سری HAUNTING مرگ را از دو موقعیت بررسی می کند

هر کجا که سفر کنم همیشه به تور ارواح می روم. اکثر شهرها آنها را دارند ، تورهای غروب غریب. قتلهای خشونت آمیز ، تاقچه هایی که مردم از آن می پریدند ، زیرزمین های پنهان جایی که فعالیت های غیرقانونی در آنها انجام می شد ، چیزهایی که مردم محلی برای قرن ها در مورد آنها زمزمه کرده اند ، همه برای دیگران از آنجا عبور می کنند و از آنها درآمد کسب می کنند. مطمئناً یک هیجان سرگرم کننده است ، اما مهمتر از همه ، این داستان ها بی عدالتی ها و تراژدی هایی را حفظ می کنند که به اندازه موارد موجود در موزه های آنها درباره مردم آنجا زندگی می کنند. آنچه که به دست می آورد نیز نشان می دهد ، این حقه بزرگی است که داستان نویسان می دانند و تعداد کمی از آنها در سال های اخیر بهتر از مایک فلانگان.

خواه اقتباس یا ایجاد داستان های خودش ، فلانگان تبحر وزنی را نشان داده است بدون اینکه در مورد تله ژانر خجالتی باشد. دکتر بخواب، بازی جرالد این قطعات خودآگاه نیستند که باعث ایجاد عشق به آن شده یا از آن اصطلاحاً وحشت زده متنفر باشند. جهنم، فلانگانرا Oculus در مورد یک آینه خالی از سکنه است دقیقاً چیزهای برجسته نیست. اشباح ، وقایع ماوراالطبیعه ، ذهن های پیچیده وجود دارد و بله ، پرش از ترس در سراسر کار او ، و او به اندازه کافی باهوش است که می داند هیچ شرمنده ای از جمله آنها نیست ، و نه آنها را از داشتن حقایق عمیق در وحشتش منع می کند.

شاید به همین دلیل است که برخی از واکنشهای اولیه نسبت به Haunting of Bly Manor ولرم بوده اند. پیگیری برای محبوب خود Haunting of Hill House سریال در Netflix (آغاز آشکاری از دلهره آور به عنوان یک مجموعه گلچین کاملاً خاص) یک داستان ترسناک کاملا متفاوت است ، داستانی که بسیار کندتر و ترسناک تر است. این هنوز هم یک داستان شبح است ، هنوز هم پر از افراد جن زده است ، اما رابطه آنها با موضوع اصلی سریال مرگ و تأثیر آن بر زندگی ما بسیار متفاوت است به طوری که قسمت دوم نمی تواند به اندازه وحشت بزرگ و دلهره آور باشد که باعث می شود بسیاری از فلانگانرا کار ، از جمله خانه تپه، یک غذای سرحال

خانه تپه توانست افراط کند زیرا این یک داستان ترسناک سنتی است. مانند بسیاری از کسانی که قبل از آن آمده اند ، این در مورد پذیرش مرگ به عنوان بخشی از زندگی است. شخصیت های آن هرگز از دست دادن زودهنگام مادرشان در خانه تیتراژ را پردازش نکردند و از آن زمان بیداد می کنند. بنابراین ، داستان آنها داستانی خونگرم تر است ، به راحتی راحت تر می توان در ضرب های آشنا قرار گرفت. در مقابل ، بزرگسالان گرفتار می شوند Bly Manor به نظر می رسد که اگر این قوانین خاص نیست ، این بازی را می داند. آنها اجتناب ناپذیر بودن مرگ را یکپارچه کرده اند و ادامه می دهند ، ثبات آنها باعث می شود که روایت خیلی فوری نیست. آنچه که ناسازگاری آنها را نفی می کند ، گام بعدی در رابطه ما با مرگ است: چگونه با آن زندگی می کنیم؟

وحشت از دانستن ضررهایی که برای ما وارد می شود ، بسیاری از افراد را در مسیر خود متوقف می کند ، آنها را در زندگی کم ارتباط و آرزو دستگیر می کند. این زندگی آرام تر از کسانی است که با مرگ می جنگند اما به سختی شادتر هستند. این دام دیگری است ، این خودآگاهی ، راهی دیگر است که مرگ می تواند زندگی ما را کنترل کند. غلبه بر آن یک مبارزه آرامتر است ، شکست در انجام این کار بیش از ترسناک بودن و غیره Bly Manor هنوز هم یک داستان ترسناک است ، اما داستانی که لزوماً لحنی متفاوت از آن داشت خانه تپه.

برای کسی که زنگ می زند

تفاوت فاحش بیشتری بین خانه تپه و Bly Manor از شخصیت هایی که در تارهای مافوق طبیعی خود گرفتار شده اند. خانه تپه از خانواده کرین ، به ویژه پنج کودکی که در دوران کودکی توسط خانه تیتراژ وحشت زده شده اند و پس از آن تا آنجا که می توانند از ضربه روبرو شده اند ، دارای خانواده ای است. این گروه آنچه را که برای مدت طولانی تجربه کرده اند انکار می کنند و برای فرار از سرنوشت خود با دندان و ناخن می جنگند. شخصیت های Bly Manorدر مقابل ، دسته ای بسیار کم جنب و جوش هستند. به نظر می رسد باغبان ، سرآشپز ، خانه دار و یک جفت یک مانور قدیمی انگلیسی نسبت به Crains کمتر به عذاب آور خود وابسته هستند ، با این وجود آنها کسانی هستند که جنون را بیرون می کشند و از همه مهمتر به هم می چسبند.

سری HAUNTING مرگ را از دو موقعیت بررسی می کند
Haunting of Hill House (2018) – منبع: Netflix

هرکسی که با داستان سرایی سازگاری داشته باشد این را به شما می گوید Bly Manor یک ردیف دشوارتر برای حرکت در زمین است و نیاز به ایجاد ارتباط بین شخصیت ها بدون لنگر پیوندهای خانوادگی دارد. در عوض ، آنها از دو داستان عاشقانه استفاده می کنند ، یکی با پیشرفت فصل و دیگری برای سالها. هر دو از این اخلاق کلان تغذیه می کنند که زندگی با مرگ به معنای زندگی علی رغم آن است ، مسیر هر رابطه هزینه و نتیجه گرفتن توصیه را نشان می دهد یا خیر.

هانا خانه دار و سرآشپز اوون کسانی هستند که این کار را نمی کنند. داستان آنها یک تراژدی محض است ، یک مورد از زمان نامناسب. هر دو در دوره رکود به سر می برند ، اوون فقط برای مراقبت از مادر در حال مرگ خود و هانا در حال بهبودی از یک ازدواج ناموفق به بلای بازگشت. به نظر می رسد که آنها مدتی یکدیگر را دوست داشته اند ، اما خود را بیش از حد از دست داده اند که تلفات انباشته دارند و نمی توانند گام هایی به سمت یکدیگر بردارند.

این واقعیت که هانا از لحظه شروع فصل مرده است ، فاجعه را از بین می برد. در تمام مدت زمانی که با آنها هستیم ، آنها هرگز فرصتی برای کنار هم بودن ندارند ، حتی وقتی که آنها را معاشقه و مراقبت می کنیم و یکدیگر را می بینیم. مالیخولیای این دلتنگی حتی آشکار کردن وضعیت روحانی هانا ، پرهیز از یادآوری مستمر او از ملاقات با اوون و سرنوشت محکومیت آنها برای ساختن یک زندگی مشترک با یک مشت سنگین تر است. آنها درست در مقابل هم بودند اما برای انجام حرکتی خیلی کند بودند و در واقع دیگر وقتشان به اتمام نرسیده بود.

همین اشتباه توسط باغبان ، جیمی و جفت بزرگ ، دنی انجام نشده است. وقتی دانی برای مراقبت از بچه های خانه حاضر شد جرقه هایی بین این دو پرواز می کند ، اما طبیعت از هر دو محافظت می کند و قصد برقراری رابطه ندارند. اگرچه حداقل آنها فرصتی دارند و اراده آنها در مورد سingال آنها قلب نمایش است.

مسئله این است که با جهش به این معنی است که آنها چیز ارزشمندی برای از دست دادن دارند ، یک چشم انداز مجازات کننده ، به ویژه هنگامی که ارواح Bly Manor به آنها نزدیک می شوند. اما زمانی که Bly Manor درک خود را به دنی می دهد و انتخاب سختی پیش روی زن و شوهر است ، ماوراuralالطبیعه اساساً به یک دستگاه داستانی عقب می رود.

این رویکردی نیست که مشابه رویکردی است که در یکی از کتابهای مورد علاقه من استفاده شده است ، کازو ایشی گورورا هرگز مرا رها نکن. این یک داستان علمی تخیلی است که از یک برنامه شبیه سازی انسانی برای بررسی طول عمر کوتاه استفاده می کند. نکته مهم این است که وقتی با مرگ و میر مواجه می شویم و نه برخی از مبارزات dystopian علیه سیستم ، مهم می شود. مطابق با ایشی گورو، بسیاری از خوانندگان از عناصر علمی تخیلی عقب مانده ناامید شده اند ، همانطور که تصور می کنم ، مردم آخرین قسمت از Bly Manor راهی عجیب و غریب پیش پا افتاده برای جمع بندی یک داستان ارواح. دانی و جیمی غوطه وری می کنند و زندگی مشترکی را می دانند که می دانند زمان کمرنگ شدن روحشان در درون دنی ، زمان آنها را کوتاه می کند. اما آنها در این زمان خوشحال هستند ، از روشی که قبلاً هرگز نبوده اند ، خوشحال کننده هستند ، فاجعه نمایشی ، خرد کننده روابط آنها وقتی دوباره ظاهر می شود و این دو باید همه چیزهایی را که ساخته اند از دست بدهند. پیچ و تاب چاقو این است که این سرنوشت هر رابطه ای است ، واقعاً با وجود عنصر ماورا طبیعی فقط برای کوتاه کردن بازه زمانی و تأکید بر فاجعه.

هیچ یک از زوجین از مرگ فرار نمی کنند زیرا این یک قسمت اجتناب ناپذیر از زندگی است ، و این وحشت است ، نه؟ اینکه چاره ای پیش روی ما این است که یا از زندگی واقعی خودداری کنیم ، و با این کار هم درد و هم شادی را به حداقل برسانیم ، یا از زمانی که در اختیار داریم استفاده کنیم و هر کدام را به شدت احساس کنیم.

سری HAUNTING مرگ را از دو موقعیت بررسی می کند
The Haunting of Bly Manor (2020) – منبع: Netflix

از طرف دیگر ، بچه های Crain حتی توانایی یک رابطه سالم را ندارند. آنها بیشتر تلاش می کنند خانه تپه، در حالی که روابط خانوادگی آنها در بهترین حالت تیره است ، خود را در یک رابطه عاشقانه شکسته می یابند. عدم موفقیت یا عدم موفقیت این افراد به دلیل ساده نبودن آنها ، عدم تمایل آنها برای مقابله با آنچه در آن خانه اتفاق افتاده است باعث شده است آنها دیوارهای بسیار بلندی بسازند و حتی در صورت لزوم نمی توانند از آنها عبور کنند.

استیون معتقد است که مشکلی در او وجود دارد که هرگز نباید منتقل شود ، شرلی هر چیزی منفی را پشت آرایش یا چهره ای سخت پنهان می کند ، تئو رد کردن درد بیش از حد لازم در زندگی او را رد می کند ، لوک خود را در مواد مخدر از دست می دهد ، و نل ، او حتی نمی تواند تصمیم بگیرد که در کدام جهت فرار کند. اما همه آنها به طریقی یا دیگری در حال دویدن هستند تا جایی که هیچ کس نمی تواند به اندازه کافی برای کمک نزدیک شود.

انزوای آنها فاجعه بزرگ است خانه تپه، عدم حضور آنها و کمک به یکدیگر در نتیجه مرگ نل و تقریباً از بین رفتن کل خانواده. تا زمانی که آنها دویدن را متوقف نکنند ، یا به عبارت دقیق تر ، شروع به دویدن به سمت یکدیگر و آن خانه نمی کنند ، آنها واقعاً خوشحال می شوند.

اگرچه رفتن به آن خانه و یکدیگر به معنای مقابله با مرگ است به گونه ای که هرگز نتوانسته اند. این قوس آنهاست ، و از این طرز تفکر خارج می شوند که مرگ یک چهره تهدیدآمیز و تهدیدآمیز است ، سلطه آن در زندگی چنان وحشتناک است که حتی نمی توانند مستقیماً به آن نگاه کنند. در مقابل ، این ترس طاقت فرسا هرگز در شخصیت های این کشور وجود ندارد Bly Manor. آنها در صورت لزوم با کمال میل به سوی مرگ فرار می کنند ، همیشه وقتی تهدید می شود یا هزینه سنگینی را متحمل می شود ، خود را نشان می دهند ، پاداش فرصتی برای داشتن چیزی معنی دار است قبل از اینکه ضربه مهلکی وارد کند.

خانه و دلهره آور

خانه ها و ارواحی که این مجموعه گلچین را مانند یک قطعه احساس می کنند ، جلوه های فیزیکی نسخه های مختلف فصل از مرگ هستند ، این بد بزرگی است که برای رسیدن به سطحی از آرامش باید با شخصیت های آن روبرو شود. از آنجا که این دو فصل در مورد دو ایده بسیار متفاوت از مرگ هستند ، این عناصر ترسناک باید با مدهای کاملاً متفاوتی ارائه می شدند. Bly Manor نمی تواند چهره ترسناکی باشد که هیل هاوس دلیل آن بوده است زیرا مرگ در زندگی جیمی ، دانی ، هانا و اوون یک ویژگی دستگیر کننده نیست ، و نه می تواند Crains با چنین مکان خطرناکی مانند Bly Manor جفت شود.

برای Crains مرگ شخصی است. عبور از مادر آنها طبیعی نبود ، مهم نیست که چطور آن را در سر خود چرخانده اند. او را گرفتند ، او را ربودند ، انگار که یک نیروی متفکر تصمیم گرفت که او را از آنها جدا کند. این نوع مرگ شما را علامت گذاری می کند و شما را جستجو می کند ، و بنابراین حضوری است که باید از آن ترسیده و نفرت داشته باشید.

سری HAUNTING مرگ را از دو موقعیت بررسی می کند
The Haunting of Hill House (2018) – منبع: نتفلیکس

بنابراین هیل هاوس مکانی ترسناک و نفرت انگیز است. دیواره های آن می پوسند و اشباح موجودات تیره و تار هستند که ساقه می شوند و فریب می دهند. خود خانه به عنوان تغذیه از خانواده توصیف می شود و به نظر می رسد در طول سریال آنها را به عقب برمی گرداند ، سازماندهی می کرد و از بین می برد. معلوم می شود که نل به معنای واقعی کلمه توسط خودش تحت تعقیب قرار گرفته است ، نمونه بارزتری از نحوه معلق شدن مرگ بر روی خواهر و برادر است.

این یک زمان خوب ترسناک را رقم می زند ، اما چنین حضوری فعال هرگز برای Bly Manor مفید نبوده است. شخصیت های این فصل منفعلانه تر به مرگ نگاه می کنند ، چیزی که در آن فقط بخشی از زندگی است و بنابراین Bly و ارواحش احساس طبیعی تری دارند.

دلیل اینکه بلی به دام آن تبدیل شد را بیان کنید: یک زن. زنی منظم ، زنی که در زندگی با اراده و ظلم بود ، اما همچنان زنی با عصبانیت قابل درک. او به تنهایی بلای را به مکانی تبدیل کرد که مردگان در آن معلق هستند ، حتی این اثر یک محصول جانبی است و نه یک مجازات عمدی.

مرگ در Bly به حدی با زندگی مرتبط است که ارواح ساکن آن به سادگی مانند گذشته ادامه می دهند. چراغ روشنایی همچنان به روشنایی بنزین ادامه می دهد ، سرایدار به مراقبت ادامه می دهد و زن پر از عصبانیت که باعث همه آن شده همچنان خشمگین است. اما حتی در این حالت ، شبح اصلی طعمه او را نمی زند. افرادی که تحت طلسم او قرار می گیرند در زمان نامناسبی در مکان نامناسبی قرار دارند ، به طور تصادفی از راه او عبور کرده و در خشم او غرق می شوند. آیا مرگ نیز اغلب برای ما اتفاق می افتد. قافیه و عقل از پنجره بیرون می رود و در لحظات نامناسب دچار بیماری یا حادثه می شویم ، گاهی اوقات اصلاً دیدن آن را نمی بینیم.

این نوع خطر غیر شخصی و دوسویه تا نحوه نمایش ارواح Bly گسترش می یابد ، و تصاویر وحشتناکی را که در هیل هاوس زندگی می کنند پشت سر می گذارد و به جای اینکه به ما ارواحی با چهره هایی که به طرز ناخوشایند پاک شده اند ، بدهد. این بلافاصله اتفاق نمی افتد ، تازه تبدیل شدگان به مرده هنوز قابل تشخیص هستند. در عوض با گذشت زمان ، جلوه ای جسمی از فراموشی آنها رخ می دهد.

زمان و خرابی های آن جنبه بسیار اساسی رابطه ما با مرگ است ، خصوصاً اگر شخصی زمان را خطی و مرگ را نقطه پایانی می داند. در هر دو مورد اینگونه نیست Bly Manor یا خانه تپه، اگر چه. هردو خاطره ای دارند که با رشد شخصیت ها به زمان حال فرو می روند و از نو تغییر شکل می یابند ، با توجه به تفاوت این روایت ها ، شباهت عجیبی دارد. این بدان معنی است که این اثر خانه ها یا برس های این شخصیت ها با ماورا طبیعی نیست بلکه در عوض چرخش برخی مشاهدات برجسته تر است.

اگر گرداب های هیل هاوس و بلی مانور پایان زندگی را نشان می دهند ، شاید این ثابت است که نشان دهنده زندگی است. به هر حال داشتن کمی وقت تنها چیزی است که به ما اطمینان می دهد. زمان فرار از یکدیگر و آسیب رساندن یا ظاهر شدن و دوست داشتن یکدیگر است. آخر ما خواه ناخواه فرا می رسد ، اما ما وقت داریم که کسانی را که می خواهیم باشیم بسازیم ، از جمله اینکه چگونه ما را به خاطر می سپارند. و ما هرگز نمی دانیم که چه مدت باید آن را انجام دهیم.

چه فکری کردی دلهره آور سلسله؟ به نظر شما چرا این دو فصل خیلی متمایز هستند؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ایجاد زندگی: در داستان TAIPEI ادوارد یانگ

که در داستان تایپه، زیبایی و غم و اندوه به عنوان برابر در یک قاب واحد همزیستی هستند. این در مورد دردسرهایی است که همه با آن روبرو هستند ، حتی اگر زندگی روی سطح یک فعالیت نسبتاً بدون درد باشد. افراد داخل ادوارد یانگفیلم ها از خود می پرسند که چه چیزی از زندگی می خواهند ، و به افراد اطراف خود متصل می شوند که در همان سؤالات دشوار نیز دفن شده اند. با این حال ، بین رئالیسم وحشیانه و چگونگی تفاوت وجود دارد یانگ شخصیت های خود را از سطح به بالا می سازد. او مشترکات و احساسات مشترک از درد و دلهره را به عنوان تساوی دهنده زندگی دید که به نوبه خود چیز زیبایی است.

برخی از شخصیت ها در داستان تایپه به گونه ای رفتار کنید که گویی یک شیوه زندگی جدید و مهیج وجود داشته است ، اما افرادی که در اطراف آنها هستند غافل از غیبت عشق هستند. جوانان امیدوار هستند ، و نسل های قدیمی تر آرامش خود را برقرار کرده اند ، بدون توجه به اینکه هنوز چقدر مشکلات دشوار است. اما افراد میان این دو امید و تجربه ندارند مگر اینکه در منطقه مشاغل پرشور شهر پیچیده شده و خود را با ایده های موفقیت منحرف کنند. و چین و لون ، با بازی Tsai Chin و استاد هو هسیا-هسین به ترتیب ، دو شاهد استوایی برای این سختی های جمعی هستند که یانگ اسیر به سبک مجرد و جاودانه او.

ماشین یانگ

کیفیت متعالی فیلمهای وی با سایر فیلمسازانی که همچنین سعی کرده اند دیدهای دنیوی خود را از وجود انسان ارائه دهند مطابقت دارد. داستان تایپهبا این حال ، نمونه ای از چگونگی است یانگ از معاصران خود و افراد فراتر از آن پیشی گرفت. در سال 1985 منتشر شد ، اما می تواند متعلق به هر زمان پس از آن باشد. سبک فیلم کاملاً مدرن است انگار که او در آینده نزدیک به خلق و خوی خاصی روی آورده است. از نظر موضوعی ، تأثیرات نوسازی و جهانی سازی اهداف آسان هنگام تجزیه و تحلیل فیلم های اوست ، زیرا یانگ در مورد آنچه تعریف بسیار سخت تر است نگران بود.

مانند تونی رینز در مقاله خود می گوید Apichatpong Weerasethakulرا گرمسیری مالدینوشتن درباره فیلمی که “مکانیزمی برای انتقال افکار و احساسات” است ، دشوار است. که در داستان تایپه، بیشترین لحظه های زمانی رخ می دهند که زمینه های تایپه اندوه غم و اندوه تعظیم شخصیت یا بیان زخمی را بلند می کند. و وقتی آنچه شخصیت ها می گویند قابل توجه است ، نحوه صحبت این کلمات است: بی سر و صدا و با سنگینی کسی که متوجه می شود آنچه گفته اند حتی برای آنها تعجب آور است ، گویا اعتراف کرده اند چیزی را که نمی دانسته اند اعتقاد داشته اند. .

ایجاد زندگی: در داستان تایپه ادوارد یانگ
منبع: Janus Films

با لحنی ، مضمون و اثر ، مکالمه بین ریه و چانه در نزدیکی صحنه ، صحنه ای را در انتهای آن آینه می دهد یی ییشاهکار نهایی او در حالت دوم ، یک زن و شوهر میانسال در تلاشهای ناکام خود در طی زمانی که احساس می کنند برای آزمایش خواسته هایشان برای زندگی متفاوت نیاز دارند ، تأمل می کنند. لانگ و چین به طور مشابه در مورد گذشته بحث می کنند ، اما آنها فاش می کنند که چگونه می بینند خودشان در انتظاراتشان از زندگی بهتر تغییر می کنند.

هر دو صحنه تشریفات و رویایی هستند و یانگ هرگز چنگ خود را با سرعت گفتگوها از دست نمی دهد ، کلمات شخصیت ها مانند دود از دهانشان بیرون می آید. اما به همان اندازه سبک خواب آور ، درام اجتماعی برای تأثیر آن بسیار مهم است. درام جزء عملکردی دستگاه نیست – با سبک ، خود دستگاه است.

داستان پردازی تلفیقی

هر عنصر فنی و روایی یانگفیلم های قابل توجه است ، اما این ترکیب شخصیت های او ، چگونگی و زمان تعامل آنها است که شاعرانه ترین فضایل هنری وی است. این راهی است که فیلم های او به زندگی های بهم پیوسته تکیه می کنند تا جهت را پیش ببرند و روایت را به جلو سوق دهند. شخصیت های ثانویه و داستان های آنها به سوختی برای رشد عمیق افراد در هسته تبدیل می شوند داستان تایپه، و همچنین تأسیس دنیایی که در آرزوی طبیعی چانه و ریه در حال رهایی از زندگی است که می توانند آن را خوب بنامند.

ریه با یک دوست قدیمی ، راننده تاکسی که با او در بیس بال بازی می کرد ، دوباره شناخته می شود. چن با بازی این بازی می گوید: “من دو روز بدون خواب رانندگی می کنم.” وو نین جن، یک چهره برتر در سینمای تایوانی. همسر زن بیش از حد قمار می کند ، اعتیادی که باعث می شود فرزندانشان روزها در حالی که پدرشان کار می کند رها شوند. لونگ به جای اینکه مسافت ایمن برقرار کند ، همانطور که با چین و تقریباً هر کس دیگری انجام می دهد ، دخالت می کند و عواقب آن به طرز غم انگیزی با رویکرد او با گرایش داغ متناسب است.

اما صرف نظر از این که این روایت چه بدبختی می شود ، یانگ پاسخ آن را با همدلی و مهارت فوق العاده ، پاسخ ریه ، و اینکه چگونه این دیدگاه جهان را تحت تأثیر پیشرفت واقعی و انسانی قرار می دهد ، اداره می کند. همین مسئله در مورد چین و چگونگی او شاهد فرسودگی مادرش در یک ازدواج است که او را به بندگی کاهش داده است.

لونگ از “ایالات” بازگشت و آنها در اوایل فیلم به والدین چین می روند. پدر چینی مردی کوچک فکر است که از عقاید قدیمی منزلت زن در جامعه بهره مند شده است. شام او توسط یک زن خاموش و مطیع به او خدمت می شود ، در حالی که او از این واقعیت که دخترش از خانه خود مجرد خارج می شود ، ابراز تاسف می کند.

ایجاد زندگی: در داستان تایپه ادوارد یانگ
منبع: Janus Films

چین از پدرش بیزار است و از مادرش ترحم می کند و این بر روابط او با لونگ تأثیر می گذارد. او همچنین والدین خود را به عنوان شواهدی از چگونگی زندگی به راحتی می تواند ناامید کند. چین و ریه با یک ناامیدی مشترک از این دنیا گره خورده اند: چگونگی شکستن اطرافیان و فریب دیگران ، از جمله خودشان ، در فکر کردن ، راه حلی آسان برای خوشبختی وجود دارد. به تدریج ، آنها شروع به دیدن چیزهای مختلف می کنند. چینی که می خواهد به ایالات متحده آمریکا برود یا ازدواج کند – مایل است در مورد چیز جدید فرصتی بگیرد. رون پاسخ می دهد ، “فقط یک امید زودگذر. توهمی که می توانید از آن آغاز کنید. “

آنچه بین چانه و ریه است

ریه آرمان گرا است. او فکر می کند که می تواند پدر چینی را نجات دهد و این چنین خواهد بود؛ او سعی می کند اعتیاد قمار همسرش را با زور اصلاح کند. اما او به طور مداوم از دنیایی که می بیند ناراحت است ، سرانجام می شکند ، دیگر نمی تواند باور کند که راهی به جلو وجود دارد. گون ، دوست دوران کودکی ، از غرایز مخرب خود انتقاد می کند.

او می گوید: “فکر می کنم شما فقط می دانید که چگونه به افراد دیگر ترحم کنید.” “شما در دنیای افسانه خود زندگی می کنید که فقط ترحم شما می تواند ما را نجات دهد.” هنوز ، گوئن ناراضی است ، در میان طلاق قرار دارد و لون را به داشتن رابطه دعوت می کند. ریه می داند که او نمی تواند او را از اندوه خود نجات دهد. در عوض ، او به او می گوید که به هر حال همه چیز یکسان خواهد بود ، خواه او با او ازدواج کرده باشد یا شوهرش.

برعکس ، چین در مورد آنچه می تواند از زندگی به دست آورد واقع بینانه است ، با این حال ، محدود ، و به نوبه خود ، او امیدوار است زیرا او گزینه های دیگری را پیشنهاد یا حتی امتحان می کند. وقتی فهمید که لونگ هنگام بازگشت از ایالات متحده ، از گون در ژاپن دیدار کرده است ، مطمئن است که وی را خیانت کرده است ، او با خواهر کوچکتر و دوستانش به یک وام می رود.

او در دیدگاه خوش بینانه خود به آینده مشاهده و مشارکت می کند. آنها خود را با ایده های سنگین از آنچه در آینده و یا آنچه می توانند انجام دهند برای شکل دادن به آن زحمت نمی کشند. احتمالاً دو سکانس تصویری بهترین فیلم در طول این آزمایش اتفاق می افتد: باند سوار موتورسیکلت های خود در اطراف ساختمان دفتر ریاست جمهوری و صحنه بیلبورد نفس گیر فوجی فیلم.

ایجاد زندگی: در داستان تایپه ادوارد یانگ
منبع: Janus Films

یکی از آقایان جوان این گروه مجذوب چین می شود و او تجربه می کند که دوست دارد شاهد تحسین خاموش باشید. اما چین از شدت کنجکاوی مرد جوان ناراحت می شود. او از هداونیسم زودگذر خود لذت می برد ، اما این فقط متفاوت بود ، یکی دیگر از روش های رضایت بخش دیگر زندگی.

هنگامی که چین پیشنهاد ازدواج یا دور شدن را پیشنهاد می کند ، اخراج لونگ از راه حل های “درمان همه” او سخت است ، اما اکنون هر دو به هم پیوسته اند تا بتوانند زندگی مشترک خود را ادامه دهند. این واگرایی در باورهای اساسی آنها باعث پاره شدن در روابط آنها می شود. آنها از نظر جسمی به سختی صمیمی هستند ، اما ارتباطی وجود دارد که فقط احساس می کنند. آنها آنها را به هم گره زد و صمیمیت روانی مورد نیاز آنها بود. به عنوان شاهد ، آنها می توانند همدیگر را پایدار نگه دارند ، اما وقتی لنگ شروع به از دست دادن محدودیت خود کرد ، دیگر قادر نیست فاصله ایمنی را از آنچه که در اطراف خود می بیند حفظ کند.

ایجاد زندگی در داستان تایپه

این فیلم با رویارویی قابل اجتناب به پایان می رسد. همانطور که لونگ از آنچه که خودش شده است می خندد ، در پیاده رو دراز می ایستد و توهین می کند که یک تلویزیون که در خیابان ریخته می شود ، او را به نکات برجسته ای از زندگی که در آن خواب دیده بود نشان می دهد ، این تأیید کننده بخش مهمی از گذشته ریه است ، که یانگ در طول فیلم طعنه زده بود. بنابراین بسیاری از داستان پردازی های ترکیبی فیلم باید با بخشی از اطلاعات به اشتراک گذاشته شده بین افراد در گفتگو یا واکنش های شخصیت ها به حوادث به ظاهر بی اهمیت تعبیر شود. این سبک فیلم را تشدید می کند و زیبایی جهانی را افزایش می دهد که در آن غم و اندوه بر غم و اندوه غالب است.

ادوارد یانگ زندگی را به اندازه تجربیات خود لایه لایه و پیچیده ایجاد کرده و برجسته آنچه که ممکن است ضعف انسان به نظر برسد را برجسته می کند اما در واقع چیزی است که باعث می شود افراد منحصر به فرد و برابر شوند. او زمانی گفت که کاملاً به عشق اعتقاد دارد ، اما عشق غیرقابل ویرایش و جاودانه به سختی حاصل می شود. عدم وجود عشق غیرقابل ویرایش در وجود دارد داستان تایپهاما مردم مصمم هستند که امید را پیدا کنند ، حداقل در برخی اوقات خوشحال شوند.

آیا این بهترین فیلم یانگ است؟ کدامیک مورد علاقه ی شماست؟ لطفا در نظرات زیر به ما اطلاع دهید!

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، پیوستن به انجمن ما در Discord و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!