NOSFERATU: F.W Murnau’s Gothic Classic

دوران اکسپرسیونیسم آلمانی – که به دلیل تأثیرگذاری بر معماری ، هنر و سینما مشهور است – در ژانر وحشت / فانتزی یک لحظه مهم تلقی می شود ، به طوری که بسیاری از سازندگان فیلم های مدرن در طی سالهای بعد ، از عناصر و فنون سبکی خود در ویژگی ها استفاده می کنند. یکی از قطعات شناخته شده تر سینمای آلمان سکوت است Nosferatu: سمفونی ترسناک، F.W Murnau است شاهکار گوتیک در سال 1922 که از بسیاری جهات ، راه را برای فیلم های ترسناک ژانر هموار کرد و مخاطبان را کاملاً در زمان انتشار آن محاصره کرد.

مبتنی بر آزادانه برام استوکر رمان 1897 دراکولا، که به الهام بخشیدن به سازگاری های بیشماری با خون آشام ادامه می یابد ، نوسفراتو نماینده املاک و مستغلات Hutter (گوستاو فون وانگنهایم) ، آخرین مشتری آن ، شماره رمز و راز اسرارآمیز Orlok (مکس شرک) ، به دنبال اقامتگاه جدید در شهر ویتربورگ هاتر است. در سفر خود به ترانسیلوانیا برای دیدار با کانت ، هاتر شروع به شک به ماهیت تاریک خود می کند که با آشکار شدن اجباری اورلوک برای خون انسان ، به اوج شکوفه می رسد – در کنار شیفتگی وی با همسر هاتر ، الن (گرتا شرودر)

NOSFERATU: F.W Murnau's Gothic Classic
منبع: انجمن صنفی هنرهای فیلم

سمفونی وحشت

بیشتر از هرچیزی، نوسفراتو ثابت می کند که همه شما برای ساخت یک فیلم خوب یک دوربین کار ، و نور و سایه هستید. در اینجا ، ما را به دیدن استوکر چشم انداز دراکولا همانطور که در ابتدا تصور می شد ، قبل از بازسازی های بی پایان و بی اهمیت شدن بیشتر اقتباس های هالیوود. برخلاف ادوارد کالن یا لستات ، که به قدرت یا سرعت فوق العاده طبیعی خود تکیه می کنند ، اورلوک نسخه دیگری از خون آشام ها را نشان می دهد. روانشناختی در تلاش برای به دست آوردن کنترل قربانیان خود ، از ترس از مرگ به عنوان سلاحی برای درک ذهن و روح کسانی که با آنها روبرو می شود استفاده می کند – قدرتی بسیار وحشتناک تر. در واقع ، او اغلب به عنوان یک چهره غم انگیز ارائه می شود ، که شهوت خون انسان یک بیماری دیوانه کننده است.

این فیلم با عکسهای نمادین ، ​​بی موقع و بی پرده که به طرز ماهرانه ای از پیچیدگی های نور استفاده می کنند تا عمق و لحنی به مکان ها و مجموعه ها ببخشد. فیلمبرداران فریتز آرنو واگنر و گونتر کرامپف از عکس های با زاویه دید پایین و نقطه نظر استفاده کنید تا حضور پر رنگ اوورلوک در جهان را به نمایش بگذارید ، که اغلب در تضاد با او قرار دارد تا او را حتی بیشتر جلوه دهد. صحبت از، مکس شرک همانطور که شمارش خون آشام واقعا وحشتناک و کاملاً بازیگران است. حرکات تند و ناخوشایند و چهره بلند او ، کیفیت غیرانسانی و در عین حال غیر انسانی تعریف نشده را به او می دهد ، مانند حرکات سریع ، ناخن های زیاد و چهره های غرورآمیز.

NOSFERATU: F.W Murnau's Gothic Classic
منبع: انجمن صنفی هنرهای فیلم

صحنه های قابل توجه که نمایانگر حضور غالب صفحه نمایش وی به عنوان یک شرور است ، می توانید در ظهور او از تابوت روی طبقه پایین کشتی و همچنین صعودهای ناخوشایند او برای تعقیب الن ، پرواز پله ها را بالا ببرید. این تصاویر نه تنها Orlok را به عنوان یک آنتاگونیست فریبنده به نمایش می گذارند بلکه لایه‌ای از جذابیت و فتنه مرموز را نیز به آن اضافه می کنند که بازتاب جذابیت خون آشام ها به عنوان یک موجود اسطوره ای است. برخلاف بلوک های مدرن هالیوود که به قطعات CGI فانتزی یا قطعات گسترده ای متکی هستند ، این دوربین به طور کلی در حالت ایستاده است و مورنو برای برجسته کردن تغییرات سرعت یک مربی یا حرکات حیوانات غیر طبیعی و غیرمستقیم اورلوک از انیمیشن اساسی حرکت استفاده می کند. علاوه بر این ، مورنو به عنوان نخستین کارگردانانی که از مونتاژ به عنوان یک تکنیک ویرایش استفاده کرده است – که در اینجا برای صحنه های میان برد هاتر و الن استفاده شده است – اعتبار یافت.

اولین و بهترین در نوع خود

سمبولیسم را می توان در توضیحات دانشمندان در مورد پرواز ناهید ، که نزدیک به عنوان راهی برای ارتباط دستکاری ارلوک به عنوان یک شکارچی در طعمه خود قرار دارد ، یافت. این ، در کنار مضامین بیماری ، مرگ ، اغوا و جنون از جنبه های برجسته تر آن است Murnau کار ، که در سایه ها در کنار Orlok در لبه قاب کمین است. نکات دیگری درباره دنیای ماورایی طبیعی گسترده تر از آن وجود دارد. مردم شهر در یک کاروانسرا محلی که در حال زمزمه گرگها هستند ، و چشم انداز یک کفتار مخروبه در میان یک جنگل بی پروا سر می زنند.

یکی دیگر از جنبه های ساخت فیلم برجسته در F.W Murnau است کلاسیک امتیاز موسیقی است ، که اغلب در فیلم های ترسناک امروزی مورد استقبال قرار نمی گیرد. Nosferatu سبک ساده گرایانه یعنی موسیقی بسیار مهم است و از آن برای بازتاب لحن صحنه و بیرون کشیدن تصاویر روی صفحه استفاده می شود. آهنگساز هانس ادممن نمره سنگین ، سنگین و ترسناک است ، و هر تغییر منعکس کننده اضطراب های زیاد هوتر است که در نهایت به اوج شکوفایی می رسد. فرمول خسته کننده ترساندن مخلوط با تندخوانی ناگهانی ویولن وجود ندارد ، و تازه تر از داشتن یک ثبات خاص در نمره ای است که مانند یک همراهی اساسی بازی می کند ، نه اینکه ابزاری برای ترساندن ارزان تر باشد.

نوسفراتو یک تجربه سردسیر ، نگران کننده و یک مورد واقعی از هنرهای هنری mise en scène است. Murnau سازگاری بی باک باعث می شود مخاطبان کارهای او را با جدیت جدی در نظر بگیرند ، و همچنین تکریم او از اساطیر فوق طبیعی است. در هر صحنه چیزی وجود دارد که باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد ، با یک سبک بصری غنی که نمای بعدی را یک ضرورت می کند. یک شاهکار واقعی که هنوز هم باید بهترین نوع خود محسوب شود.

همچنین ببینید

در راهروها: یک Glimpse تلخ در پشت قفسه ها

آیا این بهترین فیلم خون آشام است؟ خون آشام های مورد علاقه شما سینما چه کسانی هستند؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


تماشا Nosferatu

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

هالی ادواردز

هالی ادواردز

هولی دانشجوی سال آخر فیلم و روزنامه نگاری است که هم اکنون در کوئینزلند ، استرالیا زندگی می کند. او یک علاقه مندان به فیلم همه جانبه است ، اگرچه در حال حاضر کارگردانان محبوب وی شامل وس اندرسون ، مارتین مک دوناق و آلفونسو کوارین هستند.

آخرین خنده: به سینما ویمار خوش آمدید

اگر شما نیز مانند بسیاری از ما در سراسر جهان ، هفته هاست که به دلیل بیماری کرونور ویروس در خانه خود گیر کرده اید ، احتمالاً از دست ندهید که می توانید به سینماها بروید ، در تاریکی محاصره شده توسط همنشینان خود بنشینید. دوستداران سینما در انتظار کشف یک داستان جدید در صفحه بزرگ هستند. خوشبختانه خدمات استریم دنیا از ما عقب مانده است. از کانال Criterion گرفته تا نتفلیکس ، Sundance Now to Shudder ، تماشای انواع مختلفی از فیلم ها از آسایش خانه شما بسیار آسان است و از طریق دیوانگی دنیای کنونی ما با قدرت سینما می توانید فرار کنید.

یکی از این سرویس های پخش جریان ، موبی ، با نمایش انتخابی فیلم ها از یکی از دوره های مورد علاقه من در تاریخ سینما ، ماه مه را آغاز می کند: ویمار آلمان. مدت زمانی کوتاه بین پایان جنگ جهانی اول و به قدرت رسیدن نازی ها یکی از خروجی های هنری عالی در آلمان در میان رسانه های مختلف بود و هیچ چیزی بیشتر از هنر نسبتاً جدید تصاویر متحرک نبود. بسیاری با کلاسیک اکسپرسیونیست آلمانی که از این دوره به وجود می آیند ، مانند F.W. Murnau است نوسفراتو و رابرت وین کابینه دکتر کالیگاری، اما مجموعه کمی از فیلم های موبی نشان می دهد که در فیلم هایی که از جمهوری ویمار بیرون می آیند ، تنوع بسیار بیشتری نسبت به کلاس متوسط ​​تحصیلات شما در سینما وجود دارد که شما را به این باور برساند.

به جای اینکه فیلم ها را یکباره پخش کنیم ، موبی مجموعه ویمار آلمان را به آرامی در طول ماه می منتشر می کند. اولین فیلمی که در دسترس قرار گرفت فیلم دیگری است F.W. Murnau کلاسیک ، این بار یکی از رئالیسم قابل توجه و طبقه کارگر با بازی یکی از بزرگترین بازیگران دوره است. اگر تازه کار باشید و یک راه عالی برای جذب مجدد خود با کار یکی از بزرگترین کارگردانان همه زمانه اگر از طرفداران سینمای خاموش باشید ، هم راه ایده آل و هم ایده آل است.

هتل بزرگ

در سال 1924 منتشر شد آخرین خنده (نسخه آلمانی عنوان ، دره لزته مان، در واقع به آخرین مرد ترجمه می شود) داستان یک هتل پیر سالخورده است که توسط آن بازی می شود امیل جانینگز. دروازه بان در کار خود افتخار می کند. او از یک محله فقیر می آید ، اما هر روز که لباس هتل خود را خنثی می کند و به محل کار می رود ، خود را پیدا می کند که بتواند منشاء طبقه پایین خود را به عنوان سرگرمی با مشتری های طبقه بالا هتل پشت سر بگذارد. با این حال ، خوشبختی او در یک لحظه پاک می شود که هتل او را به نقش مهمان دستشویی می اندازد. مدیریت نگران است که افزایش سن و ضعف وی اگر او اولین کاری باشد که میهمانان هنگام ورود می بینند ، تصویری بد از هتل ایجاد کند.

نیازی به گفتن نیست که قاتل دل شکسته و خجالت زده است. وی که مایل نیست کسی را در همسایگی خود از شرم خود بداند ، لباس خود را دزدیده و همچنان به پوشیدن آن ادامه می دهد ، از جمله در جشن عروسی خواهرزاده اش. قبل از اینکه هر روز به هتل بیاید ، لباس را به عنوان چمدان در ایستگاه قطار ذخیره می کند و دوباره آن را انتخاب می کند تا قبل از رفتن به خانه در عصر ، دوباره آن را تغییر دهد. هنوز هم ، این نقاب نقاشی فقط می تواند تا این مدت دوام داشته باشد ، و وقتی حقیقت بیرون می آید ، دروازه بان خود را به عنوان خنده های محله می بیند. تنها کسی که از او ترحم می کند نگهبان مهربانی هتل است. در یک سکانس بخصوص آسیب زا ، چهره های خنده همسایگان – که در زشتی از تمسخرهایشان پیچیده شده بودند تا اینکه تقریباً هیولا باشند – گردباد دور دست می چرخند ، کابوسی کلاله ای که از آن نمی تواند فرار کند. با تشکر از Murnau خلاقیت ، این سکانس بصری درباره ظلم هایی که doorman در معرض آن قرار دارد بیشتر به ما می گوید بیش از هر مقدار سوء استفاده کلامی می تواند.

آخرین خنده: به سینما ویمار خوش آمدید
منبع: UFA

کسی انتظار قهرمانی ما را دارد اما در اینجا ، در عمل نهایی فیلم ، این است آخرین خنده چرخش ناگهانی به دست می آورد ، و پایان خوشحال کننده ای را که خود فیلم از آن یاد می کند ، فراهم می کند “کاملاً غیرممکن است”. با این وجود اعتراف می کند که در اکثر موارد ، افرادی مانند doorman با اهداف غم انگیز روبرو می شوند ، آخرین خنده به ما یادآوری می کند که چگونه جامعه بی رحمانه می تواند برای کسانی که بیشتر از همه به کمک ما نیاز دارند – سالمندان ، افراد ناتوان ، فقیر. با پایان یافتن فیلم ، ما با لبخند کنار می مانیم ، اما این از عطر و طعم ماندگار از خربزه در دهان ما خلاص نمی شود.

تصاویر متحرک

اگر تازه به تماشای فیلمهای خاموش علاقه دارید ، عدم وجود intertitles در آخرین خنده – تعداد بسیار زیادی وجود دارد ، برای تنظیم epilogue فیلم – ممکن است نگران کننده باشد. با این وجود ، تصور کردن یک فیلمساز مناسب تر سخت است که بتواند شما را در سفر به این دوره از تاریخ سینمایی هدایت کند تا F.W. Murnau. یک قصه گو و استاد جادوگر فنی زمانه که از نور ، سایه و حرکت دوربین استفاده می کرد به گونه ای که معدودی از همسالانش می توانستند رقیب شوند ، مورنو نیازی به کلمات برای پر کردن شکاف ها ندارید آخرین خنده، زیرا هیچ چیز وجود ندارد داستان فیلم واضح تر و آسان تر از دنبال کردن فیلم هایی است که به روایت و گفت و گو وسیع تکیه می کنند تا آنچه را که این فیلمسازان خود را قادر به انجام تنها با تصاویر صرفا نمی دانند ، تکیه کنند.

بخش بزرگی از آخرین خنده موفقیت در این رابطه به دلیل عملکرد است امیل جانینگ ، یکی از درخشان ترین بازیگران جمهوری ویمار. سه تا Jannings ‘ بیشتر نقشهای نمادین – پیرمردها در آخرین خندهژنرال روسی که به دنبال شروع جدیدی در سینما است ژوزف فون استرنبرگ آخرین فرمان (1928) ، و استاد بی بدبختی که می افتد مارلن دیتریش که در فون استرنبرگ فرشته آبی (1930) – همه تغییرات در موضوعی است که در آلمان پس از جنگ عمیقاً با بسیاری از افراد طنین انداز شد ، این آقا بزرگتر که خود را تحت الشعاع و تحقیر جامعه مدرن می بیند. با این حال ، شباهت های اساسی که در میان این شخصیت ها وجود دارد نباید مورد استفاده قرار گیرد تا به طرز ماهرانه ای تخفیف یابد جانیینگ آنها را بازی کرد.

آخرین خنده: به سینما ویمار خوش آمدید
منبع: UFA

این جانیینگ تنها 40 سال داشت که نقش سالمند پیر را در آن بازی کرد آخرین خنده فقط برجسته می کند که چقدر او در تغییر جسم خود متناسب با هر شخصیت بود. بله ، او تقریباً کارتونی از موهای سفید صورت را ورزش می کند تا به او کمک کند خیلی پیرتر از خودش ظاهر شود ، اما جانیینگ برای متقاعد کردن ما از افزایش سن شخصیت ، نیازی به پنهان کردن عناصر لباس نیست. حرکت چشمان و بدن او در مورد او بسیار بیشتر از ریش می گوید.

ظهور و سقوط امیل جانینگز

این تکامل – یا دقیق تر ، انحراف – است Jannings ‘ شخصیتی که داستان داستان را هدایت می کند آخرین خنده. وقتی فیلم شروع می شود ، او مایه افتخار محله طبقه کارگرش است (یا لااقل فکر می کند که اوست) ، قدم زدن با سرش بلند و با افتخار سلام و احترام به همسایگانش هر روز صبح هنگام عزیمت به محل کار و هر شب عصر هنگام بازگشت. خانه نماد غرور او یکنواختی عجیب و غریب است که او در نقش خود به عنوان doorman می پوشد ، از دکمه های براق و روبشی کت تا زاویه شرارت کلاه او.

جانیینگ مرد بزرگی بود ، قد بلند و 6 پایی ایستاده و دارای یک بنای سنگین بود ، اما به نظر می رسد در این صحنه های اولیه به لطف زوایای کم قهرمانانه ای که دوربین از او می بیند ، حتی از زندگی بزرگتر است. هنگامی که او عزل شد ، و آن علامت وضعیت ، لباس او را از او سلب کرد ، جانیینگ به نظر می رسد در حال کوچک شدن است ، شرم او باعث می شود تمام بدن وی در تلاش برای پنهان کردن آنچه از اطرافیان اتفاق افتاده است پیچیده شود. بله ، دوربین به ایجاد این اثر کمک می کند ، اما بدون آن Jannings ‘ عملکرد دلچسب ، آیا ما به همان اندازه از شخصیت احساس همدلی خواهیم کرد؟

آخرین خنده: به سینما ویمار خوش آمدید
منبع: UFA

موفقیت کارشان در آخرین خنده هر دو را بدست آورد جانیینگ و مورنو این شانس را دارد که شانس خود را در هالیوود امتحان کنید. جانیینگ در ادامه برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد ، به دلیل درخشش در هر دو آخرین فرمان همچنین راه همه گوشت (فیلمی که متاسفانه گم شده است). با این حال ، هنگامی که فیلم های خاموش شروع به راه برای گفتگوها کردند ، Jannings ‘ لهجه ضخیم آلمانی توانایی او برای ادامه کار در هالیوود را آزار می دهد و به همین دلیل او به آلمان بازگشت. یکی تصور می کند که این یک دلیل اصلی است که چرا جانیینگ تصمیم به ماندن در آلمان گرفت و حتی پس از به قدرت رسیدن نازی ها ، و تا پایان جنگ به ساخت بازیگری در فیلم های تبلیغاتی نازی ادامه داد. تصمیم وی برای ماندن در آلمان و همکاری با نازی ها ، بر خلاف معاصران ضد فاشیستی مانند او مارلن دیتریش و کنراد ویدت، اطمینان حاصل کرد که وقتی جنگ با پیروزی متفقین به پایان رسید ، دیگر هرگز کار نخواهد کرد. او در سال 1950 در ننگ و درگذشت ، پایان ناموزونی برای یکی از با استعدادترین هنرمندان جمهوری ویمار.

همچنین ببینید

این شهر را اجرا کنید: نمی دانید چه مسیری را می خواهد اجرا کند

نتیجه

از جانب Murnau داستان سرایی بصری به Jannings ‘ عملکرد فوق العاده ، آخرین خنده این فیلم ایده آل برای شروع سفر به دنیای سینمای ویمار است.

شما چی فکر میکنید؟ فیلم مورد علاقه شما از جمهوری ویمار چیست؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

The Last Laugh در حال حاضر برای پخش در موبیس موجود است.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!