کلمنتین: این بیشتر در مورد چگونگی رسیدن به آنجا از مقصد است

“من هرگز قلب کسی را شکسته ام.” این خط به عنوان یکی از اولین سطوح فیلم صحبت می کند ، این خط در کل کلیت طنین انداز خواهد شد کلمنتین. دانشی وجود دارد که آن را برای جایی که فیلم می رود ایجاد می کند ، اما یک رمز و راز است که همه پرده برمی دارد.

کلمنتین، از کارگردان لارا گالاگر، فیلمی آهسته و یکنواخت است که در مورد شخصیت های آن حجم زیادی صحبت می کند ، در حالی که به مخاطبان خود فرصت می دهد در دنیای روابط ، اتصال ، از دست دادن و عشق خود قرار بگیرند.

سفر

بر هم زدن قلب هرگز آسان نیست ، چیزی که همه ما در یک زمان یا زمان دیگری در زندگی خود تجربه کرده ایم. کلمنتین باز می شود به یک نمایش گرم شدن از عشق ، فقط به سرعت در کارن پرتاب می شود (اتمارا مارروواقعیت دلخراش عاشقش D. (سونیا والگر) قلبش را شکسته است و کارن را ترک کرده است تا بتواند با پیدا کردن جای پای او و ناگهان حذف هر آنچه که روزگاری از زندگی او داشت ، برداشته شود. به تنهایی ، کارن تصمیم می گیرد بهترین راه عمل این باشد که به خانه قدیمی دریاچه D بروید ، مخفی شوید تا جایی که بتواند قدرت پیشرفت را پیدا کند.

ناشناس بودن او به سرعت به خطر می افتد وقتی فهمید خانه دریاچه میهمان ناخوشاینده دیگری دارد. وقتی کارن با لانا اطلاعات بیشتری کسب می کند (سیدنی سوینی) ، او شروع به ایجاد یک رابطه جدید می کند و خود را دوباره به احتمال عشق باز می کند – بلکه دل شکسته است.

“این بیشتر در مورد روند است تا نتیجه”

کلمنتین فیلمی است نه تنها در مورد روند احیای پایه ما ، بلکه در مورد تمایل انسانها به روابط – برای اتصال. ما مایل هستیم آنچه را که می دانیم نادرست است باور کنیم – برای نادیده گرفتن زنگ های درونی ، نادیده گرفتن علائم هشدار دهنده – همه به خاطر کیسه ارتباط با کسی. نیاز ، حتی در تاریکی ترین روزهای ما ، هرگز تسخیر نمی شود و از بین نمی رود.

کلمنتین: این بیشتر در مورد چگونگی رسیدن به آنجا از مقصد است
منبع: آزمایشگاه های اسیلوسکوپ

در حالی که کلمنتین از ما می خواهد شخصیت های مورد نظر خود را بررسی کنیم ، همچنین از ما می خواهد که خودمان را مورد بررسی قرار دهیم – خواسته هایمان. تماشای این امر در طول همه گیر جهانی ، این آگاهی را از نیاز ما به ارتباط و روابط بیشتر می کند و رانندگی به خانه حتی اثربخشی فیلم را نیز سخت تر می کند.

کلمنتین نه تنها در اثربخشی پیام های خود موفقیتی پیدا می کند بلکه در پشت بازیگران آن نیز موفق می شود. اتمارا ماررو آسیب پذیری عمیقی را برای کارن به ارمغان می آورد ، که قابل اعتماد و مقاومت ناپذیری است. طبیعت آرام ، محفوظ و دلهره آور او که شخصیت او را درگیر می کند مخاطب را به خود جلب می کند ، عدم توانایی او در حرکت به جلو ، اما در عین حال میل ، با آموختن یک مطالعه شخصیت در زندگی پیش روی ما. سیدنی سوینی به عنوان لانا مطابقت با عملکرد مارروعمق رمز و راز و ناشناخته ای را که شخصیت او را احاطه کرده است به بار می آورد. هر دو اجرای جذاب و متمایز را ارائه می دهند و همه چیز را در اطراف خود بالا می برند.

همچنین یک تنش آرام وجود دارد که درون آن ایجاد می شود کلمنتین، یکی از بینندگان متوجه خواهد شد که آنها تا زمان ورود بوک در حال ساختن نیستند.ویل بریتن) در خانه دریاچه اما تنش در امید یا پیش بینی شخصیت ها نیست بلکه بیشتر در غیرقابل پیش بینی بودن رفتارها است. لانا اسرارآمیز است ، چاه عمیقی از ناشناخته ها را ایجاد می کند ، در حالی که کارن برای اتصال مجدد گرسنه است تا دوباره با شخص دیگری ارتباط برقرار کند. با روی کار آمدن Bow ، اکنون تنش بین زنان محاصره شده است – Bow که راز خودش را رونمایی می کند.

تصاویر به عنوان یک برس موی هنرمندان

جایی که داستان ، تنظیم و عملکرد می تواند موفقیت و ساختار بی نظیری را به یک فیلم منتقل کند ، استفاده هوشمندانه و دقیق از تصاویر می تواند آن را بسیار بالاتر ببرد. کلمنتین با استفاده از تصاویر با یک دست ماهر ، هر ظریفی که هنوز نسبت به فیلم و مخاطبانش دلپذیر است.

کلمنتین: این بیشتر در مورد چگونگی رسیدن به آنجا از مقصد است
منبع: آزمایشگاه های اسیلوسکوپ

ترک های دیواری در نیمه اول فیلم نه تنها قلب شکسته کارن را منعکس می کند ، بلکه شکاف هایی در پایه اعتماد و قابلیت اطمینان روابط را نشان می دهد. زندگی کارن با ترک ناگهانی عشقش شکست خورده است. اگر او به خودش فرصت پردازش و اصلاح را ندهد ، شکاف فقط بیشتر می شود. با این حال ، اگر او حرکات را پشت سر بگذارد ، می تواند ترک را بهبود ببخشد ، و حتی ممکن است قوی تر شود.

عنصر ثابت دیگر در درون کلمنتین زنگ تلفن خانه دریاچه است. در ابتدا ، این یک یادآوری به کارن از واقعیتی است که هنوز هم در خارج از محدوده خانه دریاچه وجود دارد. جایی که ، حتی اگر او از جهان پنهان شده است ، جهان هنوز در آنجاست. با این حال ، تلفن با ادامه فیلم روبرو می شود و به بازوی اتصال و حتی مکانیسم انتشار تبدیل می شود.

یکی از قدرتمندترین شکل های تصویری و معنایی که در فیلم وجود دارد ، بازگشت مداوم به ایده کارن برای بازگرداندن سگش از سابقش بود. در حالی که بخشی به ظاهر قابل پیش بینی از وقفه است ، چیز بیشتری در پشت نیاز به نگه داشتن رمزی در زندگی او وجود دارد. کارن نه تنها سگ خود را دوست دارد بلکه تنها ارتباط باقیمانده با سابق او است. اما رمزی همچنین بیانگر نیاز انسانها به عشق بی قید و شرط است – که فقط یک سگ می تواند واقعاً آن را ابراز کند. در زمانی که اعتماد وی به اتصال و روابط شکسته شده و شکسته می شود ، پیوند با سگش هنوز در خالص ترین و بی امان ترین شکل خود است. خوشبختی رمزی وقتی او را در آغاز می بیند و پریشانی جدایی به وضوح روی کارن سنگین می شود – و به نظر می رسد کاه نهایی است که او را برای فرار از واقعیت سوق می دهد.

همچنین ببینید

نکته مهم: یک بازسازی یکبار مصرف که هیچ گونه هیجان خاصی را ارائه نمی دهد

نتیجه: کلمنتین

مشخص است که چرا کلمنتین در جشنواره فیلم Tribeca سال گذشته انتخابی بود. خوش ساخت و درخشان ، کلمنتین با مخاطبان مختلفی صحبت خواهد کرد ، و پیامهایی را برای نه تنها درک ، بلکه امید نیز ارائه می دهد.

آیا فرصتی برای دیدن داشته اید کلمنتین؟ چی فکر کردی؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

کلمنتین در تاریخ 8 مه سال 2020 در سینماهای مجازی اکران می شود.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم Enquiry را باز کنید. به جمعی از خوانندگان هم فکر که علاقه مند به سینما هستند ، بپیوندید – به شبکه خصوصی اعضای ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل بازگردید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!