Transcendence and Snobbery in Satyajit Ray’s THE MUSIC ROOM

فهمیدن تکبر و ادعا در دیگران آسان است زیرا این صفات در زشتی آنها مشهود است. اما وقتی آن را در خودم می بینم ، غریزه من این است که انکار کنم که با همان ناخوشایند بودن رفتار کرده ام. موفقیت مالی ، اشتغال ، ایجاد ، قدردانی از هنر ، مذهب ، تحصیلات ، حتی ورزش – تقریباً هر نوع تحقق شخصی می تواند منجر به احساس حقانیت و برتری شود ، به خصوص اگر از آنها برای اندازه گیری ارزش زندگی خود استفاده کنیم. این در بهترین حالت کنایه آمیز و در بدترین حالت تناقض است که ، به عنوان مثال ، فیلمی که هدف آن بیان جهانی بودن زندگی و ضرورت عطوفت است ، می تواند بیننده را به این باور برساند که آنها بیش از فرد کنارشان روشن تر هستند.

فاجعه Biswambhar Roy در ساتیاجیت ریرا اتاق موسیقی، در نظر گرفتن مرگ خانواده و از بین رفتن ثروتش به عنوان پیامدهای اهمیت شخصی خود این است که او به جهانی معتقد است که نخبه سالاری ، مرد سالاری و جایگاه برای پیشرفت معنوی که گاهی هنر می تواند از آن برخوردار باشد ، از ارزش یکسانی برخوردار هستند. ساتیاجیت ری، آهنگساز فیلم ولایت خان ، و بازیگر چهابی بیسواس بیننده را در مورد خوش سلیقگی و عشق واقعی Biswambhar Roy به موسیقی عالی متقاعد کنید. اما ساده لوحانه است که انتظار داشته باشیم فردی با ارتباط صمیمانه با یکی از بزرگترین دستاوردهای بشریت زندگی خود را با همدلی و روحی که برای تولید آن لازم است نیز بگذراند.

لوکس سابق

بیسوامبار رو با کار دیگری جز نشستن روی سقف یک کاخ پوسیده ، اکنون خانواده و ثروت گذشته اش فقط خاطره مانده است و از رودخانه ای عبور می کند که از کنار زمین بایر او می گذرد. همه چیزهایی که مالک اوست با قرعه کشی نیاکان به او هدیه داده شد ، اما در برهه ای از زندگی اش با آغاز فیلم ، چیزی به جز اسکلت لوکس بودن سابق برای او باقی نمانده است. خادمان او شربت یا قلیان مورد علاقه اش را برای او می آورند ، زیرا او غر می زند و بی تفاوت خدمات آنها را می پذیرد.

اما او ناگهان توسط یک ملودی تنها از یک شهنای دور زنده می شود ، و انگار که روزها این کار را نکرده است ، به پاهای خود می رسد. او با شک و تردید به دنبال صدا می گردد و مانند بیننده مطمئن نیست که این صدا در سر او باشد یا نوازنده ای که در ابرهای شن پنهان شده است به طور تصادفی موسیقی جنون خود را پخش می کند. این نه ، بلکه صدای کنسرتی است که در یک کاخ همسایه برگزار می شود ، ظاهراً پر از زندگی ، در مقایسه با ساختار ارواحی که روی در آن زندگی می کند.

Transcendence and Snobbery در Satyajit Ray’s THE MUSIC ROOM
منبع: مجموعه معیارها

داستان سقوط غم انگیز بیسوامبار روی ، در دو شکل با موسیقی آهنگساز همراه است ولایت خان. یک شکل موسیقی است که در کنسرتهای مجللی که روی برای اجرای بهتر دوستان فرض شده خود پخش می کند ، نواخته می شود ، که در پایان به دارویی تبدیل می شود که دیگر م worksثر نیست. نه به این دلیل که کیفیت هنری کاهش یافته است ، بلکه به این دلیل که وسواس در مقام و منصب بودن بیش از هر چیز دیگری است.

شکل دیگر موسیقی است که صحنه های مارپیچ رو به پایین و نابودی نهایی او را پشت سر می گذارد. در ابتدا ، موسیقی مانند پیشگویی جنون و فقر قریب الوقوع او است ، قبل از اینکه به موسیقی متن وجود خالی او تبدیل شود. پس از صحنه افتتاحیه ، یک فلاش بک طولانی و ناگسستنی نشان می دهد که چگونه زندگی او خراب شده است. اما خواه به گذشته یا وضعیت فعلی او نگاه کنیم ، موسیقی و ساتیاجیت ریاستفاده از آن تغییر شکل می دهد اتاق موسیقی به یک داستان افسانه ای از یک “پادشاه” رانده شده به تنهایی ذهن و خاطرات او.

اتاق موسیقی

در طول فیلم ، سه کنسرت در اتاق موسیقی قصر Biswambhar Roy اجرا می شود ، و هر یک پس از یک حسادت اجرا می شود. ماهیم گانگولی ، همسایه جاه طلبتر پول جدید ، مایل است تجارت و شهرت خود را گسترش دهد ، در حالی که هنوز می خواهد به روی به عنوان یک شخصیت مسلط در منطقه کوچک بنگالی احترام بگذارد. روی که نمی تواند در نظر بگیرد که ثروت کاهش یافته اش به تدریج از قدرت واقعی او می کاهد ، در عوض تصمیم می گیرد گنگولی را با سرقت از خوش سلیقگی و ثروت آشکار وی تضعیف کند.

اولین کنسرت ، با حضور یک خواننده زن ثمری ، چهره این دو مرد متخاصم را با جزئیات نشان می دهد ، که با عکس های گسترده ای از فضای صمیمی و مخاطبانش نقطه گذاری می شود. بیسوامبار روی به نظر می رسد یخ زده ، با اشتیاق به نوازندگان نگاه می کند زیرا او مانند یک پادشاه خراب در کنار گروه دراز کشیده است. او به وضوح در وجد است ، لحظه ای نادر که وسواس مادی و نخبه گرایانه او با اقتدار معنوی موسیقی ، که نمایانگر دو طرف اعتیاد او است ، مخدوش می شود: طبیعت اثیری هنر و غرور ناشی از شناخت وابستگی عمیق به این همان روح. اگر Biswambhar Roy فقط به خودنمایی علاقه داشت ، که بدون شک یکی از ملفه های لذت اوست ، پس او متوجه کسالت و بی علاقگی چهره Mahim Ganguly می شد که برای اولین بار این کنسرت برای او برنامه ریزی شده بود تا جاه طلبی او را تضعیف کند.

Transcendence and Snobbery در Satyajit Ray’s THE MUSIC ROOM
منبع: مجموعه معیارها

روی همیشه در مرکز این فیلم فوق العاده زیبا است ، اما کنسرت آخر شامل طولانی ترین سکانس است که در آن او از چشم دوربین غایب است. برای کل کنسرت ، همه به جز رقصنده کاتاک و نوازندگان برابر هستند ، وقتی موسیقی و رقص از انحطاط اتاق موسیقی روی فراتر می رود ، در هیپنوتیزم با هم گم می شوند. آرام و خنک چهره رقصنده بازتاب ارزش واقعی هنر است و حتی ماهیم گانگولی به خلسه فرو می رود. بیسوامبار روی ، در حالی که به پهلو دراز کشیده بود و قلیان در دهانش بود ، خوشحال و غنی به نظر می رسد ، اما به محض پایان کنسرت و رفتن مهمانانش ، او به ریزه کاری برمی گردد. این کنسرت موفقیت آمیز بود ، اما تنها نتیجه ارزشمند آن احساس پیروزی وی نسبت به ماهیم گنگولی است.

استثنا دیگران

هنر هنوز علاقه ای استثنایی است. این امر با توجه به شکل هنری و خرده فرهنگ های موجود متفاوت است ، اما کلیشه “نوع هنری” پرمدعا واقعی است. افرادی هستند که می خواهند این تصور را تغییر دهند و افرادی که خواه قصد آنها باشد یا نه ، آن را ادامه می دهند. با نگاهی به فرهنگ گسترده تر ، تصادفی نیست که در انگلیس ، بخشهای هنری به سختی دولت و مردم را متقاعد کردند که نیاز به بودجه اضطراری قابل توجهی در طی این همه گیر دارند. حتی وقتی شواهدی از سهم قابل توجه آن در اقتصاد انگلیس ارائه می شود. یکی از ایده های رایج که سیاستمداران و رسانه های راست گری حقیر را تحت تأثیر قرار داده بود این بود که هنر فقط برای افراد معدودی است و اینکه یک هنرمند باشید ، به همان اندازه که شغل متنوعی داشته باشید ، یک آرزو واهی است.

اما در سطح فردی قابل درک است که برخی این تصویر کلیشه ای را مجسم می کنند. آنها با اطمینان طاسی می دانند که هنر انبوهی از مزایا را برای کل جامعه فراهم می کند و از آنچه که برای زندگی آنها حیاتی است ، محافظت می کنند ، گاهی اوقات تا حدی که احساس برتری نسبت به کسانی که به حق بی علاقه هستند ، داشته باشند.

Transcendence and Snobbery in Satyajit Ray’s THE MUSIC ROOM
منبع: مجموعه معیارها

ساتیاجیت ری، استادی که مردمش در سراسر دنیا احساس می کنند صاحب آثارشان هستند ، از فیلم برای کاوش در این پیچیدگی – هرچند عمدا – استفاده کرد ، همانطور که به قول خودش ، “نگرش عمومی اش نسبت به فئودالیسم”. بدون ترکیب موسیقی و تصویر ، نشان دادن لذت معنوی موسیقی و استکبار کم عمق برخی از علاقه مندان ، که آن را نمادی از روشنگری و / یا ثروت خود می دانند ، بسیار دشوار خواهد بود. انگار که بیسامبار رو روی فروپاشی او را مسخره می کند ، موسیقی که او را در اطراف خانه متروکه اش دنبال می کند مانند خم شدن آرام ذهنش هنگام یادآوری آنچه از دست داده است ، نوسان می کند. در زمان، ولایت خاننمره تجلی توهمات خود روی است.

نتیجه

تنها لحظه ای که بیسوامبار روی شکنندگی نشان می دهد این است که از آنچه فکر می کند فال بد است وحشت دارد. او مردی خرافی است و گویی در تقابل با سه کنسرت درون فیلم است ، سه لحظه وجود دارد که اضطراب وجودی زیادی را برای او ایجاد می کند. در دومین کنسرت است که او حشره ای را در نوشیدنی خود غرق می کند ، در حالی که او و مهمانان خود در یک اجرای خیالی ، که دوباره به دنبال یک دیدار به ظاهر بی ضرر از مهیم گنگولی برنامه ریزی شده بود ، مشغول سرگرمی بودند.

همسر و پسرش در حال ملاقات با خانواده نیستند ، اما روی خواستار این است که خادمانش با آنها تماس بگیرند. به او گفته می شود که طوفانی در راه است ، اما احتمال گرفتار شدن خانواده اش هنگام عبور از رودخانه را رد می کند. در میانه راه ، روی شاهد رعد و برق است که از گوشه گوشه اتاق موسیقی از پنجره ای چشمک می زند ، فال بد دیگری که به همراه حشره در حال مرگ ، پیش از خبر مردن همسر و پسرش است.

خاطره این شب باید بیسوامبار روی را فراتر از آنچه بیننده نمایش داده می شود ، پس از بازگشت فیلم از بازگشت به عقب ، که در آن واقعه وحشتناک به تصویر کشیده می شود. اتهام اینکه روی مسئول مرگ خانواده اش است ، صریح است ، اما من همچنین تعجب می کنم که آیا انزجار او به این دلیل است که او ثروت خود را هدر داده و به شهرت وی در این روند خدشه وارد کرده است؟ همدردی به بیننده این توانایی را می دهد که تقریباً وقتی او تصمیم می گیرد سومین کنسرت را که در بالا بحث شد ، تصمیم بگیرد او را تشویق کند ، هنگامی که ماهیم گنگولی به درخواست روی از او بازدید می کند ، خوشحال و خوشحال است.

بعداً همان شب ، وقتی مخاطبان روی در انتظار ورود او هستند ، او قبل از ورود به اتاق موسیقی تازه تزئین شده ، مدتها خالی و بی توجه به تحسین نقاشی همسرش متوقف می شود. Biswambhar Roy آخرین پول خود را مصرف کرده است ، و هنگامی که کنسرت به پایان رسید ، نشاط و مستی او با یک نشانه ترسناک و شاعرانه از طرف خدایان خراب می شود. مرگ بعدی او بیانگر چیزی از افتخاری نیست که او در طول زندگی خود به سختی برای پرورش آن تلاش کرد و این تا حدی فاجعه است. در آخر چه فایده ای داشت؟

فیلم ری مورد علاقه شما چیست؟ نظرات خود را در نظرات زیر با ما در میان بگذارید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!