SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند

کریسمس در آلمان نازی همانطور که انتظار می رفت پیچ و تاب داشت. خانواده های آلمانی کلوچه هایی به شکل سوستیکا می خوردند ، درختان صنوبر را با رونهای “سنتی” نوردیک تزئین می کردند و برای جلوگیری از اشاره به خدا ، مسیح و مسیحیت ، سرودهایی را می نوشتند که بازنویسی شده است. از آنجا که عیسی یکی از برجسته ترین یهودیان تاریخ است ، حزب نازی با تعطیلاتی که تولد او را جشن می گرفت ، جنگ کرد. نازی ها نیز به طور فزاینده ای نسبت به دین سازمان یافته احتیاط می کردند. آنها حتی سعی کردند تولد مسیح را با تولد جایگزین کنند آدولف هیتلر – او “نجات دهنده فورر” را صدا كردند.

در سالهای رژیم نازی آغشته و دهه های پس از آن ، روابط آلمان و کریسمس مخدوش و ناخوشایند بود. این نبرد نازی ها در برابر کریسمس ستون فقرات روایت غیرمعمول کلاسیک عجیب و در عین حال دوست داشتنی کریسمس را تشکیل می دهد: انیمیشن ویژه ایست متحرک 1970 Santa Claus Comin ’to Town است.

Burgermeister Meisterburger و رژیم نازی وی

سانتا کلاوس به شهر می آید ، امسال 50 سالگی خود را جشن می گیرند ،یک محصول Rankin / Bass است که به دنبال سایر کالاهای ویژه ایستاده کریسمس استودیو است رودلف گوزن شمالی بینی قرمز و پسر کوچک درامر. اولین بار در سال 1970 با فیلمنامه ای از استودیوی معمولی از تلویزیون پخش شد رومئو مولر. در بررسی من از رودلف گوزن شمالی بینی قرمز و این روایت آشکار کویر آن است که من گفتم Santa Claus Is Comin ’to Town “سانتا را به عنوان یک چهره مسیحی دوباره بازسازی می کند و تصور می کند که عیسی می توانست هولوکاست را متوقف کند” ، این نوع خلاصه ای نیست که شما فقط بدون پیگیری در مورد مردم می نویسید.

Santa Claus Comin ’to Town است داستان اصلی سانتا است و راوی ما ، S.D. ، توضیح می دهد “در یکی از کشورهای شمالی” کلوگر (با صداگذاری توسط فرد آستر، چرا که چرا نه). روستایی که در آن مولر صحنه ما سامبرتاون است ، یک شهرداری کوچک و بدبخت که در آن مردم شهر سیاه می پوشند ، هیچ کس رابطه جنسی برقرار نمی کند و همه آنها احتمالاً گرسنه هستند.

Burgermeister Meisterburger (پل فریز) بر سامبرتاون سلطنت می کند ، در حالی که شهروندان گرسنه می شوند خود را خسته می کند و برای حفظ صلح به شبه نظامیان خود اعتماد می کند. سربازان همه با لباس ضد جنگ جهانی اول ، کامل با پیکلهاوبن کلاه ایمنی خوشه دار من فکر می کنم Burgermeister ، که نیروهای نظامی او را “Her Burgermeister” می نامند ، واقعاً یک پادشاه است. اما از آنجا که نمایش ویژه یک شهر عمومی پروس فرهنگ قرن 18 با قرن 19 را مخلوط می کند پیکلهاوبن و نازیسم قرن بیستم ، خواندن جزئیات تمثیل آن دشوار است.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

بدیهی است که Burgermeister قصد دارد که یک هیتلر کامپوزیت. او یک استبداد دیوانه و با تعصب شدید است – در اینجا ، این در برابر اسباب بازی ها است – و همه او و سربازانش با لهجه های آلمانی سنگین صحبت می کنند در حالی که صدای ساکنان شهر و سانتا شبیه آمریکایی ها است.

جنگ او با اسباب بازی ها از انزجار عمیق او برای خوشبختی شهروندانش ناشی می شود (حدس می زنم سامبرتاون نامی برای زندگی داشته باشد). بعد از اینکه او هنگام پایین آمدن از پله های کاپیتول روی یک اسباب بازی بلغزد ، در بیمارستان پیچ می خورد. “اسباب بازی؟” او با کمال ناباوری از ستوانش می پرسد. “همانطور که شک کردم … از اسباب بازی ها متنفرم. و اسباب بازی ها از من متنفرند! یا آنها می روند ، یا من می روم … و مطمئناً نمی روم. ” وی خواستار ذوب شدن همه سربازان قلع ، دستگیری عروسک های بالرین و غرق شدن قایق های اسباب بازی است. وی می گوید: “بدین وسیله اسباب بازی ها غیرقانونی ، غیراخلاقی ، غیرقانونی اعلام می شوند و هر كسی كه یك اسباب بازی در اختیار داشته باشد ، دستگیر و در سیاه چال انداخته خواهد شد.”

Burgermeister تهدید به دستگیری کودکان ، ایجاد ممنوعیت منع رفت و آمد منزل ، و مأموریت می دهد که پس از غروب آفتاب همه درها و پنجره ها قفل شود ، و او و رژیمش شبانه به خانه ها حمله می کنند تا اسباب بازی هایی را که ممکن است پنهان شوند جستجو کنند (بخوانید: زیر تخته کف یا داخل پیانوها). “در محل جستجو کنید! اگر به اندازه یک سنگ مرمر یا نصف جک پیدا کنید ، کل خانه دستگیر شده است! ” او در حالی که خانواده ای در سالن مسافرتی ترسیده اند ، سربازان خود را فریاد می کشد.

افراطی بودن قوانین Burgermeister در قوانین نورنبرگ ، که در آلمان یک کشور نژاد محور ایجاد می کند و سوزاندن کتاب در سراسر کشور را تسهیل می کند ، دارای همتایان واقعی است. بعد از کریستیلناخت ، قوانین ضد یهودی بیشتر منجر به دستگیری های جمعی و مجازات اعدام برای هر کسی که یهودیان را پناه می دهد ، شد.

Burgermeister یک اسباب بازی را در میدان شهر سوزانده است. “فرزندان سامبرتاون!” او فریاد می کشد ، و مشعل را به سمت اسباب بازی ها گرفته است. “دیگر هرگز بازی نخواهی کرد!” او آنها را در وسط شهر جلوی چشم بچه ها روشن می کند و سربازانش به تماشای اردک های چوبی و خانه های عروسکی می روند که در شعله های آتش به همان روشی که نازی ها تماشا می کردند صفحات کتاب پیچ خورده و در آتش خاکستر می شوند.

سانتا شکل مسیح

Burgermeister و رژیم نازی اش ، به همین ترتیب ، علیه کریسمس عصبانی می شوند هیتلرحزب در دهه های 1930 و 40 انجام شد. کریسمس در Kris Kringle شخصیت پردازی شده است (میکی رونی) ، که پیدایش آن با تصاویر مذهبی و اساطیر کلاسیک قهرمان مسیحی به اوج کتاب مقدس رسیده است. منشأ او داستان بسیاری از پیامبران قبل از او را تداعی می کند.

کریس ابتدا مانند موسی ، استر و عیسی به عنوان یتیم وارد دربار Burgermeister می شود. یادداشتی که روی پتو او چسبانده می شود ، سرنوشت او را نشان می دهد مانند کریس که در یک رمان YA بد زندگی می کند: “او استثنایی خواهد بود ،” این نت پیش بینی می کند ، “فقط اگر عشق مورد نیاز او باشد.”

Burgermeister وقت این شیطنت را ندارد و سفارش می کند کودک را به پرورشگاه خارج از شهر بفرستد. در مسیر ، اما ، سورتمه کریس توسط باد شدید از بین می رود. او مانند موسی در سبد نی ، کوهی را به جنگل منفجر کرده و سرانجام در آستانه یک خانواده برجسته فرود می آید.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

از آنجا ، مضامین قهرمان مسیحی خاموش است – اگرچه ادیسه کریس از طریق جنگ جهانی وارلاک را می توان به 40 روز وسوسه عیسی در بیابان تشبیه کرد ، و خویشاوندی او با حیوانات جنگل را می توان به خوبی متصل کرد ، قهرمانان کتاب مقدس را انتخاب کنید. مسیحیت یهودیت همه اینها زمانی برمی گردد که Burgermeister بابانوئل را از انجام تحویل اسباب بازی به سامبرتاون غیرقانونی اعلام کرد ، اما کریس گروه را برای انجام آخرین کار با هم جمع می کند و همه را به خطر می اندازد تا یک اسباب بازی کشتی نوح را به یک دختر کوچک بیمار تحویل دهد.

کریس ، مانند عیسی ، برای مردم شهر معجزه می کند – او نه تنها باعث شادی و نشاط فرزندان سامبرتاون می شود ، بلکه می تواند آینده را بخواند ، ذهن مردم را بخواند ، گوزن شمالی را پرواز دهد و بدترین ریش جهان را رشد دهد. وقتی کریس با کینه Burgermeister روبرو شد ، حتی نمی تواند خود را متنفر از پادشاه سامبرتاون کند. مسیح نفرت نیاورد. او آمد تا به خانه ها نفوذ کند و با جنگ افزارها دوست شود و همه او از جای جنگ خارج است.

بسیاری از مضامین مذهبی در عروسی او با معلم مدرسه شهر ، خانم جسیکا متبلور می شوند (رابی لستر) آستر به ما می گوید ، “آنها در جنگلهای زمستانی ساکت در برابر خداوند ایستادند و کلیسای جامع آنها یک نخلستان از درختان کاج بود.” به طرز عجیبی ، Warlock Warlock (کینان وین) باید کمی جادو از خدا بخواهد. جادو تمام نکته بابانوئل است! در داستان اصلی او ، به ما نشان داده شده است که جادوی کریسمس حتی قدرتمندترین نیرو در جهان نیست. سانتا و وارلاک به قدرت بالاتری پاسخ می دهند. (نکته: این خداست.)

آهنگ سیمای اتصال مسیح ، آهنگ عروسی کریس و جسیکا ، “What Better Way To Tell You” ، به طور مستقیم به تولد عیسی اشاره می کند و یک خط مستقیم از مجوس کتاب مقدس می آورد که به عروسی سانتا و جسیکا هدایای خود را در عروسی عوض می کنند. “این رسم از مدتها قبل آغاز شده است ،” آستر آواز می خواند ، “هنگامی که مردان خردمند برای اولین بار سه نفر / هدیه های عشق ، عشق / به نوزادی تازه متولد شده اهدا کردند.” (اکثر آهنگ ها وحشتناک هستند.)

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

در جمع بندی ویژه ، به ما یادآوری می شود که شب کریسمس “مقدس ترین شب سال” است و داستان سانتا ، مانند تمام داستان های کتاب مقدس ، دارای درس های اخلاقی است که شما باید از آن بگیرید. من ممکن است در مدرسه یکشنبه فقط نیمی از توجه را داشته باشم ، اما آخرین لحظه Santa Claus Comin ’to Town است دقیقاً همان نوع چیزهایی است که تماشا می کنیم ، و با اتصال سانتا به موضوعات خیرات ، دلسوزی و عشق عمیق و پایدار به خدا پایان می یابد.

یهودیت اسباب بازی ها

تا کنون ، جالب ترین جنبه ویژه تمثیل پیچیده آن برای آزار و اذیت مردم یهود توسط رژیم نازی است. در تمثیل ، اسباب بازی ها برای نشان دادن یهودیان است. به نظر ناراحت کننده ، تحقیرآمیز و کمی شوخی آور است ، اما سابقه طولانی شدن عینیت قوم یهود توسط پروس و امپراتوری آلمان را در نظر بگیرید. که در آموس ایلونرا حیف آن همه ، وی در مورد بررسی یهودیان آلمان از سال 1743 تا ظهور رایش سوم نوشت که یهودی در پروس “از حقوق محروم شد و به کالایی مانند یونجه یا گاو تبدیل شد.” تنها راهی که یهودیان می توانستند به برلین قرن هجدهم وارد شوند ، دروازه ای بود که مخصوص دام ها بود.

همچنین این مسئله وجود دارد که شهر چگونه قانون ضد اسباب بازی Burgermeister را به راحتی می پذیرد. همه سامبرتاون بلافاصله با آن همراه هستند. حتی خانم جسیکا ، معلم جدید مدرسه ، بی چون و چرا می پذیرد که اکنون اسباب بازی ها غیرقانونی هستند و تهدیدی برای دولت محسوب می شوند. آنها به راحتی برای مشکلات شهر فریب می خورند.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

سانتا کلاوس به شهر می آید ، با این حال ، استادانهآنقدر به شما سر می زند که حتی نمی توانید به تمثیل هولوکاست در هسته آن فکر کنید. به عنوان مثال سانتا ، یک آهنگ کامل را در مورد چگونگی نیاز کودکان به نشستن در دامان او و پرداخت بوسه به او می دهد اگر اسباب بازی می خواهند ، که برخی از گریه های وحشتناک درجه A است. (آهنگ برای اکثر پخش های شبکه قطع یا مختصر شده است.)

جسیکا تصنیف قدرتمندانه دهه 70 را می خواند. Burgermeister با یو یو بازی می کند. و این یک فرد جانبی عجیب و غریب پنگوئن وجود دارد ، Topper – به هر حال توپر چه فایده ای دارد؟ او زیلچ می کند تا داستان را پیش ببرد. او مفید ، بامزه یا باهوش نیست. او اظهار داشت که یک مدیر شبکه با دیدن استوری بورد ها می گوید: “هوم ، سانتا با گونی اسباب بازی هایش در حال دویدن در این شهر بدبخت است. احساس کردن درست است … من می دانم! یک پنگوئن به آن اضافه کنید! یار جانبی پنگوئن! و کمی روسری راگبی به او بده! “

معمای جن

Santa Claus Comin ’to Town است بر اساس آهنگ مشهور همان آهنگ ، به همان روشی که فیلم ساخته شده است کشتی جنگی، که در آن لیام نیسون و ریحانا مبارزه با بیگانگان در دریا ، بر اساس بازی رومیزی است. این یک چیز گیج کننده است که باید بخاطر بسپارید ، Santa Claus Comin ’to Town است هیچ پایه ای در آهنگ ندارد. به عنوان مثال خانواده جن ها ، کرینگز را در نظر بگیرید – آنها در بالای کوه Winter Warlock در دره رودخانه رنگین کمان زندگی می کنند ، و کریس جوان را هنگامی که موسی را به آستان خانه خود می برد ، می برند.

پدرسالار ، تانتا کرینگل (جوآن گاردنر) ، در مقایسه با نازی های سامبرتاون ، تنها شخصیت خوب لهجه آلمانی است. Kringles ، او از طریق ترانه به ما می گوید ، قبلاً “مشهور جهان” بوده و از حق امتیاز برخوردار بوده است ، جزئیاتی که نه تنها در آهنگ اصلی وجود ندارد بلکه هیچ تأثیری در داستان ندارد – آنها می توانند از یک طیف طولانی صاحبان سالن های بولینگ و تفاوتی نمی کند. تنها جنبه داستانی که این تصمیم بر آن تأثیر می گذارد ، زیرمتن یهودی است.

ایلون در می نویسد حیف همه چیز درباره شهرت باستانی که توسط روشنفکران یهودی در قرون وسطی کسب شده است. وی می نویسد: “آنها طبقه متوسط ​​اولیه شهری را از تجار ، جراحان ، داروخانه ها و صنعتگران با طلا ، نقره و سنگ های قیمتی تشکیل می دادند.” این در مورد کرینگلز نیز صدق می کند – در هیچ کجای سامبرتاون ، جایی که القا می شود قبلاً کار می کردند ، نشانه هایی از یک طبقه متوسط ​​مشاهده نمی کنیم. به نظر می رسد که تنها شغل در شهر عضویت در شبه نظامیان Burgermeister باشد که ساختارهای مذهبی مانع از پیگیری یهودیان می شود. Kringles تنها صنعتگرانی هستند که در فیلم می بینیم. (برخی از منتقدان ادعا کرده اند که این جنگل شخصیت یهودی است ، اما ما در مورد او بسیار اندک می آموزیم که نمی توانم صادقانه در این باره صحبت کنم).

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

ایلون همچنین در مورد “یهودیان درباری” می نویسد ، یک جمعیت کوچک نخبه از یهودیان ممتاز که مستقیماً امور مالی و کالاهای دادگاه را کنترل می کردند – یک سیستم منحصر به فرد آلمان. کرینگل ها در هر دو دسته قرار می گیرند ، که یادآوری تاریخ یهودیان در آلمان است. از آنجا که او را بزرگ کردند ، کرینگل ها فرهنگ و میراث یهودی خود را بر روی کریس ترسیم می کنند. هنگامی که او با اسباب بازی های گونی پشت خود را به سمت سامبرتاون رهسپار می کند ، او خشن را مجسم می کند بتلجودن بسیاری از عشایر یهودی مجبور به گذراندن سبک زندگی شدند

نتیجه گیری: صرفه جویی در کریسمس

با همه تمثیل های خاص درباره نازیسم و ​​ظهور فاشیسم در آلمان ، Santa Claus Comin ’to Town است با یک جارو زدن واقعا عجیب و غریب در زیر فرش به پایان می رسد. کلوگر می گوید: “Meisterburgers ، نیمه خاموش شد و از قدرت افتاد. و توسط و توسط ، افراد خوب فهمیدند که قوانین Meisterburger چقدر احمقانه است. خوب ، همه خندوانه فوق العاده ای داشتند و همه چیز را فراموش کرده بودند. ” متاسف، فرد آستر، اما یک خنده مفرح و مبهم و درک گسترده نقایص رهبر قدیمی برای اطمینان از اینکه تاریخ هرگز تکرار نمی شود کافی نیست. این یک تخیل تحقق آرزو است و همانطور که فاشیسم در دنیای واقعی پس از سال 1945 به ما آموخته است ، یک پلیس کامل و کامل است.

یک جمع بندی بهتر از فاشیسم “قرار دادن یک پا در مقابل پای دیگر” است ، آهنگی که کریس در مورد چگونگی تغییر نگرش شما آسان می خواند. در این فیلم ، این مفهوم معنای مثبتی در مورد تغییر دیدگاه شما برای تبدیل شدن به یک فرد بهتر ، شادتر و ذوب شدن قلب یخی warlock دارد. اما این آواز همچنین شیب لغزنده فاشیسم را توصیف می کند و اینکه چگونه ستم سیستمی می تواند به تدریج به نسل کشی تبدیل شود. یک چیز به چیز دیگری منجر می شود ، و به زودی از در بیرون می روید.

Santa Claus Comin ’to Town است مثل دو فیلم احساس می شود: یکی داستان اصلی بابا نوئل با مضامین مسیحیانه وار. دیگری یک فیلم سکولارتر است که جسورانه به تاریخ آزار و اذیت یهودیان در آلمان می پردازد و تصاویر نازی های بسیار روی بینی را نشان می دهد. از طریق استفاده از تاریخ متناوب – به تصویر کشیدن سانتا به عنوان شخصیتی مسیحی مانند که اگر در دهه 1930 بود ، می توانست جلوی سقوط آلمان به فاشیسم را بگیرد – این فیلم یک داستان کاملاً متعالی و غیر مسیحی را به یک داستان کاملاً مذهبی تبدیل می کند. احساس گربه ماهی می کند ، مثل اینکه کودکان را به دین وادار می کند. اما در همان زمان ، آیا دلیل حضور Topper در آنجا نیست؟ و آهنگ ها؟ و قفل جنگی؟ تا شما را از مضامین مذهبی منحرف کند؟

در مورد درگیری طولانی مدت آلمان با کریسمس ، تلاش نازی ها برای ایجاد ریشه های “ژرمنی” و “سنتی” بیشتر برای این تعطیلات ناموفق بود ، هرچند برخی از اعمال و سرودهای تجدید نظر شده برای چند دهه در آن جا ماند. جمهوری دموکراتیک آلمان در 1950s جنبش ضد مسیحی سازی مشابهی را آغاز کرد ، اما این نیز ناکام ماند.

ملت در دهه 60 و 70 برگشت. آلمان ثروتمندتر شد ، کریسمس به کانون سال تقویم خرده فروشی تبدیل شد و تا دهه 1980 ، این کشور به وضعیت مصرف گرایی انبوه رسیده بود که خود اکثریت دنیای غرب را به کام خود فرو برد. آلمان هرگز در مبارزه با بابانوئل پیروز نشد ، کریسمس پس انداز شد ، و فقط با 79.99 دلار در آمازون ، می توانید یک زیور آلات Hallmark از Winter Warlock و رفیق قدیمی او ، Topper the penguin بخرید.

به چی فکر میکنی بابا نوئل به تاون می آید؟ Rankin / Bass ویژه مورد علاقه شما چیست؟ در زیر با افکار خود نظر دهید


Santa Claus Comin ’to Town را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع

همه ما با محصولات ویژه ایستاده حرکت کریسمس Rankin & Bass آشنا هستیم ، از جمله معروف ترین آنها ، رودلف گوزن شمالی بینی قرمز. و در حالی که پوشیدن آن و لذت بردن از داستان تعطیلات آب نبات در مورد یک گوزن شمالی که با دیگر افراد نادرست تیم می شود و برای گرفتن تأیید بابانوئل در یک یقه باند می بندد ، یک چیز است ، شناختن فیلم برای آنچه واقعاً است: یک بررسی عمیق و پیچیده از محرومیت از افراد LGBTQ +.

The Reindeer’s History

برنامه های کودک ، به ویژه ویژه برنامه های کریسمس Rankin & Bass ، فرعی برای فرعی نیست. آدم برفی یخ زده اکنون به عنوان استعاره ای از اجتناب ناپذیری آسیب زای تغییر اقلیم خوانده می شود ، سال بدون بابانوئل تمثیلی برای نیکسون دولت ، و Santa Claus Is Comin ’to Town سانتا را به عنوان یک چهره مسیحی دوباره تعریف می کند و تصور می کند که عیسی می توانست جلوی هولوکاست را بگیرد. (اما این مقاله به طور کامل مقاله دیگری است.) بنابراین تصور کردن آن یک جهش نظری چندان عظیم نیست رودلف به عنوان یک روایت عجیب و غریب کیشوتیک در مورد تلاش برای تعلق به جهانی که شما را نمی خواهد.

این شخصیت مدتها قبل از اولین پخش ویژه در سال 1964 متولد شد ؛ رودولف زندگی خود را به عنوان کتاب کودک در پاشنه رکود بزرگ آغاز کرد ، سپس شخصیت در یک ضربه دوباره متولد شد Gene Autry ترانه در سال 1949. سپس ، او DCEU را نقض کرد ، و در چندین عنوان کمیک DC در طول دهه 1950 حضور داشت که در آن گوزن های شمالی با یک پوزخند بزرگ لذت می برد. گونه های سرخ شده فرم انعطاف پذیر ، و مژه های بلند و زنانه ، از مقدار زیادی انرژی عجیب و غریب.

گرفتن که رودلف در عین حال ، مخفیانه یک روایت بیرون آمدن است ، و هر کریسمس را برای همه دور دور می کند سال ها در حال حاضر ، از جمله در نیویورکر در سال 2014 ، سپس در مجله نیویورک تایمز، کرکس، و اخیراً ، ملت. فیلمنامه نویس رومئو مولر احتمالاً برای ساختن اسلحه نبود شکست قطب شمال در اینجا ، اما صرف نظر از اهداف نویسنده ، رودلف همجنسگراست. مثل ، واقعاً ، واقعاً همجنسگرا و همینطور بیشتر دوستانش.

بازی های گوزن شمالی

داستان از رودلف بله ، اما جشن چه کسانی هستند؟ داستان با تولد رودولف آغاز می شود ، در آن زمان دونر ، هموفوب و پدر بد کلی ، بینی براق پسرش را می بیند و بلافاصله گریه می کند ، “چگونه می توانیم که ؟! “ بینی قرمز رودولف بلافاصله به نمادی از عدم انطباق او تبدیل می شود ، یعنی یک خارجی شدن ملکه درون. این علامت گویایی برای دیگران است که رودلف “یکی از آنها” نیست ، و تا زمانی که بینی رودلف آشکار نمی شود شروع همجنس گری است. دونر سعی می کند قبل از رسیدن سانتا ، آن را با گل بپوشاند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

سانتا یک دیک بزرگ است رودلف. همه Christmastown ، همانطور که در فیلم قطب شمال نامیده می شود ، در واقع فقط قلعه لوکس اوست که از برف بیرون می آید. گوزن های شمالی ، که به نظر می رسد تقریباً نیمی از جمعیت Christmastown را تشکیل می دهند ، به عنوان شهروندان درجه دو رفتار می شوند و هر زمان که سانتا به آنها نزدیک می شود ، یک ارباب خادم ناخوشایند وجود دارد. حضور الیگارچال سانتا به عنوان بهترین مقام مردسالار و دولت در این سرزمین ، می تواند به راحتی برای دولت آمریکا یا نیروهای سرمایه داری ایستادگی کند – شما واقعاً می توانید انتخاب خود را انجام دهید. هنگامی که او به رعیت سفر می کند و با رودلف ملاقات می کند ، او فقط جیب کوچک را به عنوان یک کارمند آینده در نظر می گیرد – “او روزی در تیم من خواهد بود” ، او را صدا می کند و رودولف را “یک شخص کوچک و محکم” می نامد.

اما با دیدن بینی قرمز درخشان ، سانتا آن را از دست می دهد و دونر با عجله به او کلماتی را می گوید که مطمئنم اکثر بچه های کر در محیط های بدون حمایت بارها بارها این حرف ها را شنیده اند: “من مطمئن هستم که او به محض بزرگ شدن متوقف می شود. ” بعد از رفتن پدر سرمایه داری ، دونر به پسرش می گوید ، “تو مثل دیگران یک جیب معمولی خواهی بود!”

پس از چند ماه تلاش دونر برای تربیت مجدد فرزند خود با درسهای جستجوی غذا و جنگ ، چند ماه بعد قطع شد. رودلف برای آموزش گوزن های شمالی به آنجا می رود و در آنجا با کلاریس ، دوبله ای که سیمپل می زند ، آشنا می شود سخت برای او ، و او وقتی او را ناز صدا می کند خوشحال می شود. به حدی که چشمانش باگ است و برای اولین بار بلند می شود. اما جلد رودلف هنوز دمیده نشده است. وقتی او دچار یک درگیری فیزیکی بازیگوشانه با گوزن شمالی گوزن شمالی گوزن شمالی می شود که از او دور می شود. همانطور که شاخ های شاخ را قفل می کنند ، رودلف به طور تصادفی اجازه می دهد تا درپوش بینی بلغزد ، و راز بزرگ همجنسگرایانه خود را به جهانیان نشان دهد. پس از تمام دوران کودکی در گنجه ، ملکه رودلف خارج است ، و او بی وقفه و به سختی مورد آزار و اذیت همسالان خود قرار می گیرد تا زمانی که در تاندرا عقب نشینی می کند.

هرمی کاملاً لود شده

در همین حال ، در یکی از جن های جن بی جنس در زیرزمین کاخ سانتا ، هرمی جن تصمیم می گیرد که دیگر نمی خواهد اسباب بازی بسازد ، و این یک سنت فرضیه ای دارد که الف ها فقط به ساخت اسباب بازی می پردازند. هرمی لبهایی قرمز و زنانه دارد و موهای بلوند کاملاً موج دار دارد ، در حالی که الف های دیگر همه به نظر می رسد مانند پارچه پوش و فشار آور هستند.

جوامع گوزن شمالی و وروجک ها به شدت ناهماهنگ هستند ، با آموزش گوزن های شمالی که نقش های جنسیتی را اعمال می کند و فشار اجتماعی فوق العاده ای روی جفت گیری ایجاد می شود. در جامعه جن ها ، جن بچه ها منحصراً از لباس صورتی و پسرها آبی استفاده می کنند. رقص وروجکها بر جفت شدن دختران و پسران تأکید می کند ، و بیشتر همنشینان هرمی وقت خود را صرف دور زدن زنان می کنند. تمام آنچه که ما از جامعه جن می بینیم ، واقعاً است. این و وزن خردکننده سرمایه داری است. رد هرمی از سبک زندگی سنتی جن ، بنابراین ، رد او از ناهمگونی را نیز در بر می گیرد.

هرمی همچنین چهره دونر همجنسگرا و غیر همدردی دارد. Head Elf ، نوعی سرکارگر در کارگاه ، به جاه طلبی های دندانپزشکی هرمی اهمیتی نمی دهد و در عوض با او به عنوان جفت دیگری از دستان اسباب بازی سازی در جهنم های بیرحمانه نیروی کار بی وقفه خط مونتاژ سانتا رفتار می کند. هرمی از زندگی در زیر پاشنه بوت سانتا ناراضی است و از پنجره کارگاه بیرون می آید و با دویدن قدرت به داخل جنگل می رود.

او رودولف را ملاقات می کند و در اولین جلسه رسمی جبهه آزادی خواهی کریستماستاون ، آنها در مورد چگونگی ایجاد جامعه متاسفانه با ذهنیت افراد عجیب و غریب آواز می خوانند. پس از حدود یک دقیقه شناختن رودلف ، هرمی نیز به پشت خود می پرد و او را مانند اسب سوار می کند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

آنها آواز “ما چند نفر از نارضایتی ها هستیم” را می خوانند و تصمیم می گیرند که بهتر است هنجارهای اجتماعی را انکار کنند و شانس خود را در بیابان بخرند تا اینکه با پارادایم نخبگان حاکم مطابقت داشته باشند. با کشیدن انگشت میانی به سمت دولت فاسد مطابق ، آنها با هم در پهنه برفی فرو می روند.

هرمی و رودولف منجر به ایجاد هدایت های جالب توجه می شوند زیرا انگیزه آنها زیاد است نه به هویت و جاه طلبی های آنها کاملا پی ببرند. رودلف با افتتاح یک عمل دندانپزشکی در وینیپگ به پایان نمی رسد. اگرچه آنها به جامعه ای که در آن بزرگ شده اند پشت کردند ، اما هر یک از آنها به خانه خود وابسته هستند و در قطب شمال سرگردان می شوند و ظاهراً هیچ برنامه ای برای توسعه زندگی خود ندارند ، صرفاً با وجود تأمین انرژی. می توانید بگویید که هر کدام قصد دارند به Christmastown برگردند در نهایت، البته با سوراخ كردن نوك سينه ، ناخن هاي نقاشي شده و كتاب هايي درباره ماركسيسم كه زير بغلشان جمع شده بود. بنابراین خدا را شکر که با یوکان کرنلیوس روبرو می شوند.

یوکان در حال سوختن است

یوكون كورنلیوس ، یكی از بهترین شخصیت هایی كه تاكنون برای تلویزیون خلق شده است ، با انرژی عظیم خرس در حال دریدن درزها است. او یک انسان بزرگ همجنس گرا است ، کسی آنقدر سرشار از مردانگی است که بیش از حد به عجیب و غریب تبدیل می شود. یوكون ، كوتاهی كمپی كه ما همیشه به آن احتیاج داشته ایم ، هنگام جستجوی نقره و طلا کلنگ خود را لیس می زند ، او تئاتری و مسخره است و عاشق آواز خواندن است. او در آنجا تنها با سگهای سورتمه خود بیرون است ، جایی که او ظاهرا فقط آهنگ هایی را درباره عجله طلا اختراع می کند و حیوانات خانگی خود را فریاد می زند. عامل اصلی حمله این است که یوکان یک فرد بد جستجو است – او هرگز هیچ نقره یا طلا پیدا نکرده است و همچنین نمی تواند سگ های خود را به له و له تبدیل کند.

حتی اگر بیش از حد مردانگی او به مهارت شغلی تبدیل نشود ، یوكون هنوز در قطب شمال شکوفا می شود ، فارغ از جامعه ای كه در غیر این صورت از محبوبیت او استقبال نمی كند. وقتی راوی می پرسد ، “پس نظر شما درباره دوست ما کورنلیوس چیست؟” توقف کردم. چی میکند راوی انتظار دارد که ما در مورد کورنلیوس توجه کنیم؟ موضع سلطه جویانه ، تابش خیره کننده ، یا آن بازوهای بزرگ و تنومند که به راحتی می توانند مردی را به گره گره بزنند و او را به هفت روش مختلف بکشند؟

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

رودولف و هرمی با معاشرت بعید و محکم خود ، سرانجام راضی هستند که به تنهایی و به دور از جامعه ای که مجبور به تظاهر به آن هستند ، از خود دور باشند و از هویت واقعی خود به نفع بازی های گوزن شمالی و هنجاربرداشتن اسباب بازی های غیرجنسی استفاده کنند. آنها سرانجام به جزیره اسباب بازی های نامناسب منتقل می شوند.

جزیره رانده شدگان کویر و شیر عیسی

برخی تفاسیر از رودلف جزیره اسباب بازی های نامناسب را که هیچ پایه ای در آهنگ کلاسیک ندارد ، به یک نماد شوم و ناخوشایند برای رودلف و شرکت تشبیه کرده اند – این نتیجه ترک جامعه و تلاش برای ساختن آن به تنهایی است. شبهای سرد بی پایان دور آتش سوزی جمع شده بود و از عشق بچه ها محروم بود. اما من فکر می کنم این نزدیکی به بهشت ​​است ، مستعمره ای بدون تعرض به همجنسگرایان و تبعیض بر اساس جنسیت و جنسیت ، مکانی که تازه واردان را به احساس خوشامدگویی و ابراز وجود تشویق می کند.

وقتی باند به جزیره می رسد ، توسط چارلی درون جعبه مورد استقبال قرار می گیرد که آواز می خواند: “یک جک صندوق منتظر است بچه ها فریاد بزنند. / بیدار شو! آیا نمی دانی زمان بیرون آمدن است؟ ” اسباب بازی های رد شده همه با افتخار جنسی خود را مانند نشان افتخار به نمایش می گذارند. همه در جزیره ، از تفنگ آب شلیک ژله گرفته تا گاوچران شترمرغ (نگه دارید hold بخصوص گاوچران شترمرغ سوار) بدون سر و صدا همجنسگرا است. باز هم ، نه فقط به این دلیل که چارلی ، گاوچران و فیل خال صورتی از خارجی ها استقبال می کنند و آن ها را در آغوش می کشند ، بلکه به دلیل “اشتباه” بودن ، آنها توسط همه چیزهایی که جامعه Christmastown معرفی نمی کند ، تعریف می شوند: گشودگی ، استقلال و آزادی جنسی.

اسباب بازی ها توسط Lion Jesus هدایت می شوند (اگرچه در فیلمنامه ، او King Moonracer نامیده می شود ، که بیشترین گه هایی است که من تاکنون شنیده ام). شیر عیسی صداپیشه همان سانتا را دارد (استن فرانسیس) تشویق ما برای دیدن این جزیره نه به عنوان یک دنیای اخلاقی جهنمی بلکه به عنوان یک شهر وارونه Christmastown ، مکانی که بیش از بهره برداری و تعصب بریتانیایی مبتنی بر مدارا است.

بسیاری از این دو برابر شدن جالب است که در اتفاق می افتد رودلف فرانسیس صدای سانتا و فویل او ، Moonracer را صدا می کند ، در حالی که صدای چارلی درون جعبه را صدا می کند آلفی اسکوپ، که همچنین Fireball را انجام می دهد ، جفتک جوانی که به طور تصادفی رودولف را در قطب شمال پشت سر می گذارد. اسکوپ همچنین صدای جن های مختلف را می گیرد. کارل باناس، Head Elf ، همچنین برای برخی دیگر از اسباب بازی های نامناسب نیز دو برابر می شود. دو برابر شدن یک واقعیت متناوب در جزیره ایجاد می کند. صدای عدم تحمل در کریستماون برای قهرمانان ما به دوستان عجیب تبدیل می شود.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

باند به قلعه Lion Jesus می رود. (در صورتی که تاکنون کل چیزهای همجنسگرایان را انتخاب نکرده باشید ، قلعه Moonracer در واقع یک دسته گل آلت تناسلی است که به سمت آسمان می رسد.) Moonracer آنها را به شب ماندن دعوت می کند ، در یک مهمانخانه صورتی رنگ که مجهز به پتوهای صورتی ، بالش ، و پرده ها

اما رودولف ، برای اهداف نقشه ، تصمیم می گیرد که نیاز به فرار از جزیره و رفتن به تنهایی دارد. این هنوز هم داستانی از دهه 60 است – باز هم ، رودلف تمایلی به ساختن آن به تنهایی و خود را ندارد. سرنوشت او به کریستماون گره خورده است ، و از آنجا که این هنوز هم یک ویژه ویژه محافظه کارانه کریسمس است ، قطعنامه داستان می طلبد که رودولف به محل آسیب دیدگی خود برگردد و خود را با جامعه سلطان هراسی سانتا دوست بدارد.

Bumbles جستن و همچنین نفرت مردم همجنسگرا

“رودلف تا آنجا که می توانست وجود داشت” ، راوی ما ، Burl Ives، به ما می گوید ، که مانند آن ، همان است. اما رودولف همچنین با یک تهدید شوم ، اژدها در پایان سفر قهرمان خود ، در تضاد است. آدم برفی نفرت انگیز همیشه در پشت کوه ها ، همیشه در جایی از بیابان ، در کمین است و او را شکار می کند.

اگر سانتا نشان دهنده قدرت مردسالار غالب بر ملت و خانواده دونر است ، پس آدم برفی نفرت انگیز مظهر تاریک ترین و هوموفوبیک ترین احساسات است که در پشت هر نیروی حاکم کمین کرده است. هوموفوبیای وحشتناک ، زشت ، پرانتز.

رودولف به کریستماون برمی گردد. او همه بزرگ شده است و به احتمال زیاد بر روی او تمیز کرده است جیمز بالدوین و تئوری فمینیسم و ​​کوئر. اما کسی وجود ندارد که بتواند آن را با او در میان بگذارد ، زیرا خانواده وی ، از جمله کلاریس ، همسایگان محله ، قطب شمال را ترک کرده اند تا او را جستجو کنند. نفرت انگیز آنها را گرفته است و رودولف برای نجات آنها به راه می افتد.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

صحنه ای رویایی که رودلف با آن نفرت انگیز روبرو می شود و KO’d را بدست می آورد مانند چیزی است که از آن دور است بیوولف. دوستانش به زودی حاضر می شوند و هرمی موفق می شود از Chechov’s Dobby Hobby برای از بین بردن جانور برفی استفاده کند. یوكون به ما می گوید آنها آنها را نمی كشند – بالاخره نمی توانند چون Bumbles پرش می كنند. هیولای همجنسگرای بی دندانی که از آنها باقی مانده است یک پیام قدرتمند ، هرچند غم انگیز است ، که می گوید اگرچه نمی توانیم همدستی را در قلب سیستم های قدرت خود ریشه کن کنیم ، اما می توانیم آنها را خنثی کنیم تا از نفوذ و تهدید آنها کاسته شود.

(همچنین این تصاویر جذاب غار واژینال با لانه Abominable وجود دارد که نماهای خارجی غار رودلف را در ابتدای فیلم منعکس می کند. با پیروزی در لانه هیولا ، رودلف و دوستان اساساً دوباره به عنوان قهرمان دوباره متولد می شوند.)

نتیجه گیری: جایی که رنگین کمان به پایان می رسد

رودلف مترقی نیست رودولف و هرمی هرگز سعی نمی کنند جامعه ای جدا از قطب شمال همجنسگرایانه را اختراع کنند و حتی “پایان خوش” اسباب بازی های نامناسب نیز وقتی در سیستم ارزش های سانتا ادغام می شوند و به بچه های دوست داشتنی اهدا می شوند. در کل ، این ویژه بینی به زنان نیز چرخانده می شود ، به ویژه هنگامی که خانم دونر (که نام او واقعاً همین است) و کلاریس به داخل برف می روند و بلافاصله توسط مفرحین اسیر می شوند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

در پایان روز ، رودلف ، هرمی و یوکان فقط مجاز به بازگشت به جامعه قطب شمال هستند زیرا مفید و قابل بهره برداری هستند. قوس شخصیت رودلف با راهنمایی سورتمه سانتا از طریق مه و اثبات رئیس و پدرش اینكه افراد كوئر می توانند به همان اندازه افراد صاف برای جامعه مفید باشند ، كه كاملاً ناخالص است.

بنابراین اخلاق این است که اگر شما متفاوت باشید ، بهتر است مفید باشید وگرنه جامعه شما را بیرون می اندازد – انحراف از هنجار مجازات می شود مگر اینکه قابل بهره برداری باشد ، شوخی می کند – این یک پیام خشن برای کودکان است خاص اما این جانسون-را آمریکا اینجا. رودلف ، هرمی ، کورنلیوس – خصوصیات آنها به دلیل ارزش آنها قابل تحمل است. هر لحظه که دیگر مفید واقع نشوند ، دوباره به سایه ها برده می شوند – کشمکشی که بسیاری از افراد LGBTQ + می دانند و اکنون با آن رابطه دارند.

در داخل رودلفتله های تینسلی ، گرچه یک رگ امید است. آهنگ “There’s Always Tomorrow” که کلاریس برای رودلف می خواند ، درباره موج تغییر است. به طور خاص ، این در مورد بحران هویت جنسی رودلف و اصرار دونر و سانتا است که خاصیت او چیزی است که او از آن رشد خواهد کرد. او آواز می خواند ، “همه ما وانمود می کنیم / رنگین کمان پایان دارد / و روزی دوست تو خواهی بود.” روزی فرا خواهد رسید که رودولف می تواند وانمود کند که شخصی نیست. رنگین کمان پایان ندارد. برای ویژه ای که همیشه پیام درستی درباره کوئین ندارد ، کاملاً دقیق است. از این گذشته ، همه ما نمی توانیم به قطب شمال فرار کنیم تا مانند شوک دزدگیرهای غیرقابل توقف ، استخراج طلا ، موی سینه مانند یوکان کورنلیوس تبدیل شویم.

شما چی فکر میکنید؟ در زیر ژانر فیلم های کریسمس کوئیر ، است رودلف بهتر از مثلا خوشبخت ترین فصل؟ در زیر نظر بدهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!