جشنواره فیلم Fantasia 2020: مصاحبه با آملیا موسی از BLEED WY ME

با من خونریزی کن، اولین ویژگی نویسنده / کارگردان آملیا موسی، همچنان یکی از برگزیده های جشنواره مجازی فیلم Fantasia امسال است. این فیلم که در یک کابین منزوی قرار دارد ، زن جوانی را دنبال می کند که به طور فزاینده ای از محیط نامطمئن خود و رابطه عجیب او با بهترین دوستش آگاه می شود. در 79 دقیقه سریع ، با من خونریزی کن شما را به چنگ می اندازد ، و شما را سوار یک روش ، جنون آمیز در روان و چشم انداز شخصیت اصلی آن می کند. Inquiry Film فرصتی برای گفتگو با آنها داشت حضرت موسی در مورد آغاز فیلم ، تصاویر نگران کننده و ماهیت ترسناک ترسناک است.

این مصاحبه به دلیل طول و وضوح ویرایش شده است.

چه احساسی دارید که اولین ویژگی خود را در Fantasia برگزار کنید ، جشنواره ای که در گذشته با چندین ظرفیت درگیر آن بوده اید؟

آملیا موسی: این واقعاً همان چیزی بود که ما به آن امیدوار بودیم و احساس می کرد مکان خوبی برای آن است. بنابراین همه نوع کار کرد. و من یکی از برنامه نویسان را می شناسم ، جاستین [Smith]. فکر نمی کنم او سال های گذشته برنامه نویس بوده باشد ، اما در جشنواره بسیار شرکت داشته است. او همیشه یک حامی بزرگ کار من بوده است. و این واقعیت که او آن را نیز برنامه نویسی کرده است برای من معنی زیادی داشت زیرا او اکنون سرانجام در Fantasia برنامه نویس است ، که فکر می کنم واقعاً خوب است زیرا آنها این تعداد زن ندارند. و من بسیار بسیار هیجان زده شدم.

این فیلم واقعا فشرده می شود ، حتی اگر اقدامات زیادی برای شروع وجود نداشته باشد. فیلمنامه اولیه چقدر طول کشید؟

آملیا موسی: فکر کنم 87 صفحه. من واقعاً دوست داشتم آن فیلم 90 دقیقه ای را بسازم. این از نظر جسمی کاملاً عالی است. و بعد از اوایل کاملاً واضح بود که فیلم قرار نبوده باشد ، اما فکر کردن درباره آن چیز احمقانه ای است زیرا به ناچار نباید به این تعداد فکر کنید. اما گاهی اوقات این تعداد کمی بیش از حد بازی می شود.

چگونه فقط با چند بازیگر کار می شد؟ آیا قالب گیری آنها در خواسته های شما آسان تر بود یا دشوارتر اینکه می توانید به این افراد نزدیک شوید؟

آملیا موسی: بله ، شاید کمی از هر دو. من فکر می کنم از آنجا که اولین فیلم من بود و من واقعاً اینقدر کوتاه ساخته ام ، قبلاً با خیلی از بازیگران کار نکرده ام. من به نوعی خوشحال شدم که بسیار کوچک و حاوی آن بود زیرا تمام کاری که من باید انجام می دادم این بود که در مورد آن سه نفر فکر کنم. و سپس علاوه بر این ، این تمرکز بسیار زیادی بر روی دو زن منجر شده است. من می دانستم لی مارشال که نقش روآن را بازی می کند ، او قبل از مدت کوتاهی در من بود ، بنابراین من فیلم را با ذهن او نوشتم. بنابراین ما قبلاً رابطه ای از قبل داشتیم ، که البته بسیاری از راه ها بسیار عالی است زیرا این اعتماد قبلاً در آنجا ایجاد شده است. و من می دانم که او چگونه کار می کند. اما خنده دار است وقتی با افرادی کار می کنید که دوستان شما نیز هستند. گاهی سخت است. بدیهی است که شما همیشه باید از بازیگران خود مراقبت کرده و مسائل را ایمن و بی خطر نگه دارید. اما فکر می کنم داشتن کمی فاصله نیز خوب است. و بعد لورن بیتی من قبلاً ملاقات کرده بودم و او در تیزر تبلیغاتی ما برای درخواست کمک هزینه بود و او واقعا برای نقش بسیار خوب به نظر می رسید. و بعد آریس تیروس، بازیگر نقش برندان تنها کسی بود که در واقع ما از او خواستگاری انتخاب کردیم ، اما ما زمان زیادی را با چهار نفر با هم گذراندیم و هر سه نفر با هم منجر شدند. بسیاری از تمرینات و همه آنها در تورنتو مستقر هستند ، بنابراین من می خواهم به تورنتو بروم ، و ما فقط در مورد همه چیز صحبت خواهیم کرد. و بنابراین احساس کردم که یک بنیاد واقعاً خوب در آنجا وجود دارد. بنابراین این نکته خیلی خوبی برای کوچک بودن آن بود زیرا شما می توانستید آن صمیمیت را با همه داشته باشید.

آیا این مینیمالیسم با کاراکترها و تنظیمات تعمدی بوده است یا اینکه چگونه هنگام شروع کار اتفاق می افتد؟

آملیا موسی: من فکر می کنم فقط به دلایل بودجه ، اما دلایل را نیز تجربه می کنم. حتی اگر می خواهید به چگونگی ساخت یک صحنه فکر کنید ، شخصیت های بیشتری که دارید ، بیشتر به یک چالش تبدیل می شود. همه لحظات کوچک بین همه چیست؟ این چیزی است که من احتمالاً می خواهم به دنبال آن باشم.

جشنواره فیلم Fantasia 2020: مصاحبه با آملیا موسی از BLEED WY ME
منبع: جشنواره فیلم Fantasia

و چطور کابین را پیدا کردید؟

آملیا موسی: واقعاً خیلی سخت بود. ما سه ماه سراسر کبک را گشتیم. و ما هم پول زیادی نداشتیم. بنابراین ما به نوعی محدود بودیم. اگر به مکان هایی بروید که بیشتر از طریق کمیسیون فیلم یا موارد دیگر باشد ، آن افراد انتظار پول زیادی را دارند زیرا این همان چیزی است که آنها عادت کرده اند ، بسیار خوب است ، اما ما فقط این پول را نداریم. بنابراین شما فقط باید منابع مختلفی مانند Airbnb یا دوستان یا هر چیزی را که پیدا می کنید در اینترنت جستجو می کند ، جستجو کنید. و ما واقعاً پولی برای تهیه وسایل تزئینی زیادی نداشتیم. بنابراین وقتی آن کابین را پیدا کردیم باید کاملاً مرتب می شد. کمی کابوس لجستیکی بود ، اما مکان خود بسیار زیبا بود و احساس خوبی داشت. و طراح تولیدم لبخند بزرگی بر لب داشت. چیزهای زیادی برای کار در مکانی وجود دارد که این همه گه تصادفی دارد. ما واقعاً موفق شدیم. چون کلیشه است اما برای خودش یک شخصیت است.

وقتی فیلم را تماشا می کنید ، واقعاً در جریان آنچه اتفاق می افتد نیستید. شما آن را با Rowan تجربه می کنید. چرا تصمیم گرفتید مخاطبان اکثر فیلم را در تاریکی نگه دارید؟

آملیا موسی: من می دانستم که می خواهم داستان را از منظر یک شخص تعریف کنم و با یک راوی غیرقابل اعتماد برخورد کنم. و این فیلم در مورد موارد مختلفی است ، اما یکی از موارد اولیه ای که می خواستم کشف کنم نحوه ارائه روایت به دیگران است. و با دوستان و خانواده ما ، و بنابراین همان روشی است که روآنی امیلی را ایده آل می کند. او رابطه عالی دارد و کاملاً خوشبخت است و همه چیز را دارد. واضح است که این درست نیست. این هرگز درست نیست اما اگر از زندگی خود راضی نباشیم ، می توانیم این روایت را بر روی افراد دیگر قرار دهیم. بنابراین من می خواستم آن را بگیرم و آن را بچرخانم. بنابراین ، با همان تفکر ، اگر فکر کنید واقعاً درباره دوست خود چیز افتضاحی دارید چه می کنید؟ آیا آنها واقعاً من را دوست دارند؟ به همین دلیل من می خواستم آن را از دید Rowan حفظ کنم.

و چگونه خرگوش را به دست آوردید؟ این یک تصویر ناراحت کننده است و یک تصویر در ذهن من مانده است.

آملیا موسی: من تصاویر آن را دوست دارم. و راهی که بی اعتمادی روآن را شروع می کند. واضح است که دیدن آن ناراحت کننده است اما باعث می شود او امیلی را ببیند. بنابراین بیشتر در مغز او ایجاد می شود. ما به ساخت خرگوش های جعلی فکر کردیم. اما حیوانات تقلبی واقعاً هرگز زیبا به نظر نمی رسند. آنها همچنین بسیار گران هستند. طراح تولید من از این بابت بسیار نگران بود. بنابراین ما در حال تلاش برای یافتن چیزی در مغازه قصابی بودیم که ممکن است باعث خرگوش پوست شده باشد یا چیزی دیگر و سپس ، در پایان ، او به یک مزرعه محلی در یک شهر کوچک در کبک رفت. عجیب است. و آن روز واقعاً شدیدی بود زیرا من و طراح تولید آن روز صبح بیرون رفتیم و همه ما را فقط در دو نفر آویزان کردیم. انجام آن واقعاً سخت بود. و من طرفدار حیوانات مرده نیستم ، اما تقصیر خودم است زیرا من فیلمنامه را نوشتم ، اما لحن لحظه روی صحنه عجیب بود زیرا این یک چیز خیلی ناخوشایند بود.

و وقتی با این تصاویر و ترسناک های عجیب و غریب و ناراحت کننده کار می کنید ، کار با این بازیگران چگونه است؟ آیا شما امیدوارید که مردم با این کار راحت باشند و یا مجبور شوید که یک بار در صحنه فیلمبرداری آنها را در صحنه ها جذب کنید؟

آملیا موسی: در کوتاه مدت که ما انجام دادیم ، لیرا بدن باید کاملاً از سر تا پا در ژلاتین پوشانده شود و او به مدت هفت ساعت در آن وضعیت بود. بنابراین او برای هر یک از این چیزها بسیار آماده شده است. من می دانستم که او یک سرباز است. و بعد من فقط خوش شانس شدم زیرا لورن متعهد لعنتی و هنگامی که او آن خرگوش را در کنار آتش ، پوست لاغر داشت ، به دنبال آن بود و با این چیزها جلوی خود را نمی گرفت. او واقعاً دنبالش می رود. من خوش شانس بودم که با افرادی کار کردم که فقط به این معنا دنبال آن می روند. اما بعد از آن ، آنها چسبناک هستند و شما باید مطمئن شوید که خوب هستند و همه چیزهای خوب.

جشنواره فیلم Fantasia 2020: مصاحبه با آملیا موسی از BLEED WY ME
منبع: جشنواره فیلم Fantasia

آیا شخصاً تماشای این نوع تصاویر را در فیلم ها دوست دارید؟

همچنین مراجعه کنید

کار به عنوان مکانیزم درگیری در خانه روشنایی رابرت Eggers

آملیا موسی: مانند کارهای ناخالص؟ بله حتما. من حدس می زنم من فقط ذات احشایی چیزهایی از این دست را دوست دارم. و فقط اثرات عملی به طور کلی. من یک طرفدار بزرگ دیوید کروننبرگ و اینکه چگونه زیبایی شناسی خود می شود زیرا لزوماً واقع گرایی نیست. این در مورد یک احساس و زیبایی است. من حدس می زنم که بین نوشتن آنها برای لذت بردن از آن در مقایسه با منطقی بودن در فیلم ، مرز خوبی وجود دارد.

فکر می کنید چرا این نوع شخصیت ها و مضامین شما را مجذوب خود کرده اند؟ و شما مدام به آنها برمی گردید؟

آملیا موسی: جالب است که یک روش بلندتر از چیزهایی را که خودتان احساس کرده اید ، جستجو کنید ، که شاید صحبت در مورد آنها ساده ترین نیست. من در زندگی اضطراب زیادی دارم. و بنابراین من احساس می کنم این چیزی است جالب برای تماشای روی صفحه ، زیرا برای زنان نیز به ندرت درباره آن صحبت می شود. اینقدر تأکید بر لیدهای زنانه قوی به عنوان یک لغت است و من کاملاً فکر می کنم جای آن وجود دارد. اما من فکر می کنم زنان به اندازه مردان پیچیده و انسانی و دارای نقص هستند. چرا ما هم نمی توانیم به آن نگاه کنیم؟ و به زنانی نگاه کنید که این نقص ها را دارند و با این مسائل دست و پنجه نرم می کنند؟ چون اینها مواردی است که من در زندگی ام نیز احساس کرده ام. و من آنها را به فضای سینمایی بسیار پررنگ تری می برم ، اما هنوز از جایی شخصی بیرون می آید. من حدس می زنم این راهی برای دیدن موارد زندگی خودم یا چیزهایی است که از افراد دیگر یا هر چیز دیگری مشاهده کرده ام. اکنون ، این یک روش درمانی است.

این ایده وجود دارد که مردم را نسبت به افراد واقعی که در فیلم قرار دارند دوست داشته باشید. می توانید کمی بیشتر در مورد آن ایده صحبت کنید؟

آملیا موسی: در واقع صحنه ای وجود داشت که در اواخر بازی اضافه شد ، که برای من نیز جالب بود. من با یک مشاور فیلمنامه کار می کردم. و او می گفت: “این یک ساختار بسیار کلاسیک است.” اما با فیلم هایی با پایان خوش ، قبل از پایان یک نکته نزولی دارید. اما با فیلم های غم انگیز ، شما یک نکته را نشان می دهید که شاید همه چیز خوب شود. و این چیزی نیست که اتفاق می افتد این به نوعی در فیلم نوشته شده است ، جایی که آن دو صحنه با آنها در تخت کنار هم قرار گرفتند. و بعد وقتی کنار هم نشسته اند اما فکر می کنم چون لحظه آخری به آنها اضافه شد ، نوشتن آنها بسیار آسان بود زیرا من می دانستم فیلم درباره چیست. بنابراین این تقریباً فرصتی برای گفتن آن است. و بدیهی است که وقتی فیلم ها آن را بیان می کنند دوست ندارم. و من فکر می کنم این فیلم به دلیل مبهم بودن آن نیست. اما من در این راه کمی مستقیم تر عمل می کنم و به شخصیت ها اجازه می دهم کمی بیشتر با آنها صحبت کنند. و بنابراین من واقعاً هر دو صحنه را دوست دارم ، زیرا کاملاً خام و از قبل هستند. این یک فرصت خوب بود تا واقعاً پویایی بین این دو زن و عشق آنجا را نشان دهم و آنها مکمل یکدیگر هستند. خوب ، واضح است که ، بسیار فوق العاده است حدس می زنم این چیزی بود که من در روابط عاشقانه یا دوستی خودم دیده بودم. آیا من واقعاً این شخص را دوست دارم؟ یا در این مرحله دقیقاً مانند نوعی وابستگی کد است؟ چون ممکن است متوجه شوید که ما واقعاً با هم کنار نمی آییم ، اما ما خیلی عادت کرده ایم که با هم باشیم و فکر می کنم این قطعاً در روابط عاشقانه خیلی اتفاق می افتد. در یک زمان خاص ، شما دقیقاً مثل این هستید که: “آیا ما با هم هستیم ، زیرا این روشی است که همیشه بوده است؟”

تحقیق فیلم می خواهد از آملیا موسی بخاطر اختصاص دادن وقت خود برای صحبت با ما تشکر کند!


Bleed With Me را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

PRINCESS RITA: رویاهای عشق در ایالت آفتاب

اینترنت پر از شگفتی است – و هرچه جامعه در کنار آن رشد کرده است ، ما اکنون به همان اندازه که از تصاویر بی پایان گربه و تلفیق های ویدئویی نوستالژیک آگاه هستیم ، از مشکلات و خطرات آن آگاه هستیم. که در بلر واترزshort فیلم کوتاه برنده جایزه پرنسس ریتا، میل به ارتباط انسانی بر بدگویی که به هر جنبه دیگر از تعامل ما با کسانی که ما نمی شناسیم ، خونریزی می کند.

تنهایی تنظیم کننده بیمه بلند مدت

در جنوب فلوریدا ، تنظیم کننده بیمه ای بدون نام (فدور استر) به زنی به نام ریتا ، یک شاهزاده خانم در یک سرزمین دورافتاده برای او ایمیل می کند که او با دقت زندگی و امور مالی خود را تنظیم می کند تا او را به آمریکا منتقل کند. از طریق یک سری ایمیل که حاوی صدای صوتی است که در مقابل تصاویر یک زندگی انفرادی در جاده روایت می شود ، ناامیدی برای یک ارتباط انسانی به آرامی آشکار می شود.

PRINCESS RITA: رویاهای عشق در ایالت آفتاب
منبع: بلر واترز

وی واقعیت زندگی خود و آینده ای را که در انتظار او است ، توصیف می کند و او را برای ناخوشایند بررسی املاک آسیب دیده و خانه های سیلاب و پیرزنی که به مرور سقوط کرده اند ، آماده می کند ، در عین حال وعده می دهد که او را نیز ملکه همه چیز کند. [his] زندگی برنج مالوریفیلمنامه خیلی ناگفته باقی می ماند ، اما روایت گسترده تری می تواند از بین برود و ترک کند: دختری که نسبت به این عاشقانه اینترنتی شک دارد ، همکارانی که احساساتش را برای ریتا جدی نمی گیرند ، و احساس روزافزون انزوا و انزوا بیشتر می شود. که به سرعت به هر جنبه ای از زندگی او حمله می کند.

جهانی کهنه در لباس پاستل

پرنسس ریتا فیلمی از تضادهای ظریف است که از یک داستان داستانی منحرف می شود که به راحتی می تواند به عنوان یک داستان هشدار دهنده ساده لوحانه اینترنت گفته شود. مدیر بلر واترز به فلوریدا با آفتاب سفید که در لبه ها فرو رفته است ، می پردازد ، نه مقصد تعطیلات که در بروشورهای آژانس مسافرتی دیده می شود یا در پست های اینستاگرام فیلتر شده است.

تنظیم کننده بیمه از یک متل کنار جاده به دیگری منتقل می شود. یکنواختی پیراهن پیراهن بژ و شلوار قهوه ای که خیلی بالای مچ پای او تمام شود ، بیانگر طبیعت یکنواخت و تکراری شغل وی است. او هرگز آنها را از بین نمی برد ، به جز شناور مختصری در استخر متل: آبهای فیروزه ای با یک استخر صورتی روشن در یک لحظه نادر از سرعت برای شخصیت شناور برخورد می کنند.

PRINCESS RITA: رویاهای عشق در ایالت آفتاب
منبع: بلر واترز

واتر این موجود را با جهان تقریباً غرق در پاستیل ، شبیه به این ، تضاد می کند شان بیکرتصویری از متل بنفش در پروژه فلوریدا. واتر‘ساختمان ها نعناع سبز و سفید هستند و کل صفحه را برای لحظه ای کوتاه پر می کنند. نقاشی های دیواری از فلامینگوها بر روی دیوارها و صحنه های آرام آب و در عین حال فیلمبردار وجود دارد لوگان فلوید تضمین می کند که مخاطب دائماً از عمل فاصله گرفته است. او از عکسهای دید چشم پرنده و عکس های طولانی طرفداری می کند ، و به محض اینکه منتظر پاسخ ریتا باشید ، تنظیم کننده را به آرامی ناامید تر می کند.

آمیختن داستان و کارایی

چیزی که بسیار شگفت انگیز در مورد آن وجود دارد وجود دارد پرنسس ریتا از توصیف بوی او – در رؤیاهای تنظیم کننده – مانند “نارنگی گرم” گرفته تا لحظه های تأمل ، هنگامی که او به درون اقیانوس های آرام سرگردان می شود تا تصویری بسیار خاص بگیرد ، احساس مکان و احساس در هر صحنه معرفی می شود. .

PRINCESS RITA: رویاهای عشق در ایالت آفتاب
منبع: بلر واترز

در حالی که زمان اجرای فیلم کوتاه است ، با گذشت کمتر از ده دقیقه ، واتر و بقیه بازیگران و خدمه موفق به ساختن یک محیط خود مختار شده اند که نیاز به توضیح و نمایش کمی دارد. همه چیز در این دنیای کوچک کاملاً به تصویر کشیده شده است ، و آنقدر پر جنب و جوش است که ماهیت متضاد تنهایی تنظیم کننده و وابستگی فزاینده او به رابطه او با زنی که هرگز ملاقاتش نکرده بیشتر می شود – بیشتر از آنچه که می شد اگر بیشتر با آن تیراندازی می کرد. لنزهای واقع گرایانه. با عملکردی لطیف از استر و لحن کاملاً مطلوبی واتر این ثابت می کند که کیفیت آن است ، نه کمیت ، که باعث می شود یک فیلم ارزشمند باشد.

فیلم کوتاه مورد علاقه شما چیست؟ نظر زیر بگذارید!

همچنین ببینید

اوضاع بعد از شماره 7: جوانان بی صدا (2012) قسمت 1

پرنسس ریتا اکنون برای تماشای Vimeo و YouTube در دسترس است.

https://www.youtube.com/watch؟v=mhMHXv1zovU

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

رز دیموک

رز دیموک

رز یک منتقد مستقل فیلم است که برای فیلم Lies White Lies ، Screen Queens و Film Daze نوشت. او عاشق تریلرها ، شخصیت های زن عالی ، آل پاچینو و سینمای چند زبانه است.