MORTAL: یک داستان منشأ گریم با بار احساسی

فیلم های ابرقهرمانی ، به طور کلی ، توانایی های خارق العاده یک ابر انسان را به نمایش می گذارد ، که به طور طبیعی به یک دشمن شایسته نیاز دارد. اگرچه ، همانطور که در تاريخچه و برایت برن، گاهی اوقات خطرناکترین دشمن یک شخص است. تاريخچه و برایت برن از یک جنبه ضعیف تر برای فرمول کتاب های کمیک رونمایی کرده اند ، که در آن قهرمان قدرتمند بدترین دشمن خود است. و آندره اوردالرا فانی (توردن) بعدی برای اضافه کردن به لیست قهرمانان دمدمی مزاحمی است که به لبه رانده شده اند ، یا تحت تأثیر ماهیت غیر قابل پیش بینی توانایی های فوق بشری آنها قرار دارند.

فانی ماجراهای اریک برگمن را دنبال می کند (نات ولف) ، یک جوان آمریکایی است که در جایی در نروژ در انزوا زندگی می کند. وقتی رویارویی با یک مرد محلی به هم می خورد ، اریک برای بازجویی توسط پلیس محلی آورده می شود. روانشناسی به نام کریستین که قادر به دریافت هیچ پاسخی برای این حادثه نبود ،ایبن آکرلی) برای انجام ارزیابی آورده شده است. طولی نمی کشد که اریک ناخواسته قدرت خداگونه خود را آشکار می کند و اتاق بازجویی را سوخته و بهم می ریزد. کریستین نمی تواند چشمهایش را باور کند ، اما او تنها کسی است که می تواند در مواقع خطر فوری با آرامش به اریک کمک کند. اریک و کریستین بلافاصله آکورد آکورد می زنند ، و هر دو در تلاشند تا با پرهیز از مقامات ، بدنبال قدرت اصلی خداگونه اریک باشند.

با در نظر گرفتن این که همه گیری باعث انتشار نمایش تئاتر همه پروژه های ابرقهرمانی در سال جاری شده است ، فانی بسیاری از طرفداران کتاب های کمیک را مجذوب صرف مفهوم فیلم خواهد کرد. با این حال، فانی یک تریلر غیرمعمول و آرام است که با “ابرقهرمان” رایج سروکار دارد به گونه ای که روایت را در قلمرو باورپذیری عاطفی و معنوی قرار می دهد. در میان هرج و مرج ناشی از صاعقه که توسط قهرمان قهرمان پریشان و قادر مطلق به کار گرفته می شود ، گفتمانی وسوسه انگیز درباره دین ، ​​هویت و اختیار وجود دارد.

نه داستان مبدا ابرقهرمان معمولی شما

اریک تختخواب ، متلاشی و به طور رمزآلود قدرتمندی در منطقه ای کوهستانی در نروژ اقامت دارد ، که امکانات خداپسندانه وی او را به یک پاریا خود فروتن تبدیل کرده است. اریک که در سکوت رنج می برد ، سوختگی اسرارآمیزی بر روی پا دارد و بیش از حد ناخوشایند است. واضح است که اریک در یک فاجعه گذشته غرق شده و متحجر است که اگر دوباره به جامعه بپیوندد چه اتفاقی می افتد.

یک روز ، اریک در کنار جاده در حال قدم زدن است که یک راننده ماشین خود را متوقف می کند و مصمم به ایجاد دردسر با اریک روبرو می شود. وقتی قدرت ناپایدار اریک منجر به مرگ پسر محلی می شود ، این رویارویی به بدترین حالت تبدیل می شود. از آنجا که چندین شاهد وجود داشت ، سرانجام اریک توسط رئیس پلیس Henrik پیدا شد (هر فریش) و برای قتل غیرمعمول پسر مورد بازجویی قرار گرفت ، اما اریک با پلیس صحبت نخواهد کرد ، و هویت او ناشناخته مانده است.

MORTAL: یک داستان منشأ گریم با بار احساسی
منبع: Saban Films

هنریک یک روانشناس جوان به نام کریستین را برای ارزیابی فرد غریبه فرا می خواند و پس از تجربه دست زدن به برق / گرما از نزدیک ، به این نتیجه می رسد که این قسمت ها از یک حادثه تلخ در یک مزرعه ناشی می شود. در حالی که اریک همچنان یک پیکر اتفاقی را پشت سر می گذارد ، کریستین سعی می کند به او بیاموزد که چگونه احساسات خود را کنترل کند و فقط در این صورت است که می تواند قدرت خود را کنترل کند.

غوطه ور شدن در مناظر حیرت انگیز نروژ (فایوردهای عمیق ، جنگل های اولیه و کوه های تحمیلی) آسان است ، به ویژه هنگامی که روم اوسین‘s (کالبد شکافی جین دو) فیلمبرداری پر زرق و برق ، عکسهای بلندی را ارائه می دهد که منظره را در زیبایی ناب آن نشان می دهد. متأسفانه ، اریک قادر به لذت بردن از زیبایی نیست ، زیرا ذهن بسیاری را در ذهن خود جای داده است. دارای یک ویژگی معمایی و واژگان مختصر ، نات ولف کاملاً مجسم کننده ویژگی و سوicion ظن اریک است ، و عملکردی کاملاً ملایم را ارائه می دهد که بسیار کم حرف است و غرق در رمز و راز است.

قابليت پذيري و دوست داشتني بودن اريك در نتيجه عدم تحقيق وي نازك است ، اما اين هم نكته است. هر بار که اریک ناخواسته زندگی می کند ، احساس آرامش پشیمانی می کند. در ابتدای فیلم مشخص نیست که اریک قبلاً چند زندگی کرده است و این به تنهایی انزوای خود-تحمیل اریک را توضیح می دهد. با وجود اعمال قدرت بسیار زیاد ، اریک هرگز در ارتباط با افراد دیگر ناتوان نبوده است. این تا زمانی است که او با کریستین ، روانشناس جوانی که فوراً احساس همدلی با اریک می کند ، ملاقات می کند و کمک به او را از طریق مشکلات عظیم خود ، ماموریت می دهد. شبیه نات ولف ، ایبن آکرلی عملکردی کاملاً عقب مانده را به عنوان کریستین ارائه می دهد.

MORTAL: یک داستان منشأ گریم با بار احساسی
منبع: Saban Films

بعد از یک سری قسمت های ناخوشایند ، اریک و کریستین از دست مقامات فرار می کنند. به طور تقریبی ، نزدیکی و جذابیت غیرقابل توصیف آنها به یکدیگر منجر به یک عاشقانه تغییر دهنده طرح می شود. متأسفانه رابطه عاشقانه آنها مورد انتظار بسیاری است. این نیست که نات ولف و ایبن آکرلی فاقد شیمی هستند اما به آنها مهلت داده نمی شود که رابطه خود را به روشی اصیل و عجولانه گسترش دهند.

فانی یک داستان با خلوص آرام و با استثنایی جدی است که در بعضی مواقع به طور هدفمند بد تعریف شده و جزئی است. درک محدودی از قدرت های اریک دارد و از آنجا که فیلم از دید او فیلمبرداری می شود ، تماشاگران به همان اندازه اریک از نظر اخلاقی و عقلی گیج می شوند. اما این فیلم پس زمینه نروژی را به اندازه کافی افشا می کند تا هسته توانایی های اریک را تا حدی تأکید کند. اگرچه ، بسیار ناراحت کننده است که یک آمریکایی قدرتهایی را گرفته است که از اسطوره های نورس نشات می گیرند.

فانی راه انداز مکالمه در مورد قدرت و هویت

برای آنچه برای اولین بار به نظر می رسد یک فیلم کمیک بوک است ، فانی لزوماً در عینک اوج نمی گیرد ، و به هیچ وجه اولویت عمل را ندارد. بصری های بی ادعا – معمولاً یک رعد و برق پراکنده ، یک علامت سوختگی متورم ، متورم کننده یا جمع کننده منع ابرها – همیشه قانع کننده ترین نیستند ، چه برسد به اینکه یک ماده قابل توجه باشد. با این وجود ، کمبود تماشای تمام عیار و CG توجهات را به ترسها و موضوعات پیرامون قدرت جدید اریک ، و چگونگی تأثیر آنها بر درک عمومی ، خوب یا بد جلب می کند.

MORTAL: یک داستان منشأ گریم با بار احساسی
منبع: Saban Films

از آنجا که توانایی های اریک به جهانیان منتقل می شود ، برخی او را به عنوان یک خدا یا ناجی تحسین می کنند ، در حالی که دیگران می ترسند که امید کاذب را به قوم پارسا گسترش دهد وگرنه سقوط جامعه خواهد شد. هیچ راهی برای دانستن اینکه جامعه در برابر آنچه ظاهراً غیر قابل تصور یا غیر منطقی است واکنش نشان می دهد. دین در سراسر جهان به اشتراک گذاشته شده است – بهمچنین افرادی که ممکن است از بلاتکلیفی مرگ بترسند یا عزت نفس خود را زیر سال ببرند با آن مبارزه می شود و در مورد آن فکر می کنند. در حالی که فانی بیش از حد درون نگر نیست ، بلکه دستورالعمل دارد که چگونه افراد معدودی به حضور متعال اریک پاسخ می دهند.

Bjørn (به ازای Egil Aske) در حالی که یک مأمور سفارت ایالات متحده است ، در جنگ است تا اریک را برای مرگ پسرش تلافی کند.پریانکا بوسه) می ترسد که چگونه حضور اریک بر مذهبی ها در سراسر جهان تأثیر بگذارد. فانی تلاشی آبرومندانه برای روح بخشیدن به پیامدهای مرتبط با تحت فشار قرار گرفتن در نقشی است که منجر به جنجال می شود و بدترین سناریو ، سهم نسبتاً خشونت آمیز آن است – به ویژه هنگامی که شخص در آن نقش آن را نخواسته باشد.

فانی: نتیجه

آندره اوردالرا فانی برداشتی بالغ و هوشیارانه از داستان منشأ ابرقهرمانی است ، و طرفدار درگیری عاطفی بیش از درگیری فیزیکی است. علی رغم رابطه عاشقانه توسعه نیافته بین اریک و کریستین ، که باعث ایجاد احساسات بعدی در فیلم شد ، آندره اوردالرویکرد عمدی سنجیده و مبهم قهرآمیز و شرورانه ، جدایی تازه کننده از فیلم ابرقهرمانی است که انتظار می رود در این روزگار داشته باشیم.

آیا دیده اید فانی؟ در غیر اینصورت ، آیا اکنون علاقه مند به دیدن آن هستید؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

Mortal در تاریخ 6 نوامبر سال 2020 در سینماهای ایالات متحده اکران شد


مورتال را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

OUT STEALING HORSES: اکتشافی شاعرانه و آرام از حافظه

همانطور که همه ما می دانیم ، وجود ما با موانع ذاتی همراه است. خاطرات ما به دلیل افزایش سن یا سرکوب محو می شوند. فلسفه ها و عقاید ما در اثر فاجعه و وقایع غیر منتظره به چالش کشیده می شوند. و روابط ما با والدین ، ​​خواهران و برادران و دوستان ما به دلیل ذات ظالمانه زمان یا نزدیکی دائماً در حال سازگاری یا خوردن است. و این واقعیت ترسناک باقی مانده است که فقط یک حادثه ناگوار طول می کشد تا مسیر زندگی ما تغییر کند. اسب های سرقت، یک درام دلپذیر از حافظه و از دست دادن ، تلاش می کند تا روند شکلی فوق را با شکوه و جلوه بصری و اجراهای بی صدا و قدرتمند تأکید کند.

فقط سال گذشته بود که کارگردان هانس پتر مولان تریلر نروژی خود را اصلاح کنید به منظور ناپدید شدن و دوباره آنرا به عنوان تغییر نام داد پیگیری سرد. با جایگزینی استلان اسکارگارد با لیام نیسون، تجدید نظر جهانی گسترش یافته است. علی رغم حفظ کنترل خلاق ، بازسازی آمریکا یک تعبیر غیرمنتظره کسل کننده و سخت بود. در نگاه اول ، به نظر می رسد که مولان در حال شکستن ریشه های نروژی artsy عقب برای موفقیت تجاری است ، اما او با ارائه آخرین پیشنهاد سینمایی خود اشتباه کرد ، اسب های سرقت.

بر اساس در مورد پترسون پرفروش نروژی اسب های سرقت، هانس پتر مولان با هم یک اقتباسی بصری غنی از رمان مشهور را بافته می کند. انتقال یک دوره زمانی به طول و چند دهه ، اسب های سرقت داستان گسترده ای از تروما و حافظه است که از طریق چشمان تروند دیده می شود ، هم به عنوان یک نوجوان 15 ساله چشم بسته (جان رانز) و یک مرد 67 ساله دلسرد (استلان اسکارگارد) زندگی آرام در حومه نروژ.

تابستان غم انگیز و زمستان هوشیار

در نوامبر 1999 ، Trond پس از گذراندن 42 سال در سوئد ، به نروژ بازگشت. ترند ، یک مرد 67 ساله محروم ، اکنون در انزوا ، جغرافیایی و عاطفی زندگی می کند. اکنون Trond یک کلبه راحت و دلپذیر را در یک روستای آرام نروژی اشغال کرده است. در حالی که در جاده منحرف است ، Trond تقریباً به داخل یک کامیون می رود و به یک برف سقوط می کند. در این لحظه دقیق ، یک فلاش بک ویرانگر ذهن Trond را به ستوه آورد و بر شناخت او تأثیر گذاشت. فلاش بک نشان می دهد که همسر Trond در اثر تصادف درگذشت و Trond در صندلی راننده بود. اما ، تحت پوشش جبرگرایی ، ترند اظهارات جسورانه ای با اطمینان به خود مبنی بر اینکه وی مرتکب گناه نمی شود می کند: “من احساس گناه نمی کنم. فقط ضرر است. “

وضعیت انزوای ترون توسط مرد پیر و مرموز به نام لارس نفوذ می کند (بیورن فلبرگ) ، که به دنبال سگ خود در نزدیکی خانه Trond ختم می شود. این مرد تمایل دارد که از او غافل شود و Trond را با یک داستان قاطعانه و دلپذیر در مورد شلیک یک Shepherd آلمانی به عنوان یک کودک شگفت زده کند. مردان پس از پیدا کردن سگ و گفتن حکایات عجیب و غریب در کلیت خود ، به خانه های خود عقب نشینی می کنند. اما ، ترند نمی داند که او یک شب استراحت نخواهد کرد ، زیرا داستان عجیب این مرد باعث می شود که Trond یک سفر به تابستان سال 1948 که با پدر بی جان و خوش فرم خود گذراند ، برگردد.توبیاس سانتلمان)

OUT STEALING HORSES OUT: داستانهای شاعرانه و آرام و بی دردسر از حافظه
منبع: تصاویر مگنولیا

در سال 1948 ، ترون یک نوجوان 15 ساله است و ظاهراً تابستان را با پدرش می گذراند (توبیاس سانتلمان) قطع درختان و ارسال آنها از رودخانه به سوئد برای فروش. با نگاه به گذشته و با ذهنیت اجتناب ناپذیر ، جنگلهای دور دست که توسط جنگ جهانی دوم دست نخورده باقی مانده اند. عکس های خیره کننده از درختان درخشان ، نهرهای آرام ، جلب خرگوش ها ، جغد های بیکار و اسب های باشکوه ، فضایی واضح ، حسی و طبیعت گرایانه را فراهم می کند که چیزی جز زیبایی و آرامش بخش نیست. خوشبختانه ، طبیعت اطراف با فاجعه خانوادگی مطابقت دارد.

یک روز ، Trond در حال “سرقت” اسب ها با دوست خود جان (Sjur Vatne Brean) اما چیزی تاریک و نگران کننده در حال خوردن جان از درون است. آنچه Trond از پدرش می آموزد این است که روز گذشته ، جان قرار بود برادران دوقلوی جوان خود را تحت نظارت داشته باشد ، اما او بینایی را از دست داد و فکر کرد که آنها در بیرون سرگردان هستند. یک حادثه ناعادلانه با اسلحه شکار شده جان و برادر کوچک جان ، لارس ، برادر دوقلوی دیگر را مرده – و در میان هرج و مرج و غم و اندوه ، جان خود را سرزنش می کند و گناه را درگیر می کند.

Trond و Lars مجبور هستند با یک واقعیت جدید و تیره و تار روبرو شوند. لارس باید با این واقعیت زندگی کند که وی ناخواسته برادر خود را تیراندازی کرد ، در حالی که جان به طور طبیعی احساس مسئولیت می کند. حتی اگر Trond خواهر و برادر خود را در چنین حادثه وحشیانه ای از دست ندهد ، مرگ کودک خردسال او را به فکر زندگی می اندازد ، و چگونه زندگی فراری و بی روح می تواند به خالص ترین روحها برسد. دیر دیرتر ، دیرتر ، ترند حباب معصومیت کودکانه خود را رها می کند ، و سریعتر از حد معمول ، به دنیایی به ظاهر بی روح از فاجعه بی هدف و عذاب می رود.

در سال 1999 ، ترون تردیدهای خود را در مورد لارس ، همسایه ای كه به او قصه بیمارگونه در مورد شلیك سگ به عنوان یك كودك گفت ، دارد. آیا ممکن است این همان لارس باشد که به طور اتفاقی برادر دوقلوی خود را شلیک و به قتل رساند؟ بطور واضح بذر رمز و راز در اینجا کاشته شده است ، اما مولان سعی نمی کنید رمز و راز را با استفاده از خطرات خطرناک تقویت کنید. رمز و راز به شدت جوش می یابد ، و شگفتی های ناچیز دیگری برای جویدن باقی می گذارد ، اما در مورد ناراحتی مشترک Trond و Lars بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد.

دهمین دهه اسب های سرقت یک مسیر صاف را حفظ می کند

این فیلم به یک ساختار روایی فلاش بک می پیوندد. در معرض خطر پراکنده شدن ، اسب های سرقت گذشته و حال را با سیالیت جمع می کند. نسخه های جوان تر Trond و Lars که در فلاش بک های روشن و خامه ای اسیر شده اند که به طرز ماهرانه ای ویرایش می شوند جنس کریستین فودستاد و نیکولای مونبرگ، به وضوح بی گناه تر و واکنشی تر هستند ، در حالی که امروزه ترون و لارس از نظر عاطفی سخت شده اند ، بنابراین سرمایه گذاری در آنها دشوار می شود. با این حال ، اگر شخصیت با توجه به اینکه توطئه از بسیاری از خاطرات ترند و لارس ساخته شده است ، توسعه شخصیت Trond و Lars بسیار عالی است.

OUT STEALING HORSES OUT: داستانهای شاعرانه و آرام و بی دردسر از حافظه
منبع: تصاویر مگنولیا

در حالی که به احتمال زیاد می توان خاطره Trond را غیرقابل اعتماد و دوزی دانست ، رابطه بین تروند جوان و پدرش به طرز متن ترانه بیان شده است. توبیاس سانتلمان حضوری ظریف و دلپذیر با قلب سنگین است. علیرغم اینکه غالباً سخت در Trond است ، لحظاتی وجود دارد که هر دو بار در حالی که باران از آسمان می ریزد ، با خوشحالی واکنش نشان می دهند ، و در نقطه ای دیگر ، آنها با یک اسب سواری به سوئد می روند تا تماشای آنها را ببینند. پایین رفتن

جان رانز به همان اندازه چشمگیر است سانتلمن، انتقال احساسات درهم و برهم زننده Trond ، سردرگمی و سرسختی از طریق زبان بدن محکم. استلان اسکارگارد، یک بار دیگر هلی هانس پتر مولان تصویر ، عملکرد دلپذیر دیگری را به عنوان Trond 67 ساله به نمایش می گذارد ، و نقشی را ایجاب می کند که مستلزم سخت گیری و عدم مقاومت درستی باشد و فقط میکرو عبارات به احساسات داخلی پشیمانی و اشتیاق اشاره دارند. Trond ذاتی ترین راوی جذاب نیست ، زیرا او یکنواخت و رفتار یکپارچه را به عهده می گیرد ، اما شما نمی توانید کمک کنید اما تعجب می کنید که چرا Trond تصمیم می گیرد در یک کشور جدا شده زندگی کند. نگه داشتن Trond روی چیست؟ چه چیزی ، یا چه کسی نمی تواند او را رها کند؟ تابستان سال 1948 تابستان بود که ترون در بزرگسالی خرید ، اما با چه هزینه ای؟

OUT STEALING HORSES OUT: داستانهای شاعرانه و آرام و بی دردسر از حافظه
منبع: تصاویر مگنولیا

قطعات متحرک زیادی در آن وجود دارد هانس پتر مولان اسب های سرقت. داستان پرمخاطب و پرتنش دهه ای که به وضوح با ماده منبع آن پیوند خورده است ، از هر نوبت به تصاویر شاعرانه تزریق می شود. اما ، به دور از سبک و ذات نسبت به ماده ، اجراهای ظریف باعث انعطاف پذیری احساسات ناعادلانه می شوند.

اسب های سرقت Lyrical، Earnest، And Heartbreaking Trek Down Lane Memory است

سرریز از درگیری داخلی و خارجی (یک فاجعه خانوادگی ، یک رابطه مبهم پدر و پسر ، یک تمایل نفسانی غیرقانونی ، اندوه و از دست دادن) ، هانس پتر مولان اسب های سرقت یک تجربه حسی آرام ، استثنایی نوشته شده است. همراه کسپار کائه نمره آرام حرکت می کند و راسموس ویدبک سینماتوگرافی زرق و برق دار (که ترکیبی از کلوزآپ های توجه و عکس های گسترده همه کاره است) ، اسب های سرقت اعزامی دستگیر کننده است.

همچنین ببینید

درست است که بیرون اسب دزدی وقت کافی را در عصر حاضر نمی گذرانید تا یک عکس پرتره از زندگی مدرن (و فراموشی) Trond ارائه دهید. به گفته این ، تابستان سال 1948 اثبات شده است که یک ترند تابستانی است ، لارس ، و من خودم به زودی فراموش نخواهم کرد.

دیدی اسب های سرقت؟ اگر نه ، آیا اکنون علاقه مند به دیدن آن هستید؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!

اسبهای سرقت اسب بخار برای تماشای سالن های انتخاب شده و فیلم های مورد نظر در تاریخ 7 آگوست 2020 موجود است.


مراقب سرقت اسبها باشید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم پشتیبانی کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

THE SUNLIT NIGHT: Quiet of Reinvention

یافتن داستانهایی در مورد پیچ ​​های کوچک زندگی که یکی از تراژدی تا پیروزی است ، دشوار نیست. این ایده برای پیدا کردن خودمان در حالی که در یک موقعیت غیرمنتظره در مکانی غیرمنتظره گرفتار شده ایم ، انگیزه روایت های بیشمار در طول سالها بوده است. شب آفتاببه کارگردانی فیلمساز آلمانی دیوید وندنت ، چنین داستانهایی را با حس عجیب و غریب آرام آرام آمیخته با نارضایتی اساسی و بدون اینکه عاشق موضوع آن باشد.

بر اساس رمان محبوب با همین نام ، شب آفتاب داستان داستان یک نقاش مبارز به نام فرانسیس را بافته می کند جنی اسلیت، زندگی اش در جریان است. پس از بررسی تکان دهنده آخرین سری نقاشی هایش ، فهمید که والدینش در حال جدایی هستند ، مجبور شده اند به همراه یک پدرش به یک فضای کاری استودیویی کوچک منتقل شوند و درگیری اخیر خواهرش ، فرانسیس تصمیم می گیرد به عنوان دستیار هنرمند مزاج نیل فعالیت کند. در کشور دور نروژ که در نقاشی یک انبار قدیمی به عنوان یک نصب هنری کمک خواهد کرد. به امید شروع تازه و الهام بخش ، او به زودی متوجه می شود مسیری که طی می کرد همانطور که انتظار می رفت نبود ، اما دقیقاً همان چیزی است که لازم داشت.

هنر موضوعی است

با خواندن این رمان که فیلم بر پایه آن بنا شده است ، من درباره طرح هایی که به غیر از نویسنده اتفاق می افتد ، اطلاعات کمی داشتم ربکا Dinerstein، که کتاب را نوشت ، فیلمنامه را نوشت. چندین لحظه در طول فیلم ، یادآوری داستانهای مشابه توانمندسازی زن پس از وقوع تغییر زندگی که در آن سهام جهان خاتمه نیافته بلکه زندگی را تأیید می کند ، بسیار احساس می کند. نمونه ای از امثال لایک بخور نماز خواندن. عشق. و زیر یک خورشید توسکانی از انرژی و هدف مشابهی برخوردار است که مخاطب می تواند با برخی از دست اندازهای سرعت کمتری ارتباط برقرار کند و تنها با تغییر محلی ، شغلی یا پارادایم و یافتن سفر در سمت خوش بین تر ، پاسخ خود را پیدا کند.

توزیع های شب تاب خورشید و شب تاب
منبع: توزیع کوئور

کارگردانی هم از فیلمسازان و هم برای بازیگران به خوبی انجام می شود تا داستان را سبک نگه دارد اما به اندازه کافی جذاب برای احساس اهمیت است. بازیگران در تصویرگری هایشان ، هر دو با شدت شخصیت ها و مدیریت برای حفظ روحیه بازی ، بسیار عالی هستند. یکی از نمونه های جالب تر انتخاب های بازیگری عالی ناشی می شود جسیکا هچ و شگفت انگیز دیوید پیمر ایفای نقش والدین فرانسیس ، یک زن و شوهر در خارج از خانه ، که بی اعتمادی تلخی را به اوج خود می رسانند. آنچه که می تواند با ویتریول پوشیده شده انجام شود ، از این غم و اندوه که با آن روبرو هستند ، دور می شود. جنی اسلیتبه خودی خود ، احساس آرامش بیشتری می کند که به محض آنکه در محیط خارجی خود راحت تر شود و به روی آشنایان جدیدش باز شود ، ناگزیر صدا می شود. نوسان او بین افسردگی و لحظه های روشنگری با توانایی ذاتی او در کمک به بالا بردن فرانسیس به عنوان یک شخصیت صورت می گیرد ، بدون اینکه خیلی چیزهای بیرونی بگوید.

همتایان مرد در این فیلم یک تعادل جالب با فرانسیس است که بطور جداگانه مسائل خود را بدون اینکه بر صدرنشینی برجسته شود ، به جدول می آورد. نیلز که با خودشیفتگی استوایی بازیگر نروژی بازی کرد فریدجوف ساهیم، نقش را نزدیک به سینه نگه می دارد ، و بندرت به مخاطب این امکان را می دهد که نظر خود را درباره شخصیت توصیف کند ، گرچه او را جذاب نگه دارد. زاک گالیفیاناکیس شجاعانه‌ی معمول و ناخوشایند خود را در یکی از قسمتهای صمیمی به عنوان یک اوهایائی بومی که یک گروه از روابط تاریخی وایکینگ را اداره می کند به ارمغان می آورد. اما وضعیت عجیب و غریب ناشی می شود الکس شارپ به عنوان یاشا ، پسر نانوایی درونگرا که به نروژ سفر کرده است تا مراسم تشییع پیکر ویکی را که در روزهای پایانی خود درخواست کرد ، به پدر محبوب خود تقدیم کند. تیز به خوبی می تواند شخصیتی باشد که به جای یک بحران وجودی با یک فشار جسمی روبرو است و به نظر می رسد بیشترین شکسته در فیلم است. یک ورودی سریع از آن وارد کنید جیلیان اندرسون برای جمع کردن بازیگران و ساختن چیزهای جالب.

رنگ مهم است

یک عنصر جذاب در فیلم حس سردی در برابر رنگ است. علاوه بر حومه گاه به گاه سبز ، هنگامی که فرانسیس به نروژ می رسد ، رنگی به پشت آسمان به فضای سرد و در عین حال هرگز تاریک می رود. فرانسیس لباس های سفید و روشن را با یقه پیراهن با سرخ و قرمز پر رنگ پر رنگ می پوشاند و از شخصیت اصلی در این دنیای تاریک و روبرو که با او روبرو شده ، نقاشی استعاره ای استعاره ای را رنگ می کند. نیلس ، یاشا ، و حتی گلفیناکیس در سراسر لباس ، لباس محلی خیره کننده بپوشید ، و توجه بیشتری را به فرانسیس نشان دهید. طرح رنگی انبارهای قدیمی را که نیلز برای آخرین کار خود انتخاب کرده است وارد کنید. زردهای روشن و پرتقالهای گرم که به نظر می رسد درخشانتر از همه هستند ، در حالی که فیلم آشکار می شود ، درد ، گم شدن یا عدم اطمینان را با هم روبرو می کند که در یک اثر سوم کاتارزیس توسط همه احساس می شود.

Sunlight Night- توزیع لرز
منبع: توزیع کویور

حتی کارهای شخصی فرانسیس به عنوان یک هنرمند با استفاده از یک رنگ در هر نقاشی عمیق تر می شود ، هرچند که هر بار که همان موضوع را نقاشی می کند. آنچه به عنوان یک محیط ناخوشایند و غوطه ور شروع می شود ، شروع به درخشش و تکامل به سمت اوج می کند.

ارزیابی نهایی

شب آفتاب به هیچ وجه فیلم کاملی نیست. در قسمت هایی کند و مبهم است و می توان آن را در پیش بینی های آن پیش بینی کرد. اگرچه زیبایی به هدف آن وجود دارد. نسبیت پذیری ناشی از بی شمار موضوعاتی است که همه آنها با آن روبرو هستند ، اما بله ، مطمئناً عوامل فرضی وجود خواهد داشت که ممکن است با سلیقه همه افراد ژل نشوند. برای برخی ، این ممکن است به عنوان یک indie که به راحتی پیچیده شده و دارای ریزه کاری هایی است پیچیده شود. برای دیگران ، ممکن است در همه اینها ، آرام و سوزش آهسته آرامش پیدا کنند. در هر صورت ، قلب این موضوع با نتیجه گیری نیمه شیرین ساخته شده و برای یک ساعت بعد از ظهر خفیف جذاب مورد توجه قرار می گیرد.

چه فیلم هایی دیده اید که به شما الهام می شود هر روز خود را تغییر دهید؟ لطفا نظرات خود را در زیر بگذارید و مکالمه را شروع کنید!

همچنین ببینید

NE ZHA 哪吒 之 魔 童 降世: جهش دیگری در انیمیشن چینی

شب آفتاب در تاریخ 17 ژوئیه 2020 برای پخش در دسترس است.


شب آفتاب را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آدم مسخره

آدم مسخره

بیشتر زندگی ام را صرف تماشای فیلم و بحث کردم. نوشتن راهی برای ادامه گفتگو با سایر نقاط جهان است.