ماتیاس و ماکسیم: مناقصه ترین و بازترین فیلم خاویر دولان تا به امروز

خاویر دولانفیلم های سینمایی اغلب با صدای بلند ، متهم به جوانی جسورانه و تحت سلطه شخصیت هایی با شخصیت قوی و تمایل به خصومت هستند. گاهی اوقات م worksثر است ، به ویژه هنگامی که دولان راهی برای تعادل بخشیدن به احساسات تند و تیز برگرفته از فیلمنامه او با لحظات لطافت پیدا می کند. اما برای بعضی اوقات دیگر ، این احساس به وجود می آید دولان بیشتر علاقه مند است که نشان دهد کاری که می تواند انجام دهد ، این است که او این جوان کارگردان و بازیگر داغ است که می تواند از A تا Z کارهایی را انجام دهد به جای اینکه یک راه جذاب برای گفتن داستانی را که می خواهد در وهله اول پیدا کند ، پیدا کند. دو ویژگی قبلی او ، ستاره پر از ستاره مرگ و زندگی جان اف. دونووان و ظروف سرباز یا مسافر فاجعه بار است این فقط پایان جهان است، دو نمونه عالی از این پرونده هستند. هر دو فیلم از نظر بصری شیک هستند ، اما در زیر همه براقیت ها ، حاوی احساسات و پیچیدگی ها نیستند دولانکارهای قبلی

ماتیاس و ماکسیم – دولانبازترین و لطیف ترین فیلم تا به امروز – خوشبختانه ، او را دوباره می بیند که وضعیت wunderkind خود را بازیابی می کند. در هسته اصلی آن ، این یک داستان از هویت و جنسیت است. دو موضوعی که کارگردان از همان روزهای ابتدایی کارش در حال بررسی آنها بوده است. اما جایی که بیشتر فیلم های قبلی او تمایل دارند به این سوژه ها به شکلی فضول نگاه کنند ، ماتیاس و ماکسیم خیلی کمتر احساس می شود آره، دولانعلامت تجاری بصری و روایی هنوز هم وجود دارد ، اما در بیشتر موارد ، فیلم به جای ملودرام وضعیتی که کارگردان اغلب شخصیت های خود را در آن قرار می دهد ، بیشتر به حساسیت روابط شخصیت ها متکی است.

دو مرد و یک بوسه

اولین بار در جشنواره فیلم کن سال گذشته ، ماتیاس و ماکسیم داستان خود را حول شخصیت های تیتراژ متمرکز می کند ، زیرا آنها سعی می کنند هویت خود را درک کنند ، چه به عنوان یک فرد و چه به عنوان یک زن و شوهر پس از یک اتفاق غیر منتظره زندگی آنها را زیر و رو می کند. این اتفاق غیر منتظره در حالی اتفاق می افتد که هر دو اوقات خوشی را بهمراه گروه برادرانشان در خانه ای دریاچه ای می گذرانند که خواهر یکی از دوستانشان در حال ساخت یک فیلم کوتاه است و برای لحظه ای کوتاه قفل کردن لبهای خود را به طناب زدن می کند. بوسه به خودی خود نشان داده نمی شود ، اما از آغاز کار مشخص است که مرکز داستان خواهد بود. یکی که دو شخصیت اصلی را به همان مدار بکشاند.

ماتیاس و ماکسیم: مناقصه ترین و بازترین فیلم خاویر دولان تا به امروز
منبع: موبی

ماکسیم ، بازی شده توسط دولان به نظر می رسد حداقل در ابتدا تحت تأثیر بوسه قرار نگرفته است. اما ماتیاس (Gabriel D’Almeida Freitas) ، از طرف دیگر ، یک وکیل از یک خانواده طبقه بالا در یک رابطه طولانی مدت ، از همان شب شروع به مارپیچ شدن می کند. او در مورد احساسات خود گیج است ، اما به نظر نمی رسد آنچه را که در مورد این مسئله گیج شده است بیان کند. این واقعیت که هر دوی آنها در دوران دبیرستان یک بوسه مشترک داشتند ، خاطره ای که ماتیاس برای مدت زمان طولانی سعی در سرکوب عمیق او داشت ، مطمئناً نیز کمک نمی کند. اگر یک بوسه فقط یک بوسه است ، پس چرا او این احساس ناامنی را احساس می کند؟

به طور طبیعی ، با این نوع تنظیمات ، آنچه در پی می آید یک سناریو است که “آنها نمی خواهند” ، با مقصد نهایی برای اینکه ببینند آیا ماتیاس سرانجام احساسات خود را به ماکسیم اعتراف می کند و در نهایت با او همراه است یا خیر. اما در حالی که در واقع بخشی از داستان است ، دولانرویکرد پیچیده تری است. او بیشتر از اینكه به سادگی سفر آنها را به راهی كه قبلاً بارها در فیلمهای عاشقانه دیگر دیده ایم ، بیشتر به دنبال مبارزات درونی شخصیتهایش باشد. به آنها اجازه می دهد احساسات خود را به گونه ای تأمل کنند که عمدی و صادقانه احساس شود.

این برای گفتن این نیست دولان هر چند کاملاً قابل تأمل رفته است. دقیقاً مثل فیلم های قبلی اش ، ماتیاس و ماکسیم هنوز هم درگیر تنش است ، ریشه در داستان داستانی مربوط به تصمیم ماکسیم برای ترک کانادا و انتقال به استرالیا در عرض شش هفته. گرچه کمی تعلیق به فیلمنامه می دهد ، اما بزرگترین بمب تیک فیلم اما هنوز هم عمدتا از پویایی فشار و کشش بین دو شخصیت و همچنین آرزوها و تمایلات بی کلام در روابط آنها ناشی می شود. و دولان می داند چگونه با این مواد واقعا خوب بازی کند ، به طوری که وقتی سرانجام این دو پسر به نقطه بازگشتی نرسند ، یک احساس اجتناب ناپذیر از اروتیسم وجود دارد که فیلم را پوشانده است.

ماتیاس و ماکسیم: مناقصه ترین و بازترین فیلم خاویر دولان تا به امروز
منبع: موبی

دولان این کار را با انجام کاری غیرمعمول انجام می دهد. او به جای قرار دادن شخصیت های تیتراژ خود در همان صحنه برای قسمت اعظم فیلم ، از نظر استراتژیک فاصله ای بین آنها ایجاد می کند. این ممکن است در ابتدا ناامیدکننده باشد ، به خصوص اینکه ببینید مت در چه بخشهای بیشتری از فیلم احساسات خود را نسبت به مکس مرتبا انکار می کند. اما این احساس ناامیدی در واقع دلیل احساس رضایت خاطر حتی بیشتر است. مدام شما را اذیت می کند ؛ حرکت به آرامی اما با اعتماد به نفس. و داشتن چنین مجری عالی در Freitas ، دولان بدیهی است که سفر سفر بیشتر پاداش آور است.

فریتاس، به ویژه ، به عنوان ماتیاس گیج و ناامن عملکرد ناک اوت را ارائه می دهد. هر دو ظریف و مردانه ، فریتاس می داند چگونه مبارزات درونی را که شخصیت او احساس می کند به نمایش بگذارد. حرکت بدن او همیشه ناخوشایند است اما به روشی خوب است. و هنگامی که او سرانجام همه بارها را رها می کند ، ما می توانیم احساس آرامش در چهره او احساس کنیم. دولانعملکرد کنترل شده تر و آسیب پذیرتر است ، اگرچه وقتی شخصیت او برای نمایش لازم است ، او به خوبی می داند چگونه این کار را انجام دهد. وقتی سرانجام این دو صحنه ای را با هم به اشتراک بگذارند ، بدون شک شیمی سکسی آنها مخاطب را دیوانه خواهد کرد.

هترونورماتیسم اجرایی

زیر قرار گرفتن عاشقانه دو شخصیت تیتراژ ، دولان همچنین موضوع مورد علاقه او ، یعنی مردانگی را مورد بررسی قرار می دهد. به ویژه در این فیلم ، او به موضوع ناهمگونی عملکردی و آسیب هایی که می تواند به کسی وارد کند پرداخته است. ما می توانیم این را از چگونه ببینیم دولان اقدامات ماتیاس را در طول فیلم مشاهده می کند. چگونه او خود را به عنوان این مرد مرد و دگرجنسگرای نشان می دهد که سعی دارد در جهانی قرار بگیرد که ناهنجاری چیزی است که طبیعی تلقی می شود و چگونه این عملکرد که چیزی جز نما نیست ، او را به آرامی از نظر احساسی و ذهنی جو می کند ، به ویژه هنگامی که با چیزی روبرو می شود که سعی کرده است برای مدت طولانی در درون او سرکوب کنید

ماتیاس و ماکسیم: مناقصه ترین و بازترین فیلم خاویر دولان تا به امروز
منبع: موبی

این واضح است که قلمرو جدیدی برای آن نیست دولانو استدلالهایی که وی ارائه می دهد ، اینکه چطور دگرجنسگرایی عملکردی می تواند ریشه مردانگی سمی باشد ، چیزی نیست که سایر فیلم ها قبلاً آن را بررسی نکرده باشند. اما آنچه در مورد منحصر به فرد است دولانچشم انداز در اینجا این است که چگونه او می تواند این مسئله را با موضوع طبقه اجتماعی مرتبط کند. به نظر می رسد این فیلم استدلال می کند که اگر کسی از یک طبقه بالاتر باشد ، فشار بیشتری برای او ظاهر می شود تا حد ممکن در جهان خارج ظاهر شود ، بنابراین خسارت هایی که ایجاد می کند بیشتر آسیب می رساند.

این یک بحث جذاب است و دولان در طول فیلم با زیرکی کاوش می کند. گرچه رویکرد او می تواند گاهی اوقات نامشخص باشد ، به خصوص با معرفی هریس دیکینسونشخصیت ، در بیشتر موارد ، دولان با توسل به مشاهده تیزبینانه فیلم از مبارزات درونی مت و مکس ، می تواند آن را آرام کند. چیزی که واقعاً هیچ چیز بصیرتی به فیلم اضافه نمی کند ، خرده داستان مربوط به مادر مکس است. حداقل ، حتی اگر این قسمت کمی حواسش را پرت کند ، دیدن آن دوروال انجام حداکثر مطلق او با مواد محدود همیشه چنین رفتاری است.

نتیجه

ماتیاس و ماکسیم ممکن است عمق عاطفی دولانبهترین کارها در مامان. اما با توجه به دو ویژگی آخر وی ، آنچه در اینجا ارائه می دهد – نوعی قصیده قلبی برای دوستی مرد و بررسی دقیق ناهماهنگی عملی – پیشرفت و بلوغ زیادی را نشان می دهد. هم باز و هم لطیف ، پر از احساسات بزرگ و نمایش های خارق العاده از دولان خودش و فریتاس در جلو و مرکز داستان. به wunderkind مورد علاقه ما برگردید!

همچنین مراجعه کنید

روز نامه قرمز: مانند THE PURGE ، فقط Lazier

نظر شما در مورد پایان چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Matthias & Maxime اکنون در Mubi در حال پخش است.

https://www.youtube.com/watch؟v=BJ-5OujmDEw


Matthias & Maxime را تماشا کنید

آیا مطالبی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی تحقیق فیلم را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با جوشوا لی ، مدیر پروژه FATHERING

جوشوا لی مستند اجتماعی پروژه پدر با یک سؤال ظریفانه ظریف آغاز می شود: اگر هرگز چنین کسی را نداشته باشید ، چگونه می توانید یک پدر خوب باشید؟ فیلمبرداری شده در یک ترم مدرسه ، لی عکس مختصر اول و مهمتر از همه تصویری صمیمی از آسیب های جمعی موجود در خیابان های آرماداله ، یکی از خشن ترین حومه های پرت است که در اثر وقایع روزانه مواد مخدر ، خودکشی ، جنایت و خشونت سوخته است. رانده شده برای درک این موضوع که چرا آمار پیرامون خودکشی ، افسردگی ، اعتیاد و حبس انقدر به سمت مردان با سوء پیشینه اجتماعی و اقتصادی پایین محکوم شده است ، تحقیقات وی او را به سمت درب پروژه The Fathering سوق می دهد ، که ادیسه تکنوازی کارگردان را به یک نمایش تجمعی سوق می دهد. ناهمگونی فرهنگی و ارزش مردانگی مدرن استرالیا.

پیش از نمایش برتر فیلم در قطب نما در ABC1 ساعت 6.30 بعد از ظهر یکشنبه 12 ژوئیه 2020 ، من فرصتی پیدا کردم تا با او صحبت کنم جوشوا لی درباره آغاز فیلم ، جدا کردن داستان با هم ، اصلی ترین درسهای آموخته و دشوارترین روز تصویربرداری او.

الکس لاینز برای تحقیق فیلم: چگونه پروژه پدرینگ به عنوان یک مستند آغاز شد؟

جوشوا لی: من کارشناسی ارشد خود را در مستند در AFTRS در سیدنی انجام می دادم. این دوره بسیار پرشور بود و فقط دو نفر از ما در جریان مستند بودند. ما را وادار به بررسی موضوعی با اهمیت عمیق شخصی کردند. این یک انتخاب بدیهی بود که هرگز با پدرم ملاقات نکردم تا پدر بودن را به عنوان یک موضوع تحقیق در نظر بگیرد. من همچنین فکر کردم زمان مناسبی برای کشف مردانگی است.

در این مرحله از زمان ، نقش ها و انتظارات مردان به طور مداوم در حال تغییر است ، بنابراین من می خواستم سعی کنم آن را حس کنم. بنابراین در طول تحصیل من مصاحبه با مردم در سراسر کشور را در مورد این موضوع آغاز کردم. یکی از مصاحبه ها با مدیر عامل آن زمان پروژه پدرینگ وین برادشو بود. هنگامی که او به من در مورد برنامه At Risk گفت که آنها امیدوار بودند در Armadale اجرا شود ، من می دانستم که باید در مورد آن فیلمی بسازم.

آیا می توانید در مورد تاریخ خود به عنوان یک مستند صحبت کنید ، به نظر شما چه نوع داستانهایی را جذب خود می کنید؟

فیلم های من به نوعی یا شکل همیشه تمایل دارند که با مردانگی یا طبقه (معمولاً هر دو) سر و کار داشته باشند. به طور کلی آنها یک شخصیت اصلی مرد (یا چند نفر) را درگیر می کند که با محدودیت های شیوه زندگی او در جهان مطابقت دارد. من همچنین گرایشی به توجه به نحوه برخورد مردان با درد ، چه به صورت شخصی و چه از نظر اجتماع ، مشاهده کرده ام.

با این حال ، من اخیراً از این موضوع دور شده ام و به فیلم های بیشتر با موضوع روزنامه نگاری می پردازم. من به تازگی یک پروژه با موضوع گردشگری کره شمالی و یک سری دیگر از فیلم های کوتاه با موضوع پایداری انجام دادم.

فرایندی مانند ویرایش موضوعات مختلف از جمله خود شما به روایت چگونه بود؟

ویرایش داستانهای پدران و برنامه کاملاً یکپارچه بود. من برای یک ویژگی به اندازه کافی مواد داشتم و مطالب هر شخصیت را به خوبی می دانستم. بنابراین واقعاً فقط موضوع انتخاب مناسب ترین و اصلاح طاق آنها بود. موضوع روایت خودم خیلی سخت تر بود. این یک نقطه کور واقعی برای من در ویرایش بود.

من مجبور شدم به دیگران اعتماد کنم که بتوانم مقاومت خودم را از جمله خودم در فیلم از بین ببرم و همچنین به درک این موضوع بپردازم که چگونه قوس شخصیت من کار می کند. تا آخرین هفته ویرایش نبود که صحنه های پایانی خودم را ضبط کردم ، که نشان دهنده چالش تحقق خودم به عنوان یک شخصیت در فیلم است.

مصاحبه با جوشوا لی ، مدیر پروژه FATHERING
منبع: صفحه استرالیا

از خودتان گرفته تا موضوعات مختلف ، سطح صمیمیت باورنکردنی در این مستند وجود دارد. همه افراد اینقدر گشاده و صریح هستند ، چگونه با ایجاد این روابط و آن سطح اطمینان با همه افراد درگیر شدید؟

من به سادگی از داستان خودم برای شکستن موانع با شخصیت ها استفاده کردم. هنگام ملاقات با پدران در آرماداله ، به آنها می گفتم: من جاش هستم ، من پدر بزرگ شدم و این مرا به این سفر کشاند و مرا به اینجا کشاند. این کار بسیار مضر بود و به مردم این امکان را می داد که بدانند می توانند به من اعتماد کنند تا داستانهای خود را با روشی حساس و مسئولانه به اشتراک بگذارم.

من فکر می کنم همیشه یکی از نقاط قوت فیلمسازی من برای دستیابی به این امر بوده است و این نیز ناشی از علاقه واقعی به موضوعی است که شما در حال تحقیق هستید و افرادی که داستان را می گویید. یکی دیگر از عناصر انتخاب عکسبرداری در دوربین های کوچک بدون آینه با میکروفون های کوچک زوم بود. این یک انتخاب آگاهانه بود که مانند یک خدمه بزرگ تولید ظاهر نشود و به شخصیت ها اجازه دهد حداقل اختلال را احساس کنند.

آیا از زمان پایان فیلم با هر یک از موضوعات درگیر در ارتباط بوده اید؟ واکنش آنها چه بود؟

بله ، اولین کسی که فیلم کامل را به او نشان دادم تراورس بود – شخصیت اصلی فیلم. من به خانه او رفتم و آن را با او و 2 پسرش تماشا کردم. این یک تجربه قدرتمند بود ، همه آنها در طول فیلم گریه می کردند و من احساس می کردم که ما با هم کار خاصی کرده ایم. که شاید این فیلم بتواند به مردم کمک کند.

من همچنین با تسهیلگر دیوید واکر در تماس نزدیک بوده ام. بارها شام خوردیم و برای قهوه بارها ملاقات کردیم او برای من شخصاً پشتیبانی و الهام بخش بوده است. من همچنین با تعدادی از افراد در Armadale در تماس بوده ام و در حال حاضر مشغول انجام پروژه دیگری هستم.

شما را به عنوان دشوارترین روز تیراندازی خود چه می کنید؟

سخت ترین روز ، اولین روز تیراندازی بود. من در خیابان اصلی آرماداله با شخصیت اصلی تراورس که شروع به صحبت با مردم در مورد پدر بودن کردم ، راه افتادم. داستانهایی که شنیدیم نگران کننده بود. مرد جوان بومی به ما نزدیک شد و فقط گریه را شکست. آن روز از دسترسی وی به پسرش در دادگاه محلی محروم شده بود و یک شکاف شکاف در دست وی (مبتلا به خودکشی) داشت.

همچنین ببینید

NYFF 2019: DEMONIC: میراث ترس

تراورس آن مرد را در آغوش گرفت و سپس حدوداً یک کیلومتر را با دست در دست پیاده طی کرد تا برای وی کمک پیدا کند. این یک عمل دلسوز و نفس گیر بود و احتمالاً یکی از قدرتمندترین کارهایی است که من تاکنون شلیک کرده ام. ما نمی توانیم به دلایل اخلاقی از مطالب موجود در فیلم استفاده کنیم ، اما مطمئناً به من اطمینان داد که ما در حال شروع یک موضوع بسیار مهم هستیم که نیاز به بررسی دارد.

چه بزرگترین درسی چه از نظر فنی و چه از نظر فنی ، چه بود که شما از روند ساخت پروژه پدرینگ فاصله گرفتید؟

از نظر فنی – از نظر مؤلفه واقعی فیلمسازی که پیدا کردم بسیار آسان است. درسهای واقعی برای من از طرف جنس تولید بود. من خودم آن را برای 2 سال اول (از تقریباً 3 مورد تحقق آن) قبل از آمدن آلیس ولف ، که بسیار باورنکردنی بود ، تولید کردم.

در مرحله اول دستیابی به داستان به معنای برخورد با تعدادی از سازمان ها بود که خواستار حساسیت و اطمینان اخلاقی زیادی بودند. این کار به 6 ماه کار به تنهایی نیاز داشت و در بعضی مواقع بعید به نظر می رسید دسترسی داشته باشم. من هم در آن زمان در سیدنی مستقر بودم بنابراین پرواز و عقب بدون هیچ بودجه چالش برانگیز بود.

بعد از فیلمبرداری ، مجبور شدم راهی برای دستیابی به بازار پیدا کنم. من صنعت را واقعاً درک نکردم ، به همین دلیل برای من یادگیری پیمایش در دنیای مستند به یک کارآموزی باورنکردنی تبدیل شد. من موفق به استفاده از مخاطبینی بودم که داشتم و روابط جدیدی را ایجاد کردم تا کم کم توجه فیلم را جلب کنم. من در حال فروش تجهیزات دزدگیر دوربین خود بودم تا به سیدنی پرواز کنم تا با سردبیران راه‌اندازی شوم یا برای تأمین اعتبار تریلرهای جدید. این یک روند بسیار کند و دردناک بود ، اما من افتخار می کنم که فیلم را فهمیدم و وقتی به نظر می رسید که بدیهی ترین کار برای انجام دادن نیست ، تسلیم نشدم.

تحقیق فیلم از جوشوا لی تشکر می کند که وقت خود را برای گفتگو با ما گرفتید.

برای بینندگان استرالیایی ، پروژه پدرینگ قرار است در قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه شدن از قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه قطعه شدن از قطعه نمایش در ABC1 در ساعت 6.30 عصر یکشنبه 12 ژوئیه 2020.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

کارگردان جاستین کورزل در مورد تاریخچه واقعی KELLY GANG صحبت می کند

در تاریکی شب ، قطار از طریق بیابان استرالیا شارژ می شود. The Ned Kelly Gang ، ارتش جوانی است که لباس های خود را به رهبری ناقوس نلی کلی رهبری می کند ، در انتهای مسیرها منتظر حمله است. این یک تصویر سورئال است که تقریباً شبیه به رویای خواب است ، هر دو بسیار تند و زننده و در عین حال خسته کننده.

بیشتر داستان نید کلی عمدتاً با کسانی که در ایالات متحده آمریکا حضور دارند بیگانه است. اما ، در استرالیا ، او یک شخصیت فرهنگی برجسته ، موضوع زندگی نامه های بی شمار و آثار هنری است. در فیلم ، او توسط همه بازیکنان فوتبال استرالیا بازی می شود (بابی چیتی) ، به یک راک استار (میک جاگر) ، و حتی یک بازیگر برنده اسکار (مدیر بهداشت) حالا کلی دوباره در قالب تصویر جدید با عنوان جدید دوباره به صفحه نمایش باز می گردد داستان واقعی از باند کلیبر اساس رمانی برنده جوایز 2001 با همین نام که داستان کلی را از دیدگاه وی تصویر می کند.

اخیراً خوشحال شدم که با کارگردان جدید فیلم صحبت کنم ، جاستین کورزل، درست قبل از انتشار کورزلخود استرالیایی ، مشغول ایجاد شغل در طیف متنوعی از پروژه ها از تصاویر جنایات واقعی است (شهر برفی) ، اقتباس های شکسپیر در مقیاس حماسی (مکبث) ، و حتی آوردن یک سری بازی معروف ویدیویی به صفحه بزرگ (Assasin’s Creed) در اینجا ، وی درباره اهمیت کلی برای فرهنگ استرالیا ، نقش موسیقی در فیلم او و اینکه چگونه این اقتباس داستان از آنهایی که پیش از این بی نظیر است ، بی نظیر است.

کارگردان جاستین کورزل در مورد تاریخچه واقعی KELLY GANG صحبت می کند
منبع: IFC Films

جسی نوسان برای استعلام فیلم: بدیهی است که داستان نید کلی داستانی است که در تعداد زیادی کتاب و حتی فیلم به آنها گفته می شود. چه شد که شما را به این داستان جلب کرد ، و احساس کردید که می توانید از آن بیرون بیاورید که شاید متفاوت از چیزی باشد که قبلاً دیده بودیم؟

جاستین کورزل: خوب ، من حدس می زنم که این یک نوع غیر معمول بود زیرا این کتاب نوعی حساب اول شخص از ند کلی بود ، و شما را به روشی خاص آزاد می کند. شما بلافاصله می دانید ، این جایی نخواهد بود که یک بیوپیک سنتی باشد که در آن بودجه اختصاصی به آنچه ند و چه اتفاقی افتاده است می پردازید. او داستان خود را از طریق نامه هایی به فرزند متولد نشده خود می گفت زیرا سعی داشت تاریخ خودش را بگوید و برای اینکه دخترش حقیقت آنچه را که اتفاق افتاده را درک کند.

این برای من طنین انداز شد زیرا ، بزرگ شدن ، ند کلی نوعی کارناوال بود. در شهر کوچک ما یک نید کلی با 20 پا وجود داشت. می توانید زره های او را ببینید ، پای ناد کلی وجود دارد. بنابراین او به عنوان یک چهره در طول تاریخ ما تبدیل به یک افسانه و افسانه شده بود. جالب بود که یک شخصیت داشته باشید که سعی داشت در مقابل آن بنویسد. آنوقت چیزهای کمی مثل لباس داشتید که همیشه مرا در کتاب مجذوب خود می کرد ، با این بچه ها لباس هایی را به عنوان زره یا جنگ می پوشیدند تا علیه انگلیسی ها بجنگید. این جهانی برای من باز شد که با هر آنچه که قبلاً آمده بود متفاوت بود.

بله ، لباس جزئیات کوچک و کمی تیره و جالب است. به نظر شما چه چیزی در مورد ناد کلی است که او را به این شخصیت فرهنگی عظیم در استرالیا تبدیل می کند؟ آیا معادل کسی مثل جسی جیمز در اینجا در ایالات متحده است؟

جاستین کورزل: بله ، منظور من او ضد اقتدار است و استرالیایی ها آن را دوست دارند. من فکر می کنم مدت هاست او به عنوان نوع رابین هود استرالیا دیده می شود ، چه کسی بانک ها یا مربیان مرحله را سرقت می کند و ثروت را توزیع می کند. و همچنین ، من فکر می کنم زره هایی که او استفاده می کرد خیالی و مبتکر بود و از آن برای جنگ با پلیس استفاده می کرد. این چیزی بود که احساس می کنم تصورات مردم اسیر شده است.

می دانید ، ما در استرالیا عجیب هستیم ، ما دوست نداریم به تاریخ بسیار کوتاه و سفید خود نگاه کنیم. من فکر می کنم با وحشیگری اتفاقی که در اینجا افتاد ، رابطه بسیار ناراحت کننده ای داریم. بنابراین ، من فکر می کنم ما به سمت چیزهایی حرکت می کنیم که کمی شناسایی آنها با ما آسان است. من فکر می کنم در مورد ناد نیز چیزی وجود دارد که او با بسیاری از افراد سفید پوست آلفا در ارتباط است و این به خاطر شورش در او و ماهیت ضد اقتدار وی است که در آنجا با لباس زره پوش علیه پلیس می ایستد. به نظر می رسد که این تصویر به نوعی طنین انداز است. بنابراین ، شفق قطبی در مورد او وجود دارد که فکر می کنم نویسنده باشد پیتر کری، و ما کمی تند تند و تند و تیز می زدیم.

بدیهی است ، من می خواهم در مورد ناد کلی خود ، با بازی جورج مک کی ، از شما سؤال کنم ، که احتمالاً افراد بسیاری از آنها 1917. چه شد که در مورد او ایستاد و برای او درست کرد؟

جاستین کورزل: جورج فقط توضیحی در مورد او دارد که به محض اینکه وارد اتاق شد ، فکر کردم ، “این مرد می تواند این موارد را بنویسد.” در هر دو فیلم و کتاب ، ناد کلی کاملاً کلمات کلیدی است. بنابراین ، ما می خواستیم هرکسی که در این نقش بازی می کردیم ، یک پختگی ذاتی برای او داشته باشد و چیز خوبی در او وجود داشته باشد که شما می توانید شاهد تبدیل شدن به چیزی کاملاً خشن و وحشیانه باشید. و ، جورج مک کی او یکی از خوب ترین مردم خونین است که می توانستید با آنها ملاقات کنید ، و او بسیار مرفه و مهربان است و نوعی خوبی را به وجود می آورد.

ایده گرفتن از آن و تبدیل آن به چیزی وحشیانه ، که همان چیزی است که او در پایان می شود ، بخش عظیمی از این بود که چرا ما او را ریختیم. اما ، من همیشه هوادار عظیمی از او بوده ام. وقتی انجام می دادم ، او را به عقب برگرداندم مکبثاو را در چند فیلم دیدم ، و فکر کرد که فوق العاده است کاپیتان فوق العاده. بنابراین ، وقتی او به استماع رسید ، من فقط فکر کردم که او برای نقش مناسب است.

شخص دیگری که می خواهم از شما بپرسم راسل کرو است ، که فکر می کردم در این فیلم بسیار دلنشین و جذاب است ، حتی اگر او شخصیتی بسیار بیرحمانه بازی می کند. من نمی خواهم آن را به طور کامل از بین ببرم ، اما آهنگی که او در این فیلم می خواند وجود دارد که من شنیدم که او با خودش آمد. داستان پشت این چیست؟ او به نظر می رسد مانند یک شخصیت بسیار موزیکال است ، حتی اگر بیشتر مردم به این طریق فکر نمی کنند.

جاستین کورزل: وقتی برای اولین بار به خانه او رفتم تا با او درباره رول صحبت کنم ، تمام شب را به موسیقی گوش دادیم. او فوق العاده موزیکال است بنابراین ، من برگشتم به شون [[اعطا کردن]، نویسنده ما ، و گفت: “این بسیار خارق العاده خواهد بود اگر راسل بتواند در این فیلم آواز بخواند و شادی و نور را به مکانی بسیار متروک برساند.” این ترانه نوعی آهنگ ملایم ضد استبدادی است ، اما در واقع ، کلمات بسیار لعنتی افتضاح هستند. در استرالیا چیزهای زیادی وجود دارد ، آهنگ های زیادی در مورد ضد اقتدار که معمولاً با اندکی چشمک زدن به یک آهنگ پیچیده می شوند اما با اشعار بسیار گزنده.

ما در دهه 70 و 80 استرالیا چند ترانه پیدا کردیم که می توانستیم به آنها اعتماد کنیم ، اما راسل گفت: “من می خواهم این کار را انجام دهم ، می خواهم با آن بیاموزم.” این یک آهنگ عالی است ، و معنای آن چنان خارق العاده است که ما ناد را مجبور به استفاده از آن بعداً در فیلم کردیم و به یک لحظه مهم تبدیل شد. اما ، راسل شگفت انگیز است و چیزهای زیادی را برای آن به ارمغان آورده و به فیلم وفادار است.

همچنین ببینید

Downtown LA Film Festival 2019: مصاحبه با زنون ساموئل ، کارگردان SURVIVE
کارگردان جاستین کورزل در مورد تاریخچه واقعی KELLY GANG صحبت می کند
منبع: IFC Films

آیا او کسی است که تمام مدت فقط آهنگ می خواند یا گیتار دارد که در حال پخش است؟

جاستین کورزل: خوب ، او از نظر داشتن گیتار در مجموعه به دلیل اینکه شخصیت او ، هری پاور ، کار کرد ، روی ما قرار داد. ما آهنگ دیگری در فیلم داشتیم که استفاده نکردیم ، اما ایده این بود که هری نوعی باند مسافرتی یک مرد بود. خیلی عالی بود! ما مدام بازی می کردیم ، افراد زیادی بودند. ما بسیاری از نوازندگان در مجموعه بود. داشتیم مارلون ویلیامز در این فیلم نقش آفرینی کردند و پسران به یک گروه پیوستند ، حتی دو هفته قبل از شروع فیلمبرداری ، آلبومی نوشتند و جادوگری انجام دادند. این مجموعه بسیار جالب و زیبا بود که باید به آن پی برویم زیرا بیشتر مردم در حال نواختن ساز و یا نوشتن آهنگ بودند. بنابراین ، آن را سرگرم کننده بود.

یکی از مواردی که من واقعاً در مورد فیلم جالب دیدم ، تعادل بین این داستان بسیار تاریخی است ، در حالی که داشتن این زیبایی شناسی بسیار مدرن ، تقریبا پانک-سنگ با کلیت چیزها نیز بسیار مهم است. چگونه می توانید از آن خط خوب سوار شوید ، آیا این چیزی است که در مرحله فیلمنامه یا در طول تولید است؟

جاستین کورزل: خوب ، من نمی دانم بسیاری از مراجعی که من برای این باند داشتم ، اشاراتی به گروههای دهه 70 و اوایل دهه 80 در استرالیا بود. سیلوئیت آنها و طرز نگاه و احساس آنها مرا به یاد عکس مردان در گروه های استعماری استرالیا می اندازد. من لزوماً تصمیم نگرفتم که چنین چیزی را انجام دهم. این فقط به صورت ارگانیک اتفاق افتاد. وقتی بودجه ما به نصف کاهش یافت ، من فیلم کامل را اجرا نمی کردم. من نمی توانم آن را تحمل کنم.

اما آزاد کننده بود ما در حال فکر کردن بودیم ، “چه کاری می توانیم انجام دهیم و چه احساسی را برای مخاطب ایجاد خواهیم کرد.” من نمی خواهم مخاطبان به این باند نگاه کنند و فکر کنند ، “آنها خیلی بیگانه به نظر می رسند ، و این لهجه های ایرلندی را به دست آوردند ، و من نمی توانم آنها را کاملا احساس کنم زیرا خیلی دور هستند.” من می خواستم پسران مثل بچه ها احساس کنند که می توانید اکنون در خیابان قدم بزنید اما بدون اینکه مدرن باشد. من می خواستم چیزی آشنا و ابتدایی داشته باشم و انرژی و نگرشی در مورد آن داشته باشم ، در حالی که همچنین نباید از هیچ وجهی از دوره های مختلف دور شود.

کارگردان جاستین کورزل در مورد تاریخچه واقعی KELLY GANG صحبت می کند
تاریخ واقعی کلی باند کلی (2020): [IFC]

خوب ، من می خواهم ما را با یک سوال سرگرم کننده حلقه کنید. اگر مجبور بودید یک ویژگی دوتایی را با تاریخ واقعی گانگ کلی برای تماشای مردم ، انتخاب شما چه خواهد بود؟

جاستین کورزل: فیلمی استرالیایی به نام Wake In Fright، که در دهه 70 ساخته شده است تد کوتچف، که یک کارگردان کانادایی بود که کارگردانی کرد خون اول و آخر هفته در برنی به دلایلی (می خندد). او یک کارگردان شگفت انگیز است که این فیلم را بر اساس رمان استرالیایی ساخته است درباره یک انگلیسی که در بیرون از وسط هیچ جا قرار گرفته است. او تمام پول خود را در وسط شب قمار از دست می دهد. این یکی از اکثر فیلم های هولناک و هولناک که احتمالاً الهام بخش جهنم بسیاری از کارگردانان استرالیایی است ، قطعاً من. این یک فیلم عالی و عالی است!

استعلام فیلم از جاستین کورزل برای تشکر از وقت برای صحبت با ما تشکر می کند.

تاریخ واقعی Kelly Gang برای اجاره در Vudu در تاریخ 24 آوریل 2020 آماده است.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!