آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع

همه ما با محصولات ویژه ایستاده حرکت کریسمس Rankin & Bass آشنا هستیم ، از جمله معروف ترین آنها ، رودلف گوزن شمالی بینی قرمز. و در حالی که پوشیدن آن و لذت بردن از داستان تعطیلات آب نبات در مورد یک گوزن شمالی که با دیگر افراد نادرست تیم می شود و برای گرفتن تأیید بابانوئل در یک یقه باند می بندد ، یک چیز است ، شناختن فیلم برای آنچه واقعاً است: یک بررسی عمیق و پیچیده از محرومیت از افراد LGBTQ +.

The Reindeer’s History

برنامه های کودک ، به ویژه ویژه برنامه های کریسمس Rankin & Bass ، فرعی برای فرعی نیست. آدم برفی یخ زده اکنون به عنوان استعاره ای از اجتناب ناپذیری آسیب زای تغییر اقلیم خوانده می شود ، سال بدون بابانوئل تمثیلی برای نیکسون دولت ، و Santa Claus Is Comin ’to Town سانتا را به عنوان یک چهره مسیحی دوباره تعریف می کند و تصور می کند که عیسی می توانست جلوی هولوکاست را بگیرد. (اما این مقاله به طور کامل مقاله دیگری است.) بنابراین تصور کردن آن یک جهش نظری چندان عظیم نیست رودلف به عنوان یک روایت عجیب و غریب کیشوتیک در مورد تلاش برای تعلق به جهانی که شما را نمی خواهد.

این شخصیت مدتها قبل از اولین پخش ویژه در سال 1964 متولد شد ؛ رودولف زندگی خود را به عنوان کتاب کودک در پاشنه رکود بزرگ آغاز کرد ، سپس شخصیت در یک ضربه دوباره متولد شد Gene Autry ترانه در سال 1949. سپس ، او DCEU را نقض کرد ، و در چندین عنوان کمیک DC در طول دهه 1950 حضور داشت که در آن گوزن های شمالی با یک پوزخند بزرگ لذت می برد. گونه های سرخ شده فرم انعطاف پذیر ، و مژه های بلند و زنانه ، از مقدار زیادی انرژی عجیب و غریب.

گرفتن که رودلف در عین حال ، مخفیانه یک روایت بیرون آمدن است ، و هر کریسمس را برای همه دور دور می کند سال ها در حال حاضر ، از جمله در نیویورکر در سال 2014 ، سپس در مجله نیویورک تایمز، کرکس، و اخیراً ، ملت. فیلمنامه نویس رومئو مولر احتمالاً برای ساختن اسلحه نبود شکست قطب شمال در اینجا ، اما صرف نظر از اهداف نویسنده ، رودلف همجنسگراست. مثل ، واقعاً ، واقعاً همجنسگرا و همینطور بیشتر دوستانش.

بازی های گوزن شمالی

داستان از رودلف بله ، اما جشن چه کسانی هستند؟ داستان با تولد رودولف آغاز می شود ، در آن زمان دونر ، هموفوب و پدر بد کلی ، بینی براق پسرش را می بیند و بلافاصله گریه می کند ، “چگونه می توانیم که ؟! “ بینی قرمز رودولف بلافاصله به نمادی از عدم انطباق او تبدیل می شود ، یعنی یک خارجی شدن ملکه درون. این علامت گویایی برای دیگران است که رودلف “یکی از آنها” نیست ، و تا زمانی که بینی رودلف آشکار نمی شود شروع همجنس گری است. دونر سعی می کند قبل از رسیدن سانتا ، آن را با گل بپوشاند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

سانتا یک دیک بزرگ است رودلف. همه Christmastown ، همانطور که در فیلم قطب شمال نامیده می شود ، در واقع فقط قلعه لوکس اوست که از برف بیرون می آید. گوزن های شمالی ، که به نظر می رسد تقریباً نیمی از جمعیت Christmastown را تشکیل می دهند ، به عنوان شهروندان درجه دو رفتار می شوند و هر زمان که سانتا به آنها نزدیک می شود ، یک ارباب خادم ناخوشایند وجود دارد. حضور الیگارچال سانتا به عنوان بهترین مقام مردسالار و دولت در این سرزمین ، می تواند به راحتی برای دولت آمریکا یا نیروهای سرمایه داری ایستادگی کند – شما واقعاً می توانید انتخاب خود را انجام دهید. هنگامی که او به رعیت سفر می کند و با رودلف ملاقات می کند ، او فقط جیب کوچک را به عنوان یک کارمند آینده در نظر می گیرد – “او روزی در تیم من خواهد بود” ، او را صدا می کند و رودولف را “یک شخص کوچک و محکم” می نامد.

اما با دیدن بینی قرمز درخشان ، سانتا آن را از دست می دهد و دونر با عجله به او کلماتی را می گوید که مطمئنم اکثر بچه های کر در محیط های بدون حمایت بارها بارها این حرف ها را شنیده اند: “من مطمئن هستم که او به محض بزرگ شدن متوقف می شود. ” بعد از رفتن پدر سرمایه داری ، دونر به پسرش می گوید ، “تو مثل دیگران یک جیب معمولی خواهی بود!”

پس از چند ماه تلاش دونر برای تربیت مجدد فرزند خود با درسهای جستجوی غذا و جنگ ، چند ماه بعد قطع شد. رودلف برای آموزش گوزن های شمالی به آنجا می رود و در آنجا با کلاریس ، دوبله ای که سیمپل می زند ، آشنا می شود سخت برای او ، و او وقتی او را ناز صدا می کند خوشحال می شود. به حدی که چشمانش باگ است و برای اولین بار بلند می شود. اما جلد رودلف هنوز دمیده نشده است. وقتی او دچار یک درگیری فیزیکی بازیگوشانه با گوزن شمالی گوزن شمالی گوزن شمالی می شود که از او دور می شود. همانطور که شاخ های شاخ را قفل می کنند ، رودلف به طور تصادفی اجازه می دهد تا درپوش بینی بلغزد ، و راز بزرگ همجنسگرایانه خود را به جهانیان نشان دهد. پس از تمام دوران کودکی در گنجه ، ملکه رودلف خارج است ، و او بی وقفه و به سختی مورد آزار و اذیت همسالان خود قرار می گیرد تا زمانی که در تاندرا عقب نشینی می کند.

هرمی کاملاً لود شده

در همین حال ، در یکی از جن های جن بی جنس در زیرزمین کاخ سانتا ، هرمی جن تصمیم می گیرد که دیگر نمی خواهد اسباب بازی بسازد ، و این یک سنت فرضیه ای دارد که الف ها فقط به ساخت اسباب بازی می پردازند. هرمی لبهایی قرمز و زنانه دارد و موهای بلوند کاملاً موج دار دارد ، در حالی که الف های دیگر همه به نظر می رسد مانند پارچه پوش و فشار آور هستند.

جوامع گوزن شمالی و وروجک ها به شدت ناهماهنگ هستند ، با آموزش گوزن های شمالی که نقش های جنسیتی را اعمال می کند و فشار اجتماعی فوق العاده ای روی جفت گیری ایجاد می شود. در جامعه جن ها ، جن بچه ها منحصراً از لباس صورتی و پسرها آبی استفاده می کنند. رقص وروجکها بر جفت شدن دختران و پسران تأکید می کند ، و بیشتر همنشینان هرمی وقت خود را صرف دور زدن زنان می کنند. تمام آنچه که ما از جامعه جن می بینیم ، واقعاً است. این و وزن خردکننده سرمایه داری است. رد هرمی از سبک زندگی سنتی جن ، بنابراین ، رد او از ناهمگونی را نیز در بر می گیرد.

هرمی همچنین چهره دونر همجنسگرا و غیر همدردی دارد. Head Elf ، نوعی سرکارگر در کارگاه ، به جاه طلبی های دندانپزشکی هرمی اهمیتی نمی دهد و در عوض با او به عنوان جفت دیگری از دستان اسباب بازی سازی در جهنم های بیرحمانه نیروی کار بی وقفه خط مونتاژ سانتا رفتار می کند. هرمی از زندگی در زیر پاشنه بوت سانتا ناراضی است و از پنجره کارگاه بیرون می آید و با دویدن قدرت به داخل جنگل می رود.

او رودولف را ملاقات می کند و در اولین جلسه رسمی جبهه آزادی خواهی کریستماستاون ، آنها در مورد چگونگی ایجاد جامعه متاسفانه با ذهنیت افراد عجیب و غریب آواز می خوانند. پس از حدود یک دقیقه شناختن رودلف ، هرمی نیز به پشت خود می پرد و او را مانند اسب سوار می کند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

آنها آواز “ما چند نفر از نارضایتی ها هستیم” را می خوانند و تصمیم می گیرند که بهتر است هنجارهای اجتماعی را انکار کنند و شانس خود را در بیابان بخرند تا اینکه با پارادایم نخبگان حاکم مطابقت داشته باشند. با کشیدن انگشت میانی به سمت دولت فاسد مطابق ، آنها با هم در پهنه برفی فرو می روند.

هرمی و رودولف منجر به ایجاد هدایت های جالب توجه می شوند زیرا انگیزه آنها زیاد است نه به هویت و جاه طلبی های آنها کاملا پی ببرند. رودلف با افتتاح یک عمل دندانپزشکی در وینیپگ به پایان نمی رسد. اگرچه آنها به جامعه ای که در آن بزرگ شده اند پشت کردند ، اما هر یک از آنها به خانه خود وابسته هستند و در قطب شمال سرگردان می شوند و ظاهراً هیچ برنامه ای برای توسعه زندگی خود ندارند ، صرفاً با وجود تأمین انرژی. می توانید بگویید که هر کدام قصد دارند به Christmastown برگردند در نهایت، البته با سوراخ كردن نوك سينه ، ناخن هاي نقاشي شده و كتاب هايي درباره ماركسيسم كه زير بغلشان جمع شده بود. بنابراین خدا را شکر که با یوکان کرنلیوس روبرو می شوند.

یوکان در حال سوختن است

یوكون كورنلیوس ، یكی از بهترین شخصیت هایی كه تاكنون برای تلویزیون خلق شده است ، با انرژی عظیم خرس در حال دریدن درزها است. او یک انسان بزرگ همجنس گرا است ، کسی آنقدر سرشار از مردانگی است که بیش از حد به عجیب و غریب تبدیل می شود. یوكون ، كوتاهی كمپی كه ما همیشه به آن احتیاج داشته ایم ، هنگام جستجوی نقره و طلا کلنگ خود را لیس می زند ، او تئاتری و مسخره است و عاشق آواز خواندن است. او در آنجا تنها با سگهای سورتمه خود بیرون است ، جایی که او ظاهرا فقط آهنگ هایی را درباره عجله طلا اختراع می کند و حیوانات خانگی خود را فریاد می زند. عامل اصلی حمله این است که یوکان یک فرد بد جستجو است – او هرگز هیچ نقره یا طلا پیدا نکرده است و همچنین نمی تواند سگ های خود را به له و له تبدیل کند.

حتی اگر بیش از حد مردانگی او به مهارت شغلی تبدیل نشود ، یوكون هنوز در قطب شمال شکوفا می شود ، فارغ از جامعه ای كه در غیر این صورت از محبوبیت او استقبال نمی كند. وقتی راوی می پرسد ، “پس نظر شما درباره دوست ما کورنلیوس چیست؟” توقف کردم. چی میکند راوی انتظار دارد که ما در مورد کورنلیوس توجه کنیم؟ موضع سلطه جویانه ، تابش خیره کننده ، یا آن بازوهای بزرگ و تنومند که به راحتی می توانند مردی را به گره گره بزنند و او را به هفت روش مختلف بکشند؟

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

رودولف و هرمی با معاشرت بعید و محکم خود ، سرانجام راضی هستند که به تنهایی و به دور از جامعه ای که مجبور به تظاهر به آن هستند ، از خود دور باشند و از هویت واقعی خود به نفع بازی های گوزن شمالی و هنجاربرداشتن اسباب بازی های غیرجنسی استفاده کنند. آنها سرانجام به جزیره اسباب بازی های نامناسب منتقل می شوند.

جزیره رانده شدگان کویر و شیر عیسی

برخی تفاسیر از رودلف جزیره اسباب بازی های نامناسب را که هیچ پایه ای در آهنگ کلاسیک ندارد ، به یک نماد شوم و ناخوشایند برای رودلف و شرکت تشبیه کرده اند – این نتیجه ترک جامعه و تلاش برای ساختن آن به تنهایی است. شبهای سرد بی پایان دور آتش سوزی جمع شده بود و از عشق بچه ها محروم بود. اما من فکر می کنم این نزدیکی به بهشت ​​است ، مستعمره ای بدون تعرض به همجنسگرایان و تبعیض بر اساس جنسیت و جنسیت ، مکانی که تازه واردان را به احساس خوشامدگویی و ابراز وجود تشویق می کند.

وقتی باند به جزیره می رسد ، توسط چارلی درون جعبه مورد استقبال قرار می گیرد که آواز می خواند: “یک جک صندوق منتظر است بچه ها فریاد بزنند. / بیدار شو! آیا نمی دانی زمان بیرون آمدن است؟ ” اسباب بازی های رد شده همه با افتخار جنسی خود را مانند نشان افتخار به نمایش می گذارند. همه در جزیره ، از تفنگ آب شلیک ژله گرفته تا گاوچران شترمرغ (نگه دارید hold بخصوص گاوچران شترمرغ سوار) بدون سر و صدا همجنسگرا است. باز هم ، نه فقط به این دلیل که چارلی ، گاوچران و فیل خال صورتی از خارجی ها استقبال می کنند و آن ها را در آغوش می کشند ، بلکه به دلیل “اشتباه” بودن ، آنها توسط همه چیزهایی که جامعه Christmastown معرفی نمی کند ، تعریف می شوند: گشودگی ، استقلال و آزادی جنسی.

اسباب بازی ها توسط Lion Jesus هدایت می شوند (اگرچه در فیلمنامه ، او King Moonracer نامیده می شود ، که بیشترین گه هایی است که من تاکنون شنیده ام). شیر عیسی صداپیشه همان سانتا را دارد (استن فرانسیس) تشویق ما برای دیدن این جزیره نه به عنوان یک دنیای اخلاقی جهنمی بلکه به عنوان یک شهر وارونه Christmastown ، مکانی که بیش از بهره برداری و تعصب بریتانیایی مبتنی بر مدارا است.

بسیاری از این دو برابر شدن جالب است که در اتفاق می افتد رودلف فرانسیس صدای سانتا و فویل او ، Moonracer را صدا می کند ، در حالی که صدای چارلی درون جعبه را صدا می کند آلفی اسکوپ، که همچنین Fireball را انجام می دهد ، جفتک جوانی که به طور تصادفی رودولف را در قطب شمال پشت سر می گذارد. اسکوپ همچنین صدای جن های مختلف را می گیرد. کارل باناس، Head Elf ، همچنین برای برخی دیگر از اسباب بازی های نامناسب نیز دو برابر می شود. دو برابر شدن یک واقعیت متناوب در جزیره ایجاد می کند. صدای عدم تحمل در کریستماون برای قهرمانان ما به دوستان عجیب تبدیل می شود.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

باند به قلعه Lion Jesus می رود. (در صورتی که تاکنون کل چیزهای همجنسگرایان را انتخاب نکرده باشید ، قلعه Moonracer در واقع یک دسته گل آلت تناسلی است که به سمت آسمان می رسد.) Moonracer آنها را به شب ماندن دعوت می کند ، در یک مهمانخانه صورتی رنگ که مجهز به پتوهای صورتی ، بالش ، و پرده ها

اما رودولف ، برای اهداف نقشه ، تصمیم می گیرد که نیاز به فرار از جزیره و رفتن به تنهایی دارد. این هنوز هم داستانی از دهه 60 است – باز هم ، رودلف تمایلی به ساختن آن به تنهایی و خود را ندارد. سرنوشت او به کریستماون گره خورده است ، و از آنجا که این هنوز هم یک ویژه ویژه محافظه کارانه کریسمس است ، قطعنامه داستان می طلبد که رودولف به محل آسیب دیدگی خود برگردد و خود را با جامعه سلطان هراسی سانتا دوست بدارد.

Bumbles جستن و همچنین نفرت مردم همجنسگرا

“رودلف تا آنجا که می توانست وجود داشت” ، راوی ما ، Burl Ives، به ما می گوید ، که مانند آن ، همان است. اما رودولف همچنین با یک تهدید شوم ، اژدها در پایان سفر قهرمان خود ، در تضاد است. آدم برفی نفرت انگیز همیشه در پشت کوه ها ، همیشه در جایی از بیابان ، در کمین است و او را شکار می کند.

اگر سانتا نشان دهنده قدرت مردسالار غالب بر ملت و خانواده دونر است ، پس آدم برفی نفرت انگیز مظهر تاریک ترین و هوموفوبیک ترین احساسات است که در پشت هر نیروی حاکم کمین کرده است. هوموفوبیای وحشتناک ، زشت ، پرانتز.

رودولف به کریستماون برمی گردد. او همه بزرگ شده است و به احتمال زیاد بر روی او تمیز کرده است جیمز بالدوین و تئوری فمینیسم و ​​کوئر. اما کسی وجود ندارد که بتواند آن را با او در میان بگذارد ، زیرا خانواده وی ، از جمله کلاریس ، همسایگان محله ، قطب شمال را ترک کرده اند تا او را جستجو کنند. نفرت انگیز آنها را گرفته است و رودولف برای نجات آنها به راه می افتد.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

صحنه ای رویایی که رودلف با آن نفرت انگیز روبرو می شود و KO’d را بدست می آورد مانند چیزی است که از آن دور است بیوولف. دوستانش به زودی حاضر می شوند و هرمی موفق می شود از Chechov’s Dobby Hobby برای از بین بردن جانور برفی استفاده کند. یوكون به ما می گوید آنها آنها را نمی كشند – بالاخره نمی توانند چون Bumbles پرش می كنند. هیولای همجنسگرای بی دندانی که از آنها باقی مانده است یک پیام قدرتمند ، هرچند غم انگیز است ، که می گوید اگرچه نمی توانیم همدستی را در قلب سیستم های قدرت خود ریشه کن کنیم ، اما می توانیم آنها را خنثی کنیم تا از نفوذ و تهدید آنها کاسته شود.

(همچنین این تصاویر جذاب غار واژینال با لانه Abominable وجود دارد که نماهای خارجی غار رودلف را در ابتدای فیلم منعکس می کند. با پیروزی در لانه هیولا ، رودلف و دوستان اساساً دوباره به عنوان قهرمان دوباره متولد می شوند.)

نتیجه گیری: جایی که رنگین کمان به پایان می رسد

رودلف مترقی نیست رودولف و هرمی هرگز سعی نمی کنند جامعه ای جدا از قطب شمال همجنسگرایانه را اختراع کنند و حتی “پایان خوش” اسباب بازی های نامناسب نیز وقتی در سیستم ارزش های سانتا ادغام می شوند و به بچه های دوست داشتنی اهدا می شوند. در کل ، این ویژه بینی به زنان نیز چرخانده می شود ، به ویژه هنگامی که خانم دونر (که نام او واقعاً همین است) و کلاریس به داخل برف می روند و بلافاصله توسط مفرحین اسیر می شوند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

در پایان روز ، رودلف ، هرمی و یوکان فقط مجاز به بازگشت به جامعه قطب شمال هستند زیرا مفید و قابل بهره برداری هستند. قوس شخصیت رودلف با راهنمایی سورتمه سانتا از طریق مه و اثبات رئیس و پدرش اینكه افراد كوئر می توانند به همان اندازه افراد صاف برای جامعه مفید باشند ، كه كاملاً ناخالص است.

بنابراین اخلاق این است که اگر شما متفاوت باشید ، بهتر است مفید باشید وگرنه جامعه شما را بیرون می اندازد – انحراف از هنجار مجازات می شود مگر اینکه قابل بهره برداری باشد ، شوخی می کند – این یک پیام خشن برای کودکان است خاص اما این جانسون-را آمریکا اینجا. رودلف ، هرمی ، کورنلیوس – خصوصیات آنها به دلیل ارزش آنها قابل تحمل است. هر لحظه که دیگر مفید واقع نشوند ، دوباره به سایه ها برده می شوند – کشمکشی که بسیاری از افراد LGBTQ + می دانند و اکنون با آن رابطه دارند.

در داخل رودلفتله های تینسلی ، گرچه یک رگ امید است. آهنگ “There’s Always Tomorrow” که کلاریس برای رودلف می خواند ، درباره موج تغییر است. به طور خاص ، این در مورد بحران هویت جنسی رودلف و اصرار دونر و سانتا است که خاصیت او چیزی است که او از آن رشد خواهد کرد. او آواز می خواند ، “همه ما وانمود می کنیم / رنگین کمان پایان دارد / و روزی دوست تو خواهی بود.” روزی فرا خواهد رسید که رودولف می تواند وانمود کند که شخصی نیست. رنگین کمان پایان ندارد. برای ویژه ای که همیشه پیام درستی درباره کوئین ندارد ، کاملاً دقیق است. از این گذشته ، همه ما نمی توانیم به قطب شمال فرار کنیم تا مانند شوک دزدگیرهای غیرقابل توقف ، استخراج طلا ، موی سینه مانند یوکان کورنلیوس تبدیل شویم.

شما چی فکر میکنید؟ در زیر ژانر فیلم های کریسمس کوئیر ، است رودلف بهتر از مثلا خوشبخت ترین فصل؟ در زیر نظر بدهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

به انتهای زمین: برخورد فرهنگ در جدیدترین های کیوشی کوروساوا

اگر پویایی متحد کننده در کارگردان ژاپنی یافت شود کیوشی کوروساوادو فیلم مهم آخر ، تمرکز شدیدی روی شخصیت هایی است که کاملاً از عناصرشان خارج شده اند. در سال 2017 قبل از محو شدن، این کارگردان به دنبال گروهی از بیگانگان که در ژاپن معاصر به عنوان انسان نقاب بازی می کردند ، یک داستان علمی تخیلی را در داستان ماهی بیرون از آب ارائه داد. به انتهای زمین، سرانجام پس از یک تاخیر طولانی مدت در همه گیر شدن به سینماهای مجازی ایالت ، دوباره به موضوع خارج از کشور می پردازد ، البته به روشی کاملاً واقع بینانه تر. به دنبال یک گروه تلویزیونی ژاپنی در ازبکستان ، کوروساوا با گروهی از شخصیت ها درگیر می شود که به همین ترتیب احساس می کنند در یک سرزمین خارجی جای خود را ندارند و به مهربانی غریبه ها و اتصال Wi-Fi محدود در هتل خود اعتماد می کنند.

مشهورترین فیلمهای ترسناک بی نظیر مانند درمان و نبض (اگرچه کارنامه او بسیار متنوع و متنوع است ، از قطعات دوره گرفته تا درام های خانوادگی) کوروساواوضعیت ممکن است بعنوان کارگردان باعث شود که برخی باور کنند که در انتظار انتظار پیچ و خم مهیبی وجود دارد. در واقع ، بیشتر فیلم نشان دهنده چنین تحولی است – به عنوان گزارشگر تلویزیونی یوکو (آتسوکو مائدا) در خیابانهای تاشکند سرگردان است ، نگاه همیشگی شهروندان به روندهای نسبتاً آرام تنش قدرتمندی می افزاید. سرانجام ، فیلم از هر چرخش آزار دهنده دیگری فرار می کند و ترجیح می دهد پیام خوش آمدگویی از تحمل و درک را در این برخورد فرهنگی تبلیغ کند. فارغ از روایتش ، کوروساواتمرکز بر روی یوکو – و مائدهعملکرد شگفت انگیز – که فیلم را زنده نگه می دارد و به آن اجازه می دهد تا با سرعت شگفت انگیز خود گسترش یابد ، توسعه یابد و تعمیق یابد.

خدمه تلویزیون ژاپن به ازبکستان سفر می کنند

چه زمانی به انتهای زمین آغاز می شود ، یوکو ، خبرنگار یک برنامه تلویزیونی در ژاپن ، با عصبانیت به گروه خود می پیوندد تا در دریاچه ای در ازبکستان فیلمبرداری کند. همراه با تهیه کننده ایوائو (ریو کاسه) ، دستیاران یوشیوکا (شاتا تیتانی) و ساساکی (توکیو ایموتو) ، و مترجم محلی Temur (آدیز راجبوف) ، یوکو امیدوار است که بتواند مهمترین مناظر و صداهای کشور را برای برنامه خود شرح دهد. در دریاچه ، آنها قصد دارند ماهی خاصی را شکار کنند ، اما ماهیگیر می گوید روز بدی برای آن است – و او ادعا می کند که این به دلیل زن بودن یوکو است. شروع خوبی برای سفر آنها در ازبکستان نیست.

به انتهای زمین: برخورد فرهنگ در جدیدترین های کیوشی کوروساوا
منبع: تئاترهای توکیو K.K.

متأسفانه برای یوکو و شرکت ، حادثه دریاچه مشخصه بیشتر تعاملات آنها در تولید این مجموعه است. وقتی آنها سعی می کنند مقداری از غذا را نمونه برداری کنند ، یوکو به سرعت می فهمد که این غذا کم پخته است. او بعداً به یک پارک تفریحی بسیار طاقت فرسا می رود ، بارها و بارها در آن سوار می شود تا بهترین عکس را بگیرند – و تا زمانی که استفراغ کند. هنگامی که در خیابان های سمرقند و تاشکند به دنبال غذا می گشت ، زن و مرد دائماً به او خیره می شوند ، به نظر می رسد که آنها به طور غریزی تشخیص می دهند که او یک فرد خارجی است. یوکو ترسیده و گرفتار موانع زبان و فرهنگ ، در این سرزمین جدید تنهاست.

وقتی یوکو به اتاق هتل خود بازگشت ، در حالی که به دوست پسر خود در توکیو ، که به عنوان آتش نشان برای گشت دریایی شهر کار می کند ، پیام می دهد ، بسیار راحت است. یوکو هرچند واقعاً هرگز در محیط پیرامون خود مستقر نمی شود ، اما در برابر همکاران خود گشوده می شود و منافع خود را در ازبکستان توسعه می دهد و بیننده را از روان او بهتر می بیند. او فاش کرد که هنوز می خواهد خواننده شود و از سفر آنها به یک فضای مهم اجرایی با ارتباط با فرهنگ ژاپن استقبال می کند. کوروساوا هرگز از تنش اساسی فیلم دور نمی شود: هرچقدر که غیرمعمول به نظر می رسد ، این داستانی است که با یک صحنه تعقیب و گریز از بازار تاشکند به اوج خود می رسد. با این حال ، این یک خط مهم ایجاد می کند ، خطی که خلاصه ای از توصیف فیلم از این برخورد فرهنگی است: “اگر ما با یکدیگر صحبت نکنیم ، نمی توانیم یکدیگر را بشناسیم.”

ترکیبی غیر معمول از ژانرها و آهنگ ها

این پیام تحمل مطابق با اصول اخلاقی پروژه است که از جشن 25 سالگی روابط دیپلماتیک ژاپن و ازبکستان آغاز شد. با این حال ، اگر این خلاصه داستان نیز عجیب ، متناقض و گیج کننده به نظر برسد ، در واقع طراحی آن ممکن است باشد. به انتهای زمین بیننده را در بیشتر مدت اجرا در موقعیتی عجیب و غریب نگه می دارد و آنها را در حالت تعلیق وادار می کند که آیا فیلم یا چه زمانی فیلم خود را به روایتی متعارف تر از نوعی متصل می کند. در حالی که این هرگز دقیقاً اتفاق نمی افتد ، کوروساوالمس عالی ستاره با تمرکز تقریباً بر روی تجربه ذهنی یوکو ، فیلم را درگیر خود می کند. به نظر می رسد فرض ساده فیلم در ابتدا صرفاً چالش های ذاتی تولید یک برنامه تلویزیونی بین فرهنگی را به تصویر می کشد ، اما ارتباط ما با یوکو هر یک از این سکانس ها را با احساس اضطراب تزریق می کند.

به انتهای زمین: برخورد فرهنگ در جدیدترین های کیوشی کوروساوا
منبع: تئاترهای توکیو K.K.

در واقع ، در حالی که کوروساوا هرگز مارک ماهرانه ترس خود را به انتهای زمین مملو از تصاویر عجیب و غریب و کمی ناخوشایند است. با فرض اینکه تعداد کمی از بینندگان به دو زبان ژاپنی و ازبکی صحبت می کنند ، یک مانع زبانی قابل توجه از یوکو تا بیننده وجود دارد – بدون کمک مهارت های ترجمه Temur ، او در یک حالت وحشتناک وحشت به سر می برد ، نمی تواند با شهروندان محلی ارتباط برقرار کند. بعلاوه ، او دائماً مورد نگرانی ترسناک قرار می گیرد: وقتی او لباس داخل ون تولیدی خود را عوض می کند ، مردم محلی متوقف می شوند ، می ایستند و از پنجره ون خیره می شوند.

اگرچه این درگیری ها نسبتاً بی ضرر به نظر می رسند ، اما هر زمان که یوکو تنها باشد ، به ویژه در دو قطعه اصلی ، تنش به نقطه جوش می رسد. در اولی ، یوکو پس از یک روز طاقت فرسا ، به امید یافتن مقداری غذا در شهر ، اتاق هتل خود را ترک می کند. اما این سفر ساده کابوس می شود: گمشده در شهر ، یوکو که کاملاً متزلزل شده است ، شب ها از خیابان های تاریک حرکت می کند ، از ترس اینکه زنده به اتاق هتل برنگردد. بعداً ، یوکو وقتی در بازار تاشکند حرکت می کند و از همه چیز در چشم خود فیلم می گیرد ، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کند. با این حال وقتی او در یک منطقه محدود فیلم می گیرد ، یوکو با پلیس روبرو می شود و تعقیب می شود که نمی تواند درک کند – گیلاس در بالای یک سفر پر سر و صدا.

“اگر با هم صحبت نکنیم ، نمی توانیم یکدیگر را بشناسیم”

تعقیب و گریز دیوانه وار ، که در آن یوکو از پلیس در اطراف تاشکند جلوگیری می کند ، در نهایت منجر به اسیر شدن وی و ظهور پیام درک فیلم و همدلی فیلم می شود. از این پیام قدردانی می شود و منجر به ایجاد یک میان کششی احساسی می شود ، که هم پذیرش سفر یوکو و هم مقامات ازبکستان را برای حل بحران برای خدمه تولید می بیند. با این حال ، عملکرد این سکانس به عنوان یک آشکار نمایشی ، اعصاب یوکو و اضطراب بیننده را آرام می کند ، خواندن مسئله دارتری را ایجاد می کند.

به انتهای زمین: برخورد فرهنگ در جدیدترین های کیوشی کوروساوا
منبع: تئاترهای توکیو K.K.

اگرچه پیش از پایان بازی در نمایش همدلانه شهروندان ازبکستانی هیچ کمبودی وجود ندارد ، اما دیدگاه محدود فیلم به طرز خطرناکی نزدیک به ارائه آنها به عنوان “دیگر” است ، به عنوان گروه های کاملاً خارجی با ارزش های مختلف که یوکو و شرکت به راحتی نمی توانند آنها را درک کنند. علی رغم این احتمال ، من نمی خواهم فیلم را بخاطر این حرکت محکوم کنم: بدیهی است که این بخشی از بخش رویکرد دراماتیک فیلم است. علاوه بر این، کوروساوا در اوایل اوقات اشاره های زیادی به این نگرش همدلانه می کند – وقتی یک ماهیگیر محلی اظهارات جنسیتی می کند ، تمور فشار می آورد تا به یوکو بگوید که همه ازبکستان مانند او نیستند. همزمان می توان ادعا کرد که با طراحی ، این فیلم به طور مداوم انعکاس عصبی بودن خود یوکو است. آیا واقعاً همه در خیابان ها به یوکو خیره شده اند یا او فقط نگاه مواظب آنها را احساس می کند؟ گفتن مشکل است

برای فشار دادن بیشتر ، می توان ادعا کرد که ارتباط نزدیک ما با یوکو ، با تشدید شده توسط کوروساواسبک کارگردانی متشنج ، ما را به چالش می کشد تا در مورد نگرانی های خود درباره موانع فرهنگی و زبانی تجدیدنظر کنیم. آیا واقعاً از ایمنی یوکو عصبی هستیم ، یا اینکه از اینکه در موقعیتی قرار بگیریم که به عنوان بیننده کنترل کاملی هم نداشته باشیم ، بی اعتمادی به هرکسی که با او تماس بگیریم خیلی راحت نیستیم؟ فکر می کنم کوروساوا شاید برای آشکار کردن ماهیت کاملاً نامشخص و غیرتهدیدآمیز همه و همه به شدت افراط کند ، موفقیت دوگانه فیلم – در به چالش کشیدن ایده های پیش بینی شده خود بیننده و انتقال سوزن به یک درک گسترده تر از آن – چشمگیر است.

به پایان می رسد زمین: نتیجه

لذت بردن از این سفر با مائدهیوکو ، همانطور که در شیار فیلم قرار می گیریم ، با شخصیت او بیشتر آشنا می شود. از سکانس های تعلیق آمیز آن گرفته تا فیلم های داخلی که فیلم و قهرمان اصلی آن را به جهتی دیگر سوق می دهد ، به انتهای زمین یک مطالعه کاملاً مشاهده شده است ، یک مطالعه فوق العاده مشتاقانه به رابطه تماشاگر با این شخصیت و دنیایی که خودش در آن گم شده است.

چه فکری کردی به انتهای زمین؟ آیا شما از طرفداران کارگردان کیوشی کوروساوا هستید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

To the Ends of the Earth در تاریخ 11 دسامبر 2020 در سینماهای مجازی ایالات متحده منتشر می شود. برای اطلاعات کامل تاریخ اکران بین المللی ، اینجا را کلیک کنید.


سازمان دیده بان تا انتهای زمین

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“ما باید زندگی را مثل اینکه بخشی از اکوسیستم هستیم شروع کنیم.” مصاحبه با تام مور و راس استوارت ، مدیران WOLFWALKERS

“برای آن بسیار آسان است تام و خودم برای تأثیرپذیری از داستانهای عامیانه و اسطوره های ایرلندی ، چنین چاهی عمیق برای استخراج وجود دارد ، اما من فکر می کنم این داستان با داستان های محیط زیست و شکاف جامعه روبرو است. ” راس استوارت، مدیر مشترک ، در کنار تام مور، از Wolfwalkers، “منظور من این است که هنوز هم تأکید زیادی بر روی خانواده وجود دارد ، مانند آهنگ دریا، اما من فکر می کنم این موضوع های تاریک موجود در آن را حل می کند “.

دارم ملاقات می کنم مور و استوارت برای بحث در مورد سوم در سه قصه فولکلور غیررسمی سلتیک خود ، Wolfwalkers. واقع در کیلکنی در زمان حمله کرامول در قرن هفدهم ، Wolfwalkers یک دختر جوان انگلیسی ، رابین (با بازی توسط) را می بیند افتخار کنافسی) پدرش را به کیلکنی برسانید ، جایی که مامور کشتن گرگهایی است که در جنگل اطراف زندگی می کنند. این به این دلیل است که می توان آن را قطع کرد و زمین را برای کشاورزی مورد استفاده قرار داد ، و در حالی که در ابتدا رابین از نقش پدرش به عنوان یک شکارچی گرگ خوشحال می شود ، یک ملاقات اتفاقی با یک دختر جوان که در جنگل به نام مبه زندگی می کند شروع به تغییر عقیده می کند .

استعمار و محیط زیست

Wolfwalkers به موضوعاتی مانند از دست دادن ، خانواده ، تخریب محیط زیست و استعمار می پردازد. به نظر می رسد مسائل دوقلوی استعمار و تخریب محیط زیست از اهمیت ویژه ای برخوردار است مور و استوارت“استعمار در گذشته نیست” مور می گوید ، “این هنوز در سیاست های روزمره ما ، از طریق فرهنگ راه خود را می پیماید ، بنابراین بازگشت به دوره ای که نوعی شروع به کار با قدرت بود ، جالب بوده است”. استوارت موافقت می کند ، اضافه می کند “و هنوز این ذهنیت غربی وجود دارد که طبیعت چیزی است که باید تحت سلطه و سو ab استفاده قرار گیرد. مانند انسانها این حق را دارند که بتوانند به دلخواه خود وارد بیابان شوند و از آنها استفاده کنند ، در حالی که ما به یک رویکرد کلی نگرانه تر احتیاج داریم زیرا ما فقط یک گونه روی کره زمین هستیم ، بنابراین باید زندگی را شروع کنیم انگار که بخشی از اکوسیستم “.

منبع: سالن کارتون

اشتیاق آنها هنگام صحبت با آنها روشن است ، اما این نیز صحت دارد که کار آنها گویای خود است. Wolfwalkers یک فیلم بسیار زیبا و زیبا است که از انیمیشن جذاب و دستی برای نشان دادن شکاف بزرگ بین طبیعت و جامعه استفاده می کند. شاید عاملی در این طراحی هنری ارتقا recent اخیر مدیر هنری باشد استوارت به کارگردانی وظایف با مور. چطور شد استوارت رسیدگی به مرحله بالا؟ “شما به عنوان مدیر هنری باید یک تیم را هدایت کنید ، اما این تیم کوچکتر است و شما فقط روی تصاویر تمرکز می کنید. با رفتن به سمت مسیر ، شما باید روی موسیقی و روحیه و کل برداشت کلی فیلم تمرکز کنید ، بنابراین این فیلم متفاوت بود و مسئولیت آن بسیار بیشتر بود ، و گاهی اوقات استرس زا بود اما پاداش بیشتری هم داشت! “

این باید کمک کند که او و مور هر چند مدت طولانی است که یکدیگر را می شناسند. “خوب تام و خودم از 11 سالگی با هم دوست بوده ایم … استوارت به من می گوید ، “بنابراین از نظر شخصیتی فکر می کنم قادر به تحمل هر طوفانی هستیم. ما نقاط قوت و ضعف یکدیگر را می دانستیم ، و تام در طی مراحل این همه چیزهای زیادی به من آموخت ، بنابراین من باید به او سلام کنم! ” مور می خندد ، “خوب من اینطور فکر نمی کنم! اما بله ، واقعاً برای من خیلی خوب بود که این بار شریک جرم باشم. کل پروژه تلاشی در همکاری بود ، بیش از هر کاری که قبلاً انجام داده ام ».

دو جهان متضاد

صحنه های اولیه در شهر کیلکنی جعبه ای و به وضوح کشیده شده است ، که در تضاد کامل با جریان باز بودن جنگل است. “ما این دو جهان متضاد را داریم” ، استوارت می گوید ، “یکی بیانگر آزادی و غریزه و هرج و مرج است ، سپس دیگری مانند قفس است. این نشان دهنده سفتی و نظم است و به همین دلیل شهر پر از خط و میله و اشکال ظالمانه بزرگ و سیاه است. بسیار هندسی است. این قفس رابین است و بنابراین وقتی او به جنگل می رود ، همه چیز در مورد آن برنامه ریزی و روان و آزاد و پرانرژی است. بسیار شبیه خود گرگ ها ، زیرا هیچ چیز در آنها گرفتار نشده است “.

منبع: سالن کارتون

این نوعی ایده است که توسط سبک هنری خود بیشتر شاعرانه تر می شود. در عصر پیکسار ، انیمیشن دستی به نظر می رسد که یک هنر در حال مرگ است ، خصوصاً که امروزه تعداد کمی از استودیوهای اصلی انیمیشن این کار را انجام می دهند. “خوب ، من همه آن چیزهای (CG) را دوست دارم” ، مور می گوید ، “انیمیشن اکنون با مواردی از این دست در مرزهای جدید قرار دارد به عنکبوت و بیت های کوچکی که دیده ام روح (آخرین فیلم Pixar به کارگردانی پیت داکتر) من خیلی احترام می گذارم پیتتوانایی آوردن مقداری از آن موارد گرافیکی UPA (United Productions of America) را که دوست دارد وارد CG کند. برای ما ، از ابتدای Cartoon Saloon ، ما به نوعی به این واقعیت واکنش نشان می دادیم که دنیای انیمیشن به سمت CG در حال چرخش است و ما در حال فکر کردن بودیم ، فراموش نکنیم که همه چیزهایی که انیمیشن دستی می تواند انجام دهد فراموش کنیم. ما سعی در حفظ آن در کهربا از دهه 60 یا 70 نداریم ، آنچه در تلاش هستیم انجام دهیم این است که فکر کنیم چه چیزی می تواند انیمیشن دستی را طراحی کند هنوز همچنین از فناوری استفاده کنید “.

شاید این یک جهت غیرمعمول برای یک استودیوی انیمیشن باشد ، با تمرکز بر اینکه چگونه فناوری می تواند بر روی انیمیشن کلاسیک تأثیر بگذارد و نه اینکه تلاش کند خود را بر روی نوع جدیدی از انیمیشن قرار دهد. مور این مفهوم را درک می کند اما احساس می کند بی معنی است “شما در نهایت به نظر می رسید که سعی می کنید با آن همگام شوید پیت داکتر و نمی توانید ، بنابراین بهتر است کارهای شخصی خود را انجام دهید هر وقت Pixar فیلمی را منتشر می کند ، این فناوری از قبل پیش رفته است و این برای ما یک بازی باخت است ، می دانید. من نگاه می کنم به داستان اسباب بازی؛ در سال 1995 چشم نواز بود اما اکنون به نظر می رسد یک بازی ویدیویی قدیمی است. در حالی که امیدوارم فیلم هایی که ما می سازیم بتوانند به اندازه فیلم های مشابه بی انتها باشند بامبی یا همسایه من توتورو، جایی که نمی توانید بگویید این فناوری چیست ، فقط می توانید دستان هنرمند را احساس کنید “.

سخنان پایانی

ذکر همسایه من توتورو مورد جالبی است من در بررسی خود Cartoon Saloon و Studio Ghibli را مقایسه کردم ، زیرا استودیوی انیمیشن ژاپن (تاسیس شده توسط هایائو میازاکی و اواخر ایسائو تاکاهاتا) یکی از آخرین قهرمانان انیمیشن دستی است و از نظر زیست محیطی با Cartoon Saloon شباهت دارد. آیا این عمدی است؟ “فکر می کنم معنویت آنها صرف نظر از کاری که انجام می دهند حاصل می شود” ، مور می گوید ، “تاکاهاتامن الان رفته ام ، اما آنها همیشه نگاه بسیار احترام آمیز به دنیا داشتند و من همیشه دوست داشتم که وقتی دیدی چیزی شبیه به این جهان بینی است ، توتورو یا شاهزاده مونونوکه یا روحیه دور من فکر می کنم این نوع جهان بینی پایه ای است که ما در مسائل خود نیز داریم “.

منبع: سالن کارتون

Wolkwalkers همچنین ، من یادداشت می کنم ، اولین باری است که آنها در Kilkenny فیلم می سازند ، با وجود اینکه این شهر خود پایگاه عملیاتی Cartoon Saloon است. “بله عالی بود” ، مور می گوید ، “چون کارمندانی از اقصی نقاط دنیا داریم ، بنابراین این راهی برای ما بود که می توانیم از طریق این سفرهای اسکچ که آنها انجام می دادند ، شهر خود را دوباره کشف کنیم ، چیزهایی که عادت کرده ایم مانند قلعه و همه ساختمانها و کوچه ها را ببینیم از گذشته کیلکنی ، و سپس به دلیل اینکه آنها از کشورهای دیگر و اغلب افراد جوان تر بودند ، آن را کشف می کردند ، بنابراین این یک روند واقعا جالب بود “.

زمان ما به پایان می رسد و من به شدت از هر دو تشکر می کنم مور و استوارت برای کار شگفت انگیزی که انجام می دهند. با پروژه های بیشتر ، از جمله نورا تومی جهت دار اژدهای پدر من، آینده برای Cartoon Saloon بسیار خوب به نظر می رسد و شاید طولانی باشد.

تحقیق فیلم می خواهد از توم مور و راس استوارت تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS

هنوز کمی زمان باقی مانده است – و Pixar هنوز ویژگی مورد انتظار خود را منتشر نکرده است روح، که احتمالاً مورد اختلاف خواهد بود – اما Wolfwalkers تقریباً بهترین فیلم انیمیشن سال است. سومین سه گانه فولکلور غیررسمی از استودیوی ایرلندی Cartoon Saloon ، پر از جذابیت ، شگفتی و تجسم آرواره است – به قول ذاتی راز سلول ها و آهنگ دریا. گرچه آنها نمی توانند همان خروجی Studio Ghibli را داشته باشند ، اما در Cartoon Saloon فهرست آنها تبدیل به یکی از آخرین سنگرهای انیمیشن دستی شده است ، به خصوص از زمان سقوط همتایان ژاپنی آنها.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

شروع با نامزد اسکار 2009 Secret of the Kells، تام مور و نورا تومی سابقه ای برای انیمیشن با شکوه طراحی شده ، ریشه در اساطیر سلتیک دارد. Kells در ارائه خود بی نظیر بود ، مانند یک پنجره شیشه ای رنگی زنده می شود. این فیلم نه تنها با تصاویر باورنکردنی بلکه با یک داستان جذاب و لایه ای که هم کودکان و هم بزرگسالان را مجذوب خود می کرد ، به رخ کشید. در سال 2014 استودیو با زیبایی فوق العاده دو برابر شد آهنگ دریا، که در آن تجسمات گسترش یافته و ثابت کرد سالن کارتون با روایت داستانهایشان اعتماد به نفس بیشتری می یابد. حالا ، با Wolfwalkers، آنها حق خود را برای ذکر در میان بزرگترین استودیوهای انیمیشن تاریخ ثابت کرده اند.

کیلکنی و جنگل گرگ ها

Wolfwalkers در سال 1650 ، هنگام حمله انگلیس به ایرلند تحت هدایت الیور کرامول. لرد محافظ خود این روستا را به دام انداخته است ، جایی که قصد دارد جنگل مجاور آن را قطع کند تا زمینی برای کشاورزی ایجاد کند. این باعث ناراحتی گرگ هایی که خانه خود را در جنگل ساخته اند و غیره است کرامول می فرستد بیل گودفلو (با صداگذاری توسط شان بین، به راحتی نقش ناد استارک / بورومیر را که اکنون می توانست در خواب انجام دهد) برای کشتن آنها پر کند. بیل به دخترش رابین اختصاص داده شده است (افتخار کنافسی) كه مادرش ، ضمنی است ، درگذشت و بیل را به امانت خود سپرد. بیل این مسئله را بسیار جدی می گیرد و ناامیدانه تلاش می کند تا دخترش در حالی که برای شکار گرگ بیرون نیست ، در روستا سالم بماند. رابین اما می خواهد مانند پدرش شکارچی شود. او سرسخت و بدنام است ، شبیه به شجاعمریدا از راه هایی ، و مصمم به شکار است. او که پر از کنجکاوی است ، در جستجوی پدرش به جنگل می رود اما درعوض بر سر یک دسته گرگ و یک دختر کوچک عجیب به نام مبه (با صداگذاری توسط اوا ویتاکر) که ادعا می کند یک گرگ واکر افسانه ای است – مردمی که روح آنها شب هنگام خواب گرگ می شود.

به کارگردانی مشترک توسط تام مور، و مدیر هنری راس استوارت، Wolfwalkers یک جشن بصری در سراسر است. صحنه های اولیه در روستای کیلکنی در خطوط مستقیم و صلب تنظیم شده است. کاملاً منظم ، کاملاً محدود ، در مقایسه با صحنه های بعدی جنگل. هنگامی که از دید پرندگان نشان داده می شود ، این شهر جعبه ای و کلاستروفوبیک است. ساکنان آن در جعبه های کوچکی که در صفحه قرار دارند نشان داده می شوند ، به طور یکسان جارو ، تمیز ، حمل می کنند. رابطه کمی با سبک اندرسونی دارد اما در اینجا برای تأکید بر نظم و سختی زندگی شهر استفاده می شود. جنگل البته تقریباً عکس آن است.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

سرشار از سرسبزی سرسبز که مانند یک اقیانوس وحشی جریان دارد (گرگها خودشان سیال به نظر می رسند ، از صحنه ای به صحنه دیگر با ظرافت جریان می یابند انگار بخشی از رودخانه از درختان عبور می کند) ، جنگل مبه واقعاً زنده احساس می کند؛ ملیله وسیعی از رنگهای روان ، که به این طرف و آن طرف کشیده می شوند ، و از پایبندی به هر نظم یا ریتمی به جز خودش رد می کنند. یک سکانس باورنکردنی که در نیمه راه فیلم اتفاق می افتد نشان می دهد که رابین و مبه در جنگل اکتشاف می کنند ، به حواس گرگ خود اجازه می دهد آنها را راهنمایی کند. این بسیار عالی و هوشمندانه انجام شده است و از استفاده سنتی از انیمیشن بصری فراتر رفته و کار کاملا جدیدی با آن انجام داده است. بیشتر گفتن به معنای از بین بردن داستان و لذت کشف است ، اما مطمئن باشید این یک قطعه برجسته در یک فیلم پر از آنها است.

انسان در برابر طبیعت

در حالی که انیمیشن بی عیب و نقص است ، داستان خود نیز بسیار عمیق است. اساساً بازگویی انسان در برابر داستان های طبیعت مانند با گرگ ها می رقصد ، سرخس گلی، یا پوکاهونتاس ، ولف واکرز خطرات استعمار را اضافه می کند و از پویایی پدر / دختری استفاده می کند که هرگز احساس خستگی یا کلیشه نمی کند. روابط بیل و رابین بسیاری از روایت ها را لنگر می اندازد ، و نشان می دهد که چگونه ترس می تواند برای ما تصمیم بگیرد جایی که فرزندان ما درگیر آن هستند. هر تصمیمی که بیل می گیرد ، او این کار را با رابین در راس ذهن خود انجام می دهد ، و حتی اگر بعضی از این تصمیمات مستقیماً برای رابین آسیب زننده است ، ما می توانیم بفهمیم که چرا بیل آنها را انجام می دهد. او همیشه خط مقدم ایمنی رابین است. بعداً حتی یک چرخش خوب خوب اتفاق می افتد که Robyn همین نقش را با Mebh بازی می کند ، تصمیم سختی می گیرد که به Mebh صدمه می زند اما در نهایت برای محافظت از خودش است.

در مورد استعمار ، ایرلند با حمله انگلیس بیگانه نیست. سایمون مک برنیها کرامول یک کابوس خالصانه است ، طوری قدم می زند که گویی هدف بالاتری نسبت به دیگران دارد و حتی موذی تر است زیرا واقعاً آن را باور دارد. او بیش از یک شباهت گذرا (از نظر شخصیت) به قاضی فرولو در گوژپشت نوتردام و موثر است زیرا مارک خاص وی از شر بسیار قابل تشخیص است

در جای دیگر ، رابطه بین رابین و مبه به لطف مشخص شده است. این بسیار کارآمد است زیرا ماهیت واقعی دوستی ها را تداعی می کند: اگرچه آنها در ابتدا بسیار از یکدیگر بدشان می آید ، مبه کلاهبردار و بیش فعال است و رابین یک “شهروند” است که جنگل را نمی فهمد ، آنها به سرعت در یک ریتم طبیعی قرار می گیرند با همدیگر. یک سکانس می بیند که مبه و رابین در بالای شاخه درخت نشسته اند و در حال بحث در مورد جنگل هستند. در حالی که گفتگو ادامه دارد ، رابین از جیب خود برس می کشد و شروع به مسواک زدن موهای مبه می کند. هیچ یک از آنها به این اشاره نمی کنند و یا حتی تصدیق نمی کنند که این اتفاق می افتد. این به سادگی گواهی بر دوستی آنها است که چنین رفتارهایی را می توان مسلم دانست.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

آخرین قسمت پازل مادر مبه ، مول است. او محافظ اصلی گرگ ها است اما به طرز مرموزی ناپدید شده است. مبه با صبر و حوصله در انتظار بازگشت او است ، و به رابین اطمینان می دهد که مادرش هرگز نمی تواند گرفتار شود و هرگز او را ترک نخواهد کرد ، اما رابین خیلی مطمئن نیست. باز هم ، گفتن بیشتر به معنای از بین بردن آن است ، اما کافی است که بگوییم نقش مول شبیه بروناخ در آهنگ دریا. او در عمل سوم لحظه ای عاطفی را با دخترش تقسیم می کند که هیچ خشکی در خانه باقی نمی گذارد. به زیبایی تحقق یافته و ماهرانه اداره می شود.

نتیجه

Wolfwalkers کاملاً شگفت انگیز است. این یک افسانه سلتیک فوق العاده ارائه شده است که در کنار بهترین ها ایستاده و با آن راحت می نشیند راز سلول ها و آهنگ دریا در سه گانه عامیانه Cartoon Saloon. در عصری که انیمیشن های دستی کمتر و کمتر می شوند ، فیلم هایی مانند این یکی را باید از پشت بام ها فریاد زد و جشن گرفت. این تقریباً یقین است که Wolfwalkers برای سالهای آینده در مورد آن صحبت خواهد شد ، و امیدوارم که این فقط آغاز یک کار خارق العاده برای Cartoon Saloon باشد.

Wolfwalkers برای بازگو کردن داستان خود از افسانه های سنتی سلتیک گرفته شده است. آیا افسانه های مورد علاقه ای دارید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Wolfwalkers در انگلیس و ایرلند در تاریخ 30 اکتبر و در ایالات متحده در 11 دسامبر آزاد می شود. برای تاریخ انتشار بیشتر ، لطفا اینجا کلیک کنید

https://www.youtube.com/watch؟v=d_Z_tybgPgg


Wolfwalkers را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

تور مجازی اختصاصی موزه گیبلی ژاپن را تجربه کنید

با گسترش COVID-19 در سراسر جهان ، بسیاری از موزه ها مجبور شدند درهای خود را ببندند. خوشبختانه ، بسیاری مجازی می شوند و به ما اجازه می دهند بدون اینکه به جایی برویم ، خانه را ترک کنیم و گالری های هنری را بدون حتی خرید بلیط مرور کنیم. اکنون ، سینفیل ها و طرفداران انیمه می توانند به طور مجازی از موزه Ghibli دیدن کنند ، جشنی از کار و تاریخ استودیوی انیمیشن پرکار ژاپنی ، طراحی شده توسط هایائو میازاکی خودش

موزه گیبلی در ماه فوریه در اثر شیوع ویروس کرونا درهای خود را بست و اگرچه در ماه جولای با ظرفیت محدود مجدداً افتتاح شد ، اما با محدودیت های سفر و محدودیت های مالی ، موزه برای طرفداران خارج از کشور غیرقابل دسترسی خواهد بود. برای اصلاح این ، موزه یک صفحه YouTube راه اندازی کرد در ماه آوریل ، هر بار یک تور مجازی را یک بار ارسال کنید تا بتوانید از راه دور نمایشگاه ها را تجربه کنید.

موزه گیبلی چیست؟

در سال 2001 تاسیس شده و توسط طراحی شده است میازاکی شخصاً این فضا بخشی از موزه کودکان و بخشی از آن گالری هنری تعاملی است. نصب و راه اندازی در میازاکی و فیلم های استودیو گیبلی و تولیدات پشت آنها ، از قبل از گیبلی ناوسیکا دره باد از طریق بازدیدهای جهانی مانند شاهزاده مونونوکه و پونیو.

https://www.youtube.com/watch؟v=C4f3DAQU6ok

طبقه اول موزه به بررسی تاریخچه این شرکت و روند انیمیشن آن می پردازد ، از جمله استودیوی ماکت هنری که با کتابهای طراحی ، مواد مرجع ، و آب نبات ها و همچنین Ghibli regalia مانند سرویس تحویل Kiki تابلوهای داستانی یک باغ پشت بام نیز وجود دارد که توسط یک سرباز ربات لاپوتی به اندازه زندگی محافظت می شود قلعه ای در آسمان. این موزه همچنین محل سالن مطالعه و کتابفروشی Tri Hawks است. مغازه سوغات Mamma Aiuto؛ و کافه Straw Hat که با الهام از فیلم های شاخص استودیو گیبلی غذا ، نوشیدنی و شیرینی سرو می کند.

در طبقه اول ، یک تئاتر کوچک وجود دارد که نمایش می دهد شورت اختصاصی موزه از استودیو: در میان آنها وجود دارد بزرگ پیاده روی Koro (2002) ، توتورو عاقبت Mei و Kittenbus (2003) ، و بورو کاترپیلار (2018) بیشتر فیلم ها توسط نویسنده و کارگردان هستند میازاکی. در طبقه دوم ، بچه های 12 ساله و زیر سن می توانند بالای یک ماکت مخمل خواب دار صعود کنند توتورواتوبوس گربه ، یا به استخرهای کوچک شیرجه بروید گرملین دوده.

https://www.youtube.com/watch؟v=nGf3ITGrp48

موزه گیبلی در میتاکا ، درست بیرون از توکیو واقع شده است. توتورو روح جنگل است (طلسم موزه) غرفه بلیط را اداره می کند ، بلیط ها باید از قبل بصورت آنلاین سفارش داده شوند – قیمت آنها فقط حدود 10 دلار است.

تور مجازی داشته باشید

با وجود قیمت پایین بلیط و فضای آرام و جذاب آن ، این موزه کاملاً منحصر به فرد است. تهیه بلیط سخت است (حتی قبل از همه گیری جهانی) و باید از قبل بصورت آنلاین خریداری شود. فیلمبرداری و عکاسی در داخل موزه نیز ممنوع است ، تور مجازی در صفحه YouTube موزه را به یک معجزه تبدیل می کند.

از طریق بیش از 24 فیلم ، می توانید در محوطه و نمایشگاه های موزه گیبلی گشت بزنید. از نقاشی دیواری خیره کننده در سالن مسافرتی شروع کنید و از طریق تئاتر Saturn به کافه Straw Hat و سالن مرکزی برجسته بروید. حتی سرویس های بهداشتی نمایش داده شده در این تور نیز با ظرافت تزئین شده و با عشق به دیوار پوشیده شده اند.

https://www.youtube.com/watch؟v=ils8mx8Clv8

برخی از فیلم ها مصاحبه با کارمندان موزه را نیز شامل می شوند ، اگرچه این ها به ژاپنی و بدون زیرنویس هستند. از جمله این موارد هستند سه مکالمه با تولید کننده قدیمی گیبلی توشیو سوزوکی برای 72 سالگی

از طریق تور ، می توانید به مفهوم هنر اصلی ، استوری بورد و صفحات مانگا بروید. یک فیلم شامل طرح هایی از موزه گیبلی و مینیاتوری از خود موزه است.

این نمایشگاه ها بیشتر در فیلم ها خالی هستند ، و همین امر باعث ایجاد تابلوهایی آرام می شود که مستقیماً از یک مکان خارج می شوند میازاکی فیلم سینما. اما گرچه خوب است که از آثار هنری قدردانی کرد و به طور مجازی از نمایشگاه استفاده کرد ، اما موزه چیزهای زیادی دارد که نمی توانید از خانه تجربه کنید.

https://www.youtube.com/watch؟v=0fpbST9wGvA

بسیاری از نمایشگاه ها ، از جمله استودیوی مدیر هنری و فضای “یک اتاق پسران” ، محیط های لمسی هستند ، جایی که می توانید کتاب ها را از قفسه ها بیرون بکشید تا تصاویر را روی میزها بخوانید یا آنها را ورق بزنید – مانند شکارهای کوچک لاشخور برای جستجوی سنگهای قیمتی از طرح های گیبلی و آثار هنری اصلی. فراتر از نمایشگاه ها ، در فروشگاه سوغات می توانید کالاهای اختصاصی موزه را پیدا کنید که در تور مجازی نشان داده نشده است. و سپس ، غذا وجود دارد.

ناهار خوری در کافه Straw Hat رویایی یک غذای انیمیشن است که به حقیقت می پیوندد. در آنجا ، می توانید یک آبجو اصلی “دره باد” تهیه کنید ، همکاری بین موزه و آبجوخانه محلی محلی Dairy Kingdom Oratche سهام این کافه نیز بسیار زیاد است تونکاتسو (کتلت خوک سرخ شده) ساندویچ ، کیکیکیک های شکلاتی با مضمون ، و یک بشقاب صبحانه که بیکن و تخم مرغ را از آن درست می کند Howl’s Moving Castle.

https://www.youtube.com/watch؟v=sTPDcLBVfSY

علاوه بر این ، فیلم های کوتاه نمایش داده شده در موزه برای تماشای مکان های دیگر در دسترس نیستند ، و بازدید از موزه را به اتمام می رساند و تمام استودیوی سختگیر جیبلی و میازاکی طرفداران علاوه بر نمایشگاه ها ، غذا و فیلم ها ، فضای آرام و آرام موزه گیبلی نیز وجود دارد: میازاکی در نظر گرفته شده است که فضایی برای کنجکاوی ، تأمل و غنی سازی باشد ، و فقط بسیاری از این خلق و خوی می تواند به صورت مجازی برقرار شود.

نتیجه

اگر تور موزه گیبلی کافی نیست ، فرهنگ و هنر Google دارای تورهای مجازی تعاملی رایگان و کامل صدها موزه و سایت فرهنگی. اما برای سینپیل ها و علاقه مندان به انیمه ، a بازدید مجازی از موزه گیبلی یک مهلت عالی به نظر می رسد. کسانی که مشتاق خرید بلیط هستند و ممکن است شخصاً آن را ببینند ممکن است برای مدتی فرصت پیدا نکنند – در همین حال ، طرفداران Ghibli می توانند از کل پخش استودیو در HBO Max لذت ببرند.

به هر حال شاید ارزش داشته باشد چندین سال قبل از بازدید صبر کنید – الف پارک تفریحی استودیو گیبلی در حال ساخت است که امسال در پارک یادبود Aichi ژاپن قرار دارد و قرار است در سال 2022 افتتاح شود. تا آن زمان ، تورهای مجازی موزه می توانند به عنوان مکان های نادر در یک مکان مخفی ، آرام و با مضمون Ghibli ، مانند یک بیشه روح آرام جنگل درست در خارج از مسیر مورد ضرب و شتم.

دوست دارید چه چیزی را بیشتر در موزه گیبلی ببینید؟ یا حضوری بوده اید؟ نظر خود را در زیر وارد کنید و به ما اطلاع دهید.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

روانشناسی در همسایه من توتورو

همسایه من توتورو ممکن است بسیاری از افراد هنگام بررسی بزرگترین فیلم انیمه در تمام دوران به ذهن خطور کنند. حتی برای کسانی که این کار را نمی کنند ، این فیلم غیرقابل انکار یک فیلم کلاسیک است ، انیمیشن استثنایی و داستانی قابل هضم و دلچسب از دو خواهر را ارائه می دهد. به هرحال روایت به همین سادگی ، فیلم غنی از فرهنگ و شخصیت است و از مفاهیم ارائه شده توسط آن برخوردار است هایائو میازاکی ممکن است کمی حفاری شود

اکنون ، تعدادی نظریه ، مقاله فکری و فیلم وجود دارد که به بررسی آنها می پردازد همسایه من توتورومعنا و مفهوم ، اما چه چیزی برای یادگیری وجود دارد همسایه من توتورورا اساس در واقعیت؟ چه عواملی پویایی خانوادگی را که در فیلم دیده می شود ، شکل می دهد و آیا توترو ، موجود دوست داشتنی را می توان متافیزیکی توضیح داد؟

روانشناسی در همسایه من توتورو
منبع: شرکت Toho ، آموزشی ویبولیتین

اولاً ، درک آن مهم است همسایه من توتورو الهام گرفته از فرهنگ ژاپن است و در دهه 1950 تنظیم شده است ، بنابراین این تأثیرات نیز هست میازاکیتأثیرات شخصی دنیای فیلم را شکل می دهد. به جای بررسی این موضوعات ، سعی می کنم برخی از زمینه های روانشناختی فیلم را بررسی و تفسیر کنم. برای انجام این کار ، شاید بهترین کار این باشد که از خود تووترو شروع کنید.

تخیل و معنویت گرایی

توتورو ، روح غول پیکر و دوست داشتنی جنگل ، خود را در فرهنگ پاپ جا انداخته است. اگرچه او در واقع خیلی اوقات در فیلم ظاهر نمی شود ، شخصیت تیتراژ به چهره ای برجسته تبدیل شده و به طور بالقوه احساسات واقعی فیلم را تحت الشعاع قرار می دهد. البته قابل قبول است که Totoro ، Totoros کوچکتر و Catbus همه ارواح واقعی جنگل درون فیلم هستند. در واقع ، من می گویم این چیزی است که به تصویر کشیده می شود. با این حال ، داستان با در نظر گرفتن وضعیت و تجربیات خواهران جوان ، با واقعیت تار می شود.

در ابتدای فیلم ، ساتسوکی و می کودکانی هستند که به منظور نزدیکتر شدن به مادر بیمار خود در بیمارستان به تازگی به خانه جدیدی نقل مکان کرده اند. دختران افراد زیادی را در این منطقه نمی شناسند و تحت این تصور هستند که خانه آنها خالی از سکنه است. خواهران به طور مکرر نگران وضعیت سلامتی مادرشان هستند و وقتی امید دارند مادرشان به خانه بیاید ، ناامید می شوند.

جالب اینجاست که به نظر می رسد موجودات خارق العاده فیلم خصوصاً در اوقات ناراحت کننده ای مانند زمانی که دختران در ایستگاه اتوبوس منتظر پدرشان هستند یا دانه هایی که آنها کاشته اند رشد نمی کنند ، ظاهر می شوند. با نگرانی های مکرر و عوامل استرس زای موقعیتی ، سازگاری ممکن است به اشکال مختلف ایجاد شود. بنابراین ، آیا ممکن است جایی در امتداد خط ، روح جنگل به مکانیسم های مقابله ای دختران تبدیل شود؟

روانشناسی در همسایه من توتورو
منبع: شرکت Toho ، آموزشی ویبولیتین

دوستان خیالی این پتانسیل را دارند که در مواقع پریشانی مایه آرامش باشند و همچنین می توانند به کودکان کمک کنند تا حس شایستگی را کسب کنند ، مسلماً این امر برای Mei در طول فیلم اتفاق می افتد. اینطور نیست که بگوییم خواهران خیال پردازی ناسازگارانه انجام می دهند ، بلکه آنها در حال کشف یک رابطه تصور شده سالم هستند که باعث آرامش می شود و به آنها در رشد فردی کمک می کند.

توترو در حین حوصله اکتشافی خود شرکت می را حفظ می کند ، برای ساتسوکی در ایستگاه بارانی باران حضور دارد ، به رشد سریع دانه های کاشته شده کمک می کند (که روز بعد بلند نمی مانند ، به طور بالقوه استنباط می شود این تصور شود) ، و در کنار دختران است در آخر به ملاقات مادر بیمار خود بروید. همچنین لازم به ذکر است که هر خواهر برای اولین بار توترو را به صورت جداگانه می بیند – فقط بعداً خواهران به طور همزمان با او تعامل می کنند. خواهران فقط ممکن است این دوستان خیالی را به عنوان شکلی از بازی تخیلی در جایی به اشتراک بگذارند که این موجودات را به عنوان بخشی از پاراكاسم خود پذیرفته اند.

البته نمی توان همه را از طریق تخیل توضیح داد. ساتسوکی چادر پدرش را در ایستگاه بارانی باران به چه کسی داد؟ چطور این دو دختر خیلی زود به مادرشان رسیدند اگر کاتبوس نبود؟ جزئیات مقابله ای برای هر دو تفسیر فیلم وجود دارد ، اما صرف نظر از خواندن ، توترو و دوستانشان نماد امیدواری برای دو خواهر جوان و در حال تکامل هستند.

داستان دو خواهر

توتورو و دوستانش به خوبی می توانند مکانیزم کنار آمدن برای کمک به دختران از طریق پریشانی عاطفی باشند ، اما من معتقدم که تمرکز داستان روی این موجودات نیست. اگرچه این روحیه ها یک لایه سرگرم کننده و خارق العاده به فیلم اضافه می کنند ، همسایه من توتورو بر روی پیوند بین دو خواهر به روشی که به احتمال زیاد کلیسایی است تمرکز می کند میازاکی.

Young Mei رفتارهایی را که در میان خواهر و برادرهای کوچک تر متداول است ، به تصویر می کشد ، از ساتسوکی بزرگتر تقلید می کند و به دنبال تأیید او است. در طول نیمه اول فیلم ، بینندگان می توانند می را ببینند که مرتباً بعد از ساتسوکی تکرار می کند و در اطراف او را دنبال می کند. وقتی ساتسوکی در مدرسه است ، به نظر می رسد مای در کار خود گم شده است.

به نظر می رسد ساتسوکی با توجه به وضعیت مادرشان ، نقش خفیف والدینی را به عهده می گیرد ، این می تواند در میان خانواده هایی که والدین بیمار هستند ، معمول باشد. البته ، خواهران هنوز پدرشان را تحت مراقبت از خود نگه می دارند ، اما دختران با یک برنامه شلوغ و شلوغ ، چنین پویایی را در روابط خود نشان می دهند. بعد از دریافت اخباری مبنی بر اینکه مادر دختران به خانه نمی آیند ، تا آخرین بازی این فیلم هنگامی که بازی می کند ، واگرا می شود.

Mei ، در این نمونه ، در مرحله ابتکار عمل قرار دارد. خواهر جوان محیط خود را سر و صدا می کند و لجبازی و غیرت را متعادل می کند. فرار ممکن است هنگامی که با یک معضل عاطفی روبرو می شویم یک واکنش متداول برای کودکان باشد ، و گرچه از طریق یک اقدام اشتباه ، مای قبل از پی بردن به پیوند خانوادگی تقویت شده با خواهرش ، احساس استقلال تازه ایجاد شده را نشان می دهد.

نتیجه

چه عناصر در همسایه من توتورو تصوری یا واقعی است ، این فیلم پویایی خانواده را به روشی بررسی می کند که برای تعدادی از افراد قابل تعریف است. توتورو و دوستانش ممکن است در برانگیختن پرخاشگری زیبا در بینندگان هدف داشته باشند ، اما روانشناسی در این زمینه است همسایه من توتورو مقابله ، تخیل و رشد است. من می گویم که زیبایی فیلم های انیمیشن ، نه فقط همسایه من توتورو، پیامهایی است که می توان ترسیم کرد ، به بینندگان اجازه می دهد تا لذت ببرند و تفسیرهای خود را پیدا کنند.

شما چی فکر میکنید؟ آیا توتورو چیزی نیست جز حاصل تخیل دو دختر جوان؟ به ما اطلاع دهید!

همسایه من توتورو اولین بار در سال 1988 در ژاپن منتشر شد.

https://www.youtube.com/watch؟v=92a7Hj0ijLs


همسایه من توتورو را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

LABYRINTH CINEMA: بررسی تفاوت بین رئال و قرقره

سینمای سیاسی – به ویژه آنچه که از طریق صنایع اصلی تولید می شود – دائماً درگیر بحران بین تلاش های خود به عنوان سرگرمی و بازتابی از تاریخ و مصیبت های واقعی است. شاید این پارادوکس پیچیده و گاه ذهن آور مکانهای متناقض که فیلم ها خود را پیدا می کنند ، باشد نوبوویکو اوبایاشی وقتی در فیلم آخر خود “دخمه پرپیچ و خم” را در نظر می گیرد ، هزارتوی سینما. این یک معضل است که در کل فیلم مورد بررسی قرار می گیرد ، با سبکی خشمناک و بی امان بدون ساختار که ممکن است برای برخی از افراد جذاب باشد اما غیرقابل انکار برای همه جذاب است.

LABYRINTH CINEMA: بررسی تفاوت بین رئال و قرقره
منبع: آسمیک آس

نوبوویکو اوبایاشیامسال و 75 می گذردهفتم سالگرد بمباران هیروشیما توسط ارتش آمریکا را رقم می زند هزارتوی سینما یک تجربه مشاهده ویژه مالیخولیایی که در غم و اندوه جنگ و مرگ غرق می شود و در عین حال از گذشته نگر تجلیل و معاینه هنری استفاده می کند که اوبایاشی زندگی خود را وقف کرد. هیروشیما رویدادی تکان دهنده در جهان بود که ، همانطور که ایگناتیوی ویشننوسکی ، منتقد فیلم ، خاطرنشان کرد ، ما هنوز هم بعد از پارانوئید زندگی می کنیم. او ادامه می دهد این حرف را می زند دیوید لینچرا Twin Peaks: Return تنها اثر هنری مدرن آمریکایی است که این احساس را درک می کند. ژاپن ، لزوماً ، از هیروشیما به عنوان یک حضور متنی و متن در بسیاری از فیلم های مختلف ، از گودزیلا سری به ، به طور گسترده تر ، مانند فیلم های kaiju و mecha-anime رنج می برد.

گشت و گذار در شگفتی ها و دلخوشی ها

اوبایاشیاختلاط هیروشیما در چارچوب تأثیر آن به عنوان یک فاجعه بر سینمای ژاپن ، یعنی در ساختگی داستانی رنج در پرده سینما. رنج حقیقت است ، اما نمایش آن در سینمای داستانی یک دروغ است. موضوع اصلی هزارتوی سینما ایده سینما به عنوان دروغ است. گدار البته معروف گفت که “هر برش دروغ است” و هانکه سینما را “24 دروغ در ثانیه” اعلام کرد. این اظهارات قطعی توسط اوبایاشی در زمینه فیلم به عنوان جعل واقعیت اما با درک این موضوع آگاهانه مبنی بر اینکه این ساختگی مبتنی بر یک حقیقت واقعی است – به این ترتیب ، ما اکثر گفته شده فیلم: “حقیقت در دروغ است”.

این فیلم دارای پیش نویس انواع ، با روایتگر / راهنمای تور به نام Fanta G (یوکیهیرو تاکاهاشی) درون یک کشتی فضایی که در مورد تاریخ و اهمیت سینما به عنوان یک هنر برای نسل بشر صحبت می کند. او و کشتی خود از ژاپن مدرن فرود می آیند و ما را با سینمای سینما آشنا می کنند که در آن سه پسر – یک رمانتیک جوان به نام ماریو (Takuro Atsuki) ، یاکوزا wannabe به نام Shigeru (یوشیحیکو حسودا) و یک سرگذشت تاریخ به نام حسوکه (تاکاهیتو حسینویادا) برای یک تجربه جدید فیلم همهجانبه در تاریخ ژاپن وارد یک نمایش شوید. این تجربه به معنای واقعی کلمه ای غوطه ور می شود زیرا آنها تقریباً در 50 سال از تاریخ ژاپن با شروع دوره Edo شروع می شوند و با نتیجه گیری از سقوط بمب اتمی روی هیروشیما تمام شخصیت های اصلی را بازی می کنند.

LABYRINTH CINEMA: بررسی تفاوت بین رئال و قرقره
منبع: آسمیک آس

خیلی با رعایت اوبایاشیسبک جنگ-ژانر – که دنیاها و ابعاد را با هم مخلوط می کند ، عاشقانه با ترور ، جنگ به کمدی و اقدام به داستان های علمی – هزارتوی سینما سعی می کند همه چیز را بگوید و در زمان اجرای سه ساعته همه چیز باشد ، چیزی که احتمالاً به آن نسبت داده می شود اوبایاشیاذعان به کاهش سلامت وی ​​و احتمال اینکه این کار نهایی او باشد. ما در یک تور غلتکی از جنگ با شمشیر سامورایی ، بازخوانی رویدادهای تاریخی و برخوردها با فیلمسازان افسانه ای مانند جان فورد و یاسوجویرو اوزو، زاویه ای عاشقانه بین ماریو و دختری به نام نوریکو (ری یوشیدا) ، و درسهای تاریخ را از راهنمای تور حواس پرت ما Fanta G از ژاپن که به تدریج در حال تحولات امپراتوری به دنبال سقوط آخرین شوگیات است ، نقل کرد. همه اینها به طرز حیرت انگیزی با کل رنگین کمان رنگ پاشیده می شود و به طرز وحشیانه ای در دیوانگی کوکائین بالا ویرایش می شود.

حقیقت در دروغ ، تراژدی در سرگرمی

احتمالاً قابل توجه ترین ویژگی فیلم این است که تقریباً کاملاً در مقابل صفحه های آبی و صفحه های سبز فیلمبرداری می شود و ظاهراً کاملاً آشکار از یک فیلم دانشجویی صحنه دار جعلی با جلوه های بصری کاملاً کلاهبردار است. در حالی که ما آن را در سینمای آمریکای تحت سلطه هالیوود آن را به یک فرهنگ فرهنگی تبدیل کرده ایم تا ارزش های تولید کم بودجه را تحسین کنیم ، همانطور که برای فیلم های فرقه “بد” مشهود است پرنده شناسی، چه چیزی ایجاد می کند هزارتوی سینماویژگی خاص جعلی این است که با بیانیه پایان نامه فیلم ارتباط دارد.

الگوی تصویری بکار رفته در فیلم به طور مداوم واقعیت را تحریف می کند ، و این امر را واضح می سازد که آنچه ما در حال تماشای هستیم ، مردم در حالات جعلی ، دارای غرفه های جعلی و پس زمینه جعلی هستند. به طور مداوم تقلب در سینما به رسمیت شناخته شده و از این رو تقابل نیاز سینمای مدرن برای نشان دادن ظلم و مصیبت از طریق “واقعیت” است. این پایان نامه فیلم هایی مانند صرفه جویی در رایان خصوصی یا اخیراً ، 1917، که سعی می کنند از تکنیک و جلوه ها و مجموعه های میلیون دلاری استفاده کند تا به عنوان امکاناتی واقعی از درد و رنج انسان برای سرگرمی ما ایجاد شود. در عوض ، تصدیق – کاملاً رادیکال – این است که در دروغ سینما حقیقت وجود دارد ، اما دروغ همان چیزی است که روی پرده نمایش داده می شود و باید خود را از حقیقت نماینده آن متمایز کند. این فیلم با اینکه جلوه های خود را تا حد ممکن جعلی جلوه دهند ، با فاصله گرفتن بصری از داستانهای داستانی تا حد ممکن از “واقعی” ، تصدیق واقعیت را تقویت می کند.

LABYRINTH CINEMA: بررسی تفاوت بین رئال و قرقره
منبع: آسمیک آس

در عوض ، رنج و مصیبت ژاپن و خطی بودن تاریخ آن به صورت استعاری از طریق شخصیت نوریکو ، که علاقه عشق ماریو است ، به تصویر کشیده شده است. او در طول فیلم دائماً گمشده و یافته ، به دام می افتد و پس انداز می شود ، دوباره کشته می شود و دوباره زنده می شود و نشان دهنده ظهور و سقوط دوره های تاریخ ژاپن و خطر ناگوار مردم آن است. ما همچنین در گردباد سینمای ژاپن با بازخوانی مصاحبه با ما گرفته شده اند یاسوجویرو اوزو و Sadao Yamanaka، هر دو در ارتش شاهنشاهی خدمت می کردند و دومی که در طول خدمت درگذشت.

نتیجه

هزارتوی سینما یک حماسه واقعی است ، که از زمان اجرای سه ساعته خود به عنوان یک زمین بازی کاملاً غوطه ور از آزمایش های سینمایی استفاده می کند. این می تواند خسته کننده و اغراق آمیز باشد ، اما این کار کسی است که واقعاً معنایی را که سینما در زندگی او بازی کرده درک می کند. این یک بیانیه نهایی قطعی توسط اوبایاشی، و تقابل ایده های ما در مورد فیلم ها (دروغ) ، آنچه آنها نشان می دهند (یک حقیقت) ، و چگونگی تمایز بین این دو.

چگونه می کند هزارتوی سینما با فیلم های قبلی نوبویکو اوبایاشی مقایسه می کنید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

همچنین ببینید

THE GENTLEMEN: بازگشت به فرم گای ریچی

هزارتوی سینما در 30 ژوئیه سال 2020 در جشنواره فیلم سینمایی کاتس ژاپن بازی شد.

https://www.youtube.com/watch؟v=ECbsu_oS-MA

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

سوهام گادره

Soham Gadre یک نویسنده / فیلمساز در منطقه D. D. Washington است. او برای Hyperallergic ، نوت بوک MUBI ، Popula ، Vages Visages و Bustle در میان دیگران نوشت. او همچنین تمام وقت برای یک غیر انتفاعی محیطی کار می کند و یک نمایشگر جشنواره فیلم محیط زیست است. در خارج از فیلم ، او یک هوادار شیکاگو بولز و مکرر معده است.

صفر: تصور شایسته مرگ و میر

کازوهیرو سودا ممکن است یک نام خانوادگی در ژاپن مادری خود نباشد ، اما فیلم های پرکار این کارگردان ، مضامین و ایده های کاملاً جهانی را کشف می کنند ، حتی اگر با موضوعات فرهنگی خاص درگیر شوند. با یازده ویژگی به نام او ، جوش شیرین به یک سری شخصی از “ده فرمان” رعایت شده است که بیش از هر چیز بر نقش مشاهده ای دوربین تأکید دارد.

این روایات با روحیه واقعی بداهه نوازی و اجازه دادن به واقعیت برای خودش صحبت می کنند ، این دستورات را از استفاده از تولیدات نوشتاری ، ورودی های سوار شده (یا غیرقابل مرگ) ، کوتاه مدت ، و دگماتیسم موضوعی جلوگیری می کند. ذهنی، که در سال 2008 منتشر شد ، مسلماً یکی از فیلمهای شناخته شده اوست که زندگی بیماران روانی را از کلینیک Chorale Okayama ، یک مرکز بهداشت روان در جامعه ، مزخرف می کند. در حالی که این بیماران از پیشینه های مختلفی ناشی می شوند و از بیماری های مختلف رنج می برند ، همه آنها یک پزشک یکسانی را مشاهده می کنند یک پیرمرد غیرقابل باور اما مهربان به نام ماساتومو یاماموتو.

صفر: تصور شایسته مرگ و میر
منبع: سایه های آسیایی

دوازده سال از آن گذشته و دکتر یاماموتو با توجه به غروب آفتاب شغلی خود و برنامه ریزی برای بازنشستگی در سن هشتاد و دو سالگی بسیار قابل توجه است. او هنوز هم به طور مرتب بیماران را می بیند ، اما احتمالاً این جلسات آخر او با آنها بوده و قصد دارد انتقال به پزشك دیگری را كه باید تحت معالجه دیگری قرار بگیرد ، صاف كند. برخی از بیماران وی در ذهنی یا از دنیا رفته اند یا حرکت کرده اند؛ دیگران باقی می مانند ، به طور قابل توجهی قدیمی تر و بیننده ناآشنا نیست. بسیاری از آنها در بیشتر زندگی خود با افسردگی دست و پنجه نرم کرده اند و حالا باید با آنها کنار بیایند دکتر یاماموتووداع قریب الوقوع

صفر، جوش شیرینآخرین ویژگی مستند و پیگیری های بعدی ذهنی (عنوان ژاپنی سابق خوانده شده است سیشین [[ذهنی] 0) ، این تعاملات بین پزشک سالخورده و مراجعانش را با همدلی نادر و لمس کننده بررسی می کند. با زیرنویس خود به عنوان “فیلم مشاهده ای” ، به ندرت روایات مهم و یا صحبت هایی را به موضوع تحمیل می کند و به آنها عزت زندگی روزمره خود را در دوربین می دهد. و مانند بسیاری از جوش شیرینآثار دیگر ، هرگز احساس عجله نمی کند. دوربین ما دنبال می شود دکتر یاماموتو از جایی به جای دیگر ، صدای و حرکات برخوردهای مختلف او را خیس می کند.

بازگشت به صفر

شروع در مدیا Res در اتاق مشاوره کرال ، صفر می یابد دکتر یاماموتو با یکی از بیمارانش که او نیز در آنجا حضور داشت ذهنی (تصاویر آن ، سیاه و سفید برای کنتراست ، بعضی از صحنه های امروزی را به عنوان فلاش بک رزرو می کند). بیمار به او اطلاع می دهد که تمام مکالمات آنها را ثبت می کند ، بهتر است هر روز سخنان و توصیه های پزشک را بشنوید. او برای یافتن رضایت در زندگی خود تلاش می کند ، اغلب مجبور شده است بسیاری از خواسته های عادی را فرو بکشد – مانند CD جدید یا نسخه مانگا – به دلیل کمبود پول یا دلایل دیگر. این بیماری به ویژه در ژاپن سریع قدم و سریع در کلان شهرها وجود ندارد که کمبود مصرف کنندگان در آن سریع و ثابت است.

دکتر یاماموتو، به جای تجویز هر نوع دارویی ، رویکردی نسبتاً ذن و پوزش در مورد بیماری بیمار خود اتخاذ می کند: او پیشنهادی را برای “مکان” ارائه می دهد [oneself] در صفر “، برای متوقف کردن زندگی خود و نعمتهای حاصل از آن ، متوقف و از تمام تمایلات فعلاً خودداری کنید. وی می گوید: “شاید یک بار در هفته” ، نشستن و جمع آوری هر آنچه در حال حاضر است ، سودمند است ، “شکرانه بودن که زنده هستم” و از اینکه چیزهایی وجود دارد که آرزو می کنند وجود دارد. “شما نمی توانید این کار را هر روز انجام دهید.”

صفر: یک تأمل شایسته از مرگ و میر
منبع: سایه های آسیایی

این مفهوم گرامی داشتن هر دو آنچه را که می خواهد و خواسته است بسیار مورد تأثیر قرار می گیرد صفر و پرتره آن دکتر یاماموتو. وی که از سالهای تحصیل خود یک کارگر مداوم برای اکثر زندگی خود بوده است ، خود را به معالجه و خدمت به اعضای “ضعیف” و “ناخواسته” جامعه مودبانه اختصاص داده و از شرایط روحی خود خجالت زده و ننگ کرده است. و در حالی که بیماران وی همچنان به درمان نیاز دارند ، دکتر یاماموتو مرگ و میر خود را برای مقابله با ، سلامت خود را به غیر از کلینیک مبتنی بر جامعه است که پذیرش غیرقانونی از افراد نیازمند کمک روانپزشکی برای بسیاری از افراد الهام بخش مادام العمر بوده است.

حتی دوازده سال قبل مو دکتر یاماموتوسرش نشانه هایی از رنگ خاکستری را نشان می داد ، و صورتش از قبل با چروک های بازنشسته آراسته شده بود. که در صفربا موهایش که کاملاً چرب شده است ، راه رفتنش برجسته تر است و شانه او در فاصله خیلی کمی دراز نشده است ، پزشک سخنرانی خداحافظی را به پزشکان همکار خود می گوید. به نظر وی ، آنچه بیشتر بیماران فاقد آن هستند ، احترام ساده است. تعداد کمی از آن توسط سیستم مراقبت های بهداشتی سرزده و تشخیصی دولت به آنها واگذار شده است. درست مثل اینکه دوستانش علی رغم داشتن شانه دررفتگی ، بیرون رفتن و لذت بردن از خود را توصیه می کنند ، وی متوقف می شود که بیماران معمولاً هنگام دریافت توصیه های عمومی از این نوع احساس درماندگی می کنند.

زندگی پنهان

نیمه دوم صفر بعد حتی صمیمی تر را نیز بدست می آورد ، مانند جوش شیرین دوربین خود را به دور از کثرت بیماران در کرال و از آنجا دور می کند دکتر یاماموتوزندگی شخصی یوشیکوهمسرش که دچار زوال عقل شده بود ، ستون اصلی پشتیبانی وی بود و به پزشک اجازه می داد تمام انرژی خود را در معالجه بیماران جدید متمرکز کند. اکنون که بخش اعظم وضوح ذهنی خود را از دست داده است ، اکنون است دکتر یاماموتو که به عنوان تنها مراقب او خدمت می کند. او برای آنها چای درست می کند ، سوشی را برای شام سفارش می دهد (که جوش شیرین از خودش دعوت شده است تا در آن شرکت کند) و درباره دهه های ازدواج خود که از طریق آنها عشق و محبت بین آنها پایدار بوده است ، یادآوری می کند.

صفر: یک تأمل شایسته از مرگ و میر
منبع: سایه های آسیایی

آنها یک روز به یک دوست قدیمی می روند ، که از رابطه او با او بسیار هیجان زده است یوشیکو – در مورد عشق مشترک آنها به موسیقی کلاسیک ، کابوکی (یک فرم تئاتر ژاپنی) و حتی شرط بندی در بازار سهام. از طریق مکالمات او ، طرف دیگر یوشیکو ظهور می کند ، آن زن خانه ای است که فداکاری های بیشماری را به خاطر آن انجام داده است دکتر یاماموتو. هنگامی که برخی از بیماران وی اصرار داشتند که یک شب با او بمانند ، او مجبور شد در خانه آنها را در خانه بگذارد و نیازهای آنها را برطرف کند ، بعضی اوقات بر سر فرزندانشان (بالغ و آشکارا در فیلم غایب). این ادعا که “پشت هر مرد موفق یک زن است” در مورد آنها کاملاً خوب است ، و دکتر سریع می گوید که آن را تصدیق کند.

دنباله آخر صفر ویژگی های این زن و شوهر ، دست به دست ، بازدید از گورهای دکتر یاماموتوپدر و مادر و مادربزرگ و مادربزرگ. مانند یوشیکو نه به ندرت گیر می کند ، او بازوهای خود را دراز می کند تا از طریق دامنه ها و زمین های سنگی از او حمایت کند. او با رسیدن به مقصد خود ، او برای تمیز کردن سنگ قبرهای آنها و تهیه خوراکی ها حرکت می کند. و هنگام عزیمت ، دستانشان همچنان به هم بسته ، ثابت و محکم بسته می شوند.

همچنین ببینید

استفان ویلكس ، كارگردان JAY MYSELF در هنر به تصویر كشیدن مجموعه ای از زمان و مکان غوطه می زند

جوش شیرینفیلمبرداری همدلانه و دلسوزانه ، تصویری دلنشین و صمیمی اما هرگز تحریک آمیز از آن ارائه نمی دهد دکتر یاماموتو و همسر محبوبش؛ به ویژه به هیچ چیز اشاره نمی کند ، اما به هر حال به عنوان خلاصه ای از حرفه دیرینه پزشک و میراث محترم ، همراه با کارگردان است. جدا شدن از بیماری روانی به تنهایی به زندگی افراد اطراف خود ، صفر یادآوری به موقع مرگ و میر زندگی و سادگی و عزت کسانی است که با مهربانی و صادقانه زندگی می کنند.

دیدی صفر؟ نظر شما در مورد موضوع مستند چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


صفر را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

بدون زمان برای مرگ شمارش معکوس: شما فقط دو برابر زندگی می کنند دوباره

در فیلم No Time To Die Countdown ، جیک تروپیلا در انتظار انتشار آخرین فیلم از فیلم های باند – رسمی و غیر رسمی – نگاهی می اندازد.

با شکوفایی حق رای دادن به جیمز باند ، تمایل خاصی برای نشان دادن هر فیلم موفقیت آمیز با یک نشانگر کاهشی مبهم (به عنوان مثال ، “یکی از ماشین های نامرئی”) وجود دارد. به دنبال این روند ، شما فقط دو بار زندگی می کنید می توان چنین خلاصه کرد: “جیمز باند به ژاپن می رود.” البته کمی بیشتر از این وجود دارد ، اما هیچ فیلم دیگری در این کانون به اندازه این فیلم به طور غیرقابل تفکیک با مکان اصلی آن پیوند ندارد.

و این چه بزرگ است! شما فقط دو بار زندگی می کنید یک فیلم باند استراتوسفر باند است ، اغلب به معنای واقعی کلمه ، به عنوان یک دستاورد مهم در طراحی تولید و یک کلاس استاد در عینک. گرد و غبار روی دسته چمدان پاشیده می شود؟ موهایی که روی درب کمد کاشته شده اند؟ کفشی که یک خنجر زهرآلود را پنهان می کند؟ چه کسی نیاز دارد؟ این فیلم دارای یک نبرد هوایی ، یک لانه آتشفشانی مخفی ، یک استخر پیرانا گوشتی است و یک هلیکوپتر با یک آهنربا غول پیکر یک ماشین مادر را در حال بلند کردن می کند و آن را در دریا می اندازد.

بدون زمان برای مرگ شمارش معکوس: شما فقط دو برابر زندگی می کنند دوباره
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

این حماسه با قیمتی همراه است: هرچند این فیلم طرح بسیاری از پارادوودها است که باید دنبال شود – آستین پاورز به خصوص معیشت خود را مدیون این فیلم است. یک شرور زخم خورده ، مبل های مسخره ، یک دژ دزدکی با شکوه و تزئین شده – همه عناصر در حال بازی هستند و می توان آنها را به عنوان مقصر الهام بخشیدن به کل این فیلم بازگرداند. نمیشه

و بعد وجود دارد شان کانری در مرکز این همه ، چه کسی است که با نقشی که او را به یک مگاستار تبدیل کرده است ، به نقطه فرسودگی رسیده است. با دلخوشی از تهیه کنندگان و مردم آزار دهنده (تحریک او گاهی اوقات از روی صفحه نمایش می رود) ، کانری ادامه خواهد داد که پس از این فیلم انصراف می دهد و آینده باند را در معرض خطر قرار می دهد. بدون آزار و اذیت بیشتر ، بیایید نگاهی به فیلم بیاندازیم که خود مرد را شکست. این 1967 است ، و همه ما برای برخاستن پاک هستیم.

هنگامی که شما متولد شده اید

شما فقط دو بار زندگی می کنیددنباله قبل از عنوان برای مرگ است. یک کشتی فضایی آمریکایی ، مشتری 16 ، در حال چرخش زمین است وقتی که ناگهان توسط یک کشتی بزرگتر ، شکننده تر دیگری “بلعید” (این دنباله به دلیل اثرات نوری قابل توجه و ترس غیرمنطقی از قطع شدن در خلأ فضا ، قابل توجه است. که درنده 2001: یک ادیسه فضایی توسط یک سال تنها) هنگامی که ایالات متحده واسطه تنش فزاینده بین ایالات متحده و ایالات متحده است ، باند برای تحقیقات فراخوانده می شود. اما قبل از اینکه او حتی بتواند مأموریت خود را بپذیرد ، 007 به ظاهر شکست ناپذیر 007 به سرعت و در نتیجه اختلاف نظر با یک دختر چینی ، به سرعت در رختخواب مورفی کشته می شود. نشانه نانسی سیناترا.

باند مرده؟ بگو اینطور نیست حق رای دادن با این ایده كشته شدن قهرمان خود را در دنباله قبل از عنوان یك بار قبل ، در از روسیه با عشق. اما در حالی که این یک تمرین تمرینی صرف برای تأکید بر تهدید SPECTER بود ، در اینجا کاملاً آشکار است که این مرد ما است که در شکوه جلال بیرون می رود. وقتی که برای اولین بار در جوانی این فیلم را دیدم ، یک قلاب فریبنده است. آیا واقعاً جیمز باند مرده است؟

به دنبال ارتفاعات بمب گذاری شده شرلی باسی و تام جونز، شما فقط دو بار زندگی می کنید با یک پیشنهاد زیبا و ملودیک از همه چیز به عقب می رود نانسی سیناترا. بازی کردن موریس بندر نقوش موزه های فوران آتشفشانی ، این ترانه یك حالت بطور خارق العاده و آرام به شخصیت باند است. این یک تغییر غیر معمول برای تولید کنندگان است – به خصوص با توجه به فیلمی که در آن وجود دارد – اما کاملاً کار می کند ، و سیناترا به خوبی مطابقت دارد جان باریامتیاز ، که لحظه های بسیاری برای درخشش در طول فیلم (بیشتر در مورد آن بعدا) پیدا می کند. و اگر تنها موضوع Bond هستید که در یک قسمت از آن استفاده می شود مردان دیوانه چهل و پنج سال بعد ، شما می دانید که درست کار کرده اید. خیلی شرم آور نیستم ، اگر خودم این را بگویم.

بدون زمان برای مرگ شمارش معکوس: شما فقط دو برابر زندگی می کنند دوباره
منبع: مترو-گلدنوین-مایر

افسوس ، باند پس از همه مرده نیست. درگذشت 007 همه چیز برای تکان دادن SPECTER از دم او بود ، و ما به یک عامل زنده و سالم در یک زیردریایی انگلیس که در پی یک خاکسپاری صحنه دار در دریا است ، پیوستیم. تعامل های مرسوم با M و Miss Moneypenny به دنبال آن است ، اما یکی از علائم تجاری سریال مورد علاقه من در اینجا برقرار شده است: در هر زمان Bond با M در این زمینه ملاقات می کند ، M دارای یک دفتر کامل است که شبیه به آن محیط مربوطه باشد ، با یک اتاق مجاور برای Moneypenny. اگرچه مطمئناً کاربردی ترین راه حل ها نیست ، من نمی توانم کمک کنم اما یک ضربه کامل از آن استفاده کنم.

خاموش به ژاپن! باند در یک مسابقه سومو شرکت می کند ، با نماینده SIS Aki (با نام AIS)آکیکو واکبایاشی) ، و برای ملاقات با MI6 با هندرسون ، که توسط آن بازی می شود ، گرفته شده است چارلز گری. صحنه هندرسون نمایش هایی در مورد هواپیمای مفقود شده ارائه می دهد (و حتی یک شوخی حیله گرانه در باند را نشان می دهد – او نوشیدنی را پیشنهاد داده است که “هم زده شده است ، لرزیده نیست”) قبل از اینکه هر چیز دیگری مشخص شود ، تماس با ناگهانی توسط یک چاقوی تسلیم شده ارسال می شود. در پشت. خوشبختانه ، باند مهاجم را اعزام می کند ، هویت خود را فرض می کند و به اسواتو شیمیایی اسکورت می شود.

هنگامی که داخل ساختمان اوساتو شد ، یک دنباله نبرد تماشایی و تخریب کننده بین باند و کشتی گیر حرفه ای ساموایی رخ می دهد پیتر مایویا. اگرچه کاملاً مطابق با برخورد گرانت گرانت نیست ، این صحنه به خودی خود بسیار لعنتی است ، اگر فقط برای استفاده هوشمندانه از سلاح باشد – در یک مقطع ، باند کاملاً کامل عمل می کند. نیمکت مقابل حریف خود همانطور که باید پیوند پیروز می شود و خوابیدن ادامه می یابد.

بدون زمان برای مرگ شمارش معکوس: شما فقط دو برابر زندگی می کنند دوباره
منبع: مترو-گلدنوین-مایر

متحد اوراق قرضه در این تصویر ، Tiger Tanaka غیرقابل انکار است که با علاقه بسیار زیادی بازی می شود تتسورو تامبا. برش از همان پارچه ای که علی کریم بیگ دارد ، تاناکا یک شخصیت شگفت آور طعم دهنده ، قابل اعتماد در این زمینه است و مشتاق مربیگری باند بر روی نکات دقیق تر سبک زندگی ژاپنی ، یعنی بخیر خوب و استحمام مجلل است (کامل با حضور کم رنگ و پوشیده از لباس). . من همیشه از جایی که باند به آرامش برسد لذت می برم و ذهن خود را از این مأموریت دور می کنم.

صحبت از این مأموریت: معلوم می شود که اوساتو شیمیایی جبهه ای برای SPECTER است ، که حمل و نقل و دریافت سوخت موشکی را بر عهده دارد ، چیزی که به نظر نمی رسد به جایی برسد ، این موشک را که اخیراً از بین نرفته است ، از دست داده است. باند تحت پوشش قرار ملاقات به ساختمان نفوذ می کند و با آقای اوساتو ملاقات می کند (ترو شیمادا) و هلگا برانت (کارین دور) ، هر دو عامل SPECTER هستند و هر دو باند را کشف می کنند ، اکنون او گفته است که او است (لعنت بر آن میزهای اشعه ایکس!). قبل از اینکه بطور صحیح بتوانند او را بیرون بیاورند ، او بیکن خود را که توسط آکی نجات یافته است ، می گیرد و تعقیب کنندگان داخل اتومبیل از طریق قدیمی-آهنربا مورد آزمایش قرار می گیرند. پایان های مبارک برای همه.

بدون زمان برای مرگ شمارش معکوس: شما فقط دو برابر زندگی می کنند دوباره
منبع: مترو-گلدنوین-مایر

مبارزه با اسکله های کوبه باعث ادعای یکی از بهترین مجموعه های سریال می شود. باند کشتی حمل و نقل اوزاتو را به یک حیاط اسکله می ریزد ، اما تقریباً بلافاصله با پیاده کشف و تعقیب می شود. آنچه در زیر می آید یک شلیک ردیابی هلیکوپتر دارای حرکات موذی ، شگفت انگیز و باورنکردنی است که پیشرفت باند را در پشت بام ها نشان می دهد ، زیرا او توسط اراذل و اوباش محاصره شده است ، در حالی که بخش شاخ در بارینمره موسیقی متن فیلم تورم می کند. این یک سرشار از فوق العاده فوق العاده و جذاب است که به طور فوق العاده متناسب با فیلم است. در پایان ممکن است اوراق قرضه اسیر شود ، اما سفر بینایی خیره کننده بیش از ارزش تحمل شکنجه های احتمالی هلگا برانت است.

هنگامی که می خواهید در چهره بمیرید

شما فقط دو بار زندگی می کنید کارگردانی شد لوئیس گیلبرت، که بعداً کارگردانی می کند جاسوسی که مرا دوست داشت و ماهر. این فیلم ها همه ورودی های غارگانگیایی هستند ، اما از نظر طرح یکنواختی برای آنها وجود دارد: یک کشتی توسط یک کشتی دیگر بلعیده می شود ، باند کشتی کشف شده را بررسی می کند ، نقشه ای را برای نابودی جهان کشف می کند و در نهایت موجب نجات جهان می شود. آنچه در اینجا عجیب و الهام بخش است این است روال دال است شما فقط دو بار زندگی می کنیدفیلمنامه نگار ، با دوستان نزدیک بوده است ایان فلمینگ (دال بعداً فیلم اقتباسی از فیلم را نوشت Chitty Chitty Bang Bang، بر اساس فلمینگرمان)

اما اگر از من سؤال کنید ، ستاره واقعی نمایش طراح تولید است کن آدم. قبلاً کارهای عالی انجام داده اید دکتر نه، انگشت طلاو رعد و برق، آدم در اینجا فراتر از فراخوان وظیفه قرار می گیرد ، مجموعه ای از آتشفشانهای بزرگ را ارائه می دهد که بزرگترین و بهترین شاهکار در همه شرور شرور جیمز باند است. شایان ذکر است: کل مجموعه برای زنده ماندن یک میلیون دلار هزینه دارد که برابر با کل بودجه است دکتر نه.

دنباله درخشان دیگری از اسکله های کوبه پیروی می کند: پرواز Little Nellie ، ژیروسکوپ حمله یک نفره. باند به لطف تحویل شخصی از Q ، نلی كوچك را در این زمینه بدست آورد كه دید كه برای مسلح كردن هواپیما با مسلسل ، مین های هوایی ، موشك ، موشك های به دنبال گرما و شعله های آتش مناسب است. باند خاموش می شود ، و ما تقریباً از دیدن او در استفاده از مسلسل ها ، مین های هوایی ، موشک ها ، موشک های به دنبال گرما و شعله های آتش برای برخی از خصمانه های هوا خشنود می شویم. لحظه پرشکوه دیگر در فیلمی پر از آنها.

بدون زمان برای مرگ شمارش معکوس: شما فقط دو برابر زندگی می کنند دوباره
منبع: مترو-گلدنوین-مایر

برای بررسی صحیح حمل و نقل غیرقانونی ، ماهیگیری و تحویل های آتشفشان پنهان جاسازی شده در کنار کوه ، این اقدام کند می شود زیرا باند باید تحت آموزش مدرسه نینجا تاناکا باشد و راه های مردم خود را بیاموزد. این شامل یک ازدواج مرحله ای با آکی و یک ظاهر کامل ژاپنی است. آکی با باند همکاری مشترکی را ایجاد می کند ، اما او به سرعت توسط یک قاتل (هرچند به یادماندنی – سمی که هنگام خوابیدن یک نخ را در دهانش فرو می کند) اعزام می شود و با بوسی سوزوکی جایگزین می شود (می هما) کیس نیز جامد است ، اما او نمی تواند همان احساسی را که Aki به آن می دهد ، بگذارد و نام او حتی در این فیلم با صدای بلند هم ذکر نشده است.

به همان اندازه که من عاشق این فیلم هستم ، نمی توانم خودم را برای دفاع از چهره آسیایی بندر باند بسازم. با استفاده از آرایش چشم شرم آور و کلاه گیس بد ، لباس مبدل باند به عنوان یک ماهیگیر ژاپنی به اندازه زمان یادآوری طول نمی کشد ، اما هنوز هم یک نقطه طرح دقیق است. اگرچه مطمئناً محصول زمان خود است ، اما هنوز هم به عنوان اولین لحظه “واقعاً بد” در حق رای دادن به Bond ()کازینو رویال 1967 با وجود این) چرخش و یک خانم ، جیمز.

همچنین ببینید

هنگامی که باند به آتشفشان نفوذ کند ، مسائل دوباره به هم می خورد. ما همچنین اولین فاش صحیح خود را از Big Bad قبلاً دیده نشده این سریال دریافت می کنیم. وقتی باند اسیر شد (دوباره!) ، او با یکی از ارنست استاورو بلوفلد روبرو می شود ، که در اینجا بازی می کند دونالد لذت. طاس ، ورزش زخم صورت ناخوشایند صورت ، و نوازش دائم یک گربه سفید ایرانی ، این تکرار Blofeld خزنده ترین دسته است ، ستاره های سرد را ارائه می دهد و در یک الگوی سخنرانی سردانه صحبت می کند. این یک اثر به یاد ماندنی است ، اما حقیقت را می گویم ، در حالی که Blofeld به عنوان معصومیت شماره یک باند نقاشی می شود ، من هرگز او را به عنوان شرور مورد علاقه من – جهنم نمی دانم ، هویت بلوفلد برای تأسیس او سه فیلم قبلی داشته است ، و Auric Goldfinger به راحتی نقشه می کشد. با او از نظر به یاد ماندنی بعد از حضور در فقط یک فیلم.

بدون زمان برای مرگ شمارش معکوس: شما فقط دو برابر زندگی می کنند دوباره
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

نقشه بلوفلد به طرز ماهرانه ای شیطانی است: یک جفت سفینه فضایی ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی را ربوده کنید تا این دو قدرت به جنگ بروند و یکدیگر را در جریان روند فرسایش قرار دهند و چین نیز به عنوان ابرقدرت تنها جهان تصاحب شود. این طرح شامل یک لژیون از مرغداران در لباس های رنگی و استخر فوق الذکر پیرانا های کشنده است ، جایی که هلگا برانت و هانس (اولین مورد بسیاری از حذفیات هالکینگ ، بلوند ، سرخ گرانت) با سرنوشت ناگوار خود دیدار می کنند.

قبل از اینکه باند بتواند سرنوشت خود را برآورده کند ، ببر تاناکا و گروه نینجاش برای نجات روز به آنجا می آیند. ارتش آشوب در برابر ارتش و نبرد ارتش آغاز می شود ، منجر به انفجارها و تلفات زیادی از طرفین شد (مراقب گربه بلوفلد باشید ، که کاملاً از صدای انفجارها در لحظه ای کاملاً رونویسی خارج می شود). پس از فرار بلوفلد – ابتدا یک شرور! – فضا به خود تخریب می شود و آتشفشان درون لانه فوران می کند. باند و کیس فرار کرده و از یک نجات در کنار دریا از طریق زیر دریایی لذت می برند.

نتیجه

از بسیاری جهات ، شما فقط دو بار زندگی می کنید پیشرفت اساسی است رعد و برق (که هنوز فیلمی است که کاملاً دوست دارم). این یک ماجراجویی جسورانه تر ، پرماجرا تر و پرتحرک تر است که به این واقعیت کمک می کند که حدود بیست دقیقه کوتاهتر شود. در حالی که دور از ایده آل نیست ، این فیلم به عنوان یک سریال برجسته جلوه های تماشایی ، باعث افزایش باند به ارتفاعات جدید و ثابت می شود که گاهی بزرگتر بهتر است. این شرم آور است کانری تصمیم به تعقیب پس از این گرفتیم ، اما خواهیم فهمید که تصمیم وی نسبتاً کوتاه مدت خواهد بود.

در مرحله بعدی: ما یک باند با نام تجاری جدید دریافت می کنیم! با مرد پیشرو خود رفته ، حق رای دادن چیست؟ هیچ وقت برای مردن نیست شمارش معکوس با بازگشت سرویس مخفی اعلیحضرت.

شما چی فکر میکنید؟ میکند شما فقط دو بار زندگی می کنید بهترین نمایش های سریال را ارائه می دهید؟


شما فقط دو بار تماشا می کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم پشتیبانی کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

BEET QUEEN CONKERS TOKYO: تجربی ، عجیب و گاه خیره کننده

سوسک ملکه توکیو را فتح می کند فیلمی عجیب است همانطور که در مورد بسیاری از موضوعات خوب مستند وجود دارد ، یک خرده فرهنگ غیرمعمول برای تعریف یک تصویر بزرگتر مورد استفاده قرار می گیرد. ژاپن شیفتگی حشرات را دارد ، یا حداقل برخی از جمعیت آن را انجام می دهد. کودکان دست والدین خود را به سمت وان های پلاستیکی می کشند که اندازه صورت آنها سوسک است. ماهیت حیوانات اهلی این روابط شیرین است ، حتی اگر بین انسان و اشکالات ، ارتباط عاطفی بیش از حد یک طرفه باشد. اما علاوه بر دنیای جالب علاقه مندان به حشرات ژاپنی ، جسیکا اورکفیلم تجربی ، شاعرانه و گاه خیره کننده است.

مانند یک دفتر خاطرات

همیشه ارزش این را دارد که هر یک از احساسات عمیق بشر را مورد بررسی قرار دهد ، مهم نیست که چقدر طاقچه باشد یا به سادگی از بین برود. تقریباً در همه چیز ، حتی در کم عمق مشاغل هنری وجود دارد. من را به شنیدن یکی از نقل مکان کرد ملکه سوسکموضوعات در مورد چگونگی مشاهده مجموعه اشکالات خود به عنوان خاطرات بحث می کنند. او با برداشتن نمونه ای که غیرقابل توصیف است ، می گوید: “اما وقتی به آن نگاه می کنم ، می توانم فوراً به خاطر بیاورم که در کجا هستم ، در چه زمان ، حال و هوای من چگونه بود و چه احساسی داشتم.” این فیلم از این افراد تجلیل می کند و آنها را به عنوان احمقانه و تحسین برانگیز در مورد موجوداتی که ممکن است بعضاً آنها را تصدیق کنیم ، می بیند.

BEET QUEEN CONKERS TOKYO: تجربی ، عجیب و گاه خیره کننده
منبع: فیلم های نوامبر

تصویر بزرگتر خود ژاپن است و تاریخچه تقدیر اشکالات آن است. به نقل از ، راوی شعر ژاپن باستان را می خواند داستان Genji، و نشخوارکنندگان عرفانی را بر روی تعدادی از گونه های مختلف پخش می کند. برخی از اینها پر کننده است. نمونه های انسانی فیلم بسیار لمس کننده تر است. با این حال ، مواقعی وجود دارد که قصه های قدیمی برای نادیده گرفتن بسیار دوست داشتنی هستند. سرباز و DP او ، شان قیمت ویلیامز (از برادران صفدی و الکس راس پری شهرت) ، به طور خاص با کرم شب تاب لذت ببرید ، و هر صحنه مانند هر فیلم مستند مدرن تا کنون شگفت آور است. به نظر می رسد کرم شب تاب ها در تاریکی تاریک به یکدیگر پرواز می کنند و راوی توضیح می دهد که چگونه برخی معتقدند این کرم های تابشی کشتی هایی برای روح جنگجویان افتاده جنگهای باستانی هستند که تا به امروز با نبردها می جنگند.

محیط و سایر موسیقی

من مشکل زیادی برای تهیه لیست جامع داشتم ، اما آمازون و IMDB نام ها را لیست می کنند هاروومی حسونو، ریوویچی ساکاموتوو Masami Tsuchiyaدر میان چند نفر دیگر ، از جمله جی سی موریسون و نیت شاو، که موسیقی اصلی را نوشت. آیا استفاده از موسیقی برخی از استادان مدرن الکترونیک ژاپن هنگام فرهنگ مدرن ژاپن بسیار واضح است؟ احتمالاً اما اثر ، به ویژه به دلیل جذابیت غیرقابل انکار موسیقی ، هماهنگ است.

BEET QUEEN CONKERS TOKYO: تجربی ، عجیب و گاه خیره کننده
منبع: فیلم های نوامبر

همچنین طنز لطیفی نسبت به فیلم وجود دارد. مردی که پاهای خود را در قطار می چرخاند با سایه حشره ای که درون پیله اش پیچیده است بریده می شود. من از تعجب دیدم که فیلمسازان هر مقایسه ای را بین خیابان های شلوغ ژاپن و لانه های شلوغ مورچه ها به حداقل ممکن نگه داشته اند. روابط به رسمیت شناخته شده است ، اما به هیچ وجه قطعی نیست. تماشای مردان بالغ مانند سگهای گربه خود را نوازش می کنند ، هرگز چیزی جز احترام به آنچه باعث شادی این افراد می شود وجود ندارد. سوسک ملکه توکیو را فتح می کند مانند بهترین موسیقی های محیطی: آرامش ، احساسات ، در بعضی مواقع پرشکوه ، و همیشه ارزش وقت صرف شده برای توجه کامل شما را دارد.

مستند مورد علاقه شما درباره عجیب و غریب چیست؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!

همچنین ببینید

19 بهترین مستند سال 2010

Beetle Queen Conquers توکیو برای پخش در MUBI در دسترس است.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مارک Seneviratne

تحلیلگر داده که در منچستر زندگی می کند و به سادگی از نوشتن فیلم و سیاست لذت می برد. برای استعلام فیلم و وضعیت هنرها می نویسد.