SLAMDANCE 2021: مصاحبه با Jurgis Matuelevičius ، نویسنده-مدیر ISAAC

یکی از اولین صداهایی که می شنوید جورگیس ماتلوویشیوس، اسحاق جیغ ویلهلم است. در طول سال ها ، این اثر – یکی از پر استفاده ترین و اشباع ترین مورد در تجارت – هر قد و قامت دراماتیک که ممکن است داشته باشد را فرسوده کرده است. این مقدمه ای گمراه کننده برای اسحاق. یک گمراه کننده. آنچه در زیر می آید یک سکانس هشت دقیقه ای خشن و بدون وقفه است که با هرج و مرج ملی گرایان لیتوانیایی و سقوط اخلاقی یک مرد ، آندریوس برخورد می کند (الکساس کازاناویسیوس)

در بیست سال پس از وقایع افتتاحیه در سه قسمت گفته شد ، اسحاق آندریوس را مشاهده می کند در حالی که گناهش همچنان در لیتوانی شوروی لخته می شود. شورش ذهنی او با داستان دوست قدیمی اش ، Gediminas Gutauskas جفت می شود (داینیوس گاونونیس) ، که در بحبوحه اشغال نازی ها لیتوانی را ترک کرد و برای کارگردانی یک فیلم داستانی در مورد کشتار آندریوس که به آن شاهد بود به خانه بازگشت. برادر بزرگ KGB بیش از این پروژه ظاهر می شود ، با این حال ، براساس دقت و جزئیات فیلمنامه ، متقاعد شد که گوتاوسکاس در این قتل عام دست داشته است.

استعلام فیلم اخیراً با آنها صحبت کرده است ماتلوویشیوس در مورد اولین باورنکردنی و چشمگیر او ، با لمس انحرافات خود از آنتاناس اسکما داستان کوتاه ، روابط پیچیده لیتوانی با تاریخ خود و واکنش او از مخاطبان شهر خود انتظار دارد.

این مصاحبه برای شفافیت ویرایش شده است.

لوک پارکر برای تحقیق در مورد فیلم: من می خواهم این گفتگو را با صحبت در مورد چگونگی شروع این فیلم شروع کنم: یک سکانس بسیار مطمئن و درگیر یک شات که به اوج قتل عام گاراژ لیوتوکیس می رسد. می توانید چگونگی طراحی صحنه آن را توصیف کنید؟ زیرا به وضوح قطعات متحرک زیادی وجود داشت ، از جمله دقت تاریخی که باید در نظر بگیرید.

جورگیس ماتلوویشیوس: من کارگردانی این صحنه را با دیدن چند عکس واقعی از قتل عام ، که در سال 1941 اتفاق افتاد ، آغاز کردم. حدود 18 عکس وجود داشت که در بایگانی های KGB پیدا کردم. بنابراین ، من می خواستم مکانی واقعاً مشابه پیدا کنم زیرا مکان دقیق آن در کشور ما به مدرسه تبدیل شده است.

در تصاویر ، من دیدم که افراد زیادی در آنجا وجود دارند – 300 ، 600 یا موارد دیگر ، بنابراین من 250 اضافی داشتم. آنچه در مورد مکانی که از آن فیلمبرداری کردیم جالب بود ، استادانه بودن آن بود. پاسهای زیادی در اطراف و سپس این حیاط کوچک وجود داشت که همه چیز در آن اتفاق می افتد. و من واقعاً می خواستم مردم را در همه جا قرار دهم ، بنابراین از پنج نفر از دوستانم که مدیر نیز بودند خواستم گروه دیگری را در مناطق مختلف محل کنترل کنند. آنجا یک ارتباط شش نفره وجود داشت. و اکثر موارد اضافی بازیگر نبودند. بسیاری از آنها را فقط در اطراف پیدا کردیم زیرا پول زیادی برای این فیلم نداشتیم. همه تقریباً برای هیچ کاری کار نمی کردند.

SLAMDANCE 2021: مصاحبه با Jurgis Matuelevičius ، نویسنده-مدیر ISAAC
منبع: جام جم فیلم

در هر گروه ، چند بازیگر قرار داده ام تا به كارگردانان در كار با موارد اضافی كمك كنند. این تمرین دو روز طول کشید – مشخصاً نه با همه ، بلکه با بازیگرانی که همکاران نازی ، ملی گراها و همچنین یهودیان را بازی می کنند. در حالی که آن دو روز در حال تمرین بودیم ، من فهمیدم که چگونه دوربین را رقص می زنم ، چگونه باید شخصیت اصلی را دنبال کند.

می دانید ، ما اسبهای دویدن ، آتش سوزی و افراد زیادی داشتیم. 20 بار طول کشید. 20 دقیقه 8 دقیقه طول می کشد تا ضربه را بزنید.

فیلم شما از چند جنبه از داستان کوتاه Skema متفاوت است ، از جمله جزئیات به اندازه صحنه. این داستانی بود که در ابتدا در آمریکا رخ داده است ، اما شما آن را به لیتوانی برگردانده اید. آیا می توانید در مورد آن تصمیم صحبت کنید؟ پس زمینه لیتوانیایی چه چیزی به داستان آندریوس اضافه کرد که یک آمریکایی نمی تواند؟

جورگیس ماتلوویشیوس: خوب ، شخصیت اصلی همان جایی بود که قتل کرد. همه چیز واقعاً نزدیک است. موضوع اصلی ، هرچند ، بافت تاریخی است. آندریوس از یک رژیم ، رژیم نازی ، به رژیم دیگر ، شوروی می رود. بنابراین ، به نوعی شخصیت او را به عنوان یک عروسک ، به عنوان یک ترسو به تصویر می کشد. من واقعاً به آن اشاره کردم.

وقتی که من در مورد قتل عام و بعداً زمان اتحاد جماهیر شوروی در لیتوانی تحقیق می کردم ، زمینه کشور من برای من واقعاً مهم بود. من اطلاعات کارآگاهی زیادی پیدا کردم و واقعاً دوست داشتم از آن در فیلم استفاده کنم. بنابراین ، ما تم KGB را داشتیم ، مأمورانی که همیشه به مکالمات گوش می دهند. واقعی بود من حتی برخی از این ضبط ها را از زمانی که KGB دنبال بازیگران یا کارگردانان ، هنرمندان بود ، گوش می دادم. خیلی دور از حقیقت نیست

Skema داستان خود را دور قرار دهید این نوعی دفتر خاطرات از یک بیمارستان روانپزشکی است ، بنابراین من نمی خواستم خیلی از آن دور شوم. من می خواستم این احساس پارانویا را در فیلم قرار دهم ، و می خواستم آن مانند یک دفتر خاطرات ، جایی که صفحه های زندگی او دوباره در آن وجود دارد ، صحبت کند.

چه زمانی و چرا تصمیم گرفتید داستان کارآگاهی KGB را به آن اضافه کنید اسحاق؟ زیرا این امر به طور واضح چیز جدیدی در داستان کوتاه نیز بود.

جورگیس ماتلوویشیوس: Skema، نویسنده ، همه آثار او را خواندم. و او درامهای زیادی درباره پرسنل KGB دارد. او این یک درام درباره ملی گرایان لیتوانیایی را داشت که توسط لیتوانیایی KGB بازجویی می شود. بنابراین من می خواستم ترکیبی از نوشته های او و شخصیت های او را بسازم و در فیلم خودم قرار دهم. به علاوه ، من واقعاً می خواستم یک داستان پلیسی بسازم.

SLAMDANCE 2021: مصاحبه با Jurgis Matuelevičius ، نویسنده-مدیر ISAAC
منبع: فیلم جام جم

چیز KGB به من کمک کرد تا احساس مردم را برای مدت طولانی تحت رژیم بودن احساس کنم. کشور ما ، به مدت 50 سال ، زیر این دست بزرگ بود: استالین ، خروشچف ، برژنف. و من فکر می کنم KGB واقعاً به خوبی نشان می دهد که چگونه مردم در پریشانی زندگی می کنند و نمی توانند آزادانه صحبت کنند. سپس این مرد ، این کارگردان است که از ایالات متحده آمریکا می آید و می داند آزادی بیان چیست. احساس کرد و او سعی می کند فقط یک قطره از آن آزادی را به کشور ما بازگرداند ، و او خرد شده است.

آنچه از نظر من در مورد داستان KGB بسیار جالب است ، تقابل بین وحشی گری و اقتدار آژانس و وسواس کارآگاه برای رسیدن به ته قتل عام چندین دهه است. به نظر می رسد او بسیار علاقه مند به اصلاح این اشتباه خاص است. نوشتن شخصیت ، برای شما عجیب بود یا عجیب بود که با دانستن تاریخچه KGB ، این نوع وظایف قهرمانانه را به یک افسر KGB انجام دهید؟

جورگیس ماتلوویشیوس: من به عنوان یک دیوانه وسواس به تصویر می کشم. خوب ، این ایده اصلی بود ، تا او را مانند یک دیوانه دوست بدارم. من این داستان را در بایگانی KGB درباره یك مأمور كه ​​سعی در بدست آوردن این جایزه داشت ، خواندم كه KGB به افرادی كه به كشتار و کشتار یهودیان نگاه می کردند ، پیشنهاد می کرد. مثل یک حق بیمه با افتخار اسرائیل است. بنابراین ، این باعث شد که من شخصیت را بنویسم.

تضاد ، همانطور که گفتید ، نکته است. او مانند قهرمان به نظر می رسد ، اما متجاوز است. این نقطه ظلم و ستم و به ویژه اتحاد جماهیر شوروی است. آنها خود را به عنوان قهرمان به مردم خود نشان می دهند. ما جوایز استالین یا لنین “بهترین کارگر عامل” را داشتیم ، جایی که همه ، مرد کارگر و زن کارگر ، به عنوان قهرمان به تصویر کشیده شدند. این قسمت بزرگی از تاریخ ما بود.

در این فیلم به سه انتقال قدرت در لیتوانی اشاره شده است: اشغال اولیه شوروی ، و پس از آن اشغال نازی ها در سال 1941 ، و سپس بازگشت شوروی در سال 1945 و به دهه 1960 ، که بیشتر فیلم در آن اتفاق می افتد. تأثیر این شلاق سیاسی بر لیتوانی را چگونه توصیف می کنید و چگونه می خواهید این اثر را به فیلم ترجمه کنید؟

جورگیس ماتلوویشیوس: طی چهار سال ، ما دوباره توسط شوروی ، نازی و شوروی اشغال شدیم. وقتی این اتفاق می افتد ، چیزی در ذهن شما کلیک می کند و شروع می کنید به اعتقاد داشتن هیچ کس. شما فکر می کنید ، “چه کسی اهمیت می دهد؟” وقتی نازی ها می آیند ، همسایگان شما را می کشند. وقتی شوروی می آید خواهر و برادر شما را برای کار در اردوگاه ها به سیبری می فرستند. من واقعاً می خواستم این هرج و مرج را که در کشور من اتفاق افتاده است در ذهن شخصیت اصلی خود به تصویر بکشم.

از آنجا که می ترسید خودش بمیرد ، یا به زندان بفرستد ، از ترس رفتار کرد. او همانگونه كه عمل كرد عمل كرد و دست نشانده اين رژيم ها شد.

SLAMDANCE 2021: مصاحبه با Jurgis Matuelevičius ، نویسنده-مدیر ISAAC
منبع: فیلم جام جم

از هر دو طرف تبلیغات زیادی صورت گرفت. نازی ها فکر می کردند که شوروی قاتل است ، از جمله یهودیانی که با KGB کار می کنند. و شوروی ها در جهتی علیه نازی ها و هر ملی گرایی حرکت می کردند. در این زمینه ، مردم احساس کردند که باید برای کشورشان بلکه برای آزادی خود شما به عنوان یک انسان بجنگند. این واقعا یک دوره پیچیده از تاریخ ما است.

شما در مورد روابط پیچیده و تقریباً تجدیدنظرطلبانه لیتوانی با گذشته خود ، خصوصاً در این دوره زمانی صحبت کرده اید. این تقریباً مانند انکار انواع است. آیا انتظار دارید هر نوع واکنش تماشاگران لیتوانیایی نسبت به این فیلم واکنش نشان دهند؟

جورگیس ماتلوویشیوس: آره آره. من فکر می کنم هر کشور در طول تاریخ خود دارای اجزا parts ناشایست و افراد ناشایست است. هیچ استثنایی وجود ندارد. نمی گویم که ما به عنوان یک کشور در هولوکاست شرکت کردیم. من می گویم که ما افرادی داشتیم که با نازی ها همکاری داشتند. ما همچنین افرادی داشتیم که به مردم یهود برای فرار کمک می کردند. این همان چیزی است که با رژیم شوروی وجود دارد.

اما من فکر می کنم مشکل اصلی و سوال اصلی در اینجا به اخلاق فرد بستگی دارد. آیا شما حق کشتن دارید؟ البته جواب منفی است.

این بیشتر در مورد خود یک انسان است ، نه در زمینه تاریخی. به همین دلیل چیزهای مختلفی را وارد کردم تا نشان دهم دیدگاه من است. من موسیقی مدرن تری در آن قرار می دهم. مردم به زبان مدرن صحبت می کنند. بسیاری از جزئیات مختلف وجود دارد که به شما نشان می دهد این یک درام تاریخی است که در یک فضای داستانی قرار داده شده است. این مانند یک خواب بد است که نمی توانید از آن بیدار شوید.

آیزاک اولین بار در ایالات متحده در جشنواره فیلم Slamdance 2021 حضور داشت.

https://www.youtube.com/watch؟v=GF1IHH_7bpM

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند

کریسمس در آلمان نازی همانطور که انتظار می رفت پیچ و تاب داشت. خانواده های آلمانی کلوچه هایی به شکل سوستیکا می خوردند ، درختان صنوبر را با رونهای “سنتی” نوردیک تزئین می کردند و برای جلوگیری از اشاره به خدا ، مسیح و مسیحیت ، سرودهایی را می نوشتند که بازنویسی شده است. از آنجا که عیسی یکی از برجسته ترین یهودیان تاریخ است ، حزب نازی با تعطیلاتی که تولد او را جشن می گرفت ، جنگ کرد. نازی ها نیز به طور فزاینده ای نسبت به دین سازمان یافته احتیاط می کردند. آنها حتی سعی کردند تولد مسیح را با تولد جایگزین کنند آدولف هیتلر – او “نجات دهنده فورر” را صدا كردند.

در سالهای رژیم نازی آغشته و دهه های پس از آن ، روابط آلمان و کریسمس مخدوش و ناخوشایند بود. این نبرد نازی ها در برابر کریسمس ستون فقرات روایت غیرمعمول کلاسیک عجیب و در عین حال دوست داشتنی کریسمس را تشکیل می دهد: انیمیشن ویژه ایست متحرک 1970 Santa Claus Comin ’to Town است.

Burgermeister Meisterburger و رژیم نازی وی

سانتا کلاوس به شهر می آید ، امسال 50 سالگی خود را جشن می گیرند ،یک محصول Rankin / Bass است که به دنبال سایر کالاهای ویژه ایستاده کریسمس استودیو است رودلف گوزن شمالی بینی قرمز و پسر کوچک درامر. اولین بار در سال 1970 با فیلمنامه ای از استودیوی معمولی از تلویزیون پخش شد رومئو مولر. در بررسی من از رودلف گوزن شمالی بینی قرمز و این روایت آشکار کویر آن است که من گفتم Santa Claus Is Comin ’to Town “سانتا را به عنوان یک چهره مسیحی دوباره بازسازی می کند و تصور می کند که عیسی می توانست هولوکاست را متوقف کند” ، این نوع خلاصه ای نیست که شما فقط بدون پیگیری در مورد مردم می نویسید.

Santa Claus Comin ’to Town است داستان اصلی سانتا است و راوی ما ، S.D. ، توضیح می دهد “در یکی از کشورهای شمالی” کلوگر (با صداگذاری توسط فرد آستر، چرا که چرا نه). روستایی که در آن مولر صحنه ما سامبرتاون است ، یک شهرداری کوچک و بدبخت که در آن مردم شهر سیاه می پوشند ، هیچ کس رابطه جنسی برقرار نمی کند و همه آنها احتمالاً گرسنه هستند.

Burgermeister Meisterburger (پل فریز) بر سامبرتاون سلطنت می کند ، در حالی که شهروندان گرسنه می شوند خود را خسته می کند و برای حفظ صلح به شبه نظامیان خود اعتماد می کند. سربازان همه با لباس ضد جنگ جهانی اول ، کامل با پیکلهاوبن کلاه ایمنی خوشه دار من فکر می کنم Burgermeister ، که نیروهای نظامی او را “Her Burgermeister” می نامند ، واقعاً یک پادشاه است. اما از آنجا که نمایش ویژه یک شهر عمومی پروس فرهنگ قرن 18 با قرن 19 را مخلوط می کند پیکلهاوبن و نازیسم قرن بیستم ، خواندن جزئیات تمثیل آن دشوار است.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

بدیهی است که Burgermeister قصد دارد که یک هیتلر کامپوزیت. او یک استبداد دیوانه و با تعصب شدید است – در اینجا ، این در برابر اسباب بازی ها است – و همه او و سربازانش با لهجه های آلمانی سنگین صحبت می کنند در حالی که صدای ساکنان شهر و سانتا شبیه آمریکایی ها است.

جنگ او با اسباب بازی ها از انزجار عمیق او برای خوشبختی شهروندانش ناشی می شود (حدس می زنم سامبرتاون نامی برای زندگی داشته باشد). بعد از اینکه او هنگام پایین آمدن از پله های کاپیتول روی یک اسباب بازی بلغزد ، در بیمارستان پیچ می خورد. “اسباب بازی؟” او با کمال ناباوری از ستوانش می پرسد. “همانطور که شک کردم … از اسباب بازی ها متنفرم. و اسباب بازی ها از من متنفرند! یا آنها می روند ، یا من می روم … و مطمئناً نمی روم. ” وی خواستار ذوب شدن همه سربازان قلع ، دستگیری عروسک های بالرین و غرق شدن قایق های اسباب بازی است. وی می گوید: “بدین وسیله اسباب بازی ها غیرقانونی ، غیراخلاقی ، غیرقانونی اعلام می شوند و هر كسی كه یك اسباب بازی در اختیار داشته باشد ، دستگیر و در سیاه چال انداخته خواهد شد.”

Burgermeister تهدید به دستگیری کودکان ، ایجاد ممنوعیت منع رفت و آمد منزل ، و مأموریت می دهد که پس از غروب آفتاب همه درها و پنجره ها قفل شود ، و او و رژیمش شبانه به خانه ها حمله می کنند تا اسباب بازی هایی را که ممکن است پنهان شوند جستجو کنند (بخوانید: زیر تخته کف یا داخل پیانوها). “در محل جستجو کنید! اگر به اندازه یک سنگ مرمر یا نصف جک پیدا کنید ، کل خانه دستگیر شده است! ” او در حالی که خانواده ای در سالن مسافرتی ترسیده اند ، سربازان خود را فریاد می کشد.

افراطی بودن قوانین Burgermeister در قوانین نورنبرگ ، که در آلمان یک کشور نژاد محور ایجاد می کند و سوزاندن کتاب در سراسر کشور را تسهیل می کند ، دارای همتایان واقعی است. بعد از کریستیلناخت ، قوانین ضد یهودی بیشتر منجر به دستگیری های جمعی و مجازات اعدام برای هر کسی که یهودیان را پناه می دهد ، شد.

Burgermeister یک اسباب بازی را در میدان شهر سوزانده است. “فرزندان سامبرتاون!” او فریاد می کشد ، و مشعل را به سمت اسباب بازی ها گرفته است. “دیگر هرگز بازی نخواهی کرد!” او آنها را در وسط شهر جلوی چشم بچه ها روشن می کند و سربازانش به تماشای اردک های چوبی و خانه های عروسکی می روند که در شعله های آتش به همان روشی که نازی ها تماشا می کردند صفحات کتاب پیچ خورده و در آتش خاکستر می شوند.

سانتا شکل مسیح

Burgermeister و رژیم نازی اش ، به همین ترتیب ، علیه کریسمس عصبانی می شوند هیتلرحزب در دهه های 1930 و 40 انجام شد. کریسمس در Kris Kringle شخصیت پردازی شده است (میکی رونی) ، که پیدایش آن با تصاویر مذهبی و اساطیر کلاسیک قهرمان مسیحی به اوج کتاب مقدس رسیده است. منشأ او داستان بسیاری از پیامبران قبل از او را تداعی می کند.

کریس ابتدا مانند موسی ، استر و عیسی به عنوان یتیم وارد دربار Burgermeister می شود. یادداشتی که روی پتو او چسبانده می شود ، سرنوشت او را نشان می دهد مانند کریس که در یک رمان YA بد زندگی می کند: “او استثنایی خواهد بود ،” این نت پیش بینی می کند ، “فقط اگر عشق مورد نیاز او باشد.”

Burgermeister وقت این شیطنت را ندارد و سفارش می کند کودک را به پرورشگاه خارج از شهر بفرستد. در مسیر ، اما ، سورتمه کریس توسط باد شدید از بین می رود. او مانند موسی در سبد نی ، کوهی را به جنگل منفجر کرده و سرانجام در آستانه یک خانواده برجسته فرود می آید.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

از آنجا ، مضامین قهرمان مسیحی خاموش است – اگرچه ادیسه کریس از طریق جنگ جهانی وارلاک را می توان به 40 روز وسوسه عیسی در بیابان تشبیه کرد ، و خویشاوندی او با حیوانات جنگل را می توان به خوبی متصل کرد ، قهرمانان کتاب مقدس را انتخاب کنید. مسیحیت یهودیت همه اینها زمانی برمی گردد که Burgermeister بابانوئل را از انجام تحویل اسباب بازی به سامبرتاون غیرقانونی اعلام کرد ، اما کریس گروه را برای انجام آخرین کار با هم جمع می کند و همه را به خطر می اندازد تا یک اسباب بازی کشتی نوح را به یک دختر کوچک بیمار تحویل دهد.

کریس ، مانند عیسی ، برای مردم شهر معجزه می کند – او نه تنها باعث شادی و نشاط فرزندان سامبرتاون می شود ، بلکه می تواند آینده را بخواند ، ذهن مردم را بخواند ، گوزن شمالی را پرواز دهد و بدترین ریش جهان را رشد دهد. وقتی کریس با کینه Burgermeister روبرو شد ، حتی نمی تواند خود را متنفر از پادشاه سامبرتاون کند. مسیح نفرت نیاورد. او آمد تا به خانه ها نفوذ کند و با جنگ افزارها دوست شود و همه او از جای جنگ خارج است.

بسیاری از مضامین مذهبی در عروسی او با معلم مدرسه شهر ، خانم جسیکا متبلور می شوند (رابی لستر) آستر به ما می گوید ، “آنها در جنگلهای زمستانی ساکت در برابر خداوند ایستادند و کلیسای جامع آنها یک نخلستان از درختان کاج بود.” به طرز عجیبی ، Warlock Warlock (کینان وین) باید کمی جادو از خدا بخواهد. جادو تمام نکته بابانوئل است! در داستان اصلی او ، به ما نشان داده شده است که جادوی کریسمس حتی قدرتمندترین نیرو در جهان نیست. سانتا و وارلاک به قدرت بالاتری پاسخ می دهند. (نکته: این خداست.)

آهنگ سیمای اتصال مسیح ، آهنگ عروسی کریس و جسیکا ، “What Better Way To Tell You” ، به طور مستقیم به تولد عیسی اشاره می کند و یک خط مستقیم از مجوس کتاب مقدس می آورد که به عروسی سانتا و جسیکا هدایای خود را در عروسی عوض می کنند. “این رسم از مدتها قبل آغاز شده است ،” آستر آواز می خواند ، “هنگامی که مردان خردمند برای اولین بار سه نفر / هدیه های عشق ، عشق / به نوزادی تازه متولد شده اهدا کردند.” (اکثر آهنگ ها وحشتناک هستند.)

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

در جمع بندی ویژه ، به ما یادآوری می شود که شب کریسمس “مقدس ترین شب سال” است و داستان سانتا ، مانند تمام داستان های کتاب مقدس ، دارای درس های اخلاقی است که شما باید از آن بگیرید. من ممکن است در مدرسه یکشنبه فقط نیمی از توجه را داشته باشم ، اما آخرین لحظه Santa Claus Comin ’to Town است دقیقاً همان نوع چیزهایی است که تماشا می کنیم ، و با اتصال سانتا به موضوعات خیرات ، دلسوزی و عشق عمیق و پایدار به خدا پایان می یابد.

یهودیت اسباب بازی ها

تا کنون ، جالب ترین جنبه ویژه تمثیل پیچیده آن برای آزار و اذیت مردم یهود توسط رژیم نازی است. در تمثیل ، اسباب بازی ها برای نشان دادن یهودیان است. به نظر ناراحت کننده ، تحقیرآمیز و کمی شوخی آور است ، اما سابقه طولانی شدن عینیت قوم یهود توسط پروس و امپراتوری آلمان را در نظر بگیرید. که در آموس ایلونرا حیف آن همه ، وی در مورد بررسی یهودیان آلمان از سال 1743 تا ظهور رایش سوم نوشت که یهودی در پروس “از حقوق محروم شد و به کالایی مانند یونجه یا گاو تبدیل شد.” تنها راهی که یهودیان می توانستند به برلین قرن هجدهم وارد شوند ، دروازه ای بود که مخصوص دام ها بود.

همچنین این مسئله وجود دارد که شهر چگونه قانون ضد اسباب بازی Burgermeister را به راحتی می پذیرد. همه سامبرتاون بلافاصله با آن همراه هستند. حتی خانم جسیکا ، معلم جدید مدرسه ، بی چون و چرا می پذیرد که اکنون اسباب بازی ها غیرقانونی هستند و تهدیدی برای دولت محسوب می شوند. آنها به راحتی برای مشکلات شهر فریب می خورند.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

سانتا کلاوس به شهر می آید ، با این حال ، استادانهآنقدر به شما سر می زند که حتی نمی توانید به تمثیل هولوکاست در هسته آن فکر کنید. به عنوان مثال سانتا ، یک آهنگ کامل را در مورد چگونگی نیاز کودکان به نشستن در دامان او و پرداخت بوسه به او می دهد اگر اسباب بازی می خواهند ، که برخی از گریه های وحشتناک درجه A است. (آهنگ برای اکثر پخش های شبکه قطع یا مختصر شده است.)

جسیکا تصنیف قدرتمندانه دهه 70 را می خواند. Burgermeister با یو یو بازی می کند. و این یک فرد جانبی عجیب و غریب پنگوئن وجود دارد ، Topper – به هر حال توپر چه فایده ای دارد؟ او زیلچ می کند تا داستان را پیش ببرد. او مفید ، بامزه یا باهوش نیست. او اظهار داشت که یک مدیر شبکه با دیدن استوری بورد ها می گوید: “هوم ، سانتا با گونی اسباب بازی هایش در حال دویدن در این شهر بدبخت است. احساس کردن درست است … من می دانم! یک پنگوئن به آن اضافه کنید! یار جانبی پنگوئن! و کمی روسری راگبی به او بده! “

معمای جن

Santa Claus Comin ’to Town است بر اساس آهنگ مشهور همان آهنگ ، به همان روشی که فیلم ساخته شده است کشتی جنگی، که در آن لیام نیسون و ریحانا مبارزه با بیگانگان در دریا ، بر اساس بازی رومیزی است. این یک چیز گیج کننده است که باید بخاطر بسپارید ، Santa Claus Comin ’to Town است هیچ پایه ای در آهنگ ندارد. به عنوان مثال خانواده جن ها ، کرینگز را در نظر بگیرید – آنها در بالای کوه Winter Warlock در دره رودخانه رنگین کمان زندگی می کنند ، و کریس جوان را هنگامی که موسی را به آستان خانه خود می برد ، می برند.

پدرسالار ، تانتا کرینگل (جوآن گاردنر) ، در مقایسه با نازی های سامبرتاون ، تنها شخصیت خوب لهجه آلمانی است. Kringles ، او از طریق ترانه به ما می گوید ، قبلاً “مشهور جهان” بوده و از حق امتیاز برخوردار بوده است ، جزئیاتی که نه تنها در آهنگ اصلی وجود ندارد بلکه هیچ تأثیری در داستان ندارد – آنها می توانند از یک طیف طولانی صاحبان سالن های بولینگ و تفاوتی نمی کند. تنها جنبه داستانی که این تصمیم بر آن تأثیر می گذارد ، زیرمتن یهودی است.

ایلون در می نویسد حیف همه چیز درباره شهرت باستانی که توسط روشنفکران یهودی در قرون وسطی کسب شده است. وی می نویسد: “آنها طبقه متوسط ​​اولیه شهری را از تجار ، جراحان ، داروخانه ها و صنعتگران با طلا ، نقره و سنگ های قیمتی تشکیل می دادند.” این در مورد کرینگلز نیز صدق می کند – در هیچ کجای سامبرتاون ، جایی که القا می شود قبلاً کار می کردند ، نشانه هایی از یک طبقه متوسط ​​مشاهده نمی کنیم. به نظر می رسد که تنها شغل در شهر عضویت در شبه نظامیان Burgermeister باشد که ساختارهای مذهبی مانع از پیگیری یهودیان می شود. Kringles تنها صنعتگرانی هستند که در فیلم می بینیم. (برخی از منتقدان ادعا کرده اند که این جنگل شخصیت یهودی است ، اما ما در مورد او بسیار اندک می آموزیم که نمی توانم صادقانه در این باره صحبت کنم).

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

ایلون همچنین در مورد “یهودیان درباری” می نویسد ، یک جمعیت کوچک نخبه از یهودیان ممتاز که مستقیماً امور مالی و کالاهای دادگاه را کنترل می کردند – یک سیستم منحصر به فرد آلمان. کرینگل ها در هر دو دسته قرار می گیرند ، که یادآوری تاریخ یهودیان در آلمان است. از آنجا که او را بزرگ کردند ، کرینگل ها فرهنگ و میراث یهودی خود را بر روی کریس ترسیم می کنند. هنگامی که او با اسباب بازی های گونی پشت خود را به سمت سامبرتاون رهسپار می کند ، او خشن را مجسم می کند بتلجودن بسیاری از عشایر یهودی مجبور به گذراندن سبک زندگی شدند

نتیجه گیری: صرفه جویی در کریسمس

با همه تمثیل های خاص درباره نازیسم و ​​ظهور فاشیسم در آلمان ، Santa Claus Comin ’to Town است با یک جارو زدن واقعا عجیب و غریب در زیر فرش به پایان می رسد. کلوگر می گوید: “Meisterburgers ، نیمه خاموش شد و از قدرت افتاد. و توسط و توسط ، افراد خوب فهمیدند که قوانین Meisterburger چقدر احمقانه است. خوب ، همه خندوانه فوق العاده ای داشتند و همه چیز را فراموش کرده بودند. ” متاسف، فرد آستر، اما یک خنده مفرح و مبهم و درک گسترده نقایص رهبر قدیمی برای اطمینان از اینکه تاریخ هرگز تکرار نمی شود کافی نیست. این یک تخیل تحقق آرزو است و همانطور که فاشیسم در دنیای واقعی پس از سال 1945 به ما آموخته است ، یک پلیس کامل و کامل است.

یک جمع بندی بهتر از فاشیسم “قرار دادن یک پا در مقابل پای دیگر” است ، آهنگی که کریس در مورد چگونگی تغییر نگرش شما آسان می خواند. در این فیلم ، این مفهوم معنای مثبتی در مورد تغییر دیدگاه شما برای تبدیل شدن به یک فرد بهتر ، شادتر و ذوب شدن قلب یخی warlock دارد. اما این آواز همچنین شیب لغزنده فاشیسم را توصیف می کند و اینکه چگونه ستم سیستمی می تواند به تدریج به نسل کشی تبدیل شود. یک چیز به چیز دیگری منجر می شود ، و به زودی از در بیرون می روید.

Santa Claus Comin ’to Town است مثل دو فیلم احساس می شود: یکی داستان اصلی بابا نوئل با مضامین مسیحیانه وار. دیگری یک فیلم سکولارتر است که جسورانه به تاریخ آزار و اذیت یهودیان در آلمان می پردازد و تصاویر نازی های بسیار روی بینی را نشان می دهد. از طریق استفاده از تاریخ متناوب – به تصویر کشیدن سانتا به عنوان شخصیتی مسیحی مانند که اگر در دهه 1930 بود ، می توانست جلوی سقوط آلمان به فاشیسم را بگیرد – این فیلم یک داستان کاملاً متعالی و غیر مسیحی را به یک داستان کاملاً مذهبی تبدیل می کند. احساس گربه ماهی می کند ، مثل اینکه کودکان را به دین وادار می کند. اما در همان زمان ، آیا دلیل حضور Topper در آنجا نیست؟ و آهنگ ها؟ و قفل جنگی؟ تا شما را از مضامین مذهبی منحرف کند؟

در مورد درگیری طولانی مدت آلمان با کریسمس ، تلاش نازی ها برای ایجاد ریشه های “ژرمنی” و “سنتی” بیشتر برای این تعطیلات ناموفق بود ، هرچند برخی از اعمال و سرودهای تجدید نظر شده برای چند دهه در آن جا ماند. جمهوری دموکراتیک آلمان در 1950s جنبش ضد مسیحی سازی مشابهی را آغاز کرد ، اما این نیز ناکام ماند.

ملت در دهه 60 و 70 برگشت. آلمان ثروتمندتر شد ، کریسمس به کانون سال تقویم خرده فروشی تبدیل شد و تا دهه 1980 ، این کشور به وضعیت مصرف گرایی انبوه رسیده بود که خود اکثریت دنیای غرب را به کام خود فرو برد. آلمان هرگز در مبارزه با بابانوئل پیروز نشد ، کریسمس پس انداز شد ، و فقط با 79.99 دلار در آمازون ، می توانید یک زیور آلات Hallmark از Winter Warlock و رفیق قدیمی او ، Topper the penguin بخرید.

به چی فکر میکنی بابا نوئل به تاون می آید؟ Rankin / Bass ویژه مورد علاقه شما چیست؟ در زیر با افکار خود نظر دهید


Santa Claus Comin ’to Town را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!