صفحه به صفحه: عشق ، پایان خوش سیمون برای چه کسی است؟

صفحه به صفحه ستونی است که اقتباس های ادبی را در مکالمه با مطالب اصلی خود بررسی می کند. باشگاه کتاب خود را فراخوانی کنید و چند کاناپه تنظیم کنید ، ما در حال خواندن هستیم.

من هنوز تماشا نکردم عشق ، ویکتور، مجموعه دنباله فیلم عاشقانه نوجوانان همجنسگرا 2018 ، عشق ، سیمون. اما وقتی امیدوارم که رفتار سریال با ویکتور بهتر از این فیلم با سایمون باشد.

این فیلم اثری فعال مخرب نیست. مانند رمان بزرگسال جوان که از آن اقتباس شده است – برنامه Simon Vs The Homo Sapiens، نوشته شده توسط بکی آلبرتالیعشق ، سیمون جدی است به روشی که تعداد کمی ازدختران متوسط فیلم های دبیرستان هستند. در یک مصاحبه برای PFLAG ، مدیر گرگ برلانتی نحوه برخورد او با فیلم را حدس می زند: “همه لیاقت عشق دارند”.

این اخلاق در راه مشهود است عشق ، سیمون به شخصیت های خود نزدیک می شود. در حالی که اکثر انرژی آن معطوف به سایمون و به تصویر کشیدن مبارزات او با همجنسگرایی آشکار در جامعه ای با همجنسگرائی ریشه دار است ، لحظات کمی همدلی را برای بازیگران حامی خود نیز پیدا می کند. این فیلم به موضوعاتی مانند زندگی پرتنش در خانه ابی سوسو ، مسائل عزت نفس نیک آیزنر یا احساس جدا شدن غیرقابل قضاوت از دوستانش لیا بورک می پردازد. هر کس شایسته است داستان خود را بشنود. “همه لیاقت عشق دارند.”

صفحه به صفحه: عشق ، پایان خوش سیمون برای چه کسی است؟
منبع: فاکس قرن بیستم

اما جایی که فیلم دست و پا می زند ، نحوه نشان دادن این عشق است. قبل از رمان نویس شدن ، آلبرتالی به عنوان مشاور دبیرستان کار می کرد ، و بخشهایی از سیمون در مقابل، به ویژه مواردی که سایمون به دلیل رابطه جنسی خود به عنوان یک همجنسگرا با دیگران سازگار است ، به عنوان توصیه ای که وی ممکن است به دانشجویان واقعی داده باشد ، خوانده می شود. از سایمون و نه از خواننده خواسته می شود کسانی را که با او بدرفتاری می کنند ببخشد ، حتی اگر عذرخواهی کنند.

این فیلم به عنوان قطعه ای از نمایشگاه هالیوود ، با مجموعه قواعد متفاوت داستانگویی مقید است آلبرتالی، کسی که فدیه را ترجیح می دهد ، حتی اگر این فدیه لزوماً سزاوار نباشد.

مارتین آدیسون

که در عشق ، سیموندر مورد ما ، از ما خواسته شده است که رستگاری باجگیر سایمون ، مارتین آدیسون را بپذیریم. اهرم مارتین در برابر سایمون ایمیل هایی است که وی با هم قلم خود ، یک دانش آموز همجنسگرای محصور در دبیرستان ، که با نامزد آبی “Blue” رد و بدل کرده است. پس از کمی بی احتیاطی از طرف سیمون (فراموش کردن ورود به سیستم از طریق ایمیل شخصی خود در دسکتاپ کتابخانه مدرسه) مارتین ایمیل ها را کشف می کند. مارتین به جای اینکه از سیستم خارج شود و در مورد رابطه جنسی سایمون مودبانه سکوت کند ، به جای آن ایمیل ها را از صفحه نمایشگر گرفته و تهدید می کند که آنها را به صورت آنلاین ارسال می کند مگر اینکه سایمون به او کمک کند با دوست خود ، دانشجوی جدید انتقال ، ابی سوسو ، ارتباط برقرار کند.

این رمان و فیلم هر دو تلاش زیادی می کنند تا تأکید کنند که مارتین از شدت کامل تهدید خود نمی فهمد. مارتین – بدیهی است که با تهاجمی دگرجنس گرا – احساس می کند باید برای سیمون روشن کند که او “علاقه ای به او” ندارد و پیشنهاد می کند که سیمون باید با برادرش قرار ملاقات بگذارد زیرا “آنها هر دو همجنسگرا هستند”. کمبود همدلی مارتین در کل نشان داده شده است ، و از این رو می تواند درونیات سیمون را به دلیل جنسیت او کاهش دهد. از آنجا که سیمون به مردان علاقه مند است ، مارتین تصور می کند که به هر مردی علاقه مند خواهد بود ، فرضیه ای که نحوه جذب را فراموش می کند و تصور آن در زندگی واقعی بسیار رایج است.

صفحه به صفحه: عشق ، پایان خوش سیمون برای چه کسی است؟
منبع: فاکس قرن بیستم

مارتین در رمان توضیح بیشتری می دهد (جزئیاتی که شاید از نظر تاکتیکی در این فیلم حذف شده باشد) ، اعتراف می کند که از زمان بیرون آمدن برادرش ، والدینش “معامله بزرگی” از آن کرده اند ، پرچم های غرور را برافراشته اند و سعی در خانه خود را تا آنجا که ممکن است دوستانه همجنسگرا کنند بین خطوط این جمله روشن است: او از نظر جنسی برادرش احساس می کند از نظر عاطفی درگیر است و آن را در سایمون بیرون می کشد.

آنچه او نمی تواند در نظر بگیرد این است که چرا والدینش از این طریق “معامله بزرگی” انجام می دهند. والدین مارتین می دانند که بیرون آمدن چیزی است که کودک را آسیب پذیر می کند. همراهی با این عمل ترس از این است که عشق بی قید و شرط والدین در تمام مدت مخفیانه مشروط شده باشد. شرطی بودن عشق هرگز در زندگی مارتین تهدید نشده است ، بنابراین او همدلی با برادرش ، یا سیمون ، یا به طور کلی تجربه همجنسگرایی ندارد.

بنابراین ، مارتین برای خواننده / تماشاگر فیلم دگرجنسگرایان جایگزین است ، قوس خود را – جایی که او از سیاه نمایی سیمون به حمایت از او می رود – همان چیزی است که قرار است آنها را ببندند. همانطور که مارتین همدلی با سایمون را می آموزد ، آنها نیز چنین می کنند.

همدلی با گذشت برابر نیست

سخت ترین قسمت از برنامه Simon Vs The Homo Sapiens و عشق ، سیمون، به ویژه به عنوان یک خواننده / تماشاگر همجنسگرا وقتی است که مارتین از سایمون به مدرسه برود. این ضرب و شتم برای قوس های شخصیت سیمون و مارتین ضروری است ، البته اولی متوجه می شود که دروغ چه درد بزرگی (چه خودش و چه دیگران) دارد ، و دومی متوجه می شود که با سیاه نمایی سیمون را چه غم و اندوهی به او وارد کرده است. هنوز هم صحنه ای که سیمون به مارتین می گوید ، “من تصور می کنم کسی است که تصمیم می گیرد چه موقع و چگونه و چه کسی می داند ، و چگونه می توانم آن را بگویم ، این چیزی است که فکر می کنم مورد من باشد” ، هضم سخت است.

از همان لحظه انجام این کار مشخص است که مارتین پشیمان است که سایمون را در مقابل کل مدرسه فرار کرده و از سایمون می خواهد که او را ببخشد. اما مانند بیرون آمدن ، این نیز انتخاب سایمون است که چه کسی را ببخشد و برای چه چیزی. سایمون عذرخواهی را رد می کند. مارتین همدلی را آموخته است ، او دیگر کسی را بیرون نخواهد آورد ، اما این واقعیت او را تغییر نمی دهد. برنامه Simon Vs The Homo Sapiens قوس شخصیت مارتین را حل می کند و می فهمد که بهترین کاری که می تواند برای او انجام دهد این است که دیگر در زندگی اش دخیل نباشد و از طریق ایمیل به او می گوید:

“و من حسادت می کنم که چگونه دختری مانند ابی می تواند اینجا نقل مکان کند و از بین همه دوست شود با شما دوست شود ، و شما در حال حاضر دوستان زیادی دارید ، و من فکر نمی کنم شما حتی یک معامله بزرگ هم داشته باشید … فقط گفتن که به نظر می رسد این کار برای شما خیلی آسان است و شما باید بدانید که واقعاً خوش شانس هستید … کاملاً لیاقت آن را دارید. شما شخص بسیار خوبی هستی ، اسپیر و شناختن تو خیلی جالب بود. اگر می توانستم دوباره این کار را انجام دهم ، شما را با دوست داشتن سیاه نمایی می کردم و این کار را رها می کردم. “

عشق ، سیمون قوس شخصیت مارتین را به گونه دیگری حل می کند. این روایت ، همانطور که در رمان اتفاق می افتد ، به اوج خود می رسد ، سیمون از آبی خواست که در کارناوال محلی با او ملاقات کند ، با این امید که معاشقه آنلاین آنها بتواند به یک عاشقانه واقعی تبدیل شود. در ابتدا ، Blue نشان نمی دهد ، و سیمون نگران است که او را لرزاند ، که مارتین با انتشار نامه های الکترونیکی ، او را برای همیشه ترساند. در آخرین ثانیه ، آبی می رسد و آنها بوسه می زنند – این فیلم به شیوه فیلم های عاشقانه ملودرام است.

صفحه به صفحه: عشق ، پایان خوش سیمون برای چه کسی است؟
منبع: فاکس قرن بیستم

این فیلم یک تغییر اساسی در نحوه نمایش این سکانس از وقایع ایجاد می کند. قبل از رسیدن بلو ، سیمون بلیط چرخ و فلک را تمام می کند (سواری که او از آبی خواست تا با او ملاقات کند) و به نظر می رسد که پنجره اش را از دست داده است. درست قبل از اینکه سوار شود ، مارتین به طرف او می دود و بلیط های خود را به او پیشنهاد می کند ، به عنوان نوعی عذرخواهی – به عنوان فدیه.

این رستگاری ، سایمون را تابع مارتین می کند. سیمون بار دیگر تابع هوی و هوس خود است و به حسن نیت خود اعتماد می کند. در حالی که مارتین یک نیروی برای خوب است تا بیمار ، پویایی او با سایمون یکسان با پویای آنها در هنگام سیاه نمایی است. مارتین بازخرید می شود ، اما این به هزینه سیمون تمام می شود. از نظر تئوری سیمون می تواند بلیط ها را رد کند و فرصت دیدار با بلو را از دست بدهد.

اما این واقعاً مهم نیست. پس از اینکه سیمون صریحاً به او گفت گم شود ، مارتین با ارائه بلیط ها ، مجدداً خود را در وضعیت قرار داده است.

در حالی که قصد مارتین خوب است ، معنای اساسی آن هر چیزی است ، زیرا او فقط درس خود را به سطحی ترین نوع آموخته است. در سطح ذاتی ، او به سیمون احترام نمی گذارد. اگر همدلی وجود داشته باشد ، فقط تا حدی گسترش می یابد که باعث می شود مارتین احساس کند آدم بدتری است ، نه همدلی به خاطر همدلی.

نتیجه گیری: پایان خوش ، اما برای چه کسی؟

یک فیلم هالیوودی باید مخاطبان گسترده تری از یک رمان را جذب کند. هزینه ساخت فیلم به مراتب بیشتر از هزینه چاپ کتاب است. به عنوان شخصیت جایگزین برای بیننده دگرجنسگرایانه ، منطقی است که تصویر شخصیت مارتین را نرم کنیم. اکثر علاقه مندان به سینما دگرجنس گرا هستند ، شما نمی خواهید آنها را به عنوان شرور تلقی کنید.

مسئله این نیست که آنها قوس مارتین را تغییر دادند ، بلکه نحوه کار را تغییر دادند. بعید است که گرگ برلانتی (خود یک مرد همجنسگرای آشکار) ، یا هم نویسندگان فیلم ، ایساک آپتکر و الیزابت برگر، تصمیم گرفت فیلمی بسازد که شخصیت های همجنسگرای خود را با هزینه آنتاگونیست دگرجنس گرایانه کوتاه تغییر دهد ، اما این همان اتفاقی بود که افتاد.

برلانتیشعار نوشتن فیلم به ویژه مناسب است. بله ، “همه لیاقت عشق دارند” ، و بخشش بیان نهایی عشق است. اما این فیلم یکی از دروس اساسی مواد اصلی خود را درک نمی کند. سیمون مجبور نیست که آن بخشش را فراهم کند ، و نه آن عشق ، به خصوص به کسی که دیه عشق خود را نگه داشته است.

آیا احساس می کنید مارتین آدیسون لیاقت لحظه رستگاری خود را دارد یا نه؟ در نظرات زیر بحث کنید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

تریلر SHADOW IN THE CLOUD

بسته ای نبردی غیرمنتظره را در پی دارد سایه در ابر، جدیدترین نویسنده و کارگردان همکار روزان لیانگ.

مود هرگز وظایف بزرگ را انجام نداد. به عنوان یک مکانیک و خلبان در جنگ جهانی دوم ، جنسیت او مانع بسیاری از کارها شد ، بنابراین او اغلب درگیر مأموریت های غیر جذاب مانند محافظت از یک بسته بود. وقتی او دقیقاً با چنین مأموریتی سوار قلعه پرواز B-17 شد ، بقیه خدمه بلافاصله او را از کار نوشتند ، اما این قبل از این بود که همه جهنم از بین برود. مود به عنوان دشمن هم حمله معمول و هم غیر معمول ، ثابت می کند که او فقط ممکن است تنها کسی باشد که قادر است بسته مرموز را طبق سفارش خود تحویل دهد.

تریلر SHADOW IN THE CLOUD
منبع: سرگرمی عمودی

به نظر می رسد که این فیلم با وجود تمام ویژگی های زنانه اش ، یک فیلم اکشن بزرگ و احمقانه است که با جنگ های برتر و بدلکاری های ضد فیزیک کامل شده است. این احتمالاً جدید است لیانگ، که در درجه اول فقط در تلویزیون و شلوارک فقط با ویژگی عاشقانه کار کرده است عروسی من و اسرار دیگر زیر کمربندش جالب است که ببینید او چگونه دانش بالقوه مقدمه را کنترل می کند ، اما امیدوارم که او بتواند این همه چیز را کنار هم نگه دارد.

او به خوبی برنده شد Chloë Grace Moretz، که در این مرحله از زندگی حرفه ای خود تقریباً همه کارها را انجام داده است. تنها عضو دیگر بازیگران یادداشت در اینجا است نیک رابینسون، اما چیزی به من می گوید که به این دلیل که شخصیت ها خیلی زود پایین می آیند ، همه جهنم از بین می رود. بالاخره این خود را به عنوان یک فیلم اکشن فمینیستی نشان می دهد ، بنابراین فیلم درست است که به کار آن بستگی دارد مورتز و لیانگ.

سایه در ابر توسط کارگردانی شده است روزان لیانگ و ستاره ها Chloë Grace Moretz، نیک رابینسون، و بولا کواله. در حال حاضر قرار است در ایالات متحده در سینماها و در VOD از اول ژانویه 2021 اکران شود. برای تاریخ اکران بین المللی ، اینجا را کلیک کنید.

آیا این یکی را بررسی خواهید کرد؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

امیلی ویلر

امیلی معتاد فیلم ، شیفته تلویزیون و عاشق کتاب است. او در حال حاضر در حال آموزش است تا یک خانم گربه دیوانه شود.

یک مینی سریال معلم: نگاهی ناخوشایند به نظافت

هر قسمت از هانا فیدلمینی سریال بخار و بی نظم یک معلم (بر اساس فیلم بسیار بهتر او به همین نام) با یک هشدار محتوا آغاز می شود: “این مجموعه شامل موقعیت های جنسی و همچنین تصاویر آراستگی است که ممکن است آزار دهنده باشد. به صلاحدید بیننده توصیه می شود. ” با توجه به موضوع بررسی شده در داستان – یک رابطه غارتگرانه بین یک معلم و دانش آموز او – البته هشدار یک تصمیم عاقلانه است. اما متأسفانه ، این تنها چیزی است که نمایش درست می شود ، زیرا بیشتر اتفاقاتی که در طول ده قسمت رخ می دهد در بهترین حالت احساس ضعف می کنند و در بدترین حالت نیز بدرفتاری می کنند.

این نمایش خود را به عنوان یک مطالعه شخصیت معرفی می کند ، نحوه آراستگی و غالباً نظافت و همچنین تأثیر عمیق آن بر افرادی که در گرداب آن مکیده شده اند را نشان می دهد. اما به جای تلاش برای یافتن و به دست آوردن جزئیات آن مسئله ، مانند یک داستان عاشقانه زیبا و اغلب اروتیک بازی می کند. البته این هرگز قصد ندارد ، اما اغلب اوقات نمایش تقریباً احساس می کند که رابطه غیرقانونی مورد نظر خود را عاشقانه جلوه می دهد. حتی وقتی می خواهد پیامدهای ویرانگر را مشاهده کند ، نتواند چیزی کاملاً بصیر بیان کند.

عاشقانه پیچ خورده اشتباه می رود

شخصیت تیتراژی که پیرنگ اصلی در آن می چرخد ​​، کلر ویلسون است (کیت مارا)، معلم جدید انگلیسی AP در دبیرستان Westerbrook در حومه تگزاس. هنگامی که ما برای اولین بار با او ملاقات می کنیم ، به نظر می رسد هیچ مشکلی برای او وجود ندارد: او جوان ، جذاب و خوش زبان است ، با یک شوهر به همان اندازه جذاب و دوست داشتنی ، مت (اشلی زوکرمن) ، هر روز در خانه انتظار می کشد. اما البته این همان چیزی است که در خارج به نظر می رسد. در حقیقت ، طولی نمی کشد تا متوجه می شویم که زیر آرامش او ، چیزی پیچیده و آشفته در آن نهفته است.

یک مینی سریال معلم: نگاهی ناخوشایند به نظافت
منبع: FX

کلیر در طی بازدید از یک فروشگاه خرید بعد از اولین روز حضور در مدرسه ، به دلیلی که هیچ کس نمی فهمد ، مقداری رژ لب می دزد. شاید فکر اینکه گرفتار شود برای او هیجان انگیز باشد. یا شاید یک طرف سرکش از او وجود داشته باشد که مدت زیادی است سرکوب شده است و فقط اکنون ظاهر می شود. چه کسی می داند اما این عمل سرقت در واقع در مقایسه با آنچه بعدی انجام می دهد هیچ چیز نیست: انجام رابطه با یکی از دانش آموزانش ، اریک واکر (نیک رابینسون) ، یک بزرگسال خوش تیپ و زیبا که از یک خانواده طبقه کارگر است. گرچه آنها قبلاً در کلاس ملاقات کرده اند ، اما پس از آنکه کلر تصمیم گرفت معلم خصوصی SAT اریک باشد ، گرگ کوچک آنها شروع به شکوفا شدن می کند.

در طول دو قسمت اول ، یک معلم تلاش می کند تا تمام پایه های ماجرای کلر و اریک را بنیان بگذارد. بررسی زندگی قبلی خانگی در حالی که سعی در ایجاد دلیل اینکه این دو چه از نظر جسمی و چه از نظر عاطفی به یکدیگر جذب می شوند ، وجود دارد. اما در حالی که هر دو مارا و رابینسون همیشه نمایش های قدرتمندی ارائه می دهید ، احساسات شخصیت های آنها را با جزئیات نشان می دهید ، فیلمنامه درک کمی از زندگی داخلی کلر و اریک دارد. آنچه در نهایت آنها را نزدیکتر و نزدیکتر می کند علیرغم اینکه می دانند رابطه آنها از ابتدا اشتباه است.

مطمئناً ، ما می دانیم که کلر و مت در خانه اختلافاتی دارند – از طرف دیگر ، مت می خواهد خانواده تشکیل دهد ، از طرف دیگر ، کلر هنوز آماده نیست – اما جدا از آن ، و اطلاعات فوق العاده مبهم درباره زندگی گذشته کلر – پدر او مشروبات الکلی ، بنابراین او مجبور است از او مراقبت کند ، این بدان معناست که به او فرصتی داده نشده است که زندگی خود را همانطور که بچه و نوجوان عادی انجام می دهد ، انجام دهد – این نمایش خیلی کم است تا به ما بفهماند که چرا کلر تصمیم گرفته است “از اریک” استفاده کند نوعی بلیط خارج شدن از شماره هایش است. اینکه دیدگاه اریک نیز به طور کامل بررسی نشده است ، قطعاً به نمایش نیز کمک نمی کند.

یک جلسه کوچک معلمی: نگاهی ناخوشایند به نظافت
منبع: FX

راه بسیار نگران کننده تر است یک معلم رابطه مرکزی را قاب می کند. این نمایش به جای بازی در نقش یک سو abuse استفاده ، روابط کلر و اریک را به روشی کاملاً عاشقانه و سکسی به تصویر می کشد. موسیقی متن باحال و پرشور همیشه و در هر زمان که دو شخصیت اصلی وقت خود را با هم می گذرانند ، در پشت زمینه صدا می کنند. صحنه های سکس همیشه بخارپذیر است. سپس نگاه کوچکی نیز وجود دارد که هر دو در مدرسه با هم ملاقات می کنند. همه چیز عملاً مانند یک داستان عاشقانه برای بزرگسالان بازی می شود تا جایی که تقریباً احساس می شود نمایش از همان چیزی که سعی می کند با آن مخالفت کند ، جذاب است. حتی در نیمه دوم فصل ، که بیشتر روی عواقب رابطه آنها تمرکز دارد ، یک معلم هنوز تلاش می کند تا چیزی قانع کننده برای گفتن پیدا کند.

جدول زمانی اغلب در هر زمان که می خواهد به ما نشان دهد که زندگی اریک و کلر به طور گسترده تحت تأثیر آنچه که انجام داده اند تحت تأثیر قرار می گیرد ، پرش می کند و از بسیاری جهات به نمایش لطمه می زند. نه تنها به ما تصویری از آسیب دیدن روان اریک توسط این ماجرا ارائه نشده است ، بلکه به ما نشان داده نمی شود که او چگونه از پس آن بر می آید. چگونه زندگی خود را پس از آن بازسازی می کند حتی وقتی دو قسمت فقط به زندگی اریک (و دو قسمت دیگر به کلر) بعد از دبیرستان اختصاص دارد ، یک معلم قادر به ارائه تصویر کامل به ما نیست. این خیلی شرم آور است ، به خصوص با توجه به جهت جالب تری که نمایش می تواند در نیمه دوم خود داشته باشد: نگاهی جذاب به پیامدهای این رابطه غیرقانونی خاص.

کمی لطف صرفه جویی

سبک ، اما ، یک معلم نفیس ساخته شده و دانستن برخی از نام های پیوست شده در پروژه – از فیدل خودش به جیلیان روبسپیر (تلفن ثابت، کودک واضح) – این در واقع نباید تعجب آور باشد. فیدلبه ویژه – که جدا از خلق ، نوشتن و تهیه کنندگی شش قسمت را کارگردانی می کند – یک مهارت کارگردانی عالی را در اینجا به نمایش می گذارد ، که به شدت به زیبایی محلی مانند مستقل متکی است در حالی که همیشه هر لحظه را به روشی ناتورالیستی ثبت می کند.

یک جلسه کوچک معلمی: نگاهی ناخوشایند به نظافت
منبع: FX

عملکرد از دو منجر نیز خارق العاده است. رابینسون، که قبلا ثابت کرده است که می تواند به ماده ای غیراصولی در فرم دیگری وارد کند عشق ، سیمون، کنترل بزرگ دیگری از احساسات را به نمایش می گذارد. به جای اینکه کاملاً مردانه و سوارکار شود ، عملکرد او شامل پیچیدگی و حتی در برخی مواقع کمی بی گناهی است. ما می توانیم اضطراب و ترس او را پس از آشکار شدن رابطه اش احساس کنیم حتی وقتی فیلمنامه به او مواد گوشتی کار نمی دهد. عملکرد او در آخرین لحظه قسمت آخر یک قدرت بازیگری است ، همزمان آسیب پذیر و سرسخت.

اما ، مارا که از ابتدا تا انتها واقعاً می درخشد و محدوده بازیگری را به اندازه قابل توجه ارائه می دهد لیندسی برگ که در نسخه فیلم همان معلم تیتراژ را بازی می کند. عملکرد او هرگز کاملاً نمایشی پیش نمی رود. همیشه ظریف است اما این سکوت راهی موثر برای کشف شکسته شدن شخصیت او است. خیلی بد است پس از آن فیدلنوشتن هرگز به اندازه جهت او قوی نیست و به همان اندازه جذاب نیست مارا و رابینسوناجراهای

فکر نهایی

یک معلم می خواهد از پیچیدگی های یک رابطه درنده ، و همچنین پیامدهای ناخوشایند و عواقب ناگوار آن رونمایی کند. و گرچه از نظر بصری خوش تیپ است ، با اجرای دو نمایش که به همان اندازه سرسام آور هستند ، اما نمایش در مرحله اول نمی تواند کاری را که می خواهد انجام دهد ، انجام دهد ، زیرا داستان اغلب به جای مطالعه شخصیت ، مانند یک داستان عاشقانه بازی می کند. چه کاملا اشتباه

نظر شما در مورد رویکرد نمایش برای کشف رابطه اصلی آن چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

اولین بار یک معلم در FX از Hulu پخش می شود و سه قسمت اول در 10 نوامبر آغاز به کار می کند و بقیه آن به صورت هفتگی منتشر می شود.


یک معلم را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

TIFF 2020: سایه در ابر

برای فیلمی که بیشتر در محدوده کابین خلبان هواپیمای جنگی اتفاق می افتد ، سایه در ابر به عنوان یک هیجان وحشیانه سرگرم کننده بازی می کند. با اجرای قوی از Chloë Grace Moretz، کارگردان روزان لیانگ مفهوم جالبی را به خود اختصاص داده و آن را به چیزی تبدیل می کند که از آنچه ممکن است روی کاغذ به نظر برسد ، بزرگتر و ظریف تر است.

20،000 فوت بالاتر از سطح زمین ، سایه در ابر مود گرت زن هوایی را دنبال می کند (مورتز) به عنوان سوار بر قلعه پرواز B-17 جایی که وظیفه محافظت از یک بسته کاملا محرمانه را دارد. خدمه منحصراً مرد محور هیچ وقت برای كاهش توانایی های گرت به عنوان خلبان وقت تلف نمی كنند ، اما وقتی هواپیما از وحشتهای مرموز شروع به ترك كردن می كند ، آنها می فهمند كه قهرمان واقعی كیست.

یک هیجان سواری از نظر فنی صدا

از نقطه نظر فنی ، لیانگ با ایجاد تعلیق و حرکت به ویژه در نیمه اول فیلم ، جایی که کار چشمگیری انجام می دهد مورتزشخصیت در یک کابین خلبان کلاستروفوبیک به دام افتاده است. این اقدام بسیار عمدی است و شخصیت پردازی ها به شدت چشمگیر است ، حتی اگر بیشتر بازیکنان اصلی دیگر از طریق ارتباطات رادیویی شنیده می شوند (و دیده نمی شوند). لیانگ به نظر نمی رسد که مواد زیادی برای بازی داشته باشد ، اما او موفق می شود آنها را در یک روایت لذت بخش مخلوط کند که شما را در لبه صندلی خود قرار می دهد.

TIFF 2020: سایه در ابر
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

امتیاز توسط ماهویا بریدگمن کوپر همچنین با ارائه صدایی منحصر به فرد که به نوعی بازه زمانی که فیلم در آن قرار دارد را مدرن می کند ، برجسته می شود. و اگرچه تصاویر به هیچ وجه پیشگامانه نیستند ، اما کار را به پایان می رسانند و تنظیمات منحصر به فرد هرگز محدود کننده به نظر نمی رسند. از ابتدا تا انتها، لیانگ هرگز احساس هیجانی را که هنگام برخاست ضرب المثل فیلم ایجاد می کند ، کاهش نمی دهد.

فیلمی که زنان “الاغش را لگد میزنند”

دیدن آن نیز طراوت دارد مورتز در یک نقش اکشن ، زیرا این شگفت آور اولین باری است که او از زمان تبدیل شدن به عنوان Hit-Girl در این دو “الاغ را لگد” می کند لگد زدن فیلم های. دیدن نبرد او از طریق وحشتهای موجود در این هواپیمای جهنمی یادآوری بسیار ضروری حضور فیزیکی و دل انگیز او را ارائه می دهد. اما به جز فیزیکی بودن ، عناصر دراماتیک فیلمنامه نیز به یک اجرا با دقت و عمق نیاز داشتند و مورتز این کار را با سهولت مورد انتظار انجام داد. او ثابت کرده است که یکی از توانمندترین بازیگران زن جوان در هالیوود است و به نظر می رسد همیشه خودش را با نقش های متنوع به چالش می کشد.

TIFF 2020: سایه در ابر
منبع: جشنواره بین المللی فیلم تورنتو

و به همان اندازه سرگرم کننده و پوچ سایه در ابر است، لیانگ همچنین با انتقاد از خار مردانگی سمی ، فیلم را با بیانیه ای قوی درباره زنانگی تزریق می کند. وی این کار را نه تنها با محکوم کردن اقدامات اعضای خدمه مرد بلکه با نشان دادن قدرت زنان در زمان جنگ انجام می دهد. به طور گسترده ای شناخته نشده است که در خلال جنگ جهانی دوم از خلبانان زن اغلب خواسته شده بود که هواپیما را به آن سوی مناطق سرزمین دشمن پرواز کنند و این کار را در حالی انجام می دهند که غیرمسلح و فاقد دستگاه های ناوبری مناسب هستند. این سطح از قهرمانی در فیلم نفوذ می کند و نگاهی اجمالی به بخشی از تاریخ دارد که همچنان تحت سلطه داستان های مرد محور است.

نتیجه

گزارشات مربوط به تولید فیلم در ابتدا تحت سلطه قرار گرفت ماکس لندیسدرگیر شدن به عنوان یک فیلمنامه نویس ، و خوشبختانه ، این روایت دیگر مورد توجه قرار نمی گیرد. شایان ذکر است که لیانگ از وی بعنوان نویسنده این فیلم نیز نام برده می شود که احتمالاً گویای میزان کار اضافی وی در پایان فیلمنامه است. این به وضوح نشان می دهد به عنوان سایه در ابر به نظر می رسد با صدای بسیار زن محور صحبت می کند. و با توجه به چه لیانگ با مقیاس نسبتاً محدود این فیلم توانست به آن دست یابد ، آسمان واقعاً محدودیتی است برای آنچه كه او می تواند با بودجه حتی بیشتر قادر به انجام آن باشد. درصنعتی که هنوز اجزای تجاری هالیوود به طور عمده توسط فیلمسازان مرد ساخته می شود ، بدون تردید این مسئله است لیانگ پس از این تلاش حیرت انگیز باید روی رادار قرار گیرد.

برخی از فیلمهای جنگ مورد علاقه شما از منظر زن گفته شده است؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

سایه در ابر نمایش جهانی خود را در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو انجام داد.


سایه را در ابر تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ویلسون کوونگ

ویلسون کوونگ

ویلسون یک علاقه مند به سینما است که از تورنتو کانادا خارج است. او با نوشتن افکار تصادفی درباره سینما در اینترنت از کار روزانه خود فرار می کند. اگرچه او تمایل زیادی به سینمای هنگ کنگ دارد ، اما خود را به طور كلی مدافع سینمای آسیا می داند. او از سال 2005 هر ساله در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو شرکت می کند و کارهای بیشتری را می توان در وب سایت وی یافت: www.wilson-kwong.com.