GOLDENEYE چگونه دید تاریکی به آینده باند دارد

دو بار در تاریخ مجموعه فیلم های جیمز باند ، کارگردان مارتین کمپبل خود را متهم به مسئولیت دلهره آور سرنگونی 007 از پرتگاه مدرنیته به دنیای جدید شجاع کرده است. در سال 2006 ، او هنگام تولد خشونت آمیز ، یک لکه خون سبک سبک ناپذیر بر روی ژانر جاسوسی گذاشت دانیل کریگ دوران با کازینو رویال –یک مطالعه خیره کننده و وحشیانه شخصیت که سطح بی عیب و نقص باند را تکه تکه می کند ، روح زخمی یک آیکون مردانه را که از آسیب پذیری سنتی وی برکنار شده است ، بازجویی می کند ، در حالی که برخی از واقعی ترین مجموعه های اکشن تهاجمی که تاکنون در یک فیلم پرفروش مدرن دیده شده است ، نیز به رخ می کشد. کمپبل جایگزین سکانس روتین افتتاحیه معمولی فرانچایز با یک مسابقه مختصر سیاه و سفید که یادآور فیلم های کلاسیک نوآر است ، جایگزین شد و او هرگز به عقب نگاه نکرد. کازینو رویال بی تردید رادیکال ترین فیلم باند است که تاکنون ساخته شده و احتمالاً بهترین است.

کمپبلاولین کرک در باند ، هرچند ، در سال 1995 اتفاق افتاد چشم طلایی-بازگشت بزرگ حق رای دادن پس از شش سال خواب زمستانی طولانی. از زمان انتشار قسمت قبلی ، یک تغییر دریا رخ داده است ، مجوز کشتنچشم طلایی اولین فیلم در این مجموعه بود که داستان خود را براساس آن بنا نکرد ایان فلمینگدر حال نوشتن ، اولین کسی که بعد از جنگ سرد منتشر شد ، اولین نفری است که از CGI استفاده می کند و اولین نفری است که ستاره دار شده است پیرس برازنان در نقش 007.

چگونه GOLDENEYE دید بسیار کمی در آینده باند
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

مواد جدید ، سیاست های جدید ، جلوه های جدید ، رهبر جدید – کاملا یک کوکتل متفاوت. وقتی آن را آنطور قرار می دهید ، فکر می کنید که چشم طلایی مطمئناً متمایزترین و انقلابی ترین فیلم باند از همه آنها خواهد بود که ظاهر ، صدا و احساس ژانر جاسوسی را کاملاً متحول می کند. اما وقتی این فیلم 25 ساله شد ، بزرگترین جنایت آن هنوز هم این است که چقدر آزمایشی در کاوش در سرزمین نامشخص است – هر چند وقت یکبار به گذشته ساده می رود و از آینده درهم دور می شود. همه عناصری که باعث می شوند کریگ دوران بسیار عضلانی از نظر عاطفی و ذهنی در مراحل ابتدایی است: خارق العاده رابطه باند با جودی دنچmat مادرسالار M؛ شرور عذاب دیده ای که درد او رفتار MI6 را به زیر سوال برد اخلاقی. رویارویی باند با دنیای مدرن که در آن او یک نوع وحشی است که به طور فزاینده ای در معرض خطر است. اما در حالی که کازینو رویال با کنار گذاشتن کامل ، به پایه های حق رای دادن حمله می کند ، چشم طلایی آن را به طرز دردناکی ایمن بازی می کند ، بیش از حد از فروپاشی ساختاری ترسیده است.

هنوز هم ، حتی اگر چشم طلایی ممکن است شاهکار تغییر دهنده بازی نباشد ، بازی باند را به خوبی انجام می دهد. تقریرهای بی پایان ، زنان شاخدار ، اتومبیل های سریع ، اسباب بازی های مسخره ، انفجارهای آبشار – همه با مهارت در چارچوبی محکم و قابل اعتماد تنظیم می شوند. این سرگرمی درخشان ، آشنا و دنج است ، اما با عارضه گاه به گاه خودآگاه همراه است.

الک بزرگ

به یاد ماندنی ترین آن عوارض البته است شان بینالک Trevelyan ، باند ، هم تیمی سابق خود را تغییر شکل داد که مشخص شد مغز متفکر پشت یک حمله پالس الکترومغناطیسی برنامه ریزی شده به انگلیس است. نشان دادن همکاری باند و ترولیان در یک ماموریت کاملاً هماهنگ در ابتدای فیلم ، اقدامی هوشمندانه و تکان دهنده است ، و یک رابطه احساسی بین قهرمان و شروری ایجاد می کند که ناگزیر است آنها را خنثی و محکوم به تخریب آتشین کند. این حس دوستی شکسته ، سرکه ای به مارتینی اضافه می کند ، فقط به اندازه ای که دل درد ملایم در هنگام نوشیدن احساس شیرین اجباری تماشای مشت مشت باند و شلیک دوباره راه نجات جهان – یا در این مورد ، بانک از انگلیس ، حدس می زنم

بله ، این روند دردناک تر از حد معمول است – اما شاید فقط به اندازه کافی دردناک نباشد. عصبانیت Trevelyan ناشی از خیانت پدر و مادر قزاق او در کودکی توسط همان دولت انگلیس است که او را به عنوان یک مامور استخدام کرد ، فکر می کرد که او خیلی جوان است و نمی تواند از دست دادن غیر قابل جبران خود را به یاد بیاورد. مطمئناً این یک ایده جذاب است ، و باعث پرتوی پرتره ای از ایالت بریتانیا می شود که معمولاً دارای حق رای دادن است. در چشمگیرترین سکانس فیلم ، کمپبل حتی اولین دیدار مجدد باند و ترولیان را به عنوان دشمن در میان ویرانه های طیفی بناهای یادبود شوروی مرحله ای می کند ، یک برخورد کودکانه که آسیب های شخصی در پس زمینه فروپاشی ملی قرار می گیرد.

چگونه GOLDENEYE دید بسیار کمی در آینده باند
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

در پایان ، هر چند ، بروسنانباند واقعاً هرگز مجبور نیست با احساسات خود در قبال جنایات ملت خودش مبارزه کند – ترولیان بذر شک و تردید می کارد ، اما هرگز جوانه نمی زند ، چشم طلایی به سرعت در یک ریتم راحت تر از سادگی اخلاقی قرار می گیرد. آنچه باید احساس خار کند در عوض احساس سراسری می کند ، و این فقط تا زمانی نخواهد بود کازینو رویال که حق رای دادن به طور دقیق تری زشتی قهرمانان فرض شده خود را بررسی کند. می توانید استدلال کنید که خاویر باردمرائول سیلوا در سقوط آسمان هست کریگ نزدیکترین آنالوگ دوران به Trevelyan ، اما در واقع ، کریگباند خودش ، در اصل ، ترولیان بازسازی شده است – مردی که توسط چکش دولت خودش بی رحمانه مورد ضرب و شتم قرار گرفته ، پس از مأموریت بی شکر ، وظیفه مأموریت خداپسندانه ای را برعهده گرفته است ، و توسط افراد خوب ظاهر به عنوان یک ماشین مرگ بی احساس ساخته شده است. چگونه برای پیچیده است؟

دختران طلایی

در واقع ، احساسات شدید MI6 در این کشور بسیار شدید است کریگ دوره ای که جودی دنچسرانجام M به نوعی شرور ثانویه تبدیل می شود و محصول تلخ بی رحمی خود را که با سیانور خورده است درو می کند. چشم طلایی فقط هنگامی که م. باند صریحاً تمایل خود را برای فرستادن او به مرگ باند ، به طور سطحی آن موضوع خاص را ترسیم می کند ، اما این امر به طور ملموس تری تنش بین میز و میدان را پیش بینی می کند که با پیشرفت بیشتر و بیشتر حق رای دادن به مدرنیته تکنولوژی ، بی وقفه ادامه خواهد یافت. توسط افراد ناصواب مرد موافق او به عنوان “ملکه شیطانی اعداد” لقب گرفته است دنچ“م” شهرت خود را به عنوان “حسابدار” به ارمغان می آورد ، که بیشتر از اینکه به کار بپردازد ، به کار ، بدون تجهیزات و فاقد صلاحیت برای تصمیم گیری منصفانه برای رهبری فکر می کند. این یک خط کاملاً مستقیم از اینجا است تا بحث های تا حدودی پنهان و پخته درباره رایانه در مقابل چکمه های روی زمین در شبح، cri de cœur برای ادامه ارتباط باند در قرن 21.

البته ، چیزی فراتر از فقط زن و شوهر زن ستیزی در هوا وجود دارد ، آن میزامای متمایز که به تاکسیدوهای مردانه می چسبد ، و تنها با یک بار شستشو نمی توان تیزهوشی آنها را پوشاند. در نگاه مشکوک باند همانطور که در خارهای ظریف او وجود دارد ، و در حمله پیشگیرانه خود م به گرایش جنسیتی باند نیز وجود دارد. آیا آدمی مجبور می شود با چنین زهرهایی خیلی زود خود را توجیه کند؟ آیا اعتبار رهبران قبلی و مرد هرگز تحت همان میکروسکوپ قرار گرفته است؟

چگونه GOLDENEYE دید بسیار کمی در آینده باند
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

به عهده گرفتن نقش از رابرت براون، که در چهار فیلم قبلی این مجموعه در نقش م بازی کرد ، دنچ به همان اندازه بی رحمانه کارآمد است در چشم طلایی همانطور که او هنگامی بود که اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را فقط با هشت دقیقه حضور در صفحه برنده شد شکسپیر عاشق. ویژگی های شدید ، صدای ثابت ، کلمات گزنده – تکرار او از سگ برتر MI6 خوشحال است که بازی می کند عوضی اگر این بدان معنی است که توله سگها جای لعنتی خود را تشخیص می دهند. حتی فقط با تعداد انگشت شماری از صحنه ها ، دنچحضور تکرار نشدنی ، همان اقتدار یخی بریتانیایی ، اقتضا می کند بازیگران اطراف او بازی های خود را تیزتر کنند.

همچنین کارآیی ممکن است بزرگترین حسن آن باشد ایزابلا اسکوروپکو، کار ناخوشایند او به عنوان برنامه نویس کامپیوتر ، دختر باند ، ناتالیا سیمونوا ، این روزها احتمالاً کمی دست کم گرفته شده است. ناتالیا شایسته ، مبارز ، بی ادب و بی ادب است – و ، نمی دانم ، شاید اگر او در جایی از آن مانیتور خود نوعی جناس قلبی یا واژینال داشته باشد ، میراث او به عنوان یکی از قهرمانان بسیار شایسته این مجموعه است ممکن است بدست آمده باشد

سپس دوباره ، در کنار هم با فامکه جانسنXenia Onatopp ، یک ارتش جنسی و تخریبی ، یک زن ، او هرگز واقعاً فرصتی برای به یاد سپاری شدن نداشت. کمپبل ممکن است دوئل / اغواگری سینمایی را به کمال زیبا و جنجالی با جنگ شمشیر نمادین بین آنتونیو باندراس و کاترین زتا جونز که در ماسک زورو –اما هیچ چیز کاملاً نمی تواند با هرج و مرج تر بودن تبادل مایعات و خشونت های باند با Onatopp مطابقت داشته باشد. همه چشمهای دیوانه ، دندان قروچه و تنفس شدید ، جانسنقاتل آدمخوار با اشتهای سیری ناپذیر استاندارد طلایی برای دژخیمان باند ، و احتمالاً برای دژخیمان به طور کلی است – به هر حال ، یک فیلم اکشن وجود ندارد که از یک بیدادگری شاخی غیرقابل کنترل با ران بهره مند نشود پرس هیدرولیک.

پیرسینگ دوران

اگر زمان ، یا بهتر بگوییم زمان بندی ، به ویژه نسبت به هر چیزی ظالمانه بوده است چشم طلایی، آن است پیرس برازنان، آن چهره دوست داشتنی اما اکنون بسیار بدخواه تاریخ باند ، که خودش اعتراف می کند از دیدن نمایش های خودش به عنوان 007 متنفر است. ارزیابی های اخیر اخیر بروسناندوران تصدی اتهاماتی مانند خودخواهی ، بی روح بودن و حتی تنبلی را به همراه داشته است. 007 وی با یک بحران هویت فلج کننده تشخیص داده شده است ، که در برزخ جایی بین آن معلق است شان کانری و راجر مور، از جادوی هر دو بی بهره است.

GOLDENEYE چگونه دید تاریکی به آینده باند دارد
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

مطمئناً یک درجه دقت در تشخیص وجود دارد ، اما من تعجب می کنم که آیا درمان باید در این موارد انجام شود بروسنانفیلمنامه نویسان -era به جای بروسنان خودش در طول چشم طلایی، شما هم اکنون می توانید دندان های ماشین آلات قدیمی باند را که در برابر م newلفه های جدید فیلمنامه سر و صدا می کنند ، احساس کنید جفری کین و بروس فرشتاین، تولید اصطکاک غیرمولد و مهم نیست که چقدر روان کننده باشد بروسنان ممکن است بیاورد. بله ، خدمات لب به یک احساس بی گناهی از دست رفته پرداخت می شود ، اما این کار ناپسند ، لغزنده و گاهاً سخت است. اگر بروسنان به نظر می رسد که از خود راضی است ، فقط به این دلیل که مطالبی که او داده است بسیار سرگرم کننده است و باعث ایجاد سرگرمی در مکانیک های حق رای دادن می شود ، بدون اینکه اصلاً به طور کلی نوآوری داشته باشد.

بیشتر از هرچیزی، بروسنان نه از ارتفاعاتی که پیشینیان به او رسیده اند ، بلکه از نزدیکی جانشین او یک مصدوم است. دانیل کریگ، با اندیشه و کبودی 007 خود ، پیگیری سختی خواهد بود ، و قبلاً ثابت شده است که او یک عمل سخت پیش رو است – یک خروج ناگهانی و شدید از کنوانسیون های شخصیت ، یک چنین اختراع مجدد ، به ناچار کیفیت ها را کسوف می کند نسخه در نزدیکترین مدار. و اشتباه نکنید ، بروسنانخصوصیات بی نظیر ، جسمانی ، تحرک و حساسیت بسیار زیاد است ، همه به طور فشرده در یک بسته کاریزمای خنک قرار دارند. شرم آور است که بسیاری فکر می کنند باید به دلیل آن دستاوردهای او کاهش یابد کریگعظمت

کسی این کار را بهتر انجام می دهد

همه اینها برای گفتن است که اساساً ، چشم طلایی خوب است – بسیار خوب ، حتی به ویژه به عنوان یک نمایش اکشن. آنچه که همیشه به وفور ارائه می دهد لذت های ضربان آور و ابتدایی ژانر است – غواصی مضحک دره و فرار از هواپیما ، تعقیب تانک در خیابان های سن پترزبورگ (که دارای یک افتضاح جانبی خسارت وثیقه ای است) و خسته کننده جنگ تن به تن در بالای یک بشقاب ماهواره ای غول پیکر. لمس و انبوه این تصاویر را با مینیاتورهای عاشقانه ساخته شده ، جلوه های عملی پراکنده ، کارهای شیرین کاری با طرح بلند پروازانه و کمپبلجهت پرانرژی است – بسیاری از فیلم های محبوب مدرن را پیدا نمی کنید که به نظر زیبا برسند.

GOLDENEYE چگونه دید تاریکی به آینده باند دارد
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

و هیچ یک از این موارد به این معنا نیست که هر فیلم اکشن برای موفقیت کامل باید مستقیماً جنبه های مسئله دارتر خود را برطرف کند یا به نوعی برانداز کند. سرگرمی در آن کجا خواهد بود؟ هیچ چیز بزرگی وجود ندارد که به سادگی جامد یا رضایت بخش باشد ، بدون اینکه در هر عمق ممکن برای یک معضل جدید که در آن نشخوار می شود ، لوله کشی کنید.

نتیجه

اما ، مانند هر قسمت دیگر در فیلم ، چشم طلایی ذاتاً دادگاه ها با فرزندان و فرزندانش مقایسه می کنند. در این نور ، براق شدن سطح شروع به پوسته شدن می کند ، و نقص در زیر تشدید می شود – به هر کجا که نگاه کنید ، پتانسیل هدر رفته وجود دارد. من فکر می کنم مناسب است که طرح اصلی Trevelyan شامل استفاده از آنچه در اصل یک لیزر فضایی است برای ارتکاب یک عمل سربلند سرقت کوچک است. چشم طلایی دارای قدرت شلیک کافی برای دو برابر کردن Planet Bond است اما در نهایت برای ساخت یک دهانه متوسط ​​ساخته شده است.

نظر شما در مورد GoldenEye چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

چشم طلایی در حال حاضر در Netflix در ایالات متحده جریان دارد.

https://www.youtube.com/watch؟v=AN1bkIEs8oo


GoldenEye را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS

هنوز کمی زمان باقی مانده است – و Pixar هنوز ویژگی مورد انتظار خود را منتشر نکرده است روح، که احتمالاً مورد اختلاف خواهد بود – اما Wolfwalkers تقریباً بهترین فیلم انیمیشن سال است. سومین سه گانه فولکلور غیررسمی از استودیوی ایرلندی Cartoon Saloon ، پر از جذابیت ، شگفتی و تجسم آرواره است – به قول ذاتی راز سلول ها و آهنگ دریا. گرچه آنها نمی توانند همان خروجی Studio Ghibli را داشته باشند ، اما در Cartoon Saloon فهرست آنها تبدیل به یکی از آخرین سنگرهای انیمیشن دستی شده است ، به خصوص از زمان سقوط همتایان ژاپنی آنها.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

شروع با نامزد اسکار 2009 Secret of the Kells، تام مور و نورا تومی سابقه ای برای انیمیشن با شکوه طراحی شده ، ریشه در اساطیر سلتیک دارد. Kells در ارائه خود بی نظیر بود ، مانند یک پنجره شیشه ای رنگی زنده می شود. این فیلم نه تنها با تصاویر باورنکردنی بلکه با یک داستان جذاب و لایه ای که هم کودکان و هم بزرگسالان را مجذوب خود می کرد ، به رخ کشید. در سال 2014 استودیو با زیبایی فوق العاده دو برابر شد آهنگ دریا، که در آن تجسمات گسترش یافته و ثابت کرد سالن کارتون با روایت داستانهایشان اعتماد به نفس بیشتری می یابد. حالا ، با Wolfwalkers، آنها حق خود را برای ذکر در میان بزرگترین استودیوهای انیمیشن تاریخ ثابت کرده اند.

کیلکنی و جنگل گرگ ها

Wolfwalkers در سال 1650 ، هنگام حمله انگلیس به ایرلند تحت هدایت الیور کرامول. لرد محافظ خود این روستا را به دام انداخته است ، جایی که قصد دارد جنگل مجاور آن را قطع کند تا زمینی برای کشاورزی ایجاد کند. این باعث ناراحتی گرگ هایی که خانه خود را در جنگل ساخته اند و غیره است کرامول می فرستد بیل گودفلو (با صداگذاری توسط شان بین، به راحتی نقش ناد استارک / بورومیر را که اکنون می توانست در خواب انجام دهد) برای کشتن آنها پر کند. بیل به دخترش رابین اختصاص داده شده است (افتخار کنافسی) كه مادرش ، ضمنی است ، درگذشت و بیل را به امانت خود سپرد. بیل این مسئله را بسیار جدی می گیرد و ناامیدانه تلاش می کند تا دخترش در حالی که برای شکار گرگ بیرون نیست ، در روستا سالم بماند. رابین اما می خواهد مانند پدرش شکارچی شود. او سرسخت و بدنام است ، شبیه به شجاعمریدا از راه هایی ، و مصمم به شکار است. او که پر از کنجکاوی است ، در جستجوی پدرش به جنگل می رود اما درعوض بر سر یک دسته گرگ و یک دختر کوچک عجیب به نام مبه (با صداگذاری توسط اوا ویتاکر) که ادعا می کند یک گرگ واکر افسانه ای است – مردمی که روح آنها شب هنگام خواب گرگ می شود.

به کارگردانی مشترک توسط تام مور، و مدیر هنری راس استوارت، Wolfwalkers یک جشن بصری در سراسر است. صحنه های اولیه در روستای کیلکنی در خطوط مستقیم و صلب تنظیم شده است. کاملاً منظم ، کاملاً محدود ، در مقایسه با صحنه های بعدی جنگل. هنگامی که از دید پرندگان نشان داده می شود ، این شهر جعبه ای و کلاستروفوبیک است. ساکنان آن در جعبه های کوچکی که در صفحه قرار دارند نشان داده می شوند ، به طور یکسان جارو ، تمیز ، حمل می کنند. رابطه کمی با سبک اندرسونی دارد اما در اینجا برای تأکید بر نظم و سختی زندگی شهر استفاده می شود. جنگل البته تقریباً عکس آن است.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

سرشار از سرسبزی سرسبز که مانند یک اقیانوس وحشی جریان دارد (گرگها خودشان سیال به نظر می رسند ، از صحنه ای به صحنه دیگر با ظرافت جریان می یابند انگار بخشی از رودخانه از درختان عبور می کند) ، جنگل مبه واقعاً زنده احساس می کند؛ ملیله وسیعی از رنگهای روان ، که به این طرف و آن طرف کشیده می شوند ، و از پایبندی به هر نظم یا ریتمی به جز خودش رد می کنند. یک سکانس باورنکردنی که در نیمه راه فیلم اتفاق می افتد نشان می دهد که رابین و مبه در جنگل اکتشاف می کنند ، به حواس گرگ خود اجازه می دهد آنها را راهنمایی کند. این بسیار عالی و هوشمندانه انجام شده است و از استفاده سنتی از انیمیشن بصری فراتر رفته و کار کاملا جدیدی با آن انجام داده است. بیشتر گفتن به معنای از بین بردن داستان و لذت کشف است ، اما مطمئن باشید این یک قطعه برجسته در یک فیلم پر از آنها است.

انسان در برابر طبیعت

در حالی که انیمیشن بی عیب و نقص است ، داستان خود نیز بسیار عمیق است. اساساً بازگویی انسان در برابر داستان های طبیعت مانند با گرگ ها می رقصد ، سرخس گلی، یا پوکاهونتاس ، ولف واکرز خطرات استعمار را اضافه می کند و از پویایی پدر / دختری استفاده می کند که هرگز احساس خستگی یا کلیشه نمی کند. روابط بیل و رابین بسیاری از روایت ها را لنگر می اندازد ، و نشان می دهد که چگونه ترس می تواند برای ما تصمیم بگیرد جایی که فرزندان ما درگیر آن هستند. هر تصمیمی که بیل می گیرد ، او این کار را با رابین در راس ذهن خود انجام می دهد ، و حتی اگر بعضی از این تصمیمات مستقیماً برای رابین آسیب زننده است ، ما می توانیم بفهمیم که چرا بیل آنها را انجام می دهد. او همیشه خط مقدم ایمنی رابین است. بعداً حتی یک چرخش خوب خوب اتفاق می افتد که Robyn همین نقش را با Mebh بازی می کند ، تصمیم سختی می گیرد که به Mebh صدمه می زند اما در نهایت برای محافظت از خودش است.

در مورد استعمار ، ایرلند با حمله انگلیس بیگانه نیست. سایمون مک برنیها کرامول یک کابوس خالصانه است ، طوری قدم می زند که گویی هدف بالاتری نسبت به دیگران دارد و حتی موذی تر است زیرا واقعاً آن را باور دارد. او بیش از یک شباهت گذرا (از نظر شخصیت) به قاضی فرولو در گوژپشت نوتردام و موثر است زیرا مارک خاص وی از شر بسیار قابل تشخیص است

در جای دیگر ، رابطه بین رابین و مبه به لطف مشخص شده است. این بسیار کارآمد است زیرا ماهیت واقعی دوستی ها را تداعی می کند: اگرچه آنها در ابتدا بسیار از یکدیگر بدشان می آید ، مبه کلاهبردار و بیش فعال است و رابین یک “شهروند” است که جنگل را نمی فهمد ، آنها به سرعت در یک ریتم طبیعی قرار می گیرند با همدیگر. یک سکانس می بیند که مبه و رابین در بالای شاخه درخت نشسته اند و در حال بحث در مورد جنگل هستند. در حالی که گفتگو ادامه دارد ، رابین از جیب خود برس می کشد و شروع به مسواک زدن موهای مبه می کند. هیچ یک از آنها به این اشاره نمی کنند و یا حتی تصدیق نمی کنند که این اتفاق می افتد. این به سادگی گواهی بر دوستی آنها است که چنین رفتارهایی را می توان مسلم دانست.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

آخرین قسمت پازل مادر مبه ، مول است. او محافظ اصلی گرگ ها است اما به طرز مرموزی ناپدید شده است. مبه با صبر و حوصله در انتظار بازگشت او است ، و به رابین اطمینان می دهد که مادرش هرگز نمی تواند گرفتار شود و هرگز او را ترک نخواهد کرد ، اما رابین خیلی مطمئن نیست. باز هم ، گفتن بیشتر به معنای از بین بردن آن است ، اما کافی است که بگوییم نقش مول شبیه بروناخ در آهنگ دریا. او در عمل سوم لحظه ای عاطفی را با دخترش تقسیم می کند که هیچ خشکی در خانه باقی نمی گذارد. به زیبایی تحقق یافته و ماهرانه اداره می شود.

نتیجه

Wolfwalkers کاملاً شگفت انگیز است. این یک افسانه سلتیک فوق العاده ارائه شده است که در کنار بهترین ها ایستاده و با آن راحت می نشیند راز سلول ها و آهنگ دریا در سه گانه عامیانه Cartoon Saloon. در عصری که انیمیشن های دستی کمتر و کمتر می شوند ، فیلم هایی مانند این یکی را باید از پشت بام ها فریاد زد و جشن گرفت. این تقریباً یقین است که Wolfwalkers برای سالهای آینده در مورد آن صحبت خواهد شد ، و امیدوارم که این فقط آغاز یک کار خارق العاده برای Cartoon Saloon باشد.

Wolfwalkers برای بازگو کردن داستان خود از افسانه های سنتی سلتیک گرفته شده است. آیا افسانه های مورد علاقه ای دارید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Wolfwalkers در انگلیس و ایرلند در تاریخ 30 اکتبر و در ایالات متحده در 11 دسامبر آزاد می شود. برای تاریخ انتشار بیشتر ، لطفا اینجا کلیک کنید

https://www.youtube.com/watch؟v=d_Z_tybgPgg


Wolfwalkers را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

POSSESSOR: یک هیجان فنی درخشان و آغشته به خون

براندون کروننبرگویژگی عالی سال دوم است ، صاحب، می خواهد شما بدانید که این فیلم دقیقاً چه نوع خفاشی است. با تصویری ناراحت کننده از یک زن جوان که نامش نیامده است میله ای سیاه و فلزی به سرش چسبیده است. چند لحظه بعد ، او به یک مهمانی می رود و به سراغ یک تاجر می رود و سپس گردن او را با چاقو می زند قبل از حرکت به بدن او ، تا بارها و بارها به او ضربه بزند. خون در همه جا می جهد و صفحه را خیس می کند. یا از آن احساس شیفتگی می کنید یا بیزار می شوید. اگر بیشتر به مورد دوم بپردازید ، کاملاً قابل درک است. صاحب برای همه فیلم نیست. اما اگر ادامه را انتخاب کنید ، به هیجان انگیز علمی و تخیلی برخلاف هر چیزی که قبلاً دریافت کرده اید ، جایزه می گیرید.

تقلب بودن

آندره ریزبورو در نقش Tasya Vos ، قاتلی برای استخدام در یک شرکت فنی که توسط زنی به نام Girder اداره می شود ، بازی می کند (جنیفر جیسون لی در یک عملکرد کوتاه اما به یاد ماندنی) ، که از فناوری کاشت مغز برای ساکن کردن بدن افراد دیگر برای انجام یک ترور شرکتی استفاده می کند. ما ابتدا او را ملاقات می کنیم در حالی که او آخرین وظیفه خود را به پایان رسانده است ، و نسبت به هر تاثیری که لانه گزینی مغز بر سر او ایجاد می کند ، احساس بی نظمی و بی نظمی می کند. به نظر می رسد زنی که در صحنه افتتاحیه با او ملاقات می کنیم تنها یکی از میزبانانی است که Vos در اختیار دارد.

گرچه Vos قاتل برجسته این شرکت است ، اما بدیهی است که این شغل به تدریج به زندگی و عقل او لطمه زده است. خاطرات سرکوب شده از میزبان همچنان ادامه می یابد که هویت شخصی او به آرامی از بین می رود. خشونتی که وی در هر مأموریتی انجام می دهد نیز باعث شده است که وی از انسانیت خود س questionال کند. او به وضوح به مدتی مرخصی نیاز دارد. مشکل این است که ، وقتی او قاتل نیست ، Vos دیگر واقعاً نمی داند که کیست. بنابراین هر وقت Girder وظیفه جدیدی را به او پیشنهاد می کند ، Vos نمی تواند رد کند. او همیشه مهم است که بله مهم نیست که چقدر خطرات بزرگ باشد.

POSSESSOR: یک هیجان فنی درخشان و آغشته به خون
منبع: نئون

آخرین ماموریت Vos کشتن مدیر عامل یک شرکت داده کاوی به نام جان پارس است (شان بین) با استفاده از بدن کالین تات (کریستوفر ابوت) ، که دوست پسر دختر پارسه ، آوا است (توپنس میدلتون) ، و یک کارمند در شرکت مورد نظر. قبل از در اختیار داشتن جسد کالین ، ووس تصمیم می گیرد از او جاسوسی کند تا او بتواند نحوه صحبت و حرکت او را تقلید کند. اما چالش واقعی در اینجا این نیست که آیا او گرفتار خواهد شد یا نه زیرا او به اندازه کافی جعلی نیست. در عوض ، این یکی از قدرت بازی ها است ، زیرا آگاهی خود کالین سعی می کند با Vos بر سر بدن خود مبارزه کند.

این نبرد برای کنترل بین Vos و Colin جایی است صاحب بیشتر لحظات دیوانه کننده خود را بدست می آورد. زیرچشمی نگاه کردن به درون هوشیاری این دو شخصیت به ابتکاری ترین شکل نمایش داده می شود ، با کروننبرگداستان پردازی بصری استادانه و مطمئن بودن از اینکه هر تصویری نه تنها ناراحت کننده نیست بلکه برای مدت طولانی در ذهن ما ماندگار خواهد شد. اما در نهایت فقط دید جسورانه کارگردان نیست صاحب خاطره انگيز؛ کریم حسینفیلمبرداری ، که غالباً با نور نئون زرد و قرمز خیس شده است دن مارتینجلوه های ویژه ، تصاویر ترسناک فیلم را حتی بیشتر می کند. حتی یک لحظه هم آنجاست ریزبروگچهره h قبلا مانند مارشمالو ذوب شده است ابوت آن را مانند ماسک می پوشد.

این یک بدن وحشتناک وحشتناک است ، و کروننبرگ اصلاً چرند بازی نمی کند. او وارد می شود ، و او در واقع عمیق می رود. این روایت ممکن است در طول مسیر دست و پا گیر باشد ، خصوصاً وقتی فیلم به اوج آرواره خود می رسد. اما نمایش های بصری و ستاره ای از هر دو ریزبورو و ابوت – دومی ، به ویژه ، یک فرد برجسته است ، آشفتگی و ترس شخصیت او را با جزئیات نشان می دهد در حالی که به طور چشمگیری دو شخصیت را همزمان بازی می کند – برای نگه داشتن شما کافی است.

فراتر از یک ترسناک عوض کردن بدن

چه جالب تر صاحب واقعاً چقدر لایه لایه است. در هسته اصلی آن ، فیلم سعی دارد هویت و گرایش انسان به خشونت را بررسی کند. چه می شود اگر یک روز بیدار شویم و دیگر واقعاً آن چیزی که هستیم نیستیم؟ قدم گذاشتن در هویت دیگران چیست؟ صاحب سرانجام ممکن است پاسخی مستقیم و واضح به آن سوالات بزرگ ندهد ، اما از طریق نبرد درونی که در درون بدن کالین اتفاق می افتد و همچنین از طریق عملکرد Vos در ابتدای فیلم ، هنوز جای تفکر زیادی وجود دارد.

POSSESSOR: یک هیجان فنی درخشان و آغشته به خون
منبع: نئون

ایده هایی در مورد سرمایه داری و طبقه نیز وارد عمل می شوند ، و کروننبرگاسکریپت هنگام بررسی این موضوع از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار است. در این فیلم ، شرکت Girder’s قتل عامل اصلی Jeff Bezos مانند پارس ، بیشتر به نفع شخص ثالث کمتر سرمایه دار را هدف قرار داده است. اما از قضا ، راه Girder برای اداره شرکت خود احساس می کند که منطبق تر با این باور است که او سعی می کند برای مبارزه در وهله اول. این را می توانیم از نحوه دستکاری وی در انجام کارهای بیشتر به جای اختصاص دادن مرخصی مورد نیاز برای او ، بفهمیم.

صاحب به نظر می رسد وقتی صحبت از پول می شود ، رفاه طبقات پایین یا طبقه کارگر مانند یکی از Vos و Colin کنار گذاشته می شود و حتی به هر شکل ممکن فداکاری می شود ، در حالی که کسی که کنترل آن را دارد ، مانند Girder یا مشتری او ، تمام مزایا را در پایان روز دریافت خواهد کرد. وقتی همین حالا نگاهی به واقعیت خود بیندازیم ، این ایده اصلاً دور از ذهن نیست. ما در جهانی زندگی می کنیم که ثروتمندان همیشه ثروتمند خواهند بود و طبقه کارگر و طبقه پایین همیشه چیزی جز ارزش اقتصادی ثروتمندان نخواهد بود. این یک قرص سخت برای بلعیدن است ، اما این حقیقت است. کروننبرگ فقط همه چیز را برای درک ما تعیین می کند.

فکر نهایی

صاحبتصاویر ترسناک بدن و ترسناک بدون شک بیشتر مخاطبان آن را ناراحت خواهد کرد. اما در اعماق آن چیزی که این فیلم ارائه می دهد فقط ارزش خشونت و شوک نیست. این ایده های واقعی در مورد هویت و سرمایه داری دارد. سفر ممکن است گاهی اوقات دارای نقص باشد ، اما اگر چشمگیر نباشد لعنت.

نظر شما در مورد پایان چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Possessor از 2 اکتبر 2020 در سینماها و درایوهای ایالات متحده و کانادا اکران می شود.


صاحب را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ریزاندو ناوارا

ریزاندو ناوارا

ریزاندو ناوارا یکی از علاقه مندان به فیلم و تلویزیون پرشور از اندونزی است. وقتی که تلویزیون و فیلم تماشا نمی کند ، دوست دارد آشپزی کند و شکر درست کند.

SNOWPIERCER SEASON 1: ساخت آهسته به سمت یک فینال هیجان انگیز

جهان رسماً دیوانه بونگ رفته است. بونگ جون هو-صحنه است که حداقل پس از موفقیت Palme D’Or ، اسکار و فیلم برنده جایزه خود انگل. تفسیر خوشمزه اجتماعی آن ، که با طنز تیره پوشانده شده ، معمولی است بونگفیلمبرداری ، و یکی از واضح ترین و تجاری ترین نمونه های آن است برفی. تریلر اکشن علمی تخیلی 2013 ، برفی به یک فیلم فرقه ای از انواع تبدیل شده است و خود را با اقتباس تلویزیون 2020 بدست آورده است. توپ برفی فصل اول مانند تلاش ناخوشایند برای فهم مضامین فیلم احساس می شود ، اما به یک فینال غیرقابل انکار جذاب تبدیل می شود. اگرچه در پایان پاداش احساس می کند به اندازه کافی بزرگ است ، برفی شاید فقط یک روایت خوب از بینندگان خود را با روایت سرسخت آور و متوقفش از دست بدهد.

یک شروع متوسط

اولین قسمت Snowpiercer ما را با ساختار قطار ، از نظر جغرافیایی و اجتماعی آشنا می کند. Tailies ، که برای اقامت در قسمت دم قطار نامگذاری شده است و 1001 ماشین پرشور را در خود جای داده است ، فقیر ، کثیف و بی قرار هستند. در حقیقت ، آنها حتی قرار نیست در قطار باشند ، در ابتدا فقط برای ثروتمندان و تا حدودی مشهور رزرو شده اند ، اما Tailies خود را مجبور کردند تا از فرار از سرمازدگی مرگبار در خارج فرار کنند.

SNOWPIERCER SEASON 1: ساخت آهسته به سمت یک فینال هیجان انگیز
منبع: TNT

ما به سرعت با ملانیا آشنا می شویم (جنیفر کانلی) مدیر مهمان نوازی قطار در پاسخ به اسرارآمیز آقای ویلفورد که قطار را طراحی کرده و کل عملیات را اجرا می کند. با پایان قسمت اول ، می آموزیم که آقای ویلفورد واقعاً در قطار نیست و ملانیا واقعاً قطار را با یک خدمه کوچک اجرا می کند ، در حالی که برای نگه داشتن آرامش به ظاهر شکننده ، مسافران را در حال دروغ گفتن قرار می دهد. Tailies برای ملانیا و بقیه قطار ناشناخته است و قصد دارد حتی یک امتیاز را برای انقلاب رقم بزند. ما با اندرو لیتون (دیوید Diggs از همیلتون-مشهور) ، یک تلی که وقتی یک مرگ بشدت در قطار اتفاق می افتد ، به کمک می شود و مهارت های کارآگاهی لیتون ممکن است مفید باشد. لیتون موافقت دارد تا به امید اینکه اطلاعات مفیدی را برای کمک به انقلاب جمع کند ، کمک کند.

چند قسمت اول سریال تقریباً به حول طرح قتل می چرخد ​​، که با یک دانش پیش بینی شده در مورد دقیقه ، یکبار مصرف بیشتر می شود. در حالی که خود قتل بسیار مهیج است ، جالب نیست بلکه به همان اندازه کلاس طبقاتی فیلم که اقتباس تلویزیون فقط در چند قسمت اول به آن اشاره دارد. برفی شاید اگر مبتنی بر چنین فیلم برتر نبود ، بهتر عمل می کرد ، اما هیچ تقصیری وجود ندارد Diggs ‘ عملکرد یا وزن کانلی، که با آرامش و آرامش در این نقش کنترل می شود.

سرعت متوسط ​​فصل

چیزهایی که تقریباً در اواسط فصل قرار دارند ، تقریباً خیلی زیاد است. اپیزودها مملو از اطلاعات و پیچیدگی های نقشه است و در حالی که سرعت بخشیدن به روایت رضایت بخش است ، نادیده گرفتن این واقعیت که این سریال از همان ابتدا می توانست خوب باشد ، دشوار است.

SNOWPIERCER SEASON 1: ساخت آهسته به سمت یک فینال هیجان انگیز
منبع: TNT

قسمت 6 “مشكل در پهلو می گذرد” تغییر واقعی سرعت را نشان می دهد ، و این باعث می شود مخاطب اولین نگاه خود را از این نمایش نشان دهد كه سرانجام می تواند شروع كند. یک اورژانس مهندسی ، کل قطار را در معرض خطر قرار داده و فینال این قسمت غیرقابل انکار است ، زیرا ملانیا برای نجات قطار عجله دارد. ملانیا شخصیت پاره شده است. هم آنتاگونیست و هم شخصیت اصلی ، زن بسیاری از اسرار. اما این آلیسون رایت به عنوان روت ، زن راست دست ملانیا ، یک کارمند فداکار جدی ویلفورد است که به عنوان جالب ترین شخصیت در نیم فصل شروع می شود. با این حال ، تا این مرحله ، اتفاقات زیادی در این سریال رخ می دهد و متأسفانه قوس های شخصیت به نوعی به نفع عمل رها می شوند.

پایان های جالب

هنگامی که سرانجام شورش جنجال برانگیز ، خونین و مخرب شروع به پایان فصل می کند ، این سریال شروع به یافتن جای پای خود می کند و پتانسیل های موجود در پیش فرض در حال حاضر موفق خود را برآورده می کند. اگرچه این عمل با توجه به ساختار قطار محدود شده و به نظر می رسد که تمام مفهوم انقلاب بهتر از برنامه تلویزیونی با فرم طولانی است ، فیلم مناسب تر است ، اما میزان خونریزی و خونریزی شگفت آور است.

چندین لحظه باورنکردنی پراکنده در طی چند قسمت گذشته وجود دارد ، از جمله اینکه لیتون باید تصمیم دلخراشی برای قطع بخشی از قطار از دست بدهد ، مردم را به درون خود بکشاند ، هم تایل ها و هم متحدین. هر چند این لحظه ها به اندازه کافی وجود ندارند ، گویا در کل سریال ها پراکنده شده اند نه اینکه اصلی ترین مسیر باشند.

SNOWPIERCER SEASON 1: ساخت آهسته به سمت یک فینال هیجان انگیز
منبع: TNT

همین که فصل خوب می شود ، حتی عالی ، هم تمام می شود. فینال سؤالات زیادی را بدون جواب به جا می گذارد و همه چیز را برای یک فصل دوم پتانسیل انفجاری ایجاد می کند ، اما حس خیلی کمی هم وجود دارد ، خیلی دیر برفی. فصل اول خیلی مبهم و ناهموار است تا جلوه ای ماندگار از خود به جا بگذارد ، اما چند قسمت آخر مرا در لبه صندلی من گذاشت. اگر فصل دوم بتواند شتاب این قسمت ها را حفظ کند ، ما می توانستیم یک برنده در دست خود داشته باشیم.

آیا تا به الهام خود زندگی می کند؟

برفی یک اقتباس شایسته تلویزیون است که به دلیل خنثی خود کمی دیر شکوفا می شود. فصل اول ناهموار آن نوید بخش زیادی برای فصل دوم که قبلاً تأیید شده است می شود و چندین موضوع جالب طرح تنظیم شده است ، از جمله بازگشت آقای مرموز ویلفورد ، که توسط هیچ کس غیر از شان لوبیا، که فقط می توانیم دعا کنیم ، بیشتر از یک قسمت واحد زنده خواهد ماند.

توسط اجراهای غریب ، به ویژه توسط Diggs و کانلی، برفی سرانجام ثابت می شود که از وقت شما شایسته است ، اما هرچه بیشتر و با کیفیت تر نمایش های تلویزیونی اعلام و پخش می شوند ، برفی در معرض تهدید گم شدن در دریا از دیگر نمایش های بسیار گیرنده است. امیدواریم که این فقط یک مسئله تنظیم باشد و فصل دوم این موضوع را از پارک بیرون بکشد.

همچنین ببینید

ساندنس 2020: قتل دو عاشق

چه فکری کردی توپ برفی فصل اول؟ برای یک فصل دوم هیجان زده اید؟ در نظرات به ما اطلاع دهید.

Snowpiercer هم اکنون در حال پخش در Hulu است.


Snowpiercer را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!