HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی

هانیبال در حال افزایش است احتمالاً همیشه پاورقی کمتری برای جهان ادبی و سینمایی هانیبال لکتر خواهد بود. پیش درآمد ما را به ریشه های لکتر برمی گرداند. اول ، ما او را به عنوان یک قربانی جنایات در طول جنگ جهانی دوم می بینیم ، سپس می بینیم که هیولا در یک تریلر انتقامجویانه گسترده ظاهر می شود. رمان و فیلم همراه هر دو به طرز فشرده ای طراحی شده اند و فرصت های زیادی را برای مجذوب شدن و دفع همزمان هانیبال لکتر فراهم می کنند. این ، در نوع خود ، یک ورود خوب در حق رای دادن است.

این فیلم در زمان اکران به طور یکنواخت توسط منتقدان کنار گذاشته شد ، و این شرم آور است ، زیرا نه تنها پس زمینه ای قابل قبول برای روانشناسی هانیبال و تماشای بسیاری از نمایش های وحشتناک فراهم می کند ، بلکه دارای عملکرد فوق العاده ای نیز توسط گاسپارد اولیل، که ممکن است لکتر رمان ها را با دقت بیشتری از هر بازیگر بزرگ دیگری که شیطان محبوب را به تصویر کشیده اند ، به تصویر بکشد. حضور او دقیقاً به روشی که برای شخصیتهای دیگر ایجاد می کند بسیار دلهره آور است توماس هریس کتابها را به تصویر می کشند

غفلت از این داستان خاص لکتر نیز غم انگیز است زیرا داستان تحول هانیبال برای معضل اخلاقی که در این اوقات سیاسی سیاسی با آن روبرو هستیم دارای اهمیت قابل توجهی است. در اینجا ، من می خواهم استدلال کنم که انتقام هانیبال سیاست بدون هدف است. بله ، او علیه فاشیسم می جنگد ، اما از طرف خودش هیچ ضد ایدئولوژی مثبتی ندارد. هیولای خود هانیبال لکتر نتیجه نهایی ضد فاشیسم اوست زیرا ریشه در یک سیستم ارزشی فراتر از زیبایی شناسی انتقام نداشت.

برای افراد ناآگاه ، هانیبال در حال افزایش است بیننده را به دوران کودکی لکتر در لیتوانی در جنگ جهانی دوم بازمی گرداند ، جایی که می بینیم خانواده اش در هرج و مرج درگیری شوروی و نازی که زندگی اشرافی و اشرافی آنها را در حومه روستا کشته بود ، کشته شده اند. فقط هانیبال جوان و خواهرش میشا زنده مانده و در یک کابین دورافتاده در جنگل پنهان شده اند تا اینکه گروهی از سودجویان جنگ از زمستان وحشیانه آنجا پناه می گیرند. گرسنگی جنایتکاران جنگ را به سمت آدم خواری سوق می دهد ، پسری که خواهر کودک خود را می برد تا او را بخورند درست قبل از حمله شوروی و نجات “قهرمان” ما. سرانجام ، هانیبال از یتیم خانه شوروی که پس از آن در (خانه قدیمی خود) بزرگ شد فرار می کند و راهی فرانسه می شود و با همسر ژاپنی عموی فقیدش زندگی می کند. در اینجاست که لکتر نوجوان جنایتکارانی را که خواهرش را کشته اند کشف می کند و سفری تاریک را آغاز می کند که منجر به هویت آدم خواری و هیولایی خود می شود.

فاشیسم به عنوان دشمن

مثل هر تریلر خوب انتقام ، این فیلم باعث می شود با وجود هانیبال در طول سفر تاریک او ، علی رغم آنچه از داستان های قبلی لکتر درباره او می دانیم ، همذات پنداری کنیم. اول ، ما فاجعه هولناکی را می بینیم که برادر خواهر کودکش رخ داده است. این به تنهایی همدردی کافی با هیولا در انتظار را ایجاد می کند که بیننده امیدوار است تا زمانی که بتواند انتقام مرگ میشا را بگیرد ، موفق به جلوگیری از دستگیری شود.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

علاوه بر دلسوزی که نسبت به فاجعه خانوادگی وی احساس می کنیم ، با این حال ، سوال طعمه هانیبال نیز در این داستان وجود دارد. اگر آنها به معنای دقیق کلمه کلمه نازی نباشند ، عمیقا با فاشیسم در ارتباط هستند. اولین قربانی وی یک همکار فرانسوی ویشی است. سودجویان جنگ در زمان جنگ با نازی ها کار می کردند و مدتها بعد راه های نفرت انگیز خود را حفظ می کردند.

مخصوصاً برای یک بیننده مدرن ، که شاید از دیدنش لذت بسیار زیادی برده باشد ریچارد اسپنسر در طول مصاحبه ای در خیابان که به صورت او مشت شد ، ایده مقاومت خشونت آمیز در برابر نازی ها و دیگر برتری طلبان سفیدپوست جذابیت عاشقانه ای دارد. دوران غم انگیز ما شاهد تجدید حیات ملی گرایی و سایر اشکال فاشیسم در اروپا و ایالات متحده بوده است. بنابراین ، این وسوسه وجود دارد که هانیبال را در این داستان به عنوان نوعی جنگجوی با فضیلت ببینیم ، و در حال انجام انتقام از شکارچیان نازی رسمی و با حمایت دولتی مانند بازرسان پوپیل (دومینیک وست) موفق به انجام

ایدئولوژی غایب هانیبال لکتر

دیدن هانیبال به عنوان یک قهرمان در این داستان ، هر چند وسوسه انگیز که ممکن است امروز برای ما باشد (خواه آنتیفا را ارزیابی نکنید یا نکنید) ، فراموش کردن یک نکته مهم اخلاقی و سیاسی است: برای مبارزه اخلاقی با یک هیولای سیاسی ، باید از یک موقعیت کار کرد از فضیلت سیاسی هانیبال لکتر هیچ ایدئولوژی سیاسی برای مبارزه با فاشیسم خود ندارد. همانطور که قربانیان او فقط به دلیل راحتی شخصی و شغلی نازی بودند ، ضد فاشیسم لکتر صرفاً پوششی مناسب برای ماهیتی تاریک و آدم کش است.

این فرصت طلبی سیاسی در این مورد روشن تر است هریسرمان جایی که هانیبال خود را با مزیت های استراتژیک به طور دوره ای با گروه های کمونیست جوانان ارتباط می دهد (ابتدا برای بازگرداندن سابقه خود به لیتوانی ، بلوک اتحاد جماهیر شوروی ، سپس برای جلب همدردی عمومی با جنایات خود علیه نازی های فراری). در این فیلم ، لکتر به سادگی نشان دهنده هیچ گرایش قابل توجهی به سیاست نیست. علایق وی فقط به مطالعه آکادمیک جسد در دانشکده پزشکی و انتقام شخصی از زورگویانی که با آنها روبرو می شود ، معطوف است.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اقدامات انتقام جویانه او ، نه در ایستادن در برابر بی عدالتی ، بلکه صرفاً در تنبیه و به هلاکت رساندن دشمنان ، نشاط خاصی از خود نشان می دهد. در فصل سه NBC هانیبال، مادس میکلسنلکتر با معمایی اعلام می کند که “اخلاق به زیبایی شناسی تبدیل می شود”. این بینشی دلهره آور از فساد شخصیت هانیبال است. بیش از هر چیز دیگر ، این داستان لکتر ریشه و تحول اخلاق نهایی او در “بخور بی ادب” را به تصویر می کشد. این واقعیت که “بی ادبان” در این مورد فاشیست هستند ، صرفاً اتفاقی است.

سیاست به عنوان وضعیت

لکتر در تمام داستان های خود جایزه زیبایی شناسی را به همه چیزهای دیگر می دهد. سلیقه نفیس او در همه چیز ویژگی مشخص او برای کسانی است که با او ملاقات می کنند.

که در هانیبال در حال افزایش است ممکن است بگوییم زیبایی شناسی که وی برای عموم درست می کند فضیلت سیاسی است. در دهه پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست ، چه کسی فضیلت را در شکار و انتقام گیری وحشیانه از نازی های فراری انکار می کند؟ این سلیقه سیاسی است که هانیبال لکتر جوان در آثار هنری اولین قتل های خود پرورش می دهد.

با این حال ، همانطور که در اینجا استدلال کردم ، اقدامات وی فاقد فضیلت است زیرا ریشه در یک دیدگاه سیاسی مثبت ندارد. اگر لکتر در واقع سوسیالیست بود ، می توان اقدامات او را وسیله ای وحشیانه برای رسیدن به هدفی قابل توجیه ، یعنی رهایی انسان از استبداد فاشیستی دانست. او سوسیالیست نبود. او به سادگی موجودی بود که از زیبایی شناسی مرگ لذت می برد و به چیزی عمیق تر از آن اعتقاد نداشت. همانطور که پوپیل اظهار داشت ، “قلب او با میشا مرد. آنچه اکنون او است ، هیچ کلمه ای برای آن وجود ندارد ، به جز هیولا. “

همین نکته است که باعث می شود این فیلم در فضای سیاسی امروز بسیار مرتبط به نظر برسد. بنابراین بسیاری از سیاست های ما صرفاً مواضع التهابی است که چیزی بیش از مواد زیبایی شناختی برای ساختن یک شخصیت با فضیلت برای توییتر نیست. اخلاق ما واقعاً کمی بیشتر از زیبایی شناسی شده است که هیولایی است. خیلی اوقات ، هیچ عقیده مثبتی از سیاست در پشت ضد فاشیسم ما وجود ندارد. هیچ چیزی وجود ندارد که ما در واقع متعهد به جنگیدن برای آن باشیم. ما صرفاً برای رضایت از بی ادبی خوردن می جنگیم.

فاشیسم تجدید حیات یک مسئله واقعی است و ناسیونالیسم راست گرایانه اکنون به معنای واقعی کلمه گوش کاخ سفید را دارد. با این حال ، بسیاری از پاسخ های جمعی ما به آن سیاسی نیست. این زیبایی شناسی فضیلت سیاسی است تا ایدئولوژی محکم ضد فاشیسم که ما اغلب آن را انتخاب می کنیم. بله ، ممکن است یک “رضایت” کوتاه مدت با “صاحب شدن” فاشیست ها برای مصرف عمومی وجود داشته باشد ، اما هانیبال در حال افزایش است این س aboutال را مطرح می کند که ما با تأمین رضایت از زیبایی شناسی فضیلت سیاسی ، از خود چه نوع هیولاهایی می سازیم.


هانیبال در حال ظهور را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

NYFF 2020: شکارچیان TRUFFLE

ترافل سفید آلبا یکی از قارچ های مورد نظر و نادر در جهان است. و برای اینکه نادرتر و تمایل بیشتری داشته باشد ، تا به امروز نمی توان آن را کشت. فقط کسانی می توانند شکار کنند که استاد تجارت خود شده اند. با این حال ، شکار ترافل یک کار یک نفره نیست. بلکه شکار ترافل یک کار خانوادگی است ، نه در میان کسانی که به معنای خانوادگی ، بلکه به معنای یک گله است. شکارچیان ترافل موفقیت بسیاری را از طریق توانایی های شدید دندان های نیش خود پیدا می کنند. این سگها فرزندان و شرکای تجاری آنها هستند که با وحدت در تلاشند چیزی را که در اعماق جنگل دفن شده است کشف کنند.

بخشی از ترکیب 2020 جشنواره فیلم نیویورک ، شکارچیان ترافل یک مستند است که این استادان را دنبال می کند ، بسیاری از آنها یک عمر خود را صرف تکمیل تجارت خود می کنند ، دیگران با تغییر زمان ایجاد شده فناوری روبرو هستند. دائماً معلق هستند و آماده اند تا قارچ های طلایی را که این شکارچیان پیدا می کنند ، بدزدند و برای فروش بالا هزینه کمی بپردازند. با این حال ، این فقط یک مستند در مورد شکار ترافل کمیاب نیست ، بلکه در مورد رابطه بین یک صنعت و یک اشتیاق با یک مرد و سگش است. این مستند در حالی که گاهی جذابیت خود را از دست می دهد ، یک گوهر نادر است و تقریبا شبیه ترافل هایی است که آنها در جستجوی آن هستند – یک مستند در یک مستند.

شکار

بینندگان ابتدا به شکارچی معرفی می شوند و در جستجوی آنچه در زیر خاک قرار دارد از جنگل عبور می کنند. من شگفت زده شدم وقتی که سگها کمی بعد ظاهر شدند ، انتظار داشتند که خوک ها در مرکز کشف باشند. هیچ کارت عنوان برای معرفی نام هر یک از شکارچیان وجود ندارد ، بلکه بخشی از یک تصویر بزرگتر است. صنعت ترافل یک رابطه همزیستی است و آنها یک قطعه حیاتی برای کل عملکرد هستند. با این حال ، این شغلی نیست که فقط به شما تحویل داده شود. شما باید آن را یاد بگیرید ، باید یاد بگیرید که آن را احساس کنید. و مهمتر از همه ، شما باید یاد بگیرید که به سگ خود اعتماد کنید. این در حالی است که یک پیرمرد 84 ساله از بردن یکی از اعضای خانواده اش به “مکان های خود” امتناع می کند ، این اوایل برای مخاطبان پخش می شود. او به “نقاط” مرد جوان خواهد رفت ، یا اینکه آنها می توانند با هم در مناطق جدید جستجو کنند اما هرگز در مورد پیرمرد نیستند. شما باید یاد بگیرید که اکتشافات و معادن طلا خود را پیدا کنید. تمایل به آموزش تجارت وجود دارد اما هرگز موفقیت را تحویل نمی دهید.

NYFF 2020: شکارچیان TRUFFLE
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

با این حال ، همچنان که به تماشای این شکارچیان ادامه می دهید ، می فهمید که این فقط یک تجارت و امرار معاش نیست. این یک سرمایه گذاری است که نشان دهنده یک علاقه واقعی برای کاری است که آنها انجام می دهند. این شکارچیان ترافل عاشق شکار ترافل هستند و حیواناتی را که با آن شریک هستند دوست دارند. نام کارلو در طول فیلم که توسط همسرش فریاد می کشد به طور مکرر شنیده می شود. در حالی که او در این صنعت درگیر نیست ، اما نگرانی و واقعیت او تقابل نیاز و تمایل کارلو برای حضور در جنگل و ادامه جستجو است. او او را به خانه می خواهد و ادعا می کند که او بیش از حد برای شکار ترافل پیر نیست ، به خصوص در شب. صحنه ای از کارلو که شبانه از شادی سگهایش از پنجره خود بیرون می رود نه تنها به کودک دل می دهد شکارچیان ترافل اما عمیق تر شدن اشتیاق او برای انجام این کار متولد شد.

در حالی که شکارچیان با چالش های زیادی مانند شرایط فصلی ، ازدحام بیش از حد و مسمومیت روبرو هستند ، نگرانی آنها فقط سایر شکارچیان جنگل نیست. در حالی که آنها در جنگل مشغول شکار قارچ هستند ، دیگران برای کسب سود شکار می کنند.

طمع

این شکارچیان برای طلا استخراج می کنند ، اما زندگی فروتنانه و متواضعی دارند. آنها سخت کوش ، پرشور و فداکار هستند. با این حال ، فرصتی وجود دارد که اطراف آنها متورم می شود تا دیگران از آن استفاده کنند. در حالی که آنها با زمان پیشرفت نکرده اند ، اما بسیاری از این که از اوضاع در جهان و صنعت تغییر کرده اند ابراز تاسف می کنند ، اما دیگران با روزگار خود ادامه می دهند و صنعت را برای معاملات بازار سیاه و معاملات سایه ای آماده می کنند. بعید نیست که اختلافات پیش بیاید زیرا دیگران به نقض قوانین سیستم ترافل نگاه می کنند. گرچه قابل احترام است ، هر کس قلمرو خاص خود را دارد و توافقاتی درمورد اینکه از چه کسی خریداری می کنید و به چه کسی می توانید بفروشید وجود دارد

در حالی که بحث محدودی در مورد افراد متجاوز و شکار در قلمرو دیگری وجود دارد ، تمرکز زیادی بر کسانی است که فراتر از شکارچی خرید و فروش می کنند. شکارچیان بدون بازاری که در گذشته داشتند ، مانده اند. آنها قیمت فعلی را نمی دانند ، مجبورند به کسانی که به آنها می فروشند اعتماد کنند – بارها در شب. بلافاصله معاملات حیله گرانه را مشاهده می کنید ، به شکارچیانی گفته می شود که در حال حاضر بازار کم است زیرا قارچ کافی نیست ، با قیمت های کاملاً ناخوشایند خرید می کنند ، سپس برای سود کلان چرخش می کنند و می فروشند.

با این حال ، جایی که برخی طمع را می بینند ، دیگران فرصت و گسترش را می بینند. کلاس ها و رویدادهای بوی ترافل بیشتر در صنعت به وجود می آید. حراج ها نه تنها خوش شانس را فریب می دهند بلکه به افزایش سود اکتشافات بزرگ نیز کمک می کنند. حتی کسانی که در پشت صحنه هستند ، نیاز به نمایش این کمال نادر ، یک گوهر زمینی را که تنها بهترین ها را به بازار می آورند ، به خانه منتقل می کنند – مواردی که با توجه به این که به سادگی دور ریخته نمی شوند.

NYFF 2020: شکارچیان TRUFFLE
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

و گرچه بسیاری از علاقه و اشتیاق خود در شکار همچنان راضی هستند ، اما برخی از آنها مواجهه با تغییراتی را که صنعت ایجاد کرده است دشوارتر و دشوارتر می کنند – و البته هنوز تحولاتی که هنوز در انتظار نیستند. در واقع یکی از شکارچیان به دلیل حرص و طمع آرام می شود و از از دست دادن روش های قدیمی ابراز تاسف می کند. مردم سگهای خود را دوست ندارند و سرگرم نمی شوند. و از نظر این شکارچیان ، سگ ها قلب همه چیز هستند.

بهترین دوست انسان

در حالی که از سگ ها برای شکار قارچ استفاده می شود اما به عنوان سگ کار دیده نمی شود. آنها اعضای خانواده ای هستند که در دوران کودکی با آنها رفتار می کنند و در محاصره جامعه ای قرار دارند که اهمیت آنها را برای صنعت احترام می گذارد. یک مرد می گوید: “سگها بی گناه هستند” و هیچ چیز در مورد این مستند نمی تواند حقیقت بیشتری داشته باشد. پیوندی وجود دارد که عمیق تر از هر رابطه انسانی این مردان است و در این عنصر است شکارچیان ترافل قلب واقعی خود را پیدا می کند.

این شکارچیان در وان دیده می شوند که سگهای خود را غسل می دهند ، در ماشین برای آنها آواز می خوانند ، نوازش می کنند و نگرانند که با رفتن آنها چه بلایی سرشان خواهد آمد. آنها در کلیسا شرکت می کنند ، برای موفقیت هر دو شکارچی و سگ نعمت داده می شود. هنگامی که مردان می نوشند ، سگهای “خوب” قبلی که با تهدید اشک درست در زیر سطح مواجه می شوند ، با عشق به یاد می آورند. زندگی آنها شکار ترافل و سگهایشان است – یک مرد با ابراز ناراحتی از مرگ نابهنگام سگ خود با گفتن: “اگر سگ من بمیرد ، من می میرم.” ارتباطی از طریق کار و زندگی وجود دارد که با هم تلفیق شده است ، یکی از موفقیت های این مستند است.

افکار نهایی

شکارچیان ترافل با عکسهای ساکن زیبا از چشم انداز و جنگل پر شده است ، رنگهای همرنگ صفحه را پر می کنند. اطراف شکارچیان ترافل یک فیلم زیبا است ، البته بدون چند گام اشتباه در این راه نیست. به طور خلاقانه ، وقتی سگ ها در سراسر جنگل به دنبال ترافل می گردند ، دوربین به آنها داده می شود. در ابتدا یک ایده به ظاهر خوب ، تا حدودی یک اثر گیج کننده برای کسانی که تماشا می کنند ایجاد می کند. این فیلم همچنین از بسیاری از س thatالاتی که مطرح می شود ، کم و کاست. در حالی که چیزهای زیادی برای استنباط باقی گذاشتم ، به عنوان یک بیننده ، من چیزهای بیشتری می خواستم. چرا آنها شب ها شکار می کنند؟ چرا آنها نمی توانند در بازار بفروشند – کجا رفت؟ چرا سم؟ من می خواستم یک تصویر عمیق تر و غنی تر داشته باشم.

حتی با چند گام اشتباه در طول راه ، شکارچیان ترافل منظره ای منحصر به فرد به جهان و صنعتی ارائه می دهند که بسیاری از آنها دانش و درک کمی دارند ، که با قلب و علاقه ارائه می شود. اگر فرصتی دارید به این گوهر فرصت دهید.


شکارچیان ترافل را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم سارایوو 2020: مصاحبه با کارگردان مارتین ترک از نفس کشیدن فراموش نکن

با کارگردان ایتالیو اسلوونیایی نشستیم مارتین ترک به دنبال نمایش جدیدترین نفس را فراموش نکنید در نسخه آنلاین جشنواره فیلم سارایوو. در این مصاحبه ، او در مورد طعم درست و حسابی عشق جوان ، هویت پیچیده خود و چالش های سینما در دوره COVID بحث می کند. نفس را فراموش نکنید ، ویژگی دوم او یک اکتشاف نیمه اتوبیوگرافی از برادری و شروع وحشتناک اولین شیفتگی است که در یک شهر استانی اسلوونی تنظیم شده است.

مونیک برای استعلام فیلم: سلام مارتین! از اینکه امروز در فیلم Inquiry با ما صحبت کردید متشکریم. به نظر من تفاوت فاحشی بین زیبایی و حتی خلق و خوی وجود دارد نفس را فراموش نکنید و اولین ویژگی شما با کلماتت به من غذا بده

مارتین ترک: اکنون من پنج فیلم با همان DOP کار کرده ام ، دو ویژگی و سه فیلم کوتاه ساخته ام و هر بار ایده ما این است ، بیایید چیز دیگری بسازیم ، بیایید سراغ چیزهای مختلف برویم ، بگذارید خودمان را تکرار نکنیم. این ایده من با این پروژه بود ، اما با داستان نیز در ارتباط است ، من می خواستم از نظر بصری ، چیزی شاعرانه تر ، کمی خارج از زمان داشته باشم. بنابراین ، روش کاملاً متفاوت بود. در حال نوشتن ، برخی ایده های تصویری وجود داشت و ما خیلی زود گفتگوها را با DOP آغاز کردیم. می توانم بگویم برخی از ایده هایی که در این فیلم وجود دارد ، چندین سال پیش در یک فیلم کوتاه امتحان کردم. من همیشه سعی می کنم متفاوت باشم ، حوصله ندارم چیزهای مشابه را جستجو کنم.

نفس را فراموش نکنید کلمن های جوان را در تلاقی بین برادری و حسادت در تابستانی کاملاً مناسب قرار می دهد. اولین آرزو با چه بود نفس را فراموش نکنید؟ آیا عناصری از داستان های خودکار وجود دارد؟

مارتین ترک: ایده آغازین فیلم کمی زندگی نامه است زیرا این رابطه بین عشق اول دو برادر و برادران است که باعث نابودی این وضعیت بت پرست می شود. این چیزی است که برای من و برادرم در سن پانزده سالگی اتفاق افتاده است. بنابراین این ایده که ، وقتی پانزده ساله هستی ، همه چیز از روزی به روز دیگر تغییر می کند ، انگیزه ای بود که به من انگیزه داد ، شروع به تجدیدنظر در گذشته خود کنم ، و در عین حال پانزده سالگی یعنی چه و آیا همه چیز تغییر کرده است؟ بنابراین این ایده ای بود که من می خواستم به تصویر بکشم ، اما در عین حال باید یک فیلم در مورد بزرگسالی داشته باشم که یک فیلم کودکانه نیست ، اما به روشی جدی و جدی به آن نزدیک می شود.

جشنواره فیلم سارایوو 2020: مصاحبه با کارگردان مارتین ترک از نفس کشیدن فراموش نکن
منبع: جشنواره فیلم سارایوو

بعضی اوقات در اسلوونی با این مشکل روبرو می شویم که بعضی اوقات آنها برای مخاطبان جوان فیلم هایی می سازند که بیش از حد کودکانه هستند و نوجوانانی که اساساً افراد بالغ هستند را دست کم می گیرند. بنابراین من می خواستم شخصیت های پیچیده تری داشته باشم ، که تصمیم می گیرند و می توانند چیزها را تغییر دهند ، نه فقط سیاه و سفید. همچنین روابط و رویکرد جنسی ، همه این موارد ممکن است پیچیده تر باشد. من می خواهم اینطور باشد که یک نوجوان بتواند این را تماشا کند ، اما یک بزرگسال نیز می تواند به گذشته خود فکر کند. بنابراین همه می توانند فیلم را ببینند.

هر دو فیلم در سطح ناخوشایند با هویت اسلوونیایی مبارزه می کنند ، چگونه این مضمون با فیلم شناسی شما گره می خورد؟

مارتین ترک: اساساً ، همه فیلم های من ، با کلماتت به من غذا بده تا حدی در ایتالیا و اسلوونی تیرباران شد ، اما می دانید ، من خودم را اسلوونیایی احساس می کنم. والدین من اسلوونیایی هستند ، ما اسلوونیایی صحبت می کنیم ، اما من بسیار با فرهنگ ایتالیایی ارتباط دارم. من در ایتالیا بزرگ شدم ، اما اساساً اسلوونیایی هستم. من هر دو پاسپورت دارم و هر هفته دوم به ایتالیا می روم زیرا پدر و مادرم در آنجا زندگی می کنند. من با ایتالیا بسیار ارتباط دارم ، اما فیلم های من فیلم های اسلوونیایی هستند. حالا ، در چند سال آینده ، من دوست دارم فیلم های ایتالیایی بسازم ، با افرادی که ایتالیایی صحبت می کنند ، بنابراین من دوست دارم بازار ایتالیا را امتحان کنم.

یک روز خوب، فیلم قبلی من ، یک فیلم بوسنیایی بود که برای تلویزیون ترکیه در سارایوو ساختم. این فیلم توسط جشنواره فیلم سارایوو تولید شده است. و این هم چیز است ، من یک فیلم در بوسنی ساخته ام و اکنون می خواهم در ایتالیا یک فیلم بسازم. فقط برای تجربه مکان های دیگر کار.

حضور در اکران فیلم در جشنواره فیلم سارایوو در یک سال راکد در سطح جهانی چگونه بود؟

مارتین ترک: روما [Film Festival] برتر بود سارایوو یکی از جشنواره ها بود ، این فیلم قبلاً در برخی از جشنواره ها سفر کرده بود. فکر می کنم نکته خوب و خوب این سارایوو آنلاین بودن آن بود ، بنابراین همه از سراسر دنیا می توانستند آن را تماشا کنند. من کمی غمگین هستم زیرا سارایوو جشنواره بسیار شگفت انگیزی است با چنین فضای خوب و مخاطبان بسیار خوبی ، بنابراین من از اینکه هیچ نمایش زنده ای وجود ندارد کمی ناراحتم. اما در طرف دیگر این امکان برای افرادی مثل شما وجود داشت که می توانند از هرجایی فیلم را تماشا کنند. بنابراین ، می دانید ، شما باید این را بپذیرید ، روش های ارائه فیلم ها اکنون ، متفاوت از چندین سال پیش است.

فیلم بعدی به کجا می رود؟

مارتین ترک: فعلا هیچی ظرف یک ماه جشنواره ملی در اسلوونی خواهیم داشت. من دقیقاً نمی دانم کجا خواهد بود. پیش از این توسط تلویزیون ایتالیایی و کرواسی و تلویزیون اسلوونی به طور مشترک تولید شده بود و فکر می کنم توسط یک توزیع کننده چینی و لیتوانیایی توزیع شده باشد. ما امیدوار بودیم که این فرصت برای رفتن به سینماها فراهم شود ، اما البته ، ما نمی دانیم که وضعیت سینماها ظرف یک ماه آینده رقم خواهد خورد. همچنین ، ما امیدواریم که نماینده فروش بتواند حقوق را بفروشد.

جشنواره فیلم سارایوو 2020: مصاحبه با کارگردان مارتین ترک از نفس کشیدن فراموش نکن
منبع: جشنواره فیلم سارایوو

تصاویر کاملاً چشمگیر است و نوع خاصی از مالیخولیای ایدیلیک را ترسیم می کند ، آیا فیلم شناسی خاص یا خاطرات خاصی وجود دارد که به شما و DOP رادیسلاو جووانف گونزو الهام بخش باشد؟

مارتین ترک: بگذارید بگوییم که هنگام نوشتن سه فیلم در ذهن داشتم: عسل آمریکایی، گل و لای و افسانه خواب آمریکایی. اما از طرف دیگر ، من شیوه کار بسیار خاصی دارم زیرا معمولاً موسیقی متن فیلم را در ذهنم می سازم. من آهنگ هایی را پخش می کنم که فضای مطلوبی را دارند که می خواهم و در طول مراحل نوشتن این آهنگ ها را گوش می دهم. این به ذهن من کمک می کند تا چیزها را تجسم کند. DOP من [Radislav Jovanov Gonzo] همچنین بسیار به موسیقی وابسته است ، ما از طریق آهنگ ها و با جو صحبت می کنیم. بگذارید مثلاً بگوییم ، بگذارید این را بسازیم تقسیم شادی جو بنابراین بیشتر مربوط به جو و احساسات است. و وقتی می نوشتم ، تمام وقت می خواستم از آهنگ های کوکتو دوقلوها. این حال و هوای شاعرانه ای بود که تمام مدت در ذهنم بود. و همچنین آهنگساز من Teho Teardo چند قطعه را قبل از شروع تیراندازی نوشتیم. بنابراین این روش کار بسیار پیچیده است ، من فکر می کنم این یک الهام بخش است و همچنین من و DOP ده سال با یکدیگر آشنا هستیم ، ما قبل از تیراندازی خیلی کار نکردیم ، ما از یک صفحه داستان استفاده نمی کنیم ، ما در ذهن داریم مکانی که در مجموعه ایجاد کردیم.

برای موسیقی متن ، از کجا می دانستید که می خواهید Teho Teardo آهنگ را بنویسد؟

مارتین ترک: همسرم به یک کنسرت در لوبلیانا رفت و وقتی به خانه آمد گفت ، فکر می کنم Teho Teardo باید موسیقی فیلم شما را بسازد. بنابراین من گفتم ، خوب ، شاید. من با او تماس گرفتم ، و از آنجا که او بسیار کار می کند ، به عنوان مثال با او کار کرد سورنتینو، او گفت ، “خوب ، اول من فیلمنامه را می خوانم ، و اگر دوست داشته باشم با شما کار می کنم.” و بعد از یک هفته او گفت ، “من فیلمنامه را خواندم ، آن را دوست داشتم ، با آن کار می کنم تو یک موسیقی متن 40 دقیقه ای ساخت و ایده های خود را برای فیلمنامه ارسال کرد ، بنابراین من برای اولین بار چیزی داشتم قبل از شروع فیلمبرداری.

پس زمینه حومه اسلوونی ، تپه های نوردی و رودخانه ها تقریباً به خودی خود به یک شخصیت تبدیل می شود ، چرا این مکان را انتخاب کردید؟

مارتین ترک: این مکان محل زندگی همسرم است. من فیلمنامه را در این مکان نوشتم ، مکان ها را می شناختم ، تمام آنچه در فیلم نامه نوشتم همین مکان ها بود – همچنین حومه ای است که در فیلم های اسلوونی واقعاً استفاده نمی شود. فقط یک فیلم در اینجا فیلمبرداری شده است ، و این مکانی است بسیار واقعی ، بسیار باز ، برای من بسیار مهم است و برای شخصیت مهم است ، هر زمان که او با مشکلی روبرو شود به طبیعت می رود ، به رودخانه ها می رود ، بنابراین بسیار با این ارتباط دارد چشم انداز. برای من ، این یکی از شخصیت های اصلی بود ، رودخانه با همه چیز ارتباط زیادی دارد ، فکر می کنم خیلی خوب کار کرد ، عکسبرداری در آنجا بسیار خوب بود ، جو با خدمه بسیار خوب بود. خیلی راحت بود.

من فهمیدم که فیلمبرداری شما ساختار روایی کاملا جالبی دارد ، می توانید کمی در این باره به من بگویید ، روند کار چگونه است؟

جشنواره فیلم سارایوو 2020: مصاحبه با کارگردان مارتین ترک از نفس کشیدن فراموش نکن
منبع: جشنواره فیلم سارایوو

مارتین ترک: نمی دانم چون این فیلم از آن جهت که شخصی بسیار شخصی است داستانی طولانی داشت و از اتفاقی که برای من افتاده شروع شد. اول ، این ایده برای یک فیلم کوتاه بود که من بیست و یک ساله بودم و در مدرسه فیلم درس می خواندم ، اما قدرت نوشتن کامل آن را نداشتم. بنابراین آن را کنار گذاشتم. من به داستان بازگشتم ، فکر می کنم در سال 2011 ، زیرا همسرم ، تهیه کننده پروژه ، این ایده را دوست داشت و گفت ، شما باید آن را دوباره راه اندازی کنید ، این یک داستان خوب است. و سپس در سال 2011 ، اولین پیش نویس را نوشتم و متوقف شدم. من نتوانستم بیش از یک پیش نویس بسازم و در سال 2016 دوباره به داستان بازگشتم ، اما به جایی نرسید ، بنابراین از یک دوست خواستم که با هم بنویسد ، تا به ساختاری که اکنون است برسد. طرح اصلی البته اکثراً همان پیش نویس اول است. طرح اصلی: دو برادر ؛ دختری که می آید و همه چیز را نابود می کند. ایده این بود که همیشه در کنار شخصیت اصلی باشیم و شرایط او را درک کنیم ، گاهی اوقات او بسیار شرور است ، اما این به این دلیل است که او جوان است و نمی داند چگونه احساسات خود را درک کند.

کار با بازیگران چگونه بود ، آیا موانع زبانی وجود دارد؟

مارتین ترک: مانع زبان مشکلی ندارد ، من از اقلیت اسلوونیایی در ایتالیا هستم. من در ایتالیا متولد و بزرگ شدم ، اما وقتی بیست ساله بودم برای تحصیل در لیوبلیانا رفتم. تمام زندگی من دو زبانه بوده ام ، بنابراین ایتالیایی و اسلوونیایی را در یک سطح صحبت می کنم ، بگذارید بگوییم مانند آن madrelingua بنابراین زبان مسئله ای نیست. DOP من کرواتی است ، بنابراین من صربستانی-کرواتی صحبت می کنم. ما در یافتن بازیگران کار بسیار طولانی داشتیم و روزهای کاری بسیار طولانی داشتیم. اسلوونی بسیار کوچک است بنابراین آسان نیست. از یک منظر ، کوچکتر است ، اما در طرف دیگر سعی کردم شخصیت هایی را به یاد خودم بیاورم و بازیگرانی که شبیه شخصیت ها باشند.

و سپس من یک کارگردان تئاتر داشتم که به من کمک کرد تا با بچه ها کار کنم ، ما سه ماه با آنها کار کردیم تا زمان تصویربرداری. بسیار مهم بود که آنها در این سه ماه در کنار هم بودند ، بنابراین این احساس را داشتند که خانواده هستند. دو بازیگر اصلی که نقش برادران را بازی می کردند ، با هم تنیس بازی می کردند ، می رفتند با هم غذا بخورند ، با هم بازی می کردند. آنها مجبور بودند که از قبل با احساس نسبت به یکدیگر به تیراندازی بیایند. آنها همچنین باید یاد بگیرند که تنیس بازی کنند ، برای رانندگی ، دختر بزرگتر باید رقصیدن را یاد بگیرد. آنها باید آماده باشند ، بدون بداهه پردازی ، تا من و DOP بتوانیم در صحنه فیلم خلق کنیم. اما کار خوبی بود ، بازیگران بسیار حرفه ای بودند.

این مسئله من را به س finalال آخر من می رساند: چه انتظاراتی در آینده داریم ، آیا پروژه های دیگری در دست ساخت است؟

مارتین ترک: اکنون با این ویروس کرونا ویروسی یک وضعیت پیچیده است ، ما لحظه ای داریم که همه چیز کاملا مسدود شده است. به دلیل این بحران ، پول زیادی برای فرهنگ وجود ندارد ، اکنون کمی پیچیده است. من همچنین شروع به تدریس در دانشگاه نوا گوریکا کردم. من یک متن جدید با دوستی نوشتم که در ایتالیا ، در مرز اسلوونی و ایتالیا قرار خواهد گرفت ، این مشکلی است که ما داریم ، هویت اسلوونی در ایتالیا. بنابراین امیدوارم که کارساز باشد و در چند سال آینده مقداری پول بدست آوریم. همانطور که می دانید تهیه فیلم بسیار آسان نیست. اکنون می خواهم به محلی که در آن متولد شده ام برگردم ، می خواهم جستجو کنم و داستان معنای زندگی در مرزها را تعریف کنم ، جایی که در آن آمیخته است و جوامع زیادی وجود دارد.

این بازگشت من به چیزهایی است که من را به گذشته مرتبط کرده است.

تحقیق فیلم از مارتین ترک و فروید برای تنظیم مصاحبه تشکر می کند.


سازمان دیده بان فراموش نکنید که نفس می کشید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ما هستیم که مینی سریال: یک ژنرال غوطه وری که به زودی درام می آید

در درام فراگیر و عمیقاً هیجان انگیز HBO ما همین هستیم که هستیم، همه یا هویت خود را پیدا می کنند و یا چیزی را که زمانی در مورد آنها گم شده بود پس می گیرند. ایجاد ، کارگردانی و نویسندگی مشترک توسط کارگردان تحسین شده مرا با نام خود صدا کن، لوکا گواداگنینو، این نمایش بر روی گروهی از نوجوانان و همچنین بزرگسالان اطراف آنها متمرکز است ، زیرا آنها در حال حرکت در ریتم زندگی در پایگاه نظامی ایالات متحده در یک شهر خواب آلود در شمال شرقی ایتالیا هستند. س throughoutالات مربوط به جنسیت و جنسیت در همه جا مورد تامل و تفکر است. عشق ها ، دلشکستگی ها و خیانت های اول توسط شخصیت ها از یک قسمت به قسمت دیگر تجربه می شود. این کار کاملاً جهانی و درگیر کننده آن است که تماشای نمایش جلوی چشمان ما تقریباً احساس می کند یکبار دیگر شاهد خود و دوستانمان هستیم که از پیچیدگی های دوره بلوغ عبور می کنند.

آغاز یک دوستی زیبا

در اصل داستان ، دوستی در حال رشد بین دو نوجوان کنجکاو ، فریزر ویلسون (جک دیلن گراتسر) و همسایه جدیدش کیتلین هارپر (تازه وارد) جردن کریستین سیمون) اولی پسر 14 ساله خجالتی اما از نظر احساسی بی ثبات است و علاقه زیادی به طالع بینی و شعر دارد. ما اولین بار او را ملاقات می کنیم که او تازه از نیویورک وارد ایتالیا شده است. یکی از مادرانش ، سارا (Chloë Sevigny) ، چاره ای جز انتقال فریزر و همسرش مگی ندارد (آلیس براگا) وقتی او به عنوان سرهنگ جدید پایگاه نظامی منصوب شد. در حالی که به نظر می رسد مگی تصمیم سارا را بسیار بیشتر می پذیرد ، از طرف دیگر ، فریزر برای انجام همان کار تلاش می کند. او از مادرش به خاطر نابودی زندگی کاملی که قبلاً در نیویورک داشتند ، کینه ورز است. هر زمان فرصتی می بیند که سارا را سرزنش کند ، این کار را با ضربان قلب انجام می دهد.

ما هستیم که مینی سریال: یک ژنرال غوطه وری که به زودی درام می آید
منبع: HBO

در طول قسمت اول ، سریال Fraser را دنبال می کند زیرا او بی هدف در اطراف پایگاه پرسه می زند. و در این لحظه است که او برای اولین بار کیتلین را ملاقات می کند ، هر چند که آن بریتنی جذاب و زیبا است (فرانچسکا اسکورسیزی) که ابتدا به او نزدیک می شود و او را دعوت می کند تا به همراه باندش به ساحل برود. گذشته از دختران ذکر شده ، برادر بزرگتر کیتلین ، دنی (اسپنس مور دوم) همچنین سام (بن تیلور) ، دوست پسند کیتلین و همچنین برادر خودش کریگ (کوری نایت) ، و برخی دیگر از بچه های محلی مانند انریکو (سباستيانو پيگازي) ، پسری از ونتو که نقطه ضعفی برای بریتنی دارد.

Fraser فوراً با گروه کلیک نمی کند. در حقیقت ، در حالی که بریتنی و باندش در وسط لذت بردن از ساحل قرار دارند ، فریزر تصمیم می گیرد آنها را ترک کند تا در خانه جدید خود با شراب در دست و یک گوشی که آهنگ های مورد علاقه خود را در سفر منفجر می کند ، در خانه جدید خود گشت و گذار کند. در ابتدا ، صحنه ای که Fraser در حال گشت و گذار در سطح شهر است در حالی که تلاش می کند راهی برای بازگشت به پایگاه پیدا کند ، به نظر می رسد که هدفی جز نمایش فرصتی برای نمایش مکان خیره کننده ای که داستان در آن قرار دارد ، ندارد. و در حالی که مکان واقعاً زیباست ، گواداگنینوجهت صمیمی ، همراه با فردریک ونزلبه نظر می رسد فیلمبرداری عالی چیزی عمیق تر را نشان می دهد. او می خواهد ما به درون سر فریزر برویم زیرا او احساس خود و احساس جابجایی خود را در این مکان جدید که قرار است اکنون او را به خانه صدا کند ، درک می کند.

اپیزود دوم “Right Here Right Now II” ، مربوط به همان حوادثی است که در اولین نمایش اتفاق می افتد ، اما اکنون از دیدگاه کیتلین گفته می شود ، بیشتر برای این که به ما اطلاع دهیم که او و فریزر ، با وجود رفتارها و دیدگاه های متفاوت آنها در مورد زندگی ، چیزی پیدا کنید که در نهایت آنها را به هم متصل کند. گواداگنینو، یک بار دیگر ، آنچه را که استادانه در قسمت اول انجام داده است نشان می دهد ، و ما را به درون شخصیت شخصیت می کشاند – این بار کیتلین – همانطور که روزهای خود را پشت سر می گذارد.

ما هستیم که مینی سریال: یک ژنرال غوطه وری که به زودی درام می آید
منبع: HBO

این روش داستان سرایی – به ما این امکان را می دهد که آنچه شخصیت ها می شنوند و چیزها را به همان روشی که می بینیم ببینیم – چیزی است که در نهایت باعث می شود ما همین هستیم که هستیم چنین نمایش غوطه وری این نه تنها کیتلین و فریزر را مشاهده می کند ، زیرا آنها در مورد هویت خود تعمق می کنند و درگیری های خود را در زندگی دنبال می کنند ، بلکه می خواهد آشفتگی و معضلات درونی را که آنها هر روز تجربه می کنند مستقیماً تجربه کنیم. حتی وقتی بعضی از صحنه ها اغلب احساس می کنند که هیچ بینشی به داستان نمی بخشند ، بیشتر به این دلیل که به نظر می رسد بسیار تحت تأثیر لرزش های خنک هستند گواداگنینو در وهله اول به وضوح در تلاش برای ضبط است ، این نمایش اطمینان می دهد که زندگی آشفته و پیچیده داخلی شخصیت ها همیشه در صندلی جلو و مرکز هر لحظه هستند.

و برای چکش زدن به خانه آن نقطه حتی عمیق تر ، گواداگنینو همچنین اطمینان حاصل می کند که همیشه ظرافت زیبایی از بازیگران ارائه می شود. چرنده، که معمولاً به دلیل تحریک و سرخوشی در هر شخصیتی که بازی می کند مشهور است ، به عنوان Fraser گیج کننده عملکردی نادر و کم اهمیت ارائه می دهد. او موفق می شود هر لایه از احساسات شخصیت خود را همیشه با آسیب پذیری پر کند. به عنوان یک فویل به فریزر ، سیمونعملکرد کیتلین حتی ظریف تر است. چشمان او حاوی انبوهی از احساسات و خام است. و شیمی اش با چرنده همیشه محکم است. بازیگران دیگر ، به ویژه سویینی و براگا، همچنین بچه کودی و ایمان آلابی به عنوان والدین کیتلین ، به همان اندازه عالی هستند ، و حتی گاهی اوقات دلخراش.

یافتن خود و هویت خود

در حالی که دوستی فریزر و کیتلین چیزی است که در این نمایش بیشتر تمرکز می کند ، ما همین هستیم که هستیم، در قلب آن ، در واقع یک داستان در مورد هویت ، یا فقدان آن است. و این فقط به سردرگمی فریزر در رابطه جنسی یا آزمایش کیتلین در مورد جنسیت مربوط نمی شود ، اگرچه کاوش در این دو موضوع جایی است که نمایش در آن بسیار برتر است. همه شخصیت ها چیزی را پشت سر می گذارند. آنها از هیچ کس به جز خود درمورد اینکه چه کسانی هستند ، چه کسانی شده اند ، چه چیزی در گذشته از دست رفته است ، چه کسی باید به آنها اعتماد کند و چه چیزی را دوست دارد ، و فقط هر نوع س thatالی را که می توانند به آن فکر کنند ، از خود نمی پرسند.

ما هستیم که مینی سریال: یک ژنرال غوطه وری که به زودی درام می آید
منبع: HBO

مثلاً دنی را در نظر بگیرید. در طول نمایش – حداقل در چهار قسمت اول موجود برای بازبینی – دنی همچنان در تلاش است تا به عنوان یک مرد مسلمان در مکانی حرکت کند که به او اجازه نمی دهد آنچه را که باور دارد کاملاً در آغوش بکشد. یا پدر کیتلین ، ریچارد (کودی) ، و موضع سیاسی او به عنوان یک طرفدار ترامپ سیاه به عنوان مثال (این نمایش در طول انتخابات 2016 اتفاق می افتد). در یک لحظه در قسمت سوم عالی ، مادر کیتلین ، جنی (آلابی) ، یک خط را با زرق و برق ارائه می دهد که می تواند توسط تمام شخصیت های دیگر نیز به راحتی بیان شود. او به مگی می گوید: “من قبلاً خیلی چیزها بودم.” “اما بعد دیگر خیلی چیزها را متوقف کردم. حقیقت این است که ، من دیگر نمی دانم که هستم. “

آنچه جنی در اینجا می گوید ، در مورد اینکه نمی دانم او دیگر کیست ، در هر قسمت از برنامه نفوذ می کند. و اگرچه مبارزاتی که شخصیت ها در طول نمایش با آن روبرو هستند مشخص و متفاوت هستند ، اما ارتباط با هر یک از آنها آسان است. در داستان های آنها جهانی وجود دارد و این همان چیزی است که باعث می شود ما همین هستیم که هستیم بیشتر از نظر احساسی طنین انداز است. حتی با نگاهی ساده به پایگاه نظامی خود ، که شبیه حومه شهرهای آمریکایی ساخته شده است ، اما در پایان هرگز به اندازه آمریکایی ها امیدوار نخواهیم شد ، زیرا خوب ، این ایتالیا است ، حس آوارگی که نمایش می خواهد کشف کند قابل لمس است کافی.

فکر نهایی

ما همین هستیم که هستیماما ، خالی از اشکال نیست. لحظاتی وجود دارد ، مانند افتتاحیه قسمت چهارم ، که نمایش نسبت به ماده سبک کمتری احساس می کند و برخی از شخصیت ها هستند که به اندازه دیگران کاوش نشده اند. اما در بیشتر قسمتهای آن ، ما همین هستیم که هستیم خوشبختانه آنچه را که در ابتدا نوید می دهد تحقق می بخشد: یک درام غوطه وری روی سن که پر از شخصیت هایی در سفر برای یافتن هویت خود از یکی از بزرگترین فیلمسازان نسل ما است.

انتظار شما از نمایش چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

اولین کسی هستیم که هستیم این یکشنبه ، 14 سپتامبر در HBO.


تماشا کنید ما همان هستیم که هستیم

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم ونیز 2020: MOLECOLE

افتتاحیه این هفتاد و هفتمین دوره تاریخی جشنواره فیلم ونیز است Andrea Segre’s مولکول، مراقبه ای خسته کننده در مورد قفل کردن ویروس در ونیز. به عنوان بخشی از لیست خارج از رقابت Biennale ، مولکول به عنوان فیلم پیش از افتتاحیه جشنواره ، کاوش شخصی مناسب در سکون و پوچ بودن زمانه ما ارائه شد.

جشنواره فیلم ونیز 2020: MOLECOLE
منبع: جشنواره فیلم ونیز

ونیز نیازی به معرفی ندارد: سایت پرطرفدار سینما ، خانه کانالهای زیبا و میزبان یکی از معتبرترین جشنواره های فیلم در جهان. ولی مولکول از سیباریت کلاسیک و تصویری لذت طلبانه از ایتالیا فاصله می گیرد. ونیز به اسارت گرفته شده است سگر بسیار صمیمی تر است او تصویری از یک تالاب شکننده ، از لبه های فرسوده آن است – نشخوار فکری برای شکنندگی زندگی خود. سگر به دروغ پشت این طغیان می پردازد ، و عواقب گردشگری بیش از حد ، خواسته های خردکننده سرمایه داری و مسائل پیچیده زمین شناسی را که شهر محدود به آب روبرو است ، به ما نشان می دهد.

مراقبه ای در زمان های مختلف

با کمرنگ شدن فیلم ، چند کلمه از آلبر کامو غریبه شناور روی صفحه سیاه ، تنظیم صدا: “در طول زندگی پوچ و بیهوده ای که می گذرانم ، در طی سالهایی که هنوز در آیند من بود ، از جایی عمیق در آینده ، باد تیره ای به سمت من بلند می شد. ” این کلمات مناسب به نظر می رسند ، نه تنها از آنجا که در متن تقریباً یک سال کاموسی قرار گرفته اند ، بلکه به این دلیل است سگر بعدا به ما می گوید کامو نویسنده مورد علاقه پدر فرار او بود.

یک نخ دوتایی که از داخل پوشش قرار دارد مولکول یک بررسی آزاردهنده از روابط آشفته کارگردان با پدرش ، اولدریکو ، یک ونیزی بومی است که روزی از زندگی خود ناپدید شد و دیگر برنگشت. به نظر می رسد که انگار سگر عزادار نه تنها در مکان جوانی خود را به عنوان او یک بار می دانستند اما در یاد پدر خود است. این عنوان که یک کار دو برابر است ، هم از مطالعه وسواسی پدرش در مورد فیزیک مولکولی و هم از مولکول های ویروس که در شهر راه پیدا می کنند ، وام می گیرد. او از طریق این استعاره خاص ، ونیز بزرگتر از زندگی را به پایین ترین پویایی درونی خود می کشد. وی نتیجه گیری می کند: “موضوع ما بسیار شکننده است ، ناگزیر شکننده است.”

جشنواره فیلم ونیز 2020: MOLECOLE
منبع: جشنواره فیلم ونیز

سگر با لعاب کاذب زیبایی شناسی نگران نیست و رویکرد خام سینمایی را انتخاب می کند: گردشگرانی که در کنار کانال های تنگ با هم سر و کار دارند ، خارج نمی شوند. تله های توریستی رها شده به کانون توجه تبدیل می شوند. مه کم رنگی خط افق را گرفته و رنگ های خاموش خیابان ها را می شوید. او می خواهد ما از زشتی یک واقعیت بیش از حد توریستی تا نحوه از بین رفتن اوضاع در یک لحظه وحشت جهانی ، توجه کنیم و نگاه نکنیم. با نگاهی اجمالی به ونیز قبل از COVID که گرفتار بیش از حد گردشگری ، افزایش جزر و مد و فیلم بایگانی Super 8 است که توسط پدر کارگردان گرفته شده است ، سگرز سفرنامه قطع است.

موسیقی متن زیبا و مفرح ساخته شده توسط Teho Teardo زاری در پس زمینه به عنوان سگر از طریق یک ونیز غرقاب در آب قدم می زند ، و از طریق توالی یک Piazza San Marco خالی از ویروس ، به طرز خنک کننده ای حلقه می کند.

شهادت های زیبا

یکی از صحنه های خاص دستگیری النا را دنبال می کند ، یک زن پاروی جوان که تلاش می کند زندگی خود را در ونیز متمرکز کند ، هنگامی که در قفل بهار سال گذشته با نشاط تقریباً شوق آور در کانال های بایر حرکت می کرد. آنچه در این فیلم چشمگیرتر است فیلمبرداری یا تدوین نیست ، بلکه شهادت مردم محلی است: یک زن و شوهر جوان ساکن ونیز که اصرار دارند هرگز حرکت نخواهند کرد ، حتی اگر جریان هر روز از خانه به خانه آنها وارد شود. و سه ماهیگیر که فکر می کنند شهر غرق شده چیست.

سگرز جریان مونولوگ آگاهانه ترسوانه خود در مورد رابطه اختلافی خودش با زادگاهش جنجال می کند: “من هرگز نفهمیدم که متعلق به ونیز هستم. به نظر می رسد که من در تمام طول زندگی خود دائماً از آن چشم پوشی کرده ام. ” هر چند وقت یک بار کارگردان رشته خود را از دست می دهد ، و در میان لاکون مونولوگ داخلی خود یک سکوت شاعرانه ایجاد می کند.

نتیجه

در حالی که هر سه مسئله بررسی شده در “مولکول” خود پیچیده هستند ، سگر موفق می شود دوگانگی های سه جانبه را به طرز ماهرانه ای متعادل کند. در هیچ نقطه ای انجام نمی دهد سگر در داستانهای پیچیده گردشگری بیش از حد ، تغییرات آب و هوایی ، پدرش یا بحران مارپیچی که توسط همه گیر COVID-19 ایجاد شده است گم شوید. بلکه فیلم ترکیبی از شهر هزارتوی است ، نامه ای ترسوانه به خانه ای که هرگز نمی فهمید.

هر چند تیره و خام ، مولکول بعنوان یک هشدار شاعرانه پس از نابسامانی – شاید مناسب ترین فیلم افتتاحیه برای جشنواره فیلم دوره همه گیر.

همچنین مراجعه کنید

امانوئل: بخشش افراطی در جهانی که شدیداً نیازمند است

آیا وقتی مولکول ترشح شود ، خواهید دید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

https://www.youtube.com/watch؟v=JuRAWyTVtJU


مولکول را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مونیک وینیو

مونیک وینیو

مونیک منتقد سینما با تمرکز بر سینمای خارجی است که هم اکنون دوره کارشناسی خود را در رشته روزنامه نگاری در تورنتو به پایان می رساند.

PINOCCHIO: صنایع دستی ایتالیایی در دنیای قدیم | استعلام فیلم

وقتی نوشتم سگمن سال گذشته ، من آن را ذکر کردم ماتئو گارون یکی از مستعدترین فیلمسازانی است که امروز کار می کند. فیلم سینمای بزرگ او با اقتباس او از مجموعه قدیمی ایتالیایی بی ربط است پینوکیو. این یک موضوع عالی برای یک فیلمساز است که بیشترین قدرت آن جهانی سازی است.

PINOCCHIO: صنایع دستی ایتالیا در دنیای قدیمی
منبع: 01 توزیع

مانند عکس های زیبا و غوطه ورانه فانتزی داستان داستان، گارون رویکرد واقع گرایانه ای را ایجاد می کند پینوکیو چشمگیر در ساخت و سازها و جلوه های آن است ، در عین حال فانتزی غریب و غریب را نیز برای ما از بین می برد.

Brushstrokes استادانه

از نظر عنوان ، از نقاشی فیلم تا بوم فیلم و کاردستی واقعی گرفته تا معماری بسیار مدیترانه ای که شهرها و دهکده های آن را تشکیل می دهد ، از نظر نقاشی کیفیتی دارد. این گم نشده است گارون که پینوکیو بخشی از داستان در مورد عشق یک صنعتگر به کار خودش است. Gepetto (اجرای درخشان توسط رابرت بنیینی) یک صنعتگر است که پینوکیو (جوان) را می سازد فدریکو ایلاپی که در نوع خودش استعداد دارد) با این هدف که فرزند او را در نظر بگیریم.

گارونفیلم نیز از لحاظ ژنتیکی از حساسیت او به عنوان یک فیلمساز جداست. در حالی که پینوکیو سازگار است ، مانند داستان قصه ها ، گاروناستعداد شخصی برای فانتزی تاریک و طنز جذاب هنوز هم به روش عجیب و غریب خود می درخشد.

گارون اکثر فیلم را با عکس های متوسط ​​تا طولانی فیلمبرداری می کند ، و طرح های محلی و محلی های اثیری او را برجسته می کند که با توجه به بودجه نسبتاً متوسط ​​فیلم (12.7 میلیون دلار) خیره کننده و چشمگیر است. فیلمبردار Nicolaj Brüelقاب ها کاملاً دقیق و زیبا ساخته شده اند – تقریباً هر عکس شایسته است که قاب شود و روی دیوار آویزان شود. برای اکثر فیلم ها ، این می تواند خسته کننده و استریل باشد اما گارون احساس بازی و تعجب را القا می کند.

PINOCCHIO: صنایع دستی ایتالیا در دنیای قدیمی
منبع: 01 توزیع

داریو ماریانلینمره نوستالژیک و ساده – چیزی که مبهم از دنیای قدیم ایتالیا بلکه کاملاً مدرن است – حمل و نقل است. روشی که نورپردازی پرده سینما را بازی می کند و باعث روشنایی بازیگران می شود ، یادآور یک نمایش صحنه است و بوم رنگ ها و سایه هایی که به صورت چشمگیر به روی پرده می روند ، رویایی را احساس می کنند.

ذات جوانان

قلب پینوکیو در فداکاری خود به شخصیت به عنوان یک کودک بی هدف است. این یک نقط point نقط point نقط point نقط point نقط point نقطه‌ی نقطه‌ی قدیمی نیست ، حتی اگر به هر حال به آن نشانه‌ها برسد. بجای، گارون اجازه می دهد تا پینوکیو خود را سرنگون کند ، از مسیر خود جلوگیری کند و “داستان” را کنار بگذارد. بسیاری از سکانس ها شامل عروسک چوبی جوانی است که به سادگی در دنیای اطرافش به سر می برد ، زیرا او در مزارع حومه ای طلایی قدم می زند ، آدم ربایندگان را در یک جنگل تاریک گول می زند ، یا توسط یک حشره دار اسب که توسط یک گربه هدایت می شود ، دور می زند.

پینوکیو همچنین به معنای معاشرت و سرزنش کردن بزرگسالان و سرپرستان صادق است و به او می گوید چه چیزی برای او مفید است. »در پشت صدای اخلاقی نرم گاروندروس شبیه به داستانهای افسانه ای ایسوپ در آثار او ، تاریکی و ظلم تکان دهنده ای در مورد این اقدامات وجود دارد. در اوایل فیلم ، پینوکیو پاهای خود را در نزدیکی اجاق گاز نگه می دارد تا گرم بماند و به پایان برسد که آنها را خاموش کند.

او همچنین توسط آدم ربایان که هودهای سفید پوشیده اند ، احتمالاً عجیب ترین لحظه کل فیلم ، او را نیز بر روی یک درخت لنگر انداخته است. البته این واقعیت که او دستگاه تنفسی ندارد به این معنی است که او فقط در آنجا آویزان می شود تا اینکه گربه روی اسب سواری بیاید و او را رها کند. کافی است بگوییم ، این دیزنی نیست پینوکیو.

PINOCCHIO: صنایع دستی ایتالیا در دنیای قدیمی
منبع: 01 توزیع

این که آیا شما چنین رفتار با مواد را با سلیقه می دانید یا نه ، در مورد فیلمی گفته می شود که ریشه های فرهنگی ریشه داستان آن را بازیابی می کند و با آن حساسیت ها را در ذهن می گوید. کسی امیدوار است که به داستانهایی مانند کتاب جنگل ، مولان ، شیر شیر ، علاءالدین و دیگران کمک مالی و اعتماد به کشورها و فرهنگ هایی که از آنها سرچشمه می گیرند داده شود. ادعای دیزنی در مورد این خصوصیات فقط برای استریل کردن آنها برای مخاطب عام و غیرمذهب – و توسط “مخاطب غریب” ، من می خواهم تأکید کنم که مخاطب یکی از شرط های هالیوود است که اینگونه باشد.

نتیجه

برخورد پینوکیو با پری با موهای فیروزه ای نزدیکترین این فیلم است که به نظر می رسد در آمریکا “آمریکایی” باشد. او قطب نمای اخلاقی فیلم است و پینوکیو را با درک و همدلی راهنمایی می کند. اما پری به جای یک فرشته سرپرست ، هم به عنوان خواهر بزرگتر و هم بعداً ، یک مادر به پینوکیو عمل می کند. گارونفیلم دائماً خط بین یک رویکرد واقع گرایانه و یک فانتزی غریبانه را می پیچد ، و او در کل تعادل را به طور رضایت بخش حفظ می کند.

همچنین ببینید

SYSTEM CRASHER: قلبهای شکسته و فک های شکسته

چه نسخه ای پینوکیو آیا ترجیح می دهید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

پینوکیو در تاریخ 19 دسامبر 2019 در ایتالیا با برنامه هایی برای انتشار انگلستان و ایرلند در 14 اوت سال 2020 منتشر شد.


پینوکیو را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

سوهام گادره

Soham Gadre یک نویسنده / فیلمساز در منطقه D. D. Washington است. او برای Hyperallergic ، نوت بوک MUBI ، Popula ، Vages Visages و Bustle در میان دیگران نوشت. او همچنین تمام وقت برای یک غیر انتفاعی محیطی کار می کند و یک نمایشگر جشنواره فیلم محیط زیست است. در خارج از فیلم ، او یک هوادار شیکاگو بولز و مکرر معده است.

منتظر باربری ها: تفاوت های ظریف اما موفق به عبور از خط پایان نیست

یک جذابیت بی پایان با استعمار زمین در میان آنهایی که امروزه وجود دارد ، وجود دارد. برای بسیاری ، این بررسی تاریخ و درک این است که ما چگونه به امروز رسیدیم. برای دیگران ، این یک ارزیابی مجدد از گذشته و درک این مسئله است که ما تاکنون به عنوان انسان به چه اندازه رسیده ایم – یا تاکنون ما چقدر نبوده ایم. با منتظر باربری ها هستم هر دو شاهد هستند – تحول برای آینده و سقوط مداوم به جهل و فاشیسم.

آهسته سوزش

منتظر باربری ها هستم سوختگی آهسته ای است که به چهار بخش تابستان ، زمستان ، بهار و پاییز تقسیم می شود. با هر بخش ، به بینندگان احساس می شود نه تنها زمانهای تغییر بلکه دبیرخانه (مارک ریلانس) او تنها چهره ثابت هر یک از این بخش ها ، تکامل و مسافرت او با دقت و دقت است.

در حالی که خیلی اتفاق نمی افتد ، نمی توانید به دور نگاه کنید ، جزئیات و تفاوت های ظریف فیلم را هیپنوتیزم می کند. می دانید همه اینها تا آخر ساخته شده و کنجکاوی توجه شما را به خود جلب می کند. آنچه که در مورد این چیدمان تقسیم شده و تفاوت های ظریف بین آن جالب توجه است ، این است که چگونه در کاراکتر نه مجموعه یا روایت نهفته است. غیر کلام در اینجا بلندتر از کلمات در اینجا صحبت می کنند ، و نمایشگر نفیس نمایش و کاردستی را نشان می دهند.

منتظر باربری ها: تفاوت های ظریف است اما از خط پایان نمی گذرد
منبع: ساموئل گلدنوین فیلم

فیلم حس تداوم را نیز به ارمغان می آورد ، و ظاهراً از همان جا که شروع می شود ، پایان می یابد ، قوس های شخصیتی برای تکمیل آنها کار کردند. منتظر باربری ها هستم با معرفی سرهنگ جول (جانی دپ) ورود به منظور انجام یک بازرسی معمول از شهر و اردوگاه آن. در اینجا ، آنها خط مقدم علیه باربیایی های عشایری هستند که به کوه ها رانده شده اند و استعمار را پشت سر می گذارند. او بلافاصله به عنوان یک مرد اقتدار دیده می شود ، او عینک آفتابی هنری است که باعث تغییر چهره برتری و قامت می شود.

در حالی که تعامل اولیه به عنوان یک بازرسی ساده آغاز می شود ، به سرعت زنجیره ای از وقایع را فعال می کند که می تواند به معنای پایان برای همه باشد. هر بخش به دنباله های اول می پردازد ، هر شخصیت را از ناحیه راحتی خود بیرون می اندازد و آنها را به سمت نمایش واقعی خود سوق می دهد.

فیلمی که وزن آن بر عملکرد است

منتظر باربری ها هستم با مناظر فراگیر و زیبا از تپه ها و صخره های بیابانی ، برخلاف مستعمرات سازمان یافته و دست ساز در مرزهای آن ، روبرو شده است. زیبایی در رنگ بندی و طراحی آن وجود دارد و هر لحظه نگاه کردن آن را سخت می کند تا مبادا جزئیات را از دست ندهید. همین کار را می توان برای شخصیت های روی صفحه نیز گفت. منتظر باربری ها هستم فیلمی است که وزن زیادی روی اجراهای ظریف بازیگران آن دارد. جانی دپبا اینکه هنوز کاپیتان جک اسپارو را طنین انداز می کند ، سرهنگ فرمانده و برتر را به زندگی می کشد ، خواستار احترام پیرامون خود و حق هرگونه درمانی که او می خواهد بکند خواهد شد. تنشی ساکت و آرام در زیر سخنرانی بیرونی و لحن آرامش وجود دارد که او به همان اندازه پیش بینی می کند که ایجاد تنش است.

منتظر باربری ها: ظریف بودن اما عبور از خط پایان ناکام است
منبع: ساموئل گلدنوین فیلم

مارک ریلانسبا این حال ، شخصیت واقعی ، شخصیت اصلی فیلم است ، او شخصیتی است که رشد و پیشرفتش عمق و گسترش بیشتری می بیند. در حالی که او هرگز به طور واقعی به عنوان یک شخص تغییر نمی کند ، تعامل و گناه بی امان تصمیمات و اعمال او را هدایت می کند. در جایی که او یک بار ساکت و محفوظ بود ، به شخصیتی تبدیل می شود که قدرت و قدرت خود را کشف می کند. بدون مهارت ریلانس، بربرها غرق در زیر فشار داستان خود نمی توانست همان تأثیر را انجام دهد.

درک گذشته برای حال

آنچه دلهره آور بود و متأسفانه بعضی اوقات بینی بیش از حد روی بینی قرار می گرفت ، اهمیت آن بود منتظر باربری ها هستم به وقایع گذشته و حال. تصویری از برتری وجود دارد ، این که یک نژاد یا گروهی از افراد بهتر باشند ، متمدن تر از دیگری هستند. در حالی که سربازان و حتی شهروندان در مورد بربری ها بحث می کنند ، در مورد مبارزات و چالش هایی که به اجبار وارد شده اند ، گفتگوهای اندکی صورت گرفته است ، بلکه در مورد جنگ و خشونت است که آنها می توانند آنها را از بین ببرند. برای بعضی دیگر ترس وجود دارد ، برای برخی دیگر بهانه ای برای انجام همانطور که می خواهند وجود دارد – شکنجه و بدرفتاری که به نظر آنها مناسب است. بربرها چیزی نیستند بلکه تهدیدی است که باید شناسایی و خاتمه یابد. تصویری از بربرها ، که در قفس های زندان در شرایط اسفبار قرار گرفته اند ، شباهت ناخوشایندی با رفتار ما با مهاجران غیرقانونی در ایالات متحده و اردوگاه های بازداشتگاه ICE پیدا می کند.

منتظر باربری ها: ظریف بودن اما عبور از خط پایان ناکام است
منبع: ساموئل گلدنوین فیلم

با این وجود ، برای ایجاد نارضایتی در شهروندان ، از تبلیغات و شمول استفاده می شود. شما این را در یادآوری مداوم مشاهده می کنید که باربیایی ها می توانند هر لحظه بیایند و جنگ اعلام کنند ، و هر آنچه ایجاد شده است را تهدید می کنند. یک عقیده حتی بدون هیچ مدرکی وجود دارد ، که خطر همیشه فقط یک لحظه از آن فاصله دارد. از آنجا که سربازان برای بازجویی از اطلاعات شروع به دور زدن بربرها می کنند ، از شهروندان دعوت می شود در سوءاستفاده ها شرکت کنند و بدین ترتیب آنها را به جای همسایگان ، به عنوان همدستان بدست آورند. و نه فقط شهروندان بلکه کودکان. نارضایتی و القای ایده آل برای آینده.

آنچه بیشتر از همه برجسته بود ، دادرس بود. در طول فیلم گناهی وجود دارد که ایجاد می کند. در حالی که او ممکن است در طول بازجویی ها شکنجه نشده و حتی حضور نداشته باشد ، وی ساکت ماند. او هرگز علیه آنها فریاد نکشید و حتی سعی نکرد جلوی آنها را بگیرد. سکوت او اجازه داد که این اتفاق بیفتد. امروز بسیاری گرد هم می آیند و به اسم Black Live Matter برای برابری و عدالت گریه می کنند ، بسیاری از کسانی که زمانی ساکت بودند ، گریه می کنند. این درک وجود دارد که سکوت به همان اندازه کشنده است که گویی شما متجاوز هستید ، و فیلم زمان خود را برای شکل دادن به این مفهوم طول می کشد.

نتیجه

عناصر بسیار زیادی در آن وجود دارد منتظر باربری ها هستم که واقعاً از طریق آن می درخشد ، درگیر شدن درگیر مخاطبان و آهسته آهسته به نتیجه نهایی قابل انتظار و در حالی که نتیجه گیری نتیجه می گیرد ، قبل از این که حتی متوجه شوید چه اتفاقی افتاده است ، تمام شده است. برای فیلمی که وقت خود را برای گذراندن سفرتان سپری کرده است ، ناگهان به پایان رسیده است. و گرچه فیلم ممکن است به پایان نرسد ، بلکه حوادثی است که ما را به سمت آن کشاند ، اما گردباد سردرگمی است که همه چیز به اوج خود می رسد.

این یک طعم ترش را در دهان شما می گذارد ، به خصوص برای فیلمی که تا این حد با دقت ساخته شده است. و متأسفانه ، فیلم را با تمام وجود به کلی می کشید. به عنوان اعتبارات می چرخند ، و شما سعی می کنید آنچه را که در نهایت بازی کرده است ، بفهمید ، به عنوان یک بیننده شروع به احساس فریب می کنید. تمام توجه و تعهد به داستان ، بدون پرداخت پاداش محکم و رضایت بخش.

همچنین ببینید

به سرزمین مونستون ها و گابریل: دو فیلم کوتاه از کارگردان نیکولا رز

دیدی منتظر باربری ها هستم؟ به ما اطلاع دهید که شما در نظرات زیر چه فکر کرده اید!

انتظار برای باربیاری ها در سالن های منتخب و در VOD در تاریخ 7 اوت سال 2020 منتشر می شود.


سازمان دیده بان منتظر باربیایی ها باشید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ساخته شده در ایتالیا: سبک و نسیم ، اما قابل پیش بینی است

روابط ، روشی برای داستان پردازی است که هرگز از سرگرمی و روشنگری دست بر نمی دارد. همیشه زوایای جدید و داستانهای جدیدی برای گفتن وجود دارد. و با هر نسل ، یک خروجی جدید ، فناوری جدید ، موانع جدید برای برقراری ارتباط و درک – در عین حال در اصل همان تمایل به اتصال است. در نویسنده و کارگردان جیمز دی آریسیرا ساخت ایتالیااین رابطه شکسته بین پدر و پسر است که تمرکز این فیلم سبک ، نسیم و جذاب است.

اگرچه در حالی که مشغول کار هستید ، مباحث سنگین و سنگین وزن شخصیتهای آن را با امید به تغییر تغییر می دهد ، ساخت ایتالیا پیش بینی طرح و فرمول ، با پیگیری طرح های بسیاری از فیلم ها قبل ، با استفاده از عکس های بی دست و پا و روایت های تصادفی در تلاش برای ایجاد هویت خاص خود است.

“همه چیز همیشه در تاریکی بدتر به نظر می رسد”

رابرت (در رابطه با خانه متروکه توسکانی) ،لیام نیسون) و پسرش جک (میشل ریچاردسون) با هدف فروش بازگشتند ، این نقل قول به چهارچوب اصلی تبدیل می شود ساخت ایتالیا. هنگامی که ما به تاریکی فرو می رویم ، دیدن پتانسیل ، دیدن نور – دشوار است – دیدن امید. برای فرزند رابرت ، از دست دادن خاطره درگذشت مادرش و بی اعتبار بودن ارتباط با پدر ، تاریکی بوده است که او بیشتر زندگی خود را در آنجا سپری کرده است. پدرش با اندوه از دست دادن همسرش ، در تاریکی حرکت کرده است ، هرگز. کاملاً فرار کرده

ساخته شده در ایتالیا: سبک و نسیم ، اما قابل پیش بینی است
منبع: IFC

هنگامی که فرزند رابرت با همسرش همه چیز را در طلاق خود از دست داد ، به پدرش می رسد تا او را متقاعد کند تا خانه توسکانی خود را بفروشد تا او بتواند نیمی از املاک خود را برای خرید گالری خود برای همسرش خریداری کند. این گالری به چیزی تبدیل شده است ، چراغی در تاریکی او – نوری که می بیند پتانسیل رشد بیشتر دارد. مشکل – هیچ کس در 15 سال به خانه ایتالیایی ها برنگشته است و نگه داشتن رابرت در خانه یکی از اوست که ممکن است حاضر به انصراف نباشد.

مانند ساخت ایتالیا یک مکالمه را در یک زمان آشکار می کند ، مخاطبان با درک عمیق تر و غنی تر از انگیزه های پدر و پسر آشنا می شوند. شکستگی هایی که به نظر می رسید تا بزرگسالی شکسته شود ، اثبات نمی شود که زخم ها را نمی توان نادیده گرفت ، باید مستقیماً تحت درمان قرار گیرند. حتی به همان اندازه قابل پیش بینی و فرمول ساخت ایتالیا یک کاتاریس وجود دارد که از تماشای تلاش پدر و پسری برای تصحیح گذشته و حرکت به آینده می رود که به شدت با بسیاری از مخاطبان طنین انداز می شود.

“ناامیدی یقین مطلق است. چگونه بازگشت از آن عاشقانه است “

ساخت ایتالیا لحظات برجسته خود را دارد ، هر عنصر فیلم سازی و اجرا که در نتیجه تقریباً نفس گیر برای مخاطبان به پایان می رسد. مناظر فراگیر زیبا ، تپه های نوردی و مناظر دیدنی توسکانی در نور غیرمترقبه روشن اسیر می شوند. از منظره نفس گیر تا داخل خانه ، طرح مجموعه تا تخیل “استخوان ها” در یک محل اقامت توسکانی زندگی می کند. اگرچه از ترك نااميد شده است ، آشفتگي آن موازي براي روابط پدر و پسر به وجود مي آورد. این مجموعه بیشتر برای احساسات فیلم بالا می رود ، نقاشی روی دیوار به رنگ سیاه و قرمز عمیق از دست رفته غیر ممکن است. در سکته های خشن قلم مو ، درد و عذاب وجود دارد ، شکلی که به طرز فجیعی یادآور مرد موت است.

در حالی که طراحی مجموعه خانه و منظره اطراف صحنه را از نظر بصری و عاطفی قرار می دهد ، آنچه بلافاصله مورد توجه قرار می گیرد ساخت ایتالیا هم فیلم و هم موسیقی متن فیلم است. این فیلمی است که به معنای واقعی کلمه مملو از هنر صدا است. از تسمه های گیتار آمریکایی گرفته تا موسیقی صوتی و سازهای کلاسیک ایتالیایی ، اوج فرا قاره ای است و هر دو دنیای این مردان را در گذشته و گذشته زندگی می کند.

ساخته شده در ایتالیا: سبک و نسیم ، اما قابل پیش بینی است
منبع: IFC

هرچه فیلم موفق شود ، آن را نیز فال می گیرد. لحظات ، صحنه ها وجود دارد ، به ویژه ، مخاطبان مشکل و خارج از مکان پیدا می کنند و شما را از این فیلم دور می اندازند که فیلم برای خلق آن بسیار سخت کار کرده است. رابرت نمای کاملی از ویلا ، تعمیر موتور سیکلت و صحنه اسپاگتی را توصیف می کند (که احساس ناراحتی بیشتری نسبت به مزاحمت می کند) ، هر کدام سبک فیلمبرداری سنتی را می شکنند. هر کدام به ظاهر از جهت خود فیلم فاصله دارند.

به طور مرسوم ، مسئله ناتالیا نیز وجود دارد (والریا بیللو) و شوهر سابقش این یک داستان خالی برای ناتالیا و توسعه یافته فقیر است ، سابق شرور که به نظر می رسد قصد مخرب دارد و مطمئناً بازی خواهد کرد. اما هرگز اینطور نیست گنجاندن کم عمق آن ظاهراً دلایل همدلی و دلسوزی ناتالیا را نشان می دهد – گویی که او نمی تواند این ویژگی ها را به تنهایی خودش داشته باشد. برای من ، این بزرگترین اعتصاب فیلم بود ، به خصوص فیلمی که بر شخصیت های مرد قوی تسلط داشت. شخصیت او در عمق فریب خورده و همچنین توانایی واقعی و ذاتی بودن فرد مهربانی و دلسوزی قرار گرفت.

نتیجه

ساخت ایتالیا تا زمانی که بتوانید از بی حوصلگی و عدم پیشرفت روایی که در بعضی مواقع برای مخاطبان ارائه می کند غافل شوید ، یک فیلم خوب است. این یک فیلم کاملاً خوب است ، هرچند فیلمی که خودش را از بقیه جدا نمی کند.

همچنین ببینید

جشنواره بین المللی فیلم ونیز 2019: PELIKANBLUT

آیا شما ساخته شده در ایتالیا؟ چی فکر کردی؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

ساخته شده در ایتالیا در تاریخهای 7 آگوست 2020 در سینماهای منتخب ، Drive-ins و VOD منتشر می شود.


تماشای ساخته شده در ایتالیا

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استفانی آرچر

استفانی آرچر

استفانی آرچر 35 ساله متعصب فیلم است که در نوروکلک ، سی تی ایالت آمریکا زندگی می کند.

اکوسیستم آبل فررا و ویلم دافو

نبوغ ، تحریک کننده ، دیوانه: آبالفررا تاکنون در کل حرفه ای خود در حدود پنج دهه فعالیت کلاه های زیادی اهدا نکرده است ، اما هرگز وی چنین کارهایی سازگار و درون نگرانه ای را نسبت به دوره اخیر خود با بازیگر و آفتابپرست چهار بار نامزد اسکار نکرده است. ویلم دافو. اگرچه این فرره-دافو رنسانس فقط در یک دهه گذشته رواج داشته است ، اما این دو نویسنده از قبل از نوبت هزاره با هم همکاری داشتند.

در حالی که هر دو فرارا و دافو زمان خود را انجام داده اند و همه چیز را انجام می دهند ، از پوست های X-Rated گرفته تا تصاویر گانگستری گرفته تا تلاش های ترسناک گوتیک ، هیچ چیز برای مخاطبان و منتقدان هنری Arthouse کاملاً اسیر نبوده است. پازولینی ، توماسو ، و سیبری؛ خوب ، این برای مخاطبانی است که می توانند آن را مشاهده کنند. قبل از این ژوئن ، هر دو توماسو و سیبری خارج از مدار جشنواره در دسترس نیستند.

این تردید برای به درستی اکران فیلم هایش اتفاق تازه ای نیست. به عنوان مثال ، هنگامی که ویژگی سال 2014 او است به نیویورک خوش آمدید خواسته شد تا در ازای آزادی سنتی از IFC بریده شود و این را برای گفتن به همكاران فیلمساز گفت: “و در مورد فیلمبرداران برادر و خواهرم ، به این كارها نپردازید.”

PASOLINI ، TOMMASO ، و SIBERIA: اکوسیستم Abel Ferrera و Willem Dafoe
هتل جدید رز (1998) – منبع: انتشار بهمن

در حالی که گمانه زنی هایی در مورد ویژگیهای اوایل سال 2000 وی وجود دارد برو قصه ها و مریم توزیع ایالات متحده نداشته ایم (و خواه این انتخاب یا اختلال ادعایی با HBO باشد) ، ما ممکن است هرگز روشنگری نباشیم. با این حال ، امید در افق است ، همانطور که در اوایل سال جاری کینو لوربر اعلام کرد که هردو را خریداری کرده اند توماسو و مستند منتشر نشده درباره موضوع عنوان آن ، پروژکتور.

قبل از طوفان

چه زمانی هابل فرارا بازیگران اول ویلم دافو در سفر سایبرپانک روانی – جنسی هتل جدید رز، بسیار مشهود بود که او از چه حسی می خواست در این پیش نمایشجولیانی نیویورک: یکی با مقدار مساوی جرم و جذابیت مصرف می شود. با این تصویر و بیش فعالی برو قصه ها – به ویژه عملکرد سر سوختگی کک دوم این جفت شدن شخصیت هایی بزرگتر از زندگی ایجاد کردند که کاملاً در این دنیای تخیلی تحقق می یابند. هرچند که سرگرم کننده همانطور که خودبخود بود ، هرگز به روان مردی که در پشت دوربین قرار داشت ، نمی پرداخت. بین این و پرتره عظیم افسانه ایتالیایی پیر پائولو پازولینیآنها یک تراژدی آخرالزمانی کم تر از قابل توجه ساخته اند که به عنوان یک آزمایش عملی برای بیوپیک درخشان خود در نظر گرفته شده است.

PASOLINI ، TOMMASO ، و SIBERIA: اکوسیستم Abel Ferrera و Willem Dafoe
Pasolini (2014) – منبع: Kino Lorber

هنگام مشاهده پازولینی، شما می فهمید که چه تعداد شباهت ها را می توان از زندگی ، کار و شهرت این نماد نسبت به آن کسب کرد فرارا. هر دو نویسنده نویسندگانی هستند که در رسمیت گرایی و آزمایش در رسانه خجالت می کشند. این دوتایی ادعاهایی مبنی بر داشتن محتوای استثمارگر و کم ارزش برای ارائه دارد ، اما در زمان مربوط به آنها ، هر دو گروههای وفادار به دست آورده اند كه آنها را بت پرست می كنند. این وابستگی عجیب و غریب نسبت به یک فیلمساز که تجسم بسیاری از جنبه های مشابه از موزاییک بزرگتر است ، تنها نوک کوه یخ بود تا آنجا که به خود کاوش بپردازد. این شیرجه عمیق همچنین یک نقطه عطف مهم سبک در این حرفه گسترده را نشان می دهد زیرا رویاها و واقعیت را با ترکیبی از فراتر از باور ترکیب می کند.

اگر پازولینی یک بند به انتهای کم عمق است فرارا پس ذهن توماسو غواصی به اقیانوس آرام است. در این تصویر بسیار نفرت و نفس کشیدن وجود دارد که اصلی ترین این همکاری ها است. برای کسانی که ناآگاهند ، توماسو یک درام زندگی نامه ای است که در جستجوی منعکس کننده زندگی خود در ایتالیا به همراه همسر و دخترش ، حول شخصیت شخصیتی می چرخد. سفری که توسط هابل فرارا در سال 2007 و ، به گفته وی ، “نسخه عاشقانه این است که من عاشق او شدم ، و ما کودک داشتیم.” و ذکر می کند که مشکلات بودجه پس از 11 سپتامبر یک عامل است.

PASOLINI ، TOMMASO ، و SIBERIA: اکوسیستم Abel Ferrera و Willem Dafoe
Tommaso (2019) – منبع: Kino Lorber

این ادغام واقعیت و داستان به عنوان سبک این جدیدترین همکاری ها – به ویژه تصویری که اکنون مورد بررسی قرار می گیرد – همیشه وجود دارد و یادآور یک مستند است. هابیل زندگی خود را می آمیزد و در این گردباد شخصیت کار می کند. زندگی وی از طریق گفتگو و لحظه های دیده شده در سلولز که در مصاحبه ها و مستندهای فیلمبرداری سالهای قبل بیان شده است ، شفاف است. شاید ، حتی بیشتر از آن ، گفتن داستانی است که در این فیلم مشاهده می شود که سرانجام می توان به یک رویای رویایی و تاریک تر ردیابی کرد. آن دیدگاه کیهانی و انفجاری است سیبری

“آیا شما واقعاً معتقدید که روح خود را در اینجا پیدا خواهید کرد؟”

اگر توماسو زندگی و زمانها را گرفت هابل فرارا و آن را در یک زمینه واقعی قرار داده است که این مشاهدات را به یک زمینه روایی بخشیده و در عین حال قادر به شناور شدن در قلمرو دیگری است ، سیبری معنای کاملاً جدیدی به نیمه دوم آن بیانیه می دهد. سیبری از رویاها و تکه تکه شدن برای بیان این تعارض درونی و انتقاد از خود از طریق شخصیتی استفاده می کند که به راحتی توسط کارگردان قابل پیش بینی است.

PASOLINI ، TOMMASO ، و SIBERIA: اکوسیستم Abel Ferrera و Willem Dafoe
سیبری (2020) – منبع: فیلم ویوو

همانطور که گفته شد توماسو از طریق فیلم های داستانی که در آن دیده می شود ، مشخص است که هنر و زندگی در دنیای وسیعی از یکدیگر یکسان هستند هابل فرارا. یک لحظه خاص وجود دارد سیبری ، همانطور که شخصیت اصلی ما در میان یک شکست است: او با بازتاب خود یک تقابل واضح و واضح دارد. این لحظات کوچک و ظریف که چشم انداز زندگی و هنر را در بستر یک داستان دستگیر از خاطره و چگونگی درک زمان تقویت می کند. فرارا در این گوهر که به زودی آزاد می شود ، آسیب پذیرترین و گفتنی ترین اوست.

همچنین ببینید

او در پورتلند: یک فیلم باتلاق بادی که فاقد هت است

نتیجه گیری: آینده Duo

در حالی که هیئت منصفه هنوز سرنوشت این کشور حضور ندارد سیبری، به خصوص بعد از پذیرش جشنواره خندوانه ، توماسو و هنوز هم مستند بسیار گسترده ای دیده نشده است پروژکتور توسط Kino Lorber خریداری شده است. مانند پازولینی دارای یک نسخه Blu-ray مناسب ، همچنین از طریق Kino Lorber ، فرصت های بیشتری برای این جفت جذاب و درون زا وجود دارد.

شما چی فکر میکنید؟ آیا فیلم موردعلاقه ای دارید که ویلم دافو و هابل فرارا در کنار هم قرار گرفته اند؟

Tommaso برای اجاره در اینجا موجود است.

https://www.youtube.com/watch؟v=Kjtqvpl7IHE

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

هایدن ولچ

عاشق همه چیز سینما ، هایدن ولچ دانشجوی مقیم ویسکانسین سلولز است. عشق او به Twin Peaks و Björk شاید تنها چیزی باشد که از فیلم برای او قدرتمندتر است!

TOMMASO: فقط در حال حرکت است

فیلم هایی وجود دارد که می خواهید آنها را دوست داشته باشید ، بارها با وفاداری به یک مجری یا یک فیلمساز ترسیم شده است. همراه با خلاصه داستان جذاب ، داستان فقط بیشتر از پیش بینی انتظار می رود. برای من ، ایده ویلم دافو در زندگی بعد از داستان رستگاری ، همه در حالی که در یک کشور خارجی قرار گرفته بودند ، به نظر می رسید که مسابقه کاملی باشد. متأسفانه توماسو مطابق انتظار عمل نکرد.

صادقانه بگویم ، من به عنوان یک بیننده ، احساس نمی کنم به چالش کشیده باشم ، بلکه احساس غرض کردم. خیلی زیاد بینندگان پرتاب شده است ، در حالی که تقریباً هیچ چیز تقریباً یکسان نیست. گرچه آنچه شما را به عنوان یک بیننده در پیش می گیرد اعتقاد بر این است که باید چیزی بزرگتر باشد ، چیزی بزرگتر از خود فیلم – من باید چیزی را از دست بدهم. با محوریت خود فیلمساز ، خود را در تلاش برای یافتن معنی و هدف می یابید. اگرچه ، هرچه تماشاگران آزاد شوند ، همه هنر ترجمه نمی شود.

در حال حرکت است

تماشا کردن توماسو کمی سرمایه گذاری مالیاتی است ، کسی که صبر زیادی از مخاطبان خود می خواهد. زندگی پس از بهبودی آنچنان که فکر می کند هیجان انگیز و امیدوار کننده نیست. بینندگان ابتدا با Tommaso معرفی می شوند (دافو) او به عنوان مراسم نیمه روزانه خود ادامه می دهد: درس های ایتالیایی ، کافه ، خرید مواد غذایی و جلسات AA. فتنه کمی ارائه شده است ، چیزی که باعث می شود او از جمعیت دور شود – به غیر از درک فوری او که در یک کشور خارجی بیگانه است.

TOMMASO: فقط در حال حرکت است
منبع: Kino Lorber

بخش اعظمی از فیلم احساس می کند که اگرچه فاقد فداکاری است ، حرکات یک فیلم سورئالیستی را پشت سر می گذارد. می خواهد سورئالیست باشد و در سمبولیسم فیلم پیامی بگذارد ، گرچه مخاطب را با روایتی منسجم که هرگز به حقیقت نمی رسد ، مخاطب را آزار می دهد. در حالی که شما بعد از بهبودی ، یک شخصیت مبارزه با زندگی را تماشا می کنید ، خودتان را زیر سوال می برد که واقعی چیست – داستان چیست.

نهضت خالص

دوربین زیادی در زیر وجود دارد دافو پیاده روی. به طور کلی ، پیاده روی زیادی در آنجاست توماسو. و گرچه با گذشت زمان زائد می شود ، معنای پشت حرکات و “حرکت خالص” هرگز از بین نمی رود. اما “جنبشهای ناب” فقط مختص سفرهای مداوم تامماسو نیست.

نمادگرایی جالبی وجود دارد که با استفاده از کلاس حرکت Tommaso ساخته شده است. او در مورد حرکات ، آزادی و کنترل کنترل اعدام صحبت می کند. “عمل را به روشی خالص انجام دهید”. او به عنوان یک الکلی که بهبود می یابد ، هر روز تکرار مداوم ، با قصد انجام می دهد. هر روز با امیدواری ، هر جنبشی خالص خواهد بود – دانستن اینکه چالش های بهبود هرگز به حقیقت محو نمی شوند.

TOMMASO: فقط در حال حرکت است
منبع: Kino Lorber

و شکستهای این حرکات ناب ، بسیاری از عمدی ، و دیگران در لحظه کنترل شکست وجود دارد. فریاد زدن به نیکی از طریق تلفن ، در خارج از خانه برای فریاد زدن در مست و احتمال (یا واقعیت) تقلب در هر گوشه ای طولانی است. پارانوئیا و ظن تهدید می کنند که با خلوص در اقدامات هر روز مسموم می شوند ، یک سمفونی بصری بالقوه فریبنده که هرگز به حقیقت رسیدن به قله خود نمی رسد ، ظن خود ما در تلاش برای غرق شدن.

اجرای و آهنگ

ویلم دافو عملکردی عالی ارائه می دهد ، اما از گذشته تا کنون فراتر از کار برجسته نیست. این اکثر اوقات عملکردی بسیار محفوظ است ، هرچند که بدون وقوع وقوع حوادث غیرمترقبه ، همه ما آن را بشناسیم و دوست داشته باشیم. شما می توانید مبارزه برای کنترل خود را کنترل کنید ، تا طوفان تولید داخل را فرو بکشید ، اما با سردرگمی فیلم احاطه شده ، هرگز به او اجازه نمی دهد مانند گذشته بدرخشد.

نمره از جو دلیا در بعضی مواقع بسیار مراقبه است و به اصالت تمرینات تنفسی تامماسو در طول روز و ماهیت به ظاهر بازتاب این فیلم وام می دهد. یک احساس آرامش وجود دارد که غالباً توسط صدای افکار داخلی Tommaso شکسته می شود. گونگ ها و عمل جراحی همچنان این اصالت را نه تنها در رفتار بلکه برای تنظیم ، بسیاری از این زمینه ها را پر می کنند.

TOMMASO: فقط در حال حرکت است
منبع: Kino Lorber

هنگامی که مست در خارج از جیغ می زند ، صدای سیکادا و ناشنوا می شود ، کودک توماسو را می ترساند. اما نه تنها صدای آنها پررنگ است ، بلکه آنها همچنین نماینده افکار داخلی هستند که در درون Tomasso شکل می گیرند و رشد می کنند. او نمی تواند ناخودآگاه درونی خود را آرام کند ، ادراک همسرش بهم ریختگی ، از دست دادن ارتباطات و بی پروا بودن در پیشبرد نیاز خود برای کنترل و رانندگی عصبی بودن او. دنیای پیرامون او شروع به تغییر شکل و تغییر واقعیت خود می کند.

واقعیت دستکاری

واقعیتهای دستکاری یکی از بزرگترین معاینات در توماسو است. و راستش را بخواهید ، تقریباً هیچ وقت نمی دانید واقعیت واقعی واقعیت را تماشا می کند یا نه. در جایی که لحظاتی وجود دارد که می توانید به تخیل نسبت دهید ، فیلم به دلیل اینکه فقط توسط ذهن تامماسو شکل می گیرد ، مورد تردید قرار می گیرد. در حالی که این دوربینی است که او را دنبال می کند ، این دوربین فقط برای ضبط دیدگاه وی محدود است.

طرز تفکر عصبی و دوتایی وجود دارد که توسط لنزها اسیر می شود. همه ما دیدگاه خود را نسبت به جهان و واقعیت نشان می دهیم و همانطور که توماسو می گوید ، “این چیزی است که همه ما را دچار دردسر می کند”. همه در یک واقعیت متفاوت زندگی می کنند ، هرکدام از ما فکر می کنیم دیدگاه ما درست است ، تنها.

همچنین ببینید

آنا: یک هیجان انگیز جاسوسی خالی و درگیر

نتیجه

من می خواستم Tommaso را دوست داشته باشم ، تا آنجا که می توانم تلاش کنم تا معنای درونی را پیدا کنم که بتواند در درون خود طنین انداز شود ، که می تواند علاقه ای به فیلم نشان دهد. با این وجود ، در نتیجه ، احساس کردم در دریایی از تخیل ، مبارزه و عدم اطمینان گم شده ام. در حالی که ممکن است توماسو در زندگی خود همین احساس را داشته باشد ، این نباید به این صورت باشد که من احساس کردم از این فیلم فاصله گرفتم.

چیزهای زیادی در ظرافت آرام وجود دارد اما اوج آن است که در ترجمه اش ناکام است. وقتی به نمادگرایی گسترده و ماهیت شخصی فکر می کنید توماسو، این فیلمی نیست که با طیف گسترده ای از مخاطبان طنین انداز شود ، بلکه کسانی که ممکن است معانی آن را بسیار معنادار و مشابه در زندگی پیدا کنند.


Tommaso را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!