جشنواره فیلم گلاسگو 2021: داستان های خلاقیت

هر دهه در تاریخ موسیقی تأثیرات خود را دارد: چیس چندلر ، مالکوم مک لارن ، برایان ویلسون ، مارک رونسون. همه آنها در پیشبرد تکامل موسیقی مشارکت داشته اند. شاید تعداد کمی از آنها – حداقل در تاریخ اخیر – بتوانند ادعا كنند كه شرط محرمانه ، دیوانگی های توپ به دیوار و جبر گرایی هرگز نمی گویند آلن مک جی. تهیه کننده اسکاتلندی در پشت برچسب معروف Creation Records مسئول برخی از بزرگترین گروههای دهه 90 است: زنجیره عیسی و ماری، جیغ اولیه، ولنتاین خونین من، لیبرتین ها، و یک گروه کوچک به نام واحه، که به برخی از کارهای نسبتاً بزرگ ادامه داد.

گروهی که او امضا کرد ، کسی نیست که از او پیشی بگیرد ، مک جی شخصیتی جدی و مهمانی بود که از مواد مخدر برخوردار بود. کارهای بد او در زندگی نامه خود ، “داستان های خلق” ، در سال 2013 و در اینجا ثبت شده است ، با مجوز از فیلمنامه نویس ایروین ولزی، و کارگردان نیک موران، سرانجام به صفحه نمایش بزرگ می آید.

داستان های خلقت

از آغاز، ولزینفوذ به صدا در می آید. این نویسنده در زمان رمان خود در سال 1993 به ظهور Cool Britannia کمک کرد لکه قطار برای سینما اقتباس شد و به یکی از معتبرترین فیلمهای بریتانیایی در تمام دوران تبدیل شد. سبک سریع ، متلاطم ، ارجاع متا ، شوخی سیاه و شبانه و زبون گونه آن در دوره ی گرفتگی طراوت بخش بود و در اینجا تکثیر بسیار خوبی می یابد. چارچوب روایت بیشتر از مصاحبه مک گی در لس آنجلس با یک روزنامه نگار آمریکایی است ، که او داستان های کودکی خود را در یک خانه سختگیر زندگی می کند ، با پدری که هیچ وقت برای پسر خط چشمش ندارد و یا موسیقی ای که گوش می داده است. سالهای نوجوانی McGee صرف تلاش برای ورود به صحنه موسیقی ابتدا با The Drains در گلاسگو و سپس با The Apple Laughing پس از رفتن به لندن شد. صحنه های اولیه ، دیوانگی فرهنگ پاپ دهه 80 را نشان می دهد ، در حالی كه McGee و هم گروهانش خود را با سر به صحنه پرتاب می كنند ، و قبل از اینکه McGee تصمیم بگیرد آینده خود را نه در ساخت موسیقی ، بلکه در تولید آی تی. و بنابراین Creation Records متولد می شود.

جشنواره فیلم گلاسگو 2021: داستان های خلاقیت
منبع: جشنواره فیلم گلاسگو

چارچوب روایت کمک می کند داستان های خلقت مارک هجوهای بی ادب خود را به خوبی حمل کنید. مک گی (با بازی توسط اوین برمنر، خودش الف لکه قطار آلوم) یک داستان نویس خنده دار است ، و این اقدام به طرز نامناسبی به نمایش در می آید زیرا مارک خاص خود مگی از طنز گلاسکویی به خصوص تحریک می کند: به عنوان مثال صحنه ای که مک گی در حال بحث درباره فروش شرکت خود به یک تولید کننده رکورد دیگر است (با بازی مستقیم -در مواجهه پل کای) که به او می گوید فروش شرکت خود به معنای از دست دادن کنترل آن نیست. این گفتگو در حالی اتفاق می افتد کایشخصیت شخصیت شلوار خود را پایین می اندازد ، بالای میز خم می شود ، و یک تاجر با کت و شلوار ، در حال سیگار کشیدن یک سیگار ، اقدام به بدجنس سازی او می کند. کاملاً ذهنی است اما نشانگر نوع شوخ طبعی است ولزی خودش معروف است

در جای دیگر ، شخصیت های دیگر ظاهر می شوند تا کمی طعم اضافی اضافه کنند: جیسون آیزاک نقش یک تولید کننده عجیب و پر زرق و برق انگلیسی در لس آنجلس را دارد که قبل از تلاش برای ارائه یک قرارداد ضبط شده در یک بیت بوکس بوکس ، یک شب وحشی را با استفاده از انواع مواد مخدر مک گی می کند. توماس تورگوز (او از اینجا انگلیس است شهرت ، به جز اکنون همه بزرگ شده اند) در نقش دیک گرین ، همکار ملایم مک گی رفتار می کند که اغلب با چشمانی باز به قتل عام مقابل خود خیره می شود. زوج جیسون فلمینگ به عنوان یک مروج اسکاتلندی ظاهر می شود که نام جدیدی – و نه کاملاً مناسب – برای Oasis جوان پیشنهاد می کند.

این همه سرگرم کننده وحشی است و به نظر می رسد با وجود دو ساعت به علاوه زمان اجرا ، زیپ می شود. برمنر بسیار عالی در نقش مک گی بازی شده است. مردی که به راحتی نمی خواهد از رویاهای خود دست بکشد. ظهور او از آغاز فروتنانه یک حومه گلاسوکی به اوج صنعت موسیقی بریتانیا الهام بخش است و اگرچه دوست داشتن او دشوار است ، برمنر همیشه راههایی را پیدا می کند که مک گی را آنقدر دوست داشتنی کند که هرچه باشد او را تشویق کنید.

جشنواره فیلم گلاسگو 2021: داستان های خلقت
منبع: جشنواره فیلم گلاسگو

صحنه های بعدی جایی است که حرکت در حال اتمام است. مک گی در اواسط دهه 90 بعد از اینکه دچار یک ناراحتی عصبی شد ، هوشیار شد و سپس وارد سیاست شد. این منجر به یک صحنه کاملا عجیب و غریب می شود وقتی مک گی – که معروف حمایت کرد تونی بلر و اوازیس همان کار را روی صحنه انجام داد – در محل Checkers (خانه کشور نخست وزیر فعلی) حضور پیدا می کند تا ملاقات کند بلر و همچنین توسط greet جیمی ساویل. این پدوفیل بدنام فقط برای چند لحظه روی صفحه است اما حضور او احساس می شود و این سوال که چرا چنین شخصی در محل اقامت نخست وزیر حضور خواهد داشت فقط مختصراً لمس می شود.

نتیجه

داستان های خلقت بیشتر کسانی که علاقه مند به فرهنگ پاپ دهه 90 هستند را به خود جلب خواهد کرد زیرا محبت آمیز است که در آن خاطرات لذت ببرد. گام سریع ، شوخ طبعی سیاه ، و به ویژه عملکرد خنده دار از اوین برمنر تضمین می کند که طرفداران گاه به گاه نیز برای لذت بردن از آنها زیاد است. اگرچه ممکن است گام به گام در برخی مواقع به تأخیر بیفتد ، اما دهانه بمبی بیش از آنکه جبران شود.

Creation Records مسئول بسیاری از گروههای معروف در دهه 90 بود. کدام مورد علاقه شما بود؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

داستان های خلقت اولین بار در جهان در جشنواره فیلم گلاسگو در 24 فوریه برگزار شد.

https://www.youtube.com/watch؟v=yySBlrgNLMw


داستان های خلقت را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

داریل مک دونالد

دانشجوی سابق فیلم از اسکاتلند نویسنده و منتقد فیلم شد.

Transcendence and Snobbery in Satyajit Ray’s THE MUSIC ROOM

فهمیدن تکبر و ادعا در دیگران آسان است زیرا این صفات در زشتی آنها مشهود است. اما وقتی آن را در خودم می بینم ، غریزه من این است که انکار کنم که با همان ناخوشایند بودن رفتار کرده ام. موفقیت مالی ، اشتغال ، ایجاد ، قدردانی از هنر ، مذهب ، تحصیلات ، حتی ورزش – تقریباً هر نوع تحقق شخصی می تواند منجر به احساس حقانیت و برتری شود ، به خصوص اگر از آنها برای اندازه گیری ارزش زندگی خود استفاده کنیم. این در بهترین حالت کنایه آمیز و در بدترین حالت تناقض است که ، به عنوان مثال ، فیلمی که هدف آن بیان جهانی بودن زندگی و ضرورت عطوفت است ، می تواند بیننده را به این باور برساند که آنها بیش از فرد کنارشان روشن تر هستند.

فاجعه Biswambhar Roy در ساتیاجیت ریرا اتاق موسیقی، در نظر گرفتن مرگ خانواده و از بین رفتن ثروتش به عنوان پیامدهای اهمیت شخصی خود این است که او به جهانی معتقد است که نخبه سالاری ، مرد سالاری و جایگاه برای پیشرفت معنوی که گاهی هنر می تواند از آن برخوردار باشد ، از ارزش یکسانی برخوردار هستند. ساتیاجیت ری، آهنگساز فیلم ولایت خان ، و بازیگر چهابی بیسواس بیننده را در مورد خوش سلیقگی و عشق واقعی Biswambhar Roy به موسیقی عالی متقاعد کنید. اما ساده لوحانه است که انتظار داشته باشیم فردی با ارتباط صمیمانه با یکی از بزرگترین دستاوردهای بشریت زندگی خود را با همدلی و روحی که برای تولید آن لازم است نیز بگذراند.

لوکس سابق

بیسوامبار رو با کار دیگری جز نشستن روی سقف یک کاخ پوسیده ، اکنون خانواده و ثروت گذشته اش فقط خاطره مانده است و از رودخانه ای عبور می کند که از کنار زمین بایر او می گذرد. همه چیزهایی که مالک اوست با قرعه کشی نیاکان به او هدیه داده شد ، اما در برهه ای از زندگی اش با آغاز فیلم ، چیزی به جز اسکلت لوکس بودن سابق برای او باقی نمانده است. خادمان او شربت یا قلیان مورد علاقه اش را برای او می آورند ، زیرا او غر می زند و بی تفاوت خدمات آنها را می پذیرد.

اما او ناگهان توسط یک ملودی تنها از یک شهنای دور زنده می شود ، و انگار که روزها این کار را نکرده است ، به پاهای خود می رسد. او با شک و تردید به دنبال صدا می گردد و مانند بیننده مطمئن نیست که این صدا در سر او باشد یا نوازنده ای که در ابرهای شن پنهان شده است به طور تصادفی موسیقی جنون خود را پخش می کند. این نه ، بلکه صدای کنسرتی است که در یک کاخ همسایه برگزار می شود ، ظاهراً پر از زندگی ، در مقایسه با ساختار ارواحی که روی در آن زندگی می کند.

Transcendence and Snobbery در Satyajit Ray’s THE MUSIC ROOM
منبع: مجموعه معیارها

داستان سقوط غم انگیز بیسوامبار روی ، در دو شکل با موسیقی آهنگساز همراه است ولایت خان. یک شکل موسیقی است که در کنسرتهای مجللی که روی برای اجرای بهتر دوستان فرض شده خود پخش می کند ، نواخته می شود ، که در پایان به دارویی تبدیل می شود که دیگر م worksثر نیست. نه به این دلیل که کیفیت هنری کاهش یافته است ، بلکه به این دلیل که وسواس در مقام و منصب بودن بیش از هر چیز دیگری است.

شکل دیگر موسیقی است که صحنه های مارپیچ رو به پایین و نابودی نهایی او را پشت سر می گذارد. در ابتدا ، موسیقی مانند پیشگویی جنون و فقر قریب الوقوع او است ، قبل از اینکه به موسیقی متن وجود خالی او تبدیل شود. پس از صحنه افتتاحیه ، یک فلاش بک طولانی و ناگسستنی نشان می دهد که چگونه زندگی او خراب شده است. اما خواه به گذشته یا وضعیت فعلی او نگاه کنیم ، موسیقی و ساتیاجیت ریاستفاده از آن تغییر شکل می دهد اتاق موسیقی به یک داستان افسانه ای از یک “پادشاه” رانده شده به تنهایی ذهن و خاطرات او.

اتاق موسیقی

در طول فیلم ، سه کنسرت در اتاق موسیقی قصر Biswambhar Roy اجرا می شود ، و هر یک پس از یک حسادت اجرا می شود. ماهیم گانگولی ، همسایه جاه طلبتر پول جدید ، مایل است تجارت و شهرت خود را گسترش دهد ، در حالی که هنوز می خواهد به روی به عنوان یک شخصیت مسلط در منطقه کوچک بنگالی احترام بگذارد. روی که نمی تواند در نظر بگیرد که ثروت کاهش یافته اش به تدریج از قدرت واقعی او می کاهد ، در عوض تصمیم می گیرد گنگولی را با سرقت از خوش سلیقگی و ثروت آشکار وی تضعیف کند.

اولین کنسرت ، با حضور یک خواننده زن ثمری ، چهره این دو مرد متخاصم را با جزئیات نشان می دهد ، که با عکس های گسترده ای از فضای صمیمی و مخاطبانش نقطه گذاری می شود. بیسوامبار روی به نظر می رسد یخ زده ، با اشتیاق به نوازندگان نگاه می کند زیرا او مانند یک پادشاه خراب در کنار گروه دراز کشیده است. او به وضوح در وجد است ، لحظه ای نادر که وسواس مادی و نخبه گرایانه او با اقتدار معنوی موسیقی ، که نمایانگر دو طرف اعتیاد او است ، مخدوش می شود: طبیعت اثیری هنر و غرور ناشی از شناخت وابستگی عمیق به این همان روح. اگر Biswambhar Roy فقط به خودنمایی علاقه داشت ، که بدون شک یکی از ملفه های لذت اوست ، پس او متوجه کسالت و بی علاقگی چهره Mahim Ganguly می شد که برای اولین بار این کنسرت برای او برنامه ریزی شده بود تا جاه طلبی او را تضعیف کند.

Transcendence and Snobbery در Satyajit Ray’s THE MUSIC ROOM
منبع: مجموعه معیارها

روی همیشه در مرکز این فیلم فوق العاده زیبا است ، اما کنسرت آخر شامل طولانی ترین سکانس است که در آن او از چشم دوربین غایب است. برای کل کنسرت ، همه به جز رقصنده کاتاک و نوازندگان برابر هستند ، وقتی موسیقی و رقص از انحطاط اتاق موسیقی روی فراتر می رود ، در هیپنوتیزم با هم گم می شوند. آرام و خنک چهره رقصنده بازتاب ارزش واقعی هنر است و حتی ماهیم گانگولی به خلسه فرو می رود. بیسوامبار روی ، در حالی که به پهلو دراز کشیده بود و قلیان در دهانش بود ، خوشحال و غنی به نظر می رسد ، اما به محض پایان کنسرت و رفتن مهمانانش ، او به ریزه کاری برمی گردد. این کنسرت موفقیت آمیز بود ، اما تنها نتیجه ارزشمند آن احساس پیروزی وی نسبت به ماهیم گنگولی است.

استثنا دیگران

هنر هنوز علاقه ای استثنایی است. این امر با توجه به شکل هنری و خرده فرهنگ های موجود متفاوت است ، اما کلیشه “نوع هنری” پرمدعا واقعی است. افرادی هستند که می خواهند این تصور را تغییر دهند و افرادی که خواه قصد آنها باشد یا نه ، آن را ادامه می دهند. با نگاهی به فرهنگ گسترده تر ، تصادفی نیست که در انگلیس ، بخشهای هنری به سختی دولت و مردم را متقاعد کردند که نیاز به بودجه اضطراری قابل توجهی در طی این همه گیر دارند. حتی وقتی شواهدی از سهم قابل توجه آن در اقتصاد انگلیس ارائه می شود. یکی از ایده های رایج که سیاستمداران و رسانه های راست گری حقیر را تحت تأثیر قرار داده بود این بود که هنر فقط برای افراد معدودی است و اینکه یک هنرمند باشید ، به همان اندازه که شغل متنوعی داشته باشید ، یک آرزو واهی است.

اما در سطح فردی قابل درک است که برخی این تصویر کلیشه ای را مجسم می کنند. آنها با اطمینان طاسی می دانند که هنر انبوهی از مزایا را برای کل جامعه فراهم می کند و از آنچه که برای زندگی آنها حیاتی است ، محافظت می کنند ، گاهی اوقات تا حدی که احساس برتری نسبت به کسانی که به حق بی علاقه هستند ، داشته باشند.

Transcendence and Snobbery in Satyajit Ray’s THE MUSIC ROOM
منبع: مجموعه معیارها

ساتیاجیت ری، استادی که مردمش در سراسر دنیا احساس می کنند صاحب آثارشان هستند ، از فیلم برای کاوش در این پیچیدگی – هرچند عمدا – استفاده کرد ، همانطور که به قول خودش ، “نگرش عمومی اش نسبت به فئودالیسم”. بدون ترکیب موسیقی و تصویر ، نشان دادن لذت معنوی موسیقی و استکبار کم عمق برخی از علاقه مندان ، که آن را نمادی از روشنگری و / یا ثروت خود می دانند ، بسیار دشوار خواهد بود. انگار که بیسامبار رو روی فروپاشی او را مسخره می کند ، موسیقی که او را در اطراف خانه متروکه اش دنبال می کند مانند خم شدن آرام ذهنش هنگام یادآوری آنچه از دست داده است ، نوسان می کند. در زمان، ولایت خاننمره تجلی توهمات خود روی است.

نتیجه

تنها لحظه ای که بیسوامبار روی شکنندگی نشان می دهد این است که از آنچه فکر می کند فال بد است وحشت دارد. او مردی خرافی است و گویی در تقابل با سه کنسرت درون فیلم است ، سه لحظه وجود دارد که اضطراب وجودی زیادی را برای او ایجاد می کند. در دومین کنسرت است که او حشره ای را در نوشیدنی خود غرق می کند ، در حالی که او و مهمانان خود در یک اجرای خیالی ، که دوباره به دنبال یک دیدار به ظاهر بی ضرر از مهیم گنگولی برنامه ریزی شده بود ، مشغول سرگرمی بودند.

همسر و پسرش در حال ملاقات با خانواده نیستند ، اما روی خواستار این است که خادمانش با آنها تماس بگیرند. به او گفته می شود که طوفانی در راه است ، اما احتمال گرفتار شدن خانواده اش هنگام عبور از رودخانه را رد می کند. در میانه راه ، روی شاهد رعد و برق است که از گوشه گوشه اتاق موسیقی از پنجره ای چشمک می زند ، فال بد دیگری که به همراه حشره در حال مرگ ، پیش از خبر مردن همسر و پسرش است.

خاطره این شب باید بیسوامبار روی را فراتر از آنچه بیننده نمایش داده می شود ، پس از بازگشت فیلم از بازگشت به عقب ، که در آن واقعه وحشتناک به تصویر کشیده می شود. اتهام اینکه روی مسئول مرگ خانواده اش است ، صریح است ، اما من همچنین تعجب می کنم که آیا انزجار او به این دلیل است که او ثروت خود را هدر داده و به شهرت وی در این روند خدشه وارد کرده است؟ همدردی به بیننده این توانایی را می دهد که تقریباً وقتی او تصمیم می گیرد سومین کنسرت را که در بالا بحث شد ، تصمیم بگیرد او را تشویق کند ، هنگامی که ماهیم گنگولی به درخواست روی از او بازدید می کند ، خوشحال و خوشحال است.

بعداً همان شب ، وقتی مخاطبان روی در انتظار ورود او هستند ، او قبل از ورود به اتاق موسیقی تازه تزئین شده ، مدتها خالی و بی توجه به تحسین نقاشی همسرش متوقف می شود. Biswambhar Roy آخرین پول خود را مصرف کرده است ، و هنگامی که کنسرت به پایان رسید ، نشاط و مستی او با یک نشانه ترسناک و شاعرانه از طرف خدایان خراب می شود. مرگ بعدی او بیانگر چیزی از افتخاری نیست که او در طول زندگی خود به سختی برای پرورش آن تلاش کرد و این تا حدی فاجعه است. در آخر چه فایده ای داشت؟

فیلم ری مورد علاقه شما چیست؟ نظرات خود را در نظرات زیر با ما در میان بگذارید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با کارگردان مارکو پورسیا با حضور Rodney Ascher

در طول پنج سال گذشته ، کارگردان مارکو پورسیا در حال جمع آوری مقدار زیادی فیلم از ضبط کنسرت های گروه آل-راک مورد احترام Swans بود. در حالی که این گنجینه مواد را جمع می کنید و با پیشخدمت آشنا می شوید مایکل گیرا، پورسیا در شرف ایجاد یک مستند در مورد موسیقی مورد احترام Swans با ویژگی 2019 است ، بدن کجا پایان می یابد؟

با تهیه کننده رادنی اشر (اتاق 237 ، کابوس) ، مارکو پورسیا کشت نه تنها آ مستند قوها ، اما قطعی مستند قوها. با تشکر از برخی از ویژگی های حضور در Facebook Messenger با اسکر، و همچنین یک ویدیوی الهام گرفته شده از YouTube (از شما واقعا) که شامل آهنگ “ذهن جدید” گروه است اسکر به اندازه کافی مهربان بود تا من را در تماس قرار دهد پورسیا، که منجر به این مصاحبه شد.

به دلیل اختلاف زمان ، رادنی اشر بعدا در مصاحبه ظاهر می شود تا نظرات خود را در مورد فیلم با ما در میان بگذارد.

الكساندر میلر برای استعلام فیلم: بدیهی است كه شما به عنوان كارگردان از طرفداران قوها و آثار مایكل گیرا هستید. آیا احساس می کنید که این قسمت قابل توجهی در تحقق داستان گروه و همچنین نیروهای اصلی پشت آن بوده است؟

مارکو پورسیا: بله ، من همیشه فکر می کردم که واقعاً معتقدم فقط کسی که واقعاً داستان قوها را می داند می توانست این فیلم را بسازد ، اما شما به نوعی می دانید بله ، من از 11 سالگی طرفدار زیادی دارم ، درست مثل خیلی ها ممکن است از افرادی که این فیلم ها را دیده اند احساس می کنم یکی از آنها در موقعیت ساخت این فیلم بوده ام مارتین اسکورسیزی برای ساختن این چیزها ، اما احساس می کنم شما برای درک قوها به بینش نیاز دارید ، و مایکل و موسیقی ای که از مکانی می آید – من می خواستم داستان گروهی را که بزرگ شده ام بگویم. فیلم های هوادار همیشه به نوعی شهرت بدی دارند. آنها به نوعی ارزان ساخته شده اند ؛ می توانید بگویید که آنها با دوربین فیلمبرداری شلیک شده اند. اما من فکر می کنم توانایی و مهارت آن را داشتم که می خواستم پروژه خودم را بسازم. من کارهای زیادی را به عنوان تدوینگر در بسیاری از مستندهای تلویزیونی و کارگردانی موزیک ویدیوها انجام داده بودم ، اما چیزی طولانی مدت مانند این نبود. *

به نظر می رسد با گروهی مانند Swans ، آنها یک باند منحصر به فرد هستند که بسیار معمایی است و احساس می شود که لازم است از کسی که واقعا مواد را درک می کند و موسیقی را می فهمد ، یک روایت جامع و منسجم از داستان و موسیقی – همانطور که گفتید ، بسیاری از اسناد roc ساخته شده توسط طرفداران یا طرفداران بهترین شهرت را ندارند ، اما شما یک فیلم بسیار عالی را در اجرای آن از نظر فنی و نزدیک شدن به موضوعات تهیه کرده اید ، این فیلم فوق العاده ظاهر می شود و قطعاً به زیبایی فیلم ارائه می شود که به نوعی قابل انعطاف است برای تازه واردان و سخت افزارها.

مارکو پورسیا: این به نوعی هدف اصلی من بود ، یا چالش ساختن چیزی بود ، ساختن آن برای اینکه افرادی که قوها را نمی شناختند بتوانند وارد مایکل گیرا دنیای و چیزی از آن بیرون بیاورید ، و این گروه را درک کنید ، و برای طرفداران ، من این را می دانستم ، من نمی خواستم چیزی بسازم که فقط برای طرفداران باشد و فقط آلبوم ها را به ترتیب زمانی لیست کنم ، چیزهای زیادی وجود دارد به داستان ، و من می خواستم داستان را تعریف کنم مایکل زیرا مایکل است قوها- من تقریباً آن را به عنوان یک سند موسیقی نمی بینم ، تقریباً شبیه یک فیلم بیوگرافی است. من می خواستم این واقعیت را که خودم هم طرفدار بودم پنهان کنم – بسیاری از افرادی که در مورد فیلم نظر می دهند می توانند به راحتی متوجه شوند که من طرفدار هستم.

درست است ، وجود یک عینیت بسیار مشهود است ، که به نظر من یکی از فیلم های بسیار قوت است ، و شما واقعاً به سوژه ها فرصت می دهید تا نفس بکشند و برای پاسخگویی و بحث در مورد موسیقی ، خصوصاً ژیرا و جاربو ، به زمان سوژه ها فرصت می دهیم – در حالی که آشکار است مطمئناً او را عاشق موسیقی می دانم ، همچنین بسیار عینی است و بسیار غریزی و شواهد از یک فیلم بسیار خوش ساخت احساس می شود.

مارکو پورسیا: من شروع کردم ، شما می دانید که من یک ایده داشتم که چگونه می خواهم آن را ادامه دهم ، من آن را در سال 2014 شروع کردم ، برای من مهم بود که در آن دوره تجسم شروع کردم ، بحث بسیار مهم بود و مهم بود که به عنوان تا آنجا که می توانم تصاویر بایگانی زیادی داشته باشم. من می دانم که این فقط یک داستان دلهره آور بود که فقط 35 سال طول کشید ، اما من با مردم تماس گرفتم و همه موافقت کردند که بخشی از آن باشند ، و ساختن این فیلم را از مصاحبه ها شروع کردم و سعی کردم همه نکات داستانی که می خواستم در پایان ، در واقع ، ژیرا و جاربو مصاحبه ها در واقع آخرین مصاحبه هایی بود که من انجام دادم و بنابراین وقتی این موارد را گرفتم ، مجبور شدم کل فیلم را تغییر شکل دهم و از نظر مایکلز در جایی که به آنها نیاز داشتم ، داشته باشم.

مصاحبه با کارگردان مارکو پورسیا با حضور Rodney Ascher
منبع: فیلم های چشم

چیزی که من واقعاً تحسین کردم این ساختار بود: شما مقدمه ای برای آغاز فروتنانه ، صحنه موسیقی NYC در اواخر دهه 70 دهه اوایل دهه 80 ، رابطه با تورستون مور و مربیان همانطور که در آن زمان شناخته شده بودند بود – بدیهی است که آنها به عنوان جوانان صوتی. سپس کودکی مایکل جیرا و داستان شخصی تری را به دست می آورید و واقعاً فیلم را شکل می دهد. آیا این کار عمدی بود یا بخشی از روند آن بود؟

مارکو پورسیا: بله ، من می دانستم که جایی برای ورود به سیستم دشوار است مایکل پشت صحنه من می خواستم مواد اولیه گروه را داشته باشم و پس از آنکه در داستان بودید ، دوباره به دوران کودکی او برگردید و شروع کردید ، شما نوع می فهمید که او از آنجا می آید ، و جهان بینی او ، بنابراین این نوع از روی حیله و تزویر است که در آن است رادنی در این زمینه به من کمک کرد و من می توانم بسیاری از بریدگی هایم را با او از بین ببرم ، و او در کمک به من برای شکل دادن به این ساختار عالی بود ، من مواد زیادی داشتم. برش خشن مانند 4 1/2 ساعت بود.

گرچه این نیز حیرت انگیز بود ، بله ، من دوست دارم آن را ببینم!

مارکو پورسیا: من سعی کردم جا بیفتم چون نوعی فرایند بیرون آوردن موارد ضروری داستان بود و من سردبیر بسیاری از مستندها بوده ام ، بنابراین یاد گرفتم که چگونه یک داستان را به صورت ساختاری تعریف کنم ، بنابراین خیلی می خواستم تا اطمینان حاصل شود که مایکل backstory در فیلم حضور داشت و من آن را در جای مناسب فیلم می خواستم.

این یکی دیگر از مواردی است که می خواستم از شما بپرسم: این باید یک شاهکار زیبا در ویرایش باشد ، زیرا من مطمئن هستم که شما فیلم های کنسرت و فیلم های بایگانی زیادی برای کار دارید. آیا احساس می کنید در مراحل تدوین فیلم را پیدا کرده اید؟

مارکو پورسیا: بله ، قطعاً می گویم که – من مثل یک معمای بزرگ بودم که فقط داشتم قطعات می ساختم ، من می دانستم که قوهای امروزی را خیلی خوب پوشانده ام ، من با گروه بیرون می رفتم و از همه چیز فیلم می گرفتم و همه چیز را مستند می کردم ، مصاحبه می کردم ، اما من کمبود مطالب مربوط به دهه 80 و 90 را داشتم. من عکس های زیادی داشتم اما جاربو من را از این جعبه نوارها ، بایگانی که مدتهاست از زمان جدا شدن آنها مفقود شده بود ، مطلع کرده بود مایکل و او نمی دانست که این جعبه نوار ویدئوها که یک سال تمام وجود داشته است ، من در حال ویرایش فیلم ها بودم و یکی نوشت و گفت “هی مارکو، من فکر می کنم آنچه را که بدنبال آن بودی پیدا کردم. “و من خودم را به نیویورک رساندم و این جعبه بزرگ مانند 100 نوار VHS را که از طرف کنسرت ها از اوایل دهه 80 تا دهه 90 ساخته شده بود ، تهیه کردم. ، این مانند مادری بود ، مانند یک کشف باستان شناسی و من می دانستم که اکنون می توانم داستان اوایل دوره را نیز همراه با تمام مصاحبه ها تعریف کنم – و هنگامی که ویرایش می کردم فکر کردم که “بله ، من می توانم داستان کامل را تعریف کنم در کل. ”

بله ، زیرا شما می گفتید که فیلم های زیادی از دوران 2014 به بعد دارید ، و این کاملاً کشف در گره خوردن کل روایت با هم بوده است. نکته دیگری که به نظر من جالب بود این بود که می خواستم در مورد حضور و درگیری Rodney Ascher بپرسم. کار او در اتاق 237 و کابوسه بسیار در مورد هنرمندان و کارهای آنها است ، اما چگونه مردم با آن تعامل دارند؟ آیا این تاثیری در سبک کارگردانی شما داشت؟

مارکو پورسیا: هوم ، نه ، نه لزوماً به آن روش ، اما ما دوستانی بودیم که به دانشگاه برمی گشتیم ، و او کارهای بسیار درخشانی انجام داده است و من تحسین می کنم که او با همه فیلم هایش چه کرده است. در تمام مدت زمانی که من دیوانه می شدم با تمام موارد لجستیکی ، او پشتیبانی بزرگی داشت ، خوب همه چیزهایی که می دانید؟ او این کار را کرده است ، بنابراین در کمک به من در ساختن فیلم بسیار ارزشمند بود.

بسیار عالی ، چیزی واقعاً وحشی وجود دارد و من به نوعی با رادنی صحبت می کردم [Ascher] در مورد این میکروفون – نوعی این واکنش مردم است که وقتی از آنها در مورد Swans می پرسید ، هیچ کس نمی گوید “اوه ، من کارهای اولیه آنها را دوست دارم” یا “من چند آهنگ را دوست دارم” – کلماتی مانند “مقدس” را می شنوید یا “شامی” به نظر می رسد چیزی است که در یک کلاس مطالعات دینی می شنوید. آیا اصلاً نوعی صمیمی بودن در شکل دادن به این مستند وجود دارد به این دلیل که قوها از بسیاری جهات بسیار بزرگتر از زندگی هستند؟

مارکو پورسیا: بله ، من هم به نوعی متوجه این موضوع شدم همانطور که مصاحبه ها را انجام می دادم ، این پاسخ باورنکردنی را دریافت می کردم ، می دانید؟ از افرادی مانند آماندا پالمر و دوندرا بانهارت چیزهایی که انتظار نداشتم اگر این نوازندگان آگاه باشند ، می دانید ، گفتن این حرف در مورد گروهی که من واقعاً بودم ، به نوعی از آنچه در مردم و سایر موسیقی دانان و اعضای دیگر گروه به وجود آورده بود ، ترس داشتم ، این چیزی است که ، حدس می زنم من هنوز در حباب خودم هستم ، من یک طرفدار بودم اما افرادی را می شناسم که هستند طرفداران ، اما این در مورد آن بود ، من به نوعی همه اینها را کشف کردم در حالی که من در حال ساخت فیلم در مورد تأثیر گروه و میزان دسترسی بودم ، زمانی که می خواهم به نمایش های فیلم بروم ، و شما همه این بچه های جوان را می بینید و از جلوی خود می دانید ذهنشان را از دست می دادند ، تماشای آن فقط چیزهای شگفت انگیزی بود ، من اغلب فقط از جمعیت فیلمبرداری می کردم ، کاملاً در این حالت تغییر شکل یافته ، برای دیدن این چیزها حتی دیدن همه اینها بسیار امتیاز داشتم ، بنابراین این نقش من بود ، واقعاً برای ثبت اسناد و مدارک هر آنچه در توان داشتم. من نمی خواستم یک چیز را از دست بدهم ، در نمایش ها سعی می کنم دنبال چیزی بروم که روی صحنه نیست. من همچنین نمی خواستم فقط تصاویر کنسرت داشته باشم. به همین دلیل است که من می خواستم به اندازه متنوع چیزها را بدست آورم. میپرسیدم مایکل برای رفتن به گالری با من ، (صحنه های آغازین) برای ریچارد سرا به نمایش گذاشتن ، می دانید ، فیلمبرداری از او در صحرا و این آسان نبود زیرا او دوست ندارد از او فیلمبرداری شود ، اما برای من مهم بود كه همه اینها را بدست آورم ، ایجاد چیزی غیر از فقط یک سند موسیقی ، همچنین من از دوربین فوق العاده 8 من استفاده کرد و فیلم های زیادی گرفت تا کیفیت خاصی به آن ببخشد که به نظر من متناسب با زیبایی آن باشد مایکل.

بله ، من متوجه شدم که به نظر می رسد سهام فیلم های مختلفی وجود دارد و بین دیجیتال یا 8 یا 16 میلی متر محوری است؟

مارکو پورسیا: درست.

بله ، این به دامنه زمانی که فیلم پوشش می دهد کمک می کند و من حدس می زنم در صحبت با آن ، ساختاری که واقعاً جذاب به نظرم رسید ، وقتی جاربو به گروه پیوست ، شما نوعی از آلبوم به آلبوم دیگر رفتید ، و من فکر کردم واقعاً مهم است زیرا در آن زمان شما جریان دیجیتال و همه اینها را نداشتید و اینگونه بود که با موسیقی ارتباط برقرار می کردید ، این بود که نداشتید. تا زمانی که آلبوم بعدی آنها را نشنیدید ، قرار بود چه اتفاقی می افتد و با شخصی مثل Swans آلبوم های آنها کاملاً مفهومی است ، مهم این است که روی آن تمرکز کنید ، این که تصمیم عمدی تری از طرف شما باشد یا به نوعی بخشی از مستند باشد ؟

مارکو پورسیا: بله ، هدف قرار دادن آنها بود. از آنجا که هر یک از آن آلبوم ها بسیار متفاوت هستند ، من همیشه می توانم یکی را بررسی کنم ، و چه زمانی جاربو وارد گروه شد ، این فقط از هر آلبومی تأثیر خاص خود را داشت. بنابراین این افراد برای گرفتن فردی بسیار مهم بودند ، بدیهی است فرزندان خدا ، حرص و آز ، من همچنین در زمان انتشار این سوابق نوجوان بودم ، بنابراین من به نوعی هیجان آن سوابق را در لحظه زندگی کردم. و من شاهد بودم که چگونه وقتی The Burning World ظاهر شد ، این نوع رکود بزرگ بود ، شما می دانید ، استقبال خوبی نکرده است؟ و برای من ، این داستان بسیار قدرتمندی بود که سعی کردم آن را بیرون بیاورم. تلاش برای پناه بردن به راه خود و شروع دوباره و دوباره ، ساختن هر آلبوم پس از آن ، فقط چالش برانگیزتر بود ، و فشار دادن و فشار دادن می دانید؟ برای آن دوره ، سعی کردم آلبوم ها به نوعی مورد خودشان باشد ، اما بعد از آن وقتی که آنها اصلاح شدند ، بیشتر به صدا بستگی داشت ، بنابراین من در مورد خود آلبوم ها صحبت نمی کنم (بعد از اصلاحات 2011). این بیشتر درمورد بیننده است که این دوره را به تنهایی کشف می کند.

مصاحبه با کارگردان مارکو پورسیا با حضور Rodney Ascher
منبع: فیلم های چشم

من به ویژه از بخش جهان سوزش لذت بردم زیرا مهم است که توجه داشته باشم وقتی یک هنرمند دچار تزلزل می شود ، اما وقتی که از مد خارج می شوند ، بگو. من نمی خواهم جریان اصلی تجاری را بگویم ، اما وقتی آنها یک اشتباه غلط ایجاد می کنند ، زیرا در این صورت انگیزه تقریباً بیشتری ایجاد می شود یک رنسانس خلاق ، مانند بعد از شکست دیوید لینچ با تپه، “من فقط می توانم از اینجا بالا بروم” ، و احساس می کنم این نگرشی است که از اطراف “جهان در حال سوختن” به وجود آمده است ، اگر این انحراف نبود ، ما همه این کارهای خارق العاده دیگر را که بعد از آن آمدیم ، نداشتیم.

مارکو پورسیا: دقیقا، مایکل برای The Burning World بسیار سخت است ، اما برای بسیاری از مردم ، آلبوم مورد علاقه بسیاری از طرفداران ، اما به نظر می رسد که چنین شکست خورده ای باشد. این به نوعی بود ، گفتن این داستان ، لازم بود چیزی برای بالا رفتن وجود داشته باشد ، سپس شما پایین می روید ، سپس دوباره دوباره قیام می کنید ، این اتفاق زیادی با مسیر سوان رخ داده است. من وارد همه این فراز و نشیب ها نشدم ، اما قطعاً مورد اصلی بود.

بله ، زیرا نکته جالب دیگر این است که آنها به عنوان یک گروه ، واقعا از ژانر گریزان بودند. آنها اغلب با جنبش پانک راک مرتبط هستند ، مواردی از این قبیل ، اما واضح است که آنها کاملاً مربوط به خودشان هستند ، اما جالب است که آنها از جریان اصلی موسیقی خواستگاری می کردند یا معاشقه می کردند ، و من فکر می کنم این شواهد بیشتری است که نشان می دهد آنها بسیار متعلق به آنها هستند وحش خود و این روشی است که قرار است باشد – شما می دانید منظور من این است که این ذهنیت “آن را بگیر یا آن را رها کن” که از موسیقی و ژیرا می گیری ، و از بسیاری جهات مسیر فیلم نیز هست ، هنرمند خود خوانده هنگام کار ،

مارکو پورسیا: آره مایکل یک هنرمند واقعی است و این شاید فیلمی بود که می خواستم بسازم ، در مورد زندگی یک هنرمند که کاملاً کاملاً سازش ناپذیر است و صرف نظر از هرچیز فقط به دید او می چسبد و این چیزی است که من قطعاً می خواهم آن را ارائه دهم در این فیلم موضوعاتی وجود داشت که می خواستم مطمئن شوم ، از نظر من واقعاً مهم هستند مایکل زندگی به عنوان یک هنرمند ، برای من فیلم ها نیز بخشی از داستان عشق است جاربو، نفوذ او در موسیقی و مسیر حرکت گروه ، اهمیت او فراتر از کلمات بود ، و سپس آن نیز یک داستان دوستی با تورستون و من واقعاً فکر می کردم بسیار قدرتمند است ، شما می دانید که این دو نفر را در اختیار داشته باشید که در نهایت ، در سال 1982 آنها نمی دانستند که به این گروههای افسانه ای تبدیل می شوند ، اما من قطعاً نمی توانم دوستی و ابتدای آنها را ثبت کنم زیرا مفید بود ، من باید فیلم ها را برای کسی توصیف کنم که سوانز را بلد نباشد مثل اینکه شما می دانید “آیا شما جوانان صوتی را می شناسید؟” و این تغییر می کند ، خوب ، می دانید ، همه Sonic Youth را می شناسند ، و با قدرت گرفتن هرچه بیشتر این دو گروه موازی وجود دارد. شما این گروه موسیقی Sonic Youth را دارید که به شهرت جهانی رسیده و به یک لیبل بزرگ می روید و صدها هزار رکورد می فروشید ، در همان زمان که سوانز The Burning World را بیرون می کشید ، که از نظر برچسب اصلی یک فاجعه بود در حال سقوط درست زمانی که رکورد منتشر شد. آنها خیلی تبلیغ نکردند. شما می دانید که مطمئناً چیزی وجود دارد که به وضوح مایکل را آزار داده است و این واقعاً دردناک بود ، بنابراین من می خواستم سالها بعد دیدار دوباره آنها را ثبت کنم و این برای داستان فیلم بسیار مهم بود.

مصاحبه با کارگردان مارکو پورسیا با حضور Rodney Ascher
منبع: فیلم های چشم

و نکته دیگری که واقعاً به ذهنم خطور کرد و فکر می کنم این گروه در یک نگاه منحصر به فرد نیز حضور داشته باشد ، حضور جاربو و رابطه او و گیرا است ، اما آنچه که من واقعاً دوست داشتم این است که در فیلم ، او وقت زیادی برای ابراز وجود و رابطه خود نه فقط با مایکل بلکه با گروه همچنین صحنه پانک / هاردکور ، به خصوص در آن زمان اغلب به عنوان یک نوع باشگاه پسران دیده می شد ، و سپس دیدن داستان گروه از دیدگاه زنان من فکر می کنم واقعاً داستان را باز می کند و فیلم را باز می کند. آیا این چیزی است که به شما گیر کرده است؟

مارکو پورسیا: بله ، من به عنوان یک خارجی که به دنبال آن هستم ، همیشه این فکر را می کردم جاربو حضور در شکل دهی بسیار مهم بود مایکل چشم انداز و سپس موسیقی ، این نیز یک چالش بزرگ دیگر قرار دادن بود جاربو در فیلم ، او را قرار دهید ، و اهمیت او را در گروه و در تکامل گروه نشان دهید زیرا ، زیرا بسیاری از مردم این را نمی دانند ، یا شاید این را درک نکنند ، و بله او بزرگ بخشی از نگه داشتن گروه از طریق تمام این سختی ها. می توانید در ادامه فیلم بسازید جاربو، او حضور بسیار خارق العاده ای دارد و سبک است ، شما می دانید ، مانند یکی از مصاحبه ها ، او مانند “نور به مایکل تاریکی است “، و واقعاً مهم بود که طرف داستان او را نشان بدهیم و اهمیت او را در گروه نشان دهم ، و هر آنچه که همراه بود ، جدایی ، گذراندن همه اینها با مایکل، من بیشتر نگران بودم جاربو نسبت به. تا مایکل به نوعی واکنش به مصاحبه با او ، و در واقع ، من دو مصاحبه با او انجام دادم جاربو. اما ، او کمک بزرگی بود ، و همچنین می خواست مردم بدانند ، شما می دانید ، این داستان زندگی شما نیز برای او است ، بنابراین او پشت پروژه بود و واقعاً به خیلی کمک کرد.

این واقعا وحشی است ، و من صحنه ای را که او به رفتن روی صحنه در مرحله اولیه گروه اشاره می کند ، جایی که او خودش را مانند “بره ایثارگر” می داند ، دوست دارم ، زیرا مردم انتظار این موسیقی سخت “سخت” را دارند . سپس شما این زن بسیار رسا را ​​می خوانید که آواز می خواند ، و این دوباره گواهی است بر اینکه چقدر قوها منحصر به فرد و چه نیرویی هستند. من همچنین دریافتم که رابطه بین جوانان صوتی برای من کاملاً جدید است. من می دانستم که برخی موازات وجود دارد ، اما دوستی بین Thruston و گروه بسیار دوست داشتنی بود و دیدن نمایش دوباره بسیار جالب بود (هر دو می خندند).

مارکو پورسیا: بله ، وقتی فهمیدم که آنها قصد دارند با هم بازی کنند ، بلافاصله بلیط هواپیما به لندن خریدم ، برای من اهمیتی نداد که چقدر ، در حال حاضر آن را روی کارت اعتباری گذاشتم – بسیاری از اوقات فیلم به نوعی بود حین ساختن آن ، حتی در زمان مصاحبه ها ، شکل گرفته است مایکل شروع به صحبت در مورد اینکه چگونه ، در دوران طمع ، او داشت بسیاری از نام ها را تماشا می کرد ، televangelist ، نام را خالی می کند ، نام معروف ، و شما باید نام او را وارد کنید ، (می خندد) وقتی که من شنیدم همانطور که من مصاحبه را انجام می داد ، من بلافاصله فکر کردم “این کاملاً منطقی است” بنابراین من بلافاصله می خواستم آن نکته را نشان دهم و آرشیو پیدا کردم ، و داشتن آن آرشیو قدیمی از اجرای زنده ، باور نکردنی است که ببینید چگونه مایکل درست مثل یک واعظ روی صحنه است ، مخصوصاً در مرحله فرزندان خدا ، برای تماشاگران فریاد می کشد ، در بسیاری از مواقع که اتفاق می افتد ، من به نوعی به آن سمت می روم ، و آنجا که فکر می کردم آنجا چیزی در داستان است ، حتی اگر این چیزهایی بود که من در مورد آنها نمی دانستم.

من قطعاً می خواستم آن چیز televangelist را لمس کنم – جالب است. شما معمولاً با پانک ، فلز یا صنعت برابر می دانید که معمولاً این نگرش مبارزانه نسبت به ادیان سازمان یافته یا چیزهایی از این قبیل وجود دارد ، و آنچه که من فکر می کردم بسیار جذاب است این است که واکنش ژیرا کنجکاوتر است ، به طوری که به جای اینکه با مبارزه با آن تقریباً از آن استقبال کرد و دوباره همانطور که گفتید می توانید آن را در حضور صحنه ای او مشاهده کنید ، مخصوصاً در دوران فرزندان خدا و حتی در نمایش های بعدی جایی که او این دیوار غوطه وری از سر و صدا را در برنامه های زنده هدایت می کند ، ادامه می دهد .

مارکو پورسیا: بله ، من بوده ام من همیشه می دیدم که او این کار را می کند ، اما نمی فهمیدم چرا این کار را می کرد ، می دانی؟ به نوعی مانند رهبر اهریمنی دیوانه بود ، و پس از آن دوره های زیادی بوده است در هر دوره مایکل خیلی چیزها را جذب می کند ، و بعداً تحت تأثیر بودیسم قرار می گیرد ، و این از آنجا ناشی می شود ، و این نیست که او یک بودایی است ، اما او واقعاً به آن جهان می رود و نوع فوق العاده ای را که در آواز خود دارد.

نوعی کانال گذاری ماهیت آیینی آن است؟

مارکو پورسیا: آره

دوباره صحبت کردن در مورد تأثیرات و زمانی که او (ژیرا) در مورد رفتن به اروپا در سالهای ابتدایی خود صحبت می کند و هر دو شگفت آور و جالب است ، مثل اینکه شما برخی الهامات آبی دارید ، یک چشم انداز جذاب است. می دانید که حضور در اروپا و دیدن نرم افزارهای مختلف ، Frank Zappa ، Procol Harum و مواردی از این دست جالب است زیرا شما می توانید ارتباطات هنری این گروه ها را مشاهده کنید. هنوز هم دیدن این ساقه ها از انتهای طیف به انتهای دیگر و دیدن نحوه شکل دادن به موسیقی تقریباً غیرقابل توصیف موسیقی وحشی است.

مارکو پورسیا: بله و من به نوعی شاهد این امر بودیم ، هنگام فیلمبرداری از گروه هنگامی که آنها در حال ضبط بودند ، یک مرد درخشان ، جایی که فقط تماشای او در استودیو واقعاً جذاب بود زیرا او بلافاصله ، دقیقاً همان چیزی را که می خواست ، تازه می دانست ، او واقعاً قصد ، اما در همان زمان ، مانند جان کنگلتون می گوید ، “او فی نفسه نوازنده نیست” ، او می شنود ، و واقعاً در آوردن چیزهایی از بازیکنانش و گرفتن این صدا و احساس خارق العاده ، برای من بسیار خوب است و همیشه چیزی بوده است که در مورد زیبایی سوانز وجود دارد و صدا که بدیهی است در سنین پایین به من ضربه زد و واقعاً ادامه داد و فکر می کنم این را بگویم پل والفیش با اشاره به این ، “دو باند در جهان وجود دارد که طی 40 سال وارد شده اند و هنوز هم موسیقی حیاتی هستند” شما می دانید ، مانند Nick Cave و Bad Seeds ، Einstürzende Neubauten ، اینها همه گروههایی هستند که مردم واقعاً به آنها متصل می شوند سطح ، و بله ، خوشحالم که بقیه افراد نیز چنین احساسی داشته اند – مثل این است که وقتی جوان هستید فکر می کنید تنها شخصی هستید که وارد این گروه می شوید ، سپس متوجه می شوید که شخص دیگری وجود دارد ، سپس شخص دیگری ، و به نوعی ، یک جهان کامل را حتی برای خودم باز کنم که من از آن نمی دانستم. بسیاری از علاقه مندان به فیلم در سراسر جهان از من برای ساخت این فیلم تشکر کرده اند و این بزرگترین پاداش از همه بوده است.

من فکر می کنم این یکی از این موارد است که در جایی که شما چیزی را در چنین سطح عمیقی وصل کنید ، احساس صدها هزار خواهد شد زیرا پاسخ به آن بسیار مشتاقانه مانند آنچه شما گفتید ، احساس می کرد که این چیز شماست ، سپس چیزهای خود را پیدا می کنید بسیاری چیزهای دیگران ، و مانند موسیقی دانان نیک کیو ، Einstürzende Neubauten این دگرگونی در آنها وجود دارد ، و درست مثل Swans آنها بسیار خود مدل و خود هدایت هستند ، دیدن Blixa Bargeld – به عنوان یکی از طرفداران قدیمی Einstürzende Neubauten بسیار جالب بود همچنین دیدن آن بسیار باحال بود و دیدن اینکه آنها همدرد ، قو و نوبوتن هستند ، شوک آور نبود.

مارکو پورسیا: بله من واقعاً خوش شانس بودم که به دست آوردم Blixa ، چون فکر می کنم که بلیکسا آن را عمدتا به عنوان یک اشاره و قدردانی از انجام داد مایکل، بنابراین او موافقت کرد که این کار را انجام دهد ، و این یکی از مصاحبه هایی بود که من انجام ندادم ، اما احتمالاً از این طریق بهتر بود ، زیرا من احتمالاً کاملاً ترسیده بودم …

[Both Laugh]

مارکو پورسیا: بنابراین ، بله ، افرادی از این دست واقعاً به سیمان شدن فیلم کمک کردند ، حتی اگر او مدت زیادی در این فیلم حضور نداشته باشد. این همان چیزی است که وی گفت بسیار مهم است. سعی کردم بدست بیارم نیک کیو ، هنری رولینز ، جلو بیافرا ، ایگی پاپ ، و افراد دیگر ، اما تقریباً غیرممکن است که هرکسی را بخواهید

بله ، بی حد و حصر تعداد افرادی که هنرمندان می توانند لمس کنند. درک آن واقعاً دلهره آور و دشوار است. اما موضوعاتی که برای فیلم با آنها مصاحبه کرده اید ، فکر می کنم پرتره ای کاملاً زنده و منسجم تر (گربه را حرکت می دهد) و بی نهایت جذاب است. شما فیلم های استودیویی زیادی از Gira و گروه در آخرین تکرار خود دریافت می کنید ، و این احساس حضور در استودیو را کانال می کند ، فضای بسیار منحصر به فردی برای حضور در آن است ، و شما این را می گیرید. آیا اصلاً بودن برای آن ها تنش بود؟

مارکو پورسیا: بله ، این در واقع چیز دیگری است که من واقعاً به ضبط آن احتیاج داشتم. در آن زمان ، آنها اعلام کردند که این تور آخرین سفر است ، بنابراین بخشی از داستان بود ، و من توانستم پایین بروم ، پرسیدم مایکل اگر می توانستم چند روز فیلمبرداری کنم ، آنها یک هفته آنجا بودند. من می دانم که من نیاز به گرفتن برخی از مواد. و من که خودم موسیقی دان هستم ، چیزهای زیادی در تمرینات اتفاق می افتد. سعی کردم خودم را واقعاً کوچک کنم و مانعی در کار نباشم ، می دانی؟ هیچ کس نمی خواهد هنگام تمرین فیلمبرداری شود. بله ، گاهی اوقات بسیار پرتنش بود و آن انفجار بزرگ بین مایکل و کریس پرادویکا، و به نوعی برای فیلم ، من خوش شانس بودم که این اتفاق افتاد ، اما بسیار پرتنش بود. من بیرون فیلم می گرفتم ، و می توانم بگویم که اوضاع خوب پیش نمی رود ، و البته ، مایکل از گروه بسیار خواستار است و من از بیرون اتاق مشغول فیلمبرداری بودم و این حادثه اتفاق افتاد ، و کریس طوفانی شد ، بنابراین من اساساً بلند شدم! مثل نیم ساعت بعد برگشتم و بعد فهمیدم ، “خدای من” ، گوپرو را برای بعضی از تمرین ها شرکت داده ام. می دانید ، من شروع کردم به فکر کردن ، “شاید من واقعاً آن را اسیر کردم” زیرا وقتی بیرون بودم ، پس وقتی چک کردم و در واقع آنجا را داشتم و باور نمی کردم! این چیزی است که واقعاً کمک می کند راه را بگویید مایکل کار می کند ، و لحظات کوچک خصوصی و صمیمی فکر می کنم واقعاً کمک می کند تا شما را به داخل نیز بکشاند ، فقط اجازه می دهید این چیزها بازی کنند. از آنجا که آنها باند شوالیه ای محکم هستند و تبدیل شده اند ، جالب است که صحنه ای شبیه به آن را با صحنه ای مانند آغوش هایی که در نمایش ها به یکدیگر می دهند کنار هم بگذارید ، به طوری که برای من ، جنگ را هر چه بیشتر می کند ، همیشه همیشه قوی است به نظر می رسد آنها را در آغوش می کشید ، مانند یک تصمیم است.

مصاحبه با کارگردان مارکو پورسیا با حضور Rodney Ascher
منبع: فیلم های چشم

برخی واکنشهای احساسی به مواردی از این دست وجود دارد که نتیجه نحوه تعامل افراد با یکدیگر است. منظورم این است که شما درمقابل کسی که با او ارتباطی ندارید چنین واکنشی نشان نخواهید داد و دیدن گرم شدن قبل از نمایش با دیدن اینکه باند یکدیگر را بغل می کند بسیار دوست داشتنی بود و گواهی بر تعهد هنری از طرف گروه ها ، و این یک تقارن واقعاً هوشمندانه بود ، به راحتی می توانست به راحتی در “نمایش ژیرا” سر بزند ، اما شما به سوانز به عنوان یک گروه احساس می کنید ، و این فوق العاده است.

مارکو پورسیا: حتی خود مبارزه به نوعی مانند Abbot و Costello بود ، “کم بازی کن ، من گفتم مثل دیروز کمتر بازی کن” فقط همین بود ، اوقات خیلی سخت بود برای بازیکنان ، و آنها با این تانژانت ها ادامه می دادند ، و مایکل خیلی لجباز می شود و احتمالاً بسیاری از گروه آماده پایان دادن به آن هستند ، فقط به این دلیل که آنها به نوعی سو abuse استفاده زیادی داشتند ، اما آنها به هر حال یکدیگر را دوست دارند ، بنابراین من خوشحالم که آنجا هستم ، این همان اصلی بود که برای ضبط آن لازم بود همه چیزهایی که من می توانستم زیرا در پایان بود ، این انتهای دیگر بود ، این موازی دیگر است ، در سال 97 ، گروه در حال رشد و رشد بود ، و او فقط آن را کشت ، سپس 20 سال بعد ، او دقیقاً همان کار را انجام می دهد ، گروه بود سوار بر این موج محبوبیت ، و سپس تصمیم می گیرد که به آن پایان دهد.

من فکر می کنم خیلی جالب است ، همانطور که قبلاً می گفتید ، به همان اندازه آموزش موسیقی سنتی ندارید ، بنابراین وقتی می گویید نواختن آن روی گردن ، لزوماً همیشه به این معنی نیست که شما چیزی “بالاتر” بازی می کنید ، و این فقط نوع موضوعی که باعث می شود نوازنده کمی دیوانه شود – (هر دو می خندند) و آنها قطعاً برخی از مصاحبه ها را با هم گروهان پخش می کنند ، این قطعاً پرتره ای بسیار واضح و روشن از روند هنری را ترسیم می کند – من فکر می کنم یکی از آن چیزها ، جایی که بله ، او در سال 97 شمع را روی آن کشید. او در حال حاضر شاخه را روی آن می کشد. آیا این احساس را دارید که به عنوان یک هنرمند ، چنین انگیزه ای وجود دارد ، آیا فکر می کنید موسیقی بیشتری از Gira ساخته شود؟

مارکو پورسیا: من قطعاً معتقدم که او به نوعی مانند بووی است و جایی که آنها نمی توانند نه چیزی بساز ، بنابراین ، مانند کریستف می گوید تا شش فوت زیر زمین باشند. درست مثل آخرین آلبوم ، Leaving Mean که او اعلام کرد ، کاملاً باورنکردنی است ، یک جهت کاملاً جدید است. فکر کردم این یکی از بهترین آلبوم هاست ، قطعاً فکر می کنم او ادامه خواهد داد ، مخصوصاً در این مواقع فکر می کنم که این کار را ادامه خواهد داد.

همچنین جالب است که شما گروههای موسیقی زیادی دارید که شاید اوج شکوفایی آنها در دهه 60 دهه 70 دهه 80 دهه 90 بود یا شما را چه دوست داشتید ، سپس آنها از هم پاشیدند ، سپس فرهنگ طرفداران یک فرقه ایجاد کرد ، سپس آنها دوباره بر می گردند. همه چند سال بعد ، همه هوشیار شدند ، و آنها یک تور دیدار مجدد دارند ، و سپس آن را می کشد و عملکرد زیادی ندارد. (می خندد) اما ، با قوها به نظر می رسد که آنها قوی تر و بهتر از همیشه بازگشتند. دیدن و دیدن فیلم ها بسیار جذاب بود و کنسرت جذاب بود زیرا زمان کافی وجود دارد ، شما به کنسرت ها زمان کافی می دهید تا نفس بکشید و بسیار مهم است که مانند اجرای The Glowing Man (به معنای گفتن “Cloud of دانستن “) و چیزی شبیه یک آهنگ 30 دقیقه ای است ، و …

مارکو پورسیا: بله ، ابر ناآگاهانه بود و تقریباً 50 دقیقه در یکی از نمایش های آخر در NY به پایان رسید. من می خواستم آن را تا زمانی که می توانم حفظ کنم. کاش می توانستم همه نمایش های دیگر را باز کنم ، اما به 3-4 ساعت رشد می کرد. امیدوارم که مایکل می خواهد تمام اجراهای کامل ، بسیاری از آهنگهایی که من در این فیلم دارم را منتشر کند و این یک تعادل متعادل و تلاش برای یافتن آن بود ، و اینکه چه زمانی اجازه می دهد موسیقی و مصاحبه ها تعادل یکدیگر را برقرار کنند.

مصاحبه با کارگردان Marco Porsia با حضور Rodney Ascher
منبع: فیلم های چشم

از آنجا که من این کار را دوست دارم ، تقریباً مثل این بود که زیرنویس ها بخوانند “این آهنگ زندگی خودش را کرده است که اکنون 50 دقیقه طول دارد و من مثل” لطفا بگذارید پخش شود ، او نمی تواند آن را قطع کند “و شما آن را برای مدتی رها کنید که عالی است زیرا این پالت را ایجاد می کند ، پس از آن ، من یک دوره دیگر از سقوط موسیقی آنها را دنبال کرده ام – حدس می زنم که به یکی دیگر از سوالات من پاسخ دهد و این اگر شما باشید آیا می توانید ، یا امیدوار باشید ، بتوانید فیلم های کنسرت دیگری را برش دهید و منتشر کنید؟

مارکو پورسیا: وقتی اولین برش را انجام دادم ، 12/4 ساعت بود. بسیاری از مطالب خوب وجود داشت که من مجبور شدم آنها را فدا کنم ، اما من هنوز هم می خواستم آن را بیرون بکشم زیرا کار زیادی برای این کار انجام شده است. But for the Blu-Ray edition, I’ve got a whole other disc of bonus scenes that is 2/1/2 hours long of extra material that didn’t make it into the film, and so I have that, but then there are another two hours of performances that I wanted to include, but it was too much material but I had to hold back – but I think that I’ll talk with Michael and maybe put it out as its own thing.

Yeah, I mean, the potential and interest is definitely there.

Marco Porsia: Yeah, yeah, people want to see that, and I think that there will be; every era is documented really, really well, so I really hope that it will come out, but I’ve got the bonus scenes. I’ll send you a link to you.

That’d be awesome.

Marco Porsia: If you want to look at that and mention it because it’s almost like another film.

I had a feeling there’s a lot of footage, both archival and concert tats on the cutting room floor, as they say, that’s definitely worth digging into – there’s another thread of aesthetic consistency within the film, even down to the font and captions that you use that’s similar to that of the albums and the cover images. I can picture myself in the record store and passing through the Swans section and seeing a copy of “Where Does a Body End” with the artwork that the movie has like it was another Swans disc.

Marco Porsia: I mean, it wasn’t even an option; I had to use the font and the Helvetic outline, which was used to Public Castration and Greed, which I’ve always been; you fall in love with those album covers, that typography, it’s so strong, so I wanted to do something that imitated that, and that looks like Swans, I wanted the Title “Where does a Body End” to have like a strip of black, kind of wrecking the name, like a black line over the eyes, like when you don’t want to be recognized. I wanted to do a mix of those fonts, and I was really glad that I got Paul White, who was the guy who helped Michael do all those designs for Greed covers and Children of God. He’s in one of the bonus scenes where I talk about all the artwork for that period.

Again I thought that was excellent that that was referenced in the film as well; because it’s another piece in the puzzle that is Swans, the album covers, and layout, it’s such a distinctive feature, and it feeds into the image and sound they cultivated like I was saying you’d be flipping through the discs at the record store was the coolest thing. You’d see all these very evocative images, of courses and teeth and money symbols and they jump right out at you.

Marco Porsia: Yeah, and the artwork was done by this great artist that I met in Europe Hrvoje Karalic had done some separate Swans posters – and his artwork looks just perfect for this kind of universal eye or something that would sort of draw you in.

Yeah, this like “watcher’ feeling is very evocative, and it ropes you into this larger ethereal conversation that is the entry of Swans very cool stuff, definitely.

Marco Porsia: با تشکر

ENT. Rodney Ascher

It was funny I was telling Marco earlier about the video I made with the New Mind song, not knowing you had produced the documentary on Swans, and then you turned me over to Marco and here we are…

Rodney Ascher: It’s weird how everything seems to be connected these days..

Serendipitous, yeah.

Marco Porsia: Maybe it’s a “glitch in The Matrix?” I told Alex how valuable you were in the whole process with all your knowledge, anything, everything you were like a guardian angel (laughs).

Rodney Ascher: (laughs) I just tried to watch every cut as if I had never seen it before, and to forget what I knew about the process or even Swans, and that’s always the trick, in an edit, —forgetting everything that’s not in the movie, and to try and watch it fresh, and imagine, how someone who isn’t you would get it, when they see it the first time.

You almost wish there was a delete button you could hit, so it could all be new again?

Rodney Ascher: Yeah, well, Walter Murch had an interesting thing to say, that he never wanted to visit the set of a movie he was editing because he didn’t want to know what was just off frame.

درست.

Rodney Ascher: And he didn’t want to know how difficult any shot was to get because that didn’t make it a better choice to use in the movie.

Interview with Director Marco Porsia featuring Rodney Ascher
source: Eyelight Films

I can see how that could make the editing process a little more tortuous in the editing room.

Rodney Ascher: So that was a lot of his process, only seeing what’s in the film.

And Walter Murch is, as we know it, is no slouch to the world of editing…[Laughs] Definitely, this is very terrific. It’s definitely rekindled my long-standing love affair with the group – one other thing I wanted to ask, what was one of the first interactions you had had with the group or Swans’ music?

Rodney Ascher: Me personally?

Either….both?

Rodney Ascher: I wouldn’t be surprised if Marco didn’t turn me on to them, we went to school together; Marco was a DJ at the college station, and, I was sort of a wannabe who would hang out and try to find excuses to thumb through the records, or to try to turn people onto Marco’s show, or another friend of ours, Syd – so that was a time, we were turned on to a tremendous amount of music and being able to have the resources of a college alt-rock station, whose record collection, you know it was, it is, the closest we were able to get to Spotify, back in the 20th century.

Right, back when college radio and all that was where you discovered everything, that’s where it all went down, man.

Marco Porsia: Back then, you had your; I think if I introduced Rodney to Swans, maybe? I can’t remember, but Rodney Introduced me to Foetus, Butthole Surfers; we kind of, everyone went to Miami, we stuck out quite a bit out there, so our love of music is really what saved us, or what bonded us.

Rodney Ascher: And the scene was pretty small, so a lot of us are still pretty close, Syd, who was part of that time and place supervised all the animation of my new film, so those days have left a huge imprint on what me and Marco and a couple of others have done.

It’s really wild, and Rodney, I know we’ve discussed music off-mic, and stuff like that, and it’s almost like Swans is like a “musicians group” it’s kind of a low-key passcode, like if someone tells you they’re a Swans fan, it usually means they’re pretty cool.

Rodney Ascher: And we were old enough to get in early, like Greed I think was the record that was first on my radar, and that’s a more interesting transitionary one, it’s a little more accessible than Filth, but you can go back to Filth and see where it came from and then you’re on board for the ride as it evolved into Children of God and beyond.

And what I think is so fascinated is that if coming out at this time s that you have the now wave scene going on, with DNA, Glenn Branca and Theoretical Girls, you know this specific subset and that what’s interesting that I had actually forgotten when watching the film is that you have Circus Mort and like revisiting Circus Mort and even in this very specific subset what they’re doing back then is so different from what the peripheral genre was.

Rodney Ascher: That scene That time and place so much music episodes out of it, if you spend a lot of time talking about it, Sonic Youth a sort of brothers in Arms, and Madonna came out at that time too, and I always wanted to make more on that because that contrast is so unbelievable–though those first sort of underground disco records are not necessarily “another planet” from that scene…

Oh yeah, the CBGB stands for “Country, Bluegrass, and Blues” and I think that was the stipulation that you had to play your own music, and they didn’t want covers and cover bands. Which is when you have Television and Talking Heads coming up – and you had the owner of CBGB saying they didn’t sound very good, but he went along with it, because he saw that these guys had a pretty devoted following, I mean when in Rome, right?

Marco Porsia: That’s the reason why Michael left LA for New York because of that whole No-Wave scene, he was so into that, and by the time that he got there, they never even fit into that scene.

Even in such a unique subset, Gira and Swans are almost bigger than, you really can’t eschew genre and categorization, and that’s why they’re such a topic of fascination.

Rodney Ascher: And I think a nice thing about Marco’s movie too is that they’re a really difficult band for people to get into today because there are so many records to go through, so many changes, and that a random needle drop is not necessarily going to be representative. But, the movie does this amazing job of taking us through the different stages, and different audience members can choose which porridge is too hot or too cold.

That was cool too, we’re talking about that’s how you interacted with a favorite band or musicians. It was on an album-to-album basis; you didn’t have them dropping singles on streaming platforms, you had to wait till the new album came out and buy it then go home and listened to it, and with a group like Swans is that they’re very musical and the albums are very conceptual, it’s a very distinctive hallmark to track and follow. It was actually funny, my introduction to Swans – used copy of Soundtracks for the blind record store, a friend of mine, these two brothers were these terrific musicians so it got to point where anything they recommended was like the gospel. They said “there’s a used copy of Swans Soundtracks for the Blind” and “just buy it”, and I did and they were almost upset because it’s like I started from the best, like “You started with their best! Anything else is going to pale” and it’s funny I worked my way back through their discography – and from my point of view that was the was the best way to do it, and then everyone else I talked to was like “no, that was the worst way to do it, you should have started with Filth or something like that.”

Rodney Ascher: There’s something about starting in the middle, Anton my ten-year-old, really in The Simpsons, and he got into the middle/new ones. Since then, when we got Disney plus, he kind of went through it and he found that the season where they went digital/HD and it was season 20, then went all the way to the end. Then went to the beginning and was able to notice every single important thing as it happens; “this is the first appearance of Krusty, this is when -Flanders’ wife dies, etc.” he was able to recognize all the significant moments and their reverberations downstream.

Which is cool, your contextual barometer kind of gets reset in a way, that you said he can spot and pick all these hallmarks and large events that go, which is such a cool way to go about it.

Rodney Ascher: Also, this movie took a very long time to cut, I don’t know how many versions Marco made; I probably watched about ten of them. And there are all sorts of questions “is the beginning of this movie when Michael Gira is born? Where is the beginning of this movie? ” I was lobbying for the beginning of the movie being the 1997 breakup myself but we start now in the present day and that makes sense. But yeah, in documentaries, first, you have all the facts or the pieces, and then you decide what the puzzle is going to look like.

Interview with Director Marco Porsia featuring Rodney Ascher
source: Eyelight Films

What I liked about the structure is that you get the introduction of the band, then you get Gira’s introduction, and then it kind of puts it on this equal footing, and that it established that this is the Band’s story and that this is Gira’s story as well, and it could have very easily turned into “the Gira show” but it’s very much the Swans show.

Rodney Ascher: There’s something really interesting is that it gets very performance heavy in the last third, the live stuff Marco shot on their final tour, the movie, is over 240, the extended version, so you get two hours of getting to know these guys then you get to see them play. And you get this ugly duckling thing like quality about them, sure they can talk and explain what they’re doing with words, but that’s not their native element. What they really do is play. And then you see them really, fully actualize when they’re on stage playing, as opposed to what you knew of them earlier from talking; And you need that length to get to that point.

Marco Porsia: It’s true, it’s a good point that Rodney made, because it was one of the struggles, how to begin the film. We tried different ways, starting in 1997 is one way, then the backstory, that was one of the challenges, was how to get into the story. But yeah, everyone has a different entry point with Swans, and that affects our vision of the band – the first part is very historical, obviously because of the time, you know forty years. At the present time, I was thinking that the stuff I shot between 2010-17 is already archive! That’s already history and the movie I was filing, the present, but it’s already archived…

It seems so recent, right?

Rodney Ascher: And they’ve already made a new album since the film stopped shooting.

Which is terrific I also think that if this were a 90 minute or 100-minute movie, I wouldn’t trust it in a way. I mean, of course, a Swan’s doc, or the definitive Swans doc, as I feel this is has to be almost three hours long, I mean, how else do you engage with such an enigmatic and ethereal force of music?

Rodney Ascher: Which is funny. When I was watching different cuts of this movie; the first time the movie worked for me is when it was four hours long. It was shorter for a long time; then it went up to four, then I thought, “that’s fine, release it like this” you know, that’s an insanely long movie, but it’s like going to one of their shows, you know? More sober heads prevailed, but it had to come down from there. When it was shorter in its earliest cuts, it hadn’t yet, come together.

Marco Porsia: It was the length, I could have pushed it to over three hours logistically, technically, gets to be a mess with the length, size of files, and everything, but two and a half is pretty much the length they would play live, so I wanted that to be the equivalent of being at a live Swans show.

The parallel of the music and the film – it’s a perfect marriage of content for fans and content for much more curious newcomers alike, but also, thanks to home video and blu ray an everything we can have to bonus stuff for the completionist to gnaw on, (laughs) and drool over because Id be all over that and I’m sure many other people I know as well, the reactions to this documentary of people I know who enjoy the group, they always have this same reaction, ethereal, the ritualistic experience of this band and there’s nothing quite like it, and I’m eager to pass this along to all those many people who admire the band so much.

Marco Porsia: Yeah, that’s Great, thanks Alex!

Thank you, you guys are terrific!

Film Inquiry would like to thank Marco Porsia and Rodney Ascher for speaking with us.

Does content like this matter to you?


Become a Member and support film journalism. Unlock access to all of Film Inquiry`s great articles. Join a community of like-minded readers who are passionate about cinema – get access to our private members Network, give back to independent filmmakers, and more.

Join now!

مشارکت ها: ستارگان روی گیتار: یک نگاه گذشته نگرانه خوب

تا چندین سال پیش ، تصوری از میزان آن نداشتم سرمایه گذاری ها‘تأثیر بسیار فراتر از سنگ موج سواری نمادین آنها. آنها از نفوذ فرهنگی بیشتری برخوردارند از آنچه که من به آنها اعتبار می دادم. The Ventures: Stars on Guitars فرصتی دیگر برای تحکیم میراث شایسته آنها است. ظاهراً این اولین مستندی است که تاکنون داشته اند. این به خودی خود تقریباً قابل تصور نیست.

گرچه از نظر فرم بصری معمولاً ابتدایی است ، اما مملو از ناگت هایی است که روی یکی از گروه های اصلی دهه 1960 تمرکز شده اند. از اکثر احترام ، آنها با بستن مقدمات سرف راک – صدایی کاملاً مشخص – و یک حرکت کامل از گیتاریست ها و گروههایی که در پی آنها به ثمر نشستند ، تنها ایستادند.

اما بیایید با حواس پرتی شروع کنیم. این یک تولید کاملا فروتنانه است که بهترین کیفیت تولید را ندارد و مصاحبه های مختلف اعضای موسس را با هم قطع می کند دون ویلسون همانطور که ما بین مکالمات با کیفیت صدا متفاوت پینگ پنگ می کنیم. در برخی مواقع ، حفظ موضوع داستان دشوار است. در اینجا هیچ روایت واقعی وجود ندارد. قدردانی است همچنین انبوه انیمیشن ها و انتقال های انبوهی وجود دارد که مانند یک نمایش اسلاید با شکوه احساس می شوند ، اما موضوعی نیست که بخواهید بیش از حد از آن دل بکنید. اگر همه چیزهای دیگر را تحمل کنیم ، رضایت کاملاً ارزش آن را دارد.

رها کردن

سرمایه گذاری ها شروع نسبتاً ناخوشایندی داشته است دون ویلسون و باب بوگل در یک قطعه اتومبیل دست دوم ملاقات کرد به زودی آنها گیتارهایی برداشتند تا بین زمان شغل خود خرابی را پر کنند و یک حرفه نوپا از آن خارج شد. شنیدن ویلسون صحبت کردن در مورد برخی از مفاصل که آنها بازی می کنند دارای همان اخلاق است بیتلز در هامبورگ ، آلمان. مکانهایی مانند Java Jive ، Blue Moon و Britania پیشنهاد می شود که دارای شهرت پر سر و صدا و خشن باشند.

مشارکت ها: ستارگان روی گیتار: یک نگاه گذشته نگرانه خوب
منبع: Vision Films

اما خدمت کرد سرمایه گذاری ها کاملا خوب آنها رپرتواری ساختند ، مجبور بودند ساعتها بازی کنند و سپس مخاطبان را درگیر خود کنند. سرانجام ، آنها وارد استودیو شدند و چند آهنگ را قطع کردند. بود ویلسونمادر مادر ، جوزی ، که در واقع در حرفه خود بسیار تأثیرگذار بود ، به تولید آنها کمک کرد ، برای نام آنها الهام بخشید و کانون هواداران بین المللی خود را اداره کرد.

این جزئیات آخر بی نتیجه به نظر می رسد ، اما نشان می دهد که چگونه سرمایه گذاری ها یک پیرو وفادار ایجاد کرد حتی اگر طرفداران آنها بیش از هر چیز یک جنبش مردمی باشد. جوزی به آنها اعتقاد داشت و بدون شک تنها با تشویق به ادامه کار آنها از راه های بی شماری به آنها کمک می کرد. تأثیر تزکیه او کاملاً معکوس است موری ویلسون و پسران ساحل. این نشان می دهد که چگونه موفقیت خلاقانه در بسیاری از شرایط متنوع می تواند بهم پیوسته باشد.

صدای موج سواری

این آهنگ “Walk، Don’t Run” است که با صدای آوا مترادف شده است سرمایه گذاری ها. با این حال ، آهنگی بود که در ابتدا توسط آن قطع شد چت اتکینز. آنچه مشهود است این است که گروه در بهترین حالت به عنوان سبک بوده اند. اینکه بگوییم آنها کاور تهیه می کنند امری ناسازگار است زیرا آنها آهنگ هایی را می گرفتند و دوباره تصور می کردند و به سبک خودشان دوباره کار می کردند. در حقیقت ، آنها حتی “Walk، Don’t Run” را در سال 64 دوباره تکرار می کنند – این نسخه ای است که نمودارها را بالا برد و در سراسر کشور به یک موفقیت چشمگیر تبدیل شد.

بخشی از صدای آنها تقریباً از روی ضرورت ایجاد شده بود. آنها برای جبران کمبود صفحه کلید از نوار whammy استفاده کردند. در آغاز بدون درام ، گیتار ریتم برای پر کردن جای خالی صدای ضربی ایجاد می کرد. سپس ، آنها گیتاریست مجازی را اضافه کردند نوکی ادواردز و بالاخره مل تیلور بر روی طبل ها ، ترکیب کلاسیک خود را تشکیل می دهند و صدای نمادین خود را پس از آن تقویت می کنند.

راه موفقیت آنها سه گیتاریست بود که از یکدیگر حمایت می کردند. هیچ یک از آنها به شخصیتی پر زرق و برق مسلح نبودند ، اما با گیتار زنده شدند و انرژی یکدیگر را می خوردند. به همین ترتیب ، آهنگ هایی مانند “Wipeout” توسط ساخته شده است تیلورضربات درام رانندگی ، دائماً با گیتارها دوئل. آنها همچنین طرفداران اولیه ریورب ، آهنگهای فازی ، صداهای شبیه اونومتوپیا و آزمایش های بیشتر بودند – کشش آنچه در گیتار پذیرفته شد.

وقتی این مستند اندکی به انحراف تئوری موسیقی و تاریخچه خود گیتار می انجامد – که به طور کلی برخی از مکانیک های اصلی آن را مشخص می کند – این یک مورد استقبال خوب برای نوازندگان است و یا یک جابجایی برای طرفداران معمولی است. اگر برای همه اینها آماده نیستید ، ممکن است کمی حواس پرتی باشد. همه اینها حسن نیت است ، اما به نوعی از آنچه لازم به نظر می رسد کوتاه است.

با این حال ، بود سرمایه گذاری ها صنعت پیشگام و فوق العاده ای که طول عمر شگفت انگیزی را برای آنها در صنعت موسیقی به ارمغان آورد. در روزهای ابتدایی خود ، آنها نمایش های مختلفی را در سراسر کشور انجام می دادند ، بدون ذکر جهان ، و یک بار هم زمان 5 آلبوم در نمودار داشتند. این چیزی نیست که شنیده شود!

مشارکت ها: ستارگان روی گیتار: یک نگاه گذشته نگرانه خوب
منبع: Vision Films

آنها به راحتی از م ofد موسیقی گشت و گذار عبور کردند و نتوانستند کبوتر شوند. اگرچه آنها برای تعریف صدای گشت و گذار برای نسل های مختلف به کار رفته اند ، اما در واقع با انواع و اقسام متنوع شگفت آور به انواع ژانرها کشیده شده اند. بیش از یک Ventures Christmas یا Ventures Disco نگاه نکنید. واقعاً احساس می شود که آنها این کار را در طول دهه های بعدی و تکرارهای متعدد انجام داده اند.

میراث Ventures

اگرچه ممکن است تقصیر کمی از سوی فیلمسازان باشد – حقوق موسیقی گران است – در ابتدا این مستند از آنچه می سازد دور می شود سرمایه گذاری ها قانع کننده ترین جهانی بودن بلامنازع موسیقی دستگاهی آنها بود که قدرت ماندگاری دارد. از آنجا که هیچ کلمه ای وجود نداشت – هیچ شعری – آنها در سراسر جهان به مخاطبان رسیدند و مانند چند هنرمند ژانرها و دهه ها را گسترش دادند. بنابراین ، همه سر صحبت کردن (از جان فوگرتی به جیمی پیج)، علی رغم حقه بازی یا دانش واقعی آنها ، هرگز به من توجه زیادی نکنید.

خوشبختانه ، نیمه دوم ستارگان روی گیتارها این را در نظر می گیرد هنگامی که ما داستان اصلی را توضیح دادیم و توضیح دادیم که چرا آنها خوب بودند – همه مسائل مهم ، مراقب باشید – پس ما می فهمیم که چرا آنها بسیار تأثیرگذار بودند. درک عمیق تری از دلیل برچسب گذاری آنها به عنوان گروهی که از هزاران گروه دیگر الهام گرفته است وجود دارد. واقعیتی وجود دارد که آنها موسیقی را ساده و قابل دسترسی تر می کنند ، اما همچنین موسیقی را جذاب و جذاب می کند. مردم می خواستند آهنگ های خود را پخش کنند.

در واقع در حالی بود که من هنوز در ژاپن زندگی می کردم که ادای احترامی به دون ویلسون و سرمایه گذاری ها در طول تور خداحافظی خود در سال 2015. نوعی احترام برای این گروه وجود دارد که باعث شد من چشم بپوشم. من همیشه “راه برو ، فرار نکن” را دوست داشتم. “Hawaii Five-O” پوشش عالی یک نمایش عالی بود. در غیر این صورت ، من هرگز داده نشده است سرمایه گذاری ها یک فکر دوم است

و با این حال ، در ژاپن ، آنها حتی مانند بیش از 60 سال زندگی مانند موسیقی سلطنتی هستند – که توسط پیر و جوان محبوب هستند. دون ویلسوناجرای مشهور گیتار به تنهایی به جایگاه افسانه ای رسید ، که در فرهنگ عامه ژاپنی “teke-teke” نامگذاری شده است. این واقعیت که آنها در اوج محبوبیت خود از بیتلز بالاتر از 2 بر 1 در ژاپن فروخته اند ، هنوز ذهن را گیج می کند.

The Ventures: Stars on Guitars ممکن است خیلی مورد بررسی قرار نگیرد ، اما اگر موضوع بی ادعای آن نشانه ای باشد ، شاید این یکی جای تأمل بیشتری داشته باشد. حداقل ، می توانیم به آن سود ببریم. اگر در روزهای گذشته مثل من هستید و زیاد فکر نمی کنید سرمایه گذاری ها، این فقط ممکن است قدردانی شما را تقویت کند. اگر قبلاً آنها را به خوبی به یاد داشته اید ، ممکن است از اینکه چند خاطره را با خود بردارید ، بسیار متعجب شوید. ما همیشه در مورد بیتلز و پسران ساحل، ولی سرمایه گذاری ها سزاوار حق خود نیز هستند.

ارزیابی شما از The Ventures و تأثیر آنها بر موسیقی عامه پسند چیست؟ لطفاً در زیر نظرات را با ما در میان بگذارید!

The Ventures: Stars on Guitars از طریق VOD و سایر قالب ها در تاریخ 8 دسامبر سال 2020 منتشر می شود.


The Ventures: Stars on Guitars را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

صدای فلز: یک تجربه نوآورانه و مراقبه ای

پسر ، این فیلم مطابق با کلمه “صدا” در عنوان خود است.

نویسنده / کارگردان داریوش مردر اولین ویژگی خارق العاده ، جسورانه و محترمانه را ساخته است. با یک فرض ساده که درامر فلزی سنگین به آرامی شنوایی خود را از دست می دهد ، صدای فلز از اوج مسخره ای شروع می شود ، و هر دو مردر و بازیگر نقش اول ریز احمد برای ادامه حرکت تحت فشار هستند. خوشبختانه نه تنها موفق می شوند ، بلکه در یک زمان مناسب برای یک تجربه مراقبه و پاداش فیلم را کند می کنند.

و اسکار بهترین صدا به

من باید به فیل موجود در اتاق خطاب کنم – طراحی صدا در این فیلم بسیار باورنکردنی است.

ما قبلاً فیلم هایی را دیده ایم که برای شبیه سازی آنچه شخصیت ها می شنوند ، صدا را دستکاری می کنند ، اما به طور کلی وقتی بمبی در نزدیکی منفجر می شود ، هرگز از آن صدای زنگ عبور نمی کنند. صدای فلز شما را در روبن غرق می کند (احمد) بدون وقفه تجربه کنید. ما باس ، ارتعاشات ، اعوجاج ها ، همه چیز را می شنویم. تماشای این فیلم با هدفون Beyerdynamic من شاید بهترین تصمیمی است که گرفته ام. من به لحظه ای نیاز داشتم که وقتی تمام شد دوباره خودم را تنظیم کنم. واقعاً احساس می کرد که دارم شنوایی ام را نیز از دست می دهم.

صدای فلز: یک تجربه نوآورانه و مراقبه ای
منبع: استودیوی آمازون

اما شاید مهمترین قسمت طراحی صدا مربوط به چگونگی استفاده فیلم از سکوت و تغییر احساسات ما نسبت به سکوت در طول زمان باشد. در اولین اقدام ، سکوت با زمینه ای ترسناک ترسیم می شود. مثل یک کابوس ، مثل اینکه بدن شما به شما خیانت می کند. این یک وضعیت وحشت واقعی است که ما در روبن با آن همدلی می کنیم و ما نیاز او را برای بازیابی این کاهش شنوایی درک می کنیم ، تقریباً مانند اعتیاد است.

اما وقتی روبن مورد توجه جامعه ناشنوایان قرار گرفت و از او مراقبت کرد ، فیلم در اینجا تصمیمات جسورانه ای می گیرد.

سپس فیلم کند می شود و شما باید آن را نفس بکشید

بعد از بیست دقیقه اول فیلم ، صدای فلز رنگهای دلسوزانه واقعی خود را به جامعه ناشنوایان نشان می دهد.

مردر یک بار در مورد چگونگی ارتباط ناشنوایان با یکدیگر صحبت کرد ، و اینکه چگونه بسیار جذاب تر و متفکرتر از افرادی است که می توانند بشنوند. وقتی از طریق ASL ارتباط برقرار می کنید ، با چشم گوش می دهید. تحت تأثیر هیچ چیز دیگری قرار نمی گیرید. نمی توانید مانند شخصی که شنوایی دارد به صفحه رایانه یا تلفن خود نگاه کنید ، به کسی گوش دهید. در حین استفان سایتو مصاحبه با مردر در جشنواره متحرک ، مردر “بیماری در فرهنگ شنوایی ، که بیماری حواس پرتی است” را شناسایی کرد.

صدای فلز است مردر رسیدن به مخاطب. او از ما می خواهد که در همان لحظه ، با روبن و جامعه ناشنوایانی که بیش از همه به کمک او خوشحال هستند ، حضور داشته باشیم. او از ما می خواهد فرهنگ ناشنوایان را درک کنیم ، تا پلی بین دو جامعه ایجاد کنیم که اغلب چشم به هم نمی زنند. حتی چیزی به اندازه ریز کدگذاری زیرنویس فیلم برای مخاطبان ناشنوا بسیار گویای این موضوع است.

این فیلم در عمل دوم به طرز چشمگیری سرعت خود را در اینجا کاهش می دهد ، که ممکن است تعجب آور باشد ، زیرا اولین کار با شلاق زدنمانند فوریت اما با پیشرفت فیلم ، این بخش مراقبه را متوجه خواهید شد که روبن آرام آرام می خواهد شرایط جدید خود را بپذیرد و با آن در صلح باشد ، داستان واقعی است مردر می خواست بگوید. من او را بخاطر اولویت های خود ستایش می کنم.

عملکردهای شگفت انگیز

همه چیز باورنکردنی که درباره آن شنیده اید ریز احمد درست است. روبن اساساً پنج مرحله غم و اندوه را طی می کند صدای فلز. به معنای واقعی کلمه ، مرحله نهایی پذیرش قوس شخصیت او است. ممکن است راهی آشنا و قابل پیش بینی باشد ، اما احمد مطمئناً سفر را شدید و به یاد ماندنی می کند.

بیشتر بازی های شایسته اسکار او ناشی از توانایی بازی در نقش بازیگران شگفت انگیز مکمل بازیگران است. اولیویا کوک به عنوان لو ، خواننده اصلی گروه و دوست دختر روبن ، یک ظاهر کوتاه اما قابل توجه در فیلم ظاهر می شود. آنها در زندگی لکه های خشن خود را پشت سر گذاشته اند و با کسب اطلاعات بیشتر در مورد آنها ، می فهمیم که آنها چگونه به یکدیگر کمک کرده اند تا جایگاه خود را پیدا کنند. با وجود کم بودن زمان نمایش ، کوک کمک می کند احمد از طریق رابطه او با لو ، یک حس تاریخ را در روبن ایجاد کنید ، در حالی که فقط آنقدر پیشنهاد ما را می دهد که از آنچه در ذهن لو می گذرد ، تعجب کنیم.

صدای فلز: یک تجربه نوآورانه و مراقبه ای
منبع: استودیوی آمازون

اما در اینجا یک اجرای ویژه وجود دارد پل راسی به عنوان جو ، رهبر جامعه کوچک ناشنوایان که روبن را پذیرفته است. یک رابطه سنگی اما تا حدودی ثابت بین جو و روبن وجود دارد و شما به وضوح می توانید دستان مجازی را ببینید که دراز می شوند اما در لمس آنها کوتاهی می کنند زیرا این دو در طول موج های مختلف صحبت می کنند آنها از جهان های مختلف آمده اند. آنها دیدگاههای مختلف ، نگرشهای مختلف ، مراحل مختلف زندگی دارند. اما وجه مشترک آنها این است که هر دو شنوایی خود را از دست داده اند.

صدای فلز: شدید اما مناقصه ، گرم اما حساس

صدای فلز یک کار ابتکاری است. آن شروع می شود شدید و احشایی تا زمانی که نوبت به خود بگیرد و به یک اکتشاف لطیف و مهربانانه در مورد پذیرش تبدیل شود.

این اولین بار خارق العاده است مردر، که موفق شده است جذاب ترین صوتی فیلم را که در حافظه اخیر شنیده ام ایجاد کند. صدای فلز خواهد پیوست تاد هاینز واندرستراک یکی از محترمانه ترین فیلم هایی است که برای جامعه ناشنوایان دیده ام.

یک صمیمیت غیر قابل انکار ، حتی یک آسیب پذیری وجود دارد. برای برقراری ارتباط با دستان ، صورت ، چشمان خود. من فکر می کنم شما باید واقعاً خودتان را بشناسید و خود را بپذیرید که صریحاً ابراز کنید ، و این باعث می شود روبن مجبور شود بر درد و عصبانیت خودآزاردهنده خود غلبه کند. این یکی از بهترین فیلم هایی است که امسال تاکنون دیده ام. مطلق باید ببینید.

دیدی صدای فلز؟ نظر شما در مورد فیلم چیست؟ در زیر به اشتراک بگذارید!

استودیوی آمازون Sound of Metal را از 20 نوامبر در سینماها اکران می کندهفتم، 2020 و در Prime Video در 4 دسامبرهفتم، 2020


Sound of Metal را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

کوین لی

در تابستان 2011 ، کوین اولین پروژه خود را در استودیوی یونیورسال در مورد سقوط هواپیما از جنگ جهانیان ساخته استیون اسپیلبرگ فیلمبرداری کرد. وی بیش از 8 سال تجربه بازاریابی و نویسندگی در زمینه سینما ، از فیلم های پرفروش گرفته تا فیلم های هنری خارجی را دارد و به داشتن “انتقاد سخاوتمندانه فیلم آزاد ذهن” شهرت یافته است. امروز وی در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در زمینه تولید فیلم است.

قوها – بدن کجا پایان می یابد؟: قوها و انسان درخشان

طرفداران گروه قوها دقیقاً می داند که من در چه چیزی رانندگی می کنم زیرا اگر از کسی بپرسید ، “آیا دوست داری قوها؟ ” و پاسخ هرگز واکنشی ساده نیست که وقتی در مورد گروههای دیگر صحبت می کنید دریافت می کنید. آ قوها طرفداران هرگز نخواهند گفت ، “خوب ، کارهای اولیه عالی است ..” یا “بله آنها تک آهنگ های جالب داشتند ، من آن یک آهنگ را دوست دارم …” پاسخی که احتمالاً دریافت خواهید کرد معمولاً شامل کلماتی مانند “ماورایی” “شامی” “جذب” می شود که گویی چیزی بیش از موسیقی در موسیقی وجود دارد. با این همه چرخش پیرامون فرقه پیروی از قوها، و صرف نظر از اینکه طرفدار باشید یا نه ، بسیار جسورانه است که این سوال دلهره آور را بپرسید ، “چیست؟ قوها؟ ” خوشبختانه کارگردان مارکو پورسیا ، و تهیه کننده رادنی اشر تصمیم گرفت این سوال را بپرسد و در ساخت فیلم قوها – بدن کجا پایان می یابد، آنها توانستند به یک پاسخ نزدیک شوند. خوب ، نزدیکترین که به هر حال به جوابی خواهیم رسید.

روزهای اولیه – پرتره این هنرمند به عنوان یک جوان عصبانی

حس تحسین گروه برای کارگردان وجود دارد پورسیا، با این وجود فیلم در تحقق این سفر حماسی احساس عینیت را حفظ می کند. بدن کجا پایان می یابد با یک ساختار خطی شروع می شود ، در کاوش دوره شکل گیری مایکل گیرا در روزهای پس از پانک / بدون موج با اولین گروه خود Circus Mort. و ما به هیچ کس دیگری معرفی نشده ایم تورستون مور، (اولین نفر در صف طولانی روشناییانی که در فیلم ظاهر می شوند) که رابطه دیرینه آنها با مایکل گیرا و قوها موازی قانع کننده ای را ترسیم می کند زیرا این دو حالت موفقیت و شهرت متفاوتی را از مردمی تجربه می کنند که هم مردد بودند و هم مشتاق استقبال از این هنرمندان خود خواننده موسیقی بودند. در روزهای اول تور خود ، مور اعتراف می کند که هرگز پس از آن بازی نکرده اند قوها، از آنجا که ست های آنها بسیار زیاد ، غارتگرانه و بلند بود.

قوها – Ent. Jarboe – میراث آلبوم ها

این قسمت اول بسیار رنگ آمیزی می کند مایکل گیرا موسیقی جوانه زده به عنوان پرتره یک هنرمند – به عنوان یک جوان – عصبانی – عصبانی. به یک دلیل خوب ، غرش سخت از آهنگ هایی مانند “اینجا بمان” از آلبوم آنها پخش می شود کثافت خاطرات ناخوشایند قبلگویلیانی نیویورک؛ گیرا به طور غیرمعمول ، جاسوسی شدن در هنگام چاقو را بازگو می کند. همانطور که بذر گروه در حال جوانه زدن است ، یکی از بازیگران اصلی در داستان قوها تصویر را با درج وارد کنید جاربو؛ یک بازیکن کلیدی نیز هست ژیراشریک ارشد و همکار سالهای سال است که به برخی از آنها تبدیل خواهد شد قوها بیشترین دوره جشن

قوها - بدن کجا پایان می یابد؟: قوها و انسان درخشان
منبع: فیلم های چشم

این فیلم به همان اندازه علاقه مند است مایکل گیرا همانطور که در مورد است قوها. به هر حال ، او نیروی محرک گروه است ، اما مارکو پورسیا به طور قطع در اکتشاف سرمایه گذاری شده است قوها به عنوان یک گروه نیز در یک تصمیم الهام گرفته ، بدن کجا پایان می یابد ما را به سمت مسیر انحرافی سوق می دهد اما به عنوان کالیبراتور زنگ عمل می کند. پورسیا روزهای ابتدایی این گروه را رونمایی می کند ، ما با داستان رهبری آن آشنا می شویم ، مایکل گیرا. طفره رفتن از قالب رسمی “rock doc” در آغاز فروتنانه و غیره ، گیرازندگی with با صداقت ناهموار ارائه می شود و ژیرا خود را به عنوان یک هنرمند خود ساخته آمریکایی که دارای احساس عمیق خرد دنیوی است معرفی می کند. سایه های تیره تر که تربیت او را تشکیل می دهند نیز به پرتره ای روشن تر از تجدید هنری تبدیل می شوند که او را به دنیای موسیقی نیز وارد می کند.

موسیقی و ساخت

پس از آلبوم های قبلی ، یک دیسکوگرافی مشهور گروه ، یک بررسی برجسته وجود دارد ، کثافت ، و پلیس با حرص، پول مقدس، فرزندان خدا، و همچنین جزئیات ریشه دار آثار هنری آلبوم ، طراحی و یادداشت های بوش را آشکار می کند. برخی از تأکیدها بر روی گروههایی است که نادرست کار می کنند: جهان در حال سوختن، یک آلبوم ، اگرچه شایستگی های خود را دارد ، اما اغلب به عنوان گروهی شناخته می شود که از حساسیت های اصلی استفاده می کنند ، زیرا جریان اصلی آن را با تمسخر انتقادی از بین می برد. پورسیا با این حال چیزی شبیه به جهان در حال سوختن دارای یک عنصر ترمیمی است که دید گروه را هدایت می کند ، مفهوم جذابیت جهانی را به نفع غرایز اصلی و جسورانه آنها و معکوس کردن قراردادهای فیلم توسط پورسیا به موازات سوژه های فیلم او است. به آلبوم های بعدی اشاره ای نمی کنم نور سفید از دهان بینهایت، عشق زندگی، نابود کننده بزرگ، و نهایی آنها (در آن زمان) موسیقی متن برای نابینایان.

قوها - بدن کجا پایان می یابد؟: قوها و انسان درخشان
منبع: فیلم های چشم

در این بخش روشن ، انبوهی از تصاویر بایگانی ، کنسرت ها ، مصاحبه ها از گذشته و حال به عنوان بازی های مختلف موسیقی در سراسر وجود دارد. مهمتر از همه ، از اعضای گروه همکار (کلینتون استیل ، باب ریفلین ، لری مولینز ، دانا شکر) سایر موسیقیدانان ، تهیه کنندگان ، مهندسان ، بلیکسا بارگلد (از شهرت Einsturzenede Neubauten) دوندرا بانهارت، آماندا پالمر ، دانیل میلر ، استیو فون تیل (نوروز) لی رانالدو ، کارن او ، جان دوران ، جیم اسکلوانوس ، جنی بث ، قدرتهای بچه کنگو ، و بن فراست چندتا را نام بردن. ولی آدل فاضل اظهار نظر با تصمیم ممتاز برجسته شد ، و گفت ، “قوها فقط از موسیقی فراتر رفتند ..”

به عنوان یک طرفدار ، مارکو پورسیا در تعامل با ماده به روشی متفکرانه و معنی دار است ، اما آنچه که به همان اندازه مهم است این است که او به عنوان یک کارگردان ، در دریایی از منافع شخصی خود گم نشده است بلکه ویژگی کامل و جذابی را پرورش می دهد که به کاوش ، تحقیق و کشف می پردازد.

اما زیر این نگاه به گذشته چشمه ای وجود دارد که به فیلم ارتباط مناسب و قدرت فعلی آن را می دهد. جدول زمانی زیر است مایکل گیراارسال موسیقی Swans ، تاسیس لیبل خود ، Young God Records ، که باعث می شود حرفه افرادی مانند منجنیق شود دوندرا بانهارت، ولی ژیراسفر با قوها دور از پایان است

بیننده – قوها برمی گردند و حرکت می کنند

دوباره فعال سازی گروه در 2010-11 ، بدن کجا پایان می یابد ما را در تورها و آلبوم های دوران پس از اصلاحات غرق در لحظاتی کاملا صریح در صحنه و استودیو می کند. و در این دوره ، این تجدید حیات نیرو و انرژی ساطع شده از آن وجود دارد مایکل گیرا ، و اینکه چگونه جزئیات بصری او با نسل جدید ارتباط برقرار می کند چیزی از حرکت نیست. نمایش های زنده شگفت انگیز به نظر می رسند. عملکرد تماشاگران به همان سختی گروه و کارگردان است پورسیا می داند چه زمانی باید صحنه را اجرا کند و چه موقع باید آن را قطع کند. در حالی که مبارزه با وسوسه اجازه دادن به یکی از اجراهای برجسته آنها دشوار بوده است ، این فیلم در یک حلقه تبلیغاتی برای دوره نوزایی گروه متلاشی نمی شود بلکه ساختار و احساس لحنی خود را حفظ می کند.

قوها - بدن کجا پایان می یابد؟: قوها و انسان درخشان
منبع: فیلم های چشم

همچنین وقت برای مایکل گیرا اینکه واقعاً خودش را برهنه کند و صراحت او هر دو نیرو آور ، باهوش و الهام بخش است. و مشارکت از جاربو چشم انداز واضحی را بیان می کند که غالباً در فرهنگ کلوپ پسران موسیقی هارد راک / پانک وجود ندارد ، بنابراین گرفتن داستان از دیدگاه زنان حوزه دیگری از کنتراست است که فیلم را بالا می برد.

یک شور و شعور هوشمندانه وجود دارد که در تار و پود دوخته شده است بدن کجا پایان می یابد، همانطور که به طور عینی عاشق گروه و اعضای آن است ، و با این وجود یک چشم انداز منسجم وجود دارد که آن را جهش کرده و از “rock-doc” متوسط ​​شما جلوتر باشد این دقیقاً همانند موسیقی Swans ، این فیلم شما را در بلندی از فیلم می بلعد که برای طرفداران سخت گیر جذاب است و می تواند تازه واردان معمولی را مجذوب خود کند.

اطلاعات انتشار – Blu-Ray

ممکن است زمان اجرا در سال 161 دلهره آور باشد ، اما آیا کسی در واقع “اعتماد” می کند قوها مستند برای تماشای متوسط ​​زمان اجرا 90 تا 100 دقیقه؟ در حالی که پایان نامه غیررسمی فیلم می تواند “قوها چیست؟” و بهترین پاسخ به این س isال این است که بدانید در آنجا وجود دارد است بدون پاسخ ، اما این س canال می تواند شما را به مکان های شگفت انگیزی برساند که دقیقاً در کجا هستند مارکو پورسیا، رادنی اشر ، جاربو ، و مایکل گیرا ببرمت این به معنای تخفیف فیلم هایی نیست که بسیاری از همکاران و انبوه استعدادها و همکارانی که در سراسر کشور ظاهر می شوند ، بدون آنها فیلم همان چیزی نیست که هست.

DVD / Blu-Ray در قالب های استاندارد و لوکس در دسترس است ، محتوای پاداش ارائه شده در نسخه لوکس تقریباً ویژگی خاص خود آن است (ساعت تقریباً سه ساعته) با چند فیلم و مصاحبه به همان اندازه افشاگرانه. برخی از موارد برجسته شامل سالهای اولیه گروه ، حکایاتی درباره دیگر هنرمندان آن زمان (ناهار لیدیا، میکروب ها، گلن برانکا، مدونا، Einstürzende Neubauten، نیک غار ، و دانه های بد، پرچم سیاه، ایکس، خودکشی کردن) ، آثار هنری اصلی و فیلم های کنسرت. این فیلم در Amazon Prime پخش می شود ، این فیلمی است که باید با صدای بلندتر پخش شود.

آیا دیده اید بدن کجا پایان می یابد؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Swans – Where End A Body End در حال حاضر VOD در Amazon Prime در دسترس است!


تماشا کنید بدن کجا پایان می یابد؟

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

هری چاپین: وقتی در تردید هستید ، چیزی را انجام دهید: تهیه کلمات برای زندگی

من برای اولین بار از آگاه شدم هری چاپین در کلاس روانشناسی دبیرستان من از طریق بحث در مورد نمادین ترین آهنگ او “گربه در گهواره” اشعار از شعر همسرش سندی در مورد پدری گرفته شده است که هرگز برای پسرش وقت نگذاشته و این او را آزار می دهد. چاپین با خوشحالی کلمات را به سرقت برده و آنها را به لحنی جذاب ، کاملاً متضرر درباره والدین تبدیل کرد.

از آن زمان ، “گربه در گهواره” واقعاً زندگی خود را به خود گرفت. در واقع ، این بخشی از فرهنگ لغت فرهنگی شده است که در همه موارد نشان داده می شود خانواده مدرن و سیمپسونها به شرک سوم. این مورد با شنوندگان بسیار مطبوع شد و سالها بعد همچنان مرتبط بود.

هری چاپین ، بدون شک ، یکی از بزرگترین آهنگسازان داستان همیشه است زیرا انسانیت او از طریق هر خطی که او همیشه با مخاطبانش به اشتراک گذاشته است ، حاصل می شود. آهنگ هایی مانند “تاکسی” یا “آقای” تانر ”این صمیمیتهای عمیق راجع به روابط انسانی و تجربه انسانی را به تصویر می کشد. چه واقعی و چه تصوری ، این حقیقت انکار ناپذیر در هر یک از خطوط آنها وجود دارد. چاپین بدون هیچ چیز دیگری بدون شک برای این خاطره خواهد ماند.

با این حال ، اگر به دنبال یک مستند موسیقی همه جانبه هستید ، ریک کورناکتشافات فقط تا حدی به کار موسیقی او علاقه مند هستند و این عمدی است. اگرچه او اکنون از بین رفته است ، اما ممکن است شک شود هری چاپین ، با تمرکز بر اشتیاق بزرگ زندگی او خوشحال می شد: کاهش گرسنگی در جهان.

تقریباً مضحک به نظر می رسد. چگونه خواننده ای با گیتار و لیست آهنگ های شسته ، وظیفه ای سرسخت و به ظاهر غیرقابل تحمل مانند گرسنگی جهانی را بر عهده می گیرد؟ هنگامی که شما در مورد یادگیری چاپین – اشتیاق خاموش نشدنی و اشتیاق بی وقفه او برای زندگی و چیزهایی که به آنها اعتقاد داشت – این همه مسخره نیست. علاوه بر این ، به نظر می رسد که در شخصیت او به عنوان یک انسان دیگر صادق است.

در واقع ، این چاپین خودش که تداعی می کند باب دیلنخط از سال 1965 ، “کسی که به تولد مشغول نباشد ، مشغول مردن است” ، و به اعتبار خود او دانه می بخشد ، که به عنوان زیرنویس مناسب برای کل این پروژه تبدیل می شود. در صورت تردید ، کاری انجام دهید.

ریشه های خانوادگی

این یک جذابیت اضافه شده است که باید در نظر بگیرید چاپینتربیت خود. او عشق به آواز را در شرکت در گروه کر و پیانو در کلیسای محلی خانواده پرورش داد. بعداً او با برادرانش ، تام و استیو ، سه نفره تشکیل داد که به لطف گروههایی مانند Kingston Trio و بافندگان.

با همه حساب ها ، او از بین برادران با استعداد ترین نبود ، اما او از جذابیت برنده ای برخوردار بود تا با مردم ارتباط برقرار کند. او بین دوره حضور در ارتش و زمان به عنوان مستندساز مشتاق ، حتی در سال 1968 نامزد اسکار شد ، دوباره به موسیقی بازگشت. سرانجام ، او هنر و صنعت خود را به صحنه اضافه کرد و به عنوان یک هنرمند انفرادی چیزی را به جهان ارائه داد.

هری چاپین: وقتی در شک و تردید هستید ، چیزی را انجام دهید: یک مستند موسیقی که تا حدودی مورد علاقه است
منبع: سرگرمی گرینویچ

برخی از سرهای سخنگو که نشان داده می شوند ، همراه با همبازی های مادام العمر مانند جان والاس بزرگ، سایر مجریانی هستند که از آنها بهره مند شدند چاپینسخاوت بیلی جوئل خود را پیدا کرد برای چاپین در اوایل دهه 70 و حتی برخی از افراد “Piano Man” را به یکی از آهنگهای داستان موسیقی دان دیگر تشبیه کردند. چاپین همچنین برای خفاش رفت جوئل، ترویج کار خود و ریشه یابی برای او. همه ما می دانیم که چگونه آن اتفاق افتاد.

به همین ترتیب، پت بناتار ملاقات کرد هری چاپین بعد از یکی از اجراهایش در یک بار ، بلافاصله با او همراه شد چاپینروحیه دلگرم کننده و همه بی ادعای او است. پس از دعوت از خواننده برای پیوستن به یکی از اجراهای عمومی که در حال اجرا بود ، وی پرداخت هزینه نوشیدنی وی را متوقف کرد. چون معمولی است چاپین هیچ پولی روی او نداشت. این نوع تعاملات است که به انسان سازی او برای بیننده کمک می کند ، اگرچه برخی از آنها بهتر از دیگران کار می کنند. بروس اسپرینگستین در طی یکی از نمایش های خود که در طول کل فیلم مستند کاملاً ناراحت کننده پخش شده است ، حکایت خیرخواهانه خود را به اشتراک می گذارد. سرانجام آنطور که تصور می شود عمیق نیست. هنوز هم فکر وجود دارد.

پایه ها

زیرا ، به هر حال ، به نظر می رسد این ضروری ترین اصل باشد هری چاپینشخصیت او: اندیشه ورزی او شاید او دقیق ترین و سازگارترین افراد نبود ، اما با قدردانی غیرقابل جبران برای ارتباط و اشتراک در موسیقی با دیگران ، کمبودها را جبران کرد. اما همچنین با نگرانی واقعی برای رفاه حال دیگران بیشتر گسترش یافت. به گفته خودش ، “آنچه ما را منحصر به فرد می کند ، حقوق بشر ، نیازهای انسانی و کرامت انسانی است.”

او و کشیش بیل آیرس در ابتدا بر روی امواج رادیویی سنگ ، و سپس به عنوان کاتالیزور یک جنبش مردمی برای تغییر ، مشارکت مهیبی ایجاد کرد. آنها به عنوان یک جفت شخصیت یین و یانگ ، بی وقفه برای پیشبرد مبارزه با گرسنگی جهان تلاش کردند. الهام گرفتن از جورج هریسونکنسرت برای بنگلادش ، چاپین با داشتن صدها کنسرت خیرخواهانه به هدف ، تمام گاز خود را طی کرد.

اما آنها آن را بیشتر. آنها با سازمان ملل تماس گرفتند و با همکاری چاپین با سیاستمدارانی مانند چاپین در کپیتول هیل برای تغییر تلاش کردند پاتریک لیهی در کمیته فرعی گرسنگی تحت جیمی کارتر مدیریت. چاپین یک مقاومت تحسین برانگیز را مثال زد ، که روز به روز با این مسئله پایبند بود و تا روزهای آخر عمیقاً در پیشرفت آن سرمایه گذاری کرد. آنچه مشهود است این است که گرچه راههای سیاسی به هدف آنها کمک می کند ، اما این فقط یک مسئله سیاسی نیست. این احساس یک انسان است.

نتیجه گیری: وقتی شک دارید ، کاری انجام دهید

هری چاپینرژیم روزمره با تأکید بر سبک زندگی ای که به سختی پایدار بود ، سرسام آور بود. برای بیشتر افراد ، این علائم بیش از حد و مهمانی است. از نظر چاپین ، این امر به دلیل سخاوت روحیه و نگرش او نسبت به بخش تجارت صنعت موسیقی بود. او در سال 1981 در یک تصادف رانندگی درگذشت و به یک کنسرت خیریه دیگر رفت ، زیرا این همان کاری بود که انجام داد.

اگر آهنگ هایی مانند “گربه در گهواره” و “تاکسی” شاهدی بر تأثیر ماندگار او باشد ، فعالیت اجتماعی او حتی با صدای بلندتر صحبت می کند. وی تنها یکی از چهار نوازنده ای است که مدال طلای ویژه کنگره را کسب کرده است. در میان آنها تنها به 114 شهروند اهدا شده است جرج واشنگتن، رابرت اف کندی، و توماس ادیسون. نوازندگان دیگر گرشوینز، جورج ام. کوهان، و ایروینگ برلین. به آن لیست اضافه کنید هری چاپین.

گرچه احتمالاً بسیاری (از جمله خودم) از کاوش قویتر در حرفه موسیقی او قدردانی می کردند ، اما یک پیام عمیقا انسانی نیز در هسته اصلی این مستند نهفته است. با ویترین چاپینزندگی خستگی ناپذیر ، خیلی زود خسته ، انواع مختلفی به ما داده می شود. اکنون ، تقریباً 40 سال پس از مرگش ، او هنوز هم تأثیر مثبتی بر جامعه دارد – از طریق موسیقی حیات بخش و زمینه های خستگی ناپذیری که برای مقابله با گرسنگی در جهان ایجاد کرد – کاری که امروز نیز جوانه می زند. اکنون این ما هستیم که می توانیم در نوع خود پاسخ دهیم. در صورت تردید ، کاری انجام دهید.

نظر شما در مورد موسیقی و حرفه هری چاپین چیست؟ لطفاً در توضیحات زیر به ما اطلاع دهید!

Harry Chapin: When in Doubt Do Something در 16 اکتبر 2020 اکران می شود ، در سینماها و VOD.


هری چاپین: وقتی در شک هستید کاری را انجام دهید تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH

در سال 2016 ، HB1523 به قانون ایالات متحده امضا شد ، قانونی بودن انکار مسکن یا حتی اخراج شخصی صرفاً به دلیل افرادی که آنها هستند به دلیل نقض عقاید مذهبی. اعتقادات مذهبی با جوهر قلم ، تنها پایه اصلی تصمیمات حقوق بشری و تبعیض قرار گرفت. در یک لحظه ، از نظر قانونی ، حقوق مبانی مذهبی فرد از نظر قانون بیش از سایر موارد نقض برابری اهمیت یافت. برای آن دسته از افراد LGBTQ + که برای دستیابی به حقوق برابر نه تنها با همسایه خود بلکه از طریق قانون تلاش کرده اند ، این ضربه ای بود که در بین ملت ، سایر ایالت های جنوب به دنبال این پرونده موج می زد.

با تصویب قوانین جدید ، همراه با نتایج انتخابات 2016 – و سال های بعدی – برای بسیاری ، تنها کاری که می توانستند انجام دهند آواز خواندن و عشق ورزیدن بود. برای گروه کر همجنسگرایان سانفرانسیسکو ، این قدرت صدای واحدی بود که آنها برای به اشتراک گذاشتن و بیان آنها سوق داده شدند. کر همجنسگرا در جنوب عمیق، از کارگردان و نویسنده دیوید چارلز رودریگز، آمادگی و تور نهایی خود را از طریق جنوب دنبال می کند زیرا آنها صدای خود را بلند می کنند و به عنوان یک خط مقدم برای جامعه همجنسگرایان شناخته می شوند و فاصله بین تبعیض و پذیرش را از بین می برند.

روشن کردن از طریق آهنگ

با استفاده از کارت های عنوان رنگی شیب دار ، در ابتدا وضعیت جنوب تحت فشار قرار می گیرد. با وضع قوانین جدید ، برابری ، معیشت و پیشرفت به خطر افتاده است. تعدادی از مردان گروه کر سانفرانسیسکو اهل جنوب هستند ، بسیاری تحت انتظار وفاداری ممنانه به کلیسا و مطابقت با هنجارهای پذیرفته شده بزرگ می شوند – بسیاری از آنها برای یافتن برابری و آزادی نفس خود را ترک می کنند. بسیاری مانند جیمی مضطرب هستند که بازگشت به خانه و دیدار مجدد با والدین چگونه خواهد بود. از نظر جیمی ، او از جنگیدن برای چیزی خسته شده است که احساس می کند هرگز تغییر نخواهد کرد.

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH
منبع: جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد

با این وجود ، چون این احساس عدم اطمینان و خستگی ادامه دارد ، او ، همراه با گروه کر ، به تور خود ادامه می دهد و در طول 7 روز 25 نمایش در می سی سی پی ، تنسی و آلاباما انجام می دهد. سرتاسر کشور پر از موسیقی است ، نه تنها صدای امیدواری این مردان است ، بلکه صدای کسانی است که در مورد تماشاگران درباره گروه کر و فضای تفرقه انگیزی که اکنون همه ما در آن زندگی می کنیم ، اظهار نظر می کنند. کر همجنسگرا در جنوب عمیق هوشمندانه است که در خارج از گروه کر شرکت می کند ، تا تصویری سالم تر از استقبال و احساسات کسانی که در کنسرت ها شرکت می کنند ارائه دهد.

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH
منبع: جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد

همچنین به اندازه کافی هوشمند است که بدانید نفرت همراه با انتظار پیش بینی شده و بعدی است. در حالی که طیف پذیرش و تبعیض متفاوت است ، صداهای نفرت انگیزی که از دستگاه پاسخگویی و از دهان به شکل فیزیکی بیرون می آیند همچنان به شدت ضربه می خورند ، دانش این باورهای تبعیض آمیز است که از طریق کلمات و لحن به زندگی می رسد. حتی با وجود والدین جیمی ، که به نظر می رسد فرزندشان دوست داشتنی و پذیرفته است ، فاصله ای وجود دارد – بیشتر از پدر – که این شیوه زندگی او نیست. گرچه مقبولیتی وجود دارد که او می تواند هر طور که بخواهد انجام دهد ، اما همچنین ناتوانی در دیدن فراتر از “زمان های قدیمی” وجود دارد – خود را در یک عبارت معذور می داند. و گرچه نفرت نیست ، امتناع از حتی مشاهده دیدگاه متفاوت یا مقابله با درک متفاوتی است که به همان اندازه صدمه می زند.

افکار نهایی

کر همجنسگرا در جنوب عمیق فیلمی بود که می خواستم از زمان اکران در جشنواره فیلم Tribeca 2019 ببینم ، و من هیجان زده شدم که فرصتی دیگر برای دیدن فیلم در طول اجرای آن در جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد پیدا کردم. در حالی که فیلم ممکن است در مناطق تبعیض آمیز ایالات متحده با نفرت و تبعیض شایع باشد – و جایی که دین حرف آخر را می زند – این مردان الهام بخش یک ملت هستند. آنها در صف مقدم برابری ایستاده اند ، نه با کلمات و بحث و جدال ، بلکه با آواز و گرمی در قلب خود. آنها الهام بخش کسانی هستند که مدافع آنها هستند و کسانی که هنوز نبرد نکرده اند. در برابر نفرت ، آنها چراغ درخشان عشق هستند.


Gay Chorus Deep South را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استفانی آرچر

استفانی آرچر

استفانی آرچر 35 ساله متعصب سینما است و در نوروک ، سی تی ، ایالات متحده آمریکا زندگی می کند.

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH

در سال 2016 ، HB1523 به قانون ایالات متحده امضا شد ، قانونی بودن انکار مسکن یا حتی اخراج شخصی صرفاً به دلیل افرادی که آنها هستند به دلیل نقض عقاید مذهبی. اعتقادات مذهبی با جوهر قلم ، تنها پایه اصلی تصمیمات حقوق بشری و تبعیض قرار گرفت. در یک لحظه ، از نظر قانونی ، حقوق مبانی مذهبی فرد از نظر قانون بیش از سایر موارد نقض برابری اهمیت یافت. برای آن دسته از افراد LGBTQ + که برای دستیابی به حقوق برابر نه تنها با همسایه خود بلکه از طریق قانون تلاش کرده اند ، این ضربه ای بود که در بین ملت ، سایر ایالت های جنوب به دنبال این پرونده موج می زد.

با تصویب قوانین جدید ، همراه با نتایج انتخابات 2016 – و سال های بعدی – برای بسیاری ، تنها کاری که می توانستند انجام دهند آواز خواندن و عشق ورزیدن بود. برای گروه کر همجنسگرایان سانفرانسیسکو ، این قدرت صدای واحدی بود که آنها برای به اشتراک گذاشتن و بیان آنها سوق داده شدند. کر همجنسگرا در جنوب عمیق، از کارگردان و نویسنده دیوید چارلز رودریگز، آمادگی و تور نهایی خود را از طریق جنوب دنبال می کند زیرا آنها صدای خود را بلند می کنند و به عنوان یک خط مقدم برای جامعه همجنسگرایان شناخته می شوند و فاصله بین تبعیض و پذیرش را از بین می برند.

روشن کردن از طریق آهنگ

با استفاده از کارت های عنوان رنگی شیب دار ، در ابتدا وضعیت جنوب تحت فشار قرار می گیرد. با وضع قوانین جدید ، برابری ، معیشت و پیشرفت به خطر افتاده است. تعدادی از مردان گروه کر سانفرانسیسکو اهل جنوب هستند ، بسیاری تحت انتظار وفاداری ممنانه به کلیسا و مطابقت با هنجارهای پذیرفته شده بزرگ می شوند – بسیاری از آنها برای یافتن برابری و آزادی نفس خود را ترک می کنند. بسیاری مانند جیمی مضطرب هستند که بازگشت به خانه و دیدار مجدد با والدین چگونه خواهد بود. از نظر جیمی ، او از جنگیدن برای چیزی خسته شده است که احساس می کند هرگز تغییر نخواهد کرد.

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH
منبع: جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد

با این وجود ، چون این احساس عدم اطمینان و خستگی ادامه دارد ، او ، همراه با گروه کر ، به تور خود ادامه می دهد و در طول 7 روز 25 نمایش در می سی سی پی ، تنسی و آلاباما انجام می دهد. سرتاسر کشور پر از موسیقی است ، نه تنها صدای امیدواری این مردان است ، بلکه صدای کسانی است که در مورد تماشاگران درباره گروه کر و فضای تفرقه انگیزی که اکنون همه ما در آن زندگی می کنیم ، اظهار نظر می کنند. کر همجنسگرا در جنوب عمیق هوشمندانه است که در خارج از گروه کر شرکت می کند ، تا تصویری سالم تر از استقبال و احساسات کسانی که در کنسرت ها شرکت می کنند ارائه دهد.

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH
منبع: جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد

همچنین به اندازه کافی هوشمند است که بدانید نفرت همراه با انتظار پیش بینی شده و بعدی است. در حالی که طیف پذیرش و تبعیض متفاوت است ، صداهای نفرت انگیزی که از دستگاه پاسخگویی و از دهان به شکل فیزیکی بیرون می آیند همچنان به شدت ضربه می خورند ، دانش این باورهای تبعیض آمیز است که از طریق کلمات و لحن به زندگی می رسد. حتی با وجود والدین جیمی ، که به نظر می رسد فرزندشان دوست داشتنی و پذیرفته است ، فاصله ای وجود دارد – بیشتر از پدر – که این شیوه زندگی او نیست. گرچه مقبولیتی وجود دارد که او می تواند هر طور که بخواهد انجام دهد ، اما همچنین ناتوانی در دیدن فراتر از “زمان های قدیمی” وجود دارد – خود را در یک عبارت معذور می داند. و گرچه نفرت نیست ، امتناع از حتی مشاهده دیدگاه متفاوت یا مقابله با درک متفاوتی است که به همان اندازه صدمه می زند.

افکار نهایی

کر همجنسگرا در جنوب عمیق فیلمی بود که می خواستم از زمان اکران در جشنواره فیلم Tribeca 2019 ببینم ، و من هیجان زده شدم که فرصتی دیگر برای دیدن فیلم در طول اجرای آن در جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد پیدا کردم. در حالی که فیلم ممکن است در مناطق تبعیض آمیز ایالات متحده با نفرت و تبعیض شایع باشد – و جایی که دین حرف آخر را می زند – این مردان الهام بخش یک ملت هستند. آنها در صف مقدم برابری ایستاده اند ، نه با کلمات و بحث و جدال ، بلکه با آواز و گرمی در قلب خود. آنها الهام بخش کسانی هستند که مدافع آنها هستند و کسانی که هنوز نبرد نکرده اند. در برابر نفرت ، آنها چراغ درخشان عشق هستند.


Gay Chorus Deep South را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استفانی آرچر

استفانی آرچر

استفانی آرچر 35 ساله متعصب سینما است و در نوروک ، سی تی ، ایالات متحده آمریکا زندگی می کند.

HERB ALPERT … بیش از یک انسان و شیپور او

بین “Hello Muddah، Hello Fadduh” از Allan Sherman و Herb Alpert’s “گاو تنهایی” ، من توانستم خواهرم را هرگز ترور کنم. این آهنگ اول به تنهایی قابل توضیح است. این به عنوان یک تازگی طنز شکل گرفته است. مورد دوم واضح نیست. در واقع ، این هیچ ارتباطی با کیفیت آهنگ خود نداشت بلکه بیشتر از آن به اکتاو جیغ آواز صدای نوجوان من که با کنارگذاشتن شاد و خنده آور تهیه می شد ، بود.

حتی اگر من بعد از برجسته ترین موفقیت های او نسل های زیادی بزرگ شدم ، اما موسیقی در همه جا همه جا وجود دارد Herb Alpert و The Tijuana Brass. فکر نمی کنم در همان سنین کودکی فهمیدم که او چه پدیده ای جهانی است یا اینکه او در تیم پشت سر صداهای سازنده دیگر عضو تیم بوده است نجارها و سرجیو مندز و برزیل ’66.

حتی مطمئن نیستم که بتوانم بسیاری از آهنگهای او را (در صورت وجود) نام ببرم. از آنجا که این یکی از طرفداران جوان بود که به آهنگ های پاپ و بدون متن عادت ندارد که در ذهن من القا شود و بنابراین ، او را به یاد می آورد. هنوز، گیاه آلپرت به آنها احتیاج نداشت ، و این به دلیل عدم توانایی صوتی نیست.

او می توانست آواز بخواند ، اما لوله های خود را به کار برد دیگر ، که هم اکنون مترادف با یکی از قابل تشخیص ترین صداهای تمام دوران است. او آهنگ های ماندگاری را تنظیم کرد – جذاب و خوش رو اما منحصر به فرد – چیزی غیرقابل توصیف در مورد آنها وجود دارد ، با شما می ماند و احتمالاً شما را خوشحال می کند. این در DNA آنها است. مطمئنم هرگز آنها را فراموش نکرده ام.

فراتر از یک عنوان

هرب آلپرت is در بعضی مواقع به اظهاراتی که کمی واضح است و جرات می کنم بگویم اجباری است ، بازمی گردد. همه این سخنان تبریک ، بلکه بیشتر تمجیدهای خودسرانه طرفداران و دوستان چیست؟ آنها ممکن است به راحتی برای اکثر هنرمندان یا هر استعداد موفقی که تا به حال زندگی کرده است اعمال شوند.

اما چیزی که نباید تخفیف پیدا کند ، حرفه پاک نشدنی است گیاه آلپرت برای خودش ساخته شده است ، و به رغم عنوان cucy آن ، Herb Alpert Is تلاش می کند تا میزان چند وجهی استعدادهای خود را عملی کند: هم اکنون و هم اکنون. در میان برخی از عنوان های مزاحم عنوان ، ما در گستره هنر او هستیم ، از شیپور معروف او تا مجسمه سازی ، و حتی نقاشی. بعداً در این باره اطلاعات بیشتری ارائه می شود ، اما یا اکنون باید خود شخص را بررسی کنیم.

HERB ALPERT ... بیش از یک انسان و شیپور او
منبع: آبراموراما

در جوانی او درون گرا بود ، اما موسیقی به او صدا می داد. این سخنگوی بیان خود او بود ، و به او کمک می کرد که مادرش در گوشه گوشه او باشد وقتی که می خواست او را به تمرین تشویق کند. در دبیرستان ، او در تلویزیون یک نبرد استعدادی را به دست آورد ، اما در آنجا بود که در ارتش حضور پیدا کرد. حداقل ، او یک بررسی واقعیت به دست آورد. به جای تقلید لویی آرمسترانگ، هری جیمز، یا مایلز دیویس، فهمید که باید مسیر خودش را قطع کند. او نیاز داشت مانند بازی کند گیاه آلپرت.

یکی دیگر از پیشرفتهای سازنده وی پیوستن به کیان رکوردز به عنوان نویسنده ستاد در کنار شخص مشهور دیگری به نام لو آدلر بود. آنها با هم در پشت صحنه با هنرمندان برجسته ای مانند کار کردند سام کوک. شنیدن روشن کننده است آلپرتنشخوار خود خواننده بزرگ روح است. او با این کار روبرو شد: “این کاری نیست که شما انجام می دهید ، این راهی است که شما انجام می دهید.” چون دید سام کوک شعرهای قرنی را به چیزی جادویی بچرخانید. هرگز در مورد کمال فنی نبود. همه چیز در مورد یک احساس است کوک در انتقال این احساس به مخاطبانش مهارت داشت.

چه چیزی در یک نام است؟

فصل فرخنده دیگر در آلپرتکار حرفه ای او شروع A&M Records با جری ماس بود و انگیزه خود را برای قرار دادن هنرمند در اولویت خود داشت. این مستند به روشنی بیان می کند آلپرت هرگز در روزهای ابتدایی حضور در “دارویی” RCA Victor چنین چیزی را کسب نکرد ، که باعث شد وی تصمیم بگیرد که اگر هرگز یک شرکت ضبط داشته باشد ، همیشه حول استعداد خواهد بود. آنها دوباره مورد استفاده قرار گرفتند چارلی چاپلینقسمت قدیمی و آن را به خانه جدید خود تبدیل کرده است. حساب کردن از ثروت موسیقی دانان بسیار حیرت انگیز است. آنها از هنرمندان دارای چنین ثبات التقاطی بودند: نجارها، کوینسی جونز، جو کوکر، و پلیس فقط به ذکر چند.

اما حتی چون برخی از این نوازندگان بسیار پردرآمد بودند ، A&M موفقیت های خود را با گرایش به بازار و انتشار آنچه در رادیو نبود به دست آورد. آلپرت و شریک زندگی اش چیزی را که بیشتر شبیه فضای خانوادگی بود پرورش داد. با این حال ، حتی زمانی که او خود را با چنین جامعه ای محاصره می کرد و تحسین های زیادی را به خود جلب می کرد ، این همیشه نشانه خوشبختی مداوم برای آن نبود آلپرت. این شامل فعالیت موسیقی خودش بود.

در یک منظره مدرن که تک آهنگ های پرفروش ساز تقریباً دیده نمی شوند ، گیاه آلپرت توانست از همان خیابان به سلطنت برسد و او صدای خودش را ایجاد کند ، با استفاده از تکنیک های overdubub و الهام گرفتن از یک گاوبازی Tijuana.

HERB ALPERT ... بیش از یک انسان و شیپور او
منبع: آبراموراما

موفقیت بی نظیر او خیلی سریع مورد توجه قرار می گیرد ، زمانی که می فهمیم ، او در سالهای 1965-66 ، فروش بیشتری از رکوردها را به دست آورد بیتلز! او رویای آمریکایی بود که به حقیقت پیوست – یک قهرمان پاپ کاریزماتیک بی سر و صدا – و آهنگ های او حتی با ماموریت های آپولو 8 به دور زمین می چرخیدند. درست است که موسیقی او در بافت یک نسل ردیف می شود. اگرچه ، به گفته خودش ، “ثروتمند ، مشهور و بدبخت بود”. او اولین نفری نیست که از ابرقهرمانی بی حس شده و ناامید می شود.

اگر می خواهید لحظه مشخصی را انجام دهید ، حکایت را در کجا در نظر بگیرید آلپرت مهمانی برای دوستانش در لس آنجلس برگزار کرد. لانی هال در میان مهمانان بود ، زیرا او و سرجیو مندس با او تور کرده بودند. او بازسازی جدید خود را به نمایش گذاشت و او درست از طریق آن دید. فقط او نبود.

ناگهان ، ما به دفن lede پی می بریم – این داستان جداگانه واردات زیادی می یابد و تبدیل به یک لحظه نمادین می شود که نشان دهنده مسیر آلپرتزندگی تاکنون. در واقع ، او با به یاد آوردن آن کمی از هم می پاشد. چون از پایین ترین نکات وی بود. او خود را در تمام سر و صدا و حواس پرتی سفید گم کرد – این پسر ساکت از Melrose Elementary که از طریق شیپور زنده شد – و به معنای واقعی کلمه صدای خود را از دست داد. بعداً اتفاق افتاد ، او خیلی بد شد که او نتوانست بازی کند ، به معنای واقعی کلمه چیزی را که بیشترین لذت و رضایت را برای او داشت از دست داد.

در نظر گرفتن گیاه آلپرت به عنوان موجودی و پدیده ای حتی برای خود انسان عجیب است. این تقریباً یک تجربه خارج از بدن است ، زیرا زندگی خود را در رادیو و تلویزیون گذرانده است. از آنجا که مردم کالا را می دانند “گیاه آلپرت، “حتی اگر آنها مرد را نشناسند. این ذهنیت را به ذهن خطور می کند کری گرانت“حتی من دوست دارم کری گرانت باشم.” خوشبختانه ، آلپرت باید لانی هال را بداند که او کیست و بی قید و شرط او را دوست داشته باشد ، آیا می تواند موسیقی پخش کند یا نه. آنها از سال 1973 ازدواج کرده اند و سرانجام ، شیپور برگشت. سرانجام ، دوباره حیات آور بود.

نتیجه گیری: گیاه آلبرت…

در شرایط کنونی ما فریاد زدن از اعتبار فرهنگی آسان است زیرا گیاه آلپرت مطمئناً یک تصویر و سبکی از محیط زیر مرز ساخته شده است. اما او همچنین صداهای زیادی را با هم تلفیق کرد و از هنرمندان سراسر طیف حمایت کرد.

آنچه حتی بیشتر آشکار می شود فروتنی و سخاوت روحیه او است که با تمام وجود نسبت به دیگران گسترش یافته است. او اولین کسی است که تصدیق می کند چه مقدار نعمت داشته است ، ابتدا توسط موسیقی در کودکی و سپس با ثروت مادی. با این حال ، او به جای اینکه به لابرات خود استراحت دهد و ثروت خود را حفظ کند ، آن را برای نسل بعدی جوانان سرمایه گذاری کرد.

HERB ALPERT ... بیش از یک انسان و شیپور او
منبع: آبراموراما

در نظر گرفتن یک عنوان برای آلپرت ، من جمله یکی از دوستانش را کاملاً دوست دارم: “مردی با شاخ طلایی با لمس طلایی و قلبی از طلا.” این قطعاً یک تصدیق شاعرانه است. با این حال ، فکر نمی کنم تعارف بیشتری نسبت به همه بچه های کوچک (و والدین آنها) که با موسیقی او احاطه شده اند وجود داشته باشد. به دیگران به لطف حمایت وی ، وسیله ای برای پیگیری موسیقی برای اصلاح خود فراهم شد. این پیامدهای معنی داری دارد. من موسیقی دان نیستم ، اما می توانم ارتباط برقرار کنم.

به نوعی شنیدن “گاو تنهایی” بیش از اعتبارات ، من را دوباره به دوران کودکی خود بازگرداند. حالا من آن را با نام می شناسم ، اما این شناوری محسوس بود – لذت و احساس خود موسیقی – که همیشه با من ماند. خیلی جذاب است مطمئناً این صحبت از چیزی در این جهان متزلزل و بدبینانه دارد که ما روزانه از بین می بریم. سر و صدا و فروتنی شادی آور می تواند تا حد زیادی کمک کند. گیاه آلپرت به هر دو مسلح بود.

آیا تجربه ای با Herb Alpert دارید؟ از زندگی و حرفه وی چه می دانید؟ لطفاً در توضیح زیر به ما اطلاع دهید.

Herb Alpert Is on در تاریخ 2 اکتبر در سینماها و VOD اکران می شود.


Herb Alpert Is Watch را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!