مجموعه کوچک کار: یک کابوس خانگی گیرا اما صابونی

دیوید ای کلیمینی سریال جدید لغو کردنg ، در ظاهر ، یک هیجان روانی گیرا است. این یک رمز و راز قتل را در مرکز داستان خود قرار می دهد ، و در طول شش قسمت (پنج قسمت برای بررسی در دسترس است) ، تحقیق می کند که چه کسی حقیقت را می گوید ، چه کسی نه ، و چه کسی در واقع قتل عام را انجام می دهد. اما هسته اصلی داستان بسیار بزرگتر و پیچیده تر از عناصر whodunnit است ، زیرا همچنین به مباحثی مانند امتیاز ، طبقه و انکار می پردازد. برخلاف منبع اصلی که مبتنی بر آن است – ژان هانف کورلیتزرمان 2014 “شما باید می دانستید” – کلینوشتن بیشتر به ملودرام متکی است به جای مطالعه شخصیت ، و در نتیجه نسخه ای کمتر اما صابون تر از پسر عموی معنوی آن است ، دروغ های کوچک بزرگ.

گره گشایی از همسر کامل

به طور کامل توسط سوزان بیر (مدیر شب، جعبه پرنده) ، لغو بر گریس فریزر تمرکز می کند (نیکول کیدمن) ، یک درمانگر موفق و یک همسر دوست داشتنی برای یک کودک کاریزماتیک آنکولوژی به نام جاناتان (هیو گرانت) وقتی ما برای اولین بار با او ملاقات می کنیم ، گریس مانند زنی به نظر می رسد که همه چیز را داشته است: یک زندگی عالی ، یک خانه زیبا در Upstate New York ، یک پسر با استعداد به نام هنری (نوح جوپ) ، که در حال حاضر در یکی از معتبرترین مدارس کشور تحصیل می کند و گروهی از دوستان که به همان اندازه او جذاب هستند.

مجموعه کوچک کار: یک کابوس خانگی گیرا اما صابونی
منبع: HBO

اما البته ، این همان چیزی است که در ابتدا به نظر می رسد. زندگی و ازدواج گریس به اندازه آنچه او همیشه تصور می کند ایده آل نیست ، اگرچه او فقط بعد از یک زن جوان به نام النا آلوس متوجه این موضوع شده است (ماتیلدا دی آنجلیس) در شب مهمانی جمع آوری کمک مالی در مدرسه هنری کشته شد – رویدادی که هم گریس و هم النا به همراهی والدین دیگر از جمله بهترین دوست گریس ، وکیلی به نام سیلویا کمک کردند (لیلی ربه) آنچه زندگی گریس را وارونه جلوه می دهد ، حتی بیشتر ، درگیری احتمالی جاناتان است که در انتهای قسمت اول مشخص شده است که با النا زمانی که از پسرش در بیمارستان مراقبت می کرد ، ارتباط قبلی دارد.

در طول دو قسمت اول ، لغو گریس را مشاهده می کند در حالی که او به آرامی به پایین می پیچد و تلاش می کند این واقعیت را قبول کند که شوهرش به قدری مقدس نیست که همیشه خودش را نشان می دهد. و در این لحظه است که نمایش در جذاب ترین حالت خود است ، و با ارائه یک بررسی عالی در اندیشه داخلی گریس ، به ما نشان می دهد که ذهن انسان چقدر می تواند کثیف باشد. چگونه ، وقتی نوبت به عزیزانمان می رسد ، ما تمایل داریم ایرادات آنها را توجیه کنیم و به خاطر ایمنی خود اشتباهات آنها را “ندانیم” حتی اگر همه نشانه ها وجود دارد.

به عنوان گریس ، کیدمن یک بار دیگر ثابت می کند که چرا او یکی از بزرگترین بازیگران کارگر امروز است. دقیقاً مثل نوبت سلست در دروغ های کوچک بزرگ، به عنوان یک زن گرفتار در یک ازدواج “کامل” که چیزی نیست جز یک نما ، کیدمن قادر است هر لایه از احساسات گریس و همه جزئیات روند فکر خود را نشان دهد. عصبانیت ، گیجی و اضطراب او را احساس می کنیم. ما می فهمیم که وقتی او یک بار دیگر برای جاناتان انتخاب های بدی انجام داده است. ما حتی در هر مرحله از راه با او همدلی می کنیم کلینوشتن ، که گاهی اوقات گریس را به انجام کارهای غیر منطقی به خاطر طرح می کشاند ، همیشه به اندازه جذابیت نیست کیدمنعملکرد

مجموعه کوچک کار: یک کابوس خانگی گیرا اما صابونی
منبع: HBO

اعطا کردن همچنین به عنوان جاناتان خارق العاده است. او می داند چگونه جنبه های دستکاری شخصیت خود را باورپذیر نشان دهد در حالی که هنوز احساسات پیچیده ای به او می بخشد. این واقعاً نقشی عالی برای اعطا کردن، یکی که شما را به یاد عملکرد نمادین نامزد امی در او می اندازد یک رسوایی کاملا انگلیسیمن دو سال پیش – بسیار عالی ، در واقع ، به شما می فهماند که چرا گریس بارها و بارها به این مرد دامن می زند ، حتی پس از آنکه خیانت خود را مدام ادامه داد. دونالد ساترلند به عنوان پدر ثروتمند گریس ، ربه به عنوان سیلویای دزدکی ، و نوما دوموزوینی چون وكالت جاناتان و گریس علی رغم داشتن تنها چند لحظه برجسته قابل توجه هستند.

خوش ساخت ، اما می توانسته عمیق تر

گرچه این کابوس داخلی گریس و جاناتان است کلی تا حد زیادی اکتشاف می کند ، لغو همچنین در طول فصل در اطراف موضوعات جالب تری می رقصد. یکی که بیشتر به چشم می آید کلاس است. از طریق تمایز شدید بین گریس و النا ، که هر دو از وضعیت طبقاتی مختلفی برخوردار هستند ، و همچنین تمام رویدادهایی که دو خانواده آنها در حال حاضر درگیر هستند ، در این نمایش سعی می شود کشف شود که چگونه پول و وضعیت اجتماعی می تواند بر دید مردم نسبت به آنها تأثیر بگذارد . حتی از همان قسمت اول ، واضح است که کلی، یک بار دیگر ، می خواهد استهزا طبقه بالا را مسخره کند و اینکه آنها به معنای واقعی کلمه همه کارها را برای حفظ جایگاه خود در جامعه انجام خواهند داد.

در حالی که این مبحث کلاس البته یک منطقه آبدار برای بازرسی است ، لغومتأسفانه ، به دلیل اینکه بعد از پیچ و تاب داستان بیش از حد مشغول ساختن پیچ زمین است ، نتواند حرف جدیدی بزند تا اینکه در وهله اول بحث های قانع کننده ای راجع به موضوعی که می خواهد به آن بپردازد ، بیان کند. شکی نیست که اگر این سریال به جای تمرکز بر روی ملودرام فوق العاده خود ، عمیقاً به کجروی سیستم عدالت بپردازد ، دو برابر خوب بوده است. چگونه ساخته شده است به جای افرادی مانند النا ، که از طبقه پایین کارگر است ، به نفع افرادی مانند گریس ، که سفیدپوست و پول دارد ، باشد.

مجموعه کوچک کار: یک کابوس خانگی گیرا اما صابونی
منبع: HBO

هنوز هم ، با وجود برخی نقص های روایی ، لغو به اندازه کافی برای نگه داشتن شما در هر قسمت وجود دارد. بایرجهت آن واضح و مبتکرانه است. او می داند که چگونه به طور موثر ما را جای گریس بگذارد. به نظر می رسد که ما هر چند بار مستقیماً همانطور که قهرمان ما تجربه می کند ، تحریف و تار می شوند. مناظر زیبای Upstate New York ، همراه با همه افراد جذاب این داستان ، همیشه برجسته است بایردستان با استعداد جایی که کلینویسندگی پر از کاستی است ، کارگردانی ، فیلمبرداری ، لباس و طراحی تولید باعث می شود نمایش سرگرم کننده و آسان باشد.

فکر نهایی

لغو می خواهد در مورد کلاس ، امتیاز و روشی که ما می خواهیم کورکورانه اشتباهات عزیزانمان را توجیه کنیم ، صحبت کنیم ، در حالی که یک رمز و راز گیرا و زیبا ساخته شده است. با این وجود ، در این روند ، تلاش می کند چیزی قانع کننده بگوید زیرا بیشتر به دنبال ملودرام علاقه مند است به جای اینکه در موضوعات جالب تر آن فرو رود. اما در پایان ، نگاه به نمایش زیباست و پیچ و تاب و رمز و راز فوق العاده آن بدون شک همیشه شما را بر روی انگشتان پا نگه می دارد. و شاید همین کافی باشد.

نظر شما در مورد قسمت اول چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

نمایش Undoing 25 اکتبر در ساعت 9: 00-10: 00 بعد از ظهر برگزار می شود. ET / PT در HBO.


Undoing را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود – به همین دلیل شکست خورد

صفحه به صفحه ستونی است که اقتباس های ادبی را در مکالمه با مطالب اصلی خود بررسی می کند. باشگاه کتاب خود را فراخوانی کنید و چند کاناپه تنظیم کنید ، ما در حال خواندن هستیم.

گل سرخ، جان کراولیاقتباس از دونا تارترمان برنده جایزه پولیتزر به همین نام ، چیزهای زیادی است. این یک داستان اخلاقی درباره ارزش هنر و وظیفه ماست تا اطمینان حاصل کنیم که جاودانگی فرهنگی آن در درون داستانی قرار گرفته است که از جنبه های هیجان انگیز و بزرگسالی (و بسته به کسی که می پرسید ، یک عاشقانه همجنسگرایانه) مساوی است. از زمان انتشار آن یک سال پیش ، گل سرخ همچنین برای یک نژاد خاص از طعمه های اسکار خلاصه شده است – توخالی و پرمدعا ، درک نادرست از منبع اصلی آن ، بدون داشتن زیرساخت های روایی برای حمایت از ادعاهای خود ، به دنبال عظمت است.

هر یک از این توصیف ها نمایانگر جنبه ای از نوع فیلم است گل سرخ است ، اما هیچ کس آن را به طور کامل تصرف نمی کند. آنها توصیف نمی کنند که چه چیزی باعث شده است این یک سوire استفاده حیاتی و مهم باشد ، پاورقی های فرهنگ را سقوط می دهد ، که به جز یک گروه کوچک از طرفداران، که هنوز آن را گرامی می دارند.

سلب مسئولیت: من یکی از مدافعان گفته شده هستم. من معتقدم که گل سرخ فاجعه بیرونی و بیرونی نیست که اعتقاد شما مهم باشد. بله ، این یک فیلم کاملاً معیوب است ، اما زیبایی و قدرت رمانی را که اقتباس می کند ، حفظ کرده است.

زیبایی و قدرت گفتند که مستقیماً مسئول نقص های آشکار فیلم و تمایل به نگه داشتن آنچه به عنوان داستان منحصر به فرد ساخته شده است ، منجر به سختی در اقتباس در جایی که انعطاف لازم بود ، می شود. ویژگی های منفی که آسان قابل مشاهده و انتقاد از آن آسان است ، بسیاری از موارد مثبت را تحت الشعاع خود قرار می دهد و فیلم تحت الشعاع مکالمه ای است که ایجاد کرده است.

همه اینها برای گفتن است ، به گلدفینچ هرگز فضایی داده نشد تا بتواند خود را با شرایط خود بیان کند. توصیفات آن کاملاً مشخص نیست که این نوع فیلم چیست زیرا هیچ کس برای کشف این موضوع وقت نگذاشته است. هیچ کس تا جایی که گفتن پیش نمی رود گل سرخ یک شاهکار مخفی است ، اما خوب ، زیباست و شایسته بازنگری و ارزیابی مجدد است.

ترجمه داخلی به خارجی

در هسته آن ، گل سرخ داستانی است که با غیبت تعریف می شود. در مرکز ، تئو دکر ، پسر جوانی قرار دارد که پس از بمب گذاری در موزه هنر متروپولیتن ، به طور تصادفی The Goldfinch ، یک نقاشی بی ارزش کارل فابریتیوس را سرقت می کند. به دنبال انفجار ، تئو خود را در جهان تنها می یابد. مادرش در این انفجار کشته شد و پدرش مدتی غایب بود. ما در حالی که تئو را برای تعلق جستجو می کند ، دنبال می کنیم. عدم وجود به صورت غم ، افسردگی ، انزوا ، تنهایی و بی مکانی.

داستانی که معنی آن بیش از آنچه در حال حاضر است از آن است که گم شده است ، گفتن داستان ساده ای نیست ، اما رمان آن را با تعجب می کشاند. این رمان با توانایی موقعیت یابی خود در دیدگاه اول شخص تئو ، دنیای انزوا و غیاب خود را با جزئیات و درون نگری پر می کند. مونولوگ داخلی تئو ، که بصیرت و شوخ است ، تعداد زیادی از رمان ، که گاهاً صد صفحه به طور همزمان دارد ، حمل می شود. درونی بودن این رمان چنان توسعه یافته است که می تواند نتیجه گیری شود که متشکل از یک بحران وجودی تب-رویا است ، زمانی که تئو متوجه می شود “که خنده سبک بود و نور خنده بود ، و این رمز و راز جهان است.” “

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود - به همین دلیل شکست خورد
منبع: استودیوی آمازون

در مقایسه ، این فیلم به سادگی نمی تواند آن سطح از درونی را بدست آورد. ماهیت رسانه سینمایی از آن جلوگیری می کند. در حالی که برخی از قابلیت های پخش صدا برای کمک به متن جهت پرش از صفحه ای به صفحه دیگر ، از اندازه بزرگ استفاده شده است دونا تارترمان – که بیش از 800 صفحه طول دارد – به این معنی است که بیشتر دنیای داخلی تئو را نمی توان به فیلم ترجمه کرد. تأثیر فقدان مونولوگ داخلی برای هرکسی که با این رمان آشنا باشد بلافاصله قابل مشاهده است ، این به فیلم و احساس فقر می بخشد ، پوچی که به راحتی قابل جمع شدن با وطن است. اگرچه مخلوط کردن آنها اشتباه است.

پوچی فیلم یک انتخاب آگاهانه است ، ترجمه جانبی مبارزات داخلی تئو است نه یک ترجمه واقعی. به این ترتیب گل سرخ به عنوان قصه پردازی ، جایگزین یک عمل طبقاتی می شود تارتنثر با جو راجر دیکینفیلمبرداری و محیط ترور گورکیسنمره ترجیح برای نوشتن داستان نسبت به بصری قابل درک است ، تارتنوشتن به صورت منفرد است ، اما رد کردن مورد دوم به عنوان تقلیدی کم رنگ از اولی ، بی اعتبار کردن دستاوردهای خدمه با استعداد است ، که نه تنها بهترین راه را برای ترجمه نوشتار به تصاویر یافتند.

نقاشی

یکی از رایج ترین شکایات علیه گل سرخ این بود که زمان بسیار کمی را به نمایش تئو با فیلم Goldfinch اختصاص داد. و حتی وقتی تئو با آن دیده می شود ، در روزنامه یا بسته بندی پیچیده می شود ، و در آن پنهان می شود. ما آن را می بینیم ، اما “نمی بینیم” ستون فقرات احساسی داستان به ارتباط او با نقاشی بستگی دارد – درست قبل از بمب گذاری ، مادرش آن را نشان می دهد و می گوید این مورد مورد علاقه او است. پس از انفجار ، تئو آن را از خاکستر بیرون می کشد ، وزن عاطفی از دست دادن او را به آن متصل می کند ، و متعاقباً نمی تواند آن را به مقامات بازگرداند زیرا دست کشیدن از آن ، رها کردن او است.

تئو نقاشی را گروگان می گیرد ، و به همان اندازه نقاشی او را گروگان می گیرد ، او مانند پرنده ای که به تصویر می کشد زنجیر می شود. ارتباط Theo با The Goldfinch محوری است که کل داستان بر روی آن می چرخد. انتقاد از فیلم برای نقاشی نبودن یک واکنش طبیعی است. اما من استدلال می کنم که انجام این کار این است که رابطه تئو با آن را اشتباه بخوانید ، و بنابراین فیلم را به طور کلی بخوانید. Goldfinch ممکن است اغلب روی صفحه نباشد ، اما حضور آن را می توان در همه جا احساس کرد.

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود - به همین دلیل شکست خورد
منبع: استودیوی آمازون

ظاهر Goldfinch در طراحی رنگ است – تقریباً هر عکس از رنگهایی تشکیل شده است که در جایی از خود Goldfinch ظاهر می شود. این در روشی است که Theo با افراد سرد ، دور و خویشتندار ارتباط دارد. این در اشتیاق او به دوران باستان وجود دارد. این وضعیت در حال بدتر شدن او به سو alcohol مصرف الکل و مواد مخدر است. لازم به ذکر است که Goldfinch یک عدم حضور برابر در رمان است ، و باعث می شود تصویر روی صفحه نمایش آن مستقیماً از مواد منبع بلند شود. بنابراین ، برای انتقاد از فیلم ، داشتن وفاداری بیش از حد به مواد اصلی منصفانه است ، می توان تغییرات احتمالی ایجاد کرد و احتمالاً باید ایجاد می شد.

اما در تصمیم گیری برای اجازه دادن به The Goldfinch همانطور که در فیلم وجود دارد ، کراولی روح رمان را به تصویر می کشد. تئو می گوید: “وقتی او را از دست دادم ، هیچ نقطه عطفی را که ممکن بود مرا با خوشبختی به جایی سوق دهد ، از دست دادم.” از دست دادن او جسمی کامل است و تأثیر آن بر زندگی او کاملاً است. در نگه داشتن نقاشی اضافی ، و اجازه دادن به آن خود را در سراسر فیلم از راه های دیگر ، کراولی کل ضرر تئو را بازسازی می کند – هم در همه جا و هم در یک جا.

ضربه

انتقاد عمده دیگری که به فیلم وارد می شود نحوه بازسازی مواد اصلی آن است. در جایی که رمان کاملاً ساده است ، قبل از پیگیری شروع ، در رسانه ها با تئو در آمستردام آغاز می شود ، زیرا او همه چیزهایی را که او را به این لحظه هدایت کرده است برای ما تعریف می کند ، فیلم داستان را قطعه قطعه می کند ، بین نوجوان و تئوی تئو به عقب و جلو می پرد. سالهای بزرگسالی این نقص را قبول می کنم بازسازی ، بمب گذاری را شکسته و لحظه تعیین کننده داستان را از هم جدا کرده و در سطح فیلم پراکنده می کند. ریتم یا هدف قابل تغییر در تغییر زمانها نیز بسیار کم است ، و به ویژه به هیچ وجه به گام برداشتن روایت کمک نمی کند.

صفحه به صفحه: GOLDFINCH یک اقتباس کامل بود - به همین دلیل شکست خورد
منبع: استودیوی آمازون

با این حال ، حتی این تصمیم ، که بدترین تصمیم در فیلم است ، یک تصمیم کاملاً بد نیست. در حالی که تا حدودی یکپارچگی روایت را به خطر می اندازد ، و توجه را به لحظه های پرتحرک تر جلب می کند – تارتسبک نئو دیکنزی است ، که تا حد زیادی به اتفاقی بعید و ضربات غیرمترقبه سرنوشت متکی است – این یک حرکت بد و بیرونی نیست. آنچه در انسجام از دست می رود ، در تعهد به ارائه کیفیت شکسته زندگی تئو بدست می آید. با بریدن داستان به روبان و پراکنده کردن آن ، ظاهراً به طور تصادفی ، کراولی واقعیت زندگی با ضربه را ثبت می کند.

این فیلم ، مانند تئو ، برای فرار واقعی از بمباران تلاش می کند. حتی پس از دو ساعت و نیم زمان اجرا ، روایت همچنان به لحظه تحریک کننده بازمی گردد ، و در آغاز پایان می یابد ، درست لحظاتی قبل از انفجار بمب. درد تئو گرانش است و روایت از هم پاشیده مانند اشیایی که در آن گیر افتاده اند ، قادر به فرار از مدار خود نیست.

نتیجه گیری: تصویب آن

گل سرخ از یک شی کامل دور است و گرچه ایرادات آن در ذهن من قابل دفاع است ، اما اگر باعث شود شما آن را رد کنید قابل درک است. اما من شما را تشویق می کنم که آن را یادداشت نکنید و این کار را به عنوان یک بازدید یا بازدید مجدد انجام دهید. احیای مجدد و به اشتراک گذاری ارزش های اصلی داستان هستند ، اجسام زیبا را از لاشه هواپیما بیرون می کشند و آنها را از یک شخص به فرد دیگر منتقل می کنند ، جایی که می توان آنها را حفظ ، به اشتراک گذاشت و گرامی داشت.

شاید این طبقه بندی بزرگوارانه باشد گل سرخ به عنوان یک شی زیبا اغلب اوقات شلخته است و وفاداری به مواد اصلی آن به همان اندازه که به آن کمک می کند مانع آن می شود. اما همچنین با استفاده از هنر زیبا برای آشتی دادن احساسات پیچیده و دشواری زندگی ، تصویری زیبا از ضربه است. گل سرخ ما را تشویق می کند تا به دنبال زیبا بگردیم ، از آن دفاع کنیم و از آن استفاده کنیم. من می توانم به چند ماموریت نجیب تر از آن فکر کنم.

آیا دیده اید گل سرخ؟ نظر شما چیه؟ نظرات خود را در نظرات به اشتراک بگذارید!

Goldfinch اکنون در Amazon Prime در ایالات متحده جریان دارد.


Goldfinch را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!