THE SUNLIT NIGHT: Quiet of Reinvention

یافتن داستانهایی در مورد پیچ ​​های کوچک زندگی که یکی از تراژدی تا پیروزی است ، دشوار نیست. این ایده برای پیدا کردن خودمان در حالی که در یک موقعیت غیرمنتظره در مکانی غیرمنتظره گرفتار شده ایم ، انگیزه روایت های بیشمار در طول سالها بوده است. شب آفتاببه کارگردانی فیلمساز آلمانی دیوید وندنت ، چنین داستانهایی را با حس عجیب و غریب آرام آرام آمیخته با نارضایتی اساسی و بدون اینکه عاشق موضوع آن باشد.

بر اساس رمان محبوب با همین نام ، شب آفتاب داستان داستان یک نقاش مبارز به نام فرانسیس را بافته می کند جنی اسلیت، زندگی اش در جریان است. پس از بررسی تکان دهنده آخرین سری نقاشی هایش ، فهمید که والدینش در حال جدایی هستند ، مجبور شده اند به همراه یک پدرش به یک فضای کاری استودیویی کوچک منتقل شوند و درگیری اخیر خواهرش ، فرانسیس تصمیم می گیرد به عنوان دستیار هنرمند مزاج نیل فعالیت کند. در کشور دور نروژ که در نقاشی یک انبار قدیمی به عنوان یک نصب هنری کمک خواهد کرد. به امید شروع تازه و الهام بخش ، او به زودی متوجه می شود مسیری که طی می کرد همانطور که انتظار می رفت نبود ، اما دقیقاً همان چیزی است که لازم داشت.

هنر موضوعی است

با خواندن این رمان که فیلم بر پایه آن بنا شده است ، من درباره طرح هایی که به غیر از نویسنده اتفاق می افتد ، اطلاعات کمی داشتم ربکا Dinerstein، که کتاب را نوشت ، فیلمنامه را نوشت. چندین لحظه در طول فیلم ، یادآوری داستانهای مشابه توانمندسازی زن پس از وقوع تغییر زندگی که در آن سهام جهان خاتمه نیافته بلکه زندگی را تأیید می کند ، بسیار احساس می کند. نمونه ای از امثال لایک بخور نماز خواندن. عشق. و زیر یک خورشید توسکانی از انرژی و هدف مشابهی برخوردار است که مخاطب می تواند با برخی از دست اندازهای سرعت کمتری ارتباط برقرار کند و تنها با تغییر محلی ، شغلی یا پارادایم و یافتن سفر در سمت خوش بین تر ، پاسخ خود را پیدا کند.

توزیع های شب تاب خورشید و شب تاب
منبع: توزیع کوئور

کارگردانی هم از فیلمسازان و هم برای بازیگران به خوبی انجام می شود تا داستان را سبک نگه دارد اما به اندازه کافی جذاب برای احساس اهمیت است. بازیگران در تصویرگری هایشان ، هر دو با شدت شخصیت ها و مدیریت برای حفظ روحیه بازی ، بسیار عالی هستند. یکی از نمونه های جالب تر انتخاب های بازیگری عالی ناشی می شود جسیکا هچ و شگفت انگیز دیوید پیمر ایفای نقش والدین فرانسیس ، یک زن و شوهر در خارج از خانه ، که بی اعتمادی تلخی را به اوج خود می رسانند. آنچه که می تواند با ویتریول پوشیده شده انجام شود ، از این غم و اندوه که با آن روبرو هستند ، دور می شود. جنی اسلیتبه خودی خود ، احساس آرامش بیشتری می کند که به محض آنکه در محیط خارجی خود راحت تر شود و به روی آشنایان جدیدش باز شود ، ناگزیر صدا می شود. نوسان او بین افسردگی و لحظه های روشنگری با توانایی ذاتی او در کمک به بالا بردن فرانسیس به عنوان یک شخصیت صورت می گیرد ، بدون اینکه خیلی چیزهای بیرونی بگوید.

همتایان مرد در این فیلم یک تعادل جالب با فرانسیس است که بطور جداگانه مسائل خود را بدون اینکه بر صدرنشینی برجسته شود ، به جدول می آورد. نیلز که با خودشیفتگی استوایی بازیگر نروژی بازی کرد فریدجوف ساهیم، نقش را نزدیک به سینه نگه می دارد ، و بندرت به مخاطب این امکان را می دهد که نظر خود را درباره شخصیت توصیف کند ، گرچه او را جذاب نگه دارد. زاک گالیفیاناکیس شجاعانه‌ی معمول و ناخوشایند خود را در یکی از قسمتهای صمیمی به عنوان یک اوهایائی بومی که یک گروه از روابط تاریخی وایکینگ را اداره می کند به ارمغان می آورد. اما وضعیت عجیب و غریب ناشی می شود الکس شارپ به عنوان یاشا ، پسر نانوایی درونگرا که به نروژ سفر کرده است تا مراسم تشییع پیکر ویکی را که در روزهای پایانی خود درخواست کرد ، به پدر محبوب خود تقدیم کند. تیز به خوبی می تواند شخصیتی باشد که به جای یک بحران وجودی با یک فشار جسمی روبرو است و به نظر می رسد بیشترین شکسته در فیلم است. یک ورودی سریع از آن وارد کنید جیلیان اندرسون برای جمع کردن بازیگران و ساختن چیزهای جالب.

رنگ مهم است

یک عنصر جذاب در فیلم حس سردی در برابر رنگ است. علاوه بر حومه گاه به گاه سبز ، هنگامی که فرانسیس به نروژ می رسد ، رنگی به پشت آسمان به فضای سرد و در عین حال هرگز تاریک می رود. فرانسیس لباس های سفید و روشن را با یقه پیراهن با سرخ و قرمز پر رنگ پر رنگ می پوشاند و از شخصیت اصلی در این دنیای تاریک و روبرو که با او روبرو شده ، نقاشی استعاره ای استعاره ای را رنگ می کند. نیلس ، یاشا ، و حتی گلفیناکیس در سراسر لباس ، لباس محلی خیره کننده بپوشید ، و توجه بیشتری را به فرانسیس نشان دهید. طرح رنگی انبارهای قدیمی را که نیلز برای آخرین کار خود انتخاب کرده است وارد کنید. زردهای روشن و پرتقالهای گرم که به نظر می رسد درخشانتر از همه هستند ، در حالی که فیلم آشکار می شود ، درد ، گم شدن یا عدم اطمینان را با هم روبرو می کند که در یک اثر سوم کاتارزیس توسط همه احساس می شود.

Sunlight Night- توزیع لرز
منبع: توزیع کویور

حتی کارهای شخصی فرانسیس به عنوان یک هنرمند با استفاده از یک رنگ در هر نقاشی عمیق تر می شود ، هرچند که هر بار که همان موضوع را نقاشی می کند. آنچه به عنوان یک محیط ناخوشایند و غوطه ور شروع می شود ، شروع به درخشش و تکامل به سمت اوج می کند.

ارزیابی نهایی

شب آفتاب به هیچ وجه فیلم کاملی نیست. در قسمت هایی کند و مبهم است و می توان آن را در پیش بینی های آن پیش بینی کرد. اگرچه زیبایی به هدف آن وجود دارد. نسبیت پذیری ناشی از بی شمار موضوعاتی است که همه آنها با آن روبرو هستند ، اما بله ، مطمئناً عوامل فرضی وجود خواهد داشت که ممکن است با سلیقه همه افراد ژل نشوند. برای برخی ، این ممکن است به عنوان یک indie که به راحتی پیچیده شده و دارای ریزه کاری هایی است پیچیده شود. برای دیگران ، ممکن است در همه اینها ، آرام و سوزش آهسته آرامش پیدا کنند. در هر صورت ، قلب این موضوع با نتیجه گیری نیمه شیرین ساخته شده و برای یک ساعت بعد از ظهر خفیف جذاب مورد توجه قرار می گیرد.

چه فیلم هایی دیده اید که به شما الهام می شود هر روز خود را تغییر دهید؟ لطفا نظرات خود را در زیر بگذارید و مکالمه را شروع کنید!

همچنین ببینید

NE ZHA 哪吒 之 魔 童 降世: جهش دیگری در انیمیشن چینی

شب آفتاب در تاریخ 17 ژوئیه 2020 برای پخش در دسترس است.


شب آفتاب را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آدم مسخره

آدم مسخره

بیشتر زندگی ام را صرف تماشای فیلم و بحث کردم. نوشتن راهی برای ادامه گفتگو با سایر نقاط جهان است.

THE SINNER فصل 3: مفصل آسیب پذیری مردان

هنگامی که اولین بار در سال 2017 ، گناهکار، یک رمز و راز جنایات جذاب که توسط درک سیموندز و اجرایی تولید شده توسط جسیکا بیل، دقیقاً شبیه یک درام رویه ای جنایی دیگر بود که یک کارآگاه در حال بررسی قتل در یک حومه است. اما با ادامه نمایش ، گناهکار به سرعت در یک مطالعه قانع کننده که روانشناسی شخصیت ها را بررسی می کند ، تکامل می یابد. به مدت سه فصل ، نمایش هرگز نمی پرسد چه کسی را می کشد – چه کسی بلافاصله در خلبان هر فصل پاسخ می دهد. در عوض ، چه گناهکار واقعاً از این دلیل است که قاتلان در وهله اول آنچه انجام می دهند انجام می دهند.

در هر فصل رمز و راز متفاوت و مجموعه جدیدی از شخصیت ها ارائه می شود. تنها بافت اتصال شخصیتی به نام کارآگاه هری امبروز است (بیل پولمن) اما برخلاف سایر کارآگاهان که اغلب در نمایش های مشابه دیگر شاهد آن هستیم ، Ambrose به عنوان کسی که همیشه می داند در تحقیقات چه می کند ، به تصویر نمی کشد. او در حقیقت شخصیتی بسیار ناقص و آسیب پذیر است ، شخصیتی که گاهی اوقات مورد سوال است. با این حال به دلیل این نقص ها ، Ambrose قادر است با شخصی که در یک سطح بسیار عمیق تر تحقیق می کند ، همکاری کند. او وقت خود را صرف فهمیدن آسیب های آنها می کند تا اینکه سعی در یادگیری انگیزه های آنها داشته باشد. و به همین دلیل است که اگرچه برخی از قسمت ها با دیگر برنامه های تلویزیونی رمز و راز جنایات آشنا هستند ، کیفیتی که Ambrose در جدول به ارمغان می آورد گناهکار احساس طراوت و قانع کننده تر می کند.

تصور غلط از ietbermensch نیچه

مثل دو فصل قبلی ، گناهکار فصل سوم با مرگ وحشتناک آغاز می شود. اما در مقایسه با ضرب و شتم کورا در فصل اول یا مسمومیت جولیان در فصل دو ، این بار کمی احساس دنیوی می کند. این یک تصادف است و قربانی مردی به نام نیک هااس است (کریس مسینا) مرد روی صندلی مسافر از این تصادف جان سالم به در برد و نام او جیمی برنز (مت بومر) در ابتدا ، به نظر می رسد که او سعی دارد با تماس گرفتن 911 به نیک کمک کند. اما Ambrose یک نظریه دیگر دارد. او فکر می کند که در مورد این تصادف چیز عجیبی وجود دارد. و معلوم می شود که نظریه او اشتباه نیست. ظاهرا ، جیمی تصمیم می گیرد که تقریباً یک ساعت قبل از تماس با 911 صبر کند ، و از مرگ نیک اطمینان می دهد ضمن جلوگیری از هرگونه سوء ظن نسبت به او.

THE SINNER فصل 3: مفصل آسیب پذیری مردان
منبع: شبکه USA

ما نمی دانیم که در گذشته دقیقاً بین جیمی و نیک چه اتفاقی افتاده است. و این نمایش قبل از آشکار کردن رابطه این دو ، زمان خود را به آرامی می گذراند. آنچه تاکنون در مورد جیمی می آموزیم این است که او فقط یک معلم معمولی است که زندگی خوبی دارد و یک همسر باردار به نام للا (پریسا فیتز-هنلی) اما البته ، این دقیقاً همان چیزی است که از بیرون به نظر می رسد. بعداً در نیمه دوم قسمت اول ، می آموزیم که جیمی و نیک رفقای کالج هستند. و لئلا چیزی در مورد آن نمی داند تا اینکه نیک در مقابل خانه خود ظاهر می شود در حالی که جیمی و لئلا قرار است شام بخورند.

Leela فرض می کند که شوهرش و نیک یک زوج بودند ، یا حداقل آنها در حالی که در دانشگاه بودند آزمایش کردند. اما کاملاً اشتباه کرده است رابطه نیک و جیمی به دور از رابطه عاشقانه یا جنسی نیست. این در واقع بر پایه فلسفه نیچه ساخته شده است. مشکل این است که ، درک نیک از مفهوم Übermenshch توسط نیچه نامعتبر و حتی مضر است. او فرض می کند که آنچه مفهوم سعی در گفتن دارد این است که برای داشتن زندگی بالاتر از سایر موجودات ، باید با مرگ روبرو شوید و از هیچ عواقب اعمال خود نترسید.

THE SINNER فصل 3: مفصل آسیب پذیری مردان
منبع: شبکه USA

در واقع یک مفهوم بسیار جالب برای کشف است. اما این هم سنگین است وقتی نمایش زمان خود را صرف اعم از روابط جیمی و نیک و درک آنها از آن فلسفه می کند ، کمی تکرار می شود. مشکوک نیست تمام آنچه که مانده ، فقط صحبت کردن و فلسفه کردن است. البته کاملاً قابل درک است که نمایشگر می خواهد این نمایش چیز دیگری باشد ، اما اگر فقط آنها بدانند چگونه می توانند این گفتگوی فلسفی را به عنصر مشکوک نمایش برسانند ، فصل بسیار جذاب خواهد بود. هنوز ، حتی وقتی اوضاع سنگین تر می شوند ، بومر عملکرد همچنان جذاب است. او قادر است زخم درونی نیک را با استفاده از حرکات ظریف بدن و در عین حال جذاب و جذاب نشان دهد. این به راحتی بهترین عملکرد حرفه ای اوست.

تجزیه مردانگی

در طول فصل ، سرزنش نیک و تصور غلط وی در مورد اتفاقاتی که برای جیمی رخ می دهد ، آسان است. اما جیمی نیز بی تقصیر نیست. تقصیر او این است که او هرگز نگرش نیک را به چالش نمی کشد. در عوض ، او فقط به این دلیل ادامه می دهد ، زیرا او از طرف جذابیت های نیک خیلی دلگیر شده است. در نتیجه ، او ترس خود را به نفع یک رابطه سمی بطری می کند. و حتی بعد از سالها دیدن نکردن نیک ، ترس و ترومائی که او از زمان ملاقات با نیک پنهان شده است ، هنوز در درون او وجود دارد زیرا او هرگز فرصتی یا تمایلی برای رها کردن این همه ندارد. دقایقی که نیک دوباره در زندگی خود ظاهر می شود ، آن احساساتی که در درون او موج می زند ، شروع به آشفتگی او و زندگی او می کنند. جیمی سرانجام با رها کردن نیک تلاش می کند آن احساسات را بکشد. اما مطمئناً کار ساده ای نیست

وقتی احساسات زیادی را در درون خود مشاهده کرده اید ، تنها راهی که می توانید از آن رهایی پیدا کنید این است که اجازه دهید همه اینها بروند ، نه اینکه آن را پنهان نگه دارند. همانطور که این نمایش از جیمی نشان می دهد ، ریختن احساسات ما برای ما و اطرافیان ما خطری است. ما نباید از برقراری ارتباط احساسات خود صرفنظر از این که چقدر دردناک است ، نترسیم. تقصیر جیمی زودتر متوجه نمی شود. او فرض می کند که چون او مرد و شوهری است که قرار است پدر شود ، بیان احساسات او فقط باعث ضعف او می شود.

THE SINNER فصل 3: مفصل آسیب پذیری مردان
منبع: شبکه USA

این موضوع مردانگی سمی دقیقاً جدید نیست گناهکار. در واقع ، در دو فصل اول ، نمایش از طریق امبروز به بررسی این موضوع پرداخته است. تقریباً مانند جیمی ، امبروز کسی است که به جای اینکه کاری در مورد آن انجام دهد ، تصمیم می گیرد احساسات خود را بهم بخورد. او ترومای کودکی را تجربه کرده است. اما تفاوت این دو در برخلاف جیمی است که حاضر نیست تصدیق کند که مشکلی با او رخ داده است ، امبروز از اتفاقاتی که برای او می افتد آگاه است. او خانواده اش را در آغوش نگه می دارد زیرا می ترسد اگر نزدیک آنها باشد ، احساساتی که در درون او پنهان شده است ، او را به دست می گیرد و درست مانند کاری که جیمی برای بسیاری از افراد در طول فصل انجام می دهد ، خطرناک می شود.

اگرچه نیمه دوم فصل سه هنوز کمی ناامیدکننده است ، اما اکتشاف نمایش از شباهت بین جیمی و امبروز جالب است. آمبروز قادر است نیک را مانند هیچ کس دیگری درک کند زیرا او بخش هایی از خودش را در جیمی می بیند. همین مورد برای جیمی نیز پیش می رود. او مرتباً به آمبروز بر می گردد زیرا سعی دارد خودش و احساسات خود را از آمبروز درک کند. اما هنگامی که امبروز به نیک کمک می کند ، امتناع می ورزد زیرا هنوز نمی فهمید چه اتفاقی برای او می افتد یا خطری که به محیط اطراف خود وارد می کند ، نیست.

همچنین ببینید

در یک MINUTE NEW YORK: نگاهی بی نظیر و بی نظیر به عشق

آنچه در این فصل به ما می آموزد

تا آخرین آخرین فصل سه ، این نمایش سعی نمی کند توضیح دهد که جیمی دقیقا چه چیزی را تجربه می کند و همچنین سعی در ارائه راه حل هایی برای آن ندارد. اما این دقیقاً همان چیزی است که دقیقه آخر جیمی را در این فصل غم انگیزتر می کند. جیمی در تلاش است تا احساسات خود را تا انتها بفهمد. و بدتر اینکه ، او حتی از تلاش برای انجام کاری در مورد آن امتناع می ورزد. البته ، بیان برخی احساسات دشوار است ، اما به معنای این نیست که نباید سعی کنیم این کار را انجام دهیم. اگر نمی خواهیم مانند جیمی تمام شویم ، از جایی شروع خواهیم کرد.

این فصل از گناهکار هیچ جا نزدیک به دو فصل قبلی نیست. بیشتر تعلیق به نفع افراد جدی تر قربانی می شود. و نیمه اول این فصل احساس می کند که فقط در یک دایره اجرا می شود. اما در پایان ، هنگامی که نمایش عمیق به بررسی مردانگی و احساسات مردانه می پردازد ، گناهکار در حال حاضر مانند هیچ نمایش جنایتی دیگر در تلویزیون یک موضع باقی مانده است.

نظر شما در مورد پایان چیست؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!

فصل Sinner برای تماشای برنامه USA USA در دسترس است.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!