مشخصات بازیگر: Kirsten Dunst | استعلام فیلم

یک خون آشام ، یک تشویق کننده ، یک ملکه فرانسوی و یک آرایشگر که یک ضربه و فرار می کند. اینها چه چیزهای مشترکی دارند؟ جدا از ایده های بالقوه لباس هالووین ، اینها همه نقش های فیلم هستند که توسط آنها بازی شده است کرستن دونست، در یک کار سینمایی که از هفت سالگی آغاز شد و از آن زمان به بعد یک اختراع ثابت داشته است.

دانست از ستاره کودک به بانوی اصلی رسیده است ، شخصیت های خود را با جذابیت طبیعت گرایانه ، تمایلات ناپسند ، روح جوشان و قاطعیت پولادین ترکیب می کند. او بازیگری است که با برخی از استعدادهای برجسته این صنعت کار کرده است – از کارگردانان در حال ظهور گرفته تا کسانی که جنجال دادگاه دارند و کسی است که به پیمان خواهرخواندگی چه در خارج از صفحه و چه بر روی صفحه نمایش اهمیت می دهد و این را در بسیاری از نقش های او به تصویر می کشد بازی کرده است.

Dunst در… به هالیوود چک می کند

کرستن کارولین دانست متولد 30 استهفتم آوریل 1982 در نیوجرسی به والدین اینز (Rupprecht) و کلاوس دونست. مادرش یک گالری هنری داشت و پدرش یک مدیر خدمات پزشکی از هامبورگ بود ، دانست خودش تابعیت آلمان را دارد. زندگی در کانون توجهات از سنین بسیار کمی آغاز شد کرستن زمانی که او کار خود را در زمینه مدل سازی کودک و تبلیغات تجاری آغاز کرد. اجرای نمایش با پسر عموهایش نیز بخشی از این نمایش ها بود دانستسالهای شکل گیری و پایه های شغلی است که می خواهد داشته باشد.

کار وی در تبلیغات تجاری منجر به اولین حضور بدون اعتبار فیلم در سال وودی آلنرا داستانهای نیویورک (1989) و سپس به اولین اعتبار رسمی صفحه نمایش وی در برایان دی پالمافیلم درهم و برهم آتش آتشی ها (1990) وقتی خانواده اش در سال 1993 به لس آنجلس نقل مکان کردند ، این امر باعث شد دانست فرصتی برای کار بیشتر فیلم و منجر به نقشی می شود که او را در نگاه هالیوود و توجه بعدی آن منجنیق کند.

با برد در لیگ های بزرگ

در سال 1994 دانست در اقتباسی از بازیگران شد آن رایسرمان گوتیک مصاحبه با یک خون آشام: وقایع خون آشام که توسط آن کارگردانی شد نیل جردن و اوج جفت شدن مگاستارهای دهه 1990 را به نمایش گذاشت تام کروز و برد پیت. دانست بازی کلودیا ، کودکی که توسط یک خون آشام تبدیل شده است کشتی تفریحیLestat عجیب و غریب و طوفانی است که توسط غرایز پدری محافظت می شود پیتخون آشام لویی. دانستبازی در این فیلم به طرز حیرت انگیزی پیچیده و بالغ است و آشفتگی درونی و بیرونی شخصیت او را بازتاب می دهد. کلودیا از نظر روانی پیر می شود اما بدنش قادر به انجام این کار نیست و بنابراین در یک حالت گیجی گیر افتاده است. دنیا ، و لستات ، او را به عنوان یک دختر کوچک می بینند ، که با تاج گل موی شرلی معبد اوج گرفته اما ذهنش آرزو می کند یک زن باشد که منجر به عواقب قاتل خواهد شد. برای یک بازیگر با چنین جوانی ، Dunst ‘کلودیا یک تصویر دستگیرکننده است و اثبات می کند یک کارت تلفن برای دستیابی به موفقیت در هالیوود است و در نتیجه نامزدی گلدن گلوب 12 ساله است.

مشخصات بازیگر: کرستن دونست
Bring It On (2000) – منبع: Universal Pictures

اگر چه دانست هنگامی که بسیاری از رسانه ها تصمیم گرفتند بر روی بوسه شخصیت کلودیا با او تمرکز کنند اولین طعم چرخش منفی مطبوعاتی خود را دریافت کرد پیتلوئیس ، با فرض اینکه بازیگر جوان باید خود را خوش شانس بداند که در موقعیت اشتراک لحظه ای صمیمی با بزرگترین قلب ساز جهان قرار دارد. در متن فیلم ، این صحنه کاملاً روابطی را که شخصیت او می خواهد بچشد ، اما انکار می شود ، در بر می گیرد ، اما فراتر از فیلم ، ایده ای که دانست ، که در زمان فیلمبرداری 12 ساله بود از بوسه با 30 ساله آن زمان لذت می برد پیت، نامناسب بود این بدون نقص توسط کپسول شد کرستن که در آن زمان به س -ال فرش قرمز پاسخ داد که لحظه “ناخوشایند” است ، چیزی که او سالها بعد به ایستادن ادامه خواهد داد.

در حالی که مطبوعات جهان مسیر نفیس خود را طی می کردند و بر یک صحنه تمرکز می کردند و عملکرد چندلایه ای را که او ارائه می داد نفی می کنند ، اما برای Dunst که فقط یک نگاه اجمالی به آنچه هالیوود نشان داده بود ، مهم نبود. مصاحبه با یک خون آشام برای دریافت بررسی ها و پاسخ های مختلف صرفه جویی در برای ادامه خواهد داد دانست که به وضوح نیروی برجسته فیلم بود ، موفق شد دو بزرگترین ستاره صنعت را که مجبور شدند خود را با جایزه تمشک طلایی برای بدترین دو نفره روی صفحه نمایش تسلی دهند ، گرفت.

واژگون کردن مسیر ستاره کودک

پس از دریافت تحسین و توجه به وقفه بزرگ او در چنین جوانی ، برای آن آسان و قابل پیش بینی بود دانست برای تبدیل شدن به یک شخص بی ادب در سیستم استودیو با توهمات با عظمت. اما به جای اینکه در دام بسیاری از بازیگران جوان بیفتید ، کرستن پاهایش را محکم روی زمین نگه داشت ، کاری که بسیاری از ستاره های کودک در هنگام تجربه شهرت در سنین جوانی قادر به انجام آن نیستند و پس از آن محکوم به فرسودگی شغلی ، مواد مخدر و توانبخشی هستند.

مشخصات بازیگر: کرستن دونست
مصاحبه با یک خون آشام (1994) – منبع: برادران وارنر

با کنار گذاشتن هر نوع شورش نوجوان اعتراف می کند که “او نوع خاصی نیست” ، دانست ادامه می دهد تا در رشته ای از فیلم های خانوادگی دوستانه کار کند که برای یک نسل کلاسیک شده است زنان کوچک (1994) ، جومانجی (1995) ، و سربازان کوچک (1998). در این اجراها ، دانست موفق می شود حس تعجب کودکانه را با قاطعیت روحیه ای ترکیب کند ، ترکیبی که باعث می شود بیننده به طور مداوم برای او ریشه یابی کند.

در حالی که برخی از بازیگران کودک می توانند بیش از حد با اعتماد به نفس و خودباوری روبرو شوند ، او از طناب ساده لوحی خوش بینانه و بلوغ زمینه ای عبور می کند ، هرگز آنقدر مغرور نیست که بیننده را بی احساس کند اما هرگز بیش از حد کودکانه نیست تا ما را به هم بریزد. او در حالی که سرش را نگه داشت و در سالهای نوجوانی خود حرکت می کرد ، روی صفحه بزرگ شد و آماده تبدیل به مرحله بعدی نحوه دیده شدن در چشم مخاطب بود.

طنز ، صوفیا ، جوخه ها و ابرقهرمانان

دانست در پایان دهه 90 و ابتدای دهه آینده از بازیگر کودک به ملکه نوجوان تبدیل شد. اول بود دیک (1999) تصور مجدد کمدی دست کم گرفته شده از رسوایی واترگیت که شامل دو دختر نوجوان بود دانست و میشل ویلیامز. گوهر کم ارزش دیگری که در اوقات وسواس رسانه ای / تصویری ما احساس ارتباط بیشتری می کند ، این است Drop Dead Gorgeous (1999) هجو طنز تاریکی در جهان مسابقه زیبایی نوجوان. کرستن نقش امبر اتکینز ، مسابقه خوش بین و خوش بین از یک خانواده کم درآمد را دارد که با ثروتمندترین نوجوان در شهرشان بکی لیمان رقابت می کند (دنیس ریچاردز) ، و گرایش خانواده اش برای تقلب در نتیجه. واضح است که ما ، مخاطبان ، برای Amber ریشه می گیریم اما دانست این کار را با جذابیت جادارانه اش ، لبخند گسترده آفتاب و طبیعت فریبکار خود بسیار آسان می کند.

دانست دهه را با آنچه در هنرنمایی او با بازی در یک لحظه مهم تبدیل می شود ، دور و دور خود دور کنید سوفیا کوپولااولین کارگردانی خودکشی های ویرجین (1999) این یک رابطه مثمر ثمر بین این دو آغاز می شود که باعث می شود آنها در سه فیلم با هم همکاری کنند. که در کوپولا، دانست خواهر بزرگ معنوی سینمایی خود و کسی را پیدا کرده است که اعتماد به نفس او را شکل می دهد و به نوبه خود ، حرفه او را شکل می دهد.

در فیلم ، دانست نقش لوکس لیسبون را بازی می کند ، یکی از پنج خواهر نوجوان که در دهه 1970 دیترویت تحت نظارت دقیق و قوانین والدین مذهبی خود سعی می کند بزرگ شود. دختران پس از اقدام به خودکشی ، دختران تحت رژیم پنهانی خانه والدین خود خفه می شوند. دانست‘s Lux گل گل وحشی گروه است ، سر او توسط قلب قلب مدرسه Trip Fontaine چرخانده است (جاش هارتنت) ، او آرزوی آزادی و فرار دارد ، اما این بار روح امیدوارانه او با نشانه هایی از مالیخولیا آغشته شده است ، چهره او هر دو چشم نواز است اما ناامید است. در یک صحنه ، دختران به طرز معجزه آسایی مجاز به حضور در یک دیسکو مدرسه هستند ، هرچند حباب یک مراسم رویایی و نوجوان رویایی گذرا است.

لوکس شب را با تریپ در زمین فوتبال می گذراند اما صبح او را رها کرده است ، با طلوع خورشید ، او مانند یک فرشته افتاده ، موهای بور او مانند هاله ای بیش از حد بزرگ ظاهر می شود ، و بیان او ادعا می کند که بالهای او تقریباً نزدیک است بریده شود او سفر تنها را به خانه خود برمی گرداند که به زودی به زندان او تبدیل خواهد شد ، چراغ اخروی چهره او به حضور غم انگیز تبدیل شده است. یادآوری ساخت خودکشی های ویرجین، دانست گفت: “مردم من را از یک منظر متفاوت دیدند ، همانطور که دیگر نه فقط یک دختر کوچک خودکشی های ویرجین. و من خوش شانس بودم ، زیرا صوفیه بود. من در دستان یک زن بودم

دانست بعداً به ستاره شدن ادامه خواهد داد آن را روشن کنید (2000) ، فیلمی در مورد مسابقات تشویق دبیرستان که به او ستاره برجسته می دهد و به یک موفقیت بزرگ در پانتئون تلنگر نوجوان تبدیل شد. کرستن از ترکیبی از تصمیم گیری روحیه ، خوش بینی سرخوشانه و افتخار آسیب دیده به نقش خود به عنوان تورنس که می فهمد روال های تشویقی تیمش از رقبای رقیب آنها به سرقت رفته است ، استفاده می کند. ساخت این فیلم ادامه خواهد یافت دانست نامی بزرگتر در هالیوود و منجر به انتخاب وی در یک فیلم تبلیغاتی بزرگ تابستانی و نقشی که بیشتر از همه برای مخاطبان اصلی شناخته می شود.

مشخصات بازیگر: کرستن دونست
The Virgin Suicides (1999) – منبع: Paramount Pictures

بازی در نقش مری جین در مرد عنکبوتی (2002) ، دانست علاقه به آن خواهد بود توبی مگوایرابرقهرمان وب زنجیر. او با به عهده گرفتن این نقش ، بیشتر از یک حرکت هنری ، فرصتی برای دسترسی به مخاطبان بیشتر ، به ویژه نظارت ، بود. اگرچه او حاضر نشد كاملاً با ماشین بزرگ استودیو مطابقت داشته باشد ، اما وقتی تهیه كنندگان از او خواستند دندانهایش را با زیبایی زیبایی روكش هالیوود ثابت كند ، او سخنان کوپولا که بیان کرده بود چقدر دندانهای بازیگر را دوست دارد و پیشنهادات آنها را رد کرد. و در حالی که او نقش علاقه عشق بود ، دانست شخصیت او را کمی بیشتر از فقط فریاد زدن و به خطر افتادن مجسم می کند ، داستان اصلی او در یک خانه خراب و یک بازیگر زن مشتاق است که با ساختن آن در زمان بزرگ ، به سرانجام رسیدن هالیوود نمی رسد ، کمی واقع گرایی بیشتر به دنیای کمیک. دانست شخصیت خود را برای دو دنباله تکرار می کند مرد عنکبوتی 2 (2004) و مرد عنکبوتی 3 (2007) اما در آخرین فیلم این مجموعه ، جرقه به نظر می رسید که خاموش می شود و دانست کاراکتر او کمی مانده بود.

سلطنت ها و حالات مالیخولیایی

در میان تهمت های عاشقانه فراموش نشدنی مانند بازی در یک ستاره تنیس در ویمبلدون (2004) و بازی در نقش یک دختر رویایی دیوانه وار پیکسی کامرون کروخسته کننده است الیزابت تاون (2005) ، دانست برای رزومه کاری خود به یک پیتزا خلاقانه احتیاج داشت. او نقشی حمایتی اما اساسی داشت میشل گوندریحافظه تار حافظه است درخشش ابدی یک ذهن پاک (2004) به عنوان دختری که در چرخه عشق و پشیمانی با رئیس خود گرفتار شده است. و او در ادامه همکاری در دومین همکاری خود با صوفیه کوپولا با سال 2006 ماری آنتوانت، بازخوانی ملکه نمادین اما تراژیک فرانسه از ازدواج در سن 15 سالگی با لوئی شانزدهم تا زمان سلطنت وی و سرانجام سقوط ورسای.

این فیلم برداشتی امپرسیونیستی و مدرن از تاریخ بود ، دغدغه اصلی آن با موسیقی متن فیلم سنگین معاصر ، طراحی تولید مجلل و فیلمبرداری زرق و برق دار کمتر مربوط به واقعیت ها و بیشتر ایجاد روحیه بود. ماری آنتوانت هنگام آزادسازی به شدت مورد انتقاد قرار گرفت و گرچه بدون نقص نیست ، اما زیبایی در درون آن و درون آن وجود دارد دانستعملکرد او کاملاً احساس یک دختر جوان را که به دنیای موشکافی وارد شده ، به تصویر می کشد ، همانطور که خودش در سنین پایین تجربه کرد ، قاب ریز و درشت او درون پارچه ای از پارچه ها و لایه ها فرو رفته ، و باعث می شود در این دنیای جدید گم شود. عصیان بعدی او علیه نقش از پیش تعیین شده اش اجازه می دهد دانست برای ابراز پوزخند و افسون حیله گرانه خود ، در حالی که بعد از مرگ مهمانی نیز لحظات آرام تری را ارائه می دهد و متوجه می شود که در زندگی چه اهمیتی دارد و غم و اندوهی که با از هم پاشیدن خانه و زندگی او بر چهره او جار می زند.

بعد از چند سال که ورودی فیلم او کند شد ، دانست با بازی در نقش یک کارگردان جنجالی بازگشت که یکی از پیچیده ترین و تحسین شده ترین بازی هایش را به او داد. که در لارس فون تریررا مالیخولیا (2011) ، دانست جاستین را بازی می کند که در حالی که یک سیاره در مسیر برخورد با زمین قرار دارد ، در حالی که یک کره زمین در مسیر برخورد قرار دارد ، از ازدواج خود که اتفاق افتاده است احساس پشیمانی می کند فون تریر همه چیز به همین سادگی نیست.

مشخصات بازیگر: کرستن دونست
ماری آنتوانت (2006) – منبع: Columbia Pictures

این فیلم بر روابط بین جاستین و خواهرش کلر تمرکز دارد (شارلوت گینسبورگ) زیرا هر دو از طرق مختلف با خطر احتمالی قریب الوقوع مقابله می کنند. مالیخولیا موضوع افسردگی را با بررسی می کند دانستشخصیت (چیزی که بازیگر فاش کرده شخصاً او را تحت تأثیر قرار داده است) و او چیز جدیدی را به ارمغان می آورد که قبلاً در اجرای او کاملاً ندیده بودیم. برای بازیگری که اغلب احساس درخشش و جرقه می زند ، جاستین او کسی است که نور خود را از دست داده است ، چشمان براق در چشمان او نگاه غم انگیزی دارد و بدن او خستگی از وزن جهان را تحمل می کند. این یک جلوه زیبا و ناراحت کننده است که نشان می دهد چگونه افسردگی می تواند روحیه یک فرد را تسخیر کرده و امید شما را از بین ببرد.

دانست برای برنده شدن در جایزه بهترین بازیگر زن در کن در سال 2011 با این حال ، تقریباً یادآور نامزدی گلدن گلوب برای مصاحبه با یک خون آشام، تحت تأثیر پوشش رفتار مدیر وی در یک کنفرانس مطبوعاتی که بعداً مشاهده شد ، تحت الشعاع قرار گرفت فون تریر ممنوع از جشنواره

روی آوردن به تلویزیون

بعد از مالیخولیا، دانست بازی در لیسانس (2012) ، که از نظر لحن نزدیکتر بود چیزهای خیلی بد نسبت به. تا ساقدوش عروس و والتر سالس‘اقتباس از جک کرواکرمان اصلی در جاده (2012) او همچنین در این فیلم بازی کرد حسین امینیزیبا شات شده دو چهره ژانویه (2014) که اقتباسی از پاتریشیا هایزمیت دلهره آور.

اما یکی از بهترین بازی های دریافت شده از طریق بازی در قسمت دوم مجموعه گلچین سریال تلویزیونی است فارگو (2015) دانست نقش پگی بلومکویست ، آرایشگر در یک شهر کوچک با جاه طلبی های بلندتر که با شوهر قصاب زندگی ساده اش اد (وجسی پلمونز) وقتی پگی درگیر یک ضربه و اجرا می شود ، این زوج را درگیر زنجیره ای از حوادث بسیار بزرگتر و فراتر از دنیای خود می کند که تصور می کردند. به عنوان پگی ، دانست ستاره ای است ، کسی که علی رغم قطب نمای اخلاقی متزلزلش هرگز دوست داشتنی نیست و به طرز عجیبی برای او ریشه دوانید. همانطور که عواقب اقدامات او افزایش می یابد ، هر احساسی در چهره فوق العاده گویای او بازی می شود ، این یک عملکرد عالی و عالی است که به درستی نامزد گلدن گلوب دیگر را برای او به ارمغان آورد.

مشخصات بازیگر: کرستن دونست
On Becoming a God in Central Florida (2019) – منبع: Showtime

دانست سپس برای عملکرد خلاف نوع در صفحه بزرگ بازمی گردد ارقام پنهان (2016) به ندرت او یک شخصیت غیر همدل است اما در تئودور ملفیفیلم ، او جذابیت را از بین می برد و به طرز مطلوبی شماره گیری می کند. در سال 2017 ، او به کارگردان زن مورد علاقه خود بازگشت سوفیا کوپولا برای دوباره کاری او متقلبان. این فیلم در مورد یک سرباز مجروح اتحادیه است (کالین فارل) که از زنانی که در طول جنگ داخلی یک مدرسه کنفدراسیون عایق بندی شده اداره می کنند کمک می گیرد ، اما ورود او احساسات سرکوب شده و حسادت را در زندگی انفرادی آنها تحریک می کند. دانست قلب و دلشکسته فیلم است ، معلم اصلی او با چهره ای پر از غم و اندوه دکمه می خورد اما وعده فرار توسط او وسوسه می شود فارلمک برنی و چشمانش با حسادت نسبت به رقیب جوانش شروع به برق زدن می کند.

کرستنآخرین بازی نقش پیروزمندانه ای در مجموعه های تلویزیونی کمیک و رنگارنگ دارد در مورد خدا شدن در فلوریدا مرکزی (2019) تنظیم شده در سال 1992 ، دانست در نقش کریستال استابز ، یک کارمند سطح پایین در یک پارک آبی که در دنیایی از برنامه های هرمی و وعده بهبود زندگی اش گره می خورد ، بازی می کند. دانست جذابیت را دوباره بازی می کند تا یک شخصیت قوی و تند و ناپاک را بازی کند ، که علی رغم جعل و نقص در رویای آمریکایی ، آن را به سود خود تبدیل می کند. لحظاتی وجود دارد که زندگی به دیوارها پنجه می زند تا همه چیز را به زمین بیندازد ، اما او همچنان برخلاف مخالفت ادامه می دهد و دوباره مخاطب را وارد قلمرو خود می کند ، تا ریشه واقعی و روحیه فریبنده او را بگیرد. بازی در نقش کریستال استابز منجر به نامزدی دیگری در گلدن گلوب امسال شد اما باز هم هیچ برنده ای برای دانست

این سریال برای فصل دوم تمدید شده است دانست فعلاً در دنیای تلویزیون باقی خواهد ماند اما معلوم نیست که در چه جهتی هدایت خواهد کرد. او بازیگری است که از دوره های کار سینمایی جان سالم به در برده است و بسیاری از همرزمانش را از جمله روزهای ستاره شدن فرزندش ، تا ملکه نوجوان ، تا ستاره فیلم های پرفروش تابستانی به عنوان تلفات جانی در آورده است. اگرچه او همچنین کسی است که ، با وجود برخی از نقش های برجسته ، هنوز هم تا حدودی زیر رادار پرواز می کند و شاید همان جایی است که او می خواهد باشد ، با اظهار نظر “من نمی خواهم” دختر گیشه باشم ، “آن دختر مستقل” باشد. شاید مسیر بلاتکلیف زندگی حرفه ای او همان چیزی باشد که طول عمر آن را تأمین کرده و این جرقه را در لبخند شیطنت آمیز او حفظ کرده است.

اجراهای مورد علاقه شما توسط کرستن دانست کدامند؟ دوست دارید بعداً چه نوع نقشی را ببیند؟

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و سایر موارد

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

راهنمای مبتدی: جان سینگلتون

جان سینگلتون در 6 ژانویه 1968 در منطقه جنوب مرکزی لس آنجلس متولد شد. فیلمنامه او برای Boyz n Hood به پایان رسید تحصیلات خود را در برنامه نوشتن فیلم در USC به Columbia Pictures فروخت. سال بعد، سینگلتون جوانترین (24 ساله!) شد و برای اولین بار نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردانی آفریقایی-آمریکایی شد. جذابیت چیست جان سینگلتون فیلم های؟

پسندیدن سنبله لی قبل از او ، سینگلتون عشق او به فیلم ها ، فرهنگ و تاریخ آفریقایی-آمریكایی و رشد بزرگ بودن به عنوان یك سیاه پوست در آمریكا را در آمیخت. فیلم های او مانند غربی هایی که او عاشق بزرگ شدن است فیلمبرداری و ساخته می شوند. چهره های منحصر به فرد که جدا از افراد محلی هستند ، عکاسی زیبا برای گرفتن منظره ، تلاش های قهرمانانه برای درست کردن یک اشتباه و یک وحدت مجموعه ای از مکان که در آن اقدامات تغییر شکل می یابد. همه این نشانه‌ها به همراه صداقت وی از تجربه آفریقایی-آمریکایی ، او را به صدای متمایز در سینما تبدیل کرده است.

Boyz N هود (1991)

راهنمای مبتدی: جان سینگلتون
Boyz n the Hood (1991) – منبع: Columbia Pictures

این داستان در سنین جوانی ، در حال رشد در كرنشاو ، سه دوست را شامل می شود و مسیری را كه در سفرشان به بزرگسالی طی می كنند. سینگلتون شخصیت های مبتنی بر افرادی که او می دانست در حال رشد است و از تربیت خود برای ساخت این فیلم وحشیانه و صادقانه و خارق العاده استفاده می کند. اینها شخصیت های واقعی هستند و کلیشه های هالیوود را که از صفر برخوردار نیستند ، کمک می کند تا حتی بیشتر از این فیلم هم بلند شوید.

همراه با داستان پردازی صادقانه او ، آن استوایی غربی در سراسر فیلم نشان داده می شود. سبک های سه گانه (کوبا گودینگ جونیور) پس از سالها زیر پدرش به همراه پدرش حرکت می کند و به عنوان شخصیت “تفنگ تفنگ تنها” ما خدمت می کند. به نظر نمی رسد ترس با اطرافیان خود متناسب باشد و به دنبال فرار از هر دو محیط اطرافش باشد و مواردی را که در جهان اشتباه است ، بخصوص در محله خود درست کنید. اینجاست که وی باید با اعضای باند و یک افسر پلیس نژادپرستانه نژادپرستانه روبرو شود.

پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان ، تر به پایان می رسد. متأسفانه ، دوستان دوران کودکی ، ریکی و داگبو چندان خوش شانس نیستند. سینگلتون با این فیلم نگاهی گذرا به سختی هایی که مردان جوان آفریقایی-آمریکایی از کودکی تا 18 سالگی با آن روبرو هستند ، انداخت و متأسفانه ، سختی ها همچنان در بزرگسالی ادامه دارند.

آموزش عالی (1995)

راهنمای مبتدی: جان سینگلتون
آموزش عالی (1995) – منبع: Columbia Pictures

این فیلم که در ابتدای ترم یک دانشگاه داستانی تنظیم شده است ، بر تجربه کالج مجموعه متنوعی از دانشجویان تمرکز دارد. یک دختر دره ، یک ستاره بورس تحصیلی ، رئیس یک برادری سیاه و یک مرد جوان به طور جدی گمراه شده از آیداهو با موانع مختلفی روبرو می شود و به روش خود پاسخ می دهد. موضوعی که مورد توجه قرار می گیرد نژاد پرستی دانشگاهی است که متأسفانه هنوز یک تیتر خبری تکرار شونده است.

نمونه هایی از این دست نشان داده شده است که پلیس دانشگاه در دو مناسبت قابل توجه برادری سیاه را آزار می دهد. یک بار از موسیقی مهمانی شکایت کنید ، حتی اگر آنها به برادران دیگر نگویند که همین کار را انجام دهند ، و یک برادری عمدتاً سفید پوست که با پلیس دانشگاه تماس می گیرد و از سیاهچاله ها به عنوان گانگستر یاد می کند. علاوه بر این ، آسیب پذیر و ساده لوح مایکل راپورت شخصیت به یک گروه نئو نازی می پیوندد.

پسندیدن Boyz n Hood، آموزش عالی از مکان محدود خود برای ایجاد فضایی استفاده می کند که به نظر می رسد از سایر نقاط جهان قطع شده است. علاوه بر این ، فیلم از عکسهای گسترده ای برای گرفتن هر جزئیات از شخصیت های اطراف استفاده می کند ، بازیگران این منظره خاص را کوتوله می کند. سینگلتون با بازگشت به گذشته ، به ترکیب هم تنش های غربی و هم نژادی ادامه داد.

گلاب (1997)

راهنمای مبتدی: جان سینگلتون
Rosewood (1997) – منبع: برادران وارنر.

* هشدار محتوا: حاوی منابع و صحنه های لینچینگ است. *

در سال 1923 در شهرهای Rosewood (سیاه) و سومنر (سفید) در دوران جیم کرو ، فلوریدا قرار گرفته است ، که براساس داستان واقعی یک زن سفید پوست ، یک مرد سیاه پوست را متهم می کند ، و شهرهای سفید که منجر به قتل عام نژادی می شوند. این رویدادی است که متاسفانه به اندازه کافی آموزش داده نمی شود ، یا اصلاً ، در دوره های تاریخ ایالات متحده ، اما لازم است. این یک ساعت وحشیانه است ، اما مانند فهرست شیندلر، یک ساعت مهم

عنصر غربی به شکل یک دست ساز مرموز به نام مان (میوینگ رامز) ، ممکن است این نام واقعی او نباشد ، دقیقاً مثل “Blondie” در مردی بدون نام سه گانه او بیرونی مشخص است که ابروهای هر دو شهر سفید و سیاه را بالا می برد. این قهرمان تنهایی سعی در درست کردن یک اشتباه دارد و حتی چندین اسلحه حمل می کند تا نشان دهد منظورش تجارت است. تیراندازی و تعقیب در اسب وجود دارد ، نزدیکترین سینگلتون آمده است که یک غربی واقعی درست کند.

با ترکیب یک کار واقعی در تاریخ آمریکا و غرب ، سینگلتون بلند پروازانه ترین فیلم خود را در این مرحله ایجاد کرد. اجرای عالی ، عکاسی زیبا و آموزش در یک رویداد کم ذکر شده هم آموزنده و هم جذاب است. سینگلتون در فیلم بعدی خود مجدداً از اسلحه ساز تنهایی استفاده خواهد کرد و شخصیتی کمی آشنا را باز می گرداند.

شافت (2000)

راهنمای مبتدی: جان سینگلتون
شافت (2000) – منبع: Paramount Pictures

این یک بازسازی کلاسیک 1971 با نیست ریچارد دور گرد، اما راه اندازی مجدد / عاقبت فیلم اصلی. ساموئل ال جکسون جان شفت ، برادرزاده را بازی می کند میزگرد (چه کسی کومو درست می کند) شافت. مانند عموی او ، یک کارآگاه در نیویورک است که می تواند جنایات را حل کند.

سینگلتونرا شافت دوباره عشق خود را به غربی ها و تنش های نژادی در ایالات متحده ترکیب می کند. شافت دادستان تفنگدار ما است که از شهر خود ، نیویورک محافظت می کند. این جنایت یک قتل با انگیزه نژادی است که توسط پسر یک سرمایه دار املاک و مستغلات انجام شده است. پسر، مسیحی بیل، عملکردی جدی را ارائه می دهد دونالد ترامپ جونیور پرنیان.

بعد از گلاب و سایر درام ها ، سینگلتون با ساخت اولین فیلم اکشن خود ، همه کاره بودن خود را به عنوان یک فیلمساز به بینندگان نشان می دهد. هر فیلم همچنان رشد خود را خلاقانه و غیرقابل پیش بینی بودن او با هر پروژه نشان می دهد. فیلم بعدی ما را به جنوب مرکزی می برد ، جایی که همه چیز آغاز شد.

پسر بچه (2001)

راهنمای مبتدی: جان سینگلتون
پسر بچه (2001) – منبع: Paramount Pictures

ما در همان محله برگشتیم سینگلتوناولین ویژگی و دقیقا 10 سال از آن نقطه شروع است. این فیلم مانند اولین فیلمش ، مرد جوانی را در یک چهارراه زندگی نشان می دهد خوب شدن (عمر گودینگ بجای کوبا) و یک رپر (Snoop Dogg بجای قالب یخ) بر خلاف آن ویژگی اولیه ، این یک داستان از سن کم نیست ، بلکه داستانی است که قبلاً به بزرگسالی رسیده است.

جوزف “جودی” سامرز (Tyrese Gibson) مردی 20 ساله است که در وضعیت دستگیری توسعه یافته است. او با مادرش در خانه زندگی می کند ، شغلی ندارد و وظایف والدین را با دوست دختر خود به اشتراک می گذارد. Beau فعلی مادرش ، Melvin (وینگ رامز) ، یک محکوم سابق که صاحب مشاغل شد ، سعی در ارائه مشاوره جودی در مورد مسئولیت و بزرگ شدن دارد.

موضوعی که در وسترن ها یافت شد ، جان وین و به ویژه غربی های پیش از 1960 ، مفهوم معنای مرد بودن است. مناطق مشترک با مسئولیت پذیری و مراقبت از عزیزان است. ملوین می خواهد جودی یک جوان قوی و مثبت باشد که از اطرافیان خود مراقبت می کند. مراقبت از کسانی که دوستشان دارید بار دیگر ظاهر می شود سینگلتونown‘ on جان وین غربی

همچنین ببینید

COD BODY: یک Thriller Cop Supernatural Cop Thrilling که با خشم ناخوشایند روبرو می شود

چهار برادر (2005)

راهنمای مبتدی: جان سینگلتون
Four Brothers (2005) – منبع: Paramount Pictures

این فیلم بازسازی سال 1965 است جان وین فیلم ، پسران کیتی بزرگر. در اصل ، چهار برادر برای یافتن کسانی که پدر خود را به قتل رسانده و از مادرشان بهره می برند ، می روند. این بازسازی دارای برادران مرسر (همه اتخاذ شده) شخصی است که مسئول شلیک مادر خود در سرقت از فروشگاه است. عدالت قدیمی وگیلانت غربی در قرن بیست و یکم دیترویت تعیین شد.

در اینجا می بینیم که موضوع غربی افتخار از عزیزان شما و رفتن به دنبال شرورانی است که به سد مقدس شما دست زدند. سرزمین ما ، فضای محدود ، یک محله دیترویت است ، جایی که یک بد بو محلی کارهایی را انجام می دهد ، و گروهی از اسلحه سازان مدرن طول می کشد تا او را به زمین بزنند. این فیلم مانند هر وسترن بزرگ ، حاوی ضربات زیادی بین اسلحه سازان رقیب است.

علاوه بر این ، این فیلم از تم غربی دیگری برای بازگشت یک محلی استفاده می کند. کسی که سالها ناپدید شده است ، فقط به دلیل وقایع آسیب زا به شهر خود باز می گردد. سینگلتون دوباره با استفاده از کنوانسیون های ژانر نمایش داده می شود و آنها را برای همه این پروژه های غیر غربی به کار می برد.

افکار نهایی درباره جان سینگلتون

با ناراحتی، جان سینگلتون در 28 آوریل 2019 ، در سن جوان 51 سالگی به دلیل عوارض سکته مغزی درگذشت. بعد از چهار برادراو آخرین اثر تئاتری خود را ، 2011 آدم ربایی. که متاسفانه بهترین کار او نیست. با این حال ، او فراتر از ویژگی ها بود.

سینگلتون چندین کارگردانی را برای تلویزیون به دست آورد ، خصوصاً یک قسمت از این فیلم داستان جنایات آمریکایی: The People V. O.J. سیمپسون ، پیوستن به او با کوبا گودینگ جونیور آخرین پروژه او قبل از مرگ وی ، ساخت سری FX بود بارش برف، اپیدمی شکاف را در لس آنجلس در دهه 1980 نشان می دهد. او سه قسمت را کارگردانی کرد و چندین مورد دیگر را نوشت. من این سریال را تماشا نکرده ام ، اما در صف رو به رشد من است.

مرگ چیزی سینگلتون اشک را به چشم من آورد. فیلم های او داستان های تحریک آمیز ، شخصیت های صادقانه و تصاویری را ارائه می دادند که از هر تماشایی گذشته است. گنجینه ای که در منظره سینمایی آمریکا و جهان از دست داده ایم ، اما او میراث و بدنه ای از خود به جای می گذارد ، که برای نسل های آینده مورد مطالعه و بهره گیری قرار می گیرد.

فیلم مورد علاقه جان سینگلتون چیست؟ آیا یکی از شما می خواهید من شامل آن هستم؟ لطفا در زیر نظر بدهید.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، پیوستن به انجمن ما در Discord و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان

تعداد کمی از کارگردانان فیلمبرداری کاملاً بی نظیر و غیر منتظره دارند جورج میلر. متولد 1945 در استرالیا ، میلر در ابتدا به عنوان پزشک شروع به کار کرد ، جایی که او به دلیل تأثیرات تصادف تکان دهنده ، اگر نه ناخوشایند و ناگوار ، مجذوب اتومبیل در بدن انسان شد ، مجذوب شد. این کنجکاوی در اولین تصویر او شکوفا می شود ، دیوانه مکس در سال 1979 ، سرانجام شهرت خود را به عنوان یکی از فیلمسازان برتر سینما برانگیخت.

اما ، نگاه گسترده تری به آن میلر فیلمبرداری هنرمندی را نشان می دهد که کارهایش فراتر از محدوده های این مجموعه است دیوانه مکس کائنات. فیلم های خانوادگی ، یک درام پرستیژ و حتی یک فیلم کمدی پیچ گوشتی وجود دارد. آنچه همه آنها را به هم وصل می کند ، حس بازیگویی میلر است. تماشای یکی از فیلم های او مانند دیدن یک رهبر زنگ کار در یک سیرک استادانه است. بیرون اسپیلبرگمعدود فیلمسازان شاغل دیگری هم دارند میلر فرمان کاملی بر روی قطعات ، توسط درک استادانه خود از جغرافیا آورده شده است.

جغرافیا ، همان چیزی است که توالی های خوب عمل را از موارد بزرگ جدا می کند ، نوعی که باعث می شود شما از صندلی خود دور شوید و دوباره به عشق خود به سینما ابراز کنید. با کارآفرینی اکسپرسیونیستی و چشم به لحظه های دیدنی چشمگیر ، میلر فیلمساز با قدرت ایجاد لحظاتی که برای همیشه در ذهن شما ریخته خواهد شد.

بنابراین ، با هنوز سینماها باز نشده است و 5 سالگرد شاهکار اکشن او Mad Max: Fury Roadبیایید نگاهی به فیلمبرداری از جورج میلر!

دیوانه مکس (1979)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
دیوانه مکس (1979) – منبع: برادران وارنر.

احتمالاً یکی از تماشای آن ها اندکی خاموش است میلر اولین عکس اکشن با سرعت بالا ، فقط در صورتی که برای دنیای متفاوت خود از بقیه موارد متفاوت باشد دیوانه مکس تصاویر. این سریال با بیابان های بیابانی آن از وسایل نقلیه رشک ، لباس های کمپینگ و شخصیت های اسطوره ای بزرگ مترادف شده است. این دنیایی است که تمدن در آن فروپاشیده است ، و بخش های باقیمانده مجدداً در یک چیز ابتدایی و وحشیانه قرار گرفتند.

اما ، ویرانگری که این سریال را تعریف کرده است ، در اولین قسط آن جایی پیدا نمی شود. بله ، جاده ها و بزرگراه های پشتیبان مملو از باندهای قاتل و جنایتکاران بی قانون است ، اما هنوز یک سیستم عدالت باقی مانده است. جهان ممکن است از نظر دیستوپیایی باشد ، اما نسبت به اقساطی که در پی خواهد آمد ، به واقعیت جامعه ما نزدیکتر است. دیوانه مکس روایت از نزدیک بیشتر به ضرب و شتم پلیس-تریلرها یا تصاویر باند دوچرخه سواری می پردازد تا تماشای علمی تخیلی.

حداکثر ما در اینجا می بینیم ، توسط یک پسر بچه بازی می کند مل گیبسون، تنها سرگردان و ساکت دنباله های نمادین تر نیست. او یک وکیل دادگستری است که می خواهد شغل خود را به طور فزاینده ای خطرناک پشت سر بگذارد تا اینکه بدی به او و خانواده اش برسد. پسندیدن سام رئیمی اصلی ایول مرده تصویر ، دیوانه مکس احتمالاً به عنوان یک آزمایش آزمایشی برای آنچه بعداً به وجود آمده ، بهترین تجربه را دارد. بخشی از لذت در زیبایی شناسی سنگین ، کم بودجه و سنگین آنهاست ، اما آنها بیشتر به عنوان اولین پیش نویس برای دنباله های مبهم تر و با نفوذ تر احساس می شوند.

فقط به عنوان رییمی عناصر تاریک و تقریباً تاریک را از همان اول خود فهمید ایول مرده فیلم مؤثرترین بیت هایی بود که در یک سکانس در آغوش گرفت میلر با تعقیب و گریزهای اتومبیلرانی

Mad Max 2: The Warrior Road (1981)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
Mad Max 2: The Warrior Road (1981) – منبع: برادران وارنر.

اگر دیوانه مکس ویترین میلر هدیه ای باورنکردنی در ساختن دنباله های اکشن و هیجان انگیز ، هر چند ، در یک درام پلیس تا حدودی آشنا ، جنگجوی جاده به او امکان می داد آن سکانس ها را با احساس تخیل و تماشای بالا ببرد. میلر بار دیگر با فیلمبرداری تحریک آمیز و جنبشی او هیجان زده و لذت می برد ، اما در اینجا تصاویر فوراً در صحنه بندی و قاب بندی آنها نمادین احساس می شوند.

بی قانونی و احتیاطی که صحنه های فردی را در آن رقم زده است دیوانه مکس بنابراین برق اکنون به کل تصویر گسترش می یابد ، به عنوان مثال جنگجوی جاده بازگشت استرالیا را به عرصه ای از ضرب وشتم آخرالزمانی تبدیل می کند. این عالی است ، و فقط در فیلم ها گونزو می تواند باشد. گیبسون در اینجا قاطعانه ناهموارتر است ، اکنون فقط بقا به جای قانون و یا حتی انتقام جویی به آن دامن زده است. پس از همه ، قهرمانی بودن جنگجوی جاده صرفاً مردانی که برای حفظ نظم در دنیای فزاینده خشونت آمیز مبارزه نمی کنند بلکه لحظه هایی از بشریت موجود در جهانی است که به ابتدایی ترین شکل خود فرو رفته اند.

منطقه گرگ و میش: فیلم (1983)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
گرگ و میش منطقه: فیلم (1983) – منبع: برادران وارنر.

در تراژدی پوشیده ، منطقه گرگ و میش: فیلم در تالارهای تاریخ فیلم سینمایی گریم دارد ، که عمدتاً از وضعیت آن به عنوان اثری تحت تأثیر سرگرمی پاپ محروم است. زمین در مرکز آن – چهار فیلمساز را وارد کنید تا چرخش خود را بر روی یک کلاسیک بگذارند منطقه گرگ و میش قسمت – عنوانی است برای تصویر شناسی گلچین. با این حال ، با وجود درگیری 80s عزیزان مانند جان لاندیس، جو دانته، و حتی استیون اسپیلبرگ، این فیلم هرگز کاملاً زنده نمی شود و ترس های دور از ذهن و تفسیر آشکار را تنها بهترین ها می خواند منطقه گرگ و میش اپیزودها می توانند انجام دهند.

در عوض ، همه چیز احساس بی حالی می کند. یک خواب شبانه از طریق ضربانهای آشنا به امید ایجاد یک واکنش گرم نوستالژیک – اصلاً چیزی که انتظار داشت از راد استرلینگ کار استاد هنوز میلر اقساط ، بازسازی قسمت “کابوس در 20،000 پا” ، بخش دیگری از فیلم است که فقط کلیک می کند. با زاویه های تهاجمی و حرکت سریع دوربین ، میلر به داستان های کلاسیک ترور در کشتی های هوایی یک اضطراب اضطراب اضافی می بخشد. برخلاف سایر اقساط ، میلر بازخوانی کمتری از قدرت و قدرت بخشیدن به قدرت بیشتر است و به او اجازه می دهد تا به اندازه کافی برای فشرده سازی هر لحظه به مواد اعتماد کند.

Mad Max Beyond Thunderdome (1985)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
Mad Max Beyond Thunderdome (1985) – منبع: برادران وارنر.

با موفقیت مالی از جنگجوی جادهفشارهای زیادی برای میلر وجود داشت تا بار دیگر به بیابانهای آخرالزمانی خود بازگردد. با مقیاس بزرگتر از دو مورد قبلی دیوانه مکس اقساط ، فیلم مجاز است میلر تا در جهان منحصر به فرد عجیب و غریب خود غرق شوید.

که در جنگجوی جاده، میلر نمادهای جالب توجه با حس غنی از تاریخ و ملاحظه برای هر شیء در قاب تزریق شده است. غیر از جنگ ستارگانتصویری دیگر وجود ندارد که با اطمینان بیشتری دنیای کاملاً اصیل را برای مخاطبان خود روی صفحه نمایش ایجاد کند. و همینطور جورج لوكاس به همین ترتیب ، وسواس دنیاهای داستانی او وسواس بیشتری پیدا می کند میلر با رعد و برق. در حالی که فیلم از بین می رود ، شما با هر طراحی و مقاله ای از لباس ، با جزئیات و شگفتی تخیلی شگرف سیل می شوید.

با این حال ، در حالی که رعد و برق اجازه می دهد میلر در مورد تخیل خود بیشتر تحقیق کنید ، نمی توانید کمک کنید اما احساس می کنید تصویر نسخه ای از آب پایین است دیوانه مکس تجربه ، تجارت ضرب وشتم احشایی از دو فیلم اول برای ماجراجویی swashbuckling از ایندیانا جونز. بیهوده اضافه کنید تینا ترنر، یک حلقه مبارزاتی گلادیاتوری ، و یک قبیله از کودکان جنگجو مستقیم از آنجا بیرون می آیند ارباب مگسها، و شما تصویری دارید که احساس می کند قسمت های مساوی از هم جدا شده و اردو زده اند.

جادوگران ایستوویک (1987)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
جادوگران ایستوویک (1987) – منبع: برادران وارنر.

ترک بیابان از کشور دیوانه مکس جهان پشت (حداقل به طور موقت) ، میلر شروع کرد به اولین کنفرانس بزرگ استودیویی ، که در آن نویسنده اتوی باید به جای گروه مستقل از همکارانش ، با محدودیت ها و یادداشت های سیستم هالیوود مقابله کند. توسط همه حساب ها ، تولید جادوگران ایستوویک یکی از میلر استرس ترین تجربه ها با ستاره جک نیکلسون حتی رفتن تا جایی که او را از فشار زیادی در استودیو محافظت می کند و برای رسیدن به چشم انداز کارگردان می جنگد.

چند دهه بعد ، این فیلم به عنوان نمونه اصلی برای نوع کمدی استودیویی در میانه بودجه است که هالیوود دیگر با یک قطب ده پا لمس نمی کند. اوه ، چه شرم آور! آنچه را که من نمی خواهم هر هفته یکی از این موارد را داشته باشم ، و حتی قبل از COVID-19 نیز صادق بود. این روزها یک لوکس عجیب و غریب برای گرفتن تصویری است که فقط می خواهد شما را سرگرم کند ، هر گونه نیاز به حمایت از هرگونه تعهد حق رای دادن یا تبلیغات استراتژیک برای جوایز را کنار می گذارد. تماشا کردن جادوگران ایستوویک، شما بلافاصله از این که چگونه دهه 80 است ، نه به روشی خاص برای فرهنگ موسیقی یا زیبایی ، بلکه سست “من حدس می زنم که این می تواند کار کند” ، نگرشی است که همه آن ساخته شده است ، بلافاصله تحت تأثیر قرار گرفتید.

فقط در آن دهه می توانست چیزی غیر عجیب و غریب غیر عجیب و غریب بسازد ، اما همه آنها را به طرز معجزه آسایی در کنار جذابیت های بی نظیر ستارگانش جمع کند. من مطمئن نیستم که تا به حال می توانم بخرم چر، سوزان ساراندونو میشل پفیفر پاهایشان را جارو می کنند نیکلسون (حداقل نه چگونه او در این تصویر به نظر می رسد) ، اما همه افراد در فیلم پذیرای پوچی هستند. میلر شما را به عناصر فانتزی بازیگوش فیلم می فروشد ، اما او به اندازه کافی عاقل است که به ستاره ها اعتماد کند تا شما را در کمدی جنسی پیچ گوشتی در مرکز بفروشد.

روغن لورنزو (1992)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
روغن لورنزو (1992) – منبع: تصاویر جهانی

روی کاغذ ، به نظر می رسد طعمه یکبار مصرف اسکار: دو پدر و مادر خستگی ناپذیر کار می کنند تا درمانی برای فرزندشان پیدا کنند ، که به دلیل بیماری نادر اما کشنده از او ناتوان شده است. با این حال ، به طرز معجزه‌آسایی بیشتری برای لورنزو وجود دارد روغن از ارزان ترین و چرندهای اشک آلود در هسته عاطفی شما.

میلر، خود یک پزشک پیشین ، مشغول تهیه مطالب است به شکلی که بیشتر فیلمسازان اینگونه نباشند. او نمی ترسد در وهله اول به بحث های طولانی پر از داروهای پزشکی بپردازد یا شما را در ساعات پر تحرک تحقیقات و آزمایش های لازم برای دستیابی به موفقیتها غوطه ور کند. میلر به بازیگرانش اعتماد دارد (سوزان ساراندون و نیک نولت) به شما در عوارض و فرسودگی عاطفی بفروشید ، حتی به عنوان یکی از آنها – سرفه سرفه ، نولت – این کار را پشت لهجه کارتونی ایتالیایی انجام می دهد. و سرانجام ، او از لحاظ استراتژیک می فهمد چه موقع دیوانه وار و سبک عملی خود را مستقر می کند و چه زمانی خود را مهار می کند.

این باعث می شود فیلم نسبت به تماشای ناچیز او کمی جذاب باشد. با این حال ، این ممکن است تنها مورد از میلر درگیر با مواد از طریق فیلمنامه خود را به جای ساخت و ساز تکنولوژیکی آن است. پسندیدن جیمز کامرونیا رابرت زمکیس ، میلر یک فیلمساز وسواس با ایده استفاده از فناوری و جلوه ها به عنوان ابزاری برای داستان پردازی بوده است. این تا حدی به همین دلیل است که فیلم های او از نظر بصری بسیار بیان هستند. هنوز ، لورنزو روغن نگاهی اجمالی به مسیر متناوب در حرفه خود می کند ، کسی که به جای دنیاهای خیالی به افراد و نهادها علاقه دارد.

عزیزم: خوک در شهر (1998)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
عزیزم: خوک در شهر (1998) – منبع: تصاویر جهانی

یادت میاد عزیزم، درست؟ یکی درباره خوک صحبت کردن با چاقو برای گله گوسفند که به یکی از تصاویر تحسین برانگیز سال 1995 تبدیل شد ، حتی نامزدهای چند اسکار را نیز تأمین کرد؟ میلر از دهه 80 نگاهش به این پروژه بود اما می خواست صبر کند تا اینکه فناوری از بین برود تا بتواند تمام شخصیتهای مختلف حیوانات را به اندازه کافی زنده کند. در حالی که میلراو با نظارت بر فیلم خانوادگی تحسین شده ، او وظایف کارگردانی را به نویسنده فیلم منتقل می کند ، کریس نونان.

با این حال ، سه سال بعد ، او به دنبال دنباله ای بسیار دلپذیر که می رود ، می رود عزیزم بیرون از انبار و داخل جنگل بتونی شهر بزرگ. گرچه به اندازه نسخه اصلی آن به گرمی دریافت نشده است ، خوک در شهر به دنبال خود یک فرقه مهم به دست آورده است. زوج نوح بامباک ساعت عکس را ستود ، آن را به عنوان یک ویژگی دوتایی در کنار هم پخش کرد چشم های گسترده درباره شخصیت های سقوط خرگوش در یک شهر مرموز مانند رویا.

اما ، ارتباط مستقیمی نیز وجود دارد خوک در شهر و دیوانه مکس حق رای دادن ، با عملکرد سابق تقریبا به عنوان معادل خانوادگی دومی. میلر هدیه در ترکیب اثرات لمسی در سرگرمی ، مجموعه های بصری پویا همانند همیشه شایع است ، این بار با حیوانات مختلف به جای وسایل نقلیه انحرافی. اولین عزیزم تقریباً مثل داستان عامیانه قدیمی زنده شده احساس می کردم. با این حال، خوک در شهر بزرگ دارای انرژی ذهنی ، کارتونی است ، داستان را از یک دنیای آشنا بیرون می کشد و آن را در یکی از آنها قرار می دهد میلر تخیل بازیگوش.

پاهای مبارک (2006)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
پاهای مبارک (2006) – منبع: برادران وارنر

گاهی اوقات شما فقط به موفقیت یک فیلم نگاه می کنید و تعجب می کنید ، “چه لحظه عجیب و غریب بود”. یک سال قبل میلرموسیقی رقصنده در مورد شاخی (نه ، واقعاً صحبت های جنسی زیادی در این فیلم وجود دارد) پنگوئن ها ، برادران وارنر موفقیت فوق العاده ای با مورگان فریمن مستند روایت شده مارس پنگوئن ها. همانطور که معلوم است ، آمریکا به سادگی نتوانست به اندازه کافی از پرندگان بی پرواز از جنوب به پایین بیاید ، در نهایت فشار آورد رقصان به یکی از پرمخاطب ترین عکس های سال 2006 ، در حالی که همچنین یک جایزه اسکار برای بهترین ویژگی های انیمیشن بدست آورده است ، میلر فقط برنده اسکار.

نزدیک به 15 سال بعد ، رقصان کاملاً کاملاً به عنوان یک انیمیشن کلاسیک باقی نمی ماند ، اگرچه نمونه دیگری از آن را نشان می دهد میلرجادوگران فنی و مجموعه های بازیگوش. در ردیابی تندرا قطب شمال بسیار مراقب باشید و پنگوئن ها را تا حد ممکن شبیه به زندگی کنید اما شبیه به سال گذشته شیر شاه بازسازی ، فشار برای عکاسی باعث می شود که بسیاری از شخصیت ها از یکدیگر متمایز نباشند. معلوم است؛ همه پنگوئن ها یکسان به نظر می رسند اما ، شاید مهمتر از همه ، این فیلم فقط احساس مبهم بودن می کند ، گویی میلر با یک داستان ساده از یک شخص خارجی که در تلاش برای یافتن پذیرش در جامعه خود است ، شروع کرد و کم کم تمرکز خود را به سمت یک پیام محیطی تغییر داد اما بدون اینکه کاملاً منسجم آن دو را به هم وصل کند.

و این ما را به سمت…

همچنین ببینید

STAR TREK: PICARD (S1E9)

پاهای مبارک دو (2011)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
پاهای مبارک دو (2011) – منبع: برادران وارنر

تصادفا ، هر دو رقصان فیلم ها پس از دوره های مبارزه برای آمده اند میلر ، به عنوان موانع متعدد در راه پروژه های بزرگتر ، چه یک چهارم باشند دیوانه مکس تصویر یا حتی یک شکاف در لیگ عدالت. پس از آن عجیب است که وقتی این دو پروژه از هم جدا شدند ، برادران وارنر گفتند: “سلام ، به یاد داشته باشید که فیلم پنگوئن شما این کار را کردید؟ چرا دیگری را امتحان نمی کنید؟ “

متأسفانه ، آمریكا همه چیز را از تثبیت پنگوئن خود برداشته است كه باعث شد همه در سال 2006 به سالنهای سینما بروند. این شرم آور است ، زیرا دو پا مبارک از بسیاری جهات ممکن است پیشرفتی در اصل باشد. بیشتر دلیل میلر موفقیت در ادامه می تواند درک کند که اولین بار در اطراف کار کرده است و با استفاده از یک تصویر دوم به عنوان راهی برای تیز کردن در هیجان انگیزترین ایده های یک فیلم ، و همچنین تقویت سبک آن با پیشرفت در فن آوری.

با دو پا مبارک، میلر احساس می کند زنده و اعتماد به نفس بیشتری در استفاده از انیمیشن دارد. تصاویر احساس ایستایی کمتری دارند. در عوض ، آنها روی صفحه نمایش بزرگنمایی ، چرخش و سوار شدن می کنند. اما پیام محیط زیست همچنین احساس دقیق تر و پخته شدن ارگانیک در داستان را تجربه می کند ، جایی که قبلاً به اصل نگاه می کرد. بعلاوه ، می دانید ، وجود دارد برد پیت و مت دیمون بازی کردن کریلی به نام های ویل و بیل ، که ممکن است یکی از واقعی ترین مواردی باشد که تاکنون در یک فیلم شاهد آن بوده ام.

Mad Max: Fury Road (2015)

راهنمای مبتدی: جورج میلر ، نویسنده و کارگردان
Mad Max: Fury Road (2015) – منبع: برادران وارنر.

پس از ده سال تلاش ناموفق برای بازگشت به بیابان ، میلرسرانجام آنچه را كه ممكن است بزرگترین اثر او باشد تهیه كرد: یك شاهکار باشكوه فیلم سازی كه ممكن است خالص ترین شکل سینما در بیست سال گذشته باشد. جاده خشمگین یک نمایش کامل ، پرتاب گاز و انفجاری است که مانند تبلور آن احساس می شود میلر دیوانه مکس چشم انداز.

می رود تام هاردی، در محل گیبسون، که به دست گرفتن مکس شیطان تاسمانی بیشتر از قدرت استوایی ستاره دوم است. اما ، این بار توجه جلب توجه است شارلیز ترون ، که از نظر معنوی احساس هماهنگی بیشتری با آن دارد گیبسون حداکثر در ناهمواری و استوایی او. دنیای درد در پشت چشم های او وجود دارد ، اما همچنین یک فرمان ترسناک از صفحه وجود دارد که باعث می شود احساس شود که تمام تصویر در حال گردش به دور او است. این یک نمایش فوراً نمادین است ، که خود را در سالن قهرمانان بزرگ فیلم مانند الن ریپلی در بیگانگان یا عروس در بیل را بکش. اوه ، من اشاره کردم که او یک بازوی رباتیک دارد؟

جاده خشمگین به راحتی میلر در راس او این سمفونی خشونت با او به عنوان هادی است و مناظر و صداهای مختلفی را به وجود می آورد که 99 درصد دیگر فیلمهای اکشن اصلی حتی به تلاش نزدیک نمی شوند. و با جابجایی تمرکز خود به زنان بیابان ، میلر همچنین چیزی را ایجاد می کند که به طور غیر منتظره ای سیاسی از طریق او قدرت و آژانس را فراهم کند ، و این کار را به یک کار شگفت آور قدرتمند از تجدید نظرگرایی فمینیستی تبدیل کند.

نتیجه گیری: بعدی چیست؟

از هم اکنون ، دو پروژه وجود دارد میلر در حال گردش است ، و بله ، یکی از آنها یک است دیوانه مکس فیلم سینما. جاده خشمگین با كسب استقبال كوچك ، از جمله شش برد اسكار ، علاقه خود را به اين فرانچيز زنده كرد.

با این حال ، این بار ، تمرکز در حال تغییر کاملاً از Max است ، و پذیرش آن است شارلیز ترون شخصیت Imperator Furiosa به عنوان رئیس حق رای دادن جدید. با این حال ، در حالی که طرفداران ممکن است در اطراف پارکینگ در حال دویدن باشند ، با خیال و فریاد از خوشحالی فریاد می کشند ترون تجدید نماد او ، میلر برنامه های دیگری دارد

مطابق مصاحبه اخیر با نیویورک تایمز ، میلر در 20 سالگی در جستجوی یک بازیگر جوان است تا نسخه جوانتر این شخصیت را بازی کند. اما ، قبل از شروع جستجو ، او تصویر را منتشر می کند سه هزار سال اشتیاقبازیگران تیلدا سوینتونو ادریس البا . اگرچه در مورد این فیلم چیزهای زیادی شناخته نشده است ، اما توسط برخی گزارش ها به عنوان “داستان عشق حماسی” توصیف شده است … هر آنچه که به این معنی باشد.

با این وجود ، شنیدن آن بسیار هیجان انگیز است میلربه زودی به پرده سینماهای ما خواهد پرداخت. اگر از طریق فیلمبرداری خود چیزی را آموزش دهید ، این سازگاری و توانایی او برای نزدیک کردن سبک اکسپرسیونیستی به تقریباً هر پروژه است.

فیلم مورد علاقه شما جورج میلر چیست؟

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مشخصات بازیگر: تیم کاری | استعلام فیلم

پسر یک چاپلین نیروی دریایی متودیست ، تیم کاری به عنوان متولد شد تیموتی جیمز کاری در شهر خواب آور گراپنهاول ، چشایر ، انگلستان در 19 آوریل 1946. اغلب به خاطر لبخند بزرگ ، لب های کامل و صدای غنی اش توجه داشت ، ادویه کاری استاد بازیگری است که چه در جلوی دوربین برای یک ویژگی باشد و چه در پشت میکروفون برای کارتون. یک برنده سه بار تونی برای تولید صحنه های آمادئوس، سال مورد علاقه منو Spamalot Monty Python، ادویه کاری اغلب تئاتر هیجان انگیز را به اجرای خود در فیلم ، تلویزیون و انیمیشن تزریق می کند. تیم کاری حرفه ای عجیب و غریب برای کسانی که بیش از 200 اعتبار و پنج دهه دارند ، یک لذت مطلق است. بیایید شروع کنیم ، باید؟

دانشمندان دیوانه و هیولا: نمایش عکس Rocky Horror (1975) ، افسانه (1985) ، آی تی (1990)

تیم کاری اولین چلپ چلوپ بزرگ روی صفحه نقره در سال 1975 بود نمایش عکس Rocky Horror، کارگردانی شده توسط جیم شرمن. اقتباسی سینمایی از موسیقی انگلستان نمایش Rocky Horror Show از دو سال قبل ، ادویه کاری نقش جنون غیراخلاقی و جاودانه خود را از نمایش صحنه به عنوان دکتر فرانک- ن- فارتر بازگرداند. هم یک دانشمند دیوانه و هم یک ترانسواستیت شیرین از Transexual ، Transylvania (یادتان باشد که این در دهه 1970 نوشته شده است) ، ادویه کاری بازی بادی با طنز ، عاشقانه و تراژدی. ادویه کاری در یک اجرا که قطعاً خردل را خرد می کند ، با خوشحالی بسیار به نقش دکتر فوتر حمله کرد.

در یک صحنه نمادین ، ​​ترانسیلوان ها از رقصیدن Time Warp پاک می شوند. زن و شوهر متمرد Brad Majors (یک بازی باری بوستویک) و جنت وایس (یک تخت سوزان ساراندون) سعی کنید وقتی یک آسانسور از پشت سر خود پایین می رود ، راه خود را از جنون برگردانید. کفش پاشنه بلند و بدون درز بر روی سکو. شنل تند و تیز غیرقابل توصیف را پوشش می دهد. دکتر Frank N. Furter با استفاده از رژ لب ، خط چشم و یقه بازشو که پدر شما دراکولا را در دست نمی گیرد ، یک چشم انداز سفید را آشکار می کند. درگیر شدن به مارک تجاری خود ، ادویه کاری به شماره اول خود “شیرین ترانس استرویت” راه اندازی شد. جنت وایس غش می کند. این مخاطب را هم می کند. همه چیز دوباره یکسان نخواهد بود.

یک دهه بعد ، تیم کاری یکی دیگر از نقشهای شرور نقش برجسته را در ویژگی فوق العاده خیالی ریدلی اسکات بازی کرد افسانه. تام کروز ستاره ها به عنوان قهرمان سرزنده در این پریا اما افسانه زیبا به خاطر لباس ، تک شاخ و بد آن به یاد ماندنی می شوند. ادویه کاری چون تاریکی شیطانی بسیار عالی بازی می کند ، اگر سعی کنید فکر نمی کنید به چیزی بهتر فکر کنید. پروتز سنگین تنها مانده است تیم کاری چشم و فک قابل مشاهده است. نوازندگان غرغوان و صدای عمیق او ، و سرگرم کننده بازی با شخصیت مشخص است. حتی بیش از سه دهه بعد ، بسیاری از تاریکی ها را به عنوان تصویری شیطان در فیلم می دانند. ادویه کاری اساساً این نقش را با ابراز شرور فریبنده Doviculus در بازی ویدیویی سال 2009 دوباره مورد استفاده قرار می دهد افسانه Brütal.

هنگامی که شروع به کار کرد ، بارگیری وسایل نقلیه تلویزیونی مبتنی بر کتابهای داغ استفن کینگ ، شروع به کار نکرد تیم کاری در نمایش های Pennywise the Down Clown در مینیاتورهای تلویزیونی 1990 امضا کردند آی تی. گرفتن او تضادی جالب با مورد جدید اخیر است بیل اسکارگارد. ادویه کاری دلقک را به عنوان واقعاً دوستانه ای بازی می کند ، کرتین با شوخی که سعی می کند قبل از فحش دادن با آنها با شور و شوق زیاد در بچه ها فریب دهد اسکارگارد به نظر می رسد در تمام طول صحنه به عنوان ناخوشایند و ناخوشایند در هر صحنه لعنتی هیجان انگیز و گریه می کند. بیپ بیپ ، ریچی در واقع.

باتلر یا شرور ؟: سرنخ (1985) ، خانه تنها 2: گمشده در نیویورک (1992) ، کنگو (1995)

پروفایل بازیگر: تیم کاری
خانه تنها 2: گمشده در نیویورک (1992) – منبع: روباه قرن بیستم

تیم کاری و اریک بیکار یک شوخی در حال اجرا بین آنها داشت: باتلر یا ویلی؟ معنای پشت آن چیست؟ بازیگران بریتانیایی فقط در فیلم های هالیوود به آن نوع نقش ها پیشنهاد می شوند. خوشبختانه ، ادویه کاری بازی هم عالی بود.

همان سال منتشر شد افسانه، سرنخ بازی هیئت مدیره Hasbro را با یک فیلم نامه توسط یک اسرار قتل شوخ تیز و منطبق کرد جان لاندیس و جاناتان لین. با اکثر نمایشگاه های فیلم زین شده ، تیم کاری وادسورث را با سر و صدای گزنده ای از گفت و گو با سرعت بی نظیر بازی می کند. در اینجا او بازیگر آقای بادی ، مردی است که قتل او تصویر را در حال حرکت است. Wadsworth بسته به اینکه کدام یک از سه انتهای فیلم در پایان ببینید ، قهرمان است یا شرور. از نظر تئاتر ، پایان های مختلفی در تئاترهای مختلف به نمایش در آمد. برای نسخه های ویدیویی خانگی ، هر سه پایان بازی برگشت به عقب پخش شد. برخی از نسخه های اخیر در قالب های مبتنی بر دیسک ، ویژگی پایان تصادفی را بازیابی کرد.

شاید کاری قابل تشخیص ترین نقش برای جوانان گرسنه امروز به عنوان دربان در است کریس کلمبوس خانه تنها 2: گمشده در نیویورک. بریتانیا مورد علاقه همه زندگی می کند چه می تواند بخشی از کارمندان هتل تند و زننده باشد و خواندن خط های عجیب و غریب می دهد نیکلاس کیج سرخ شدن در یک لحظه دیگر اهل سنت باید توجه کنند ، ادویه کاری نشان می دهد که با در اختیار داشتن سوء استفاده از “پیتزا” با یک بمب حنجره ، دروازه بان چه فایده ای دارد.

دهه 1990 اوج سال تولد بود مایکل کریچتون اقتباس های سینمایی ، اما با زمان کنگو شکوفه خود را به درون تئاترها فرو برد که شکوفه از گل سرخ خارج شده بود. خاموش کردن یک سناریوی حواس پرت ، ترکیبی از گوریل های شاداب مکالمه با الماسهای ارزشمند و لیزرهای خطرناک ، تیم کاری به عنوان هرکرمر هومولکا کار چندانی با اینجا ندارد. برای بیرون کشیدن این تصویر از رویاهای چرخشی آن ، ادویه کاری از پوزه غول پیکر خود استفاده می کند تا مخاطب را بخنداند قبل از اینکه حتی یک خط گفتگو را بیان کند. روشن است که او هیچ فایده ای ندارد ، و ما او را به خاطر آن دوست داریم.

دنباله های خانوادگی: FernGully: آخرین باران (1992) ، جزیره گنج Muppet (1996) ، Beauty and the Beast: The Christmas Enchanted (1997)

مشخصات بازیگر: تیم کاری
جزیره گنج Muppet (1996) – منبع: توزیع تصاویر بوینا ویستا

بعد از اینکه ویژگی های انیمیشن دیزنی دوباره با یک و دو پانچ در محبوبیت منفجر شدند پری دریایی کوچک و زیبایی و جانور، فاکس قرن بیستم با این برنامه در سال 1992 خواستار این کار شد FernGully: آخرین باران. تیم کاریبار دیگر به عنوان شرور اصلی انتخاب شد. داستان FernGully با موضوع محیطی سنگین تر از موعظه ترین ها بود هایائو میازاکی تصویر ، بنابراین جای تعجب نیست که تبه کار Hexxus یک تغییر شکل سمی است که از لجن و دود ساخته شده است. ادویه کاری با ترکیبی از امضای خود از وحشت و طنز ، دندان های خود را به نقش می رساند. با حمایت یک گروه موسیقی جاز ، او عاشق “عشق سمی” است که انگار در حال جستجوی یک تونی دیگر است.

در حالی که فاکس در جنگل های بارانی بازی می کرد ، والت دیزنی پیکچرز ادامه فیلم برنده خود را با یک فیلم دیگر Muppet بر اساس یک قطعه کلاسیک از ادبیات کودکان: Treasure Island. تیم کاری نقش غوطه وری لانگ جان سیلور را به زمین زد. ارائه یک عملکرد مخالف قطبی مایکل کین محدود به پاتوس مملو از Scrooge در کارول کریسمس Muppet، تیم کاری می رود گونگ هو با Long John Silver در جزیره گنج Muppets. او بین خوب و بد بودن هر دو پدر و مادر جیم هاوکینز و کلامی توهین آمیز به Polly Lobster است. جزیره گنج Muppet مشکلات زیادی دارد ، اما ادویه کاری یکی از آنها نیست

ادویه کاری ارتباط خود را با دیزنی در رابطه مستقیم فیلم به 1997 ادامه داد Beauty and the Beast: The Christmas Enchanted. وسط اول تنظیم کنید زیبایی و جانور از ویژگی هایی که Belle در حالی که سندرم استکهلم را از آنکه در قلعه Beast برای زمستان قفل نشده باشد ، تجربه می کند ، این تلنگر را در تیم کاری به عنوان صدای فورته ارگان Forte یک دستگاه نقشه است که برای توضیح نوسانات خشن خشونت Beast استفاده می شود. دقیقاً مانند FernGully ، ادویه کاری نمایش را با یک شماره موسیقی دوست داشتنی سرقت می کند. در “عاشق نباشید” ، او سحر و جادوهایی از Beast را با مرواریدهای مشکل ساز Edgelord همراه می کند ، مانند “احساسات چیز بزرگی است که مردان همه بر آن غلبه کرده اند” و “همه شور و شوق اتلاف وقت است”. میتوانست کاری ارگان از زمان صفحه نمایش بیشتری استفاده کرده اند؟ مطمئنا ، اما او بیشترین بخش را بدون توجه به اندازه ، بیشتر ساخته است.

همچنین ببینید

Richard Kind On AUGGIE ، رسانه های اجتماعی ، و بازگشت به CURB ANTHUSIASM خود را

یک نکته کوچک: شکار برای اکتبر سرخ (1990) ، فرشته های چارلی (2000) ، کینزی (2004)

در طول حرفه طولانی خود ، تیم کاری غالباً در شگفت آور ترین مکان ها نقش های کوچک به یاد ماندنی ظاهر می شود. شکار برای اکتبر سرخ آیا او در حال بازی با دکتر پتروف مزخرف است. هنوز هم بهترین اقتباس تام کلنسی با تاریخ ، جان مک تیانان صحنه هایی را که درون یک زیردریایی تیتراژ قرار دارد به سبک و باریک شلیک می کند. خدمه در محله های نزدیک تحت فشار هستند و ما می توانیم هر لحظه آچار را حس کنیم. صحنه امضای دکتر پتروف در اوایل شام یک افسر است که او در آنجا صحبت می کند و درباره اینکه چقدر غذا وحشتناک است و چقدر ترجیح می دهد در باله باشد ، صحبت می کند. مأموران اطراف او چشمان خود را به سختی می چرخانند. پتروف به دلیل بد بودن هر کسی که دوست دارد او را ترک کند ناامید است. این شخصیتی است که ممکن است برخی از آن غافل شوند ، اما سرعت وی پیش از تاریکی که قرار است دنبال کند ، یک جفت نور می افزاید.

نمایش های تلویزیونی اغلب تبدیل به فیلم می شوند ، و فرشته های چارلی از این قاعده مستثنی نیست. اولین ترک تئاتر در سال 2000 بود فرشته های چارلیبه کارگردانی مدرن امروز سام پکنکین، مک گ. فرشتگان برای نجات اریک ناکس که توسط یک جوان بازی می شود فرستاده می شوند سام راکول. راجر کوروین ، مظنون اولیه در مراحل دادرسی ، با بازی است تیم کاری. اگرچه او به سرعت مورد اهانت قرار گرفته است ، اما او شیمی خوبی را نشان می دهد بیل موری بوسلی در یک مهمانی از یک مسابقه در یک مهمانی ، از جمله مسابقه سومو که با لباس های پفی پفی کامل است ، به رقابت می پردازد.

مدیر تحسین شده بیل کاندون پیگیری او جیمز نهنگ بیوپیک خدایان و هیولا با 2004 کینزی. نگاهی به زندگی پیشگام تحقیقات جنسی آلفرد کینزی ، که در اینجا بازی می شود لیام نیسون، این یک داستان متحرک از خطرات است و صمیمیت جوایز می تواند زندگی ما را تحت تأثیر قرار دهد. کاندون کمی کمی آبپاش می کند ادویه کاری به عنوان ترکمن رایس ، استاد محافظه کار در دانشگاه ایندیانا ، در ترکیب قرار گرفت. با نگرش کاملاً مخالف از تمایلات جنسی دکتر فرانکی راکی ​​هورور. دکتر فریتر ، دکتر رایس ، برادران سالخوردگی را با احساسات جنسی به عنوان “مردان طبقه پایین” توصیه می کند که باید با “بستن چشمان خود و کنترل همه جان ها که آنها می شناسند ، وسوسه های خود را کنترل کنند … خوب ، نه تنها جان. گاهی پیترز! ” یک یا دو صحنه رایس به دلیل اینکه پاشنه فیلم نیست ، به هیچ وجه ناخوشایند نیست کاری خرد در هر هجا تنها. تنها آرزو می کند که بیشتر او را نجات دهند.

تنش پویا باید کار سختی باشد

با صدها اعتبار به نام او ، تیم کاری وسعت حرفه ای دارد که هر بازیگر دیگری به آن حسادت می کند. در سالهای اخیر ، زندگی وی چرخه غم انگیزی را پشت سر گذاشته است. در ژوئیه 2012 ، وی در خانه خود در لس آنجلس دچار سکته مغزی شد. وی از طریق فیزیکی و گفتاردرمانی ، کارهای صوتی را در اینجا و آنجا انجام داده است که مهمترین آنها به عنوان صدراعظم Palpatine / Darth Sidious در تعداد انگشت شماری از قسمت های سریال محبوب CG است. Star Wars: The Clone Wars. ادویه کاری ظاهر نادر در دوربین به عنوان The Criminologist in Fox’s TV 2016 بازخوانی فیلم Rocky Horror تا حدودی گیج کننده با عنوان نمایش تصویر Rocky Horror: Let’s Do The Time Warp. امیدواریم که او هنوز هم در سالهای آینده نقش تحریک کننده ای داشته باشد.

یک تلنگر مورد علاقه Tim Curry را از دست داده ام؟ در نظرات زیر آتش بگیرید!


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

جوانب مثبت ، منفی و چگونگی شروع کار به عنوان فیلمنامه نویسان

بنابراین ، شما می خواهید فیلمنامه‌نویس باشید. چرا که نه؟ از نظر درآمد برای هر تعداد کلمه ، مسلماً پرسودترین نوع نوشتاری است که می خواهید آرزو کنید. اگر شما هم عاشق قصه گویی و فیلم هستید – اگر شما یک شخصیت خلاق هستید که با ایده ها فاش می شوید – نوشتن برای صفحه بزرگ شاید به نظر برسد که فاقد ذهن باشد.

اما نگه دارید هر سکه دو طرف وجود دارد ، و قبل از اینکه در عنوان اول صحنه خود کلید بزنید ، احتمالاً باید درباره هر دوی آنها بشنوید. در زیر بخشی از جوانب مثبت و منفی که احتمالاً به عنوان فیلمنامه نویس با آنها روبرو هستید ، و همچنین چند نکته در مورد چگونگی تکمیل اولین فیلمنامه شما وجود دارد.

طرفداران

ممکن است فکر کنید که “درآمدزایی” باید در صدر این فهرست باشد ، اما واقعاً اینگونه نیست. از نظر آماری ، شما (مثل همه بقیه ما) خیلی بعید است که از نوشتن فیلمنامه پول بدست آورید. این بدان معنا نیست که شما نمی توانید ، یا نمی توانید ، بلکه گفتن اینکه درآمد یا حرفه ای “طرفدار” فیلمنامه نویسی است ، این است که بگویید ورزشکار المپیک تبدیل شدن به “طرفدار” عضویت در ورزشگاه است.

آیا ممکن است این اتفاق بیفتد؟ آره. آیا باید روی آن حساب کنید؟ قطعا نه. پس چه چیز دیگری وجود دارد؟ در واقع ، مقدار زیادی

شما از این روند لذت خواهید برد

فیلمنامه نویسی می تواند خسته کننده و خسته کننده باشد ، اما همچنین می تواند بسیار سرگرم کننده باشد. یک اسکریپت یک دنیا است ، و انجام آن چیزی است که شما می خواهید با شماست. کاراکترها ، تنظیمات و پیچیدگی های نقشه در اوج تصور شما هستند و با شروع صفحات افزودن ، این هم قدرتمند است و هم هیجان انگیز. در بهترین حالت ، فیلمنامه نویسی ارتباط زیادی با سایر فعالیت های مراقبه دارد – همانطور که خود را در کار از دست می دهید ، عوامل استرس زا و مشکلات موجود در زندگی واقعی شما از بین می رود.

حس مهم دستیابی به دست می آورید

نوشتن حتی یک فیلمنامه یک دستاورد است. چند نفر را شخصاً می شناسید که این کار را انجام داده اند؟ این فقط ایده نیست ، این فقط داستان نیست ، این مهارت و درایو برای تبدیل آن به 100 صفحه است. پایان دادن به یک فیلمنامه این احساس شخصی را برآورده می کند که به راحتی نمی توان اندازه گیری کرد و تجربه همیشه با شما خواهد بود.

جوانب مثبت ، منفی و چگونگی شروع کار به عنوان فیلمنامه نویسان
بازنویسی (2014) – منبع: Lionsgate

مهارت های منحصر به فردی را ایجاد خواهید کرد

حتی اگر وارد کار نشوید ، حتی اگر نوار ماشین تحریر را بعد از اولین فیلمنامه خود آویزان کنید. حتی اگر آنرا درست نکنید که تا کنون ، یادگیری اصول چگونگی خواندن و نوشتن فیلمنامه یک سرمایه با ارزش است که به شما متصل می شود و می تواند فرصت های دیگری را در جاده باز کند. این که آیا رویاهای اسکار خود را پشت سر می گذارند یا کاملاً دست نخورده باقی می مانند ، خوب است که یک مجموعه مهارت داشته باشید که این امکان را نیز برای شما فراهم می کند تا یک تبلیغ ، موسیقی ویدیو یا سایر رسانه ها را اسکریپت کنید. شما همچنین ، صرف نظر از قالب ، در داستان نویسی و نوشتن به طور کلی بهتر خواهید شد.

علاوه بر “مهارت سخت” در نوشتن ، به پایان رساندن یک فیلمنامه به شما کمک می کند تا با آموزش در پشتکار ، صبر و فروتنی در بخش “مهارتهای نرم” قرار بگیرید. می توان به سرعت یک اسکریپت نوشت. هرچند بیشتر اوقات ، ماهها فداکاری و اندوه زیادی می طلبد. زیبایی آن این است که می توانید این درس ها را در بسیاری موارد دیگر در زندگی بکار بگیرید.

شما خواهید بود [Possibly] برای تماشای کارتان در حالت نمایش بزرگ در صفحه بزرگ تماشا کنید

خواه کار پرداخت یا پرداخت نشده باشد ؛ خواه این یک فیلم سینمایی هالیوود باشد ، سریال آمازون نخست ، یا خلاصه ای است که شما خودتان فیلمبرداری کرده اید. چه این یک اقتباس ، بازنویسی یا کاملاً اصلی باشد – مقایسه این احساس که هنگام تماشای کسی به معنای جاودان کردن کلماتی که شما نوشتید ، دشوار است.

و این که آیا شما به اندازه کافی خوش شانس هستید که فیلمنامه خود را در یک صفحه نمایش بزرگ تئاتر مشاهده می کنید ، یا فقط آن فیلم کوتاه را با دوستان خود در YouTube به اشتراک می گذارید ، هیچ چیز کاملاً شبیه این نیست که بتوانید در زمان واقعی آن تجربه را با آنها داشته باشید. به عنوان مثال ، در حالی که نوشتن یک رمان دستاورد عظیم خود است ، شما دقیقاً نمی توانید آن را بخوانید با مردم ، در حال حاضر به طور مشترک به اشتراک می گذارند.

به عبارت ساده تر ، اگر شما می توانید هر فیلمنامه نویسی خود را تولید کنید – با هر ظرفیتی – در اصل تضمین شده است که یک تجربه منحصر به فرد و هیجان انگیز است.

منفی

فیلمنامه نویسی همچنین دارای چند نکته جانبی است. البته همه موارد دیگر در حال اجرا باشید – برای ریه ها ، قلب و مغز بسیار عالی است ، اما برای زانوها چندان مناسب نیست. یادگیری موارد منفی نباید شما را از این امر دلسرد کند ، فقط درک سالم از آنچه ممکن است در این مرحله قربانی کنید ، تسهیل می شود.

وقتی صحبت از فیلمنامه نویسی است ، موارد جانبی جانبی احتمالی در نظر گرفته شده است:

اعتماد به نفس شما آمار خواهد گرفت

اولین چیزی که احتمالاً در مورد نوشتن برای صفحه متوجه خواهید شد این است که کار دشواری است. صادقانه بگویم ، اگر به راحتی به نظر برسد ، احتمال دارد فیلمنامه شما خیلی خوب نباشد. اما این نه تنها قالب بندی (تفاوت های ظریف آن می تواند سالها به طول بیانجامد) و جنبه های ساختاری (ایضا) که باید یاد بگیرید. شما همچنین باید یاد بگیرید که انتقاد کنید.

اگر می خواهید یک اسکریپت را بنویسید ، چاپ کنید و ببندید ، سپس آن را روی یک قفسه بچسبانید و هر از گاهی به آن نگاه کنید ، این ممکن است صدق نکند. اگر می خواهید کار دیگری با داستان خود انجام دهید (مانند آن را در یک مسابقه وارد کنید یا از آن استفاده کنید تا خود را به عنوان فیلمنامه نویس بازاریابی کنید) ، سپس اولین قدم این است که ببینید افراد دیگر در مورد آن چه فکر می کنند. مشکل این است که چیزی به عنوان فیلمنامه عینی خوب یا بد وجود ندارد و تعداد زیادی فیلمنامه نامزد اسکار قبل از تولید فیلم بازخورد وحشتناکی را دریافت کرده اند. درس این است که مهم نیست آنچه می نویسید ، کسی فکر می کنم افتضاح است و هنگامی که آنها به شما همان اندازه بگویند ، ممکن است نیش بخورد.

در همین حال ، اگر جاه طلبی شما بخار خود را از دست می دهد یا دوره را تغییر می دهد ، و شما هرگز تبدیل به یک فیلمنامه نویس پولی نمی شوید ، ممکن است خیلی وسوسه شوید که احساس شکست کنید. در واقعیت ، این نتیجه یک ماتریس پیچیده از تصمیمات و شرایط بود – اما برای یک کلمه ساده مانند “عدم موفقیت” در ناخودآگاه آسان تر است.

جوانب مثبت ، منفی و چگونگی شروع کار به عنوان فیلمنامه نویسان
بارتون فینک (1991) – منبع: استودیوهای قرن بیستم

احساس ناامیدی خواهید کرد

به نظر رسیدن کاراکترها و توطئه ها آسان است ، و برای برخی افراد چنین است. اما حتی برای کسانی که دارای توانایی طبیعی برای گفتن داستان هستند ، ساختن یک اثر به عنوان فیلمنامه می تواند چالش برانگیز باشد. برقراری ارتباط شخصیت با مخاطب از طریق متن ، وارد کردن درام باورنکردنی در هر صحنه ، استفاده از جملات ساده برای انتقال احساسات عمیق – حتی فیلمنامه نویسان با تجربه همواره با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند.

فراتر از ناامیدی درگیر در روند خود ، تلاش برای “ساختن” آن به عنوان فیلمنامه نویس حرفه ای ، میدان مأیوس کننده ای از ناامیدی و نارضایتی است. این که آیا شما در حال مذاکره برای بازنویسی صفحه یک هستید ، برای ورود به سیستم های بی وقفه ، یا فقط سعی در یادگیری معنای آن چیزها دارید ، فیلمنامه نویسی چیزی نیست اگر برای فیلمنامه نویس (با درونی و خارجی) با تعارض همراه نباشد.

فیلم ها را متفاوت خواهید دید

تبدیل شدن به “سرخوردگی” و “ناامید شدن” دقیقاً یکسان نیستند و به عنوان فیلمنامه نویس ، هر دو در زمینه فیلم برای شما اتفاق می افتند. با گسترده ترین تعریف کلمه ، فیلم ها توهم هستند. آنها ما را به مکان و زمان دیگری منتقل می کنند و ما را با این ایده که واقعیت است را اذیت می کنند. آشنایی با اصول فیلمنامه نویسی مانند دیدن پشت پرده جادوگر است. هنگامی که شما از عملکرد معمولی و قرار دادن رویدادهای تحریک کننده ، تنظیم قطعات ، معکوس های طرح و سایر موارد اصلی فیلمنامه نویسی مطلع باشید ، فیلم ها در زمان واقعی شروع به ساختارشکنی می کنند.

از یک طرف ، داشتن کمی “آگاهی از خود” می تواند جالب باشد. از طرف دیگر ، ممکن است دریابید که یک داستان تقریباً غیرممکن است که شما را با همان نیرویی که قبلاً به آن عادت کرده اید ، بگیرید و نگه دارید.

چگونه اولین فیلمنامه خود را تکمیل کنید

این یک لیست جامع از نظرات و منافع فیلمنامه نویسی نبوده است – لازم به ذکر نیست که هرکدام ممکن است توسط نویسندگان مختلف تفسیر شود. حداقل باید این واقعیت را درک کرد که به محض نوشتن اولین “FADE IN” ، احتمالاً دیگر برنگشته اید.

با فرض اینکه شما آن کلمات را تایپ کرده اید یا برنامه ریزی کرده اید ، در اینجا چند نکته و ترفند وجود دارد که امیدوارم به شما کمک کند تا تمام راه را به سمت “پایان” ببرید.

هر روز بنویس

کارآفرین تیم فریس ممکن است فیلمنامه ای ننوشته باشد ، اما وی نویسنده پنج کتاب و هزاران پست وبلاگ است ، و توصیه ای متشکل از چگونگی ریختن مطالب دارد: هر روز ، “دو صفحه ناخوشایند” بنویسید. وقتی نوبت به فیلمنامه ها می رسد ، آنها باید بازنویسی شود آن ها هستند انتظار می رود بازنویسی شود از این رو ، نکته بسیار اندکی وجود دارد که اجازه می دهیم کمالگرایی جایی در اولین پیش نویس شما داشته باشد – و مطمئناً پیش نویس اولین فیلمنامه شما نیست.

هر روز ممکن است ، بنشینید و داستانی که دارید را ادامه دهید. لازم نیست عالی باشد حتی لازم نیست خوب باشد هیچ چیزی که شما در این مرحله بنویسید ، دائمی نیست ، و در واقع ، ممکن است این باشد که صحنه های نوشتن که شما از آن راضی نیستید ، همان چیزی است که شما را به سمت چه چیزهایی بهتر نشان می دهد.

اگر نمی توانید هر روز این کار را انجام دهید ، مضطرب نکنید. تا زمانی که تلاش می کنید ، احتمالاً هنوز هم هر هفته 10 یا بیشتر صفحه نوشته خواهید شد. بدیهی است که بدترین کاری که می توانید از نظر به پایان رساندن یک فیلمنامه انجام دهید این است که اصلاً چیزی ننویسید.

جوانب مثبت ، منفی و چگونگی شروع کار به عنوان فیلمنامه نویسان
اقتباس (2002) – منبع: فاکس قرن بیستم

لیست ایده ها را نگه دارید

این امکان وجود دارد که شما یک داستانی را که می خواهید برای گفتن داشته باشید ، و به محض گفتن ، علاقه ای به نوشتن فیلم های بیشتر ندارید. اما بیش از حد ممکن است که شروع یک فیلمنامه به شما ایده هایی برای ده ها نفر دیگر بدهد. این یک چیز عالی است – تا زمانی که کسی را که در آن کار می کنید برای شروع کار جدید کنار نگذارید. اگر این کار را انجام دهید ، پایان دادن به چرخه حدس دوم بسیار آسان است.

ممکن است وقتی نویسنده ای با هزینه باشید ، یک بار به جاده بیایید و هک کردن پروژه بخشی از کارهای روزمره شماست. برای کسانی که تازه شروع به کار می کنند ، می تواند ضد تولید باشد.

همین پدیده می تواند در یک فیلمنامه واحد رخ دهد. شما ممکن است یک برنامه برای شخصیت های خود داشته باشید ، اما خود را در خواب روز از برنامه های جایگزین پریشان کنید. هیچ مشکلی در این مورد وجود ندارد مگر اینکه معنی آن را داشته باشد هیچ یک از آنها نوشته شده است

وقتی وسوسه می شوید که اسب ها را در وسط جابجا کنید ، با نوشتن افکار خود در لیست ، با آن مقابله کنید. این ایده خوبی است برای نگه داشتن لیستی از ایده ها برای فیلمنامه فعلی خود ، ایده هایی برای نمایش فیلم های آینده و سایر دسته های افکار پریشان کننده.

از دیگر فیلمنامه نویسان خودداری کنید

چگونه کتاب ها و وب سایت ها یک منبع فیلمنامه نویسی عالی هستند. فیلم ها ، سمینارها و فیلمنامه نویسان کار نیز هستند. مشکل این است که وقتی توجه به آنها را شروع می کنید ، می توان جلوی آن را سخت کرد. به طور خاص ، YouTube و Reddit در حال فهمیدن اطلاعات خارق العاده برای نویسندگان جوان هستند – و هنگامی که شما در یک سوال یا مشکل گیر کردید ، آنها هر دو مکان عالی برای روی آوردن هستند.

هرچند که از این هدف خاص منحرف شوید ، این یک شیب تند و لغزنده به سمت اتلاف وقت است. به عنوان مثال ، زیر نویس انجمن فیلمنامه نویسی Reddit می خواند: “نویسندگان از کجا می روند تا از نوشتن جلوگیری کنند.” وقت زیادی را در آنجا بگذرانید ، و خودتان را در خواندن فیلمنامه های دیگر ، یادگیری چیزهای بی نظیر فیلمنامه نویسی ، و گهگاه به بحث های سیاسی می کشید – اما کارهای بسیار کمی را انجام می دهید.

این سایت ها با چنان ماده ای بسته بندی شده اند که غیرممکن کردن آن در همه غیرممکن است ، و حتی کمتر آن را در یک پروژه گنجانیده اید ، و این باعث می شود که ایده ای بهتر از این باقی بماند. وقتی بنیادی ترین جنبه های ساختار و قالب بندی را یاد گرفتید ، همه چیز لازم را برای دست کشیدن به اولین پیش نویس خود بدست آورده اید.

این همه موضوع است

تنها راه اشتباه برای دنبال کردن یک حرفه در فیلمنامه نویسی ، نوشتن هیچ فیلمنامه نیست – و هیچ راه اشتباهی برای نوشتن فیلمنامه وجود ندارد. با این حال ، نشان دادن این نکته دقیق این واقعیت است که برخی از نویسندگان مخالف هستند.

نکته آخر این است که همه ذهنی هستند و شامل جوانب مثبت ، منفی و چگونگی مهارت هستند. هیچ کس نمی تواند به شما بگوید سفر فیلمنامه نویسی برای شما مناسب است یا خیر ، و مطمئناً آنها نمی توانند آن را در کفش های شما قدم بردارند. امیدوارم هنوز هم در این راهنما دیدگاه مفیدی برای شما وجود داشته باشد.

شما چی فکر میکنید؟ بهترین و بدترین جنبه های نمایش فیلمنامه ها کدامند؟ چه نکاتی به شما کمک کرده است تا از اولین پیش نویس خود استفاده کنید؟


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

راهنمای مبتدی: جاش و بنی صفدی ، نویسندگان و کارگردانان

نکته در مورد زندگی در شهر نیویورک این است که همه – حتی افرادی که هرگز پا در یکی از پنج ولسوالی های شهر نرفتند – فکر می کنند نیویورک را می شناسند. بزرگ اپل ، شهری که هرگز نمی خوابد … هر آنچه که می خواهید آن را بخوانید ، هیچ منکر این نیست که نیویورک در فرهنگ عامه به شکلی به تصویر کشیده شده است که هرکسی نسخه خود را از شهر زندگی می کند که درون سر خود زندگی می کند.

نیویورک شما می تواند دنیای سکسی و پر زرق و برق باشد سکس و شهر، جایی که هر کس می تواند مانولو Blahniks را بپذیرد و ناهارهای بلند و راحت را بخورد. خانه های فوق فکری و عصبی همه وودی آلن فیلم ، که در آن هر شخصیت خیلی سریع صحبت می کند و دارای مدرک دانشگاهی زیادی است (البته لازم به ذکر نیست که درمانگران). یا میدان جنگ شدید و کثیف جنگجوها، با باندهایی که در خیابانها و مردم عادی اداره می شوند پس از تاریکی می ترسند خانه های خود را ترک کنند. واقعیت ، البته ، آمیزه ای از همه موارد فوق است ، با تندی از شوخ طبعی و طنز ، طعنه آمیز که در حد متوسط ​​شما یافت می شود سیفلد قسمت (اما به ویژه ، یکی از سوپ نازی ها).

جاش و بنی صفدی این را بدان. فیلم های آنها نیویورک را به تصویر می کشد که آن دسته از ما که در اینجا زندگی می کنیم دوست داریم از نفرت و نفرت از عشق (گرچه در پایان ، ما همیشه به عشق خود خواهیم گشت). نیویورک آنها پر هرج و مرج ، پر سر و صدا و پر از فرصت برای ماجراجویی ، خوب و بد است. نیویورک آنها دارای شخصیت های رنگارنگ و کم رنگی است که کمتر از همه چیز جالب نیستند – در واقع ، بسیاری از به یادماندنی ترین انتخاب های بازیگران خود ، شامل زن و مرد تصادفی است که به راحتی از خیابان بیرون می آیند و نسخه های سینمایی خود را بازی می کنند. بعضی اوقات نیویورک ممکن است خیلی سخت باشد ، گاهی اوقات. اما من به عنوان یک نیویورکر ، هرگز ندیده ام که خانه ام به تصویر کشیدن واقعی تر از آنچه در تمام سال های سینمایی آنها نشان داده شده ، روی پرده باشد.

با پیشرفت زمان ، فیلمسازی جاش و بنی صفدی با قطعه های جذاب تر و ستاره های بزرگتر پیچیده تر می شود ، اما شهر در مرکز کاملاً باقی مانده است ، و به طرز وحشتناکی همان است. اگر همیشه می خواهید نیویورک واقعی را بشناسید ، می توانید مطمئن باشید که هر یک از فیلم های زیر معرفی ایده آل را برای شما ارائه می دهند.

لذت از سرقت (2008)

منبع: IFC Films

اولین برادران صفدی ویژگی کاملاً “” نیستبرادران صفدی“فیلم؛ این در درجه اول است جاش تولید با کارگردانی و بنی به عنوان دستیار ویرایشگر اعتبار یافت. لذت از سرقت یک فیلم کوچک تقریباً در حاشیه در مورد یک زن کلیفوماسی عجیب و غریب به نام Eleonore است ، و در حالی که شباهت های بیشتری به مامان دارد از آنچه که با صفحات کارهای اخیر اکتان بالاتر ، هنوز نشانه های بسیاری از جنون هنوز وجود ندارد.

بازیگری که الونور را بازی می کند ، اولین بار در بسیاری از دوره های تکراری است صفدی یکی از همکاران در یک سفر از طریق فیلمبرداری خود ملاقات خواهد کرد – الونوره هندریکس، که در بخش بازیگران در تمام فیلم هایشان کار کرده است. تخصص او بازیگران خیابانی است ، بنابراین هندریکس می توانید از معرفی مخاطبان با بسیاری از شخصیتهای بی نظیر نیویورک که در این جشنواره ظاهر شده اند تشکر کنید برادران صفدی فیلم های. این تمایل به کار نه تنها با بازیگران آموزش دیده ، بلکه به آنها اجازه می دهد که اساساً خودشان را بازی کنند ، با بداهه نوازی و مربیگری کمترین ، یک عامل اصلی در ارائه صفحات نیویورک بسیار معتبر؛ بازیگران آموزش دیده که نیازی به کمبود هوشیاری لازم برای ایجاد این شخصیت ها در زندگی واقعی ندارند ، به راحتی روی صحنه های واقعی نیویورک تکرار نمی شوند.

هنگامی که برای اولین بار با Eleonore آشنا می شویم ، او در حال قدم زدن است – نه در یک محله پر زرق و برق پر از بلند و مرتفع ، بلکه یکی که مضطرب است و با نقاشی های دیواری تکه تکه می شود – و زنی را که در آن طرف خیابان قدم می زند نام دارد. سرانجام ، اتونور به طور اتفاقی آن را صحیح می کند و با خوشحالی از زن استقبال می کند و ادعا می کند که یک آشنای دیرینه است. در حین انجام این کار ، او به طرز ماهرانه ای کیف بزرگ قرمز زن را از بازو و روی خودش می کشد ، بدون اینکه او عاقل تر باشد.

دزدی اجباری برای Eleonore است ، او را وادار می کند تا همه چیز را از انگور تنها در یک دسته از بازار به یک کیسه بزرگ لباسشویی که شامل یک سگ و چندین بچه گربه است ، بردارد. در یک لحظه ، او یک کلید ماشین را در کیف پول دزدیده شده پیدا می کند و شروع به پرونلینگ خیابان می کند ، و کلید آن را در هر خودرویی که می تواند پیدا کند تا زمانی که کار کند ، امتحان می کند. از آنجا ، او به پایان رسید رانندگی دوست خود جاش – مانند جاش صفدی – تمام راه را به خانه خود در بوستون در ماشین سرقت رفته ، با وجود اینکه نمی دانید چگونه رانندگی کنید و باید در طول راه یاد بگیرند.

منبع: IFC Films

روشن است که این تجربه ، و عجله آدرنالین ، سرقت از آن است که Eleonore رشد می کند ، خیلی بیشتر از خود کالاهای دزدیده شده. از این گذشته ، او هر روز همان ژاکت قرمز و مینیسک را می پوشد ، وقتی که به عنوان یک دزد ماهر ، می توانست کمد لباس بسیار گسترده تری داشته باشد. در واقع ، Eleonore همه چیز را در مورد تجربه ها دارد – او علیرغم اینکه نمی داند چگونه بازی کند ، وارد تفریح ​​تنیس روی میز می شود ، و هنگامی که پلیس پلیس او را از طریق کیسه یک زن در پارک بازداشت کرد ، او را مجبور می کند تا او را برای گرفتن یک جنایتکار دیگر بدست آورد. در باغ وحش Central Park: “من در باغ وحش برونکس و باغ وحش Prospect Park بوده ام ، اما هرگز باغ وحش پارک مرکزی!” نکته برجسته فیلم زمانی است که Eleonore برای بازدید از خرسهای قطبی باغ وحش گله می کند و در نهایت با پریدن به داخل خانه اش می رود و خوشحال می شود با وجود این واقعیت که این حیوان می تواند هر موقع گلو را بیرون بکشد.

لذت از سرقت به همان اندازه تیز (یا همان استرس زا) نیست صفحات بعداً کار می کند ، اما ارزش تماشای آن را دارد هندریکس تصویری lo-fi از یک دختر گمشده که به دنبال چیزی غیرقابل توصیف است. شما می توانید Eleonore حلق آویز با دیگر وسایل نقلیه دیگر در برادران صفدی جهان – تلاش برای سرقت چنگال جولیا در خارج از یک باشگاه مرسوم ، مد روز یا برخورد با کونی در کلاهبرداری خود ، سعی در برکناری برادرش از زندان و برچسب زدن فقط به خاطر هیجان آن. نسبیت و جذابیت طبیعی وی ، فعالیتهای تفریحی حواس پرت الونور را بیش از آنچه که در ابتدا تصور می شد ، دلسوز تر می کند. به راحتی تصور می کند که او در مکالمه ای با شما در یک نوار غواصی در جایی در سمت شرق پایین دست در حالی که او کم کلید کیف پول شما را می چرخاند ، آسان است.

صحبت از میله ها: در یک صحنه بسیار به یاد ماندنی اما کاملاً پرتاب ، مردی که به یک نوار حمله می کند Eleonore اعلام می کند که نوشیدنی های همه مردم روی او هستند ، قبل از اینکه بفهمند نوار شلوغ است و با بی عدالتی پشت معذرت خواهی عصبی می رود. لمس های کوچکی از این دست ممکن است در طبقه اتاق برش در فیلم دیگر کارگردان به پایان برسد ، اما در اینجا آنها رنگی پر جنب و جوش می افزایند که خیلی طولانی به سمت واقعی کردن این دنیای سینمایی می رود.

بابا لنگ دراز (2009)

منبع: IFC Films

اولین فیلم بلند که اعتبار هر دو را دارد جاش و بنی به عنوان کارگردان ، بابا لنگ دراز – به طور متناوب با عنوان برو مقداری رزماری دریافت کنید – اعتصاب نزدیک به خانه. داستان یک پدر بروکلی بی روح و دوست داشتنی اما دوست داشتنی به نام لنی که زندگی بی هدف او وارونه می شود وقتی او هر سال به مدت دو هفته از حضانت دو پسر خردسالش به سر می برد ، این فیلم با الهام از الهام صفحات تجربیات خود را با پدر مطلقه خود داشته باشید.

که در بابا لنگ دراز، گفت پدر با بازی می شود رونالد برونشتاینبازیگر و فیلمبرداری که از زمان ویژگی های همه آنها با Safdies همکاری کرده است و همه را ویرایش می کند. اینکه او شخصیتی را بازی می کند که با الهام از یکی از اعضای خانواده آنها در بابا لنگ دراز معنا می یابد؛ وقتی صحبت از فیلم های آنها می شود ، او در اصل سوم است صفدی برادر.

مثل هر صفدی شخصیت لئون یک شخصیت پر هرج و مرج از Eleonore از طریق Eleonore است تا به هوارد رادنر برسد ، که لزوماً برای انجام مکرر انتخاب های زندگی بد مشکوک ، جذابیت عجیب او را کم نمی کند. لنی یک دوست دختر غیر مسئولانه به همان اندازه لنی دارد (هندریکس، دوباره) ، کسی که کارهایی مانند خرید پسران خود یک مارمولک (که آنها را فراموش کرده اند که تغذیه کنند) و پس از مشاجره با لنی ، به سمت تونل مترو تاریک حرکت می کنند. با هم ، آنها با وجودی که واقعاً به دلیل این واقعیت هستند که چنین تأثیرات بدی دارند ، با هم جفت ارزند که با دو پسر جوان سرنوشت ساز باشند.

منبع: IFC Films

از جمله فعالیت های دردسرساز که لنی پسرانش را درگیر می کند ، آنها را در یک سفر آخر هفته با یک زن که یک ایستاده یک شب با او (و دوست پسر او) داشت و همراه با قرص های خواب آور ، آنها را در طبقه بالا در خیابان قرار داده بود تا بتواند در یک شیفت شب کار کند. سینمای سینما ، فقط برای پسران 48 ساعت محکم می خوابند. در یک لحظه وی به همراه دوستان خود نقاشی های رنگ آمیزی با اسپری را با دوستانش دستگیر می کند در حالی که پسران هنوز هم در آپارتمان او محاصره شده اند و صبح روز بعد فقط به موقع برمی گردند تا آنها از خواب بیدار شوند.

واضح است که لنی ، که دائماً با او مشاجره می کند و هر فرد بالغ دیگری را که در اطراف خود است ، بیگانه می کند ، به سختی بالغ تر از بچه هایش است. او به سختی می تواند از خود مراقبت کند ، چه رسد به آنها. به همین دلیل است که ، وقتی لنی باید بچه ها را در پایان دو هفته به مادرشان بازگرداند ، احساس می کند که بسیار خالی و تنهایی است. قرار است او بدون زندگی آنها با زندگی خود چه کند؟ هنگامی که شما یک پسر مانند لنی هستید ، تنها یک راه برای حل این اتفاقات وجود دارد: آدم ربایی فرزندان خود و رها کردن خود به خود از آپارتمان خود برای رفتن به جایی که دیگر نمی توانید پیدا کنید.

بابا لنگ دراز با یک شات پایانی در نیویورک به پایان می رسد که در کلاس کلاسیک جایی نخواهد داشت وودی آلن فیلم: لنی و پسرانش و تمام چمدانهایشان در تراموا جزیره روزولت ، سوار آن می شوند و به دنیایی ناشناخته سوار می شوند. خوب ، نه واقعاً – به طور واضح به جزیره روزولت می رود – اما کسی نمی داند آینده برای آنها چه نوع آینده ای دارد. در حالی که ماشین تراموائی آنها در فاصله ناپدید می شود ، فرد با احساس ترس و وحشت همراه است. این یک پایان کاملاً خوشحال کننده نیست ، بلکه در آن است برادران صفدی“جهان – مانند دنیای واقعی” ، ما به ندرت چنین ساده ای را می گیریم.

بهشت چه می داند (2014)

منبع: RADiUS-TWC

بهشت چه می داند اولین مورد است برادران صفدی فیلمی که بسیاری از ویژگیهای سبکی که اکنون با آنها در ارتباط هستیم واقعاً شروع به جهش از صفحه و حمله به چشم و گوش شما می کند. اگر لذت از سرقت و بابا لنگ دراز می توان به عنوان سخنگو ، بهشت چه می داند بیشتر یک فریاد اولیه است. ستاره فیلم ، آریل هولمز، توسط مشاهده شد جاش صفدی در خیابان های نیویورک. بعد از اینکه کمی اطلاعات بیشتری در مورد او کسب کرد ، او را متقاعد کرد که داستان زندگی خود را بنویسد ، حتی هزینه صفحه را نیز پرداخت کند. آن خاطره ، دیوانه عشق در شهر نیویورک، هرگز منتشر نشد ، اما توسط این اقتباس شده است صفحات و برونشتاین در این فیلم با بازی در نقش اصلی هولمز به عنوان یک نسخه آزادانه خیالی از خودش.

در حالی که لذت از سرقت و بابا لنگ دراز از یادداشت های نسبتاً سبکی شروع کنید ، بهشت چه می داند بلافاصله شما را از سوراخ خرگوش به تاریکی چرخاننده می کشد که شخصیت اصلی آن را درگیر می کند. در صحنه افتتاحیه ، هارلی معتاد به هروئین معتاد (هولمز) دوست پسر سابق خود را ، به یک معتاد دیگر به نام ایلیا التماس می کند (Caleb Landry Jones) ، او را به دنبال شکست اخیر ، به عقب برگرداند. هارلی آنقدر ناامید شده است که ایلیا را پس بگیرد ، که از هیچ ارتباطی با او امتناع ورزد ، به طوری که او از او می پرسد که آیا او درگذشت دوباره او را دوست دارد. نه تنها ایلیا می گوید بله ، بلکه او همچنین هارلی را تشویق می کند که مچ دست خود را با تیغ های تیغ ببندد که با پول بدست آمده بدست می آورد.

کل این سکانس ، از تقاضای اولیه هارلی به ایلیا ، از خرید تیغ های تیغ تیغی ، بریده شدن مچ دست های او ، و این باعث می شود که ایلیا ترشح کند و با یک آمبولانس تماس بگیرد ، غلطکی از احساسات است. من هرگز از هروئین استفاده نکرده ام ، اما تماشای چرمی هارلی و ایلیا در وضعیتی که به مواد مخدر اضافه شده بود ، باعث شد احساس کنم که خودم در مواد مخدر بودم ، با پارانویا و هراس سرخ شده ام. این سکانس لحن تردد ناخوشایند را از طریق عالم اموات نیویورک به دنبال خواهد داشت ، زیرا هارلی در اطراف نیویورک سرگردان است و به دنبال نیمکت هایی برای تصادف و مواد مخدر برای گلزنی است. شدت این فیلم بیشتر توسط انتخاب های موسیقی مورد بررسی قرار می گیرد ، از الکترونیکی گرفته تا سخت افزاری ، و به نظر می رسد هر لحظه ذهن وحشتناک ذهن هارلی را تکرار می کند.

منبع: RADiUS-TWC

بهشت چه می داند بسیار دشوار است برادران صفدی فیلم برای تماشای ، در بخش عمده به دلیل اصالت خام هولمز عملکرد به عنوان هارلی. یک ستاره براق و جوان هالیوود ، هر چقدر هم که این بازیگر با استعداد باشد ، هرگز نمی توانست هارلی را به لباس طبیعی دنیا که هولمز به نقش می آورد؛ اقداماتی که به طور بالقوه می تواند از بالای سطح احساس کند ، کاملاً طبیعی در وضعیت ناامید کننده او احساس می شود. فرار از وی با معتادان همسایه در پارک های اسکیت و رستوران های فست فود نوعی چیز است که در هر روز مشخص در قسمت های کم آب و هوای قسمت پایین دست پایین شرقی مشاهده می شود ، در حالی که اعتماد وسواس او به ایلیا علی رغم رفتارهای ناسازگارانه او ، ناامید کننده است بلکه بسیار باورپذیر است.

در این فیلم ، ایلیا در صحنه ای می میرد که تقریباً به دلیل کیفیت سورئال بودنش در فیلم جایی ندارد. وی پس از ترك خواب هارلی در اتوبوس كه برای میامی قرار دارد ، وارد خانه ای متروكه می شود و هنگامی كه شمع در كنار فضای خواب او فرو می رود ، در آتش آتشین می میرد. در زندگی واقعی، هولمز ایلیا در اثر مصرف بیش از حد دارو در پارک مرکزی درگذشت. این فیلم به او اختصاص داده شده است ، با این احساس چپ که مرگ روی پرده این شخصیت ، ایلیا را به خروج سینمایی و دراماتیک اعطا کرد که در زندگی واقعی از او سلب شد.

هیچ چیز در مورد بهشت چه می داند به هیچ وجه پر زرق و برق است ، و نه از طریق یک نگاه اخلاقی قابل قضاوت است. در عوض ، آن را لکه دار می کند تا انسانیت پنهان شده در پشت حماسه هایی که هر روز در خیابان های نیویورک دیده می شود را آشکار کند.

وقت خوش (2017)

منبع: A24

در حالی که صفحات با هر فیلمی که اکران می کردند ، تحسین بیشتری به دست آوردند ، تا این زمان نبود وقت خوش که آنها واقعاً به عنوان فیلمساز برای تماشای صحنه صحنه منفجر شدند. بازیگران تقریبا غیرقابل تشخیص است رابرت پتینسون به عنوان سارقان بانکی بی سر و صدا کونی و بنی صفی به عنوان برادر معلول ذهنی وی ، نیک ، این فیلم به شرح حال یک شب مجنون است که در آن کونی سعی می کند پس از سرقت ، نیک را از زندان بیرون بکشد. مانند پاتینسون آن را در مصاحبه قبل از انتشار فیلم توضیح داد ، “فیلم بعدی این نوع واقعا سخت کوئین ها ، نیویورک است ، روانی آسیب دیده روانی ، فیلم سرقت از بانک.” من صادقانه نمی توانم به توصیف بهتر این گرداب وحشی یک فیلم فکر کنم.

کونی از نوع مردانی است که فهمیده نیست که درمان برادرش به او کمک می کند و کاملاً متقاعد شده است که باید گفت برادر خود را از معالجه خارج کند تا در سرقت بانکی شرکت کند. کونی عاشق برادرش است ، اما او همچنین یک فرد خود مخرب است ، به این معنی که عشق او نوعی عشق مخرب است ، نوعی که منجر به بدتری برای افرادی شود که به سمت آن سوق می یابد تا خیر.

در تلاش برای فرار از صحنه جرم ، یک بسته رنگی در یکی از کیسه های پول منفجر می شود و باعث سقوط راننده خودرویی که در آن قرار دارند می شود. این برادران سعی می کنند رنگ را در حمام پیتزا دومینو شستشو دهند ، اما هنگامی که شروع به راه رفتن در خیابان می کنند ، توسط پلیس راه می روند. نیک با وحشت فرار می کند و در حالی که کونی فرار می کند دستگیر می شود. اما ، همانطور که قبلاً خاطرنشان کردیم ، کونی عاشق برادرش است ، و مصمم است که او را در اسرع وقت از زندان خارج کند.

همچنین ببینید

TATER TOT و PATTON: آسایش در کاتاریس

کونی سعی می کند وثیقه را تأمین کند ، اما توسط این وام دهنده گفته می شود – چه کسی اتفاق می افتد وثیقه وثیقه ای در کوئینز است! – که او حداقل به ده بزرگ بیشتر احتیاج دارد. او به دوست دخترش می رود (جنیفر جیسون لی) و او را متقاعد می کند که از کارتهای اعتباری خود استفاده کند ، اما مادرش همه آنها را لغو کرده است. او می شنود که نیک از درگیری در زندان در بیمارستان بستری شده است و مردی به شدت باند شده را از بیمارستان می شکند ، فقط برای کشف اینکه مرد گفت برادرش نیست ، بلکه یک جنایتکار به تازگی با قرار ملاقات به نام ری آزاد شده است.دوستان دوئس، که همچنین ظاهر می شود بهشت چه می داند) اصولاً ، کونی نمی تواند استراحت کند – هرچند که عادلانه باشد ، این عملاً تقصیر خودش است.

منبع: A24

کانی و ری در پایان به یک پارک تفریحی متروکه رفتند تا یک کیف پول نقد و یک بطری نوشابه پر از LSD که ری در آنجا مخفی کرده بود پیدا کنند. طبیعتاً ، این کار هموار نخواهد بود – دعوا با یک محافظ امنیتی (بارخاد عبدی) با گفتن این که نگهبان بیهوش می شود و با برخی از LSD دوز می شود ، خاتمه می یابد. صحنه ای که او از خواب بیدار می شود یکی از سنین است. در واقع ، وقتی که من دیدم صفحات به دنبال یک نمایش پرسش و پاسخ ، یک پرسش و پاسخ انجام دهید وقت خوشآنها گفتند که شانس انجام آن صحنه همان چیزی بود که قانع شد عبدیبازیگر نامزد اسکار برای اولین بار در صفحه نمایش خود در کاپیتان فیلیپس، برای گرفتن نقش

وقت خوش فقط یک “زمان خوب” برای کسانی است که تماشای این اتفاقات ناخوشایند را بر روی صفحه نمایش نشان می دهند ، نه شخصیت های موجود. با این وجود ، برای یک ناظر بیرونی ، این فیلم یک هیجان مطلق است که ترکیبی از اضطراب ناشی از مواد مخدر و تنظیم آشفتگی بهشت چه می داند با دوز سالم و طنز تیره این فیلم در کوئینز و در شرق آن اتفاق می افتد – تغییر طراوت در سرعت برای هیجان انگیز جنایات نیویورک ، که همیشه به نظر می رسد در اطراف منهتن می چرخد ​​، و این واقعیت است که این فیلم را در یک واقعیت طبقه کارگر و بیرونی قرار می دهد. در نقشی که به معنای واقعی کلمه برای او نوشته شده بود ، پاتینسون در واقع ارزش خود را به عنوان یک بازیگر شخصیت اثبات می کند ، ظاهر خوب فیلم او در زیر یک چنگال روغنی از موهای سفید شده و یک پارک قرمز قرمز بزرگ پنهان شده است. او حتی لهجه کوئینز کنی را میخکوب می کند!

با وجود داشتن چهره های بسیار قابل تشخیص تر از بازیگران نسبت به سایرین صفدی فیلم برادران ، وقت خوش هنوز هم مثل یک تکه پر از زندگی نیویورک احساس می کند ، البته یکی تا یازده شماره گیری شده و با سرعت دو برابر بازی می کند. پسندیدن بهشت چه می داند، موسیقی خیلی طولانی به سمت ارائه کامل دنیای فیلم می رود. این بار ، این یک امتیاز الکترونیکی جالب است دانیل لوپاتیناستعدادهای صوتی منحصر به فرد که تن صدای بیش فعالی را نیز ایجاد می کند سنگهای میانبر. و در واقع ، این تحسابی بود که توسط این کسب درآمد حاصل شد وقت خوش این امکان را فراهم کرد صفحات سرانجام این فیلم راجع به یک جادوگر منطقه الماس که از قبل برنامه ریزی کرده بودند ، بسازد بهشت چه می داند.

سنگهای میانبر (2019)

منبع: A24

من به طور مستقیم پنج بلوک در شمال منطقه الماس در میانه شهر منهتن کار می کنم. من به جواهر فروشی آنجا رفتم تا حلقه نامزدی خود را تغییر اندازه دهم. با این حال ، فروشگاه سوراخ در دیوار و طبقه فوقانی پنهان شده و توسط یک جواهر فروشی یمنی که من از آن بازدید کردم ، اداره می شود فریادی از آنچه در خیابان می بینید در خیابان 47 در خیابان 47 بین خیابان های 5 تا 6 است. در آنجا ، پنجره ها با ردیف هایی بر روی ردیف های جواهرات می درخشند و صاحبان مغازه در درهای خانه کمین می کنند ، آماده هستند تا هر کس را که به نظر می رسد شاید کمی پول در داخل داشته باشد ، فریب دهند و فریب دهند.

جاش و بنی صفدی پدر قبلاً در منطقه الماس کار می کرد. داستان های او همان چیزی است که حماسه هاوارد راتنر ، جواهر فروشی و معتاد قمار در مرکز سنگهای میانبر. بازی شده با آدام سندلر در بهترین عملکرد شغلی ، هوارد خوشحال کننده است ، کسی که با افتخار انگشتر قهرمانی Knicks NBA را می پوشد و با مشتریان بسکتبالیست معروف خود مثل دوستان خوب او شوخی می کند. هنگامی که وی ساعت و گردنبند – از جمله نمادی از طلا و الماس تختخوابی Furby را با زنجیره ای عظیم – به ورزشکاران مشهور نمی فروشد ، او به هر بازی خود در زمین شرط می بندد. به همین دلیل هوارد به هزاران هزار دلار به مدیون کتاب مدیون است ، و به همین دلیل او دچار مشکلات فزاینده ای می شود. او همیشه فرض می کند شرط بعدی نتیجه بزرگ خواهد بود تا او را به سطح خود برگردانیم ، و این هرگز ، هرگز نیست.

هاوارد زندگی دوگانه ای را به عهده می گیرد و بین خانه ای که در حومه های خوب انجام شده در حومه لانگ آیلند با همسرش دینا تقسیم می کند (آیدینا منزل) و فرزندانش ، و آپارتمانی که وی در منهتن برای کارمند و معشوقه خود ، جولیا (جولیا فاکس، یک هنرمند و یک کلوپ در نیویورک و در عین حال یکی دیگر از بازیگران آموزش دیده در یک سریال طولانی برای ارائه یک بازی ستاره ای برای صفحات) صحنه ای که هوارد در کمد آن آپارتمان را غافلگیر می کند تا جولیا را شگفت زده کند ، که همان پیشگویی از استیک سوخ اسمیت و وولنسکی را که خودش به خانه آورده است ، در عاشقانه بودن همزمانی (نه ذکر ویژگی آن) و ناخوشایند شیرین است. در ظلم کفر (اشاره ای به متن های وحشتناک هوارد به جولیا از گنجه نیست ، که هم خنده دار هستند و هم قابل فهم).

همانگونه که هوارد قادر به ترک قمار نیست ، بنابراین او نیز نتوانسته است ذهن خود را برای ترک دینا به جولیا ناتوان کند. هنگامی که دینا پس از عید پاک می خواهد طلاق دهد ، اولین تمایل او جشن گرفتن با جولیا نیست بلکه او را از آپارتمان بیرون می کشد و التماس می کند که دینا او را پس بگیرد. مثل کونی در وقت خوش، هوارد مردی است که دائماً بین چندین انتخاب پاره می شود ، که اکثر آنها اشتباه است. و بنابراین ، سوراخی که او برای خود حفر کرد ، به طور فزاینده ای برای او سخت می شود تا راهی برای خراشیدن و چنگ زدن به راهش پیدا کند.

منبع: A24

در حالی که سندلر در نقش اصلی درخشان است ، سنگهای میانبر از داشتن یکی از عجیب ترین بازیگران پشتیبان تاریخ سینما ایستادگی می کند. بعلاوه منزل بازی در برابر نوع شاهزاده خانم دیزنی به عنوان یک شاهزاده خانم سخت یهودی آمریکایی صحبت ، و روباه با حساسیت طبیعی او صفحه را در آتش روشن می کنیم ، ما ستاره سابق NBA نیز می شویم کوین گارنت به عنوان خودش ، لیکیت استنفیلد به عنوان دمانی ، که مشتریانی مانند گارنت را برای گذراندن دستمزدهای بزرگ خود ، شخصیت رادیوی ورزشی ، وارد فروشگاه هوارد می کند. مایک فرانچسا به عنوان کتابدار هوارد ، بازیگر و نمایشنامه نویس اریک بوگوسین به عنوان آرنو ، کوسه وام و هوادار هوارد. این یک مجموعه متنوع و رنگارنگ از مردم است که همه آنها 100٪ واقعی احساس می کنند ، و اساس این شخصیت جنون آمیز داستان فیلم در جهانی است که کاملاً قابل تشخیص برای هرکسی است که تا به حال با کیفیت در نیویورک گذرانده است.

گیلاس در بالای این کیک بلند از بازیگران است وین الماس، سازمان بهداشت جهانی جاش صفدی در سال 2008 در شام در دهکده غربی برگزار شد و برای بازی در یک لوتاریو خوش تیپ که درخشش به جولیا را در صحنه های کازینو (عمدتاً نامشخص) که اوج فیلم است ، استخدام شد. یک بار دیگر ، تصور اینکه بازیگری مانند یک شخصیت بازی کند ، دشوار است الماس بهتر از الماس فقط خودش بازی می کند ، همه موهای اسپری ، براق و موهایش و حرکات شخصی.

هوارد یک عقیق سیاه نادر از آفریقا خریداری کرده است که امیدوار است در کریستی حراج کند تا پول کافی برای پرداخت بدهی های قمار خود داشته باشد. گارنت با دمیان به مغازه خود می رود و با گوهر وسواس می شود ، ابتدا می خواهد آن را برای شانس خوب قرض کند و سپس خواستار خرید آن شد. اما هوارد از فروش خود به گارنت امتناع می ورزد ، با فرض اینکه می تواند پول بیشتری برای آن در حراجی بدست آورد. به طور طبیعی ، این یکی دیگر از گزینه های گمراه کننده هوارد است که ناگزیر به تعقیب او می آید. در پایان ، وی مجبور است جولیا را از طریق هلیکوپتر به یک کازینو با یک لیست شرط بندی طولانی و بیش از حد بفرستد ، به این امید که بتواند پول را قبل از آرنو و برخی از مأمورین خوشحال کننده ماشه را از طریق شیشه ضد گلوله گلوله بازگرداند. خرید و او را بکش.

آنچه در واقع اتفاق می افتد ترکیبی پیچیده از هر دو است ، شوکی پایان می یابد که هیچ کس ، از جمله هوارد ، نمی توانست آینده را ببیند. با این حال پایان دادن به این نیز پایان یافته است برادران صفدی فیلم های قبلی ، فیلم هایی با قطعات مساوی سبک و تاریک ، خوش بین و دلهره آور. هیچ چیز به طور پاک در یک پایان نمی یابد صفدی برادران فیلم ، و این همان چیزی است که باعث می شود فیلم های آنها اینقدر در روده شما را لرزاند ، باعث می شود احساس بی هوای مبهمی به نظر برسید ، انگار که شما نیز در حالی که ساعت مسابقه می رفتید برای پیروزی در آن یک نمره بزرگ بزرگ را کسب می کنید. فیلم های آنها شما را بلعیده و شما را دوباره با صدای دلخراش بیرون می زند ، شما را همزمان خسته می کند در حالی که می خواهید بیشتر. به عبارت دیگر ، فیلمهای آنها دقیقاً مانند بازدید از نیویورک احساس می کنند.

نتیجه

از جانب لذت از سرقت به سنگهای قیمتی ، سینمای پرخاشگر و آشوب آور جاش و بنی صفدی فوراً قابل تشخیص است که شخص دیگری جز مال آنها نیست. با این حال ، نیویورک آنها و افرادی که جمعیت آن را تشکیل می دهند نیز فوراً قابل تشخیص هستند: مثل من.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان

شما هرگز مطمئن نیستید که هنگام راه رفتن برای تجربه آخرین نسخه از کارگردان ، چه چیزی را می خواهید بدست آورید بونگ جون هو. به مدت بیست سال ، وی موفق شد یکی از سرگرم کننده ترین و مهیج ترین سرگرمی های جهان باشد ، در عین حال یکی از طنزپردازان کم سابقه ترین سینما نیز محسوب می شود.

با جدیدترین عکس خود ، انگلچهار اسکار از جمله بهترین تصویر ، بونگ موفق شده است آگاهی فیلمسازان آمریکایی را به روشی که پیش از این تعداد کمی از فیلمسازان دیگر کره جنوبی از آن برخوردار بودند ، آگاه کند. برای کسانی که با کار او آشنا هستند ، جایزه ها ، گرچه بسیار شایسته هستند ، اما جای تعجب ندارند. در حالی که از دید آنها منحصر به فرد و مجرد است ، فیلم های وی توانسته اند حساسیت خاصی از پاپ را بیان کنند.

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
مادر (2009) – منبع: CJ Entertainment

یکی از بونگعلائم تجاری متمایز همواره توانایی چشمگیر او برای پرش بین ژانرهای مختلف بوده است و اغلب انتظارات ما را در حین تزریق آنها با کوکتل طنز سیاسی به زیر می اندازد. این مهارتی است که توانسته است او را برای مأموریت های خارجی در خارج از منبر و تحریک آمیز ، یک مباشر بسیار بیشتر در دسترس سینمای کره قرار دهد پارک چان ووک (اولدبو، زن مأمور) یا غالباً مراقبه و سخت گیرانه است لی چانگ دونگ (شعر، سوزش)

حتی فیلمساز (و باستان شناس سینما) کوئنتین تارانتینو در مقایسه بونگ به نظر یکی از رسانه های بزرگ هنرمند پاپ. وی گفت: “از بین همه فیلم سازان در 20 سال گذشته ، او چیزی دارد [1970s] اسپیلبرگ دارد. این میزان سرگرمی و کمدی در فیلم های او وجود دارد. “گفت: تارانتینو در جشنواره بین المللی فیلم بوسان در سال 2013.

حالا ، با شکوه تازه اسکار ، بونگ فیلمبرداری اولیه برای کشف مجدد رسیده است ، و راهنمایی مبتدی برای حرفه ای اش مهم تر است.

سگ های پارس هرگز نیش نمی زنند (2000)

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
سگهای پارس هرگز نیش نمی زنند (2000) – منبع Magnolia Pictures

در حالی که به طرز قاطعانه ای متواضع تر از کارهای او که در پی آن خواهد بود بونگ اولین ویژگی ، هنوز هم تفسیر چشمگیری را ارائه می دهد ، به همراه پنجره ای به آنچه که از نقاط قوت سبک فیلم های دیگر وی بدل می شود. در اینجا ، شخصیت اصلی او دانش آموز درجه پریشانی است ، که شروع به بیرون کشیدن اضطراب زندگی روزمره بر روی یک سگ که به طور مداوم پارس می کند و در مجتمع آپارتمان خود ساکن است ، می شود. چیزهایی که به ناچار با یک سری آدم ربایی از حیوان خانگی خارج از کنترل قرار می گیرند ، به عنوان شخصیت اصلی برای یافتن سگ فریاد زدن او را به لبه خود رنج می دهد.

سگ های پارس هرگز نیش نمی زنند سرانجام به این مفهوم تبدیل می شود که معمولی ترین افراد به لطف گرفتاری های زندگی روزمره ، می توانند در رفتار روانی حل شوند. البته ، همه اینها برای اثر کمدی بازی می شوند ، نشانگر توانایی همیشه چشمگیر بونگ برای بیرون کشیدن کمدی از تاریکی ترین موضوعات موضوعی.

و گرچه بسیاری از بینندگان احتمالاً توالیهای شکنجه حیوانات را بسیار تکان دهنده یا ناخوشایند می دانند ، اما فیلم های بی نظیر ایده های بی نظیری را بازی می کنند. دیدن تفسیری در مورد نحوه مشاهده خشونت علیه حیوانات و خشونت علیه مردم در سرگرمی های ما دشوار نیست. مردی که در یک مجتمع آپارتمانی شلوغ اقدام به قتل افراد می کند ، به یک تلنگر سریال قاتل سرپیچی تبدیل می شود ، اما سگ؟ این بی رحمانه و بی رحمانه به نظر می رسد

برای کسانی که اسیر شده اند بونگ برنده اسکار انگل، سگ های پارس هرگز نیش نمی زنند تسلط آشنا از فضا و مکان را ارائه می دهد. درست همانطور که خانه لوکس در جدیدترین عکس خود به یک شخصیت به خودی خود تبدیل می شود ، مجموعه آپارتمان در سگ های پارس هرگز نیش نمی زنند به یک عنصر اصلی بصری در فیلم تبدیل می شود. دوربین از راهروها و راهروهای مختلف می پیچد و در عین حال به شخصیت ها امکان می دهد تا از طریق بالکن های مخالف و شکاف های پنهان ، جادوگرانه از یکدیگر جاسوسی کنند.

خاطرات قتل (2003)

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
Memories of Murder (2003) – منبع StudioCanal UK

احتمالاً یکی از بهترین شاهکارهای او ، خاطرات قتل بی پرده از تحقیقات درباره اولین قاتل سریالی مستند کره جنوبی در اواسط دهه 80 بازگو می کند. با این حال، بونگ علاقه ای به ارائه یک جشن خشونت احشایی برای مخاطبان خود ندارد. هیچ نوجوانی قاتل نقاب دار قتل عام در خانه های متروکه وجود ندارد. بازی های ذهنی و گربه ای مانند قاتل های سریال هالیوود نیز وجود ندارد سکوت بره ها یا هفت.

بونگ از چهارچوب تشریفات پلیس برای کشف تنش ها بین جمعیت روستایی و شهری کره جنوبی استفاده می کند ، به عنوان یک کارآگاه در شهر کوچک که توسط یک مرد پیشرو معمولی بونگ بازی می شود ، آهنگ کانگ هو، مجبور به همکاری با پلیس شهری است که روشهای جدید آن تقریباً بیگانه است. این یک تصور است که فرصت کافی را برای شما فراهم می کند بونگ به کارآگاهان اجازه دادند که با کارآگاهان دو روش کارآزمایی مخالف روشهای کمدی باشند.

البته ، یک انتقاد تلخ از بوروکراسی دولت نیز وجود دارد و اینکه چگونه می تواند مانع کار خوب پلیس و هرگونه حس واقعی کارآیی شود. اما ، این فیلم بیش از یک عکس پلیس طنز عمل می کند. خاطرات قتل قابل بحث است بونگ استادانه ترین تصویر از نظر لحن ، در حال تحول از هیجان های پرتنش ، طنز خنده دار ، و دلهره عمیق است که اغلب در یک صحنه واحد. در بعضی مواقع قبل از اینکه یک ارگانیسم زنده باشید ، مانند عکس قبل از اینکه یک ارگانیسم زنده باشد ، مانند شکل یک ماده ارگانیک شکل می گیرد و شکل می گیرد. این نباید کار کند و مطمئناً نباید یک قطعه را حس کنید ، اما به طرز جادویی نیز چنین می کند.

از قضا ، فیلمی که به عنوان نزدیکترین قطعه همراه دیده می شود خاطرات قتل می شود چهار سال پس از انتشار آن ، دیوید فینچر زودیاک. هر دو فیلم با کمبود وضوح خاتمه می یابند ، و نه قاتلان آنها در کافهای دست یا پشت میله های زندان هستند. در عوض ، آنها تبدیل به داستان های شاعرانه وکلا می شوند که با این عقیده که روش هایی که سالها به آنها اعتماد کرده اند در مواجهه با شر بی سابقه ای ناکارآمد هستند.

میزبان (2006)

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
میزبان (2006) – منبع: Magnolia Pictures

اگر بونگ نسل اوست استیون اسپیلبرگ، ممکن است این خودش باشد فکs ، اثری وحشتناک از خمیر فیلم های هیولا به بالاترین هنر. اما ، در حالی که اسپیلبرگ ما را با حیوانات خود طعنه می زند ، بونگ در اولین کار خود را در یک قطعه رقص ماهرانه و حرفه ای قرار می دهد.

هیولا در اینجا ، نوعی جانور رودخانه ای جهش یافته ، محصول غفلت شرکت ها است. این یک تمثیل مناسب برای تخریب محیط زیست است که به دلیل بی توجهی شرکت ها و دولت به مردم بیگناه پرتاب می شود. این یک معرکه آشنا در فیلم های هیولا دهه ها است ، اما اکنون تمثیل میزبان به نظر می رسد حتی در زمینه تغییرات آب و هوا و روشی که بسیاری از قدرتها برای چشم پوشی از آن انتخاب کرده اند ، باهوش تر عمل می کنند. در عین حال ، شهروندان متوسط ​​برای پیامدهای انباشته مجبور به کفاره می شوند.

در حالی که سایر تصاویر در نوع خود ، دانشمندان مقامات نظامی را به عنوان شخصیتهای قهرمانانه آنها انتخاب می کنند ، میزبان براندازان ، نقاشی این گروه ها را به عنوان ناتوان و نا آماده و یا اقتدارگرا به روشی که می خواهند مجدداً کنترل یک سئول را که از ترس و هرج و مرج گرفتار شده ، به دست آورد. بونگ در کره جنوبی در دوران اشغال ارتش ایالات متحده بزرگ شد و اثرات و اضطراب های زیاد آن دوران بیشتر از سایر فیلم های او در اینجا حضور دارند.

با این حال ، در حالی که میزبان برای بسیاری از خوانش های سیاسی و زیست محیطی اجازه می دهد ، این مهمترین و مهمترین چیز هیجان انگیز است ، در بعضی مواقع به نظر می رسد بلافاصله خنده دار. برای مخاطبان آمریکایی ، این فیلم معمولاً به عنوان توصیف می شد گودزیلا از طریق خانم کمی آفتاب، با این که شخصیت های اصلی فیلم یک خانواده ناکارآمد هستند که باید اختلافات خود را کنار بگذارند و برای نجات دختر جوان که توسط جانور در یکی از صحنه های اولیه ترسناک فیلم گرفته شده جمع شوند.

مادر (2009)

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
مادر (2009) – منبع: CJ Entertainment

پس از تحسین و موفقیت بین المللی میزبان، بونگ دوباره به یک هیجان انگیز با مقیاس معتدل بازگشت ، یکی دیگر درباره شکار قاتل یک زن. با این حال ، این بار شخصیت اصلی مانند کارآگاه پلیس کارآگاه نیست خاطرات قتلاما یک زن مسن ناامید شده است تا نام فرزند معلول ذهنی خود را پاک کند ، که خود را به عنوان مظنون اصلی این جنایت در زندان یافت.

برای بخش عمده ای از زمان اجرای آن ، مادر نشانه های خود را از فیلم های کارآگاهی کفش لثه می گیرد ، با آنکه شخصیت های اصلی خود از مهارت خود استفاده کنند تا سرنخ هایی را بدون نوار قرمز و بوروکراسی که می تواند با کارهای معمولی پلیس همراه باشد کشف کند. در حالی که ضربان ریتم در مادر داستان گویی مستقیماً درون این ژانر محترم احساس می شود ، براندازی در شخصیت اصلی قرار می گیرد بونگ مکانها در مرکز فیلم

با این حال ، در آخرین لحظات فیلم جایی است مادر به چیزی بسیار تاریک تر و بسیار تحریک آمیز تر می شود. بازیگر نقش اصلی شخصیت اصلی فیلم است هی جی کیمباید با این احتمال روبرو شود که پسرش واقعاً مرتکب جرم شده باشد. عشق و علاقه مادر به فرزندش تا چه حد و به چه حواشی ناگوار ادامه خواهد یافت ، سؤال اصلی در قلب این مطالعه شخصیت منحصر به فرد پیچیده قرار می گیرد.

برفی (2014)

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
Snowpiercer (2014) – منبع: شرکت Weinstein

جالب است که فکر کنید اولین فیلم انگلیسی بونگ ممکن است یکی از کم تحرکترین او باشد. به دلیل تنش های عقب و جلو با تولیدکننده هاروی Scissorhands (یا واینشتین همانطور که ممکن است شما او را بشناسید) ، این فیلم نسخه ای بسیار کوچکتر از آن چیزی که احتمالاً شایسته آن بود ، دریافت کرد ، زیرا بیشتر مخاطبان آن را از طریق Video On Demand مشاهده می کردند. واینشتین، همیشه قلدر ، با نویسنده کره ای در قطعه نهایی فیلم ، با بونگ تا آنجا که در مورد صحنه های خاصی دروغ می گوید تا از دید کامل وی بی اطمینان باشد.

از یک طرف ، برفی فاقد ظرافت از آثار مشهور بونگ است. این مربوط به یک طنز فرانسوی است در مورد دنیای پس از آخرالزمانی که در یخ پوشانده شده است ، جایی که تنها پناهگاه بشر در قطار سرعتی است که از کره زمین دور می زند. با این حال ، فراتر از یک شکاف کلاس سفت و سخت هنوز هم وجود دارد. کسانی که فقیر هستند ، در پشت سکونت دارند ، در حالی که کسانی که در جبهه هستند از غنای زمان متمدن تر برخوردار می شوند. کریس اوانزبا استراحت از او کاپیتان آمریکا گیگ ، اتهام را هدایت می کند ، زیرا پشت با ماشین با اتومبیل به آینده ای مرفه تر می جنگد. یا به همین ترتیب فکر می کنند

توپ برفی طنز کلاس در مقایسه با چیزی شبیه به سطح گسترده تر و سطح بیشتری است میزبان یا حتی انگل. با این حال ، مفهوم بالا و علمی برجسته و چشمگیر جهان ساز بسیاری از لذت های سینمایی را برای آنها به ارمغان می آورد بونگ هر اتومبیل در قطار به عنوان اکوسیستم خلاق خود پر از تصاویر سورئال ، خیره کننده و حتی گروتسک عمل می کند. یک اتومبیل به عنوان یک آکواریوم ، دیگری یک کلاب شبی ، سوم ، مدرسه ای که کودکان قطار را با شیوه ای فرقه مانند شستشو می دهد ، خدمت می کند.

در کل ، تجربه تماشای برفی آن چیزی است که دنیاهای پوستی فیلم مانند آن را به ذهن متبادر می کند 12 میمون و برزیل، با بونگ حتی ادای احترام به مدیرشان تری گلیام، در قالب شخصیتی با همین نام که توسط آن بازی شده است جان هورت. آنچه در این فیلم کمبود ظرافت وجود ندارد ، در تصاویر وحشی و تاریک سؤال برانگیز را رقم می زند.

اوکجا (2017)

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
Okja (2017) – منبع: Netflix

بونگ توضیحات طنز منحصر به فرد خود را به صنعت بسته بندی گوشت ماهی و فعالیت های مربوط به حقوق حیوانات از طریق داستان دختر جوان و دوست داشتنی “خوک فوق العاده” می بخشد. در طول حرفه خود ، بونگ بزرگترین قدرت به عنوان یک فیلمساز ، احتمالاً کنترل چشمگیر او بر لحن است ، همانطور که در ابتدا گفته شد خاطرات قتل. با این حال ، در اینجا مخلوط مانند روغن و آب می شود.

اوکجا به نظر می رسد بخش های اولیه به سبک سرگرمی Amblin Entertainment در اواسط دهه 1980 برمی انگیزد ، ماجراجویی دوستانه خانوادگی و تنها با خفیف ترین احساس خطر. اما با افزودن برخی از فیلم ها شخصیت انگلیسی زبان ، یعنی اوضاع خیلی کمرنگ تر می شود تیلدا سوینتون و غیرمعمول بیش از حد بالا جیک گیلنهاال. بونگ فیلم ها غالباً با کمدی غیر منتظره روبرو هستند ، اما هر وقت گیلنهاال و سوینتون این فیلم روی پرده سینما قرار گرفته است سیمپسونها قسمت.

همچنین ببینید

Berlinale 2020: مصاحبه با ری یو یانگ SUK SUK (قسمت 1/2)

این فیلم هنگامی که شروع به گرفتن یک چرخش تاریک تر در نیمه دوم خود می کند ، بیشتر از تعادل خارج می شود. احساس شگفتی و انرژی کلاه دیوانه باعث می شود که تصویر اورولیایی از تولید مواد غذایی پر از شلوغی و در بعضی مواقع تصاویر فوق العاده وحشتناک به وجود بیاید. در حالی که بونگ توانایی با هم گره خوردن ترور ، کمدی و تفسیر سیاسی معمولاً فضایی شگفت انگیز و غیرقابل پیش بینی را در صحنه ها ایجاد می کند ، در اینجا احساس جدائی و اختلاف با خودش می کند.

با این حال ، حتی به عنوان بونگ تلاش می کند تا آهنگ های زوج را با هم مخلوط کند اوکجا، این فیلم چندین سکانس دقیق و دقیق را بطور منظم ارائه می دهد ، یعنی تعقیب و گریز گسترده ای در یک کلانشهر که احساس نزدیکی نسبت به اتریش کره ای دارد که تمام شود. اسپیلبرگ.

انگل (2019)

راهنمای مبتدی: بونگ جون هو ، نویسنده و کارگردان
انگل (2019) – منبع: نئون

یک دنباله میان راه وجود دارد بونگ جون هو برنده اسکار اخیر که حول تهیه غذای بنام “روم-دون” می چرخد. این یک شوخی بیش از حد خاص است ، اگرچه ممکن است مخاطبان غیر کره ای (از جمله واقعی شما) حتی متوجه آن نشده باشند. “رام-دون” ، به نظر می رسد ، فقط Jjapaguri ، یک میان وعده محبوب ارزان و آسان است که ترکیبی از دو شکل مختلف رشته فرنگی فوری است.

با این وجود ، آنچه این ظرف را متفاوت می کند این است که اضافه کردن ریبای ، تبدیل یک نوع ارزان و معمولی از مواد غذایی به یک ثروت فرد. به عنوان یک قسمت اخیر از سری وب Binging با بابیش به عبارت دیگر ، معادل قرار دادن ترافل ها بر روی بزرگ است.

رام دون در انگل یک انتقاد نامحسوس از نحوه برخورداری از ثروتمندان معمولاً از غذاهای معمولی طبقه کارگر است ، که مواد آن را می طلبد تا ثروت را به دست آورد. در پایان ، تلاش برای “ارتقاء” چیزی به نشانه ناآگاهی نسبت به نزاع و اوضاع اقتصادی و اجتماعی – اقتصادی که منجر به ظروف شده می شود.

و ، که داستان اصلی این فیلم است که به خاطر اسپویلرها ، داستان خانواده ای فقیر را توصیف می کنم که راه خود را برای اشتغال یک ثروتمند ساده لوح متصل می کنند. چه چیزی می سازد انگل چنین مواردی شگفت انگیز است که توانایی لذت بردن از آن هم از نظر احشایی و هم از نظر موضوعی. همانطور که در مثال بالا روم-دون مشهود است ، بونگ طنز خود را در کمترین و کم اهمیت ترین لحظه ها قرار داده است.

به همان اندازه که برنده بهترین تصویر Parasite به نظر می رسد لحظه تغییر بازی برای جوایز اسکار ، موفقیت و طنین آن نیز اجتناب ناپذیر است. تقریباً همه کسانی که با آنها روبرو شده ام که فیلم را دیده اند احساسات و نشاط می کنند نه تنها برای صحبت کردن در مورد آن بلکه برای پخش آن. سرمایه داری ، تغییر اوضاع ، تخصیص فرهنگی ، همه چیز برای گشودن این مسئله وجود دارد اما هرگز به شکلی که احساس می کند بونگ شما را بر سر این عنوان کتک می زند.

مهمتر از همه این است که Parasite فقط یک تجربه فیلم برداری الکتریکی است ، نوعی که باعث می شود مردم بخواهند با اشتیاق از صندلی خود بیرون بروند. هر لحظه ، نزدیک ، شلیک شده ، هر حرکت دوربین ، هر قرارگیری اشیاء و شخصیت ها در قاب برای حداکثر ضربه طراحی شده است.

افکار نهایی

بنابراین ، با سطح محبوبیت جدید و چند اسکار در زیر کمربندش ، بونگ از اینجا به کجا می رود؟ خوشبختانه ، نشانه های کمی وجود دارد بونگ خود را به ماشین حق رای دادن مکیده ، انتخاب بین پلیس بورلی هیلز بازسازی یا یک پنجم مردان سیاه و سفید تصویر او بیش از حد مستقل است. بعلاوه ، وقتی از وی سؤال شد که آیا او تا به حال تصویری از کتاب طنز را هدایت کرده یا خیر ، با طنز پاسخ داد:

من یک مشکل شخصی دارم. من به خلاقیتی که به فیلم های ابرقهرمانی می رود احترام می گذارم ، اما در زندگی واقعی و فیلم ها ، نمی توانم افرادی را بپوشم که لباس های تنگ دارند. من هرگز چیزی شبیه این را نخواهم پوشید ، و فقط دیدن کسی با لباس های تنگ از نظر روحی مشکل است. من نمی دانم به کجا نگاه کنم ، و احساس خفگی می کنم. بیشتر ابرقهرمانان لباس های تنگ دارند ، بنابراین من هرگز نمی توانم یکی را هدایت کنم. فکر نمی کنم کسی پروژه را به من پیشنهاد دهد. اگر یک ابرقهرمان وجود داشته باشد که لباس بسیار خوبی دارد ، شاید بتوانم امتحان کنم. “

بجای، بونگ موفقیت بین المللی با انگل می تواند به معنای یک چک خالی یا حداقل بودجه قابل توجهی بزرگتر باشد که بتواند با هر پروژه ای که می خواهد در آینده مقابله کند با آن کار کند. برای بسیاری از برندگان بهترین کارگردان ، داشتن یک مرد طلای کوچک در رزومه کاری شما می تواند به معنای اضافه شدن صفر دیگر در بودجه فیلم بعدی شما یا فرصتی برای جذب استعدادهای بزرگتر به نام باشد. در حال حاضر ، درهای هالیوود باز است و به احتمال زیاد بدون همان موانع و دردهای استودیویی که در گذشته اتور کره ای را به ستوه آورده است.

اما نظر شما چیست؟ بونگ جون هو باید با چه ژانری برخورد کند؟ آیا پروژه بعدی وی باید با ستاره های هالیوود باشد یا باید با استعداد کره جنوبی به کار خود ادامه دهد؟


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!