مصاحبه با کارگردان مارکو پورسیا با حضور Rodney Ascher

در طول پنج سال گذشته ، کارگردان مارکو پورسیا در حال جمع آوری مقدار زیادی فیلم از ضبط کنسرت های گروه آل-راک مورد احترام Swans بود. در حالی که این گنجینه مواد را جمع می کنید و با پیشخدمت آشنا می شوید مایکل گیرا، پورسیا در شرف ایجاد یک مستند در مورد موسیقی مورد احترام Swans با ویژگی 2019 است ، بدن کجا پایان می یابد؟

با تهیه کننده رادنی اشر (اتاق 237 ، کابوس) ، مارکو پورسیا کشت نه تنها آ مستند قوها ، اما قطعی مستند قوها. با تشکر از برخی از ویژگی های حضور در Facebook Messenger با اسکر، و همچنین یک ویدیوی الهام گرفته شده از YouTube (از شما واقعا) که شامل آهنگ “ذهن جدید” گروه است اسکر به اندازه کافی مهربان بود تا من را در تماس قرار دهد پورسیا، که منجر به این مصاحبه شد.

به دلیل اختلاف زمان ، رادنی اشر بعدا در مصاحبه ظاهر می شود تا نظرات خود را در مورد فیلم با ما در میان بگذارد.

الكساندر میلر برای استعلام فیلم: بدیهی است كه شما به عنوان كارگردان از طرفداران قوها و آثار مایكل گیرا هستید. آیا احساس می کنید که این قسمت قابل توجهی در تحقق داستان گروه و همچنین نیروهای اصلی پشت آن بوده است؟

مارکو پورسیا: بله ، من همیشه فکر می کردم که واقعاً معتقدم فقط کسی که واقعاً داستان قوها را می داند می توانست این فیلم را بسازد ، اما شما به نوعی می دانید بله ، من از 11 سالگی طرفدار زیادی دارم ، درست مثل خیلی ها ممکن است از افرادی که این فیلم ها را دیده اند احساس می کنم یکی از آنها در موقعیت ساخت این فیلم بوده ام مارتین اسکورسیزی برای ساختن این چیزها ، اما احساس می کنم شما برای درک قوها به بینش نیاز دارید ، و مایکل و موسیقی ای که از مکانی می آید – من می خواستم داستان گروهی را که بزرگ شده ام بگویم. فیلم های هوادار همیشه به نوعی شهرت بدی دارند. آنها به نوعی ارزان ساخته شده اند ؛ می توانید بگویید که آنها با دوربین فیلمبرداری شلیک شده اند. اما من فکر می کنم توانایی و مهارت آن را داشتم که می خواستم پروژه خودم را بسازم. من کارهای زیادی را به عنوان تدوینگر در بسیاری از مستندهای تلویزیونی و کارگردانی موزیک ویدیوها انجام داده بودم ، اما چیزی طولانی مدت مانند این نبود. *

به نظر می رسد با گروهی مانند Swans ، آنها یک باند منحصر به فرد هستند که بسیار معمایی است و احساس می شود که لازم است از کسی که واقعا مواد را درک می کند و موسیقی را می فهمد ، یک روایت جامع و منسجم از داستان و موسیقی – همانطور که گفتید ، بسیاری از اسناد roc ساخته شده توسط طرفداران یا طرفداران بهترین شهرت را ندارند ، اما شما یک فیلم بسیار عالی را در اجرای آن از نظر فنی و نزدیک شدن به موضوعات تهیه کرده اید ، این فیلم فوق العاده ظاهر می شود و قطعاً به زیبایی فیلم ارائه می شود که به نوعی قابل انعطاف است برای تازه واردان و سخت افزارها.

مارکو پورسیا: این به نوعی هدف اصلی من بود ، یا چالش ساختن چیزی بود ، ساختن آن برای اینکه افرادی که قوها را نمی شناختند بتوانند وارد مایکل گیرا دنیای و چیزی از آن بیرون بیاورید ، و این گروه را درک کنید ، و برای طرفداران ، من این را می دانستم ، من نمی خواستم چیزی بسازم که فقط برای طرفداران باشد و فقط آلبوم ها را به ترتیب زمانی لیست کنم ، چیزهای زیادی وجود دارد به داستان ، و من می خواستم داستان را تعریف کنم مایکل زیرا مایکل است قوها- من تقریباً آن را به عنوان یک سند موسیقی نمی بینم ، تقریباً شبیه یک فیلم بیوگرافی است. من می خواستم این واقعیت را که خودم هم طرفدار بودم پنهان کنم – بسیاری از افرادی که در مورد فیلم نظر می دهند می توانند به راحتی متوجه شوند که من طرفدار هستم.

درست است ، وجود یک عینیت بسیار مشهود است ، که به نظر من یکی از فیلم های بسیار قوت است ، و شما واقعاً به سوژه ها فرصت می دهید تا نفس بکشند و برای پاسخگویی و بحث در مورد موسیقی ، خصوصاً ژیرا و جاربو ، به زمان سوژه ها فرصت می دهیم – در حالی که آشکار است مطمئناً او را عاشق موسیقی می دانم ، همچنین بسیار عینی است و بسیار غریزی و شواهد از یک فیلم بسیار خوش ساخت احساس می شود.

مارکو پورسیا: من شروع کردم ، شما می دانید که من یک ایده داشتم که چگونه می خواهم آن را ادامه دهم ، من آن را در سال 2014 شروع کردم ، برای من مهم بود که در آن دوره تجسم شروع کردم ، بحث بسیار مهم بود و مهم بود که به عنوان تا آنجا که می توانم تصاویر بایگانی زیادی داشته باشم. من می دانم که این فقط یک داستان دلهره آور بود که فقط 35 سال طول کشید ، اما من با مردم تماس گرفتم و همه موافقت کردند که بخشی از آن باشند ، و ساختن این فیلم را از مصاحبه ها شروع کردم و سعی کردم همه نکات داستانی که می خواستم در پایان ، در واقع ، ژیرا و جاربو مصاحبه ها در واقع آخرین مصاحبه هایی بود که من انجام دادم و بنابراین وقتی این موارد را گرفتم ، مجبور شدم کل فیلم را تغییر شکل دهم و از نظر مایکلز در جایی که به آنها نیاز داشتم ، داشته باشم.

مصاحبه با کارگردان مارکو پورسیا با حضور Rodney Ascher
منبع: فیلم های چشم

چیزی که من واقعاً تحسین کردم این ساختار بود: شما مقدمه ای برای آغاز فروتنانه ، صحنه موسیقی NYC در اواخر دهه 70 دهه اوایل دهه 80 ، رابطه با تورستون مور و مربیان همانطور که در آن زمان شناخته شده بودند بود – بدیهی است که آنها به عنوان جوانان صوتی. سپس کودکی مایکل جیرا و داستان شخصی تری را به دست می آورید و واقعاً فیلم را شکل می دهد. آیا این کار عمدی بود یا بخشی از روند آن بود؟

مارکو پورسیا: بله ، من می دانستم که جایی برای ورود به سیستم دشوار است مایکل پشت صحنه من می خواستم مواد اولیه گروه را داشته باشم و پس از آنکه در داستان بودید ، دوباره به دوران کودکی او برگردید و شروع کردید ، شما نوع می فهمید که او از آنجا می آید ، و جهان بینی او ، بنابراین این نوع از روی حیله و تزویر است که در آن است رادنی در این زمینه به من کمک کرد و من می توانم بسیاری از بریدگی هایم را با او از بین ببرم ، و او در کمک به من برای شکل دادن به این ساختار عالی بود ، من مواد زیادی داشتم. برش خشن مانند 4 1/2 ساعت بود.

گرچه این نیز حیرت انگیز بود ، بله ، من دوست دارم آن را ببینم!

مارکو پورسیا: من سعی کردم جا بیفتم چون نوعی فرایند بیرون آوردن موارد ضروری داستان بود و من سردبیر بسیاری از مستندها بوده ام ، بنابراین یاد گرفتم که چگونه یک داستان را به صورت ساختاری تعریف کنم ، بنابراین خیلی می خواستم تا اطمینان حاصل شود که مایکل backstory در فیلم حضور داشت و من آن را در جای مناسب فیلم می خواستم.

این یکی دیگر از مواردی است که می خواستم از شما بپرسم: این باید یک شاهکار زیبا در ویرایش باشد ، زیرا من مطمئن هستم که شما فیلم های کنسرت و فیلم های بایگانی زیادی برای کار دارید. آیا احساس می کنید در مراحل تدوین فیلم را پیدا کرده اید؟

مارکو پورسیا: بله ، قطعاً می گویم که – من مثل یک معمای بزرگ بودم که فقط داشتم قطعات می ساختم ، من می دانستم که قوهای امروزی را خیلی خوب پوشانده ام ، من با گروه بیرون می رفتم و از همه چیز فیلم می گرفتم و همه چیز را مستند می کردم ، مصاحبه می کردم ، اما من کمبود مطالب مربوط به دهه 80 و 90 را داشتم. من عکس های زیادی داشتم اما جاربو من را از این جعبه نوارها ، بایگانی که مدتهاست از زمان جدا شدن آنها مفقود شده بود ، مطلع کرده بود مایکل و او نمی دانست که این جعبه نوار ویدئوها که یک سال تمام وجود داشته است ، من در حال ویرایش فیلم ها بودم و یکی نوشت و گفت “هی مارکو، من فکر می کنم آنچه را که بدنبال آن بودی پیدا کردم. “و من خودم را به نیویورک رساندم و این جعبه بزرگ مانند 100 نوار VHS را که از طرف کنسرت ها از اوایل دهه 80 تا دهه 90 ساخته شده بود ، تهیه کردم. ، این مانند مادری بود ، مانند یک کشف باستان شناسی و من می دانستم که اکنون می توانم داستان اوایل دوره را نیز همراه با تمام مصاحبه ها تعریف کنم – و هنگامی که ویرایش می کردم فکر کردم که “بله ، من می توانم داستان کامل را تعریف کنم در کل. ”

بله ، زیرا شما می گفتید که فیلم های زیادی از دوران 2014 به بعد دارید ، و این کاملاً کشف در گره خوردن کل روایت با هم بوده است. نکته دیگری که به نظر من جالب بود این بود که می خواستم در مورد حضور و درگیری Rodney Ascher بپرسم. کار او در اتاق 237 و کابوسه بسیار در مورد هنرمندان و کارهای آنها است ، اما چگونه مردم با آن تعامل دارند؟ آیا این تاثیری در سبک کارگردانی شما داشت؟

مارکو پورسیا: هوم ، نه ، نه لزوماً به آن روش ، اما ما دوستانی بودیم که به دانشگاه برمی گشتیم ، و او کارهای بسیار درخشانی انجام داده است و من تحسین می کنم که او با همه فیلم هایش چه کرده است. در تمام مدت زمانی که من دیوانه می شدم با تمام موارد لجستیکی ، او پشتیبانی بزرگی داشت ، خوب همه چیزهایی که می دانید؟ او این کار را کرده است ، بنابراین در کمک به من در ساختن فیلم بسیار ارزشمند بود.

بسیار عالی ، چیزی واقعاً وحشی وجود دارد و من به نوعی با رادنی صحبت می کردم [Ascher] در مورد این میکروفون – نوعی این واکنش مردم است که وقتی از آنها در مورد Swans می پرسید ، هیچ کس نمی گوید “اوه ، من کارهای اولیه آنها را دوست دارم” یا “من چند آهنگ را دوست دارم” – کلماتی مانند “مقدس” را می شنوید یا “شامی” به نظر می رسد چیزی است که در یک کلاس مطالعات دینی می شنوید. آیا اصلاً نوعی صمیمی بودن در شکل دادن به این مستند وجود دارد به این دلیل که قوها از بسیاری جهات بسیار بزرگتر از زندگی هستند؟

مارکو پورسیا: بله ، من هم به نوعی متوجه این موضوع شدم همانطور که مصاحبه ها را انجام می دادم ، این پاسخ باورنکردنی را دریافت می کردم ، می دانید؟ از افرادی مانند آماندا پالمر و دوندرا بانهارت چیزهایی که انتظار نداشتم اگر این نوازندگان آگاه باشند ، می دانید ، گفتن این حرف در مورد گروهی که من واقعاً بودم ، به نوعی از آنچه در مردم و سایر موسیقی دانان و اعضای دیگر گروه به وجود آورده بود ، ترس داشتم ، این چیزی است که ، حدس می زنم من هنوز در حباب خودم هستم ، من یک طرفدار بودم اما افرادی را می شناسم که هستند طرفداران ، اما این در مورد آن بود ، من به نوعی همه اینها را کشف کردم در حالی که من در حال ساخت فیلم در مورد تأثیر گروه و میزان دسترسی بودم ، زمانی که می خواهم به نمایش های فیلم بروم ، و شما همه این بچه های جوان را می بینید و از جلوی خود می دانید ذهنشان را از دست می دادند ، تماشای آن فقط چیزهای شگفت انگیزی بود ، من اغلب فقط از جمعیت فیلمبرداری می کردم ، کاملاً در این حالت تغییر شکل یافته ، برای دیدن این چیزها حتی دیدن همه اینها بسیار امتیاز داشتم ، بنابراین این نقش من بود ، واقعاً برای ثبت اسناد و مدارک هر آنچه در توان داشتم. من نمی خواستم یک چیز را از دست بدهم ، در نمایش ها سعی می کنم دنبال چیزی بروم که روی صحنه نیست. من همچنین نمی خواستم فقط تصاویر کنسرت داشته باشم. به همین دلیل است که من می خواستم به اندازه متنوع چیزها را بدست آورم. میپرسیدم مایکل برای رفتن به گالری با من ، (صحنه های آغازین) برای ریچارد سرا به نمایش گذاشتن ، می دانید ، فیلمبرداری از او در صحرا و این آسان نبود زیرا او دوست ندارد از او فیلمبرداری شود ، اما برای من مهم بود كه همه اینها را بدست آورم ، ایجاد چیزی غیر از فقط یک سند موسیقی ، همچنین من از دوربین فوق العاده 8 من استفاده کرد و فیلم های زیادی گرفت تا کیفیت خاصی به آن ببخشد که به نظر من متناسب با زیبایی آن باشد مایکل.

بله ، من متوجه شدم که به نظر می رسد سهام فیلم های مختلفی وجود دارد و بین دیجیتال یا 8 یا 16 میلی متر محوری است؟

مارکو پورسیا: درست.

بله ، این به دامنه زمانی که فیلم پوشش می دهد کمک می کند و من حدس می زنم در صحبت با آن ، ساختاری که واقعاً جذاب به نظرم رسید ، وقتی جاربو به گروه پیوست ، شما نوعی از آلبوم به آلبوم دیگر رفتید ، و من فکر کردم واقعاً مهم است زیرا در آن زمان شما جریان دیجیتال و همه اینها را نداشتید و اینگونه بود که با موسیقی ارتباط برقرار می کردید ، این بود که نداشتید. تا زمانی که آلبوم بعدی آنها را نشنیدید ، قرار بود چه اتفاقی می افتد و با شخصی مثل Swans آلبوم های آنها کاملاً مفهومی است ، مهم این است که روی آن تمرکز کنید ، این که تصمیم عمدی تری از طرف شما باشد یا به نوعی بخشی از مستند باشد ؟

مارکو پورسیا: بله ، هدف قرار دادن آنها بود. از آنجا که هر یک از آن آلبوم ها بسیار متفاوت هستند ، من همیشه می توانم یکی را بررسی کنم ، و چه زمانی جاربو وارد گروه شد ، این فقط از هر آلبومی تأثیر خاص خود را داشت. بنابراین این افراد برای گرفتن فردی بسیار مهم بودند ، بدیهی است فرزندان خدا ، حرص و آز ، من همچنین در زمان انتشار این سوابق نوجوان بودم ، بنابراین من به نوعی هیجان آن سوابق را در لحظه زندگی کردم. و من شاهد بودم که چگونه وقتی The Burning World ظاهر شد ، این نوع رکود بزرگ بود ، شما می دانید ، استقبال خوبی نکرده است؟ و برای من ، این داستان بسیار قدرتمندی بود که سعی کردم آن را بیرون بیاورم. تلاش برای پناه بردن به راه خود و شروع دوباره و دوباره ، ساختن هر آلبوم پس از آن ، فقط چالش برانگیزتر بود ، و فشار دادن و فشار دادن می دانید؟ برای آن دوره ، سعی کردم آلبوم ها به نوعی مورد خودشان باشد ، اما بعد از آن وقتی که آنها اصلاح شدند ، بیشتر به صدا بستگی داشت ، بنابراین من در مورد خود آلبوم ها صحبت نمی کنم (بعد از اصلاحات 2011). این بیشتر درمورد بیننده است که این دوره را به تنهایی کشف می کند.

مصاحبه با کارگردان مارکو پورسیا با حضور Rodney Ascher
منبع: فیلم های چشم

من به ویژه از بخش جهان سوزش لذت بردم زیرا مهم است که توجه داشته باشم وقتی یک هنرمند دچار تزلزل می شود ، اما وقتی که از مد خارج می شوند ، بگو. من نمی خواهم جریان اصلی تجاری را بگویم ، اما وقتی آنها یک اشتباه غلط ایجاد می کنند ، زیرا در این صورت انگیزه تقریباً بیشتری ایجاد می شود یک رنسانس خلاق ، مانند بعد از شکست دیوید لینچ با تپه، “من فقط می توانم از اینجا بالا بروم” ، و احساس می کنم این نگرشی است که از اطراف “جهان در حال سوختن” به وجود آمده است ، اگر این انحراف نبود ، ما همه این کارهای خارق العاده دیگر را که بعد از آن آمدیم ، نداشتیم.

مارکو پورسیا: دقیقا، مایکل برای The Burning World بسیار سخت است ، اما برای بسیاری از مردم ، آلبوم مورد علاقه بسیاری از طرفداران ، اما به نظر می رسد که چنین شکست خورده ای باشد. این به نوعی بود ، گفتن این داستان ، لازم بود چیزی برای بالا رفتن وجود داشته باشد ، سپس شما پایین می روید ، سپس دوباره دوباره قیام می کنید ، این اتفاق زیادی با مسیر سوان رخ داده است. من وارد همه این فراز و نشیب ها نشدم ، اما قطعاً مورد اصلی بود.

بله ، زیرا نکته جالب دیگر این است که آنها به عنوان یک گروه ، واقعا از ژانر گریزان بودند. آنها اغلب با جنبش پانک راک مرتبط هستند ، مواردی از این قبیل ، اما واضح است که آنها کاملاً مربوط به خودشان هستند ، اما جالب است که آنها از جریان اصلی موسیقی خواستگاری می کردند یا معاشقه می کردند ، و من فکر می کنم این شواهد بیشتری است که نشان می دهد آنها بسیار متعلق به آنها هستند وحش خود و این روشی است که قرار است باشد – شما می دانید منظور من این است که این ذهنیت “آن را بگیر یا آن را رها کن” که از موسیقی و ژیرا می گیری ، و از بسیاری جهات مسیر فیلم نیز هست ، هنرمند خود خوانده هنگام کار ،

مارکو پورسیا: آره مایکل یک هنرمند واقعی است و این شاید فیلمی بود که می خواستم بسازم ، در مورد زندگی یک هنرمند که کاملاً کاملاً سازش ناپذیر است و صرف نظر از هرچیز فقط به دید او می چسبد و این چیزی است که من قطعاً می خواهم آن را ارائه دهم در این فیلم موضوعاتی وجود داشت که می خواستم مطمئن شوم ، از نظر من واقعاً مهم هستند مایکل زندگی به عنوان یک هنرمند ، برای من فیلم ها نیز بخشی از داستان عشق است جاربو، نفوذ او در موسیقی و مسیر حرکت گروه ، اهمیت او فراتر از کلمات بود ، و سپس آن نیز یک داستان دوستی با تورستون و من واقعاً فکر می کردم بسیار قدرتمند است ، شما می دانید که این دو نفر را در اختیار داشته باشید که در نهایت ، در سال 1982 آنها نمی دانستند که به این گروههای افسانه ای تبدیل می شوند ، اما من قطعاً نمی توانم دوستی و ابتدای آنها را ثبت کنم زیرا مفید بود ، من باید فیلم ها را برای کسی توصیف کنم که سوانز را بلد نباشد مثل اینکه شما می دانید “آیا شما جوانان صوتی را می شناسید؟” و این تغییر می کند ، خوب ، می دانید ، همه Sonic Youth را می شناسند ، و با قدرت گرفتن هرچه بیشتر این دو گروه موازی وجود دارد. شما این گروه موسیقی Sonic Youth را دارید که به شهرت جهانی رسیده و به یک لیبل بزرگ می روید و صدها هزار رکورد می فروشید ، در همان زمان که سوانز The Burning World را بیرون می کشید ، که از نظر برچسب اصلی یک فاجعه بود در حال سقوط درست زمانی که رکورد منتشر شد. آنها خیلی تبلیغ نکردند. شما می دانید که مطمئناً چیزی وجود دارد که به وضوح مایکل را آزار داده است و این واقعاً دردناک بود ، بنابراین من می خواستم سالها بعد دیدار دوباره آنها را ثبت کنم و این برای داستان فیلم بسیار مهم بود.

مصاحبه با کارگردان مارکو پورسیا با حضور Rodney Ascher
منبع: فیلم های چشم

و نکته دیگری که واقعاً به ذهنم خطور کرد و فکر می کنم این گروه در یک نگاه منحصر به فرد نیز حضور داشته باشد ، حضور جاربو و رابطه او و گیرا است ، اما آنچه که من واقعاً دوست داشتم این است که در فیلم ، او وقت زیادی برای ابراز وجود و رابطه خود نه فقط با مایکل بلکه با گروه همچنین صحنه پانک / هاردکور ، به خصوص در آن زمان اغلب به عنوان یک نوع باشگاه پسران دیده می شد ، و سپس دیدن داستان گروه از دیدگاه زنان من فکر می کنم واقعاً داستان را باز می کند و فیلم را باز می کند. آیا این چیزی است که به شما گیر کرده است؟

مارکو پورسیا: بله ، من به عنوان یک خارجی که به دنبال آن هستم ، همیشه این فکر را می کردم جاربو حضور در شکل دهی بسیار مهم بود مایکل چشم انداز و سپس موسیقی ، این نیز یک چالش بزرگ دیگر قرار دادن بود جاربو در فیلم ، او را قرار دهید ، و اهمیت او را در گروه و در تکامل گروه نشان دهید زیرا ، زیرا بسیاری از مردم این را نمی دانند ، یا شاید این را درک نکنند ، و بله او بزرگ بخشی از نگه داشتن گروه از طریق تمام این سختی ها. می توانید در ادامه فیلم بسازید جاربو، او حضور بسیار خارق العاده ای دارد و سبک است ، شما می دانید ، مانند یکی از مصاحبه ها ، او مانند “نور به مایکل تاریکی است “، و واقعاً مهم بود که طرف داستان او را نشان بدهیم و اهمیت او را در گروه نشان دهم ، و هر آنچه که همراه بود ، جدایی ، گذراندن همه اینها با مایکل، من بیشتر نگران بودم جاربو نسبت به. تا مایکل به نوعی واکنش به مصاحبه با او ، و در واقع ، من دو مصاحبه با او انجام دادم جاربو. اما ، او کمک بزرگی بود ، و همچنین می خواست مردم بدانند ، شما می دانید ، این داستان زندگی شما نیز برای او است ، بنابراین او پشت پروژه بود و واقعاً به خیلی کمک کرد.

این واقعا وحشی است ، و من صحنه ای را که او به رفتن روی صحنه در مرحله اولیه گروه اشاره می کند ، جایی که او خودش را مانند “بره ایثارگر” می داند ، دوست دارم ، زیرا مردم انتظار این موسیقی سخت “سخت” را دارند . سپس شما این زن بسیار رسا را ​​می خوانید که آواز می خواند ، و این دوباره گواهی است بر اینکه چقدر قوها منحصر به فرد و چه نیرویی هستند. من همچنین دریافتم که رابطه بین جوانان صوتی برای من کاملاً جدید است. من می دانستم که برخی موازات وجود دارد ، اما دوستی بین Thruston و گروه بسیار دوست داشتنی بود و دیدن نمایش دوباره بسیار جالب بود (هر دو می خندند).

مارکو پورسیا: بله ، وقتی فهمیدم که آنها قصد دارند با هم بازی کنند ، بلافاصله بلیط هواپیما به لندن خریدم ، برای من اهمیتی نداد که چقدر ، در حال حاضر آن را روی کارت اعتباری گذاشتم – بسیاری از اوقات فیلم به نوعی بود حین ساختن آن ، حتی در زمان مصاحبه ها ، شکل گرفته است مایکل شروع به صحبت در مورد اینکه چگونه ، در دوران طمع ، او داشت بسیاری از نام ها را تماشا می کرد ، televangelist ، نام را خالی می کند ، نام معروف ، و شما باید نام او را وارد کنید ، (می خندد) وقتی که من شنیدم همانطور که من مصاحبه را انجام می داد ، من بلافاصله فکر کردم “این کاملاً منطقی است” بنابراین من بلافاصله می خواستم آن نکته را نشان دهم و آرشیو پیدا کردم ، و داشتن آن آرشیو قدیمی از اجرای زنده ، باور نکردنی است که ببینید چگونه مایکل درست مثل یک واعظ روی صحنه است ، مخصوصاً در مرحله فرزندان خدا ، برای تماشاگران فریاد می کشد ، در بسیاری از مواقع که اتفاق می افتد ، من به نوعی به آن سمت می روم ، و آنجا که فکر می کردم آنجا چیزی در داستان است ، حتی اگر این چیزهایی بود که من در مورد آنها نمی دانستم.

من قطعاً می خواستم آن چیز televangelist را لمس کنم – جالب است. شما معمولاً با پانک ، فلز یا صنعت برابر می دانید که معمولاً این نگرش مبارزانه نسبت به ادیان سازمان یافته یا چیزهایی از این قبیل وجود دارد ، و آنچه که من فکر می کردم بسیار جذاب است این است که واکنش ژیرا کنجکاوتر است ، به طوری که به جای اینکه با مبارزه با آن تقریباً از آن استقبال کرد و دوباره همانطور که گفتید می توانید آن را در حضور صحنه ای او مشاهده کنید ، مخصوصاً در دوران فرزندان خدا و حتی در نمایش های بعدی جایی که او این دیوار غوطه وری از سر و صدا را در برنامه های زنده هدایت می کند ، ادامه می دهد .

مارکو پورسیا: بله ، من بوده ام من همیشه می دیدم که او این کار را می کند ، اما نمی فهمیدم چرا این کار را می کرد ، می دانی؟ به نوعی مانند رهبر اهریمنی دیوانه بود ، و پس از آن دوره های زیادی بوده است در هر دوره مایکل خیلی چیزها را جذب می کند ، و بعداً تحت تأثیر بودیسم قرار می گیرد ، و این از آنجا ناشی می شود ، و این نیست که او یک بودایی است ، اما او واقعاً به آن جهان می رود و نوع فوق العاده ای را که در آواز خود دارد.

نوعی کانال گذاری ماهیت آیینی آن است؟

مارکو پورسیا: آره

دوباره صحبت کردن در مورد تأثیرات و زمانی که او (ژیرا) در مورد رفتن به اروپا در سالهای ابتدایی خود صحبت می کند و هر دو شگفت آور و جالب است ، مثل اینکه شما برخی الهامات آبی دارید ، یک چشم انداز جذاب است. می دانید که حضور در اروپا و دیدن نرم افزارهای مختلف ، Frank Zappa ، Procol Harum و مواردی از این دست جالب است زیرا شما می توانید ارتباطات هنری این گروه ها را مشاهده کنید. هنوز هم دیدن این ساقه ها از انتهای طیف به انتهای دیگر و دیدن نحوه شکل دادن به موسیقی تقریباً غیرقابل توصیف موسیقی وحشی است.

مارکو پورسیا: بله و من به نوعی شاهد این امر بودیم ، هنگام فیلمبرداری از گروه هنگامی که آنها در حال ضبط بودند ، یک مرد درخشان ، جایی که فقط تماشای او در استودیو واقعاً جذاب بود زیرا او بلافاصله ، دقیقاً همان چیزی را که می خواست ، تازه می دانست ، او واقعاً قصد ، اما در همان زمان ، مانند جان کنگلتون می گوید ، “او فی نفسه نوازنده نیست” ، او می شنود ، و واقعاً در آوردن چیزهایی از بازیکنانش و گرفتن این صدا و احساس خارق العاده ، برای من بسیار خوب است و همیشه چیزی بوده است که در مورد زیبایی سوانز وجود دارد و صدا که بدیهی است در سنین پایین به من ضربه زد و واقعاً ادامه داد و فکر می کنم این را بگویم پل والفیش با اشاره به این ، “دو باند در جهان وجود دارد که طی 40 سال وارد شده اند و هنوز هم موسیقی حیاتی هستند” شما می دانید ، مانند Nick Cave و Bad Seeds ، Einstürzende Neubauten ، اینها همه گروههایی هستند که مردم واقعاً به آنها متصل می شوند سطح ، و بله ، خوشحالم که بقیه افراد نیز چنین احساسی داشته اند – مثل این است که وقتی جوان هستید فکر می کنید تنها شخصی هستید که وارد این گروه می شوید ، سپس متوجه می شوید که شخص دیگری وجود دارد ، سپس شخص دیگری ، و به نوعی ، یک جهان کامل را حتی برای خودم باز کنم که من از آن نمی دانستم. بسیاری از علاقه مندان به فیلم در سراسر جهان از من برای ساخت این فیلم تشکر کرده اند و این بزرگترین پاداش از همه بوده است.

من فکر می کنم این یکی از این موارد است که در جایی که شما چیزی را در چنین سطح عمیقی وصل کنید ، احساس صدها هزار خواهد شد زیرا پاسخ به آن بسیار مشتاقانه مانند آنچه شما گفتید ، احساس می کرد که این چیز شماست ، سپس چیزهای خود را پیدا می کنید بسیاری چیزهای دیگران ، و مانند موسیقی دانان نیک کیو ، Einstürzende Neubauten این دگرگونی در آنها وجود دارد ، و درست مثل Swans آنها بسیار خود مدل و خود هدایت هستند ، دیدن Blixa Bargeld – به عنوان یکی از طرفداران قدیمی Einstürzende Neubauten بسیار جالب بود همچنین دیدن آن بسیار باحال بود و دیدن اینکه آنها همدرد ، قو و نوبوتن هستند ، شوک آور نبود.

مارکو پورسیا: بله من واقعاً خوش شانس بودم که به دست آوردم Blixa ، چون فکر می کنم که بلیکسا آن را عمدتا به عنوان یک اشاره و قدردانی از انجام داد مایکل، بنابراین او موافقت کرد که این کار را انجام دهد ، و این یکی از مصاحبه هایی بود که من انجام ندادم ، اما احتمالاً از این طریق بهتر بود ، زیرا من احتمالاً کاملاً ترسیده بودم …

[Both Laugh]

مارکو پورسیا: بنابراین ، بله ، افرادی از این دست واقعاً به سیمان شدن فیلم کمک کردند ، حتی اگر او مدت زیادی در این فیلم حضور نداشته باشد. این همان چیزی است که وی گفت بسیار مهم است. سعی کردم بدست بیارم نیک کیو ، هنری رولینز ، جلو بیافرا ، ایگی پاپ ، و افراد دیگر ، اما تقریباً غیرممکن است که هرکسی را بخواهید

بله ، بی حد و حصر تعداد افرادی که هنرمندان می توانند لمس کنند. درک آن واقعاً دلهره آور و دشوار است. اما موضوعاتی که برای فیلم با آنها مصاحبه کرده اید ، فکر می کنم پرتره ای کاملاً زنده و منسجم تر (گربه را حرکت می دهد) و بی نهایت جذاب است. شما فیلم های استودیویی زیادی از Gira و گروه در آخرین تکرار خود دریافت می کنید ، و این احساس حضور در استودیو را کانال می کند ، فضای بسیار منحصر به فردی برای حضور در آن است ، و شما این را می گیرید. آیا اصلاً بودن برای آن ها تنش بود؟

مارکو پورسیا: بله ، این در واقع چیز دیگری است که من واقعاً به ضبط آن احتیاج داشتم. در آن زمان ، آنها اعلام کردند که این تور آخرین سفر است ، بنابراین بخشی از داستان بود ، و من توانستم پایین بروم ، پرسیدم مایکل اگر می توانستم چند روز فیلمبرداری کنم ، آنها یک هفته آنجا بودند. من می دانم که من نیاز به گرفتن برخی از مواد. و من که خودم موسیقی دان هستم ، چیزهای زیادی در تمرینات اتفاق می افتد. سعی کردم خودم را واقعاً کوچک کنم و مانعی در کار نباشم ، می دانی؟ هیچ کس نمی خواهد هنگام تمرین فیلمبرداری شود. بله ، گاهی اوقات بسیار پرتنش بود و آن انفجار بزرگ بین مایکل و کریس پرادویکا، و به نوعی برای فیلم ، من خوش شانس بودم که این اتفاق افتاد ، اما بسیار پرتنش بود. من بیرون فیلم می گرفتم ، و می توانم بگویم که اوضاع خوب پیش نمی رود ، و البته ، مایکل از گروه بسیار خواستار است و من از بیرون اتاق مشغول فیلمبرداری بودم و این حادثه اتفاق افتاد ، و کریس طوفانی شد ، بنابراین من اساساً بلند شدم! مثل نیم ساعت بعد برگشتم و بعد فهمیدم ، “خدای من” ، گوپرو را برای بعضی از تمرین ها شرکت داده ام. می دانید ، من شروع کردم به فکر کردن ، “شاید من واقعاً آن را اسیر کردم” زیرا وقتی بیرون بودم ، پس وقتی چک کردم و در واقع آنجا را داشتم و باور نمی کردم! این چیزی است که واقعاً کمک می کند راه را بگویید مایکل کار می کند ، و لحظات کوچک خصوصی و صمیمی فکر می کنم واقعاً کمک می کند تا شما را به داخل نیز بکشاند ، فقط اجازه می دهید این چیزها بازی کنند. از آنجا که آنها باند شوالیه ای محکم هستند و تبدیل شده اند ، جالب است که صحنه ای شبیه به آن را با صحنه ای مانند آغوش هایی که در نمایش ها به یکدیگر می دهند کنار هم بگذارید ، به طوری که برای من ، جنگ را هر چه بیشتر می کند ، همیشه همیشه قوی است به نظر می رسد آنها را در آغوش می کشید ، مانند یک تصمیم است.

مصاحبه با کارگردان مارکو پورسیا با حضور Rodney Ascher
منبع: فیلم های چشم

برخی واکنشهای احساسی به مواردی از این دست وجود دارد که نتیجه نحوه تعامل افراد با یکدیگر است. منظورم این است که شما درمقابل کسی که با او ارتباطی ندارید چنین واکنشی نشان نخواهید داد و دیدن گرم شدن قبل از نمایش با دیدن اینکه باند یکدیگر را بغل می کند بسیار دوست داشتنی بود و گواهی بر تعهد هنری از طرف گروه ها ، و این یک تقارن واقعاً هوشمندانه بود ، به راحتی می توانست به راحتی در “نمایش ژیرا” سر بزند ، اما شما به سوانز به عنوان یک گروه احساس می کنید ، و این فوق العاده است.

مارکو پورسیا: حتی خود مبارزه به نوعی مانند Abbot و Costello بود ، “کم بازی کن ، من گفتم مثل دیروز کمتر بازی کن” فقط همین بود ، اوقات خیلی سخت بود برای بازیکنان ، و آنها با این تانژانت ها ادامه می دادند ، و مایکل خیلی لجباز می شود و احتمالاً بسیاری از گروه آماده پایان دادن به آن هستند ، فقط به این دلیل که آنها به نوعی سو abuse استفاده زیادی داشتند ، اما آنها به هر حال یکدیگر را دوست دارند ، بنابراین من خوشحالم که آنجا هستم ، این همان اصلی بود که برای ضبط آن لازم بود همه چیزهایی که من می توانستم زیرا در پایان بود ، این انتهای دیگر بود ، این موازی دیگر است ، در سال 97 ، گروه در حال رشد و رشد بود ، و او فقط آن را کشت ، سپس 20 سال بعد ، او دقیقاً همان کار را انجام می دهد ، گروه بود سوار بر این موج محبوبیت ، و سپس تصمیم می گیرد که به آن پایان دهد.

من فکر می کنم خیلی جالب است ، همانطور که قبلاً می گفتید ، به همان اندازه آموزش موسیقی سنتی ندارید ، بنابراین وقتی می گویید نواختن آن روی گردن ، لزوماً همیشه به این معنی نیست که شما چیزی “بالاتر” بازی می کنید ، و این فقط نوع موضوعی که باعث می شود نوازنده کمی دیوانه شود – (هر دو می خندند) و آنها قطعاً برخی از مصاحبه ها را با هم گروهان پخش می کنند ، این قطعاً پرتره ای بسیار واضح و روشن از روند هنری را ترسیم می کند – من فکر می کنم یکی از آن چیزها ، جایی که بله ، او در سال 97 شمع را روی آن کشید. او در حال حاضر شاخه را روی آن می کشد. آیا این احساس را دارید که به عنوان یک هنرمند ، چنین انگیزه ای وجود دارد ، آیا فکر می کنید موسیقی بیشتری از Gira ساخته شود؟

مارکو پورسیا: من قطعاً معتقدم که او به نوعی مانند بووی است و جایی که آنها نمی توانند نه چیزی بساز ، بنابراین ، مانند کریستف می گوید تا شش فوت زیر زمین باشند. درست مثل آخرین آلبوم ، Leaving Mean که او اعلام کرد ، کاملاً باورنکردنی است ، یک جهت کاملاً جدید است. فکر کردم این یکی از بهترین آلبوم هاست ، قطعاً فکر می کنم او ادامه خواهد داد ، مخصوصاً در این مواقع فکر می کنم که این کار را ادامه خواهد داد.

همچنین جالب است که شما گروههای موسیقی زیادی دارید که شاید اوج شکوفایی آنها در دهه 60 دهه 70 دهه 80 دهه 90 بود یا شما را چه دوست داشتید ، سپس آنها از هم پاشیدند ، سپس فرهنگ طرفداران یک فرقه ایجاد کرد ، سپس آنها دوباره بر می گردند. همه چند سال بعد ، همه هوشیار شدند ، و آنها یک تور دیدار مجدد دارند ، و سپس آن را می کشد و عملکرد زیادی ندارد. (می خندد) اما ، با قوها به نظر می رسد که آنها قوی تر و بهتر از همیشه بازگشتند. دیدن و دیدن فیلم ها بسیار جذاب بود و کنسرت جذاب بود زیرا زمان کافی وجود دارد ، شما به کنسرت ها زمان کافی می دهید تا نفس بکشید و بسیار مهم است که مانند اجرای The Glowing Man (به معنای گفتن “Cloud of دانستن “) و چیزی شبیه یک آهنگ 30 دقیقه ای است ، و …

مارکو پورسیا: بله ، ابر ناآگاهانه بود و تقریباً 50 دقیقه در یکی از نمایش های آخر در NY به پایان رسید. من می خواستم آن را تا زمانی که می توانم حفظ کنم. کاش می توانستم همه نمایش های دیگر را باز کنم ، اما به 3-4 ساعت رشد می کرد. امیدوارم که مایکل می خواهد تمام اجراهای کامل ، بسیاری از آهنگهایی که من در این فیلم دارم را منتشر کند و این یک تعادل متعادل و تلاش برای یافتن آن بود ، و اینکه چه زمانی اجازه می دهد موسیقی و مصاحبه ها تعادل یکدیگر را برقرار کنند.

مصاحبه با کارگردان Marco Porsia با حضور Rodney Ascher
منبع: فیلم های چشم

از آنجا که من این کار را دوست دارم ، تقریباً مثل این بود که زیرنویس ها بخوانند “این آهنگ زندگی خودش را کرده است که اکنون 50 دقیقه طول دارد و من مثل” لطفا بگذارید پخش شود ، او نمی تواند آن را قطع کند “و شما آن را برای مدتی رها کنید که عالی است زیرا این پالت را ایجاد می کند ، پس از آن ، من یک دوره دیگر از سقوط موسیقی آنها را دنبال کرده ام – حدس می زنم که به یکی دیگر از سوالات من پاسخ دهد و این اگر شما باشید آیا می توانید ، یا امیدوار باشید ، بتوانید فیلم های کنسرت دیگری را برش دهید و منتشر کنید؟

مارکو پورسیا: وقتی اولین برش را انجام دادم ، 12/4 ساعت بود. بسیاری از مطالب خوب وجود داشت که من مجبور شدم آنها را فدا کنم ، اما من هنوز هم می خواستم آن را بیرون بکشم زیرا کار زیادی برای این کار انجام شده است. But for the Blu-Ray edition, I’ve got a whole other disc of bonus scenes that is 2/1/2 hours long of extra material that didn’t make it into the film, and so I have that, but then there are another two hours of performances that I wanted to include, but it was too much material but I had to hold back – but I think that I’ll talk with Michael and maybe put it out as its own thing.

Yeah, I mean, the potential and interest is definitely there.

Marco Porsia: Yeah, yeah, people want to see that, and I think that there will be; every era is documented really, really well, so I really hope that it will come out, but I’ve got the bonus scenes. I’ll send you a link to you.

That’d be awesome.

Marco Porsia: If you want to look at that and mention it because it’s almost like another film.

I had a feeling there’s a lot of footage, both archival and concert tats on the cutting room floor, as they say, that’s definitely worth digging into – there’s another thread of aesthetic consistency within the film, even down to the font and captions that you use that’s similar to that of the albums and the cover images. I can picture myself in the record store and passing through the Swans section and seeing a copy of “Where Does a Body End” with the artwork that the movie has like it was another Swans disc.

Marco Porsia: I mean, it wasn’t even an option; I had to use the font and the Helvetic outline, which was used to Public Castration and Greed, which I’ve always been; you fall in love with those album covers, that typography, it’s so strong, so I wanted to do something that imitated that, and that looks like Swans, I wanted the Title “Where does a Body End” to have like a strip of black, kind of wrecking the name, like a black line over the eyes, like when you don’t want to be recognized. I wanted to do a mix of those fonts, and I was really glad that I got Paul White, who was the guy who helped Michael do all those designs for Greed covers and Children of God. He’s in one of the bonus scenes where I talk about all the artwork for that period.

Again I thought that was excellent that that was referenced in the film as well; because it’s another piece in the puzzle that is Swans, the album covers, and layout, it’s such a distinctive feature, and it feeds into the image and sound they cultivated like I was saying you’d be flipping through the discs at the record store was the coolest thing. You’d see all these very evocative images, of courses and teeth and money symbols and they jump right out at you.

Marco Porsia: Yeah, and the artwork was done by this great artist that I met in Europe Hrvoje Karalic had done some separate Swans posters – and his artwork looks just perfect for this kind of universal eye or something that would sort of draw you in.

Yeah, this like “watcher’ feeling is very evocative, and it ropes you into this larger ethereal conversation that is the entry of Swans very cool stuff, definitely.

Marco Porsia: با تشکر

ENT. Rodney Ascher

It was funny I was telling Marco earlier about the video I made with the New Mind song, not knowing you had produced the documentary on Swans, and then you turned me over to Marco and here we are…

Rodney Ascher: It’s weird how everything seems to be connected these days..

Serendipitous, yeah.

Marco Porsia: Maybe it’s a “glitch in The Matrix?” I told Alex how valuable you were in the whole process with all your knowledge, anything, everything you were like a guardian angel (laughs).

Rodney Ascher: (laughs) I just tried to watch every cut as if I had never seen it before, and to forget what I knew about the process or even Swans, and that’s always the trick, in an edit, —forgetting everything that’s not in the movie, and to try and watch it fresh, and imagine, how someone who isn’t you would get it, when they see it the first time.

You almost wish there was a delete button you could hit, so it could all be new again?

Rodney Ascher: Yeah, well, Walter Murch had an interesting thing to say, that he never wanted to visit the set of a movie he was editing because he didn’t want to know what was just off frame.

درست.

Rodney Ascher: And he didn’t want to know how difficult any shot was to get because that didn’t make it a better choice to use in the movie.

Interview with Director Marco Porsia featuring Rodney Ascher
source: Eyelight Films

I can see how that could make the editing process a little more tortuous in the editing room.

Rodney Ascher: So that was a lot of his process, only seeing what’s in the film.

And Walter Murch is, as we know it, is no slouch to the world of editing…[Laughs] Definitely, this is very terrific. It’s definitely rekindled my long-standing love affair with the group – one other thing I wanted to ask, what was one of the first interactions you had had with the group or Swans’ music?

Rodney Ascher: Me personally?

Either….both?

Rodney Ascher: I wouldn’t be surprised if Marco didn’t turn me on to them, we went to school together; Marco was a DJ at the college station, and, I was sort of a wannabe who would hang out and try to find excuses to thumb through the records, or to try to turn people onto Marco’s show, or another friend of ours, Syd – so that was a time, we were turned on to a tremendous amount of music and being able to have the resources of a college alt-rock station, whose record collection, you know it was, it is, the closest we were able to get to Spotify, back in the 20th century.

Right, back when college radio and all that was where you discovered everything, that’s where it all went down, man.

Marco Porsia: Back then, you had your; I think if I introduced Rodney to Swans, maybe? I can’t remember, but Rodney Introduced me to Foetus, Butthole Surfers; we kind of, everyone went to Miami, we stuck out quite a bit out there, so our love of music is really what saved us, or what bonded us.

Rodney Ascher: And the scene was pretty small, so a lot of us are still pretty close, Syd, who was part of that time and place supervised all the animation of my new film, so those days have left a huge imprint on what me and Marco and a couple of others have done.

It’s really wild, and Rodney, I know we’ve discussed music off-mic, and stuff like that, and it’s almost like Swans is like a “musicians group” it’s kind of a low-key passcode, like if someone tells you they’re a Swans fan, it usually means they’re pretty cool.

Rodney Ascher: And we were old enough to get in early, like Greed I think was the record that was first on my radar, and that’s a more interesting transitionary one, it’s a little more accessible than Filth, but you can go back to Filth and see where it came from and then you’re on board for the ride as it evolved into Children of God and beyond.

And what I think is so fascinated is that if coming out at this time s that you have the now wave scene going on, with DNA, Glenn Branca and Theoretical Girls, you know this specific subset and that what’s interesting that I had actually forgotten when watching the film is that you have Circus Mort and like revisiting Circus Mort and even in this very specific subset what they’re doing back then is so different from what the peripheral genre was.

Rodney Ascher: That scene That time and place so much music episodes out of it, if you spend a lot of time talking about it, Sonic Youth a sort of brothers in Arms, and Madonna came out at that time too, and I always wanted to make more on that because that contrast is so unbelievable–though those first sort of underground disco records are not necessarily “another planet” from that scene…

Oh yeah, the CBGB stands for “Country, Bluegrass, and Blues” and I think that was the stipulation that you had to play your own music, and they didn’t want covers and cover bands. Which is when you have Television and Talking Heads coming up – and you had the owner of CBGB saying they didn’t sound very good, but he went along with it, because he saw that these guys had a pretty devoted following, I mean when in Rome, right?

Marco Porsia: That’s the reason why Michael left LA for New York because of that whole No-Wave scene, he was so into that, and by the time that he got there, they never even fit into that scene.

Even in such a unique subset, Gira and Swans are almost bigger than, you really can’t eschew genre and categorization, and that’s why they’re such a topic of fascination.

Rodney Ascher: And I think a nice thing about Marco’s movie too is that they’re a really difficult band for people to get into today because there are so many records to go through, so many changes, and that a random needle drop is not necessarily going to be representative. But, the movie does this amazing job of taking us through the different stages, and different audience members can choose which porridge is too hot or too cold.

That was cool too, we’re talking about that’s how you interacted with a favorite band or musicians. It was on an album-to-album basis; you didn’t have them dropping singles on streaming platforms, you had to wait till the new album came out and buy it then go home and listened to it, and with a group like Swans is that they’re very musical and the albums are very conceptual, it’s a very distinctive hallmark to track and follow. It was actually funny, my introduction to Swans – used copy of Soundtracks for the blind record store, a friend of mine, these two brothers were these terrific musicians so it got to point where anything they recommended was like the gospel. They said “there’s a used copy of Swans Soundtracks for the Blind” and “just buy it”, and I did and they were almost upset because it’s like I started from the best, like “You started with their best! Anything else is going to pale” and it’s funny I worked my way back through their discography – and from my point of view that was the was the best way to do it, and then everyone else I talked to was like “no, that was the worst way to do it, you should have started with Filth or something like that.”

Rodney Ascher: There’s something about starting in the middle, Anton my ten-year-old, really in The Simpsons, and he got into the middle/new ones. Since then, when we got Disney plus, he kind of went through it and he found that the season where they went digital/HD and it was season 20, then went all the way to the end. Then went to the beginning and was able to notice every single important thing as it happens; “this is the first appearance of Krusty, this is when -Flanders’ wife dies, etc.” he was able to recognize all the significant moments and their reverberations downstream.

Which is cool, your contextual barometer kind of gets reset in a way, that you said he can spot and pick all these hallmarks and large events that go, which is such a cool way to go about it.

Rodney Ascher: Also, this movie took a very long time to cut, I don’t know how many versions Marco made; I probably watched about ten of them. And there are all sorts of questions “is the beginning of this movie when Michael Gira is born? Where is the beginning of this movie? ” I was lobbying for the beginning of the movie being the 1997 breakup myself but we start now in the present day and that makes sense. But yeah, in documentaries, first, you have all the facts or the pieces, and then you decide what the puzzle is going to look like.

Interview with Director Marco Porsia featuring Rodney Ascher
source: Eyelight Films

What I liked about the structure is that you get the introduction of the band, then you get Gira’s introduction, and then it kind of puts it on this equal footing, and that it established that this is the Band’s story and that this is Gira’s story as well, and it could have very easily turned into “the Gira show” but it’s very much the Swans show.

Rodney Ascher: There’s something really interesting is that it gets very performance heavy in the last third, the live stuff Marco shot on their final tour, the movie, is over 240, the extended version, so you get two hours of getting to know these guys then you get to see them play. And you get this ugly duckling thing like quality about them, sure they can talk and explain what they’re doing with words, but that’s not their native element. What they really do is play. And then you see them really, fully actualize when they’re on stage playing, as opposed to what you knew of them earlier from talking; And you need that length to get to that point.

Marco Porsia: It’s true, it’s a good point that Rodney made, because it was one of the struggles, how to begin the film. We tried different ways, starting in 1997 is one way, then the backstory, that was one of the challenges, was how to get into the story. But yeah, everyone has a different entry point with Swans, and that affects our vision of the band – the first part is very historical, obviously because of the time, you know forty years. At the present time, I was thinking that the stuff I shot between 2010-17 is already archive! That’s already history and the movie I was filing, the present, but it’s already archived…

It seems so recent, right?

Rodney Ascher: And they’ve already made a new album since the film stopped shooting.

Which is terrific I also think that if this were a 90 minute or 100-minute movie, I wouldn’t trust it in a way. I mean, of course, a Swan’s doc, or the definitive Swans doc, as I feel this is has to be almost three hours long, I mean, how else do you engage with such an enigmatic and ethereal force of music?

Rodney Ascher: Which is funny. When I was watching different cuts of this movie; the first time the movie worked for me is when it was four hours long. It was shorter for a long time; then it went up to four, then I thought, “that’s fine, release it like this” you know, that’s an insanely long movie, but it’s like going to one of their shows, you know? More sober heads prevailed, but it had to come down from there. When it was shorter in its earliest cuts, it hadn’t yet, come together.

Marco Porsia: It was the length, I could have pushed it to over three hours logistically, technically, gets to be a mess with the length, size of files, and everything, but two and a half is pretty much the length they would play live, so I wanted that to be the equivalent of being at a live Swans show.

The parallel of the music and the film – it’s a perfect marriage of content for fans and content for much more curious newcomers alike, but also, thanks to home video and blu ray an everything we can have to bonus stuff for the completionist to gnaw on, (laughs) and drool over because Id be all over that and I’m sure many other people I know as well, the reactions to this documentary of people I know who enjoy the group, they always have this same reaction, ethereal, the ritualistic experience of this band and there’s nothing quite like it, and I’m eager to pass this along to all those many people who admire the band so much.

Marco Porsia: Yeah, that’s Great, thanks Alex!

Thank you, you guys are terrific!

Film Inquiry would like to thank Marco Porsia and Rodney Ascher for speaking with us.

Does content like this matter to you?


Become a Member and support film journalism. Unlock access to all of Film Inquiry`s great articles. Join a community of like-minded readers who are passionate about cinema – get access to our private members Network, give back to independent filmmakers, and more.

Join now!

قوها – بدن کجا پایان می یابد؟: قوها و انسان درخشان

طرفداران گروه قوها دقیقاً می داند که من در چه چیزی رانندگی می کنم زیرا اگر از کسی بپرسید ، “آیا دوست داری قوها؟ ” و پاسخ هرگز واکنشی ساده نیست که وقتی در مورد گروههای دیگر صحبت می کنید دریافت می کنید. آ قوها طرفداران هرگز نخواهند گفت ، “خوب ، کارهای اولیه عالی است ..” یا “بله آنها تک آهنگ های جالب داشتند ، من آن یک آهنگ را دوست دارم …” پاسخی که احتمالاً دریافت خواهید کرد معمولاً شامل کلماتی مانند “ماورایی” “شامی” “جذب” می شود که گویی چیزی بیش از موسیقی در موسیقی وجود دارد. با این همه چرخش پیرامون فرقه پیروی از قوها، و صرف نظر از اینکه طرفدار باشید یا نه ، بسیار جسورانه است که این سوال دلهره آور را بپرسید ، “چیست؟ قوها؟ ” خوشبختانه کارگردان مارکو پورسیا ، و تهیه کننده رادنی اشر تصمیم گرفت این سوال را بپرسد و در ساخت فیلم قوها – بدن کجا پایان می یابد، آنها توانستند به یک پاسخ نزدیک شوند. خوب ، نزدیکترین که به هر حال به جوابی خواهیم رسید.

روزهای اولیه – پرتره این هنرمند به عنوان یک جوان عصبانی

حس تحسین گروه برای کارگردان وجود دارد پورسیا، با این وجود فیلم در تحقق این سفر حماسی احساس عینیت را حفظ می کند. بدن کجا پایان می یابد با یک ساختار خطی شروع می شود ، در کاوش دوره شکل گیری مایکل گیرا در روزهای پس از پانک / بدون موج با اولین گروه خود Circus Mort. و ما به هیچ کس دیگری معرفی نشده ایم تورستون مور، (اولین نفر در صف طولانی روشناییانی که در فیلم ظاهر می شوند) که رابطه دیرینه آنها با مایکل گیرا و قوها موازی قانع کننده ای را ترسیم می کند زیرا این دو حالت موفقیت و شهرت متفاوتی را از مردمی تجربه می کنند که هم مردد بودند و هم مشتاق استقبال از این هنرمندان خود خواننده موسیقی بودند. در روزهای اول تور خود ، مور اعتراف می کند که هرگز پس از آن بازی نکرده اند قوها، از آنجا که ست های آنها بسیار زیاد ، غارتگرانه و بلند بود.

قوها – Ent. Jarboe – میراث آلبوم ها

این قسمت اول بسیار رنگ آمیزی می کند مایکل گیرا موسیقی جوانه زده به عنوان پرتره یک هنرمند – به عنوان یک جوان – عصبانی – عصبانی. به یک دلیل خوب ، غرش سخت از آهنگ هایی مانند “اینجا بمان” از آلبوم آنها پخش می شود کثافت خاطرات ناخوشایند قبلگویلیانی نیویورک؛ گیرا به طور غیرمعمول ، جاسوسی شدن در هنگام چاقو را بازگو می کند. همانطور که بذر گروه در حال جوانه زدن است ، یکی از بازیگران اصلی در داستان قوها تصویر را با درج وارد کنید جاربو؛ یک بازیکن کلیدی نیز هست ژیراشریک ارشد و همکار سالهای سال است که به برخی از آنها تبدیل خواهد شد قوها بیشترین دوره جشن

قوها - بدن کجا پایان می یابد؟: قوها و انسان درخشان
منبع: فیلم های چشم

این فیلم به همان اندازه علاقه مند است مایکل گیرا همانطور که در مورد است قوها. به هر حال ، او نیروی محرک گروه است ، اما مارکو پورسیا به طور قطع در اکتشاف سرمایه گذاری شده است قوها به عنوان یک گروه نیز در یک تصمیم الهام گرفته ، بدن کجا پایان می یابد ما را به سمت مسیر انحرافی سوق می دهد اما به عنوان کالیبراتور زنگ عمل می کند. پورسیا روزهای ابتدایی این گروه را رونمایی می کند ، ما با داستان رهبری آن آشنا می شویم ، مایکل گیرا. طفره رفتن از قالب رسمی “rock doc” در آغاز فروتنانه و غیره ، گیرازندگی with با صداقت ناهموار ارائه می شود و ژیرا خود را به عنوان یک هنرمند خود ساخته آمریکایی که دارای احساس عمیق خرد دنیوی است معرفی می کند. سایه های تیره تر که تربیت او را تشکیل می دهند نیز به پرتره ای روشن تر از تجدید هنری تبدیل می شوند که او را به دنیای موسیقی نیز وارد می کند.

موسیقی و ساخت

پس از آلبوم های قبلی ، یک دیسکوگرافی مشهور گروه ، یک بررسی برجسته وجود دارد ، کثافت ، و پلیس با حرص، پول مقدس، فرزندان خدا، و همچنین جزئیات ریشه دار آثار هنری آلبوم ، طراحی و یادداشت های بوش را آشکار می کند. برخی از تأکیدها بر روی گروههایی است که نادرست کار می کنند: جهان در حال سوختن، یک آلبوم ، اگرچه شایستگی های خود را دارد ، اما اغلب به عنوان گروهی شناخته می شود که از حساسیت های اصلی استفاده می کنند ، زیرا جریان اصلی آن را با تمسخر انتقادی از بین می برد. پورسیا با این حال چیزی شبیه به جهان در حال سوختن دارای یک عنصر ترمیمی است که دید گروه را هدایت می کند ، مفهوم جذابیت جهانی را به نفع غرایز اصلی و جسورانه آنها و معکوس کردن قراردادهای فیلم توسط پورسیا به موازات سوژه های فیلم او است. به آلبوم های بعدی اشاره ای نمی کنم نور سفید از دهان بینهایت، عشق زندگی، نابود کننده بزرگ، و نهایی آنها (در آن زمان) موسیقی متن برای نابینایان.

قوها - بدن کجا پایان می یابد؟: قوها و انسان درخشان
منبع: فیلم های چشم

در این بخش روشن ، انبوهی از تصاویر بایگانی ، کنسرت ها ، مصاحبه ها از گذشته و حال به عنوان بازی های مختلف موسیقی در سراسر وجود دارد. مهمتر از همه ، از اعضای گروه همکار (کلینتون استیل ، باب ریفلین ، لری مولینز ، دانا شکر) سایر موسیقیدانان ، تهیه کنندگان ، مهندسان ، بلیکسا بارگلد (از شهرت Einsturzenede Neubauten) دوندرا بانهارت، آماندا پالمر ، دانیل میلر ، استیو فون تیل (نوروز) لی رانالدو ، کارن او ، جان دوران ، جیم اسکلوانوس ، جنی بث ، قدرتهای بچه کنگو ، و بن فراست چندتا را نام بردن. ولی آدل فاضل اظهار نظر با تصمیم ممتاز برجسته شد ، و گفت ، “قوها فقط از موسیقی فراتر رفتند ..”

به عنوان یک طرفدار ، مارکو پورسیا در تعامل با ماده به روشی متفکرانه و معنی دار است ، اما آنچه که به همان اندازه مهم است این است که او به عنوان یک کارگردان ، در دریایی از منافع شخصی خود گم نشده است بلکه ویژگی کامل و جذابی را پرورش می دهد که به کاوش ، تحقیق و کشف می پردازد.

اما زیر این نگاه به گذشته چشمه ای وجود دارد که به فیلم ارتباط مناسب و قدرت فعلی آن را می دهد. جدول زمانی زیر است مایکل گیراارسال موسیقی Swans ، تاسیس لیبل خود ، Young God Records ، که باعث می شود حرفه افرادی مانند منجنیق شود دوندرا بانهارت، ولی ژیراسفر با قوها دور از پایان است

بیننده – قوها برمی گردند و حرکت می کنند

دوباره فعال سازی گروه در 2010-11 ، بدن کجا پایان می یابد ما را در تورها و آلبوم های دوران پس از اصلاحات غرق در لحظاتی کاملا صریح در صحنه و استودیو می کند. و در این دوره ، این تجدید حیات نیرو و انرژی ساطع شده از آن وجود دارد مایکل گیرا ، و اینکه چگونه جزئیات بصری او با نسل جدید ارتباط برقرار می کند چیزی از حرکت نیست. نمایش های زنده شگفت انگیز به نظر می رسند. عملکرد تماشاگران به همان سختی گروه و کارگردان است پورسیا می داند چه زمانی باید صحنه را اجرا کند و چه موقع باید آن را قطع کند. در حالی که مبارزه با وسوسه اجازه دادن به یکی از اجراهای برجسته آنها دشوار بوده است ، این فیلم در یک حلقه تبلیغاتی برای دوره نوزایی گروه متلاشی نمی شود بلکه ساختار و احساس لحنی خود را حفظ می کند.

قوها - بدن کجا پایان می یابد؟: قوها و انسان درخشان
منبع: فیلم های چشم

همچنین وقت برای مایکل گیرا اینکه واقعاً خودش را برهنه کند و صراحت او هر دو نیرو آور ، باهوش و الهام بخش است. و مشارکت از جاربو چشم انداز واضحی را بیان می کند که غالباً در فرهنگ کلوپ پسران موسیقی هارد راک / پانک وجود ندارد ، بنابراین گرفتن داستان از دیدگاه زنان حوزه دیگری از کنتراست است که فیلم را بالا می برد.

یک شور و شعور هوشمندانه وجود دارد که در تار و پود دوخته شده است بدن کجا پایان می یابد، همانطور که به طور عینی عاشق گروه و اعضای آن است ، و با این وجود یک چشم انداز منسجم وجود دارد که آن را جهش کرده و از “rock-doc” متوسط ​​شما جلوتر باشد این دقیقاً همانند موسیقی Swans ، این فیلم شما را در بلندی از فیلم می بلعد که برای طرفداران سخت گیر جذاب است و می تواند تازه واردان معمولی را مجذوب خود کند.

اطلاعات انتشار – Blu-Ray

ممکن است زمان اجرا در سال 161 دلهره آور باشد ، اما آیا کسی در واقع “اعتماد” می کند قوها مستند برای تماشای متوسط ​​زمان اجرا 90 تا 100 دقیقه؟ در حالی که پایان نامه غیررسمی فیلم می تواند “قوها چیست؟” و بهترین پاسخ به این س isال این است که بدانید در آنجا وجود دارد است بدون پاسخ ، اما این س canال می تواند شما را به مکان های شگفت انگیزی برساند که دقیقاً در کجا هستند مارکو پورسیا، رادنی اشر ، جاربو ، و مایکل گیرا ببرمت این به معنای تخفیف فیلم هایی نیست که بسیاری از همکاران و انبوه استعدادها و همکارانی که در سراسر کشور ظاهر می شوند ، بدون آنها فیلم همان چیزی نیست که هست.

DVD / Blu-Ray در قالب های استاندارد و لوکس در دسترس است ، محتوای پاداش ارائه شده در نسخه لوکس تقریباً ویژگی خاص خود آن است (ساعت تقریباً سه ساعته) با چند فیلم و مصاحبه به همان اندازه افشاگرانه. برخی از موارد برجسته شامل سالهای اولیه گروه ، حکایاتی درباره دیگر هنرمندان آن زمان (ناهار لیدیا، میکروب ها، گلن برانکا، مدونا، Einstürzende Neubauten، نیک غار ، و دانه های بد، پرچم سیاه، ایکس، خودکشی کردن) ، آثار هنری اصلی و فیلم های کنسرت. این فیلم در Amazon Prime پخش می شود ، این فیلمی است که باید با صدای بلندتر پخش شود.

آیا دیده اید بدن کجا پایان می یابد؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Swans – Where End A Body End در حال حاضر VOD در Amazon Prime در دسترس است!


تماشا کنید بدن کجا پایان می یابد؟

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

پنج انتخاب برتر جشنواره فیلم مستند ملبورن 2020

یکی از جشنواره های بسیاری برای سازگاری با دیجیتال امسال ، جشنواره تحسین شده مستند ملبورن با یک برنامه لود شده پر از دلخوشی های محلی و بین المللی ، وارد عرصه دیجیتالی شده است و می تواند حق چاپ جهانی را با موارد برگزیده جشنواره در سواحل ما وارد کند.

MDFF به طور مکرر در بین دو درصد برتر جشنواره های جهانی در طول سه سال گذشته ، رتبه بندی می شود ، MDFF بعنوان ویترین کوچکی از انواع مستندهایی که معمولاً توزیع تئاتر در استرالیا دریافت نمی کنند ، آغاز شد و به سرعت در حال تبدیل شدن به یک پله بزرگ است. برای فیلم ها و فیلمسازان مستقل به رسمیت شناخته شده و مخاطبان بیشتری را با آثار هنری منحصر به فرد خود بدست می آورند.

من با آمدن برنامه آنها در سال 2020 ، که از 30 ژوئن تا 15 ژوئیه به صورت آنلاین اجرا می شود ، من پنج فیلم برتر ، استرالیا و بین المللی را انتخاب کردم که از تماشای آنها لذت بردم (به ترتیب خاصی): غریبه ها به جهان ، ظهور مصنوعات ، فانتزی های صفحه کلید ، جسمی کجا پایان می یابد؟ و بتمن و من.

1. غریبه ها به جهان (Grant Fraser)

پنج انتخاب برتر جشنواره فیلم مستند ملبورن 2020
Strangers To the World (2020) – منبع: جشنواره فیلم مستند ملبورن

مستند تاریخی گرانت فریزر غریبه ها به جهان با آغازگر معتبر یک روز پرتقال تاریخ کانال شروع می شود ، داستان های غم انگیز دو قهرمان جداگانه جنگ جهانی دوم ، فرانتس جگرگستر (با بازی مجدد) اسکار ردینگ) و اتی هیلسوم (راشل گریفیتس) با یک دست اطمینان ، اما آنچه این بازتاب سنگین را از هم جدا می کند ، ارادت دقیق آن به دراماتیزه های واقعی و واقعی زندگی است.

فرانتس جگرگرتاتر ممکن است چهره ای آشناتر از این دو باشد ، زیرا بی اعتنایی کشاورز اتریشی از امتناع از جنگ با نازی ها در طول جنگ جهانی دوم اخیراً درمان روی صفحه نقره را از طریق دید گالوانیزه ترنس مالیک که در زندگی پنهان. این چارچوب کلاسیک تولید استرالیا با شکل دادن مداخلات جانبی ناگفته به اقدامات امروز (در حال حاضر تند و پرشور) سیاسی ، این تاریخچه مهم را با در نظر گرفتن و وضوح منتشر می کند.

2. ظهور سنت ها (ایوون کاستل)

پنج انتخاب برتر جشنواره فیلم مستند ملبورن 2020
ظهور مصنوعات (2020) – منبع: جشنواره فیلم مستند ملبورن

بهترین روش برای توصیف ایوان کاستل مستند نازک خیس و جهان ظهور مصنوعات، اگر شما پرواز کلاسیک سفر Delorean از بازگشت به آینده در هر فصل قابل توجهی از تاریخ سینت واو – ایجاد توقف برای کسانی که حرکت موسیقی را در دهه 70 شروع به تولید کرده اند و به نسل تازه ای که آن را تولید کرده است – هدایت می شوند با صدای ضعیف اما قابل اعتماد جان کارپنتر، که مصنوعات آنالوگ مینیمالیستی آن ، عملاً از کل ژانرها جدا شده است.

این پروژه که با جمعیتی پرجمعیت و با ده ها هنرمند جذاب Synthwave روبرو می شود ، احیای اخیر موسیقی را با یک حرکات پر جنب و جوش و با نشاط درخشان می کند و عمدتاً بر تأثیر موجبات لرزه ای موسیقی متن آهنگ های نوستالژیک ، رشته های آلوده به دهه 80 از فرهنگ پاپ که پدید آمده است ، می پردازد. در دهه 2000 مانند مجموعه تلویزیونی چیزهای غریبه، نیکلاس ویندینگ رفن راندن و دفت پانک Tron Legacy نمره.

3. فانتزی های صفحه کلید: داستان بورلی گلن-کوپلند (پوی دیکسون)

پنج انتخاب برتر جشنواره فیلم مستند ملبورن 2020
Fantasies Keyboard: The Beverly Glenn-Copeland Story (2020) – منبع: جشنواره فیلم مستند ملبورن

از لحظات آغازین پوی دیکسون فانتزی های صفحه کلید، استقبال و طبیعت گرم نوازنده تیتراژ ، بورلی گلن-کوپلند، فوراً قابل توجه است. این نوازنده 76 ساله کانادایی با هدایت خدمه دوربین به ایستگاه کاری شخصی خود ، از کمد مخفی “مخفی” پرده بر می دارد که بقایای “Keyboard Fantasies” ، آلبوم الکترونیکی فرقه 1986 خود را که فقط در اصل از طریق کاست توزیع شده بود ، رونمایی می کند. نوار. این ادای احترام دل انگیز درست پس از احیاء اواخر دوران حرفه ای گلن- کوپلند شروع به کار می کند ، که در حالی اتفاق افتاد که یک شنونده ژاپنی شناخته شده با خواننده ترانه نویس تماس گرفت تا در سال 2015 نسخه هایی از این آلبوم را برای او ارسال کند که وی بلافاصله فروخته شد و منجر به انتشار مجدد وینیل شد. و یک سری تورهای بین المللی (که اخیراً به دلیل بیماری همه گیر COVID-19 دوباره برنامه ریزی شده اند).

شبیه به ایوان کاستل تواریخ Synthwave ، دیکسون تمرکز خود را بر روی مشخصات فنی موسیقی ، بلکه شخص پشت صفحه کلید نمی کند. تحویل یک بسته 60 دقیقه ای مختصر ، بیکران ، فانتزی های صفحه کلید جنبه های مختلف زندگی پرکار گلن-کوپلند را به یک روشنایی کلی و حقیقی ، متراکم نمی کند – این داستان یک هنرمند مجرد است که مانند یک پسوند طبیعی از بدن قابل توجه اثر او احساس می کند.

4- بدن به کجا ختم می شود؟ (مارکو پوریا)

پنج انتخاب برتر جشنواره فیلم مستند ملبورن 2020
بدن در کجا به پایان می رسد؟ (2020) – منبع: جشنواره فیلم مستند ملبورن

ردیابی تاریخ برجسته گروه نیویورک Swans از طریق بنیانگذار مرکزی آن مایکل جیرا، مارکو پورسیا مستند صخره صمیمی بدن در کجا به پایان می رسد؟ به عنوان دعوت نامه خوش آمدگویی برای کسانی که ممکن است گروه موسیقی پایدار را نشناسند ، و همچنین فراهم کردن یک نگاه عمیق به طرفداران طولانی مدت از پشت پرده از طریق فیلم های کنسرت صادقانه ، سر صحبت کردن و تعمق های علمی ارائه می شود.

اوج شهرت قوها در اوایل دهه 1980 از طریق شهرت بدنام و شدت شنوایی ناشنوایان در برنامه های زنده آنها با محتوای آنارشیک موسیقی آنها آمیخته شد. تاریخچه ناپایدار آنها – گروه بی ثبات گروه ، شکست مهم و تجاری آلبوم اصلی آنها در سال 1989 The Burning World و اصلاحات احتمالی آنها در سال 2010 – بدن در کجا به پایان می رسد؟ سمفونی های تلخ در میان بهره برداری های سنگ و رول اکتان بالا و محاکمات و مصیبت های افراد گرفتار شده را تزریق می کند.

5. بتمن و من (مایکل وین)

پنج انتخاب برتر جشنواره فیلم مستند ملبورن 2020
Batman & Me (2020) – منبع: جشنواره فیلم مستند ملبورن

هر دهه که از یک فیلم جدید بتمن استقبال می کند ، هر فیلم جدید بتمن از کالاهای جدید بتمن استقبال می کند. نه تنها تیم برتون تعویض بازی تئاتر سال 1989 یک ترقه را در گیشه روشن کرد (لگد زدن به تسلط ژانر ابرقهرمانی که هنوز خاتمه نیافته است) ، اما مقدار قابل توجهی از مجسمه ها ، لباس ها و عام های مختلف – یک چیز مهم که می تواند بتمن داشته باشد نمادی که روی آن سیلی زده یا به یک فروشگاه خرده فروشی متلاشی شده است و به زودی قفسه ها و اتاق های خواب مردم در سراسر جهان را پر می کند.

همچنین ببینید

آرزو می کنم که می دانم: Serenade Shanghai Jia Zhangke

مایکل وین بتمن و من نگاهی صمیمانه به این پدیده می اندازد ، زیرا کارگردان هنگام تصمیم گیری برای خرید یک بسته مهر و موم شده از لجن بتمن ، یک سوراخ خرگوش نوستالژیک فرو می کند و باعث می شود خاطره ای از یک کلکسیونر محلی ملبورن به نام Darren “Dags” Maxwell که مجموعه بیکران او در بتمن به ثبت رسیده است. وقتی بتمن برای اولین بار در سینماها افتاد ، توجه تلویزیون را مختصر کرد. آنچه در ادامه آمده است وین ارتباط سریع با ماکسول ، که با احترام از او دعوت به عمل آورد و ما را در مورد آنچه در این میان اتفاق افتاده است ، به روز می کند مایکل کیتون بتمن تا افلک شنل را روشن کنید. این ویژگی غافلگیری های وحشی یا پیچش های تکان دهنده نیست ، زیرا به طور اتفاقی در یک پرتره جذاب از آنچه به معنای پر کردن یک اتاق کامل است با تصویر مات سیاه و سفید شخصیت شخصیت های کمیک بوک – یا هر آنچه را که می خواهید جمع کنید ، آشکار می شود.

آیا هیچ یک از این مستندها برای شما جالب به نظر می رسند؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!

جشنواره فیلم مستند ملبورن 2020 از 30 ژوئن تا 15 ژوئیه به صورت آنلاین پخش می شود ، اطلاعات مربوط به قیمت بلیط و برنامه کامل در اینجا قابل دسترسی است: http://mdff.org.au/

https://www.youtube.com/watch؟v=rCYAjkwZcd0

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، پیوستن به انجمن ما در Discord و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

الکس لاینز

الکس لاینز

الکس 24 ساله استرالیایی غربی است که وسواس کمی با فیلم دارد. هنگامی که او از نگرش بی پروا استرالیا نسبت به فیلم و فیلمبرداری ناامید نیست ، سعی می کند با ساخت کمدی های آماتور با دوستانش به تجارت معتبر نمایش بپردازد. آلکس با جمع آوری دی وی دی خود و ثروت از دانش فیلم ، همچنان به نوشتن فیلم می پردازد ، چیزی که او می داند خانمها را به خود جلب می کند.