اولین گاو: سرمایه داری و دروازه بان های آن

کلی ریچارد همیشه نسبت به تغییر چشم انداز آمریکایی آگاهی کاملی داشته است. دیدگاه وی در مورد آمریکای غربی دارای عمق تاریخی و سیاسی واقعی است که بیشتر آنها صرفاً از منظر معاصر مورد بررسی قرار می گیرد. در جدیدترین ویژگی او ، گاو اولاو قدم به قدم از گذشته گذشته می گذارد تا منشاء تاریخ خاص آمریکا را دنبال کند.

این دیدگاه غالباً با مسئولیت پذیری همراه بوده است ، مانند شکست او در سال 2006 شادی قدیمی؛ فیلم قبلی او برخی از زنان؛ حتی خطر ، همانطور که در مستقیم و هیجان او وجود دارد شب حرکت می کند؛ و قطعه روحیه تاریک ، قطع میک (او تنها فیلم دوره ای دیگر). ولی در گاو اول، ريچاردت نسخه ای از آمریکا را در مورد شلوغی مدرنیته ارائه می دهد ، و یک جریان بزرگ انتظار و پیش بینی در هوا وجود دارد.

بر اساس یک رمان ، نیمه عمر، توسط ريچاردتشریک مکرر نوشتن ، جاناتان ریموند، گاو اول درست در خانه است ريچاردتفیلمنامه. صدای متمایز و ظریف او که بصورت لحنی و بصری بیانگر ترکیبی از عظمت جغرافیایی و صمیمیت بین فردی است ، در اینجا همان اندازه برجسته است که در کارهای دیگرش نیز وجود دارد.

این فیلم در روز کنونی ، جایی در شمال غربی اقیانوس آرام ، جایی که افتتاح می شود ريچاردت بسیاری از فیلم های او را پایه گذاری کرده است ، به عنوان یک قایق بخار به داخل قاب نفوذ می کند. شمال غربی اقیانوس آرام هم بکر و هم ناهموار است ريچاردتفیلم ها ، اما در اینجا ، کشتی با ابراز پشیمانی از نشاط از دست رفته ، از زیبایی لکه دار بکر ، این درک را رنگ آمیزی می کند. در واقع صحنه افتتاح یک زن جوان بی نام (آلیا شوکات) و سگ او که بر روی رودخانه پراکنده قارچ ، و کشف تدریجی دو اسکلت دفن شده ، برداشت می کند ، این هشدار مطیع فیلم است که آنچه ما به زودی خواهیم دید چیزی از گذشته های دور است.

روابط صمیمی در مرز

گاو اول تمرکز اصلی بر دوستی و بهره برداری های اقتصادی کوکی فیگوویتز و کینگ لو ، دو دوست غیرممکن است که با اتفاق و کمی شانس ، تبدیل به بی ثمر ترین سرمایه داران منطقه ارگان می شوند. کوکی (جان مگارو) ، همانطور که از نام او پیداست ، آشپز خدمه بدبخت خزندگان است که علی رغم خدمات واقعی زندگی او ، از حضور وی در این مسیر قدردانی نمی کند. هنگامی که او بر روی کینگ اتفاق می افتد (اوریون لی) ، برهنه برهنه در جنگل برهنه ، روابط آنها صمیمیت افلاطونی سریع ، با درک ضمنی از وضعیت های خارجی خود آگاه می شود.

اولین گاو: سرمایه داری و دروازه بان های آن
منبع: A24

بعد از اولین ملاقات کوتاه ، که در طی آن کینگ شب را در چادر کوکی ها و آبشارهای اوایل صبح می گذراند ، آنها در یک شهر مرزی کوچک دوباره به هم می پیوندند ، کوکی اکنون از خدمه خود خارج شده است ، و کینگ هم اکنون کاملاً لباس پوشیده و روی پاهای خود عقب مانده است. از طریق هر دو تجربه خود ، کینگ به عنوان یک فرد خارجی ، کوکی به عنوان یک احساسات ، ريچاردت بار دیگر درک سخاوتمندانه او از زندگی را در حاشیه ها به نمایش می گذارد و لزوم ضمنی ایجاد روابط در سرزمین های سخت را که همیشه در جستجوی ریختن شما هستند به نمایش می گذارد.

بلافاصله این دو در یک ریتم داخلی قرار می گیرند. آنها کابین خانگی کینگ را در حومه شهر به اشتراک می گذارند ، کوکی بلافاصله خود را در خانه با جارو کردن کف و قرار دادن گل در گلدان در حالی که پادشاه چوب بیرون می زند ، می سازد.

ريچاردتهنگامی که به کوکی و کینگ به عنوان یک زوج توجه می کنید ، دوربین بسیار ملایم است. هرگز در تلاش برای یافتن یا مطابقت با سرعت آنها بیش از حد ابراز نگرانی نمی کند. در حقیقت ، سرعت و دوربین آنها به طور غیرقابل پیوندی پیوند خورده است. بجای، ريچاردت با خوشحالی آن را در یک نقطه می گیرند و به عملکردشان اجازه می دهد تا درون و خارج از قاب جریان یابد. گرچه هیچگاه عاشقانه به تصویر کشیده نمی شود و حتی دلالت ندارد ، بین آنها صمیمیت قدرتمندی وجود دارد که صحنه های آنها را در یک گرمی خواب آلود و رضایت بخش قرار می دهد.

در این لحظات ، گاو اول شباهت قابل توجهی با ريچاردتویژگی شکستگی شادی قدیمی هر دو فیلم دوستی مرد مستقیم را نشان می دهند که کاملاً مستقیم نیست. گرچه صریح و پنهان یا طولانی مدت خفته به طور واضح مورد بحث قرار نمی گیرد ، اما در این رابطه وجود دارد گاو اول صمیمیت صمیمی دارد که تحسین کنندگان آن ريچاردتکار بلافاصله از فیلم قبلی او تشخیص داده می شود ، اگرچه تقریباً برعکس بازی می کند. برای دوستان در شادی قدیمیتاریخچه آنها از یک اوج به شدت تکان دهنده خبر می دهد. که در گاو اول این پیوند سریع آنها بود که پیش از یک پایان آرام.

اولین گاو: سرمایه داری و دروازه بان های آن
منبع: A24

در میان این سعادت داخلی ، یک نیروی جدید وارد شهر می شود. این اولین گاو مرزی ، و دارایی جدید مدیر عامل اصلی شهر (توبی جونز) کوکی اظهار داشت که دوست دارد از شیر خود برای پخت انواع قنادی ها استفاده کند که نتوانسته تنها با اساسی ترین مواد موجود در اختیار او باشد. پادشاه زحمتکش و کارآفرین فرصتی را می بیند و کوکی را متقاعد می کند تا کیک های موجود در شهر را با شیر دزدیده شده از گاو پخت و بفروشد.

سرمایه داری را به وظیفه تبدیل می کند

اگر گاو اول کاملاً یک کیفرخواست سرمایه داری نیست ، اما مطمئناً آن انرژی را برای دروازه بانان خود ذخیره می کند. ريچاردت از یک سو ظهور سرمایه داری را یک چیز خوب می داند که روان کننده برای یک دوستی زیبا ، عمیق و دلپذیر است. تأثیر جملات کیک های خوشمزه کوکی بر ساکنان این شهر اثبات کافی است که در محدوده جایگاه پخت و پز پیش ساخته ، این نیروهای اقتصادی به مراتب بهتر از ضرر هستند.

و این فقط به تأثیرات غیرمستقیم محدود نمی شود. اهداف صریح آن نیز ریشه در چشم انداز رویای آمریکایی دارد ، چیزی که نقطه پایانی طبیعی و مورد انتظار در اوایل آمریکا بود. به همین دلیل تصورات کینگ از زندگی جدیدی در سانفرانسیسکو با کوکی ، افتتاح هتل و نانوایی ها ، چندان دور از ذهن نیست. اما هنگامی که رئیس عامل و فرمانده وی در حال کشف کوکی و کینگ در حال سرقت شیر ​​گاو هستند ، دریافت یکبار پذیرای کیک های آنها به آزار و اذیت شدید تبدیل می شود و یک سد راه ناگهانی و غیر منتظره را جلوی برنامه های کینگ و کوکی می گذارد و به فیلم می دهد. ساختار رسمی

یکی از شگفتی های خوب گاو اول نحوه تحقق انتظارات ژانر است. به همین دلیل است که با رابرت آلتمن مک کیب و خانم میلر بسیار جالب و مرتبط هستند هر دو تفسیرهایی راجع به ژانر غربی دارند ، بخصوص تروپای بیگانه مشکل ساز (بازرگانان بزرگ مک کاب و اوی گاو و کاپیتان در گاو اول).

اولین گاو: سرمایه داری و دروازه بان های آن
منبع: A24

همچنین انتظارات ساختاری و روایی را برهم می زند. گاو اول زمان اجرا نشان می دهد ، یا شاید پتانسیل آن را داشته باشد. دو ساعت حماسه نیست ، اما گرفتن املاک و مستغلات بسیار است. و فیلم اشاره می کند که داستان فراتر از شهر کوچکی خواهد بود که کوکی و کینگ کار خود را آغاز کنند (رمان ریموند به طعم حیرت انگیز ، حماسه ای طولانی و قرون وسطایی است که به طول انجامیده است).

درعوض ، با ماندن در جایی که در آن است ، شما را شگفت زده می کند. این یک توقف جالب ، اگرنه وارونه باشد ، را معرفی می کند ، البته یک براندازی رسمی که به سرعت شما را لرزاند. بیست دقیقه پایانی فیلم ظاهراً از هیچ جای دیگر به نظر نمی رسد ، و شما چاره ای جز درک این موضوع ندارید که کوکی و کینگ قصد ندارند به سانفرانسیسکو بروند و آن نانوایی را که درباره آنها صحبت کرده اند ، شروع کنند.

همچنین ببینید

راننده: گهگاه مؤثر ، اما با استفاده از Trappings Biopic به عقب باز می گردد

درست مثل فینال در مک کیب و خانم میلر عواقب اخلاقی و جسمی حرص و طمع را درست در پیش روی شما قرار می دهد ، بنابراین مرگ کوکی و کینگ نیز مستقیماً درباره ثروت سرمایه داری اظهار نظر می کنند. کینگ احتمالاً در اعماق این موضوع می دانست که کوکی شب گذشته در سرما نخواهد ماند و زخم سرش در اثر ریسک فاکتور و کاپیتان رنج می برد ، اما مطمئناً نمی دانست که نیرویی دیگر در سایه ها کمین کرده است تا او را بیرون بکشد. خوب.

در حالی که حفظ می کند ريچاردتحال و هوای ظریف و صمیمی و لحظه های آخر گاو اول هنوز میکروسکوپ ساختار رسمی کلی فیلم است: شما را به یک جهت سوق می دهد ، اما در چشم شما باعث می شود حرکت شما متوقف شود و شما را به واقعیت بازگرداند ، یکی ريچاردت از همان ابتدا به شما نشان داده بود گاو اول نشان می دهد کالی ریچارد در اوج قدرت هنری و سیاسی خود ، با فرماندهی عالی بر دیدگاه شخصی خود در مورد پیشرفت آمریکا و پیامدهای آن.

نظر شما در مورد گاو اول چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

گاو اول اکنون روی VOD پخش می شود.


گاو اول را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

LORELEI: داستان عاشقانه “بهتر یا بدتر”

در فیلم ، ما داستانی را در مورد شانس دوم دوست داریم. آیا چیزی جهانی تر از کشف دوباره نفس ، جبران وقت گمشده یا بازگرداندن مسیر شما در زندگی وجود دارد؟ که در لورلیامید به یک فرصت دوم با یک داستان عاشقانه زمینی و دلخراش روبرو می شود. نتیجه ، نمونه ای از امید ، پتانسیل و ارتباطاتی است که رشد را ممکن می سازد.

لورلی اولین اثر کارگردان است سابرینا دویل و ستارگان پابلو شریبر (نارنجی سیاه جدید است) و جنا مالون (بازی گرسنگی: ابتلا به آتش) این فیلم قرار بود از نمایشگاه جهانی خود در جشنواره فیلم Tribeca 2020 لذت ببرد اما به دلیل تأثیر شیوع COVID-19 بر صنعت سرگرمی تأخیر افتاد. پایین ، اما نه خارج ، شرایط پیرامون این فیلم فقط به این روایت رویاهای تأخیر اما تحقق یافته و شانس دوم قدرت بیشتری می بخشد.

که در لورلی، ویندلند (شرایبر) به تازگی پس از تحمل یک مجازات 15 ساله از زندان آزاد شده است. او راه بازگشت به زندگی دلبند دبیرستان خود ، دالورس (مالون) ، و به یک شخصیت پدر نسبتاً تمایلی نسبت به سه فرزندش تبدیل می شود. در حالی که این زوج برای رسیدن به اهدافشان تلاش می کنند ، ارواح از گذشته آنها هر دو را تعقیب می کنند و آنها باید انتخاب کنند. آیا آنها به ایده آل های ساده جوانان گمشده خود نگاه می کنند ، یا آینده ای پایدار را ایجاد نمی کنند؟

عاشقان ستاره

وایللند و دالورس به همان اندازه کلاسیک هستند که در مورد چهره های عاشقانه غم انگیز صحبت می کنند. عشق آنها در دوران جوانی و بالقوه به دنیا آمد ، هنگامی که آنها با برنامه هایی برای فرار از زندگی عادی خود جوان تر بودند. هر دوی آنها جوانی و امیدهای خود را برای زندگی خود و یکدیگر از بین بردند. ویندلند به زندان رفت. دولورس یک مادر جوان و بی سرپرست شد.

بررسی Lorelei Tribeca 2020
لورلی (2020) – منبع: فیلمها را ببینید

با این حال ، این چیزی نیست که آنها به اشتراک می گذارند باعث می شود آنها هنگام اتصال مجدد ، آنها را به یک زوج جالب تبدیل کنند ، اما مکانهای مختلفی که در آن قرار دارند. بدون شک ، هر دوی آنها از واقعیت سخت شکسته شده اند ، اما ویلاند در حال رو به افزایش است که Dolores در حال پایین آمدن او است. در حال حاضر ویلند شانس دوم خود را بدست آورده است. او از زندان خارج است و از این لحظه قادر به تصمیم گیری در مورد مسیر خود خواهد بود. دلوورز تمام تلاش خود را انجام داده است ، اما کرنش سالها تلاش برای او بالا می رود.

ناامیدی عشق آنها جنبه عاشقانه “بهتر یا بدتر” را تعریف می کند. این یک داستان در مورد نجات نیست ، و نه یک افسانه که در آن قهرمان دختر را می گیرد و پرنسس از پاهای او جارو می شود. این آسیب پذیری صمیمیت در مقابل ضربات وحشیانه کار سخت است. این در مورد رشد عشق در یک محیط نابسامان است.

همه در جزئیات

اجراهای شرایبر و مالون خون حیات هستند لورلی. شیمی بین این دو دستگیر و دلگیر است. شرایبربه ویژه ، عملکردی باورنکردنی را ارائه می دهد. کل فیلم یک کلاس مستر در کاردستی فیلم است زیرا جزئیات این قطعه را به نمایش می گذارد. این فیلم از فیلمبرداری زیبایی از آب استفاده می کند تا کل قطعه را زمین بگذارد. آب بیانگر فرار ، تجدید ، خیال پردازی است و حضور رویایی آن ، تعمید برای همه شخصیت ها است.

بررسی Lorelei Tribeca 2020
منبع: از فیلمها دیدن کنید

شخصیت وایلند اکتشافی تازه ای از مردانگی است. او با اکراه به پدر پدر سه فرزند تبدیل می شود و از بسیاری جهات ، به یک مکان ثابت در زندگی آنها تبدیل می شود. در حالی که شکی در این نیست لورلی یک داستان عاشقانه است ، در مورد ویندلند این رابطه او با Dolores نیست که او را نجات می دهد. ویلند مسیر و هدف خود را از تمایل به انجام درست این سه فرزند می داند. گذشته باند دوچرخهسواری سخت شده او از ضروری نرم شده است ، و به زیبایی ، لورلی این داستان رستگاری را به یکی از شیرین ترین تصاویر روی صفحه نمایش از پدر بودن تبدیل می کند.

آهنگ آژیر

اصلی لورلی فراتر از فرصت از دست رفته و تلاش برای تحقق رویاهای شما است. ممکن است در زمان بندی مورد نظر شما اتفاق نیفتد ، ممکن است نسخه ای باشد که شما برای آن امیدوارید نیست. دالورس به عنوان آواز آژیر به وایللند در مرکز می نشیند. او می تواند در آینده ای روشن به او بپیوندد یا احتمالاً به پایین کشیده شود. در حالی که تماس یک نیرو اغوا کننده یک چیز غیرقابل اثر به نظر می رسد ، این چیزی نیست که در آن اتفاق می افتد لورلی. تماس در آنجاست ، اما می توانید آن را با دست بگیرید و آن را به مسیری که می خواهید بروید هدایت کنید.

همچنین ببینید

آنا: یک هیجان انگیز جاسوسی خالی و درگیر

لورلی دلهره آور و دلخراش است ، با هوش هیجانی و پیچیدگی که عمیق به خود می گیرد. فیلمی زیبا با شیمی واقعاً چشمگیر و بی نظیر. آفرین.


لورلی را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

کیتلین کندی

کیتلین کندی

عشق مادام العمر کیتلین به فیلم ها با نمایش “کودک رزماری” در سنین جوانی آغاز شد. وی از سال 2014 با ایجاد طیف گسترده ای از رسانه ها و موضوعات ، خالق محتوای آنلاین بوده است. کیتلین که به عنوان “شگفت آور و زیبایی بی رحمانه” توصیف شده است ، در آستین ، TX زندگی می کند و عشق او به نویسندگی روی فیلم تنها با قدردانی وی از بوربن خوب و آثار جان کارپنتر مطابقت دارد.

کلمنتین: این بیشتر در مورد چگونگی رسیدن به آنجا از مقصد است

“من هرگز قلب کسی را شکسته ام.” این خط به عنوان یکی از اولین سطوح فیلم صحبت می کند ، این خط در کل کلیت طنین انداز خواهد شد کلمنتین. دانشی وجود دارد که آن را برای جایی که فیلم می رود ایجاد می کند ، اما یک رمز و راز است که همه پرده برمی دارد.

کلمنتین، از کارگردان لارا گالاگر، فیلمی آهسته و یکنواخت است که در مورد شخصیت های آن حجم زیادی صحبت می کند ، در حالی که به مخاطبان خود فرصت می دهد در دنیای روابط ، اتصال ، از دست دادن و عشق خود قرار بگیرند.

سفر

بر هم زدن قلب هرگز آسان نیست ، چیزی که همه ما در یک زمان یا زمان دیگری در زندگی خود تجربه کرده ایم. کلمنتین باز می شود به یک نمایش گرم شدن از عشق ، فقط به سرعت در کارن پرتاب می شود (اتمارا مارروواقعیت دلخراش عاشقش D. (سونیا والگر) قلبش را شکسته است و کارن را ترک کرده است تا بتواند با پیدا کردن جای پای او و ناگهان حذف هر آنچه که روزگاری از زندگی او داشت ، برداشته شود. به تنهایی ، کارن تصمیم می گیرد بهترین راه عمل این باشد که به خانه قدیمی دریاچه D بروید ، مخفی شوید تا جایی که بتواند قدرت پیشرفت را پیدا کند.

ناشناس بودن او به سرعت به خطر می افتد وقتی فهمید خانه دریاچه میهمان ناخوشاینده دیگری دارد. وقتی کارن با لانا اطلاعات بیشتری کسب می کند (سیدنی سوینی) ، او شروع به ایجاد یک رابطه جدید می کند و خود را دوباره به احتمال عشق باز می کند – بلکه دل شکسته است.

“این بیشتر در مورد روند است تا نتیجه”

کلمنتین فیلمی است نه تنها در مورد روند احیای پایه ما ، بلکه در مورد تمایل انسانها به روابط – برای اتصال. ما مایل هستیم آنچه را که می دانیم نادرست است باور کنیم – برای نادیده گرفتن زنگ های درونی ، نادیده گرفتن علائم هشدار دهنده – همه به خاطر کیسه ارتباط با کسی. نیاز ، حتی در تاریکی ترین روزهای ما ، هرگز تسخیر نمی شود و از بین نمی رود.

کلمنتین: این بیشتر در مورد چگونگی رسیدن به آنجا از مقصد است
منبع: آزمایشگاه های اسیلوسکوپ

در حالی که کلمنتین از ما می خواهد شخصیت های مورد نظر خود را بررسی کنیم ، همچنین از ما می خواهد که خودمان را مورد بررسی قرار دهیم – خواسته هایمان. تماشای این امر در طول همه گیر جهانی ، این آگاهی را از نیاز ما به ارتباط و روابط بیشتر می کند و رانندگی به خانه حتی اثربخشی فیلم را نیز سخت تر می کند.

کلمنتین نه تنها در اثربخشی پیام های خود موفقیتی پیدا می کند بلکه در پشت بازیگران آن نیز موفق می شود. اتمارا ماررو آسیب پذیری عمیقی را برای کارن به ارمغان می آورد ، که قابل اعتماد و مقاومت ناپذیری است. طبیعت آرام ، محفوظ و دلهره آور او که شخصیت او را درگیر می کند مخاطب را به خود جلب می کند ، عدم توانایی او در حرکت به جلو ، اما در عین حال میل ، با آموختن یک مطالعه شخصیت در زندگی پیش روی ما. سیدنی سوینی به عنوان لانا مطابقت با عملکرد مارروعمق رمز و راز و ناشناخته ای را که شخصیت او را احاطه کرده است به بار می آورد. هر دو اجرای جذاب و متمایز را ارائه می دهند و همه چیز را در اطراف خود بالا می برند.

همچنین یک تنش آرام وجود دارد که درون آن ایجاد می شود کلمنتین، یکی از بینندگان متوجه خواهد شد که آنها تا زمان ورود بوک در حال ساختن نیستند.ویل بریتن) در خانه دریاچه اما تنش در امید یا پیش بینی شخصیت ها نیست بلکه بیشتر در غیرقابل پیش بینی بودن رفتارها است. لانا اسرارآمیز است ، چاه عمیقی از ناشناخته ها را ایجاد می کند ، در حالی که کارن برای اتصال مجدد گرسنه است تا دوباره با شخص دیگری ارتباط برقرار کند. با روی کار آمدن Bow ، اکنون تنش بین زنان محاصره شده است – Bow که راز خودش را رونمایی می کند.

تصاویر به عنوان یک برس موی هنرمندان

جایی که داستان ، تنظیم و عملکرد می تواند موفقیت و ساختار بی نظیری را به یک فیلم منتقل کند ، استفاده هوشمندانه و دقیق از تصاویر می تواند آن را بسیار بالاتر ببرد. کلمنتین با استفاده از تصاویر با یک دست ماهر ، هر ظریفی که هنوز نسبت به فیلم و مخاطبانش دلپذیر است.

کلمنتین: این بیشتر در مورد چگونگی رسیدن به آنجا از مقصد است
منبع: آزمایشگاه های اسیلوسکوپ

ترک های دیواری در نیمه اول فیلم نه تنها قلب شکسته کارن را منعکس می کند ، بلکه شکاف هایی در پایه اعتماد و قابلیت اطمینان روابط را نشان می دهد. زندگی کارن با ترک ناگهانی عشقش شکست خورده است. اگر او به خودش فرصت پردازش و اصلاح را ندهد ، شکاف فقط بیشتر می شود. با این حال ، اگر او حرکات را پشت سر بگذارد ، می تواند ترک را بهبود ببخشد ، و حتی ممکن است قوی تر شود.

عنصر ثابت دیگر در درون کلمنتین زنگ تلفن خانه دریاچه است. در ابتدا ، این یک یادآوری به کارن از واقعیتی است که هنوز هم در خارج از محدوده خانه دریاچه وجود دارد. جایی که ، حتی اگر او از جهان پنهان شده است ، جهان هنوز در آنجاست. با این حال ، تلفن با ادامه فیلم روبرو می شود و به بازوی اتصال و حتی مکانیسم انتشار تبدیل می شود.

یکی از قدرتمندترین شکل های تصویری و معنایی که در فیلم وجود دارد ، بازگشت مداوم به ایده کارن برای بازگرداندن سگش از سابقش بود. در حالی که بخشی به ظاهر قابل پیش بینی از وقفه است ، چیز بیشتری در پشت نیاز به نگه داشتن رمزی در زندگی او وجود دارد. کارن نه تنها سگ خود را دوست دارد بلکه تنها ارتباط باقیمانده با سابق او است. اما رمزی همچنین بیانگر نیاز انسانها به عشق بی قید و شرط است – که فقط یک سگ می تواند واقعاً آن را ابراز کند. در زمانی که اعتماد وی به اتصال و روابط شکسته شده و شکسته می شود ، پیوند با سگش هنوز در خالص ترین و بی امان ترین شکل خود است. خوشبختی رمزی وقتی او را در آغاز می بیند و پریشانی جدایی به وضوح روی کارن سنگین می شود – و به نظر می رسد کاه نهایی است که او را برای فرار از واقعیت سوق می دهد.

همچنین ببینید

نکته مهم: یک بازسازی یکبار مصرف که هیچ گونه هیجان خاصی را ارائه نمی دهد

نتیجه: کلمنتین

مشخص است که چرا کلمنتین در جشنواره فیلم Tribeca سال گذشته انتخابی بود. خوش ساخت و درخشان ، کلمنتین با مخاطبان مختلفی صحبت خواهد کرد ، و پیامهایی را برای نه تنها درک ، بلکه امید نیز ارائه می دهد.

آیا فرصتی برای دیدن داشته اید کلمنتین؟ چی فکر کردی؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

کلمنتین در تاریخ 8 مه سال 2020 در سینماهای مجازی اکران می شود.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم Enquiry را باز کنید. به جمعی از خوانندگان هم فکر که علاقه مند به سینما هستند ، بپیوندید – به شبکه خصوصی اعضای ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل بازگردید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

عذاب عاشقانه: زیبایی روابط ناموفق در سینما

در طول قرن گذشته ، تمایل به تدریج و در عین حال آشکار در به تصویر کشیدن روابط شکست خورده در ژانر عاشقانه وجود داشته است (و به نظر نمی رسد که به زودی این تمایل مرتکب فلات شود). این فیلم ها نه تنها با نگه داشتن شخصیت های اصلی ، یک هدف اصلی یک داستان عاشقانه را زیر پا می گذارند ، بلکه آنها به دنبال راه های جدید و ابداعی برای شکستن دل مخاطبان خود و ترک آنها در کف هستند. کاملاً واضح است که یک رابطه صخره ای باعث می شود بازدید بسیار خوبی انجام شود. هیچ کس نمی خواهد در یک زن و شوهر خسته کننده ، هلو و کرم جاسوسی کند ، با این وجود در 21 سالگیخیابان قرن ، نتیجه گیری کلاسیک روایت از “خوشبختانه پس از آن” به آرامی وجود ندارد.

چه اتفاقی می افتد در آن عاشقانه های شیرین ، سیاه و سفید که پدربزرگ و مادربزرگ شما با نگاه مذهبی تماشا کردند؟ مواردی که معمولاً با علامت محبت PG نتیجه می گیرند؟ Cut to 2020 و ژانر اکنون با تراژدی هولناک لکه دار شده است. طلاق ، مرگ و یخبندانها این داستانهای عاشقانه را به داستانهای دلخراش دلخراش تبدیل می کنند ، و بینندگان را برای غرق شدن در خود اقیانوس اطلس آماده می کند.

چرا یک عاشقانه طعنه آمیز در مورد عاشقانه محکوم وجود دارد؟ دلیل این تغییر دوباره در ژانر چیست؟ آیا این فیلمها ایده ها و ایده آل های اجتماعی بزرگتری را پیشنهاد می کنند؟ آیا ممکن است که مفهوم “عشق واقعی” دیگر از اهمیت اساسی برخوردار نباشد؟

داخلی خارجی

عاشقانه محکوم را می توان با عوامل داخلی و خارجی طبقه بندی کرد. از نظر دومی؛ شخصیت ها نمی توانند درمورد بیماری ، مرگ ناگهانی ، قوانین باستانی دولت و خانواده های متفکر و غیره کاری انجام دهند. سرنوشت شخصیت های اصلی در تایتانیک، کوه بروکبک و رومئو و ژولیت یا کاملاً از کنترل خود خارج شده اند یا در نهایت به آنها مجبور شده اند.

با این حال ، این عوامل داخلی اندکی جالب تر نشان می دهند: شخصیت های جاه طلب که سعی می کنند به عنوان مثال رویاهای خود را بدست آورند و یا حرفه ای دلخواه خود را به دست می آورند ، در نهایت با قرار دادن عاشقانه روی مشعل پشتی ، تعریف خود را از این ژانر دور می زنند. در صورت ارائه اصطکاک ، آنها داوطلبانه یک مسیر جایگزین را انتخاب می کنند. هدف شخصی آنها همه را تحت الشعاع قرار می دهد ، حتی اگر آشکار باشد که این رابطه به معنای این بوده است.

شهر ستارگان

در نظر گرفتن لا لا لند: نویسنده / کارگردان دیمین شزل تصمیم می گیرد با آزار دادن مخاطبان خود با بینشی از آنچه سباستین (ورایان گوسلینگ) و میا (اما استون) آینده می تواند مانند دنیای ایده آل باشد. این زوج مسابقه ای هستند که در بهشت ​​ساخته شده اند ، اما این محرومیت عمدی از پایان سنتی شاد ، جای دیگری را برای یک هدف جایگزین فراهم می کند که عمیق تر طنین انداز باشد و در جامعه امروز با حقیقت بیشتری صحبت کند.

سباستین و میا به دلیل تمایل مشترکشان برای انجام کاری که دوست دارند ، جمع می شوند. آنها بلندتر شده و یکدیگر را به سمت دستیابی به رویاهای خود هل می دهند. هنگامی که اوضاع برای زوج شروع می شود ، دنیاها و برنامه های آنها دیگر هم تراز نمی شوند و این باعث خرابی در روابط آنها می شود. آنها عمیقاً عاشق هستند اما عشق آنها به یکدیگر یک نقشه فرعی برای داستان است. رویاها قلب واقعی روایت است و هیچ گونه مصالحه ای برای تهدید آن ایجاد نمی شود.

عاشقانه محکوم: زیبایی روابط ناموفق در سینما
La La Land (2016) – منبع: Summit Entertainment

دیمین شزل با ارائه نوع دیگری از روابط – عاشقانه را تعریف مجدد می کند – روابطی که بین دو انسان وجود ندارد و به راحتی از آن جدا نمی شوید. عشق میا به بازیگری و عشق سباستین به جاز همیشه اول خواهد بود (این چیز شخصی نیست ، این فقط بخشی از DNA آنها است). هر دو شخصیت این احساس را در یکدیگر افزایش می دهند و آنها را در یک تناقض قرار می دهد. آنها قرار است در کنار هم باشند ، اما به دلیل سازگاری آنها ، در یک سناریوی غیر قابل اجتناب 22 نیز گرفتار هستند – آنها بیش از حد مشابه هستند و باعث می شود آنها از هم جدا شوند. با وجود همه اینها ، آنها عشق را به عنوان چیزی بزرگتر از خودشان می شناسند. آنها ممکن است دیگر در یک رابطه نباشند ، اما آنها با گفتن به یکدیگر می گویند “من همیشه تو را دوست دارم”.

این اولین بار نیست چازل اشتیاق شغلی محور را به عنوان یک عاشقانه به تصویر کشیده است. فیلم او در سال 2014 شلاق زدن داستان جاه طلبی آزاردهنده یک درامر را برای رسیدن به مقام برتر در هنرستان شفر می گوید. هیچ چیز نمی تواند بین اندرو (مایلز طلر) و رویای او هیچ دانش آموز ، دوست دختر ، معلمی سوء استفاده یا تجربه نزدیک به مرگ در راه او نخواهد ایستاد. این همان چیزی است که شما عشق واقعی می نامید.

ولنتاین خونین

برخی می گویند عشق بی انتهاست. ؟ با توجه به زمان و تکامل مردم / مکانها ، اجتناب ناپذیر خواهد بود که همیشه کار نخواهد کرد. داستان ازدواج این آشفتگی را از طریق روند طلاق به تصویر می کشد ، اما بسیاری از فیلم ها حقیقت سخت یک رابطه را از ابتدا تا انتها کاملاً شبیه ندارند ولنتاین آبی. دین (رایان گوسلینگ) و سینتیا (میشل ویلیامزروابط آنها هنگام خروج از مرحله ماه عسل و بزرگ کردن دخترشان شروع به تجزیه می کند. جفت آنها سعی می کنند رابطه خود را دوباره برقرار کنند اما قطعات دیگر مناسب نیستند. آنها دیگر افرادی نیستند که وقتی ملاقات کردند.

گوزلینگ و ویلیامز در حالی که فیلمبرداری می کردند با هم زندگی می کردند تا بتوانند با یکدیگر راحت شوند و به فضای اصلی کاراکترها ضربه بزنند. این شخصیت پردازی فقط نتیجه گیری فیلم را حتی سخت تر می کند ، زیرا مخاطب ناامید است که یک زن و شوهر به ظاهر عالی بیایند که آن را کشف کنند ، اما آنها نمی توانند.

عاشقانه محکوم: زیبایی روابط ناموفق در سینما
ولنتاین آبی (2010) – منبع: Hunting Lane Films

ولنتاین آبی بر ماهیت ظالمانه تغییر تأکید دارد؛ تغییر اجتناب ناپذیر است – حیاتی و جزئی از زندگی است ، اما همچنین می تواند باعث از بین رفتن روح و آسیب های جدی شود. این به کسانی که حداقل انتظار آن را دارند ، می خورد و نه تنها رابطه را خراب می کند ، بلکه روابطی که به آن نیز وابسته است (چون پایه و اساس دختر آنها است).

این چشم انداز تاریک واقعی ترین ، اما لزوماً بدترین نتیجه نیست. اکنون تمام شد ، زخم های آنها بهبود می یابد و می توانند برای اولین بار در سالها به جستجوی خوشبختی بپردازند. تماشای این زن و شوهر ناکارآمد یکدیگر را پاره می کنند ، زیرا آنها همچنان به کار خود ادامه می دهند و به ناچار آسیب های بیشتری وارد می کنند. وقتی دین دور می شود و به خانواده خود پشت می کند (سخت ترین تصمیمی که وی گرفته است) آن را ، متأسفانه ، خردمندترین است. بلعیدن حقیقت سخت است.

گمشده در تأمل

یک برخورد فرصتی ممکن است به عنوان یک شروع عالی برای یک داستان عاشقانه به نظر برسد ، اما وقتی جفت مورد نظر در مسیرهای جداگانه قرار دارند و قطارها در حال حرکت هستند ، آنها فقط باید چند ثانیه از مسیرها عبور کنند. توکیو جایی است که باب (بیل موری) و شارلوت (اسکارلت جوهانسون) عاشقانه های کوتاه مدت خود را در صوفیه کوپولا2003 فیلم 2003 گمشده در ترجمه. عدم مشترک آنها مانند سن ، سبک زندگی و علایق آنها بی ربط است. روح آنها از طریق یک شباهت متصل می شود. دل تنگی. هر دو در زندگی / ازدواج خود ناراضی هستند و از جهان همگام نیستند – به همین دلیل ، از لحاظ عاطفی به یکدیگر متصل می شوند. این یک داستان برهنه در مورد یک رابطه زناشویی نیست ، بلکه یک داستان همراهی است.

تنظیم فیلم در توکیو یک منطقه خودمختار موقتی ایجاد می کند – به این معنی که نمی تواند برای همیشه ادامه یابد. هر دوی آنها باید به زندگی عادی خود بازگردند اما با وجود پازل های مفقود شده توسط یکدیگر. آنها با نشان دادن اینکه چه رابطه ای باید احساس شود ، یکدیگر را جوان می کنند. این سبک یک عاشقانه محکوم به ندرت بسیار نادر است زیرا بالغ و خوش بین است و بدون انجام اقدامات منفی (مانند آن) لا لا لند) لحظه ای ناراحت کننده است که باب و شارلوت به راه می روند ، اما این همیشه آینده بود. سرانجام مخاطب احساس می کند که این شخصیت های دوست داشتنی دیگر گم نشده اند.

گمشده در ترجمه (2003) – منبع: Zoetrope آمریکایی

کوپولاهمسر سابق – فیلمساز سنبله جونز پاسخ داد گمشده در ترجمه با یک فیلم عاشقانه محکم خود را. او (2013) داستان مردی را روایت می کند که عاشق سیستم هوش مصنوعی خود است. این فیلم حال و هوای بسیار مشابهی دارد کوپولافیلم است ، و کسی را به عنوان یک شرور نقاشی نمی کند. این رابطه منعکس کننده است و به تئودور اجازه می دهد (خواکین ققنوس) در عاشقانه گذشته خود بچرخد و با علاقه ، گرما و عشق به آن نگاه کند.

همچنین ببینید

BULL: اولین کارگردانی قابل توجه و مناسب

هر دو گمشده در ترجمه و او این دو فیلمساز را قادر می سازد احساسات قدیمی خود را درک کنند ، هر دو نتیجه گرفتند که رابطه آنها برای پیشرفت شخصی خود چه ضروری بوده است. در سطح ، این نوع از عاشقانه های محکوم استنباط می شوند که آنها در زمان اشتباه شخص مناسبی هستند ، اما از نگاه بیشتر به این معلوم است که در واقع فرد مناسب در زمان مناسب است. آنها تبدیل به یک پله پله می شوند ، و در آن لحظه به شخصیت ها (و فیلمسازان مطلقه) کمک می کنند تا با رشد و تکامل این نکته که بدون دخالت لحظه ای آنها غیر ممکن است ، در بین افراد مورد نیازشان رشد کنند.

از تابستان متنفرم

که در 500 روز از تابستانهمانطور که راوی می گوید ، این مخاطب می داند که این داستان عاشقانه محکوم به عذاب است: “این داستان پسری است که با دختر ملاقات می کند ، اما من باید به شما هشدار دهم: این یک داستان عاشقانه نیست.” به همین ترتیب ولنتاین آبی، 500 روز از تابستان دنبال روایتی غیرخطی از رابطه تام (جوزف گوردون-لویت) و تابستان (Zooey Deschanel) این داستان عشق به طور مستقیم در مورد “عشق” نیست ، بلکه درمورد این است که چگونه عشق می تواند یک معجزه باشد. مبهم ، توهمی است و می توان خیلی از انتظارات شخص فاصله گرفت.

تام وقتی با تابستان ملاقات می کند عاشق عشق است و به زودی آشکار می شود که آنها درک متفاوتی از عشق دارند. تام در عشق واقعی مؤمن است و تابستان فکر می کند عشق یک خیال است. با وجود عقاید متضاد ، آنها وارد یک رابطه گاه به گاه می شوند. تام از احساساتش کور شده و نمی تواند رابطه را به خاطر آنچه است درک کند. متناقض وقتی او درباره زمان آنها در کنار هم تأمل می کند ، او فقط چیزهای خوب را به خاطر می آورد. حافظه انتخابی تام را از حقیقت جدا می کند. “فقط به این دلیل که او همان دلهره عجیب و غریب شما را دوست دارد ، این بدان معنا نیست که او همسر تام شماست.” سرنوشت آنها مهر و موم می شود که تام متوجه می شود که زنگ نامزدی تابستان در مهمانی اش به انگشت او می زند. جالب اینکه آنها اعتقادات را عوض می کنند. تابستان اکنون به ازدواج اعتقاد دارد ، و تام بدبینانه دوست داشتنی است که تابستان در آن زمان بود.

500 روز تابستان (2009) – منبع: تصاویر چراغ جستجو

زیبایی این فیلم این است که تام و مخاطب چیزی را فراهم می کند که خیلی ها در زندگی واقعی دریافت نمی کنند: بسته شدن. گفتگوی نهایی آنها در جایی که تام قادر به پرسیدن “چرا” است ، نشان می دهد که هیچ کس مقدر نیست که روشی خاص را احساس کند. هیچ یک از اینها از پیش تعیین نشده است. یا آن؟ همانطور که تابستان به گذشته محو می شود و با چشم انداز بدبینانه جدید خود ، وقت خود را برای تمرکز روی علاقه واقعی خود می گذارد: معماری. در اتاق انتظار مصاحبه شغلی در معماری ، او با یک دختر گپ می زند و او را از وی می خواهد. نام او پاییز است.

یک تصادف خوشحال ، یا سرنوشت؟ او هرگز در آن مصاحبه نبوده اگر تابستان نباشد. تابستان درد و دل شکسته بود ، اما او برای رشد شخصی برای تام ضروری بود. این فیلم بر ابهام عشق تأکید دارد. نمی توان آن را تعریف کرد ، پین کرد یا حتی فهمید ، اما در جهان وجود دارد ، تکه تکه. شاید عشق یک مرحله گذر باشد؟ تابستان ممکن است به یکی دیگر از آمارهای طلاق تبدیل شود / مانند Cynthia در پایان یابد ولنتاین آبیهیچ کس نمی تواند با اطمینان بگوید. آنها همیشه ممکن است درباره آنچه عشق است اختلاف نظر دارند ، اما چیزی که می توان درباره آن توافق کرد این است که به روش های مرموز کار می کند.

عاشقانه محکوم: نتیجه گیری

بارها از قرن بیستم تغییر کرده اند – تلاش برای عشق امروز در صدر برنامه های همه نیست ، و اگر چنین باشد ، دیگر مانند گذشته نیست. فیلم با نشان دادن پایان دادن به گزینه های جایگزین در دنیای لیبرال رو به رشد ، در حال پیشرفت است. این روایت های مترقی بدون شک صادق و مهم هستند ، زیرا پیام های کلیدی در مورد رویاها ، شغل ها ، خوشبختی ، استقلال ، زندگی و رشد شخصی ارائه می دهند. فیلم های دیگری که روایت های عاشقانه محکوم را کشف می کنند شامل می شوند درخشش ابدی یک ذهن پاک، با نام شما تماس بگیرید، عشق، اثر پروانه ای، قبل از طلوع آفتاب و آبی گرمترین رنگ است.

عاشقانه محکوم ، ژانری پر از ژانرهای فرعی مانند رام کام و جوجه را با شامل حقایق جدی و خشن تبدیل می کند تا به مخاطب اطلاعات بیشتری درباره انواع عشق و عاشقانه از طریق لنز دوربین واقع بینانه آموزش دهد. این اکتشاف پیچیده ، پیچیده و کاملاً مرتبط با عشق مدرن را که نمی تواند ناشناخته باشد ، ثبت می کند. این دردناک ، تاریک و گاهی بی رحمانه است ، اما این بخشی از طیف زندگی است. روابط همیشه به روشی که فرد بخواهد انجام نمی دهند ، بلکه از طریق این روایت های دلهره آور ، آنها را به تاریکی ترین شرایط روشن می کند.

کدام فیلم عاشقانه محکوم مورد علاقه شماست؟ افکار و نظرات خود را به اشتراک بگذارید!


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!