چرخه های خشونت ، Catharsis و شیطان در همه زمان ها

لامخ به همسران خود گفت: “آدا و زیله ، صدای مرا بشنوید. شما همسران لامخ ، به آنچه من می گویم گوش فرا دهید: من مردی را به جرم زخمی کردنم ، جوانی را به دلیل ضربه زدن به من کشته ام. اگر از قابیل هفت برابر انتقام گرفته شود ، واقعاً از لامک هفتاد و هفت برابر. » (پیدایش 4: 23-24 ، NRSV)

پس از اینکه قابیل برادر خود را کشت ، ترسید که کسی در مقابل عمل شیطانی او را بکشد. خداوند قابیل را تبعید کرد تا به جرم جنایات خود در این کشور سرگردان شود و با مشخص کردن قابیل چرخه خشونت را خاتمه داد تا کسی بدون ترس از انتقام الهی او را نکشد. علیرغم اثری که بر قابیل وارد شده است ، خواننده در می یابد که چند نسل فراتر از قابیل هنوز از یک چرخه خشونت بی پایان رنج می برند. لامچ ، یکی از فرزندان قابیل ، قتل یک جوان را با ادعا اینکه ابتدا زخمی شده است توجیه می کند ، اما هنوز ترس از تلافی یکی از دوستان یا اعضای خانواده جوانان ، که منجر به اعلامیه فوق برای همسران وی می شود ، ادامه دارد.

داستان قابیل و فرزندان او داستان دشمنی بین برادران و راه هایی است که ما اقدامات خشونت آمیز خود علیه هم نوعان را توجیه می کنیم. این داستان اثرات مارپیچی و به همان اندازه خشن آن اقدامات است که وقتی به ما برگردانده می شود. آنتونیو کامپوسرا شیطان تمام وقت احساس می شود از پیدایش بیرون کشیده شده است. این روایت دو نسل از مردم و خشونت گویا اجتناب ناپذیر زندگی آنها را دنبال می کند. هر عمل خشونت اثر طنین انداز دارد که روایت را به جلو سوق می دهد و مخاطب را به این فکر می اندازد که هدف از خشونت چیست و چرخه چگونه پایان می یابد.

شیطان تمام وقت در به تصویر کشیدن چرخه های خشونت مزاحم و بی امان است. از تلاش های یک جانباز جنگ جهانی دوم برای معامله با خدا از طریق خشونت آیینی گرفته تا شر هرج و مرج قاتل زنجیره ای و همسرش که با تخیلات جنسی خشونت آمیز خود زندگی می کنند ، این فیلم هر دو مخاطب را از ترس احتمال شیطان دفع می کند اما مخاطب را به خود جلب می کند با احساس همدلی ، عدالت و رضایت. هر پرچم فیلم مخاطب را به چالش می کشد تا در تصورات خود درباره اعمال خشونت عادلانه و ناعادلانه تجدید نظر کند و نشان می دهد که هر عمل خشونت آمیز ، چه موجه باشد و چه نباشد ، انسانی را که مرتکب آنها می شود ، تار و شکل می دهد.

چرخه های خشونت

که در شیطان تمام وقت، هر شخصیت سعی در توجیه اعمال خشونت آمیز خود دارد و مخاطب باید با توجیهات مبارزه کند. اولین اقدام خشونت آمیز که در فیلم می بینیم مربوط به ویلارد راسل است (بیل اسکارسگارد) ، که به عنوان یک تفنگدار دریایی ایالات متحده در جنگ جهانی دوم ، بر سر یک سرباز خود که شکنجه شده و بر روی صلیب آویخته شده است ، تصادف می کند. وقتی آنها فهمیدند که این سرباز هنوز زنده است ، ویلارد یک اسلحه را به سمت معبد سرباز نگه داشته و ماشه را فشار می دهد. ویلارد هرگز در مورد عمل اظهارنظر نمی کند ، اما این عمل به عنوان یک عمل رحمانی به تصویر کشیده می شود. اخلاق یا اخلاق عمل در زیر مه خاکستری جنگ مدفون شده و مخاطبان گرچه ممکن است این عمل را تأیید نکنند ، اما با تصمیمات غیرممکن و اخلاق اخلاقی که سربازان باید در زمان جنگ روبرو شوند همدلی می کنند.

پس از جنگ ، ویلارد از طریق تجارب خشونت در جنگ با PTSD دست و پنجه نرم می کند و به ویژه توسط تصویر سرباز صلیبی ، که تصویری است که برای اعتقادات مذهبی او و خانواده اش ضروری است ، مورد آزار قرار می گیرد. افتتاحیه فیلم و آغاز داستان ویلارد چارچوبی را فراهم می کند که در آن خشونت در فیلم کار می کند. اول ، این امر ثابت می کند که فرد به دنیایی خشن پرتاب می شود و اعمال خشونت آمیز یکی معمولاً شاهد شاهد یا تجربه اعمال خشونت آمیز دیگران است. دوم ، این امر ثابت می کند که خشونت حتی در صورت موجه بودن ، مانند جنگ برای کشور پس از حمله به کشور ، به شخصی که مرتکب خشونت می شود آسیب می رساند.

چرخه های خشونت ، Catharsis و شیطان در همه زمان ها
منبع: نت فلیکس

از آنجا که این یک فیلم در مورد چرخه های خشونت است که در طول نسل ها ادامه دارد ، اثرات جانبی خشونت بر روی نسل بعدی به سرعت مشخص می شود. ویلارد ، پس از جنگ ، به خانه بازگشت و با زنی که او را دوست دارد مستقر می شود ، اما به دلایل مختلف پس از جنگ نمی تواند از سابقه خشونت خود در جنگ یا نیاز به ادامه اعمال خشونت فرار کند. این فیلم نشان می دهد مرد جوانی که در اثر خشونت جنگ تغییر یافته است ، ماهیت مخرب زندگی خشونت آمیز خود را به پسرش آروین منتقل می کند (تام هالند) ، از طریق سیستمی که خشونت را توجیه می کند.

و توجیهات انسانی

ویلارد اقدامات خشونت آمیز خود را پس از جنگ به دو طریق توجیه می کند: وی اقدامات خشونت آمیز خود را به اخلاق ناموس و دفاع از خانه اش ، به ویژه همسرش ، و مراسم مذهبی مرتبط می کند. اولین صحنه خشونت ویلارد پس از جنگ هنگامی است که وی تلافی می کند و در مقابل دو شکارچی غیرقانونی که شنیده بود قصد ورود به خانه اش و حمله جنسی به همسرش را دارد ، تلافی می کند. آروین که از صحبت های آنها درباره مادرش می شنود ، می خواهد به طور خودکار عمل کند ، اما پدرش به او می گوید منتظر زمان مناسب باشد. بعداً ، ویلارد پسرش را سوار می کند و در آنجا نزدیک است که هر دو نفر را در یک حمله استراتژیک کشته و بکشد.

پس از حمله ، ویلارد به آروین که توسط زورگویان به دردسر افتاده است می گوید که انتظار دارد او با قلدرهایی که او را آزار می دهند نیز همین کار را انجام دهد. او متن خود را متناسب و توجیه می کند و می گوید: “در آنجا هیچ پسر خوب عوضی وجود ندارد” ، و این نکته را القا می کند که تنها راه مقابله با کسانی که خوب نیستند رفتار خشونت آمیز علیه آنها است. آروین توصیه های پدرش را به دل می گیرد و از آن روز به یاد می آورد “به عنوان بهترین روزی که با پدرش گذرانده است.”

وقتی فیلم در بزرگسالی به آروین می پرد ، الگوهای خشونت ایجاد شده توسط پدرش در دو صحنه مورد تأکید قرار می گیرد. ابتدا لوگر را دریافت می کند که پدرش برای تولدش از جنگ به خانه آورده است. همین لوگر ابزاری را برای آروین فراهم می کند تا جامعه خود را از کسانی که در آینده هیچ فایده ای ندارند پاک کند ، که لوگر را به عنوان نمادی از خشونت و توجیهاتی که پدرش به او منتقل کرده است ، تثبیت می کند.

دومین صحنه ای که ادامه چرخه خشونت از طریق آروین را تثبیت می کند ، هنگامی است که وی متوجه می شود خواهر کوچک ترش لنورا (الیزا اسکانلون) توسط سه نفر از همکلاسی های دبیرستان خود مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته است. آروین مانند پدرش قصد دارد در جایی که این سه نفر از هم جدا شوند حمله کند و او قادر است هر یک از آنها را تا حد مرگ کتک بزند. انعکاس این حملات نشان می دهد که آروین نه تنها پسر پدرش است بلکه خشونت پدرش نیز با همان توجیهات به او منتقل شده است: او از خواهر و ناموس او دفاع می کرد.

همدلی و مخاطب

در دورانی که مردان مقتدر به تازگی به دلیل سالها حملات جنسی بدون مجازات و محرومیت به دادگاه رسیده اند ، ضرب و شتم آینه ای شکارچیان متخلف و پسران نوجوان رضایت مخاطبان را فراهم می کند زیرا احساس عدالت در اعمال آنها وجود دارد . با شدت گرفتن تعقیب آروین به اقدامات خشونت آمیزتر علیه مجرمان بدتر ، هم آروین و هم مخاطبان احساس نیاز به توجیه خشونت می کنند. برای مخاطبان ، خشونت می تواند احساس رضایت خاطر کند زیرا عدالت به یک عمل احمقانه ای که برخی از اعضای اصلی ما آرزو می کنند ، تقلیل یافته است.

چرخه های خشونت ، Catharsis و شیطان در همه زمان ها
منبع: نت فلیکس

عدالت به یک چشم برای یک چشم و یک دندان برای یک دندان در روایت آمده است شیطان تمام وقت، و چهار قتل آروین در پایان فیلم نه تنها کاملاً قابل توجیه به نظر می رسد بلکه همچنین لذت بردن از مرگ افرادی که او می کشد بسیار جالب است. هیچ کس در قتل وزیر که اول او را می کشد ، سوگ می خورد. وزیر یک کودک پدوفیل است که وقتی متوجه شد لنوره فرزندش را باردار است نه تنها به خودکشی تصادفی سوق داد ، بلکه همچنین دختر دیگری را در کلیسا که به نظر می رسید کوچکتر از خواهر آروین است طعمه می کند.

مخاطب با این عمل انتقام جویی و عدالت همدلی می کند ، اما فیلم اجازه نمی دهد مخاطب با این عمل همدلی کند بدون اینکه مزاحمتی ایجاد شود. تیراندازی سبک نیست ؛ در عوض ، شلیک با صدای بلند Arvin’s Luger همانطور که آروین را بیهوش می کند ، مخاطب را متحیر می کند. ما مانند آروین نمایی از بدن مرده مانده ایم و دوربین به طور مداوم از منظر بدن خون آلود آروین را به ما نشان می دهد. دوربین به ما اجازه نمی دهد از آسیب هایی که به نام انتقام جویی و عدالت وارد شده است ، که به مخاطب اجازه می دهد از ترس عواقب ناشی از عمل و یادآوری مداوم جنازه ، از آروین فاصله بگیرد ، نگاه کنیم.

سه قتل بعدی ، اگرچه از پیش برنامه ریزی نشده اند ، اما از همان الگو پیروی می کنند. هنگامی که آروین توسط زوج قاتل زنجیره ای انتخاب می شود و خطری را که متوجه او است تشخیص می دهد ، تیراندازی از اسلحه او شوک می بیند و سپس مخاطب باید با اجساد خونین به جا مانده حساب کند. فرد درگذشت زوجی را که برای چند دهه قربانیان را کشته و از آنها عکس می گرفت ، سوگواری نمی کند. در کنار مخاطب احساس رضایت و عدالت وجود دارد ، اما اجساد به ما یادآوری می کنند که خشونت عدالت به همان اندازه خشونت انجام شده توسط کشته شدگان ، وحشیانه و آزار دهنده است.

آخرین اقدام خشونت آمیز آروین کشته شدن کلانتر لی بودکر (سباستین استن) ، که یک پلیس کج است که رشوه می گرفت و خواهر و همسرش را که قاتلین زنجیره ای آروین بودند ، پوشانده بود. در آخرین اقدام فیلم ، کلانتر بودکر برای محافظت از موقعیت قدرت خود از خشونت استفاده می کند. او گانگسترهایی را که برای پرداخت رشوه های گرفته شده به او پول پرداخت می کردند ، می کشد و سعی می کند قبل از دستگیری آروین ، شکار کرده و او را بکشد و مدارکی علیه خواهر و برادر همسرش تهیه کند ، که در انتخابات آینده علیه او استفاده شود. هنگامی که آروین بودكر را می كشد ، ما با او احساس همدردی می كنیم زیرا این امر در دفاع از خود است و می دانیم كه فساد بودكر برای دهه ها از عدالت واقعی در شهر جلوگیری كرده است ، اما سرنوشت آروین پس از مرگ همه هیولاها در فیلم یكی نیست از یک قهرمان پیروز.

تبعید قهرمان تراژیک و کاتارسیس

شیطان تمام وقت روایتی انتقام جویانه نیست که به مخاطب اجازه دهد خشونت را به عنوان نوعی عدالت محض بپذیرد. حتی اگر سرنوشت مردمی که از آن بازدید می شود را تأیید کنیم نمی توان فیلم را بدون آزار و اذیت آزار داد. از این لحاظ ، فیلم در گروه تراژدی ارسطو قرار می گیرد ، مخصوصاً وقتی که روی شخصیت آروین متمرکز باشد و تأثیر فیلم نوعی کاتارسیس است.

از نظر ارسطو ، تراژدی قرار است احساسات “ترحم و ترس را برانگیزد ، و بدین وسیله برای تحقق بخشیدن به چنین احساساتی” (شعر 1449b.24-28) اگرچه اصطلاح “کاتارسیس” در ارسطو هنوز مورد بحث است ، بسیاری این اصطلاح را به عنوان تناقض با ترس افلاطون مبنی بر اینکه میمسیس و احساسات برانگیخته شده توسط هنر مخاطبان را به یک شور عاطفی سوق می دهد که کنترل عقلانی آنها را نادیده می گیرد ، تفسیر کرده اند. ترحم و ترس ناشی از تراژدی ، همانطور که ارسطو توصیف می کند ، برای تحت فشار قرار دادن مخاطبان نیست بلکه برای فاصله گرفتن آنها از این احساسات است تا آنها بتوانند با آنها برخورد منطقی کنند.

چرخه های خشونت ، Catharsis و شیطان در همه زمان ها
منبع: نت فلیکس

وحشت خشونت در شیطان تمام وقت با همدلی یا ترحمی که به طور معمول در این نوع روایت ها احساس می کنیم ، مقابله می کند و ما را به چالش می کشد تا دوباره بررسی کنیم که چگونه احساسات مفاهیم عدالت ما را دستکاری می کنند و خشونتی که برای پیگیری عدالت وارد می کنیم به روح و روان ما آسیب می زند. آروین نمونه کسی می شود که با اعمال خشونت آمیز که قرار است جامعه را از شر پاک کند ، نابود می شود ، و ویرانی او در حالی که در پایان شهر را ترک می کند ، مانند قهرمان غم انگیزی که هست تبعید می شود.

آروین ، هنگامی که از خانه دور می شود ، تعجب می کند که چه خواهد کرد بعد ، و او پیوستن به ارتش و رفتن به ویتنام را در نظر می گیرد زیرا در جنگیدن مهارت دارد و نمی تواند به خانه بازگردد. زندگی آروین به قدری توسط خشونت شکل گرفته است که تمام تصورات شخصی خود را به شخصی که در جنگیدن تبحر دارد تغییر داده است. توجیهاتی که اقدامات خشونت آمیز را تا این مرحله پیش برد ناپدید شده است ، و او خود را به جای عامل عدالت به عنوان عامل خشونت می داند. این فیلم بدون اطلاع دادن به مخاطب از آینده آروین پایان می یابد ، اما اگر او در ویتنام به سرانجام برسد ، نه برای کشور یا عدالت است که می جنگد بلکه به این دلیل است که تصور می کند تنها به عنوان یک فرد خشن قادر به موفقیت است.

نتیجه

آروین مانند ادیپ و قابیل خشونت خود را نشان می دهد و از جامعه خود تبعید می شود. حتی اگر آروین جامعه را از شکارچیان پاکسازی کرد ، با اتخاذ خشونت شکارچیان ، او به نوع خود شکارچی تبدیل شده است و چرخه خشونت که با پدرش آغاز شد همچنان که فکر می کند وارد جنگ دیگری شود ، در او ادامه دارد. درست همانطور که روایت های قابیل و لامک می پرسد ، “چگونه می توان چرخه خشونت را خاتمه داد ،” شیطان تمام وقت مخاطب را مجبور می کند نه تنها بپرسد “چرخه خشونت چه زمانی پایان می یابد” بلکه “چگونه می توانیم درمورد کسانی که شر می کنند بدون از بین بردن روح خود عدالت را اجرا کنیم؟”


شیطان را همیشه تماشا کنید

منابع

ارسطو شعر. آثار اساسی ارسطو، ترانس. Ingram Bywater ، کتابخانه مدرن ، 2001 ، ص. 1455-87.

روایت آفرینش در انجیل. کتاب مقدس حاوی مشروح آکسفورد، اد مایکل دی کوگان ، NRSV ، چاپ چهارم ، آکسفورد ، 2010 ، 11-80.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

NYFF 2020: BEGNNING: اولین پیروزی Déa Kulumbegashvili

برنده پوسته طلایی بهترین فیلم جشنواره بین المللی فیلم سن سباستین امسال و به عنوان ورودی جورجیا برای اسکار بهترین فیلم بین المللی ، شروع سیگنال رسیدن صدای جسورانه سینمایی جدید در قالب نویسنده-کارگردان است دئا کولومبگاشویلی – هرچند که در حین تماشای آن ، سخت است باور کنید که در حال تماشای اولین نمایش هستید ، بنابراین قصه پردازی جسورانه و با اعتماد به نفس است. بررسی شدید ستم مردسالارانه در جامعه سکولار و مذهبی ، که توسط یک اجرای برجسته ستاره و برخی از متفکرانه ترین عکسهایی که امسال مشاهده خواهید کرد ، لنگر انداخته است ، شروع تضمین شده است که مدتها پس از به پایان رسیدن اعتبارات نهایی ، به راحتی در ذهن شما ماندگار می شود.

[Warning: this film contains depictions of sexual violence, which are referenced in this review.]

آتش و خون

این فیلم در کفپوش تماشاگر هیچ وقت تلف نمی کند ، و با یک شات گسترده شروع می شود که تقریباً هشت دقیقه طول می کشد در حالی که خدمات برای شاهدان یهوه در یک دهکده کوچک خارج از تفلیس ، جورجیا آغاز می شود. رهبر جماعت داوود است (راتی اونلی، که فیلمنامه را با آن نوشت کولومبگاشویلی) ، با کمک همسر وفادارش ، یانا (یا سوخیتاشویلی) ، که قبل از ملاقات و ازدواج با شوهرش در تلاش بود تا به عنوان بازیگر نقش آفرینی کند و کاملاً خود را وقف او و مأموریت مذهبی او کند.

به نظر می رسد که این سرویس طبق برنامه پیش می رود که ناگهان درب تالار پادشاهی جماعت باز می شود و کسی مشعلی را به داخل ساختمان پرتاب می کند. شعله های آتش در پیش زمینه قاب پخش می شود در حالی که نمازگزاران در پس زمینه وحشت می کنند ، و برای فرار از ساختمان در حال سوختن روی یکدیگر لغزش می کنند. با خاموش شدن آتش ، سالن از بین رفته است.

NYFF 2020: BEGINNING: اولین پیروزی Déa Kulumbegashvili
منبع: OFA

علت این آتش سوزی افراط گرایان راست گرا است که از ورود شاهدان یهوه به جامعه خود عصبانی هستند و مدت زیادی است که دیوید و یانا را مورد آزار و اذیت قرار می دهند. این تلویح است که این اولین اقدام خرابکارانه خشونت آمیز نیست که تالار پادشاهی آنها متحمل شده است. با این وجود وقتی دیوید این حادثه را به پلیس محلی گزارش می دهد ، از او خواسته می شود که شکایت را پس بگیرد – در غیر این صورت ، به او هشدار داده می شود که ممکن است اتفاق بدتری رخ دهد. و هنگامی که یک کارآگاه محلی (کاخا کینتسوراشویلی، سومین نویسنده سه گانه فیلم) در حالی که دیوید برای تجارت دور است ، از یانا بازدید می کند ، آزار و اذیت جنسی که از جانب فردی که قرار است از جامعه محافظت و خدمت کند ، تحمل می شود.

علی رغم اینکه از او خواسته شد تا از شوهرش شکایت را پس بگیرد ، یانا حتی در مورد دیدار به دیوید نمی گوید. آنچه بعد اتفاق می افتد ، یک عمل حمله جنسی است که حتی با وحشتناک تر شدن واقعیت در یک زمان طولانی دردناک ، شلیک از فاصله بسیار دور برای ایجاد فاصله از آنچه اتفاق می افتد ، در حالی که باعث می شود فرد احساس راحتی کند مانند یک فضول است. از آنجا ، یانا بیشتر به یک بحران وجودی تبدیل می شود ، و نقش او در ازدواج ، جامعه و ایمان او را زیر سوال می برد ، در حالی که پسر کوچک و چند فرزند دیگر را برای تعمید آماده می کند ، انگار هیچ مشکلی روی زمین وجود ندارد.

ارزش یک زن

شروع به هیچ وجه یک ساعت آسان نیست. برای زنان ، به ویژه کسانی که برخی از وحشتهایی که یانا در طول فیلم انجام داده است ، تحمل عاطفی ، سوختگی آرام و دردناک حتی دشوارتر خواهد بود. در واقع ، با وجود حوادث آسیب زایی که قبلاً شرح داده ام ، برای بسیاری از مناطق شروع اصلاً خیلی اتفاق نمی افتد در عوض ، ما یانا را دنبال می کنیم و تماشا می کنیم که با وجود احساس عمیق در عمق زندگی ، طبق معمول سعی می کند زندگی را ادامه دهد ، در حالی که احساس ترس در معده ما احساس می شود که با پیشرفت فیلم ، سنگین تر و محکم تر می شود.

NYFF 2020: BEGINNING: اولین پیروزی Déa Kulumbegashvili
منبع: OFA

در یک زمان ، دیوید به او گفت ، “من می خواهم شما را ببخشم.” پاسخ صریح یانا: “شما قادر نخواهید بود.” دیوید دائماً ابراز تمایل می کند که هم در ازدواج و هم در مأموریت دینی خود از نو شروع کند و به وی پیشنهاد می کند که در ستادی در تفلیس شغلی بگیرد تا بتواند از جامعه کلاستروفوبیک و ذهن بسته ای که در حال حاضر هستند فرار کند. با این حال ، بلافاصله با او ، یانا تمایلی به ارتکاب ندارد ، زیرا این اعتقاد را ندارد که بعد از همه چیزهایی که تجربه کرده است ، می توان دوباره شروع کرد. وقتی دیوید با عصبانیت استدلال کرد که او قصد دارد کارش را خرابکاری کند و ادعا کند که بدون او ، او فقط یک بازیگر ناکام خواهد بود ، به راحتی می توان فهمید که چرا یانا هرگونه امیدواری را برای بهتر شدن متوقف کرده است. حتی در خانه خودش ، یک فضای ظاهراً امن ، آزار و شکنجه پدرسالاری به وفور یافت می شود.

همانطور که قبلاً اشاره شد ، فیلم با لطف مدیر عکاسی ، به طرز درخشان فیلمبرداری و تدوین شده است ارسنی خاچاتوران و سردبیر ماتیو تاپونیر، به روشی که فقط اضطراب موجود در فیلم را بیشتر افزایش می دهد. بسیاری از عکسها چند دقیقه طول می کشد ، از جمله یک لحظه وهم آور که یانا روی پارک روی زمین افتاده و در حالی که پسرش سعی در بیدار کردنش دارد ، مرده بازی می کند. دوربین به ندرت حرکت می کند. وقتی این کار انجام می شود ، معمولاً به این دلیل است که در یک ماشین در حال حرکت مستقر است و به مخاطب این احساس را می دهد که گویی ما روی صندلی مسافر سوار هستیم.

NYFF 2020: BEGNNING: اولین پیروزی Déa Kulumbegashvili
منبع: OFA

شروع با نسبت ابعادی تنگ 4: 3 گرفته می شود که فرد را مجبور می کند از همه چیز درون کادر قدردانی کند ، با این وجود دوربین اغلب با فاصله از عمل قرار می گیرد ، گویی که سعی دارد از صمیمیت زیاد با شخصیت ها جلوگیری کند. در همان زمان ، شخصیت ها به طور مكرر از جلو وارد قاب می شوند و از پشت دوربین به جلو عبور می كنند و به مخاطب این احساس را می دهند كه ما نیز در صحنه حضور داریم ، البته به عنوان ناظران ساكتی كه قادر به بازی نیستند. این تناقض عجیبی است ، اما کاملاً متناسب با فیلم است.

در حالی که به نظر می رسد فیلمبردار ستاره شروع، این افتخار متعلق به واقعاً است یا سوخیتاشویلی، عملکرد وی به عنوان یانا بسیار ظریف است اما کمتر از آن دلسوز است. در حالی که او ممکن است تلاش کند آنچه را که پشت سر می گذارد از اطرافیان خود پنهان کند ، ما بهتر می دانیم که این امر باعث دردناک تر شدن تماشای وی در مورد بچه ها در مورد ماهیت جهنم در کلاسهای تعمید خود می شود. یکی از کودکان جیر جیر می کند و می گوید: “جهنم وقتی است که شما در آتش می سوزید” و در واقع ، از ابتدای فیلم تا پایان تکان دهنده آن ، می توان شعله های آتش را در گوشه و کنار جهان یانا دید

نتیجه

شروع یکی از اولین ویژگی های قدرتمند در حافظه اخیر است و کاملاً سزاوار تمام افتخارآمیزهایی است که راه خود را به عنوان دور جشنواره های بین المللی برگزار کرده است.

شما چی فکر میکنید؟ آیا با سینمای گرجستان آشنا هستید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

آغاز نمایش به عنوان بخشی از تخته سنگ اصلی در جشنواره فیلم 2020 نیویورک است.

https://www.youtube.com/watch؟v=Y2sKWsXuvO0


شروع را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

گزارش شماره 2 NYFF 2020 | استعلام فیلم

ایزابلا (به کارگردانی Matías Piñeiro)

گزارش شماره 2 NYFF 2020
ایزابلا (2020) – منبع: صنف سینما

ایزابلا تمام ساخته های یک فیلم را دارد که می خواهم ، می توانم و باید لذت ببرم. از همان ابتدا ، با اعتماد به نفس خود را به عنوان یک شیرجه نظری در ایده های “عملکرد” ​​، “ساختار روایی” و روش های بازی عناصر بصری به حالت ها اعلام می کند. از سایه های آبی ، سبز و بنفش در بین عناوین ساکت بین توالی های جداگانه و غیر تقویمی دو زن در آرژانتین ، ماریل استفاده می شود (ماریا ویلار) و لوسیانا (آگوستینا موونوز) ، در مورد استماع نقش ایزابلا در تولید شکسپیر بحث می کند اندازه گیری برای اندازه گیری. آنچه ماریل ، هنرمند همیشه مشتاق و امیدوار به تحت تأثیر قرار دادن آن ، نمی داند این است که لوسیانا نیز در حال تست دادن است. این صحنه ها با صحنه هایی از لوسیانا که به خیابان های شلوغ به جایی و مکانی دیگر می رود ، ایزابلا در حال کار بر روی یک تاسیسات هنری با صفحه های بزرگ ، چراغ های رنگی و سنگها ، حوادث پس از تست و خود ممیزی احاطه شده اند.

عناصر از ابتدا با ادامه فیلم شروع به کلیک کردن در ذهن می کنند اما این به یک تمرین یکنواخت تبدیل می شود. باید تعجب کرد که چرا این چرخش های نمایشی بسیار ساده باید جاده طولانی و دشوار و ناسازگار را به نتیجه برساند. فیلم های غیر تقویمی در بازی با انتظارات مخاطبان ، مانند فیلم های تارکوفسکی ، هدفی کاملاً منحصر به فرد دارند آینه یا The Wachowski’s ابر اطلس ، یا به عنوان فراتحلیل سینما و قصه پردازی مانند Kurosawa’s کار می کند راشومون یا Tarantino’s داستان عامهپسند. ایزابلا درگیر حیله داستان روایی است که فراتر از تلاش برای معرفی خود را مرموز ، عمق کمی به روند کار می افزاید.

معمای داستانی که پینیرو هدیه ها هیچ رازی برای من ندارند. در واقع هیچ بینش روایی یا دستوری وجود ندارد ایزابلا فراتر از درک اینکه فیلم در واقع کاملاً ذهن شما را پیچیده نمی کند بلکه آگاهانه به روشی عجیب سازمان یافته است. شاید در این واقعیت جذابیتی وجود داشته باشد که شما را مجبور به توجه به لحظات خاص کند ، اما این نیز نیست داستان عامهپسند جایی که هر صحنه ، با گام بی نقص و ساخته شده ، می تواند مانند یک ویکت جداگانه جداگانه خود بلند باشد. عدم علاقه آن به قطعات تشکیل دهنده آن مستلزم پرداخت سود است و در اینجا به سادگی وجود ندارد. استعاره های تصویری از رنگ ، فضا و حرکات بازیگران زن را فقط می توان جذابیت های غیر متعارف کارگردان آن دانست. این انتخاب ها باعث می شود روند تلاش برای ما درمورد تلاش برای فكر كردن به جایی كه مناسب است. ایزابلا فیلمی است که کاملاً به عنوان یک جعبه شلوغ برای مخاطبانش عمل می کند.

شب پادشاهان (کارگردانی فیلیپ لاکت)

گزارش شماره 2 NYFF 2020
Night of the Kings (2020) – منبع: نئون

تاریخچه های فرهنگی غنی و متنوع قاره آفریقا بهترین و ابتکاری ترین داستان سرایی امروز سینما را ساخته است. فیلیپ لاکترا شب پادشاهان تلفیق سنتهای قصه گویی گذشته با حال را که در آن نیز بود ، انجام می دهد امبیثی ماسیاخارق العاده است کتی کتی (2017) هر دو فیلم در ایجاد اسطوره ای از یک پادشاهی فرعی محصور ، بیش از حد مجاز عمل کردند ، بدون اینکه قواعد را به طور کامل بیان کنند. در حالی که مورد دوم با متافیزیک سروکار داشت (این امر در زندگی پس از روحانی اتفاق افتاد) ، اما اولی مکانی ملموس ، فانی و قابل احترام تر است – زندان.

در یک پیش فرض شبیه به Sheherazade در شب های عرب ، یک جیب بر جوانباکری کونه) با عنوان “رومی” توسط Blackbeard اعطا می شود (ایساکا ساوادوگو) ریش سیاه بیمار است و نزدیک به پایان سلطنت خود در این زندان محکوم است ، جایی که نگهبانان در سنگر مستحکم خود بیکار می ایستند. ریش سیاه می خواهد یک بار دیگر خون بریزد و وقتی ماه قرمز خود را نشان می دهد ، او خواستار “شب رومی” است. اسطوره های درون این پادشاهی کوچک به طور خلاصه مورد بحث قرار گرفته و هرگز توضیح داده نمی شوند ، که جالب است به نفع داستان باشد. با در نظر گرفتن رومی ، که به معنای واقعی کلمه تازه وارد زندان شده است ، لاکتی سردرگمی مخاطبان خود را در روند دادرسی توجیه می کند و تنش را از یک مبارزه ابتدایی و غریزی برای بقا می گیرد. رومی باید داستانی را تعریف کند و آن را ادامه دهد تا اینکه طلوع فجر کند وگرنه او قربانی خون ریش سیاه خواهد شد.

داستان رومی یکی از آشنایان وی به نام زاما کینگ را بازگو می کند. انتخاب های هنری لاکوت تاریخ فرهنگی داستان نویسی ساحل عاج را برجسته می کند ، خصوصاً داستانهای بزرگ ، که شاعران مسافرتی بودند که برای سرگرمی داستان می گفتند. داستان سرایی رومی با جلب توجه زیادی روبرو می شود و نمایش هایی وجود دارد که با حرکات تفسیری ، رقص های همزمان و بازی-بازی به آن می پیوندند. این روند نمایش بزرگی به خود گرفت که ما را نه تنها به داستان The Roman بلکه یک سنت غنی از داستان سرایی که یک بافت قدیمی از میراث لاکات است ، منتقل می کند.

روزها (کارگردان Tsai Ming-liang)

گزارش شماره 2 NYFF 2020
روزها (2020) – منبع: Grasshopper Film

من عمیقا از خدایان سینمای کند به دلیل ناتوانی در غوطه ور شدن خود عذرخواهی می کنم تسای مینگ لیانگآخرین تجربه کما. سازنده ترین فیلم ساز برای خداحافظ مسافرخانه اژدها دو ساعت فیلمبرداری فیلمبرداری ایستا با محوریت دو مرد ، کانگ (لی کانگ شنگ) و غیر (آنونگ هونگ هوانگسی) ، زندگی روزمره خود را با استراحت ، ماساژ ، شام پختن ، بیرون غذا خوردن و دعا کردن. در طول پرسش و پاسخ در NYFF Tsai اشاره کرد که چگونه فیلم “یک نگاه شدید و معنادار” است که با احترام به سبک منحصر به فرد و فلسفه مشاهده “زمان واقعی” در سینما متعهد است.

لحظه ای که نزدیکترین چیزی را که می توانم از آن به عنوان فیلم دلپذیر معتبر و احساسی یاد کنم ، دنباله طولانی عدم شستشوی سبزیجات مختلف و برش ماهی با شلنگ و پختن آنها بود. تاریکی خنک نور فلورسنت که در کف و دیوارها رخ می دهد ، یک احساس آرامش عمیق دارد ، آبی بودن شب همه با حافظه آشنا صحبت می کند ، به خصوص به عنوان کسی که بازدیدهای زیادی از خانواده بزرگ در آسیا داشته است. هر فریم از فیلم چیزی است که انتظار دارید در یک موزه عکاسی ببینید ، اما با این وجود هیچ چیزی بیشتر از صحنه ای اینجا یا آنجا مرا گیر نمی آورد. یک دقیقه چیزی پیدا کردم که با من صحبت می کرد ، لحظه بعد همه چیز غیرقابل نفوذ ، دور و گمشده بود.

تسای به نظر می رسید که مستقیماً با من صحبت می کند وقتی که وی گفت که “اگر فکر می کنید چنین چیزهایی خسته کننده یا بی معنی هستند ، بدانید که آنها عمدی و محاسبه شده اند تا من به آن درجه از صحت و واقعی که می خواهم برسم”. احساس می کنم لازم است اشاره کنم که سینمای کند ، به عنوان یک ژانر ، برای من “گم نشده” است – من از گستره آثار فیلمسازان آهسته از دیاز، تار، کاستا، به آکرمان، وراستاکول، و غیره. تسایفیلم ها در مشاهدات خود از زمان ، خلق و خو و بافت به توانایی بیننده برای اتصال همان طول موج فیلم ساز وابسته هستند ، به طوری كه واقعاً چیزی فراتر از احساس شما در یك لحظه خاص هنگام تماشا وجود ندارد. ادامه دادن در این صورت ، واکنش من پس از دیدن این مسئله در یک شب پنجشنبه در ساعت 11 PM EST ، هوشیار و با روحیه ای کاملاً طبیعی “… پس چه شد”. شاید دفعه بعدی چیز دیگری باشد.

عشایر (کارگردان Chloe Zhao)

گزارش شماره 2 NYFF 2020
Nomadland (2020) – منبع: Searchlight Pictures

دلخراش ترین جنبه از عشایر علی رغم اینکه براساس یک گزارش غیر داستانی از سقوط مالی سال 2008 ساخته شده ، چقدر مرتبط و یکپارچه برای سال 2020 مناسب است. گزارش مورد بحث کتاب جسیکا برودر بود ، Nomadland: Surviving America in the 21خیابان قرن. زنده ماندن چیزی است که آمریکایی ها ، به عنوان یک مجموعه جمعی ، از زمان رکود بزرگ تاکنون مجبور به مبارزه با آن نبوده اند. با این حال ، این قرن چنین درگیری اقتصادی قابل فهم برای مردم را جمع کرده است تا داستان سرخس (فرانسیس مک دورمند) برای کسانی که از دست دادن شغل ، تهی شدن پول و یا حق رای از سیستم را تجربه کرده اند بسیار راحت است و حتی برای کسانی که تجربه نکرده اند بسیار راحت است.

کلوئی ژائوهدف این فیلم ها ایجاد ارتباط صمیمانه بین مردم و سرزمین است عشایر با این موضوع هم به معنای واقعی طبیعی در شخصیت سوانکی سروکار دارد (شارلین سوانکی) و یک حس استعاره در Fern. سرخس لزوماً با طبیعت آغشته نیست یا از نظر معنوی ریشه عمیق در خاک ، هوا و چمن دارد. او یک زن ساده است ، که وقتی شوهر مرحومش درگذشت و معدن ملافه ای که برای همیشه زندگی خود را تعطیل کردند همه چیز را از دست داد. ارتباط سرخس با زمین در وسعت مداوم آن است ، بی پایان افق آن که او می تواند از همه و همه فرار کند. این یک شخصیت محوری است که ترس از اعتماد به دیگران دارد. وابستگی به چیزی در کشوری که دائماً شما را رها کند سخت است.

سرخس از شغل به شغل دیگر تغییر می کند ، فصل به فصل دیگر و ژائودوربین او را در مارک تجاری کارگردان که عکس هایی از طلا ایجاد می کند ضبط می کند و تنهایی و یک برابری را با خودی که فرن احساس می کند و رشد می کند ، خاکستری می کند. لحظات کوچک او در حومه شهر ، جایی که او سعی می کند با خواهرش ارتباط برقرار کند و با یک دوست (یا بیشتر از یک دوست) در دیوید ملاقات می کند (دیوید استراتایرن) مانند یک سیاره دیگر در عشایر. ژائو این محله ها را با گوشه هایی تمیز و بدون چشم انداز ارائه می دهد ، دوربین را به Fern نزدیک می کند تا ناراحتی عمیقی را که او در این شکل پایدار و بیگانه احساس می کند ، هنگامی که می داند این کشور کاملا راه خود را گم کرده است ، به نمایش بگذارد.

مالمکروگ (کارگردان کریستی پویو)

گزارش شماره 2 NYFF 2020
Malmkrog (2020) -منبع: Shellac

در بهترین فیلم جشنواره ، کریستی پویو یک پیش فرض کلاسیک بونوئلی را با سخت گیری منفی ارکستر می کند … اما به هر حال چند ترک جامد نشان می دهد. مالمکروگ یک شوخی مستقیم و دقیق است و ارزشمند. جایی که چهار دوست بورژوازی پوسته بالا (یک صاحب زمین ، یک سیاستمدار ، یک کنتس ، یک ژنرال و همسر جوانش) یک روز را در کاخ صاحب زمین می گذرانند و درگیر بحث های مختلف وجودی می شوند که حول جنگ ، سیاست و خدا می چرخد. مانند پروانه های شعله ور ، آنها دائماً از طریق این بحث ها خود را به حلقه ها می رسانند ، که همه از طبیعت بسیار پرمدعایی هستند. بی شباهت به Buñuel نیست فرشته نابود کننده، قرعه کشی حضور در شرکت یکدیگر تأثیرات پویایی دارد که علی رغم بسیاری از اغتشاشات از جمله بیمار شدن شمارش ، ویژگی یکپارچه سازی یکدیگر از طریق شطرنج دیالکتیکی کلمات آنها را ناخودآگاه به دام می اندازد. آنها تصور می کنند که چندین بار خسته شده اند اما بدون اصرار زیاد خسته می شوند.

Puiu بسیار هدفمندتر ظریف است و مطمئناً ناامیدکننده است ، با توجه به واقعیت Buñuel’s افسون با احتیاط بورژوازی اساساً از همان نوع پیش فرض بحث در میان نخبگان برای کشف نظریه های خود در مورد شرایط سیاسی و اجتماعی استفاده کرده و آنها را به عنوان روباهایی خارج از لمس که ثروت و موقعیت آنها حتی از ابتدایی ترین بینش در مورد شرایط انسانی مانع می شود ، قرار داد. البته بونوئل ، طنزپرداز بودن او ، فقط با آن بیرون می آید. پویو ، عمدتا از طریق صدا ، لحظات سورئالیسم را برمی انگیزد. در طی یک بحث درمورد نژاد و معنای “اروپایی بودن” در مقابل “وحشی” ، آنها موسیقی بلند را از طبقه پایین می شنوند که به طور مداوم بیشتر خوشحال می شود و نزدیکتر می شود. این کار با یک غوغای غول پیکر به پایان می رسد که هیچ تاثیری واقعی بر تداوم شرکت آنها در شب ندارد. این آشفتگی را می توان به عنوان جنگ جهانی اول (فیلم در سال 1900 اتفاق می افتد) و لرزش های آهسته انقلاب بلشویکی 1917 (مرکز فیلم روس ها) تعبیر کرد.

کنایه از کل شخصیت Puiu وجود دارد. چنین گفتگوی پرحرفی بین نخبگان در مورد رویدادهای جهان و تغییر در ساختار اجتماعی ، دور از حوادث زمینی که در واقع اتفاق می افتند و در زمان مناسب منفجر می شوند ، پنهان است. حتی در داخل خانه ، ساختارهای طبقاتی با صراحت و لعنتی بیان می شوند. آنها مجارستانی صحبت می کنند در حالی که استادان علی رغم روسی بودن و رومانیایی بودن کارگردان فیلم به زبان فرانسه صحبت می کنند. وقتی ایستوان ، رئیس ستاد چای را فاسد می بیند ، دو نفر از خادمان خانه را صدا می کند و آنها را سرزنش می کند. او سپس مانند یک ماشین با نظم و انضباط بی دریغ و بدون فکر خودش ، پیش می رود تا به ندا و ندای استادان توجه کند. فعل و انفعالات ده ثانیه ای مانند چاقوی داغ ساعتهای بی پایان دیافراگم را قطع می کند.

سالن شهر (کارگردان رابرت وایزمن)

گزارش شماره 2 NYFF 2020
City Hall (2020) – منبع: Zipporah Films، Inc.

“شهر یک شخصیت است!” از یادآوری در مورد راه هایی که سینما می تواند شخصیت ها را از طریق مکان و محیط ایجاد کند خودداری می کند. در Weisman’s سالن شهر، بوستون شخصیت نیست بلکه بدن میزبان دارای اندام و سلول است که سعی در همکاری با یکدیگر برای زنده ماندن دارد. در مورد “بقای” شهر – به معنای کلان فاجعه بزرگ زیست محیطی یا تروریسم برای مقامات منتخب و روز به روز با کاهش دلار برای شهروندان ، صحبت های زیادی وجود دارد. در فیلم وایزمن “شخصیت” مشخصی برای بوستون وجود ندارد ، علی رغم همه اجزای تشکیل دهنده آن ، به ویژه شهردار و دفتر او ، به طور مداوم مانند یک مجموعه یکدست جمعی عمل می کند که مخفف ارزش ها و سنت های منحصر به فرد است. این دوگانگی است که باعث می شود این فیلم چهار ساعته کاملاً مفهوم اجتماع بین افرادی را که به نمایندگی از ملت و جهان انتخاب شده اند و مردمی که در آن زندگی می کنند نشان دهد.

Bela Tarr’s Satantango همین نوع حفاری بی سر و صدا خنده دار را در بخشهای مختلف یک جامعه واحد با یک یا دو چرخ دنده شیطانی انجام می داد که مردم را با کلمات زیبا بازی می کردند ، هر چند با یک هدف آگاهانه تلطیف شده. رویکرد مشاهده ای غیر سبک مند هدفمند وایزمن واقعاً اجازه می دهد سخنرانیهای یکنواخت و سخنان مبهم همبستگی شهردار بوستون و کارکنانش – افراد به اندازه کافی دوست داشتنی با ارزش خالص خالص – بتوانند خودشان صحبت کنند ، به ویژه در واکنش های رای دهندگان.

این بدان معنا نیست که این مستند از استعداد بالایی برخوردار نیست. وایزمن ساختمان شهرداری را در آن مستند می کند سالن شهر از زوایای مختلف ، خنده دارترین آنها زاویه ای است که روی پوستر مشخص شده است ، که به نظر می رسد دهانی از کوسه رباتیک غول پیکر با دندان های وحشتناک است. این نمایش تفسیری به مخاطب اجازه می دهد آنچه را که دوست دارد در زمان خودش بسازد و اثربخشی وب بوروکراتیک نشان داده شده در سالن شهر. یک چیز مطمئناً ، این یک مسئله پیچیده ، بصیرت آور و طاقت فرسا است.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

شیطان در همه زمان ها: نگاهی احشایی به زندگی پس از جنگ

با جنگ جهانی دوم همه و همه تغییر کردند. این که آیا شما یک سرباز در جنگ بودید ، یک پرستار در چادرهای پزشکی ، یک پدر و مادر ترس از دست دادن یک پسر یا یک کودک بدون پدر و مادر ، این تأثیرات با پایان دادن به جنگ خاتمه نیافت ، بلکه مدتها پس از آن انجام شد. در خاطرات وحشت و ترس از دست دادن ، برخی دریافتند که بازگشت به دین می تواند رنج آنها را کاهش دهد ، برخی دیگر وحشیگری و فساد و برخی دیگر برای یافتن راه خود در دنیای پس از جنگ تلاش کردند. این تأثیرات نه تنها در سالهای بعد بلکه در طی نسل های بعدی نیز موج می زند. همانطور که وحشت گذشته بر کسانی که پس از آن رشد می کردند تأثیر گذاشت ، ادامه جنگ ، خشونت و فساد فقط افزایش یافت. و با تغییر جهان ، بارها ، کوچکترین شهرهای این کشور تغییر نکردند.

ضمن متعادل سازی هر یک از این مفاهیم ، شیطان تمام وقت، از نویسنده و کارگردان آنتونیو کامپوس، شبکه ای از ارتباط متقابل را می بافد ، زندگی یکی از آنها بر دیگران تأثیر می گذارد – حتی اگر هرگز ملاقات نکنند. یک تصمیم ، یک چارچوب فکری در جهان شکل می گیرد و مسیر دیگران را شکل می دهد و به سرنوشتی به ظاهر از پیش تعیین شده می انجامد. اگر به دنبال آزمایشی در جبر گرایی علی هستید ، شیطان تمام وقت تحویل می دهد برای بسیاری ، این اتفاق همیشه می افتاد. همانطور که فیلم می گوید ، “برخی از افراد تازه به دنیا آمده اند تا به خاک سپرده شوند”.

سنگریزه در برکه

فیلم در سال 1957 ، معرفی ویلارد آغاز می شود (بیل اسکارسگارد) برای یافتن پسرش آروین وارد خانه شد (مایکل بنکس Repeta) ، 9 ساله ، بار دیگر مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. با داشتن چشم سیاه به عنوان مدرک ، هر دو راهی جنگل ها به صلیب خانگی و نمازخانه Willard می شوند. صادقانه با پروردگار صادق بودن ، به نماز دستور داده می شود که بینندگان لحظه ای بینش کوچکی پیدا می کنند که وحشتناک تر از آنچه بینندگان پیش بینی می کنند ، خواهد شد. اما برای فهمیدن اینکه چه چیزی پیش می آید ، ابتدا باید فیلم به عقب برگردد.

شیطان در همه زمان ها: نگاهی احشایی به زندگی پس از جنگ
منبع: نت فلیکس

بینندگان به ویلارد آورده می شوند که از جنگ برگشته اند ، یک تنش ظریف و یک آرامش آرام تنها گواه وحشتاتی است که دیده است. در سفر به خانه ، او برای خوردن یک وعده غذایی در یک ناهارخوری محلی در مید ، اوهایو توقف می کند. از این یک لحظه ، از این یک ایستگاه ، زندگی بسیاری از جمله ویلارد شکل می گیرد و تعریف می شود – ازدواج ، مرگ و رستگاری که در این یک ایستگاه اتوبوس معلق است. با گذشت زمان ، شخصیت ها با یکدیگر درگیر می شوند و از خط داستانی فیلم بافته و خارج می شوند. بینندگان کمی صخره های صخره ای مانده اند و با نگرانی منتظر بازگشت شخصیت ها هستند ، روایت آنها ادامه می یابد و ارزش آنها مشخص می شود.

بعد از مدتی ، فیلم سرانجام در نقطه اصلی تمرکز خود در آروین قرار می گیرد (هلند) ، اکنون بزرگ شده و موجهای گذشته در آن خراب شده است. این ابتدا آرام و شدید است ، از کودکی و زمانی که با پدرش شروع می شود ، به مادربزرگ و خواهرش می رود – موج به موج هر موج هرچه بیشتر و نزدیکتر می شود لحظه بزرگسالی و سرنوشت او. او باید گزینه هایی را انتخاب کند ، کسانی که قبلاً تحت تأثیر آنها قرار گرفته اند و تأثیر خود را در کسانی که هنوز مجبور به عبور از آنها است ، پیدا خواهند کرد.

اقتباس از شیطان در همه زمان ها

شیطان تمام وقت در اقتباس خود سرآمد است و داستان های بسیاری را به شبکه ای از جدول زمانی باز می کند. در حالی که در بعضی مواقع انتقال ها کمی ناگهانی تر از دیگران است ، فیلم کاملاً جذاب است. شما می خواهید بدانید که هر یک از قوس های داستان این شخصیت کجا آنها را به ارمغان می آورد و می خواهید بدانید که همه چیز چگونه پایان می یابد. با این وجود فقط شخصیت ها نیستند که شما را در قفل و غرق نگه می دارند. شیطان تمام وقت مقدار مناسبی از لحظات شکننده و روده آزار دهنده را در خود جای داده است – بسیاری از آنها را در تلاش برای حفظ تماس چشمی خود خواهید دید. به سختی تحمل معده ، هر کدام از اینها فقط تمایل به فهمیدن اینکه فیلم از کجا می تواند از اینجا برود و چه چیزهایی پیش رو دارد را افزایش می دهد. هم چنین ایده وحشیگری را به سختی به خانه می آورد هم در جنگی که بسیاری با خود به خانه آورده اند و هم کسانی که برای اولین بار از آن استقبال می کنند.

شیطان در همه زمان ها: نگاهی احشایی به زندگی پس از جنگ
منبع: نت فلیکس

مانند شیطان تمام وقت شبکه ای از شخصیت هاست که با یکدیگر در هم آمیخته اند و هر عملی شخصیت دیگری را ایجاد می کند ، همه اینها از یک مرد است. برای این اعدام ، فیلم به بازیگران احتیاج داشت که نه تنها بتواند تصویری را که از آنها به نمایش گذاشته شده متعلق به خود باشد بلکه آنها را با دایره کامل مواجه کند. در حالی که عمق بعضی از آنها بیشتر از سایرین است ، لازم است تعهدی محکم از همه وجود داشته باشد – و همه و همه تحقق می بخشند. اسکارسگارد و هیلی بنت نه تنها خانه ای پر از عشق و آغاز فروتنانه را به وضوح درست می کنید ، بلکه یک تنش آرام نیز وجود دارد اسکارسگارد با هر صحنه به عملکرد او تزریق می شود. زیر سطح تروما و وسواسی با قدرت بالقوه خداوند وجود دارد که به یک انفجار احساس از ترس تا ناامیدی تا ناامیدی تبدیل می شود. جیسون کلارک و رایلی کیوگ یک شرور بازیگوشانه شیطانی را برای اجرای دو قاتل زنجیره ای در اوج زندگی خود به ارمغان بیاورید. در حالی که مدت زمان نمایش آنها نسبتاً محدود است ، هر یک از طریق مکالمه گفتگو و حرکت قادر به رشد قوس شخصیت خود هستند.

با این وجود بسیاری از اجراها کاملاً برجسته بودند ، هلند و رابرت پتینسون – به ویژه هلندعملکرد فکر کردن چنین عملکرد سخت ، خام و احشایی دشواری بود که می توانست از همسایگی دوستانه شما Spiderman بیرون بیاید. هر اونس دانش و کمی تجربه در این یک لحظه دستیابی به موفقیت نهایی به اوج خود رسیده است – و این لحظه ای نیست که فراموش شود. پتینسون شرورانه خواب آور است. لهجه جنوبی او صدای او را به زمین متفاوتی می رساند ، لهجه ای که با حرکت ظریف حرکتی مطابقت دارد. و گرچه در ابتدا شما را از این کار دور خواهد کرد ، اما در پایان فیلم خواهید فهمید که هرگز نمی دانید به آن نیاز دارید. آرزوی اعتماد شما را دارد در حالی که شما را به احساس کاذب امنیتی که به شما می رساند جلب می کند.

نگاهی به دور

یکی از بزرگترین کشمکشهای این فیلم برداشت کلی آن است. نه به دلیل مبهم بودن بلکه به این دلیل است که از بسیاری جهات قابل تفسیر است. این احساس تلاش برای بازگشت به زمان های قبل از جنگ ، بازگشت به نماز و زندگی در خانه وجود دارد ، در حالی که احساس وحشتی که رخ داده است به برخی کمک می کند تا جنگ را به خانه برگردانند. شما می بینید که برخی باید دین خود را حفظ کنند ، به ویژه از کسانی که هرگز شهر کوچکی را که در آن متولد شده اند ترک نکرده اند ، در تقابل با کسانی است که وقتی از امنیت خانواده ها و جوامع خود جدا می شوند – با دیدن جنگ و جهان سوال از ایمان. در جایی که فیلم می توانست قضاوت کند ، تعادل را با توجه به تجربیات تک تک شخصیت ها و معنای آن برای آنها حفظ می کند.

شیطان در همه زمان ها: نگاهی احشایی به زندگی پس از جنگ
منبع: نت فلیکس

شیطان تمام وقت با تصور توهم ، فراتر از Gif’ed اکنون ، سنگین است پتینسون “هذیان” ، به نظر می رسد که همه چیز در ظاهر نیست ، به هر کسی که ادعا می کند خوب است نمی توان اعتماد کرد و هر کسی که شیطان او را فریب داده است نمی خواهد به جلو ادامه دهد. توهم بیداد می کند – چه چیزی خوب است و چه چیزی شر؟ آیا می توان قتل را خوب دانست؟ آیا می توان به یک کشیش اعتماد کرد؟ آیا فداکاری می تواند نجات و زندگی ابدی به ارمغان آورد؟ شیطان تمام وقت از شما می خواهد که پرسپکتیو را زیر سوال ببرید و حقیقت را بررسی کنید.

وحشیگری و فساد نیز خود را بخشی از گفتگو می دانند شیطان تمام وقت. خشونت یک انسان می تواند بر روی انسان دیگر با صدای بلند ، از لحظات آغازین فیلم تا پایان آن ، زنگ بزند. فسادی که آن را پیش می برد ، در وحشیگری در هم آمیخته است. نیاز به حفظ یا کسب قدرت. توانایی گفتن اینکه چه کسی زندگی می کند یا می میرد. قدرتی که فرد برای دستکاری دیگران در انجام آنچه می خواهند ، به دست می دهد. این عناصر بشریت همیشه ، در گذشته و حال وجود داشته است ، اما شیطان تمام وقت بینندگان را هل می دهد تا به آن نگاه کنند ، آن را در نظر بگیرند و درباره آن بحث کنند.

نتیجه گیری: شیطان تمام وقت

اقتباس شده از دونالد ری پولاککتاب (به راوی فیلم) به همین نام ، شیطان تمام وقت هر داستان را متعادل می کند و به آن زمان می دهد تا شکوفا شود و سهم هر یک از شخصیت ها به دیگران کاملاً تحقق می یابد. چیزهای زیادی برای پذیرش وجود دارد ، اما بگذارید این فیلم در این فرصت ، بدجنسی ، خانواده ، تنهایی ، مذهب و زندگی در یک شهر کوچک شما را همراهی کند – چیزی که به شما کمک می کند مدتها پس از پایان فیلم احساسات خود را مرتب کنید.

آیا دیده اید شیطان تمام وقت؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

The Devil All The Time در تاریخ 16 سپتامبر سال 2020 در نتفلیکس منتشر می شود.


شیطان را تمام وقت تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

π Vivid، Paranoid Fantasy از نظریه پرداز مدرن توطئه است

π می تواند یک شگفتی برخی از کارگردان فراموش شده باشد ، اما دارن آرونوفسکی اکنون یکی از آن فیلمسازانی است که فیلم هایش را “رویداد” می نامند. پول بیشتری او را به جلا داد مرثیه ای برای یک رویا چند سال بعد ، اما علائم استعدادی جوان خام π به عنوان ناهنجاری در لیست کار خود ، و همچنین نبوغ فنی که با بودجه اندکی امکان پذیر است. با این حال ، همان عمل متعادل کننده ایده های دور از دسترس و به همان اندازه که می گویند ، در آنجا وجود دارد مدیگر!

مکس کوهن ، πقهرمان غم انگیز ، غیرقابل انکار ، از مشکلات پیچیده سلامت روان رنج می برد ، اما این فیلم یک بنای تاریخی جالب تر از انفجار ناشی از ترکیبی از نبوغ و وسواس است. همچنین اگر بخواهیم نقطه ای برای آن پیدا کنیم π در اوضاع فعلی ، مطمئناً به عنوان یک دنیای آشنا پرچم گذاری می شود که در آن هیچ چیز چیزی نیست و همه چیز را می توان با این عقیده محور توضیح داد که “آنها” همیشه برای دستکاری و کنترل ما هستند ، “آنها” ثروتمند هستند ، قدرتمند و / یا یهودی.

ذهنیت نظریه پرداز توطئه

انواع توطئه هایی که بر همه گیر فعلی حاکم شده اند ، معمولاً در وب محدود می شوند ، اما بحران در اینجا بسیار گسترده است ، و نظریه پردازان نیز بسیار فرصت طلب هستند. به نوعی ، توطئه ها به آسانی قابل درک هستند ، زیرا این عقیده منطقی که کنترل می کنیم هیچ چیز حتی در بهترین حالت ها بیش از حد خسته کننده نیست. اینکه Covid-19 کار بیل گیتس یا شبکه های 5G است ، اما منطقی نیست.

این فعالان آنلاین دوست دارند خودشان را در شرایطی قرار دهند که مکس دارند: در اختیار داشتن یک دانش که هم قدرت به آنها می دهد بلکه هم آنها را در معرض گروه های منافع قدرتمند قرار می دهد. مکس ریاضیدان است که در طول فیلم فیلم نزدیک تر می شود و به عنوان یک شماره شناس نامیده می شود ، زیرا استاد قدیمی او و تنها صدای عقل بیان می کند که مکس در حال حاضر خیلی از بین رفته است.

π تخیل زنده و پارانوئید نظریه پرداز مدرن توطئه است.
منبع: سرگرمی صنعتگر

او در حال کار برای پیش بینی بازار سهام است ، اما این تنها ابزاری برای تئوری بسیار بزرگتر و عمیق تر اعدادی است که در آن گم شده است. ”12:45 – فرضیات من را دوباره ببندید. ریاضیات زبان طبیعت است. ” اگر به معنای واقعی کلمه همه چیز قابل جمع باشد ، هرچند پیچیده و به تعداد ، و سپس الگوهای تشخیص داده شده از طریق تجزیه و تحلیل دقیق ذوب مغز ، پس چرا بازار سهام نیست؟ از آنچه می توانیم بگوییم ، مکس تقریباً به آنچه می خواهد می رسد نزدیک است: تأیید این نظریه. سول ، استاد قدیمی مکس ، دوست دارد نام ماهی های خود را پس از چهره های تاریخ باستان یا اسطوره شناسی ، مانند ایکاروس و ارشمیدس ، که وقتی می خواهد به ماکس هشدار دهد ، از سودآوری های خطرناک خود سودمند است.

اما تفاوت مهمی بین مکس و نظریه پرداز مدرن توطئه وجود دارد. اگر فیلم را از نظر چهره ارزیابی کنیم ، مکس واقعاً به چیزی می پردازد. نظریه پرداز توطئه از این ایده که فقط به حقیقت واقعی دسترسی دارند دسترسی پیدا می کند. این فرض ، مشابه تئوری مکس نیز وجود دارد ، که اگر به اندازه کافی نزدیک نگاه کنید ، الگوهای و شواهدی از یک سیستم کنترل ، جهانی یا خاص برای صنایع خاص ، مانند هالیوود ، پیدا خواهید کرد. با این وجود ، این قانع کننده تر است که این سطح “حقیقت” باعث می شود مانند مکس ، دچار یک روان پریشی شوید ، نه اینکه در کت و شلوار Hi-Viz به کسی فریاد بزنید زیرا فکر می کنید این بدان معناست که آنها زیرساخت های 5G را نصب می کنند.

آنها

نخبگان بین المللی که مسئول شکاف نابرابری های ثروت در سراسر جهان هستند ، افراد واقعی هستند. و اگر در کنفرانس های مطبوعاتی یا جلسات روزانه نمی توانید آنها را در پشت تریبون یا سکوهای ایستاده پیدا کنید ، می توانید با کمی Googling صالح فاصله بگیرید. با این حال ، “آنها” ساختار خاصی از افراد ثروتمند و قدرتمند ، یک گروه انتزاعی ، گریزان هستند که به همان روشی رفتار می کنند که در وال استریت در آن رفتار می کند. π.

ما ابتدا صدای صاف و صاف آنها را هنگامی که مکس در تلفن است ، می شنویم ، زیرا او در مورد یک آپارتمان کوچک نیویورک می لرزد ، یکی که در سیم ها فرو می رود و در رایانه ها دفن می شود. این یک خانه نیست بلکه یک دن برای مخفی کردن تنها چیزهایی است که او می فهمد. آنها ناامید به ملاقات ، “صحبت” می شوند ، اما پس از چند تماس ناموفق تصمیم می گیرند که نظارت خود را از ماکس آشکارتر کنند ، وقتی بیرون می آمد از ساختمان آپارتمان سول ، یا ملاقاتش با او در نیمه راه در خیابان های تاریک ، تصمیم به نظارت بیشتر از ماکس می گیرند.

آنها به او یك تراشه رایانه ای طبقه بندی شده دولتی برای كمك به پروژه بازار سهام خود ارائه می دهند ، كه وقتی مكس می پذیرد ، او به امضاء خط نقطه ای از قراردادی كه خوانده نشده است. هنگامی که او هنوز کالایی را تولید نکرده است ، افراد به اوج شوم خود می رسند و به مکس می گویند که او فقط منبع اطلاعاتی است ، که او به عنوان یک کشتی مازاد است. صحنه تعقیب و گریز وجود دارد که دوربین در داخل و اطراف راهروهای یک فروشگاه مواد غذایی خم می شود و هنگامی که به خیابان ها می روند ، در پشت پرده ماکس دور می زنید تا جلوی چراغ های خیابانی یا در سراسر چراغ کوره پنجره های مغازه بچرخد. این حرکات تصویری ، در رنگهای سیاه و سفید با کنتراست بالا و زیبا ، با پیچ و تاب و پیچیده ، پیچیده شده و توسط سیمهای مسی این نیویورک paranoiac تبدیل می شوند.

π تخیل زنده و پارانوئید نظریه پرداز مدرن توطئه است.
منبع: سرگرمی صنعتگر

“آنها همه چیز راجع به شما می دانند ، و” آنها می خواهند شما را از طریق یک شبکه مفصل و همکار بازداشت کنند. شیرجه رفتن به هر کانون توطئه مشهور آنلاین ، و از طریق خشم و بمب های حقیقت ، می توانید قبل از خروج از خانه ، مشخص کنید که کدام یک از آنها نیاز به کشش دارند ، فقط در مواردی که مجبور شوند مردان را به صورت سیاه از راه خود خارج کنند. کافی نت.

به نام خدا

به همان شیوه “آنها” مکس را دنبال کرده اند ، می دانیم که وی توسط سازمان دیگری تحت تعقیب قرار گرفته است. وقتی این گروه دوم او را از جمع وال استریت نجات می دهد ، پس از صحنه تعقیب و گریز ، در این مرحله ما فقط مبهم از انگیزه های آنها از مباحث ماکس با لنی ، پیشاهنگ آنها در اوایل فیلم آگاه هستیم. اطلاعاتی که لنی و دوستان وی به آنها علاقه مند هستند ، بسیار ارزشمندتر از پول است.

هیچ تئوری خوب توطئه ای بدون سوءاستفاده از یک نخبه انتزاعی یهودی نیست. این یکی از قدیمی ترین و رایج ترین رفع نظریه پردازان توطئه است و نسخه کمتر توهین آمیز از این روایت در π. در طی یکی از آزمایشات ناموفق مکس ، تعداد 216 رقمی تصادفی پاشیده شده است ، و این تعداد ، به گفته گروه یهودیان / ریاضیدانان Hasidic ، نام خدا است.

آنها خواستار این هستند که حداکثر رقم های کامل 216 را تحویل دهد. او مجهز به ایجاد دوره مسیحایی نیست ، این همان چیزی است که آنها معتقدند داشتن نام خدا به آنها اجازه می دهد انجام دهند. تعدادی تناقض ، چه عمدی و غیرقابل اجتناب ، در این صحنه حضور دارند. اولا ، همانطور که مکس به درستی می گوید ، اگر این عدد واقعاً پیغامی از جانب خداوند است ، پس چرا آن را به او هدیه دهید ، هنگامی که ، همانطور که سر خاخام مطرح می کند ، او لایق آن نیست؟ ثانیاً ، این افراطی ترین و هیجان انگیز فیلم است ، اما هنگامی که از هرگونه ابهام محروم شد و به طور ساده بین شخصیت ها مورد بحث قرار گرفت ، تأثیر زیادی را از دست می دهد و گفت و گو دست و پا چلفتی است.

و در آخر اینکه ، مکس با بازجویی از خاخام ناراحت کننده است. او هم به آنچه می داند و هم نسبت به آن خشمگین است. تضاد – و این موضوع در مورد نظریه پردازان توطئه ما نیز صدق می کند – این است که او می خواهد همه این کارها متوقف شود ، در عین حال معتقد است که این بار مسئولیت وی است. وظیفه او محافظت از خود در برابر کسانی است که می خواهند آن را بدزدند و دستکاری کنند. بنابراین ، مکس (و نظریه پرداز توطئه) یک پیامبر است ، و با آن یک خود صالح خاص به وجود می آید که باعث می شود کل ماهیت دشوار بودن انتخاب شده بسیار ساده تر شود.

Amen Break

πبه عنوان بخشی از سفر جامع این نوستالژی فرهنگی این دوره ، ترانزیت اعتبار افتتاحیه ، اگر امروز به هم بریده شود ، ترانه ای عاشقانه به دهه 1990 خواهد بود. درعوض ، با انتشار نزدیک به هزاره جدید ، نمونه ای واقعی از دو قطعه قطعی ترین دهه بود: انیمیشن های چشمگیر و ناکافی از نمودارهای ریاضی ، و موسیقی الکترونیکی در یک اوج – از نظر تجاری و به عنوان یک آزمایش هنری – Amen Break ضربه زدن. مخصوصاً سخت کلینت مانسلسرود جنگجویان پرا.

π تخیل زنده و پارانوئید نظریه پرداز مدرن توطئه است.
منبع: سرگرمی صنعتگر

موسیقی متن فیلم فیلم تلفیقی درست از گوهرهای دهه 90 است. صدای مصنوعی له شده از کالپول اینترول، که باز است Autechreآلبوم اصلی کتاب چاپی قدیمی، مانند ناله های یک کامپیوتر آسیب دیده به صدا در می آیند ، و کاملاً برای همراهی استفاده می شوند πنمایش ترسناک از چگونگی وخامت بار مکس به عنوان تومور کرم مانند روی سر او. او به دوست جدید خود در آینه خیره می شود ، به آن فشار می آورد و وقتی که عقب می ایستد فریاد می زند. در حین حمله وحشتناک ، فریادهای او از طریق رایانه های خود تکرار می شوند که نام خدا را بیرون می آورند.

همچنین ببینید

YOUNG AHMED + CORPUS CHRISTI: مسیرهای روشن و تاریک

و نکته قابل توجه این است که این حمله توسط درد غیر عاطفی و عاطفی نیز انجام می شود. مکس خیلی دور از دسترس است تا بتواند از روابط سالم انسان استقبال کند ، حتی اگر یک عنصر عاشقانه به محبت غیرقابل توصیف او از یک همسایه مهربان وجود داشته باشد. او که در کنار خانه است ، می تواند همه چیز را در آپارتمانش بشنود ، و هنگامی که به تدریج صدای عشق او از بین می رود و بر اضطراب خود افزوده می شود ، او بیش از حد اضافه می کند. در اواسط حمله ، او با اسلحه تزریقی که برای تجویز داروهای ضد اضطراب از آن استفاده می کند ، به تومور روی سر خود می کوبد ، پیش ساز راه حل نهایی خشونت آمیز که در نهایت حداکثر آزاد خواهد شد.

نتیجه

هنگامی که ما مورد لطف و ذکاوت الکتریکی ، ذهنیت کلاستروبی مکس قرار داریم ، این فیلم شبیه است Shinya Tsukamotoرا Tetsuo: مرد آهنین، که آرونوفسکی اظهار داشته است که تأثیر داشته است. موازی با این کلاسیک ترسناک بدنی ژاپنی ، سبک است ، اما مانند مأمور بدخوابی که به مردی آهنین تبدیل می شود ، مکس با رایانه های خود آمیخته است. با این حال ، جذب بدن جسمی نیست ، اما مغزی است.

مکس داستانی را در طول فیلم تکرار می کند ، که ما از طریق صداهای پراکنده او می شنویم. در زمان کودکی والدینش به او گفتند که به آفتاب خیره نشود. او به هر حال – اولین آزمایش خود را انجام داد – و او می گوید ، لحظه ای اتفاق افتاد ، هنگامی که خورشید در کانون توجه قرار گرفت و همه چیز معنا پیدا کرد. او به طور موقت کور شد و با بهبودی “سردرد” شروع شد. آیا این تجربه مسئول سفر روانی مکس به تئوری همه چیز است؟

نظریه پردازان توطئه ، بدون توجه به این واقعیت که در طرف مقابل بالاتر باشد ، اعتماد نخواهند کرد یا به چیزی که از منابع آنها نتیجه می گیرد ، در نظر نمی گیرند. آنها ترجیح می دهند به چیزی اعتقاد داشته باشند که توهم واقعی بودن نهایی است و به آنها احساس ارزش یا قدرت نسبت به دیگران می دهد. یک توهم مشابه روی شخصیت های موجود در آن تأثیر می گذارد π. اگرچه هر گروه ، از جمله مکس ، همان چیزها را دارند ، این “حقیقت” بسته به اینکه چه کسی می خواهد ، کاملاً متفاوت می شود. به عنوان بخشی از دانش یا قدرت ، ارزش چیزی فراتر از محیط وسواس آنها نیست. در حالی که افراطی است ، پایان فیلم کاملاً خوش بینانه است زیرا نشان می دهد که راهی وجود دارد.

آیا من بیش از حد کلی سازی می کنم؟ آیا من در مورد نام خدا جنبه داستان را اشتباه می دانم؟ لطفا در نظرات زیر به من اطلاع دهید.


پی را تماشا کن

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

CLOSENESS: اولین بحث برانگیز Kantemir Balagov

کانتمیر بالاگوف فقط 28 سال سن دارد ، اما او در حال حاضر بیشتر از بسیاری از فیلمسازان در کل حرفه خود ، شناخت بیشتری را برای کار خود دریافت کرده است. هر دو فیلم اول او که در برنامه Un Certain Regard در جشنواره کن به نمایش در آمدند و جایزه FIPRESCI و ویژگی برتر موسیقی او را به خانه بردند ، Beanpole، در جوایز اسکار امسال توسط روسیه از طرف روسیه برای بهترین فیلم برتر بین المللی ارائه شده است ، اگرچه لیست نهایی نامزدها را تهیه نکرد. لیستی از دستاوردهای شخصی که زیر 30 سال دارد ، خیلی شلوغ نیست ، اگرچه شاید با توجه به اینکه وی تحت فیلمبردار بزرگ روسی نیز تحصیل کرده است ، چندان تعجب آور نباشد. الكساندر سوكوروف (کشتی روسیه)

با توجه به تحسین دریافت شده توسط Beanpole، که داستان دو زن اتحاد جماهیر شوروی را که از جنگ در جنگ جهانی دوم به خانه بازمی گردند ، روایت می کند ، کینو لوربر تصمیم گرفته است که دوباره آزاد کند بالاگوف ویژگی اول ، نزدیک بودن (در روسی، تسنوتا) ، برای پخش از طریق بایگانی فیلم آنتولوژی. نزدیک بودن یک عنوان بسیار مناسب ، به عنوان جامعه کوچک نالشیک که در آن فیلم برگزار می شود – که اتفاق می افتد بالاگوف زادگاه – تقریباً در صمیمیت خفه می شود. این فیلم اولین اظهار نظر جسورانه از یک هنرمند است که بدون شک در سالهای بعد بیشتر شاهد شنیدن آن خواهیم بود ، بنابراین این شرم آور است که برداشت کلی شخص از داستان از یک تصمیم اخلاقی قابل قبول از طرف کارگردان جوان رنج می برد. .

قهرمان زادگاه

یکی تصور می کند بالاگوف باید مردی با اعتماد به نفس بیش از حد باشد ، زیرا این کارگردانی نیست که اولین ویژگی خود را با معرفی عناوین خود شروع کند و داستان را دنبال کند: “نام من است کانتامیر بالاگوف. من یک کباردی هستم. من در شهر نالشیک در منطقه قفقاز شمالی روسیه متولد شدم. این داستان در سال 1998 در نالشیک اتفاق افتاد. ” از این چهار جمله فوراً مشخص می شود نزدیک بودن ناشی از مکانی کاملاً شخصی در درون کارگردان فیلم است. بعداً ، ممکن است فرد این بیانیه را به عنوان یک چالش تعبیر کند: “شما انتخابهایی را که انجام داده ام دوست ندارید؟ خب ، خیلی بد این اتفاق افتاد من آنجا بودم. شما باید آن را مانند من ببینید. “

ایلانا (داریا ژوونر) یک تنه بیست چیزی است که در تعمیرگاه پدرش کار می کند. برادر کوچکترش ، دیوید (ونیامین کاتز) درگیر ازدواج با زنی به نام لی است. شب مهمانی نامزدی دیوید و لی ، این زوج جوان ربوده می شوند و تقاضای یک باج سنگین تحویل می شود. اعتقاد بر این است که آدم ربایان باند کاباردی ها ، اعضای یک قبیله چرکس هستند که اکثریت جمعیت نالشیک را تشکیل می دهند. جامعه نزدیک یهودی که خانواده های دیوید و لی به آن تعلق دارند ، باور ندارند که مراجعه به پلیس یک گزینه است. در عوض ، آنها تصمیم به جمع آوری پول برای جمع آوری مقدار مورد نیاز باج می گیرند. وقتی فقط به اندازه کافی نیمی از زن و شوهر به خانه آورده می شود ، جامعه لی را انتخاب می کند ، ایلانا و خانواده اش را برای تلاش برای جمع آوری پول کافی برای نجات دیوید ترک می کنند.

CLOSENESS: اولین بحث برانگیز Kantemir Balagov
منبع: Kino Lorber

والدین ایلانا تصمیم می گیرند که بهترین راه برای تأمین پول برای دیوید فروش اساساً دست ایلانا در ازدواج است. مشکل؟ ایلانا عاشق زالیم است (نظیر ژوکوف) ، یک کاباردی ، و علی رغم مسائلی که ممکن است رابطه آنها وجود داشته باشد – از جمله اینکه دوستان زالیم عمیقا ضد یهودی هستند و از اینکه ایلانا یهودی است آگاهی ندارند – او حاضر نیست از آخرین بیت خودمختاری که در زندگی خود به جای گذاشته است ، دست بکشد. به خاطر برادرش

عبور از خط

نزدیک بودن فیلمی در مورد تنش و درگیری است: در سطح شخصی ، درگیری بین خواسته های شخصی و وظیفه شخص خانواده و در سطح فرهنگی ، درگیری بین گروه های قومی مختلف در روسیه. این فیلم با نسبت ابعاد 1.37: 1 فیلمبرداری شده و فشرده سازی شخصیت ها در یک قاب تقریباً مربعی است که باعث افزایش بیشتر تنش بین آنها می شود. شخصیت ها اغلب از پشت نشان داده می شوند ، در کنار هم نشسته اند. بدون اینکه بتواند چهره های آنها را ببیند ، فرد به زبان بدن و اضطراب (و دود سیگار) که از آنها تابیده می شود ، بسیار توجه جدی نشان می دهد.

بازیگر نقش اول داریا ژوونر مانند ایلانا مغناطیسی است ، زن جوانی سخت و طاقت فرسا که دائماً با مادر سنتی خود اختلاف نظر دارد و از پدر دلسوز خود درخواست کمک می کند. به طور مداوم لباس مجلسی و ژاکت پوشیده از ژاکت جین با صورت شیر ​​روی پشتی پوشیده شده ، ایلانا خوشحال است وقتی که یا مشغول کار بر روی یک ماشین است یا با Zalim در حال پیاده کردن است. گوسفندان سیاه افتخار جامعه ریز و پیر او ، جای تعجب ندارد که او به دنبال عشق و همراهی در خارج از آن حلقه باشد. اما وقتی ایلانا با زالیم و دوستانش می گذراند ، او به سرعت می فهمد که ، به عنوان یک یهودی ، او نیز در آنجا عضو نمی شود. در شهری که به رشد قبیله گرایی مشغول است ، ایلانا اساساً خودش است.

CLOSENESS: اولین بحث برانگیز Kantemir Balagov
منبع: Kino Lorber

اینجاست که به ناچار به جنجالی ترین جنبه می رسیم نزدیک بودن. یک شب ، در حالی که ایلانا با زالیم و دوستانش در حال تعطیل شدن است ، شخصی فیلم ضبط شده ای از فیلم های خشونت آمیز ضد ستیزی و قتل هایی را که گفته می شود از چچن آمده است قرار می دهد. دوستان زالیم ، که از آنچه آنها اعتقاد دارند استعمار سرزمین های اجدادی آنها توسط یهودیان است ، ناامید هستند ، درباره اینكه آیا این نوار ویدئویی الهام بخش است ، استدلال می كنند – این مردان برای قوم خود ایستاده اند! – یا مزاحم همانطور که ایلانا به آنها گوش می دهد ، او به تدریج عصبانی تر می شود قبل از اینکه در نهایت منفجر شود و چیزی را پرت کند ، تقریباً خود را به عنوان یک زن یهودی در میان آنها گشود.

در سطح ، این صحنه ناراحت کننده است ، اما گنجاندن آن برای داستان معنی می دهد. این باعث می شود فرد کاملاً از اختلافات عمیق فرهنگی در این جامعه آگاهی داشته باشد ، که برای درک چگونگی آن بسیار مهم است نزدیک بودن بازی می کند مشکل این است که نوار ویدئویی که کاباردیان در این فیلم تماشا می کنید ، چیزی نیست که برای این فیلم صحنه سازی شده باشد ، اما فیلم واقعی افرادی است که شکنجه و کشته می شوند. بالاگوف او به طور موثری فیلم نابخرد را به روایت خود فرو برد و آخرین آخرین تابوی سینمایی باقی مانده را شکست. بالاگوف بار دیگر دلایل این کار بسیار عمیقاً شخصی است. او ظاهراً این فیلم را به عنوان یک جوان کاباردی در حال رشد در نالچیک می دید. این امر به وضوح تأثیر ماندگاری بر او گذاشت ، حالتی که می خواست با مخاطبان خود به اشتراک بگذارد. با این حال ، این تصمیم ، اگرچه جسورانه است ، اما غیر مسئولانه و بسیار ناراحت کننده است. در پایان ، تصمیم به استفاده از این فیلم باعث می شود آنچه در کل یک فیلم عالی است ، طعم بدی را در دهان خود بگذارد.

نتیجه

نزدیک بودن اولین فیلم جذاب است که توسط یک انتخاب فوق العاده بد از جانب کارگردان آن نادرست است. اگر کسی بتواند از ورود فیلم بد بو استفاده کند ، چیز دیگری وجود دارد که ارزش تماشای آن در اینجا وجود دارد ، اما برای بسیاری از اعضای مخاطب ، این ممکن است خیلی سؤال کند.

همچنین ببینید

دیللی در پاریس: تغییر نام دادن پاریس کمی کج می شود

شما چی فکر میکنید؟ آیا گنجاندن فیلم خشونت واقعی شما را از مایل به دیدن این فیلم باز می دارد؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

نزدیک بودن هم اکنون برای پخش از طریق بایگانی فیلم آنتولوژی موجود است.


تماشای نزدیک بودن

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جوتون

لی جوتن کارگردانی فیلم های کوتاه با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل و یک پلنگ غیر قاتل را کارگردانی کرده است. نوشته های او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد ، بچ: پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، Bitch Flicks ، تلویزیون Fanatic و Just Press Play ظاهر شده است. هنگام تماشای ، ساختن یا نوشتن در مورد فیلم ها ، معمولاً در Twitter می توانید وسواس فوتبال را پیدا کنید.

YOUNG AHMED: یک مطالعه شخصیت پیچیده

چگونه یک جوان با تغییر وسواس خود از بازی های ویدئویی گرفته تا خشونت مذهبی ، فرد رادیکال می شود؟ این مسئله سنگین است ژان پیر و لوک کاردن، فیلمسازان بلژیکی به درام های رئالیستی اجتماعی مشهور مانند بچه با دوچرخه و دو روز ، یک شبدر آخرین ویژگی آنها کاوش کنید.

برنده بهترین کارگردان در جشنواره کن 2019 ، احمد جوان شخصیت شخصیتی را دنبال می کند ، هنگامی که او قصد دارد معلم خود را به خاطر آنچه که او احساس می کند رفتار بد اخلاقی او باشد ، بکشد. این یک بررسی جدی است که چگونه یک جوان می تواند کاملاً با یک ایدئولوژی رفتار کند ، تا آنجا که تعصب وی بر خانواده و دوستانش اولویت دارد. این یک موضوع بسیار مهم است که داردنس سعی کنید در کمتر از 90 دقیقه به مقابله بپردازید. نتیجه فیلمی است که در عین حال تأثیرگذار ، احساس عجله بیش از حد می کند و بیننده را با سؤالاتی بی پاسخ رها می کند.

درباره احمد

احمد (بازیگر بار اول) ادیر بن عدی) یک کودک 13 ساله متمایل به کودک است که به لطف وفاداری به یک امام محلی ، در حال توسعه یک فداکاری کورکورانه نسبت به تفسیر افراطی از اسلام است.عثمان مومن) که دین خود را تحت تأثیر جامعه سکولار می داند. اعتقادات امام تاثیری بر احمد داشته است تا جایی که نوجوان دائما مادر مجرد خود را پیروز می کند (کلر بدسون) برای نوشیدن الکل و خواهر بزرگترش به دلیل پوشیدن لباس آشکار مادرش نمی فهمد که این تغییر ناگهانی در طرز فکر پسرش از کجا آمده است. به نظر می رسد ، بدون داشتن پدر در خانه ، احمد تصمیم گرفته است که خود را از الگویی که یک نقش مرد در زندگی خود دارد ، الگوبرداری کند. کمکی نمی کند که امام دائماً احمد را به یاد یک پسر عموی متوفی خود که به دلیل مرگ در حین جهاد درگذشت ، به عنوان قهرمان در نظر گرفته می شود ، به وب سایتهایی که چهره پسر عموی او را در جلال پس از مرگ نشان می دهد به وی نشان دهد.

YOUNG AHMED: یک مطالعه شخصیت پیچیده
منبع: Kino Lorber

یکی از اهداف عصبانیت امام اینس (داردنس منظم میری آخددیو) ، یک معلم مسلمان که قبلاً به ناتوانی در یادگیری به احمد کمک کرده بود. علی رغم این روابط یک بار نزدیک ، احمد دیگر دست او را تکان نخواهد داد ، زیرا اکنون معتقد است زنان نجس هستند. اینس می خواهد به دانش آموزان خود عربی را از طریق موسیقی عاملی آموزش دهد – مفهومی که برخی از اعضای جامعه محلی مسلمان آن را رد می کنند ، و معتقد است که عربی فقط باید از طریق قرآن آموخته شود. او همچنین اتفاق می افتد که یک دوست پسر یهودی دارد. با ابراز عقیده از این امام که اینس مرتد است و می خواهد سهم خود را از احترامی که امام برای پسر عموی شهیدش به دست آورد ، کسب کند ، احمد تصمیم می گیرد که او را بکشد و با چاقویی که در کفشش پنهان شده است به آپارتمان خود می رود.

عواقب بعدی

حمله احمد به اینیس شکست خورد و این نوجوان به یک مرکز توانبخشی نوجوانان اعزام شد. به عنوان بخشی از توانبخشی وی ، او در یک مزرعه در نزدیکی یک دختر نوجوان به نام لوئیز کار می کند (ویکتوریا بلوک) ، با وجود او با وجود اعتقادات خود ، جذابیت متقابل ناخوشایندی را ایجاد می کند. در ابتدا ، دشوار است كه بگوییم كه آیا تلاش مشاوران احمد برای متقاعد كردن وی به مضر بودن اعمال وی مؤثر است ، اما به زودی ، با تأسف متأسف می شود كه اعتقادات افراطی احمد ریشه در عمیق تر از او ریشه می گیرد كه وی در ابتدا اجازه داده است. علاوه بر این ، او هنوز علیرغم آگاهی از صدمات شدید که اولین حمله وی به وی انجام داده ، تمایل به صدمه زدن به اینس را دارد ؛ وقتی برای اولین بار از زمان حمله به احمد چشم می اندازد ، در اشک ریخته و از اتاق خارج می شود.

YOUNG AHMED: یک مطالعه شخصیت پیچیده
منبع: Kino Lorber

به عنوان احمد ، ادیر بن عدی خارق العاده است ، بینایی جوانی و بی گناه او که به خشم و گمراهی درست و عادلانه ای که در شکم او می سوزد ، اعتماد می کند. به نظر می رسد اقدامات خشونت آمیز او هنگامی که توسط فردی انجام می شود که بسیار بی ضرر روی سطح است ، تکان دهنده است. با وجود این اقدامات ، او Dardennes ‘ دیدگاه احمد هرگز چیزی کمال همدلی نیست. حتی اگر به نظر می رسد که احمد تا کنون از سوراخ خرگوش رادیکال پایین رفته است که ممکن است فراتر از پس انداز باشد ، Dardennes ‘ داستان آنها را با نوارهای نوری بنویسید که به ما یادآوری می کند ، گرچه احمد ممکن است اقدام وحشتناکی را انجام داده باشد ، اما او هنوز کودک است و در آن واقعاً قابل تصور است.

آیا جامعه می تواند از چنین کودکی دست بکشد ، حتی اگر به ظاهر جامعه را رها کرده باشد؟ آیا می توان از آموزه های رادیکال که خود را چنان محکم در مغز او پیچیده است پرده برداری کرد که تهدید می کند گردش خون را قطع می کند و مانع از رسیدن هر درس دیگری می شود؟ Dardennes ‘ نتیجه گیری به نظر می رسد که حتی اگر امکان پذیر نباشد ، همیشه ارزش تلاش و تلاش ما را دارد.

همچنین ببینید

یادداشت های آبی ضبط می کند: قبل از یادداشت ها: توسط طرفداران طرفداران
YOUNG AHMED: یک مطالعه شخصیت پیچیده
منبع: Kino Lorber

عملکرد نهایی فیلم با شدت می یابد تا اینکه سرانجام فوران شود ، اما وقتی اتفاق بیفتد ، کمتر به نظر می رسد مانند پایان طبیعی داستان احمد و بیشتر شبیه به داردنس نمی دانم چگونه آن را به پایان برسانیم ، سوزش آهسته یک داستان در لحظه ای خفه می شود که به مخاطب زمان کافی نمی دهد تا آنچه را که تازه اتفاق افتاده است را جذب کند. با وجود Dardennes ‘ درک مشتاقانه از پیچیدگی های طبیعت انسانی و همدردی عمیق با حاشیه نشینی در جامعه ، که خود را به طور طبیعی به داستانی مانند این می بخشد ، نمی توان تعجب کرد که چگونه یک فیلمساز مسلمان ممکن است رفتار کند. احمد جوان متفاوت داردنس داستان نویسان عالی هستند ، اما آیا این داستان آنها برای گفتن بود؟ با وجود خصوصیات مختلف فیلم ، من از پاسخ مطمئن نیستم.

احمد جوان: نتیجه

حمل شده توسط ادیر بن عدی عملکرد درخشان ، احمد جوان یک مطالعه شخصیت جذاب از تعصب یک جوان است ، اگرچه هنوز یک فرد دیگر می خواهد چیز دیگری بخواهد.

احمد جوان Kino Lorber در تاریخ 16 ژوئن سال 2020 توسط DVD و Blu-ray در ایالات متحده منتشر می شود. تاریخ انتشار بین المللی بیشتری را می توانید در اینجا بیابید.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

مقاومت: خوب مورد توجه اما بد محور

سالها می گذرد جسی آیزنبرگ از بندهای typecast خلاص شد. هنگامی که بیشتر به عنوان یک نوجوان گیک روی پرده سینما شناخته می شود ، او شبکه خود را دورتر ریخته و وارد قلمرو جدی تری می شود که به وی اجازه می دهد تا بازیگری خود را در شرایط سخت تری توسعه دهد ، از آنجا که نامزد اسکار او شده است. شبکه اجتماعی به نقش دوگانه او در دابل. او به دنبال خطرات مختلف تحسین و انتقاد را جمع کرده است ، اما مقاومت، کارگردانی شده توسط جاناتان Jakubowicz، مسلما دورترین چیزی است که تاکنون به آن رسیده است.

در زمان هولوکاست در فرانسه اشغال شده ، آیزنبرگ لباس dons دوره و لهجه مشکوک فرانسه به بازی مارسل Marceau: mime که به مقاومت فرانسه پیوست و کمک کرد تا یتیمان یهودی را به امنیت. بدون نقص بین ضربات احساسی ناگهانی و لحظه های نامشخص گذار ، این فیلمی است که تلاش می کند جای خود را پیدا کند ، هرچند آیزنبرگ در نقش اصلی او همیشه برای شکستن سقوط خود – بهتر یا بدتر – وجود دارد.

سبک زندگی یهودیان قطع شد

این فیلم بر روی دیواری آویخته شده با متن عبری باز می شود ، سپس به پدری می رود که پدرش را برای خواندن دخترش الیزابت خواند (بلا رامسی) در رختخواب ، به طور موثری پرتره ای از خانواده و آرامش یهودی را نقاشی می کنید – که به سختی قطع می شود وقتی لحظه هایی بعد خانه آنها شکسته می شود و پدر و مادر الیزابت هر دو کشته می شوند. این یک مقدمه وحشیانه اما صادقانه برای داستان است ، که ریشه در سنت یهود دارد تا شخصیت های برتر و مبارزه آنها را علیه بی عدالتی به تصویر بکشد.

مارسو با یک لحظه با خوشحالی به یک شفر برخورد می کند و جمعیت زیادی از کودکان را هدایت می کند که به زبان عبری شعار می دهند. بر قانون و سنت یهود نیز تأکید شده است ، و اینکه چگونه در مواجهه با سختی ها تغییر کرده است. در لحظه نامشخص وقتی بزرگسالان بحث می کنند که آیا این خوب نیست که کودکان در یک کلیسا پنهان شوند ، آلن (فلیکس مواتی) اظهار می دارد که قانون یهود ممکن است در شرایط تهدید کننده زندگی شکسته شود ، و این دقیقاً همان چیزی است که با آن روبرو هستند.

مقاومت: خوب مورد توجه اما بد محور
منبع: IFC Films

این تصویر از فرهنگ یهود در اولین اقدام مطلوبی که در فیلم مشاهده می شود ، فراوان است ، زیرا شدت با افزایش فیلم ادامه می یابد و با موفقیت های مختلفی وارد قلمرو هیجان می شود. یک صحنه قطار پر تنش به عنوان یک نقطه برجسته ، برجسته است ، زیرا یتیمان و بزرگسالان تحت پوشش مبدل می شوند و توسط افسر کلوز باربی متوقف و مورد بازرسی قرار می گیرند (ماتیاس شوویفر) اما در بیشتر مواقع ، این تغییر باعث می شود فیلم از بین برود ، زیرا تلاش می کند بین لحن های مختلف جفت شود و تا حد زیادی شکست بخورد.

آیزنبرگ هدر رفت

برخی از عجیب ترین گزینه های فیلم ساختاری است ، مانند روایت قاب (نمایش) اد هریس برای پنج دقیقه فریبنده) و تداخل ناخوشایند متن و فیلم در معرض نمایش در زمان پرش زمان ، برانگیختن یک مستند با بودجه کم. اما به دلیل توزیع تمرکز خود بین شخصیت ها ، به شدت صدمه دیده است. اما (Clemence Poésy) یکی از این موارد است که به عنوان یک عشق نیمه پخته عمل می کند. او و مارسو برای بیشتر زمان اجرای فیلم که به شدت از جایی خارج نشده اند با وخیم بودن فیلم درگیر اراده لرزان هستند.

افسر باربی یکی دیگر از خصمانه هاست که داستان آن با شخصیت های اصلی درگیر است ، اما همچنین در خارج از آن تعامل ها به تصویر کشیده شده است (روابط او با همسر و فرزندش به طور خلاصه نشان داده شده است). اینها از داستان اصلی فاصله می گیرند و زمان گرانبها را از توسعه خود مارسو دور می کنند.

مقاومت: خوب مورد توجه اما بد محور
منبع: IFC Films

این فیلم بین یک بیوپیک مبتنی بر شکل و یک تریلر قطعه گسترده تر به شکلی پاره شده است که کاملاً طرح را گل می کند. آیزنبرگتصویر مارسائو (هرچند لهجه فرانسوی او خشن باشد) جدی است ، اما با فیلمنامه دست و پا چلفتی عدالت انجام نمی شود. علایق هنری وی در اولین اثر با سکانسهای دلپذیر که در آن از استعداد تقلید خود برای ایجاد شادی برای بچه ها استفاده می کند ، برجسته ترین است. زندگی زیباست) اما آنها تقریباً کاملاً رها شده اند ، علیرغم اینکه به شدت تنظیم شده اند ، در هدف داستان اندک خدمت نمی کنند. او لقب “مهمترین صداپیشه از همه زمان ها” را در اختتامیه فیلم لقب داده است ، اما این احساس یک فکر پس از فکر است نه یک اتحاد واقعی هنر او با نقش او در مقاومت. اگر چه آیزنبرگ او با بازی Marceau سرگرم کننده است و عملکرد خوبی با آنچه به او داده می شود (به استثنای لهجه فرانسوی که خیلی وحشتناک است باید بار سوم آن را بیان کنم) ، او با رشد و نمو شخصیت ضعیف و نوشتن بی وقفه به پایین کشیده می شود.

مقاومت: نتیجه

اگر می توان کلیه مسائل فیلم را با یک جمله خلاصه کرد ، به این معنی است که نمی داند با خودش چه می کند. این موقعیت کاملاً از فرصت بالا بردن چهره ای قابل توجه و تحت تأیید با نابودی نگاه بسیار دور است. فیلم های مجموعه هولوکاست به وفور وجود دارد ، هر کدام اختلافات عمیق دوره را تا درجات مختلفی از موفقیت نشان می دهند ، و این فیلم متأسفانه با شکست مواجه می شود – همانطور که هر دو وسیله نقلیه موثری برای بازیگر نقش اصلی خود برای نشان دادن دامنه کامل خود و یک تصویر واقعی از مارسل مارسو است. قهرمانی در مقاومت فرانسه.

آیا فکر می کنید مقاومت با موضوع خود مناسب رفتار می کند؟ آیا عملکرد جسی آیزنبرگ ارزش تحسین دارد؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید.

مقاومت در تاریخ 27 مارس 2020 در VOD منتشر شد. این در آمازون ، iTunes ، Vudu و مایکروسافت فروشگاه موجود است.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

مسیحیان باید فیلم ترسناک سال 1932 را تماشا کنند WHITE ZOMBIE برای عید پاک

با نزدیک شدن عید پاک ، مسیحیان در سرتاسر جهان برای عزاداری درگذشت مسیح در جمعه بزرگ ، و سپس جشن گرفتن رستاخیز او سه روز بعد ، در عید پاک. برای اکثر مؤمنان ، این رویدادها مقدس ترین روزهای تقویم را مشخص می کنند. تسلط عیسی بر مرگ و قدرت معاد او پایه و اساس امیدواری است كه مسیحیت به جهانیان عرضه می كند.

به ندرت مسیحیان از وحشت چنین قدرت لرز می زنند. به همین دلیل ، توصیه می کنم که مسیحیان همه جا یک شنبه بین جمعه خوب و یکشنبه عید پاک را برای تماشای کلاسیک ترسناک عجیب سال 1932 ، زامبی سفید.

چه زمانی ویکتور هالپرین و ادوارد هالپرین مستقل تولید و کارگردانی زامبی سفیداین فیلم در آن زمان داستانی را به حیرت انداخت ، اما مخاطبان را وادار کرد ، که باعث شد وحشت ایندیه گرچه (یا شاید به دلیل) شلوغی و عجیب عمومی اش ، به یک ضربه تبدیل شود. این فیلم همچنین برای آوردن زامبی برای نخستین بار اعتبار دارد و در حالی که سرانجام ، جورج رومرو کاری متفاوت با آن انجام می داد ، زامبی سفید به همین دلیل هنوز یک نقطه عطف است.

این فیلم نه تنها نام خود را به آن اختصاص داد راب زامبی باند ، زامبی سفید ، به طور جسورانه به موضوعات نژاد ، طبقه و استعمار و همچنین نگرش های مردسالارانه درمورد عینیت بدن زنان می پردازد. فقط به همین دلایل ، این فیلم همچنان بیننده های مدرن شیء جذابیت محسوب می شود و با وجود نقص های فنی خود ، بسیار جالب تر از بسیاری از فیلم های دیگر زمانه است.

این فیلم علاوه بر نقدهای اجتماعی و سیاسی خود ، اکتشافی جذاب از دین را نیز ارائه می دهد. برخورد با وودو تا حدودی مشکل ساز ، نگرش مسیحیان را در مورد اعمال مذهبی بومی نشان می دهد که به تبیین یک همگرایی خاص بین مسیحیت و ناسیونالیسم سفید کمک می کند (شاید این توضیح دهد که چرا دولت نازی این فیلم را برای توزیع در آلمان تصویب کرد).

اما در اینجا می خواهم به نحوه برخورد این فیلم با خود مسیحیت بپردازم. از طریق تصاویر و نقشه های آن ، زامبی سفید بارها و بارها نمادها و روایات مسیحی ارتدوکس را منحرف می کند ، و بیننده را وادار می کند به چشم خدای تاریکی که دارای قدرت نیروهای زندگی و مرگ است ، لرزید.

خلاصه نقشه

زامبی سفید داستان مادلین را می گوید (مادگ بلمی) و نامزدش نیل (جان هرون) با ورود به مزارع کارائیب چارلز بومونت (رابرت فرزر) فقط به وحشت مردگان زنده کشیده می شوند.

مسیحیان باید فیلم ترسناک سال 1932 را تماشا کنند WHITE ZOMBIE برای عید پاک
منبع: هنرمندان متحد

بیومنت از این زوج جوان دعوت کرده است که عروسی خود را در املاک خود انجام دهند و زوج طبقه متوسط ​​، اغوا شده توسط ثروتمندی ثروت باومونت ، این پیشنهاد را پذیرفتند. باومانت انگیزه های جانبی دارد ، زیرا او به خود مادلین شهوت می کند و امیدوار است که او را از نیل دور کند. آرزوی Beaumont ناامید کننده است ، او از قدرت جادویی استاد زامبی محلی “Murder” Legendre استفاده می کند (در یک اجرای باشکوه توسط بلا لوگوسی، شاید بهترین کار خود را).

Legendre سرانجام به باومونت کمک می کند که مادلین را به یک انسان زنده کننده خودکشی تبدیل کند و به وی کنترل بدن خود را بدهد. بیومنت در نهایت از نتیجه راضی نیست و درگیر با Legendre می شود ، که در نهایت روند چرخش را آغاز می کند به او به یک خدمتکار زامبی.

اوج فیلم با کشف نیل که اتفاق افتاده است و در یک سری از وقایع معتبر ، لژاندر زامبی های خود را از دست می دهد و توسط یک بومون به سختی هنوز هم شناخت ، صخره ای از آن رد می شود و طلسم خود را بر روی مدلین می شکند و همه جنون ها را به حالت عادی باز می گرداند.

تصاویر مسیحی غریبه

زامبی سفید یک فیلم مستقل با بودجه کم ، بنابراین نقص فنی وجود دارد. اما برای همه سوراخ های طرح ناخوشایند همه فیلم ، وارونگی آن از نقوش مسیحی عمیق و کاملاً تحقق یافته از طریق استفاده استادانه از زوایای دوربین ، ترکیب شات ، طراحی و طراحی صحنه و لباس است.

این فیلم پر از تصاویر مسیحی است ، اما تصاویر فقط کمی ، خوب است ، خاموش. هر کس با روایتها و نمادهای مسیحیت آشنا باشد ، فوراً بخش اعظم عناصر رسمی این فیلم را می شناسد ، اما همچنین از آنچه می بیند ناراحت می شود.

فروید در مقاله خود با عنوان “The Uncanny” که متنی اساسی برای مطالعات ترسناک است ، در مورد چنین احساسی نوشت. مارک فیشر کتاب کوتاه عجیب و غریب اخیراً توضیح مفیدی در مورد این مفهوم ارائه داده است – برای افرادی که به چنین مواردی علاقه مند هستند ، من آن را اکیداً توصیه می کنم). به طور خلاصه ، “ناخوشایند” یا “نامشخص” فروید این احساسی است که هنگام مواجهه با چیزی که به طور هم زمان آشنا و ناآشنا است مقابله می کند. در روباتیک ، این اصطلاح به عنوان “دره غیرمشخص” به کار رفته و برای توصیف روبات هایی که علیرغم مصنوعی بودن ، واقع بینانه نیستند ، تغییر یافته است.

تصاویر مسیحی از زامبی سفید دقیقاً به این روش عمل می کند.

صلیب های منحرف

برجسته ترین نماد در مسیحیت بدون شک صلیب است. این امر در درک بسیاری از پیروان مسیحی از مسیح و اثر بازخرید فداکاری او بسیار مهم است. و زامبی سفید با آنها پوشیده است.

با این وجود ، بحث الهیاتی در مورد چگونگی قرار گرفتن نماد صلیب بر مرگ عیسی تأثیر بیش از حد ، و توجه به وزارتخانه ها و آموزه های زندگی وی وجود دارد.

مسیحیان باید فیلم ترسناک سال 1932 را تماشا کنند WHITE ZOMBIE برای عید پاک
منبع: هنرمندان متحد

این بحث باعث می شود زامبی سفیداستفاده بیهوده از تصاویر صلیبی موضوعی جالب برای بحث و گفتگو.

یکی از برجسته ترین تصاویر صلیب در این فیلم بر روی سینه یکی از زامبیان لژاندر ظاهر می شود. به نظر می رسد این یک صلیب آهنین از سنت های نظامی آلمان (قدمت آن به اقدامات نظامی پروس) است. هنگامی که انسان زنده دار دارای موی سر بومونت را به سمت Legendre اسکورت می کند ، Beumum وحشت زده و ناخوشایند به چهره مرده زامبی و همچنین صلیبی که او به دور گردن می پوشد ، می پردازد.

این تصویر صلیب خاص به طور همزمان در چندین رجیستر کار می کند. واضح است که Legendre با دولت آلمان سابقه ای دارد و این زامبی به نوعی غنائم پیروزی خود بر سر یک دشمن است.

با این حال ، این صلیب همچنین با چندین شکل دیگر در تصویر ظاهر می شود و بنابراین وزن مذهبی نیز دارد. بله به عنوان یک صلیب قابل تشخیص است ، اما نقاط بلند و مسطح آن معنای اصلی مذهبی را پیچیده می کند. این غیرقانونی است ، به طور همزمان یک صلیب و یک صلیب نیست.

یکی از به یادماندنی ترین عکس های فیلم همچنین نماد صلیب را به طور قابل توجهی نشان می دهد. در یکی از تنظیمات قلعه خزنده ، یک راهرو به سمت پورتال حک شده به شکل صلیب گرد که تقریباً شبیه به گل است ، منتهی می شود. (این نقوش معماری به پله های اتاق بزرگ باومنت ادامه می یابد و بر اهمیت آن تأکید می کند). از طریق این پرتال است که دو مورد از خاطره انگیزترین عکس های فیلم گرفته شده است.

ابتدا می بینیم که Legendre با یک شلیک از طریق آن درگاه صلیبی قاب که او به طرز فجیعی وارد خانه Beaumont می شود ، قاب شده است. جلوه بصری این عکس از تصویر مسیح بر روی صلیب تقلید می کند که با توجه به شرارت لژاندر ناسازگار ناخوشایند است.

بعداً ، می بینیم که مادلین در حالت زامبی او به طور خالی همان تیر را اشغال می کند. در حالی که او برخلاف لژاندر ، چهره ای دلسوز است ، کمبود احساسات یا تأثیرات انسانی او با تصویر یک مسیح رنج آور روی صلیب مغایرت دارد.

علاوه بر این ، لباس نازک و روان که پوشیده است ، همان الگوی صلیبی گرد را پوشیده و ظاهری تقریباً پاپی را به کمد لباس خود می بخشد.

کوهنوردی بهشت ​​و جهنم

کیفیت پاپی لباس او بیشتر مورد تاکید قرار می گیرد زیرا مادلین و نیل یک ارتباط روانشناختی مختصر دارند و این دنباله به طور مؤثر بهشت ​​و جهنم را وارونه می کند.

همچنین ببینید

یادآوری بچه ها: پتانسیل تلف شده

در حالی که نیل برای نجات مدلین به املاک بیومنت سفر می کند ، او از طریق بیابانی سنگی و بی ثمر بسیار دورتر از منزل مرتفع دریا می رود. برعکس ، مادلین با شکوهی در بالکنی که مشرف به چشم انداز است ، ایستاده است. او در لباس های جاری خود که پوشیده از صلیب است ، تصاویر یک پاپ را که به توده های جمع شده در واتیکان خطاب می کند ، بیرون می آورد.

زامبی سفید برای شرقی
منبع: هنرمندان متحد

ماهیت مذهبی این ارتباط روانی با یک موجود خلاق ، اگر تا حدودی دست و پا چلفتی شود ، پاک می شود که به صورت مورب در صفحه حرکت می کند ، پس از آن یخ می زند ، همزمان با نمایش نیل در جهنم خود با مدینلین ضرب و شتم در بالکن بلند خود. این عکس ، اورفئوس و یوریدیس را به یاد می آورد.

اما در اینجا ، نیل زنده در جهنم و مادلین در بهشت ​​زامبی شده ، تصاویر پاپی را که صحنه چنان غنی تر از آن ترسیده است ، منحرف می کند. مرگ به پایان رسیده است ، در حالی که زندگی پایین است. بهشت و جهنم به طرز غیرعادی ترین وارونه می شوند.

یکشنبه ترسناک مدرسه

زامبی سفید برای هدف قرار دادن تصاویر و روایت های آشنا از مسیحیت از راه خود خارج می شود. به عنوان مثال کشف نیل مقبره خالی مادلین ، فیلم برداری شده است که گویی مستقیماً از یک بازی Passion Play گرفته شده است. با این حال ، این اجرا همه چیز راجع به مرجع آشنا آن ، از نقش های جنسیتی تا تأثیر عاطفی برعکس می کند.

یکی از جالب ترین داستانهای کتاب مقدس که به آن اشاره شده است ، تمایل ابراهیم برای قربانی کردن پسرش ، اسحاق ، یک داستان اساسی برای یهودیت و مسیحیت است.

در کتاب مقدس ، خدا به ابراهیم دستور می دهد تا تنها پسر طولانی مدت اش ، اسحاق را به بیابان ببرد و او را با بریدن گلو مانند بره ، قربانی کند. به نظر می رسد که این فقط یک آزمایش بوده است و خداوند یک فرشته در آخرین لحظه دست ابراهیم را گرفته است تا جلوی عمل وحشتناک ایثار انسانی را بگیرد. این داستانی نگران کننده است که مؤمنان برای همیشه با آن دست و پنجه نرم کرده اند ، اما این یک افسانه اصلی برای سؤالات کلامی درباره رابطه خدا و آفرینش انسانی او است.

این فیلم مطمئناً آن را در دیدگاه خود درباره مسیحیت تاریک گنجانیده است.

در اینجا ، نیل بر روی نیمکت مانند محراب بیهوش است ، در حالی که زامبی – مادلین ، تحت دستورات روانشناختی از خدای رستاخیز خود ، Legendre ، چاقو را برای قربانی کردن او بلند می کند. برخلاف داستان کتاب مقدس ، در اینجا فرشته ای که دست خود را می ماند دوست خانوادگی دکتر برونر است که دستش از پشت پرده بیرون می آید تا چاقو را از مدلین دور کند.

مانند بقیه اشارات مذهبی فیلم ، داستان همچنان یکسان است ، اما اعدام معنای آن را به کلی تغییر می دهد. در کتاب مقدس ، خدا وظیفه رحمت است که زندگی اسحاق را خراب می کند. زامبی سفید خدا ، Legendre ، بی رحمانه است. این مرد است که باید در برابر این خدای شیطانی که قدرت زندگی و مرگ را دارد ، بایستد.

نتیجه

برای مسیحیان ، عید پاک مقدس ترین روز سال است. این عمل مهربانانه خداوند مهربان را برای غلبه بر بی نظیرترین تجربیات بشری ، مرگ ، جشن می گیرد. قدرت احیای مردگان منبع نهایی امید مسیحی است که از آن هر فضیلت خوب مسیحی سرچشمه می گیرد.

که در زامبی سفید، این قدرت به کابوسی تبدیل می شود. Legendre مردی است که آن را نه به خاطر رحمت ، بلکه برای کنترل خود دارد. این منبع قدرت وحشتناک فیلم است.

همچنین خوب است که مسیحیان در مورد قدرت دین خود ، چه از نظر سیاسی و چه در روابط شخصی ، درباره آنها فکر کنند. وقتی انسان از قدرت الهی تقلید می کند ، غالباً آن را وحشت می اندازد ، درست مانند وقتی Legendre مانند یک شمشیر قدرت زندگی را در دست می گیرد. به همین دلیل است که شیطان زامبی سفید فیلمی که ارزش تماشای آن در مقدس ترین زمان سال باقی مانده است.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

“بی بی سی به من نزدیک شد و من بلافاصله امتناع كردم”: مصاحبه با محمد نقوی ، مدیر عاملان متهم: آسیب دیده یا DEVOTED؟

متهم: لعنتی یا فداکار خطرناکترین فیلمی است که در مدت زمان طولانی دیده ام. در این مستند پرچین ، کارگردان محمد نقوی عدسی خود را به قانون کفر پاکستان تبدیل می کند و نحوه بهره برداری از آن را برای منافع سیاسی بررسی می کند. وی به چندین مورد کفرآمیز مشهور ، از جمله داستان تحت پوشش بین المللی آسیا بیبی ، تمرکز دارد و جنبش ضد کفر را به پیش می برد که واعظ خادم حسین رضوی است. با حساسیت و بینش ، بهترین فیلم برای بررسی روابط دشوار دین ، ​​سیاست و حقوق بشر است.

در این مصاحبه گسترده با او صحبت کردم نقشوی در مورد نشان دادن هر دو طرف مسئله ، دشواری دسترسی ، نقش نخست وزیر پاکستان عمران خان در موضوع ، مقایسه بین ریزوی و ترامپ و موارد دیگر.

موسیانا احمد برای استعلام فیلم: با دموکراسی انشاءالله، شما بخشی از فیلم خودتان بودید. ما بین نخست وزیران آینده نگر پاکستان ، پرویز مشرف و نواز شریف ، از طریق لنزهای شخصی شما به عنوان یک مسلمان شیعه ، تفاوت هایی را دیدیم. این فیلم متفاوت است زیرا شما در آن نیستید که در مورد نظرات خود در مورد قانون کفر صحبت کنید ، درعوض بر افرادی که مستقیماً درگیر و تحت تأثیر آن هستند متمرکز شوید. آیا به خصوص برای این فیلم عمدی بود؟

محمد نقوی: در تمام بدن کار من – این ششمین فیلم مستند من است – من جزء هیچکدام نیستم دموکراسی انشاءالله، که یک ناهنجاری است من این نکته را مطرح می کنم که خودم را از این روایت کاملاً دور کنم و مطمئناً یک تلاش عمدی در این مورد بود. با توجه به اینکه موضوع تا چه حد متهم شده است مهم بود و من می خواستم مردم با مشاهده افراد در این فیلم نتیجه بگیرند ، چه کسی متهم به کفر باشند یا کسانی که از این قانون حمایت می کنند.

این مهم بود که هر دو طرف را نه تنها از منظر من به عنوان یک داستان نویس بلکه از منظر امنیت و امنیت با توجه به دسترسی به ما نشان دهیم. من با تهیه کننده هایم در زمین ، مشرف شاه و محسن عباس ، برای تهیه دسترسی با مولانا خادم حسین رضوی ، یکی از موضوعات اصلی فیلم کار کردم. ما مجبور شدیم وحشیانه صادق باشیم – وقتی فیلم بیرون آمد ، [Rizvi] باید احساس کنیم که دیدگاه وی را منصفانه نشان داده ایم.

منبع: بی بی سی چهار

این شبیه به نحوه نزدیک شدن به فیلمی است که قبلاً صدا کردم در میان مؤمنان، که در مورد مسجد سرخ در اسلام آباد است ، جایی که محاصره ای پس از اصابت مشرف بر روی آنها رخ داد. ما به دنبال خطیب مسجد ، مولانا عبدالعزیز بودیم ، زیرا او در پی محاصره ، دولت را به چالش می کشد. ما توانستیم با ظرفیتی مشابه به او دسترسی پیدا کنیم. این یک پروژه خطرناک است که اگر ما بی رحمانه خنثی نبودیم و به نظر نمی رسید که طرف هستیم ، خودم ، خدمه من و افرادم را در معرض خطر قرار می دهند ، و البته می خواستم از این امر جلوگیری کنم.

کلمات پیرامون این فیلم در واقع “خطرناک” ، “ریسکی” و همه مترادف های دیگر هستند …

محمد نقوی: لازم به ذکر است که این یک کمیسیون Storyville بی بی سی است و آنها می خواستند به طور کلی فیلمی در مورد کفر در پاکستان ، فیلم بسازند. بی بی سی به من نزدیک شد و من بلافاصله امتناع کردم. در واقع ، تقریباً یک سال بعد نگذشت که من این ایده را سرگرم کردم. اتفاقی که افتاد نظرم این بود که حدود اکتبر یا نوامبر سال 2017 خودم را در اسلام آباد یافتم. تقریباً در همین زمان ، مولانا رضوی اساساً حدود یک ماه این شهر را به تعطیل کشانده بود. حزب سیاسی وی ، تحریک لببیک پاکستان ، پارلمان را به چالش کشیده بود تا برخی از اصلاحات مربوط به سوگند انتخاباتی را که آنها آنها را ضد اسلامی خوانده بودند و اساساً آرامش قانون کفر است ، لغو کند.

دولت که به فشار وارد شده و مجبور به فشار است ، وزیر استعفا را مجبور به استعفا کرد و حتی به معترضین نیز پرداخت غرامت پرداخت می کرد. من مثل بقیه شهروندان در قفل ماندم و کلید داشتم اما با خودم گفتم: “راه نیست”. من نمی توانم این نگهبان به اصطلاح اسلام را یک بار دیگر از اسلام بخاطر قدرت سیاسی خود استفاده کنم و به خاطر این همان کاری است که او انجام می داد. من آن موقع شجاعت ساخت این فیلم را داشتم. من به لنزهای سرمقاله نیاز داشتم تا فیلم را به روشی بی خطر بسازم و بعد برای من پیش آمد که دیدگاه او را شامل شود ، کسی که به طور سنتی آنتاگونیست باشد.

یکی از چیزهای بسیار ارزشمند در فیلم شما دسترسی به خادم حسین رضوی است ، به جای اینکه به او اجازه دهید به نوعی بدخواهی در پس زمینه باشد. چگونه توانستید این دسترسی را تهیه کنید؟ اوج چه بود؟

محمد نقوی: ما در طول حدود هجده ماه با او به طور پراکنده شلیک کردیم. از آنجا که چنین خطر بزرگی برای این پروژه وجود دارد ، ما تولیدکنندگان مختلفی در زمین داشتیم که در زمان های مختلف با او شلیک کردند. ما نمی خواهیم فقط یک تولید کننده تمام وقت به هم بچسبد ، زیرا نگران امنیت همه بودیم. همسایگان من ، محسن عباس و مشرف شاه به طرز حیرت انگیزی به برخی از پیروان و دست اندركاران خود دسترسی پیدا كرده بودند و به آنها می گفتند كه ما می خواستیم داستانی از كفر را برای خود بگوییم اما می خواستیم این كار را به صورت عادلانه انجام دهیم و فقط طرف قربانی را نشان ندهیم. – ما می خواستیم به معترضین فرصتی برای سخنرانی بدهیم.

منبع: بی بی سی چهار

این اساساً زمین بود. به طور معمول ، داستان های کفر از لنزهای غربی پوشیده شده اند که تقریباً کاملاً روی قربانیان متمرکز شده اند. ما این را نمی خواستیم ، بنابراین مهم بود که Rizvi را نیز در آن گنجانیم. نکته مهم دیگر این بود که ، در حالی که اقلیت ها در این پرونده ها در پاکستان قربانی می شوند ، این فقط اقلیت ها نیستند ، بلکه مسلمانانی هستند که به بهانه کفر نیز تحت پیگرد قرار می گیرند. برای من مهم بود که این دیدگاه 360 درجه را داشته باشم تا اینکه آن را به عنوان یک قطعه در دستور کار غربی قرار دهم.

بله ، به عنوان مثال ، گلایای اسماعیل ، یکی از موضوعات فیلم ، یک مسلمان است که مورد تهدید قرار گرفته است.

محمد نقوی: گلالای اسماعیل ، ماشال خان … در حقیقت ، اگر به مشخصات و شواهد بروید ، هیچ یک از این موارد با کفر کشی ارتباطی ندارند. همه اینها مبتنی بر انتقام شخصی و ارعاب و غیره است.

من می گویم یکی از “نتیجه گیری” من از بررسی همه این موارد در فیلم نتیجه گیری این بود که شما مقصر هستید تا بی گناه. برخی قربانیان هرگز فرصتی برای تحقیق درباره ادعاهای خود نداشته اند. دستیابی به قربانیان و خانواده های آنها چقدر آسان بود؟ تصور می کنم در طول این سالها بارها به آنها نزدیک شده است.

محمد نقوی: خوب ، گللائی اسلام یک فعال بسیار روشنفکر و شجاع است و با زمان خود کاملاً سخاوتمند بود. برای به اشتراک گذاشتن داستان خود به این چالش برانگیز نیست زیرا او در مورد تجربیات و دیدگاه های خود باز است. ما هنگام فیلمبرداری با آسیا بی بی صحبت نکردیم زیرا او در زندان به اعدام و پیش از آن ، بیشتر در بازداشت بود. جوزف نادم ، که مراقب خانواده اش است ، و وکیلش سعید المالوک خیلی دوستانه رسانه ای نبودند.

مردم در سراسر جهان داستان خود را تحت پوشش قرار می دهند ، اما تفاوت با ما این است که روند فیلمبرداری ما به گونه ای بوده است که ما نمی خواهیم فقط یک بار وارد کشور شویم و سپس آنجا را ترک کنیم. ما دوباره و دوباره به ایجاد روابط با شخصیت های خود ادامه می دهیم که صمیمیت بیشتری به ما می دهد. با پاتراس مسیح ، من واقعاً با او فیلم نکشیدم زیرا او در زندان بود ، بنابراین ما بیشتر روی شخصیت های دفاعی و دادستانی متمرکز بودیم. کمی قانع کننده به طول انجامید اما آنها موافقت کردند.

آیا داستانهای دیگری وجود دارد که شما می خواهید آنها را بگنجانید اما نتوانستید به آنها دسترسی پیدا کنید؟

محمد نقوی: موارد مشهور بسیار زیادی وجود دارد – پرونده Junaid Hafeez ، استاد مسلمانی که هم اکنون در زندان پنجاب است ، به مدت چندین سال از سال 2013 در اعدام است. آنها ممکن است این پرونده را واژگون کنند – از آنچه می فهمم ، او کفر نیست بلکه آنجاست. برخی از سیاست های دانشگاه درگیر شده بود که وی را به کفرآمیز محکوم کرد ، نوعی شبیه به پرونده مشعلخان که در آن مقامات عالی رتبه را دوست نداشتند که او درباره شهریه دانشگاه به عموم صحبت می کند ، بیمار است. این شرم آور است

منبع: بی بی سی چهار

وقتی من به صحبت های خادم حسین رضوی گوش می دهم و می فهمم که چگونه او چنین مخاطب بزرگی را مجذوب خود کرده است ، من به رهبران خاص جهانی یادآوری می کنم که با وجود اختلاف نظرهایشان موفق شده اند همین حرکت را داشته باشند. چه می گویید مسیر مستقیم بین او و کسانی که نیازی به نامگذاری آنها نیست؟

محمد نقوی: این یک مقایسه جالب است که شما مطرح می کنید و این چیزی است که من در مورد ریزوی نیز متوجه شدم ، حداقل به طریقی که ترامپ چنین واکنشی نسبت به بسیاری از آمریکایی ها داشته است. آنچه من در مورد خادم حسین رضوی می گویم این است که او بسیار جذاب است. [laughs] او مانند یک شرور باند در صندلی چرخدار خود با یک گربه فارسی است. [laughs] او خیلی قدرتمند صحبت می کند و به نظر نمی رسد مانند یک سیاستمدار – من فکر می کنم مردم می توانند با او ارتباط برقرار کنند و درک کنند که از کجا آمده است.

یكی از بزرگترین شخصیتهای وی این است كه وی این نظر را دارد كه: “اگر من به جرم فساد شناخته شدم ، سرم را ریز كنید.” او درخواست تجدید نظر گسترده ای دارد ، و برنامه های اسلامی سوسیالیستی را دنبال می کند ، برنامه ای برای توانمندسازی مردم فقیر پاکستان ، مردمی که عمدتا مورد توجه نخبگان و سیاستمداران فاسد قرار نگرفته اند. این یک داستان جذاب همراه با ظاهر و لباس ساده او با این واقعیت است که او یک مربی عالی است. او نه یک سیاستمدار متعهد و حتی سیاستمدار مذهبی معمولی است – و محبوبیت ترامپ نیز بر همین اساس است.

شما این داستان های برخی از جنایتکاران را می شنوید که می گویند از او الهام گرفته شده است که به قتل برسد ، اما شما به او گوش می دهید و بین صریح گفتن و دلالت دادن به چنین عملکردهایی خط خوب مشاهده می کنید. او یک شخصیت پیچیده است ، من نمی دانم که آیا مستندی کاملاً ساخته شده وجود دارد …

محمد نقوی: او می داند چه می کند. او به این معنا اعتقاد دارد که اگر ما به عنوان مسلمان در خط مقدم دفاع از ناموس پیامبر خود نباشیم ، دیگر حق نداریم که خودمان را مسلمان بنامیم. اما به چه معنا است؟ شما کی هستید که به من بگویید چگونه از ناموس پیامبر یا هر مسلمان دیگری دفاع می کنم؟

او یک دانشمند ژرف فکری نیست – من مولانا عبدالعزیز ، که مفتی است ، یافتم که در مطالعات اسلامی بسیار تحصیل کرده و معقول است. این مرد نیست. من بینندگان را ترغیب می كنم كه نخستین كفر را در پاکستان ادغام كنند – این چیزی است كه دوست داشتم در فیلم خود بگنجانم ، اما سبك فیلم من بسیار دیدنی تر از یك قطعه سنتی صحبت كردن با روایتگر بود. .

منبع: بی بی سی چهار

راهی که گذشت مشکل ساز بود. برای اینکه قانون شریعت به قانون سرزمین تبدیل شود ، باید داشته باشید ایجما (توافق) در سراسر اسلام متفاوت است فقه (فقه). ما این کار را نکردیم دانشمندان مختلفی وجود دارند که با تفسیر این مخالفند حدیث (روایات پیامبر) که قانون کفر بر اساس آن بنا شده است. ریزوی این را تصدیق نمی کند و لحظاتی در فیلم وجود دارد که او به جاه طلبی خود خیانت می کند.

از طرف دیگر ، ما عمران خان داریم ، برنده انتخاباتی که فیلم شما در آن محور است. در فیلم می بینیم که وی در آن زمان کاملاً از قانون حمایت می کند اما به محض اینکه مسئولیت این امر را برقرار کند ، روابط او با راست افراطی تقویت می شود و پس از تبرئه آسیا بی بی شروع می شود. آیا این عادلانه خواهد بود كه بگوییم تأیید وی برای قانون پیش از این ، رای موافق رأی بود؟

محمد نقوی: من فکر می کنم که در سراسر صفحه در پاکستان ، خواه یک حزب راست افراطی باشد ، یک حزب راستگرا و راستگرا مانند عمران خان ، یا حتی احزاب چپ مانند MQM و PPP ، همه آنها از قانون کفرآمیز حمایت خواهند کرد. این داده شده است عمران خان در چگونگی تسلیم شدن زیاد به احزاب مذهبی مانند تحریک لببیک پاکستان ، ناامید بود و قطعاً پایگاه رأی دهندگان وی را بنا نهاد. هنگامی که وی نخست وزیر شد ، اوضاع تغییر کرد. اگرچه من نسبت به دولت خان انتقاد می کنم ، اما می گویم که دستگاه قضایی طبق قانون کفرآمیز پاکستان مراحل قانونی را دنبال کرد و آسیای بی بی را مقصر دانست ، حتی تحت نظارت قانون شریعت.

نه تنها وی مقصر نبود ، بلکه یک بررسی قضایی که برای بازپرس حکم فراخوانده شده بود نیز رد شد. من فکر می کنم عدالت در این مورد کاملاً تحمل شده است و فکر می کنم کاری که عمران خان انجام داد ، دقیق بود و سعی نکرد تا پای انگشتان قضات قدم بگذارد. این حكم با پاسخگویی به این افراد به دلیل شكستن امور در اعتراض و ایجاد ویرانی ، به اجرای امنیت در این كشور كمك كرد. بنابراین ، برای پاسخ به سؤال شما ، بله ، این سیاست معمولاً بود [laughs]. اما من فکر می کنم جهانی است ، مردم برای برنده شدن از گروه های ویژه بهره می گیرند و پس از پیروزی آنها را دور می اندازند.

من واقعاً دوست داشتم که چطور این فیلم را از لحاظ فنی ساختید ، موسیقی شما تصاویر را کاملاً تکمیل کرد و عکس های ردیابی در خیابان های باریک بسیار خوب به نظر می رسید. مکالمات شما با تیم خود در مورد زیبایی شناسی چه بوده است؟

محمد نقوی: ما با آهنگساز دانمارکی تونی مارتین دوبرزانسکی کار کردیم که این گل را هم به ثمر رساند دموکراسی انشاءالله. من واقعاً از کار کردن با او لذت می برم زیرا او واقعاً قادر به درک کارهایی است که من سعی می کنم انجام دهم و در این فیلم هدف همیشه ترمیم موسیقی برای جلوگیری از فراتر رفتن از موسیقی بود. غلبه بر آن خط بسیار آسان خواهد بود زیرا فیلم و داستان آنقدر بمب افکن هستند ، بنابراین برای انجام این کار نیازی به موسیقی ندارید. کاری که شما باید انجام دهید این است که آن را تکمیل کنید و لحظات را تقویت کنید. ما از sitar و sarangi استفاده کردیم و به آن منطقه که در پاکستان بودیم اشاره ای داشتیم.

منبع: بی بی سی چهار

از نظر تصویری ، داشتن قوانین خاص هنگام تصویربرداری از وریته دشوار است اما ما یک تیم شگفت انگیز از سینماگران داشتیم که سعی کردند چارچوب دستی دستی و خشن را که دوست دارم ، به همان اندازه که می توانستیم بدست آورند. شما هرگز نمی دانید که دنباله ای در فیلم های مشاهده ای به کجا می رود ، بنابراین DP ما واقعاً باید برای پیش بینی آن لحظه ها و گرفتن قاب هایی که لحظه ها را تکمیل می کنند ، روی اسلحه قرار بگیریم. ما واقعاً از آنچه حاصل شد خوشحال شدیم.

من در پرسش و پاسخ به خاطر دارم دموکراسی انشاءالله در Sheffield Doc / Fest ، از شما پرسیدم آیا قرار است این فیلم در پاکستان دیده شود. می خواهم بپرسم که آیا فیلم در آنجا به نمایش درآمده است و اگر فکر می کنید این هم خواهد بود ، با توجه به اینکه در میان مؤمنان ممنوع شد.

محمد نقوی: دموکراسی انشاءالله در آنجا نسخه رسمی وجود نداشته است اما از طریق نمایش های ویژه دیده می شود و همچنان مشاهده می شود. به عنوان مثال اخیراً در جشنواره مستند Chalta Pirta که یک جشنواره مسافرتی در پاکستان است که در چند شهر برگزار می شود ، آنها فیلم من را در لاهور نشان دادند. این در دو سال گذشته در کشور در ظرفیت های مختلف نشان داده شده است ، از مکان های دانشگاه های کوچکتر و خانه های هنری گرفته تا برخی از سینماهای بزرگتر مانند Capri در زادگاه من کراچی ، که اگر بخواهید با BFI Southbank قابل مقایسه باشد. مردم پاکستان اگر دارای نخست وزیر آمازون باشند می توانند آن را ببینند.

در میان مؤمنان رسماً ممنوع شد اما ما نیز توانستیم آن را در ظرفیت های مشابه نشان دهیم. الف) در Netflix موجود بود. ب) ما آن را از طریق T2F و سایر سازمان های هنری و فرهنگی که دارای نمایش های خصوصی هستند نشان دادیم. راستی، دموکراسی انشاءالله، اگرچه به طور رسمی ممنوع نبوده است ، برخی از برگزار کنندگان جشنواره با آنها تماس گرفته و تشویق شده اند که فیلم من را نشان ندهند زیرا این امر برای استقرار بسیار مهم است. با توجه به متهممن قصد دارم آن را نشان دهم ، احتمالاً در ظرفیتی مشابه ، اما باید بیش از حد هوشیار و مراقب باشم زیرا این یک فیلم بسیار انفجاری است فقط با توجه به موضوع.

چه تاثیری می خواهید متهم: لعنتی یا فداکار داشتن؟

همچنین ببینید

محمد نقوی: من فکر می کنم حتی صحبت کردن در مورد قانون کفر هم خوب است زیرا این تابو است و عواقب فاجعه بار بسیاری به همراه داشته است. امیدوارم این فیلم بتواند مکالمه ای را باز کند تا مردم بتوانند بدون ترساندن در مورد آن صحبت کنند. این به معنای سرنگونی قانون یا خلاص شدن از شر آن نیست – به هر حال این یک هدف واقع بینانه نیست – بلکه آنچه می تواند اتفاق بیفتد این است که می توانیم در مورد آن بحث کنیم ، آن را تجدید نظر کنیم و به دانشمندان و متکلمان اسلامی گوش دهیم که با تفسیرهای فعلی به قانون مخالفند و نحوه اجرای آن در قانون پاکستان

امیدوارم فیلم بتواند بدهد [scholars and theologians] فضایی که باید به آن بپردازید. به خصوص پس از پرونده آسیا بی بی و حتی نحوه واکنش مردم به مرگ مشعل خان ، صدای زوزه هایی رخ داده است ، همانطور که از پدر ماشال می شنوید که می گوید ممکن است ماشال خان را به قتل رسانده اند ، اما آنها نمی توانند یک ایده را بکشند ، وجود دارد. ایده قانونی برای پاسخگویی افراد به اتهام دروغین كسی. این یک اصلاحیه مهم برای جلوگیری از خطر و سوءاستفاده بیشتر است ، این همان چیزی است که باید مهار و مرتفع شود.

منبع: بی بی سی چهار

من فقط می خواهم که فیلم من آن گفتگو را باز کند. ساخت این فیلم بسیار آسان است و فرض می شود فقط مخاطبان غربی و نخبگان یا مهاجران پاکستانی آن را خواهند دید ، اما من می خواهم که یاران خادم حسین رضوی هم آن را ببینند تا بتوانند برای خودشان قضاوت کنند که چه مردی است. آیا او در ایمان اصیل است یا او از ایمان خود به عنوان روکش خواسته های سیاسی خود استفاده می کند؟

به اندازه کافی جالب ، سوال بعدی من در مورد مخاطبان غربی است که فیلم را می بینند. از آنجا که بسیاری از خوانندگان فیلم Enquiry آمریکایی هستند ، چه زمانی می توان انتظار انتشار آمریكا برای فیلم شما را داشت؟

محمد نقوی: در حال حاضر ، ما همه چیز را از طریق پخش کننده های مختلف در اروپا نشان می دهیم و از طریق بی بی سی در انگلستان وجود دارد. برای آمریكا ، ما برنامه های توزیع در آمریکای شمالی داریم اما هنوز این برنامه ها تقویت می شوند. ما در جشنواره CPH: DOX درحال نمایش هستیم و باید از برگزار کنندگان بخاطر عدم لغو جشنواره و در عوض دیجیتالی کردن آن تشکر کنم. من فکر می کنم بعد از جشنواره ایده واضح تری خواهیم گرفت که برنامه های توزیع برای ایالت ها چیست.

همانطور که آموخته ایم ، همه چیز در حال حاضر برای همه فیلمسازان هوا است. خوشبختم که فیلم من از قبل ساخته شده است زیرا برخی از همکاران من در SXSW یا سایر جشنواره های فیلم لغو شده برتر بودند. به عنوان فیلمسازان مستقل ، ما چندین سال است که تلاش می کنیم برای حضور در یک جشنواره معتبر فیلم برتر. پس از برداشتن این حق بیمه ، این همه چیز جدید است – ما کاملاً مطمئن نیستیم که چگونه حرکت کنیم و از فروش مراقبت کنیم و از این قبیل.

شما خود را به عنوان شخصی مستقر کرده اید که با دسترسی خارق العاده به موضوعات تابو در پاکستان مقابله می کند. آیا می توانید در مورد پروژه های جدیدی که روی آن کار می کنید برای ما بگویید؟

محمد نقوی: من دو پروژه دارم که در حال حاضر روی آن کار می کنم و آنها واقعاً در ایالات متحده اتفاق می افتند. آنها با جامعه مسلمان ارتباط دارند و این چیزی است که اکنون می توانم بگویم. من هنوز مشترک نیستم تا چیز جالب دیگری را به اشتراک بگذارم. (می خندد) مسئله این است که ، هر بار که یک فیلم مستند را تمام می کنید ، بی پروایی می گذرید و ما به معنای واقعی کلمه فقط ویرایش را تمام کردیم متهم در ماه فوریه ، فقط چند هفته قبل از انتشار آن. اکنون خودم در انزوا هستم و اکنون زمان عجیبی برای کار کردن است.

منبع: بی بی سی چهار

چه توصیه ای به فیلمسازان نوظهور مستند می دهید؟

محمد نقوی: جالب اینجاست که این زمان بسیار خوبی برای فیلم ها و سریال های مستند است و مکانهای بسیار بیشتری وجود دارد که می توان آنها را مشاهده کرد. کلیه خدمات استریم علاقه مند به ساختن آنها هستند. شاید یک بار مستندسازها به نظر خشک و خسته کننده ، شاید بیش از حد آکادمیک هم فکر کنند ، اما ما بسیاری از همان قوانین داستان را رعایت می کنیم و مردم این موضوع را تشخیص داده اند و به همین دلیل علاقه زیادی از سوی مخاطبان وجود دارد ، خصوصاً در مقایسه با زمانی که من در حدود 18 سال شروع کردم. پیش وقتی اولین فیلمم را تهیه کردم کودکان ترور.

من فکر می کنم از آن زمان ، فیلمسازان رنگ شانس بیشتری برای گفتن داستان های خود داشتند. من نمی گویم آنها قبلاً نبوده اند ، اما ، به خصوص در ده سال گذشته ، من افرادی از جامعه خودم را دیدم که قدم به جلو برای گفتن داستان های خودمان می روند. ساخت فیلم برای ما بسیار مهم است زیرا تنها در این صورت ما می توانیم گفتگوها را پیش ببریم و به جای یک لنز مستشرق ، داستانها را با ظرافت بررسی کنیم. کنترل داستانهای خودمان بسیار مهم است. من فقط یک صدا نیستم که نماینده جامعه پاکستان است – اصلاً. مردم مانند من به من نگاه خواهند کرد – و من این را خودم می گویم – در مقایسه با بسیاری از هموطنانم بسیار ممتاز است.

اما رسانه های سنتی مستند در غرب صدای ما را دلگرم و حمایت می کنند. نکته مهم نیز پشتیبانی زنان فیلمساز از رنگ است. آنچه من به دنبال ساختن فیلمسازان در حال ظهور خواهم بود این است که بسیار صادقانه و با صدای خودتان صادق باشید. این صداهای معتبر هستند که بیشترین تفاوت های ظریف و طنین را با مخاطبان گسترده تر دارند. من نمی دانم که این توصیه یا فقط مشاهده است ، اما این چیزی است که من فکر کردم در مورد آن اظهار نظر کنم.

سوال آخر من این است که برخی از فیلمسازان هیجان انگیز از پاکستان یا در داخل دیاسپورا بیرون می آیند؟

محمد نقوی: چند فیلمساز جوان در مستندها کار می کنند که باید به آنها اشاره کنم. هیرا نبی وجود دارد ، که یک فیلم کوتاه کوتاه مستند ساخت که در CPH بازی کرد: سال گذشته DOX و Sundance امسال به نام تمام آنچه در لبه زمین فرو می رود که در کارخانه کشتی سازی گادانی بلوچستان برگزار می شود. من به کارهای او توجه می کنم. همچنین حمزه بنگاش وجود دارد ، که شورت های بسیار خوبی ایجاد کرده است و اخیراً برای فیلم خود در لوکارنو جایزه گرفت. دیا.

من عاشق کار Iram Parveen Bilal هستم. من آخرین فیلم او را ندیده ام ، من شما را آنجا ملاقات خواهم کرد، که قرار بود در SXSW نشان دهد اما امیدوارم به زودی آن را ببینم. همچنین بسام طارق وجود دارد این پرندگان راه می روند و فقط یک فیلم با ریز احمد (مغول موگلی) که در برلین برتر بود. ایرام و بسام آمریکایی های پاکستانی هستند ، حمزه و هیرا در پاکستان زندگی می کنند. این بچه ها به ذهن می آیند اما من اطمینان دارم که تعداد بیشتری نیز وجود دارد. این هیجان انگیز است – از وقتی که من شروع کردم ، تقریباً هیچ فیلمساز پاکستانی وجود نداشت. اکنون باید تعداد بیشتری هم وجود داشته باشد.

با تشکر از شما برای ساخت فیلم هایی که انجام می دهید و برای به اشتراک گذاشتن دیدگاه خود. من مشتاقانه منتظر هر کاری هستم که در آینده قرار بگیرم و امیدوارم که دوباره با شما صحبت کند.

بله ، من هم امیدوارم خیلی ممنونم.

تحقیق فیلم از محمد نقشوی تشکر می کند که وقت خود را برای گفتگو با ما گرفتید.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!