آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع

همه ما با محصولات ویژه ایستاده حرکت کریسمس Rankin & Bass آشنا هستیم ، از جمله معروف ترین آنها ، رودلف گوزن شمالی بینی قرمز. و در حالی که پوشیدن آن و لذت بردن از داستان تعطیلات آب نبات در مورد یک گوزن شمالی که با دیگر افراد نادرست تیم می شود و برای گرفتن تأیید بابانوئل در یک یقه باند می بندد ، یک چیز است ، شناختن فیلم برای آنچه واقعاً است: یک بررسی عمیق و پیچیده از محرومیت از افراد LGBTQ +.

The Reindeer’s History

برنامه های کودک ، به ویژه ویژه برنامه های کریسمس Rankin & Bass ، فرعی برای فرعی نیست. آدم برفی یخ زده اکنون به عنوان استعاره ای از اجتناب ناپذیری آسیب زای تغییر اقلیم خوانده می شود ، سال بدون بابانوئل تمثیلی برای نیکسون دولت ، و Santa Claus Is Comin ’to Town سانتا را به عنوان یک چهره مسیحی دوباره تعریف می کند و تصور می کند که عیسی می توانست جلوی هولوکاست را بگیرد. (اما این مقاله به طور کامل مقاله دیگری است.) بنابراین تصور کردن آن یک جهش نظری چندان عظیم نیست رودلف به عنوان یک روایت عجیب و غریب کیشوتیک در مورد تلاش برای تعلق به جهانی که شما را نمی خواهد.

این شخصیت مدتها قبل از اولین پخش ویژه در سال 1964 متولد شد ؛ رودولف زندگی خود را به عنوان کتاب کودک در پاشنه رکود بزرگ آغاز کرد ، سپس شخصیت در یک ضربه دوباره متولد شد Gene Autry ترانه در سال 1949. سپس ، او DCEU را نقض کرد ، و در چندین عنوان کمیک DC در طول دهه 1950 حضور داشت که در آن گوزن های شمالی با یک پوزخند بزرگ لذت می برد. گونه های سرخ شده فرم انعطاف پذیر ، و مژه های بلند و زنانه ، از مقدار زیادی انرژی عجیب و غریب.

گرفتن که رودلف در عین حال ، مخفیانه یک روایت بیرون آمدن است ، و هر کریسمس را برای همه دور دور می کند سال ها در حال حاضر ، از جمله در نیویورکر در سال 2014 ، سپس در مجله نیویورک تایمز، کرکس، و اخیراً ، ملت. فیلمنامه نویس رومئو مولر احتمالاً برای ساختن اسلحه نبود شکست قطب شمال در اینجا ، اما صرف نظر از اهداف نویسنده ، رودلف همجنسگراست. مثل ، واقعاً ، واقعاً همجنسگرا و همینطور بیشتر دوستانش.

بازی های گوزن شمالی

داستان از رودلف بله ، اما جشن چه کسانی هستند؟ داستان با تولد رودولف آغاز می شود ، در آن زمان دونر ، هموفوب و پدر بد کلی ، بینی براق پسرش را می بیند و بلافاصله گریه می کند ، “چگونه می توانیم که ؟! “ بینی قرمز رودولف بلافاصله به نمادی از عدم انطباق او تبدیل می شود ، یعنی یک خارجی شدن ملکه درون. این علامت گویایی برای دیگران است که رودلف “یکی از آنها” نیست ، و تا زمانی که بینی رودلف آشکار نمی شود شروع همجنس گری است. دونر سعی می کند قبل از رسیدن سانتا ، آن را با گل بپوشاند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

سانتا یک دیک بزرگ است رودلف. همه Christmastown ، همانطور که در فیلم قطب شمال نامیده می شود ، در واقع فقط قلعه لوکس اوست که از برف بیرون می آید. گوزن های شمالی ، که به نظر می رسد تقریباً نیمی از جمعیت Christmastown را تشکیل می دهند ، به عنوان شهروندان درجه دو رفتار می شوند و هر زمان که سانتا به آنها نزدیک می شود ، یک ارباب خادم ناخوشایند وجود دارد. حضور الیگارچال سانتا به عنوان بهترین مقام مردسالار و دولت در این سرزمین ، می تواند به راحتی برای دولت آمریکا یا نیروهای سرمایه داری ایستادگی کند – شما واقعاً می توانید انتخاب خود را انجام دهید. هنگامی که او به رعیت سفر می کند و با رودلف ملاقات می کند ، او فقط جیب کوچک را به عنوان یک کارمند آینده در نظر می گیرد – “او روزی در تیم من خواهد بود” ، او را صدا می کند و رودولف را “یک شخص کوچک و محکم” می نامد.

اما با دیدن بینی قرمز درخشان ، سانتا آن را از دست می دهد و دونر با عجله به او کلماتی را می گوید که مطمئنم اکثر بچه های کر در محیط های بدون حمایت بارها بارها این حرف ها را شنیده اند: “من مطمئن هستم که او به محض بزرگ شدن متوقف می شود. ” بعد از رفتن پدر سرمایه داری ، دونر به پسرش می گوید ، “تو مثل دیگران یک جیب معمولی خواهی بود!”

پس از چند ماه تلاش دونر برای تربیت مجدد فرزند خود با درسهای جستجوی غذا و جنگ ، چند ماه بعد قطع شد. رودلف برای آموزش گوزن های شمالی به آنجا می رود و در آنجا با کلاریس ، دوبله ای که سیمپل می زند ، آشنا می شود سخت برای او ، و او وقتی او را ناز صدا می کند خوشحال می شود. به حدی که چشمانش باگ است و برای اولین بار بلند می شود. اما جلد رودلف هنوز دمیده نشده است. وقتی او دچار یک درگیری فیزیکی بازیگوشانه با گوزن شمالی گوزن شمالی گوزن شمالی می شود که از او دور می شود. همانطور که شاخ های شاخ را قفل می کنند ، رودلف به طور تصادفی اجازه می دهد تا درپوش بینی بلغزد ، و راز بزرگ همجنسگرایانه خود را به جهانیان نشان دهد. پس از تمام دوران کودکی در گنجه ، ملکه رودلف خارج است ، و او بی وقفه و به سختی مورد آزار و اذیت همسالان خود قرار می گیرد تا زمانی که در تاندرا عقب نشینی می کند.

هرمی کاملاً لود شده

در همین حال ، در یکی از جن های جن بی جنس در زیرزمین کاخ سانتا ، هرمی جن تصمیم می گیرد که دیگر نمی خواهد اسباب بازی بسازد ، و این یک سنت فرضیه ای دارد که الف ها فقط به ساخت اسباب بازی می پردازند. هرمی لبهایی قرمز و زنانه دارد و موهای بلوند کاملاً موج دار دارد ، در حالی که الف های دیگر همه به نظر می رسد مانند پارچه پوش و فشار آور هستند.

جوامع گوزن شمالی و وروجک ها به شدت ناهماهنگ هستند ، با آموزش گوزن های شمالی که نقش های جنسیتی را اعمال می کند و فشار اجتماعی فوق العاده ای روی جفت گیری ایجاد می شود. در جامعه جن ها ، جن بچه ها منحصراً از لباس صورتی و پسرها آبی استفاده می کنند. رقص وروجکها بر جفت شدن دختران و پسران تأکید می کند ، و بیشتر همنشینان هرمی وقت خود را صرف دور زدن زنان می کنند. تمام آنچه که ما از جامعه جن می بینیم ، واقعاً است. این و وزن خردکننده سرمایه داری است. رد هرمی از سبک زندگی سنتی جن ، بنابراین ، رد او از ناهمگونی را نیز در بر می گیرد.

هرمی همچنین چهره دونر همجنسگرا و غیر همدردی دارد. Head Elf ، نوعی سرکارگر در کارگاه ، به جاه طلبی های دندانپزشکی هرمی اهمیتی نمی دهد و در عوض با او به عنوان جفت دیگری از دستان اسباب بازی سازی در جهنم های بیرحمانه نیروی کار بی وقفه خط مونتاژ سانتا رفتار می کند. هرمی از زندگی در زیر پاشنه بوت سانتا ناراضی است و از پنجره کارگاه بیرون می آید و با دویدن قدرت به داخل جنگل می رود.

او رودولف را ملاقات می کند و در اولین جلسه رسمی جبهه آزادی خواهی کریستماستاون ، آنها در مورد چگونگی ایجاد جامعه متاسفانه با ذهنیت افراد عجیب و غریب آواز می خوانند. پس از حدود یک دقیقه شناختن رودلف ، هرمی نیز به پشت خود می پرد و او را مانند اسب سوار می کند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

آنها آواز “ما چند نفر از نارضایتی ها هستیم” را می خوانند و تصمیم می گیرند که بهتر است هنجارهای اجتماعی را انکار کنند و شانس خود را در بیابان بخرند تا اینکه با پارادایم نخبگان حاکم مطابقت داشته باشند. با کشیدن انگشت میانی به سمت دولت فاسد مطابق ، آنها با هم در پهنه برفی فرو می روند.

هرمی و رودولف منجر به ایجاد هدایت های جالب توجه می شوند زیرا انگیزه آنها زیاد است نه به هویت و جاه طلبی های آنها کاملا پی ببرند. رودلف با افتتاح یک عمل دندانپزشکی در وینیپگ به پایان نمی رسد. اگرچه آنها به جامعه ای که در آن بزرگ شده اند پشت کردند ، اما هر یک از آنها به خانه خود وابسته هستند و در قطب شمال سرگردان می شوند و ظاهراً هیچ برنامه ای برای توسعه زندگی خود ندارند ، صرفاً با وجود تأمین انرژی. می توانید بگویید که هر کدام قصد دارند به Christmastown برگردند در نهایت، البته با سوراخ كردن نوك سينه ، ناخن هاي نقاشي شده و كتاب هايي درباره ماركسيسم كه زير بغلشان جمع شده بود. بنابراین خدا را شکر که با یوکان کرنلیوس روبرو می شوند.

یوکان در حال سوختن است

یوكون كورنلیوس ، یكی از بهترین شخصیت هایی كه تاكنون برای تلویزیون خلق شده است ، با انرژی عظیم خرس در حال دریدن درزها است. او یک انسان بزرگ همجنس گرا است ، کسی آنقدر سرشار از مردانگی است که بیش از حد به عجیب و غریب تبدیل می شود. یوكون ، كوتاهی كمپی كه ما همیشه به آن احتیاج داشته ایم ، هنگام جستجوی نقره و طلا کلنگ خود را لیس می زند ، او تئاتری و مسخره است و عاشق آواز خواندن است. او در آنجا تنها با سگهای سورتمه خود بیرون است ، جایی که او ظاهرا فقط آهنگ هایی را درباره عجله طلا اختراع می کند و حیوانات خانگی خود را فریاد می زند. عامل اصلی حمله این است که یوکان یک فرد بد جستجو است – او هرگز هیچ نقره یا طلا پیدا نکرده است و همچنین نمی تواند سگ های خود را به له و له تبدیل کند.

حتی اگر بیش از حد مردانگی او به مهارت شغلی تبدیل نشود ، یوكون هنوز در قطب شمال شکوفا می شود ، فارغ از جامعه ای كه در غیر این صورت از محبوبیت او استقبال نمی كند. وقتی راوی می پرسد ، “پس نظر شما درباره دوست ما کورنلیوس چیست؟” توقف کردم. چی میکند راوی انتظار دارد که ما در مورد کورنلیوس توجه کنیم؟ موضع سلطه جویانه ، تابش خیره کننده ، یا آن بازوهای بزرگ و تنومند که به راحتی می توانند مردی را به گره گره بزنند و او را به هفت روش مختلف بکشند؟

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

رودولف و هرمی با معاشرت بعید و محکم خود ، سرانجام راضی هستند که به تنهایی و به دور از جامعه ای که مجبور به تظاهر به آن هستند ، از خود دور باشند و از هویت واقعی خود به نفع بازی های گوزن شمالی و هنجاربرداشتن اسباب بازی های غیرجنسی استفاده کنند. آنها سرانجام به جزیره اسباب بازی های نامناسب منتقل می شوند.

جزیره رانده شدگان کویر و شیر عیسی

برخی تفاسیر از رودلف جزیره اسباب بازی های نامناسب را که هیچ پایه ای در آهنگ کلاسیک ندارد ، به یک نماد شوم و ناخوشایند برای رودلف و شرکت تشبیه کرده اند – این نتیجه ترک جامعه و تلاش برای ساختن آن به تنهایی است. شبهای سرد بی پایان دور آتش سوزی جمع شده بود و از عشق بچه ها محروم بود. اما من فکر می کنم این نزدیکی به بهشت ​​است ، مستعمره ای بدون تعرض به همجنسگرایان و تبعیض بر اساس جنسیت و جنسیت ، مکانی که تازه واردان را به احساس خوشامدگویی و ابراز وجود تشویق می کند.

وقتی باند به جزیره می رسد ، توسط چارلی درون جعبه مورد استقبال قرار می گیرد که آواز می خواند: “یک جک صندوق منتظر است بچه ها فریاد بزنند. / بیدار شو! آیا نمی دانی زمان بیرون آمدن است؟ ” اسباب بازی های رد شده همه با افتخار جنسی خود را مانند نشان افتخار به نمایش می گذارند. همه در جزیره ، از تفنگ آب شلیک ژله گرفته تا گاوچران شترمرغ (نگه دارید hold بخصوص گاوچران شترمرغ سوار) بدون سر و صدا همجنسگرا است. باز هم ، نه فقط به این دلیل که چارلی ، گاوچران و فیل خال صورتی از خارجی ها استقبال می کنند و آن ها را در آغوش می کشند ، بلکه به دلیل “اشتباه” بودن ، آنها توسط همه چیزهایی که جامعه Christmastown معرفی نمی کند ، تعریف می شوند: گشودگی ، استقلال و آزادی جنسی.

اسباب بازی ها توسط Lion Jesus هدایت می شوند (اگرچه در فیلمنامه ، او King Moonracer نامیده می شود ، که بیشترین گه هایی است که من تاکنون شنیده ام). شیر عیسی صداپیشه همان سانتا را دارد (استن فرانسیس) تشویق ما برای دیدن این جزیره نه به عنوان یک دنیای اخلاقی جهنمی بلکه به عنوان یک شهر وارونه Christmastown ، مکانی که بیش از بهره برداری و تعصب بریتانیایی مبتنی بر مدارا است.

بسیاری از این دو برابر شدن جالب است که در اتفاق می افتد رودلف فرانسیس صدای سانتا و فویل او ، Moonracer را صدا می کند ، در حالی که صدای چارلی درون جعبه را صدا می کند آلفی اسکوپ، که همچنین Fireball را انجام می دهد ، جفتک جوانی که به طور تصادفی رودولف را در قطب شمال پشت سر می گذارد. اسکوپ همچنین صدای جن های مختلف را می گیرد. کارل باناس، Head Elf ، همچنین برای برخی دیگر از اسباب بازی های نامناسب نیز دو برابر می شود. دو برابر شدن یک واقعیت متناوب در جزیره ایجاد می کند. صدای عدم تحمل در کریستماون برای قهرمانان ما به دوستان عجیب تبدیل می شود.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

باند به قلعه Lion Jesus می رود. (در صورتی که تاکنون کل چیزهای همجنسگرایان را انتخاب نکرده باشید ، قلعه Moonracer در واقع یک دسته گل آلت تناسلی است که به سمت آسمان می رسد.) Moonracer آنها را به شب ماندن دعوت می کند ، در یک مهمانخانه صورتی رنگ که مجهز به پتوهای صورتی ، بالش ، و پرده ها

اما رودولف ، برای اهداف نقشه ، تصمیم می گیرد که نیاز به فرار از جزیره و رفتن به تنهایی دارد. این هنوز هم داستانی از دهه 60 است – باز هم ، رودلف تمایلی به ساختن آن به تنهایی و خود را ندارد. سرنوشت او به کریستماون گره خورده است ، و از آنجا که این هنوز هم یک ویژه ویژه محافظه کارانه کریسمس است ، قطعنامه داستان می طلبد که رودولف به محل آسیب دیدگی خود برگردد و خود را با جامعه سلطان هراسی سانتا دوست بدارد.

Bumbles جستن و همچنین نفرت مردم همجنسگرا

“رودلف تا آنجا که می توانست وجود داشت” ، راوی ما ، Burl Ives، به ما می گوید ، که مانند آن ، همان است. اما رودولف همچنین با یک تهدید شوم ، اژدها در پایان سفر قهرمان خود ، در تضاد است. آدم برفی نفرت انگیز همیشه در پشت کوه ها ، همیشه در جایی از بیابان ، در کمین است و او را شکار می کند.

اگر سانتا نشان دهنده قدرت مردسالار غالب بر ملت و خانواده دونر است ، پس آدم برفی نفرت انگیز مظهر تاریک ترین و هوموفوبیک ترین احساسات است که در پشت هر نیروی حاکم کمین کرده است. هوموفوبیای وحشتناک ، زشت ، پرانتز.

رودولف به کریستماون برمی گردد. او همه بزرگ شده است و به احتمال زیاد بر روی او تمیز کرده است جیمز بالدوین و تئوری فمینیسم و ​​کوئر. اما کسی وجود ندارد که بتواند آن را با او در میان بگذارد ، زیرا خانواده وی ، از جمله کلاریس ، همسایگان محله ، قطب شمال را ترک کرده اند تا او را جستجو کنند. نفرت انگیز آنها را گرفته است و رودولف برای نجات آنها به راه می افتد.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

صحنه ای رویایی که رودلف با آن نفرت انگیز روبرو می شود و KO’d را بدست می آورد مانند چیزی است که از آن دور است بیوولف. دوستانش به زودی حاضر می شوند و هرمی موفق می شود از Chechov’s Dobby Hobby برای از بین بردن جانور برفی استفاده کند. یوكون به ما می گوید آنها آنها را نمی كشند – بالاخره نمی توانند چون Bumbles پرش می كنند. هیولای همجنسگرای بی دندانی که از آنها باقی مانده است یک پیام قدرتمند ، هرچند غم انگیز است ، که می گوید اگرچه نمی توانیم همدستی را در قلب سیستم های قدرت خود ریشه کن کنیم ، اما می توانیم آنها را خنثی کنیم تا از نفوذ و تهدید آنها کاسته شود.

(همچنین این تصاویر جذاب غار واژینال با لانه Abominable وجود دارد که نماهای خارجی غار رودلف را در ابتدای فیلم منعکس می کند. با پیروزی در لانه هیولا ، رودلف و دوستان اساساً دوباره به عنوان قهرمان دوباره متولد می شوند.)

نتیجه گیری: جایی که رنگین کمان به پایان می رسد

رودلف مترقی نیست رودولف و هرمی هرگز سعی نمی کنند جامعه ای جدا از قطب شمال همجنسگرایانه را اختراع کنند و حتی “پایان خوش” اسباب بازی های نامناسب نیز وقتی در سیستم ارزش های سانتا ادغام می شوند و به بچه های دوست داشتنی اهدا می شوند. در کل ، این ویژه بینی به زنان نیز چرخانده می شود ، به ویژه هنگامی که خانم دونر (که نام او واقعاً همین است) و کلاریس به داخل برف می روند و بلافاصله توسط مفرحین اسیر می شوند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

در پایان روز ، رودلف ، هرمی و یوکان فقط مجاز به بازگشت به جامعه قطب شمال هستند زیرا مفید و قابل بهره برداری هستند. قوس شخصیت رودلف با راهنمایی سورتمه سانتا از طریق مه و اثبات رئیس و پدرش اینكه افراد كوئر می توانند به همان اندازه افراد صاف برای جامعه مفید باشند ، كه كاملاً ناخالص است.

بنابراین اخلاق این است که اگر شما متفاوت باشید ، بهتر است مفید باشید وگرنه جامعه شما را بیرون می اندازد – انحراف از هنجار مجازات می شود مگر اینکه قابل بهره برداری باشد ، شوخی می کند – این یک پیام خشن برای کودکان است خاص اما این جانسون-را آمریکا اینجا. رودلف ، هرمی ، کورنلیوس – خصوصیات آنها به دلیل ارزش آنها قابل تحمل است. هر لحظه که دیگر مفید واقع نشوند ، دوباره به سایه ها برده می شوند – کشمکشی که بسیاری از افراد LGBTQ + می دانند و اکنون با آن رابطه دارند.

در داخل رودلفتله های تینسلی ، گرچه یک رگ امید است. آهنگ “There’s Always Tomorrow” که کلاریس برای رودلف می خواند ، درباره موج تغییر است. به طور خاص ، این در مورد بحران هویت جنسی رودلف و اصرار دونر و سانتا است که خاصیت او چیزی است که او از آن رشد خواهد کرد. او آواز می خواند ، “همه ما وانمود می کنیم / رنگین کمان پایان دارد / و روزی دوست تو خواهی بود.” روزی فرا خواهد رسید که رودولف می تواند وانمود کند که شخصی نیست. رنگین کمان پایان ندارد. برای ویژه ای که همیشه پیام درستی درباره کوئین ندارد ، کاملاً دقیق است. از این گذشته ، همه ما نمی توانیم به قطب شمال فرار کنیم تا مانند شوک دزدگیرهای غیرقابل توقف ، استخراج طلا ، موی سینه مانند یوکان کورنلیوس تبدیل شویم.

شما چی فکر میکنید؟ در زیر ژانر فیلم های کریسمس کوئیر ، است رودلف بهتر از مثلا خوشبخت ترین فصل؟ در زیر نظر بدهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Queerly Ever بعد از شماره 41: از آغاز تا پایان (2009)

Queerly Ever After یک ستون دو ماهانه است که در آن نگاهی می اندازم به فیلم های LGBT + که به شخصیت هایشان یک زندگی عاشقانه خوشبختانه می دهند. اسپویلر وجود خواهد داشت. همچنین ، فراموش نکنید که Queerly Ever After Merch خود را در اینجا بخرید.

من در مورد اینکه آیا حتی باید آن را وارد کنم بسیار متناقض بوده ام از ابتدا تا انتها در این ستون ، من در نهایت تصمیم گرفتم آن را اضافه کنم زیرا در سایر جستجوها برای فیلم های LGBTQ + با خوشحالی همیشه وجود دارد. همانطور که گفته شد ، من در واقع این را خوشبختانه نمی دانم ، زوج اصلی این فیلم نباید در کنار هم باشند و حتی نمی گویم که به دلیل تابو بودن رابطه آنها ، هرچند که این یک عامل است. فیلم به نویسندگی و کارگردانی آلوزیو آبرانچ، رابطه عاشقانه و جنسی بین برادران ناتنی توما ()رافائل کاردوسو) و فرانسيسكو (ژائو گابریل واسکونسلوس)

این فیلم به دو قسمت تقسیم شده است ، چهل دقیقه اول فیلم به کودک بودن توماس و فرانسیسکو اختصاص دارد (با بازی گابریل کافمن و لوکاس کوتریم به ترتیب). آنها با مادر پزشک خود ژولیتا در یک خانه زیبا و بزرگ در برزیل زندگی می کنند (جولیا لمرتز) ، پدر توماس و شوهر دوم ژولیتا ، معمار الكساندر (فابیو آسونچائو) ، و رزا (لوئیز کاردوسو) ، که به نظر می رسد هم بهترین دوست ژولیتا است و هم پرستار بچه / خانه دار. این دو برادر بسیار نزدیک بزرگ می شوند. به دلایلی ، بزرگسالان در زندگی خود این باور را دارند که پسران خیلی نزدیک می شوند و ممکن است رابطه آنها جنسی شود. در حالی که بله ، سرانجام این اتفاق می افتد ، من اکنون خودم را مجبور کرده ام که دو بار این فیلم را بنشینم ، اولین باری که SO آن را با من تماشا کرد و هیچ یک از ما رفتارهای پسران نسبت به یکدیگر در کودکی را ناخوشایند نمی دید. آنها فقط مثل برادرانی که نزدیک بودند رفتار می کردند.

Queerly Ever بعد از شماره 41: از آغاز تا پایان (2009)
منبع: انتشار TLA

قسمت اول فیلم نسبت به قسمت دوم بهتر است زیرا قسمت دوم بعد از فوت مادرشان ، برادران را در بزرگسالی متمرکز می کند. راستش را بخواهید ، آنها شخصیت های خیلی جالبی نیستند و رابطه آنها افسانه ای نیست که این فیلمساز فکر کند. در اینجا می توانست یک فیلم واقعاً جالب وجود داشته باشد ، فیلمی درباره جولیتا و روابط فوق العاده نزدیک او با شوهر سابقش ، پدر فرانسویکو ، پدرو (ژان پیر نوهر) ، و اینکه چگونه او ، پدرو و الکساندر خیلی خوب با هم کنار می آیند. اوه ، و همچنین روزا و پدرو به نوعی یک چیز داشتند.

Queerly Ever بعد از شماره 41: از آغاز تا پایان (2009)
منبع: انتشار TLA

به هر حال ، پس از چهل دقیقه تماشای این دو پسر در كودكی ، و گفتن كه رابطه آنها شاید نامناسب به نظر می رسد (این باید از مواردی بود كه نشان می داد ، از آنچه من دیدم ، آنها هرگز رفتار عجیب و غریبی از خود نشان ندادند) ، ما به پانزده سال به آینده می پردازیم و به عواقب مرگ ژولیتا می پردازیم. پس از آن است که روابط برادران فصل جدیدی را آغاز می کند.

فروید چه می گوید؟

وقتی دبیرستان بودم ، کمی بچه مغرور بودم و دوست داشتم ببینم با توجه به مقاله هایی که نوشتم چقدر می توانم کنار بیایم. همانطور که به نظر می رسد ، من خیلی چیزها دور شدم و اغلب اوقات مقاله هایی را در مورد چگونگی گیر افتادن این یا آن شخصیت در یکی از مراحل روان جنسی جنسیتی فرویدی تحویل می دادم. اگر من هنوز آن بچه بودم ، می نوشتم که چگونه توما و فرانسیسکو در واقع عاشق یکدیگر نیستند ، اما به دلیل یک مجموعه حل نشده ادیپی که بعد از مرگ مادرشان خود را نشان می دهد ، در مرحله فالک گیر افتاده اند. حالا این چیزی نیست که می خواهم بنویسم ، اما نزدیک است. رابطه توما و فرانسیسکو از نظر جسمی صمیمی نمی شود تا اینکه درست بعد از مرگ مادرشان. علاوه بر این ، صحنه ای وجود دارد که هر دو در حال اقیانوس در حال گشت و گذار هستند و تصور کنید که ژولیتا با آنها در آنجا باشد و در کنار هم بازی کند. کاملاً واضح است که جذابیت آنها نسبت به یکدیگر از نوعی احساس سوگواری بی جا برای مادرشان ناشی می شود.

محبت برادرانه

حال ، در مورد چرایی ، صرف نظر از زاویه اینستست ، رابطه آنها یک رابطه ناسالم است. هر دو مرد از حسادت شدید رنج می برند. وقتی توماس در مورد جذابیت دیگران اظهار نظری می کند ، فرانسویکو بدخلق می شود ، وقتی فرانسسیکو به جای تماس ویدیویی با توما ، مهمانی می رود ، توما عصبانی می شود. این دو نفر تمام زندگی خود را با هم گذرانده اند و قادر به گذراندن وقت جدا نیستند. “عشق” آنها بیش از هر چیز دیگری وسواس است. تعداد دفعاتی که می خواستم سرشان فریاد بزنم تا هنگام تماشای این فیلم فقط به یک درمانگر مراجعه کنم بی شمار بود.

Queerly Ever بعد از شماره 41: از آغاز تا پایان (2009)
منبع: انتشار TLA

برای درگیری برای برادران / عاشقان جوان ، توماس ، شناگر ، برای تمرین برای بازیهای المپیک دعوت شده است. تنها مسئله ، او مجبور است سه سال در روسیه آموزش ببیند. همانطور که اشاره کردم ، این دو واقعاً هرگز زمانی را از هم نگذرانده اند که واقعاً عجیب به نظرم رسیده است. اینها جوانان طبقه بالای خانواده های تحصیل کرده هستند ، فرانسیسکو مانند مادرش پزشک می شود ، آیا من تصور می کنم که آنها با هم به دانشگاه رفته اند؟ زمانی که فرانسویکو در مدرسه پزشکی بود آنها به نوعی با هم بودند؟ توماس یک شناگر رقابتی است ، شک دارم آنها در همان دانشگاهها تحصیل کرده باشند. به هر حال ، رفتن توماس به روسیه معضل عاطفی بزرگی را برای این دو ایجاد می کند. سپس فرانسيكو براي ديدار از توماس در روسيه برطرف مي شود.

در نتیجه: از ابتدا تا انتها

این فیلم علاوه بر به تصویر کشیدن یک عاشقانه سمی و وسواسی ، واقعاً کسل کننده است. با حدود یک ساعت و چهل دقیقه ورود به سیستم ، توطئه یا درگیری کافی برای رانندگی آن وجود ندارد. من می دانم که من گفته ام که یک فیلم می تواند یک مطالعه آهسته سوزاندن شخصیت باشد و نیازی به توطئه ها یا درگیری های بزرگ نداشته باشد ، اما توما و فرانسیسکو فیلم جالبی نمی سازند. سوختگی آهسته درباره ژولیتا و دوستدارانش را به من بده ، حالا این فیلمی است که می بینم.

از ابتدا تا انتها به صورت نمایشی در 27 نوامبر 2009 در برزیل منتشر شد. برای سایر تاریخ های انتشار ، اینجا را ببینید.


از ابتدا تا انتها تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان از شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه Brandeis دریافت کرد. او عاشق این است که هرکسی را که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد ، تنظیم کند. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanester دنبال کنید

Queerly Ever After # 39: YOU & I (2014)

Queerly Ever After یک ستون دو ماهانه است که در آن نگاهی می اندازم به فیلم های LGBT + که به شخصیت هایشان یک زندگی عاشقانه خوشبختانه می دهند. اسپویلر وجود خواهد داشت. همچنین ، فراموش نکنید که Queerly Ever After Merch خود را در اینجا بخرید.

که در Nils Bökamp’s شما و من، جوناس (اریک کلوتز) ، یک عکاس بیست ساله آلمانی که اخیراً از دوست دخترش جولیا و بهترین دوستش فیلیپ جدا شده است (جورج تیلور) ، یک بیست و یک ساله همجنسگرا ، بریتانیایی ، یک سفر جاده ای تابستانی را از طریق اوکرمارک در آلمان آغاز می کند. این دو جوان مدتی دوست صمیمی بوده اند و در حالی که جوناس به ظاهر صاف است ، دوستی آنها با تنش جنسی و عاشقانه حل نشده ای پر شده است. در طول راه ، آنها بوليس ، اتومبیلران لهستانی را برمی دارند (میشال گرابوسکی) ، مرد جوانی که دو سال از آنها کوچکتر است و بیشتر از آنها با منطقه آشنا است.

Queerly Ever After # 39: YOU & I (2014)
منبع: Breaking Glass Pictures

جوناس از بوریس می خواهد که به همراه آنها برچسب گذاری کند و سایت ها را برای چند روز به آنها نشان دهد و سپس آنها او را در جایی که باید برود رها می کنند. در ابتدا ، فیلیپ از پیوستن بوریس به آنها ناراضی است. از این گذشته ، قرار بود این سفر برای او و جوناس باشد که مدتی است یکدیگر را ندیده اند. این همه وقتی تغییر می کند که بوریس ، که در ابتدا برخی از نگرش های همجنسگرایانه را به نمایش می گذارد ، متوجه می شود که به سمت فیلیپ کشیده شده است و هر دو شروع به قلاب کردن می کنند ، و جوناس را به عنوان یک چرخ سوم احساس می کند.

فقط دوستان؟

این فیلم با سوزش آهسته به بررسی اتفاقاتی می افتد که وقتی دو دوست مجبور می شوند با احساساتی که بیش از افلاطونی دارند روبرو شوند. این یک فیلم هنری اروپایی و هنری است ، بنابراین اگر سبک شما این نیست ، این فیلم برای شما مناسب نیست. من شخصاً از یک سوختگی آهسته خوب لذت می برم ، جایی که تمرکز بیشتر روی تنش در حال جوشیدن و آنچه گفته نمی شود بیش از نقاط اصلی است.

Queerly Ever After # 39: YOU & I (2014)
منبع: Breaking Glass Pictures

این سه بازیگر (فیلم شخصیت دیگری ندارد) در حمل فیلم کار بسیار خوبی انجام می دهند و فقط با هفتاد و نه دقیقه طول می کشد ، یک تماشای سریع است. در واقع احساس کردم که می توانست از ضرب و شتم دیگری استفاده کند ، خصوصاً در اواخر فیلم ، وقتی جوناس و فیلیپ متوجه شدند زمان آن فرا رسیده است که آنها از بوریس جدا شوند. آن صحنه خیلی ناگهانی است. من حدس می زنم که چرا چنین است باکامپ نمی تواند راهی طبیعی تر برای جدا کردن شخصیت ها پیدا کند.

اکنون که بوریس به فیلیپ پیوست ، این اولین تجربه او با مرد دیگری است ، شاید با هر کسی ، باکامپ راهی برای خروج او تصور نمی کرد بدون اینکه فیلیپ و جوناس به او بگویند که ترک کند. با این حال ، از آنجایی که بوریس یک اتومبیلران بود ، به وضوح در راه خود به جایی ، من فکر می کنم که این اجازه می داد که بوریس تصمیم بگیرد که خودش را ترک کند ، فهمید که او اکنون بیشتر در مورد خودش و جنسیت خود یاد گرفته است که همانطور که در سفرهای خود شروع می کند با خود حمل می کند.

در نتیجه گیری: شما و من

بزرگترین چنگ زدن به کنار ، من کاملاً از این فیلم لذت بردم. با توجه به کوتاه بودن آن ، در واقع می گویم ارزش تماشای دوم یا سوم را دارد. زیرمجموعه زیادی وجود دارد که شما در ساعت اول انتخاب نمی کنید که با تماشای مجدد بعدی مشخص می شود. تنش جنسی بین جوناس و فیلیپ از ابتدا قابل لمس است و جالب است که تماشا کنید جوناس با احساسی که نسبت به فیلیپ داشته اما هرگز نتوانسته است ابراز کند دست و پنجه نرم می کند. البته ، من همیشه طرفدار شخصیت های دو جنسیتی / جنسیتی / جنسی سیال هستم که به خوبی نوشته شده اند.

برای همه تاریخ های انتشار You & I ، اینجا را ببینید.

https://www.youtube.com/watch؟v=15XEgo_-XAw


شما و من را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان از شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه Brandeis دریافت کرد. او عاشق این است که هرکسی را که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد ، تنظیم کند. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanester دنبال کنید

Queerly Ever After # 38: THE FALLS TRILOGY (2012 ، 2013 ، 2016)

Queerly Ever After یک ستون دو ماهانه است که در آن نگاهی می اندازم به فیلمهای LGBT + که به شخصیتهایشان یک زندگی عاشقانه خوشبختانه می دهند. اسپویلر وجود خواهد داشت. همچنین ، فراموش نکنید که Queerly Ever After Merch خود را در اینجا بخرید.

ادامه با موضوع از آخرین ورودی من ، روزهای آخر، است جون گارسیا سقوط سه گانه (سقوط، سقوط: عهد عشق، و سقوط: میثاق لطف) ، در مورد دو مبلغ مورمون که عاشق یکدیگر می شوند. سه گانه آنها را از زمان زندگی مشترک خود به عنوان مبلغین ، از طریق بیست سالگی دنبال می کند و در نهایت با ازدواج آنها پایان می یابد.

قسمت اول

اولین فیلم Elder RJ Smith را به ما معرفی می کند (نیک فروچی) و بزرگتر کریس مریل (بنیامین فارمر) ، مردان جوان حدود بیست ساله که به عنوان همراه مأموریت در پورتلند جفت می شوند. هرچه این دو به هم نزدیکتر می شوند ، آنها عاشق یکدیگر می شوند و در نهایت ، شروع به رابطه جنسی می کنند. هرچه بیشتر عاشق شوند ، زمان کمتری را نیز صرف کارهای مأموریت خود می کنند. در عوض ، آنها روزهای خود را با یکدیگر می گذرانند و با رادنی معاشرت می کنند (برایان جی ساویل آلارد) یک جانباز مبتلا به PTSD که در ابتدا سعی در تبدیل او داشتند ، اما در عوض دوست شد. البته ، سرانجام راز آنها هنگامی کشف می شود که رهبر مأموریت آنها ، بزرگتر هریس (کوین آلان) با هم روی آنها در رختخواب راه می رویم.

Queerly Ever After # 38: THE FALLS TRILOGY (2012 ، 2013 ، 2016)
منبع: Breaking Glass Pictures

پس از گرفتار شدن ، مسیر آنها بسیار متفاوت می شود ، RJ برای مواجهه با حد نصاب به خانه فرستاده می شود ، در حالی که کریس ، که پدرش یک عضو کلیسای بسیار عالی است ، مجاز است که در مأموریت خود بماند تا زمانی که قول دهد دیگر با او ارتباطی نداشته باشد مردان. RJ متوجه می شود که نمی تواند به کمد برگردد و تصمیم می گیرد روابط خود را با کلیسا قطع کند ، اگرچه رسماً تکفیر نمی شود. یک قرابت جالب با Latter Days این است که والدین این فیلم افراد شرور نیستند. پدر RJ ، توماس (هارولد فیلیپس) ، در حالی که پردازش کمی طول می کشد ، اما در واقع از پسرش بسیار حمایت می کند. در واقع ، والدین RJ و خواهر کوچکترش هر اتفاقی در کنار او می ایستند ، حتی اگر این بدان معنا باشد که او دیگر از آیین آنها پیروی نمی کند. فیلم دوم ما را بیشتر با خانواده کریس و تربیت وی آشنا می کند ، که به اندازه RJ حمایت و حمایت نمی کند.

از بین این سه فیلم ، فیلم قطعاً ضعیف ترین فیلم از نظر ارزش تولید و از نظر بازیگری است. با فیلم دوم ، میکس صدا و فیلمبرداری بسیار بهتر می شود و به نظر می رسد بازیگران نیز بیشتر به کار خودشان می آیند. در حالی که فیلم سوم از نظر فنی بهترین است ، فیلم دوم در واقع جالب ترین است. یک انتخاب وجود دارد که فیلمساز بارها و بارها انجام داده است و من باید اشاره کنم که این مسئله مرا آزار داد. هر زمان صحنه ای وجود داشت که در آن یکی از شخصیت های اصلی با شخصیت دیگری صحبت می کرد ، که شخصیت اصلی فیلم نبود ، مانند زمانی که RJ و Chris کار مأموریت خود را انجام می دادند ، یا هر صحنه ای که RJ ، Chris یا Thomas با شورای کلیسا صحبت می کردند اعضا ، دوربین هرگز شخصی را که با او صحبت می کنند نشان نمی دهد. شما فقط صدای آنها را می شنوید

قسمت دوم

همانطور که اشاره کردم ، فیلم دوم ، سقوط: عهد عشق، بیشتر به زندگی کریس می پردازد. ما می فهمیم که پس از حوادث در پورتلند ، در نزد پدرش نوح (بروس جنینگز) با اصرار ، کریس به نوعی برنامه تبدیل درمانی وارد شد ، آن را به پایان رساند و زندگی خود را وقف یک مورمون خوب کرد. حالا ، پنج سال پس از رابطه با RJ ، او با زنی به نام امیلی آشنا شد (هانا پابرهنه) ، با او ازدواج کرد و سپس این دو صاحب یک دختر شدند. از طرف دیگر RJ به سیاتل نقل مکان کرد ، دیگر یک مورمون تمرینی نیست و با دوست پسرش پاول زندگی می کند (توماس استروپل) RJ و کریس از زمانی که دو سال قبل از سفر یک سفر جاده ای به سراسر کشور گذشته بودند ، یکدیگر را ندیده و با آنها صحبت نکرده اند. مطمئناً وقتی خبر دریافت دوستشان رادنی درگذشت و هر دو به مراسم خاکسپاری دعوت می شوند همه تغییر می کند.

Queerly Ever After # 38: THE FALLS TRILOGY (2012 ، 2013 ، 2016)
منبع: Breaking Glass Pictures

دیدن مجدد یکدیگر احساسات قدیمی را تحریک می کند که هرگز بسته نمی شوند ، بنابراین RJ تصمیم می گیرد سفری به یوتا داشته باشد ، گویا برای چیزی در مورد مجله ای که در آن کار می کند بنویسد ، اما واقعاً برای اینکه دوباره بتواند کریس را ببیند و سرانجام تعطیل شود. البته ، آنها به جای بسته شدن ، دوباره با یکدیگر در رختخواب می افتند. بعد از اینکه امیلی همسر کریس دید که هر دوی آنها بوسه می زنند ، متوجه می شود که دیگر نمی تواند اینگونه زندگی کند. او والدین ، ​​برادر و خواهر خود را به خانه خود و همچنین آر جی دعوت می کند تا اعلام کند که او و امیلی طلاق می گیرند و او عاشق RJ است. همانطور که انتظار می رفت ، نوح ، که معتقد بود این قسمت از زندگی پسرش “پشت سر او” است ، از این پیشرفت خیلی راضی نیست ، اما مادر دبی کریس (مرسدس رز) در اطراف می آید.

قسمت سوم

و در آخر ، آخرین فیلم در این سه گانه وجود دارد ، سقوط: میثاق لطف. یک سال بعد از وقایع وصیت نامه عشق، RJ نویسنده موفقی است که در پورتلند زندگی می کند ، در حالی که کریس هنوز با دخترش در سالت لیک سیتی زندگی می کند و به دانشکده های حقوق مراجعه می کند. گرچه کریس دیگر در کمد لباس نیست ، کریس هنوز عضو فعال کلیسا است ، در حالی که RJ چنین نیست. این دو از اواخر فیلم قبلی به حالت کاملاً خاموش و دوباره نگه داشته شده اند. در حالی که هر دو یکدیگر را دوست دارند ، اما نتوانسته اند نظرات ضد و نقیض خود را در مورد ایمان و فاصله واقعی بین آنها سازگار کنند. در حالی که RJ از بسیاری جهات دلتنگ کلیسا است ، اما نمی تواند ببیند که چگونه مردانی مانند او و کریس در آن جایی دارند ، به ویژه هنگامی که اعلام می شود فرزندان زوج های همجنسگرا مورمون در کلیسا تعمید نمی گیرند.

Queerly Ever After # 38: THE FALLS TRILOGY (2012 ، 2013 ، 2016)
منبع: Breaking Glass Pictures

و سپس مرگ دوباره آغاز می شود. این بار ، مادر کریس می میرد. RJ به همراه پدرش توماس برای شرکت در مراسم خاکسپاری وی و ادای احترام به سمت سالت لیک پرواز کردند. پس از آن است که سرانجام نوه ، پدر کریس ، درک می کند که کریس و آر جی چقدر یکدیگر را دوست دارند ، اما او نمی تواند درک کند که چرا ، با وجود احساساتی که نسبت به یکدیگر دارند ، آنها رسما با هم نیستند. او تصمیم می گیرد ، به عنوان یک عضو عالی رتبه کلیسا ، سعی کند موضع کلیسا را ​​در مورد تعمید فرزندان زوج های همجنسگرای تغییر دهد. در حالی که در نهایت او در تغییر موضع کلیسا شکست می خورد ، اما به کریس می گوید که صرف نظر از این موضوع ، او را حمایت خواهد کرد. سرانجام ، کریس و آر. جی می توانند مارکی از مورمونیسم را که برای آنها مفید است کشف کنند و آر. جی دوباره به سالت لیک سیتی نقل مکان می کند.

در نتیجه گیری: سه گانه سقوط

سه گانه سقوط یک مجموعه فیلم جالب برای تماشای آن است. در حالی که ساخت فیلم فنی با پیشرفت فیلم ها بهتر می شود ، فیلم دوم جالب ترین و خوش ساخت ترین داستان داستانی است. سوم در واقع ضعیف ترین داستان را احساس می کند. در طول 2 ساعت ، به نوعی نتیجه گیری نهایی خود را نشان می دهد. متأسفانه ، پس از دو فیلم اول ، درگیری فیلم سوم هرگز به این خوبی احساس نمی شود و به همان اندازه احساس فوریت وجود ندارد. احتمالاً ویرایش برخی از وزن های فیلم سوم احتمالاً آن را تقویت کرده است.

Falls در سال 2012 اکران شد و دنباله های زیر در سال 2013 و 2016 اکران می شوند.

https://www.youtube.com/watch؟v=qcjXgAcplu4

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Queerly Ever After # 37: LATTER DAYS (2003)

Queerly Ever After یک ستون دو ماهانه است که در آن نگاهی می اندازم به فیلمهای LGBT + که به شخصیتهایشان یک زندگی عاشقانه خوشبختانه می دهند. اسپویلر وجود خواهد داشت. همچنین ، فراموش نکنید که Queerly Ever After Merch خود را در اینجا بخرید.

همچنین مهم است که من در این مقاله هشدار محتوا را برای اقدام به خودکشی قرار دهم.

در این درام عاشقانه ، مسیحی (وس رمزی) یک مرد جوان همجنس گرا ، با دوستانش جولی شرط بندی می کند (ربکا جانسون) ، اندرو (خری پایتون) ، و Traci (امبر بنسون) که می تواند یکی از چهار مبلغ مورمون را که تازه به مجموعه آپارتمان او نقل مکان کرده اند اغوا کند. وی به عنوان اثبات اغوای موفقیت آمیز خود ، قول می دهد لباس زیر مخصوص فتح مورمون خود را بازگرداند.

Queerly Ever After # 37: LATTER DAYS (2003)
منبع: انتشار TLA

البته ، مانند دیگر فیلم های این دوران که حول یک شخصیت می چرخند و شرط می بندد که او می تواند شخصیت دیگری را جلب کند ، کریستین در نهایت عاشق هدف خود ، پیر آرون دیویس می شود (استیو Sandvoss) ، که سالها راز جنسیت خود را نگه داشته است. نویسنده / کارگردان فیلم سی جی کاکس، برخی از بزرگسالی جوان خود را به عنوان مبلغ مورمون سپری کرد ، قبل از اینکه از کمد لباس بیرون بیاید و سبک زندگی پلیبوی را در غرب هالیوود داشته باشد.

دین و جنسیت

تمرکز اصلی این فیلم البته موضع گیری منفی کلیسای مورمون در مورد همجنس گرایی است. آرون زندگی خود را در مخفی کردن گنجه سپری کرده است زیرا می داند که بیرون آمدن می تواند وی را از کلیسا تکفیر کرده و توسط خانواده اش رد شود. چیزی که این فیلم همیشه در آن برتری نداشت ، به درستی مرز بین کمدی و درام بود. رابطه ای که با یک شرط بندی آغاز شده از نظر اخلاقی از نظر ذاتی اشتباه است ، این لایه اضافی را به وجود بیاورید که مریض مسیحی در واقع می تواند عواقب سنگینی برای او به همراه داشته باشد ، و این لحن شیطانی تری به آن می بخشد. بله ، این خوب و خوب است که مسیحی در واقع به هارون افتاده است ، اما او هرگز واقعاً مجبور نیست با نتیجه اقدامات خود روبرو شود. این باعث تعجب من می شود ، آیا شرط بندی حتی یک نکته ضروری بود؟ هارون قبلاً می دانست که او همجنسگراست ، این فیلم به راحتی می توانست به دو مرد اجازه دهد بدون تدبیر داستان ، عاشق ارگانیک شوند. از این گذشته ، آنها همسایه هایی بودند که مدام به یکدیگر می دویدند و به یکدیگر نزدیکتر می شدند. خیلی اوقات ، به نظر می رسد که فیلم خود شرط بندی را فراموش کرده است.

همانطور که اشاره کردم ، کریستین واقعاً هرگز با عواقبی روبرو نمی شود ، اما آرون قطعاً چنین می کند. بعد از اینکه این دو توسط هم مبلغین خود بوسیدند (جوزف گوردون-لویت، راب مک الهنی، و دیو پاور) هارون با شرم به خانه فرستاده می شود. در این مرحله است که فیلم از قلمرو کمدی خارج می شود و کاملاً وارد درام می شود. هارون که اکنون یک مریض است ، در خانه افسرده می شود.

Queerly Ever After # 37: LATTER DAYS (2003)
منبع: انتشار TLA

مادرش ، گلادیس (مکان مری کی) ، به سختی می تواند به او نگاه کند و از تماس تلفنی وی با تماس کریستین و پدرش ، فارون امتناع می ورزد (جیم اورتلیب) ، یک عضو عالی رتبه کلیسا ، حتی تحمل حضور در یک اتاق با او را ندارد. به بیان خلاصه ، پدر و مادرش آدم های افتضاحی هستند. هارون پس از یک بحث و جدال به خصوص با مادرش ، تصمیم می گیرد که به اندازه کافی سیر شده و تیغ صاف را به مچ خود می کشد. پدر و مادرش پس از اقدام به خودکشی ناموفق ، او را به نوعی کلینیک توانبخشی / درمانگاه تبدیل که در آنجا مجبور به حمام یخ و انجام کارهای سنگین می شود ، می فرستند. البته ، او سرانجام فرار می کند و با کریستین پیوند می یابد.

هالیوود غربی

چیزی که من از این فیلم قدردانی کردم این است که هر دو مسیحی و هارون در خارج از دوران عاشقانه جوان خود زندگی کرده اند. هر كدام دوستان و اهداف خاص خود را داشتند. کریستین ، همانطور که در پاراگراف ابتدایی ذکر شد ، در این فیلم سه دوست صمیمی دارد: جولی ، یک خواننده مشتاق که هم اتاقی او نیز هست ، اندرو و تراسی. هر چهار آنها همکار یک رستوران متعلق به لیلا حامی هستند (ژاکلین بیست) این شخصیت ها ، به کاکساعتبار هر کس با شخصیت های شخصی خود به خوبی تهیه شده است. جولی یک خواننده / ترانه سرا مصمم است که سخت تلاش می کند تا یک قرارداد ضبط کند ، که در نهایت در آن موفق می شود ، تراچی بازیگر پیوند نیویورک و مشتاق است ، که از LA متنفر است ، اما او همچنین از NYC متنفر است و اندرو یک همجنسگرای مثبت HIV مردی که در اوقات فراغت خود یک وعده غذایی برای افراد مبتلا به ایدز اجرا می کند. در طرف دیگر ، مبلغان همکار هارون چندان سرحال نیستند. در حقیقت ، تنها دیگری که واقعاً به او شخصیت داده می شود ، است گوردون-لویتبزرگتر ریدر ، که یک احمق متکبر و تند سر است.

در نتیجه گیری: روزهای آخر

این فیلم همیشه نمی داند که می خواهد یک درام باشد یا یک کمدی ، اما در واقع هر دو بودن موفق نیست. همچنین ، در یک ساعت و 47 دقیقه ، اغلب بیشتر از آن احساس می شود ، گویی فیلم با وجود اینکه در واقع داستان کاملاً کاملی دارد ، طرح کافی برای ادامه زندگی را ندارد. این فیلم بدی نیست ، اما همچنین عالی نیست. اگر نسبت به فیلم های اولیه مانند این نوستالژیک احساس می کنید او فقط همین است، پس این برای شماست.

Latter Days در 30 ژانویه 2004 در ایالات متحده آمریکا به نمایش درآمد. برای سایر تاریخ های انتشار ، اینجا را ببینید.


روزهای آخر را تماشا کنید

https://www.youtube.com/watch؟v=ZuQe-6Za_K8

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان از شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه Brandeis دریافت کرد. او عاشق این است که هرکسی را که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد ، تنظیم کند. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanester دنبال کنید

Queerly Ever After # 36: THE PERFECT WEDDING (2012)

Queerly Ever After یک ستون دو ماهانه است که در آن نگاهی می اندازم به فیلم های LGBT + که به شخصیت های آنها یک زندگی عاشقانه خوشبختانه تبدیل شده اند. اسپویلر وجود خواهد داشت. همچنین ، فراموش نکنید که Queerly Ever After Merch خود را در اینجا بخرید.

عروسی کامل چیزی است که اگر هالارمک تصمیم به ساخت یک فیلم کریسمس همجنسگرایانه می گرفت ، بدست خواهید آورد و هیچ مشکلی در این امر وجود ندارد. این یک تکه نان سفید شیرین و غیر مجاز است. این فیلمی نیست که مدت ها بعد از تماشای آن به آن فکر کنید ، اما اگر به دنبال نوعی کرایه تعطیلات عاشقانه هستید که سالانه توسط Hallmark ، Lifetime و اکنون Netflix خنثی می شود ، اما با لیدهای همجنسگرایان ، این فیلم تماشایی است

Queerly Ever After # 36: THE PERFECT WEDDING (2012)
منبع: Wolfe Release

همانطور که حدس زده اید ، فیلم در زمان کریسمس تنظیم شده است ، فیلم Paul Fowler را دنبال می کند (ریکو آراگون) ، یک الکل در حال بهبودی کاملاً خوش تیپ و زیبا که از زمان بهبودی با پدر و مادرش زندگی می کند و زندگی خود را در طی سال گذشته با هم خرد می کند و تغییر می کند. این کریسمس قول می دهد کمی متفاوت از حد معمول باشد زیرا خواهرش آلانا (Apolonia Davalos) نامزد است و می خواهد از این آخر هفته تعطیلات برای برنامه ریزی عروسی خود استفاده کند. برای این کار ، او دو بهترین دوست خود ، ویکی ()آنی کرینز) ، و روی (راجر استوارت)

روی همچنین اتفاقاً دوست پسر سابق پل است که پل با مستی او را فریب داد. از زمان جدایی این دو نفر دیگر را ندیده اند و با او صحبت نکرده اند و روی یکی از دیدن سابقش عصبی است. بنابراین ، او کاری را انجام می دهد که مردم در فیلم ها اغلب انجام می دهند ، او دوست خود گاوین را قانع می کند (جیسون تی گافنی، که فیلمنامه را به همراه والدینش نوشت اد گافنی و سوزان بروكمن،) برای برچسب زدن و تظاهر به دوست پسرش بودن. جرقه ها بلافاصله شروع به پرواز بین پاول و گاوین می کنند ، اما پل نمی داند که رابطه بین روی و گاوین یک کار فریبنده است و معتقد است که او دوباره به راههای قدیمی خود رجوع می کند.

برنامه ریزی عروسی سخت است

البته ، درام خانوادگی نیز در جریان است. آلانا و نامزدش ، کرک (برندان گریفین) ، چیزی بیش از برگزاری یک عروسی کوچک در ساحل نمی خواهید. با این حال ، پدر آلانا ، ریچارد (مرحوم جیمز ربهورن) ، از آلزایمر رنج می برد ، بنابراین آلانا به مادرش ، مریل اجازه می دهد (کریستین ساترلند) ، برای ربودن برنامه عروسی به نفع یک مهمانی بزرگ و اسراف.

Queerly Ever After # 36: THE PERFECT WEDDING (2012)
منبع: Wolfe Release

پل می داند که این چیزی نیست که خواهرش می خواهد ، اما احساس نمی کند که می تواند در این باره به مادرشان چیزی بگوید. بنابراین ، پل ویکی ، روی ، گاوین ، کرک و دوستش / حامی مالی AA را ثبت نام می کند (سال رندینو) تا به او کمک کند تا مخفیانه عروسی کوچک و عالی را برای آلانا درست در حیاط خانه آنها ترتیب دهد. مریل متوجه می شود که دخترش واقعاً این را می خواهد و آنها آخر هفته تعطیلات عروسی را در آنجا برگزار می کنند.

در نتیجه گیری: عروسی کامل

این واقعاً همه چیزهایی است که در آن وجود دارد. بعد از اینکه پل سرانجام فهمید که گاوین و روی در واقع زن و شوهر نیستند ، البته این اتفاق پس از بوسیدن گاوین بر روی پل رخ می دهد و پاول احساس گناه می کند ، این دو رسما با هم جمع می شوند. فیلم با یک عروسی بزرگ و شاد برای پل و گاوین به پایان می رسد. بنابراین ، هنگامی که فصل تعطیلات به اطراف می چرخد ​​و شما بدنبال آن کرایه سبک و کرکی Hallmark هستید ، بدون هتروانرژی بودن ، این را تماشا کنید.

The Perfect Wedding در سال 2013 در VOD منتشر شد.


عروسی کامل را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان از شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه Brandeis دریافت کرد. او دوست دارد هر کسی را که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد ، تنظیم کند. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanester دنبال کنید

Queerly Ever After # 35: SAY YES (2018)

Queerly Ever After یک ستون دو ماهانه است که در آن نگاهی می اندازم به فیلم های LGBT + که به شخصیت هایشان یک زندگی عاشقانه خوشبختانه می دهند. اسپویلر وجود خواهد داشت. همچنین ، فراموش نکنید که Queerly Ever After Merch خود را در اینجا بخرید.

که در بگو آره، یک زن ، لیلی (لیا مک کندریک) ، در حال مرگ از سرطان تصمیم می گیرد که همسرش Beau را می خواهد (پاتریک زلر) و برادر دوقلو کادن (مت پاسکوا) تا بعد از مرگ او دور هم جمع شویم. بله ، این واقعاً پیش فرض این فیلم است. در حالی که من در واقع فکر می کنم یک فیلم واقعا جالب می توانست در اینجا ساخته شود ، اما این چیزی نیست که ما با آن به پایان رسیدیم. ایده اینکه این دو مرد کنار هم قرار بگیرند و پس از مرگ لیلی با یکدیگر عشق پیدا کنند یک ایده عالی بود ، اما مانند زود برگشت، فیلم دیگری در مورد دو مرد که قبلاً خود را پس از فاجعه های شخصی پیدا کردن عشق با یکدیگر می دانستند ، بگو آره با اضافه شدن یک نیروی بیرونی غیر ضروری با مشکل روبرو می شود. در شرایطی که بگو آره، آن نیروی خارجی همسر در حال مرگ است ، لیلی ، در زود برگشت این شبح یکی از دو همسر منجر شده است.

همسر همیشه حاضر

یکی از بزرگترین مسائل با بگو آره، این است که ساعت اول فیلم منحصراً به تماشای مرگ لیلی اختصاص دارد. وقتی مخاطب وارد این فیلم می شود ، ما می دانیم که او به شدت مریض است ، او را با عقب و جلو با Beu جایی که اعلام می کند در حال مرگ است تماشا می کند و او به او می گوید دیگر این حرف را نگذارد ، خیلی زود خسته کننده می شود. همچنین از نظر روایت چیزی را به دست نمی آورد. من واقعاً فکر می کنم اگر لیلی یا هنگام شروع فیلم مرده بود یا اینکه از اولین بازی فیلم عبور می کرد ، فیلم بسیار قویتر بود. از این طریق ، بقیه فیلم می توانست واقعاً کشف کند که چگونه شوهر و برادرش در غم مشترک به هم می خورند و سپس ما می توانیم ببینیم که آنها نه تنها به این مسئله بلکه ماهیت سیال جنسی آنها دست و پنجه نرم می کنند. اینکه لیلی یکی از آنها باشد که آنها را مجبور می کند بعد از مرگشان دور هم جمع شوند ، به آنها فرصتی نمی دهد که به طور طبیعی دور هم جمع شوند.

Queerly Ever After # 35: SAY YES (2018)
منبع: Text Engine Productions

افرادی که پس از پیوند خوردن بر اثر آسیب دیدگی مشترک عاشق می شوند ، اصلاً غیر معمول نیست. حتی موارد زیادی وجود دارد که زنان بیوه و بیوه به خواهر یا برادر همسر متوفی خود ختم می شوند. کشف این موضوع از طریق لنز دو مرد فرض صاف که به جان هم افتاده اند و کشف دو یا همه جنسیت خودشان ، یک مفهوم واقعاً جالب است. این فیلمی است که می خواستم اینجا ببینم. تماشای لیلی که ناخوشایند تلاش می کند این دو مرد را به هم فشار دهد ، در حالی که بیشتر اوقات Beau مقاومت می کرد ، یک انتخاب فوق العاده عجیب و غریب بود که نتیجه ای نداشت.

زندگی خارجی ندارد

نکته دیگری که باید به آن توجه شود این است که هیچ یک از شخصیت ها واقعاً زندگی بیرونی ندارند. تقریباً اکشن اکشن فیلم در داخل خانه Beau و Lily’s می گذرد. گذشته از دو دیدار والدین لیلی و کادن و دو صحنه با یک دوست دختر سابق کادن ، هیچ یک از این شخصیت ها دوستی ندارند. اگرچه این فیلم با تصاویر ویدئویی خانگی از خواستگاری Beau به لیلی در حالی که در محاصره گروهی از دوستان کاملاً مردانه قرار دارد باز می شود ، ما دیگر هرگز با هیچ یک از این دوستان ملاقات نمی کنیم. آنها حتی برای لیلی مراسم خاکسپاری ندارند.

Queerly Ever After # 35: SAY YES (2018)
منبع: Text Engine Productions

چندین مورد وجود دارد که لیلی دوستان زیادی دارد ، پس آنها کجا هستند؟ آیا او فقط دوستانی دارد که مرد هستند؟ آیا این افراد در صحنه افتتاحیه تنها موارد اضافی بودند که نویسنده / کارگردان فیلم ، استوارت وید، می تواند دریافت کند؟ کمبود شخصیت های دیگر اگرچه احتمالاً به دلایل مالی انجام شده اما سایه بسیار عجیبی را بر کل فیلم می افکند.

در نتیجه: بگو آره

آنچه که می توانست یک فیلم جالب باشد ، با دسیسه های سنگین داستان و همچنین دو اقدام اول پیچیده مانع می شود. با اجازه ندادن به طور طبیعی Beau و Caden با هم جمع شوند ، اما با مجبور کردن آنها با دستکاری لیلی ، فیلم داستان عاشقانه ای را که امیدوار است برجسته کند ، رقم می زند.

Say Yes در تاریخ 2 مه 2019 از طریق DVD منتشر شد. برای سایر تاریخ های انتشار ، اینجا را ببینید.

https://www.youtube.com/watch؟v=JbMRm2meq0E


تماشا کنید بگویید بله

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان از شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه Brandeis دریافت کرد. او دوست دارد هر کسی را که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد ، تنظیم کند. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanester دنبال کنید

Queerly Ever After # 34: MAMBO ITALIANO (2003)

Queerly Ever After یک ستون دو ماهانه است که در آن نگاهی می اندازم به فیلمهای LGBT + که به شخصیتهایشان یک زندگی عاشقانه خوشبختانه می دهند. اسپویلر وجود خواهد داشت.

من قصد دارم مقدمه نقد و بررسی خود را در مورد کمدی گسترده فرهنگ برخورد ارائه کنم مامبو ایتالیانو با گفتن اینکه من یهودی و ایتالیایی هستم ، و بله ، شام با خانواده ام یک کمدی گسترده است ، اما یک خط خوب وجود دارد که باید هنگام ایجاد یک کمدی گسترده پا به پا کرد مبادا شما زیاد به کاریکاتور بپردازید. مامبو ایتالیانو متأسفانه ، اغلب اوقات در آن اتفاق می افتد.

در آنجلو باربرینی 27 ساله (لوک کربی، که طرفداران ممکن است لنی بروس را در آنها بشناسند خانم مایزل شگفت انگیز) ، احساس خفگی توسط والدین مهاجر ایتالیایی متکبر خود می کند. بنابراین ، مورد ناراحتی آنها قرار گرفت ، او از خانه خود در محله Montreal’s Little Italy خارج شد و آپارتمان خود را بدست آورد. پدر و مادرش جینو (پل سوروینو) و ماریا (جینت رنو) نمی تواند بیشتر ناراحت شود ، پس دوباره ، فقط در مورد همه چیز آنها را ناراحت می کند. وقتی همکلاسی و دوست سابق آنجلو ، نینو (پیتر میلر) ، که اکنون پلیس است ، با او زندگی می کند ، ترس والدینش کمی تسکین می یابد ، اگرچه آنها هنوز نمی فهمند که چرا نینو هم اتاقی بهتر از آنها است. خوب ، همانطور که به نظر می رسد ، نینو ، مانند آنجلو ، یک مرد همجنس گرا است و آنها فقط هم اتاقی نیستند ، بلکه دوست پسر هستند. اگرچه آنها برای ادامه کار خود ، آنها در یک آپارتمان دو خوابه زندگی می کنند. قبل از ادامه کار ، باید بگویم که لهجه های “ایتالیایی” در این فیلم همه جا هستند.

شلوغ در کمد

همانطور که رابطه آنها مخفیانه ادامه دارد ، آنجلو احساس تمایل بیشتری به بیرون آمدن می کند. نینو ، بیش از این خوشحال است که ادعا کند که آنها فقط هم اتاقی هستند. و جدا از خواهر آنجلو آنا (کلودیا فری) ، که یک بار در حال اتصال به آنها بود ، هیچ کس دیگری نمی داند. بار این راز همچنان بر دوش آنجلو سنگین می شود و سرانجام ، او نزد والدینش اعتراف می کند که نینو دوست پسرش است و همجنسگراست. والدین او نیز همین مسئله را قبول می کنند … به هیچ وجه خوب نمی دانند. آنها شروع به دور انداختن سرزنش می کنند. این تقصیر کیست؟ بلا ، بلا ، بلا. ما قبلاً این صحنه را یک میلیون بار دیده ایم ، فقط تصور کنید که توسط شخصیت های لونی تونز بازی شده است.

Queerly Ever After # 34: MAMBO ITALIANO (2003)
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

اما هیچكدام از اینها با آنچه كه به مادر نینو ، لینا ، می گویند ،مری والش) لینا ، با جینو و ماریا طرحی ارائه می دهد. پسران برای شام در خانه باربرینی حاضر می شوند ، امید لینا این است که او بتواند نینو را راضی کند که عاشق خواهر آنجلو ، آنا شود ، و او از زنی به نام پینا دعوت کرده است (سوفی لوراین) برای آنجلو. تنها چیزی که در مورد پینا وجود داشت ، او و نینو در واقع اخیراً در یک بار دیدار کردند و رابطه جنسی برقرار کردند. همه اینها وقتی به ذهن خطور می کند که پینا به همه اعلام می کند که او و نینو “عشق ورزیده اند” (من قطعاً کمی در دهانم استفراغ کردم). اگر انصاف داشته باشم ، نمی دانم بین پینا و لینا می توانم تشخیص دهم که چه کسی کاریکاتور فجیع تری است. نینو که از مادرش وحشت کرده و اگر واقعاً بیرون بیاید چه پاسخی از دیگران خواهد داشت ، آنجلو را ترک می کند تا در کنار پینا باشد.

Queerly Ever After # 34: MAMBO ITALIANO (2003)
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

در همان مضحکه یک شام است که آنجلو شکسته و به خانواده اش رو می آورد و آنها را به وحشتناک بودن متهم می کند. او در مقابل آنها و اندک اندیشی آنها به یک غارت بزرگ ادامه می دهد. من فکر می کنم ، با توجه به نحوه فیلمبرداری صحنه ، من باید با خانواده او احساس همدردی کنم ، اما از جایی که من نشسته ام ، رابطه او توسط پدر و مادرش و مادر کینه توز پسرش و تعصب آنها به هم خورده است. آنها شخصیت دلسوز نیستند. من نمی گویم آنجلو بزرگترین شخصیت نیز هست ، او یکی از آن بچه های همجنسگرا است که مدام ادعا می کند “مثل سایر همجنسگراها نیست” ، و صادقانه بگویم ، من واقعاً از آن گروه احمق خسته شده ام. آیا می توانیم با شخصیت های زن و شوهر و شخصیت های “خاص” یا متفاوت از سایر زنان LGBT متوقف شویم. وقتی از آن برای شخصیت های زن استفاده می شود ، این تروپ “دختر باحال” است ، من پیشنهاد می کنم یک بار و برای همیشه تروپ “دختر باحال” و “مانند دیگر بچه های همجنسگرا” را در رختخواب قرار ندهیم.

دیگر کمد

بعد از اینکه آنجلو رسما بیرون رفت و او و نینو از هم جدا شدند. نینو به رابطه ساختگی خود با پینا ادامه می دهد ، او حتی با او ازدواج می کند و از او صاحب فرزند می شود ، در حالی که او به کار خود با مردان ادامه می دهد. از طرف دیگر ، آنجلو تصمیم دارد که از جنسیت خود استقبال کند ، همانطور که فیلمنامه و فیلم به او اجازه می دهد که باشد. بیایید بپذیریم ، این فیلم دیگری است که شخصیت های همجنسگرای ما کاملاً صاف هستند. به نظر می رسد آنجلو و نینو بیشتر از عاشق به دوستان شباهت دارند و وقتی آنجلو عشق جدیدی را در آغوش پیتر پیدا می کند ، اوضاع حتی بیشتر پاکدامن می شود (تیم پست) اگر مجبور می شدم یک صحنه جنسی بین نینو و پینا (که هیچکدام از آنها حتی پیشگام این فیلم نیستند) را تماشا کنم ، پس من شایسته چیزی بیش از یک نوک پاکدامن و پاکدامن بین آنجلو و پیتر هستم. من نمی گویم که این فیلم باید خیلی سریع باشد ، فقط این است که من واقعاً باید عاشقانه عاشقانه این مردان گویا را باور کنم. همچنین ، کمتر از پینا بسیار خوب بود.

در نتیجه: مامبو ایتالیانو

مامبو ایتالیانو کمدی بسیار گسترده ای است که نمی داند با خودش چه کند. با وجود مجموعه ای کامل از شخصیت هایی که دوست داشتنی ترین نیستند ، و عاشقانه هایی که باورپذیر نیستند ، این فیلم چیزهای دلخواه را به جای می گذارد.

همچنین مراجعه کنید

NewFest LGBTQ: و سپس ما رقصیدیم ، مستقیم و بیت

Mambo Italiano در 19 سپتامبر 2003 و 1 اکتبر 2004 در انگلیس در ایالات متحده آمریکا ظاهر شد. برای سایر تاریخ های انتشار ، اینجا را ببینید.


مامبو ایتالیانو را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان از شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه Brandeis دریافت کرد. او دوست دارد هر کسی را که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد ، تنظیم کند. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanester دنبال کنید

البته بعد از شماره 33: PLAN B (2009)

Querel Ever After یک ستون دو ماهه است که در آن نگاهی به فیلم های LGBT + می اندازم که به شخصیت هایشان خوشبختانه و عاشقانه پس از همه می بخشند. اسپویلرهایی وجود خواهد داشت.

فیلمساز آرژانتینی مارکو برگراولین فیلم بلند سینمایی برنامه ب مراسمی بر روی مردی به نام برونو (مانوئل وینائو) برونو اخیراً از دوست دیرینه اش لورا جدا شده است (مرسدس کوینتروس) ، و گرچه آنها گاه به گاه متصل می شوند ، برونو می خواهد که آنها به طور رسمی با هم جمع شوند. با این حال لورا دوست پسر جدیدی به نام پابلو دارد (لوکاس فرارو) پس از یادگیری از دوست متقابل Verónica (کارولینای استگمایر، اگرچه ما یاد نمی گیریم که اسم شخصیت او تا 15 دقیقه به پایان فیلم برسد) که پابلو به او گفت که روزی با مرد دیگری است ، که بعداً می آموزیم در حقیقت درست نبوده اما دروغی که پابلو به آن گفته بود ، برونو ، طرح.

اغوای دوست پسر

برونو نتیجه می گیرد که اگر لورا پابلو را رها نکند تا با او به عقب برگردد ، باید آنها را تقسیم کند. برای انجام این کار ، او تصمیم می گیرد که قصد دارد پابلو را اغوا کند. طرحی که دوست وی ویکتور (دامیان کاندوچی، به عنوان شخصیت دیگری که نام او را تا چند دقیقه آخر فیلم یاد نمی گیریم) فکر می کند پوچ است. از نظر مفهومی ، من واقعاً این ایده را دوست دارم. عاشقانه های بی شماری ساخته شده اند که یک عاشق سرزنش تصمیم می گیرد که از طریق یک عاشق جدید حسادت خود را انجام دهد ، اما در پایان ، عاشق دوست پسر / دوست دختر جدید “جعلی” می شود. اما من نمی توانم به هیچ فیلم دیگری فکر کنم که کجا می توانم حسادت خود را بدست آورم ، آنها تصمیم می گیرند پارامور جدید سابق را که به نظر می رسد همان جنسیت آنها است ، بدست آورد.

البته بعد از شماره 33: PLAN B (2009)
منبع: وولف ویدئو

مطمئناً ، این مسئله بسیار عجیب و غریب است ، و همچنین یک خط محبوب محبوب rom-com است ، بنابراین می دانید این کجا می رود. برونو موفق شد پابلو را اغوا کند ، اما آنچه که انتظار آن را نداشت این بود که در تلاش برای گرفتن پابلو عاشق او شود ، او نیز عاشق پابلو شد. سرانجام ، هر دو مرد به خاطر اتفاقات خوب با لورا فاصله می گیرند و تصمیم می گیرند در کنار یکدیگر باشند. من نه تنها به این پیچ و تاب و دوست داشتنی علاقه مندم ، بلکه دیدن فیلمی که هر دو سریال دوجنسگرا هستند ، بسیار عالی است.

هیچ چیز کامل نیست

هرچه واقعاً از مفهوم این فیلم لذت بردم ، نقص های زیادی وجود دارد. همانطور که قبلاً به آن اشاره داشتم ، فیلم نامه را کاملا طولانی می کنیم تا در واقع نام بسیاری از شخصیت ها را به ما بگویید ، و این شامل قسمت های اصلی نیز می شود. این حرفی نیست که هر بار که یک شخصیت با شخصیت دیگری صحبت می کند ، باید با نام آنها به آنها رجوع کند ، اما وقتی مخاطب برای اولین بار با شخصیتی ملاقات می کند ، مفید خواهد بود که به ما اطلاع دهند که آنها چه کسانی هستند. قطعاً نباید اینگونه باشد که ما فقط در چند دقیقه آخر فیلم در حال یادگیری نام شخصیت هایی هستیم که قبلاً چندین بار با آنها ملاقات کرده ایم.

مسئله مهمتر دیگر این است که اغلب اوقات به پابلو و برونو به اندازه کافی از ویژگی های شخصیتی خود استفاده نمی شود ، و بنابراین گاهی اوقات خیلی شبیه هم عمل می کنند. همانطور که می دانیم ، نه برونو و نه پابلو تجربیات قبلی جنسی با مردان دیگر نداشته اند ، بنابراین هر دو آنها با هم رابطه جنسی خود را کشف می کنند. این می تواند عالی باشد ، اما درعوض ، ما با یک رقص وافلینگ بین این دو رفتار می کنیم که احساس می شود بیشتر طول عمر فیلم را بیشتر از ضرورت داستان ترسیم می کنیم. به عنوان مثال ، پس از آنكه برانو عشق خود را به پابلو ابراز كرد ، پابلو اذعان كرد كه او نسبت به برانو نيز احساساتي دارد و پيشنهاد مي كند كه آنها در كنار هم بخوابند تا بفهمند آن احساسات واقعي هستند يا نه. اگرچه در ابتدا مردد است ، برونو موافق است ، اما پس از آن پابلو عقب نشینی کرد. صحنه های مختلفی از این دست وجود دارد که فقط به جای این که زودتر پیچیده شوند ، سرگرم کننده نگه داشتن داستان هستند. آیا سرانجام این دو مرد با هم جمع می شوند؟ البته ، اما برخی از شروع های دروغین می توانست ویرایش شود. بله ، فیلم کوتاه تر می شد ، اما هماهنگ تر می بود.

البته بعد از شماره 33: PLAN B (2009)
منبع: وولف ویدئو

در نتیجه: برنامه ب

با وجود نقص آن ، جذابیت خاصی برای این فیلم وجود دارد. اگرچه می توانست از بعضی ویرایش های دیگر برای برطرف کردن چند مشکل قدم زدن استفاده کند ، اما فیلم بدی نیست. در پایان روز ، این یک داستان کوچک شیرین است که یک طرح آشنا را با روشی مثبت روی سرش می چرخاند. من دوست دارم روزی یک بازسازی اندکی جلا تر ببینم.

برنامه B قبل از انتشار DVD نهایی ، دور جشنواره را در سال 2009 و 2010 رقم زد. برای کلیه اطلاعات انتشار ، اینجا را ببینید.

همچنین ببینید

بخش RhYTHM: کاملاً درست نیست

برنامه B را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان اهل شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه برندیز دریافت کرد. او عاشق تنظیم هر کسی است که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanwest دنبال کنید

البته بعد از شماره 32: MAURICE (1987)

Queelled Ever After یک ستون دو ماهه است که در آن نگاهی به فیلم های LGBT + می اندازم که به شخصیت هایشان خوشبختانه و عاشقانه پس از همه می بخشند. اسپویلرهایی وجود خواهد داشت.

دو سال پس از اولین فیلم بریتانیا که دو مرد را به تصویر می کشد در یک نور مثبت بوسیدن می کند ، لباسشویی زیبا من، به تحسین منتقدان ، شرکای تجاری و شرکای عاشقانه رسیدند اسماعیل بازرگان و جیمز عاج انتشار اقتباسی از E.M. Forster عاشقانه های همجنس پس از مرگ ، موریس. داستان ، در اوایل قرن بیستم انگلستان ، از موریس هال دنبال می شود (جیمز ویلبیاز روزهای حضورش در دانشگاه کمبریج از طریق بزرگسالی جوان و ترسیمی از عاشقانه های مختلف او ، ابتدا با کلاس عالی Clive Durham (هیو گرانت) و سپس طبقه پایین Alec Scudder (روپرت گریوز) در طول دهه 1980 ، Merchant و Ivory فیلم های دورهمی را با اقتباس از رمان های Forster ، معمولاً برای تحسین های بزرگ ، پس از انتشار ، ساختند ، موریس مانند فیلمهای قبلی Merchant Ivory ، کرایه نکرد. با وجود این ، این فیلم همچنان به عنوان یک فیلم کلاسیک در نظر گرفته شده است.

سال های کمبریج

سومین فیلم این فیلم به زمان موریس به عنوان دانشجوی دانشگاه کمبریج اختصاص یافته است. یک شب هنگام مراجعه به یک دانش آموز دیگر ، ریزلی (مارک تندی) ، او به Clive Durham جذاب می رود. این دو تقریباً بلافاصله دوستی تنگاتنگی برقرار می کنند. به زودی کلیو نوعی خویشاوندی را در موریس به رسمیت می شناسد و عشق خود را به او می گوید. در ابتدا ، موریس پیشرفت های Clive را رد می کند اما به زودی متوجه می شود که او در واقع عاشق او است. یک شب ، هنگامی که کلیوی در اتاق خواب می شود ، موریس از پنجره Clive می گذرد و عشق او را نیز بیان می کند. بدین ترتیب اولین داستان عاشقانه زندگی موریس آغاز می شود ، عشقی که سالها به طول می انجامد اما همچنان غیرقابل تصور باقی خواهد ماند.

البته بعد از شماره 32: MAURICE (1987)
منبع: گروه کوهن مدیا

در اوایل قرن بیستم انگلیس ، همجنسگرایی هنوز جرم بود. در حقیقت ، تا سال 1967 غیرقانونی نبوده است. بنابراین موریس و کلیو باید به طور مداوم برای مخفی کردن ماهیت واقعی روابط خود تلاش کنند. در حالی که موریس تمایل بیشتری به خطرات و تماشای تماس جسمی با کلیویو دارد ، کلیو تأکید می کند که آنها باید با یکدیگر پاکسازی کنند ، وگرنه پاکیزگی روابطشان را برطرف می کند. هموفیوبی داخلی و کلیه سرکوب شدید کلیوی فقط در کل فیلم رشد می کند. این تنها زمان گرانت نیست که یک مرد همجنسگرا با خود بازی می کند ، او همچنین سیاستمداری با زندگی واقعی بازی جرمی تورپه را بازی کرد ، که سعی کرد عاشق خود را به جای اینکه در مینی های آمازون گمراه شود به قتل برساند. رسوایی بسیار انگلیسی، که توسط کارگردانی شد استفان فرارس (که همچنین کارگردانی کرده است لباسشویی زیبا من)

بعد از دانشگاه

بعد از اینکه موریس زودتر از کمبریج به عنوان یک خرده فروش بورس کالا ترک کرد ، وی و کلیو رابطه خود را از طریق نوشتن و بازدیدهای مکرر به خانه های یکدیگر ادامه می دهند. با بزرگ شدن سن ، موریس بیشتر از Clive می خواهد ، اما کلیو همچنان به دور شدن است. سرانجام ، هنگامی که گزارش می شود که دوست آنها ریزلی ، که اکنون یک لرد است ، به دلیل همجنس گرایی دستگیر شده اند ، کلیو دیگر نمی تواند رابطه آنها را اداره کند. او آن را با موریس جدا می کند و با آن وود ازدواج می کند (فبی نیکولز) ، زنی که هنگام سفر در یونان با وی ملاقات کرد.

البته بعد از شماره 32: MAURICE (1987)
منبع: گروه کوهن مدیا

اگرچه ماهیت عاشقانه روابط موریس و کلیویو به پایان رسیده است ، این دو همچنان دوست هستند ، اگرچه مانند گذشته نزدیک نیستند ، اما موریس هنوز هم به دفعات به دیدار خانه کلیپ می رود. در طی این بازدیدها او با الک اسکودر زیرمجموعه دوراه ، ملاقات می کند. اسکودر جوانی است که چند سال از موریس است و اگرچه به دلیل وضعیت کلاس خود بی سواد است ، اما ناخوشایند نیست. او همچنین تضاد کاملی با سرکوب شده کلیوی است. در جایی که کلیو به دلیل ترس خودش حاضر به برقراری رابطه آنها به یک سطح جسمی نشده بود ، اسکودر از اینکه موریس بخوابد خوابش نمی برد. و یک شب در حالی که موریس در Clive’s در حال ماندن است ، در صحنه ای که موازی چگونگی اعتقاد موریس عشق خود به Clive در اوایل فیلم است ، Scudder از پنجره موریس صعود می کند ، و این دو شب را در کنار هم می گذرانند.

دوجنسگرا باز

یکی از جالب ترین چیزها در مورد موریس این است که اسکودر دو جنسی است. این واقعیت در رمان به صورت واضح بیان شده است (که فیلم تقریباً کاملاً به آن می چسبد) ، با این حال صحنه هایی که باعث شده است که دوجنسگرا بودن وی در فیلم آشکارتر شود ، برای مدتی کوتاه شدند و در عوض ، فقط یک بار به آن اشاره می شود. در یکی از صحنه های کتاب ، اسکودر به موریس می گوید که برادرش در بوینس آیرس شغل خود را بدست آورده است ، بنابراین او قصد دارد انگلیس را ترک کند ، شاید در بوینس آیرس ، او ازدواج کند. موریس از او سؤال می کند که چگونه می تواند تظاهر مستقیم بودن را تحمل کند ، و اسکودر پاسخ می دهد که این یک چادری نخواهد بود ، او عاشق هم زن و هم مرد است.

این فقط برای قرار دادن Scudder حتی بیشتر از تضاد Clive است. جایی که ازدواج کلیوی با آن شرم آور است که برای پنهان کردن رابطه جنسی واقعی خود به بهای خوشبختی خودش طراحی شده است ، اسکودر در واقع این توانایی را دارد که عاشق یک زن شود و در عین حال ، در پایان فیلم تصمیم می گیرد که همه آن را خرج کند. بقیه زندگیش با موریس در جایی که کلیو ترسو است ، اسکودر حاضر است همه را در معرض خطر قرار دهد تا با او دوست داشته باشد ، حتی اگر او می داند انتخاب کردن با موریس به معنای زندگی حتی سخت تر خواهد بود ، او معتقد است که خطر آن را ارزش دارد زیرا موریس فردی است که که او می خواهد زندگی خود را بگذراند.

البته بعد از شماره 32: MAURICE (1987)
منبع: گروه کوهن مدیا

همچنین لازم به ذکر است که روپرت گریوز ، که نقش اسکودر را بازی می کند ، در بسیاری از فیلم های با مضمون LGBTQ + بازی کرده است. در حالی که سایر بازیگران ، چه LGBTQ + و نه ، از انجام بیش از یک فیلم با مضمون queer خودداری کردند ، گریوز آنها را پذیرفته است. او نه تنها فیلم های کوئری و تئاتر را پذیرفته است ، بلکه وی در مصاحبه ها نیز در مورد جنسیت خودش بسیار شگفت زده بوده است. بسیاری از بازیگران دیگر خط پند و اندر زدن به انجمن LGBTQ + را پیموده اند ، ضمن اینکه در مورد عجیب و غریب احتمالی خود نیز سکوت می کنند ، اما گریوز در مصاحبه های متعدد در مورد روابط گذشته خود با مردان بحث کرده است و در حالی که مستقیم تر عمل می کند ، مورد توجه وی قرار گرفته است. در روابط با مردان در گذشته

موریس و اسکودر واقعی

همانطور که قبلاً هم اشاره کردم ، فیلم تقریباً اقتباسی صحنه برای صحنه رمان فورستر است. گذشته از تغییر یک جفت جزئیات جزئی ، و قطع چند صحنه برای زمان ، این فیلم یک نسخه باورنکردنی از داستان است. بحثی در مورد موریس کاملاً کامل خواهد بود بدون اینکه به زندگی زوج واقعی که الهام بخش فورستر برای نوشتن آن است ، کامل شود. فورستر که همجنسگرا بود و در مورد رابطه جنسی خود با دوستانش – اما نه عموم مردم – می خواست یک داستان عشق همجنسگرا بنویسد که به تراژدی ختم نشود. شخصیت های موریس هال و الک اسکودر با الهام از دوستانش ، ادوارد کارپنتر شاعر طبقه بالا و شریک زندگی وی ، جورج مریل طبقه کارگر بودند. علی رغم وضعیت بسیار متفاوت در کلاس و تحصیلات ، کارپنتر و مریل یک روز در حالی که در سال 1891 سفر کردند ملاقات کردند ، عاشق شدند و بقیه عمر خود را در کنار هم گذراندند. با وجود نگرش ها و قوانین انگلیسی در مورد همجنسگرایی در آن زمان ، کارپنتر و مریل به طور آشکار به عنوان یک زن و شوهر زندگی می کردند.

همچنین ببینید

جشنواره فیلم برلیناله 2020: دستیار

در نتیجه: موریس

فیلم Merchant-Ivory موریس یک عاشقانه حماسی است که سالها می گذرد. این همچنین یک قطعه دوره ای در مورد یک مرد همجنسگرا است که نه به تراژدی خاتمه می دهد بلکه با یک رمانتیک خوشبختانه پس از آن پایان می یابد. با بازیگران ستاره ای و سینمایی زیبا ، معیار تولیدات Merchant Ivory در نمایش کامل ، موریس ارزش تماشای آن را دارد ، و حتماً کتاب را بخوانید.

موریس در 18 سپتامبر 1987 در ایالات متحده آمریکا و 6 نوامبر 1987 در انگلستان ظاهر شد. برای همه تاریخ انتشار دیگر ، اینجا را ببینید.


موریس را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم پشتیبانی کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!