PRINCESS OF THE ROW: درام درخشان درباره بی خانمانی و فقر

همه داستان دارند. همه تا حدودی شاهد عذاب ، وجد و اندوه بوده اند. انسان ها موجوداتی احساسی هستند ، قادر به خشم ، انزوا و شفقت هستند ، اما به سختی افراد خوش شانس فکر دوم را برای افراد بی خانمان می کنند. بی خانمانی یک مشکل شایع است که سال به سال بدتر می شود زیرا استرس ناشی از درآمد کم ، بیماری روانی و مسکن غیرقابل تحمل بسیاری را مجبور به زندگی در خیابان ها می کند – و در میان این گروه کم شانس کودکان آسیب پذیر و جانبازان مجروح نیز وجود دارد.

هنگامی که یک فیلم به بی خانمانی ، فقر ، بیماری های روحی و سیستم مراقبت های فرزندان می پردازد ، تحمل لکریوزیت بسیار کم است ، زیرا این موضوعات برای درمان مسخره آمیز بسیار جدی هستند. با طراوت ، ون ماکسیمیلیان کارلسونرا جدیدترین درام مراقبت از خانواده شاهزاده ردیف افراد را با میزان قابل احترامی از اصالت و خوش بینی جداکننده کنترل می کند.

آلیشیا ویلیس (تایلر باک) دختری 12 ساله است که زندگی او در اطراف بهزیستی پدر جانباز بی خانمان و بیمار روانی او ، بومونت ‘بو’ ویلیس (ادی گاتگی) علیرغم اینکه گفته شد پدرش توسط یک مددکار اجتماعی خوش فکر (خطرناک) پدرش خطرناک است آنا اورتیز) که بی وقفه در تلاش است تا آلیشیا را با یک خانواده خوب هماهنگ کند ، آلیشیا حاضر نمی شود از پدرش دست بکشد.

PRINCESS OF THE ROW: درام درخشان درباره بی خانمانی و فقر
منبع: Gravitas Ventures

حتی وقتی بو آلیشیا را تشخیص نمی دهد ، و او در اثر آسیب مغزی مغزی به فضا خیره شده است ، آلیشیا به یاد می آورد که پدرش قبل از جراحت چگونه بود و کاملاً متقاعد شده که نسخه از او هنوز وجود دارد. و آلیشیا اشتباه نمی کند. پدری که آلیشیا می دانست هنوز وجود دارد. لحظات فرارآمیزی وجود دارد که بو آلیشیا را می شناسد ، او را در آغوش می گیرد ، اما بلافاصله برای مدت طولانی دیگر دوباره بیرون می رود. در حالی که آلیشیا باید به مدرسه توجه داشته باشد ، هر روز برای او نبرد است زیرا او سعی می کند به پدرش کمک کند تا در ردیف کشفی لس آنجلس زنده بماند.

نگاهی روشنگرانه به فقر

آلیشیا یک راوی با اراده قوی و بینایی قاطع است. آلیشیا فوراً درک عمومی زندگی که او و پدرش انجام می دهند را با گفته ای اگر قدری سنگین بیان کند ، بررسی می کند: “بعضی از مردم که من را می بینند ، ممکن است زندگی من را آلوده بدانند ، اما من همیشه زندگی خود را به عنوان یک داستان افسانه ای تصور می کردم” . آنچه در زیر می آید یک سکانس رویایی با شکوه از آلیشیا است که یک شاخ تک شاخ را در یک مکان خشکی فرا گرفته و دارای تپه های نورد و درختان پراکنده است. آلیشیا خود را مانند یک شاهزاده خانم تصور می کند ، درست مثل پدرش که همیشه می گفت او است و اسب شاخدار باید چیزی شخصی را نشان دهد. طولی نمی کشد که واقعیت شروع به کار می کند ، و اولین شلیک بو او حفر یک سطل زباله است و یک کارگر خدمات التماس می کند که او را ترک کند. آلیشیا مجبور به مداخله و کمک به پدرش می شود ، که مشخصاً همه در آنجا نیستند. آلیشیا و بو به سرعت از صحنه فرار می کنند.

صحنه افتتاحیه به سرعت و با سرعت انجام می شود. این صحنه فوق العاده خوش ساخت و به موقع است که نشان می دهد آلیشیا چقدر از پدرش مراقبت می کند و چگونه او مایل است لحظه ای متوجه شود فقط وقتی پدرش در کنار او باشد ، از خطر خارج شود. ماز ماخانیکمال جذاب فیلم کمدی دور شخصیت ها می چرخد ​​، در حالی که بو را از بین سطل آشغال رد می کرد ، به دور خودش حلقه می زد و با فرار آلیشیا و بو با لرزش از پشت دنبال می کرد. صحنه دیگری از خوابیدن بو و آلیشیا در یک ترانس ام فرسوده با یک شلیک هوایی به تدریج در حال عقب نشینی بسیار موثر واقع می شود ، زیرا رئوس مطالب ضعیف آنها که در یک حیاط خلوت دست یکدیگر را گرفته اند به دلیل آنچه نشان می دهد ، به طرز ناخوشایندی تأثیرگذار است: زندگی متکی بر عشق و مجاورت ، حتی اگر این به معنای بی خانمان بودن و در این حالت خوابیدن در حیاط خانه باشد.

PRINCESS OF THE ROW: درام درخشان درباره بی خانمانی و فقر
منبع: Gravitas Ventures

آلیشیا و بو در یک چادر در پیاده روهای ردیف سرسره زندگی می کنند. با وجود پناهگاه بی خانمان در این نزدیکی هست ، بو فقط در یک چادر راحت است. همانطور که آلیشیا دوست دارد فکر کند می داند چه چیزی باعث PTSD پدرش می شود ، رفتار ناپسند او غیرقابل پیش بینی و به طور بالقوه ناامن است – با این حال ، عشق او به پدرش بر این ترس غلبه دارد. اما عشق همیشه کافی نیست و در نهایت آلیشیا باید این را بیاموزد. هنگامی که آلیشیا در خانه جدیدی با نویسنده ای در کالیفرنیای شمالی قرار می گیرد (مارتین شین) و همسرش (جنی گاگو)، او تقریباً بلافاصله پول را می دزد و در اولین اتوبوس برگشت به پدرش هاپ می زند.

بیشتر کودکان خردسال والدین خود را پرستش می کنند اما به ندرت کودکان خردسال می بینند ، چه رسد به این که تشخیص دهند والدین آنها از نظر روانی آسیب پذیر هستند و به کمک شدید نیاز دارند. آلیشیا می داند که پدرش به کمک حرفه ای احتیاج دارد ، اما جامعه به او اجازه داده است که از میان شکاف ها عبور کند. شاهزاده ردیف کاوش کاملاً بصیرانه ای از فقر در آمریکا است ، در حالی که همزمان آشکار می شود که جانبازان دائماً توسط مقامات دولتی و افراد روزمره مورد بدرفتاری قرار می گیرند.

ادی گاتگی & Tayler Buck Elevate The Drama

شاهزاده ردیف یک درام پدر و دختر کاملاً عامیانه و صریح با شجاعت ، دلهره و امید تازه پیدا شده است. برای اکثر تصویر ، احساس خوش بینانه محسوسی دور از ذهن به نظر می رسد ، زیرا ارادت آلیشیا به پدرش او را با اراذل و اوباش خیابانی و مردان غارتگری که به دنبال سوit استفاده از او هستند ، دچار مشکل می کند. کافی است بگویم ، آلن شاون آستین و ون ماکسیمیلیان کارلسونرا فیلمنامه شخصیت ها را در موقعیت های خطرناک و ترسناکی قرار می دهد ، اما اگر بازی های درخشان از ادی گاتگی و تایلر باک.

تایلر باک یک اجرای اختصاصی به عنوان آلیشیا ارائه می دهد. او به طرز ماهرانه ای از اعتماد به نفس و درخشش شخصیت تقلید می کند که غالباً با اعمال او نشان داده می شود. ولی ادی گاتگی برجسته است ، عملکردی کاملاً واضح و واضح را ارائه می دهد که از نظر کلمات کم است اما از نظر رفتار ، زبان بدن و حالت های چهره نامطمئن قابل توجه است. گاتگی کاملاً خود را در نقش یک جانباز مبتلا به PTSD غرق می کند ، بی سر و صدا به نظر می رسد ، کلمات را زیر لب می گوید و بی هدف به فضاهای خالی خیره می شود.

PRINCESS OF THE ROW: درام درخشان درباره بی خانمانی و فقر
منبع: Gravitas Ventures

در حالی که فیلم هرگز تسلیم ملودرام نمی شود ، چند صحنه از احساساتی بودن ساده است. یک صحنه ، به ویژه ، برجسته ساختن آلیشیا در حالی که یک سخنرانی سبک را برای یادآوری مقاومت خود دارد. ما قبلاً نه تنها چندین بار این صحبت را شنیده ایم بلکه در زمانی رخ داده است که تبادل سکوت یا حالت های صورت منطقی تر و قابل درک تر بوده است. لحن نیز در لحظات ترس ناگهانی ، خشونت و عدم اطمینان متناقض است ، که کم و بیش به تجمع بی نتیجه مربوط می شود. با این حال ، شاهزاده ردیف وقتی بیشترین اهمیت را دارد ، به طور کلی صادقانه و خام است.

شاهزاده ردیف یک درام شخصیت محور است که از نظر روایت آشنا است (دبرا گرانیکرا هیچ ردی را رها نکنید یک مقایسه آشکار است). گفته شد ، اجراهای کم اهمیت ، ردیابی تیز ، زیبایی ظاهری بی نظیر و جولیان شرلرا نمره رشته محور ضربان دار یکی را در روند بیش از حد آشنا نگه می دارد.

نتیجه: شاهزاده خانم

روی هم رفته، ون ماکسیمیلیان کارلسونرا شاهزاده ردیف یک درام جدی و قابل درک برای خانواده است که با بی خانمانی و بیماری روانی از راه های اطلاع رسانی و تعامل ، با مجوز از بازی های برجسته ادی گاتگی و تایلر باک. فقط بر اساس عملکرد ، شاهزاده ردیف ایندی است که باید ببینید

آیا دیده اید شاهزاده ردیف؟ در غیر اینصورت ، آیا اکنون علاقه مند به دیدن آن هستید؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

Princess of the Row در تاریخ 27 نوامبر 2020 با درخواست ویدئویی منتشر شد.


شاهزاده خانم ردیف را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و سایر موارد

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“وحشت!”: آخرالزمان و روزنامه آن تا پایان

آخرالزمان به همان اندازه برای تولید سه سال فاجعه بار شهرت دارد و به خاطر تصویر واقعی و واقعی خود از جنگ ویتنام. هرگز از لیست مهمترین منتقدان یا طرفداران ده نفر دور نمانید ، فرانسیس فورد کاپولاحماسه جنگ در سال 1979 تقریباً به وضعیت فرقه ای بدست آمده است ، و از آن زمان هیچ فیلم جنگی اسیر جنگ و جنگ نیست.

شلیک اولیه شش هفته ای در فیلیپین به شانزده ماه تبدیل شد که کل این تولید سه سال به طول انجامید. هاروی کیتل، که در ابتدا به تصویر کشیدن ویلارد ، پس از یک ماه اخراج شد و جایگزین شد مارتین شین؛ بازیگران و خدمه بر روی یک کوکتل کشنده مواد مخدر جان سالم به در بردند و مشروب زدند و گرما و استرس ناشی از تولید باعث عدم رضایت آنها شد. کوپولا سپس دچار خرابی و ضبط شد و یک طوفان وسایل و تجهیزات را نابود کرد.

منبع: هنرمندان متحد

بزرگترین قرعه کشی پول فیلم ، مارلون براندواضافه وزن اضافه وزن و آماده نشده و بعداً در مرحله تولید ، شین دچار حمله قلبی تقریباً کشنده ای شد و فیلمبرداری را برای چند هفته به تعویق انداخت. کوپولا بعداً اظهار داشت: “این فیلم به روش جنگ ساخته شد. خیلی از ما ، پول بیش از حد ، تجهیزات بیش از حد وجود داشت ، و کم کم ما مجنون شدیم. ” دشوار نیست بدانید چرا این فیلم مستند 1991 را به وجود آورد ، Hearts of Darkness: آخرالزمان فیلمساز (همکارگردانی و روایت شده توسط کوپولاهمسر ، ایلانور کوپولا) ، مزخرف کردن روند جهنمی.

“من می خواستم یک ماموریت ، و برای گناهان خودم آنها را به من یک.”

مبتنی بر آزادانه جوزف کنرادرمان قلب تاریکی (1899) ، سرهنگ والتر E. كورتز (براندو) دیوانه شده و کنترل مردم بومی مونتاگارد را در اعماق جنگل کامبوج به دست گرفته است. کاپیتان سوخته Benjamin L. Willard (شین) توسط ارتش دستور داده می شود كه یک قدم سفری خطرناک را برای خاتمه كورتز با تعصب شدید انجام دهد.

باز کردن صدای غافلگیرانه تیغه هلیکوپتر و “پایان” درها ، آخرالزمان فوراً به ما اطلاع می دهد که این فیلمی مانند هیچ کس دیگری نیست. منفجر شدن روابط ناپالم با چهره خسته کننده شخصیت (و) شخصیت ما ، و اجرای مونتاژ هفت دقیقه ای یک ویلارد خالی از سکنه در داخل یک هتل مخروبه ، کابوسی را که می خواهد تحمل کند پیش بینی می کند. سفر در اصل یک عمل اکشن-ماجراجویی است؛ با این حال ، تنها هنگامی که ما از ویلارد و خدمه او پیروی می کنیم که می بینیم قائم مقام سفرشان واقعاً تمثیلی برای جنون جنگ و تاریک ترین قسمت های خود است.

منبع: هنرمندان متحد

خدمه ویلارد ، متشکل از رئیس ، شخص Surfer شخص لنس ، آشپز “شاداب تر” نیواورلئان ، و نوجوان کابین آقای پاک (آلبرت هال، سام پایین، فردریک فارستو لورنس فیبرن، به ترتیب) ، با نامزد اسکار رقابتی شد رابرت دووال به عنوان سرهنگ کیلگور. با كمتر از بيست دقيقه زمان اكران ، كيلگور كاملاً يك تصور را به جا مي گذارد ، و آن را به طرز معروف گفت: “من عاشق بوي ناپالم در صبح هستم.” مراقبت ، فراموشی در برابر آتش و کاملاً آجیل کیلگور فقط می خواهد گشت و گذار کند و ویلارد هیچکدام از آن ها را ندارد. Ensued یک تماشایی باورنکردنی و فراموش نشدنی است که به طرز حیرت انگیزی توسط فیلمبردار ایتالیایی فیلمبرداری شده است ویتوریو استوراروبعد از اینکه کیلگور ناپالم را در دهکده ویتنامی فرو برد ، یک جایزه آکادمی را به خاطر کار خود دریافت کرد.

این یک نگاه غافلگیرکننده و در عین حال مهیج است که می بینید و ویلارد ، به طرز معقول ، خدمه خود را به جهنم از آنجا می برد. اولین ، اما مطمئناً آخرین برخوردهای کابوسانه برای او و مردانش نیست. اسم حیوان دست اموز Playboy ، قتل عام خانوادگی ، ببر ، و در آخر ، مخفیگاه Kurtz در انتظار مردان است. چه موقع ، تا سی دقیقه آخر براندو سرانجام از سایه ها بیرون می آید که عدم قطعیت واقعاً به خانه می رسد و احتمال رستگاری می میرد.

“من به بدترین مکان در جهان می روم و هنوز هم نمی دانم.”

با این حال ، سؤال بزرگی که باقی می ماند این است که آیا ویلارد یک شخصیت قهرمان یا دشمن است. او مرکز عاطفی شکسته قطعه است ، اما او یک سرباز است که برای کشتن یکی از اعضای خود فرستاده شده است. خطوط اخلاقی مبهم است و حقایق تاریک حتماً آشکار می شوند. ویلارد ، خود ، از اطرافیان جدا می شود و در انتظار قتل استراحت می کند و به دلزدگی در خانه اش می گوید و وضعیت طبیعی وی در حال جنگ است. شین در یک عملکرد دلهره آور می درخشد ، که غالباً تحت الشعاع همنوعان خود قرار می گیرد ، اما ویلارد کسی است که در یاد و خاطره شما بی توجه است.

بینندگان جدید متعجب خواهند شد براندوکومو پف کرده و تقریباً دو ساعت صبر برای دیدن تعقیب. با این حال، کوپولا تمام تلاش خود را به کار می برد تا از بهترین کیفیت های خود ، یعنی سخاوت دادن او استفاده کند. هیچ مونولوگ جنجالی تا کنون کاملاً بی فایده از آنچه که کرتز فقط چند ساعت قبل از مرگش تحویل داده ، ظاهر نشده است. یكی از بزرگترین صحنه های فیلم با قصابی كورتز است كه به طور وحشیانه با ذبح قربانی كردن گاو توسط مردم مونتاگارد آمیخته شده است. این خاتمه ای است که در ابتدا حاکی از آن است ، اما پرده برداری نهایی آن نشان دهنده تمام قدرت وحشیگری فیلم است.

“این راه پایان دنیا است! نه با یک بانو ، اما با یک WHIMPER. “

چهل و یک سال از انتشار آن ، آخرالزمان همچنان یک برجسته برجسته و برجسته باقی مانده است کوپولافیلمبرداری بلند پروازانه. دهه 1970 دهه او بود که شامل دو دوره اول نیز می شد پدرخوانده اقساطی ، گفتگو، و فیلمنامه ها را برای پاتون و نسخه 1974 گتسبی بزرگ.

دهه 1970 یک دهه پرتلاطم بود ، که – همراه با سال های پایانی جنگ ویتنام – رسوایی واترگیت را دید ، ریچارد نیکسون استعفا ، ظهور جرم و تروریسم و ​​انتشار آن مقالات پنتاگون. کشور هنوز از ترورها در حال بهبود بود جان اف کندی، رابرت اف کندیو مارتین لوتر کینگ جونیور، و به دنبال یک دهه پیچیده تغییر که دهه 1960 بود ، ایالات متحده در وضعیت ناآرامی دائمی قرار داشت.

جایی که آخرالزمان بیشترین درک این است که این شخصیت ها بیشتر از یک شخصیت فیزیکی تحت یک سفر روانی قرار می گیرند. این فیلم باعث می شود که جهنمی و عذاب رزمنده ها در طول جنگ و بعد از آن متحمل شوند. تقریباً پنجاه سال از عقب نشینی ایالات متحده از ویتنام ، آخرالزمان مانند هیچ کس دیگر به عنوان یک یادآوری عمل می کند و تجربه است.

همچنین ببینید

داستان های ترسناک برای گفتن در بازار: مفصل ، منزجر کننده و کم نور

درد و رنج ناشی از تولید قطعاً پرداخت شده و فیلم ، تا به امروز ، همچنان شاهکار ترسناک جنگ و نزدیک شدن به آشکارسازی واقعیتهای واقعی است. بعد از نمایش برتر فیلم در کن ، کوپولا معروف اظهار داشت: “فیلم من درباره ویتنام نیست. فیلم من است ویتنام. ” تولید اکنون افسانه ای تقریباً وحشتناک است به اندازه خود فیلم و واقعیت های جنگ هرگز علیرغم خطوط تا حدودی تاری بین داستان و واقعیت هرگز احساس واقعی و واقعی نشده اند. هرگز فیلم جنگی کاملاً شبیه این فیلم وجود نخواهد داشت آخرالزمان. “وحشت. وحشت.”

آیا شما یک طرفدار هستید آخرالزمان؟ فیلمهای جنگ دیگر مورد علاقه شما کدام است؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید.


اکنون آخرالزمان را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، پیوستن به انجمن ما در Discord و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

GRACE AND FRANKIE فصل 6: به پتانسیل کامل خود می رسد

در سال 2015 ، آیکون ها جین فوندا و لیلی تاملین برای اولین بار دوباره از آنجا دوباره پخش شد 9 تا 5 (1980) برای مارتا کافمن و هوارد جی موریسسریال های تلویزیونی گریس و فرانکی. این سریال دنباله دار مگول بازنشسته زیبایی ، گریس هانسون ، و معلم هنر هیپی ، فرانکی برگشتاین است ، زیرا آنها سعی می کنند زندگی خود را پس از شوهر وکلای خود ، رابرت و سول هدایت کنند.مارتین شین و سام واترستون) ، اعلام كنید كه آنها چندین دهه رابطه داشته و حالا قصد ازدواج دارند. این دو زن نمی توانند متفاوت تر باشند و گریس و فرانکی مجبور به سازگاری با زندگی جدید خود هستند که شامل حرکت در کنار هم است. قبل از ورود به فصل ششم گریس و فرانکی، در اینجا خلاصه ای از فصل های قبلی نمایش آمده است.

یادآوری فصلهای گذشته

در فصل اول ، گریس و فرانکی در تلاش بودند تا با شرایط جدید خود سازگار شوند – دینامیک آنها مجبور به تغییر شدند ، زیرا هم اکنون در خانه ساحلی فرانکی هم اتاقی بودند. حالا که ازدواج همجنسگرا قانونی بود ، رابرت و سول می خواهند عشق خود را جشن بگیرند و سرانجام با یکدیگر ازدواج کنند. با این حال ، گریس و فرانکی در جریان مانده اند. از طریق محاکمه و مصیبت ، همسران پیراهن با تجربه مشترک خود پیوند می خورند. برای دو زن که هرگز به خصوص از یکدیگر دوست ندارند ، دوستی آنها به آرامی دوباره زندگی خود را دوباره به هم می زند.

GRACE و FRANKIE: فصل 6 به پتانسیل کامل خود می رسد
منبع: نتفلیکس

در طول بقیه فصلها ، گریس و فرانکی همچنان که در آینده ای نامشخص حرکت می کنند ، از یکدیگر حمایت می کنند. دختران گریس و رابرت ، برایانا (جون دایان رافائل) و مالوری (بروکلین دکر) ، و پسران فرانکی و سول ، “جوانه” مانند Nwabudud (بارون وون) و کویوت (اتان امبری) ، با مشکلات خانوادگی خود مقابله کنید ، همه در حالی که با واحد خانوادگی تغییر دهنده خود کنار بیایند

تعهد-ترس (و ملکه کت و شلوار شلوار) برایانا هم اکنون شرکت آرایشی مادر خود را اداره می کند و از ترس مادرش که هرگز به کارش باز می گشت ، زندگی می کند. مالوری متاسفانه با چهار فرزند ازدواج کرده است. کویوت ، معتاد معتاد به مواد مخدر ، پس از یک عود به خصوص در بازسازی زندگی خود و اصلاح پل ها تمرکز دارد. پسر خوب بود با عشق عجیب و غریبش ، آلیسون ازدواج کردلیندزی کرافت) و مادر مادر بیولوژیکی خود را جستجو می کند.

پس از آنکه فرانکی شروع به ایجاد یک روغن ارگانیک خود که از گیاهان دارویی ساخته شده است ، او و گریس متوجه شکاف در بازار می شوند. آنها با هم گروهی می شوند و تصمیم می گیرند که ارتعاشات سازگار با آرتریت را که مخصوص زنان مسن تر است ، بسازند. کارآفرینان در ابتدا برای بدست آوردن بودجه و وام برای محصول خود تلاش می کنند اما در نهایت وب سایت خود را برای شرکت موفق خود یعنی Vybrant راه اندازی می کنند. رابرت و سول ، با این وجود ، خانه ای راه‌اندازی كردند و تصمیم گرفتند روزهای باقی مانده خود را بازنشسته كنند و لذت ببرند. رابرت عشق خود را به تئاتر دوباره کشف می کند و به یک شرکت محلی همجنسگرا پیوست و سول یک فعال حقوق همجنس گرا می شود.

“من نمی خواهم تنها با سال های باقی مانده ام روبرو شوم.”

این یک روند آهسته و پایدار برای شرکت آنها است ، اما Vybrant گریس و فرانکی را برای اجاره زندگی جدید فراهم می کند. با قدمت دوستیابی ، آنها ابتدا با زندگی مجرد می جنگند اما در نهایت دوباره شروع به دیدار می کنند. سام الیوت، کریگ تی.نلسونو ارنی هادسون فقط تعداد معدودی از ستاره های میهمان مردان را در زندگی خود به تصویر می کشند. با این حال ، تا فصل ششم نیست که یکی از آنها ازدواج مجدد و همه چیز به شدت تغییر می کند.

منبع: نتفلیکس

فصل ششم درست انتخاب می شود که فصل پنجم به پایان رسید ، با گریس که به تازگی با مدیرعامل ثروتمند نیک اسکولکا ازدواج کرده است (پیتر گالاگر) ، که از او جوان تر است. فرانکی از اخبار غیر منتظره شوکه شده و نگران این تغییر چشمگیر برای دوستی آنها است. زمان خود گذشته است اما گریس و فرانکی در یک دوستی مشترک خود به یک هماهنگی صلح آمیز رسیده اند و فرانکی می ترسد یک بار دیگر تنها شود. این دو زن اکنون سالها با هم حمایت و زندگی کرده اند ، پس از آنکه گریس از آنجا خارج شد زندگی چگونه خواهد بود؟

پس از یک درگیری بزرگ در پایان فصل پنج ، دوست قدیمی آنها باب (بانی و کلاید برنده اسکار استل پارسونز) آنها را مجبور به اتحاد مجدد كردند و این دو پس از كمك به بابی در یك خودكشی خود ، روابط خود را ترمیم كردند. مصیبت دلهره آور زنان را از گذشته نزدیک به هم نزدیک کرد ، بنابراین فصل ششم فصل کاملاً تکان دهنده است.

این نمایش بار دیگر به موضوعات مهمی در مورد پیری می پردازد. بعد از اینکه گریس وارد آپارتمان نیک شد ، او تلاش می کند هر روز صبح خودش را از صندلی توالت خیالی خود دور کند ، اما از گفتن او خجالت می کشد. مبل او نیز ثابت می کند که مسئله ای است. گریس برای نیک احساس پیر شدن بسیار دارد اما کارهای روزمره صبحانه دشوار او ایده دیگری را برای او و فرانکی برانگیخت. این دو “هلن میرن از لامپ های لوله کشی” را ایجاد می کنند ، با نام “برخاستن” ، یک توالت هیدرولیکی که با سهولت کاربران قدیمی را بالا می برد.

کافمن و موریس همواره کار درخشان و فهمیده ای داشته ایم که پیر شدن همان اندازه سالهای جوانی ما پیچیده و کثیف است. هر مانع عجیب جدید ، گریس و فرانکی را به روشی جدید و بامزه خنده دار نزدیک می کند. این دو زن هر دو نسبت به مبارزات پیری نسبتاً باز هستند و دوستی آنها به دلیل آن مجبور است تغییرات جدیدی را متحمل شود. با این حال ، هر دو تصدیق می کنند که بعضی اوقات با چیزهایی که باید روزانه با آنها کنار بیایند ، ترسناک و شرم آور است.

“من یک مکنده گال هستم که مکنده مارتینی خشک است.”

هیچ ترکیب بهتری از وجود ندارد فوندا و تاملین. چند داستان داستانی مجدداً از فصل های گذشته در این فصل بهتر کار می کنند زیرا دوستی این زوج از هر زمان دیگری جذاب تر است و شوخی های سریع همه زمانه کاملاً خوب می شوند. شوخ طبع آنها با افزایش سن کم نشده است ، و به دست متخصصان با تجربه واقعی ، شوخ طبعی و قلب این نمایش هرگز فرو نمی رود.

همچنین ببینید

DAYBREAK فصل 1: یک پیام پسا آخرالزمانی

بقیه بازیگران نیز لحظات شگفت انگیزی دارند. رافائل همچنان به عنوان خواهر و برادر بزرگترین برایانا ، به عنوان وقتی که او را با چشم انداز شریک زندگی خود ، باری (روبرو می کند) همچنان محور است.پیتر کامبور) ، اهداء اسپرم به یک زوج لزبین. مالوری درگیر یک کار جدید و یک رابطه جدید است. هر دو خواهر در این فصل شخصیتهای گردتر و دوست داشتنی تر می شوند ، و داستان اهدای اسپرم یک برجسته کمدی خاص است. آغوش و وون شیمی شگفت انگیز خود را به عنوان برادران کویوت و بود ادامه می دهند ، دومی خنده دار تلاش می کند تا کاملاً با زندگی متاهل سازگار شود. رابرت و سول بعنوان اهداف نهایی روابط حتی در هنگام رفع مشکلات سلامتی و مشکلات ارتباطی ، و باقی می مانند شین و واترستون هرگز خوشحال تر نبوده اند.

منبع: نتفلیکس

یكی از قسمتهای مهم این سریال زمانی است كه گریس و فرانك “افزایش برخاستن” را به نمایش می گذارند مخزن کوسه ، و این رویداد متقاطع است که ما هرگز نمی دانستیم که به آن احتیاج داشته باشیم. قبل از اختراع توالت ، گریس به فرانکی می گوید که “مدت زیادی است که مجبور شدم روی بازوی شوهر خیره شوم.” این یک تغییر سرعت جالب برای نمایش است ، زیرا گریس با زندگی جدید خود به عنوان همسر بزرگتر میلیاردر سازگار است. گریس و فرانکی گرم و دلپذیر است ، مثل آغوش دوست قدیمی ، و وقتی یک فصل تنها شامل این مهمان جانبازان بازیگر با ستاره می شود ، از یک نمایش لذت نمی برد: مایکل مک کین، مری استینبورگنو الیوت گولد. تماشای این یک لذت کامل است و پایان فصل ، بهترین برنامه برای فصل هفتم و پایانی خنده دار است.

“از زمانی که من و من شما و من شدیم ، ما خیلی شیطنت ها را انجام داده ایم. اما ما همیشه این کار را با هم انجام داده ایم. “

گریس و فرانکی هرگز از واقعیت های پیر شدن دور نشده است ، اما هرگز نمی تواند از پوچی های زندگی روزمره بخندد. این نمایش به خودکشی کمک کرده است. بحث در مورد کنترل اسلحه ، همو هراسی و جنبه های مختلف تصویب. تأثیر پیری بر زندگی جنسی آنها و همچنین درد تماشای دوستانشان می میرد. کافمنبه ویژه ، احساس کرد که مجبور است یک نمایش را برای مقابله با پریشیسم ایجاد کند اما او همچنین می خواست “عمیق تر شود و کارهای بالغ تر انجام دهد.” با این حال، گریس و فرانکی همیشه درام را با طنز ماهرانه تراز می کند تا واقعاً باعث خنده شکم شما شود. فصل ششم سرانجام با جذابیت های غیرقابل مقاومت ، شخصیت های شگفت انگیز نوشته شده و بازیگران باور نکردنی آنها را به تصویر می کشد.

اگر تا به حال نگران مفاصل خزنده خود هستید یا اینکه آیا زندگی جنسی شما بعد از یائسگی متوقف خواهد شد ، گریس و فرانکی کمک خواهد کرد که ذهن خود را راحت کنید. ما مشروط بر این هستیم که جامعه و رسانه ها فکر کنند زندگی به 50 سالگی ختم می شود ، اما دیدن جین فوندا و لیلی تاملین مهمانی روی صفحه ، درحال ریختن و هنوز درک آن در دهه هشتاد ، امید من را برای آینده به من می دهد.

به چی فکر میکنی گریس و فرانکیفصل پیش فرض؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!