OUT STEALING HORSES: اکتشافی شاعرانه و آرام از حافظه

همانطور که همه ما می دانیم ، وجود ما با موانع ذاتی همراه است. خاطرات ما به دلیل افزایش سن یا سرکوب محو می شوند. فلسفه ها و عقاید ما در اثر فاجعه و وقایع غیر منتظره به چالش کشیده می شوند. و روابط ما با والدین ، ​​خواهران و برادران و دوستان ما به دلیل ذات ظالمانه زمان یا نزدیکی دائماً در حال سازگاری یا خوردن است. و این واقعیت ترسناک باقی مانده است که فقط یک حادثه ناگوار طول می کشد تا مسیر زندگی ما تغییر کند. اسب های سرقت، یک درام دلپذیر از حافظه و از دست دادن ، تلاش می کند تا روند شکلی فوق را با شکوه و جلوه بصری و اجراهای بی صدا و قدرتمند تأکید کند.

فقط سال گذشته بود که کارگردان هانس پتر مولان تریلر نروژی خود را اصلاح کنید به منظور ناپدید شدن و دوباره آنرا به عنوان تغییر نام داد پیگیری سرد. با جایگزینی استلان اسکارگارد با لیام نیسون، تجدید نظر جهانی گسترش یافته است. علی رغم حفظ کنترل خلاق ، بازسازی آمریکا یک تعبیر غیرمنتظره کسل کننده و سخت بود. در نگاه اول ، به نظر می رسد که مولان در حال شکستن ریشه های نروژی artsy عقب برای موفقیت تجاری است ، اما او با ارائه آخرین پیشنهاد سینمایی خود اشتباه کرد ، اسب های سرقت.

بر اساس در مورد پترسون پرفروش نروژی اسب های سرقت، هانس پتر مولان با هم یک اقتباسی بصری غنی از رمان مشهور را بافته می کند. انتقال یک دوره زمانی به طول و چند دهه ، اسب های سرقت داستان گسترده ای از تروما و حافظه است که از طریق چشمان تروند دیده می شود ، هم به عنوان یک نوجوان 15 ساله چشم بسته (جان رانز) و یک مرد 67 ساله دلسرد (استلان اسکارگارد) زندگی آرام در حومه نروژ.

تابستان غم انگیز و زمستان هوشیار

در نوامبر 1999 ، Trond پس از گذراندن 42 سال در سوئد ، به نروژ بازگشت. ترند ، یک مرد 67 ساله محروم ، اکنون در انزوا ، جغرافیایی و عاطفی زندگی می کند. اکنون Trond یک کلبه راحت و دلپذیر را در یک روستای آرام نروژی اشغال کرده است. در حالی که در جاده منحرف است ، Trond تقریباً به داخل یک کامیون می رود و به یک برف سقوط می کند. در این لحظه دقیق ، یک فلاش بک ویرانگر ذهن Trond را به ستوه آورد و بر شناخت او تأثیر گذاشت. فلاش بک نشان می دهد که همسر Trond در اثر تصادف درگذشت و Trond در صندلی راننده بود. اما ، تحت پوشش جبرگرایی ، ترند اظهارات جسورانه ای با اطمینان به خود مبنی بر اینکه وی مرتکب گناه نمی شود می کند: “من احساس گناه نمی کنم. فقط ضرر است. “

وضعیت انزوای ترون توسط مرد پیر و مرموز به نام لارس نفوذ می کند (بیورن فلبرگ) ، که به دنبال سگ خود در نزدیکی خانه Trond ختم می شود. این مرد تمایل دارد که از او غافل شود و Trond را با یک داستان قاطعانه و دلپذیر در مورد شلیک یک Shepherd آلمانی به عنوان یک کودک شگفت زده کند. مردان پس از پیدا کردن سگ و گفتن حکایات عجیب و غریب در کلیت خود ، به خانه های خود عقب نشینی می کنند. اما ، ترند نمی داند که او یک شب استراحت نخواهد کرد ، زیرا داستان عجیب این مرد باعث می شود که Trond یک سفر به تابستان سال 1948 که با پدر بی جان و خوش فرم خود گذراند ، برگردد.توبیاس سانتلمان)

OUT STEALING HORSES OUT: داستانهای شاعرانه و آرام و بی دردسر از حافظه
منبع: تصاویر مگنولیا

در سال 1948 ، ترون یک نوجوان 15 ساله است و ظاهراً تابستان را با پدرش می گذراند (توبیاس سانتلمان) قطع درختان و ارسال آنها از رودخانه به سوئد برای فروش. با نگاه به گذشته و با ذهنیت اجتناب ناپذیر ، جنگلهای دور دست که توسط جنگ جهانی دوم دست نخورده باقی مانده اند. عکس های خیره کننده از درختان درخشان ، نهرهای آرام ، جلب خرگوش ها ، جغد های بیکار و اسب های باشکوه ، فضایی واضح ، حسی و طبیعت گرایانه را فراهم می کند که چیزی جز زیبایی و آرامش بخش نیست. خوشبختانه ، طبیعت اطراف با فاجعه خانوادگی مطابقت دارد.

یک روز ، Trond در حال “سرقت” اسب ها با دوست خود جان (Sjur Vatne Brean) اما چیزی تاریک و نگران کننده در حال خوردن جان از درون است. آنچه Trond از پدرش می آموزد این است که روز گذشته ، جان قرار بود برادران دوقلوی جوان خود را تحت نظارت داشته باشد ، اما او بینایی را از دست داد و فکر کرد که آنها در بیرون سرگردان هستند. یک حادثه ناعادلانه با اسلحه شکار شده جان و برادر کوچک جان ، لارس ، برادر دوقلوی دیگر را مرده – و در میان هرج و مرج و غم و اندوه ، جان خود را سرزنش می کند و گناه را درگیر می کند.

Trond و Lars مجبور هستند با یک واقعیت جدید و تیره و تار روبرو شوند. لارس باید با این واقعیت زندگی کند که وی ناخواسته برادر خود را تیراندازی کرد ، در حالی که جان به طور طبیعی احساس مسئولیت می کند. حتی اگر Trond خواهر و برادر خود را در چنین حادثه وحشیانه ای از دست ندهد ، مرگ کودک خردسال او را به فکر زندگی می اندازد ، و چگونه زندگی فراری و بی روح می تواند به خالص ترین روحها برسد. دیر دیرتر ، دیرتر ، ترند حباب معصومیت کودکانه خود را رها می کند ، و سریعتر از حد معمول ، به دنیایی به ظاهر بی روح از فاجعه بی هدف و عذاب می رود.

در سال 1999 ، ترون تردیدهای خود را در مورد لارس ، همسایه ای كه به او قصه بیمارگونه در مورد شلیك سگ به عنوان یك كودك گفت ، دارد. آیا ممکن است این همان لارس باشد که به طور اتفاقی برادر دوقلوی خود را شلیک و به قتل رساند؟ بطور واضح بذر رمز و راز در اینجا کاشته شده است ، اما مولان سعی نمی کنید رمز و راز را با استفاده از خطرات خطرناک تقویت کنید. رمز و راز به شدت جوش می یابد ، و شگفتی های ناچیز دیگری برای جویدن باقی می گذارد ، اما در مورد ناراحتی مشترک Trond و Lars بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد.

دهمین دهه اسب های سرقت یک مسیر صاف را حفظ می کند

این فیلم به یک ساختار روایی فلاش بک می پیوندد. در معرض خطر پراکنده شدن ، اسب های سرقت گذشته و حال را با سیالیت جمع می کند. نسخه های جوان تر Trond و Lars که در فلاش بک های روشن و خامه ای اسیر شده اند که به طرز ماهرانه ای ویرایش می شوند جنس کریستین فودستاد و نیکولای مونبرگ، به وضوح بی گناه تر و واکنشی تر هستند ، در حالی که امروزه ترون و لارس از نظر عاطفی سخت شده اند ، بنابراین سرمایه گذاری در آنها دشوار می شود. با این حال ، اگر شخصیت با توجه به اینکه توطئه از بسیاری از خاطرات ترند و لارس ساخته شده است ، توسعه شخصیت Trond و Lars بسیار عالی است.

OUT STEALING HORSES OUT: داستانهای شاعرانه و آرام و بی دردسر از حافظه
منبع: تصاویر مگنولیا

در حالی که به احتمال زیاد می توان خاطره Trond را غیرقابل اعتماد و دوزی دانست ، رابطه بین تروند جوان و پدرش به طرز متن ترانه بیان شده است. توبیاس سانتلمان حضوری ظریف و دلپذیر با قلب سنگین است. علیرغم اینکه غالباً سخت در Trond است ، لحظاتی وجود دارد که هر دو بار در حالی که باران از آسمان می ریزد ، با خوشحالی واکنش نشان می دهند ، و در نقطه ای دیگر ، آنها با یک اسب سواری به سوئد می روند تا تماشای آنها را ببینند. پایین رفتن

جان رانز به همان اندازه چشمگیر است سانتلمن، انتقال احساسات درهم و برهم زننده Trond ، سردرگمی و سرسختی از طریق زبان بدن محکم. استلان اسکارگارد، یک بار دیگر هلی هانس پتر مولان تصویر ، عملکرد دلپذیر دیگری را به عنوان Trond 67 ساله به نمایش می گذارد ، و نقشی را ایجاب می کند که مستلزم سخت گیری و عدم مقاومت درستی باشد و فقط میکرو عبارات به احساسات داخلی پشیمانی و اشتیاق اشاره دارند. Trond ذاتی ترین راوی جذاب نیست ، زیرا او یکنواخت و رفتار یکپارچه را به عهده می گیرد ، اما شما نمی توانید کمک کنید اما تعجب می کنید که چرا Trond تصمیم می گیرد در یک کشور جدا شده زندگی کند. نگه داشتن Trond روی چیست؟ چه چیزی ، یا چه کسی نمی تواند او را رها کند؟ تابستان سال 1948 تابستان بود که ترون در بزرگسالی خرید ، اما با چه هزینه ای؟

OUT STEALING HORSES OUT: داستانهای شاعرانه و آرام و بی دردسر از حافظه
منبع: تصاویر مگنولیا

قطعات متحرک زیادی در آن وجود دارد هانس پتر مولان اسب های سرقت. داستان پرمخاطب و پرتنش دهه ای که به وضوح با ماده منبع آن پیوند خورده است ، از هر نوبت به تصاویر شاعرانه تزریق می شود. اما ، به دور از سبک و ذات نسبت به ماده ، اجراهای ظریف باعث انعطاف پذیری احساسات ناعادلانه می شوند.

اسب های سرقت Lyrical، Earnest، And Heartbreaking Trek Down Lane Memory است

سرریز از درگیری داخلی و خارجی (یک فاجعه خانوادگی ، یک رابطه مبهم پدر و پسر ، یک تمایل نفسانی غیرقانونی ، اندوه و از دست دادن) ، هانس پتر مولان اسب های سرقت یک تجربه حسی آرام ، استثنایی نوشته شده است. همراه کسپار کائه نمره آرام حرکت می کند و راسموس ویدبک سینماتوگرافی زرق و برق دار (که ترکیبی از کلوزآپ های توجه و عکس های گسترده همه کاره است) ، اسب های سرقت اعزامی دستگیر کننده است.

همچنین ببینید

درست است که بیرون اسب دزدی وقت کافی را در عصر حاضر نمی گذرانید تا یک عکس پرتره از زندگی مدرن (و فراموشی) Trond ارائه دهید. به گفته این ، تابستان سال 1948 اثبات شده است که یک ترند تابستانی است ، لارس ، و من خودم به زودی فراموش نخواهم کرد.

دیدی اسب های سرقت؟ اگر نه ، آیا اکنون علاقه مند به دیدن آن هستید؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!

اسبهای سرقت اسب بخار برای تماشای سالن های انتخاب شده و فیلم های مورد نظر در تاریخ 7 آگوست 2020 موجود است.


مراقب سرقت اسبها باشید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم پشتیبانی کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

THE SUNLIT NIGHT: Quiet of Reinvention

یافتن داستانهایی در مورد پیچ ​​های کوچک زندگی که یکی از تراژدی تا پیروزی است ، دشوار نیست. این ایده برای پیدا کردن خودمان در حالی که در یک موقعیت غیرمنتظره در مکانی غیرمنتظره گرفتار شده ایم ، انگیزه روایت های بیشمار در طول سالها بوده است. شب آفتاببه کارگردانی فیلمساز آلمانی دیوید وندنت ، چنین داستانهایی را با حس عجیب و غریب آرام آرام آمیخته با نارضایتی اساسی و بدون اینکه عاشق موضوع آن باشد.

بر اساس رمان محبوب با همین نام ، شب آفتاب داستان داستان یک نقاش مبارز به نام فرانسیس را بافته می کند جنی اسلیت، زندگی اش در جریان است. پس از بررسی تکان دهنده آخرین سری نقاشی هایش ، فهمید که والدینش در حال جدایی هستند ، مجبور شده اند به همراه یک پدرش به یک فضای کاری استودیویی کوچک منتقل شوند و درگیری اخیر خواهرش ، فرانسیس تصمیم می گیرد به عنوان دستیار هنرمند مزاج نیل فعالیت کند. در کشور دور نروژ که در نقاشی یک انبار قدیمی به عنوان یک نصب هنری کمک خواهد کرد. به امید شروع تازه و الهام بخش ، او به زودی متوجه می شود مسیری که طی می کرد همانطور که انتظار می رفت نبود ، اما دقیقاً همان چیزی است که لازم داشت.

هنر موضوعی است

با خواندن این رمان که فیلم بر پایه آن بنا شده است ، من درباره طرح هایی که به غیر از نویسنده اتفاق می افتد ، اطلاعات کمی داشتم ربکا Dinerstein، که کتاب را نوشت ، فیلمنامه را نوشت. چندین لحظه در طول فیلم ، یادآوری داستانهای مشابه توانمندسازی زن پس از وقوع تغییر زندگی که در آن سهام جهان خاتمه نیافته بلکه زندگی را تأیید می کند ، بسیار احساس می کند. نمونه ای از امثال لایک بخور نماز خواندن. عشق. و زیر یک خورشید توسکانی از انرژی و هدف مشابهی برخوردار است که مخاطب می تواند با برخی از دست اندازهای سرعت کمتری ارتباط برقرار کند و تنها با تغییر محلی ، شغلی یا پارادایم و یافتن سفر در سمت خوش بین تر ، پاسخ خود را پیدا کند.

توزیع های شب تاب خورشید و شب تاب
منبع: توزیع کوئور

کارگردانی هم از فیلمسازان و هم برای بازیگران به خوبی انجام می شود تا داستان را سبک نگه دارد اما به اندازه کافی جذاب برای احساس اهمیت است. بازیگران در تصویرگری هایشان ، هر دو با شدت شخصیت ها و مدیریت برای حفظ روحیه بازی ، بسیار عالی هستند. یکی از نمونه های جالب تر انتخاب های بازیگری عالی ناشی می شود جسیکا هچ و شگفت انگیز دیوید پیمر ایفای نقش والدین فرانسیس ، یک زن و شوهر در خارج از خانه ، که بی اعتمادی تلخی را به اوج خود می رسانند. آنچه که می تواند با ویتریول پوشیده شده انجام شود ، از این غم و اندوه که با آن روبرو هستند ، دور می شود. جنی اسلیتبه خودی خود ، احساس آرامش بیشتری می کند که به محض آنکه در محیط خارجی خود راحت تر شود و به روی آشنایان جدیدش باز شود ، ناگزیر صدا می شود. نوسان او بین افسردگی و لحظه های روشنگری با توانایی ذاتی او در کمک به بالا بردن فرانسیس به عنوان یک شخصیت صورت می گیرد ، بدون اینکه خیلی چیزهای بیرونی بگوید.

همتایان مرد در این فیلم یک تعادل جالب با فرانسیس است که بطور جداگانه مسائل خود را بدون اینکه بر صدرنشینی برجسته شود ، به جدول می آورد. نیلز که با خودشیفتگی استوایی بازیگر نروژی بازی کرد فریدجوف ساهیم، نقش را نزدیک به سینه نگه می دارد ، و بندرت به مخاطب این امکان را می دهد که نظر خود را درباره شخصیت توصیف کند ، گرچه او را جذاب نگه دارد. زاک گالیفیاناکیس شجاعانه‌ی معمول و ناخوشایند خود را در یکی از قسمتهای صمیمی به عنوان یک اوهایائی بومی که یک گروه از روابط تاریخی وایکینگ را اداره می کند به ارمغان می آورد. اما وضعیت عجیب و غریب ناشی می شود الکس شارپ به عنوان یاشا ، پسر نانوایی درونگرا که به نروژ سفر کرده است تا مراسم تشییع پیکر ویکی را که در روزهای پایانی خود درخواست کرد ، به پدر محبوب خود تقدیم کند. تیز به خوبی می تواند شخصیتی باشد که به جای یک بحران وجودی با یک فشار جسمی روبرو است و به نظر می رسد بیشترین شکسته در فیلم است. یک ورودی سریع از آن وارد کنید جیلیان اندرسون برای جمع کردن بازیگران و ساختن چیزهای جالب.

رنگ مهم است

یک عنصر جذاب در فیلم حس سردی در برابر رنگ است. علاوه بر حومه گاه به گاه سبز ، هنگامی که فرانسیس به نروژ می رسد ، رنگی به پشت آسمان به فضای سرد و در عین حال هرگز تاریک می رود. فرانسیس لباس های سفید و روشن را با یقه پیراهن با سرخ و قرمز پر رنگ پر رنگ می پوشاند و از شخصیت اصلی در این دنیای تاریک و روبرو که با او روبرو شده ، نقاشی استعاره ای استعاره ای را رنگ می کند. نیلس ، یاشا ، و حتی گلفیناکیس در سراسر لباس ، لباس محلی خیره کننده بپوشید ، و توجه بیشتری را به فرانسیس نشان دهید. طرح رنگی انبارهای قدیمی را که نیلز برای آخرین کار خود انتخاب کرده است وارد کنید. زردهای روشن و پرتقالهای گرم که به نظر می رسد درخشانتر از همه هستند ، در حالی که فیلم آشکار می شود ، درد ، گم شدن یا عدم اطمینان را با هم روبرو می کند که در یک اثر سوم کاتارزیس توسط همه احساس می شود.

Sunlight Night- توزیع لرز
منبع: توزیع کویور

حتی کارهای شخصی فرانسیس به عنوان یک هنرمند با استفاده از یک رنگ در هر نقاشی عمیق تر می شود ، هرچند که هر بار که همان موضوع را نقاشی می کند. آنچه به عنوان یک محیط ناخوشایند و غوطه ور شروع می شود ، شروع به درخشش و تکامل به سمت اوج می کند.

ارزیابی نهایی

شب آفتاب به هیچ وجه فیلم کاملی نیست. در قسمت هایی کند و مبهم است و می توان آن را در پیش بینی های آن پیش بینی کرد. اگرچه زیبایی به هدف آن وجود دارد. نسبیت پذیری ناشی از بی شمار موضوعاتی است که همه آنها با آن روبرو هستند ، اما بله ، مطمئناً عوامل فرضی وجود خواهد داشت که ممکن است با سلیقه همه افراد ژل نشوند. برای برخی ، این ممکن است به عنوان یک indie که به راحتی پیچیده شده و دارای ریزه کاری هایی است پیچیده شود. برای دیگران ، ممکن است در همه اینها ، آرام و سوزش آهسته آرامش پیدا کنند. در هر صورت ، قلب این موضوع با نتیجه گیری نیمه شیرین ساخته شده و برای یک ساعت بعد از ظهر خفیف جذاب مورد توجه قرار می گیرد.

چه فیلم هایی دیده اید که به شما الهام می شود هر روز خود را تغییر دهید؟ لطفا نظرات خود را در زیر بگذارید و مکالمه را شروع کنید!

همچنین ببینید

NE ZHA 哪吒 之 魔 童 降世: جهش دیگری در انیمیشن چینی

شب آفتاب در تاریخ 17 ژوئیه 2020 برای پخش در دسترس است.


شب آفتاب را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آدم مسخره

آدم مسخره

بیشتر زندگی ام را صرف تماشای فیلم و بحث کردم. نوشتن راهی برای ادامه گفتگو با سایر نقاط جهان است.