مصاحبه با پیتر کیم و اسوین بنیامین ، ستارگان نسخه 40 ساله

تعداد کمی از اولین کارگردانی امسال به اندازه تأثیرگذار و تأثیرگذار خواهد بود Radha Blank’s نسخه 40 ساله.

این فیلم نیمه زندگینامه ای ، که نسخه نازک و محجبی از کارگردان را دنبال می کند ، در حالی که او تعادل حرفه تئاتر و نمایش جدید هیپ هاپ خود را حفظ می کند ، جایزه کارگردانی جشنواره فیلم ساندنس امسال را به بلانک برد. و اکنون ، با گذشت بیش از نیم سال ، این پروژه در Netflix منتشر می شود.

استعلام فیلم اخیراً فرصت صحبت با ستاره ها را داشتم پیتر کیم و اسوین بنیامین در مورد تجربیات آنها در کار بر روی فیلم ، از جمله برداشت و تعامل با فیلم Blank ، و چگونه شخصیت های زندگی واقعی آنها با شخصیت های آنها ادغام شده است.

این مصاحبه برای شفافیت ویرایش شده است.

لوک پارکر برای تحقیق فیلم: بدیهی است که این فیلم برای Radha فوق العاده شخصی و فردی است. به عنوان بازیگرانی که برای کمک به تکمیل این تصویر زندگی نامه گماشته شده اند ، چه نوع فشار یا انگیزه ای را تجربه کرده اید؟

پیتر کیم: برای من ، این بیشتر انگیزه بود ، یا واقعا فقط سرگرم کننده بود. من فکر می کنم الان 10 سال است که Radha را می شناسم. می دانید که فیلم در ابتدا به عنوان یک مجموعه وب آغاز شد و او برای این فکر من بود و این شاید شش سال پیش بود. من اینقدر خوش شانس بوده ام که مدتی را در این پروژه حضور داشته ام و رادا ، به همان اندازه که همکاری و پشتیبانی می کند ، فضای زیادی به من داد تا از آرچی دفاع کنم و بسیاری از کارهای شخصی خودم را بیاورم. به عنوان یک مرد همجنس گرای کره ای-آمریکایی تجربه کنید.

مصاحبه با پیتر کیم و اسوین بنیامین ، ستارگان نسخه 40 ساله
منبع: نت فلیکس

واقعاً ، برای من ، دیدن رادا در تلاش برای ساخت فیلم ، رویایی بود. و تیراندازی واقعی آن بسیار سرگرم کننده بود. او مجموعه را واقعاً سرگرم کننده و مشترک ساخت. من واقعاً احساس فشار نمی کردم. فکر می کنم تنها فشاری که احساس کردم این است که مطمئن هستم برای فیلم لاغر هستم [laughs].

شوخی می کنم اما جدی هستم

اسوین بنیامین: حتی همین حالا که با این سوال صحبت می کردید ، این اولین بار است که می شنوم کسی با صدای بلند من را بازیگر صدا می کند. این اولین بار است که من بازی می کنم. فشار فقط در این مورد مانند این است: “وای شما در یک فیلم هستید. و نه به عنوان شخصی در اتوبوس ، بلکه در یک نقش. “

این که این فیلم بسیار شخصی بود ، به خاطر سپردن چنین قسمت شخصی از فیلم اعصاب خردکن بود. داشتن افرادی مانند پیتر ، و رادا ، و اریک [[برانکو، فیلمبردار]در هیئت مدیره ، که به من کمک کرد تا این شخصیت را زنده کنم در حالی که همچنان خودم هستم ، بسیاری از اعصاب را از من گرفت. و سپس آن سرگرم کننده شد. من خوشحال و خوشحال شدم که توانستم با کسی بازی کنم که چنین قسمت شخصی از زندگی خود را به من اعتماد کرده و می توانم این کار را به گونه ای انجام دهم که همه را خوشحال کند.

دو شخصیت شما نشان دهنده و تسهیل کننده دو دنیای هنری Radha در هیپ هاپ و تئاتر است. جالب اینجاست که شما هر دو دیدگاه شخصی خود را از آن صحنه ها وارد اجراهای خود می کنید. در حین به تصویر کشیدن و زنده کردن شخصیت های خود ، چند بار احساس می کردید که از تجربیات خود قطعاتی را انتخاب می کنید؟

اسوین بنیامین: برای من شخصیتی که من بازی کردم بومی بروکلین و تهیه کننده بود. جدا از این فیلم ، شغل من ، قلبم ، همه اینها در موسیقی است. من یک هنرمند ضبط صدا به غیر از این هستم. بنابراین ، بودن در استودیو با تهیه کنندگان و بودن در استودیو با هنرمندان یا حتی متولد شدن در بروکلین ، من توانستم از پسرخاله ها و تجربیات استودیویی و بسیاری چیزهای دیگر استفاده کنم تا شخصیت من تا حد امکان اصیل باشد. بسیاری از شخصیت ها از تجربیات من بیرون کشیده شده اند. من می گویم حدود 95 درصد.

پیتر کیم: ارتباط با دنیایی که آرچی در آن زندگی می کند بسیار آسان بود. من همچنین یک تهیه کننده ، عمدتاً تئاتر خارج از برادوی از حدود هفت سال گذشته یا همین مدت هستم و ده ها سال است که در تئاتر شهر نیویورک بازی می کنم. خیلی راحت بود که به آن دنیا قدم گذاشت – حتی صحنه ای که سرانجام نمایش Radha در آن کار تولید بزرگ را در تئاتر Signature در خیابان 42nd انجام داد ، جایی که من چند سال قبل در یک نمایش بازی کرده بودم.

بنابراین از جهات خوب و برخی از راه های بد نیز بسیار آشنا به نظر می رسید. احساس می کنم اکنون توجه زیادی به این نهادهای سفیدپوست که بیشتر از همه مسلط هستند صورت گرفته است هستند تئاتر شهر نیویورک – خارج از برادوی و در برادوی. بنابراین ، خصوصاً با دموگرافیک قدیمی سفید که تماشا می کند به طور معمول ، اختلاف ثروت بین تماشاگران تئاتر و همچنین برای شروع داستان های مجاز و با چراغ سبز ، بسیار قابل خواندن است.

پیتر ، شما گفته اید که بسیاری از شخصیت هایی که از آنها امتحان می کنید ، به وضوح سفید نوشته شده اند ، با وجود اینکه برچسب “باز برای همه قومیت ها” است. با فهمیدن اینکه شخصیت شما Archie در اصل به عنوان یک شخصیت سفید نوشته شده است ، از خودم می پرسیدم که شما در مورد نحوه نوشتن وی که ترجمه او را برای عملکرد شما آسان می کند ، توجه یا تمجید کرده اید؟

پیتر کیم: از آنجا که من Radha را می شناسم و مدت زیادی درگیر پروژه بوده ام ، در شکل گیری شخصیت شخصیت زیادی داشته ام. و همجنسگرا بودن و کره ای-آمریکایی بودن ، آوردن سفر شخصی و داستان شخصی خودم در این شخصیت واقعاً فوق العاده بود.

مصاحبه با پیتر کیم و اسوین بنیامین ، ستارگان نسخه 40 ساله
منبع: نت فلیکس

بله ، من در گذشته این شانس را داشتم که نقش های خاص غیر نژادی را بازی کنم ، اما سپس آنها را نیز بازی کنم. چیزی که اخیراً متوجه شده ام ، احتمالاً حتی در این ماه ، این است که صنعت به آرامی دوباره در حال افزایش است. از من خواسته شده است برای نمایش های خاص تلویزیونی و پروژه های مختلف ، و همه آن ها واقعاً خاص آسیایی-آمریکایی ، برای داستان های آسیایی-آمریکایی استماع کنم. بنابراین دیگر به نظر نمی رسد که شما برای مدیر برخی از شرکت ها تست می دهید و برای یک اپیزود آنجا هستید ، اما داستان ها در اطراف آمریکایی های آسیایی-آمریکایی است. بنابراین احساس می کنم یک تغییر اتفاق می افتد ، و این واقعا هیجان انگیز است.

آیا به نظر شما یک تجربه بیشتر از تجربه دیگر سودآور است؟ وقتی بدنبال نقشی می گردید برای چه چیزی ارزش قائل هستید؟

پیتر کیم: من فکر می کنم آنچه این تجربه به من آموخته این است که مطمئن شوم خودم را با دیگر همکاران همسو می کنم ، نه به معنای نژادی. مانند رادا کسی است که در همکاری و اعتلای افرادی که با آنها کار می کند به هسته اصلی خود اعتقاد دارد. او اعتقاد دارد که به مردم اعتماد کرده است که کاست شده است و کسانی را که استخدام کرده است. و می دانید ، حتی این داستان از نسخه 40 ساله متأسفانه ، از دریچه یک جامعه و گروه کم نماینده است.

بنابراین همه چیز برای من هماهنگ است و این چیزی است که من از درگیر شدن در آینده بسیار هیجان زده ام.

اسوین ، من می دانم که این اولین بازیگری شما بود. می توانید در مورد نحوه آشنایی شما با پروژه بگویید و چه اتفاقی باعث تصمیم شما برای شرکت در این پروژه شد؟ زیرا هر نوع اولین حضور به عنوان یک هنرمند تصمیم بزرگی است.

اسوین بنیامین: اگر بخواهم کاملاً با شما صادق باشم ، قرار نبود که این کار را انجام دهم. من عصبی بودم. من فوق العاده عصبی بودم زیرا قبلاً از من هیچوقت چنین کاری خواسته نشده است ، علاوه بر این مثل فیلم های موسیقی دو یا سه دقیقه ای که به بازیگری زیادی احتیاج ندارند.

مدیر من ، كلی جكسون ، ایمیلی در این باره دریافت كرد و او حتی در شهر نبود. او شهر را ترک کرده بود و من با او تلفن داشتم. او مثل این بود ، “یو ، این روز آزمون است ، این چیزی است که شما باید بخوانید.” و من مثل این بودم ، “بله ، من نمی روم” حتی روز قبل از تست ، مثل این بود که “من نمی روم” من هرگز چنین کاری نکرده ام و معمولاً ترس چیزی نیست که بخواهم وارد کار جدیدی شوم ، اما برای این کار فلج کننده بود. اکنون ، خوشحالم که این کار را کردم ، اما قصد انجام آن را نداشتم. خیلی ترسیده بودم

چگونه بر این دلهره غلبه کردید؟

اسوین بنیامین: بنابراین ، من و رادا نشستیم و چند جلسه پیش از خواندن جدول داشتیم. می دانید ، خواندن سطرها در مقابل خطوط بودن چیزی بود که ما دو بار آن را مرور کردیم. مانند ، جالب است که می توانید آن را بخوانید ، اما احساس کنید در مورد چه چیزی صحبت می کنید. بنابراین چند بار ما می توانیم به مدت 30 دقیقه یا یک ساعت از یک خط عبور کنیم ، بفهمیم که هدف چیست. من از این نظر ، از طرف پیتر ، به او کمک زیادی کردم.

در سر صحنه ، همیشه استقبال می شد. مثل مدرسه نبود ، می دانی ، جایی که پسر جدیدی هستی و خودت ناهار می خوری. این نوع محیط نبود عشق زیاد بود و این فضای باز داشت تا من سر و صدا کنم و یاد بگیرم.

من فکر می کنم انصاف است که بگوییم این فیلم در یک گروه متمایز از فیلم های مستقر در دنیای هنر نیویورک قرار می گیرد ، از این نظر که شهر به اندازه هر شخصیت فرعی نقش دارد. کدام یک از مناطق شهر یا فرهنگ آن از دیدن تصاویر به تصویر کشیده و کاوش در فیلم بیشتر هیجان زده اید؟

پیتر کیم: فکر می کنم آنچه برای من هیجان انگیز بود این بود که فیلم در واقع درباره اختلاف اقتصادی بسیار صحبت می کند. و این فیلم در مورد افرادی که پول دارند ، افرادی که پول ندارند ، افرادی که به نوعی در این بین هستند و نحوه نمایش آنها در مناطقی که در آنها زندگی می کنند صحبت می کند.

منظور من این است که تعجب آور نیست که آرچی در قسمت بالایی وست ساید زندگی می کند و ماهیانه 5 دلار بزرگ می پردازد – نه مالکیت آن ، اما ماهانه 5 دلار بزرگ اجاره می دهد.

مصاحبه با پیتر کیم و اسوین بنیامین ، ستارگان نسخه 40 ساله
منبع: نت فلیکس

رادا می گوید این فیلم درباره موفقیت است. برای من ، این در مورد تعریف موفقیت و چگونگی طراحی موفقیت هر یک از این شخصیت ها است ، و برای آرچی ، در مورد محیط او ، این نمادهای وضعیت ثروت و قدرت بود. و همه اینها کاملاً مختص شهر نیویورک است. این یک چیز بسیار خاص ، یک ایده بسیار خاص است.

بنابراین من از دیدن تصاویر طیف ثروت در فیلم بسیار هیجان زده شدم.

اسوین بنیامین: بیش از آنکه حدس بزنم قسمت خاصی از نیویورک در این فیلم کاوش کرده باشد ، فکر می کنم چیزی که بیشتر از همه هیجان زده بودم داستان بود. احساس می کنم هر کجا که باشی ، آن دایی در کباب پز است که مست می شود و شروع به رپ می کند ، یا عمه ای که می خواهد هنوز کتاب بنویسد اما احساس نمی کند گروهی برای دریافت داستان های او هستند. بنابراین من از این واقعیت که فیلم بسیار هیپ هاپ سنگین بود لذت بردم و در عین حال ، نیویورک را به گونه ای واقعی ، صادقانه و بدون تقلب بدون همه موارد اضافی همراه با هیپ هاپ – یا حتی کلاله هایی که فقط با سیاهپوست بودن در نیویورک.

همانطور که از پیتر نام بردید ، رادا گفته است که سوال اصلی این فیلم “موفقیت چیست؟” بنابراین ، برای نزدیک کردن ، و با توجه به تجربیات مشترک شما در زمینه کار و تکمیل این فیلم ، این س toال را به شما هدیه می کنم. موفقیت چیست؟

پیتر کیم: پاسخ این سوال قطعاً در طول سالها و زمان حضور من در این صنعت تغییر کرده است. اکنون می توانم بگویم که برای من ، موفقیت به نظر می رسد توانایی همکاری و همکاری با داستان نویسان دیگری است که در اخلاق و مأموریت من همسو هستند. اما همچنین افرادی با احترام ، مهربان و سخاوتمند. تقریباً مانند این است که من ترجیح می دهم تحمل کنم و مطمئن شوم که با آن افراد کار می کنم تا اینکه فقط با هر کسی که به من راه می یابد یا شما را دوست دارم کار کنم. به طور خلاصه ، می گویم کیفیت بر کمیت.

اسوین بنیامین: وقتی نوبت به موفقیت می رسد ، فکر می کنم ثابت ترین چیز برای من داشتن آرامش است. موفقیت صلح است. مهم نیست که من چه کاری انجام می دهم ، اگر بتوانم در یک صاحب مهد کودک آرامش پیدا کنم ، این برای من موفقیت است. احساس می کنم مکالمه به چیزهای مادی یا هدف پولی می افتد. احساس می کنم یک بار موفقیت زیر آن چتر انداخته شود ، تعداد کافی نیست.

مهم نیست که چه کاری انجام می دهم ، تا زمانی که احساس آرامش می کنم ، موفق هستم.

تحقیق فیلم از پیتر کیم و اسوین بنجامین برای وقتشان تشکر می کند.

نسخه 40 ساله در 9 اکتبر در Netflix منتشر می شود.


نسخه 40 ساله را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

من برای استفاده از اینجا استفاده کردم: مجذوب یک جیموبز Winsome Gillian

اینها سخنان من یقین دارم که بیشتر کسی که تاکنون تلاشهای دانشمندی را دنبال کرده است ، می تواند به این امر گواهی دهد. برخی با غرور ورم می کنند ، برخی دیگر اعتراف می کنند: قبلاً به اینجا می رفتم. این همیشه عباراتی است برای جوانان بی اطلاع و ضرب المثل. ما یک بار همه در آنجا بودیم ، اما چون زندگی عادت دارد که به انجام برسد ، به جلو می رود و همه چیز را پشت سر می گذاریم ، چه از دلایل دبیرستان و چه از سوء استفاده های دانشگاه.

ما فقط از آن زمان می توانیم به زمانهای اصلی زندگی خود نگاه کنیم و هر زمان که فرصتی برای بازگشت پیدا کنیم ، سویه های دلتنگی حتی در شرایطی که با شرایط کنونی خود صلح برقرار می کنند ، بر ما موج می زنند. زیرا ، برای بسیاری از ما ، به مشاغل خود نگاه می کنیم ، به وضعیت روابط خود نگاه می کنیم ، به ناامنی های خصوصی ما نگاه می کنیم ، و آنها از آنچه در سالهای قبل آرزو می کردیم فاصله دارند.

این به هیچ وجه مفهوم جدیدی نیست ، اما قبلاً به اینجا می رفتم یکی دیگر از مراقبه های مربوط به ضعف میان دوران زندگی از طریق خاطرات بزرگسالی است ، هنگامی که جهان صدف ما بود ، و ما هنوز خواب های غیرقابل تزریق داشتیم. کیت کانکلین (جیلیان ژاکوبز) آواتار مردمی است که از طریق زندگی مانند من و شما درگیر زندگی می شوند.

یک تماس تلفنی

شات افتتاحیه کریس ریآخرین پروژه متشکل از مکالمه تلفنی است که بر خلاف تقاطع متوسط ​​روزمره شهری شما صورت می گیرد. یک ماشین تقریباً بیش از یک عابر پیاده سوار می شود. یک گوشه یازده سپتامبر در گوشه و کنار هم قرار دارد و افراد در دوربین شلوغ هستند. اگر مثل من باشید – حتی اگر می دانید جیکوبز در حال حاضر – شما تقریباً متوجه او نمی شوید تا اینکه او درست در چهره ما باشد.

این یک مثال مؤثر است زیرا او در این گفتگوی آغازین ، کتابی را که اخیراً نوشت ، علی رغم چشم انداز بررسی نیویورک تایمز ، متوجه نمی شود ، همانطور که امیدوار بود. نشریات وی تعداد آنها را جمع کرده اند و تصمیم گرفته اند که تور کتاب قابل اجرا نباشد. آنها سعی می کنند او را راحت کنند ، اما صدمه می بیند. او همیشه می خواست نویسنده موفقی باشد. حالا او احساس شکست می کند.

قبلاً این نوع صحنه ها را دیده ام. این است زاک براف میزهای منتظر رستوران که او نمی توانست کمتر به آن اهمیت دهد ایالت باغ. این است جاش رادنور گرفتن لباسهایش در لباسشویی چرخید هنرهای لیبرال. همه آنها سناریو های بصری هستند که بلافاصله منجر به انسان می شوند. این نسخه ممکن است طبیعی ترین باشد ، گرچه کیت ضعیف نیز با مشکلات شخصی روبرو می شود.

من با یک جیلیان جاکوبز Winsome Gillian به اینجا رفتم
منبع: Gravitas Ventures

تمام بهترین دوستان او از کالج ، متاهل و باردار هستند. آن مرحله از زندگی است. او یک بار درگیر شد ، اما این اتفاق افتاد. حالا او مانند یک اسب شاخدار است: یک زن مجرد در دریایی از زوج های 30 چيز. با این حال ، این فیلم چقدر در داخل سر خودمان بازی می کند؟ کیت در یک فاصله اندازه گیری شده در یک حمام کودک می نشیند و سعی می کند راهش را نبیند. او حتی از آنجا که دوستانش کاملاً اصیل به نظر می رسند ، از جایی خارج احساس می کند. آنها خوشحال هستند که او آنجا است.

سپس ، مشاهدات خرد وجود دارد. به عنوان مثال ، لحظه ای را که استاد قبلاً عبادت می کرد ، از پذیرش او به عنوان علم الماس استقبال می کند. دیوید کرکپاتریک (جرمین کلمنت) کیت را از آبی خارج می کند ، او به نجات زندگی احتیاج دارد ، بنابراین او با تلو تلو خوردن در قلبش می پذیرد ، و سپس می فهمد که همسر دارد. انتظارات از بین می رود. این یک آه و آزار خصوصی دیگر است که متعاقباً در ذهن او بازی می شود.

با تعهدات جزئی ، بازگشت او به Carbondale ، ایلینویز فرصتی مناسب برای زنده کردن روزهای جلال است. با این حال ، این به سختی یک تور پیروزی پیروز نیست. پسندیدن T.S. الیوت ممکن است بگوید ، او به زمین لکنت زبان قدیمی خود باز می گردد ، “نه با یک لنگه ، بلکه با نجوا”. به اندازه کافی عجیب ، او با پیدا کردن راه برگشت به آپارتمان قدیمی خود ، قطعات را جمع می کند.

عقب نشینی نویسنده

نسل جدیدی از رویایان با چشم گسترده وجود دارند که در آنجا زندگی می کنند. و گرچه بحران وجودی کیت برای داستان ما ضروری است ، این بچه ها هستند که می سازند قبلاً به اینجا می رفتم چیزی مفرد و منحصر به فرد در نوع خودش.

باز هم ، شکاف سنی درک شده وجود دارد – واضح است و اگر شما در حال تجزیه و تحلیل وضعیت هستید یک پویایی عجیب است – اما آنها کیت را قبول می کنند که او کیست. از نظر همه کاستی های خود ، این نسل فعلی ، به اعتقاد آنها ، احتمالاً فراگیرترین و پذیرفتنی است که می توانم به آن فکر کنم. اگرچه این دیدگاه غالباً نسبی همیشه زندگی را آسان نمی کند.

هنوز ، ما با بچه هایی مثل حیوانات و دوست دخترش ملا روبرو هستیم – آنها وضوح آرام دارند و سپس هوگو به طور مرتب خونسرد (جاش ویگانز) ژنرال دیگر صفر که با کیت دوست است. شما همچنین شخصیت هایی مانند الیوت (رامل چان) ، پرتوهای چند ساله آفتاب ، که کیت را دور می زند ، و هم اتاقی نیمه برهنه که فقط با نام بلند براندون شناخته می شود (براندون دالی) آنها به ویژه احساس می کنند که می توانند کلیشه ای برای نسل بعدی فیلم های دانشگاهی باشند. در حال حاضر ، آنها بازیگرانی تازه و فردی هستند که بازیگرانی را با استفاده از رویکرد جنجالی به موقعیت های کمدی از اکثر اوقات خود استفاده می کنند.

من با یک جیلیان جاکوبز Winsome Gillian به اینجا رفتم
منبع: Gravitas Ventures

اگر من صادق باشم ، داستان وقتی به خودی خود می رود که از الگوهای خود شکسته می شود ، این نوع فیلم ها معمولاً به نظر می رسند – که در یک بازخورد بازتابنده – گرفتار شده اند – به سادگی دوباره به جای شکستن زمین جدید ، دوباره گذشته را دوباره خراب می کنند. بهترین چیز در مورد این دسته جدید از دوستان این است که آنها اجازه می دهند کیت دوباره در کالج باشد و اگر اواخر شب ماجراهای پراکنده را شروع نکند ، کالج چیست؟

الیوت در فرار از نیمه شب مشکوک می شود تا استاد عزیز روشن را به همراه شاگرد ستاره خود جذب کند – نویسنده عصبانی و در عین حال فرار آور آوریل (هانا مارک) – یک پیشکسوت جوان که باعث می شود کیت احساس ناامنی کند. این کار را در خانه های خانگی امتحان نکنید … شکستن داخل خانه کسی که به آن دعوت نشده است ، معمولاً اخم می شود. به عنوان دریچه آزادی از کمدی ، داستان به اندازه کافی خلاق است که بتواند زیر مجموعه ای از مامان گزیده Tall Brandon و Hugo را پیدا کند. آنها یک شب زیبا را با هم تماشای فیلم های یوتیوب با یک کاسه پاپ کورن تازه به اشتراک می گذارند.

کوری که عصا کش کوری شود

در فرهنگی که اکثر افراد گم شده اند و همه تنها هستند ، این اطمینان برای بزرگترهاست که به جوان ترها نگاه کنند ، یا برعکس ، ببینند که همه آنها فرق نمی کنند. کیت از تعطیلات آخر هفته خود دور می شود و متوجه می شود که ارتباط با یک شخص برای همیشه دوام نخواهد داشت ، این بدان معنی نیست که واقعیت ندارد. به نظر می رسد همه به دنبال واقعیت هستند یا این را به روشی دیگر بیان می کنند ، همه به دنبال نوعی حقیقت و راحتی هستند که می توانند از آن دست بگیرند.

یکی از علائم این امر ، فرهنگ قلاب است و چرا همه به دنبال این هستند که با همه افراد ارتباط برقرار کنند. این منبع بیشتر شوخ طبعی فیلم ، بلکه بزرگترین دلهره های آن است. همچنین مانند نابینایان نابینایان است. ما خیلی سریع هستیم که دیگران را در روابط خود کنار بگذاریم و همه درگیر آن هستیم.

یک نقل قول مهم از یک برنامه معتبر تلویزیونی من وجود دارد که راوی در آن قرار می گیرد ، “همه زندگی جوان ما در جستجوی کسی است که دوست داشته باشد. کسی که ما را کامل می کند. ما شرکا را انتخاب می کنیم و شرکا را تغییر می دهیم. ما به آواز دل دل و امید می رقصیم. در حالی که همه تعجب می کنند که آیا جایی وجود دارد ، کسی عالی است که ممکن است در جستجوی ما باشد. ” اگر برای بیشتر افراد صادق است ، پس نمی توان برای شخصیت های این فیلم مناسب تر بود.

نتیجه: قبلاً به اینجا می رفتم

سرانجام ، اجتناب ناپذیر فرا می رسد ، فرار از سرنوشت او در حال باد شدن است و کیت برای انجام وظایف واجب خود به عنوان حمایت اخلاقی برای بهترین دوستش ، که قرار است به زحمت بیفتد ، عجله می کند. او از ناامیدی دیگری دوباره به آشفتگی زندگی باز گشت. گفتگوی نهایی او با الیوت کمی شبیه به رنگین کمان پس از طوفان دیگر است.

همچنین ببینید

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد

در حالی که او اعتراف می کند که زندگی می تواند بهتر باشد – هیچ چیز کاملاً برطرف نشده است – او خود را به عنوان دوست مجدداً تصدیق می کند و هوا را با امی پاکسازی می کند. آنها پیروزیهای کوچکی هستند که با این حال نشان دهنده چیزی هستند. آنچه ارائه می دهد یک وارونگی کامل نیست بلکه تصدیق این است که همه چیز بهتر می شود و در نهایت آنها بهتر خواهند شد. این کلمه عملی است.

من با یک جیلیان جاکوبز Winsome Gillian به اینجا رفتم
منبع: Gravitas Ventures

این ممکن است بی احتیاطی به نظر برسد ، اما قبلاً به اینجا می رفتم تقریباً بیش از آن چیزی که می توان امیدوار بود و تصور می کرد با توجه بسیار دلپذیر به همه شخصیت های آن توجه می شود. به دور از بودن یک جفت اسم ، جیکوبز آیا یک کار خوب باقیمانده در دوره فیلم و کلمنت نام تجاری جذابیت های ناخوشایند خود را به نقشی می رساند که می توانست به راحتی او را یا کاریکاتور یا شرور قلمداد کند. در عوض ، او با چای بابونه آماده می شود.

صادقانه بگویم ، احتمالاً خیلی از این فیلم ها خیلی زیاد هستند و اکثر آنها متوسط ​​هستند ، اما قبلاً به اینجا می رفتم با اجازه دادن به برخی از طرفداری جیکوبز نفس بکشد و در واقع فردی باشد که توسط افراد زیادی از آشنایان ارزشمند محاصره شده است. بدون علامت گذاری به چند علامت رمز از طرف کیت میچوچی و جورما تاکون ، بیشتر شخصیت ها خیلی بیشتر از خط راه رفتن هستند. ما به سرعت رشد می کنیم تا از آنها مراقبت کنیم و با آنها بخندیم. این برای ری ‘اعتبار و شهادت بازیگرانش برای زنده نگه داشتن همه.

آیا تعداد زیادی از این نوع فیلم های جوان بحران وجودی بزرگسالان وجود دارد؟ چه چیزهای خوب را از هم جدا می کند؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

I Used To Go Here VOD در تاریخ 7 اوت سال 2020 منتشر می شود!


سازمان دیده بان من استفاده می شود برای رفتن به اینجا

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم پشتیبانی کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!