VIGIL: ساعت شما شروع شده است

فیلم های ترسناک برای دهه ها ، و مسلماً از زمان القای آنها ، الهام گرفته از وحشت های واقعی است که سازندگان آنها را احاطه کرده است – و به طور کلی زندگی واقعی. این فیلم های ترسناک و برخاسته از واقعیت است که بیشتر ما را می ترساند. رشته زندگی واقعی است که در ترسهای پرش ، گور و تاراج قرار گرفته است. Vigil، از نویسنده و کارگردان کیت توماس، آخرین موردی است که وارد جیب می شود ، و با موفقیت بی نظیر یک بررسی چند لایه از غم و اندوه ، پشیمانی و بخشش را به همراه دارد.

ساعتی که دائماً داوطلب خواهید شد

آغاز Vigil کاملاً درگیر کننده است ، یک ضربان قلب تشدید شده از اضطراب در یک نمای نزدیک تضاد با یک تصویر تاری تاری از یک موجود در حال ظهور از جنگل. سردرگمی و ترس بیشتری وجود دارد ، فریادهای خفه ، ​​اسلحه و نمره ضرب و شتم که از دهانه باز می شوند. از چند دقیقه اول آن ، Vigil واضح است که چیزی نمی بخشد و نمی ترسد بینندگان خود را در تاریکی رها کند. این گشایشی است که بلافاصله با صحنه زیر مواجه می شود و توجه مخاطبان خود را به طور دائمی به دام می اندازد.

با شدت گرفتن از آغاز آن ، آرامشی در فیلم رخ می دهد ، مقدمه ای که با صدای بلند در جلسات یک گروه پشتیبانی محلی ساکت می شود. تداوم سردرگمی حفظ می شود زیرا شما نمی دانید که آنها برای چه چیزی از یکدیگر حمایت می کنند یا چه عواملی باعث شده است که هر شخصی به آنجا برود. همانطور که دوربین در اطراف گروه حرکت می کند ، در نهایت تمرکز خود را بر روی یک جوان جوان تنظیم می کند ، که به وضوح از محیط اطراف و خود ناراحت است. یاکوف توسط این گروه پذیرفته شده است ، اما از جایگاه خود در آنجا مطمئن نیست. او درمورد وضعیت خود و وضعیت شغلی خود با اکراه به این گروه باز شد و عمیق مبارزات خود را فاش كرد و اذعان كرد كه در مرحله انتخاب بین دارو و غذا است.

VIGIL: ساعت شما شروع شده است
منبع: نیمه شب IFC

یک ریزه نان وجود دارد که برای بازدید در گروه پشتیبانی ارائه شده است ، خبرهای اندکی که اکنون می توانید آن را بخورید و دیگران برای ذخیره بعدا ذخیره می کنند. مقدمه این است که این شخصیت به نوعی تحت درمان قرار می گیرد ، در تداوم دوره درمان خود با مشکل روبرو می شود ، همه در حالی که به طور مخفیانه درک می کند که “دلیل خوبی برای ترک” داشته است. در داستان او ، گذشته او ، و یک فیلم فریبنده وجود دارد ، و جایی که فیلم او را به سمت خود خواهد کشاند ، بیشتر این بر اساس سردرگمی و شدت ابتدای کار ساخته شده است.

از او با خوشحالی های منتظره گروه استقبال می شود – “مهم این است که ما رو به جلو حرکت می کنیم” – با این وجود آنها به اندازه درک ما احساس خالی می کنند زیرا مانند مخاطبان ، آنها شناخت کمی از کسی دارند که یاکوف است. به دنبال این لحظات در گروه پشتیبانی ، Reb Shulem – در خارج از ساختمان با استقبال از یاكوف روبرو می شود – كه بیشتر شبیه یك انسان مافیایی است تا شخصیتی كه از گذشته خود برگشته است. در حالی که شما به دلیل معرفی اولیه بلافاصله با او به عنوان بیننده مخالف هستید ، او اولین فردی است که به نظر می رسد یاکوف را می شناسد. و بنابراین ما همچنان که آنها در خیابانهای بروکلین قدم می زنند همراه آنها ادامه می دهیم و اهداف دیدار او به آرامی آشکار می شود.

Vigil بلافاصله موفقیت خود را در لایه بندی پیچیده و ظریف روایت پیدا می کند ، و در حین کار با ارائه اطلاعاتی ، به تماشاگران اجازه می دهد تا هر خبر کوچکی را هضم کنند. این درک وجود دارد Vigil مخاطبان را به مفاهیم و اسطوره های خود ، در آغوش همه کسانی که در سفر او به شخصیت اصلی می پیوندند ، استقبال می کند. همانطور که یاکوف و رب به مقصد می روند ، Vigil کمی خود را به دست می دهد ، مخاطب را به سمت خود هدایت می کند و به جایی که قصد دارد حرکت کند. این فیلم اگرچه کمی حواس او را پرت می کند ، خوشبختانه به این تکنیک نمی چسبد ، بلکه از آن برای تنظیم دومین اقدام خود استفاده می کند و به مخاطبان اجازه می دهد تا در محیطی که در شرف معرفی است کار کنند.

VIGIL: ساعت شما شروع شده است
منبع: نیمه شب IFC

رب وارد شده است تا از یاكوف بخواهد كه شومر آقایی باشد كه گذشت ، یك سنت ارتدوك یهودی در مراقبت از یك بدن مرده در طول یك شب. در حالی که در ابتدا مردد بود ، یاکوف موافقت می کند ، زیرا او ناامید از پول است. طولی نمی کشد که این رویه معمول شروع به ایجاد نوعی بدترین حالت می کند ، بیوه مردی که قرار است برای آن مراقبت کند ، با ترس از او استقبال می کند و خواستار این است که “اکنون باید ترک کند”. در حالی که او به هشدار او توجه نمی کند ، هوشیاری که در شرف انجام آن است چیزی فراتر از یک ساعت محافظت از بدن مردی نیست که می گذرد ، بلکه یک مبارزه برای روح او است.

ساختن وحشت ضربه و گناه

در هسته آن ، Vigil پرتره ای صمیمی از مظاهر عمیق آسیب و گناه است و برای غلبه بر آنها باید سفری را طی کرد. با این حال ، به همان سادگی که ممکن است این مفاهیم به نظر برسد ، ساختن جهانی که در آن احاطه شده و شخصیتی داشته باشد ، همیشه آسان ترین چیز برای زندگی نیست. برای Vigil، در این فیلم نور سبز زیادی وجود دارد ، که عمیقاً با رنگهای نارنجی در تضاد است. وضوح ایجاد شده توسط رنگ های متضاد ، خطوط مشخص شده بین آنها گاهی تار و ذوب می شوند ، و بار دیگر به وضوح تقسیم می شوند ، یک خلاoid سیاه بین آنها وجود دارد. احساسی از بازنمایی زندگی و مرگ ، واقعیت و داستان و گذشته و حال وجود دارد. همانطور که یاکوف در اطراف خانه حرکت می کند ، روشنایی در اطراف او به همان اندازه که راکد می ماند تغییر می کند ، یاکوف از طریق آنها حرکت می کند. یک فشار و کشش وجود دارد که با شخصیت ایجاد می شود و او را از حد راحتی خود خارج می کند ، اما به او اجازه می دهد فضا را در بازنمایی های خود حرکت دهد.

فراتر از نور ، Vigil از جهت غلط آن لذت می برد و اجازه می دهد تا با ترسناک بودن پرش و تصاویر ناشی از معده پر شود. آنچه به ظاهر موازی با از دست دادن ایمان فرد تجربه می شود ، به چیزی شوم و پر دردسر تبدیل می شود. علاوه بر این ، موازی با مردی که یاکوف از بدن او محافظت می کند ایجاد می شود ، حرکات منقبض کننده انقباض و سخت گیری مرگ بین شخصیت ها منجر به شباهت های عمیق تری در عناصر حافظه می شود.

VIGIL: ساعت شما شروع شده است
منبع: نیمه شب IFC

روش های زیادی برای درک مخاطب وجود دارد The Vigil، گسترش در وسعت فیلم می تواند صحبت کند. برای برخی ، این می تواند به عنوان معاینه سلامت روان خوانده شود ، در حالی که برای برخی دیگر پس از ضربه – یک PTSD که بدون مراقبت باقی می ماند. هنوز ، برای دیگران ، این بررسی بار غم و اندوه و سفر تاریکی است که باید برای بازگشت از آن انجام شود. این یکی و همه اینهاست که در وحشت یک خانه ارواح ، روحیه و وحشت پیچیده شده است. برای خودم ، همه اینها را احساس کردم ، با این حال ایده پیرامون گناه بیشترین طنین را داشت. با این حال ، این فقط گناه نیست ، بلکه سفر بعدی است که آن را همراهی می کند – و تنهایی آن سفر. ممکن است در این راه کسانی باشند که به آنها کمک کنند ، اما تصمیمات و راههای انتخاب شده فقط توسط کسی که شفا و بخشش می تواند انجام دهد.

طنین انداز این پیام به همان اندازه که به دلیل رهبر برجسته آن صورت گرفته است دیو دیویس، ارائه یک عملکرد خارق العاده به عنوان یاکوف. یک قدرت و ترس در او وجود دارد ، هم دنیاهای اطراف او و هم خودش. او این لحظات دوئل بشریت را متعادل می کند و به شخصیتش این امکان را می دهد تا هر جنبه ای را به طور کامل تجربه کند ، بدون اینکه از بالا برود یا تحویل دهد. در بیشتر قسمت های فیلم ، او به بازی با خودش واگذار می شود ، واکنش هایش در پاسخ به چیزهایی که ممکن است به سرعت ببیند یا لحظاتی که خودش را گرفتار می کند. دیویس از اینکه از ابتدا تا انتها به شخصیت خود سفر واقعی و تاریکی را بپذیرد ، ترس ندارد.

ارائه یک عملکرد به همان اندازه قوی است لین کوهن، که در فوریه سال 2020 تصویب شد. این فقط در کلمات نیست که صحبت می کند ، یا انتقال بین شفافیت ، بلکه در زبان بدن او است. به ویژه یک صحنه وجود دارد که یاکوف بر فراز او سر به فلک کشیده است ، و گرچه در مقایسه با او به وضوح کوچکتر است ، اما بزرگتر و شجاع تر از مرد قبل از خود است. گرچه می توان این ترکیب را به ترکیب و کادر بندی تغییر داد ، اما انرژی ای وجود دارد که از آن تابش می کند کوهن، یکی که به طور مداوم در عملکرد او برای کل فیلم ظاهر می شود.

نتیجه

Vigil با دل شکستگی و امیدواری به پایان می رسد. و آنچه واقعاً زیباست در آن است مسیر فیلم به پایان می رسد. هیچ کمان گره خورده و منظمی وجود ندارد و به تماشاگران نتیجه مسالمت آمیزی را می دهد که برای شخصیت های فیلم آرزو می کنیم. در عوض ، تصدیق اینکه هنوز چیزهای دیگری باقی مانده است – اینکه شما باید به جلو ادامه دهید ، درک اینکه یک سفر در یک شب انجام نمی شود. و در پایان ، فقط شما می توانید تصمیم بگیرید که سفر شما کجا ادامه خواهد یافت.

آیا دیده اید Vigil؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

The Vigil در تاریخ 26 فوریه 2021 در VOD منتشر می شود.


The Vigil را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آمادگی های لازم برای یک دوره ناشناخته از زمان: بازی “او مرا دوست دارد ، او مرا دوست ندارد”

مفهوم “عشق در نگاه اول” عجیب و مشکوک است ، با این حال همیشه یک پیش فرض سینمایی جذاب و مجلل را ایجاد می کند. ثبت نام مجارستان امسال برای بهترین فیلم بین المللی جوایز اسکار 2021 ، آماده سازی با هم برای یک دوره نامشخص از زمان ، فیلمی با عنوان عالی و پیش فرض عالی بر اساس این پدیده عاشقانه است که جالب است بدانیم واقعاً نمی توانیم شاهد وقوع آن در خود فیلم باشیم. ما واقعاً هرگز نمی دانیم چه اتفاقی افتاده است که شخصیت اصلی فیلم Márta Vizy (ناتاسا لک لک) اولین بار با یانوس درکسلر ملاقات کرد (ویکتور بودو) به غیر از توضیحات مارتا مبنی بر اینکه آنها فقط در یک کنفرانس پزشکی در نیوجرسی قفل کردند و قصد داشتند بار دیگر در کنار آفت پل آزادی در بوداپست ، مجارستان دیدار کنند. فیلم از پل با انتظار مارتا آغاز می شود. وقتی یانوس حاضر نمی شود و او او را ردیابی می کند ، می گوید که قبلا هرگز با او ملاقات نکرده است این حرف او علیه حرف او است و این راز کوچک عاشقانه با انتظار مشتاقانه آغاز می شود.

زنی تحت تأثیر عشق

در حالی که وسواس مارتا با Janos بر اساس یک پدیده خارق العاده است ، کارگردان لیلی هوروت سعی می کند وقایع را تا حد ممکن واقع بینانه بازی کند. این فیلم اشاره به سوررئالیسم یا نوآر دارد که عموما انتخاب لحنی است که یک فیلمساز برای اولین بار برای این نوع چیزها انتخاب می کند اما در واقع فرو نمی رود. هوراوتبه نظر می رسد نفوذ بیشتر با صحنه سنتی هنر یورو مطابقت دارد میشل هانکه یا کریستین پتزولد، جایی که رمز و رازها در مراحل روشمند لحظات پیش پا افتاده در زندگی آشکار می شوند. مارتا در بیمارستانی شغل می گیرد که به وضوح زیر گواهینامه او است فقط به این دلیل که ژانوش نیز در آنجا کار می کند و می تواند هر از گاهی او را ببیند. او او را به امضای کتاب پزشکی جدید خود ، در یک نمایش صحنه ای ، و حتی در اتاق جراحی که آنها با هم همکاری می کنند تا معده آسیب دیده یک مرد را بهبود بخشد ، دنبال می کند.

آمادگی های لازم برای یک دوره ناشناخته از زمان: بازی
منبع: سرگرمی گرینویچ

ناتاسا لک لک بازی جدی انجام می دهد و نگاههای پرخاشگرانه او به جانوس ، که با تدوین فیلم تقویت می شود ، احساس ناخوشایندی از او در جایی بین یک استالکر و فقط یک روح تنها ایجاد می کند. کمی وجود دارد جاذبه مهلک گلن کلوز در مارتا به شیوه زندگی او – تنها در یک آپارتمان تقریبا خالی با یک تشک روی زمین – اما همچنین برخی از لیو اولمان که در صحنه هایی از یک ازدواج در آشتی ناجور و گیج کننده عشق غیرقابل پاسخ. او جلسات درمانی دارد که روایت را قطع می کند ، و بیشتر او را روی صورت خود متمرکز می کند ، و به اطلاعاتی می دهد که دقیقاً چگونه شیفته Janos شده است. این توالی ها همچنین بذر شک و تردید بین سو between ارتباط ساده با نشانه های دوستانه را می کارند – چیزی که برای بسیاری از کسانی که هرگز سعی کرده اند اندازه گیری کنند که آیا “علاقه” برگشت داده شده است یا نه ، آشنا و ناامید کننده است.

راهرویی بدون مقصد

ابهام این ارتباط نادرست رمز و راز اصلی است که بیننده را حدس می زند. آیا ما شخصی را که خیالی باطل است دنبال می کنیم؟ آیا مردی که با خونسردی می خواهد او از بین برود ، او را فریب می دهد؟ وقتی او با Janos صحبت می کند ، یا به نظر می رسد آنها با هم دوستانه هستند ، آیا آنها واقعاً صحبت می کنند؟ آیا او حتی واقعاً وجود دارد؟ یک سکانس ، مانند چیزی که از تویی خارج شده است وس اندرسون عاشقانه ای ، جایی که مارتا و یانوس به ظاهر در انتهای خیابان قرار دارند و همانطور که قدم هایشان را می گذارند و سرعت را کاملاً از یکدیگر تقلید می کنند و در تمام مدت در جهت یکدیگر لبخند می زنند ، نزدیک ترین فاصله فیلم به سورئالیسم است. این جنبش به سادگی آغاز می شود و بدون اشاره به اینکه آیا واقعاً اتفاق افتاده است ، خاتمه می یابد. حتی پس از آن جایی که به نظر می رسد مارتا و یانوس بیشتر اوقات یکدیگر را می بینند ، عجیب و غریب بودن صحنه تقلید سایه ای ماندگار از شک و تردید عظیم در ذهن ماست که آیا در ذهن پیچیده مارتا وجود داریم یا واقعاً شکوفه عشق را می بینیم.

آمادگی های لازم برای یک دوره ناشناخته از زمان: بازی
منبع: سرگرمی گرینویچ

احساس پیش بینی برای جوابی وجود دارد که در طول فیلم با استفاده از عکسبرداری های Horvát از نقطه نظر ، انباشته می شود. او در حالی که چشمان مارتا به پل منتظر می ماند تا یانوس ظاهر شود ، دوربين خود را چرخاند. در یک لحظه وهم انگیز ، نزدیک ترین فیلم به نوآر بودن ، ما را در یک راهرو منحنی رنگ بورگوندی با نور کم در یک عکس یک بار مصرف POV پایین می کشند ، و هر لحظه در فکر این هستیم که آیا چیزی یا هر چیزی قرار است در طرف دیگر خود را نشان دهد منحنی مقدمات آماده بودن برای یک دوره نامعلوم با هم، همانطور که از عنوان آن پیداست ، یک داستان عجیب و غریب است که با تداعی ناامیدکننده آن از ابهام عشق زندگی می کند.

آماده سازی برای یک دوره نامشخص باهم برای پخش در سینماهای مجازی منتخب ایالات متحده در 22 ژانویه 2021

https://www.youtube.com/watch؟v=gKBuUMOJfpc


آماده سازی ها را برای یک دوره نامشخص با هم تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

سوهام گادره

Soham Gadre نویسنده / فیلمساز در منطقه واشنگتن دی سی است. او برای هایپرآلرژیک ، نوت بوک MUBI ، Popula ، Vogue Visages و Bustle در میان دیگران نوشت. او همچنین به طور تمام وقت برای یک سازمان غیرانتفاعی زیست محیطی کار می کند و نمایش دهنده جشنواره فیلم محیط زیست است. در خارج از فیلم ، او طرفدار شیکاگو بولز و مکرر مراکز غذایی است.

پرسش و پاسخ وحشتناک: MY BLOODY VALENTINE (1981)

خوش آمدید به جدیدترین ، و گاهی اوقات جذاب ترین ستون در اینجا در Film Inquiry – Horrific Enquiry. هر ماه دو بار با همه چیزهای ترسناک مقابله خواهم کرد ، هر ماه دو فیلم را دوباره به کانون توجهات می رسانم تا بار دیگر وحشت زده و وحشت زده شوند. و گهگاه به مواردی که می توانستند پاکت را بیشتر هل دهند ، نگاه کنیم. با فرو رفتن در قلب وحشت به ما بپیوندید ، اما هشدار می دهیم که اسپویلرهایی به وجود خواهند آمد.

با مشاهده روز ولنتاین ، به نظر می رسید زمان مناسب غواصی در فیلم های ترسناک پیرامون تعطیلات محبوب و گرامی باشد. در حالی که انبوهی از فیلمها با قلب ، عشق و روابط پیچیده روز را احاطه کرده اند ، در ژانر وحشت که به مناسبت می پردازند تعداد بسیار کمی وجود دارد. یکی از آنها ، به ویژه ، برجسته بود ، و در سالهای اولیه کوبنده وحشت نشسته بود ، اما در جایی که در امتداد خط حساسیت زدایی و بیش از حد کشت قرار گرفت ، به اندازه کافی کافی بود. اما اجازه ندهید نیمه اول فیلم شما را فریب دهد ، ولنتاین خونین من ممکن است پنیر باشد ، کاملاً منطبق با تعطیلات باشد ، اما عشق آن به ژانر به وضوح می درخشد.

آیا تو ولنتاین خونین من خواهی بود؟

ولنتاین خونین من هیچ کاری را برای انجام کار تلف نمی کند ، و این کار را با دو نفر با نقاب در تجهیزات استخراج شروع می کنید که به طور بازیگوشانه از طریق تونل ها عبور می کنند. همانطور که صحنه در یک فضای گرم و سنگین دهه 1980 فرو می رود ، از دست دادن لباس زن جوان قلب خالکوبی را روی سینه او نشان می دهد. این صحنه آغازین ناجور است ، و از شخصیت ها جدا شده است زیرا ما نمی دانیم آنها چه کسانی هستند. آنها فقط افراد تصادفی هستند که به دنبال اوقات خوبی هستند. این بی دست و پا شدن لحظه ای متوقف می شود ، چون زن به طرز وحشیانه ای کشته می شود و بدنش به تبر معدنچی می ریزد. بلافاصله ، بینندگان با قاتل اصلی بدون چهره ما آشنا می شوند.

پرسش و پاسخ وحشتناک: MY BLOODY VALENTINE (1981)
منبع: تصاویر پارامونت

در حالی که فیلم سعی دارد صحنه خود و شخصیت هایش را تنظیم کند ، ناخوشایند ادامه می یابد. همانطور که مردان پر سر و صدا – “پسران” – معدن کار خود را به پایان می رسانند ، گفتمان و عقاید عقب مانده – “شرط می بندم کاش هرگز برنگشتی” – وجود دارد که به مخاطب پرتاب می شود تا آنها با هم تکه تکه شوند. همانطور که آنها در اتومبیل خود سرعت می گیرند ، امتیاز – یک نوع آوارگی آواره – به طرز ناخوشایندی قرار می گیرد ، و به این ترتیب احساس ناامنی و عدم اطمینان از فیلمی که شروع کرده ایم است. راستش را بخواهید ، من قبلاً این فیلم را ندیده بودم ، مطمئن نبودم که خودم را درگیر چه چیزهایی کرده ام.

بعد از تعیین شخصیت ها ، ولنتاین خون من باید صحنه خود را آماده کند ، که البته با دستی چشمک زن موفق می شود – اما بدون کشتارهای بیشتر و قلب جعبه ای “آب نبات”. این شهر که برای اولین رقص ولنتاین پس از 20 سال آماده می شود ، با پیش بینی جشن روز تعطیل و درخشان است. با این حال ، عصبی در هوا وجود دارد ، احساسی که گویی سرنوشت به چالش کشیده شده است. 20 سال قبل ، یک حادثه در معدن در روز ولنتاین باعث کشته شدن چندین معدنچی شد – به ویژه یکی ، هری واردن ، پس از زندگی در کنار کسانی که زنده نماندند ، روزها زنده ماند.

یک سال بعد ، او عاشق ولنتاین شد و قول داد اگر رقص دیگری برای روز ولنتاین رخ دهد ، بازگردد. در حالی که این افسانه بلافاصله برای مخاطب فاش نمی شود ، متصدی بارمن و شهردار هر کدام لرزش های شومی را در صحنه های خود ایجاد می کنند ، ماهیتی پیش بینی کننده از مرگ و قتل در افق. با شروع جمع شدن اجساد ، حتی با درک اینکه هری واردن طی 20 سال گذشته در قفل بوده است ، شهردار تصمیم می گیرد که رقص را لغو کند ، زیرا می ترسد که اگر این اتفاق نیفتد ، مرگ بیشتری به شهر وارد شود.

پرسش و پاسخ وحشتناک: MY BLOODY VALENTINE (1981)
منبع: تصاویر پارامونت

با این حال ، همانطور که بخشی از شهر به گذشته نگاه می کند ، دیگری به آینده نگاه می کند. در حالی که بزرگسالان در معرض تهدیدهای گذشته قرار می گیرند و تهدیدهای قبلی دوباره در حال تکرار است ، جوانان بزرگ در شهر از لغو جشن های ولنتاین خودداری می کنند و تصمیم می گیرند یک مهمانی بداهه را در معادن محلی برگزار کنند. اما همانطور که در شرف کشف هستند ، به اندازه تصورشان از گذشته در امان نیستند.

ادای احترام ، تجزیه شخصیت ها و موارد دیگر …

ولنتاین خونین من یک فیلم کلاسیک از پارک نیست که به طور معمول در لیست “بهترین” قرار می گیرد. گرچه می بینید قلب آن کجا بود ، اما شور یک ژانر در کل داستانش پر بود. به عنوان بیننده ، ادای احترامی که فیلم به وحشت های قبلی می پردازد و همچنین فیلم هایی که در آینده به آن ادای احترام می کنند ، خواهید دید.

همانطور که معدنچی در کمین شهر و مین ها است ، نفس کشیدن نقابدار او در غارها طنین انداز می شود. من خود را قادر به فکر کردن نیست جنگ ستارگان: یک امید جدید و آنتاگونیست مرکزی آن دارت ویدر ، همان صدای شوم تنفس و لباس سیاه معدنچی که یک موجود پیشگویی است. ولنتاین خونین من همچنین در فیلمبرداری خود به چشم انداز قاتل اکتفا می کند ، دقیقاً مانند فیلم هالووین و جمعه 13 ام. همانطور که قاتل در اطراف شهر و معدن حرکت می کند ، نگاه اجمالی به آنچه آنها می بینند و نحوه دیدن آنها مشاهده می شود.

پرسش و پاسخ وحشتناک: MY BLOODY VALENTINE (1981)
منبع: تصاویر پارامونت

یکی از ادای احترام در این فیلم در خود معدن بود ، قتلی که واقعاً خونریزی را آغاز می کند. در حالی که سیلویا منتظر دوست پسرش برای بازگشت به معدن است ، معدنچی با استقبال او روبرو می شود ، در حالی که ابتدا کیسه های لباس معدن را روی و اطراف خود می اندازد ، او را زیر دوش می اندازد. سرانجام ملاقات چهره به چهره ، او را بلند می کند ، سر او را روی فوران آب قرار می دهد ، یک صحنه گرافیکی که با کشف او به دنبال دارد. این طبیعت گرافیکی نیست که توجه را جلب می کند ، بلکه الهام بخشی است که قبل از آن وجود دارد – دختری که روی قلاب گوشت است قتل عام اره برقی تگزاس.

تقریباً غیرممکن است که حتی ادای احترامی که در آینده به این فیلم داده می شود را نبینید. گرچه ممکن است به دنبال آنها نباشید ، آنها با دیدن شما رو به رو می شوند و تمایل به برگزاری یک مسابقه مجدد را برای دیدن آنها در متن کامل خود به وجود می آورند. وقتی دوربین به چکمه های معدنچی نزدیک می شود و به قربانیان خود نزدیک می شود ، متوجه شدم که دوباره به آن تماس می گیرم جیغ بزن و من میدانم تو در تابستان قبل چکار کردی، خصوصاً مورد دوم. وقتی قاتل از توالت پایین می آید ، روی چکمه ها تمرکز کنید جیغ بزن و تمرکز مشابه چکمه ها در حالی که ماهیگیر طعمه های خود را در لگد می زند من میدانم تو در تابستان قبل چکار کردی.

لباس سفید سام در انتهای فیلم ، با چراغ جلو روی سینه ، عنصر بعدی بود که فیلم های ترسناک آینده را از آن تقدیر کردم. خواه عمدی باشد یا نه ، نمی توانستم به لباس عروسی گریس و بندهای تسلیحاتی اش از روی سینه اش فکر کنم آماده است یا خیر. و آخرین ادای احترام ، ماجراهای ترسناک سابرینااپیزود آغازین فصل 4 که معدنچیان را نشان می دهد تا در شهر ویران شوند و چراغ ها را از بین ببرند – بسیار شبیه کاری که معدنچی هنگام بزرگسالان جوان در معدن می کند.

در حالی که بعضی از آنها واضح است ، و برخی دیگر ممکن است کشش داشته باشند ، این ادای احترام به طور کلی برای ژانر مهم است ، “تخم مرغ های عید پاک” با احترام به فیلم هایی که قبلا ارائه شده اند ، باعث غنی سازی مواد و روایت فیلم می شوند ، خواه این فیلم قدیمی باشد یا جدید . این همچنین کلاسیک ها را در ژانر زنده نگه می دارد ، القا ترسناک در آینده که باعث تماشای دوباره ساعت ها و اکتشافات جدید می شود.

پرسش و پاسخ وحشتناک: MY BLOODY VALENTINE (1981)
منبع: تصاویر پارامونت

ولنتاین خونین من همچنین دارای تعداد بسیار مناسبی از بدن است – 10 نفر در کل تبر می گیرند. راستش را بخواهید ، به محض شروع کشتار ، فیلم بهتر می شود. و گرچه شخصیت ها به صورت کلیشه ای تعریف می شوند ، اما به همان ترتیبی که فکر می کنید از یک اسلایسر کلاسیک کشته نمی شوند – و با نگاهی به گذشته ، پیچ و تاب فیلم بزرگترین توضیح در مورد دلیل آن است. ما در آغاز دختر را انتظار داریم ، اما در ابتدا متصدی بار و برنامه ریز رویدادهای شهر نیست. شما انتظار دارید که شخصیت های “احمق” و شخصیت های لرز نسبتاً زود پیش بروند ، اما در اینجا آنها تقریباً برای مرحله نهایی مسابقه ذخیره می شوند. و “احمق” ، خوب شما به طور معمول انتظار دارید که او ابتدا کار کند ، عواملی برای رفتار بد او. که در ولنتاین خونین من، او نیز از قتل اول ، دوم و حتی سوم در امان مانده است.

“آیا دوست داری ولنتاین خونین من باشی؟”

به دور از بهترین فیلم ترسناک و به دور از بهترین اسلش ، چیزی که به لحاظ کلاسیک دوست داشتنی است ولنتاین خونین من. این هاکی است ، اما در بهترین جشن های تعطیلات ، مقدار مناسب پنیر است.


ولنتاین خونین من را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

صدای صدای من: نگاهی گذشته نگر به طلای Indie

یک دهه است که مجذوب ذهن مردم هستم مارلینگ بریت و زال بتمنگلیج، ارائه فیلمها و سریالهای تلویزیونی فریبنده که مدتها پس از پایان یافتن آنها ذهن زیادی را به ذهن می کشد. اولین دعوت من به کارهای درونی ذهن آنها در سال 2011 با فیلم مورد تحسین منتقدان بود صدای صدای من. در حالی که این سال به طور کلی برای یک سال بزرگ بود مارلینگ بریت، خط جلویی یک نمایش دیگر از Sundance زمین دیگر، صدای صدای من تبدیل به یک دیدگاه عمیقاً سرمایه گذاری شده می شود که فرقه های آن فرقه ای مانند کسانی را که به دنبال چه چیزی می روند ، ایجاد می کند مارلینگ و بتمنگلیج در آینده ایجاد خواهد کرد با دهمین سالگرد این ماه ، خودم را در آرزوی دیدن دوباره فیلم ، صدای دلهره آور و خواب آور مارلینگ بریتمگی یک بار دیگر فریب می دهد و مرا صدا می کند که به مقدسات زیرزمین و داستان غیرممکن خود برگردم.

آنچه این بازدید دوم ارائه داد ، نگاهی گذشته نگر به سفر سینمایی این دو سازنده ، مسیری است که تصمیم گرفته اند طی کنند و خلاقیتی که از آن زمان فقط قویتر شده است. به وضوح جنبه هایی وجود دارد که به ویژه در کارهای بعدی آنها تأثیرگذار است OA، و موضوعی که حتی 10 سال بعد نیز اهمیت پیدا کرده است.

“اگر از نزدیک گوش کنید ممکن است صدای صدای من را بشنوید”

صدای صدای من با ورود شخصیت های اصلی ما به قلب فرقه برای اولین بار آغاز می شود ، گذشته و سفر آنها بی ربط است ، “زندگی” جدید آنها از این لحظه شروع می شود. در حالی که آنها خود را برای این لحظه ورود آماده می کردند ، هر آنچه که گذشته بود افتاده است. دقیقاً مانند رفتار فرقه ای ، مهم نیست که چگونه به اینجا رسیده اید ، این مهم زندگی و خانواده جدیدی است که در آغوش می کشید.

صدای صدای من: نگاهی گذشته نگر به طلای Indie
منبع: تصاویر فاکس جستجوگر نور

بینندگان مانند پیتر در تاریکی هستند (کریستوفر دنهام) و لورنا (نیکول ویسیوس) همانطور که در خانه گشت می زنند ، مورد علاقه الکترونیکی قرار می گیرند ، از آنها می خواهند استحمام کنند و “با صابون سخاوتمندانه رفتار کنند” ، و قبل از اینکه به مکان نامعلومی منتقل شوند ، دستانشان را بسته و چشمانشان را بسته اند. سرانجام با رسیدن به مقصد ، آنها را به زیرزمینی هدایت می کنند ، در آنجا حبس می شوند ، از آنها خواسته می شود ذهن خود را باز کنند و آنچه را که می خواهند دریافت کنند بپذیرند – آینده و حقیقتی که به طور خاص برای آن انتخاب شده اند.

وقتی مگی ظاهر می شود ، صدای بریده شدن صدای او به آرامی ، اما در عین سادگی از سکوت ، تأثیر او فوراً آشکار می شود و از قبل ریشه دوانده است. همانطور که او به آرامی شروع به پخش داستان خود از یک مسافر زمان از سال 2054 می کند ، به نظر می رسد که همه از افراد مسخ شده و شیفته هستند. با این حال ، پس از ترک رنگ های نارنجی و گرم زیرزمین ، واقعیت بسیار سخت برمی گردد ، واقعیت متضاد ، نیت واقعی پیتر و لورنا را از افشای مگی به عنوان یک هنرمند موافق آشکار می کند – امیدوار است که از آسیب رساندن به پیروان بی چون و چرا جلوگیری کند.

با این حال ، جایی که به نظر می رسد سوicion ظن و دروغ در اطراف هر کلمه ای است که مگی بر زبان می آورد ، پارانویا و سو susp ظن نیز شروع به خزیدن می کند. آنچه که در ابتدا به نظر می رسد آغاز یک فرقه و دستکاری در حقیقت حیرت انگیزی ایجاد می شود ، بینندگان را با همان تصمیم پیتر روبرو می کند – فقط شما می توانید تصمیم بگیرید که چه عقیده دارید.

ایجاد فرقه

صدای صدای من اعدام درخشان در ذهن فرقه و روش های القا its آن است. همچنین این یک بررسی هوشمندانه طراحی شده است که چگونه حتی افراد به ظاهر قوی می توانند در پذیرفتن حقایق مفروضی که می شنوند تجزیه شود. یکی از اولین و مهمترین جنبه ها ، گرفتن عمل عادی سازی هر رفتاری است که ارائه شده و از افتخارات مگی خواسته شده است. از اولین لحظات ، پیتر و لورنا وارد زیرزمین می شوند ، کودکی در گوشه ای دیده می شود که خون آنها گرفته شده است. دیدن چیز عجیبی است اما کوچک ، فقط پیتر و دوربین آن را تصدیق می کنند. با کم دانستن دلیل ، آن را می پذیرید و ادامه می دهید.

صدای صدای من: نگاهی گذشته نگر به طلای Indie
منبع: تصاویر فاکس جستجوگر نور

هم پیتر و هم مخاطبان این قسمت کوچک را می پذیرند و اجازه می دهد با ادامه کار خود ، موارد بیشتری را بپذیرید. از اینجا رشد می کند ، بعد فقط با یک داستان ، سپس محافظت خود را رها می کنید و اجازه می دهید آسیب پذیری خود را ایجاد کنید ، سپس بدن خود را پاکسازی می کنید ، مسلح می کنید و آدم ربایی می کنید. می توانید شتاب فرقه ها را در طول تاریخ مشاهده کنید. تسریع در مورد آنچه که تقاضا می شود و یک عادی افزایش یافته است که این خوب نیست – تعیین یک میله و درخواست از شما برای ادامه فشار. صدای صدای من این جنبه را بلافاصله ضبط می کند و به کل فیلم گسترش می دهد.

این فیلم همچنین جذابیت درخشان مورد نیاز یک رهبر را به تصویر می کشد. آنها نیازی به قوی یا بلند بودن ندارند. آنها می توانند یک گل آرام باشند ، کلمات آنها سمی است که به آرامی از رگها و ذهن شما تراوش می کند. مانند یک روانپزشک که می تواند مردم را بخواند تا ثروتهایی را که بسیار مأیوسانه برای شنیدن آنها شنیده می شود ، به همین ترتیب یک رهبر فرقه نیز می تواند با دانستن زبان بدن و س rightالات مناسب برای پرسیدن. آنها می توانند شما را بهتر از توانایی خواندن خود بخوانند و همراه با این کاریزما ، نیرویی قابل حساب هستند.

با توجه به این ، درست مانند عادی بودن عمل ، رهبران فرقه راهی برای شکل دادن به اهداف خود دارند ، به طوری که به نظر می رسد آنها تصمیم موضوع هستند. در یک لحظه به شدت لایه لایه ، صدای صدای من سكوت مجموعه زیرزمین را قطع می كند ، مگی خواستار پیتر شد كه با صدای بلند بگوید كه او “یك مرد ضعیف” است و متعاقباً از او می پرسد “چرا”. او مسئولیت و پاسخگویی را به عهده پیتر می گذارد. او س alال را با صدای بلند پرسیده و همچنین پاسخ داده است. و گرچه برخی ممکن است بحث کنند که این می تواند به عنوان آزادی درمانی از خود تلقی شود ، اما این اعتماد اجباری است که از این پاسخگویی اجباری دستکاری می شود ، اعتمادی که اکنون می تواند بیشتر دستکاری و ساخته شود.

با این حال ، تمرکز فیلم فقط به مگی به عنوان یک رهبر بالقوه فرقه نیست ، بلکه به پیتر نیز توجه می کند صدای صدای من احساس دوگانگی و پیچیدگی بیشتر – صدای کی را می شنوید؟ پیتر ، که مادرش شیطان پرست شد و به زندگی خود پایان داد ، مأموریت دارد که فرقه ها و رهبران آنها را افشا کند – و در این مورد به طور خاص مگی. جایی که شما به عنوان مخاطب تصمیم می گیرید که در مورد مگی چه اعتقادی دارید ، در مورد پیتر نیز باید همان تصمیم گیری شود.

صدای صدای من: نگاهی گذشته نگر به طلای Indie
منبع: تصاویر فاکس جستجوگر نور

وی گفت: “او یک هنرمند است. او خطرناک است. ما باید او را فاش کنیم قبل از اینکه همه آن افراد خودکشی کنند. ” پیتر در درون خود بین ناتوانی در بخشش مادرش به خاطر جان باختن و رهائی که در پی آن تجربه کرده ، درگیر شده است. در نتیجه ، او به یک نیاز اساسی برای محافظت از دیگران که به عنوان مادرش می بیند – “آنها ضعیف هستند و به دنبال معنی هستند” – و تمایل شدید به تعلق به جایی پیدا کرد. شغل او او را به عنوان یک معلم جایگزین می بیند ، که هرگز کاملاً عضوی از یک سازمان نیست و زندگی عاشقانه او او را در مقابل لورنا قرار داده است ، که با شیاطین خود روبرو شده و بر آنها غلبه کرده است (مواد مخدر و توانبخشی).

همانطور که او در زندگی سیر می کند ، احساس می کند هیچ مکانی واقعاً از او نیست ، الکتریسیته جنسی و هاله مجذوب مگی ساختار رهبر و پیرو بالقوه را در بر می گیرد ، با هر تعامل و لحظه تأمل فرو می رود. و در حالی که شروع به باور می کند جایی را که به آن تعلق دارد پیدا کرده است ، خواه در ریشه های افشاگری وی باشد یا سخنان مگی ، پیتر پارانویا ، محفوظ و خصمانه تر می شود و او را درگیر وسواس و سردرگمی واقعیت می کند.

صدای صدای من: نگاهی گذشته نگر به طلای Indie
منبع: تصاویر فاکس جستجوگر نور

و کجا صدای صدای من در مفاهیم آن عالی است ، آنها هرگز بدون شخصیت های خوب و بازیگرانی که آنها را به تصویر می کشند ، طبقه همکف را ترک نمی کردند. هر شخصیت به زیبایی از طریق گفتگو و حرکات ساخته شده است صدای صدای من، نه تنها به یاد ماندنی بلکه تأثیرگذار است. مگی به طرز درخشان ساخته شده و توسط درخشان اجرا شده است مارلینگ بریت. او قسمتهای اولیه بشریت را به نمایش می گذارد – پذیرش و در بعضی مواقع حتی الکتریسیته جنسی که فریبنده و هیپنوتیزم کننده است. پیتر ساکت و مصمم است و بینایی را بین افتخار و وسواس دور می کند ، کریستوفر دنهام محاصره کامل مبارزه داخلی با چهره و چشمان رواقی که همیشه با شعله های عدم اطمینان می لرزد.

نتیجه

در حالی که به نظر می رسد این فیلم در مورد مگی و حقیقت داستان او است ، اما در واقع هیچ وقت در مورد مگی نبود – این فیلم در مورد پیتر بود و یاد گرفت تصمیم بگیرد چه چیزی را باور دارد – سپس کاملاً به این عقیده تسلیم شد. این فردیت باور در دریای مومن است زیرا در پایان ، فقط شما می توانید تصمیم بگیرید که واقعاً واقعی چیست.

چه زمانی صدای صدای من به پایان می رسد ، یک لحظه وجود دارد “حالا چه؟” در پایان و عدم قطعیت حقیقت ابهامی وجود دارد و ما را به این فکر وا می دارد که آیا واقعاً می توانیم شخصیتی را بشناسیم؟ تصویری که آنها از آنها ارائه می دهند صحیح است یا یک تصویر صوتی برای درک تصاویر پیش بینی شده توسط دیگران ، و حتی تصاویری که ممکن است خود ما به آنها ارائه دهیم ، نیازی به یافتن یک رهبر فرقه ندارید. آیا آنها کسی بوده اند که شما فکر می کنید ادعا می کنند یا این همه دروغ بوده است؟ در بیشتر مواقع ، هرگز نخواهید فهمید.

امسال با بزرگداشت سالگرد تاسیس آن ، و همچنان که سالن های نمایش در بسیاری از نقاط تعطیل هستند ، اکنون زمان آن است که این گوهر کلاسیک Indie را دوباره زنده کنید یا برای اولین بار آن را کشف کنید.

نظر شما در مورد Sound of My Voice چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

SPOOR: وقتی شکارچیان شکار می شوند

به کارگردانی فیلمساز تحسین شده اگنیسکا هلند (اروپا ، اروپا ،آقای جونز) با دخترش کاسیا آدامیک، اسپور برنده یک خرس نقره ای در جشنواره فیلم برلین 2017 و در لهستان بهترین فیلم خارجی زبان در جوایز اسکار 2018 بود. اینکه این فقط از طریق درخواستی به طور گسترده در ایالات متحده در دسترس قرار گرفته عجیب به نظر می رسد ، گویی که این فیلم دلایلی برای خجالت و شرمندگی دارد. یا شاید فقط همین باشد اسپور، اقتباس از رمان شخم خود را بر روی استخوان های مردگان رانندگی کنید توسط اولگا توکارچزوکد – برنده جایزه نوبل ادبیات که فیلمنامه فیلم را با آن همکاری کرده است هلند – بلعیدن یک قرص نسبتاً دشوار است. یک تریلر اکولوژیکی که از شخصیت های عجیب و غریب شخصیت هایش خالی از لطف نیست. اسپور تضمین شده است که بسیاری از مخاطبان را ناراحت می کند. در مورد من ، آن را نیز امیدوارم کرد.

“همه کسانی که متولد شده اند باید بمیرند.”

Janina Duszejko (آگنیسکا ماندات-گرابکا) جوانی خود را به عنوان یک مهندس عمران انقلابی ، با ساختن پل در کشورهای دورتر و تلاش برای تغییر جهان به سمت بهتر گذراند. اکنون ، او به یک دهکده کوچک در لهستان نزدیک مرز چک بازنشسته شده است ، جایی که او به طور نیمه وقت انگلیسی تدریس می کند ، طالع بینی می خواند و از دو سگ خود مراقبت می کند.

دوزه یكو – او علی رغم اینكه مردم مرتباً نام خانوادگی اش را اشتباه تلفظ می كنند ، از پاسخ دادن به نامش امتناع می ورزد – یك عاشق حیوانات پرشور و گیاهخوار سختگیر است كه دائماً با علاقه مندان به شكار در روستای خود اختلاف دارد. متأسفانه ، همه آنها از قدرتمندترین مردان شهر هستند ، از جمله شهردار ، رئیس پلیس ، و یک صاحب مشاغل محلی فاسد به نام Wnetrzak (بوریس سایچ) ، که مزرعه بی رحمانه روباه آن مورد خشم خاص Duszejko است.

SPOOR: وقتی شکارچیان شکار می شوند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

یک روز ، سگهای دوست داشتنی Duszejko به خانه نمی آیند. دوسه یكو كه از خشم و ترس از كشته شدن آنها توسط شكارچيان با مقامات تماس گرفته است تا شكايت كند. اما کشیش محلی به او می گوید که رفتار با حیوانات مانند مردم گناه است و پلیس او را از ایستگاه می خنداند و او را به عنوان یک پیرزن دیوانه غیر از کار اخراج می کند.

اندکی بعد ، یکی از همسایگانش ، یک جمع کننده مهربان قارچ ، او را Matoga می نامد (ویکتور زبوروفسکی) ، پس از کشف همسایه دیگر – یکی از شکارچیان – مرده او را در شب بیدار می کند. به نظر می رسد که او از استخوان خفه شده است ، اما بازی ناپاک منتفی نیست – به ویژه هنگامی که سایر شکارچیان و ستون های جامعه فوق العاده مردسالار آنها نیز شروع به مردن می کنند ، بدن آنها به طرز مرموزی توسط آثار حیوانات محاصره شده است. آیا سرانجام این طبیعت به دنبال انتقام از بشریت است ، همانطور که دوشژکو ادعا می کند ، یا چیز دیگری در راه است؟

“این شما نیستید که این جنگ را آغاز کردید.”

همانطور که این راز در حال آشکار شدن و آشکار شدن به خودی خود است ، افراد بیشتری به دلیل قتل ها مورد سو susp ظن قرار می گیرند ، از جمله خود دوشژکو. در همین حال ، این زن که سگهای گمشده نزدیکترین چیزی بود که به خانواده داشت ، خانواده جدیدی از دوستان نزدیک خود را بدست می آورد که از تمایل ذاتی او برای مراقبت از اقبال کمتری بهره مند می شوند. از جمله آنها می توان به ماتوگا اشاره کرد که مادر متولد آلمان از پدرش که از بازماندگان یک اردوگاه کارگری بود و به دلیل نفرت با او ازدواج کرده بود ، خشمگین بود. نوینا (پاتریجا ولنی) ، زن جوانی که در فروشگاه های اقتصادی Wnetrzak و همچنین فاحشه خانه او کار می کند و در تلاش است تا حق حضانت برادر کوچکتر خود را از یک پرورشگاه بدست آورد. دیزیو (یاکوب گیرزال) ، یک جادوگر رایانه که وقتی متوجه شدند وی دچار تشنج شده است ، کار رویایی خود را در برلین از دست داد و اکنون برای پلیس محلی اطلاعات را اداره می کند. و بوروس (میروسلاو کروبات) ، یک حشره شناس چک که هنگام دیدار با سوسک در این منطقه ، وقتی او را ملاقات می کند ، عاشقانه با او درگیر می شود. پس زمینه های مختلف آنها در لحظات پراکنده و پر تب و تاب بازگشت به عقب برجسته می شود که در ابتدا کمی گیج کننده است اما در نهایت تأثیرگذارترین لحظات زندگی این شخصیت ها را بهتر از هر اندازه گفتگوی گفتاری به زندگی می آورد.

SPOOR: وقتی شکارچیان شکار می شوند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

با هم ، این مجموعه عجیب و غریب افراد آسیب دیده برای التیام زخم های عمیق یکدیگر کار می کنند ، و این تکامل روابط آنها است که باعث می شود فرد در بخش انسانی سرمایه گذاری کند اسپور حتی وقتی طرح داستان به نوبه خود ابروهای زیادی می زند ، و در پایان به اوج می رسد که از نظر خوش بینی تقریباً باورنکردنی احساس می شود – اگرچه خوبی این را می داند ، هم اکنون می توانیم کمی از آن خوش بینی استفاده کنیم. عجیب و غریب بودن آنها – اصرار دیزیو در داشتن بیش از 80 مالکیت ، اشتیاق دوشژکو به ایجاد نمودارهای ستاره ای برای هر کسی که درگیرش می شود – باعث می شود که آنها واقع بینانه تر احساس کنند و به خانه بپیوندند که چرا این روح های گمشده گوناگون به سوی یکدیگر کشیده شده اند ، عمیقا اشتباهات همدلانه در جهانی که قدرت و خشونت بیش از حد مردانه را جشن می گیرد.

این به بازیگران کمک می کند که بخصوص در نقش هایشان درخشان و باورپذیر باشند اگنیسکا ماندات-گرابکا بعید می دانم قهرمان آنارشیست Duszejko. علاقه او برای نجات حیوانات گاهی اوقات کمی خاموش می شود ، اما در قلب او غیرقابل انکار ، مهربانی قابل تحسین است که بیشتر انسان ها با آغوش گرفتن می توانند به خوبی از عهده آن برآیند. اسپور از نقص های او پرهیز نمی کند ، و او را به عنوان یک انسان ناقص اما خوش فکر در مقابل نوعی ابرقهرمان نابغه نقاشی می کند ، و این او را دوست داشتنی تر می کند. او همچنین فرصت های زیادی برای گرم و بامزه بودن دارد که در فیلمی با موضوعات تاریک مورد نیاز است.

SPOR: وقتی شکارچیان شکار می شوند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

صحبت از موضوعات تاریک ، یک هشدار: اسپور قاطعانه با خشونت علیه حیوانات مخالف است و برای نشان دادن نظر خود از تصویر آن روی صفحه پرهیز نمی کند. تصاویر دردناکی از غوطه وری روباه ها در قفس ها در مزرعه Wnetrzak وجود دارد و یک گراز وحشی در حالی که از جان گلوله یک شکارچی می میرد توسط دوسایجو گریان آرام می گیرد. بسته به حساسیت شما نسبت به این نوع محتوا ، اسپور ممکن است برای تماشای شما بسیار آسیب زا باشد. به عنوان کسی که نسبت به حیوانات احساس ترحم عمیق می کند ، این موضوع را بسیار ناراحت کننده می دانم.

خوشبختانه ، این لحظات وحشت با لحظاتی از حسن نیت ارائه می دهد زیبایی با شکوه از سینماگران جولانتا دایلوسکا و رافال پارادوفسکیاز نمای نزدیک حیوانات وحشی که به طور مسالمت آمیز در زیستگاههای طبیعی خود گشت می زنند و عکسهای گسترده ای از چشم انداز روستایی دوست داشتنی ، همه چیزهایی را که Duszejko برای نجات آنها بسیار مأیوس است جشن می گیرد. همراه آنتونی کوماسا لازارکیویچ نت موسیقی متداول ، همه تارهای دیوانه وار و ضربات کوبه ای ، نتیجه یک فیلم است که آنقدر ترقی نمی کند به تروریسم ( هلندیکی از منتقدان او را به انجام کار متهم کرد) چرا که می پرسد چرا ما جهانی را ایجاد کرده ایم که در آن برای بسیاری احساس می شود تنها گزینه است – پاسخ خشونت با خشونت وقتی که تنها چیزی که می خواهیم صلح باشد.

نتیجه

اسپور طرح یک رمز و راز قتل را با اخلاق یک افسانه به سبک قدیمی ترکیب می کند تا پیامی از عصبانیت محیط بان صالح – و نه به ذکر فمینیسم – برساند. این یک ترکیب عجیب و غریب است ، اما به لطف زنان با استعدادی که آن را روی صفحه نمایش چمن زده اند ، کار می کند.

شما چی فکر میکنید؟ فیلم مورد علاقه شما توسط آگنیسکا هالند چیست؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

Spoor در 22 ژانویه 2021 در VOD در دسترس است.


Spoor را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، کلیک های عوضی ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن ، یا نوشتن در مورد فیلم ها ، او را معمولاً می توان در توییتر با وسواس در مورد فوتبال ، BTS و گربه اش دید.

Once A Cop: پایان هویت در تعهد

در آخرین روز خود به عنوان کارآگاه قبل از بازنشستگی ، جری بلک کهنه سرباز خرخره (جک نیکلسون) بی هدف در اطراف دفتر کار بی خاصیت خود پیش می رود ، از پنجره او بیرون را نگاه می کند و با استفاده از قاب راه رفتن متوجه پیرمردی در خیابان می شود. این منظره ای نیست که او می خواهد ببیند – این منادی ضعف در آینده است ، نشاط کم رنگ ، استقلال از دست رفته است. او چشمانش را دور می کند و ترجیح می دهد به جای آن به تصاویر جوانی نگاه کند که هنوز روی میز او بسته نشده اند ، درگاه هایی از گذشته که در سیاه و سفید نوستالژیک حفظ شده اند – اما اینها راحتی راحتی برای او ندارند. آن روزها گذشته است و وقتی جری به آینه نگاه می کند ، به نظر می رسد چهره ای که به او خیره شده است می پرسد: تو دیگر کی هستی؟

جواب، شان پنها تعهد پیشنهاد می کند ، این است: هیچ کس. در جایی که شخصیت های دیگر شخصیت های اصلی شخصیت های خود را با محیطی مشغول می کنند که با جزئیات مشغول است ، پنفیلم را غیبت و خلا vo تعریف می کند. آن عکسهای قدیمی با لباس یکنواخت و میله ماهیگیری که به دیوار تکیه داده است ، تنها ردپای تاریخ جری است. یک کار ، یک سرگرمی ، بدون همسر ، بدون دوستان ، بدون خانواده – یک گرگ تنها و بدون توله.

ما احساس می کنیم که جری بلک ابتدا یک پلیس است و یک انسان آخر – نوعی مردی که در پرونده اش پرونده های پرونده بیشتر از خاطرات خوش است ، وقتی که با نوار صحنه جرم محاصره نشود ، دنیای او منطقی نیست. بازنشستگی از طریق نیرو فقط پایان کار او نیست – بلکه نابودی کل هویت او است. بدون نشان و اسلحه اش ، آیا او حتی وجود دارد؟

Pennpoint Precision

شان پن به توجیه یک بازیگر بزرگ یاد می شود (دیوانگی او که به کوکائین افزوده است) Carlito’s Way، خشم خام سالمونلا در او رودخانه مرموز، و مالیخولیای غر زده او در درخت زندگی، همه ویترین های نمایشگر استعداد او هستند) ، اما نه به عنوان یک کارگردان عالی – عملکرد او تاکنون بسیار نازک است ، بسیار پراکنده است. در بهترین حالت ، او یک صنعتگر تحسین برانگیز و محکم است (نگاه کنید به دونده هندی، اولین کارگردانی او ، یک درام متفکرانه الهام گرفته از بروس اسپرینگستین آهنگ “Highway Patrolman”). در بدترین حالت ، او بی اندازه بی رحمانه است (نگاه کنید به آخرین چهره، آخرین تلاش او ، یکی از عجیب ترین فیلم های ساخته شده در تاریخ). به نظر من تا حدودی مناسب است که فیلمبرداری باید به اندازه خود انسان بی ثبات باشد.

Once A Cop: پایان هویت در تعهد
منبع: تصاویر برادران وارنر

تعهد، که امسال 20 ساله می شود ، باقی مانده است پنموفقیت تاج گذاری در پشت دوربین – تصویری دقیق از عقاید لیز خوردن ، خطراتی که وقتی تمام احساس ارزشمندی یک مرد با پوستی شکننده برای حرفه اش همراه می شود ، ظاهر می شود. بعضی از پنتصاویر اینجا از نظر موضوعی به اندازه تصاویر بهترین فیلمسازان نو نوآر متراکم است و ترس وجودی مردی را که ناامیدانه پنجه می کشد به هر آنچه از زندگی قدیمی او باقی مانده است ، به تصویر می کشد.

فقط به عکسهای ابریشمی کند آهسته مهمانی بازنشستگی جری نگاه کنید ، که توسط فیلمبردار با ظرافت لنز گرفته شده است کریس منگس. همکاران جری بر قاب مسلط هستند ، چهره های سعادتمند و بدن شیار دار آنها روشن و واضح و با نور گرم روشن می شود ، در حالی که جری بدون شرکت در پیش زمینه مبهم شناور است – یک جزیره خالی و خارج از تمرکز در اقیانوس وجد اجتماعی. این موج جزر و مد تنهایی فقط توسط آن شدت می یابد جی کسیدیویرایش ، برش متقاطع بین زمین رقص و کشف یک دختر جوان مقتول در برف – بازنشستگی مرگ است ، و جری یک مرد مرده.

یا شاید هنوز نه. با ترک مهمانی خود ، یا شاید مراسم تشییع جنازه خود ، برای بررسی آخرین صحنه جنایت وی ، جری دچار یک تحول شگفت آور می شود – در حالی که او در سرزمین های شناخته شده ، قلمرو خود شکار می کند ، تیرگی جای خود را به وضوح می دهد. وی با مشاهده چشمان باتجربه ، از بی لیاقتی مشهود پلیس های اطرافش ، که یکی از آنها قلم را روی زمین نزدیک بدن می اندازد ، احساس نفرت می کند ، به یکی دیگر از آنها باید راهنمایی شود تا از نظر اثر انگشت ، کت قربانی را بررسی کند. این جایی است که جری ، جایی که همیشه به آن تعلق داشت ، تعلق دارد – در خاک با جسد ها و کیسه های اثبات ، وحشت های ناگفتنی را تجزیه و تحلیل می کند بدون اینکه احساس زیادی داشته باشد.

Once A Cop: پایان هویت در تعهد
منبع: تصاویر برادران وارنر

این نوع تقارن ، در پنطرح بصری ماهرانه و در نیکلسونعملکرد ظریف ، به عنوان پایه و اساس معماری احساسی فیلم عمل می کند – جری دنیای افراطی ، شکافها و انشعابات است. هنگامی که او وارد یک محیط اجتماعی می شود ، جری یک پوسته است – وقتی که کار می کند ، به طور رسمی یا غیررسمی ، هدف را غرق می کند. نیکلسون چشمان جری در هنگام سخنرانی بازنشستگی استاکاتو خود را عصبی در اطراف اتاق سرگردان می کند و دارت عصبی می زند ، چشمانش جری پرسه می زند و به طور عصبی در اتاق تکان می خورد ، اما پس از آن با تمرکز لیزر ثابت می شود که اخبار بد را به والدین می رساند کودک مقتول نکته ای کاملاً نگران کننده در مورد آن شکاف خاص وجود دارد – گویی او آنقدر غم و اندوه و جشن بسیار کمی را دیده است که اولی نسبت به دومی راحت تر شده است.

با قدیمی ، با جدید

فقط زندگی درونی جری نیست که از هم می پاشد. بدون اینکه هرگز اعلامیه های مستقیمی در مورد تنش های بین نسلی ارائه دهیم ، تعهد خود را نشان می دهد که در مورد یک آخرالزمانی فرهنگی خاص است ، زیرا عصر تجاوز به پلیس متکبر ، متجاوز مدرن ، زنگ مرگ ارزش های قدیمی در دنیای اجرای قانون است. جرزی و مری-اولسون کرومولوفسکیفیلمنامه جری را با نشانه هایی از زوال روشمند و اخلاقی احاطه کرده است ، از مکانی که در آن کارایی گلو – و در نتیجه بی فکر – کارایی به نام بازی تبدیل شده است. همانطور که جانشین خود ، استن کرولاک را تماشا می کند (آرون اکهارت) ، با اعتراف به اعتراف بی معنی یک مظنون از نظر عقلی ، جری متوجه شد که بازجویی دیگر رسیدن به حقیقت نیست – بلکه رسیدن به راحت ترین راه حل است تا همه بتوانند به موقع برای شام در خانه باشند.

ممکن است یک فیلم کمتر به جادوگری یا تقدیس جری برای ادامه کارش بپردازد ، اما تعهد هرگز مرتکب چنین باینری های تقلیل پذیر نمی شود – در عوض ، ناامیدی جری در برابر پایداری یکپارچگی مقدس در پلیس تحت تأثیر قرار می گیرد و با لحظه هایی که آسیب شناسی سیاه و سفید خود را به سطح خود می کشد ، خار ، حتی مبهم می شود. چه چیزی در صورت جری حک شده است وقتی او به یک پلیس جوان گوش می دهد که توصیف عجله آدرنالین الکتریکی برای دیدن کودکی است که گلو شکاف خورده است؟ بی تردید ، اما همچنین از یک میزان ناراحت کننده شناسایی نیز بیزار شوید – جری ممکن است با هیجان ارزان پلیس پلیس جوان بیهوش شود ، اما او باید تشخیص دهد که در برخی از سطح وابستگی خودش به دوام شر همانقدر تهوع آور است.

خدا یک پلیس است

بالاخره مدتها پس از بازنشستگی رسمی او واقعاً برای چه کسی در صدد حل این پرونده است؟ مادر دختر مقتول ، مارگارت لارسن (پاتریشیا کلارکسون) ، ظاهراً – این اوست که جری را وادار می کند که به خاطر نجات روح خود ، روی صلیبی که دخترش ساخته ، قسم بخورد تا قاتل را پیدا کند. اما واقعاً هرگز این احساس را نمی یابیم که واردات الهی این تعهد برای جری به همان معناست که برای مارگارت حتی اگر اصلاً برایش معنایی داشته باشد. نزدیکترین چیزی که او باید به صلیب بر روی دیوار خود داشته باشد لوح سپاه تفنگداران است ، او هرگز نماز نمی خواند ، و تنها بازدید او از کلیسا در توهم خشن پیچیده است ، زیرا او تصور می کند که به یک کشیش محلی که به گمان او بودن است شلیک می کند قاتل

Once A Cop: پایان هویت در تعهد
منبع: تصاویر برادران وارنر

اگر جری خدایی داشته باشد ، احتمالاً او لباس پلیس – پدر ، پسر و پلیس مقدس را پوشیده است. تعهد او بیشتر بهانه است تا یک وعده ، بیشتر خودخواهانه تا مقدس – تا زمانی که او هنوز دلیلی برای ادامه تحقیق دارد ، او هنوز هم دلیلی برای ادامه زندگی دارد. حتی وقتی به نظر می رسد که او موفق شده است زندگی خود را در اطراف یک خانواده جایگزین ، متشکل از پیشخدمت لوری مورد سو استفاده قرار دهد (رابین رایت) و دخترش کریسی (پائولین رابرتز) ، سرنوشت او به طور جدایی ناپذیری با قاتل مقید است. و هرچه خانواده صمیمی تر می شوند ، نیت های جری ، انگیزه های او نگران کننده تر می شوند.

Fritz’s Fire

جدا از چند مورد ویرایش گردباد ، که کاملاً از هم پاشیدگی روان جری را تأیید می کند ، نیمه دوم تعهد هرگز کاملاً با ظرافت بصری اولی مطابقت ندارد – اما یک عکس وجود دارد ، بالن کودک که به سرعت با آن دور می شود و این یک نکته جالب مقایسه بین متنی است. این تصویری است که آگاهانه برانگیخته می شود فریتز لانگشاهکار رویه ای 1931 ، م – فیلم دیگری در مورد تعقیب قاتل کودکان ، که در آن یک بالون دست خوش نشان به عنوان خشونت شنیع ظاهر می شود. از نظر ساختاری ، این دو فیلم نمی توانند تفاوت بیشتری داشته باشند – تعهد در حالی که وسواس فردی که خارج از یک موسسه بی علاقه فعالیت می کند متحرک می شود م با خشم جمعی ، بسیج یک شهر کامل ، فعال سازی هر منبع ممکن متحرک می شود.

اما در اینجا یک همسانی روانشناختی وجود دارد – نه بین جری و پلیس آلمان ، بلکه بین جری و قاتل سریالی ، پیتر لورهانس بکرت ، که در اوج لانگفیلم جنایی مجبور می شود که در جلوی دادگاه کانگورو ظاهر شود و به همین دلیل جنایتکار به او نزدیک می شود. بکرت در یک دفاع ناامیدانه از خود ، یک چیز نفرین شده در درون خود را توصیف می کند – آتش ، صدا ، رنج – که تمام توانایی های ذهنی دیگر را نادیده می گیرد ، انتخاب را ریشه کن می کند و او را مجبور می کند زندگی دیگران را نابود کند. یک آتش ، یک صدا ، یک عذاب – جری بلک را جلوی همان دادگاه قرار دهید ، از او بپرسید که چرا ، در پایان ، او زندگی یک کودک بی گناه را به خطر می اندازد تا انتقام کودک دیگر را بگیرد ، و شما فقط می توانید جواب مشابهی را استخراج کنید.


فیلم The Pledge را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

خشک: وقتی باران می بارد ، می ریزد

رابرت کانلیکاسه گرد و غبار نوآر خشک این یک رمز و راز متبرک و قتل عام است که در آن ویژگی های پنهان قهرمان و شهر خشکسالی او که بر آن فرود می آید با تاریکی انکارناپذیر لبه دار می شود که نقطه عطفی را در سال سینمایی شدید اکران در آن ایجاد می کند. به طور همزمان ، این نیز یک تنبل است اقتباس از جین هارپررمان ضربه سرسام آور به همین نام ، یک ماجرای تلخ دیگر از یک پلیس رواقی که گذشته ای ناخوشایند به یک شهر منزوی نفوذ کرده و نمای متوسط ​​آن را برای یافتن شبکه ای درهم و برهم از باج خواهی ، رابط های جنسی و روانشناسی آشفته از بین می برد.

در سایه هیجان های تلویزیونی اخیر مانند حادثه کترینگ و برادچرچ – و تقریباً 50٪ از تولید مدرن بی بی سی – خشک با شکل غیرقابل انکار یک مینی سریال کوتاه شده ، هم در سبک تلویزیونی خاموش و هم در قدم زدن اپیزودیک حکایت دارد که خط ظریف ظهور یافته بین اعتبار سینمایی در حال فروپاشی و ظهور محتوای جریان پوپولیستی را آشکار می کند.

به خانه آمدن

همانطور که از عنوان پیداست ، خشک بر جامعه محروم از زندگی متمرکز است. در پی یک قتل-خودکشی غم انگیز ، جایی که پدر لوک (مارتین دینگل وال) ، آرون فالک ، پلیس فدرال استرالیا ، قبل از چرخاندن اسلحه به خود ، به قتل همسر و پسرش متهم شده است (اریک بنا) برای ادای احترام به دوست دوران کودکی خود ، به زادگاه خود کیوره بازگشت. این بازگشت فروتنانه ای نیست ، زیرا پلیس خوش ترکیب خود را در حال چریدن علیه مردم محلی متخاصم ، که هنوز هم کینه ای عمیق در مورد مرگ غیرقانونی غرق شدن الی دارند ، نگه می دارد (Bebe Bettencourt) جایی که انگشتان دست به سختی به هارون و لوک اشاره شده بود ، و عملاً او را مجبور به خارج شدن از شهر دهه های قبل کرد.

خشک: وقتی باران می بارد ، می ریزد
منبع: Roadshow Films

با سرپیچی شاعرانه از اجتماع بودن در 324 روز بدون باران ، ظهور هارون به ما یادآوری می کند که وقتی باران می بارد ، می بارد و این سیل شهر را دوش می گیرد وقتی که والدین داغدیده لوک ، قانونگذار بازدید کننده را با جستجوی دلیل یا حتی اگر لوک چنین قتل عام غم انگیزی را اجرا می کردم هارون با تراشه ای بر روی شانه و دو مرگ حل نشده در ذهن ، تصمیم می گیرد تا با اجرای قانون محلی (ارتش یک نفره کیر اودانل) برای ایجاد یک سوراخ موریانه در محله ای آرام که قبلاً به شدت از او دوری کرده است – و از این کار دوباره ترسی ندارد.

با یک نگه داشتن احساسات که به مخاطب اجازه می دهد فضایی را در فلاش بک های ناخوشایند و متناوب به گذشته آشفته هارون بچرخاند ، اریک بناعملکرد دشوار دماغ باعث می شود خشم آرون بتواند خود را به عنوان یک محافظ خالص برای انواع مختلف محلی که به طور مداوم بین آنها می زند ، نشان دهد. هر مظنون احتمالی در پرونده ، خواه خواه باشد مت نابلکارگر ساختمانی ساینده یا مدیر مدرسه سایه بازی شده توسط او جون پولسون، به طور مستقیم توسط بناخوشبختی هر کس و جذابیت اوکر ملایم برای بیرون کشیدن هر یک از عناصر خارج از شاه ماهی های تکراری است که با آنها روبرو می شود – همه به جز Genevieve O’Reilly، شعله ای از دوران کودکی است که ممکن است تنها کسی باشد که چیزی را در درون انسان پزشکی قانونی شعله ور می کند.

نوسازی داخلی آرون هرگز به ملودرام ارزان تبدیل نمی شود ، و از بینش واضح ساکارین اجتناب می کند زیرا تحقیقات دوگانه وی به جای ارتباط واقعی لغوی ، از نظر موضوعی مرتبط هستند. با وقفه درام آهسته سوز در فواصل منظم ، این فلاش های در حال انجام از گذشته می توانستند با ظرافت بیشتری به تار و پود فیلم بپیوندند ، زیرا اکتشافات نهایی هرگونه ابهامی را به نام نتیجه ای بدون تحقق که با خلاف موضوعاتی را بیان می کند که چگونه غم و اندوه دستکاری کننده می تواند در حافظه ما باشد ، یا مانند آن جیمز فرچویلمأمور آتش نشانی خشن اظهار داشت: “وقتی مدت زیادی درباره چیزی دروغ می گویید ، طبیعت دوم می شود”.

نتیجه

فقط رمز و راز و دسیسه های کافی در هر قاب مبتدی وجود دارد خشک برای اینکه مخاطب به عنوان اسرار موازی خود به آرامی لکه دار شود ، اما این ماجرا متواضع و به ظاهر پراکنده ، هرگز کاملاً از زیبایی شناسی تلویزیون و فقدان بلندپروازی رسمی بالاتر نمی رود.

The Dry از اول ژانویه 2021 در سینماهای استرالیا در دسترس خواهد بود.

https://www.youtube.com/watch؟v=HwJhS4O_IdM


The Dry را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

الکس لاینز

الکس 24 ساله استرالیایی غربی است که کمی به فیلم علاقه دارد. هنگامی که او از نگرش شل استرالیا نسبت به فیلم و ساخت فیلم اخم نمی کند ، سعی دارد با ساختن کمدی های آماتور با دوستانش ، به تجارت معتبر نمایش دست بزند. الکس با مجموعه دی وی دی خود و دانش کافی فیلم ، همچنان به نوشتن درباره فیلم ادامه می دهد ، چیزی که خانم ها می داند.

Ripper: برای تحقیق بیایید ، برای تفسیر بمانید

جایزه گرفتن به شما هدیه می دهد ، درست است؟ این احساسی بود که من بعد از اتمام داشتم چاک دهنده، یک سری مستند Netflix جنایت واقعی است. Ripper چیزی فراتر از تحقیقات ، استراتژی ها ، آمارها ، فیلم های خبری ، دادگاه های دادگاه و غیره است. این پرتره از یک سیستم پلیس پائین و تلاش های ناموفق آنها در خنثی کردن یک قاتل زنجیره ای است که در یورکشایر ویران شد ، انگلیس در نیمه دوم دهه 1970. رسانه ها و پلیس ، Ripper را که از قاتل زنجیره ای Jack the Ripper گرفته شده ، اعلام کرد ، قاتل تناسخ شده فقط زنان را می کشد و گزارش های کالبد شکافی نشان می دهد که آنها ذره ذره آنها را می کشد و از عمل خود لذت می برد.

Ripper: برای Investiagtion بیا ، برای تفسیر بمان
منبع: نت فلیکس

الگوی اولیه نشان می دهد که او کارگران جنسی را از منطقه Chapeltown در یورکشایر ، که به فحشا معروف است ، شکار می کند و سازندگان فیلم از اولین باری که قاتل با قتل یک کارگر جنسی به نام ویلما اعتصاب می کند ، این را به عنوان نقطه اصلی صفر می کنند. مک کان. افسران پلیس کاملاً بی خبر تمام تلاش خود را برای رمزگشایی پرونده می کنند اما به دلیل نگاه به قربانیانی که فکر می کنند زندگی آنها در سطح پایین زندگی است ، سرنگون می شوند. تعداد قربانیان همچنان افزایش می یابد ، تنش ها افزایش می یابد ، تلاش ها افزایش می یابد ، اما پلیس تا رسیدن به یک سرنخ کوچک فاصله زیادی دارد.

Going Beyond ژانر Toppings

هنگامی که برای یک مستند جنایی واقعی تحقیقاتی ثبت می شوید که دارای جزئیات مرگ وحشتناک و یک قاتل خطرناک در حال فرار است ، انتظار پیچش ، تنش و یک روایت اضطراب آور را دارید. چاک دهنده همه اینها و موارد دیگر را دارد. این مستندات ناامیدکننده ای ناسازگار از شکست سیستمی است که به بسیاری از کاستی ها نسبت داده می شود ، و اخلاق محافظه کار سرآمد آن است. کنایه از این است که نمایش یک زن ستیزی به یک قاتل زنجیره ای نیاز داشت و به نوبه خود فقط به او کمک کرد.

Ripper: برای Investiagtion بیا ، برای تفسیر بمان
منبع: نت فلیکس

یکی دیگر از عناوین Netflix مانند مکالمات با یک قاتل: نوارهای تد باندی و قاتل اعتراف، این یکی همچنین یک کلاس مستر در نحوه ویرایش شکل دادن به داستان سرایی در یک مستند است ، به ویژه هنگامی که داستان سالها طول می کشد و از چند منظر گفته می شود. جدول زمانی و تجربیات شخصی به طور یکپارچه با تصاویر اخلاقی ترکیب شده و باعث می شود داستان مانند یک رودخانه جریان یابد. این مجموعه چهار قسمتی بخش عمده ای از نیمه اول را به شرح و مستند سازی دوره زمانی تعیین شده خود اختصاص می دهد و ما را آماده می کند که برای محاصره قاتل راهی طولانی خواهد بود. به دلیل ناآگاهی من در رابطه با موضوع و نوارهای تد باندی من که تازه در حافظه ام بود ، فرض کردم سریال را در مسیر دادگاه قرار دهم ، اما چاک دهنده بیش از سه چهارم قسمت آن در حالت شکار انسان کار می کند و نیمه بعدی مجبور است یکی را بی قرار کند زیرا تلاش های پلیس هر از چند گاهی مانند یک بالون سرب پایین می رود. این همان چیزی است که سازندگان فیلم در نظر داشته اند.

افشا کردن حاشیه های اجتماعی

با این حال ، تفسیرها از همین ماهیت بسیار دلخراش مستند یا ، شاید ، خطای ناپذیری مردان در کار ناشی می شود. در مقطعی پس از ناکام ماندن تلاش هایشان برای سالها ، خستگی یک میلیون پوندی و امیدهای ما را سوراخ کرد ، رئیس پلیس یورکشایر از ریپر درخواست تسلیم می کند. در حالی که ما از لفظ به کارآیی آنها مشکوک بودیم ، این لحظه عدم کارآیی آنها را تأیید می کند ، و ما متوجه می شویم که هدف اصلی سریال ممکن است این نباشد که تحقیقات در این باره (مواد مکتوب در حوزه عمومی موجود است) باشد ، بلکه برای روشن کردن بی حوصلگی آنها برای پاسخ به اینکه آیا شیفت دهنده به درخواست پلیس رضایت داده است ، می توانم به شما اطمینان دهم که او چیزی جز فرمانبرداری نیست ، عملکرد سیستم پلیس چیزی جز اتوتل بودن را احساس نمی کند و سریال چیزی غیر از مزاحمت است.

Ripper: برای Investiagtion بیا ، برای تفسیر بمان
منبع: نت فلیکس

این مجموعه تعداد بی شماری از جنبه های این پدیده را پوشانده است. از زنان خواسته می شود که در تاریکی به تنهایی پرسه نزنند. زن ستیزی زیر سوال می رود مرگ کارگران جنسی نادیده گرفته می شود. اقشار اجتماعی افشا می شود. کودکان زنان مقتول صحبت می کنند. هویت و شخصیت آنها فراتر از برچسب “روسپی” مطرح می شود. به نوعی ، این مستند همه چیز را در چشم انداز قرار می دهد ، چیزی که رسانه ها در روز به آن نرسیدند. یک روزنامه Wilma McCann را ‘دختر خوش وقت’ می نامد. این باید به میزان پاکسازی جسی ویل و النا وود با مستند خود بسنده کند.

The Ripper: نتیجه گیری

Ripper – قاتل مشهور و سریال – در هر مرحله زن ستیزی را با زشتی آشکار می کند و علاوه بر این ، آن را به عنوان یک داستان جنایی فریبنده ، در حالت تحقیق خود پرچ می کند و در حالت تفسیرش تحریک می کند. این همان چیزی است که طرفداران جرم واقعی درخواست می کنند.

چه فکری کردی چاک دهنده؟ لطفاً در توضیحات زیر به ما اطلاع دهید!


Ripper را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

رام ونکات سریکار

رام یک منتقد فیلم مستقل است که سعی می کند عشق خود را به فیلم و نویسندگی ترکیب کند و چیزی فراتر از یک نظر به خوانندگان ارائه دهد.

آب و هوای شکارچی: یک وحشت دوره بصری غوطه وری

آب و هوای شکارچی-کارگردانی شده توسط میکی ریس و توسط میکی ریس و جان سلویجبه دنبال دو خواهر آلما می رود (زنجبیل گیلمارتین) و الیزابت (مری باس) که هر دو توسط یک مرد وسلی فریب خورده اند (بن هال) ، که تمایلات خون آشام را نشان می دهد.

نقاط قوت بصری

آب و هوای شکارچی در استفاده از سایه ها ، نورپردازی و پراکندگی فضای چوبی آن زیباست. نسبت ابعاد فیلم را محکم تر به سمت تنظیمات دوره خود سوق می دهد و از طریق قاب بندی جالب در کل فیلم به ایجاد تنش کمک می کند. وقتی فیلم برای اولین بار شروع شد ، من به سمت فیلمبرداری جذب شدم و این تحسین در تمام مدت زمان اجرا باقی ماند.

آب و هوای شکارچی: یک وحشت دوره بصری غوطه وری
منبع: Dark Star Pictures

در اوایل این لحظات ، دوگانگی بین طبیعت و کارهای غیر طبیعی برای ایجاد عناصر متمرکزتر بر ترس و وحشت فیلم را نشان می دهد ، در عین حال به روابط بین هر دو خواهر و رقابت آنها برای رابطه عاشقانه با وسلی نیز بینشی می دهد.

در قاب اول ، آب و هوای شکارچی می خواهد با نشان دادن درج سیاه و سفید نامه پزشك از سرعت آن مطلع شوید. این بر روی صفحه باقی می ماند و به شما وقت می دهد تا آن را بخوانید و به نوبه خود از سبک درج نامه ای که اطلاعات پس زمینه را نشان می دهد و ملودرام های کلاسیک هالیوود را به ذهن متبادر می کند ، احساس می شود.

آب و هوای شکارچی: یک وحشت دوره بصری غوطه وری
منبع: Dark Star Pictures

با پیشرفت فیلم ، تصاویر بصری ارتباط فیلم را با تأثیرات دهه 1970 خود مانند فیلم هایی مانند آن تقویت می کنند جورج A. رومروفیلم 1973 فصل جادوگر. هر دو فیلم با پارانویای زمینه ای متفاوت – مانند خون آشام ها یا جادوگران – سروکار دارند و به نتیجه گیری های حیرت انگیزی می رسند.

احساسی که جنگل ها به عنوان یک شخصیت دیگر در فیلم به ارمغان می آورند ، ترس و وحشت بیشتری در رمز و راز اصلی فیلم ایجاد می کند. این قطع ارتباط خواهران از جامعه – همراه با سبک فیلم – سال 1973 را به ذهن متبادر کرد ایوان ریتمن فیلم دختران آدم خوار. ترس از ناشناخته ای وجود دارد که به زیبایی در سبک بصری فیلم در هر صحنه رخ می دهد.

بعداً در فیلم ، تصویری از رئوس مطالب درخشان خفاش شکل قرمز که صفحه را پوشانده بود ، این دوره زمانی و فیلم های آن را به تمرکز واضح تبدیل کرد. این تصویر و سایر جنبه های فیلم دوره را کاملاً به تصویر می کشد.

دقت دوره

آب و هوای شکارچی به طور ماهرانه فیلم های درام ترسناک دهه 1970 را بازآفرینی کرد و این دوره دقت تمام جنبه های فیلم را از طراحی لباس گرفته تا غذایی که شخصیت ها می خوردند پر کرد.

به خصوص نحوه ارائه وعده های غذایی در من جالب بود آب و هوای شکارچی. به جای اینکه فقط غذاها را به عنوان شخصیت ها بخوریم و فقط نیم نگاهی کوتاهی بینیم ، این غذاها را به تنهایی به ما نشان می دهند ، همراه با روایت توضیح می دهیم که غذاهای سال 1970 به سبک سالو جلو در هر وعده غذایی در طول فیلم وجود دارد.

طراحی صحنه و لباس با فضای دهه 1970 به نفوذ فضای فیلم کمک کرد. نورپردازی به ایجاد ارتباط بیشتر این عناصر با فیلم های مشابه در دهه 70 کمک می کند. نور از موهای درخشان می تابد و جلوه ای مسحورکننده ایجاد می کند که حجم و مدل هر طرح مو را به نمایش می گذارد.

آب و هوای شکارچی: یک وحشت دوره بصری غوطه وری
منبع: Dark Star Pictures

لباس به دوره کمک می کند ، اما همچنین شخصیت های منحصر به فرد خود را به هر شخصیت تزریق می کند. آلما بازتر و آزادتر است ، و این در کمد لباس او منعکس می شود ، در حالی که خواهرش محتاط تر است ، اما به همان اندازه ماوراoid الطبیعه نیست. کمد لباس او نسبت به لباس های گشاد و رنگارنگ آلما خنثی و ساختار بیشتری دارد. دختر آلما رز (دانیل ایون پلوگر) بعداً وارد فیلم می شود و از لحاظ بصری از مد خاص خود برخوردار است که قبل از ملاقات با شخصیت ، نگاهی اجمالی از صحنه ای با محوریت ترس بیشتر می بینیم.

در اولین وعده غذایی مشترک با رز ، نگاهی اجمالی به چگونگی نگاه خون آشام بالقوه ما به جهان نشان داده شده است ، و این مستقیماً از یک فیلم بهره برداری جادوگران دهه 70 احساس می شود. وقتی وسلی به رز ، دختر زنی که روزی او را زیبا می دید ، نگاه می کند و او را بدون اینکه لباس بپوشد پشت میز نشسته است. شاید این یک لحظه عجیب برای جدا کردن به نظر برسد ، اما واقعاً مرا به زیبایی و زمانی که این فیلم از آن تقلید می کند وارد کرد.

شخصیت های جالب

شخصیت های Climate of the Hunter کهن الگوهای گذشته را زنده می کنند. خون آشام احتمالی به عنوان یک فرد بیش از حد تئاتری ارائه می شود ، اما همچنین احساسی واقعی او را در پس این شخصیت پنهان می کند. در طول فیلم ، او شعرهایی را می خواند که ممکن است عجیب و غریب باشد ، اما از آنجایی که هدف آن عجیب و دراماتیک به نظر می رسد ، کار می کند ، راهی که هر خون آشام خوبی می خواهد بازی کند.

یکی از شخصیت های محبوب من در فیلم BJ است (جیکوب ریان اسنول) رفیق آلمن ، پارانوئید و سیگار کشیدن گلدان ، که او نیز در جنگل و از همان صحنه اول زندگی می کند ، معتقد است که چیزی در مورد وسلی وجود دارد. او تنها شخصیتی است که باور نمی کند آلما دیوانه است – در افکارش درباره خون آشام و تصمیمش برای زندگی دائمی در یک خانه تعطیلات.

آب و هوای شکارچی: یک وحشت دوره بصری غوطه وری
منبع: Dark Star Pictures

جیکوب ریان اسنول یک اجرای فریبنده ارائه می دهد که رمز و راز و کمی قلب غیر منتظره به شخصیت می افزاید. با پیشرفت فیلم ، من می خواستم بیشتر لحظات بین BJ و آلما را که در حال سیگار کشیدن مفصل دور از درام بقیه شخصیت های فیلم هستند ، ببینم.

آلما ، الیزابت ، و دختر آلما ، رز همه شخصیت های منحصر به فردی دارند که جنبه های مختلف دوره زمانی و فیلم های ترسناک را ضبط می کنند آب و هوای شکارچی.

نتیجه

آب و هوای شکارچی دهه 1970 را به طور کامل به تصویر می کشد و یک فیلم زیبا را پر می کند با یک رمز و راز اصلی که در هر مکاشفه ایجاد می شود. این فیلم مملو از تصاویر قدرتمند به ویژه سایه ها و نورپردازی ، استفاده های جالب از قاب بندی و نمایش هایی است که دوران خاص و ژانر دیگری از فیلم را به تصویر می کشد.

Climate of the Hunter در سینماهای منتخب 18 دسامبر و در Demand 12 ژانویه برگزار می شود.

آیا فیلم هایی را دوست دارید که دهه اولیه فیلم مشخصی را ضبط کنند؟ اگر چنین است ، موارد مورد علاقه شما کدامند؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید!


آب و هوای شکارچی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با کارگردان Aneesh Chaganty و تهیه کننده ناتالی قصابیان از RUN

این مصاحبه در ابتدا در قسمت آزمایشی The Global Film Podcast ، پادکست جدید فیلم هفتگی پخش می شود که شامل میزگردهای میزگرد جهانی عمیق از همکاران جهانی است. برای ویژه ماه معلولیت خود ، دیگو آندلوس ، همکار فیلم ، با فیلم مصاحبه کرد اجرا کنمدیر انیش چاگانتی و تولید کننده مشترک ناتالی قصابیان، بحث در مورد افزایش غیر متعارف خود در صنعت ، الهام بخش برای اجرا کن، و کار با ستاره کیرا آلن برای اطمینان از اینکه فیلم پرتره ای دقیق از معلولیت ترسیم کرده است.

دیگو آندلوس برای تحقیق در مورد فیلم: بنابراین ، بیایید فقط به آن وارد شویم! یک سوال سریع دقیقاً از بالا ، چه چیزی از شما الهام گرفته است که در وهله اول فیلمساز شوید؟

ناتالی قصابیان: در واقع نمی دانم چه چیزی به من الهام کرد. من وقتی 10 ساله بودم ، صبح یک روز قبل از کریسمس از خواب بیدار شدم و حالم مثل این بود که یک دوربین فیلمبرداری می خواهم. و من آنقدر خوش شانس بودم که پدرم آن را زیر سوال نبرد. او یکی را برای کریسمس برایم گرفت و من تازه شروع به ساخت فیلم کردم. من فکر می کنم من تازه عاشقش شدم و از آن به بعد چیزهای دیگری درست کردم. من فقط احساس ساختن چیزی و تماشای لذت بردن از کسی را که از خودم ساخته ام دوست دارم

انیش چاگانتی: مادرم واقعاً عاشق فیلم بود. او همیشه جمعه و اوایل صبح من و برادرم را از کلاس بیرون می آورد و ما را وادار می کند که وقتی یک فیلم بزرگ اکران می شود در صف منتظر بمانیم. بنابراین من فکر می کنم که عاشق این فیلم ها شدم زیرا این چیزهایی که مردم در صف منتظر می مانند ، مثلاً دیدن یک فیلم شلوغ در سینماها هستند. من هم در این نوع فیلم ها بزرگ شدم. قبل از اینکه حتی عاشق فیلم ها بشوم مثل لذت بردن از آن تجربه بود. فکر می کنم در همان زمان مشابه ، جایی که می توانستم دوربین تهیه کنم ، آنهایی را که خانواده ام از آنها برای فیلم های خانگی استفاده می کرد ، برداشتم و سپس از یک نوار اضافی استفاده کردم. این دیوانه است ، زیرا زمانی که من این کار را می کردم ، شما می شنوید که همه سازندگان فیلم در مورد زمان خود صحبت می کنند ، و این امر با فناوری های مختلف به روز باز می گردد ، و ما از فناوری جدید استفاده می کردیم. و حالا مثل این است که ، وای ، به روز گذشته ، ما قبلاً مانند نوارهای DVR دوست داشتیم ، و شما می خواهید عقب بروید ، و شلیک کنید و سپس برداشت خود را انتخاب کنید و سپس دوست دارید که به عقب برگردید به لحظه دقیق نیاز به یک برش دهید و سپس برید و به چیز خود برگردانید و به معنای واقعی کلمه آنرا ویرایش کنید تا وقتی من بچه بودم تا دبیرستان فیلم را به همین ترتیب ساختم و فقط آن را ادامه دادم و به مدرسه فیلم رفتم و توانستم ، خوشبختانه فرصتی برای واقعی کردن آن پیدا کردم.

این باورنکردنی است! اولین همکاری شما Searching بود ، اما هر دو سابقه گسترده ای در فیلم های کوتاه دارید. بنابراین ، کنجکاو هستم که بشنوم سفر از ساخت فیلم های کوتاه تا ساختن در نهایت یک ویژگی مانند چه بود جستجوکردن؟

Aneesh Chaganty: بعد از کالج ، من از USC فارغ التحصیل شدم و فقط دانشجوی سینمایی دیگری در لس آنجلس بودم که با مدرک سینمایی سعی در کارآمد کردن آن داشتم. خوشبختانه ، شریک نوشتن من ، پسری به نام Sev Ohanian ، که همچنین نویسنده و تهیه كننده همكاری Searching است ، و Run ، به همراه ناتالی ، اساساً یك جفت عینك گوگل را از طریق Google پیدا كردند و همه ما با هم این كوتاه را نوشتیم فیلم بدون درخواست گوگل از آن ، و ما به نوعی بدون اینکه آنها بخواهند ، آنها را به یک تبلیغ تجاری تبدیل کردیم ، و این تبلیغات واقعا ویروسی شد و من را در گوگل واقعی استخدام کرد. و بنابراین به مدت دو سال ، من در Google کار کردم ، و برای آنها تبلیغات تجاری کردم. و همانطور که احتمالاً می توانید تصور کنید ، همه تبلیغات Google بسیار پیشرفته هستند ، به نظر می رسد مانند جستجو باشند. آنها می توانند در میله های جستجوی Google یا Google Maps یا همه این برنامه های دیگر Google انجام شوند. بنابراین من فرصتی پیدا کردم که قبل از اینکه جستجو انجام شود موارد زیادی را به سبک جستجو تهیه کنم. سپس جستجو به این دلیل اتفاق افتاد که همان شخص Sev Ohanian ، در واقع در جلسات ساخت فیلمهای LA شرکت می کرد ، و سرانجام جلسه ای را با شرکتی به نام Bazelevs برگزار کرد که یک فیلم به نام Unfriended ساخته بود و یک سری فیلمهایی که مشابه Searching بود سبک. از طریق یک رابطه طولانی با بازلوز که شروع ما با تلاش برای ساختن یک فیلم کوتاه بود که روی صفحه نمایش کامپیوتر با آنها ساخته شد ، در نهایت ، این فرصت برای ساخت یک فیلم کوتاه در صفحه های رایانه در واقع تبدیل به فرصتی برای ساخت یک فیلم بلند در صفحه های کامپیوتر ، که در نهایت به ایده جستجو تبدیل شد ، تبدیل به این شد که من کارم را رها کردم و به لس آنجلس رفتم و سعی کردم این فیلم را بسازم. سپس ناتالی آمد و فیلم را با Sev تولید کرد. و با هم ، به نوعی این فیلم را ساخته ایم. بنابراین همیشه به نوعی ، حداقل از نظر من ، دفعه بعدی یکبار افزایش یافته است ، اما من مطمئن هستم که ناتالی دیدگاه خودش را در این زمینه دارد.

مصاحبه با کارگردان Aneesh Chaganty و تهیه کننده ناتالی قصابیان از RUN
منبع: هولو

ناتالی قصابیان: بله ، منظورم این است که جالب است ، مانند اینکه Searching مانند یک فیلم مستقل عادی با هم جمع نمی شد ، به این معنا که این شرکت ایده انجام کاری روی صفحه را داشت و آنها به سراغ سون ، که نوعی شبیه بود ، مرد آهنی ، و مانند آن ، با همه ما تماس گرفتیم و انتقام جویان را دور هم جمع کردیم ، و در حالی که Aneesh در Google کار می کرد ، من و Sev یک سری هندی ها را با هم تولید کردیم ، بنابراین ما روابط خود را به عنوان شرکای تولید کننده ایجاد کردیم ، و سپس ، می دانید ، شرکت قصد داشت Searching را انجام دهد و او مدیر عالی را در ذهن داشت (Aneesh) ، و او من را در ذهن داشت تا به او کمک کنم تا آن را تولید کند ، و ما فقط یک گروه دیگر را از USC آوردیم ، که ما به مدرسه رفتیم با جستجو و ساخته شده است

بنابراین ، پس از موفقیت در جستجو ، چه چیزی به شما الهام بخشید تا Run را به عنوان پروژه بعدی خود قرار دهید؟

Aneesh Chaganty: به چند دلیل اجرا شد. از همه مهمتر ، این مسئله به این دلیل بود که به نظر من ، من می خواستم برعکس Searching عمل کنم. جستجو چنین فیلم پیچیده ای بود ، می دانید ، این در اکران اتفاق می افتاد ، خیلی غیر متعارف بود ، من شخصاً می خواستم برعکس عمل کنم تا فقط به خودم نشان دهم که می دانم چطور فیلم درست کنم. از روایت مدرنی که روی صفحه رایانه روی می دهد هیچ چیز فراتر از یک فیلم در یک شهر کوچک ، در یک خانه ، با دو شخصیت و یک دوربین است و فقط ببینید که آیا می توانید از طریق آن موفق شوید. از نظر من ، این تقریباً مانند یک چالش برای خودم به نظر می رسید ، “اگر [I] می تواند این کار را انجام دهد ، پس شاید [I] می توانید فیلم ها را واقعی بسازید “، می دانید ، زیرا در پایان روز ،” جستجو “یک فیلم عادی نیست ، مثل یک آزمایش است و این آزمایش جواب داد و واقعاً واقعاً بسیار خوب عمل کرد ، و این بود که به طرق واقعاً جالب نوعی غیرمنتظره بود ، اما در عین حال ، اگر قرار باشد من تمام زندگی خود را فیلم بسازم ، باید بدانم که چگونه یک فیلم “معمولی” بسازم ، بنابراین از بسیاری جهات این بود که ” طبیعی است “، اما ایده داستان خود مانند تیترها بود و ما به نوعی کمی آن را پیچاندیم تا با مخفی نگه داشتن چیزی از یک شخصیت توسط شخصیت دیگر کمی تاریک تر و بسیار هیچکاکین شود و به آرامی تبدیل شود الان چیه

ناتالی قصابیان: بله ، یادم می آید وقتی Sev و Aneesh برای اولین بار این ایده را به من گفتند ، هنگامی که ما هنوز در حال ویرایش جستجو بودیم. همه ما روزانه ساعتهای زیادی با هم بودیم و به یاد می آورم که آنها ایده من را به ذهن متبادر می کردند و فکر می کردند این یک فرصت بسیار جالب برای روایت داستانی است که در آن می دانید ، نوع شخصیت در مرکز فیلم ، شما بدانید ، با معلولیت معمولاً مانند قربانی و این نوع داستان ها است. در این فیلم ، ما می بینیم که این شخصیت قهرمان سفر خودش می شود و در واقع به شخص دیگری اعتماد نمی کند و فقط از هوشمندانه و عقل خود استفاده می کند و من به یاد می آورم که مانند چیزی است که واقعاً من را هیجان زده و من را به هیجان می آورد برای ساختن فیلم. اگرچه من احتمالاً هر كاری را كه Sev و Aneesh بنویسند درست كرده ام [laughs]

در طول فیلم ، من متوجه طیف گسترده ای از سبک ها و تأثیرات شده ام که به نظر می رسد شما در آنها گنجانده اید اجرا کن. چه فیلم ها یا کارگردانانی در طول تولید این فیلم روی شما تأثیر گذاشته اند و تا چه حد در برش نهایی دیده می شوند؟

Aneesh Chaganty: من فکر می کنم بیشترین تأثیر در فیلم های هیچکاک و شب شیامالان بود. اینها نوعی بزرگترین نوع الهام برای این فیلم است. من واقعاً می خواستم چیزی بسازم که خیلی قدیمی به نظر برسد ، و هیچ چیز در فیلم تعلیق / هیجان کلاسیک قدیمی تر از یک فیلم خوب آلفرد هیچکاک نیست ، زیرا به خون و خونریزی متکی نیست ، بلکه بیشتر به افزایش تنش متکی است . [We wanted to ask] “آیا این شخصیت قرار است بفهمد شخص دیگری در حال برقراری تماس تلفنی است؟” نه ، “آیا سر او قطع خواهد شد؟” میدونی؟ من می خواستم بدون اعتماد به خون و خونریزی ، فیلمی بسازم که احساس آن در زمین بسیار بیشتر باشد. کار دیگری که هر دو آن فیلمسازان انجام می دهند [that stood out to me] این است که آنها می توانند یک ضربه خوب بسازند ، و من می خواستم این را وام بگیرم. آنها با آهنگسازی فیلم خود ، چیزی را نمی گیرند ، زیرا ممکن است اتفاقی در آن بیفتد ، آنها چیزی را می گیرند زیرا پنج اتفاق می تواند در آن رخ دهد ، نه اتفاق می تواند رخ دهد. اینطور نیست که شما مرتباً برش بزنید ، سعی می کنید یک فریم انتخاب کنید که بتواند عملکرد زیادی را منتقل کند. من روش آنها را دوست دارم ، بنابراین من می خواستم از همه سبک های آنها برای ساخت یک فیلم وام بگیرم.

ناتالی قصابیان: واقعاً باحال بود وقتی می دیدیم در وینیپگ بودیم ، جایی که فیلم را فیلمبرداری کردیم ، انایش مدام به همه این فیلم ها استناد می کرد ، بنابراین ما این ایده را پیدا کردیم که یک کتابخانه در دفتر تولید همه فیلم هایی ایجاد کنیم که انایش به آنها اشاره می کرد ، و مردم یک دی وی دی را چک می کردند و سپس بعضی اوقات جمعه ها ، ما به عنوان یک خدمه کامل می نشستیم و تماشا می کردیم 10 Cloverfield Lane ، بدبختی ، و بیشتر ، و این یک روش جالب بود که همه در یک صفحه قرار بگیرند و وارد مغز Aneesh شوند.

مصاحبه با کارگردان Aneesh Chaganty و تهیه کننده ناتالی قصابیان از RUN
منبع: هولو

به عنوان یک عضو از جامعه معلولین ، به نظر من یک انتخاب بسیار جسورانه و خوشایند است که قهرمان داستان شما نیز به عنوان یک عضو در انجمن باشد. چه چیزی به شما الهام بخشید تا نوری را در نمایندگی معلولین بدرخشید و فیلم را در اطراف او قرار دهید؟

Aneesh Chaganty: با تشکر! وقتی دبیرستان بودم ، فیلم هایی که بزرگ می شوند [I] می بینم که افراد برجسته ای شبیه به [myself] همیشه کلیشه بودند. من مطمئن هستم که شما نیز به عنوان عضوی از گروه اقلیت خود ، همین احساس را دارید و من همیشه می خواهم از آن جدا شوم [idea]، و ساده ترین راه برای بیرون آمدن از آن این است که فقط آن شخصیت ها را در نورهای مختلف به تصویر بکشیم. من می خواستم یک بچه قهوه ای زیبا ، جذاب و همه چیزهای دیگر باشد. نیمی از راه حل آن فقط با خلق آن شخصیت ها است و کار بزرگی نیست ، بلکه فقط ساختن شخصیت های کاملاً ابعادی است و برای ما کلوئی همین بود. او بسیار باهوش است ، باهوش است. او بسیار شوخ طبع است و از نظر خودش نابغه است ، اینها همه ویژگی های با کیفیتی است که بسیار خارج از معلولیت است ، اما مانند ، با کنار هم قرار دادن این دو ، جوانان امیدوارند که این فیلم را تماشا می کنند ، که آن را می بینند و سپس ناخودآگاه مثل ، سلام ، آن ویژگی های شخصیتی را برقرار کنی ، و آن شخص می تواند با هم برود. من فکر می کنم ، بسیار ناخودآگاه ، این نوع افتتاحیه های جهانی چیزی است که فیلم ها می توانند انجام دهند ، که خیلی چیزهای دیگر می توانند انجام دهند ، و آنها جهان را به یک روش بسیار ارزان برای گفتن آن ، به یک مکان بهتر تبدیل می کنند ، اما ما تبدیل شدن ، هرچه بیشتر بتوانیم به عنوان یک جامعه پیشرفت کنیم ، بزرگترین راه برای گفتن آن است تا مردم بتوانند آن را ببینند.

ناتالی قصابیان: من فکر می کنم در یک سطح دیگر ، برای ما مهم است که به طور واقعی بازیگران را بیابیم و بازیگری را پیدا کنیم که دارای معلولیت باشد ، زیرا اغلب در فیلم های هالیوود اینگونه نیست و کار درستی است و این شخصیت باید تجربه بسیار زیادی مربوط به معلولیت است ، و ما فقط احساس کردیم که هیچ کس قادر نخواهد بود به همان اندازه شخصی که در واقع با معلولیت زندگی می کند ، چنین کاری را انجام دهد. ما به طرقی دیگر امیدواریم که فیلم ها نیز به آن توجه داشته باشند و بیشتر اوقات به صورت معتبر انتخاب شوند.

عالیه! من همچنین بسیار خوشحالم که شما تصمیم گرفتید شخصیت او را کسی کنید که بتواند به تنهایی قدرت نشان دهد. به عنوان مثال ، حتی در مونولوگ های اولیه سارا پالسون ، شما مطمئن شدید که معلولیت او بخشی از او است اما او را تعریف نمی کند ، و می بینیم که او واقعاً یک شخصیت کاملاً مطبوع است که در طول فیلم رشد زیادی می کند . [Spoilers to follow] یک سوم پایانی فیلم آشکارهای بی شماری دارد که به طرز باورنکردنی احترام آمیز مورد رسیدگی قرار گرفته اند ، بنابراین چگونه اطمینان حاصل کردید که در طول نوشتن فیلم ، قادر به نوشتن چنین شخصیت معتبری هستید بدون اینکه تسلیم هرگونه کلیشه های کلیشه ای شوید که بسیاری دیگر از آنها سقوط می کنند طعمه به؟

Aneesh Chaganty: بزرگترین کاری که همه ما به صورت جمعی انجام دادیم این بود که خودمان را در تغییر فیلمنامه ، تغییر داستان ، تغییر در تولید و تغییر کمی روند با هدایت خود باز کنیم. Kiera واقعاً از بسیاری روش های کوچک که به یک فیلم اضافه می شود ، روی داستان تأثیر گذاشت. ما دائما از او می پرسیدیم “آیا اتاق شما اینگونه خواهد بود؟” یا این را می گویید؟ یا این کار را می کردی؟ این عنوان برای شما چه معنایی دارد؟ عنوان یا پایان دادن به آن توهین آمیز است؟ چگونه می توانیم این را جبران کنیم و اطمینان حاصل کنیم که چیزی را در جهان قرار می دهیم که در کل یک قدم به جلو است در مقابل یک گام به عقب؟ فقط باز بودن و آوردن افراد دیگر به دلیل درون [the group of] من ، ناتالی و Sev ، هیچ یک از ما بخشی از جامعه معلولان نیستیم ، اما Kiera چنین است ، و من فکر می کنم فقط اطمینان از اینکه ما به کسی گوش می دهیم که چیزی در مورد این دنیا می داند و در کل روند چیزی بود که به پایان رسید ساخت فیلم بسیار خاص تر. ما با یک استاد مطالعات معلولیت در دانشگاه براون صحبت کردیم ، همچنین زمان زیادی را با او گذراندیم و همچنین درمورد توانایی نیز صحبت کردیم.

[SPOILER WARNING] به عنوان مثال ، در انتهای فیلم در صحنه آخر ، و شما می دانید که او چه کاری انجام می دهد ، در پایان آن کل سکانس در فیلمنامه اصلی ، شخصیت کلوئه در حال قدم زدن بود. یکی از مواردی که استاد مطالعات معلولیت به من گفت این بود که بدون اینکه واقعا به من بگوید ، این بود که فینال به نوعی حاکی از کامل بودن قوس کلوئه بود ، زیرا او می توانست بر خلاف کامل بودن قوس خود راه برود ، زیرا او کاملا کامل بود شخصیت. بنابراین بلافاصله ، ما فقط آن نقش را تغییر دادیم ، بنابراین او اکنون از صندلی چرخدار استفاده می کند. و حالا کاری که ما می کنیم می گوید ، فیلم تمام شده است و قوس ما کامل است زیرا او از مادرش آزادی گرفته و قوسش کامل است ، به دلیل اینکه چقدر گنده شده است ، و ببینید که با او چه می کند مادر ، اما هیچ ارتباطی با توانایی یا ناتوانی ندارد. من فکر می کنم اینها نمونه هایی از کمی باز شدن ماست و همچنین تلاش می کنیم تا آنجا که می توانیم به نوعی استقبال کنیم.

مصاحبه با کارگردان Aneesh Chaganty و تهیه کننده ناتالی قصابیان از RUN
منبع: هولو

ناتالی قصابیان: من می خواهم اضافه کنم که Kiera بخش بزرگی از روند کار بود ، من به یاد می آورم اولین باری که با او ملاقات کردیم ، او چنین بود ، “هر چیزی را که لازم است بدانید بپرسید. من با شما صادقانه می گویم ، گاهی اوقات صحبت کردن در مورد آن چیز ناخوشایندی است ، اما اگر بخواهیم این کار را با هم انجام دهیم ، هیچ چیز از میز خارج نیست “. و ما واقعاً از آن استقبال کردیم. از آنجا که حتی از نقطه نظر تولید ، احساس کردیم که او کتابی باز است. و می توانیم از او بپرسیم: شما به چه چیزی نیاز دارید؟ چگونه کارها را انجام می دهید؟ و این را مانند این چیزهای عجیب و غریب تابو نکنید. این از منظر داستان نیز بسیار مفید بود ، من به خاطر می آورم که حتی تا چند روز آخر در میکس صدا ، ما در حال بحث در مورد این یک خط بودیم که اضافه می کردیم و گیر کرده بودیم. ما مطمئن نبودیم که کدام راه را برویم ، بنابراین ما Kiera را صدا کردیم ، و او به ما کمک کرد تا بفهمیم که با کدام خط در فیلم راهی را برویم ، که یکی از بسیاری از راه های تأثیرگذاری او بر داستان است.

آخرین س beforeال قبل از جمع بندی: چه توصیه ای به فیلمسازان مشتاقی که در چنین دنیای آشفته و نامطمئن خلق می کنند ، می دهید؟

Aneesh Chaganty: به طور کلی ، توصیه ای که من به فیلمسازان مشتاق یا فیلمسازانی می کنم که می خواهند یک وقفه بزرگ داشته باشند ، یا برای آنهایی که هنوز فیلم بلند نساخته اند ، واقعاً در فضای فیلم کوتاه وجود دارد. من واقعاً فکر می کنم که کلید ساخت بلوک های رسیدن به یک ویژگی ، معمولاً با یک فیلم کوتاه شروع می شود و این یک فیلم است که حداکثر باید چهار دقیقه باشد ، اما معمولاً دو تا سه. و همچنین داستانی بنویسید که واقعاً عاشق آن هستید. اما مهمتر از همه ، آن را برای یک مارک بنویسید. مارکی را که دوست دارید پیدا کنید و راهی برای بیان داستان مورد نظر خود پیدا کنید و آن مارک را تا حدی در آورید که اگر آن مارک در انتهای آن آرم داشت ، بازرگانی بسیار جالبی برای آنها محسوب می شود. فیلم کوتاه را برای آن شرکت ارسال کنید و آنها را وادار کنید که مجدداً آن را بازتوییت کنند یا به اشتراک بگذارند یا به تنهایی تبلیغاتی کنند. اکنون ، اگر آنها این کار را انجام دهند ، شما تبلیغات آن مارک را در رزومه خود دارید. اکنون می توانید مورد بعدی را دریافت کنید. بنابراین فقط هوشمندانه فکر کنید ، نه فقط با قلب ، بلکه با سر نیز.

ناتالی قصابیان: برای من ، حدس می زنم تنها توصیه ای که می توانم ارائه دهم از تجربه من است ، و این حتی اگر می خواهید نوع خاصی از فیلمسازان باشید ، و اگر می خواهید با بدلکاری ها و چیزهای دیگر چیزهای بودجه زیادی بسازید ، اگر یک فرصتی که برای انجام پیش روی شما قرار دارد ، به همان اندازه مهم است که شروع به انجام کارها کنید و شروع به ساختن چیزها و تجربه کنید و به هدف مورد نظر خود برسید. بنابراین فقط شروع به انجام کار کنید! این ساده ترین راه برای ورود به این صنعت است.

پرسش و پاسخ فیلم از ناتالی قصابیان و انیش چاگنتی تشکر می کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

از زمان انتشار این مصاحبه ، Run به عنوان یکی از پربیننده ترین فیلم های اصلی Hulu که تاکنون ثبت شده است ، رکوردشکنی می کند.

Run از Hulu در ایالات متحده در دسترس است و در سال 2021 در سینماهای جهان اکران می شود.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!