ATLANTIS: سوisfاستفاده پس از آخرالزمانی | استعلام فیلم

ثبت نام اوکراین برای بهترین فیلم بلند بین المللی در آکادمی اسکار آینده است آتلانتیس، روایتی از تروما و بهبودی در کشوری که پس از ویران شدن توسط جنگ سعی در بازسازی دارد. نویسنده ، کارگردان ، فیلمبرداری و تدوین شده توسط فیلمساز والنتین واسیانویچ، این فیلم یک پیرمرد را دنبال می کند در حالی که او تلاش می کند بر وحشت گذشته غلبه کند ، علی رغم اینکه در حال حاضر با یادآوری احاطه شده است. با وجود برخی لیاقت های هنری و اهداف قابل تحسین ، آتلانتیس مرا به همان اندازه دشت های بایر اوکراین که در فیلم به تصویر کشیده شده اند ، سرد نگه داشت.

پایان همه چیز

این سال 2025 است ، یک سال از پایان جنگ وحشیانه بین روسیه و اوکراین. اوکراین پیروز ظاهر شد ، اما بدون پرداخت هزینه سنگین. بسیاری از مناطق شرقی کشور غیرقابل سکونت شده است ، بیابانی مملو از مین ها و اجساد فراموش شده که در آنجا سقوط می کنند تا پوسیده شوند.

سرگی (آندری ریماروک) در جنگ در کنار دوست خوب خود ایوان (واسیل آنتونیاک) ، و هر دو از اصابت گلوله رنج می برند. هنگامی که در یک کارخانه ذوب محلی که به دلیل جنگ در آنها نادیده گرفته می شوند ، کار نمی کنند ، اوقات فراغت خود را با شلیک بارها و بارها به اهداف انسان شکل می گذرانند و آرزو می کنند نوعی هدف از زندگی خود را بدست آورند.

ATLANTIS: سوisf استفاده پس از آخرالزمانی
منبع: Grasshopper Films

ایوان روزی زندگی خود را در محل کار به پایان می رساند. بلافاصله بعد از آن ، کارخانه ذوب سنگ بسته شد و سرجی ، ایوان و دیگر کهنه سربازان جنگ مسئولیت اصلی این کار را به دوش کشیدند. سرگی از حال خود خسته شده و به دنبال شروع کار جدید ، به کریمه ، قلب ویرانی ، می رود ، جایی که شنیده است آنها به دنبال مردانی هستند که به بازسازی آن جهان ویران کمک می کنند. در آنجا ، او با کاتیا ملاقات می کند (لیودمیلا بیلهکا) ، زن جوانی با سابقه باستان شناسی که اکنون داوطلب می شود و گروهی را مجبور به نبش قبر اجساد کشته شدگان در جنگ کرده و آنچه را که برای آنها اتفاق افتاده را با هم تکه تکه می کنند. سرگی با پیوستن به کاتیا و دیگر داوطلبانش در این کار ، دلیل جدیدی برای ادامه زندگی پیدا می کند. و به زودی ، او نیز عاشق می شود.

پوسته های خالی

آتلانتیس یک فیلم قابل توجه بصری است که تقریباً به طور کامل از عکسهای استاتیک عریض تشکیل شده است ، که در آن اکشن (یا فقدان آن) اغلب برای چند دقیقه بدون برش ادامه می یابد. در یک صحنه کاملاً قدرتمند ، سرگی را تماشا می کنیم که به بالکن آپارتمان کوچک و تاریک خود بیرون می رود تا لباسشویی را برای اتو کشیدن بیاورد. آنچه به عنوان یک توالی آرام و البته تنها و کم از زندگی خشک خانگی آغاز می شود ، در نهایت به خشونت تبدیل می شود ، زیرا ناامیدی سرگی از آهن او را وادار می کند ابتدا ابزار ، سپس میز و سپس صندلی خود را خرد کند تا اینکه آپارتمان به سختی مبله اش درهم و برهم شود. مخروج طغیان او. این یک تصویر کاملاً دردناک از خشم بیش از حد مردانه است ، همراه با یک غم و اندوه عمیق عمیق که به هیچ وجه نمی تواند راهی برای بیان پیدا کند.

ATLANTIS: سوisf استفاده پس از آخرالزمانی
منبع: Grasshopper Films

با این حال ، هر صحنه ای که به همین شکل فیلم برداری شده باشد ، هر چقدر هم به زیبایی ساخته شده باشد ، تأثیر یکسانی ندارد و در بسیاری از موارد ، فیلم بیشتر از اینکه یک تمرین احساسی باشد ، بیشتر یک تمرین فنی است. تماشا کردن آتلانتیس، من به یاد فیلم دیگری از اتحاد جماهیر شوروی سابق افتادم که امسال در صحنه جشنواره ظاهر شد ، فیلمساز گرجی دی کلومبگاشویلیاولین درام است شروع. پسندیدن آتلانتیس، شروع تقریباً به طور کامل از عکسهای طولانی و گسترده تشکیل شده است که در آن دوربین بدون حرکت شخصیت ها و حرکت آنها ، بدون حرکت باقی می ماند ، یک شرکت کننده ساکت و ایستا است.

سبک فیلمبرداری در شروع هرگز احساس حیله و شوخی نمی کند اما در کمک به بیان سفر احساسی شخصیت اصلی فیلم ، همسر یک شاهد یهوه که قربانی تعصب وحشتناک و خشونت فیزیکی است ، بسیار عالی کار می کند. مانند سرگی در آتلانتیس، او همچنین دارای ذخایر عمیق غم و اندوه و ضربه است که به مجرای بیان نیاز دارد و احساس تنهایی دارد که با قرار دادن دوربین در دور ، بیشتر بر آن تأکید می شود. اما کجا شروع فیلمبرداری احساس می شود برای خدمت به داستان طراحی شده است ، در آتلانتیس من اغلب با این احساس مخالف روبرو می شدم ، که صحنه هایی برای خدمت به سبک عکسبرداری ساخته شده اند ، به گونه ای که به استثنای همه موارد جالب به نظر برسند.

ATLANTIS: سوisf استفاده پس از آخرالزمانی
منبع: Grasshopper Films

گرچه این بسیار بعید است ، اما این احساس که من در حال تماشای فیلمی هستم که در آن به سبک اهمیت بیشتری داده شده بود نسبت به ماده ، هنگام تماشا از بین رفت آتلانتیس. به عنوان مثال ، صحنه های متعددی در فیلم وجود دارد که در آنها اجساد خارج می شوند و کالبدشکافی های مفصلی انجام می شود که برای چندین دقیقه کشیده می شود. شاید این کار در تلاش برای برجسته کردن فاصله عاطفی بود که انسانها معمولاً سعی می کنند بین خود و جنگ قرار دهند ، مردگان را به عنوان اشیایی که باید تجزیه و تحلیل کنند و در مقابل مردم برای عزاداری تلاش می کنند تا ضربه خود را در اعماق زمین دفن کنند – این یک تحسین برانگیز است برای اطمینان از ایده امتحان کردن و روی صفحه نمایش. با این وجود در چنین صحنه هایی احساس نمی کردم که چنین احساسی داشته باشم. بلکه متوجه شدم که هستم یا نه فرض شده که چنین احساسی داشته باشی در واقع ، من زمان بیشتری را به تماشا گذراندم آتلانتیس تعجب از آنچه که من احساس می کردم از اینکه در واقع احساس هر چیزی احساس کنم ، لذت بردن از عکسهای زیبا ساخته شده (برای ضبط ، در مجموع فقط 28 عدد وجود دارد) در حالی که تعجب می کردم آیا این همان چیزی است که فیلم ارائه می دهد؟

شاید این تا حدی تقصیر خودم باشد. شاید دلیلی که من فیلمی مانند آن را پیدا کردم شروع بسیار موثرتر از آتلانتیس این است که این یک داستان از یک زن است ، که توسط یک زن گفته شده است ، و من به طور خودکار آن را دوست داشتنی تر و جذاب تر از این داستان بسیار مردانه از عاشقانه و رستگاری پس از آخرالزمانی می دانم. با این حال حتی داستان عشق در آتلانتیس با توجه به اینکه کاتیا بیشتر به عنوان راهی برای تسهیل ارتباط مجدد سرگی با جهان بیش از اینکه به عنوان یک شخصیت در نوع خودش باشد ، برای من مانند یک فکر بعدی احساس می شد. وقتی این دو در اواخر فیلم عاشق یکدیگر می شوند ، در صحنه دیگری که از دور گرفته شده است ، این بار در عقب یک کامیون تاریک ، بیشتر به نظر می رسد دو نفر از حوصله اوقات وقت انتظار برای رسیدن بکسل را پر می کنند تا اوج احساسی داستان سرگی.

نتیجه

در آستانه رسیدن به آن لحظه بین سرگی و کاتیا ، در هنگام باران شدید ، یک ردیابی آرام به سمت جلوپنجره کامیون اتفاق می افتد ، زیرا آب ابتدا تار می شود و سپس دو چهره را در صندلی جلو که خم می شوند برای بوسیدن پاک می کند ، و این یکی از جالب ترین چیزهایی است که امسال روی صفحه دیده ام. اما متأسفانه ، همانطور که آتلانتیس به ما نشان می دهد ، بیش از چند عکس ستاره ای طول می کشد تا سفر یک شخصیت جذاب باشد.

شما چی فکر میکنید؟ برخی از فیلمهای پسابرجام مورد علاقه شما کدامند؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

آتلانتیس قبل از گسترش به سایر سینماهای مجازی ، از 22 ژانویه 2021 به طور انحصاری از طریق Metrograph در حال نمایش است.

https://www.youtube.com/watch؟v=iOv2Z98Vaw8


آتلانتیس را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن ، یا نوشتن در مورد فیلم ها ، او را معمولاً می توان در توییتر با وسواس در مورد فوتبال ، BTS و گربه اش دید.

تحقیق وحشتناک: SPLINTER (2008) | استعلام فیلم

خوش آمدید به جدیدترین ، و گاهی اوقات جذاب ترین ستون ، اینجا در Film Inquiry – Horrific Enquiry. هر ماه دو بار با همه چیزهای ترسناک مقابله خواهم کرد ، هر ماه دو فیلم را دوباره به کانون توجهات می رسانم تا بار دیگر وحشت زده و وحشت زده شوند. و گهگاه به مواردی که می توانستند پاکت را بیشتر هل دهند ، نگاه کنیم. به ما بپیوندید که در قلب وحشت فرو می رویم ، اما هشدار می دهیم ، اسپویلرهایی وجود خواهند داشت.

با لگد زدن در ژانویه ، من الهام خود را در نزدیکی خانه یافتم ، تولد یکی از دوستانم یکی از فیلم های مورد علاقه خود را به صحنه می آورد – ترکش. این فیلمی بود که او مدت زیادی برای دیدن من تلاش کرده بود و از آن زمان دیگر نمی توانم فراموشش کنم. کیفیت یک درجه درجه فیلم وجود دارد ، و در حد وحشت با کیفیت بالا است و تقریباً احساساتی دارد. کنتراست عمیق و تنظیمات شبانه ، ماهیت شوم “موجود” فیلم و استفاده هدفمند از ترس و وحشت را افزایش می دهد. گرچه ، همزمان با اعتبار ، این جهش های در حال رشد است که در ذهن شما نقش می بندد. اجازه دهید ما را به وحشت شیرجه رفتن ترکش.

فقط یک ترفند است

از آن اول اولش، ترکش اتلاف وقت برای جلب توجه مخاطبان خود ، مقدمه ای بین حمله یک مأمور گاز محلی (با بازی توسط چارلز بیکر معروف به Skinny Pete از شکستن بد) و تیتراژ ابتدایی فیلم ، نمره با هر مرحله تغییر می کند ، حتی در زمان امتیاز فراموش نشدنی قتل عام اره برقی تگزاس. در حالی که شروع به عمل ، ترکش بلافاصله به روایت های کلاسیک فیلم B بازمی گردد ، در بعضی مواقع از نمایش زیاد و سرعت اجرای آن رنج می برد – هرچند بلافاصله پس از شروع بازی ، فیلم بلافاصله بازخرید می شود ، بلافاصله آن را ترک نکنید.

پرسش و پاسخ وحشتناک: SPLINTER (2008)
منبع: مگنولیا پیکچرز

به دنبال حمله به مأمور گاز ، بینندگان به بازیکنان اصلی ما معرفی می شوند: ست (پائولو کوستانزو) و پولی (جیل واگنر) تلاش برای اردو زدن برای جشن سالگرد خود و دنیس ()شی ویگام) و لیسی (حاشیه های راشل) فرار از قانون. کمی فیلم طول می کشد تا همه آنها دور هم جمع شوند ، اما لحظه ای که زندگی آنها به هم گره می خورد ، زمانی آغاز می شود که اکشن و بازی اصلی آغاز می شود.

این کار بسیار کوچک شروع می شود ، چهار نفر بر اثر یک حیوان عجیب و غریب که ماشین را خراب می کند ، درحال ساخت هستند ، اما هر کدام ویرانگرتر و با شکوه تر از گذشته است. آنچه که واقعاً اوج می گیرد ترکش هر شخصیت لحظه هایی را نشان می دهد که چه کسی است و بین هراس و وحشت است. فقط معتاد به مواد مخدر نیست که در مرگ خود سرگردان است ، بلکه یک زن جوان باهوش است که اعتیادش در یک بیماری روانی بالقوه عمیق تر است. پولی فقط دختری نیست که از پله ها بالا می رود ، او “ترقه ای” است که آماده و مایل به مبارزه است. و ست و دنیس ، آنها به تجزیه غیرقابل درک ساخت های سنتی ترسناک مردانه تبدیل می شوند – اما بعداً در مورد این موارد بیشتر.

تصاویر و موارد دیگر

تصاویر از ترکش چیزی است که پیدا کردم بیشتر با من مانده است برای بسیاری از فیلم های ترسناک از این طبیعت ، این تصاویر دلخراشی است که بیشتر به یاد می آورم – فیلم هایی مانند خوابگاه، اره و مکعب، فقط به ذکر چند ، به خاطر کشتن و طبیعت گرافیکی که در آن تصویب شده اند ، به یاد می آورند. ترکشاما ، متفاوت است. با تماشای دوباره فیلم ، خودم را متعجب دیدم که چه میزان از عصبانیت را به یاد نمی آورم ، و متوجه شدم که تصاویر و ساختن سنبله های در حال رشد بر روی قربانیان تأثیر ماندگاری در این سالها دارد. این سنبله ها یک خلوص و یک طبیعت شوم دارند ، برجستگی هایی که بیش از بدن مصرف کننده امتداد دارند ، و تصویر را وحشتناک تر از یک کشتن ساده تغییر شکل می دهند.

پرسش و پاسخ وحشتناک: SPLINTER (2008)
منبع: مگنولیا پیکچرز

ترکش نوعی وحشت در پارک نیست که قطعاتی مانند قشنگ و گاهی اوقات زیاده روی کنند. و به عنوان یک بیننده ، به احتمال زیاد سه برنامه عملی بهتر برای زنده ماندن در شب نسبت به شخصیت هایی که روی صفحه می پرند ، خواهید داشت. با این حال ، به همان اندازه سرگرم کننده است که ترسناک است ، موجود ناشناخته و به سرعت در حال حرکت چیزهای زیادی را برای ذهن شما پر می کند تا جای خالی را پر کند. جا دارد که خلاقیت ذهن بیننده به درون آن نفوذ کند ، تصاویر و نمره شدید را بدست آورد و بر اساس آن کار کند. و این همیشه تضمینی نیست که وقتی یک فیلم به فیلم نهایی خود می رسد ، می بینید که آرزوی بیشتری دارید ، اما ترکش دقیقاً به آن دست می یابد. به دنبال ناامیدی که دوازده سال بعد ، ما فقط مانده ایم که تعجب کنیم که چقدر واقعاً می توانست در ادامه آن بد شود.

Hypomasculinity در مقابل Hypermasculinity

در حالی که ترکش برای از بین بردن شیوهای ترسناک اطراف زنان در فیلم های ترسناک کار زیادی انجام نمی دهد ، یک بررسی جالب از نمایش های کلیشه ای مردان در یک فیلم ترسناک وجود دارد. به طور معمول ، بیشتر شخصیت های فیلم ترسناک ساخته شده برای ترسناک ، یک لایه هستند و عمق کمی فراتر از تصویر معمولی آنها فراهم می شود. هایپرماسکولین و هایپرماسکولین معمولاً به روشی قابل پیش بینی – که مرگ آنها به همین راحتی قابل پیش بینی است – زنده می شوند.

به طور سنتی ، یک مرد شیطان و یک مرد بیش از حد زنانه وجود دارد که به دلیل رفتارها و ویژگی های زنانه و عصبی “مجازات” می شود. در مقابل ، معمولاً پسر “بد” وجود دارد ، فردی سرسخت و جوان که فاقد احترام به زنان ، مردان یا دیگران است. هر دوی این شخصیت ها به طور معمول در فیلم های ترسناک درگذشت خود را پیدا می کنند ، این دومین شخصیت معمولاً اولین شخصیت هایی است که به دلیل رفتار ضعیف با زنان اطراف خود ، قدرت جنسی و رفتار ضعیف او روبرو می شود.

پرسش و پاسخ وحشتناک: SPLINTER (2008)
منبع: مگنولیا پیکچرز

اما با ترکش، یک دوگانگی ارائه شده است. زیست شناس در حال کار بر روی دکترای خود است و در حالی که او به عنوان زنانه تر به مخاطبان ارائه می شود (قادر به اردو زدن و معامله با محیط خارج و یا محافظت از دوست دختر خود نیست) ، تصویر چند لایه او فرصتی را برای نشان دادن ارزش و عمق او متفاوت فراهم می کند. او کسی است که جان خود را برای نجات آنها به خطر می اندازد ، او کسی است که عملکرد اولیه موجود را رقم می زند و دلسوزی می کند. او فقط فردی است که در نظریه ها ، رایانه ها و ابزارهای خود دفن نشده است (به رندی در مراجعه کنید) جیغ و جیغ 2 یا رابی در جیغ 4 – هر دو در طول قتل عام ها مست بودند ، و هر دو به پایان نابهنگام رسیده اند). او در یافتن راه حل و به ثمر رسیدن آن م effectiveثر است.

به همین ترتیب ، در مورد مرد سرسخت طرف مقابل قانون نیز می توان همین را گفت. به طور معمول او اولین کسی است که می رود ، مرگش نوعی قصاص برای نحوه زندگی اش است (نگاه کنید به Barry in من میدانم تو در تابستان قبل چکار کردی) با این حال ، در فیلم Splinter ، او نه تنها مجاز است تا آخرین اقدام فیلم ادامه یابد ، بلکه لحظات فزاینده ای از رستگاری به او داده می شود – مردی که به دنبال آرامش و شانس دوم است. در حالی که او تلاش خود را برای هدایت در سمت راست مسیرها انجام می دهد ، خشم خود را چندین بار از بین می برد ، همیشه یک تمایل اساسی برای تلاش وجود دارد. هنگامی که آنها در پمپ بنزین هستند ، او مشتاقانه سعی می کند یک متصدی را وادار کند تا او را برای جلوگیری از ردیابی به راحتی سرقت کند. او درباره پولی که می خواهد بازیابی کند ، ضرورت نهایی آن نه برای او بلکه برای مادر مردی که او کشته ، گناه و تمایل او برای اصلاح کارهای اشتباه گذشته صحبت می کند. همه اینها و موارد دیگر اوج خود را در آخرین لحظات ایثارگری او رقم می زند.

نتیجه: ترکش

همانطور که بسیاری از ما خود را در خانه ها ، قرنطینه ها و قفل هایی که هنوز جدا از زندگی روزمره است نگه داشته ایم ، بسیاری از آنها می بینند که به دنبال بازی های مجدد یا فیلم هایی هستند که گذشته را از دست داده اند. در دنیایی با گذشته ، اکنون زمان بازنگری است ترکش – یا برای اولین بار آن را کشف کنید. ناامید نخواهید شد

نظر شما در مورد Splinter چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


Splinter را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی

بیان آن بی خطر است جورج کلونیاجرا به عنوان کارگردان کاملاً گیج کننده بوده است. این بازیگر در طول فعالیت گسترده خود بازی های قابل توجه زیادی را ارائه داده است ، اما حداقل تلاش وی برای تصدی صندلی کارگردانی تا حد زیادی متناقض بوده است. تلاش های قبلی او مطمئناً با استقبال بیشتری نسبت به کارهای بعدی اش روبرو شده است و متأسفانه این روند با آخرین ویژگی وی ادامه دارد آسمان نیمه شب، بر اساس رمان صبح بخیر ، نیمه شب توسط لیلی بروکس-دالتون.

آسمان نیمه شب دکتر آگوستین لوفتوس را دنبال می کند (کلونی) ، دانشمندی که تمام زندگی خود را وقف کار خود کرده و در حال حاضر در یک قطب شمال ساکن است پس از یک فاجعه جهانی زمین را ویران کرده است. این فیلم بیننده را وسط عمل می اندازد ، زیرا شهروندان باقیمانده کره زمین در حال تخلیه هستند و لوفتوس در حال آماده شدن برای عقب ماندن است ، زیرا به دلیل تشخیص سرطان نهایی ، تلاش برای ترک آن بی فایده است. یک روز ، او با دختری جوان به نام آیریس روبرو می شود که در ایستگاه پنهان شده است و با دیدن هیچ گزینه دیگری ، مراقبت از او را آغاز می کند ، در حالی که همزمان تلاش می کند با ایتر ، تنها ماموریت فضایی فعال پس از بازگشت از یافتن یک ماه قابل سکونت در نزدیکی مشتری. اتر هیچ سرنخی در مورد آنچه برای زمین در زمان غایب آنها اتفاق افتاده ندارد ، و لوفتوس یافتن یک سیگنال را دشوارتر می کند. متعاقباً او و آیریس سفری را آغاز می کنند تا به یک آنتن قدرتمندتر برسند که امیدوارند بتواند آنها را به اتر برساند ، اما به زودی مشکل ایجاد می شود.

کلونیآخرین سفر گردشگری بدون شک از بدترین فیلم علمی-تخیلی سالهای اخیر به دور است ، اما در نهایت از بسیاری جهات ، به خصوص در مورد فیلمنامه بدون روحیه ، غالباً خسته کننده و قابل پیش بینی خستگی ناپذیر ، لنگ می زند. او ناامیدانه سعی می کند این داستان را از مواد نازک یخی که مجبور به کار با آنها است بالا ببرد ، اما به ندرت این کار را می کند آسمان نیمه شب هرگونه شباهت به تأثیر ، چه به صورت موضع روایی و چه احساسی داشته باشید.

به روایت گسسته است

از نظر ساختاری ، آسمان نیمه شب بدون شک یکی از ضعیف ترین فیلم های سال است. در حالی که امیدوار کننده آغاز می شود ، اما چیدمان روایت به آرامی خود را نشان می دهد و در نتیجه فیلم به سرعت از بین می رود. کلونی این کار را کاملاً ساده تنظیم می کند ، و بیننده را به دنیای داستان از راه هایی که بسیاری از فیلمسازان از انجام آن می ترسند ، معرفی می کند و متاسفانه دلیل آن روشن است. او درست می پرد و جای کمی برای نمایش باقی می گذارد ، اما این نوع تنظیمات به سادگی در اینجا کار نمی کند. بیننده با انبوهی از س questionsالات و وقت کافی برای پردازش آنها روبرو نیست ، اما برخلاف سایر نمونه های این قالب از سکانس آغازین (اخیراً ، کریستوفر نولانها اصول به ذهن خطور می کند) ، علاقه کافی از این لحظات مقدماتی برای ضمانت چنین آغاز جسارت وجود ندارد. متأسفانه ، بقیه فیلم هم خیلی بهتر نیست.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

دلیل خاصی برای مراقبت از این شخصیت ها به ما داده نشده است ، اما حداقل کلونیشخصیت و دختر جوانی که او در زیر بال خود می گیرد به اندازه کافی شیمیایی قوی دارند که بتواند بخشهایشان را روی آب نگه دارد به ویژه کلونی ، ارائه عملکرد قوی. در حالی که برای، آسمان نیمه شب عمدتا به دلیل تمرکز بیشتر بر کلونیشخصیت در نیمه اول. لحظاتی وجود دارد که به سمت تیم ایتر می رود ، و گرچه قسمت داستان آنها از جذابیت کمتری برخوردار است ، اما انتخاب مرکز کلونیقوس در حالی که تا حدودی تعادل بین داستان داستانی اتر منطقی است ، و در طرح کلی موارد قابل قبول است. با این حال ، داستان تغییراتی اساسی را در آنچه در نیمه عقب قرار می گیرد ، ایجاد می کند و گام های ناپایدار قبلی را بر هم می زند و فیلم را به فنا می کشاند.

واضح است که کلونی به وضوح سعی در اندازه گیری داشت چیزی از این داستان توافقی غیرقابل انکار است ، اما وقتی فیلم در یک ساعت به چیزی کاملاً متفاوت تبدیل شود و عملاً داستان خود را به نفع یک داستان بسیار کثیف تر کنار بگذارد ، کار زیادی نمی تواند انجام دهد. می توانید به سایر بازیگران اینجا بگویید که تمام تلاش خود را می کنند تا این پوسته خالی از فیلمنامه را به همان اندازه او ارتقا دهند ، اما مسئله این است که ما در مورد شخصیت های آنها چیزی نمی دانیم ، و به همین ترتیب ، به راحتی نمی توانیم برای آنها احساس کنیم ، حتی همانطور که مشاهده می کنیم آنها مشکلات مختلفی را تحمل می کنند.

از نظر احساسی بدون وزن

بازگشت به عدم انسجام روایت فیلم ، آسمان نیمه شب یکی از فروتن ترین فیلم های چند سال گذشته است. همیشه به نظر می رسد که حتی برای حداکثر دقیقه برای تشدید احساسات نیز درک می شود ، اما به سختی سطح را ترک می کند. لحظاتی وجود دارد که با داشتن یک فیلمنامه سازگارتر و پیوند عاطفی قوی تر با شخصیت ها ، این فیلم می تواند چیزی واقعاً خاص ارائه دهد ، اما این خیلی اوقات مسطح می شود زیرا قلب داستان صفر است. در طول فیلم ، صحنه های زیادی وجود دارد که به وضوح قصد دارند واکنشی تکان دهنده ایجاد کنند ، اما به سادگی نمی توانند آن را از تماشاگر بسنجند در نتیجه احساس خالی بودن به طور کلی.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

پس از شعار یک عمل دوم ، پایان کار تمام تلاش خود را می کند تا مقداری بسته شود اما به دلیل چگونگی تجمع فیزیکی نسبت به حاشیه از نظر احساسی ، دچار تزلزل می شود. اگر گوشت بیشتری روی استخوان های آن وجود داشت ، ممکن بود این پایان کمی بهتر باشد ، اما حتی که نمی توانست آن را از پیچ و خم مسخره ای نجات دهد که به همان اندازه خنده دارانه خارج از مکان باشد و به طرز وحشتناکی قابل پیش بینی باشد.

بازیگران مطمئناً بخاطر تلاشهایشان برای نجات این چیزها قابل تقدیر هستند ، زیرا آنها واقعاً تلاش می کنند ، اما تا زمانی که هرکدام از آنها حتی می توانند برای انجام این کار تلاش سختی انجام دهند ، این فیلم خیلی دور است. این یک ناامیدی عظیم است زیرا این فیلم مطمئناً پتانسیل بالایی داشت ، اما با وجود همه اینها خیلی زود ناپدید می شوند کلونیتلاش آگاهانه برای ارائه یک تجربه تأثیرگذار.

از نظر فنی دیدنی

با این وجود ، اگر لطف جدیدترین مزیت صرفه جویی در مورد فیلم های علمی-تخیلی استودیوی فریبنده و بی حس کننده وجود داشته باشد ، این جلوه های بصری است. از منظر تصویری ، آسمان نیمه شب یکی از با شکوهترین و جذاب ترین فیلم های سال 2020 است و مطمئناً نامزدها را برای جوایز خود در فصل جوایز جمع می کند. گرچه مطالب پیرامون آن به هیچ وجه معنی دار نیست ، اما تصاویر اغلب برای حمل صحنه های خاصی که اساساً به آنها برای روایت داستان متکی هستند ، کافی است.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

طراحی تولید نیز کاملاً چشمگیر است ، و زمینه ای محکم برای شخصیت ها و مکان آنها و برای آنچه ارزش دارد ، ایجاد می کند ، حتی وقتی داستان از نظر دور باشد ، یک لایه جذاب از ماده را اضافه می کند. یک احساس ترس و سرما به صراحت وجود دارد که بسیاری از این محیط ها را در بر گرفته است ، و مجموعه ها این را به ارتفاعات بیشتری می رسانند ، ترکیب نیروها با مارتین روهفیلمبرداری تاریک و در عین حال گویا برای شکل دادن به دنیایی متافیزیکی که احساس زندگی در آن از بسیاری از همتایان خود بیشتر است. گرچه این در نهایت نمی تواند فیلم را ذخیره کند ، اما در طولانی مدت باعث تماشای آن می شود.

نتیجه

آسمان نیمه شب نمونه دیگری از چیزی است که می تواند یک کار علمی-تخیلی پیچیده و تأثیرگذار باشد اما به سرعت در خودش فرو می ریزد. برای فیلمی که علی رغم تعداد معدودی نقص قابل مشاهده و در عین حال قابل عذرخواهی ، در اکثر کارهای خود درگیر کننده آن است ، حیف است که چقدر سریع قربانی یک چاه دیگر از مسائل در نیمه عقب شود. خیلی دور از فیلم خیلی وحشتناکی نیست. این به سادگی یک تجربه متوسط ​​و دردناک است که در سطوحی که مقدار بالقوه بالقوه ای دارند ، مسطح می شود. کلونی در نقش او عالی است و اگر فیلمنامه قوس او و دیگر عناصر داستان را به طور یکنواخت متعادل می کرد ، می توانست به عنوان یک کل منسجم عملکرد بهتری داشته باشد.

در نهایت ، این یک فیلم امیدوارکننده بود که اگر به عناصر جذاب تری از روایت خود متمرکز شده بود ، می توانست نگاهی درون نگرانه به مرگ ، مرگ و تنهایی ارائه دهد ، اما متأسفانه تصمیم گرفت که مسیر خود را در مسیری جالب تر و سریع تغییر دهد. خودش را به یک مارپیچ رو به پایین می فرستد. چه آشفتگی ناامیدکننده ای است.

آیا دیده اید آسمان نیمه شب هنوز؟ نظر شما چیه؟ ما را در نظرات با ما در میان بگذارید.

آسمان نیمه شب در حال پخش از Netflix است.


آسمان نیمه شب را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

SPHERE و تمثیل کثیف بیماری همه گیر مایکل کرشتون

فضاهای روزنامه نگاری فیلم در گذشته زندگی می کرده اند. این چیز بدی نیست – فقط یک واقعیت است. تعداد کمی از انتشارات جدید و ضعف قفل شدن ویروس کرونا باعث تحریک یا صراحت بسیاری از منتقدان شده است تا دوباره به فیلم های مورد علاقه قدیمی خود مراجعه کنند یا به دنبال فیلم هایی که هنوز ندیده بودند ، بروند.

بسیاری از نشریات كوچكتر – از جمله این نشریه كه من عاشق آن هستم – به نویسندگان مستقل یا بدون حقوق متكی هستند و مجبور نیستند كه دائماً درباره فیلم های جدید و فرهنگ نویسی به روز تولید كنند. و برخی از قطعات عالی به ویژه امسال از این مدل گرفته شده است. در ماه آگوست، لوله سفیدرا زرینا محمد نوشت یک بررسی از دختران گیلمور جذاب ، کمی عصبانی و درخشان است. و در ماه اکتبر ، برای دیوار روشن ، اتاق تاریک ، جاش اشپیگل یک مقاله خنده دار ، واضح در مورد کلاس در کلمبو این به من الهام شده است که شاید در نهایت احتمالاً روزی این برنامه را تماشا کنم.

فرهنگ نویسی ، به طور کلی ، امسال به نظر می رسد در چند دسته است: ارزیابی مجدد کلاسیک قدیمی ، شاید فراموش شده. گناهکار ، فرار از خواب پرخوری ؛ و تمایل به ارزیابی مجدد کار با توجه به شرایط فعلی ما. این دو جایگاه اخیر ، واقعاً وحشتناک بوده است ، به ویژه از انواع “شراب قرمز و سرما”. در روزنامه های بزرگ ، بخشهای فرهنگ در مورد “سینمای آسایش” خفه می شوند ، گویا ما می توانیم سال 2020 را صرف نادیده گرفتن سیاست ، جلوگیری از اعتراضات ضد پلیس و نادیده گرفتن همه گیری کنیم تا بخواهیم مرکل را روی تخت های خود بنوشیم و تماشا کنیم جنس و شهر در حالی که “کارگران ضروری” Chipotle را برای ما می آورند. بله ، من اینجا ریاکار هستم – کانال دیزنی را binged کردم سگ با وبلاگ و طولانی نوشت درباره سریال و سیاست های آن در ماه جولای. اما من توانایی پرداخت هزینه Merlot را ندارم ، من به خاطر انتقاداتم پولی دریافت نمی کنم ، و برای نویسنده معمولی شما هم توانایی ندارم واشنگتن پست. سینمای راحتی نوعی تنبل روزنامه نگاری فرهنگ است.

هنوز هم می خواستم از این فضا استفاده کنم و یک ارزیابی مجدد از آن بنویسم کره، از همه چیز روی سطح، کره – یک فلاپ سال 1998 به کارگردانی باری لوینسون و اقتباس شده از مایکل کریچتونهیجان علمی-تخیلی موفق – مناسب برای قفل شدن: چهار دانشمند که در حبابی هزاران پایی زیر سطح اقیانوس گرفتار شده اند ، آرام آرام دیوانه می شوند. این مورد علاقه قدیمی من است ، اگرچه اصلاً کلاسیک نیست و من مطمئن هستم که فقط در حدود پنج نفر حتی وجود آن را به خاطر می آورند.

SPHERE و تمثیل کثیف بیماری شیوع مایکل کرشتون
Sphere (1998) – منبع: برادران وارنر.

دانشمندان توسط آنها بازی می کنند داستین هافمن، ساموئل ال جکسون، شارون استون، و لیوو شریبر، و داستان علمی تخیلی فروشگاه برگر آنها را به یک پایگاه در اعماق دریا می فرستد ، جایی که آنها یک کشتی سقوط کرده ، یک کره اخروی و یک موجود بیگانه را پیدا می کنند که از طریق رایانه پایگاه با آنها ارتباط برقرار می کند. کشتی اولین رمز و رازی است که حل شده است – آنها فکر می کنند در ابتدا فرازمینی است ، اما هافمن یک مرد مرده را روی صندلی کاپیتان پیدا می کند و بسته ای از بادام های دودخانه Blue Diamond را چنگ می اندازد. این کشتی نه تنها از زمین است بلکه آن آمریکایی است! (به نظر من کاملاً احمقانه این تلقین را تقویت می کند: که به بلوغ الماس با سفر به فضای چند بعدی ، Blue Diamond همچنان در تولید آجیل های دارای طعم دودخانه ادامه خواهد داد.)

کره به عنوان تمثیل

فیلم بسیار بد است – لوینسونقلب او به وضوح در جهت نیست ، نوشتن همه چیز جالب را غرق می کند کریکتونرمان ، و کف سفینه مانند فرش Chuck E. Cheese برق می زند. سنگ این آرایش چشم صورتی رنگ دقیق و کاربردی را در کل فیلم حفظ می کند ، حتی در اوج ، زمانی که پایه تکان داده می شود تا دمیده شود و آنها روزها بدون خواب رفته اند. پیتر کایوت در نقش فرمانده نظامی مسئول لشکرکشی بازی می کند ، و او فوق العاده است. او بیشتر فیلم را با فریاد بر روی شخصیت های دیگر می گذراند و پس از آن از در نصف می شود. اهداف زندگی. او همچنین می گوید ، از سنگشخصیت ، “ما 160 پله پایین هستیم و اکنون یک کیسه مهره داریم که می تواند بیرون بریزد و شکسته شود” ، خطی که من همیشه به دوستان و همکارانم نقل می کنم. گفتگوهای آنها با موجود بیگانه منجر به آتش زدن بیگانه و نوشتن جمله “من همه شما را خواهم کشت” می شود ، که صادقانه بگویم ، همان است.

آیا تمثیل خوبی برای اوقات فراگیر ما است؟ نمیدونم؛ من عناصر را تشخیص می دهم کره. من با مادر و برادر کوچکم زندگی می کنم. خانه ما ، زیستگاه دریای عمیق ما که از “سطح” مهر و موم شده است. اواخر سال 2019 و آغاز سال 2020 را برای ساختن برنامه هایی برای آینده ام صرف کردم و در این شش ماه قفل ، مجبور شدم همه آنها را پاره کنم ، برنامه هایم را برای ترک کشور عقب بردارم ، و لنگ بزنم و نگویم هر چیزی که ممکن است مادر من را عصبانی کند. بعضی از شب ها ، بازی های خانوادگی Bananagrams همه ما را از گلوگاه دور نگه می داشت. من با مادرم بحث مشکوک کردم ، او مرا از خانه بیرون کرد ، و من مجبور شدم به سختی در مورد ارزش ماندن یا عدم ماندن در خانه تجدید نظر کنم این – و اینکه استرس و اضطراب حتی شامل همه موارد همه گیر نیست ، یا اینکه من هرگز یک درصد پول بیکاری از ایالت نیوجرسی دریافت نکرده ام ، یا اینکه تمام جستجوی شغل من در طی شش ماه بدترین کارآموزی های بدون حقوق بوده است. تمام آن ناآرامی و عدم دقت را که خواسته ام روی آن نقشه برداری کردم کره، و اکنون آن را مانند زمین ، آب و کودهای بسته بندی شده برای ایجاد دیوارهای خانه گیر کرده است.

کره همچنین پارانویایی را که ویروس کرونا به ما داده است ، به طرز حرکتی و ناشیانه ثبت می کند. نه فقط پارانویا بودن در خانه. کتابفروشی و کافه ای که من در آن کار می کنم یک سری از مذاکرات ثابت برای امنیت سایر افراد داخل فروشگاه است. آیا قبل از نشستن کسی یک سفارش دیگر می گیرم یا دو دقیقه می گذارم که یک میز خالی را ضد عفونی کنم؟ آیا بعد از این معامله باید دستکش را عوض کنم؟ آیا امن است که ماسک خود را در اتاق شکستن بردارم تا قهوه ام را بنوشم؟ آیا من قانون 6 فوت را که به نظر می رسد همه هنگام جمع شدن در اطراف ثبت نام فراموش می کنند و برای خواندن فهرست نوشیدنی چشمی می کشند ، فراموش می کنم؟

SPHERE و تمثیل کثیف بیماری شیوع مایکل کرشتون
Sphere (1998) – منبع: برادران وارنر.

جلو و مرکز در فیلم نیز نحوه قرار گرفتن معضلات وجودی در دست مردم عادی است. پیتر کایوت نشان دهنده کنترل نظامی ماموریت بسیار طبقه بندی شده دانشمندان است. او و چند پرسنل دیگر – از جمله ملکه لطیفه در نقش پرتاب – پشتیبانی از زندگی ، هزینه های نگهداری و نگهداری در اطراف زیستگاه را مدیریت کنید تا دانشمندان غیرنظامی مجبور نباشند. اما چون کریکتون، این تیرهای پشتیبانی اولین کسانی هستند که جای خود را می گیرند. ملکه توسط چتر دریایی جان خود را از دست داده است. بایگانی ، ادموندز (مارگا گومز) توسط یک ماهی مرکب غول پیکر پودر می شود. کایوت، البته ، در را می گیرد. و فقیر لیوو شريبر، تنها فردی که در جلسات ایمنی به آن توجه داشت ، هنگام انفجار مخزن بنزین صورتش را آتش زده و می میرد.

که برگ هافمن، جکسون، و سنگ مسئول زیستگاه ، که آنها هیچ ایده ای برای نحوه کار ندارند. وقتی آنها علیه یکدیگر نقشه نمی کشند ، سعی دارند مانع از انفجار پایگاه اعماق دریا شوند. تماشای انحلال ساختار نظامی حاکم بر زیستگاه که شهروندان عادی را مجبور می کند مانند هافمن برای تصمیم گیری در مورد مرگ یا زندگی بسیار سخت 2020 احساس می شود. برای جلوگیری از شیوع طاعون کشنده نباید به ما بسپاریم – به عهده مردم عادی هستیم. اینکه کسی به COVID مبتلا می شود یا خیر بستگی به این ندارد که آیا باریستا (من) زمان کافی برای پاک کردن میز خود قبل از نشستن داشته است یا اینکه من دستکش های خود را دو یا سه معامله پیش عوض کردم.

آ آرواره ها وضعیت ذهنی

استرس ، اضطراب ، چنگال هراسی ، بی اعتمادی ناشایست ، شیطانی که به چشم می خورد و سقوط نظم نهادی بیشتر تمثیل های همه گیری را که امسال پیدا کرده ایم رنگ می کند. کره به خصوص من را به یاد دو نفر دیگر می اندازد – جان نجاررا چیز ، فیلمی که با پارانویا همراه است و ترس از چیزهای ناشناخته. و در میان ما، بازی indie موفق در مورد خدمه ای از فضانوردان که یک به یک توسط یک شیاد در صفوف کشته شدند.

SPHERE و تمثیل کثیف بیماری همه گیر مایکل کرشتون
Sphere (1998) – منبع: برادران وارنر.

آرواره ها و کریکتونتخم مرغ طلایی ، پارک ژوراسیک، در حالی که فرمانداران در حال بازگشایی ایالت ها بودند ، در تابستان امسال در راس VOD قرار گرفت. بونگ جون هورا میزبان ، حمله به ربودن های بدن ، و اکثر فیلمهای زامبی به عنوان تمثیل های اپیدمیولوژیک موثر عمل می کند ، در حالی که تایتانیک و فیلم های ترسناک اخیر بستر های نرم افزاری و ویواریوم فقط چند نمونه از آثاری است که مقابله با طبقه بندی اجتماعی که ویروس در راس گفتگوی سیاسی و دانشگاهی قرار داده است. و هیدئو کوجیمارا رشته مرگ ، با موقعیت پس از آخرالزمانی و شخصیت قهرمان تحویل قهرمان ، همچنین سهم خود را از مقایسه با اعتماد جدید ما به آمازون پرایم و DoorDash دعوت کرده است. در محافل و نشریات ادبی ، آلبر کاموطاعون و ادگار آلن پورا ماسک مرگ سرخ دور خود را نیز زده اند ، حتی مواردی که هیچ ارتباطی با این مضامین ندارند با عینک های رنگی COVID دوباره ارزیابی شده اند – ضرب الاجل یک ارزیابی خنده دار ، آسینین از فراموش شدگان منتشر کرد وارن بیتی فیلم قوانین اعمال نمی شود ، سعی می کند آن را به عنوان تمثیلی جذاب برای سال تصویب کند.

اخیراً یک فیلم کوتاه به نام تماشا کردم 2020 که سعی در انجام همان کار دارد. این یک هجو است 1917 ، از این رو مهندسی شده است تا مانند یک شات مداوم به نظر برسد – هر چند این بار ، داستان بیست و چند ساله جسورانه داستان (Colton Eschief Mastro و مایکل لیبرمن) در لس آنجلس زندگی می کنند و مأموریت 7-Eleven را برای خرید مقداری دستمال توالت آغاز می کنند. با انجام این کار ، آنها با هر نقطه مهم در سال 2020 روبرو می شوند (معترضان زندگی سیاه و سفید ، آتش سوزی لس آنجلس ، بوق های قتل ، دونالد ترامپاستیضاح) و حتی چند مورد جزئی (هیچ کس به آن اهمیت نمی دهد کانی کاندیدای ریاست جمهوری شد).

با هر مرجع ، فیلم یک ضرر متوقف می شود ، به این امید که کاری را که انجام می دهد تشخیص دهید و از روی تعهد خندید. اساساً برای همان مخاطبی که به او می خندد اسلحه است نیویورکرکارتون ها (هرچند که در 3 اکتبر منتشر شد ، بنابراین خوشبختانه هیچ گونه شوخی در مورد شمارنده های رای نوادا وجود ندارد.) هرچقدر کوتاه جذاب ، خیالی و گیج کننده باشد ، با این حال ، فکر نمی کنم این کپسول بندی کامل سال 2020 باشد واضح است که تلاش می کند باشد.

از اپیدمیک تا سرگرمی

آینده سرگرمی ، رک و پوست کنده ، بمکد. ما می خواهیم شاهد تلاش های بی پایان این سال و تمام بلایای آن باشیم و آن را به سرگرمی تقسیم کنیم. قسمتهای COVID متمرکز از سرخوشی ، بی شرمانه ، آمستردام جدید ، و دکتر خوب در آینده ، کانکتورها اکنون شوخی های بدی در مورد ماسک های صورت دارد و مردیت گری ویروس کرونا دارد. ما قبلاً دیده ایم که شرکتهای کمدی مستقیماً در قرنطینه ، در Freeform ، مقابله می کنند عشق در زمان تاج ، NBC برقراری ارتباط…، و Netflix’s فاصله اجتماعی ، عکس گرفته شده به نظر می رسد مانند تماس های چت تصویری است.

این نمایش ها – مانند نیویورکرچرخ و فلک خسته کننده کاریکاتورهای سیاسی بیش از حد واقعی – ترجیح می دهند لحظه را به تصویر بکشند ، و استعاره های ساده ای برای تجارب ملت ما با ویروس کرونا ایجاد می کنند ، اگر حتی اصلاً با استعاره سر و کار ندارند. اما ذاتی این تلاش ها برای به دست آوردن یک کلیت ، نوعی پاک کردن شوم است. و این پاک شدن هر بار که منتقد یک فیلم یا نمایش را به عنوان تمثیلی همه گیر ارزیابی مجدد می کند وجود دارد. با ارائه یك اثر داستانی به عنوان استعاره از یك واقعه فاجعه بار مانند ویروس كرونا ، منتقد تمایل دارد كه از لبه ها بیرون بزند یا قسمت هایی از داستان را كه به لنز تمثیلی نمی چسبد ، حذف كند.

SPHERE و تمثیل کثیف بیماری همه گیر مایکل کرشتون
اتصال… (2020) – منبع: NBC

بوروکراسی ، اپتیک و سیاستمداران حریص و آدم کش که در 286000 مرگ و میر و شمارش در ایالات متحده از ویروس کرونا نقش داشته اند ، همه عناصری هستند که با تمثیل می توان در آنها یافت پارک ژوراسیک ، آرواره ها ، و کره. اما هیچ تمثیلی برای ویروس کرونا یا کل آن وجود ندارد سال. مسائل بیش از حد پیچیده ، بسیار ظریف است.

به عنوان مثال ، نرخ های نامتناسب COVID-19 که آفریقایی-آمریکایی ، لاتین ، اسپانیایی تبار و بومیان آمریکا را تحت تأثیر قرار داده و آنها را از بین می برد ، اغلب از پوشش بیماری فرار می کنند ، در حالی که این آمار یک بخش بسیار حیاتی از داستان است. بسیاری از آمریکایی های آفریقایی تبار در شیکاگو ، جایی که سیاه پوستان یک سوم جمعیت این شهر را تشکیل می دهند و در عین حال نیمی از عفونت ها و سه چهارم مرگ و میر آن ، در شرایط زندگی شلوغی زندگی می کنند که دسترسی کمتری به خدمات درمانی ، بیمه و حتی آزمایشات اولیه دارند. . آنها بیشتر اوقات در “زمینه های ضروری” کار می کنند و بیشتر از سفیدپوستان دچار بیماری مزمن سلامتی هستند. می توان یک استدلال مستدل ارائه داد که کاهش محدودیت های COVID توسط دولت ایالات متحده با وجود افزایش تعداد کشته ها می تواند ناشی از شیوع بیماری در جوامع رنگی باشد در حالی که جوامع سفید و طبقه متوسط ​​کمتر تحت تأثیر قرار می گیرند.

نتیجه گیری: هیچ ساختار سه قانونی وجود ندارد

فک ها ، پارک ژوراسیک ، کره ، چیز ، در میان ما ، بدن ربودن Body این آثار به راحتی به راحتی موضوعات اساسی قفل را ضبط می کنند ، اما همان تکرارها و ضرباتی هستند که اهل نیویورک و جمعیت شراب قرمز و سرماخوردگی آن را تشخیص داده و خنده را خسته خواهند کرد. پارانویا. شبه ناامیدی هیاهوی روانشناختی. آنها فراتر از این پیشنهادها به حقایق کثیف و دیاسوریک دست پیدا نمی کنند.

قهرمان شدن در این آثار به عنوان تمثیلی – علامت گذاری کره به عنوان تمثیل – روشی است که ما با تنبلی سعی می کنیم آسیب ناشی از بحران مداوم را تقسیم کنیم. “بیایید در مورد جهان صحبت نکنیم زیرا پیش بینی وقایع جهانی بر روی یک داستان داستانی آسان تر است! فرار در نمایش های نتفلیکس از نظر فکری مسئولیت پذیر و سرگرم کننده است! همه از ساختار سه کاره استقبال می کنند! “

مت دیمون زندگی می کند در سرایت او با دخترش قرنطینه می کند ، مراقب است و آنها زنده می مانند. سپس ، سکانس پایانی فیلم به طور خلاصه و واضح به ما می گوید که چگونه ویروس وارد جمعیت انسان شده و در سراسر جهان راه خود را باز کرده است. پاسخ های خود را دریافت می کنیم. و اعتبارات رول می شود. راحتی ، نهایی بودن ، کاتارسیس وجود دارد – یک پایان.

در قطعه عالی او “تمثیل در زمان ویروس کرونا” برای لانه خرگوش، لیزا یین ژانگ می نویسد ، “همه این تمثیل روشی است برای پنهان ماندن. راهی برای مرتب کردن در مورد ترس از دنیای جدیدی که به درب ورودی پایان می یابد – بدون محل کار ، هیچ مدرسه ، هیچ دوستی مگر از طریق صفحه نمایش – و کمبود معنایی که با آن همراه است. تمثیل در این جهان تازه خالی از سکنه این است که بگویید: بیرون راندن این چوبها از این پنجره باید معنایی داشته باشد. تهیه چای من هر روز باید معنی داشته باشد. ادامه دادن من از رختخواب ، روز به روز ، باید معنایی داشته باشد. و این یک لوکس است: افرادی هستند که ، در حالی که شما در ملاقه خود تعمق می کنید ، باید برای تهیه مواد غذایی فروشگاه های خود ، برای حمل و نقل کالاهای خود به خارج از خانه بروند.

در رمان کره، درست بعد از رسیدن دانشمندان به زیستگاه اعماق دریا یک صحنه عالی وجود دارد. قبل از اینکه حتی از ماموریت خود آگاه شوند ، رز ، آشپز پایگاه ، از آنها دسرهای مورد علاقه خود را می خواهد. او گفت که آنها توت فرنگی های نیوزیلند تازه دارند که از طریق زیردریایی پایین می آیند هافمنشخصیت ، نورمن. “نورمن فکر کرد: من یک هزار پا در زیر سطح اقیانوس هستم ، و داریم صحبت می کنیم که آیا باید برای دسر کیک توت فرنگی بخوریم.”

کریکتوندر حال نوشتن است ، حتی وقتی بیوولف یا سقوط هواپیما یا دزدان دریایی در دریاهای آزاد ، همیشه به این مسئله برمی گردد که ما در برخورد با شرایط خارج از درک خود چقدر شرور هستیم. دانشمندان کره را در فضاپیما کشف کردند و آنها دوباره به زیستگاه بازگشته اند که در مورد زندگی بیگانه ای که ممکن است در داخل پیدا کنند بحث می کنند. نورمن به آنها می گوید: “همانطور که کسی یک بار گفت ، شما نمی توانید بازوهای موجودی را که هیچ بازویی ندارد بشکنید.” ممکن است بیگانه اصلاً انسان گرا نباشد. ممکن است مثل یک انسان رفتار نکند. حتی ممکن است برای همیشه زنده بماند.

در تمثیل ها ، ما چیزی درباره هیولا نمی آموزیم. ما فقط آن را با چیزهایی مقایسه می کنیم که از قبل می شناسیم و نزدیک آنها هستیم. این یک سازوکار ناامیدکننده و غم انگیز است. در جستجوی همیشگی تمثیلات ، ما آرزوی راحتی داریم اما همچنین به دنبال پاسخ هستیم. و متناقض این است که وقتی در مناطق راحتی خود گرفتار شده ایم ، نمی توانیم پاسخ های صحیح را پیدا کنیم. حباب های کوچک غذای دلپذیر ما در مرکز شهر منهتن. حومه راحتی سفید و اکثریت ما ، که COVID بیش از آنکه تهدیدی فعال باشد ، یک اضطراب روزانه است. کره واقعاً تمثیل همه گیر خوبی نیست. اما دوباره ، هیچکدام چیز دیگری نیستند. ما فقط به دنبال معنی ، ساختار و کیک توت فرنگی هستیم.

امسال برای راحتی ، عقل و حمایت به چه برنامه های تلویزیونی یا فیلم هایی روی آورده اید؟ ما را در نظرات با ما در میان بگذارید.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان

همزمان، از کارگردانان جاستین بنسون و آرون مورهد، فیلمی است که متوجه نمی شوید توجه شما را جلب کرده است تا زمانی که متوجه شدید در تلاش برای دور نگاه کردن ، شنیدن جهان اطراف خود هستید مانند دارو ، اثرات آن آهسته است و باعث ایجاد یک تجربه می شود. و مانند مواد مخدر ، خوب یا بد بودن این تجربه به مصرف کننده بستگی دارد. همزمان فیلمی است که تهدید به کار کردن برای برخی است ، با این وجود برای دیگران سقوط خواهد کرد.

“زمان دروغ است”

توهم زمان و قابلیت انعطاف پذیری آن در ذهن انسان و مکان موضوعی است که بسیاری از فیلمسازان با آن روبرو شده اند. از سیاهچاله ها گرفته تا دلیر ، زمان ساختاری است که باید شکسته شود ، سفر شود و درک شود. همزمان آخرین فیلمی است که به مقابله با زمان می پردازد ، ساخت آن با خوردن ساده یک قرص کوچک خنثی می شود. با این حال ، مانند اکثر سفرهای زمان ، دستکاری آن با خصومت و خشونت روبرو می شود ، جهان با دانش روزافزون ما و درک پیچیده از زمان مبارزه می کند.

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان
منبع: Well Go USA Entertainment

محلی نیواورلئان EMTS ، استیو (آنتونی مکی) ، و دنیس (جیمی دورنان) اولین کسی است که بارها و بارها بدون توضیح و درک منطقی با اثرات مخرب Synchronic روبرو می شود ، قربانیان آن زخمی و برچیده می شوند. این مانند چیزی است که آنها قبلاً ندیده اند. با این وجود ، هرچه تعداد بیشتری از مردم قربانی می شوند ، تعریف آنها به عنوان اولین پاسخ دهندگان تغییر می کند زیرا زندگی شخصی آنها و وظیفه آنها یکی می شود.

فیلمی با فراز و نشیب ها

همزمان مطمئناً توجه مخاطبان خود را جلب و حفظ خواهد کرد. دیدگاه آن در مورد دستکاری زمان از طریق داروهای دارویی و تأثیرات آن بر مغز ، عنصر جالبی را برای مطالعه زمان از طریق فیلم به ارمغان می آورد. با این وجود ، کجا همزمان falters به ​​دلیل عدم توجه به خود دارو ، غالباً احساس می کند زیرا داستانی است که بیشتر به گفتگوهای بین شخصیت ها مربوط می شود. در حالی که می توان درباره آن بحث کرد ، برای ایجاد همدلی ، مکالمه زیادی لازم است همزمانشخصیت ها ، متأسفانه وقتی در مقابل اثرات غیر قابل تصور قرار گرفتن قرص و بدن در تضاد قرار می گیرند ، در مقایسه با این کار کسل کننده می شوند – که باعث می شود فیلم زیاد بکشد.

همچنین همزمان به نظر می رسد مطمئن نیست که تمرکز آن در مورد چه کسی باشد. به نظر می رسد که فیلم باید در درجه اول بر استیو متمرکز باشد. او در حال مبارزه با سرطان مغز است ، و در تلاش است تا زندگی عادی خود را حفظ کند ، هر یک از عناصر مبارزات خاموش او به تمایل وی برای آزمایش مرزهای زمان باقی مانده می افزاید. عدم خویشتنداری و افزایش اجبار او تمرکزی است که فیلم روی آن تأثیر می گذارد ، با این وجود فضای بیشتری برای خم شدن بیشتر به آن باقی می گذارد. در پایان فیلم ، به نظر می رسید که ، همزمان فرصتی را برای مقابله با مبارزات و مفهوم پذیرش مرگ ، کنار آمدن با زندگی ما و زندگی ترک شده از دست داد.

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان
منبع: Well Go USA Entertainment

نسبتا، همزمان شخصیت اصلی خود را قطع می کند و حواس او را پرت می کند و تلاش می کند تا نیاز خود را برای ساختن این فیلم به صورت دوئل سازگار کند. صحنه هایی از دنیس با همسرش ، تعاملات و مبارزات آنها وجود دارد. در حالی که این هدف برای ایجاد زندگی در خانه و ارتباط او با دخترش است ، این می تواند از طریق مکالمه تلفنی یا رو در رو با همسر ، دخترش و استیو برقرار شود. نمایش اضافی او از داستان ، مبارزه و معنای اصلی کاتارسیس او برای داستان می کاهد.

همه چیز از دست نرفته است

در حالی که این بررسی منفی است ، همزمان از ویژگی های بازخریدی زیادی برخوردار است که باعث می شود فیلم کلی سرگرم کننده باشد. تنظیمات نیواورلئان عالی بود ، مناطق نادیده گرفته شده که گردشگران به ندرت از آنها بازدید می کنند و دوربین ها با یک لحظه چشم انداز از آن عکس نمی گیرند. به خصوص جالب توجه استفاده از شش پرچم سابق بود که پس از ویرانی توفان کاترینا سالها قبل محکوم شد. یک زمان اصلاح وجود دارد که به زمین اجازه داده است زمین را پس بگیرد ، با رشد بیش از حد و در داخل و خارج از ماشین های غلتکی و ساختمانها کار کند. این احیا نشان دهنده قرار دادن یک سوزن در یک لحظه از زمان است ، و بسیاری از آنها را به حافظه ویرانی و ویرانی بازمی گرداند.

با ساخت مناظر و تنظیمات ، فیلم فراتر از آنچه شخصیت ها می توانند لمس کنند گسترش می یابد و ایده زمان را افزایش می دهد. یکی از جالب ترین لحظات در همزمان جایگذاری و ساختار ابرهای آن است. به صورت حلقه هایی در آسمان ، که از مرکز آن موج می زند ، فیلمبرداری شده و نه تنها تأثیراتی را که زمان می تواند بر آینده بگذارد ، بلکه به توضیح کم آب عملکرد قرص ها بر روی مغز انسان و زمان خود می دهد.

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان
منبع: Well Go USA Entertainment

این فیلم در تنش خود نیز سرآمد است. این در ابتدا یک تنظیم آهسته است ، قطعاتی که برای ادامه کار در جای خود قرار می گیرند تا ساخته شوند. گور نیز کاملا متعادل است. هرگز بیش از حد بالا ، فقط متناسب با روحیه و تنشی که فیلم در تلاش است ایجاد کند. همزمان همچنین با مجموعه قوانین تثبیت شده در فیلم ، قوانینی که شدت و خطر گرفتن هدیه های Synchronic را افزایش می دهند ، بسیار عالی است. ساخت یک ساختار محکم به فیلم برای مانور در اطراف ، این باعث افزایش بیشتر کشش روی صفحه می شود.

نتیجه: همزمان

علی رغم همه ایرادات ، پایان فیلم بسیار جذاب است – تقریباً هیپنوتیزم. اگرچه قابل پیش بینی است ، بینندگان می توانند نفس خود را در انتظار چگونگی پایان همه چیز حفظ کنند. در حالی که Synchronic فیلم عمیق و متفکری نیست که تلاش می کند باشد ، اما هنوز هم یک فیلم لذت بخش است که سرگرم کننده خواهد بود.

Synchronic را دیده اید؟ شما چی فکر میکنید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Synchronic از 23 اکتبر 2020 در سینماها و درایوها اکران می شود.


Synchronic را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Nightstream Film Festival 2020: LAPSIS: Taking a Hammer To Our Broken World

در اعماق جنگل مکعب وجود دارد. مکعب های بزرگ و شوم کروم ، با ده ها کابل که مانند باتری های سیب زمینی از آنها خارج می شوند. مکعب ها بیشترین دستگیری تصاویر در هستند نوح هاتونرا لاپسیس یک خنک کننده علمی تخیلی هوشمند در جشنواره فیلم مجازی Nightstream ، لاپسیس بیشتر از اینکه در فن آوری باشد ، در ذهنش است.

این بلوک های کروم توپی برای کابل های فیبر نوری است ، که بخشی از صنعت جدید در حال رشد محاسبات کوانتومی است. هرگز واقعاً نمی فهمیم که رایانش کوانتومی چیست ، چرا محبوب است یا چگونه کار می کند ، به این دلیل لاپسیس انسان گرایانه تر از آن است – این فیلم به چگونگی ضربه صنعت به اقتصاد کنفرانس و بهره برداری بیشتر از کارگرانی که هیچ جای دیگری ندارند ، متمرکز است.

A Ray Of Sunshine

وقتی ما با ری ملاقات می کنیم (دین امپریال) ، او از برادر کوچکتر بیمار خود ، جیمی مراقبت می کند (عزیزم هوارد) Jamie’s omnia گرفت ، همان “اختلال خستگی مزمن” که همسر ری را کشت. آنها در حال گذراندن دوره های درمانی New Age-y در یک مرکز مراقبت هستند ، اما ری در پرداخت قبوض مشکل دارد ، تا اینکه به عنوان یک کابل کشی شغل پیدا می کند.

کابل کشی چیزی شبیه یک طلا است. کارگران ، عمدتا جوانانی که کج و کوله دارند ، روزها را صرف پیاده روی در بیابان آمریکا می کنند ، کابل های فیبر نوری را از مکعب به مکعب می ریزند و پس از اتمام خطوط خود ، پول را جمع می کنند. هرچه مسیرهای بیشتری انجام دهید ، مسیرهای جدید با ارزش بالاتر تبدیل می شوند. بهترین سیم کشی ها می توانند در یک آخر هفته هزاران درآمد کسب کنند. همه این موارد توسط دستگاه داده شخصی و GPS ، “مدالیون” کنترل و کنترل می شوند.

ری از عنصر خود خارج شده است. او از فن آوری موجود به راحتی ناراحت است ، اما برای بدتر کردن شرایط ، او مدال یک شخص دیگر را با حساب ، نام مستعار و پرونده های شخص دیگری در اختیار دارد. بلافاصله ، او روزهای زیادی را دریافت می کند ، نوعی که سیم کشی های معمولی سالها برای آن کار می کنند و ناخواسته خشم بسیاری از همکارانش را به خود جلب می کند.

ری نیز از نظر نوع کابل کشی به نظر نمی رسد. او اضافه وزن و طاسی دارد و با پیراهن های دکمه دار و یک زنجیره طلا پیاده روی می کند. همینطور، امپراتوری دارای بزرگ “عموی مراقب اما محافظه کار در روز شکرگذاری” با کابل های بزرگتر و هیپنوتیزم ، و عملکرد او اغلب ساکت و خارج از آب ، گاهی اوقات به من یادآوری می کند که چگونه جیمز گاندولفینی یا استیون گراهام می تواند از نظر جسمی تحمیل کننده و در عین حال بی تکلف ، حتی جذاب و پدرانه باشد.

یکی از تنها سیم کشی هایی که ری با آن ارتباط برقرار می کند آنا است (Madeline Wise) ، یک زن جوان مو سفید که اوقات فراغت خود را صرف نوشتن در مورد نابرابری هایی که برای کابل کشی های استثمار شده و بطور مأموریت کار نمی کند ، می گذراند. او همچنین می تواند ری را مانند یک کتاب بخواند. او به او می گوید: “شما مانند اوباش دهه 70 میلادی دوست دارید.”

این فقط نگاه ری نیست – با برادر بیمار در خانه. گذشته گذشته سایه دار Ray؛ و مجری قدیمی و محرمانه که 30 درصد از بالای ری پرداخت می کند ، لاپسیس مملو از جعبه های BINGO فیلم mobster است ، اما هوشمندانه همه آنها را به یک روایت بزرگتر درباره اقتصاد کنسرت و چگونگی پیشرفت تکنولوژی و نابرابری درآمد ، می بخشد. لاپسیس هر تروپ را مانند کابلهای فیبر نوری به مکعب های کروم وحشت زده به چارچوب وصل می کند. هاتون، نویسنده-کارگردان ، در زمینه ساخت فیلم مستند فعالیت می کند ، که به غرایز واقع گرایانه اجتماعی فیلم کمک می کند تا به اوج خود برسند.

جشنواره فیلم Nightstream 2020: LAPSIS: چکش را به دنیای شکسته ما می برد
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

دنیای فیلم ، همانطور که توسعه یافته است ، سوالات زیادی را نیز به عنوان بهترین فیلم های علمی تخیلی دعوت می کند. کابل کشی در زمستان چگونه کار می کند یا این یک کار فصلی است؟ چگونه آنها مانع مزاحمت حیوانات در کابل ها یا جوندگان از طریق آنها می شوند؟ و آن مکعب های کروم در جنگل قطعاً به شما سرطان می دهم ، درست است؟

این فیلم همچنین بسیار زیبا به نظر می رسد ، در کنار هم قرار گرفتن صدای غرغرهای سرد شرکت ها با فیلمبرداری خیره کننده. اشعه در پنسیلوانیا زندگی می کند ، و او و آنا بیشتر کابل کشی خود را در جنگل ملی Allegheny انجام می دهند. بنابراین در حالی که در شهر هستید ، گرانج سطح پایین مانند لوپردر شهر Allegheny ، پراکندگی شهری ، رنگهای پر جنب و جوش و تنظیمات سرسبز که بهترین استفاده را می برند مایک گومس‘عکاسی دیجیتال واضح

اقتصاد شکسته ما

دنیای لاپسیس به اندازه a. کاملاً مشخص و دانه بندی شده است آینه سیاه قسمت. کابل ها تجهیزات خود را در فضای ذخیره سازی جامعه به سبک Airbnb ذخیره می کنند. باند های موج دار بچه های بزرگراه وسایل کابل کشی را می دزدند. و شرکت های کابل سازی این ربات های کوچک دوست داشتنی مانند قورباغه را برای راهپیمایی در کنار کارگران مستقر می کنند.

آن ربات های قورباغه ای مخفیانه شوم هستند. هر یک از آنها انگیزه ایجاد می کند ، بدون وقفه و بدون سرعت و با اطمینان در چندین مایل در ساعت حرکت می کند. اگر آنها شما را بغل کنند ، مسیر شما را می گیرند. بدون روز پرداخت

آنها همچنین تنها کارکنان پایدار نصب کابل هستند که شرکت ها دارند. بقیه نیروهای سیم کشی کار موقت یا فصلی را انجام می دهند ، کابل کشی می کنند تا زمانی که صدمه ببینند یا روزهای پرداختی را که پشت سر می گذارند ، خنک کنند. به عنوان مثال ، آنا به جایی رسید که فقط شش ماه از سال باید کابل بکشد. همه آنقدر خوش شانس نیستند. ما می بینیم که یک کابل کشی با استفاده از عصا در اطراف محل اردوگاه در حال حرکت است و بسیاری دیگر مشاغل خود را برای از کار انداختن ربات های کابل خود اطمینان می دهند ، اطمینان حاصل می کنند که آنها بدون لنگ خوردن یا کار زیاد به انتهای مسیر خود می رسند.

در پایان روز ، مانند هر “پیمانکار مستقل” است. گرفتن یک قرارداد خوب “ساخت آن نیست”. با کابل کشی ، شما باید برای بهترین روزهای روز خود بجنگید ، در برابر ربات ها و همچنین کابلی های همکار خود ، شرکت کارکنان را در برابر یکدیگر قرار دهد.

این طلا کابل کشی یک پیشگام عالی برای اقتصاد Gig به عنوان یک کل است – ری ، مانند هر کس دیگری که در جنگل وجود دارد ، بیمه درمانی نمی گیرد ، بیش از حد کار می کند ، و مانند “مراکز تحقق” آمازون ، او فقط می تواند وقتی سیستم به او می گوید می تواند استراحت کند ، استراحت کنید. در غیر این صورت ، مدالش بی رحمانه به او بوق می زند.

این شرکت اساساً کارگران بیش از حد خود را در شرایطی به دام می اندازد که مجبورند مجروحیت خود را تحمل کنند ، برای کینه توزی از همکاران خود بیزار شوند و گاهی اوقات اموال شرکت را نابود کنند تا قرارداد خود را به پایان برسانند و در سطح بالایی قرار بگیرند. لاپسیس یک لایحه مضاعف عالی با کن لوچرا ببخشید دلتنگتون شدیم

شرور واقعی شرکت است

با جاه طلبی ، جهان مبتکرانه و رویکرد سطح پایین لاپسیس مدام مرا یادآوری می کرد کنترل خلاق ، یک فیلم علمی تخیلی با بودجه کم از سال 2015. اما کنترل خلاق در حالی که آنها فناوری جدید واقعیت افزوده را اختراع می کنند ، در بین آگهی های تبلیغاتی بروکلینت قرار دارد ، همان دیدگاهی که ما با بیشتر این داستان های “ایده های سیلیکون ولی اجرا می شود” دریافت می کنیم. که در لاپسیس ، این ارقام به جای شیر دادن به رویاپردازان و برنامه نویسان که بیشترین موفقیت را دارند ، به ندرت در صفحه رایانه لوحی ری دیده می شوند و در PSA درباره اینکه آنها برای کارگران خود چقدر ارزش قائل هستند ، مزخرفات را نشان می دهند.

این فقط پرخاشگری تصادفی سوسیالیستی نیست – ضدسرمایه داری و انتقاد از اقتصاد کنفرانس در هسته اصلی لاپسیس ، و این مکالمات از آن فیلم هایی است که واقعاً دوست دارد شما داشته باشید.

سخنگوی آنا برای این نگرش انقلابی ، گفتن به ری است که اگرچه تعداد انگشت شماری از شرکت های مختلف کابلی وجود دارد ، اما همه آنها متعلق به یک شرکت مادر هستند و در نتیجه صنعت را به انحصار خود در می آورند. او ری را به سمت در نظر گرفتن تصویر بزرگتر سوق می دهد.

جشنواره فیلم Nightstream 2020: LAPSIS: چکش را به دنیای شکسته ما می برد
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

سیستم cabler شباهت های سرمایه داری ترسناکی با بارون های سارق فناوری در اقتصاد شرکت ما دارد. کارگران در لاپسیس همانطور که رانندگان سهم و تحویل به خرید اتومبیل و بنزین خود نیاز دارند ، باید تجهیزات خود را خریداری کنند. کابل کشی کارگران را مجبور به خوابیدن در محل های اردوگاهی در امتداد مسیرها می کند ، دقیقاً مانند نحوه کار رانندگان Uber ، بدون اینکه راهی برای حفظ ساعات کار خود داشته باشند ، اغلب در اتومبیل خود بخوابند.

مداليون هاي كابل نيز “امتيازات” را ذخيره مي كنند كه كارگران در كنار پرداخت هاي خود جمع مي كنند. آنها می توانند با استفاده از امتیازات در اردوگاه ها اقدام به خرید چرخ دنده کنند و رابطه انگلی انگلی با کارمندان خود را با بازی کردن کار آنها تیره کنند.

در این فیلم یک نظریه غالب تحسین برانگیز وجود دارد ، این است که سیستم اقتصادی شکسته خود را بگیریم و یا آن را با چیزی بهتر جایگزین کنیم یا آن را بسوزانیم. یاد آوردن: لاپسیس قافیه با “عمل”.

نتیجه

لاپسیس در زمان مناسب آزاد می شود – همانطور که همه گیری منجر به اخراج کارمندان در سراسر کشور و جهان می شود ، بسیاری از کارگران به عدم دقت در استخدام خود و اینکه طبقه حاکم نسبت به آنها چندان اهمیت ندارد پی می برند. به راحتی می توان پی برد که پیاده روی در جنگل ملی Allegheny در تابستان تحقق یک رویا ، فرار از کار روزانه کارخانه ، مسافرت قطار و میز کار به نظر می رسد.

اقتصاد کنسرت چیز جدیدی نیست – قرن هاست که اینجاست. اما خوشبختانه برای لاپسیس و بدبختانه برای بقیه ما ، بهره برداری از کارگران کنسرت در حال حاضر یک خبر داغ است. این فقط به دلیل همه گیری نیست که بسیاری از رانندگان سهامداران درآمد قابل توجهی را از دست داده اند و کارگران آمازون بیش از هر زمان دیگری شلوغ ، آسیب پذیر و تحت فشار هستند. در همه پرسی هایی مانند کالیفرنیا. 22 ، تلاش می شود مزایای کارگران را از بین ببرند و به شرکت هایی مانند Uber و DoorDash اجازه دهند تا پول خود را با هزینه خود ادامه دهند.

لاپسیس موضعی ، انقلابی و جنون آمیز است. این بینندگان را ترغیب می کند تا در مورد سیستم های اقتصادی حاکم بر زندگی آنها انتقادی بیندیشند. و باید همانطور که یک سیستم شکسته را هدف قرار می دهد و از پشت افراد ناتوان سود می برد.

فرماندهی شده با عملکردهای ظریف و هوشمندانه توسط هاتون، لاپسیس یک پروژه علمی تخیلی فوق العاده رادیکال است که نه تنها عصبانیت شما را تغذیه می کند بلکه راه حل هایی برای بحران های وجودی آن در اعماق بیابان آمریکا ارائه می دهد. لاپسیس توجه را به اقتصاد استثماری ما جلب می کند اما همچنین می تواند نقشه راه را به ما ارائه دهد تا به ما بگوید از اینجا کجا برویم.

آیا از دیدن هیجان زده اید لاپسیس؟ یا ، اگر آن را دیده اید ، نظر شما در مورد آن چیست؟ در نظرات صدا کنید و به ما اطلاع دهید.


لاپسیس را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است

چه زمانی جو کورنیشرا حمله به بلوک در سال 2011 وارد سینما شد ، به سرعت مورد علاقه فرقه قرار گرفت اما تلاش کرد تعداد زیادی را در گیشه به دست آورد. اگر امروز در پی فراخوان های بیشتری برای ایجاد تنوع اکران شده باشد ، آسان است تصور کنید که این فیلم جریان اصلی بیشتری داشته باشد. گذشته از همه اینها، حمله به بلوک مخاطب را مجبور به مقابله با موضوعات مهم می کند ، با استفاده از کمدی ، هجو و علمی تخیلی.

این فیلم حوادث یک شب را دنبال می کند ، در آن مهاجمان بیگانه به املاک شورای جنوب لندن حمله می کنند. این هیولاها یک بازی مرگبار موش و گربه را با موسی ایجاد می کنند (جان بویگا) و باند نوجوان او ، که در صحنه آغازین با آنها ملاقات می کنیم ، در حالی که آنها یک پرستار جوان را لوس می کنندجودی ویتاکر) در خیابان های کم نور نزدیک بلوک برج خود. از اینجا، کورنیش این شخصیت ها را به کابوسی دنیوی می کشاند که باند به عنوان قهرمانانی بعید ظاهر می شود. از طریق همه اینها ، فیلم یک حس جذابیت کمیک با طعم مشخص بریتانیایی را حفظ می کند.

دفاع از بلوک

با ساخت فیلم کم بودجه اش ، کورنیش زندگی این نوجوانان را با سرعت شکستن گردن بررسی می کند. این باند جنایتکارهای کلاس کلاس نیستند و قصد دارند خیابان ها را به خیابان بکشند ، بلکه نوجوانان گمراه شده ای هستند که می خواهند ماشین گرایی خود را به یکدیگر ثابت کنند. حمله به بلوک، با این حال ، نمایی از آسیب پذیری آنها را نشان می دهد. ما می بینیم که پسران با عجله به خانه می آیند و برای جنگیدن با بیگانگان سلاح جمع می کنند و لحظه ای وجود دارد که آفت خرد کننده (الکس اسماعیل) اقدام سختگیرانه را کنار گذاشته و می گوید: “در حال حاضر ، من می خواهم به خانه بروم ، در را قفل کنم و FIFA بازی کنم.”

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است
منبع: انتشار بهینه

مونتاژهای زندگی خانگی آنها در تضاد با زمانی است که آنها برای اولین بار به عنوان متقلب معرفی می شوند ، و به طور حیرت انگیزی مشاهده این باند که به مناسبت مبارزه با بیگانگان به وجود می آید کاملاً کاتارتیک است. با این حال ، پسران ، در ابتدا که مبهوت ایده رفتن به جنگ با هیولاهای بیگانه شده بودند ، به سنگینی اوضاع خود پی می برند و به برج برج خود پناه می برند. همانطور که مهاجمان گروه را به وحشت می اندازند ، شجاعت پسران هرگز متزلزل نمی شود و ما شروع می کنیم به آنها با نگاهی متفاوت.

حمله به بلوک بین رستگاری و محکومیت خط خوبی را طی می کند. در حالی که کورنیش در طول کمدی می بافد ، پسران هرگز به دلیل خشونت گذشته خود معذور نیستند ، با اینکه موسی دائماً یادآوری می کند که اقدامات او بی پروا و غیرقابل دفاع است: چرا همیشه کسی مورد سرقت یا ضرب و شتم قرار می گیرد؟ ” می گوید تیا (دانیل ویتالیس) ، دوست باند. به تدریج ، موسی می فهمد که هیولاها به جامعه خود حمله می کنند ، زیرا او یک بیگانه کوچکتر را کشت ، که به نوبه خود ، ایده اصلی فیلم را که “اعمال عواقب دارد” ، پیش می برد.

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است
منبع: انتشار بهینه

قدرت آرام حمله به بلوک نهفته است در اینكه پسران بیشتر از همه مشكلاتی كه برایشان پیش آمده مقصر هستند ، اما آنها از شانه خالی از مسئولیت خودداری می كنند. کورنیش به طور واضح می خواست داستانی را بیان کند که نشانه هایی از دنیای واقعی است ، زیرا س questionsالات پیرامون نمایندگی گروه های اقلیت همیشه وجود دارد. این دیدگاه دقیق شخصیت های با پیش زمینه های متنوع است که باعث می شود حمله به بلوک متفاوت از فیلم تهاجم بیگانه شما به طور متوسط. از مدت ها پیش داستان علمی تخیلی به عنوان ژانری شناخته می شود که قهرمان تنوع است و حمله به بلوکبازیگران جوان بازیگران دلیل دیگری برای تازه و صادقانه ماندن فیلم است. امروز ، به عنوان مانند جان بویگا به سمت چیزهای بزرگتر حرکت کرده است ، صحنه ای که موسی در راهرو می دود و شمشیر خود را با انبوهی از بیگانگان که به دنبال او می چرخند ، تکان می دهد ، قدرتمندتر است.

از نظر اجتماعی آگاه

تلفیق علمی تخیلی و رئالیسم اجتماعی به همین دلیل است که فیلم طنین انداز می شود و از ساخت کورنیش الهام گرفته شده است حمله به بلوک بعد از اینکه در جنوب لندن مورد هجوم قرار گرفتند. واکنش او به جای محکوم کردن صریح این جنایتکاران جوان ، تلاش برای درک رفتار آنها بود. بیشتر فیلم درباره ادراک و چگونگی سریع قضاوت درباره یکدیگر است و حمله به بلوک احساس همدردی با افرادی که در چرخه خشونت گیر کرده اند ، با این فیلم نشان می دهد که این پسران توسط سیستم شکست خورده اند.

کورنیشتفسیرها را می توان در تغییر نهایی قلب سام مشاهده کرد: در میان هرج و مرج و حمله بیگانگان ، او متوجه می شود که این باند فقط بچه هایی هستند که راه اشتباهی را در پیش گرفته اند و نباید از آنها ترسید. در ابتدا ، سام پسران را چیزی غیر از دردسر ساز نمی داند ، اما حمله بیگانگان باعث می شود تا انسانیت آنها را بشناسد. این یک چرخش قابل توجه است ، که اهمیت وجود شخصیت های کاملاً مشخص را نشان می دهد. به عنوان مثال ، موسی به عنوان یک پسر خوب که کارهای بدی انجام داده است نشان داده نمی شود ، بلکه یک شخصیت بسیار ناقص است که نشان می دهد در صورت تهدید بزرگتر قادر به تغییر است. همیشه یک قطب نما اخلاقی بازی می کند و وقتی پسران در تخت سام ، جروم اسیر می شوند (لیون جونز) اخلاق فیلم را به بالاترین شکل ممکن به خانه سوق می دهد: “امشب چیزهای بدتری وجود دارد که باید از آنها بترسد ، اعتماد کن!” در این موارد است که حمله به بلوک به طور مستقیم با نژاد و کلاس مقابله می کند و پیامی را در مورد پذیرش اختلاف در دیگران به اشتراک می گذارد.

این یک فیلم کمتر متمرکز بر تهاجم واقعی است و علاقه بیشتری به چگونگی رشد این شخصیت ها پس از قرار دادن در جاسوسی دارد. در پایان ، موسی ناجی جامعه خود می شود. حتی اگر او پس از نابودی بیگانگان دستگیر شده باشد ، او می تواند از کلیشه هایی که در ابتدای فیلم علیه او برگزار می شد ، فراتر رود. هنگامی که جمعیت نام او را شعار می دهند ، سام به پلیس می گوید كه موسی و باندش از او محافظت كردند و همه موانع طبقاتی را از بین بردند.

حمله به بلوک در نهایت احساس می شود یک مداخله در معنی قهرمان بودن است در حالی که جوان و پویایی نژادی را بررسی می کنید. این یک داستان هشدار دهنده است که مهمترین تصورات کلاهبرداری در مقابل بیگانگان است که شاهدی بر قدرت داستان علمی است. حمله به بلوک گوهر نادری باقی می ماند که مخاطب را به همان اندازه که سرگرم می کند ، به چالش می کشد. کورنیشفیلم به عنوان یک قطعه عالی از سینمای انگلیس برجسته است که از علمی تخیلی کلاسیک با شخصیت های تیز و تیز استفاده می کند و شانس را برطرف می کنند و جهان را نجات می دهند.


Attack The Block را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لیام اسپرینگ-جونز

لیام نویسنده مستقل و نویسنده وب سایت مستقر در لندن است ، و در وبلاگ ها و نشریات مختلف فعالیت می کند. او در مورد موضوعات مختلف نوشته است اما در فرهنگ (به ویژه فیلم) تخصص دارد و بر ویژگی ها و محتوای نظر تمرکز دارد.

خود به خودی: قصه ای بی نظیر در سنین بالاتر که نوجوانان مستعد انفجار هستند

ژانر بزرگسالی روز به روز در حال گسترش است ، اما هر فیلمی که روی سن می آید ، با نوآوری بسیار ، کمترین چیزی را برای مصیبت های دوران نوجوانی و بزرگسالی تأکید نمی کند. برایان دافیلدرا خود جوش آخرین اقتباس فیلم بزرگسالان جوان است که درگیر درگیری های انفجاری است ، کاملاً به معنای واقعی کلمه همانطور که در سکانس آغازین دیده می شود: در طول کلاس ، یک دانش آموز ارشد دبیرستان منفجر می شود و خون دانش آموز هم سن و سال های اطراف را غرق می کند.

دوربین از سرنوشت وحشتناک دانش آموز دور نمی شود ، که گواه این واقعیت است خود جوش یک فیلم بزرگسالانه و ناخوشایند با ظهور واقعی روده بزرگ خواهد بود. این فیلم معضل انفجار دانش آموزان از ناکجاآباد را ترک می کند و سالخوردگان مارا را ترک می کند (کاترین لنگفورد) و دیلن (چارلی پلامر) در دنیایی به سر می برید که هر لحظه ممکن است منفجر شوند و در نتیجه روابط در حال تکامل آنها بیش از پیش قابل انعطاف و زودگذر باشد.

اقتباس از کتابی به همین نام توسط آرون استارمر، خود جوش است به طور مناسب شخصیت محور است. برایان دافیلدرا اقتباس جدی از رمان غیر معمول در وحشی پراکنده آویز نمی شود اما از آن نیز دور نمی ماند. خود جوش یک لذت پیش بینی نشده است که تماشاگران جوانی را که می خواهند یک میان وعده ترسناک نیمه شب بخرند ، حسن نیت ارائه می دهد. حتی در این صورت ، بازی های متعهدانه و سوژه های وزنی که در مرکز فیلم قرار دارند ، تکه های بازتاب ناب را ارائه می دهند.

دانشجویان در این سازگاری جسورانه نه تنها بزرگ می شوند بلکه منفجر می شوند

مارا (کاترین لنگفورد) نوجوانی سوزناک و خودخواسته در اواسط دبیرستان است. اسیدیته مارا در اوایل زمانی که اولین سالخورده به قطعات تبدیل می شود ، مشخص می شود. پس از آن ، مارا یک قطعه حقیقت را برای همکلاسی های آشفته خود فاش می کند: “این ممکن است برای هر یک از ما تکرار شود” ، و او اشتباه نمی کند. در حالی که شرایط فیلم نسبت به زندگی واقعی وخیم تر است (اما فقط با اختلاف ناچیز) ، گزاره مارا حقیقت غیرقابل انکاری دارد که در مورد واقعیت فعلی ما صدق می کند.

در جامعه معاصر ، خشونت در مدرسه بیش از هر زمان دیگری رخ داده است ، زیرا دانش آموزان در تیررس انتخاب یک انتخاب بی وقفه تیرانداز مدرسه قرار می گیرند. همچنین ، ممنوع است که به طور خلاصه درباره چگونگی انتشار فیلم در طی یک بیماری همه گیر بحث نکنم. هر لحظه از بین ببرید ، عزیزان ما می توانند ویروس کرونا را منقبض کنند و به طور بالقوه بمیرند. با این وجود ، اکران فیلم در طی یک بیماری همه گیر ، نشانگر مستقیم کیفیت فیلم نیست. با این حال ، علاقه بیشتری به خود جلب می کند.

خودجوش: یک عاشقانه نوجوان سوز آور که در آن نوجوانان به معنای واقعی منفجر می شوند
منبع: تصاویر پارامونت

فقط با ارجاع به نقل از مارا ، مشخص است که مارا یک راوی کاملاً ساردونیک است ، و همچنان به هرج و مرج بعدی ادامه می دهد. پس از احتراق ناگهانی دانش آموز ، سخنان صریح مارا دیلن را وسوسه می کند (چارلی پلامر) ، یکی دیگر از ارشدان عاشق فیلم ، تا ناشناس احساسات خود را نسبت به مارا از طریق پیام کوتاه فاش کند. همانطور که به نظر می رسد ، دیلن از سال اول دانشجوئی ، مارا ، هنگامی که او بچه جدیدی بود که با مرگ پدرش دست و پنجه نرم می کرد ، با مارا درگیر شده بود. در حالی که هویت پسر عاشق عشق توسط مارا مشخص نیست ، آنها از طریق پیام متنی ارتباط برقرار می کنند که به دیلن اعتماد به نفس می دهد تا در یک غذاخوری محلی با او روبرو شود ، جایی که او با بهترین دوستش ، تس (یک روحیه قانون هیلی)

به روال معمول rom-com ، دیلن و مارا فوراً به سمت یکدیگر جلب می شوند و با هم ، با توجه به اینکه هر دو یک بمب زمان دار هستند ، می کوشند زندگی را به طور کامل انجام دهند. اما ، با تمام صداقت ، آیا همه ما بمب های زمان گیر نیستیم؟

با انفجار غیر ارادی سالمندان بیشتر ، ادارات دولتی احضار می شوند تا اوضاع را مدیریت کنند. اما ، علیرغم دخالت دولت و سرنوشت هولناکی که اعصاب آنها را تحریک می کند ، مارا و دیلن همچنان برای زندگی مشترک خود ارزش قائلند.

به نظر می رسد که خود جوش یک رام-کام سنتی است که با کمال میل بسیاری از چهره های آشنا را به کار می گیرد (یکی از آنها همین است 13 دلیل چرا کاترین لنگفورد) به عنوان قطعات شطرنج قابل انعطاف پذیری ، منحصراً در سرزمین های پر از آب و خیز و غوطه ور از خون ، بدون اینکه بتوانند احساسات شخصیت هایشان را به طور واقعی پیش ببرند ، رانده می شوند (این فقط یک عاشقانه غم انگیز دیگر برای نوجوانان است ، درست است؟ نه کاملا). اما به لطف دافیلدباهوش است کارگردانی و فیلمنامه ایستاده ، شوخ طبعی و قلب به روشی صمیمانه مدل شده است.

گفتگوی سریع ، اگرچه به شدت ناسازگار است ، اما در تأیید زیر متن گفتاری م effectiveثر است. در یک لحظه ، یک مارا ناامید به پدر و مادرش طعنه می زند و اظهار خسته ای را که پدر و مادر سالها به شوخی به فرزندان خود گفته اند ، انتقاد می کنند – که آنها معمولاً در کودکی این مشکل را داشتند. مارا بلافاصله پس از منفجر شدن یک سالخورده دیگر این موضوع را رد می کند: “خوب حداقل اکنون نمی توانید بگویید اوضاع در روزگار من خیلی سخت تر بود.” مواردی وجود دارد که یک خط تنها یک بحث کامل را الزامی می کند ، مانند لحظه ای که مارا به والدینش می گوید – راب هوبل و یک ترکیب پایپر پرابو که او ممکن است دانش آموز بعدی باشد که منفجر شود و آنها در خون او پوشانده شوند. این یک صحنه سریع و در عین حال دلخراش است که گویای خشونت همه جانبه است که هر روز زندگی بی گناه و جوانی را در پی دارد.

خودجوش: یک عاشقانه نوجوان سوز آور که در آن نوجوانان به معنای واقعی منفجر می شوند
منبع: تصاویر پارامونت

تقریباً هر خط گفت و گویی تند است و تقریباً هر صحنه ای یک معضل طبیعت گرایانه را در میان خونهای اسراف آور متمایز می کند. تن به تنهایی بسیار پیچیده است دافیلد تعادل چشمگیری بین وحشت ، شادابی ، عاشقانه و اضطراب وجودی را حفظ می کند. و عاشقانه مرکزی ، در حالی که به سرعت در حال گسترش است ، بسیار بزرگ می شود کاترین لنگفورد و چارلی پلامر، که هر دو در حال شلیک به همه استوانه ها هستند.

جرقه ها در میان خون و هرج و مرج پرواز می کنند

در طول فیلم ، دانش آموزان دبیرستانی آینده و یا فقدان آن را در نظر می گیرند. اما آینده به ویژه برای مارا و دیلن که عاشقانه های نوپای آنها عمیق تر و آلوده تر است پیش بینی می شود. همانطور که سالمندان بیشتر منفجر می شوند ، مارا و دیلن مصمم هستند که شاخ های زندگی را بگیرند و هر نفس را ببندند (و بوسه).

این درک ترسناک که دانش آموزان دبیرستانی بدون دلیل خاصی منفجر می شوند ، مارا را وادار به نوشیدن مواد مخدر می کند و دیلن در آنجا است تا وقتی توالت می کند موهایش را نگه دارد. دیلن با احساس تکانشگری ، یک کامیون بستنی فرسوده را به عنوان انتخاب اولین اتومبیل خود خریداری می کند و تمام پس انداز خود را صرف این می کند که فردا نباشد (و این می تواند درست باشد). سازگاری مارا و دیلن در اوایل به دلیل شیمی طبیعی دوست داشتنی بین ریشه دوانده است کاترین لنگفورد و چارلی پلامر.

خود جوش است کاترین لنگفوردرا وسیله نقلیه ، و یک موفقیت آمیز در آن. در حالی که لنگفوردرا برجسته ترین نقش هنوز هانا بیکر در محبوب اما بسیار بی احساس است 13 دلیل چرا، لنگفورد بهترین عملکرد خود را به عنوان مارا بی نظم ، ناهموار و مسخره ارائه می دهد. نقش به روشی مطبوع نوشته شده است که اجازه می دهد لنگفورد برای به آغوش گرفتن شورش بدون برآورده کردن سهمیه دختر رویایی جنون پیکسی ، و احساس همدلی و درد قلبی بدون اشمالتزی ، بیش از حد تلاش کرد که او را متوقف کند.

خودجوش: یک عاشقانه نوجوان سوز آور که در آن نوجوانان به معنای واقعی منفجر می شوند
منبع: تصاویر پارامونت

حمایت از یک رفتار کاملاً مطبوع و مبهم اما اعتماد به نفس تازه بازسازی شده (که کاملاً مسخره بود و تا حد زیادی با احتراق یک همکلاسی دیگر تقویت می شد) ، پلامررا دیلن نسبتاً دوست داشتنی است. در حالی که پلامر در حال بازی کردن یک نوجوان عاشق دیگر است (نگاه کنید به: کلمات روی دیوارهای حمام & به دنبال آلاسکا هستم) ، او این کار را با تمیزی ستودنی انجام می دهد. حول و حوش این زمان، پلامررا نقش انیمیشن و خسته کننده تری را به عهده می گیرد ، و این کار را بدون هیچ زحمتی انجام می دهد در حالی که توجیه می کند چرا یکی از با استعدادترین بازیگران جوان است که امروز کار می کند.

در بیشتر موارد ، خود جوش یک فیلم زیبا است که در کنار هم قرار گرفته و از روایت صدا ، مونتاژهای سبک قلب (که به درستی توسط استیو ادواردز) ، و گفتگوهای سریع برای حفظ شتاب ذهنیت تازه پیدا شده مارا و دیلن در زندگی کامل. همانطور که گفته شد ، در حوالی اواسط راه ، بخش قابل توجهی از فیلم حول دولت محدود می شود و دانش آموزان را در حین انجام آزمایشات به یک محیط کنترل شده محدود می کند. صحنه های دربند ، گرچه همچنان شوخ و وحشتناک هستند ، اما اندکی مانع پیشرفت روابط مارا و دیلن می شوند. روابط هوبیت ، مارا و دیلن باعث زنده شدن سهام می شوند.

خود جوش یادآور بخاری، به ویژه هنگامی که صحبت از شادی و خستگی ناگهانی و هجو اجتماعی است که با دقت در فیلمنامه جاسازی شده است. به طور کلی، خود جوش داستان افسانه ای و اختراعی غم و اندوه ، مرگ ، عشق و چگونگی تغییر مسیر زندگی در یک لحظه است. همچنین به طرز تکان دهنده ای گرافیکی و غیرقابل پیش بینی گفته شده است. وحشت همه جا از احتراق خود به خود کاملاً احساس می شود ، هم از طریق بصری از طریق استخرهای لمسی خون و هم از نظر روحی از طریق بی احتیاطی مارا.

امروزه دشوار نیست که با توجه به همه گیری و موج خشونت با اسلحه خود را جای مارا و دیلن قرار دهید. خود جوش نورافکن ها دو نوجوان در تلاشند تا عشق و هدف خود را در زمانهای نامشخص تأمین کنند ، و گرچه این موضوع بسیار ترسناک است ، اما فیلم با خشونت و مرگ روبرو می شود به گونه ای که جایگزین هر هسته مجزا از اضطراب می شود. خشونت در همه جا وجود دارد و برای بسیاری ، مرگ نزدیک است. با این حال ، به همان اندازه افتضاح است که به نظر می رسد ، خود جوش نسبتاً خوش بینانه است ، و با تشویق شما برای داشتن بهترین زندگی که می توانید قبل از احتراق ، ارزش زندگی را فراموش کنید. و بهترین زندگی خود را نیز داشته باشید شامل مراقبت از بهزیستی دیگران است.

نتیجه گیری: یک عاشقانه نوجوان کاملاً خنده دار و شگفت آور با خونریزی خود به خودی

خود جوش از سناریوی بزرگ که نوجوانان به معنای واقعی کلمه کاملاً چشمگیر منفجر می شوند بهره می برد. برایان دافیلد ترس از قتل عام بی معنی و طبیعت فراری زندگی را با شوخ طبعی تاریک ، وحشت کمین ، و قلب واقعی تقویت می کند. همه توسط زنده می شود جوزف ترپانزیموسیقی متن متنوعی است که به طرز ماهرانه ای پیچیدگی زنگ فیلم را دست و پا می زند. توسط یک فوق العاده لنگر انداخت کاترین لنگفورد در بهترین عملکرد او تاکنون، خود جوش سر شما را بهم می زند ، قلب شما را بهم می ریزد و بهترین حالت را دارد ، شما را از پا در می آورد.

آیا شما علاقه مند به دیدن هستید خود جوش؟ آیا قبلاً آن را دیده اید؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

Spontaneous در 2 اکتبر سال 2020 اکران نمایشی محدودی دارد و پس از آن اکران VOD در 6 اکتبر 2020 توسط Paramount Pictures انجام می شود.


خود به خود تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

POSSESSOR: یک هیجان فنی درخشان و آغشته به خون

براندون کروننبرگویژگی عالی سال دوم است ، صاحب، می خواهد شما بدانید که این فیلم دقیقاً چه نوع خفاشی است. با تصویری ناراحت کننده از یک زن جوان که نامش نیامده است میله ای سیاه و فلزی به سرش چسبیده است. چند لحظه بعد ، او به یک مهمانی می رود و به سراغ یک تاجر می رود و سپس گردن او را با چاقو می زند قبل از حرکت به بدن او ، تا بارها و بارها به او ضربه بزند. خون در همه جا می جهد و صفحه را خیس می کند. یا از آن احساس شیفتگی می کنید یا بیزار می شوید. اگر بیشتر به مورد دوم بپردازید ، کاملاً قابل درک است. صاحب برای همه فیلم نیست. اما اگر ادامه را انتخاب کنید ، به هیجان انگیز علمی و تخیلی برخلاف هر چیزی که قبلاً دریافت کرده اید ، جایزه می گیرید.

تقلب بودن

آندره ریزبورو در نقش Tasya Vos ، قاتلی برای استخدام در یک شرکت فنی که توسط زنی به نام Girder اداره می شود ، بازی می کند (جنیفر جیسون لی در یک عملکرد کوتاه اما به یاد ماندنی) ، که از فناوری کاشت مغز برای ساکن کردن بدن افراد دیگر برای انجام یک ترور شرکتی استفاده می کند. ما ابتدا او را ملاقات می کنیم در حالی که او آخرین وظیفه خود را به پایان رسانده است ، و نسبت به هر تاثیری که لانه گزینی مغز بر سر او ایجاد می کند ، احساس بی نظمی و بی نظمی می کند. به نظر می رسد زنی که در صحنه افتتاحیه با او ملاقات می کنیم تنها یکی از میزبانانی است که Vos در اختیار دارد.

گرچه Vos قاتل برجسته این شرکت است ، اما بدیهی است که این شغل به تدریج به زندگی و عقل او لطمه زده است. خاطرات سرکوب شده از میزبان همچنان ادامه می یابد که هویت شخصی او به آرامی از بین می رود. خشونتی که وی در هر مأموریتی انجام می دهد نیز باعث شده است که وی از انسانیت خود س questionال کند. او به وضوح به مدتی مرخصی نیاز دارد. مشکل این است که ، وقتی او قاتل نیست ، Vos دیگر واقعاً نمی داند که کیست. بنابراین هر وقت Girder وظیفه جدیدی را به او پیشنهاد می کند ، Vos نمی تواند رد کند. او همیشه مهم است که بله مهم نیست که چقدر خطرات بزرگ باشد.

POSSESSOR: یک هیجان فنی درخشان و آغشته به خون
منبع: نئون

آخرین ماموریت Vos کشتن مدیر عامل یک شرکت داده کاوی به نام جان پارس است (شان بین) با استفاده از بدن کالین تات (کریستوفر ابوت) ، که دوست پسر دختر پارسه ، آوا است (توپنس میدلتون) ، و یک کارمند در شرکت مورد نظر. قبل از در اختیار داشتن جسد کالین ، ووس تصمیم می گیرد از او جاسوسی کند تا او بتواند نحوه صحبت و حرکت او را تقلید کند. اما چالش واقعی در اینجا این نیست که آیا او گرفتار خواهد شد یا نه زیرا او به اندازه کافی جعلی نیست. در عوض ، این یکی از قدرت بازی ها است ، زیرا آگاهی خود کالین سعی می کند با Vos بر سر بدن خود مبارزه کند.

این نبرد برای کنترل بین Vos و Colin جایی است صاحب بیشتر لحظات دیوانه کننده خود را بدست می آورد. زیرچشمی نگاه کردن به درون هوشیاری این دو شخصیت به ابتکاری ترین شکل نمایش داده می شود ، با کروننبرگداستان پردازی بصری استادانه و مطمئن بودن از اینکه هر تصویری نه تنها ناراحت کننده نیست بلکه برای مدت طولانی در ذهن ما ماندگار خواهد شد. اما در نهایت فقط دید جسورانه کارگردان نیست صاحب خاطره انگيز؛ کریم حسینفیلمبرداری ، که غالباً با نور نئون زرد و قرمز خیس شده است دن مارتینجلوه های ویژه ، تصاویر ترسناک فیلم را حتی بیشتر می کند. حتی یک لحظه هم آنجاست ریزبروگچهره h قبلا مانند مارشمالو ذوب شده است ابوت آن را مانند ماسک می پوشد.

این یک بدن وحشتناک وحشتناک است ، و کروننبرگ اصلاً چرند بازی نمی کند. او وارد می شود ، و او در واقع عمیق می رود. این روایت ممکن است در طول مسیر دست و پا گیر باشد ، خصوصاً وقتی فیلم به اوج آرواره خود می رسد. اما نمایش های بصری و ستاره ای از هر دو ریزبورو و ابوت – دومی ، به ویژه ، یک فرد برجسته است ، آشفتگی و ترس شخصیت او را با جزئیات نشان می دهد در حالی که به طور چشمگیری دو شخصیت را همزمان بازی می کند – برای نگه داشتن شما کافی است.

فراتر از یک ترسناک عوض کردن بدن

چه جالب تر صاحب واقعاً چقدر لایه لایه است. در هسته اصلی آن ، فیلم سعی دارد هویت و گرایش انسان به خشونت را بررسی کند. چه می شود اگر یک روز بیدار شویم و دیگر واقعاً آن چیزی که هستیم نیستیم؟ قدم گذاشتن در هویت دیگران چیست؟ صاحب سرانجام ممکن است پاسخی مستقیم و واضح به آن سوالات بزرگ ندهد ، اما از طریق نبرد درونی که در درون بدن کالین اتفاق می افتد و همچنین از طریق عملکرد Vos در ابتدای فیلم ، هنوز جای تفکر زیادی وجود دارد.

POSSESSOR: یک هیجان فنی درخشان و آغشته به خون
منبع: نئون

ایده هایی در مورد سرمایه داری و طبقه نیز وارد عمل می شوند ، و کروننبرگاسکریپت هنگام بررسی این موضوع از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار است. در این فیلم ، شرکت Girder’s قتل عامل اصلی Jeff Bezos مانند پارس ، بیشتر به نفع شخص ثالث کمتر سرمایه دار را هدف قرار داده است. اما از قضا ، راه Girder برای اداره شرکت خود احساس می کند که منطبق تر با این باور است که او سعی می کند برای مبارزه در وهله اول. این را می توانیم از نحوه دستکاری وی در انجام کارهای بیشتر به جای اختصاص دادن مرخصی مورد نیاز برای او ، بفهمیم.

صاحب به نظر می رسد وقتی صحبت از پول می شود ، رفاه طبقات پایین یا طبقه کارگر مانند یکی از Vos و Colin کنار گذاشته می شود و حتی به هر شکل ممکن فداکاری می شود ، در حالی که کسی که کنترل آن را دارد ، مانند Girder یا مشتری او ، تمام مزایا را در پایان روز دریافت خواهد کرد. وقتی همین حالا نگاهی به واقعیت خود بیندازیم ، این ایده اصلاً دور از ذهن نیست. ما در جهانی زندگی می کنیم که ثروتمندان همیشه ثروتمند خواهند بود و طبقه کارگر و طبقه پایین همیشه چیزی جز ارزش اقتصادی ثروتمندان نخواهد بود. این یک قرص سخت برای بلعیدن است ، اما این حقیقت است. کروننبرگ فقط همه چیز را برای درک ما تعیین می کند.

فکر نهایی

صاحبتصاویر ترسناک بدن و ترسناک بدون شک بیشتر مخاطبان آن را ناراحت خواهد کرد. اما در اعماق آن چیزی که این فیلم ارائه می دهد فقط ارزش خشونت و شوک نیست. این ایده های واقعی در مورد هویت و سرمایه داری دارد. سفر ممکن است گاهی اوقات دارای نقص باشد ، اما اگر چشمگیر نباشد لعنت.

نظر شما در مورد پایان چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Possessor از 2 اکتبر 2020 در سینماها و درایوهای ایالات متحده و کانادا اکران می شود.


صاحب را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ریزاندو ناوارا

ریزاندو ناوارا

ریزاندو ناوارا یکی از علاقه مندان به فیلم و تلویزیون پرشور از اندونزی است. وقتی که تلویزیون و فیلم تماشا نمی کند ، دوست دارد آشپزی کند و شکر درست کند.

خودت را نجات بده!: تا آخر غوغا می کنید

همه ما تصور کرده ایم که چگونه می توان پایان جهان را اداره کرد. شاید شما فکر می کنید که قهرمانانه تا پایان تلخ با زامبی ها یا بیگانگان می جنگید ، یا شاید بخشی از آن را نمی خواهید و قصد دارید بلافاصله تسلیم شوید. در هر صورت ، همه ما در مورد آن فکر کرده ایم ، و شما احتمالاً به روایتی پاک پرداخته اید که با پایان بی شمار داستان های جهانی که فرهنگ پاپ را اشباع می کند ، در ذهن شما کاشته شده است.

بنابراین اگر واقعیت بسیار پیش پا افتاده تر باشد ، چه می شود؟ اگر پایان کار فرا برسد و شما ثابت کنید که کاملاً قادر به انجام کاری غیر از این نیستید ، مانند پنهان شدن در خانه خود در مقابل ویروسی که آرام آرام اقتصاد و تمدن ها را خراب می کند تا حتی Netflix شما از بین برود؟

با عرض پوزش ، این واقعیت است. خود را نجات دهید در مورد یک حمله بیگانه است ، اما به طریقی عجیب و غریب با لحظه فعلی ما ، این بسیار در مورد چگونگی برخورد دو نفر از طریق آن است. نه اینکه سو و جک بخواهند به تنهایی با آن روبرو شوند. آنها فقط با سفر به کابین یکی از دوستانشان سعی می کردند از دنیای بسیار متصل به خود استراحت کنند. بدون تلفن ، بدون رایانه ، فقط طبیعت ساکت و آرام ، فرصتی برای یادآوری آنچه که در واقع مهم است به جای اینکه حواس شما را پرت کند. و سپس بیگانگان ظاهر شدند.

خودت را نجات بده!: تا آخر غوغا می کنید
منبع: خیابان بلیکر

سو و جک نوعی هزاره ناامیدکننده شهرهای بزرگ هستند که دارای مهارتهای زنده ماندن صفر هستند و شما انتظار دارید که ابتدا بمیرید ، اما انزوا آنها وقت کافی را برای آنها می بخشد تا از طریق سقوط بشریت سرگرم کننده باشند. این یک انتقاد قلبی از وابستگی ماست ، یک کمدی از رفتارهای مداوم آنلاین است که باید به جای موازی موضعی زندگی واقعی ، یک سرگرمی باشد. هنوز سرگرم کننده است ، اما به نظر می رسد عجیب و غریب تر نشان داده شده است که ما در حال حاضر مواجه شده است که چگونه زندگی پر سر و صدا ما است. این ممکن است شما را بیش از آنچه بخواهد ، ترغیب کند خود را نجات دهید ارائه می دهد ، اما همین امر باعث می شود کمی خلوص آن تازه شود. حداقل این فیلم در حال سقوط است که همه نابودی و تاریکی است.

پایان آهسته

جنبه ساخت یا شکستن خود را نجات دهید قدم زدن آن است که پایان واقعی چیزهای جهان را تا اواخر بازی حفظ می کند. در واقع بیگانگان خیلی زود ظاهر می شوند (آنها گلوله هایی از کرک به نظر می رسند بی ضرر هستند) ، اما زن و شوهر ما مدت طولانی طول می کشد تا بفهمند چه خبر است. آنها بیش از حد مشغول تهیه کومبایای خود هستند تا علائم هشدار دهنده ای را که در محل زندگی جداگانه خود حلقه می زند ، ببینند و بیت هایی را که مشاهده می کنند مانند شلیک های تصادفی تصادفی ، به طور معمول ، در زندگی در کشور می نویسند. این جلوگیری از ترس و وحشت بخشی از سرگرمی است و اینکه آیا شما با آن همراه می شوید یا از آن ناامید می شوید احتمالاً مشخص می کند که این فیلم برای شما مناسب است یا خیر.

من شخصاً متوجه شدم که این مزاحم خنده دار است ، روشی جالب برای تأکید بر اینکه فیلم در واقع مربوط به بیگانگان نیست بلکه در عوض درباره افرادی است که به روش مهاجم هستند. تیم نویسندگی و کارگردانی از الکس هاستون فیشر و النور ویلسون به وضوح انتظار دارید که بدانید چه چیزی در انتظار زن و شوهر است ، و پیام های صوتی شوم سو یواشکی گوش می دهند و مرگ های خشونت آمیز که فقط از چشم این زوج جریان دارد ، نمونه های کلاسیک دانش آموزان بیش از شخصیت ها است. شما در حالی که شخصیت ها هنوز در حالت مستی بازی می کنند ، جدول زمانی سقوط بشریت را تنظیم خواهید کرد ، معروف به اینکه طلائی کمدی را تجربه خواهید کرد.

خودت را نجات بده!: تا آخر غوغا می کنید
منبع: خیابان بلیکر

البته ، سرانجام تقویت می شود ، و نوبه خود در اواخر بازی نسبت به هر آنچه که قبلاً اتفاق افتاده احساس می کند خیلی بزرگ است. این یک داستان مستند است که مستحق یک نتیجه گیری اساسی تر است ، حتی اگر همیشه شامل کرکهای بیگانه باشد. به همین دلیل ، شما کمی طعم ترش برای شما باقی مانده است ، اما خوبی که قبلاً بوده را خراب نمی کند.

دو Stooges از آخرالزمان

بیشتر حسن نیت ایجاد شده در این فیلم به شخصیت های اصلی کاملاً حساب شده برمی گردد که تنها افرادی هستند که در بیشتر فیلم می بینید. سو و جک به راحتی می توانستند کاریکاتورهای آزاردهنده سی ثانیه بدون هدایت و خود جذب شوند ، اما واقعاً در کنار هم قرار می گیرند ، که تا حد زیادی احساس احساس یک انسان گرد را فراهم می کند.

جک نوعی مرد غیرمردانه هدفمند است: نانوایی ، وحشتناک در خرد کردن چوب ، بسیار شیرین و بسیار آگاه از خود. سو نوعی شخصی است که برای جلوگیری از نگاه کردن به خودش ، خود را مشغول می کند ، بنابراین در این چیز آرامش بخش بسیار وحشتناک است. آنها فارغ از اینکه دنیا در حال پایان است یا خیر ، کاملاً بدشانس هستند ، محصولی از فرهنگی که بیش از حد در آن غرق شده اند.

خودت را نجات بده!: تا آخر غوغا می کنید
منبع: خیابان بلیکر

این نکته در واقع فیلم است: اینکه فرهنگ ما ما را می کشد. اینکه وابستگی مداوم ما به آموزشهای YouTube و افرادی که به ما می گویند چگونه لباس پوشیدن و رفتار کنیم ، حواس پرتی است نسبت به آنچه واقعاً مهم است ، و این یک مشاهده عمیق به اندازه کافی نیست که بتواند فیلم را آویزان کند. این باعث می شود خود را نجات دهید با این وجود یک لذت جزئی ، اما یک لذت ، خصوصاً از آنجا که این سناریو فرصت های زیادی را برای چرخش در نقاط قوت و ضعف این نوع افراد به آنها می دهد.

این دستکاری در ویژگی های دوست داشتنی و آزار دهنده کاملاً شگفت آور توسط لیدها انجام می شود سونیتا مانی و جان رینولدز، که به راحتی بین تصمیمات احمقانه خنده دار (آنها زود متوجه کرک می شوند و کاملاً آن را نادیده می گیرند) و لحظات هوش هیجانی که امنیت غیر منتظره ای را برای آنها به ارمغان می آورد ، پرش می کنند. خوشبختانه این نوع فیلمی نیست که منجر به از بین رفتن ما شود. آنها از طریق ضخیم و نازک به هم می چسبند ، اشتباهات را تصدیق می کنند و به روشی پیش می روند که به طرز عجیبی آرام می شود. آنها از نظر قلبی افراد خوبی هستند و راهی که در این فرهنگ رشد کرده اند فاقد مزایا نیست. به همین دلیل ، آنها ممکن است فقط بتوانند خود را نجات دهند ، اما هر کس دیگری خودش است.

نتیجه: خود را نجات دهید

به عنوان برداشتی خونسرد از پایان جهان ، خود را نجات دهید حواس پرتی لذت بخشی است. کسانی که خواهان چیز دیگری هستند ، خواه نقد جدی نقایص فرهنگ ما باشد یا برخی از جنگهای جدی با بیگانگان ، دست به کار می شوندخیلی سریع مطمئن شوید که این فیلم مناسب آنها نیست.

چه فکری کردی خود را نجات دهید؟ برخی از چرخش های طنز مورد علاقه شما در پایان جهان چیست؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

خود را نجات دهید در تاریخ 2 اکتبر 2020 و در 6 اکتبر دیجیتال در سینماهای ایالات متحده است.


سازمان نجات خود را تماشا کنید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!