NYFF 2020: TRAGIC JUNGLE: افسانه سازی مدرن

“اگر شما نمی توانید اسرار جنگل را درک کنید ، متاسفم.” تصور یک خط باز مناسب تر برای جنگل تراژیک، پنجمین ویژگی از فیلمساز مکزیکی یولن اولایزولا. در اوایل دهه 1920 در مرز مکزیک و بلیز (آن زمان به نام هندوراس انگلیس شناخته می شد) ، این فیلم مرموز و افسانه ای ، روایت برخورد یک زن بلیزیایی فراری با گروهی از صمغ جمع کن های مکزیکی در اعماق جنگل است – که خود یک زندگی زنده است ، شخصیت تنفسی که بزرگ و شوم بیش از فیلم است. همانطور که انسانها با محیط خصمانه و یکدیگر درگیر می شوند ، اولایزولا یک فیلم فمینیستی غیر قابل انکار را با هم می بافد که افسانه باستان و نقد مدرن را با نتایج متفاوت ترکیب می کند.

خشم طبیعت

اگنس (ایندیرا آندروین) ناامید است که از دست صاحب زمین سفید بریتانیایی که قصد دارد او را برای عروس بگیرد ، فرار کند. آنها بهمراه خواهر بزرگتر و راهنما ، با داغ داغ روی پاشنه پا به جنگل فرار می کنند. به طور طبیعی ، فاجعه رخ می دهد. به نظر می رسد اگنس زنده مانده است (کلمه کلیدی در اینجا “ظاهر می شود”) و توسط گروهی از کارگران مکزیکی که در حال برداشت آدامس از درختان جنگل هستند ، نجات می یابد – یا بهتر بگوییم به اسارت گرفته می شود. یک مانع زبانی تضمین می کند که فضای سو susp ظن بین کارگران و اگنس باقی بماند ، فضایی که فقط در کل فیلم ضخیم تر و خفقان آورتر می شود.

NYFF 2020: TRAGIC JUNGLE: افسانه سازی مدرن
منبع: malacosa Cine

در ابتدا ، یکی از مردان اعلام می کند که هر کسی که دستی به اگنس بگذارد ، عواقب آن را متحمل خواهد شد. با این حال این مردان ، که مدت زیادی است چشم به زنی نگذاشته اند ، نمی توانند خواسته های خود را برای مدت طولانی کنترل کنند. اگنس ، باکره ای که در اوایل فیلم شاهد رابطه خواهر خود با راهنمای خود بود و بی گناه از او پرسید که با یک مرد بودن چگونه است ، به نظر می رسد هیچ تأیید در مورد تأمین نیازهای این مردان ندارد. اگر چیزی وجود داشته باشد ، با آگاهی کامل از قدرتی که بر اساس این جنسیت در اختیار این مردان قرار می گیرد ، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کند. با پیشرفت فیلم ، به نظر می رسد چشمان پهن او از خنده های به سختی سرکوب شده باریک می شود ، در حالی که دهانش شروع به تبدیل شدن به سمت بالا می کند و به لبخندی شیطانی تبدیل می شود که به نظر می رسد نشان می دهد او چیزی را می داند که دیگران نمی دانند.

NYFF 2020: TRAGIC JUNGLE: افسانه سازی مدرن
منبع: malacosa Cine

به زودی ، این مردان بیشتر و بیشتر با بدبختی روبرو می شوند – و کسانی که با اهداف ناخوشایندی روبرو می شوند ، کسانی هستند که به تازگی با اگنس رابطه برقرار کرده اند. آیا جنگل خودش انتقام مردها را به خاطر اعمال حریصانه هوس و تخریب آنها گرفته است ، یا دختری که به نظر می رسد اگنس است در واقع یک دیو است که در اساطیر مایان به نام Xtabay معروف است ، که در جنگل زندگی می کند و مردان را به مرگ می کشاند اغوا؟ صدایی شبیه به رویا که در طول فیلم اجرا می شود ، به نظر می رسد مورد دوم را متذکر شود ، “کسانی که Xtabay را دنبال کردند دیگر برنگشتند.”

انتقام زن

که در جنگل غم انگیز ، اولایزولا اسطوره قدیمی Xtabay را می گیرد و آن را از طریق لنزهای فمینیستی معاصر فیلتر می کند و روش هایی را که زنان از آنها برای جنسیت استفاده می کنند و شیطان می شوند ، برجسته می کند. بزرگترین نقطه ضعف فیلم شخصیتهای انسانی آن است ، که کنایه آمیز است زیرا بزرگترین نقطه قوت آن شخصیت جنگل است. این افراد خیلی نازک ترسیم شده اند تا بتوانند در سرنوشت خود سرمایه گذاری کنند. همانطور که آنها به آهستگی و مطمئناً از طرق مختلف بیمارگونه رها می شوند ، آدم با خوشحالی کف نمی زند و از دست دادن آنها عزادار نمی شود ، بلکه در عوض فقط شانه بالا می کشد.

شخصیت اگنس نیز کاملا مبهم است ، هرچند فرد تصور می کند که این امر برای حفظ لایه هایی از رمز و راز است که در حضور او در میان مردان احاطه شده است ، مخاطب را به همان اندازه که هویت او را دارد در تاریکی نگه می دارد. آیا اگنس با او در جنگل مرد و اجازه داد بدن او توسط انتقامجویان انتقام جویی کند و از مردان به عنوان کشتی استفاده کند؟ یا او واقعاً زنده است ، دختری انسانی که فقط در تلاش است تا از تنها راهی که برایش قابل دسترسی است ، جان سالم به در ببرد و این فقط به دلیل خرافات و پارانویای برداشت صمغ است که فکر می کنیم خلاف آن است؟ پاسخ دقیقاً از طریق نتیجه گیری توهم آمیز فیلم همچنان مبهم است.

NYFF 2020: TRAGIC JUNGLE: افسانه سازی مدرن
منبع: malacosa Cine

در همین حال ، جنگل تیتراژ یک جشن سمعی و بصری است که شما را به خود جلب می کند و از رها کردن شما امتناع می کند ، حتی وقتی فیلم احساس می کند طولانی تر از 96 دقیقه اجرا است. طرح صدا یک کلاژ چند لایه است که ترکیبی از گریه های گلوی میمون ها با صدای جیر جیر سوراخ کننده پرندگان و خراشیدن شدید چاقوهای جمع کننده لثه در برابر تنه درختان است. امتیاز الکترونیکی تجزیه کننده از آهنگساز الخاندرو اوتاولا فقط به جوش شیرین اضافه می کند. صداهای سازنده و اثیری سینت ها به نوعی برای این قطعه کاملاً مناسب به نظر می رسند ، هم با صدای طبیعی جنگل ترکیب شده و هم بر آنها تأکید می شود.

موسیقی متن فیلم فوق العاده مطابقت دارد Sofia Oggioni’s فیلمبرداری سرسبز ، پر از رنگ اشباع شده و نور و سایه شدید خورشید ، این اطمینان را می دهد که هنگام تماشای فیلم تقریباً می توانید عرق را به پشت خود فشار دهید. آنها با هم ترکیب می شوند و این دنیای تحت حاکمیت اسطوره و خرافات را به چیزی واقعی و واقعی تبدیل می کنند ، یک موجود زنده که به همان اندازه خطرناک و منحرف است – و بسیار جالب تر – به عنوان مردان در میان آن.

نتیجه

چیزهای زیادی برای لذت بردن وجود دارد جنگل تراژیک، اما در پایان ، شخص گرسنه می ماند برای چیزی بیش از آنچه در واقع فیلم است.

شما چی فکر میکنید؟ آیا با افسانه Xtabay آشنا هستید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

جنگل تراژیک به عنوان بخشی از تخته سنگ اصلی در جشنواره فیلم 2020 نیویورک در حال نمایش است.

https://www.youtube.com/watch؟v=ZVI9BqwhUSI


جنگل تراژیک را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ کشنده ساخته است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

NAIL IN THE COFFIN: FALL and RISE OF VAMPIRO: The Dark Side of the Ring

دنیای کشتی حرفه ای در یک حباب عجیب و منحصر به فرد ، ملغمه ای از تماشای پانتومیم و ورزش های افراطی وجود دارد. علاقه مندان به ورزش رزمی که اغلب مورد تمسخر و تمسخر قرار می گیرند ، و با این حال توسط بسیاری از افراد در صنعت سرگرمی به عنوان گوشتخوارانی دیده می شود که از آخرین سلول های مغزی خارج از یکدیگر شگفت زده می شوند ، به نظر می رسد این نوع خاصی از شخص است که جادو را درک می کند از “دایره مربع”.

کشتی حرفه ای اوج شکوفایی خود را در اوایل دهه 90 تا اواخر قرن داشت. با ظهور کشتی های قهرمانی جهان (WCW) و فدراسیون جهانی کشتی (WWF) برای زمان تلویزیون در مسابقه ای که به جنگ های دوشنبه شب معروف شد ، رقابت می کنند ، کشتی گیران حرفه ای به عنوان نام آور شناخته می شوند. چیزی که بیشتر نمی دانستند طوفانی بودن کشتی در پشت صحنه است. در واقع بسیاری از وقایع زندگی واقعی با همتایان خود در صفحه نمایش رقابت می کنند و این بیان می کند که بخش بزرگی از کشتی گیرانی که در دهه 80 و 90 نام خود را بر سر زبان ها انداخته اند ، دیگر با ما نیستند و زودتر از آنچه انتظار داشتید به آنجا منتقل شده اند. کشتی گیران دوست دارند رندی Savage ، ردی پایپر ، ادی Gurerero ، برایان پیلمن، و Chyna همه زودتر از موعد خود را ملاقات کردند. این نکته به جنبه تاریک کشتی اشاره دارد از آنچه مروج جریان اصلی می خواهد شما بدانید.

خون آشام کانادایی

گرچه در بازار آمریکای شمالی هرگز دقیقاً یک نام خانوادگی نیست ، یان “وامپیرو” هاجکینسون یک ستاره بزرگ برای Consejo Mundial de Lucha Libre (CMLL) در مکزیک بود. شروع فرخنده او به عنوان یک جنجال سفید چهره و قفل شده از ترس – کاملاً اعتراف می کند که هرگز کشتی گیر نبوده است – مخالفت مستقیم با لوچای شیک مکزیک بود که به دور حلقه پرواز می کردند – ژیمناست ها به همان اندازه که بودند کشتی گیران. این ، همراه با خوش تیپی پسرانه او ، او را به ستاره ای در مکزیک تبدیل کرد – که با محبت به خون آشام کانادایی یا ال ومپیرو کانادیانس معروف است. با این حال ، مانند بسیاری از همتایان خود ، وامپیرو با طرف تاریک کشتی و شهرت روبرو شد و از انتهای دیگر بیرون آمد. با سابقه سو abuse مصرف مواد مخدر ، صدمه ای که به بدنش وارد کرد و برخی از موقعیت های کاملاً باورنکردنی که خودش به آن وارد شد ، جای تعجب است که او در درایت زنده ماند. همانطور که دکترش در یک مرحله با طمع به او گفت ، نباید راه برود. اکنون نیمه بازنشسته ، وامپیرو هنوز هم در صنعت کشتی کار می کند ، به تازگی در رابرت رودریگز تولید شده زیرزمینی لوچا که به مدت سه فصل اجرا شد. این یک شاهکار باورنکردنی است که شاهد است او همچنان بدن خود را روی خط قرار می دهد بعد از همه چیزهایی که از آن گذشته است ، و این عزم و اراده و بینش در مورد یک ذهن شکننده است که باعث می شود مایکل پازمستند ، میخ در تابوت: سقوط و طلوع وامپیرو، بنابراین قانع کننده است.

NAIL IN THE COFFIN: FALL and RISE OF VAMPIRO: The Dark Side of the Ring
منبع: سرگرمی بنر Raven

میخ در تابوت چیزهای زیادی وجود دارد: یک نامه عاشقانه به کشتی مکزیکی ، یک نگاه صمیمی گاهی ناخوشایند به زندگی و ذهن یک ستاره کمرنگ و – عمدتا – داستانی در مورد پدری که می خواهد با دخترش ارتباط برقرار کند. اگرچه او داستان را به صورت غیرخطی روایت می کند ، که گاهی اوقات انسجام آن را از بین می برد و ممکن است طرفداران غیر کشتی را باز دارد ، پاس موضوع او را همیشه در مرکز داستان نگه می دارد. سر صحبت کردن مانند چاوو گررو جونیور ، ریکی ماروین، و جف جارت داستان محبوبیت کشتی مکزیکی را از طریق زمینه ارتباط غیرمعمول وامپیرو با جمعیت و شهرت صعودی بیان کنید. بعداً ما به سراغ وامپیرودر WCW اجرا می شود و با افسانه های این صنعت کار می کند هالک هوگان و نیش، یک نگاه اجمالی کوچک به فضای الکتریکی آن شبهای معروف دوشنبه.

نقطه کانونی میخ در تابوت 25 امین سالگرد تریپلمانیا، یک رویداد برتر که توسط Lucha Libre AAA Worldwide (AAA) برگزار شد. به عنوان مدیر استعداد ، وامپیرو نقش مهمی در داشت تریپلمانیا و از طریق این لنز ، شاهد دنیای تیره و تار رزرو تبلیغاتی هستیم. وامپیرو مقابله جف جارت، فریاد زدن از طریق هدست ، مانیتورینگ مشت ، این یک محیط بسیار استرس زا است. این با صدای بیش از از هم پوشانده شده است وامپیرو خودش با بیان اینکه از کشتی متنفر است. وقتی بزرگترین بخش زندگی خود را وقف آن می کنید گفتن چیز عجیبی است. واضح است که دنیای کشتی حرفه ای تأثیر خود را گذاشته است وامپیرو و شاید یکی از مهمترین جنبه های این مستند در لحظاتی است که روکش و زرق و برق از بین می رود و حقیقت لخت می شود: این جهان همه چیز را از مجریان خود می پرسد ، و به نظر می رسد بسیاری از آنها هیچ چیز باقی نمی گذارد پرده می افتد.

عشق پدر

این خود یک مستند جذاب را می سازد ، اما این کجا نیست پاسعلاقه من دروغ است. هسته عاطفی میخ در تابوت از می آید داشا هاجکینسون، وامپیرودختر داشا با پدرش تمام وقت زندگی می کند ، اگرچه هرگز به طور دقیق گفته نشده است که چرا این طور است. به نظر می رسد اطلاعات مربوط به چگونگی رسیدن آنها به اینجا کنار گذاشته شده است ، اما به نظر می رسد وامپیرو در یک موقعیت قابل گفتگو: او مردی است که سعی می کند پدر بودن را با شغل خود دستکاری کند. وی که هر هفته برای کار از کانادا به مکزیک رفت و آمد می کند ، به ندرت دخترش را ملاقات می کند و معمولاً اعتراف می کند که وقتی دختر از خانه خارج می شود دلش برای او تنگ خواهد شد. او به وضوح ستاره شمال او است ، به همین دلیل او آنچه را که انجام می دهد انجام می دهد. اغلب در طول این مستند پاس تمرکز بر وامپیروتلاش های او برای حفظ ارتباط با دخترش علی رغم فاصله بین آنها. وامپیرو جلسات کاری را قطع می کند تا از آن یک تماس بگیرید داشا؛ او بیهوده تلاش می کند مکالمات FaceTime را آغاز کند. او او را برای یک وعده غذایی بیرون می برد با این هدف که به او القا کند تا رویاهای خود را دنبال کند. اشتیاق او به پیشرفت او روشن است و در حالی که این به راحتی می توانست راه را برود دارون آرونوفسکیها کشتی گیر (با کدامیک میخ در تابوت DNA زیادی به اشتراک می گذارد) ، داستانی که در اینجا گفته می شود سبک تر و خونگرم است. داشا پدرش را همانطور که او را دوست دارد دوست دارد ، اگرچه او اذعان می کند که برای درک پدر بودن تلاش می کند و زندگی در کنار او در سالهای نوجوانی احتمالاً برای هر دو مشکل بوده است.

NAIL IN THE COFFIN: FALL and RISE OF VAMPIRO: The Dark Side of the Ring
منبع: سرگرمی بنر Raven

اگرچه از بسیاری از وزنه های سنگین صنعت دیدگاه هایی می بینیم ، بدیهی است که ستاره نمایش است وامپیرو خودش او شناخته است مایکل پاز برای سالهای زیادی نشان می دهد: او با صداقت راحت است ، و اغلب خلع سلاح از خود آگاه است. او درمورد زندگی خود و مسائلی که با آنها درگیر شده است رک و پوست کنده است و هنوز هم با آنها سر و کار دارد ، و دیدن این موضوع به روشی سرحال کننده باعث طراوت است. داشا ممکن است هسته عاطفی داستان باشد ، اما وامپیرو خودش از هر جنبه دیگری است. او از شهرت اولیه و تلاش خود برای کنار آمدن با آن ابراز تاسف می کند. او در مورد نحوه اداره WCW و احساساتش در راه دود می زند جف جارت او را معالجه كرد؛ عصبانیت او وقتی از رابطه خود با هم کشتی گیر صحبت می کند کاملاً واضح و آشکار است کنان و دشمنی در زندگی واقعی آنها ، که به نظر می رسد بسیار هزینه بر بوده است وامپیرو. همه اینها در انفجار جریان هوشیاری از آن گفته می شود وامپیرو در مقاطع مختلف زندگی او. با تشکر از تعداد زیادی فیلم در منزل ، می بینیم که او در حال حاضر با چه کسی مقایسه شده است. در حقیقت ، یک لحظه قابل توجه وجود دارد که او دخترش را به پارک تاب می برد در حالی که به یک تصویربردار غیبی در مورد چقدر از شهرت متنفر است ، می گوید. پس از آن پسر كوچكی با زنجفیلی خواستار امضا به او می آید و او فقط یك ثانیه از دست خود جدا می شود تا امضا را امضا كند و پس از آن ، بدون از دست دادن ضرب و شتم ، دوباره به سمت شعار خود می رود و پسر هنوز در آنجا ایستاده است.

NAIL IN THE COFFIN: FALL and RISE OF VAMPIRO: The Dark Side of the Ring
منبع: سرگرمی بنر Raven

لحن آن درهم و برهم است و سنگین. وامپیرو با حسرت و گاه گاهی تلخی صحبت می کند و پاس بر این اساس واکنش نشان می دهد ، پخش موسیقی عمیق و شوم مصنوعی در بیشتر مصاحبه ها که بیانگر اتفاقی غم انگیز است. هرچند که می رود ، وامپیروتوانایی او در تحمل طوفان به این معنی است که او یک صنعت سخت گیر است و غم انگیزترین چیز در مورد او این است که او بسیار بدترین دشمن خودش است. در نهایت ، داستان پاس مصمم است که بگوید یک مورد خوش بینانه است. انعام لمس کننده نشان می دهد وامپیرو شرکت کردن داشافارغ التحصیلی (خنده دارانه در یکی از مشهورترین کت هایی که احتمالاً در یک فارغ التحصیلی می بینید لباس پوشیده است) و او بسیار تصویر پدر چشم دوز است ، دخترش را دنبال می کند تا از هر لحظه عکس بگیرد ، وقتی روی تریبون ایستاده غرور می کند. تنها امتیاز زندگی دیگر او این است که وقتی از یک ماشین فروش که پولش را نمی گیرد ناامید شود ، مشت خود را از طریق دکمه های یک فارغ التحصیل دیگر فرو می برد. وی گفت: “من احتمالاً نباید آن را بزنم”. بعضی چیزها هرگز تغییر نمی کنند.

نتیجه

میخ در تابوت در داستان سرایی خود گاهی پراکنده است ، و بدون شک ممکن است به اندازه شاید برای طرفداران غیر کشتی قابل دسترسی نباشد پاس ممکن است خواسته باشد ، اما جایی که می درخشد در آن است وامپیروعشق به دخترش و عزم او برای پدر خوب بودن برای او. در آن لحظه ها زمینه ورزش حرفه ای را از بین می برد و کاملاً روی آنچه واقعاً در آن است تمرکز می کند: پدری که سعی می کند درست توسط دخترش با شیاطین خودش کشتی بگیرد. این یک داستان کاملاً انسانی است و همه می توانند با آن ارتباط برقرار کنند. در آن لحظه ها میخ در تابوت مستندی قوی ، قلبی بسیار بزرگ و دهانی بسیار خونین است.

میخ در تابوت آخرین ساخته مستند کشتی است. مورد علاقه شما کدام است؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

همچنین مراجعه کنید

بزرگسالی زمان بزرگ: آشنا اما از صمیم قلب

Nail in the Coffin: The Fall and Rise of Vampiro از 8 سپتامبر در VOD و از 22 سپتامبر در Blu-Ray قابل پخش خواهد بود.

https://www.youtube.com/watch؟v=8-Eow9Z2kUI

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

من اینجا طولانی نیستم: قلب بیش از هنر

برای چسبیدن به سرعت غیر روحانی و روحیه نسیم از زمان لازم است من دیگر اینجا نیستم. فقط بعد از 30 دقیقه ، می فهمیم که فیلم به دردسر نمی خورد تا شخصیت ها را درگیری کند. در عوض ، فیلمنامه به ما اجازه می دهد تا ضربان های فرهنگ ، منظر سیاسی و دیدگاه اجتماعی مونترری ، یک شهر مکزیکی را درک کنیم که در شکل گیری انگیزه های شخصیت نقش اساسی دارد. آکین به جیم جارموشرا پاترسون ، هیچ اتفاقی روی سطح نمی افتد. احساساتی که عموماً یک درام را تحریک می کند ، بی اساس و لطیف نگه داشته می شوند. در نتیجه ، گاهی اوقات ، به ویژه در نیمه اول ، سرسختانه برای فهم آنچه در ادامه روایت در یک فیلم تقریباً 2 ساعته ادامه خواهد داد ، سرسخت است. فقط بعد از گذشت یک لحظه ، ما به تدریج تمایل فیلم را به سمت روایت آزاد و درام فرومایه فرض می کنیم ، نه بر خلاف انتخاب های با قصه بلند داستان که درام ها از آن استفاده می شوند.

تقویت شده توسط داستان داستان-لوکسید

هر جنبه ریز از من دیگر اینجا نیستم سرکوب شده است بازیگری ، موسیقی ، سینماگرافی و هر جنبه دیگری که در یک صحنه نقش دارند ، در غنی سازی داستان بدون اینکه بر آن غلبه کنند ، تقویت شده اند. هر فریم فیلم به لطف تلاش جمعی و محاسبه شده ، با قلب تپنده زنده و زنده می شود. فیلمساز فرناندو فریاسانتخاب محتاطانه نگه داشتن آن ساده و ترجیح دادن داستان از هنر و صنعت ، باعث می شود فیلمی که مدت طولانی پس از اتمام تماشای آن در کنار شما خواهد ماند. سرشار از سادگی ، داستان دلچسب شما را برنده می کند. اگر به سلیقه شما بسیار سبک باشد ، تصاویر جادویی از مردان و زنهای سرزنده ای که در بالای جهان برای موسیقی شناور می رقصند ، این ترفند را انجام می دهد.

من اینجا طولانی نیستم: قلب بیش از هنر
منبع: نتفلیکس

مقاومت در برابر جهان

عنوان، من دیگر اینجا نیستم ، اشاره به وضعیت جسمی و روانی شخصیت اصلی آن ، Ulises Sampiero (خوان دانیل گارسیا ترویچو) اولایسس 17 ساله ، ساکن مونتری ، گروهی از افراد را هدایت می کند که عشق مشترکی به موسیقی کامبیا دارند. باند نامیده می شود لوس ترکوس که متن در صفحه هوشمندانه در ابتدا قرار دارد تعریف کند ترکو به عنوان “کسی سرسخت ، که در برابر تغییر در نگرش خود مقاومت می کند”. این باند با لباس های شلوغ ، مدل موهای ورزشی خاص (ممکن است برخی از آنها عجیب باشد) لباس پوشیده است و راه خود را برای آهسته کردن موسیقی کامبیای رقصنده رقصیده است. برخلاف باندهای بدنام دیگر که در مجاورت مجروح کردن مواد مخدر و جنایات قرار دارند ، اولویتس محافظت می کند لوس ترکوس از چنین فعالیتهایی، خود را وقف جشن موسیقی می کنند.

با تماشای اولایز بازی ناجی باند خود ، یك گانگستر – كه برادر فقید قهرمان او با همكاری یك باند جنایتی – می گوید: “آرزو می كنم كسی مثل شما داشته باشد كه هنگام بچه بودن از من مراقبت كند.” بدیهی است که اولیسس در اثر تنش های سیاسی و اجتماعی ، موجی از موسیقی است که در موسیقی آرامش می یابد. این دوربین به عنوان یک پرواز بر روی دیوار عمل می کند و زیبایی چشم انداز را تکمیل می کند و بر اهمیت چشم انداز منطقه ای به فیلم در کلیت آن تأکید می کند. با این حال ، ما به سختی صحنه بندی یا فریم را مشاهده می کنیم ، زیرا دامیان گارسیادوربين “بالا گرفتن تمام جوهر يك صحنه” را در بالا “گرفتن عکس هاي جالب” قرار مي دهد.

یک پرتره ظریف

ماهیت لطیف فیلم ، درک آنچه را که در ذهن اولیس اتفاق می افتد دشوار می کند ، در نتیجه خطر فهمیدن شخصیت او و کل فیلم را به وجود می آورد. به همین ترتیب ، این شخصیت در 30 دقیقه اول فیلم بی هدف به نظر می رسد. این فیلمنامه می افزاید که بار دیگر بین نیویورک ، جایی که اولیس در آن زندگی می کند گذشته و گذشته خود در وطن خود ، نوسان دارد و باعث می شود دنباله آن در عمل اول بسیار ناخوشایند باشد.

من اینجا طولانی نیستم: قلب بیش از هنر
منبع: نتفلیکس

فیلمساز هیچگاه بر اشاره به اختلافات تأکید نمی کند ، اما آنها بعد از اینکه ما از آنچه اتفاق می افتد ، آشکار می شوند. این فیلم چنان ظریف است که اوج دراماتیک روایت – که کاملاً از جهتی که پیشکسوت و فیلم در آن هدایت می شود – بازخوانی می کند و با کمترین احساس گرایی روبرو می شود. مهمترین صحنه که تقریبا شخصیت اصلی آن را می کشد ، نیمه تمام فیلم از آرامش و رفتار لطیف برخوردار است و به ما اطمینان می دهد که تکنیک داستان پردازی آن در واقع گرایی معقول و منطقی خواهد ماند.

نمایندگی از طریق موسیقی

در صحنه آغازین فیلم اولیس برای نجات جان خود به طور غیرقانونی به ایالات متحده مهاجرت کرده است. به ما گفته نمی شود که چرا تا آن زمان قبل از عزیمت ، یکی از دوستانش او را به عنوان نوازنده موسیقی ، از قبل بارگذاری شده با موسیقی کامبیا ، معرفی می کند ، که تنها موجود فرهنگی است که هنگام نشستن در ماشین ، او را نگه می دارد. این صحنه با اتومبیلی که در مسیر تپه ای در حال مسافرت است ، با فراز و نشیب های قابل مشاهده قطع می شود. این جاده نمادی از سفر Ulises است که تازه وارد آن شده و نشان دهنده فراز و نشیب هایی است که او با آن روبرو خواهد شد.

ما همچنین می بینیم که این فیلم به اتفاق اعضای خوشحال به اوقات خوشبختی می رود لوس ترکوس برای جشن یک عضو جدید در باند جمع می شویم. آنها در مورد درد ترک وطن آواز می خوانند ، و احساسات اولیس را در جدول زمانی فعلی نشان می دهند که وی در نیویورک کار می کند. در طول مدت حضورش در نیویورک ، موسیقی همچنان به عنوان گذرگاه پر جنب و جوش و زندگی پرمخاطره خود باقی مانده و او را در اثر جنجالهای جسمی و مبارزات مالی تسلیت می دهد. من دیگر اینجا نیستم وضعیت مهاجران را از طریق لنزهای همدلی مشاهده می کند و به بینندگان یادآوری می کند که زندگی اولیس پشت سر گذاشته است.

نتیجه: من اینجا دیگر نیستم

اگرچه فیلم به هیچ وجه موعظه نمی شود ، اما درک فردی از ظرافت به قاضی بازی می کند. من دیگر اینجا نیستم به قلب اجازه می دهد تا تکنیک را تحت الشعاع قرار دهد ، و نتیجه آن یک داستان دستگیرکننده و دلگرم کننده از هویت فرهنگی و عدم وجود آن است.

نظر شما در مورد طبیعت سوزش آهسته آن چیست؟ برخی از درام های شخصیت محور مورد علاقه شما کدام هستند؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

همچنین ببینید

روزهای WHALE: تصویری ظریف در حال حرکت با یک مشت سیاسی وحشتناک

اکنون دیگر نیستم. اکنون در سراسر دنیا برای پخش در Netflix موجود است.


سازمان دیده بان من دیگر اینجا نیستم

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

رام ونکات سریکار

رام یک منتقد فیلم مستقل است که در تلاش است تا عشق خود را به فیلم و نوشتن تلفیق کند و چیزی بیش از یک نظر را به خوانندگان بدهد.