من خیلی مراقبت می کنم: رزاموند پایک بسیار چشمگیر است

بعد از تبدیل شدن به عنوان امی دان در سال 2014 دختر از دست رفته، هر فیلمی با بازی رزاموند پایک بعنوان یک زن بدجنس و در عین حال یک زن جامعه شناس مطمئناً سرش را برگرداند پایک به برخی از آن انرژی شگفت انگیز امی برای ضربه می زند من خیلی مراقبت می کنم ، یک تریلر کمدی تاریک در مورد یک سرپرست قانونی که از مشتری های مسن خود سود می برد. وقتی او ناخواسته با یک گانگستر برجسته درگیر می شود ، اوضاع خطرناک می شود (پیتر دینکلجی)

در حالی که من خیلی مراقبم با لحنی کمپی شروع می شود ، کمدی کم کم با جدی شدن داستان کمرنگ می شود و فیلم اندکی برای آن رنج می برد. با این حال، پایکعملکرد غیر قابل انکار جذاب ، شخصیت های فرعی عالی و نویسنده-کارگردان جی بلاکسونبرداشتن سرمایه داری و بهره کشی از افراد مسن یک داستان جنایی آمریکایی را فوق العاده منحصر به فرد می کند.

کمدی تاریک Pitch

این فیلم با مارلا گریسون آغاز می شود (پایک) به ما بگویید که “هیچ چیزی به عنوان افراد خوب وجود ندارد” و تأیید آنچه که احتمالاً اکثر مردم قبلاً می دانند ، است. در آمریکا ، صعود با تلاش و بازی منصفانه به قله ها افسانه است. اما مارلا کنشگری برای تغییر سیستم نیست. به گفته خودش ، “من یک شیر لعنتی هستم.” این صداپیشگی در حالی بازی می کند که پسر یکی از مشتری های مارلا برای نفوذ به تسهیلات مساعدت شده ای که مادرش در آن نگهداری می کند می جنگد. از ابتدا مشخص است که شخصیت اصلی ما کسی نیست که بخواهیم برای او ریشه بگیریم ، اما او مطمئن است که فریبنده است. .

من خیلی مراقبت می کنم: رزاموند پایک بسیار چشمگیر است
منبع: نت فلیکس

این افتتاحیه لحظه ای برای اولین کاری است که اردوگاه را با انتقادات آمیخته است. مارلا به یک vape بزرگ خنده دار برخورد می کند و لبخندی ساختگی را که به نوعی قاضی را متقاعد می کند ، می زندایسیا ویتلاک جونیور) که او واقعاً در تلاش است تا به افرادی که با آنها ارتباط برقرار می کند کمک کند. واکنش او به خبر مرگ غیر منتظره یک مشتری نه ناراحتی بلکه ناراحتی است که او اکنون مجبور است با مدارک وراثت او دست و پنجه نرم کند. سرد است ، اما زایمان آنقدر شدید است که نمی توانید سرگرم شوید.

هر شخصیت جدید معرفی شده انرژی مناسب را برای مطابقت با آن به ارمغان می آورد پایکها دیان وایست در نقش جنیفر پیترسون بازی می کند ، زنی که مارلا بدون اینکه بداند با جنایات سازمان یافته ارتباط دارد ، او را غنیمت می گیرد. افسانه ای مانند Wiest انتظار می رود که نقش بزرگتری داشته باشد ، اما او مدت زمان محدودی را که دارد ، با قرائت های به یاد ماندنی مانند “من بزرگترین اشتباهی هستم که مرتکب می شوی” می فروشد. کریس مسینا به عنوان یک وکیل کوسه ای با لباسهای پر زرق و برق که دوباره فساد و زن ستیزی را نشان می دهد ، کوتاه ظاهر می شود. صحنه او با مارلا یکی از بهترین فیلم ها است که بهترین بازیگران و فیلمنامه را به نمایش می گذارد.

من خیلی مراقبت می کنم: رزاموند پایک بسیار چشمگیر است
منبع: نت فلیکس

بیشترین دلیل آسان بودن لذت بردن از فیلمی با چنین موضوع ناراحت کننده ای این است پایک. او چنان کاملاً در نقش مارلا گریسون می نشیند که احساس می کند برای بازی در او به دنیا آمده است. او سحر و جادویی را که در نمایش هایی مانند لئوناردو دیکاپریو که در گرگ وال استریت و اخیراً جکمن هیو که در آموزش بد شخصیت او یک فرد عینی بد است که تنها انگیزه او ثروتمند شدن است. اما او در جذابیت مردم اطراف خود و به نوبه خود مخاطب بسیار خوب است که شما در داستان او سرمایه گذاری می کنید.

کاوش جدیدی در مورد جنایت آمریکا

پیتر دینکلجی نقش Roman Lunyov ، رئیس اوباش بیرحمانه روسی را دارد که وقتی به خواسته های خود نرسد ، اسموتی به طرف دژخیمان خود می اندازد. صحنه هایی که او و پایک toe-to-toe از بهترین های فیلم هستند. دینکلاژ چندین دهه است که نمایش های به یاد ماندنی را پشت سر می گذارد (وی موفق به کسب 4 جایزه امی برای بازی تاج و تخت) اما این نقش اثبات می کند که وی باید پروژه های بیشتری را هدایت کند.

در حالی که دینکلاژ خودش عالی است ، زیرا شخصیت او پیشرفت بیشتری دارد ، لحن فیلم به چیزی بسیار تاریک تبدیل می شود. از نظر تئوری ، این انتخاب خوبی است. در مورد چنین موضوعی ناراحت کننده ، فقط می توان در داستان بسیار سبک و روشن بود. با این حال ، در این فیلم ، تغییر لحن خیلی آرام احساس نمی شود. در این مرحله ، با فرارهای غیرواقعی از مرگ و گفتگوی اساسی ، احساس هیجان انگیز استاندارد استودیویی شروع می شود. در این مرحله از فیلم لحظاتی وجود دارد که آن را از جدا شدن کامل از بقیه فیلم نجات می دهد ، مانند مارلا با استفاده از گرمکن هات داگ پمپ بنزین به عنوان بخاری شخصی.

توجه به جزئیات در این فیلم قابل اغماض نیست. مدل موی مارلا همانند گفته های او تیز است. کت و شلوارهای رنگ روشن او کاملاً متناسب و متناسب است و نشان دهنده وسواس شخصیت برای متقاعد کردن مردم به چیزی است که او نیست. مسیناشخصیت شخصیت او با لباس های کلنل سندرز esque او افزایش می یابد. طراحی تولید نیز عالی است. دیوار تصاویر مارلا از مشتریانش بیش از دفتر قیم قانونی شبیه هیئت مدرک FBI است. همه جنبه های فنی پیش می رود بلاکسونداستان یک شگفتی سبک است.

من خیلی مراقبت می کنم: رزاموند پایک بسیار چشمگیر است
منبع: نت فلیکس

در نهایت آنچه باعث برجسته شدن فیلم می شود بلاکسونمشاهدات در مورد جرم. ما غالباً داستان هایی را درباره نحوه سو the استفاده سالمندان نمی بینیم ، چیزی که شایسته توجه ما است. این فیلم همچنین دارای یک دیدگاه فمینیستی است که با توجه به اینکه مارلا از نظر اخلاقی شخصیتی فاسد است جالب توجه است. او حتی به عنوان یک هنرمند موافق بر اساس جنسیت خود با موانعی روبرو می شود. این موضوع به بهترین وجه در مکالمه وی با مسینا ، چه کسی او را اصلاح می کند وقتی او به یک دکتر زن به عنوان “او” مراجعه می کند. او با ترکیبی از سرگرمی و عذرخواهی جعلی به تصحیح پاسخ می دهد و می گوید: “البته”. گرچه قطعاً مارلا برای ما ریشه نمی اندازد ، اما این چیزی است که بسیاری از افراد می توانند با آن ارتباط برقرار کنند ، مهم نیست که در چه زمینه ای هستید ، حتی ارتباط برقرار کنید.

من به آتعداد زیادی: نتیجه

به دلیل اکران دیرهنگام آن در فصل جوایز امسال ، بسیاری از دیدن آنها تعجب کردند پایک نامزد گلدن گلوب بهترین بازیگر زن – موزیکال یا کمدی شوید. اما اگر دیده اید من خیلی مراقبت می کنم ، شما می دانید که او لیاقت این کار را دارد و بیشتر. فیلمتقریباً از یک تغییر صدا رنج می برد ، اما بلاکسوندیدگاه هنوز به اندازه کافی رایج است که فیلم سرگرم کننده و روشن کننده است. این موضوع در ژانر جنایی آمریکایی جای جدیدی را ایجاد می کند و شما را به فکر فرو برد که واقعاً در راس این کشور قرار دارد.

چه احساسی داشتی خیلی مراقبم؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

من خیلی مراقبم در ایالات متحده در Netflix و در Amazon Prime در برخی از مکانها در 19 فوریه 2021 منتشر شد.

https://www.youtube.com/watch؟v=D40uHmTSPew


سازمان دیده بان من خیلی مراقبت می کنم

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لانا استانتزاک

لانا استانتزاک دانشجوی دانشکده کلمبیا شیکاگو است که در رشته نوشتن خلاق با تمرکز در داستان های غیر داستانی تحصیل کرده است. سلیقه او در فیلم بسیار متنوع است و برخی از موارد مورد علاقه او شامل Singin ‘In The Rain ، Ex Machina ، Heathers و Ghostbusters است.

بررسی مالکولم و ماری: یک آشفتگی توخالی از نظر احساسی

در یک صحنه محوری تقریباً ده دقیقه مانده به پایان مانده است مالکوم و ماری، جان دیوید واشنگتنمالکوم با عصبانیت می گوید زندایاماری “شما روان پریش هستید”، که او تلافی می کند ، “شما هذلولی هستید”. بسیار نادر است که فیلمی از راه برسد که بتواند در یک تبادل دیالوگ ساده از فیلمنامه آن محصور شود ، اما در مورد سام لوینسونآخرین گردش ، این کار تقریباً خیلی ساده انجام می شود. در طی چند هفته در طی بیماری همه گیر COVID-19 تحت پروتکل های ایمنی شدید ، شلیک شده است لوینسونسومین ویژگی فوراننده احساسی یک پروژه جاه طلبانه است ، اما یکی از این بلند پروازی ها فروپاشیده است. دقیقاً مانند دو لید آن ، مالکوم و ماری شکنندگی وحشیانه ای را در خود جای می دهد که به درونی بودن فیلم نفوذ می کند. وزنی مشابه سری HBO او را دارد رضایت (همچنین با بازی زندایا) ، نمایشی که سبک در هر قاب را شل می کند و در عین حال ناامنی هایی را که در هوای نفس کشیدن شخصیت ها نفوذ می کند ، می پیچاند.

بسیار شبیه به رضایت، مالکوم و ماری در سطح زیبایی است. به ویژه به لطف ، هر صحنه در ارائه خود با یک احساس منحصر به فرد از تکینگی تزریق می شود مارسل ریوفیلمبرداری فوق العاده زیبایی و لوینسوناین شخصیت ها را بیان می کند. و با این وجود ، بسیاری از عناصر ضروری در این نگاه خسته کننده با اعتماد به نفس و در عین حال سرسام آور توخالی در روند خلاقیت و وسایل آزمایش روابط (و همچنین جبران ناپذیری بالقوه آنها) وجود ندارد. بیشتر اوقات ، این فیلم به اندازه کافی شایسته است که بتواند به عنوان یک نگاه جذاب در این مضامین قرار بگیرد ، اما تقریباً در اجرای آن به اندازه منسجمی نیست که برای ارائه آن لازم باشد.

بررسی مالکولم و ماری: یک آشفتگی توخالی از نظر احساسی
منبع: نت فلیکس

برای یک فیلم مانند یک جسارت ثابت لازم است مالکوم و ماری کارکردن به طور خاص تر ، یک تعادل ظریف. لوینسونگرایش های بصری به اندازه کافی فصیح است که به فیلم اجازه می دهد زمین محکم تری برای پیمودن آن باشد ، اما طولی نمی کشد که خاک از آن می لغزد و متعاقباً فیلم با شکاف با شکاف مواجه می شود. علی رغم جذابیت آن ، بین تصویر قابل توجه و روایت راکد یک رابطه قطع وجود دارد (یک مشکل لوینسون به نظر می رسد با پروژه های خود روبرو است) ، و در نتیجه این ناسازگاری روشن ، مالکوم و ماری تقریباً از هر نظر عمیقا احساس ناراحتی می کند.

عملکرد الکتریکی

به همان اندازه که مشخصات فنی آن از صمیم قلب یک ظرف غذا است ، مالکوم و ماری انبوهی از موارد را دارد که حتی در ناامیدترین قطعات آن را زنده نگه می دارد. این شامل ، البته ، زندایا و جان دیوید واشنگتنمن به عنوان یک زوج تیتراژی جذاب ، اجرای عالی و کاملاً جذابی را ارائه می دهم. هر دو با سطحی غیر منتظره و قابل اعتماد و اطمینان از خود وارد صحنه می شوند و شخصیت هایی را به نقش های خود می رسانند كه آنها را از یكدیگر متمایز می كند و در عین حال اجازه می دهد تا با پیشرفت زمان اجرا ، درگیری واقع بینانه تری بین شخصیت های آنها داشته باشد.

شاید به همین دلیل بسیار ناامیدکننده است که به دلیل آن ، شیمی انکار ناپذیر آنها کاملاً قابل استفاده نیست لوینسوناصرار ظاهراً بیش از آنکه بتواند جوید ، بر گاز گرفتن است. در طول مالکوم و ماری100 دقیقه طول می کشد ، یک عدم تعادل تکان دهنده در همه وجود دارد. وعده ای که این داستان با آن شروع می شود با سنگینی عوامل متعددی که درست در مسیرهای خود متوقف می شوند سرکوب می شود. لوینسوناسکریپت نمایش یک نمایش کاملاً خودنمایی از تحریک بدون مرز است. تاکنون هرگز حدس نمی زند که تماشاگر از فشار فیلم احساس لغزش کند ، اما در نقاط مختلف بسیار زیاد است.

بررسی مالکولم و ماری: یک آشفتگی توخالی از نظر احساسی
منبع: نت فلیکس

همراه با این یک تلاش کاملاً مذموم در امر رسمی است که به سادگی تحقق نمی یابد. لوینسوناگر در شخصیت های او هر نوع پیچیدگی یا صمیمیت دیده می شد ، ساختار در اینجا ممکن است بهتر کار کند ، اما روابط مالکوم و ماری هرگز قابل لمس نیست. این به عنوان یک سازه مناسب عمل می کند و چیز دیگری نیست بلکه ریشه در اصطکاک دردناک کشش و فشار دارد که به طور مداوم احساس می کند فرش را از زیر بیننده خارج می کند ، زمانی که آنها حتی متوجه نمی شوند که روی یک ایستاده اند. در آن دروغ است مالکوم و ماریقابل لمس ترین نقص: ناتوانی در سازگار ماندن با هدف خود و تحویل متزلزل در نتیجه.

سبک جارو

افزودن به دو نمایش سرب با شکوه پوسته بیرونی زرق و برق داری است که به راحتی قابل پیش بینی بود اما با این وجود یک پوشش دلپذیر برای درجات مختلف غیرقابل پیش بینی روایت است. مارسل ریوفیلمبرداری سیاه و سفید 35 میلی متری یک سفر استثنایی است و معجزه می کند تا فیلمنامه ای جدا از هم را که دارای ویژگی بصری است ، به همان اندازه که در فضای پر زرق و برق (اما هرگز بیش از حد پر زرق و برق) نقش دارد ، تسخیر کند.

همکار مکرر لوینسون لبرینت (که اخیراً برنده جایزه امی برای شده است سرخوشی نمره) بازگشت به ترکیب نمره برای مالکوم و ماری و در حالی که ممکن است به اندازه او مشخص نباشد رضایت امتیاز این بود ، مطمئناً میزان علاقه مشابهی به داستان و نحوه سازگاری با آن دارد. نمره او آنقدر که انتظار می رود در فیلم دیده نمی شود ، اما بقیه موسیقی متن خوشبختانه آنقدر قوی است که می تواند صرفه جویی کند تعداد انگشت شماری از لحظات خسته کننده تر که در سراسر کشور پراکنده شده اند.

بررسی مالکولم و ماری: یک آشفتگی توخالی از نظر احساسی
منبع: نت فلیکس

اما متأسفانه ، حتی اغوا کننده ترین تکنیک های سبک شناسی لوینسون و شرکت استخدام نمی تواند این خرابکاری را از خودش نجات دهد. در طول 100 دقیقه ، مالکوم و ماری بحث بین جفت عناوین را از بین می برد ، اما تعداد کمی از آنها به دلیل لوینسونناتوانی در مقابله با هر یک از مواردی که او سعی دارد بدون نگاه مداوم به ناف تجزیه و تحلیل کند.

از نظر موضوعی Vapid

در طول مدت مالکوم و ماری، کاملاً دردناک است که لوینسون در تلاش است تا از چاله ای که خودش بیش از حد در آن حفر کرده است ، خارج شود. کل فیلم احساس شکستگی می کند و بیننده را از همان بدو ورود به طور مداوم به استدلال های مالکوم و ماری می اندازد ، اما هیچ زمینه لمسی برای له شدن ندارد. لوینسون می خواهد بیننده احساس سرمایه گذاری کند ، اما به قیمت خطی بودن مضمون فیلمش.

کل فیلم پس از مشاجره با هر بازیگری که سخت تلاش می کند آن را غرق در غرق شدن در ارتفاعاتی که آنقدر ناامیدانه می خواهد (و می تواند با فیلمنامه بهتر) غرق شود ، اما در پایان ، به نظر می رسد نسخه گسترده ای از این استدلال است صحنه در چشمان بسته. یکی از کوبریکمضامین آن صحنه حتی توسط retooled می شود لوینسون و هنگامی که ماری از مالکوم می پرسد که چرا به او حسادت نمی کند ، در محدوده این فیلم قرار می گیرد ، زیرا او ادامه می دهد که او ممکن است از بازوی مرد دیگری آویزان باشد و او دو بار در مورد آن فکر نمی کند.

بررسی مالکولم و ماری: یک آشفتگی توخالی از نظر احساسی
منبع: نت فلیکس

آنقدر زیاد است مالکوم و ماری می خواهد باشد ، اما هرگز به اندازه کافی بر روی هر یک از موارد تمرکز نمی کند تا یک روایت منسجم از آنها ببندد. واقعاً شرم آور است ، زیرا پتانسیل زیادی وجود دارد که فقط منتظر است تا با داستانی از این دست مطابقت داشته باشد. کاریزما از مالکوم و ماریآگهی ها به سادگی نمی توانند ماهیت متفرق آن را نجات دهند. لوینسون می خواهد کیک خود را بخورد و آن را نیز بخورد ، و کم عمق بودن اعدام او باعث می شود که این فیلم سه ساعته احساس کند که حتی دو بار هم نمی شکند.

نتیجه

مالکوم و ماری به هیچ وجه یک فیلم وحشتناک نیست ، اما بدون شک یک ظرف غذا گیج کننده است که به دلیل ناتوانی حیرت انگیز برای خودش و مخاطب ، تحت وزن خودش فرو می ریزد. این فیلم اغلب به نظر می رسد که ناامیدانه سعی در تقلید از آن دارد کاساوت بدون درشتی خود به خودی آنچه باعث شده فیلم های او کار کنند ، و میمون ها کار وای در پایان بدون نوع ابهام احساسی مناسب. زندایا در این نقش کاملاً شگفت انگیز است (و واشنگتن بسیار محکم است ، گرچه شریک زندگی اش با اختلاف زیادی از او پیشی می گیرد) ، اما تلاشی که این فیلم برای کاوش در پیچیدگی های روابط شخصیت های آنها انجام می دهد در نهایت سقوط می کند.

لوینسوناسکریپت ثابت یک هجوم متحرک با فشار و کشش بدون هیچگونه ساختار ظاهری است ، و اغلب فرش را از زیر بیننده با تجمع صفر بیرون می کشد. از نظر سبک شناسی ، این یک کار زیبا است ، اما زیبایی زیبا برای جلب روح پشت مالکوم یا ماری کافی نیست. این فیلم بیشتر از آنکه در روانشناسی موضوعاتش قرار بگیرد ، به مونولوگهای مملو از تبادل نظر می پردازد. اینجا یک فیلم خوب در اینجا وجود دارد ، اما این نیست.

آیا خواهید دید مالکوم و ماری؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید.

مالکوم و ماری در 5 فوریه 2021 در Netflix منتشر می شود.

https://www.youtube.com/watch؟v=CGZmwsK58M8


مالکوم و ماری را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ماجراهای CHILLING OF SABRINA فصل 4: یک فصل ضعیف خداحافظی کاملاً احساسی را به ارمغان می آورد

متأسفانه ، سریال دیگری با Netflix روبرو شده است ماجراهای ترسناک سابرینا در آغوش گرفتن و شروع به آخرین فصل آن. در حالی که هیچ توضیحی در مورد لغو ناگهانی سریال مورد علاقه هواداران داده نشده بود ، اما پایان کار برای سابرینا فرا رسیده است و خودش را به خلأ تاریخ تلویزیون تسلیم کرد. و ای کاش می توانستم بگویم که فصل آخر با خداحافظی که شایسته آن بود ، زندگی کرد ، اما تا لحظه های آخر ، ماجراهای ترسناک سابرینا پاهای خود را به خط پایان می کشد – در پایان مقاومت می کند.

اما آیا سریال می دانست که این قرار است پایان کار باشد؟ با توجه به اجرای این فصل آخر ، باید بگویم نه. هنگامی که من تماشا می کردم ، احساس می شد که قصد خاتمه دادن وجود ندارد – هیچ آگاهی از خداحافظی – و این منطقی است که این فصل آخر در فوریه سال 2020 با اعلامیه لغو Netflix در ژوئیه 2020 فیلمبرداری شد. و متاسفانه ، در حالی که بسیاری از فصل نتواند به اوج نمونه های قبلی خود برسد ، در پایان ، خداحافظی می کند – و من به شما هشدار می دهم: بافت ها را بگیرید.

یک سفر نهایی به گراندیل

این چهارمین و آخرین فصل است سابرینا مقابله با وحشت الدریش – که توسط پدر Backwood زنده شده است (ریچارد کویل) در آخرین لحظات فصل گذشته. در ابتدایی ترین حالت ، نبرد با آخرالزمان هر قسمت است. در حالی که احساس نوستالژی وجود دارد ، ذهن یادآوری ساختار اپیزودی سریال هایی مانند Buffy the Vampire Slayer و X-Files، برای کمک به حمل انرژی و هیجان در طول مسیر کافی نیست. هیچ احساس فوریتی وجود نداشت. اگر سریال به پایان نمی رسید ، ممکن است احساس متفاوتی وجود داشته باشد ، اما هنوز هم به اندازه ارتفاع در نظر گرفته نشده است.

ماجراهای CHILLING OF SABRINA فصل 4: یک فصل ضعیف خداحافظی کاملاً احساسی را به ارمغان می آورد
منبع: نت فلیکس

در پایان فصل سه ، برای فصل بعد چیزهای زیادی برای حل و فصل باقی مانده بود: حضور دو Sabrina (هر دو با بازی کیرنان شیپکا) که اکنون تهدید به ایجاد پارادوکسی ویرانگر شد ، پدر بلک وود مقداری شر را از درون تخم مرغ وحشتناک و لیلیث آزاد کرد (میشل گومز) وقتی لوسیفر حامل وارث جدید جهنم بود ، از رحمتش پیدا کرده بود. با انتخاب بلافاصله همانجا که متوقف شد ، فصل چهار در پرداختن به هر یک از این جنبه ها دریغ نمی کند ، همه در حالی که هر یک از ترورهای الدریش (در کل هشت مورد را دارد) به گرندیل می آوریم – البته با وجود سابرینا مورنینگ استار و سابرینا ، البته اکنون طلسم

بیشتر قسمت ها نتوانند به اوج فصل های گذشته برسند ، اگرچه درست به موقع برای خداحافظی نهایی در دو قسمت پایانی شکل می گیرد – اما در مورد این دو لحظه صحبت خواهیم کرد. آنچه چشمگیر است عدم وضوح در دیالوگ ، سرعت و حتی دنیای سریال است. اگر به فصل یک و حتی فصل بعدی آن فکر کنیم ، حتی تاریک تر و شوم تر بود ، اما در اینجا ، به نظر می رسید که هر قسمت فقط یک مرحله برای رسیدن به دو مرحله نهایی است. بایدها ، برای فینال که باید داشته باشید.

ماجراهای CHILLING OF SABRINA فصل 4: یک فصل ضعیف خداحافظی کاملاً احساسی را به ارمغان می آورد
منبع: نت فلیکس

این سریال در ادای احترام به فیلم های گذشته ادامه دارد ، خوابگاه و ولنتاین خونین من هر پاسخ داده شده و ریوردیل همچنین فراموش نشده است ، بازیگران فصل گذشته در لحظه ای کوتاه از لحظه Battle of the Bands ظاهر می شوند و حتی اظهارنظر می کنند که “ریوردیل” در حمام کاندوم دارد “. حتی مجموعه های موسیقی ، به خصوص در قسمت 6 “بازگشت” ، یک نبرد گروهها با حفظ تداوم موسیقی بین دو جهان ، اپیزود را متمرکز کرد. با این حال ، اینجاست که تداوم به پایان می رسد ، حتی احساس همبستگی دو غایب – خلائی که می تواند به توقف نابهنگام تولید در ریوردیلفصل چهار به دلیل همه گیری و عدم وجود آن پس از آن.

فینال دو

این متناسب با فصل و مسیری است که سریال در آن طی شده است و در دو قسمت پایانی شکسته شده است ، خداحافظی هم برای سابرینا – و حتی ادای احترام به سریال قبلی. دو اپیزود آخر Sabrina و طلای بزرگسال جوان است ، بازگشت واقعی به شکل – و حتی بازگشت خاله هیلدا اصلی (بت برودریک) و عمه زلدا (کارولین رئا) Sale و سالم (متاسفانه توسط هیچ صدایی اعلام نشده است) نیک باکای)! تاریک ، شوخ و شوخ طبعی است ، توجه شما را به خود جلب می کند و احساس اضطراری را در قسمت های قبلی از دست می دهد. همچنین این احساس امید وجود دارد که آخرالزمان بار دیگر خنثی شود و قهرمانان سوار غروب شوند.

قسمت اول فینال “بی پایان” است ، یک اپیزود کاملاً هوشمندانه که سابرینا مورنینگستار را به کانون توجهات می کشد و به نوعی دیگر از تار زمان تبدیل می کند (که از قضا ، سابرینا اسپلمن قبل از اینکه به فضای پیشگویی تر برسد ، این قسمت را می خواند). با این حال ، این یک اپیزود معمولی نیست. هنگامی که او اطراف خود را جمع می کند ، در پیاده روی عمه هیلدا و خاله زلدا – کمدی سال 1990 را تشکیل می دهند سابرینا جادوگر نوجوان – و سالم در نهایت ظاهر خود را نیز نشان می دهد! جایی که ذکر اتاق سبز است (بله ، من به آن فکر کردم آنتون یلچین فیلم) جای خود را به یک بسیار موفق می دهد خوابگاه احساس ، گرافیک تر از مجموعه ای که معمولاً با آن معاشقه می کند ، مفهوم و احیای شخصیت های محبوب سابرینا قرار داده شده در اقتباس کمیک تاریک اجرا می شوند بی عیب و نقص. ما نه تنها می بینیم که عناصر فصل بالاخره شروع به آسیب دیدن می کنند تا پایان ، بلکه یک قسمت پویا به ما داده می شود که نور جدیدی را به شخصیت های گذشته می تاباند.

ماجراهای CHILLING OF SABRINA فصل 4: یک فصل ضعیف یک خداحافظی کاملاً احساسی را به ارمغان می آورد
منبع: نت فلیکس

در پایان این قسمت ، مخاطبان با قسمت 8 “در کوههای جنون” از پایان استقبال خواهند کرد – و جنون واقعی است که اینجا جایی است که Netflix تصمیم گرفته بود سریال را ترک کند. واضح است که این هدف درنظر گرفته نشده است ، احساسی که فقط کنترل عاطفی مخاطبان را افزایش می دهد. بسیاری از انتهای شل و راه اندازی در جای خالی باقی مانده است ، و بسیاری را به خاطر آنچه ممکن است بوده است ابراز تاسف می کنند – به خصوص در پایان فصل / سریال. راستش را بخواهید ، من هنوز از اینکه چگونه پایان می یابد ، فینال آشکارا ناخواسته ، شخصیت ها را در حالتی که هرگز انتظار نمی رفت ، شوکه کرده ام. چه بیشتر ، با صحبت از جنگ جادوگران برای فصل پنجم در اینترنت (از جمله کراس اوور احتمالی Riverdale) ، می توانم ببینم که برخی از این داستان ها قرار است کجا بروند. اما افسوس که به همان اندازه که نتیجه گیری احساسی و پویاست ، احساس کینه نسبت به جایی که مانده ایم وجود دارد.

نتیجه گیری: اینجا پس از آن

بدون بخشیدن چیزی ، انتهای Sabrina شدت زیادی دارد و من را به فکر فرو می برد که چرا Netflix این را به عنوان خداحافظی انتخاب کرده است. منظور من این است که حداقل می توانست فرصتی ایجاد شود تا داستان همه را در هم بپیچد و به پایان آن شایسته و انتظار دیگران برسد. گرچه این راهی است که می رود و متأسفانه ، این اولین نبود و آخرین نخواهد بود. منظورم این است که من هنوز سعی می کنم سرم را به اطراف بپیچم OA.

در حالی که این ضعیف ترین فصل بود (منهای دو قسمت پایانی) ، اما من همچنان اشتیاق زیادی برای ادامه فصل احساس کردم. من آماده نبودم که تمام شود من با سابرینا در دهه 90 بزرگ شده بودم و عاشق شوخ طبعی بودم و تازه طعم طرف تاریک را چشیده بودم. من تعجب کردم که چقدر بازی آخر سریال احساسی بود ، تمامیت آن به یک مونتاژ یادآور و تکان دهنده منتهی شد که سرانجام پایان را به ارمغان آورد.

من مطمئن هستم که این آخرین باری نخواهد بود که سابرینا روی صفحه زنده می شود ، چه تلویزیون و چه فیلم. و در حالی که گاهی اوقات کمی متزلزل است ، ماجراهای ترسناک سابرینا دیدگاه منحصر به فردی را به ارمغان آورد امیدوارم استقبال های آینده احترام بگذارد.

آیا فصل آخر را دیده اید Chilling Adventure of Sabrina؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Chilling Adventures of Sabrina در Netflix جریان دارد!

https://www.youtube.com/watch؟v=gENO66DUgaQ


Chilling Adventures of Sabrina را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

NIGHT STALKER: شکار یک قاتل سریال: شیطان در جزئیات

یک سال جدید ، یک مقاله جدید جنایی Netflix. بنابراین ، البته ، من قصد دارم آن را تماشا کنم.

آیا شما از جنایات ناراحت کننده Nightstalker ، Richard Ramirez آگاه هستید یا نه ، اگر کسی باشید که از این نوع سریال ها لذت می برد ، فریب نخواهید خورد. حتی اگر با مشخصات این جنایات آشنایی نداشته باشید ، کنجکاو خواهید بود که در جریان تلاش دو کارآگاه (فرانک سالرنو و گیل کارریلو) برای دستگیری این فرد که در دهه 1980 در لس آنجلس ترور می کند ، این قضیه را مشاهده کنید.

شب استاکر بیشتر در تحقیق تمرکز می کند. کارگردانی شده توسط تیلر راسل ، این یک مستندات جنایی واقعی است که با استفاده از یک داستان ترسناک و ایجاد یک دیدگاه متنوع که به دلیل کارآگاهان و قربانیان درگیر است ، رویکرد دیگری را اتخاذ می کند. ناامیدکننده است ، پرچین است و با مراقبت دقیق آن ، یک مورد تاریک و تاریک را روشن می کند.

هیچ کس در امان نبود

از همان ابتدا مشخص است که این یک رشته جنایی قابل توجه در تاریخ ایالات متحده است. در بیشتر موارد ، من خودم را در زمینه گزارش های مربوط به جرم واقعی بسیار تحصیل کرده می دانم ، اما وقتی این موضوع را تماشا می کردم Night Stalker: The Hunt For a Serial Killer، چیزهای زیادی آموختم که نمی دانستم – (یا انتخاب کردم فراموش کنم). این خط سختی برای محاصره کردن ، تمایل به دانستن و ویرانی است وقتی که خود را تسلیم می کنید تا میزان کامل جنایات وحشتناک کسی را دریابید. من ، به عنوان اکثر افرادی که این نوع موارد را می خوانند / تماشا می کنند و درمورد آنها تحقیق می کنند ، همیشه به این دلیل تعجب می کنم.

با استفاده از این چهار مقاله خاص ، این عنصر در واقع برجسته نیست. از این گذشته ، فقط تا آخرین کلمات قسمت 3 است که آنها حتی مردی را شناسایی کرده اند که چندین ماه قربانی LA بوده است.

NIGHT STALKER: شکار یک قاتل سریال: شیطان در جزئیات
منبع: نت فلیکس

کل تولیدات با احساسات دهه 80 خیس شده و کابوسی را در لس آنجلس (و سان فرانسیسکو) که ساکنانش را به گروگان گرفته بود ، تسخیر کردند. با استفاده از تصاویر بایگانی ، و کلیپ های خبری مربوط به آن زمان ، این دهه را در نئون کامل به تصویر می کشد. اما ، در زیر این نما یک قاتل وجود دارد. یکی با فرکانس و تا حدودی تصادفی M.O (که یک قاتل زنجیره ای نادر است) ، با حمله زیاد به خانه ها ، حملات ، قتل ها و تجاوزهای جنسی ، ساکنان خود را از کودکان تا بزرگسالان به وحشت انداخت. به دلیل این عدم پیش بینی ، او همچنان یکی از وحشتناک ترین قاتلان زنجیره ای تا به امروز است. در حالی که کارآگاهان شواهدی برای اثبات داشتند ، اما شناسایی مظنون مدتی طول کشید. در ضمن تحقیقات ، یک آشفتگی بین ادارات پلیس و همچنین دخالت مطبوعات به یک آشفتگی اضافه کنید ، این کارآگاهان ، که به وضوح سنگینی این کار را احساس می کردند ، ناامید شدند.

ماهیت دیوانه وار بازی های او در طول سریال به خوبی ارائه می شود ، حتی اگر در بعضی مواقع نمایش کاملاً کارساز نباشد. چیزی که من واقعاً از آن قدردانی کردم این واقعیت بود که تمرکز زیادی روی قربانیان و خانواده های آنها داشت. این فرصتی برای شناخت مردم بود و نه آمار. وقتی از افرادی که چنین جنایاتی را تجربه کرده اند حساب واقعی می شنوید ، سخت است که خودتان تحت تأثیر قرار بگیرید. همچنین باعث می شود شما بخواهید این کارآگاهانی که بیشترین نمایش را دارند ، مجرم خود را پیدا کنند. ادامه جلوه صوتی ساعت تیک تیک و همچنین نمایش مکرر چند روز از اولین قتل وی ، هرگز اجازه نمی دهد بیننده اهمیت شکار را فراموش کند.

NIGHT STALKER: شکار یک قاتل سریال: شیطان در جزئیات
منبع: نت فلیکس

در حالی که برخی از تصویب مجدد ها را مشاهده می کنیم ، در درجه اول اتومبیلی مانند او که شبانه در خیابان ها رانندگی می کند ، احساس ترس و وحشت می کند. او بی پروا بود و با موفقیت حملات بیشتر ، حتی جسارت بیشتری پیدا کرد. امشب کجا می رفت؟ چه کسی بعدی خواهد بود؟ این یک تفکر نگران کننده است ، زیرا با توجه به همه پاسخ ها ، جواب این بود: هر کجا.

ریچارد رامیرز کیست؟

یکی از افت های ساخت یک سریال تقریباً کامل در مورد تعقیب و گریز این است که “پایان” را آنطور که دوست دارید دریافت نمی کنید. و منظورم این است که بیشتر داستان پس از دستگیری او. این نقل قول های بسیار شوم ، فوق العاده تأثیرگذار و ضبط شده از خود رامیرز وجود دارد که در تمام نقاط خالدار است. این یک چیز اضافی دلهره آور است که فکر کردم واقعاً بیننده را به تجسم روان عمیقاً آشفته این فرد نزدیک کرده است. بسیاری از حقایق و جنبه های تحقیق وجود دارد که می توانست به اشتراک گذاشته شود ، اما چنین نیست ، و این پایان آنطور که انتظار می رود نیست.

صرف نظر از آنچه نمی توانیم ببینیم یا بشنویم ، و شاید نمایش این کار را هدفمند انجام داده است ، و نمی خواهد به این فرد زمان بیشتری بدهد ، این نمایش هنوز خطاهای خود را دارد.

NIGHT STALKER: شکار یک قاتل سریال: شیطان در جزئیات
منبع: نت فلیکس

اوایل مواقعی وجود دارد که سریال محدود در جریان خود به برخی از گیرها برخورد می کند و تمایل به ادامه تماشای آن دشوارتر می شود. گاهی اوقات نمایش احساس پراکنده بودن ، عدم اطمینان از مقاصد خود ، و در بعضی مواقع ، تغییر صدای عجیب و غریب می کند. با این حال ، هرگز شما را کاملاً از دست نمی دهد.

نتیجه: The Night Stalker: شکار یک قاتل زنجیره ای

این مجموعه ای است که کارت های خود را در عنوان نشان می دهد. این در مورد شکار است. و این یکی فراموش نشدنی است. به این ترتیب ، این یک تلاش جذاب برای کشف و تحقیق در طی دهه 1980 است که کالیفرنیا (و کشور ما) هرگز فراموش نخواهند کرد.

نظر شما چیه؟ آیا این سری سند خاص را جذاب می دانید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Night Stalker: Hunt For a Serial Killer هم اکنون در Netflix جریان دارد.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

تاریخچه کلمات قسم: درس تاریخ معمولی شما نیست

Netflix طی چند سال گذشته با استفاده از بسترهای نرم افزاری و قدرت خلاقانه بی حد و حصر خود برای استخراج سنگهای هنری ، قصه گویی و تاریخ ، از توانایی های موجود در محتوای عجیب و غیر معمول استفاده کرده است. ببر ببر و میخ آن را! در سالهای اخیر به ذهن خطور کنید ، با میخ آن را!شکستن واقعیت تلویزیونی صحنه دار که دربرگیرنده اصالت خدمه خود به اندازه موضوع آن است ببر ببر استفاده از ژانر مستند برای مسحور تماشاگران در مورد معاملات زیرزمینی و جنایات صنعت ببر. Netflix در جدیدترین فعالیت خود بار دیگر به سراغ خیابان ها و موضوعات عجیب و غریب و غیرمعمول می رود که معمولاً محدود به یک بحث دانشگاه است که اکنون به عنوان سرگرمی مصرف می شود.

با تاریخچه کلمات قسم، نتفلیکس در مورد کلمات شیطانی که در طول سالها تغییر کرده و تغییر شکل داده اند ، شوخ طبعی ، سرگرمی و دانش را ارائه می دهد ، برخی از آنها دوباره احیا می شوند در حالی که دیگران به یک زبان مشترک تبدیل می شوند. به میزبانی نیکولاس کیج، تاریخچه کلمات قسم یکی از منحصر به فردترین و جذاب ترین مدارس است که مدتی است دیده ام.

نه درس تاریخ معمولی شما

تاریخچه کلمات قسم یک ساعت سریع است که هر قسمت فقط از شش قسمت حدود بیست دقیقه تشکیل شده است. با شروع تاریخچه کلمه “F ** k” ، این سریال هیچ وقت غرق شدن در زبانشناسی ، تاریخ و حتی تصاویر متحرک از مبدأ خود را از دست نمی دهد. سران سخنران درباره عشق آنها به کلمات فحش ، نحوه استفاده از آنها و قدرت هنگام استفاده بحث می کنند. در حالی که بسیاری از سران سخنگو کمدین هستند ، این کلمات ارائه و تحویل متفاوتی را برای هرکدام ارائه می دهند ، مخاطبان نه تنها خود را سرگرم می کنند بلکه موافق هستند – فحش ها احساس خوبی به ما می دهند.

تاریخچه کلمات قسم: درس تاریخ معمولی شما نیست
منبع: نت فلیکس

آنچه در مورد این سریال بسیار جالب است تکامل هر یک از کلمات ارائه شده است که بسیاری از آنها در تعریف و کاربرد شکل می گیرند. زبان همیشه در جریان مداوم است و از تغییرات زبانی با فحش یاد می گیرد ، خصوصاً از آنجا که بسیاری از تابوهایی هستند که مورد بی مهری قرار می گیرند ، نه تنها بر این تغییر تأکید می کنند ، بلکه این تغییر چیزی نیست که نمی توان آن را مهار کرد. با تغییر چشم اندازها و جامعه ، کلماتی که برای پرداختن به جهان پیرامون و احساساتی که از ما می گیرد استفاده می کنیم.

تنها ایراد من در مورد سریال سرعت متراکم آن است. خیلی اوقات احساس می کردم که اپیزودها خیلی کوتاه هستند ، اگر هر کدام فقط ده دقیقه بیشتر وقت بگذارید ، می توان تاریخچه و دانش تکاملی بیشتری را گسترش داد. سرعت سریع آن ممکن است تماشاگران را تا پایان تماشا کند ، اما احساس عجله می کند. بارها متوجه شدم که آیا این اپیزود واقعاً ریشه کلمه را توضیح داده است ، اما متوجه شدم که آنها چنین کردند ، اما ما از گذشته پریدیم و سریعتر از آنچه می توانستم پردازش کنم ، لذت بردم تا جنبه آموزشی.

تاریخچه کلمات قسم: درس تاریخ معمولی شما نیست
منبع: نت فلیکس

کلمات قسم قدرت خود را در کسانی دارند که از آنها استفاده می کنند و این بزرگترین نقطه قوت سریال است. کلیپ های فیلم ها و تلویزیون تأثیر و ضرورت فحش را تقویت می کند. سرهای صحبت کننده – متشکل از نیکی گلاسر، لندن هیوز، الویس میچل، دری دیویس، نیک آفرمن، سارا سیلورمن، و موارد دیگر – هر یک از آنها سیستم های تفریحی خود را دارند ، بسیاری از آنها به دلیل ساختن جملات یا شوخی های ساختن فحش هایی شناخته می شوند. آنها قابل گفتگو و استقبال هستند ، اما برای تشویق به خویشتن داری به تابو نمی پردازند ، بلکه برای در آغوش گرفتن و تشویق هستند. با پایان دادن به “لعنت” ، چرخه زندگی کامل یک سوگند به بینندگان داده می شود ، مسیر بالقوه کسانی که قبلاً بحث شده اند و آن قسم هایی که هنوز کشف و درک نشده اند را نشان می دهد.

نتیجه گیری: “یک شب عالی بخیر”

من از Netflix خواهش می کنم که همچنان این نوع محتوا را بپذیرد و آن را برای توده ها به ارمغان بیاورد. تابوها و جنبه هایی از زندگی وجود دارد که همه ما آنها را می شناسیم و انجام می دهیم اما هیچ سرنخی از آنجا که همه آنها ناشی شده است نداریم. در اینجا ، تاریخ سوگندها فاش می شود و روند تکاملی آن بررسی می شود. در حالی که این سریال می توانست به هر قسمت اپیزودیک زمان بیشتری بدهد ، اما سرگرمی و تفاهم وجود دارد. اگر به دنبال چیز جدیدی برای پرخوری هستید ، قطعاً بدهید تاریخچه کلمات قسم سعی کنید – زمان خوبی است.

آیا شما را دیده است تاریخچه کلمات قسم؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

تاریخچه کلمات قسم در حال حاضر در Netflix جریان دارد!


تاریخچه کلمات قسم را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استفانی آرچر

استفانی آرچر 35 ساله متعصب سینما است و در نوروک ، سی تی ، ایالات متحده آمریکا زندگی می کند.

مرگ تا سال 2020: انتشار کمدی و کاتارتیک از گذشته

همه ما می توانیم اعتراف کنیم که سال 2020 یک جهنم سال بوده است. یک مسابقه بوکس بی وقفه که به نظر می رسید هرگز متزلزل نمی شود ، هر کدام از مشت های روده ای سخت و سخت تر از مسابقه قبلی است. با این حال ، وقتی امید به سال جدید را می بینیم ، واکسنی که بتواند عادی و چشم انداز تغییر یافته را بازگرداند ، می توانیم تمام آنچه را که اتفاق افتاده است بررسی و استفاده کنیم. برای بسیاری ، ما باید اتفاقاتی را که در طول یک سال گذشته رخ داده آشتی دهیم تا آینده را بپذیریم ، برای دیگران ، ما فقط نیاز به آزادی داریم.

خوشبختانه ، نتفلیکس و سازندگان آن آینه سیاه سال گذشته را پذیرفته اند ، و یک نسخه کاتارتیک برای خود و بینندگان پیدا کرده اند. درست زمانی که فکر می کردید “همه اینها را تماشا کرده اید” ، آخرین تشکر تبلیغاتی از گریه های نتفلیکس ، هنوز یک “مورد دیگر” قبل از پایان سال وجود دارد. مرگ بر سال 2020 اثبات این است که در سالی که صنایع هنری یکی از سخت ترین آسیب ها بوده است ، چرا ما برای تقلید از زندگی به هنر احتیاج داریم.

سالی که بود

با شروع “در روزی که متولد شد” ، 2020 به سرعت با یک Ward World Ward III ، آتش سوزی استرالیا ، به هرج و مرج تبدیل می شود ، دونالد ترامپاستیضاح ، Brexit و بوریس جانسون. گرچه ممکن است برخی از سال قبل تحویل داده شده باشند ، همه متعلق به سال 2020 است. از لحظات تاریخی پیروزی (انگلبرنده اسکار!) تا اینکه مشهور مورد علاقه جهان با COVID-19 تشخیص داده شود ، از فریاد عدالت گرفته تا فریاد تقلب در انتخابات ، هیچ سنگی نمی گذارد چه در مورد آن بحث شود و چه نشان داده شود.

مرگ تا سال 2020: انتشار کمدی و کاتارتیک از گذشته
منبع: نت فلیکس

چیزهای زیادی برای گفتن در مورد سال وجود ندارد ، و هیچ چیز جدیدی نیست مرگ بر سال 2020 را به چشم انداز سال می آورد. ما آن را می دانیم ، همه ما از طریق آن زندگی کرده ایم. ساموئل ال جکسونداش براکت می گوید وقتی او مطلع می شود که آنجا برای بحث در مورد سال بهتر است بهتر می گوید – “چرا شما می خواهید این کار را انجام دهید. منظورم واقعاً است ، چرا؟ ” اما این راهی است که مرگ بر سال 2020 مقابله با سالی که خلاصه برداری را بسیار ضروری می کند ، فراهم می کند طنز در تاریکی و لحظه ای برای تأمل.

سرعت و احساس مرگ بر سال 2020 شدید ، در عین حال کوشا است به برخی از موضوعات فضای بیشتری برای تنفس داده می شود در حالی که به بعضی دیگر خرده گرفته می شود ، لحظه ای از یک سال دیگر. سرهای سخنران ایجاد می شوند تا “متخصص” در سال شوند ، هضم و تجزیه و تحلیل – یا در بعضی موارد انکار – همه اتفاقات. شهروند “متوسط” جما نریک (دایان مورگان) ، گلهای مادر مادر “فوتبالی” (کریستین میلیوتی)، ملکه (تریسی اولمن) ، مغول میلیاردر Bark Multiverse (کمیل نانجیانی) ، و سال را بیشتر شخصی می کنند ، و جوهر کسانی را که چهره های سال (برای هر دو خوب و بد) تبدیل شده اند ، طنین انداز می کند. آنچه فراتر از هنر و تقلید است ، اصالت درست در زیر سطح بسیاری از “سران سخنگو” است. بسیاری از اوقات ، احساسات و واکنش های واقعی بازیگران پشت سر آنها به سطح زمین سرازیر می شوند ، دیگر نقشی برای بازی ندارند بلکه یک تجربه و چشم انداز واقعی هستند که بی سر و صدا به اشتراک می گذارند.

مرگ تا سال 2020: انتشار کمدی و کاتارتیک از گذشته
منبع: نت فلیکس

تقصیر چندانی برای فیلم وجود ندارد ، هیچ یک از طرفین در هر مسئله ای واقعاً ایمن نیستند ، با این وجود قدرت و مقاومت اعتقادی ، فرهنگی و پایداری به وضوح قابل مشاهده است. به نظر می رسد راوی این فیلم نیز سنگینی سال را احساس کرده است و با ادامه این مستند کمتر و کمتر مانع خود می شود ، فشار روایت دوباره سال 2020 برایش سنگینی می کند. شوخی ها و شوخ طبعی های پایان ناپذیری وجود دارد ، اما همچنین یک غم و اندوه و یک وحشت نیز وجود دارد که در زیر سطح آن نهفته است. این همه واقعاً اتفاق افتاده است – و آینده چه چیزی را به همراه خواهد آورد؟

نتیجه

مرگ بر سال 2020 بررسی سال گذشته با روشی دل انگیز و کمدی است ، به یاد آوردن همه آنچه که با لطف و تدبیر رخ داده است ، همه در حالی که واقعیت سال را با کمدی و متانت پذیرفته اند. هنگامی که وجوه کمدی خود را از دست می دهیم ، بیش از حد در شرایط ، به یک دیدگاه جدید نیاز داریم تا سلامت عقل خود را حفظ کنیم و چشم به راه آینده باشیم. مرگ بر سال 2020 خداحافظی سال به بهترین شکل ممکن ، و از هر بیننده ای دعوت می کند که نه تنها تجربه را تجربه کنند بلکه با تجربه یک کاتارسیس یکپارچه با خیال راحت از خانه خارج شوند.

آیا دیده اید مرگ بر سال 2020؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

مرگ تا سال 2020 در Netflix در دسترس است!


مرگ تا سال 2020 را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استفانی آرچر

استفانی آرچر 35 ساله متعصب سینما است و در نوروک ، سی تی ، ایالات متحده آمریکا زندگی می کند.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی

بیان آن بی خطر است جورج کلونیاجرا به عنوان کارگردان کاملاً گیج کننده بوده است. این بازیگر در طول فعالیت گسترده خود بازی های قابل توجه زیادی را ارائه داده است ، اما حداقل تلاش وی برای تصدی صندلی کارگردانی تا حد زیادی متناقض بوده است. تلاش های قبلی او مطمئناً با استقبال بیشتری نسبت به کارهای بعدی اش روبرو شده است و متأسفانه این روند با آخرین ویژگی وی ادامه دارد آسمان نیمه شب، بر اساس رمان صبح بخیر ، نیمه شب توسط لیلی بروکس-دالتون.

آسمان نیمه شب دکتر آگوستین لوفتوس را دنبال می کند (کلونی) ، دانشمندی که تمام زندگی خود را وقف کار خود کرده و در حال حاضر در یک قطب شمال ساکن است پس از یک فاجعه جهانی زمین را ویران کرده است. این فیلم بیننده را وسط عمل می اندازد ، زیرا شهروندان باقیمانده کره زمین در حال تخلیه هستند و لوفتوس در حال آماده شدن برای عقب ماندن است ، زیرا به دلیل تشخیص سرطان نهایی ، تلاش برای ترک آن بی فایده است. یک روز ، او با دختری جوان به نام آیریس روبرو می شود که در ایستگاه پنهان شده است و با دیدن هیچ گزینه دیگری ، مراقبت از او را آغاز می کند ، در حالی که همزمان تلاش می کند با ایتر ، تنها ماموریت فضایی فعال پس از بازگشت از یافتن یک ماه قابل سکونت در نزدیکی مشتری. اتر هیچ سرنخی در مورد آنچه برای زمین در زمان غایب آنها اتفاق افتاده ندارد ، و لوفتوس یافتن یک سیگنال را دشوارتر می کند. متعاقباً او و آیریس سفری را آغاز می کنند تا به یک آنتن قدرتمندتر برسند که امیدوارند بتواند آنها را به اتر برساند ، اما به زودی مشکل ایجاد می شود.

کلونیآخرین سفر گردشگری بدون شک از بدترین فیلم علمی-تخیلی سالهای اخیر به دور است ، اما در نهایت از بسیاری جهات ، به خصوص در مورد فیلمنامه بدون روحیه ، غالباً خسته کننده و قابل پیش بینی خستگی ناپذیر ، لنگ می زند. او ناامیدانه سعی می کند این داستان را از مواد نازک یخی که مجبور به کار با آنها است بالا ببرد ، اما به ندرت این کار را می کند آسمان نیمه شب هرگونه شباهت به تأثیر ، چه به صورت موضع روایی و چه احساسی داشته باشید.

به روایت گسسته است

از نظر ساختاری ، آسمان نیمه شب بدون شک یکی از ضعیف ترین فیلم های سال است. در حالی که امیدوار کننده آغاز می شود ، اما چیدمان روایت به آرامی خود را نشان می دهد و در نتیجه فیلم به سرعت از بین می رود. کلونی این کار را کاملاً ساده تنظیم می کند ، و بیننده را به دنیای داستان از راه هایی که بسیاری از فیلمسازان از انجام آن می ترسند ، معرفی می کند و متاسفانه دلیل آن روشن است. او درست می پرد و جای کمی برای نمایش باقی می گذارد ، اما این نوع تنظیمات به سادگی در اینجا کار نمی کند. بیننده با انبوهی از س questionsالات و وقت کافی برای پردازش آنها روبرو نیست ، اما برخلاف سایر نمونه های این قالب از سکانس آغازین (اخیراً ، کریستوفر نولانها اصول به ذهن خطور می کند) ، علاقه کافی از این لحظات مقدماتی برای ضمانت چنین آغاز جسارت وجود ندارد. متأسفانه ، بقیه فیلم هم خیلی بهتر نیست.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

دلیل خاصی برای مراقبت از این شخصیت ها به ما داده نشده است ، اما حداقل کلونیشخصیت و دختر جوانی که او در زیر بال خود می گیرد به اندازه کافی شیمیایی قوی دارند که بتواند بخشهایشان را روی آب نگه دارد به ویژه کلونی ، ارائه عملکرد قوی. در حالی که برای، آسمان نیمه شب عمدتا به دلیل تمرکز بیشتر بر کلونیشخصیت در نیمه اول. لحظاتی وجود دارد که به سمت تیم ایتر می رود ، و گرچه قسمت داستان آنها از جذابیت کمتری برخوردار است ، اما انتخاب مرکز کلونیقوس در حالی که تا حدودی تعادل بین داستان داستانی اتر منطقی است ، و در طرح کلی موارد قابل قبول است. با این حال ، داستان تغییراتی اساسی را در آنچه در نیمه عقب قرار می گیرد ، ایجاد می کند و گام های ناپایدار قبلی را بر هم می زند و فیلم را به فنا می کشاند.

واضح است که کلونی به وضوح سعی در اندازه گیری داشت چیزی از این داستان توافقی غیرقابل انکار است ، اما وقتی فیلم در یک ساعت به چیزی کاملاً متفاوت تبدیل شود و عملاً داستان خود را به نفع یک داستان بسیار کثیف تر کنار بگذارد ، کار زیادی نمی تواند انجام دهد. می توانید به سایر بازیگران اینجا بگویید که تمام تلاش خود را می کنند تا این پوسته خالی از فیلمنامه را به همان اندازه او ارتقا دهند ، اما مسئله این است که ما در مورد شخصیت های آنها چیزی نمی دانیم ، و به همین ترتیب ، به راحتی نمی توانیم برای آنها احساس کنیم ، حتی همانطور که مشاهده می کنیم آنها مشکلات مختلفی را تحمل می کنند.

از نظر احساسی بدون وزن

بازگشت به عدم انسجام روایت فیلم ، آسمان نیمه شب یکی از فروتن ترین فیلم های چند سال گذشته است. همیشه به نظر می رسد که حتی برای حداکثر دقیقه برای تشدید احساسات نیز درک می شود ، اما به سختی سطح را ترک می کند. لحظاتی وجود دارد که با داشتن یک فیلمنامه سازگارتر و پیوند عاطفی قوی تر با شخصیت ها ، این فیلم می تواند چیزی واقعاً خاص ارائه دهد ، اما این خیلی اوقات مسطح می شود زیرا قلب داستان صفر است. در طول فیلم ، صحنه های زیادی وجود دارد که به وضوح قصد دارند واکنشی تکان دهنده ایجاد کنند ، اما به سادگی نمی توانند آن را از تماشاگر بسنجند در نتیجه احساس خالی بودن به طور کلی.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

پس از شعار یک عمل دوم ، پایان کار تمام تلاش خود را می کند تا مقداری بسته شود اما به دلیل چگونگی تجمع فیزیکی نسبت به حاشیه از نظر احساسی ، دچار تزلزل می شود. اگر گوشت بیشتری روی استخوان های آن وجود داشت ، ممکن بود این پایان کمی بهتر باشد ، اما حتی که نمی توانست آن را از پیچ و خم مسخره ای نجات دهد که به همان اندازه خنده دارانه خارج از مکان باشد و به طرز وحشتناکی قابل پیش بینی باشد.

بازیگران مطمئناً بخاطر تلاشهایشان برای نجات این چیزها قابل تقدیر هستند ، زیرا آنها واقعاً تلاش می کنند ، اما تا زمانی که هرکدام از آنها حتی می توانند برای انجام این کار تلاش سختی انجام دهند ، این فیلم خیلی دور است. این یک ناامیدی عظیم است زیرا این فیلم مطمئناً پتانسیل بالایی داشت ، اما با وجود همه اینها خیلی زود ناپدید می شوند کلونیتلاش آگاهانه برای ارائه یک تجربه تأثیرگذار.

از نظر فنی دیدنی

با این وجود ، اگر لطف جدیدترین مزیت صرفه جویی در مورد فیلم های علمی-تخیلی استودیوی فریبنده و بی حس کننده وجود داشته باشد ، این جلوه های بصری است. از منظر تصویری ، آسمان نیمه شب یکی از با شکوهترین و جذاب ترین فیلم های سال 2020 است و مطمئناً نامزدها را برای جوایز خود در فصل جوایز جمع می کند. گرچه مطالب پیرامون آن به هیچ وجه معنی دار نیست ، اما تصاویر اغلب برای حمل صحنه های خاصی که اساساً به آنها برای روایت داستان متکی هستند ، کافی است.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

طراحی تولید نیز کاملاً چشمگیر است ، و زمینه ای محکم برای شخصیت ها و مکان آنها و برای آنچه ارزش دارد ، ایجاد می کند ، حتی وقتی داستان از نظر دور باشد ، یک لایه جذاب از ماده را اضافه می کند. یک احساس ترس و سرما به صراحت وجود دارد که بسیاری از این محیط ها را در بر گرفته است ، و مجموعه ها این را به ارتفاعات بیشتری می رسانند ، ترکیب نیروها با مارتین روهفیلمبرداری تاریک و در عین حال گویا برای شکل دادن به دنیایی متافیزیکی که احساس زندگی در آن از بسیاری از همتایان خود بیشتر است. گرچه این در نهایت نمی تواند فیلم را ذخیره کند ، اما در طولانی مدت باعث تماشای آن می شود.

نتیجه

آسمان نیمه شب نمونه دیگری از چیزی است که می تواند یک کار علمی-تخیلی پیچیده و تأثیرگذار باشد اما به سرعت در خودش فرو می ریزد. برای فیلمی که علی رغم تعداد معدودی نقص قابل مشاهده و در عین حال قابل عذرخواهی ، در اکثر کارهای خود درگیر کننده آن است ، حیف است که چقدر سریع قربانی یک چاه دیگر از مسائل در نیمه عقب شود. خیلی دور از فیلم خیلی وحشتناکی نیست. این به سادگی یک تجربه متوسط ​​و دردناک است که در سطوحی که مقدار بالقوه بالقوه ای دارند ، مسطح می شود. کلونی در نقش او عالی است و اگر فیلمنامه قوس او و دیگر عناصر داستان را به طور یکنواخت متعادل می کرد ، می توانست به عنوان یک کل منسجم عملکرد بهتری داشته باشد.

در نهایت ، این یک فیلم امیدوارکننده بود که اگر به عناصر جذاب تری از روایت خود متمرکز شده بود ، می توانست نگاهی درون نگرانه به مرگ ، مرگ و تنهایی ارائه دهد ، اما متأسفانه تصمیم گرفت که مسیر خود را در مسیری جالب تر و سریع تغییر دهد. خودش را به یک مارپیچ رو به پایین می فرستد. چه آشفتگی ناامیدکننده ای است.

آیا دیده اید آسمان نیمه شب هنوز؟ نظر شما چیه؟ ما را در نظرات با ما در میان بگذارید.

آسمان نیمه شب در حال پخش از Netflix است.


آسمان نیمه شب را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Ripper: برای تحقیق بیایید ، برای تفسیر بمانید

جایزه گرفتن به شما هدیه می دهد ، درست است؟ این احساسی بود که من بعد از اتمام داشتم چاک دهنده، یک سری مستند Netflix جنایت واقعی است. Ripper چیزی فراتر از تحقیقات ، استراتژی ها ، آمارها ، فیلم های خبری ، دادگاه های دادگاه و غیره است. این پرتره از یک سیستم پلیس پائین و تلاش های ناموفق آنها در خنثی کردن یک قاتل زنجیره ای است که در یورکشایر ویران شد ، انگلیس در نیمه دوم دهه 1970. رسانه ها و پلیس ، Ripper را که از قاتل زنجیره ای Jack the Ripper گرفته شده ، اعلام کرد ، قاتل تناسخ شده فقط زنان را می کشد و گزارش های کالبد شکافی نشان می دهد که آنها ذره ذره آنها را می کشد و از عمل خود لذت می برد.

Ripper: برای Investiagtion بیا ، برای تفسیر بمان
منبع: نت فلیکس

الگوی اولیه نشان می دهد که او کارگران جنسی را از منطقه Chapeltown در یورکشایر ، که به فحشا معروف است ، شکار می کند و سازندگان فیلم از اولین باری که قاتل با قتل یک کارگر جنسی به نام ویلما اعتصاب می کند ، این را به عنوان نقطه اصلی صفر می کنند. مک کان. افسران پلیس کاملاً بی خبر تمام تلاش خود را برای رمزگشایی پرونده می کنند اما به دلیل نگاه به قربانیانی که فکر می کنند زندگی آنها در سطح پایین زندگی است ، سرنگون می شوند. تعداد قربانیان همچنان افزایش می یابد ، تنش ها افزایش می یابد ، تلاش ها افزایش می یابد ، اما پلیس تا رسیدن به یک سرنخ کوچک فاصله زیادی دارد.

Going Beyond ژانر Toppings

هنگامی که برای یک مستند جنایی واقعی تحقیقاتی ثبت می شوید که دارای جزئیات مرگ وحشتناک و یک قاتل خطرناک در حال فرار است ، انتظار پیچش ، تنش و یک روایت اضطراب آور را دارید. چاک دهنده همه اینها و موارد دیگر را دارد. این مستندات ناامیدکننده ای ناسازگار از شکست سیستمی است که به بسیاری از کاستی ها نسبت داده می شود ، و اخلاق محافظه کار سرآمد آن است. کنایه از این است که نمایش یک زن ستیزی به یک قاتل زنجیره ای نیاز داشت و به نوبه خود فقط به او کمک کرد.

Ripper: برای Investiagtion بیا ، برای تفسیر بمان
منبع: نت فلیکس

یکی دیگر از عناوین Netflix مانند مکالمات با یک قاتل: نوارهای تد باندی و قاتل اعتراف، این یکی همچنین یک کلاس مستر در نحوه ویرایش شکل دادن به داستان سرایی در یک مستند است ، به ویژه هنگامی که داستان سالها طول می کشد و از چند منظر گفته می شود. جدول زمانی و تجربیات شخصی به طور یکپارچه با تصاویر اخلاقی ترکیب شده و باعث می شود داستان مانند یک رودخانه جریان یابد. این مجموعه چهار قسمتی بخش عمده ای از نیمه اول را به شرح و مستند سازی دوره زمانی تعیین شده خود اختصاص می دهد و ما را آماده می کند که برای محاصره قاتل راهی طولانی خواهد بود. به دلیل ناآگاهی من در رابطه با موضوع و نوارهای تد باندی من که تازه در حافظه ام بود ، فرض کردم سریال را در مسیر دادگاه قرار دهم ، اما چاک دهنده بیش از سه چهارم قسمت آن در حالت شکار انسان کار می کند و نیمه بعدی مجبور است یکی را بی قرار کند زیرا تلاش های پلیس هر از چند گاهی مانند یک بالون سرب پایین می رود. این همان چیزی است که سازندگان فیلم در نظر داشته اند.

افشا کردن حاشیه های اجتماعی

با این حال ، تفسیرها از همین ماهیت بسیار دلخراش مستند یا ، شاید ، خطای ناپذیری مردان در کار ناشی می شود. در مقطعی پس از ناکام ماندن تلاش هایشان برای سالها ، خستگی یک میلیون پوندی و امیدهای ما را سوراخ کرد ، رئیس پلیس یورکشایر از ریپر درخواست تسلیم می کند. در حالی که ما از لفظ به کارآیی آنها مشکوک بودیم ، این لحظه عدم کارآیی آنها را تأیید می کند ، و ما متوجه می شویم که هدف اصلی سریال ممکن است این نباشد که تحقیقات در این باره (مواد مکتوب در حوزه عمومی موجود است) باشد ، بلکه برای روشن کردن بی حوصلگی آنها برای پاسخ به اینکه آیا شیفت دهنده به درخواست پلیس رضایت داده است ، می توانم به شما اطمینان دهم که او چیزی جز فرمانبرداری نیست ، عملکرد سیستم پلیس چیزی جز اتوتل بودن را احساس نمی کند و سریال چیزی غیر از مزاحمت است.

Ripper: برای Investiagtion بیا ، برای تفسیر بمان
منبع: نت فلیکس

این مجموعه تعداد بی شماری از جنبه های این پدیده را پوشانده است. از زنان خواسته می شود که در تاریکی به تنهایی پرسه نزنند. زن ستیزی زیر سوال می رود مرگ کارگران جنسی نادیده گرفته می شود. اقشار اجتماعی افشا می شود. کودکان زنان مقتول صحبت می کنند. هویت و شخصیت آنها فراتر از برچسب “روسپی” مطرح می شود. به نوعی ، این مستند همه چیز را در چشم انداز قرار می دهد ، چیزی که رسانه ها در روز به آن نرسیدند. یک روزنامه Wilma McCann را ‘دختر خوش وقت’ می نامد. این باید به میزان پاکسازی جسی ویل و النا وود با مستند خود بسنده کند.

The Ripper: نتیجه گیری

Ripper – قاتل مشهور و سریال – در هر مرحله زن ستیزی را با زشتی آشکار می کند و علاوه بر این ، آن را به عنوان یک داستان جنایی فریبنده ، در حالت تحقیق خود پرچ می کند و در حالت تفسیرش تحریک می کند. این همان چیزی است که طرفداران جرم واقعی درخواست می کنند.

چه فکری کردی چاک دهنده؟ لطفاً در توضیحات زیر به ما اطلاع دهید!


Ripper را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

رام ونکات سریکار

رام یک منتقد فیلم مستقل است که سعی می کند عشق خود را به فیلم و نویسندگی ترکیب کند و چیزی فراتر از یک نظر به خوانندگان ارائه دهد.

مصاحبه با مارک ریکر ، طراح تولید MA RAINEY’S BLACK BOTTOM

پایین سیاه Ma Rainey، بازی مرحله دوم از آگوست ویلسون و به طور تصادفی ، مورد دوم دنزل واشنگتن کمک کرده است تا به صفحه نمایش بزرگ ، در حال حاضر در Netflix منتشر شده است. با اجرای نهایی از اواخر چادویک بوسمان و با قرار گرفتن در بالای لیست فیلم های رئیس جمهور باراک اوباما در سال 2020 ، به نظر می رسد این تولید در راس مسابقه اسکار سرویس پخش جریانی است.

این فیلم که کمی پیش از رکود بزرگ در شیکاگو رخ داده است از عنوان “مادر بلوز” پیروی می کند (ویولا دیویس) در حالی که راه خود را از طریق یک جلسه ضبط خراش می زند. با داشتن یک تقاضای مداوم و کمبود صبر ، Ma Rainey ممکن است کار را آسان کند ، اما هیچ کس نمی تواند بگوید که او کنترل نمی کند. در این روز خاص ، تنش بین او و بازیکن بلند پروازانه او (بوسمان) شروع به جوشیدن می کند و با بالا رفتن سوزن ، دیگر هیچ یک از دو زندگی دوباره نخواهد بود.

استعلام فیلم اخیراً با طراح تولید صحبت کرده است مارک ریکر (ترومبو، کمک) در مورد تجربیات خود در کار بر روی فیلم ، از جمله همکاری با کارگردان George C. Wolfe ، و همچنین روش او در طراحی و دستکاری در محیط های فیزیکی.

این مصاحبه برای شفافیت ویرایش شده است.

لوک پارکر برای استعلام فیلم: به نظر می رسد همه افرادی که در راس این تولید هستند ، ارتباط عمیق و دیرینه ای با کارهای آگوست ویلسون دارند. هنگام طراحی صحنه ها ، شما و گروه سازنده چگونه تصمیم گرفتید که کدام عناصر نمایش را برای فیلم نگه دارید و کدام یک را بسازید؟

مارک ریکر: خوب ، جالب است زیرا من هرگز نمایش صحنه را نمی خوانم و به نوعی این کار را تا حدی عمدا انجام داده ام. من فقط می خواستم به فیلمنامه ای که به من داده شده و فیلمی که می ساختیم واکنش نشان دهم. برداشت من این بود که به دلایل مشخص ، نمایش صحنه بیشتر در اتاق باند و استودیوی ضبط انجام می شد. اما عناصری که برای فیلم گسترش یافتند خیابان بیرون ، چادر ، تئاتر و برخی از بیت های دیگر بود که باعث باز شدن برخی از آن ها شد.

مصاحبه با مارک ریکر ، طراح تولید MA RAINEY'S BLACK BOTTOM
منبع: نت فلیکس

اما من واقعاً از خواندن هر نوع جهت صحنه یا نگاه به هر طراحی قبلی قبلی دور نبودم. منظور من این است که به نوعی غیرممکن است که نگاهی به اینجا یا آنجا نکشید اما از نظر کار با جورج و فهمیدن اینکه ما می خواهیم این دو اتاق در فیلم چگونه باشد ، این کار با تحقیقات کلی در مورد شکل کارخانه ها و استودیوهای ضبط شروع شد و رفت از آنجا. ما برنامه های زمینی را انجام دادیم و راهی را که می خواهیم در فضاها جریان داشته باشیم ، کشف کردیم.

من از شنیدن اینکه شما اصلاً به نمایش صحنه رجوع نکردید متعجب شدم. چه عواملی منجر به این تصمیم شد؟

مارک ریکر: فکر می کنم فقط می خواستم آن را طوری طراحی کنم که هر فیلمی را بخواهم. کلمات موجود در فیلمنامه کلماتی بودند که به من داده شد و عملی که به ما داده شد همان چیزی است که من با آن دویدم. من می دانستم که نمایش صحنه ای در آن دو اتاق است و من تازه شروع به انجام تحقیقات و فرآیندهای فکری در مورد چگونگی گسترش آن اتاق ها ، نحوه دیدن جهان خارج به گونه ای کردیم که شما با این نمایش دوست ندارید. بنابراین معماری واقعی آنچه ما به آن نگاه می کردیم – تیرهای ته اتاق و مواردی که از معماری آن ناشی می شود – همان چیزی است که ما گسترش داده ایم و لزوماً در نمایش نبوده است.

من فکر می کنم من فقط می خواستم تازه کار را شروع کنم و با جورج کار کنم و فقط آن را همانطور که معمولاً طراحی می کنم

از آنچه من فهمیدم ، شما در ابتدا قرار بود در یک مکان شلیک کنید اما باید لحظه آخر را به یک مرحله صدا انتقال دهید. در آن انتقال چه تغییراتی باید در برنامه های شما ایجاد شود؟

مارک ریکر: می دانید ، برنامه در واقع همیشه ساخت این دو مجموعه بود. فکر می کنم به دلیل بودجه و وقت ، مکانی را پیدا کردم که به عنوان مکان احتمالی عکسبرداری برای اتاق گروه به جورج ارائه کردم. من می گویم که یکی از مواردی که مرا در انجام کار ترساند ، این تصور بود که اکثر اقدامات در این دو اتاق خفه کننده انجام شده است.

بنابراین ، من این انبار بشکه بوربن خارق العاده را دیدم که دارای این چوبها و ارتفاعات بود. من فکر کردم که برای گذراندن این زمان زیاد در آن اتاق ، ما می خواهیم این اتاق بزرگ و گسترده باشد و مکانی باشد که شخصیت ها در سایه ناپدید شوند. همه این موارد جالب در آنجا وجود داشت: خطوط ، الوارها ، تیرها و موارد دیگر. من جورج را به آنجا رساندم – این اولین روز ما در مکان های پیشاهنگی بود – و او آنچه را که دیدم مورد توجه قرار گرفت ، دید ، اما صادقانه فکر کرد که این خیلی زیاد است. او فکر کرد که این امر از آنچه او می خواست فیلم منحرف شود ، بنابراین ما فقط آن را کنار زدیم و آن را پایین آوردیم و آن را کوچکتر و کوچکتر و کوچکتر کردیم تا اینکه ، صادقانه بگویم ، “من امیدوارم که او می داند چه کاری انجام می دهد” در نهایت یک اتاق بسیار کوچک بود که در آن تیراندازی می کردیم. اما ما تمام تلاش خود را کردیم تا آن اتاق را تا آنجا که می توانستیم جالب کنیم و آنجا بود که فرود آمدیم.

مصاحبه با مارک ریکر ، طراح تولید MA RAINEY'S BLACK BOTTOM
منبع: نت فلیکس

بنابراین کار با جورج و شروع یک جا و واقعاً گوش دادن به او برای اینکه بفهمید چه می خواهد ، یک روند جذاب بود. لزوماً جایی نبود که به طور عادی بروم اما واقعاً از آن به عنوان یک تجربه بزرگ یادگیری استفاده کردم. خوشحالی بود

شما گفته اید که مرحله صدا از نظر خلاقیت انعطاف پذیرتر است. می توانید جزئیات بیشتری در این باره ارائه دهید؟ آن فضا به شما اجازه انجام چه کاری را داد؟

مارک ریکر: از آنجا که همه آن را از ابتدا طراحی کردیم ، می توانستیم شکل ، ارتفاع و تن رنگ دقیق مورد نظر را به آن بدهیم. ما آن را به طور کامل طراحی کردیم ، بنابراین در آنجا بود که من قادر به دویدن با آزادی کامل بودم. وقتی نمای خارجی داشتیم ، فضای داخلی تا حدودی تعریف می شد. به عنوان مثال ، ما مجبور شدیم کوچه پس کوچه را سریع و سریع بسازیم زیرا این امر کمک می کند شکل های فضاهای داخلی چگونه باشد. پس از آن که آن را داشتیم ، آن وقت من توانستم بدانم گوشه ها کجا هستند و می توانم از آن دور شوم.

هر زمان شما روی صحنه چیزی را طراحی می کنید و می توانید آن را به آنچه می خواهید بسازید ، لذتی در آن ایجاد می شود. مکان ها نیز عالی هستند ، اما با این وجود ، شما فقط باید مکان مناسب را پیدا کنید. اما با توجه به مدت زمانی که در آن دو اتاق می گذراندیم ، ساختن آنها به عنوان مجموعه صحنه کاملا منطقی بود زیرا در این صورت از نظر صدا و ساعت و همه اینها کنترل کاملی بر آنها داریم.

در همان حالتی که نرده ها و تعداد زیادی از نمایش های صحنه ای ، بیشتر کارهای اینجا در یک مکان انجام می شود: استودیوی ضبط. وقتی در درجه اول به یک مکان محدود می شوید ، چه کاری انجام می دهید تا اطمینان حاصل کنید که آن مکان شخصیت کافی برای ایستادن در خود را دارد؟

مارک ریکر: این چالش بزرگ این بود و وقتی من کار را شروع کردم ، می دانستم این چیزی است که من واقعاً باید کشف کنم. برای اتاق باند ، از نظر کار با جورج و فهمیدن اینکه او چه می خواهد ، ما اندازه کوچکتر را دنبال کردیم ، زیرا او می خواست این یک حلقه بوکس باشد. بنابراین ما این چهار پست چوبی را در گوشه و کنار داشتیم که به تعریف آن درگیری کمک کردند.

مصاحبه با مارک ریکر ، طراح تولید MA RAINEY'S BLACK BOTTOM
منبع: نت فلیکس

اما خارج از آن ، ما با آجرکاری بسیار جالبی روبرو شدیم تا سعی کنیم یک بافت و اصالت به گروه موسیقی ببخشیم ، چیزی که گذراندن آن در آن جالب خواهد بود. سپس با استودیو ، من در حال بررسی این موضوع بودم که کجا می توان خطوط معماری ساخت برای بیننده بودن برای مدت زمانی که در آنجا بودند جالب بود. این فقط همه جا بافت داشت. این یک چیز ساده به نظر می رسد ، اما من واقعاً سخت سوار خدمه شدم تا مواد مناسب را در آنجا پیدا کنم و کارهای نمایشی مناسب را برای ایجاد فضای جالب از نظر سایه و نور ایجاد کنم. ما همچنین می خواهیم تنوع زیادی در نحوه ورود نور داشته باشیم.

جالب اینجاست که اتاق باند به عنوان اتاقی نوشته شده که فاقد پنجره است. و برای مدتی ، پیدا کردن یک فیلمبردار که در آن احساس راحتی کند ، یک چالش بود. توبیاس [[شلیسلر]و من به نوعی توطئه کردم تا جورج را متقاعد کنم پنجره ای در آن اتاق بگذارد ، و سرانجام ، این کار را کردیم. اما این حس وجود دارد که نور چگونه وارد می شود و معنای آن چیست ، بخصوص وقتی که در طی چند ساعت در فضا حرکت می کند. بنابراین این فقط یک فرآیند یافتن آن لحظاتی است که قرار است به داستان خدمت کنند ، به فضا خدمت کنند و اینکه مردم برای گذراندن وقت خود در تماشای فیلم جالب باشند.

استعلام فیلم از مارک ریکر تشکر می کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد.

Ma Rainey’s Black Bottom هم اکنون در Netflix برای پخش در دسترس است!


ته مشکی Ma Rainey را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دیک جانسون مرده است: گواهی شگفت انگیز برای زندگی و عشق

مدتی است که از آخرین باری که من یک نظر نوشتم ، تقریباً 8 ماه ، به طور دقیق در این مدت ، من شغل خود را از دست داده ام ، به سختی به دنبال کار جدیدی گشته ام ، نزدیک شده ام ، تقریباً انصراف داده ام ، و از زمان نوشتن این مقاله ، هنوز در جستجوی آن هستم. در عین حال ، من افرادی را که وضعیتشان بدتر از وضعیت خودم است ، تماشا کرده ام ، بنابراین حداقل از ثبات کمی که دارم سپاسگزارم. چرا این موضوع مرتبط است؟ خوب ، اگرچه ممکن است اراده نوشتن را از دست داده باشم ، اما خوشبختانه عشقم به فیلم را از دست نداده ام. و دیک جانسون مرده است تصدیق آن عشق است. بنابراین ، چه زمانی بهتر از بازگشت به نویسندگی از فیلمی که خود ، حداقل تا حدی ادای احترام به قدرت فیلم ها است؟

مرز بین فانتزی و مستند را محو می کند

همانطور که از عنوان یا توصیف حدس زده اید ، دیک جانسون مرده است مستند معمولی شما نیست. توسط این نویسنده و کارگردانی شده است کرستن جانسون، مستندساز و فیلمبردار که اخیراً در سال 2016 خبرساز شده است فیلمبردار، فیلمی شامل فیلمهایی است که طی سالها توسط آن گرفته شده است جانسون به عنوان فیلمبردار مستندهای مختلف. فیلمبردار ساختار روایی ندارد ، اما در عوض کلیپ هایی از فرهنگ ها ، جوامع مختلف و جانسونتجارب خودی ، به گونه ای در هم تنیده شده است که گستره کاملی از زندگی بشر را نشان می دهد ، از قساوتهایی که ما در کشورهای مختلفی که نسل کشی هایی انجام داده ایم ، گرفته تا نشانه های زندگی و امید در تاریکی ، مانند یک دوست داشتنی خانواده دهقانی که جانسون بازدید در طول سالها در بوسنی. این یک کار جذاب است ، بلافاصله جذب ، عمیق و با اشتیاق آشکار به قدرت تصاویر.

دیک جانسون مرده است: گواهی شگفت انگیز برای زندگی و عشق
منبع: نت فلیکس

دیک جانسون مرده استگرچه غیرمعمول است اما کار شخصی تری است برای جانسون، در این مورد در مورد پدر پیرش دیک جانسون، یک روانپزشک سابق که اتفاقاً در سال های گرگ و میش نیز آرام آرام خاطرات خود را از دست می دهد. جانسون، مادر خود که در سال 2007 از آلزایمر درگذشت ، رابطه خود را با پدرش عزیز نگه می دارد و او را در تمام مراحل دردناک برای پذیرش پیر شدن مانند پاکسازی دفتر قبلی خود ، فروش ماشین خود و انتقال به NYC او همراهی می کند. اپارتمان. با این لحظات درگیر هستند برخی از عناصر فانتزی تزریق شده ، با دیک جانسون یا ناگهان ، به طنز کمی توسط چیزی کشته شده باشد ، مانند سقوط کولر در خیابان ، یا خود را در یک نمایشگر کاملاً ظریف ببیند ، مثلاً در یک لحظه به همراه همسر سابقش در “بهشت” ظاهر شود ، بروس لی، باستر کیتون، و مشاهیر مشهور دیگر.

آنچه نیز متمایز می کند جانسونفیلم این واقعیت است که او پشت صحنه هر یک از اینها را به شما نشان می دهد ، مانند بدلکاری هایی که سکانس های مرگ را اجرا می کنند و فیلمبرداری واقعی صحنه های خیالی آسمان را انجام می دهند. گاهی اوقات آنها منجر به خود صحنه می شوند ، در حالی که در برخی دیگر ، این صحنه ابتدا صحنه را نشان می دهد ، و سپس یک نگاه اجمالی پشت صحنه تنظیم آن نشان می دهد.

غیر متعارف اما مثر

ممکن است کسی فرض کند دیک جانسون مرده است به نوعی نسبت به کرستنپدرش به آرامی زوال عقل را ایجاد می کند ، اما خوشبختانه چیزی جز این نیست. نه تنها دیک به نظر می رسد که از همه چیزهایی که در حال تغییر است آگاه است ، از این طریق لذت می برد ، مانند دیدن صحنه های مرگ و حتی گاهی اوقات واقعاً وارد شخصیت شدن ، مثلاً در یک صحنه که او لباس اسب سوار بی سر را می پوشد و در یک خانه سالمندان نگاه می کند پشت در پنهان ، یادآوری دردناکی که ممکن است روزی مجبور شود در یکی از آن مکانها زندگی کند. بنابراین ، یک س anotherال دیگر پیش می آید: چیست؟ کرستن جانسونهدف واقعی او نه تنها ساختن این مستند ، بلکه ساختن آن به روشی است که وی انجام می دهد به جای نمایش ساده یک مستند کاملاً واضح درباره پدرش؟

دیک جانسون مرده است: گواهی شگفت انگیز برای زندگی و عشق
منبع: نت فلیکس

دلیل کارکرد آن این است که ، فیلم خوب است ، سرگرم کننده است؟ شما می گویید فیلمی درباره مرگ سرگرم کننده است؟ خوب ، برای یکی ، همانطور که شاید توسط نمایش کمدین خاموش اشاره شده است باستر کیتون در طول یکی از سکانس های فانتزی ، فیلم پر از کمدی فیزیکی با زمان بی نقص است. این مرگ ها نه تنها از هیچ جا به وجود نمی آیند ، بلکه بسیار فراتر از حد مجاز هستند ، مانند مواردی که در آن رخ داده است دیک توسط یک میله بلند با ناخن هایی که از آن بیرون زده است ، خنجر می زند و سپس در سراسر پیاده رو خونریزی می کند. به جای اینکه آزار دهنده باشد ، حواس پرت و شوخ طبعی است. وقتی فیلم شروع به فرو رفتن در قلمرو احساسی می کند ، ناگهان صحنه ای از این دست یا یکی از تخیلات رنگارنگ به نمایش درآمده (زرق و برق و همه) رخ می دهد ، هم باعث خنده شما می شود و هم باعث می شود از قضا اصلاً مرگ را فراموش کنید. داستانی کاملاً واضح از دیک جانسونزندگی هر چند صمیمانه اما فقط همین تأثیر را نداشت.

عشق می درخشد

از طریق همه اینها ، این عشق است که در سراسر جهان بیش از همه برجسته است دیک جانسون مرده است. عشق ، قبل از هر چیز ، از جانسونپدر پدر ، که او را تربیت کرده است تا کسی باشد که امروز هست. جانسون ممکن است تربیتی غیرمعمول داشته باشد ، زیرا او به عنوان بخشی از Adventists Day Seventh Day بزرگ شده است ، دینی که حتی به فیلم به عنوان سرگرمی اعتقاد ندارد ، اما پدرش نیز گاهی او را از آن دور می کند ، از جمله آوردن او به سینما به عنوان یک فیلم بچه و حمایت از انتخاب شغلی نهایی او. از طریق همه اینها ، مشخص است که او پدر و مادری دوست داشتنی و دلسوز بود ، و این جانسون این فیلم را شاهدی بر شخصیت او و معنای او برای او ساخته است.

دیک جانسون مرده است: گواهی شگفت انگیز برای زندگی و عشق
منبع: نت فلیکس

دیک جانسون همچنین کاملاً یک مرد جذاب است. اگرچه گاهی اوقات بر سر حرف هایش گیر می افتد یا گیج می شود ، اما می توانید ببینید که چقدر زندگی خود را بسیار گران می دارد و عاشق آن است ، خصوصاً اینکه به عنوان بخشی از کرستن و زندگی دو فرزندش ولی دیک جانسون مرده است، همانطور که از عنوان و در کل فیلم به وضوح مشاهده می کنید ، یادآوری دردناکی را نیز به همراه دارد: این مرد ممکن است در واقع هنوز مرده نباشد ، اما روزی خواهد بود. همانطور که همه والدین ، ​​پدربزرگ و مادربزرگ ، بزرگترها و بله ، خود ما نیز خواهیم بود. با تماشای این فیلم ، به پدر و مادر خودم فکر کردم که اکنون در اواسط دهه 60 هستند ، اما خوشبختانه از سلامتی کامل برخوردار هستند. اما یک روز ، من باید مستقیم تر با این واقعیت روبرو شوم. و گرچه هنوز مطمئن نیستم که می توانم با آن روبرو شوم ، اما می توانم به فیلمی مثل این نگاه کنم دیک جانسون مرده است، و شاید بتواند از طریق آن به من کمک کند ، حتی اگر کمی باشد. ما نباید از مرگ بترسیم زیرا این امر اجتناب ناپذیر است ، همانطور که یکی از دوستان قدیمی دیک در فیلم می گوید ، و گرچه این یک واقعیت تأسف آور است که ما انسان فانی هستیم ، این بدان معنی است که باید هر لحظه از زندگی خود و مردم را نیز ارزشمند بدانیم. ما بیشتر دوست داریم

نتیجه

شاید بهترین راه جمع بندی باشد دیک جانسون مرده است از طریق لحن تعیین شده است کرستن جانسونصداگذاری در طول فیلم ، که گاهی خنده دار است ، از نظر دیگران تند ، و در کل از خود آگاه است. عناصر خودآگاه در طی سکانس های “مرگ” و نگاه ها به پشت پرده به وجود می آیند ، اما آنها همچنین پوچ بودن همه چیز را سرگرم می کنند: به هر حال زندگی به چه درد می خورد ، و چرا وانمود می کنیم که مرگ به طور بالقوه در گوشه و کنار کمین نکرده اید؟ شاید ما فقط پیش برویم زیرا هیچ چیز دیگری برای ادامه کار ما وجود ندارد ، بلکه ادامه حرکت و گنجاندن چند لحظه شادی که در طول راه دریافت می کنیم. زیرا در حالی که مرگ ممکن است در گوشه بعدی منتظر باشد ، چیزی شگفت انگیز و هیجان انگیز مانند دیک جانسون مرده است، به عنوان مثال ، می تواند در آنجا نیز منتظر باشد.

نظر شما در مورد چیست دیک جانسون مرده است؟ آیا طرفدار مستندهای غیر متعارف مانند این مستند هستید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


دیک جانسون مرده را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!