گزارش جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو 2020

امسال من آنقدر خوش شانس بودم که می توانستم برای پوشش جشنواره ای فیلم که هرگز در رادار من نبود ، با من تماس بگیرند. جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو در سال 2000 تاسیس شد و به عنوان مکانی کم اهمیت اما مهم برای نمایش بسیاری از فیلم های سال نادیده گرفته شده توسط فیلمسازان آسیایی فعالیت می کند. وقتی لیستی از فیلم هایی که قرار بود اکران شوند را خواندم کاملاً متعجب و شاد شدم. من چیزی را یافته بودم که سالها پیش واقعاً باید بدنبال آن می گشتم اما شاید به دلیل کم کنجکاوی یا صرفاً به این دلیل که راهی برای جستجوی خودم نداشتم. SDAFF دیگر از من طفره نرفته است و در تخته سنگ امسال فیلم هایی از غول های سینمای آسیا مانند نمایش داده شده است هونگ سانگ سو، لاو دیاز، و جیا ژانگکه، در حالی که صداهای جدیدی مانند آچال میشرا و یوسنما بورچو. فیلم های امسال همه شاهکار نبودند اما تجربه همه آنها خوشحال کننده بود زیرا در پایان ، این واقعیت که SDAFF اکنون به رادار من اضافه شده است ، هدیه کافی است.

گامک غار (به کارگردانی آچال میشرا) – *****

گزارش 1 جشنواره فیلم های آسیایی سن دیگو 2020
Gamak Ghar (2019) – منبع: جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو

نوستالژی یکی از قدرتمندترین اما اغلب سو mis استفاده از سلاح های احساسی در سینما است. این یک منبع ملودرام است اما غالباً برای ایجاد لحظات سرامیکی و مصنوعی احساس همدردی با اشک استفاده می شود یا برای استفاده از یادآوری های خود ارجاع tawdry ، مخاطب را مجبور می کند تا خلا with خاطرات خود را پر کند. آچال میشرا از نوستالژی به طرز ماهرانه ای م effectivelyثر استفاده می کند گامک غار ، ساخت یک پرتره لایه لایه و کاملاً درخشان از فرسایش فرهنگی. او این کار را در یک جامعه مییتیلی زبان در بیهار ، نزدیک هیمالیا ، که غرق در سنت است ، انتخاب می کند.

در حالی که برخی از آنها Maithili را “گویش” هندی می دانند ، بسیاری از واژه های خاص خود را دارد و در ابتدا به خطهای Tirhuta و بعداً Kaithi نوشته شده است قبل از اینکه به خط رایج Devanagri استفاده شود که برای هندی و بسیاری از زبانهای دیگر در هند استفاده می شود . دلیلی که من به این نکته اشاره کردم این است که سازگاری ، فرسایش و یکدست سازی جوامع در کانون اصلی است گامک غاربررسی راه هایی که خانواده ها طی نسل های مختلف تغییر می دهند. آغاز فیلم پر جنب و جوش و سرگرم کننده است ، بچه ها با هم بازی می کنند ، افراد زیادی برای گفتگو کردن ، بازی کردن ، شایعات ، آشپزی و جشن گرفتن یک نوزاد تازه متولد شده به خانه مرکزی وارد و خارج می شوند. چه در تابش آفتاب و چه در خنک شب ، میشرادوربین صمیمیتی بین خانواده و دوستان را ضبط می کند که تنظیمات آن را به یک بهشت ​​منزوی تبدیل می کند. مکانی که سنت و تاریخ برای ایجاد یک کل منحصر به فرد از افراد گره خورده توسط خون و عشق با هم برخورد می کنند.

در حالی که این صمیمیت در طول فیلم باقی مانده است ، اما این یک روابط مالیخولیایی تر است. میشراانتقال فیلم در دو فصل بعدی خود برای نشان دادن زوال آهسته و مرگ نهایی یک میراث خانوادگی و با از بین رفتن حضور فیزیکی آن ، خاطرات موجود در آن تبدیل به لحظات نامحسوس احساس نوستالژیک می شوند. لباس ها مدرن تر ، گفتگوها از هم گسیخته تر و ناجورتر می شوند ، این ارتباطات به جای اینکه بخشی از یک رفاقت خانوادگی باشد ، به واحدهای جداگانه منتقل می شود. وقتی یکی از مادران خانواده می فهمد که برادر کوچکتر و بی هدف او قصد فروش ملک و افتتاح داروخانه خود را دارد ، تعجب می کند که چرا هرگز از این تصمیم مطلع نشده است.

این فیلم تقریباً از تمام عکسهای عکسبرداری تشکیل شده است و آنها به زیبایی ترکیب شده اند و از رنگ ، کادر بندی و طراحی آگاه هستند ، که حتی در کمبود “سرزندگی” آنها را خیره کننده می کند. میشرا بر روی عناصر فردی یک خانه و اجتماعات متمرکز می شود ، باعث می شود تخریب و تخریب آهسته هر یک از عناصر خانه و افراد اشغالگر آن غیرقابل انکار باشد و این بسیار تأثیرگذار است. این نوع نوستالژی را می توان به راحتی در ملودرام انتخاب کرد ، اما در عوض ، گامک غار روایتی را بیان می کند که از لحاظ روحیه بیشتر شبیه به دیوید لووریرا یک داستان شبح، جایی که خانه ، با پروکسی ، آرام و ظریف به شبحی تبدیل می شود همان کاری که افراد ساکن در آن انجام می دهند … فقط با خاطره ای از آنچه که در گذشته بود ، ادامه می یابد.

شیر سیاه (کارگردان Uisenma Borchu) – ** 1/2

گزارش 1 جشنواره فیلم های آسیایی سن دیگو 2020
شیر سیاه (2020) – منبع: جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو

عنوان مرجعی برای آسیب های جنسی است ، که در آن شخصیت اصلی ، ویسی (کارگردان فیلم) است یوسنما بورچو) ، چندین بار تجربه می کند – ابتدا از طریق دوست پسر بد دهن خود در آلمان و سپس در طی یک سکانس تجاوز در خواهرش اوسی (گونسما تسوگزول) یورت در مغولستان. بسیاری از نیروهای رقیب در داخل ویسی مشغول به کار هستند که احساس می کنند بین تربیت آلمانی مدرن تر و ریشه های مغولی خود گم شده اند ، این امر در اطاعت بی دریغ خواهرش از شرایط زندگی سنتی و اغلب ظالمانه ظاهر می شود. آنها لباسهای مختلفی می پوشند ، متفاوت راه می روند و پرخاشگری منفعلانه ای از خود نشان می دهند که در نهایت به کینه توزی تبدیل می شود.

همچنین احساس عمیق عدم کفایت جنسی و عدم عشق از طرف ویسی وجود دارد. هنگامی که او عاشق مرد همسایه ای به نام تربیش می شود ، که بسیاری از مردم محلی آن را یک فرد عجیب و غریب و طرد شده می دانند ، رفتار او گاهی اوقات از نوجوانی ناامید و عصیانگر تقلید می کند. بیشترین ضربه را به من زد آندره آرنولدرا مخزن ماهی. رفتار ویسی نشانگر نامشخصی است که وی احساس می کند پس از یک رابطه سو ab استفاده کننده می بایست بدن و روان خود را دوباره بدست آورد. همه موضوعات مبرم زنانه و درگیری فرهنگی گاهی اوقات با سبک کارگردانی که به نظر می رسد عمدا تنش را از بین می برد ، خفه می شود.

ایده های محکمی در این فیلم وجود دارد که کاملاً در الگوی تصویری – مملو از شعر مالکیایی و دوربین فیلمبرداری شناور – برای هم زدن علامت های احساسی یا موضوعی برجسته نیست. در حالی که بهترین قسمتهای فیلم قسمتهایی است كه كارها ، آداب و رسوم ، مجالس ، غذا و آوازهای فرهنگی را كه بر آن تمركز می كند ، مشاهده می كند ، اما بدترین قسمت ها با پویایی شخصیت های عجیب و غریب و بی هدف در دامنه های وسیع استپ مغولستان انجام می شود . در میان گرمای کاوش درگیری ها و تاریخچه های فرهنگی و جنسی ، شیر سیاه با محیط سرد و بایر خود بیش از حد منحرف می شود.

هیچ کس (رهبر لین چون هوا) – *

گزارش جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو 2020
هیچ کس (2020) – منبع: جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو

هیچ کس یکی از آزار دهنده ترین دستکاری های فیلم است که من تاکنون دیده ام. ارزانترین ترفند برای یک فیلمساز که وقتی ایده آنها تمام شده باشد یا دیگر نتواند به یک اتفاق خوب برسد ، کتمان اسرار و تاریخچه ها و پر کردن داستان کنونی آنها با سکانس های تکراری و تکراری فلاش بک است. شخصیت اصلی هیچ کس یک مرد بی نام است (ژیان فو-سانگ) – رسماً به عنوان “Weirdo” در تیتراژ بازیگران معرفی می شود – که از نظر جسمی و احتمالی از نظر ذهنی معلول است و دارای سابقه مشکل است که فیلم آن را در مونتاژهای جداگانه ای که به صورت حلقه ای اجرا می شود و جریان داستان حاضر را قطع می کند ، به پایان می رساند. او خزنده ، غیربهداشتی و در کل قابل مقایسه نیست زیرا عادت دارد در فضاهای عمومی تف کند (هرگز توضیح داده نمی شود که آیا این نوعی سندرم توره است یا فقط برخی از کنه های عصبی است که در اواخر زندگی ایجاد شده است).

او با یک دختر نوجوان به نام ژژنژن وارد یک وضعیت هارولد و مود برعکس جنسیت می شود (وو یا روو) که گوسفند سیاه خانواده اش است و در یک وضعیت ناامیدکننده ناامیدکننده جنسی وجود دارد که در آن هنگام که او در دوران بلوغ به سر می برد ، هر یک از اعضای خانواده اش (پدر ، مادر ، برادر) همه به نوعی رابطه پنهانی دارند که فقط او می داند ، و گاهی اوقات نوارهای ویدیویی را به عنوان مدرکی نشان می دهد تا در نهایت آنها را نشان دهد. این جذاب ترین و بارورترین قسمت فیلم است که به عنوان بررسی هم بیگانگی نوجوانان (به ویژه دختران) و افراد مسن عمل می کند.

متأسفانه ، فیلم بیش از حد مشغول گفتن یک “داستان خوب” است تا بتواند اهمیتی به پویایی اجتماعی بازی بین دو فیلم منجر شود. آنها بحث و گفتگوهای ادواری دارند و همه آنها با اصرار فیلم در نشان دادن آهسته از زندگی گذشته “Weirdo” ، جایی که او رابطه دوستانه ای با دوست دختر سابق خود داشت ، از بین رفته است. این قسمت خسته کننده است و در پایان گذشته او پرداخت صفر دارد زیرا نه علامت عجیب و نه بیماری های جسمی او را توضیح می دهد. این فقط تا حدی او را به چهره ای دلسوز تبدیل می کند و آن را نیز به ملودراماتیک ترین و ناخوشایند ترین روش غیرقابل قبول تبدیل می کند. اجرای مناسب و معقول توسط یک جفت واقعا جذاب جذاب هیچ کس با استیصال فیلم باهوش بودن نابود می شوند. بعضی اوقات ، هنگامی که یک جفت شخصیت خوب دارید ، بهتر است فقط دوربین را به سمت چرخاندن آنها هدایت کنید.

جنس ، تابه (به کارگردانی لاو دیاز) – *** 1/2

گزارش جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو 2020
Genus، Pan (2020) – منبع: جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو

در دو ساعت و نیم ، جنس ، تابه را می توان در نظر گرفت لاو دیاز فیلم کوتاه. من اینجا فقط نیمه شوخی می کنم. جنبه قابل توجه و بی نظیر از دیازسینما این است که علی رغم اینکه بسیاری از فیلم های او بین شش تا ده ساعت طول می کشد ، او هرگز در توجیه وقت صرف شده برای تماشای آنها کوتاهی نمی کند. سینمای او به طور عامیانه “آهسته سینما” در نظر گرفته می شود اما بیشتر شبیه یک ماشین سواری نرم (بسیار) از راه دور است. سرعت در روند دادرسی وجود دارد که شما را برای سفر بالا می برد و به پیش می برد و پیش بینی حوادث ، مقصد و تقابل ها ، تنش را برای بسیاری از کشش های کشیده محسوس می کند. دیازویرایش و قرارگیری و حرکت دوربین از نظر ماهیت تهدیدآمیز هدفمند است و این حتی در مدت زمان فشرده جنس ، تابه.

کارگران سه روزه – بالدو (ناندینگ یوزف) ، پائولو (بارت گوینگونا) ، و جوانترین و آشفته ترین ، آندرس (دون ملوین بونگالینگ) – سفر در جزیره Hugaw از قرارداد کوتاه کار در معادن تا خانه هایشان. در طول راه ، آنها درباره وقایع و اندیشه های فلسفی و سیاسی ، از جایگاه خود در ساختار طبقاتی تا تاریخ فیلیپین تحت استعمار ، بحث می کنند. آنها به طور مبهم از سربازان مسلح و افرادی که “آنها را خواهند شنید” صحبت می کنند اما هرگز به آنها اشاره نمی کنند. آندرس کسی است که از خود و وضعیتی که در آن ناراضی است ناراضی است. او نسبت به ساختار طبقاتی که مجبور به ایجاد آن شده است عصیان می کند ، برای کار سخت بادام زمینی می پردازد وقتی که باید از بستگان بیمار مراقبت کند و فقیر خود را که قبلاً به شدت زندگی می کرد خانواده.

دیازفیلم ها به طور کلی دلگیر و دیوانه کننده هستند ، اما جنس ، تابه در نهایت ترسناکترین فیلم او نیز به پایان می رسد. او به واسطه هبوط قهرمان اصلی اش به دیوانگی نزدیک ، فیلم را از یک درام سیاسی به یک هیجان تبدیل می کند. منظور او خوب است ، اما عصبانیت جوشانی در درون آندرس وجود دارد ، یادآور فابیان در نورته ، پایان تاریخ. تفاوت در این واقعیت است که آندرس دارای حسن نیت است و از طریق ناامیدی و احساس مسئولیت در برابر بیماری هایی که در واقع توسط نیروهای خارج از کنترل او ایجاد می شود ، به سمت شیدایی سوق داده می شود.

تکنیک تک ساکت در سیاه و سفید ، بیش از هر زمان دیگری شیطانی است ، خصوصاً در شخصیت اینگو (جوئل ساراچو) ، شهری مست که برای پول نقشه می کشد و ارتباطات و کشش های شیطانی زیادی دارد. شکار واقعی (قتل ، مرگ ، تجاوز به عناصر بی گناه و فقیر) یک اتفاق معمول در است دیازفیلم ها ، اما در این فیلم ، خائنانی مانند خائنانی از فیلم ترسناک هستند که پشت درختان ، در سایه ها کمین کرده اند و از نزدیک با چاقو در دست دنبال می شوند. سنت ژانر چیزی است دیاز اخیراً بیشتر مورد علاقه قرار گرفته است – آخرین فیلم او ، Halt، یک فیلم علمی-تخیلی dystopian بود – اما همیشه به سبک منحصر به فرد او اختصاص داشت. این یکی با پایان دادن به احتمالاً ناراحت کننده ترین و دلهره آورترین تصویر در مورد خود را بصورت ترسناک محکم می کند دیازکل کار

دونگ (به کارگردانی جیا ژانگکه) – *** 1/2

گزارش جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو 2020
دونگ (2006) – منبع: جشنواره فیلم آسیایی سن دیگو

یک مستند خارق العاده در مورد تلفیق “هنر” و “کار”. جیا لیو شیادونگ ، هنرمند چینی را در دو فعالیت هنری دنبال می کند ، یکی با نقاشی های دیواری و پرتره از گروهی از کارگران ساخت و ساز در سد سه گور (که جیا بعداً به داخل برمی گردد هنوز زندگی) و در تایلند که از کارگران جنسی عکس و نقاشی می کشد. این نقاشی ها و تصاویر هنری از نظر نمایشی دقیق و نسبتاً امپرسیونیستی اما مستقیم هستند. جیابا این حال فیلمبردار از طریق کنار هم قرار دادن صحنه پردازی و گفتگوهای پشت صحنه پرتره با محصول نهایی ، دنیای هنر و دنیای افراد واقعی را متعادل می کند. در تضاد مبهم با ساختار بنیادی آمیت دوتارا ناینسوخ، جایی که فیلمساز به معنای واقعی کلمه سعی می کند از سبک نقاشی ها با دوربین خودش تقلید کند ، جیا بیشتر بر روی روش هایی که Xiaodong برای مقایسه بین حرفه و موضوعاتش مقایسه می کند ، متمرکز است.

شیائودونگ “واقعیت” کسانی را که به تصویر می کشد ذکر می کند. البته ، در واقعیات در روشهای بهره برداری از نیروی کار در سرمایه وجود دارد ، که چین ، حتی به عنوان یک کشور کمونیست در یک بازار مدرن ، نمی تواند از آن فرار کند ، اما آنچه Xiaodong ذکر می کند این است که چگونه در حالی که شغل شخصی خود غیرقابل لمس و خسته کننده است ، تأثیر مستقیم وجود دارد. او می گوید آنها “زنده” هستند. دارن آرونوفسکی زنان و مردان مقید به کار فروش بدن خود را در مقایسه کردند کشتی گیر، و اینجا نیز در دونگ، افراد پروکسی برای نیازهای جسمی مشتری هستند. کارگران ساختمانی عضلات و دست و پاهای خود را می فروشند و گاهی اوقات با توجه به فقدان هر گونه محافظت یا ایمنی در سایت ها زندگی می کنند و البته کارگران جنسی بدن خود را به طور کامل می فروشند. دونگ ، از نظر آوایی آخرین قسمت نام لیو شیاودونگ به معنای “شرق” است که می تواند به عنوان عنوان فیلم برای چندین چیز قابل توجه باشد که در قوی ترین موارد احتمالاً به این واقعیت اشاره دارد که زندگی در شرق چین و در قسمت شرقی جهان را به تصویر می کشد به طور کلی با رویکرد اصیل به مردم و هنر خود.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

راه حل: لاو دیاز در عصر همه گیر

برای کسانی که عمدتا با سینمای فیلیپین ناآشنا هستند ، درک ستون فقرات از این امر بسیار مهم است توقف که با آن آشنا می شوید لاو دیاز. دیاز یک فیلمساز 61 ساله اهل داتو پاگلاس است. او شاید بخاطر عزیزم حساس سال 2013 مشهور باشد نورت ، پایان تاریخ ، یا یك ساعت بیست ساعته تکامل یک خانواده فیلیپینی. دیاز با زمان اجرا (های) طولانی و تفسیر مناسب کار می کند که به نوعی قادر به ترکیب این تقاضای مربوط به تغییر اجتماعی است در حالی که هنوز از الگوهای روایی و فلسفی به عنوان بی انتها استفاده می کند جرم و مجازات.

از آنجا که زمان اجرای فوق – جدیدترین ویژگی وی در ساعت تقریباً چهار ساعت و نیم – به نظر می رسد که اغلب مردم را گم می کند ، مجبورم از شما بخواهم که اجازه دهید این استاد شما را با قطعه های طولانی خود احساس امنیت گسترده کند. . اغلب زیبایی های بی نظیر و کاملاً ناشناخته حومه فیلیپین را به عنوان یک موزه یا در برخی موارد شخصیت خاص خود ، دیاز این مسائل ذاتی سیاسی را در نظر می گیرد و آنها را به یک معضل انسان گرایانه تر بر خلاف یک گرفتاری چپ تبدیل می کند و با انجام این کار ، آن را جهانی تر می کند.

نگاهی به آغاز کار توقف

با لاو دیاز جدیدترین ویژگی او را درگیر بیماری ، فاشیسم و ​​فاجعه می کند. این برای گفتن نیست توقف به عنوان تصویر تاریک به عنوان چیزی است که بلا تار تولید خواهد کرد ، زیرا این افسانه فیلیپینی همیشه چشم انداز خوش بینانه و دور بیننده تری داشته است ، و برای همین ، من ایده های فلسفی او را بسیار فوری و جذاب تر می دانم. بازگشت به یک کلمه واحد که هنگام دیدن این هنرمند به ذهن می رسد “فوری” است.

راه حل: لاو دیاز در عصر همه گیر
منبع: انتخاب ARP

با آثاری مانند حماسه شخصیت او در سال 2016 زنی که سمت چپ زخمی شدن یک زن و چگونگی بازیابی هویت وی ، و اینکه چگونه این انتقال همه را تحت تأثیر قرار داد ، درست وقتی جنبش #MeToo درگیر شد. و در حالی که بسیاری از فیلمهای استودیویی و حتی سایر نویسندگان مستقل ، ممکن است دو تا سه سال پس از آن طول بکشد تا با چنین فضل و نقیحی موضوعی را حل کنند لاو دیاز می تواند در طی چند ماه چیزی عمیق و تأثیرگذار فیلمبرداری و پخش کند.

او این کار را با موفقیت در Arthouse انجام داد نورته ، پایان تاریخ همانطور که وی با اصلاح مسمومیت مردانه و شبه روشنفکری که در آن دوره شایع می شد ، دست کم در نگاه عموم مردم قرار گرفت ، و او این کار را چنان نرم و صاف و سریع انجام داد که فیلم همچنان با ادامه گفتگوها بسیار پراهمیت بود.

اینجا و الان: توقف

وقتی جامعه در زندگی واقعی ما پیچیده و تحریف می شود ، توقف اکنون مانند یک داستان نبوی احساس می شود. این بیماری از شیوع آنفولانزا استفاده می کند ، چیزی که می تواند طرح اصلی هر فیلم دیگر باشد ، به عنوان یک مرحله پرش. چی توقف احساس مهمترین عکس العمل است نه علت. این از زمان اجرای گسترده خود برای نشان دادن این موزائیک فاجعه استفاده می کند. دقیقاً مانند وقایع امروز ما را آزار می دهد ، مهمترین چیز این است که مردم چگونه واکنش نشان می دهند و در یک دنیای ایده آل ، همه ما با هم جمع می شویم و تصمیم می گیریم. متأسفانه ، ما در اتوپیایی نیستیم. توقف این معضل را در پیش گرفته و با طرح این سؤال ، لایه دیگری را اضافه می کند ، “اگر حتی ، رهبران جهان ما نیز کاملاً از حلقه خارج می شدند؟”

راه حل: لاو دیاز در عصر همه گیر
منبع: انتخاب ARP

این توانایی جسورانه در ایجاد این شرایط نیمه ملموس ، که فاقد ذهنیت ناعادلانه است ، بسیار جسورانه است ، به خصوص وقتی که با چنین روایتی بزرگ و گسترده روبرو هستید. من فکر می کنم دیاز طی 5 سال گذشته با حساسیت های سینمایی خود را از دست داده است ، و این یک نمونه کامل از آن است. به عنوان مثال ، در سال 2008 او یک اکتشاف هشت ساعته در زندگی روسپیان فیلیپینی را منتشر کرد و همه چیز در آن فیلم بسیار دقیق و مکانیکی احساس می شد ، اما با کارهایی مانند توقف و فلورنتینا هوبالدو ، CTE شما می توانید چرخ دنده های او را در حال چرخش ببینید زیرا او به بازیگران و چشم انداز اجازه می دهد تا او را از طریق این نقشه پیچیده اجتماعی راهنمایی کنند.

از نظر اجتماعی از چه چیزی قدردانی می کنم دیاز جدول را بیش از آنچه او سعی در تغییر یا آدرس دارد به جدول می آورد. به جای بیان بی نظیر در مورد چگونگی اصلاح این مسائل ، وی به ما معضلی را ارائه می دهد و به ما اجازه می دهد تا اجازه دهیم این مسئله در ذهن ما بدرخشد و مدام تغییر می کند که ما به عنوان یک مخاطب چگونه پیشرفت خواهیم کرد. این به خودی خود چیزی است که می سازد توقف یک تجربه منحصر به فرد و اساسی.

همچنین ببینید

حقیقت: شما نمی توانید به حافظه اعتماد کنید

فیلم را دیده اید؟ چی فکر کردی؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


سازمان دیده بان The Halt

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

هایدن ولچ

عید همه چیز سینما ، هایدن ولچ دانشجوی و نویسنده فیلم مستقر در ویسکانسین است. عشق او به Twin Peaks و Björk شاید تنها چیزی باشد که از فیلم برای او قدرتمندتر است!