من واقعاً یک بازیگر بزرگ نیستم ، اما توسط این بازیکن طراحی شده است گیلرمو دل تورو و هیدئو کوجیما، بنابراین آنها مانند “شما باید این را بازی کنید.” و وقتی این کار را کردم ، من آنها را وادار کردم که خنده شان را بشکنند ، زیرا این عکس العمل من بود که به یک خانه ارواح برخورد کردم. بنابراین ، صدای مهیبی اتفاق افتاد و من دقیقاً مانند “نه ، من نیازی به تحقیق در مورد آن ندارم”.

مک لود اندروز: ولی آدام، این کل موضوع است! که شما بروید و تحقیق کنید

آدام استووال: و به همین دلیل بازی نمی کنم! اما بعد ، این فکر باعث شد من به یک فیلم با شخصیتی شبیه خودم فکر کنم که نسبت به یک خانه جن زده واکنش نشان می دهد. چون فکر نمی کردم قبلاً چنین چیزی را دیده باشم

این کمیک وب “شنبه صبح غلات صبحانه” است. پسری از دختری می پرسد که فکر می کند آمریکایی ترین فیلم چیست و او می گوید شکارچیان شبح زیرا این یک فیلم است که شما اثبات اثبات زندگی پس از مرگ دارید که همه چیز در مورد رشد یک تجارت کوچک و هدایت بوروکراسی دولتی است. من مثل این “خنده دار” بودم ، اما “اوه ، آره!” اگر یک شبح می دیدید ، این بدان معنی است که یک زندگی پس از مرگ وجود دارد. من سوالات زیادی دارم.

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار
منبع: پیکان

این دو چیز ستون فقرات آنچه را تشکیل داده است تشکیل داده اند یک شبح منتظر می ماند. در اصل ، پایان دیگری وجود داشت زیرا چیز معمول با ارواح این است که تجارت ناتمامی وجود دارد. من یک پایان داشتم که از آن استفاده کردم ، اما خیلی خوب نبود. خیلی راضی کننده نبود. بنابراین ، من آن را قلمداد کردم و این ایده بازجویی از اینکه چرا همیشه کار ناتمامی است را ایجاد کرد. داستان های شبح تمایل دارند که پایه های یکسانی را پوشش دهند ، بنابراین بیایید پایگاه های مختلفی را اجرا کنیم. بیایید از این ایده جدا شویم که او در آنجا مرد و بنابراین در آنجا گیر کرده است.

اگر ارواح خالی از سکنه باشند ، این وظیفه آنها است. بیایید مثل یک شغل با آن رفتار کنیم.

اکنون ، شما بچه ها اعتبار نوشتن این پروژه را به اشتراک گذاشتید. در حال تماشای ، من یک سر واضح اشاره کردم که حس ششم. من دوست دارم با فیلمسازان جوان درباره الهامات فیلمشان صحبت کنم. چند نفر از شما بودند؟

آدام استووال: خوب ، خدا به شما برکت دهد که ما را جوان صدا کردید.

من این قانون را دارم که شما هرگز نباید به مخاطب یادآوری کنید که می تواند فیلم بهتری را تماشا کند ، بنابراین من سعی می کنم ادای احترام یا چیز دیگری نکنم. وجود دارد یکی صحنه ای در این فیلم که ما فقط از یک فیلم دیگر دزدیده ایم. همچنین ، ما دوستداران بزرگ فیلم هستیم ، بنابراین منطقی است که به نوعی در ترکیب پاشیده شود.

این س ،ال که چه فیلم هایی از این موضوع الهام گرفته اند ، موسیقی بیشتری است که هنگام نوشتن من الهام گرفته است. و سپس ، همچنین ، من نمی دانم من کاملاً فیلمهای زیادی می بینم. من قبلاً روزنامه نگار سینما بودم و سالانه 300 فیلم می دیدم. شما فقط به جایی رسیده اید که می خواهید ساختار سه بازی را بسوزانید و فکر می کنید ، “شاید الان از فیلم ها متنفرم؟” و یا می توانید اجازه دهید که آن را تخلیه کند یا می توانید از آن بازجویی کنید.

دوست من، نیک تورکتل، که یکی از تهیه کنندگان مشترک این فیلم بود ، دوست دارد بگوید ، “من به عنوان یک هنرمند ، یک تخریب کننده هستم. برای درک آن باید چیزی را از بین ببرم. “

مک لود اندروز: این آدم برای توست ، ویرانگر جهانها. [laughs]

آدام استووال: به من نگاه کن و لرزید! [laughs]

اما ، به معنای کلان ، بازگشت به آینده و داستان عامهپسند دو فیلمی بودند که به عقب نگاه کردم و گفتم ، “من می خواهم این کار را انجام دهم!” هر دوی آنها بخشهای عظیمی از عشق من به سینما هستند.

شما در مورد MacLeod چطور؟

مک لود اندروز: خوب ، از نظر فنی ، اعتبار نوشتن من کمی بعد از واقعیت آمد. وقتی ما در حال انجام دوباره عکاسی ها بودیم ، آنجاست آدام و من به نوعی صحنه های مشترک را برای رفع برخی از عناصر طراحی کردم. بسیاری از نیمه اول فیلم جایی است که می بینید تأثیر من وارد شده است.

بنابراین ، واقعاً نمی توانم بگویم که من در آغاز فیلم چیزی را تحت تأثیر قرار داده ام ، زیرا اینگونه نبودم حاضر در ابتدای فیلم. می توانم به شما فیلم هایی بگویم که دوست دارم؟

سه تا به من بده

مک لود اندروز: بید، عروس شاهزاده خانم، و ویلی وونکا و کارخانه شکلات سازی.

من می دانم که این یک محصول کم بودجه بود ، که تقریباً یک سنت قدیمی در ژانر وحشت است. این به بسیاری از مواردی که من “ساخت فیلم MacGyver” می خواهم نیاز دارد. آیا هرکدام می توانید در مورد راه هایی که می خواهید تأثیر خود را در بودجه نسبتاً کم به حداکثر برسانید صحبت کنید؟

مک لود اندروز: من فکر می کنم همه چیز در مورد استفاده از منابعی بود که ما داشتیم. این شما را مجبور می کند که خلاقانه فکر کنید و از انتخابهای اولیه که نمی توانید انجام دهید اجتناب کنید. اینطور خواهد بود ، “اوه ، بگذارید انجام دهیم … نه ، نمی توانیم چنین کاری کنیم” ، و “بیایید امتحان کنیم … نه” بنابراین شما به جادوی ساده تری تکیه می کنید. شما می دانید که یک سه پایه دارید ، بنابراین ما می توانیم یک صفحه شلیک کنیم و روح را از آن حل کنیم. شما می توانید دو نفر داشته باشید که با یکدیگر صحبت می کنم

و بعد ، بعضی چیزها فقط به این دلیل است که سرگرم کننده است. خودتان را خیلی جدی نگیرید. مثل باز شدن کابینت ها ، ما فقط خط ماهیگیری داشتیم. و به دلیل شوخ طبعی در این فیلم جای آن وجود دارد.

آدام استووال: همچنین خنده دار است زیرا وحشت وجود دارد ، عاشقانه وجود دارد ، کمدی وجود دارد و احساس می کنم ما به طور طبیعی روی عاشقانه و کمدی تمرکز کرده ایم. میتوانم به خاطر بیاورم MacLeod گفت: “ما واقعاً باید کمی وحشت بیشتری در این مورد ایجاد کنیم. بیایید حرکت نیمکت را انجام دهیم ، بیایید این کار را انجام دهیم … “و این کارهای بسیار ساده ای است ، مانند باز شدن درب پشت جک هنگام بررسی کوره.

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار
منبع: ARROW

شما صادقانه آن را مسلم می دانید. من حتی به چیزهای ترسناک کوچک فکر نمی کردم. اما پس از آن شما آن را انجام می دهید ، و بسیار دیوانه است. شما در یک اتاق با 400 نفر هستید که همه آنها یک میلیون در را در پشت فیلمهای شخصی باز کرده اند ، و هنوز هم کار می کند. دیوانه است

مک لود اندروز: این پیدا کردن یک چیز ساده است که به سادگی نمی تواند باشد.

آدام استووال: وقتی با چنین بودجه کم کاری می کنید ، استفاده از آن بهانه بسیار آسان خواهد بود. اما ما تصمیم گرفتیم که نمی خواهیم از آنچه نداریم ابراز تاسف کنیم. ما فقط می خواستیم از جهنمی که داریم استفاده کنیم و بنابراین ، سادگی ، سادگی ، سادگی به ستاره شمالی تبدیل شد. مانند ، “خوب ، ما نمی توانیم یک اثر عظیم را تحمل کنیم. چی می توان ما انجام می دهیم؟ “

مک لود اندروز: مثل تربیت موریل است. می توانیم یک فن جعبه ای بدست آوریم و دوربین را کج کنیم تا این توهم را ایجاد کند که او از زمین بلند می شود.

من می خواستم در مورد جلوه ها صحبت کنم زیرا من خوانده ام که برنامه اصلی این فیلم شامل زیبایی سیاه و سفید نبوده است ، که فکر کردن به آن نوع دیوانه کننده است زیرا این ظاهر بسیار هدفمند و هدفمند است.

آدام استووال: به نظر می رسد نوعی مبانی است ، نه؟ مانند چیزی که می خواهید از قبل برنامه ریزی کنید؟ [laughs]

آدام ، آیا می توانید در مورد تصمیم تغییر رنگ به سیاه و سفید صحبت کنید؟

آدام استووال: من عاشق زیبایی شناسی سیاه و سفید هستم. بنابراین وقتی همه اینها را تنظیم می کردیم ، به یاد می آورم که در یک پیشاهنگی مکان بودم چنی چن، UPM (مدیر تولید واحد) ، و گفت ، “شما می دانید ، من فکر می کنم من می خواهم این سیاه و سفید باشد.” و او نه ، کاملا نه به این دلیل که سیاه و سفید یک فروش بسیار سخت است. ما به دلیل سیاه و سفید بودن فیلم ، از جشنواره ها و توزیع کنندگان منفی زیادی گرفتیم ، اما من آن را دوست دارم!

ما آن را به صورت رنگی شلیک کردیم. ما قصد داشتیم آن را به صورت رنگی درست کنیم. ما برای تقویت ارواح و همه چیز برنامه ای برای کاری که می خواهیم در After Effects انجام دهیم ، داشتیم. در عکاسی اصلی ، مایک پاتر فیلم را ضبط کرد ، او نوعی دکمه نورپردازی حداقل داشت و از دوربین خود که یک Blackmagic URSA mini ، یک 4K و دوربین من است که یک Blackmagic Pocket Cinema ، یک دیجیتال 16 بود ، استفاده می کرد.

و هنگامی که من از وانت ها عکس می گرفتم – چون توانایی بازگشت کسی را نداشتیم – از نور طبیعی استفاده می کردیم ، خارج از یک عکس که نمی توانستیم از نور طبیعی برای آن استفاده کنیم و این فقط دوربین من بود. وقتی زمان ویرایش و اصلاح رنگ فرا رسید ، از نظر بصری تا حدی که من می خواستم منسجم نبود. داشتم خودم را دیوانه می کردم و سعی کردم آن را کاملا مطابقت دهم و سرانجام ، یک روز ، MacLeod گفت ، “آیا شما در مورد سیاه و سفید ساختن آن فکر کرده اید؟” و من گفتم ، “من دارم!”

بنابراین ما یک LUT سیاه و سفید روی فیلم انداختیم ، که یک الگوریتم تصحیح رنگ است ، و این چیزی نیست که ما در نهایت استفاده کردیم – آری روچیلد، که واقعا کار بزرگی را انجام داد و آن را تنظیم کرد – اما دومی که ما آن LUT را رها کردیم ، احساس خوبی داشت. نه تنها به نگرانی های فنی رسیدگی کرد ، بلکه به صورت موضوعی و موضوعی ، که فیلم بود

بسیاری از این احساسات بنیادی که من در مورد آن صحبت کردم ناشی از قسمتهای ماورا طبیعی فیلم است – خطرناک بودن در سکانسهای رویایی و به خصوص ظاهر موریل. آیا هنگام تغییر رنگ به سیاه و سفید ، چیزی در مورد قسمتهای ماورا الطبیعه تغییر کرد؟

مک لود اندروز: به طور معمول ، به خصوص در وحشت ، اگر می خواهید سیاه و سفید شوید ، انگیزه این است که واقعاً کنتراست سختی داشته باشید ، مانند اینکه سایه ها را واقعا برجسته کنید. این یک انتخاب کاملا خوب است ، یک انتخاب بسیار جذاب است اما به نظر قلب این فیلم نمی رسید. بنابراین ، ما به سراغ یک پالت رنگ روشن و خاکستری تر رفتیم فقط به دلیل اینکه احساس آن درست تر بود. شاید کمتر ترسناک باشد ، اما …

آدام استووال: من فکر می کنم چیزی که باعث احساس درست شده این است که زندگی بیش از حد رنگی است. با تخلیه رنگ ، بیانگر بی روح بودن این دو شخصیت است. و اگر همه سفید پوستان و سیاه پوستان باشد ، این وجود ندارد. برای انتقال زندگی داخلی آنها باید در مقیاس خاکستری باشد.

من می دانم که شما در اصل قصد داشتید نقش موریل را به سراغ بازیگر دیگری بروید ، دوستی که در واقع قسمت را برایش نوشتید. چطور ناتالی به بخشی از پروژه تبدیل شد و چه شد که انتخاب او به درستی انجام شد؟

آدام استووال: خوب ، او نور استعدادی درخشان است که همین باعث شده او انتخاب درستی باشد.

من او را در توییتر دنبال می کردم. او این خلاصه داستان را انجام داده است شبح اپرا که فقط خنده دار بود. بنابراین ، وقتی دوست ما در یک برنامه تلویزیونی انتخاب شد و ما را به صفحه نقاشی بازگرداندند ، یادم آمد که ناتالی نه فقط یک نویسنده است ، بلکه او نیز یک بازیگر است. در وب سایت وی هیچ کلیپی وجود نداشت ، اما ایمیل او در آنجا بود. بنابراین من به او ایمیل زدم و در مورد فیلم به او گفتم. من گفتم من فکر کردم او برای یک قسمت واقعا خوب است و اگر علاقه مند باشد می تواند با من تماس بگیرد. او انجام داد؛ من فیلمنامه را برای او فرستادم. او آن را دوست داشت او یک نوار خودکار درست کرد و به معنای واقعی کلمه همان دومی که شروع می شود ، مثل این بود که “اوه ، این موریل است!”

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار
منبع: پیکان

ناتالی آیا این شخص بسیار جوشان است ، فقط یک بزرگ شخصیت او وارد می شود و یک اتاق را پر می کند. من دیدم که او در خارج از برادوی نمایش می دهد که در آن کمربند می زند و من فقط گریه می کنم. او شگفت انگیز بود بنابراین ، وقتی او نوار خود را ارسال کرد ، بسیار عالی بود. ما به او پیشنهاد نقش دادیم و او را وارد هواپیما کردیم. و آنها در صحنه یکدیگر دیدار کردند ، MacLeod و ناتالی. هیچ شیمی خوانده نشده است.

MacLeod ، این در واقع همان چیزی است که من قصد داشتم از شما بپرسم زیرا بسیاری از این فیلم به شیمی شما با ناتالی بستگی دارد. بدون وقت برای تمرین ، آن شیمی را به چه چیزی نسبت می دهید؟ لطفا در مورد همکاری شما با هم صحبت کنید

مک لود اندروز: من در تجربیات خود دریافته ام که شیمی عالی وقتی افراد به صورت کاملاً حرفه ای وارد صحنه می شوند ، می آید. آنها می دانند که شغلشان چیست ، آنها می دانند که چرا آنها آنجا هستند ، و شما هیچ وقت را در hangup یا در حالت دفاعی تلف نمی کنید. شما می گویید ، “کار من دوست داشتن تو است. بنابراین در حالی که مشغول تصویربرداری از این صحنه هستیم ، من یک کتاب باز هستم. بیایید صحبت کنیم و این حرفه ای بودن مانع از این می شود که “آیا این واقعی بود؟” شما فقط داخل شیرجه می روید.

در واقع مطمئن نبودم ، زیرا با هر دو نوع بازیگر ارتباط برقرار کرده ام و نمی دانستم با چه چیزی قرار خواهم گرفت ناتالی. اما دومی که شروع به تیراندازی کردیم ، او مانند “بله ، ما حرفه ای هستیم ، بگذارید این کار را بکنیم.” و من مثل “فری بله ، بگذارید این کار را بکنیم!” بنابراین ما فقط لذت بردیم.

او یک کمدین درخشان است. او در بداهه نوازی عالی است ، بنابراین وقتی او داشت به من انرژی می انداخت ، من فقط سعی کردم این را ادامه دهم و تلافی جویی کنم.

آدام استووال: این همان چیزی است که آنها وقتی با کسی تنیس بازی می کنید می گویند: بازی با یک تنیسور بهتر نیز بازی شما را بالا می برد.

تحقیق فیلم می خواهد از Adam Stovall و MacLeod Andrews تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

A Ghost Waits برای پخش جریانی منحصر به فرد در ARROW در دسترس است.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“من همیشه شیفته داستان احساسی و انسانی هستم.” مصاحبه با ریک رومان واگ ، مدیر GREENLAND

حتی تماشای تریلر برای گرینلند، آسان است که توسط دنباله دارهای شومی که در فضا به سمت زمین پرتاب می شوند ، انجام شود. خیلی آسان است که خود را در چنگال آن بحران بیندازید ، جایی که خیره شدن به آسمان و نگاه کردن به اجتناب ناپذیر غیرمنصفانه نیست. اما به کارگردان Ric Roman Waugh’s اعتبار ، این هیجان انگیز مبتنی بر اساس عمل را کاملاً شیب دار نگه می دارد زیرا یک خانواده هر کاری را که می تواند برای در کنار هم ماندن و فرار از آنچه باید احساس شود و شبیه سرنوشتشان باشد انجام می دهد.

بازیگر جرارد باتلر و مورنا باکارین، فیلم احساس می کند همتای کاملی برای سرزمین مملو از ویروس است و در آماده سازی برای انتشار Blu-ray در 9 فوریه ، فیلم تحقیق با واو درباره تجربه کار در این فیلم ، از جمله همکاری در حال پیشرفت با او خدمتکار و رویکرد او برای ایجاد تعادل در یک داستان انسانی تحت یک پرچم فاجعه انگیز.

این مصاحبه برای شفافیت ویرایش شده است.

لوک پارکر برای تحقیق در مورد فیلم: این یک فیلم فاجعه است ، اما به نظر می رسد ستاره های دنباله دار و تخریب بیشتر نقش عقب را برای افرادی که فیلم با آنها روبرو می شود ، می گیرد. آیا توصیف می کنید؟ گرینلند بیشتر به عنوان یک داستان انسانی تا یک فیلم فاجعه؟

ریک رومن واو: بله ، این در واقع قسمت مورد علاقه من در ساخت فیلم بود. هر وقت فیلمنامه ای می خوانم ، همیشه مجذوب داستان احساسی و انسانی می شوم. من آن را “پنهان کردن نخود فرنگی در پوره سیب زمینی” می نامم. شما می خواهید یک هیجان بزرگ برای مخاطبان ایجاد کنید و می خواهید آنها را سرگرم کنید – این هدف اصلی شما است – اما همچنین ، من می خواهم که آنها چیزی را احساس کنند. من می خواهم که آنها از نظر روحی احساسی باشند ، چیزی که فیلم می تواند در آن تأثیر بگذارد و آنها را به فکر وا دارد.

منبع: تصاویر جهانی

وقتی می خوانم گرینلند، فهمیدم که این فیلم هرگز درباره دنباله دار نبوده است. آن هیولا بود هم شناسایی آسان هیولای دیگر خود بشریت بود. این در مورد کاری بود که ما در یک وضعیت مرگ یا زندگی انجام می دهیم. توجه داشته باشید ، این همه قبل از COVID بود. ما این فیلم را دو تابستان پیش ساخته بودیم ، قبل از اینکه حتی بدانیم که یک بیماری همه گیر در حال آمدن است و غیره. بنابراین شما سعی دارید این موقعیت های فرضی را ایجاد کنید و بفهمید که مردم چگونه عکس العمل نشان می دهند ، چه اتفاقی می افتد و چه اطلاعاتی خواهیم گرفت. در یک زمان ، ما فکر می کردیم که اخبار زیادی را در فیلم نشان داده ایم ، مردم نمی خواهند آن را بشنوند. و سپس ما از یک همه گیری رنج می بریم و مطمئن نبودیم که چنین چیزی داشته باشیم کافی اخبار در فیلم! [laughs] فقط ثابت است

اما به نظر من ، این واقعیت را دوست دارم که فیلم بیشتر از درون به نظر می رسید. این در مورد بودن در کنار این خانواده و دیدن فاجعه از دیدگاه آنها بود تا بتوانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و تعجب کنیم که اگر ما و خانواده خودمان باشیم چگونه می شد.

شما فقط به ساخت این فیلم قبل از همه گیری و موقعیت های فرضی ای که باید ایجاد می کردید اشاره کردید. اکنون که نگاهی اجمالی به هیستری مدرن انداخته ایم ، آیا در مورد واکنش توده های مردم به این بحران چیزی تغییر می دهید؟

ریک رومن واو: نه. برای من ، مهمترین چیزی که باید بخاطر بسپارم این است که من به عنوان یک فیلمساز ، مستند نمی سازم. من سعی می کنم نوعی سرگرمی ایجاد کنم. اما اصالت همیشه نان و کره من بوده است ، و چیزی که من با آن شناخته شده ام – خواه من شما را به زندان می برم (جنون) یا افتاده است حق رای دادن با جرارد باتلر در آخرین ، و با این یکی در گرینلند.

شما در حال تلاش برای ایجاد موقعیت هایی هستید که کاملاً مستدل و معتبر باشند اما دارای حس بالاتری نیز باشند تا بتوانید یک تجربه سینمایی داشته باشید. و فکر می کنم برای آنچه می خواستیم ، همه چیز در آن جا مشخص بود. باز هم ، این کاملاً خاص این ایده بود که شما از این هیولا فرار می کنید که اجتناب ناپذیر است ، و من رویارویی در فیلمنامه با آن واقعیت را دوست داشتم. این اتفاق می افتد و هیچ راهی برای متوقف کردن آن وجود ندارد ، بنابراین وقتی می دانید که پایان جهان فرا می رسد چه کاری انجام می دهید؟

با توجه به این یادداشت ، آیا ترفندی برای ایجاد تعادل و حفظ شخصیت در هیاهوی یک صحنه خطرناک و مبتنی بر اکشن وجود دارد؟

ریک رومن واو: این همیشه در مورد حمله به صحنه از نظر احساسی و صمیمی است. اگر فکر می کنید که می خواهید مخاطب از نظر شخصیت برخوردار باشد و احساس شخصیت را احساس کند ، بنابراین دوربین فیلمبرداری و تنظیم رقص و همه چیزهایی که تا موسیقی ادامه دارد تأثیرگذار است. آنها قصد دارند این رشته منسجم را بین مخاطب و شخصیت ها ایجاد کنند.

منبع: تصاویر جهانی

می دانید ، شما امیدوارید که آنقدر باهوش باشید که افراد بسیار باهوش تری را در اطراف خود استخدام کنید تا آنها بتوانند به شما در دستیابی به چشم انداز و آنچه می خواهید کمک کنند. بنابراین وظیفه فیلمساز این است که از همان ابتدای پروژه لحن و انتقال حس سفر شما به دنبال آن باشد. و برای من ، این همیشه از شخصیت ناشی می شود – چه اکشن باشد ، چه درام ، یا یک لحظه ایستا ، محتوای احساسی کاری که ما انجام می دهیم چیست.

یک صحنه اکشن وجود دارد که من می خواستم به طور خاص در مورد آن صحبت کنم ، و آن جنگ نزدیکی در کامیون تختخواب است. آیا می توانید من را از طریق برنامه رقص آن صحنه ، بین مجریان و فیلمبردار راه بیندازید؟

ریک رومن واو: نکته در مورد کار با گری [[خدمتکار]که یک نعمت بزرگ برای من بوده است ، او واقعاً یک بازیگر با استعداد است ، اما همچنین واقعاً با استعداد در برنامه رقص و ورزش. بنابراین می توانم او را در موقعیت هایی قرار دهم که شما معمولاً بازیگر را در آن قرار نمی دهید. من می خواستم این مبارزه را در بزرگراهی در پشت این بستر شراب با سرعت 70 مایل در ساعت انجام دهم تا بتوانید تلاطم و باد صفحه سبز وجود ندارد. و دقیقاً اینگونه بود که ما این کار را انجام دادیم. ما این کار را واقعی کردیم.

در پشت دوربین های دستی نیز داشتیم و چه جالب است گری این است که شما انتظار دارید بدلکاران از محیط پیرامون خود آگاه باشند تا همه در امنیت باشند – و او مانند آن است. او چنان آگاهی و برنامه نویسی خوبی داشته است که من می توانم او را در حالی که بمب می ترکد رانندگی کند. می توانم او را وادار کنم که در پشت تخت چوب با چکش بجنگد. ما می توانیم او را در موقعیت هایی قرار دهیم که شما به آنچه من برای آن می خواهم برسید ، که محتوای احساسی عمل است. نه فقط عمل به خاطر عمل.

این دومین فیلم پیاپی شما با گری است که سومین فیلم آن در دست ساخت است. همکاری شما در این پروژه ها چگونه تکامل یافته است؟

ریک رومن واو: این خارق العاده است. چیزی که واقعاً برای من و گری مفید است این است که ما ابتدا دوست بودیم – حدود ده سال یکدیگر را می شناختیم – و سپس من خیلی خوش شانس بودم که او مرا دعوت کرد افتاده است حق رای دادن با فرشته. شما همیشه تعجب می کنید که آیا می خواهید شیمی استفاده کنید. شما امیدوارید که انجام دهید. و این درست مثل یک میله برق در کنار ما بود.

اما فکر می کنم چیزی که برای ما مفید است صداقت و احترام است. او می داند که من چقدر به او احترام می گذارم و من می دانم که او چقدر به من احترام می گذارد ، اما ما با هم صادق بودیم. ما مشتی در دست نداشتیم. اگر یکی از ما با مشکلی روبرو بود ، آن را مطرح می کنیم.

با این شفافیت ، دانستن اینکه شما مورد قضاوت قرار نخواهید گرفت و فقط سعی در افزایش سطح مجاز دارید ، ما می توانیم به دنبال چیزهایی برویم که مظنونین معمول نیستند. منظورم این است که یک فیلم فاجعه بسازیم که واقعاً مربوط به بشریت باشد ، و قندهار، پروژه ای که در مرحله بعدی انجام می دهیم ، مربوط به خاورمیانه و انسانیت منطقه است اما به روشی گفته شده است که قبلاً ندیده ایم. داشتن شخصی که فیلم های مورد نظر شما را می گیرد و بالعکس ، جایی که با انگیزه احساسی سرگرم کننده هستند ، سرگرم کننده است.

با قندهار، چه اتفاقی می افتد با تولید؟ آیا منتظر هستید تا COVID عبور کند؟

ریک رومن واو: ما قرار بود در حال حاضر فیلمبرداری کنیم ، اما به دلیل چقدر شدت موج در اروپا و اکنون ، بدیهی است ، در سراسر آمریکا ، دکمه مکث را برای ایمنی فشار داده ایم. این یک فیلم بین المللی است که در بسیاری از کشورهای مختلف دارای قطعات متحرک است. بنابراین ، ما می خواهیم دوباره به چیزهای آن فیلم در پاییز بازگردیم.

منبع: تصاویر جهانی

ما از این موضوع بسیار هیجان زده هستیم. ما هنوز هم اقدامات احتیاطی ایمنی را خواهیم داشت ، و ما همچنان پروتکل COVID را دنبال خواهیم کرد ، و من فکر می کنم مردم درک خواهند کرد که راهی برای زندگی با آن وجود دارد. شما می دانید ، امیدوارم که افراد کافی یاد بگیرند که با پوشیدن ماسک های خود یکدیگر را ایمن نگه دارند و امیدوارم که واکسن ها ما را از این قوز عبور دهند. اما ما تسلیم نمی شویم ما این فیلم را خواهیم ساخت. برای ما خیلی مهم است

من می خواستم در مورد ظاهر فاجعه صحبت کنم. خوشبختانه شما طوفان های دنباله دار خرد کننده زمین را نداشتید تا بتوانید این فیلم را براساس آن تنظیم کنید. آیا می توانید کمی درباره روند تصمیم گیری و اینکه تیم شما برای دستیابی به آن نگاه شوم و در عین حال واقع گرایانه چه تحقیقی انجام داده صحبت کنید؟

ریک رومن واو: من واقعاً می خواستم این حس را داشته باشم که ، اگر به آن فکر می کنید ، وقتی اولین دنباله دار می زند ، وقتی اولین قطعه می زند ، شما شب می شوید. بنابراین شما کل این شب را می گذرانید و نمی فهمید که چگونه جهان دوباره شکل گرفته است ، و سپس صبح روز بعد از خواب بیدار می شوید …

متأسفانه ، ما توانستیم آتش سوزی های استرالیا و چگونگی تبدیل آسمان به این رنگ شوم و تنباکو را بررسی کنیم. و برای ما ، با دانستن اینکه شما با آتش سوزی های متعدد و چندین ضربه و ترکش روبرو هستید ، و پس از تحقیق در مورد آخرین رویداد انقراض زمین ، دانستیم که گرد و غبار و خاکستر تقریباً خورشید را مسدود می کند. ما همه اینها را به یک مجوز خلاقانه منتقل کردیم تا آن طلوع جدید را ببینیم تا ببینیم جهان تغییر کرده است.

استعلام فیلم از ریک رومن ووگ برای وقت گذاشتن برای صحبت با ما تشکر می کند!

گرینلند اکنون به صورت دیجیتالی در اختیار شما قرار دارد و از تاریخ 9 فوریه در Blu-ray / DVD در دسترس خواهد بود.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Sundance 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده کیت تسانگ از فیلم MARVELOUS AND THE BLACK HOLE

ایجاد روایتی که تکه هایی از زندگی کودکی خودش را بافته باشد ، کیت تسانگ اولین کارگردانی چشمگیر کارگردانی را انجام داده است شگفت انگیز و سیاه چاله. این فیلم یک بررسی دقیق از چگونگی دشوار بودن یافتن امید در زمان تاریکی است و بازی های فوق العاده ای را از یک بازیگر برجسته ارائه می دهد. تسانگ با Film Inquiry درباره این فیلم صحبت کرد که قرار است اولین بار در جشنواره فیلم ساندنس در سال 2021 به نمایش در آید.

ویلسون كوانگ برای تحقیق در مورد فیلم: من می دانم كه این فیلم براساس برخی از تجربیات شخصی شما ساخته شده است ، اما همچنین كاملاً زندگینامه ای نیست. آیا می توانید در مورد اینکه چگونه تصمیم گرفتید چه قسمت هایی از زندگی خود را شامل کنید و چه قسمت هایی را تغییر دهید صحبت کنید؟

کیت تسانگ: من می خواستم برای خود جوانم چیزی درست کنم زیرا پدر و مادر من از جوانی طلاق گرفته بودند. همین تجربه تغییر دهنده زندگی بود که مرا به افسردگی و احساس انزوا کشاند. و در این مدت ، پدربزرگ من از هنگ کنگ آمد. من بین خانه مادرم در شمال کالیفرنیا و خانه پدرم در هنگ کنگ می پریدم. این بسیار گمراه کننده بود و پدربزرگم می دید که من در تلاش هستم. او به من نزدیک شد ، من را برای آنچه که هست دید ، در مورد من قضاوت نکرد ، و اساساً به من حیاط نجات مورد نیاز من تبدیل شد. او بهترین دوست من شد

Sundance 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده کیت تسانگ از فیلم MARVELOUS AND THE BLACK HOLE
منبع: جشنواره فیلم ساندنس

شب ها برایم کمک می کرد تا بخوابم داستانهایی تعریف می کرد. بعداً فهمیدم که این افسانه هایی که او برای من تعریف می کرد در واقع تجربیات شخصی اش در اشغال هنگ کنگ توسط ژاپنی ها است که او را به داستان هایی تبدیل کرد که واقعاً زیبا و نشاط آور بودند. این همان درسی است که مارگوت (رئا پرلمن) سامی را آموزش می دهد (میا چک) در فیلم. وقتی کار فیلمنامه را شروع کردم ، رابطه اصلی آن از رابطه من و پدربزرگم الهام گرفته شد. و من مرگ والدین را تجربه نکردم ، اما به نوعی ، مرگ خانواده ام را همانطور که می دانستم تجربه کردم.

آیا در طی مراحل خلاقیت نکته ای وجود داشت که به فکر این باشید که همه چیز را بر اساس خانواده خود تنظیم کنید؟

کیت تسانگ: من می گویم زیرا فیلم های مورد علاقه من فیلم هایی هستند که شخصیت های خارق العاده ای دارند در یک محیط زمینی – مانند توتورو یا ادوارد دست قیچی – من می خواستم با آن روحیه چیزی بسازم. من می خواستم آن را کمی افزایش یابد ، به همین دلیل من سحر و جادو را انتخاب کردم. دلیل اینکه من فقط در مورد پدربزرگم موفق نشدم این بود که می خواستم یک شعبده باز زن را ببینم. سحر و جادو نیز برای این فیلم مهم است زیرا درمورد امکان پذیر ساختن غیرممکن است. و مخصوصاً برای کنار آمدن سامی با مرگ مادرش ، که کاری غیرممکن به نظر می رسد. فقط از طریق کار با مارگو و انجام هر روز این معجزات کوچک جادویی است که وی را در برابر این امکان باز می کند و دوباره تعجب می کند.

چگونه پرش از فیلم کوتاه به اولین فیلم بلند شما انجام شد؟

کیت تسانگ: من می توانم همه راه را به چگونگی یافتن راه خود در فیلمسازی شروع کنم. بین هونگ کنگ و آمریکا که بزرگ شدم و رفت و برگشت کردم ، من انگلیسی صحبت کردم. اما وقتی به هنگ کنگ رفتم ، جایی که مردم فقط به زبان کانتونی صحبت می کردند ، وقتی به ایالات متحده آمدم همه انگلیسی خود را فراموش کردم. احساس می کردم در هر دو مکانی که زندگی می کنم مانع زبانی وجود دارد ، بنابراین بیشتر به نقاشی به عنوان وسیله ای برای برقراری ارتباط اعتماد کردم. این باعث شد عشقم به هنرهای استودیویی ، انیمیشن و فیلم سازی برود. من برای تحصیل به نیویورک رفتم و چند فیلم کوتاه ساختم و همه آنها دارای عناصر انیمیشن آمیخته با لایو اکشن بودند. آنها معمولاً یک جوان را در آستانه تغییر نشان می دادند ، بنابراین من می دانستم که برای ساخت یک فیلم داستانی مانند این مجهز خواهم شد. اما نوشتن و فیلمبرداری یک ویژگی کار ترسناکی است. من می دانستم که با نزدیک شدن به آن ، چیزی باید واقعاً مهم باشد و چیزی که واقعاً باید بگویم. ساخت این فیلم براساس چنین رابطه مهمی در زندگی من ، و پیام تلاش برای یافتن شادی و امید در تاریکی ، و تلاش برای تبدیل درد شما به چیزی زیبا یا قدرتمند ، این مواردی است که من را برای سالها ادامه داد ساخت این فیلم طول کشید.

Sundance 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده کیت تسانگ از فیلم MARVELOUS AND THE BLACK HOLE
منبع: جشنواره فیلم ساندنس

در یادداشت های مطبوعاتی خود ، همچنین اشاره کرده اید که به شخصیت هایی علاقه مند هستید که در “بین” گیر افتاده اند. می توانید جزئیات بیشتری در این باره ارائه دهید؟

کیت تسانگ: من همیشه به سمت فیلم های ماورا طبیعی و ماورا الطبیعه کشیده شده ام زیرا هیولاها و ارواح بین جهان گرفتار شده اند ، و نوجوانان دائماً بین بزرگسالی و کودکی گرفتار می شوند. من این فشار و فشار را به عنوان یک آسیایی-آمریکایی بسیار احساس می کنم. گاهی اوقات ، احساس نمی کنم کاملاً در اینجا در ایالات متحده جا افتاده ام و وقتی به خانه خود به هنگ کنگ برمی گردم ، احساس می کنم که آنجا نیستم. احساس می کنم خیلی “در بین” گرفتار شده ام.

ریشه در هنگ کنگ که دارای چنین سابقه سینمایی شدیدی است چگونه شما را به عنوان یک فیلمساز آگاه می کند؟

کیت تسانگ: این فیلم در واقع دارای عناصر کاملاً واضحی از مواردی است که در هنگام رشد در هنگ کنگ بر من تأثیر گذاشته است. من یادم هست که وقتی بزرگ می شدم ، انیمیشن های بسیار شگفت انگیزی را از ژاپن تماشا می کردم و شب ها ، آنها فیلم های باورنکردنی Wuxia را از حدود ساعت 23 شب نشان می دادند. یادم می آید که بیدار بودم و تماشا می کردم و ذهنم را به باد می دهند. آنها همچنین نشان دادند Dragonball Z خیلی زیاد ، بنابراین من به عشقم برای این نوع تجربیات از طریق سکانس های خیالی سامی در فیلم خودم احترام می گذارم.

آنچه واقعاً قابل توجه است این است که این فیلم شخصیت های آسیایی-آمریکایی زیادی را شامل می شود و داستانی در مورد تجربیات آنها در آمریکا است ، اما داستان به گونه ای است که می توان از هر شخصیت (نه لزوما آسیایی) استفاده کرد.

کیت تسانگ: خوب ، این فیلم همیشه با در نظر گرفتن یک خانواده آمریکایی آسیایی-آمریکایی تصور می شد زیرا این فیلمی است که آرزو می کنم کاش از کودکی داشتم. مثل وقتی بود که تماشا می کردم E.T. یا دست قیچی ادواردز؛ من آن فیلم ها را دوست دارم و باعث می شوند کمتر احساس تنهایی کنم و باعث خنده من شود ، اما آنها هیچ وقت کسی که شبیه من باشد در آنها نبود. بنابراین همیشه با در نظر گرفتن این خانواده چینی-آمریکایی تصور می شد. اما این فیلم درباره غم و اندوه و گذراندن یک چیز واقعاً دشوار و دردناک در زندگی شماست. و من علاقه مند به داستان هایی نیستم که درگیری از آسیایی-آمریکایی باشد. من به داستان هایی علاقه مندم که شخصیت ها آمریکایی آسیایی-آمریکایی هستند و این موضوع از نحوه زندگی آنها خبر می دهد ، اما آنها رویاهای بزرگتری دارند. پدرش می خواهد پدر خوبی باشد. خواهر او می خواهد یک شاهزاده خانم جنگجو شود و سامی در نهایت می خواهد یک شعبده باز شود.

Sundance 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده کیت تسانگ از فیلم MARVELOUS AND THE BLACK HOLE
منبع: جشنواره فیلم ساندنس

آیا در ساخت این فیلم قسمت مورد علاقه ای داشتید؟

کیت تسانگ: من می گویم گرفتن برای تماشای میا و رئاروابط من در طول مراحل ساخت فیلم یکی از مورد علاقه های من بود. ما آنها را با هم به نمایشهای جادویی بردیم و همچنین آنها را مجبور کردیم که با هم دروس جادویی بگذرانند. تماشای آرام آرام شناختن آنها از طریق جادو ، تجربه فوق العاده ای بود که روابط آنها را در فیلم منعکس کرد. همانطور که ما به تیراندازی ادامه می دادیم ، مشخص بود که آنها این پیوند را دارند که واقعاً چشمگیر است. رئاخیلی شیرین و گرم و بلافاصله مورد استقبال قرار گرفت میا، و میاخیلی دوست داشتنی هستم فکر می کنم دیدنش فوق العاده هیجان انگیز بود.

و چگونه با چنین شمایل بزرگی مانند رئا پرلمن کار می کرد؟

کیت تسانگ: بی نظیر بود. او یک بازیگر باورنکردنی است که ایده های شگفت انگیز زیادی را نیز روی میز می آورد. از بسیاری جهات ، او در این فیلم به من هدیه بود. به یاد دارم که یک روز بعد فیلمنامه را برای او فرستادم و پاسخی دریافت کردم. او کسی است که می داند چه می خواهد و به آن متعهد است ، و در کاری که انجام می دهد فوق العاده متفکر است. بنابراین نمی توانستم مارگو به خصوص برای کارگردانی که اولین فیلمشان را می سازد ، بخواهم. نمی توانستم از بازیگر مهربان و با استعداد تری بخواهم که برای آن نقش کار کند.

سوال آخر حالا که در آمریکا فیلم ساخته اید ، آیا می خواهید در هنگ کنگ فیلم بسازید؟

کیت تسانگ: وای من ، من دوست دارم فیلمی بر اساس شهر دیواری کاولون در هنگ کنگ بسازم!

این واقعاً عالی خواهد بود.

تحقیق فیلم می خواهد از کیت تسانگ بخاطر اختصاص دادن وقت برای صحبت با ما تشکر کند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ویلسون کوونگ

ویلسون یک علاقه مند به سینما است که از تورنتو کانادا خارج است. او با نوشتن افکار تصادفی درباره سینما در اینترنت از کار روزانه خود فرار می کند. اگرچه او تمایل زیادی به سینمای هنگ کنگ دارد ، اما خود را مدافع سینمای آسیا به طور كلی می داند. او از سال 2005 هر ساله در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو شرکت می کند و کارهای بیشتری را می توان در وب سایت وی یافت: www.wilson-kwong.com.

ساندنس 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده ارین واسیلوپولوس از SUPERIOR

بعد از همکاری با خواهران دوقلو آنی و آلساندرا مسا روی فیلم کوتاه او برتر در سال 2015 ، ارین واسیلوپولوس با اولین کارگردانی بلند خود با گسترش همان دنیای روایی به جشنواره فیلم ساندنس برمی گردد. برتر (2021) این سه نفر از همكاران را در یك فرم تازه و نوستالژیك فیلم سازی ، كه به دوره زمانی دهه 1980 خود متكی است ، جمع می كند ، و در عین حال شعله های مدرن انتخاب های سبك را نیز تزریق می كند. واسیلوپولوس با فیلم Inquiry در مورد فیلم در هنگام نمایش نخست آن در جشنواره فیلم ساندنس در سال 2021 صحبت کرد.

ساندنس 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده ارین واسیلوپولوس از SUPERIOR
منبع: جشنواره فیلم ساندنس

ویلسون کوانگ برای تحقیق در مورد فیلم: برتر در اصل دنباله ای برای فیلم کوتاه شما از سال 2015 است. من می بینم بسیاری از افراد فیلم های کوتاه خود را در فیلم های سینمایی اقتباس می کنند ، اما لزوماً در سطح داستانی ادامه نمی یابند. چرا تصمیم گرفتید آن انتخاب خلاقانه را انجام دهید؟

ارین واسیلوپولوس: فکر می کنم بخشی از آن لجستیکی بود. چند سال از ساخت این کوتاه با هم گذشته بود و منظور من وقتی می گویم ما است آنی و الساندرامسا، که در فیلم کوتاه و ویژگی اصلی بازی می کند. در طی آن روند ، ما به هم نزدیک شدیم و تجربه کوتاهی در ساختن کوتاه با هم داشتیم. اما من بلافاصله فکر نکردم که کوتاه را به یک ویژگی گسترش دهم یا به نوعی دنباله ای ایجاد کنم ، تا حدی به این دلیل که در آن زمان در مدرسه بودم و پس از برتر (نسخه فیلم کوتاه) ، و همچنین در حال کار بر روی فیلمنامه داستانی دیگری بود.

اما با گذشت زمان ، همه ما ارتباط خود را حفظ کردیم و آن دنیای کوتاه را دوست داشتیم. الساندرا و من دور هم جمع شدم و در مورد امکان طولانی تر کردن چیزی با الهام از کوتاه صحبت کردم. و همچنین به دلیل اینکه آنها در آن زمان پیرتر بودند ، آنی و الساندرا، ما به طور طبیعی شروع به صحبت در مورد یک پرش در زمان کردیم. و بنابراین ویژگی بیشتر شبیه ادامه آن جهان و داستان آن شخصیت ها است. این فقط از طریق روابط ما و گذشت زمان به صورت آلی تکامل یافته است.

انتخاب بازیگران آنی و الساندرا و همکاری با آنها تجربه بسیار منحصر به فردی بوده است. با توجه به اینکه قبلاً چنین روابط شخصی شدیدی با یکدیگر داشتند ، روند رشد شخصیت چگونه بود؟

ارین واسیلوپولوس: من فکر می کنم چون شخصیت ها تا حدی از فیلم کوتاه الهام گرفته شده اند و این احساس جهانی موازی دیگر دنیایی را افزایش داده است. ما می دانستیم که در دنیایی کار خواهیم کرد که کاملاً واقعی نبوده و کاملاً مناسب روابط آنها نبود. اما در عین حال ، به دلیل اینکه آنها دوقلو هستند و این رابطه منحصر به فرد را دارند ، بسیاری از آنها در نهایت به فیلمنامه ختم شدند. از نظر یک داستان واقعی ، یک داستان در فیلم وجود دارد که مستقیماً از آنها ناشی می شود. داستان “ضربه سر” که آنها درباره آن صحبت می کنند و به یاد نمی آورند که چه کسی در کودکی آسیب دیده است ، که مستقیماً از جانب آنها ناشی شده است.

Sundance 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده ارین واسیلوپولوس از SUPERIOR
منبع: جشنواره فیلم ساندنس

و از نظر گرفتن یک اجرا از آنها ، آیا به نظر شما از بعضی جهات سخت تر بود زیرا آنها خواهر بودند و از مدتها قبل یکدیگر را می شناختند؟ یا فکر می کنید این باعث می شود نوع رابطه و عملکردی که می خواهید از آنها راحت تر باشد؟

ارین واسیلوپولوس: فکر می کنم قطعاً راحت تر. از آنجا که آنها خواهر هستند و در برخی از سطوح ، من فکر می کنم آنها بسیاری از احساسات و سوالات مشابه را تجربه کرده اند که ذاتی داستان هستند. س questionsالات مربوط به هویت و خانواده ، و مایل به استقلال ، اما در عین حال نزدیک است. وقتی ظاهری شبیه به کسی دارید ، این فقط یک لایه از پیچیدگی را به او اضافه می کند. بنابراین من فکر می کنم همه اینها به اجراها کمک کرد و در واقع با هم نوشتن و توسعه داستان ، و همچنین کار کوتاه با هم ، ما واقعاً داستانهای زیادی با هم داشتیم.

ترکیبی از ژانرها در برتر همچنین بسیار جالب است و من فکر کردم که آیا این همیشه بخشی از برنامه است یا چیزی که هنگام شروع توسعه فیلم بوجود آمده است.

ارین واسیلوپولوس: منظورم این است که فیلم کوتاه کمی از قبل داشت ، و اوایل ، من می دانستم که این ویژگی برای خواهران و داستان آنها یک نقطه جهش است و می دانم که خط اصلی فیلم درام آنها است روابط آنها را اصلاح می کند. نکته پرش دیگر این است که من می دانستم که می خواهم فیلم مانند ترکیبی بین یک درام و یک هیجان باشد. من ژانر هیجان انگیز را دوست دارم و واقعاً از ایده این زن در حال فرار به خانه برای مخفیگاه و رمز و راز و تعلیق آن بسیار هیجان زده شدم. بنابراین ما وقتی شروع به نوشتن کردیم ، دانستیم که قرار است این دو رشته داستانی را داشته باشیم و می خواهیم آنها را به هم ببافیم و ببینیم در نهایت به کجا می رسیم.

یکی از موارد مورد علاقه من در مورد برتر فیلمبرداری آن است و اگر اشتباه می کنم من را اصلاح کن ، اما به نظر می رسد که روی فیلم شلیک کرده ای؟

ارین واسیلوپولوس: بله ، این فیلم روی یک فیلم 16 میلی متری گرفته شده است.

ساندنس 2021: مصاحبه با کارگردان و نویسنده ارین واسیلوپولوس از SUPERIOR
منبع: جشنواره فیلم ساندنس

من فکر می کنم فیلمبرداری روی فیلم واقعاً ساخته شده است برتر احساس کنید که در دهه 1980 ساخته شده است. الهام یا تفکر انجام این کار چیست؟

ارین واسیلوپولوس: متشکرم ، خوشحالم که چنین احساسی دارید. ما فیلم کوتاه 16 میلی متری را نیز فیلمبرداری کرده بودیم و بنابراین قسمت عمده ای از تصمیم این بود که بدانیم می خواهیم آن زیبایی شناسی و احساس آن جهانی را که ایجاد کرده ایم ادامه دهیم. من همچنین واقعاً خوش شانس بودم که در مدرسه فیلمسازی (NYU) زیاد با فیلم کار کردم و این روند را دوست دارم. من نگاه و احساس فیلم را دوست دارم. بافت آن بسیار زیاد است ، و من رنگ را خیلی دوست دارم. رنگ نیز قسمت بزرگی از ویژگی است و من فقط می دانستم که رنگ ها بیشتر روی فیلم ظاهر می شوند. و ما در تلاش بودیم تا قطعه ای از دهه 80 را با بودجه نسبتاً کمی خلق کنیم ، بنابراین من همچنین می دانستم که (فیلم) واقعاً کمک می کند تا فیلم احساس بی انتها و قدیمی داشته باشد.

و آیا تأثیرات خاصی از دهه 1980 به ویژه تأثیرات فیلم در ساخت داشته اید برتر؟

ارین واسیلوپولوس: بله ، من یک تعداد مراجع داشتم و مراجع بصری زیادی داشتم. اوایل شروع به کشیدن تصاویر کردم و بعضی از آنها عکاسی بود ، اما همچنین برخی از فیلم ها. و سپس من بسیاری از موارد را با آنها به اشتراک می گذاشتم آنی و الساندرا وقتی می نوشتیم ، و سرانجام با مدیر عکاسی ما (میا سیوففی هنری) همچنین. یادم هست که خیلی ها را نگاه می کردیم ویلیام اگلستون عکس ، این عکاس فرانسوی ، و همچنین نان گلدین، و سپس تعداد زیادی از منابع فیلم نیز. بسیاری از هیجان ها و برخی از ترسناک نیز وجود دارد. از نظر رنگ و سبک ، ما در مورد آن صحبت کردیم داگلاس سیرک، و یک کارگردان فنلاندی وجود دارد که من واقعاً دوستش دارم ، آکی Kaurismäki، و من همیشه به دنبال کارهای او برای رنگها و منابع نور بودم.

زیرا برتر یک فیلم منحصر به فرد است ، من کنجکاو هستم که در طول مراحل ساخت و فیلمبرداری چه مخاطبانی را در ذهن داشته اید.

ارین واسیلوپولوس: من نمی دانم. وقتی ما در حال نوشتن بودیم ، حدس می زنم که سعی داشتم برای مخاطبان گسترده ای بنویسم. و من می دانم که این فیلم از بسیاری جهات واقعاً خاص است ، اما امیدوارم که این فیلم نیز ترکیبی از ژانرها و لحن ها را با برخی صحنه های جهانی داشته باشد. بنابراین حدس می زنم امید من این باشد که مورد توجه مخاطبان گسترده ای قرار گیرد و همه بتوانند در فیلم فیلم خاصی را پیدا کنند که به آن متصل می شوند.

تحقیق فیلم می خواهد از ارین واسیلوپولوس بخاطر اختصاص دادن وقت خود برای صحبت با ما تشکر کند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!