صفحه به صفحه: عشق ، پایان خوش سیمون برای چه کسی است؟

صفحه به صفحه ستونی است که اقتباس های ادبی را در مکالمه با مطالب اصلی خود بررسی می کند. باشگاه کتاب خود را فراخوانی کنید و چند کاناپه تنظیم کنید ، ما در حال خواندن هستیم.

من هنوز تماشا نکردم عشق ، ویکتور، مجموعه دنباله فیلم عاشقانه نوجوانان همجنسگرا 2018 ، عشق ، سیمون. اما وقتی امیدوارم که رفتار سریال با ویکتور بهتر از این فیلم با سایمون باشد.

این فیلم اثری فعال مخرب نیست. مانند رمان بزرگسال جوان که از آن اقتباس شده است – برنامه Simon Vs The Homo Sapiens، نوشته شده توسط بکی آلبرتالیعشق ، سیمون جدی است به روشی که تعداد کمی ازدختران متوسط فیلم های دبیرستان هستند. در یک مصاحبه برای PFLAG ، مدیر گرگ برلانتی نحوه برخورد او با فیلم را حدس می زند: “همه لیاقت عشق دارند”.

این اخلاق در راه مشهود است عشق ، سیمون به شخصیت های خود نزدیک می شود. در حالی که اکثر انرژی آن معطوف به سایمون و به تصویر کشیدن مبارزات او با همجنسگرایی آشکار در جامعه ای با همجنسگرائی ریشه دار است ، لحظات کمی همدلی را برای بازیگران حامی خود نیز پیدا می کند. این فیلم به موضوعاتی مانند زندگی پرتنش در خانه ابی سوسو ، مسائل عزت نفس نیک آیزنر یا احساس جدا شدن غیرقابل قضاوت از دوستانش لیا بورک می پردازد. هر کس شایسته است داستان خود را بشنود. “همه لیاقت عشق دارند.”

صفحه به صفحه: عشق ، پایان خوش سیمون برای چه کسی است؟
منبع: فاکس قرن بیستم

اما جایی که فیلم دست و پا می زند ، نحوه نشان دادن این عشق است. قبل از رمان نویس شدن ، آلبرتالی به عنوان مشاور دبیرستان کار می کرد ، و بخشهایی از سیمون در مقابل، به ویژه مواردی که سایمون به دلیل رابطه جنسی خود به عنوان یک همجنسگرا با دیگران سازگار است ، به عنوان توصیه ای که وی ممکن است به دانشجویان واقعی داده باشد ، خوانده می شود. از سایمون و نه از خواننده خواسته می شود کسانی را که با او بدرفتاری می کنند ببخشد ، حتی اگر عذرخواهی کنند.

این فیلم به عنوان قطعه ای از نمایشگاه هالیوود ، با مجموعه قواعد متفاوت داستانگویی مقید است آلبرتالی، کسی که فدیه را ترجیح می دهد ، حتی اگر این فدیه لزوماً سزاوار نباشد.

مارتین آدیسون

که در عشق ، سیموندر مورد ما ، از ما خواسته شده است که رستگاری باجگیر سایمون ، مارتین آدیسون را بپذیریم. اهرم مارتین در برابر سایمون ایمیل هایی است که وی با هم قلم خود ، یک دانش آموز همجنسگرای محصور در دبیرستان ، که با نامزد آبی “Blue” رد و بدل کرده است. پس از کمی بی احتیاطی از طرف سیمون (فراموش کردن ورود به سیستم از طریق ایمیل شخصی خود در دسکتاپ کتابخانه مدرسه) مارتین ایمیل ها را کشف می کند. مارتین به جای اینکه از سیستم خارج شود و در مورد رابطه جنسی سایمون مودبانه سکوت کند ، به جای آن ایمیل ها را از صفحه نمایشگر گرفته و تهدید می کند که آنها را به صورت آنلاین ارسال می کند مگر اینکه سایمون به او کمک کند با دوست خود ، دانشجوی جدید انتقال ، ابی سوسو ، ارتباط برقرار کند.

این رمان و فیلم هر دو تلاش زیادی می کنند تا تأکید کنند که مارتین از شدت کامل تهدید خود نمی فهمد. مارتین – بدیهی است که با تهاجمی دگرجنس گرا – احساس می کند باید برای سیمون روشن کند که او “علاقه ای به او” ندارد و پیشنهاد می کند که سیمون باید با برادرش قرار ملاقات بگذارد زیرا “آنها هر دو همجنسگرا هستند”. کمبود همدلی مارتین در کل نشان داده شده است ، و از این رو می تواند درونیات سیمون را به دلیل جنسیت او کاهش دهد. از آنجا که سیمون به مردان علاقه مند است ، مارتین تصور می کند که به هر مردی علاقه مند خواهد بود ، فرضیه ای که نحوه جذب را فراموش می کند و تصور آن در زندگی واقعی بسیار رایج است.

صفحه به صفحه: عشق ، پایان خوش سیمون برای چه کسی است؟
منبع: فاکس قرن بیستم

مارتین در رمان توضیح بیشتری می دهد (جزئیاتی که شاید از نظر تاکتیکی در این فیلم حذف شده باشد) ، اعتراف می کند که از زمان بیرون آمدن برادرش ، والدینش “معامله بزرگی” از آن کرده اند ، پرچم های غرور را برافراشته اند و سعی در خانه خود را تا آنجا که ممکن است دوستانه همجنسگرا کنند بین خطوط این جمله روشن است: او از نظر جنسی برادرش احساس می کند از نظر عاطفی درگیر است و آن را در سایمون بیرون می کشد.

آنچه او نمی تواند در نظر بگیرد این است که چرا والدینش از این طریق “معامله بزرگی” انجام می دهند. والدین مارتین می دانند که بیرون آمدن چیزی است که کودک را آسیب پذیر می کند. همراهی با این عمل ترس از این است که عشق بی قید و شرط والدین در تمام مدت مخفیانه مشروط شده باشد. شرطی بودن عشق هرگز در زندگی مارتین تهدید نشده است ، بنابراین او همدلی با برادرش ، یا سیمون ، یا به طور کلی تجربه همجنسگرایی ندارد.

بنابراین ، مارتین برای خواننده / تماشاگر فیلم دگرجنسگرایان جایگزین است ، قوس خود را – جایی که او از سیاه نمایی سیمون به حمایت از او می رود – همان چیزی است که قرار است آنها را ببندند. همانطور که مارتین همدلی با سایمون را می آموزد ، آنها نیز چنین می کنند.

همدلی با گذشت برابر نیست

سخت ترین قسمت از برنامه Simon Vs The Homo Sapiens و عشق ، سیمون، به ویژه به عنوان یک خواننده / تماشاگر همجنسگرا وقتی است که مارتین از سایمون به مدرسه برود. این ضرب و شتم برای قوس های شخصیت سیمون و مارتین ضروری است ، البته اولی متوجه می شود که دروغ چه درد بزرگی (چه خودش و چه دیگران) دارد ، و دومی متوجه می شود که با سیاه نمایی سیمون را چه غم و اندوهی به او وارد کرده است. هنوز هم صحنه ای که سیمون به مارتین می گوید ، “من تصور می کنم کسی است که تصمیم می گیرد چه موقع و چگونه و چه کسی می داند ، و چگونه می توانم آن را بگویم ، این چیزی است که فکر می کنم مورد من باشد” ، هضم سخت است.

از همان لحظه انجام این کار مشخص است که مارتین پشیمان است که سایمون را در مقابل کل مدرسه فرار کرده و از سایمون می خواهد که او را ببخشد. اما مانند بیرون آمدن ، این نیز انتخاب سایمون است که چه کسی را ببخشد و برای چه چیزی. سایمون عذرخواهی را رد می کند. مارتین همدلی را آموخته است ، او دیگر کسی را بیرون نخواهد آورد ، اما این واقعیت او را تغییر نمی دهد. برنامه Simon Vs The Homo Sapiens قوس شخصیت مارتین را حل می کند و می فهمد که بهترین کاری که می تواند برای او انجام دهد این است که دیگر در زندگی اش دخیل نباشد و از طریق ایمیل به او می گوید:

“و من حسادت می کنم که چگونه دختری مانند ابی می تواند اینجا نقل مکان کند و از بین همه دوست شود با شما دوست شود ، و شما در حال حاضر دوستان زیادی دارید ، و من فکر نمی کنم شما حتی یک معامله بزرگ هم داشته باشید … فقط گفتن که به نظر می رسد این کار برای شما خیلی آسان است و شما باید بدانید که واقعاً خوش شانس هستید … کاملاً لیاقت آن را دارید. شما شخص بسیار خوبی هستی ، اسپیر و شناختن تو خیلی جالب بود. اگر می توانستم دوباره این کار را انجام دهم ، شما را با دوست داشتن سیاه نمایی می کردم و این کار را رها می کردم. “

عشق ، سیمون قوس شخصیت مارتین را به گونه دیگری حل می کند. این روایت ، همانطور که در رمان اتفاق می افتد ، به اوج خود می رسد ، سیمون از آبی خواست که در کارناوال محلی با او ملاقات کند ، با این امید که معاشقه آنلاین آنها بتواند به یک عاشقانه واقعی تبدیل شود. در ابتدا ، Blue نشان نمی دهد ، و سیمون نگران است که او را لرزاند ، که مارتین با انتشار نامه های الکترونیکی ، او را برای همیشه ترساند. در آخرین ثانیه ، آبی می رسد و آنها بوسه می زنند – این فیلم به شیوه فیلم های عاشقانه ملودرام است.

صفحه به صفحه: عشق ، پایان خوش سیمون برای چه کسی است؟
منبع: فاکس قرن بیستم

این فیلم یک تغییر اساسی در نحوه نمایش این سکانس از وقایع ایجاد می کند. قبل از رسیدن بلو ، سیمون بلیط چرخ و فلک را تمام می کند (سواری که او از آبی خواست تا با او ملاقات کند) و به نظر می رسد که پنجره اش را از دست داده است. درست قبل از اینکه سوار شود ، مارتین به طرف او می دود و بلیط های خود را به او پیشنهاد می کند ، به عنوان نوعی عذرخواهی – به عنوان فدیه.

این رستگاری ، سایمون را تابع مارتین می کند. سیمون بار دیگر تابع هوی و هوس خود است و به حسن نیت خود اعتماد می کند. در حالی که مارتین یک نیروی برای خوب است تا بیمار ، پویایی او با سایمون یکسان با پویای آنها در هنگام سیاه نمایی است. مارتین بازخرید می شود ، اما این به هزینه سیمون تمام می شود. از نظر تئوری سیمون می تواند بلیط ها را رد کند و فرصت دیدار با بلو را از دست بدهد.

اما این واقعاً مهم نیست. پس از اینکه سیمون صریحاً به او گفت گم شود ، مارتین با ارائه بلیط ها ، مجدداً خود را در وضعیت قرار داده است.

در حالی که قصد مارتین خوب است ، معنای اساسی آن هر چیزی است ، زیرا او فقط درس خود را به سطحی ترین نوع آموخته است. در سطح ذاتی ، او به سیمون احترام نمی گذارد. اگر همدلی وجود داشته باشد ، فقط تا حدی گسترش می یابد که باعث می شود مارتین احساس کند آدم بدتری است ، نه همدلی به خاطر همدلی.

نتیجه گیری: پایان خوش ، اما برای چه کسی؟

یک فیلم هالیوودی باید مخاطبان گسترده تری از یک رمان را جذب کند. هزینه ساخت فیلم به مراتب بیشتر از هزینه چاپ کتاب است. به عنوان شخصیت جایگزین برای بیننده دگرجنسگرایانه ، منطقی است که تصویر شخصیت مارتین را نرم کنیم. اکثر علاقه مندان به سینما دگرجنس گرا هستند ، شما نمی خواهید آنها را به عنوان شرور تلقی کنید.

مسئله این نیست که آنها قوس مارتین را تغییر دادند ، بلکه نحوه کار را تغییر دادند. بعید است که گرگ برلانتی (خود یک مرد همجنسگرای آشکار) ، یا هم نویسندگان فیلم ، ایساک آپتکر و الیزابت برگر، تصمیم گرفت فیلمی بسازد که شخصیت های همجنسگرای خود را با هزینه آنتاگونیست دگرجنس گرایانه کوتاه تغییر دهد ، اما این همان اتفاقی بود که افتاد.

برلانتیشعار نوشتن فیلم به ویژه مناسب است. بله ، “همه لیاقت عشق دارند” ، و بخشش بیان نهایی عشق است. اما این فیلم یکی از دروس اساسی مواد اصلی خود را درک نمی کند. سیمون مجبور نیست که آن بخشش را فراهم کند ، و نه آن عشق ، به خصوص به کسی که دیه عشق خود را نگه داشته است.

آیا احساس می کنید مارتین آدیسون لیاقت لحظه رستگاری خود را دارد یا نه؟ در نظرات زیر بحث کنید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

صفحه به صفحه: چگونه JOJO RABBIT در سازگاری با ضد فاشیسم ناکام می ماند

صفحه به صفحه ستونی است که اقتباس های ادبی را در مکالمه با مطالب اصلی خود بررسی می کند. باشگاه کتاب خود را فراخوانی کنید و چند کاناپه تنظیم کنید ، ما در حال خواندن هستیم.

هر چند هفته یک کلیپ از خرگوش جوجو این کار را در توییتر انجام می دهد. اگر هر زمان را در سیستم عامل گذرانده اید ، پس احتمالاً قبلاً می دانید که درباره کدام کلیپ صحبت می کنم. این از لحظات پایانی فیلم گرفته شده است ، یک عکسبرداری از عکس عضو سابق جوانان نازی ، جوجو (رومن گریفین دیویس) ، و دختر یهودی که در خانه اش مخفی شده بود ، السا (توماسین مکنزی) ، در خیابان های شهر تازه آزاد شده آلمان خود می رقصند. ردیابی صدا این صحنه است دیوید بووی“قهرمانان” ؛ یک شکوه کامل از کارگردان تایکا وایتیتی، یک استاد مدرن در افتادن سوزن آناکرونیک.

بلافاصله مشخص است که چرا این کلیپ بسیار محبوب است. رقص ترکیبی ناجور از انگشتان دست و باز شدن بازوها است. گریفین دیویس و مکنزی لبخندهای احمقانه می پوشند ، آنها احساس خود بی خودی می کنند. در یک کلام مفید است.

“قهرمانان” را اضافه کنید – آهنگی که در تضاد با یک ساختار صوتی پیروزمندانه قرار دارد و در مقابل شعرهای شیرین قرار دارد تا احساس جهانی را در مکان یابی خوش بینی در منظره ای از منفی بودن تجربه کنید – و شما دستورالعمل یک لحظه خوب را دارید. چه چیزی بهتر از این است که دو کودک پس از زندگی در زیر حکومت نازی ها ، از طریق جنگ جهانی دوم و هولوکاست ، شادی پیدا کنند؟ پاسخ ، البته ، هیچ چیز نیست. خیالی که صحنه به فروش می رساند ، خیالی است که همه ما می خواهیم از آن بخریم ، چه کسی پایان خوبی نمی خواهد؟

اما صحنه فقط همین است ، یک خیال. شادی که به ما فروخته می شود ، هرچند جذاب است ، اما سطحی است. ما که در قرن 21 زندگی می کنیم ، می دانیم که خوشبختی جوجو و السا کوتاه مدت خواهد بود. به زودی پرده آهنین در سراسر اروپا سقوط خواهد کرد ، آلمان به میدان جنگ جنگ سرد تبدیل خواهد شد و شهروندان آن (از جمله جوجو و السا) پیاده بازی های سیاست جهانی خواهند بود که به مدت 45 سال ادامه خواهد داشت.

صفحه به صفحه: چگونه JOJO RABBIT در سازگاری با ضد فاشیسم ناکام می ماند
منبع: تصاویر جستجوگر

در ساختن جوجو خرگوش ، وایتیتی به دنبال فشار دادن “روزنه هایی در نازیسم و ​​فاشیسم” صحنه رقص استدلال نهایی اوست. نازیسم ، مانند همه مارک های فاشیسم ، از قدرت قدرت می گیرد. با پایان دادن به فیلم با رقص وایتیتی نشان می دهد که آزادی بیان پادزهر است. یک احساس خوب ، مطمئناً ، بلکه به طرز ناامیدکننده ای چارچوب نیز هست. اگر مبارزه با فاشیسم و ​​نازیسم به همین آسانی بود خرگوش جوجو پیشنهاد می کند که در این صورت ما با گروه های نفرت که از سیستم ظلم و ستم خود استفاده می کنند و ایدئولوژی های خود را تبلیغ می کنند ، به طور مداوم مشکلی نداریم

مهربان ترین راه نزدیک شدن خرگوش جوجو به عنوان اثری از رویزیونیسم تاریخی است. چه می شود اگر به جای ملاقات با غم و نفرت با غم و نفرت بیشتر ، آن را با لذت روبرو می کردیم؟ اما فیلم هرگز واقعاً به این سال نمی پردازد. و حتی اگر چنین بود ، ما هنوز با این پرسش بزرگتر روبرو می شدیم که چه بخشی از تاریخ است وایتیتی به دنبال تجدید نظر ، و به چه منظور؟

یک سازگاری شل

خرگوش جوجو اقتباسی از رمان است قفس کردن آسمان ها توسط کریستین لئوننز. منبع اصلی در مقایسه با اثری که الهام گرفته است بسیار دورتر است.

بیایید با بارزترین تفاوت شروع کنیم: صحنه رقص هرگز اتفاق نمی افتد.

جوجو هرگز ایدئولوژی نازی را رها نمی کند و هرگز به السا نمی گوید متفقین در جنگ پیروز شدند. او که نمی توانست احساسات خود را نسبت به او و عقاید نازی خود سازگار کند ، همچنان به دروغ گفتن او ادامه می دهد و او را به یک زندانی در خانه اش تبدیل می کند. یک قطعه میکروسکوپی از رایش سوم فراتر از مرگ هیتلر از طریق او پابرجاست. سرانجام ، السا می فهمد که متفقین در جنگ پیروز شدند ، اما نه قبل از اینکه سالها به گروگان گرفتن انکار جوجو بماند.

پیام لوننز انتقال واضح است. خسارت وارده توسط ایدئولوژی فاشیستی مانند نازیسم به آسانی قابل جبران نیست. جوجو به اندازه السا گروگان است. او نمی تواند نازیسم را رها کند زیرا این جنبه دیگر جنبه های او را جایگزین می کند. این سرطان در مغز شخصیت اوست.

لوننزجوجو یک است مطالعه موردی، “من باید جنبه های آن دوران را در سطوح روانشناختی و لجستیکی ، مانند چگونگی تلقین کودکان ، تغییراتی که در مدرسه و خانه به وجود می آمد ، کشف کنم تا دریابم که چنین وقایع وحشتناکی ممکن است هرگز رخ داده باشد.” در این نقل قول ضمنی این درک است که نژاد خاصی از نفرت که آلمان نازی را فراگرفته به طور طبیعی رخ نداده است. بلکه با همکاری همه بخشهای زندگی روزمره کشت می شد. فاشیسم یکپارچگی کامل دولت را در خود فرد ترویج می دهد.

صفحه به صفحه: چگونه JOJO RABBIT در سازگاری با ضد فاشیسم ناکام می ماند
منبع: تصاویر جستجوگر

در آلمان نازی عناصر اساسی زندگی روزمره از حزب جدا نشدند: کلیه مقررات زیرساخت ها تحت اختیار آنها قرار گرفت ، تولید و توزیع مواد غذایی تحت نظارت ، اوقات فراغت و مسافرت نیز به سیستم کشیده شد – استراحت و استراحت پس از بازگشت بهتر می توانید به حزب خدمت کنید. واحد خانواده به عنوان گسترش نازیسم ، با به دنیا آوردن فرزندان برای آخرین مراسم جشن فیور ، تغییر شکل داد. دوران کودکی توسط جوانان نازی تنظیم شد. سینماها فیلمهایی را نشان می دادند که ارزشهای نازی را تقویت می کنند ، فیلمهای تبلیغاتی بله ، اما فیلمهای وسترن ، اکشن و ماجراجویی ، هر چیزی که می تواند نشان دهد که عظمت ذاتی طبیعت افراد خاص (آریایی) است ، همانطور که شر ذات طبیعت است. “دیگری نامطلوب”. موذیانه فاشیسم این نیست که نفرت انگیز باشد بلکه نفرت را اجباری می کند.

لوننز این سesال را مطرح می کند که چگونه مدار ذهنیت فاشیست را بشکنیم. نازیسم به هر بخشی از زندگی جوجو نفوذ کرده است ، بنابراین وقتی ناگهان برش می خورد چه چیزی دارد؟ او از مرگ پدر و مادرش غمگین است ، نفرت دارد و السا را ​​دارد. البته ، او می خواهد احساسات خود را به او فشار دهد ، او نمی داند چه کار دیگری می تواند انجام دهد.

قفس کردن آسمان ها دقیقاً دلیل خلاص شدن از شر گروههای فاشیستی را محصور می کند. آنها جزیره ای هستند و شرکت کنندگان را به یک فرهنگ بازتابی دعوت می کنند: نازیسم می گوید نازی بودن خوب است ، زیرا نازیسم خوب است. فرهنگ فاشیستی دایره ای است ، هنگامی که وارد آن گردش می شوید ، فرار از آن دشوار است.

تنها کافیست نگاهی به انتخابات 2020 برای نمونه ای مدرن از این پدیده بیندازید ، نیمی از آمریکا معتقد است که انتخابات تقلبی است. ترامپ می گوید باور كردن به ترامپ بود و خوب است زیرا ترامپ خوب است.

فرهنگی که فرهنگ از آن حمایت کرده است زیرا شی inf معصوم ، همه تقصیرات را به گردن فرد می اندازد. این طور نیست که حزب نازی در اواخر جنگ غیرواقعی استدلال کند. این است که شهروند آلمانی بیش از حد حریص بود. اینگونه نیست که ترامپ به آمریکا خیانت کند. این است که آمریکا به ترامپ خیانت کرد. لوننزجوجو قربانی این روند است ، قادر به تقصیر نهادی نیست که عمداً او را ناکام گذاشته است و فقط قادر به شکست در خود و فشار دادن آن به سمت السا است.

یک سازگاری بسیار شل

آن وقت چه بود وایتیتیقصد شما با اضافه کردن صحنه رقص است؟

در میانه راه فیلم مادر جوجو ، روزی (اسکارلت جوهانسون) ، به او می گوید ، “رقص برای افرادی است که آزاد هستند!” بنابراین ، جوجو و السا در پایان فیلم آزاد می شوند ، اما دوباره ، از چه چیزی آزاد می شوند؟

پاسخ واضح به نظر می رسد “از شر حکومت نازی” ، زیرا مطمئناً از شر وسیع ترین فاشیسم در تغییر پایان نیست وایتیتی آن موضوع موضوعی خاص را اقتباس کرد. اما ماهیت فاشیستی حزب نازی جهانی ترین عنصر شرارت آنهاست. صفات متبحرانه تر فقط اگر در فضای اجتماعی شکم بیندازید ، چند استعاره را با هم مخلوط کنید ، و چند گیره مربع را به سوراخ های گرد وارد کنید. چی وایتیتی ویژگی های نازیسم نیست ، اما شمایل نگاری است ، او می خواهد خلاصه نویسی گشتاپو و غواصی و سواستیک را داشته باشد. مارک شر به تصویر کشیده شده در خرگوش جوجو پس فقط می توان آن را مختص آلمان نازی خواند ، اما این س theال را به ذهن متبادر می کند: یک نازی امروزه واقعاً چه تهدیدی را برای ما نشان می دهد؟

پاسخ ، البته ، هیچ تهدیدی نیست.

صفحه به صفحه: چگونه JOJO RABBIT در سازگاری با ضد فاشیسم ناکام می ماند
منبع: تصاویر جستجوگر

گفتن خرگوش جوجو به عنوان “طنز ضد نفرت” معرفی شد ، نه “ضد نازی” یا “ضد فاشیست”. همانطور که می خواهیم آن را بفهمیم ، بدیهای مشخصی که نازیسم را تعریف کرده اند ، باید به صورت مشابه خوانده شوند ، نه به معنای واقعی کلمه. اما دقیقاً مشابه چه چیزی است؟

اصطلاح “نفرت” خیلی غیر اختصاصی است. تعریف یک نفر از یک گروه نفرت می تواند از چیزی نسبتاً بی ضرر مانند جماعت محافظه کار کلیسا گرفته تا چیزی به اندازه خطرناک KKK باشد ، و اقدامات هر یک از این گروه ها ، نحوه ابراز نفرت ، دوباره متفاوت است.

قفس کردن آسمان ها مناسب نیست وایتیتیجهان بینی چشم انداز رمان مستقیماً با افکار او مخالف است. در انطباق او مجبور به حذف شد لوننز‘تفاوت دقیق فقط برای سازگاری روایت با مضامین او. فاقد غنای متن اصلی ، در عوض برای اظهار نظر خود به اظهارات گسترده و غیر دقیق متکی است.

هنگامی که السا جوجو را در مورد اعتقاد خود به چالش می کشد ، او سعی نمی کند پایه هایی را که بر اساس آن ایدئولوژی نفرت انگیز او قرار دارد ، رد کند ، حتی او را به نفرت ورزیدن متهم نمی کند. او می گوید ، “تو یک نازی نیستی ، جوجو ، تو یک بچه 10 ساله هستی که دوست دارد با لباس خنده دار لباس بپوشد و می خواهد بخشی از یک باشگاه باشد.”

آیا این گفته قرار است به عنوان متن تاریخی خوانده شود یا قیاس دیگری برای لحظه فعلی ما است؟ اگر اولی باشد پس وایتیتی این بدان معناست که نازی ها ، مردمی که علیه جهان آزاد جنگ کردند و دست به نسل کشی زدند ، کمی بیشتر از مردان لباس پوشیدن هستند. در غیر اینصورت ، اگر فرض کنیم ، منظور او از مشابه بودن آن بود وایتیتی به واسطه گستردگی استعاره وی حاکی از آن است که انواع نفرتهایی که نسبت به همه افراد وجود دارد عملاً یکسان هستند ، که کاملاً خلاف واقع است. نفرت از یک ترول آنلاین با نفرت جمعی یک جامعه نسبت به جامعه دیگر قابل مقایسه نیست.

معکوس کردن قوس شخصیت جوجو تمرکز را از منفور به شخصی که ممکن است با آن مخالفت کند تغییر می دهد ، موارد جداگانه مانند جوجو ، روزی ، کاپیتان نازی همجنسگرا کلنزندورک (سام راکول) ، و شریک زندگی او فینکل (آلفی آلن) در اینجا نوع خاصی از پیام رسانی “درباره کتاب قضاوت نکنید” وجود دارد ، و وایتیتیپایان مثبت بیانگر این است که ما باید سعی کنیم تا جایی که ممکن است با عشق با نفرت روبرو شویم. اما هر آنچه که ما می خواهیم این مسئله را از آن دور کنیم ، زیرپا می گذارد وقتی به یاد بیاورید که بیشتر شهروندان آلمانی از حزب نازی پیروی می کنند ، نه شورش و نه عشق حزب نازی را سرنگون کردند ، متفقین این کار را کردند. عادی سازی نفرت فاشیستی مانع از آن شد که کسانی که در زیر آن زندگی می کنند با موفقیت علیه آن حرکت کنند و اکثریت ساکت اگر فاقد ابزار عمل باشند چه ارزشی دارند؟

کمتر سازگاری ؛ بیشتر “الهام می گیرد”

اثربخشی قفس کردن آسمان ها نه در مورد نفرت ، بلکه در نوع خاصی از ماشین آلات اجتماعی است که آن را ایجاد می کند. لوننز می دانست نوشتن ضد نازی تقلیل دهنده است. آلمان یک دوره منحصر به فرد در تاریخ بود. این یک رمان هشدار دهنده است که برای تجهیز خوانندگان به درک علائم هشدار دهنده و جلوگیری از گسترش افکار نفرت انگیز طراحی شده است. زیرا وقتی یک فکر نفرت انگیز ریشه دواند ، مقابله با آن دشوار است.

خرگوش جوجو هیچ علاقه ای به ماشین نفرت ندارد. به هیچ وجه علاقه ای به خاص بودن ندارد. به سادگی با نفرت به عنوان یک مفهوم مخالف است. یک مخالفت نجیب ، قطعاً ، اما آنقدر غیر اختصاصی است که در واقع بی معنی است.

نازی ها اهداف آسان ، اهداف ایمن هستند. وایتیتی با ساختن آنها گوسفند هیچ خطری را به خطر نمی اندازد ، آنها در بخش بهتر 90 ساله ، قلعه ی تاریخ بوده اند. اگر او می خواست تجسم های مدرن نفرت را هجو کند ، آنگاه یک گروه متنفر از نفرت برای موضوعی بامعنا تر ساخته شده بود. حزب نازی واسطه ای بی فایده است. آنها اهداف فیلم را اشتباه می گیرند و هر گونه مشت را از بین می برند خرگوش جوجو ممکن است داشته باشد.

موافق؟ مخالف بودن؟ چگونه تفسیر کردید خرگوش جوجو؟ نظرات خود را در نظرات به اشتراک بگذارید!


Jojo Rabbit را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY و PIE PEL PIE و قدرت اشتراک داستان ها

صفحه به صفحه ستونی است که اقتباس های ادبی را در مکالمه با مطالب اصلی خود بررسی می کند. باشگاه کتاب خود را فراخوانی کنید و چند کاناپه تنظیم کنید ، ما در حال خواندن هستیم.

بیایید با آن عنوان شروع کنیم.

مجموعه ای تصادفی از هجا ، مرزبندی در چیدمان آنها بی معنی است و دیدن آن پوچ است. گفتن انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey با صدای بلند قسمتهای مساوی شما را بی نفس و گیج می کند (واقعاً ، آن را امتحان کنید). کنفرانس “پای سیب زمینی“، روشی که در برابر”ادبی“، و اینکه چگونه کل چیزها ، مانند مهره های تسبیح ، با سوالی که”گرنزی” چون واقعاً گرنزی چیست؟

فروتنی آسان است ، “و”(که فیلم ، به عنوان مرجع ، آن را با یک ماده بزرگ جایگزین می کند). در حالی که بقیه عنوان مطالب داستان را نوید می دهد – این مربوط به جوامع ادبی و پای پوست سیب زمینی و گرنسی است –و“که موضوع را نوید می دهد. این عملکرد دستوری است زیرا یک پیوند نمادین است ، دو عنصر متفاوت را به هم پیوند می دهد ، و آنها را به یک کل بزرگ تر تبدیل می کند ، و این مضمون مضمون انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey. این داستانی است در مورد داستان ها ، اینکه چرا آنها را به اشتراک می گذاریم و بازگو می کنیم ، و (در یک سطح گسترده تر ، تا حدودی متا سطح) چرا آنها را اقتباس می کنیم.

درباره مری آن شفر و انجمن های ادبی

مری آن شفر می دانست انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey تنها رمانی است که او نوشت. شفربا نزدیک شدن به پایان یافتن رمان ، سلامتی او رو به زوال بود ، و در طول ویرایش های نهایی ، که دو برابر ماه های آخر او شد ، از خواهرزاده خود خواست ، آنی باروز، برای کمک به کار او. داشتن رمان منتشر شده بود شفررویای مادام العمر ، رویایی که او هرگز تحقق نمی یابد. وی در 16 فوریه 2008 درگذشت. این رمان در سال 2009 قفسه بندی شد.

از زمان انتشار ، رمان از رشد مداوم محبوبیت برخوردار بوده و از محبوبیت خاصی در بین باشگاه های کتاب و محافل کتابخوانی به سمت یک کتاب مدرن بسیار خوانده و مورد توجه قرار گرفته است. سایه آن اساساً از طریق توصیه دهان به دهان افزایش یافته است. تقارن بین وجود دارد پای گراندسی ادبی و سیب زمینیقوس فرهنگی و محتوای داستانی آن. شفر از باشگاه کتابش الهام گرفته است ، و سپس او را به عنوان عنوان انجمن ادبی و پای پای سیب زمینی در رمان نوشت. عشق آنها به به اشتراک گذاشتن داستان الهام بخش از یک داستان است که توسط افرادی که عاشق داستان هستند.

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY & PETATO PEEL PIE و قدرت به اشتراک گذاری داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

موازات بین رمان و واقعیت ، چه از روی عمد و چه از روی عمد ، تکرار می شوند. شفر در متن توسط جولیت اشتون ، نویسنده طنز ، و داستان نویس که دوست دارد ، ارائه شده است شفر در واقع ، گرنزی را به طور تصادفی کشف می کند ، هنگامی که یکی از ساکنان به نام داوسی آدامز به او نوشت زیرا او به کتاب او دست یافته است ، مقاله های الیا. به همان اندازه شفر توسط الیزابت مک کنا ، ساکن گرنزی ، که از نظر جسمی غایب است (که توسط آلمانی ها ، که در طول جنگ جهانی دوم این جزیره را اشغال کردند) اخراج شده است ، نمایندگی می کند اما از نظر احساسی کاملاً داناست.

اقدامات عصیان و مهربانی الیزابت ، که یکی از آنها منجر به تاسیس انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی شد ، جامعه را به بهبودی در غیاب وی ، راهی برای تکریم فداکاری او تحریک می کند. آنها همچنین تحسین بسیاری از افرادی را که آنها را می شنوند تحریک می کنند ، از جمله جولیت. خیلی به همین روش انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey همچنان فراتر از این الهام می گیرد شفردر حال عبور است محبوبیت آن به او احترام می گذارد و از مردمی که دوستشان داشت ، احترام می گذارد.

گفتن و بازگویی داستان ها موضوع اصلی رمان است. با به اشتراک گذاشتن مراقبت ، بهبود می یابیم ، رشد می کنیم. جامعه ادبی تجسم این مفهوم است. و خوانندگان با به اشتراک گذاشتن رمان ، اساسی ترین ایده آن را به تصویب می رسانند. زنجیره اتصال از شفرکلوپ کتاب ، به شفر، از طریق شخصیت ، کار او را پر می کند ، به خوانندگان ، به دوستان خوانندگان ، و دوستانشان و به بعد ، داستان ها به واقعیت تبدیل می شوند.

در مورد مایک نیول و گرنزی

در میانه راه صحنه ای وجود دارد مایک نیولرا انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey که در آن ژولیت (لیلی جیمز) ، پس از ورود به گرنزی ، و دیدار با انجمن پای ادبیات و پوست سیب زمینی ، با اعضای آنها در مورد اینکه آیا شارلوت یا آن برونته خواهر مترقی تر است ، بحث می کند. جولیت ادعا می کند که آن صریح تر بود ، اگنس گری مستقیم تر از است جین ایر در چگونگی پرداختن به موقعیت زنان. نه ، پاسخ Amelia Maugery (پنه لوپه ویلتون) و ایزولا پریبی (کاترین پارکینسون) ، آیا او نمی تواند بدون توجه به آنچه در صفحه است ، ببیند که جین ایر به دلیل اینکه بیشتر خوانده می شود تأثیرگذارتر بود؟

هدف از این صحنه روشن کردن پاسخ (این کار بهتر است به بورس ادبی سپرده شود) نیست بلکه هدف آن پرداختن به یک حقیقت پذیرفته نشده در مورد چگونگی بحث درباره نوع هر فرهنگ است. حقیقت و کیفیت عینی همیشه در درجه دوم واکنشهای احساسی فرد مصرف کننده است. احزاب مربوطه مواضع خود را اتخاذ می کنند زیرا متنهایی که از آنها دفاع می کنند برای آنها عزیز است. مطمئناً شایعاتی در پشت استدلال های آنها وجود دارد ، اما این استدلال ها صرفاً برای احساساتشان پیش می آیند. نکته قابل توجه در مورد صحنه این است که بحث ، در حالی که پرشور و پرشور نیست ، عصبانی نیست. شخصیت از صداقت لذت می برد ، و لذت می برد

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY و PIE PEL PIE و قدرت اشتراک داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

زیربنای این صحنه یک مفهوم اساسی برای هر سناریویی است که در آن فرهنگ و اشتیاق به فرهنگ گفته شده مشترک است: تفسیر درستی وجود ندارد ، فقط تفسیر شماست. این مفهوم به همان اندازه در روند سازگاری اعمال می شود. در واقع ، شامل شدن صحنه فوق الذکر ممکن است برای جلوگیری از انتقاد از جانبازان بدیع قبل از اینکه بتوانند آن را بیان کنند ، در نظر گرفته شده است. لذت اقتباس از آنجاست که داستان از متوسط ​​به متوسط ​​به همان اندازه که از عناصری که بصورت عمده بازآفرینی می شوند ، متفاوت است.

در یک ویژگی ویژه DVD برای هری پاتر و جام آتش دانیل رادکلیف شرح داده شده مایک نیول به عنوان “بسیار بسیار انگلیسی” ، افزود: “او هر روز ژاکت می پوشد.” مایک نیولاقتباس از انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به اندازه او انگلیسی است. در حالی که ضربات داستان یکسان است ، اما دامنه جامعه ای که در فیلم به تصویر کشیده شده به طور محسوسی بیشتر است. این رمان به محدودیت خرد ، به طور کلی ، به روابط بین فردی شخصیت هایش متمرکز است – در عین حال ، فیلم به کلان علاقه مند است ، و از مفاهیم قدرت و سرسختی انگلیسی سوال می کند.

نیوولخوانش این است که سرسختی جامعه ادبیات و پای پای سیب زمینی بومی کل گرنزی است ، و گرنسی جهان عظیم مردم انگلیس است. شکل روایت ، برای صفحه نمایش دوباره سازی شده است ، بنابراین جولیت زودتر به گرنزی سفر می کند و مدت طولانی تری می ماند ، به پیوندهای بین شخصیت ها حق بیمه می دهد. آسیب پذیرترین لحظات آن است که شخصیت ها از نظر احساسی منزوی شوند. صحنه ای که ایزولا و ژولیت به اسرار جنسی اعتراف می کنند (ایزولا یک باکره است ، بهترین دوست ژولیت همجنسگراست) در مقابل صحنه بعدی قرار می گیرد که ژولیت از گرنزی خارج می شود (“وقتی تو رفتی …” ایزولا قبل از اینکه خودش را قطع کند شروع می کند ، قادر به پایان دادن به جمله برای اشک)

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY & PETATO PEEL PIE و قدرت به اشتراک گذاری داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

جنگ جهانی دوم حضور مداوم است ، یک شبح روی فیلم است به شکلی که در رمان نیست. با بالا بردن آن نیوول موضوع جامعه را اقتباس می کند ، و آن را برای یک زمینه گسترده تر تفسیر می کند ، و دو تعامل بین ژولیت و ایزولا این است که تفسیر در مینیاتور انجام می شود. متحد آنها قادر به غلبه بر ضربه هستند ، هر چقدر هم شخصی باشد ، اما منزوی هستند و ناتوان هستند. بنابراین عمل مشترک به همان اندازه که برای یکدیگر است برای ما نیز مفید است.

نتیجه گیری: در مورد الیزابت مک کنا ، اندز ، و آمپرساند

با پایان روایت ، ژولیت ، که به نزدیکان ساکنان گرنزی نزدیک شده است ، تصمیم می گیرد که به یک ساکن بزرگ تبدیل شود ، متعهد می شود که به جامعه ای که به او داده است بازگردد. اولین هدیه او یک کتاب است ، زندگی نامه الیزابت مک کنا ، که داستان های مختلفی را که توسط دوستانش ، اعضای انجمن پای پای ادبیات و سیب زمینی برای او بازگو کرده است ، بازگو می کند. حفره ای که ژولیت در جامعه پر می کند همان حفره ای است که الیزابت از آن باقی مانده است و ژولیت با نوشتن زندگی نامه خود قول می دهد نه تنها جایگزین شود بلکه طرفدار آن باشد ، ماجرا را برای شنیدن دیگران و الهام گرفتن از آنها منتقل می کند.

با خطر یافتن همزمانی در جایی که هیچ کدام وجود ندارد ، انعکاس های داستانی را می توان مانند بسیاری از این روایت ها در واقعیت احساس کرد. موازات بین الیزابت و ژولیت و شفر و نیوول، در حالی که دست کم گرفته می شود ، اما غیرقابل انکار است. الیزابت هرگز برای دیدن گرنزی پس از اشغال زندگی نمی کند. شفر هرگز از موفقیت رمان خود که محبوب است ، می داند اقتباس شده است.

در حالی که شفرگذر از زندگی غم انگیز است ، قدرت ماندگاری کتاب او و ادامه حضور آن در گفتگوی فرهنگی ، نه تنها به استعداد او به عنوان نویسنده بلکه به ارزش ایده هایی که او سعی در تعالی داشت صحبت می کند. زیرا انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به هر حال ، داستانی در مورد “و” است.

چه فکری کردی انجمن ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به عنوان یک کار اقتباسی؟ در نظرات بحث کنید؟


انجمن گرمی ادبی و پای سیب زمینی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!