Once A Cop: پایان هویت در تعهد

در آخرین روز خود به عنوان کارآگاه قبل از بازنشستگی ، جری بلک کهنه سرباز خرخره (جک نیکلسون) بی هدف در اطراف دفتر کار بی خاصیت خود پیش می رود ، از پنجره او بیرون را نگاه می کند و با استفاده از قاب راه رفتن متوجه پیرمردی در خیابان می شود. این منظره ای نیست که او می خواهد ببیند – این منادی ضعف در آینده است ، نشاط کم رنگ ، استقلال از دست رفته است. او چشمانش را دور می کند و ترجیح می دهد به جای آن به تصاویر جوانی نگاه کند که هنوز روی میز او بسته نشده اند ، درگاه هایی از گذشته که در سیاه و سفید نوستالژیک حفظ شده اند – اما اینها راحتی راحتی برای او ندارند. آن روزها گذشته است و وقتی جری به آینه نگاه می کند ، به نظر می رسد چهره ای که به او خیره شده است می پرسد: تو دیگر کی هستی؟

جواب، شان پنها تعهد پیشنهاد می کند ، این است: هیچ کس. در جایی که شخصیت های دیگر شخصیت های اصلی شخصیت های خود را با محیطی مشغول می کنند که با جزئیات مشغول است ، پنفیلم را غیبت و خلا vo تعریف می کند. آن عکسهای قدیمی با لباس یکنواخت و میله ماهیگیری که به دیوار تکیه داده است ، تنها ردپای تاریخ جری است. یک کار ، یک سرگرمی ، بدون همسر ، بدون دوستان ، بدون خانواده – یک گرگ تنها و بدون توله.

ما احساس می کنیم که جری بلک ابتدا یک پلیس است و یک انسان آخر – نوعی مردی که در پرونده اش پرونده های پرونده بیشتر از خاطرات خوش است ، وقتی که با نوار صحنه جرم محاصره نشود ، دنیای او منطقی نیست. بازنشستگی از طریق نیرو فقط پایان کار او نیست – بلکه نابودی کل هویت او است. بدون نشان و اسلحه اش ، آیا او حتی وجود دارد؟

Pennpoint Precision

شان پن به توجیه یک بازیگر بزرگ یاد می شود (دیوانگی او که به کوکائین افزوده است) Carlito’s Way، خشم خام سالمونلا در او رودخانه مرموز، و مالیخولیای غر زده او در درخت زندگی، همه ویترین های نمایشگر استعداد او هستند) ، اما نه به عنوان یک کارگردان عالی – عملکرد او تاکنون بسیار نازک است ، بسیار پراکنده است. در بهترین حالت ، او یک صنعتگر تحسین برانگیز و محکم است (نگاه کنید به دونده هندی، اولین کارگردانی او ، یک درام متفکرانه الهام گرفته از بروس اسپرینگستین آهنگ “Highway Patrolman”). در بدترین حالت ، او بی اندازه بی رحمانه است (نگاه کنید به آخرین چهره، آخرین تلاش او ، یکی از عجیب ترین فیلم های ساخته شده در تاریخ). به نظر من تا حدودی مناسب است که فیلمبرداری باید به اندازه خود انسان بی ثبات باشد.

Once A Cop: پایان هویت در تعهد
منبع: تصاویر برادران وارنر

تعهد، که امسال 20 ساله می شود ، باقی مانده است پنموفقیت تاج گذاری در پشت دوربین – تصویری دقیق از عقاید لیز خوردن ، خطراتی که وقتی تمام احساس ارزشمندی یک مرد با پوستی شکننده برای حرفه اش همراه می شود ، ظاهر می شود. بعضی از پنتصاویر اینجا از نظر موضوعی به اندازه تصاویر بهترین فیلمسازان نو نوآر متراکم است و ترس وجودی مردی را که ناامیدانه پنجه می کشد به هر آنچه از زندگی قدیمی او باقی مانده است ، به تصویر می کشد.

فقط به عکسهای ابریشمی کند آهسته مهمانی بازنشستگی جری نگاه کنید ، که توسط فیلمبردار با ظرافت لنز گرفته شده است کریس منگس. همکاران جری بر قاب مسلط هستند ، چهره های سعادتمند و بدن شیار دار آنها روشن و واضح و با نور گرم روشن می شود ، در حالی که جری بدون شرکت در پیش زمینه مبهم شناور است – یک جزیره خالی و خارج از تمرکز در اقیانوس وجد اجتماعی. این موج جزر و مد تنهایی فقط توسط آن شدت می یابد جی کسیدیویرایش ، برش متقاطع بین زمین رقص و کشف یک دختر جوان مقتول در برف – بازنشستگی مرگ است ، و جری یک مرد مرده.

یا شاید هنوز نه. با ترک مهمانی خود ، یا شاید مراسم تشییع جنازه خود ، برای بررسی آخرین صحنه جنایت وی ، جری دچار یک تحول شگفت آور می شود – در حالی که او در سرزمین های شناخته شده ، قلمرو خود شکار می کند ، تیرگی جای خود را به وضوح می دهد. وی با مشاهده چشمان باتجربه ، از بی لیاقتی مشهود پلیس های اطرافش ، که یکی از آنها قلم را روی زمین نزدیک بدن می اندازد ، احساس نفرت می کند ، به یکی دیگر از آنها باید راهنمایی شود تا از نظر اثر انگشت ، کت قربانی را بررسی کند. این جایی است که جری ، جایی که همیشه به آن تعلق داشت ، تعلق دارد – در خاک با جسد ها و کیسه های اثبات ، وحشت های ناگفتنی را تجزیه و تحلیل می کند بدون اینکه احساس زیادی داشته باشد.

Once A Cop: پایان هویت در تعهد
منبع: تصاویر برادران وارنر

این نوع تقارن ، در پنطرح بصری ماهرانه و در نیکلسونعملکرد ظریف ، به عنوان پایه و اساس معماری احساسی فیلم عمل می کند – جری دنیای افراطی ، شکافها و انشعابات است. هنگامی که او وارد یک محیط اجتماعی می شود ، جری یک پوسته است – وقتی که کار می کند ، به طور رسمی یا غیررسمی ، هدف را غرق می کند. نیکلسون چشمان جری در هنگام سخنرانی بازنشستگی استاکاتو خود را عصبی در اطراف اتاق سرگردان می کند و دارت عصبی می زند ، چشمانش جری پرسه می زند و به طور عصبی در اتاق تکان می خورد ، اما پس از آن با تمرکز لیزر ثابت می شود که اخبار بد را به والدین می رساند کودک مقتول نکته ای کاملاً نگران کننده در مورد آن شکاف خاص وجود دارد – گویی او آنقدر غم و اندوه و جشن بسیار کمی را دیده است که اولی نسبت به دومی راحت تر شده است.

با قدیمی ، با جدید

فقط زندگی درونی جری نیست که از هم می پاشد. بدون اینکه هرگز اعلامیه های مستقیمی در مورد تنش های بین نسلی ارائه دهیم ، تعهد خود را نشان می دهد که در مورد یک آخرالزمانی فرهنگی خاص است ، زیرا عصر تجاوز به پلیس متکبر ، متجاوز مدرن ، زنگ مرگ ارزش های قدیمی در دنیای اجرای قانون است. جرزی و مری-اولسون کرومولوفسکیفیلمنامه جری را با نشانه هایی از زوال روشمند و اخلاقی احاطه کرده است ، از مکانی که در آن کارایی گلو – و در نتیجه بی فکر – کارایی به نام بازی تبدیل شده است. همانطور که جانشین خود ، استن کرولاک را تماشا می کند (آرون اکهارت) ، با اعتراف به اعتراف بی معنی یک مظنون از نظر عقلی ، جری متوجه شد که بازجویی دیگر رسیدن به حقیقت نیست – بلکه رسیدن به راحت ترین راه حل است تا همه بتوانند به موقع برای شام در خانه باشند.

ممکن است یک فیلم کمتر به جادوگری یا تقدیس جری برای ادامه کارش بپردازد ، اما تعهد هرگز مرتکب چنین باینری های تقلیل پذیر نمی شود – در عوض ، ناامیدی جری در برابر پایداری یکپارچگی مقدس در پلیس تحت تأثیر قرار می گیرد و با لحظه هایی که آسیب شناسی سیاه و سفید خود را به سطح خود می کشد ، خار ، حتی مبهم می شود. چه چیزی در صورت جری حک شده است وقتی او به یک پلیس جوان گوش می دهد که توصیف عجله آدرنالین الکتریکی برای دیدن کودکی است که گلو شکاف خورده است؟ بی تردید ، اما همچنین از یک میزان ناراحت کننده شناسایی نیز بیزار شوید – جری ممکن است با هیجان ارزان پلیس پلیس جوان بیهوش شود ، اما او باید تشخیص دهد که در برخی از سطح وابستگی خودش به دوام شر همانقدر تهوع آور است.

خدا یک پلیس است

بالاخره مدتها پس از بازنشستگی رسمی او واقعاً برای چه کسی در صدد حل این پرونده است؟ مادر دختر مقتول ، مارگارت لارسن (پاتریشیا کلارکسون) ، ظاهراً – این اوست که جری را وادار می کند که به خاطر نجات روح خود ، روی صلیبی که دخترش ساخته ، قسم بخورد تا قاتل را پیدا کند. اما واقعاً هرگز این احساس را نمی یابیم که واردات الهی این تعهد برای جری به همان معناست که برای مارگارت حتی اگر اصلاً برایش معنایی داشته باشد. نزدیکترین چیزی که او باید به صلیب بر روی دیوار خود داشته باشد لوح سپاه تفنگداران است ، او هرگز نماز نمی خواند ، و تنها بازدید او از کلیسا در توهم خشن پیچیده است ، زیرا او تصور می کند که به یک کشیش محلی که به گمان او بودن است شلیک می کند قاتل

Once A Cop: پایان هویت در تعهد
منبع: تصاویر برادران وارنر

اگر جری خدایی داشته باشد ، احتمالاً او لباس پلیس – پدر ، پسر و پلیس مقدس را پوشیده است. تعهد او بیشتر بهانه است تا یک وعده ، بیشتر خودخواهانه تا مقدس – تا زمانی که او هنوز دلیلی برای ادامه تحقیق دارد ، او هنوز هم دلیلی برای ادامه زندگی دارد. حتی وقتی به نظر می رسد که او موفق شده است زندگی خود را در اطراف یک خانواده جایگزین ، متشکل از پیشخدمت لوری مورد سو استفاده قرار دهد (رابین رایت) و دخترش کریسی (پائولین رابرتز) ، سرنوشت او به طور جدایی ناپذیری با قاتل مقید است. و هرچه خانواده صمیمی تر می شوند ، نیت های جری ، انگیزه های او نگران کننده تر می شوند.

Fritz’s Fire

جدا از چند مورد ویرایش گردباد ، که کاملاً از هم پاشیدگی روان جری را تأیید می کند ، نیمه دوم تعهد هرگز کاملاً با ظرافت بصری اولی مطابقت ندارد – اما یک عکس وجود دارد ، بالن کودک که به سرعت با آن دور می شود و این یک نکته جالب مقایسه بین متنی است. این تصویری است که آگاهانه برانگیخته می شود فریتز لانگشاهکار رویه ای 1931 ، م – فیلم دیگری در مورد تعقیب قاتل کودکان ، که در آن یک بالون دست خوش نشان به عنوان خشونت شنیع ظاهر می شود. از نظر ساختاری ، این دو فیلم نمی توانند تفاوت بیشتری داشته باشند – تعهد در حالی که وسواس فردی که خارج از یک موسسه بی علاقه فعالیت می کند متحرک می شود م با خشم جمعی ، بسیج یک شهر کامل ، فعال سازی هر منبع ممکن متحرک می شود.

اما در اینجا یک همسانی روانشناختی وجود دارد – نه بین جری و پلیس آلمان ، بلکه بین جری و قاتل سریالی ، پیتر لورهانس بکرت ، که در اوج لانگفیلم جنایی مجبور می شود که در جلوی دادگاه کانگورو ظاهر شود و به همین دلیل جنایتکار به او نزدیک می شود. بکرت در یک دفاع ناامیدانه از خود ، یک چیز نفرین شده در درون خود را توصیف می کند – آتش ، صدا ، رنج – که تمام توانایی های ذهنی دیگر را نادیده می گیرد ، انتخاب را ریشه کن می کند و او را مجبور می کند زندگی دیگران را نابود کند. یک آتش ، یک صدا ، یک عذاب – جری بلک را جلوی همان دادگاه قرار دهید ، از او بپرسید که چرا ، در پایان ، او زندگی یک کودک بی گناه را به خطر می اندازد تا انتقام کودک دیگر را بگیرد ، و شما فقط می توانید جواب مشابهی را استخراج کنید.


فیلم The Pledge را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استنلی کوبریک فیلم ها پرس و جو فیلم را رتبه بندی کرد

استنلی کوبریک به طور گسترده ای به عنوان یکی از بزرگترین کارگردانان تمام دوران شناخته می شود ، و به درستی چنین است. سبک دقیق او به طور مداوم مخاطبان را غافلگیر می کرد و او هرگز از فراتر از انتظارات نمی ترسید. او همیشه ایده های بی نظیری را در فیلم های خود به ارمغان آورد و در طول حرفه نزدیک به 50 سال طولانی در صنعت ، بارها و بارها مرزهای منظر سینمایی را تحت فشار قرار داد. بدون تردید او متناسب با هر جنبه ای از تعریف “auteur” است ، از چنین قدرتی در زمینه کار خود پرده برداری می کند و دنیایی همهجانبه و متعالی ایجاد می کند تا شخصیت هایش بتوانند ساکن شوند (و معمولاً از درون زندگی می کنند). به عنوان چهلممین سالگرد درخشان فکر می کنم بسیار ارزشمند است که فیلمبرداری کارگردان را از ابتدا تا انتها طی کنید و تمام نسخه های تئاتر و فیلم های کوتاه وی را به ترتیب اکران تماشا کنید. به جای این سفر سینمایی که من انجام دادم ، برای لذت خواندن شما رتبه ای از آثار تئاتر مرموز کارگردان را تهیه کردم.

13. ترس و هوس (1953)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: Kino Lorber

کوبریکاولین کارگردانی با ویژگی های بلند ترس و هوس نسبتاً معروف است به عنوان شخصی که او سالها سعی در مخفی نگه داشتن مخاطبان داشت و به دلایل خوبی. اگرچه فیلم در تمام سطوح یک شکست کامل نیست ، اما از ارزش تولید آماتور و فیلمنامه ضعیف مشخص است که کمترین تحسین برانگیز از همه آثار کارگردان مشهور در حال حاضر است. تیم پشت پرده فیلم نسبتاً كوچك بود و به بازیگران نیز كاری زیادی برای كار كردند ، اما دست كم جهت گیری تا حدودی خودباخته است و سینماگرافی به اندازه كافی خوب است كه بتواند به نكات نگاه كند. به طور کلی ، آیا آن را بسیار به یاد ماندنی می توان در مقایسه با شاهکارهای فوق العاده دانست کوبریک در سالهای بعدی خود به موفقیت رسید؟ نه در واقع ، اما به عنوان یک قطعه مهم از تاریخ کارگردان ، این یک سرمایه گذاری جالب است که در راه موفقیت وی در این خط بسیار مهم بود.

12. بوسه قاتل (1955)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: هنرمندان متحد

کوبریکدومین دوره نمایش بلند مدت از ویژگی های پاشنه شکست خورده است ترس و هوساما این یک رکود اقتصادی نبود. بوسه قاتل بیشتر به دلیل روایت جذاب و نوشته های تند عمل می کند ، و با اینکه تقریبا جالبه ترین فیلمنامه کارگردان نیست ، اما به لطف تعهد جدی به شخصیت ها و داستان آن کار می کند. کوتاه است ، اما به ندرت احساس عجله می شود ، و توالی نهایی اوج فوق العاده سرگرم کننده است. واقعیت این است که حتی بیشتر چشمگیر است کوبریک علاوه بر کارگردانی و نوشتن داستان ، این ویژگی را ضبط و ویرایش کرد. بوسه قاتل نمونه اولیه آن بود کوبریکاستعدادهای زیادی در پشت دوربین وجود دارد ، و گرچه مطمئناً به عنوان کارهای بعدی او به یاد نمی آورد ، می توان ادعا کرد که سزاوار آن است که بیشتر از آنچه هست ، قدردانی کند.

11. اسپارتاکوس (1960)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: تصاویر جهانی

اسپارتاکوسطبق استانداردهای عادی ، فیلمی مناسب و معقول است ، اما کوبریک استاندارد ، کاملاً وحشتناک است معروف است که به عنوان تنها فیلم شناخته می شود کوبریک کارگردانی کرد که وی کنترل کامل کارگردانی را نداشته و حتی بعداً اعتراف کرد که فکر می کند فیلمنامه “بسیار گنگ” است و “بندرت به آنچه در مورد اسپارتاکوس شناخته شده است” وفادار است. این فیلم به طور غیر ضروری طولانی و کشیده شده است و یک حماسه سینمایی را خراب می کند و باعث می شود که از یک محور مطلق برای عبور از آن استفاده کند. لحظات بسیار خوبی دارد که در سراسر آن پراکنده است ، اما زمان اجرای 197 دقیقه احساس درد ناپذیر و بی معنی می شود. سکانس های اکشن عالی هستند و خود فیلم اغلب برای دیدن بسیار زیبا است ، اما اسپارتاکوس به طور عمده به عنوان تقسیم کننده بین عمل می کند کوبریکفیلم نامه. پس از این ، او جایی برای رفتن ندارد اما بالا می رود.

10. کشتار (1956)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: هنرمندان متحد

کوبریک پیگیری بوسه قاتل با یک هیجان مستقیم سر راست که یکی از سرگرم کننده ترین آثار او باقی مانده است. این یک ویژگی نویر هیجان است که بیننده را با پیچ و تاب های بی شمار خود سرمایه گذاری می کند ، همه این موارد ساده و در عین حال مؤثر است. کوبریککارهای اولیه همیشه کمتر از کارهای نهایی هنری بی عیب و نقص او به یاد می آیند ، اما با کمال تعجب تعجب آور است که این فیلم چقدر مورد استقبال قرار گرفته است. این نقطه جایی است که کوبریکسبک زندگی او واقعاً شکل گرفت ، جهت سیال او مطابق با تعهد به روایت فصیح است. شخصیت های فیلم غیرقابل انکار غیرقابل توصیف هستند کوبریک تا به حال نوشت ، اما بازیگران هنوز یک کاریزمای بی نظیر را به روی پرده سینما می آورند. فیلمنامه خیلی به آن پرتاب شده است و همه چیز به چشم نمی خورد ، اما هنوز هم سرگرم کننده است و در مقایسه با سایر فیلم های نوآر مانند آن ، بسیار تازه و اصیل احساس می کند.

9. مسیرهای افتخار (1957)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: مترو-گلدنوین-مایر

کوبریکاولین همکاری با کرک داگلاس، مسیرهای افتخار بازیگر کلاسیک هالیوود را به عنوان یک افسر فرمانده پیاده نظام که داوطلب دفاع از جان سه سرباز است که از شرکت در یک مأموریت انتحاری امتناع می کنند ، ستاره می کند. فیلم تقریباً کامل و تمام علائم تجاری را در بر می گیرد کوبریکبه زودی فیلم های مشهور می شوند: گفتگوی تیز ، اجرای قدرتمند ، جلوه های عملی چشمگیر و لحظه های تأثیر عاطفی سخت. یکی از آن باقی مانده است کوبریکقدرتمندترین فیلم ها ، داستانی واقعاً غم انگیز از شخصیت هایی که در نتیجه رهبرانشان با مرگ خاصی روبرو هستند و در نتیجه رهبرانشان تصمیم می گیرند که آنها را چیزی غیر از یکبار مصرف ببینند. این یک تصویر جاه طلب و سنگین از وحشت های جنگ سنگر و فراتر از آن ، و یکی از واقعی ترین فیلم های جنگی است که تا کنون به نمایش در آمده است. با این حال ، این فیلم به دوز بشریت نیز تزریق شده است ، مانند فیلم هایی که می توانند مطابقت داشته باشند ، و لحظه های پایانی آن به یاد ماندنی ترین در کوبریکفیلم نامه.

8. لولیتا (1962)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: مترو-گلدنوین-مایر

اواخر کار خود را ، کوبریک در مورد فیلمش در سال 1962 اظهار داشت لولیتا (بر اساس ولادیمیر نابوکوف رمان با همین نام) که اگر او از شدت نبردهای سانسور فیلم می دانست ، “احتمالاً او فیلم را تهیه نکرده است.” حتی علی رغم پشیمانی وی در مورد روند تولید پس از تولید ، فیلم وضوح غیرقابل انکار را در اینجا می بیند. سازگار بودن نابوکوفکتاب بحث برانگیز همیشه اثبات کار سختی بود ، اما کوبریک تصمیم درستی برای قرار دادن پایان کتاب در ابتدای فیلم گرفت و با اضافه کردن یک لایه دیگر از فتنه به راز پیرامون روایت. بسیار خوب پیش می رود (دو ساعت و نیم درست پرواز می کنید) ، با جیمز میسون و سو لیون ارائه اجراهای عالی و اسوالد موریسcin سینمایی زیبا اضافه کردن یک لهستانی زیبا به مشخصات فنی فیلم. یکی از کوبریکتا به امروز کمترین فیلمهای مورد استقبال قرار گرفته اند.

7. دکتر Strangelove یا: چگونه یاد گرفتم که نگران نباشید و بمب را دوست دارم (1964)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: Columbia Pictures

کوبریکویژگی 1964 دکتر Strangelove یا: چگونه یاد گرفتم که نگران نباشم و بمب را دوست دارم یک طنز درخشان جنگ سرد است که بیش از پنجاه سال از انتشار آن هنوز اثری خنده دار و اندیشمند باقی مانده است. وی که با برخورداری از مفهوم نابودی تضمین شده متقابل با شوخ طبعی تند و تبادل نظرهای درخشان و درخشان ، به وضوح زمان زندگی خود را با نقد وضعیت امور سیاسی به گونه‌ای که هرگز احساس کمبود و پوسیدگی ندارد. میراث فیلم حتی چشمگیرتر است و اینکه چگونه می توان آن را در برابر پس زمینه سیاسی فعلی ما قرار داد ، به شکلی که دیگران نمی توانند. البته اوضاع واقعی این است که پیتر فروشندگان، که سه نمایش کامل را ارائه می دهد که هر کدام به سمت موفقیت متفاوت داستان فیلم هستند. این فیلم فوق العاده مهم است ، نقطه عطفی در طنز سیاسی و نقطه عطف واقعی برای کارگردان است.

6. درخشش (1980)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: تصاویر برادران وارنر

کوبریکadapt 1980 اقتباس از استفان کینگرمان 1977 درخشان به طور گسترده یکی از محبوب ترین فیلم های کارگردان در نظر گرفته می شود (در غیر اینصورت محبوب ترین) ، اما پادشاه مدتهاست که این فیلم را اقتباسی متوسط ​​از کارهای خود می داند. بااینکه پادشاهشکایات مربوط به شکایت Jack Torrance (جک نیکلسون) شخصیت پردازی مطمئناً معتبر است ، اما رد تأثیر آن دشوار است کوبریکدید در مورد حوزه فعلی سینما بوده است. این که آیا این یک طراحی تولید برجسته ، اجراهای باورنکردنی است ، نمره حیرت آور است وندی کارلوس، یا ترس کامل به روده از اینکه روایت بیننده را به درون خود بپیوندد (خصوصاً در نیم ساعت پایانی وحشتناک آن) ، عشق زیادی به این کاوش در نزول یک انسان به جنون وجود دارد … اما آیا او واقعاً عاقلانه بود تا این کار را آغاز کند. ؟ نیازی به گفتن نیست ، مضامین مطرح شده در اینجا زمینه جدیدی را برای ژانر ایجاد کرد و فیلم آزمایش زمان به عنوان یکی از وحشتناک ترین فیلم های ترسناک ساخته شده است.

5. کت فلزی کامل (1987)

منبع: تصاویر برادران وارنر

کوبریکمجموعه جنگی ویتنام را آزار دهنده می کند ژاکت فلزی کامل یک شاهکار جسورانه و جاه طلب است. این فیلم به دو نیمه متمایز تقسیم می شود (هر یک به همان اندازه با دیگری چنگ می زند) ، این فیلم از یک خصوصی نظامی پیروی می کند (متیو مودین) که شاهد تأثیر جنگ بر سربازانش از تمرینات وحشیانه اردوگاه بوت ، گرفته تا درگیری آنها در نبرد هوچ است. ر لی ارمیسرگرد هارتمن تفننی یکی از وحشتناک ترین شخصیت هایی است که تا کنون به پرده سینماها لطف کرده است ، نمایش کاملی از وحشیگری جنگ و طبیعت نابخردانه ، به ویژه هنگامی که در نگاه خصوصی پیل (وینسنت D’Onofrio، در یک عملکرد غم انگیز و آسیب پذیر). هر دو نیمه فیلم در نوع خود بی نظیر هستند و حتی اگر دوم در مقایسه با سلف خود کمی بکشید ، کوبریک سرانجام در تلاشش برای نشان دادن تأثیرات جنگ بر روان روان سربازان در هر دو موفقیت موفق بود. ژاکت فلزی کامل همچنان یکی از فجیع ترین فیلم های پنجاه سال گذشته است ، بیانیه ای وحشتناک درباره واقعیت های سخت جنگ.

4. باری لیندون (1975)

منبع: تصاویر برادران وارنر

باری لیندون در اصل یک افسانه قرن هجدهم است. ترسیم داستان مرد ایرلندی به نام ردموند باری (با بازی توسط کمال) Ryan O’Neal) ، داستان به دنبال باری در طی چندین دهه از آغاز فروتنانه اش به عنوان یک سرکش جوان برای سرانجام پس از ازدواج با یک بیوه ثروتمند ، یک موقعیت اشرافی را به دست می آورد. حتی اگر این فیلم بیش از سه ساعت طولانی داشته باشد ، از نظر زمان اجرای آن احساس نمی شود بیش از اندازه ترسیم یا تظاهر کنید. این قدم زدن به طور کامل مورد استفاده قرار می گیرد و بیننده را در یک سفر فراموش نشدنی از طریق کشورهای مختلف ، جنگ ها و روابطی قرار می دهد که باری با گذشت زمان توسعه می یابد. جان آلکاتسینماگرافی غیرقابل انکار بعنوان بزرگترین زمانه است ، و هر جزیی از زیبایی از مناظر و لباس ها را با ظرافت و زیبایی بی نظیر ثبت می کند. باری لیندون غیرقابل انکار یکی از کوبریکبزرگترین دستاوردها در هر دو سطح فنی و روایی ، شاهکاری در تمام جبهه ها و نگاهی عاطفی به جهانی و شخصیت هایی است که بیننده با وجود نقص های بی شمار خود می تواند با آنها ارتباط برقرار کند.

3. 2001: یک ادیسه فضایی (1968)

منبع: تصاویر برادران وارنر

به عنوان کسی که همه را دیده است کوبریککاری که احتمالاً می توان فرض کرد ، رتبه بندی اواخر فیلم های او بسیار دشوار است. همه این شاهکارها به نوبه خود ، پیشرفت های حاشیه ای در داستان پردازی روایت و ساختار سینمایی هستند که نقطه عطفی برای رسانه فیلم در نیمه قرن بیستم بود. 2001: یک ادیسه فضایی به آسانی بهترین و درخشان ترین نمونه داستان پردازی ناب و بی نظیر است ، حماسه ای پر جنب و جوش که هرگز در انجام کاری که انجام می دهد ناکام است. این بیننده را با عظمت فراگیر و بی همتای داستان های علمی تخیلی مدرن متعهد می سازد و بر خلاف دیگر تجربه های متعالی را ارائه می دهد. نه تنها برای زمان خود بسیار خلاقانه بود ، بلکه بسیاری از تلاشهای اخیر برای تکرار قدرت آن بیهوده بوده است ، زیرا هیچ چیز نمی تواند شمعی را برای این کار دست نگه دارد. شاید من شخصاً کمی مغرض باشم زیرا اولین تماشای من در IMAX بود ، اما زمان اجرا کاملاً سزاوار است و سرعت فیلم به طرز خارق العاده ای روان پیش می رود. تا به امروز ، یک فیلم واحد مانند وجود ندارد 2001: یک ادیسه فضایی. این واقعاً یک اثر هنری بی عیب و نقص در هر سطح ممکن است ، از نظر روایی و فنی.

همچنین ببینید

CUBBY: آمدن فیلم عجیب و غریب در روایت گم می شود

2. نارنجی ساعت (1971)

منبع: تصاویر برادران وارنر

کوبریک پیگیری 2001 با ساعت نارنجی، اقتباسی از آنتونی بورگسnovel رمان جنجالی سال 1962 با همین نام. در طول حرفه فیلمسازی ، کوبریک با رهنمودهای سانسور با نبردهای زیادی روبرو شد ، اما نبرد او پایان یافت ساعت نارنجی شاید بدترین از همه آنها بوده است. در ابتدا به رتبه X در ایالات متحده داده شد ، و بعداً توسط آن پس گرفته شد کوبریک در انگلیس پس از چندین پرونده جنایی ، این فیلم الهام بخش آنها بود. با وجود این اتفاقات ، کوبریکبینش خارق العاده دیستوپی به عنوان یک شاهکار سورئال مطرح می شود که ماهیت انتخاب انسان را زیر سؤال می برد ، و اینکه آیا از بین بردن کسی از حق خود برای انتخاب بین خوب و بد غیر اخلاقی است. شخصیت الکس (با تمام جذابیت های مخرب ممکن است توسط یک ایده آل ممکن شود) مالکوم مکدول) یکی از شرورهای بزرگ سینماست ، یک ادغام پیروزمندانه شر شر خالص است که بیننده در نیمه دوم قبل از “درمان” از او احساس همدردی کرده و در آخر به راههای قدیمی خود باز می گردد. این یک گواهی است برای کوبریکقدرت قصه گویی و تعهد بی قید و شرط وی در ایجاد مخاطب کاملاً غرق در دنیاها و شخصیت های او.

1. چشم گشاد گسترده (1999)

منبع: تصاویر برادران وارنر

چشم های گسترده، کوبریکآخرین عرضه سینمایی قبل از مرگ وی ، پس از آزادی اولیه ، پذیرای مختلط (علیرغم اینکه مورد توجه قرار گرفته بود) داده شد کوبریک او بهترین کار خود را دارد) اما از آن زمان به بعد در بیست سال پس از آن به تحسین شایسته تری رسیده است. اقتباس از آرتور شنیتلررا Traumnovelle، فیلم یک دکتر را دنبال می کند (تام کروز) که پس از همسرش به یک سفر شبانه اکتشاف اخلاقی می پردازد (نیکول کیدمن) راز دردناکی را برای او آشکار می کند. کوبریک اوایل دهه 1900 وین را برای دهه 1990 در شهر نیویورک بی وقفه تغییر داد و منظره یك چشم انداز این شهر را به یك عالم سیاه و تاریك تبدیل كرد و اظهاراتی در مورد تقسیم كلاس ها در این فرآیند بیان كرد. این موضوع همچنین موضوع ازدواج و رازداری را متعادل می کند ، همانطور که مشهود است کوبریکراه پیروی از مکالمه های رهبری وی در مورد رویاها و خیالات آنها ، در نهایت امیدوار است که به بیننده منتقل کند که شاید رازها به بهترین وجه کشف نشده اند. این فیلم بدون شک احساس می کند که اوج همه کارهای قبلی کوبریک است ، یک تحریک هنری بزرگ که به نظر می رسد تقریباً فیلم نهایی او بود ، اما حداقل کوبریک با قوی ترین یادداشت ممکن خود بیرون رفت.

بهترین فیلم استنلی کوبریک را چه می دانید؟ در نظرات به ما اطلاع دهید.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!