PALINDROME: یک ناامیدکننده جذاب اما ناامیدکننده

با بسته شدن سالنهای سینما در سراسر جهان ، و جهان به آرامی ، به طور آزمایشی سر خود را از پشت درهای بسته آپارتمان بیرون می کشد ، فیلم ها هنوز هم در حال پیشرفت هستند ، البته در مدل های جدید و غیرقابل نمایش. در جشنواره فیلم مستقل لندن (LIFF) ، ده‌ها مورد درست همانطور که دستور عقب نشینی داده شد ، در معرض دید عموم قرار گرفت. یکی از این فیلم ها بود مارکوس فلمینگ ویژگی جدید Palindrome، یک مراقبه شکسته در مورد خودآگاهی و خودمختاری ، که از کنوانسیون روایت دقیقاً به همان اندازه که انسجام موضوعی را دور می زند ، گشوده است.

یک قهرمان شکنجه شده

نه بدون عناصر لذت بخش و یا فکر کننده آن (این جایزه طراحی تولید را در LIFF به دست آورد ، و همچنین جایزه “بهترین فیلم LGBTQ” در جوایز سینماگرافی نیویورک) که متأسفانه همه Palindrome باقی مانده است: عکسهای جالب که قادر به همبستگی کامل در کل یک رضایت بخش نیستند. این فیلم در اصل دو داستان در مورد زندگی ناآرام است. در داستان اول ، فرد (جمین براون) در یک نهاد روانی گیر کرده است. زمان وی در آنجا شامل مقابله با گفتگوها و “درمانهای دردناک” با دکتر گلادستون بی رحمانه و مرموز است (دانیل جردن)، و تاریکی به ناخودآگاه خودش فرو می رود ، جایی که با شخصیت های غیرمترقبه ای روبرو می شود که او را به چالش می کشند و او را وادار می کنند تا آنچه را که می خواهد در زندگی بفهمد.

در حالت دوم ، آنا را دنبال می کنیم (سارا سواندر یک روز خاص از زندگی ، با صحنه های او و تری (هستر رووف)، بازیگر جوان و دوست دختر اخیر او. داستان یک تراژدی غیرخطی است و مرگ وحشتناک تری را دقیقاً قبل از ردیابی روابط خود از آغاز ، می پوشاند. یک عصر که داستان فیلم او در زمان واقعی دنبال می شود ، روز پایانی او نیز است و فقط یک نفر دیگر از آن خبر دارد.

داستانهای فرد و آنا تنها در چند لحظه با هم تلاقی می شوند ، اولین باری که فرد بعد از درمان الکتروشوک از دکتر گلدستون برای اولین بار وارد یک حالت عمیق ، تاریک و زیر آگاهی می شود. او هنگام شنیدن زنگ تلفنی به نوعی بیدار شدن در یک مکان ناشناخته می آید. در انتهای دیگر آنا قرار دارد که به فرد می گوید که ساعت 11:01 بعد از ظهر می خواهد بمیرد.

PALINDROME: یک ناامیدکننده جذاب اما ناامیدکننده
منبع: Hewes Pictures

فرد پس از تماس تلفنی با آنا ، یک ادیسه زیر آگاهی را آغاز می کند ، نه تنها به یک تمایل ذاتی برای نجات او ، بلکه در یافتن آزادی خودش نیز دامن زده است. این اهداف سحابی توسط سه شخصیت مجزا به هم پیوسته است: دانیل ، جوانی با لباس که موعظ about سرمایه داری است و فرد را به سرقت می برد طناب کشی می کند. پیرمرد ، بی نام ، نیهیلیستی که آرمانگرایی فرد را به چالش می کشد. و یک زن جوان ، مریم، چه کسی آن را تشویق می کند

هر سه نفر کمتر از نمادها شبیه شخصیت هستند ، اما آنچه دقیقاً آنها را نشان می دهند ، پاسخی است که فیلم هرگز با اطمینان نمی خواهد و نمی تواند پاسخ دهد. در عوض ، آنها فریادهای فلسفی را در فرد ، که هر دو بنا شده و احساس خود را از بین می برند ، از بین می برند. اگر مسئله ای وجود داشته باشد که این شخصیت ها را از اینکه کاملاً موفق باشند ، الزامی می کند ، عدم تعادل لحن است. هیچ وقت این حس وجود ندارد که فیلم می داند کی می خواهد خنده دار یا جدی باشد. خود بازیگران شخصیت های خود را تا حد امکان با صدای بلند و رسا می سازند ، اما گفتگوی دیکتیک آنها فقط حس و نیت را از بین می برد.

یک صحنه به خصوص به یاد ماندنی وجود دارد که آنها دزدی را در آنجا ربودند که دانیل در مورد سخنرانی فرد در مورد سرمایه داری ، استعمار و شرایط نظم جهانی سخنرانی می کند. این سمبلیسم جالب توجه است و احتمالاً نکته ای که در فیلم وجود دارد که به انسجام موضوعی نزدیک می شود. فرد ، مرد سیاه پوست ، در حال سخنرانی در مورد سیستم های انگلیس ، در مورد جایی که در جهان مظلوم است ، توسط دانیل ، یک مرد سفید پوست. این یک تحسین طولانی است که توسط عصبانیت و افزایش آرامش دنیل تحریک شده است. با این حال ، گفتگو به هیچ وجه منتهی نمی شود. بازپرداخت هرگز کاملاً نشان داده نمی شود ، اما نگاهی اجمالی به برخی از دیدگاه های سیاسی که فیلم می خواهد انتقال دهد ارائه می دهد.

تقاطع زندگی

این فیلم بلافاصله پس از صحنه ای که دانیل در ناحیه زیر سینه فرد را شلیک می کند ، به رنگ سیاه می رود. ما چهره آنا را از سر می گیریم که غیرقابل استفاده از آن با عینک آفتابی شدید ، چشم گربه ، رژ لب قرمز و هدفون پیچیده شده در گوش او ارائه می شود. ساعت 6:23 بعد از ظهر در یک گالری هنری است و هیچ کس نقاشی او را خریداری نکرده است. آنا از خودش دلگیر است. در فلاش بک ها با تری ملاقات می کند و ما شاهد هستیم که رابطه آنها در حال توسعه و برپایی است. این فاجعه کاملاً مبهم است و در چراغهای نئون صورتی و بنفش غرق است ، هرچند که با تری آشنا می شویم ، می آموزیم که تجارت مواد مخدر از طرف وی ، او را به دردسر انداخته است ، وسعتی که تا زمانی که به آن خیره نشویم ، هرگز او را یاد نمی گیریم. جسد مثله شده و بی جان او تقریباً در صورت کنار آنا قاطع شده مرده است.

PALINDROME: یک ناامیدکننده جذاب اما ناامیدکننده
منبع: Hewes Pictures

اگر این به نظر می رسد مانند یک اسپویلر است ، نگران نباشید. خود این فیلم کمتر به محتوای رویدادهای خاص توجه می کند و بیشتر به نحوه تعامل با یکدیگر در جدول زمانی مقدماتی آن علاقه مند است. بنابراین ، اطلاع از مرگ تری ، به معنای روایی بی تأثیر است و مهمتر از آنکه زمینه افسردگی مارپیچ آنا را داشته باشد ، مهمتر است که بعد از نمایش گالری ، سر زشت خود را مجدداً پشت سر می گذارد. این روز به طرز ناخوشایندی تا 11:01 بعدازظهر پخش می شود ، ردیابی شده توسط دفترچه راهنما و تقسیم توسط فلاش بک هایی که پایان اجتناب ناپذیر آنا را هجی می کند.

گذشته و حال به همان اندازه آزادیخواهانه در داستان آنا بافته می شوند ، همانطور که خیال و واقعیت در فرد است. شب گذشته آنا به دلیل اثر چشمگیر ترسیم شده است. او تعدادی از قرص ها را مصرف می کند ، آنها را با مقدار زیادی مشروبات الکلی شستشو می دهد ، و منتظر پایان اوست. برای یک شکوفایی نمادین ، ​​ما آخرین تاریخ برگشت به تری و آنا را در یک تاریخ می بینیم. تری به آنا می گوید که نام او یک palindrome است ، همان جلو و عقب. این تقریباً مانند بقیه فیلم سنگین است ، اما یک ماشه مناسب برای دنباله نهایی فیلم.

وقتی آنا از روی زمین برخورد کرد و ساعت ساعت 11:01 بعد از ظهر رسید ، فرد دوباره روی صفحه است و در همان موقعیتی که آنا روی زمین نشست ، روی زمین قرار دارد. در سیل تحقق ، او دوباره به اتاق می رود که در ابتدای فیلم تلفن را برداشت و آنا را به عقب بازگرداند ، فقط برای درک اینکه او خیلی دیر شده است تا او را نجات دهد. او سرسختی و خودخواهی خود را مقصر می داند ، گرچه شواهد اندکی وجود دارد که علت این فاجعه است.

معانی ناامید کننده

به گفته دکتر گلدستون ، دو نوع انسان در جهان وجود دارد. نوع اول ، هوشمند ، محدودیت های آنها را مشخص می کند. دوم ، آرمانگرایانه ، در تلاش برای تعقیب هوی و هوس های برآورده نخواهد مرد. هنوز مشخص نیست که فرد ، یا حتی آنا ، در این طبقه بندیها قرار دارد. ما نمی دانیم که فرد واقعاً فراتر از یک مفهوم مبهم از آزادی چه می خواهد. متأسفانه فیلم به آن خصوصیات علاقه ندارد. نظریه دکتر گلدستون هدفمندانه ساده انگارانه است ، و شاید اگر موضوع الزام آور در آن وجود داشته باشد Palindrome عقاید مبهم این است که نظریه او قابل قبول است.

PALINDROME: یک ناامیدکننده جذاب اما ناامیدکننده
منبع: Hewes Pictures

فرد همان ایدئولوگ است ، رؤیاهای عصبی آزادی و حلال را تعقیب می کند ، اما او زندگی می کند ، در حالی که به نظر می رسد آنا محدودیت هایش را تسخیر می کند. پس از بازگشت به آگاهی ، فرد با گلادستون در دفتر خود ، تازه با اعتماد به نفس ، سازنده سرنوشت خود مواجه می شود. درست همانطور که فرد با گلوله ای به سمت سرنوشت خود سوار شد ، او هم چنین فهمید و گلادستون را در یک عمل نهایی و خشونت آمیز بیرون کشید.

همچنین ببینید

دفاع از صعود JUPITER: ماتریس به عنوان یک مهمان آینده

Palindrome: نتیجه

Palindrome پیشنهادهای موضوعی گیج شده است ، اما زبان سینمایی آن حداقل با اهداف خود سازگار است و داستان خود را با آهنگساز تقدیم می کند بیلی جوپ موضوع جذاب و جذاب ، به جلو و عقب پخش شد تا علامت سفری هوس آور فرد ، مانند آنا ، با دستگاه زبانی تیتراژ را داشته باشد. Palindrome چارچوب مفهوم بالا در برابر آن عمل می کند. داستان داستانی فرد پیچیده است ، روایت آن از گفتگوهایی که در مخاطب انجام می شود نه با آن. و داستان آنا ، هرچند غم انگیز است ، در نهایت هیچ گونه تصور از پیش تصور شده درباره تروما و خود تخریب را به چالش نمی کشد. آنچه که بیان می کند ، هر چند ، گاهی اوقات قدرتمند است ، پتانسیل اتصال به همبستگی زندگی های متفاوت و سفر ممتد به سوی خودآرایی کردن است.

شما چی فکر میکنید؟ میکند Palindromeچارچوب مفهوم بالا برای روایت آن مخالف است یا خیر؟

Palindrome در تاریخ 1 آگوست 2020 در VOD منتشر می شود.


Palindrome را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!