صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY و PIE PEL PIE و قدرت اشتراک داستان ها

صفحه به صفحه ستونی است که اقتباس های ادبی را در مکالمه با مطالب اصلی خود بررسی می کند. باشگاه کتاب خود را فراخوانی کنید و چند کاناپه تنظیم کنید ، ما در حال خواندن هستیم.

بیایید با آن عنوان شروع کنیم.

مجموعه ای تصادفی از هجا ، مرزبندی در چیدمان آنها بی معنی است و دیدن آن پوچ است. گفتن انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey با صدای بلند قسمتهای مساوی شما را بی نفس و گیج می کند (واقعاً ، آن را امتحان کنید). کنفرانس “پای سیب زمینی“، روشی که در برابر”ادبی“، و اینکه چگونه کل چیزها ، مانند مهره های تسبیح ، با سوالی که”گرنزی” چون واقعاً گرنزی چیست؟

فروتنی آسان است ، “و”(که فیلم ، به عنوان مرجع ، آن را با یک ماده بزرگ جایگزین می کند). در حالی که بقیه عنوان مطالب داستان را نوید می دهد – این مربوط به جوامع ادبی و پای پوست سیب زمینی و گرنسی است –و“که موضوع را نوید می دهد. این عملکرد دستوری است زیرا یک پیوند نمادین است ، دو عنصر متفاوت را به هم پیوند می دهد ، و آنها را به یک کل بزرگ تر تبدیل می کند ، و این مضمون مضمون انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey. این داستانی است در مورد داستان ها ، اینکه چرا آنها را به اشتراک می گذاریم و بازگو می کنیم ، و (در یک سطح گسترده تر ، تا حدودی متا سطح) چرا آنها را اقتباس می کنیم.

درباره مری آن شفر و انجمن های ادبی

مری آن شفر می دانست انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey تنها رمانی است که او نوشت. شفربا نزدیک شدن به پایان یافتن رمان ، سلامتی او رو به زوال بود ، و در طول ویرایش های نهایی ، که دو برابر ماه های آخر او شد ، از خواهرزاده خود خواست ، آنی باروز، برای کمک به کار او. داشتن رمان منتشر شده بود شفررویای مادام العمر ، رویایی که او هرگز تحقق نمی یابد. وی در 16 فوریه 2008 درگذشت. این رمان در سال 2009 قفسه بندی شد.

از زمان انتشار ، رمان از رشد مداوم محبوبیت برخوردار بوده و از محبوبیت خاصی در بین باشگاه های کتاب و محافل کتابخوانی به سمت یک کتاب مدرن بسیار خوانده و مورد توجه قرار گرفته است. سایه آن اساساً از طریق توصیه دهان به دهان افزایش یافته است. تقارن بین وجود دارد پای گراندسی ادبی و سیب زمینیقوس فرهنگی و محتوای داستانی آن. شفر از باشگاه کتابش الهام گرفته است ، و سپس او را به عنوان عنوان انجمن ادبی و پای پای سیب زمینی در رمان نوشت. عشق آنها به به اشتراک گذاشتن داستان الهام بخش از یک داستان است که توسط افرادی که عاشق داستان هستند.

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY & PETATO PEEL PIE و قدرت به اشتراک گذاری داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

موازات بین رمان و واقعیت ، چه از روی عمد و چه از روی عمد ، تکرار می شوند. شفر در متن توسط جولیت اشتون ، نویسنده طنز ، و داستان نویس که دوست دارد ، ارائه شده است شفر در واقع ، گرنزی را به طور تصادفی کشف می کند ، هنگامی که یکی از ساکنان به نام داوسی آدامز به او نوشت زیرا او به کتاب او دست یافته است ، مقاله های الیا. به همان اندازه شفر توسط الیزابت مک کنا ، ساکن گرنزی ، که از نظر جسمی غایب است (که توسط آلمانی ها ، که در طول جنگ جهانی دوم این جزیره را اشغال کردند) اخراج شده است ، نمایندگی می کند اما از نظر احساسی کاملاً داناست.

اقدامات عصیان و مهربانی الیزابت ، که یکی از آنها منجر به تاسیس انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی شد ، جامعه را به بهبودی در غیاب وی ، راهی برای تکریم فداکاری او تحریک می کند. آنها همچنین تحسین بسیاری از افرادی را که آنها را می شنوند تحریک می کنند ، از جمله جولیت. خیلی به همین روش انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey همچنان فراتر از این الهام می گیرد شفردر حال عبور است محبوبیت آن به او احترام می گذارد و از مردمی که دوستشان داشت ، احترام می گذارد.

گفتن و بازگویی داستان ها موضوع اصلی رمان است. با به اشتراک گذاشتن مراقبت ، بهبود می یابیم ، رشد می کنیم. جامعه ادبی تجسم این مفهوم است. و خوانندگان با به اشتراک گذاشتن رمان ، اساسی ترین ایده آن را به تصویب می رسانند. زنجیره اتصال از شفرکلوپ کتاب ، به شفر، از طریق شخصیت ، کار او را پر می کند ، به خوانندگان ، به دوستان خوانندگان ، و دوستانشان و به بعد ، داستان ها به واقعیت تبدیل می شوند.

در مورد مایک نیول و گرنزی

در میانه راه صحنه ای وجود دارد مایک نیولرا انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey که در آن ژولیت (لیلی جیمز) ، پس از ورود به گرنزی ، و دیدار با انجمن پای ادبیات و پوست سیب زمینی ، با اعضای آنها در مورد اینکه آیا شارلوت یا آن برونته خواهر مترقی تر است ، بحث می کند. جولیت ادعا می کند که آن صریح تر بود ، اگنس گری مستقیم تر از است جین ایر در چگونگی پرداختن به موقعیت زنان. نه ، پاسخ Amelia Maugery (پنه لوپه ویلتون) و ایزولا پریبی (کاترین پارکینسون) ، آیا او نمی تواند بدون توجه به آنچه در صفحه است ، ببیند که جین ایر به دلیل اینکه بیشتر خوانده می شود تأثیرگذارتر بود؟

هدف از این صحنه روشن کردن پاسخ (این کار بهتر است به بورس ادبی سپرده شود) نیست بلکه هدف آن پرداختن به یک حقیقت پذیرفته نشده در مورد چگونگی بحث درباره نوع هر فرهنگ است. حقیقت و کیفیت عینی همیشه در درجه دوم واکنشهای احساسی فرد مصرف کننده است. احزاب مربوطه مواضع خود را اتخاذ می کنند زیرا متنهایی که از آنها دفاع می کنند برای آنها عزیز است. مطمئناً شایعاتی در پشت استدلال های آنها وجود دارد ، اما این استدلال ها صرفاً برای احساساتشان پیش می آیند. نکته قابل توجه در مورد صحنه این است که بحث ، در حالی که پرشور و پرشور نیست ، عصبانی نیست. شخصیت از صداقت لذت می برد ، و لذت می برد

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY و PIE PEL PIE و قدرت اشتراک داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

زیربنای این صحنه یک مفهوم اساسی برای هر سناریویی است که در آن فرهنگ و اشتیاق به فرهنگ گفته شده مشترک است: تفسیر درستی وجود ندارد ، فقط تفسیر شماست. این مفهوم به همان اندازه در روند سازگاری اعمال می شود. در واقع ، شامل شدن صحنه فوق الذکر ممکن است برای جلوگیری از انتقاد از جانبازان بدیع قبل از اینکه بتوانند آن را بیان کنند ، در نظر گرفته شده است. لذت اقتباس از آنجاست که داستان از متوسط ​​به متوسط ​​به همان اندازه که از عناصری که بصورت عمده بازآفرینی می شوند ، متفاوت است.

در یک ویژگی ویژه DVD برای هری پاتر و جام آتش دانیل رادکلیف شرح داده شده مایک نیول به عنوان “بسیار بسیار انگلیسی” ، افزود: “او هر روز ژاکت می پوشد.” مایک نیولاقتباس از انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به اندازه او انگلیسی است. در حالی که ضربات داستان یکسان است ، اما دامنه جامعه ای که در فیلم به تصویر کشیده شده به طور محسوسی بیشتر است. این رمان به محدودیت خرد ، به طور کلی ، به روابط بین فردی شخصیت هایش متمرکز است – در عین حال ، فیلم به کلان علاقه مند است ، و از مفاهیم قدرت و سرسختی انگلیسی سوال می کند.

نیوولخوانش این است که سرسختی جامعه ادبیات و پای پای سیب زمینی بومی کل گرنزی است ، و گرنسی جهان عظیم مردم انگلیس است. شکل روایت ، برای صفحه نمایش دوباره سازی شده است ، بنابراین جولیت زودتر به گرنزی سفر می کند و مدت طولانی تری می ماند ، به پیوندهای بین شخصیت ها حق بیمه می دهد. آسیب پذیرترین لحظات آن است که شخصیت ها از نظر احساسی منزوی شوند. صحنه ای که ایزولا و ژولیت به اسرار جنسی اعتراف می کنند (ایزولا یک باکره است ، بهترین دوست ژولیت همجنسگراست) در مقابل صحنه بعدی قرار می گیرد که ژولیت از گرنزی خارج می شود (“وقتی تو رفتی …” ایزولا قبل از اینکه خودش را قطع کند شروع می کند ، قادر به پایان دادن به جمله برای اشک)

صفحه به صفحه: در انجمن ادبی GUERNSEY & PETATO PEEL PIE و قدرت به اشتراک گذاری داستان ها
منبع: Blueprint Pictures

جنگ جهانی دوم حضور مداوم است ، یک شبح روی فیلم است به شکلی که در رمان نیست. با بالا بردن آن نیوول موضوع جامعه را اقتباس می کند ، و آن را برای یک زمینه گسترده تر تفسیر می کند ، و دو تعامل بین ژولیت و ایزولا این است که تفسیر در مینیاتور انجام می شود. متحد آنها قادر به غلبه بر ضربه هستند ، هر چقدر هم شخصی باشد ، اما منزوی هستند و ناتوان هستند. بنابراین عمل مشترک به همان اندازه که برای یکدیگر است برای ما نیز مفید است.

نتیجه گیری: در مورد الیزابت مک کنا ، اندز ، و آمپرساند

با پایان روایت ، ژولیت ، که به نزدیکان ساکنان گرنزی نزدیک شده است ، تصمیم می گیرد که به یک ساکن بزرگ تبدیل شود ، متعهد می شود که به جامعه ای که به او داده است بازگردد. اولین هدیه او یک کتاب است ، زندگی نامه الیزابت مک کنا ، که داستان های مختلفی را که توسط دوستانش ، اعضای انجمن پای پای ادبیات و سیب زمینی برای او بازگو کرده است ، بازگو می کند. حفره ای که ژولیت در جامعه پر می کند همان حفره ای است که الیزابت از آن باقی مانده است و ژولیت با نوشتن زندگی نامه خود قول می دهد نه تنها جایگزین شود بلکه طرفدار آن باشد ، ماجرا را برای شنیدن دیگران و الهام گرفتن از آنها منتقل می کند.

با خطر یافتن همزمانی در جایی که هیچ کدام وجود ندارد ، انعکاس های داستانی را می توان مانند بسیاری از این روایت ها در واقعیت احساس کرد. موازات بین الیزابت و ژولیت و شفر و نیوول، در حالی که دست کم گرفته می شود ، اما غیرقابل انکار است. الیزابت هرگز برای دیدن گرنزی پس از اشغال زندگی نمی کند. شفر هرگز از موفقیت رمان خود که محبوب است ، می داند اقتباس شده است.

در حالی که شفرگذر از زندگی غم انگیز است ، قدرت ماندگاری کتاب او و ادامه حضور آن در گفتگوی فرهنگی ، نه تنها به استعداد او به عنوان نویسنده بلکه به ارزش ایده هایی که او سعی در تعالی داشت صحبت می کند. زیرا انجمن پای ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به هر حال ، داستانی در مورد “و” است.

چه فکری کردی انجمن ادبی و پوست سیب زمینی Guernsey به عنوان یک کار اقتباسی؟ در نظرات بحث کنید؟


انجمن گرمی ادبی و پای سیب زمینی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

یک سیستم خشونت آمیز: چگونه مارکسیسم به یک بازگشت اقتصادی سینمایی تبدیل می شود

به دنبال ورود دولت رئیس جمهور دونالد ترامپ در سال 2016 ، تغییر چشم انداز لرزه ای در منظر سیاسی ایالات متحده رخ داد. قطبی شدن ارزشها در امتداد خطوط سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی سخت تر و سریع تر شد و فضای کمی برای ظرافت در بین آن وجود داشت. آمریکایی ها به قومی تبدیل شدند که دیگر نتوانستند با یکدیگر صحبت کنند. علاوه بر این ، ما به مردمی تبدیل شدیم که حتی اگر مشترکات بیشتری از این نداشتیم ، یکدیگر را تحقیر کردیم.

اگر کسی بیداری سیاسی داشت ، بعد از سال 2016 ، ممکن است فکر کند که سینما دنباله ای مشابه به سمت آگاهی از مسائل جاری در جلوی و پشت دوربین است. آنهایی که مدتی است که دور و بر ما هستند و کسانی از ما که برای جلب توجه به فیلم های خارج از زندگی ما نظر خود را مطرح کرده اند ، بهتر می دانند. از آنجایی که سینما داستانهای انسانی را روایت می کند ، طبیعتاً یک هنر سیاسی است چه در گفتگوی شخصیت هایش و چه در زیر متن فیلم. آنچه صریحاً انسانی است واردات سیاسی است.

جامعه ای با کلاس کمتر

اگر فیلم همیشه ناگزیر از نظر سیاسی بوده است ، چرا به نظر می رسد این چهار سال گذشته فیلم تا این حد با اوضاع سیاسی ما صحبت کرده اند؟ من فکر می کنم این حالت احساس می کند زیرا در نهایت ما زمینه ای را داریم که پیام های خاص – و زبانی که در آن بسته بندی شده است – معنا پیدا می کند. مقصر دانستن بسیاری از بیماریهای اجتماعی فعلی ما بر دولت فعلی بسیار آسان (و تا حدی قابل درک) بسیار ساده خواهد بود ، اما این امر از نظر تاریخی ناسازگار خواهد بود.

ایالات متحده اکنون سالهاست که به سمت بسیاری از این بیماری ها گرایش دارد. صنعتی شدن آمریکا در اواخر دهه 1800 و اوایل دهه 1900 می تواند حرکتی قابل توجه به سمت انحصار شرکتها و افزایش زباله های موجود در هوا و آب باشد که منجر به بروز بحران آب و هوایی ما شود. رئیس جمهور رونالد ریگان و تکثیر حق انحصاری مذهبی باعث شد که یک فریسی سیاسی جدا شود که از بسیاری از بنیادهای مذهبی خود متمرکز شده است و تنها بر دو موضوع تمرکز می کند – حقوق LGBTQ و سقط جنین – به محرومیت از بیماریهای زیادی که همچنان دست نخورده از آن باقی مانده اند غیرت

یک سیستم خشونت آمیز: چگونه مارکسیسم به یک بازگشت اقتصادی سینمایی تبدیل می شود
گرتل و هانسل (2020) – منبع: انتشارات هنرمندان متحد

هر دهه آگاهی های جدیدی را به آن بیماری های اجتماعی یا سیاسی می رساند که یا از آن بی خبر بودیم یا یا نمی خواستیم از آن مقابله کنیم. متن مهم است. ما قبل از اینکه معانی جدید را بشناسیم ، باید یک زبان جدید دریافت کنیم. بخش عمده ای از پایه دولت فعلی در مسیحیت سیاسی است که در بالا مورد بحث قرار گرفته است ، اما بسیاری از این “انجیلی های سفید” همچنین سفید پوستان روستایی و طبقه کارگر هستند که هر دو بخش قابل توجهی از پایگاه ترامپ را تشکیل می دهند.

این دو آمار جمعیتی وقتی موضع اقتصادی و اجتماعی آنها می رود بیشتر مربوط به بسیاری از گروه های اقلیت است که اکثراً در انتخابات نامزدهای دموکراتیک رای می دهند. آنها در اثر ساختارهای نژادی و اسطوره غالب رویای آمریکایی فریب خورده می شوند ، بی پرده “ثروتمند می شوند” یا “بیشتر می شوند”. با این حال ، ساختاری که در واقع وجود دارد و طبقه کارگر و فقیر را بدون در نظر گرفتن نژاد ، عقیده و غیره ، یک آگاهی طبقاتی مشترک ، متحمل می کند ، تحت عنوان “ملت طبقه متوسط” با یک فداکاری مذهبی به الهیات راه انداز بستگی دارد. که به خودشان کمک می کنند ایده ای که بیش از مسیحیت تاریخی با سرمایه داری مشترک است.

آمریکا همیشه به ایده کلاس توجه داشته است ، زیرا این ایده مستلزم آن است که ما فراتر از فرد به سمت منافع افراد زیادی ، جوامع ما نگاه کنیم. این به معنای مراقبت از کسانی است که به قدرت دسترسی ندارند ، مالکیت وسایل تولید را ندارند و صدایی در جامعه ندارند. به خصوص در این زمان از همه گیری ، ما شروع به دیدن شکاف ها و شکست ها در سیاست ها و ساختارهایی می کنیم که توسط ریاست جمهوری هر دو حزب سیاسی از زمان حداقل رونالد ریگان ، حداقل اگر رونالد ریگان باشد ، اگر بیشتر برنگردد ، ادامه دارد.

یک سیستم خشونت آمیز: چگونه مارکسیسم به یک بازگشت اقتصادی سینمایی تبدیل می شود
انگل (2019) – منبع: نئون

کمکی نمی کند که آن مقامات منتخب که سیاست ها و حکومتداری کشور را حفظ می کنند بالاتر از قوانینی هستند که تصویب شده اند. به عنوان مثال وقتی رئیس جمهور باراک اوباما قانون توقف معاملات بر دانش کنگره (STOCK) را امضا کرد که به جرم یقه سفید در دی سی حمله کرد و باعث شد اعضای کنگره خرید و فروش اوراق بهادار خود را به صورت آنلاین افشا کنند ، یک بررسی معنی دار در مورد سرمایه داری ، فقط بعداً با رأی سریع رویه ای اصلاح شود تا دیگر نیازی به افشای آنلاین نباشد.

ما در حالی که زبانی را بارگذاری می کنیم که ما را به ایده های قدیمی که در زمان سینمایی نفس تازه ای می بخشد متصل می کنیم ، به یک رسالت دیگر رسیده ایم. این فیلم ها چیزی را نشان می دهند كه كارل ماركس آن را محبوب كرد و فردریش انگلس در آن بسیج كرد ، كه در جامعه بدون طبقه “خرد” وجود ندارد.

انگل روی سکوی بنام گرتل

این زبانی که در حال یادگیری آن هستیم به ما لنزهایی می بخشد که در آن بتوانیم کلاسیک ها را در یک نور جدید ببینیم و انگیزه های رانندگی فیلمسازان فعلی را بشناسیم. این زبان از آنچه ماركس مطرح می كند ، متشكل است و اندیشمندانی مانند جورج لوكاكس در این باره توضیح دادند: ایده “آگاهی طبقاتی”. آرمانهای آمریکایی همیشه برابری بین همه مردم را تصور می كنند كه هرگز در جامعه یا حكومت عملی آن تحقق نیافته است. درعوض ، بلاغتها ، سیاستها و تعاملات بین فردی ما به دنبال ایجاد اختلافات ساختاری اجتماعی ، خطوط خیالی در ماسه است تا امتیازات و قدرت خود را حفظ کنیم.

یک سیستم خشونت آمیز: چگونه مارکسیسم به یک بازگشت اقتصادی سینمایی تبدیل می شود
بسترهای نرم افزاری (2020) – منبع: نتفلیکس

این سیستم ها ما را از تقسیمات واقعی بین کسانی که وسایل تولید (شرکت ها) و صاحبان مشاغل کوچک خود را دارند و در معرض تهدید انحصارها هستند و یا برای این شرکت ها برای حداقل دستمزد و یا کمتر برای رسیدن به اهداف کار می کنند ، دور می کند. در اینجا یک تقسیم مادی واقعی وجود دارد ، در حالی که بیشتر سازه های اجتماعی دیگر با اختلاف سطح یا تخیل انسان مطرح می شوند.

سه فیلم وجود دارد که در یک سال گذشته اکران شده اند ، و این دیدگاه را به ما می دهند که چگونه اندیشه مارکسیستی چه آگاهانه و چه ناخودآگاه به زبان ما باز می گردد: انگل ، گرتل و هانسلو بسترهای نرم افزاری. برنده اسکار بهترین عکس امسال این فیلم توسط کارگردان بود بونگ جون هو، انگل، که بیماری سرمایه داری را که به قول خودش در طول تولد اسیر شده است ، روشن می کند. Movies.Death. مصاحبه: “اساساً همه ما در همان کشوری بنام سرمایه داری زندگی می کنیم.” این فیلم حول و حوش سه رابطه انگلی جداگانه بین یک خانواده کره ای بسیار ثروتمند کره ای و یک خانواده کره ای به شدت فقیر و یک زن و شوهر دیگر کره ای که قبل از شروع هر یک از خانواده ها انگل بودند ، بود.

گرتل & هانسل، فیلم جدید توسط اسگود پرکینز (دختر Blackcoat) ، به طرز ظریفی از چارچوب داستانهای پری کلاسیک Grimms Fairy Tale استفاده می کند ، هانسل و گرتل. برخلاف انگلشاید نقد مصرف سرمایه داری در روایت فیلم ناخودآگاه تر باشد. این به دنبال یک خواهر و برادر کوچکش است که توسط مادرشان برای زنده ماندن به دلیل کمبود در سرزمین به داخل جنگل فرستاده می شوند و در خانه هولدا اتفاق می افتد ، یک زن مسن تر که به نظر می رسد در منابع و مواد غذایی خود به طور مستقل ثروتمند است. گرچه با ادامه داستان ، گرتل شروع به سؤال از این می كند كه تمام این ثروت از كجا حاصل می شود و یك بار پس از فهمیدن او باید چه كاری با دانش انجام دهد.

یک سیستم خشونت آمیز: چگونه مارکسیسم به یک بازگشت اقتصادی سینمایی تبدیل می شود
گرتل و هانسل (2020) – منبع: انتشارات هنرمندان متحد

جدیدترین ورودی فیلم اصلی Netflix است ، الهوی (بسترهای نرم افزاری) توسط مدیر بار اول ، Galder Gaztelu-Urututia. این فیلم به زبان اسپانیایی در آینده ای آهسته ای اتفاق می افتد که “جنایتکاران” در یک برج مربع با بیش از 200 طبقه قرار می گیرند ، هر طبقه شامل یک اتاق بتونی با دو تخت و دو اسیر و یک سوراخ مربع است که یک سکو از هر طبقه پایین می آید. یک جشن واقعی برپا می شود ، اسیران در طبقه بالاتر طعم اول را می گیرند و هر طبقه بعدی کوچکتر و کوچکتر می شود تا اینکه به پایین برسد جایی که ممکن است برای یک ماه بدون غذا بمانند … یا آنها وسایل دیگری برای نگهداری پیدا می کنند. هر ماه اسیران در هر طبقه به طور مرموزی در بین طبقه ها جابجا می شوند.

هر یک از این فیلم ها نشان می دهد که سرمایه داری در اواخر مرحله چگونه یک نوع خشونت آمیز از مصرف را ایجاد می کند که همه طرف ها را ثروتمند و فقیر می داند و باعث می شود انسانیت کمتر از مصرف کنندگان و صرف مصرف کنندگان و تولید کنندگان در این روند باشد. هرگز نتوانید از ترس عدم بهره وری و سود از اوقات فراغت لذت ببرید و از ترس اینکه ممکن است خود را در اوقات فراغت ما اضافه کند ، از کار کسی لذت نبرید. بدین ترتیب هرگز از زندگی راضی نمی شوید ، برنده می شوید تا هم در تولید و هم در رقابت به رقابت بپردازید.

نزول (و صعود)

بارزترین نکته مرجع که این سه رساله سینمایی را به هم پیوند می دهد ، نشانه بصری نزول است که در هر سه این فیلم برجسته است. هر کدام از این فیلم ها شخصیت های فیزیکی و اقتصادی خود را در حال نزول ، چه از نظر جسمی و چه از نظر اقتصادی ، نشان می دهد چه از محل یوپی ، همسایگی روستایی گرفته تا رودخانه های شهری یک شهر کره جنوبی توسط خانواده کیم ، نزول به زیرزمین محل زندگی بانوی پیر توسط گرتل ، یا میهمانی در بلوک بتونی که از سلولهای زندان اسپارتان پایین می آید.

این غوطه وری های سینمایی از اوج تجملات تا اعماق جهنم اقتصادی و ناامیدی وجودی ، آن احساس خزنده سستی را در ساخت سرمایه داری اقتصاد و جامعه می طلبد. فقرا در برابر یکدیگر بازی می شوند تا رویای پیشرفت ، ثروتمند شدن و لذت بردن از تجملات را بدون نگرانی از اینکه کجا بعدی غذا بخورد یا چگونه صورتحساب خود را بپردازند ، به رقابت بپردازند. کیمز به جعبه های پیتزا تاشو متوسل می شود انگل برای به دست آوردن پول کافی برای غذا وقتی فرصتی فراهم شد که کی وو بتواند به عنوان معلم دختر پارک ، دا-هی ، شغل پیدا کند ، او راهی را برای نصب خانواده خود در مشاغل درون خانه پارک می بیند. با این وجود تنها راهی که می توان از این امر بدست آورد و تحرک به سمت بالا انجام داد ، این است که اگر کیمس سیستم کلاس را که در آن زندگی می کنند ، تقلب کند ، حتی تا آنجا که فشار به بیرون و اعمال خشونت به زوج فقیر دیگری است که در خارج از معمار ثروتمند زندگی کرده بود که در آنجا قبل از پارک ها زندگی می کردند

همچنین ببینید

یک سیستم خشونت آمیز: چگونه مارکسیسم به یک بازگشت اقتصادی سینمایی تبدیل می شود
بسترهای نرم افزاری (2020) – منبع: نتفلیکس

گرتل در زیرزمین می فهمد که پیرزن کسی نیست که می گوید خودش است و بچه ها (از کمبود) را به پایین می کشاند تا در زیرزمین بکشند تا آنها را بکشد و اجساد مبهم خود را به عیدانی تبدیل کند که گرتل و هانسل به طور ناآگاهانه در آن شرکت کرده بودند. در طول فیلم آنها دقیقاً مثل خودشان توسط کودکان فقر رنجیده بودند. منابع و مواد غذایی به ظاهر بی پایان که هولدا از آن تهیه کرده بود توسط فقرا و جادوگری به چیزی تبدیل می شد که توسط ثروتمندان و فقیران به طور یکسان مصرف شود.

آشپزهای بالای زندان که هر روز جشن را در بالای سکو تهیه می کنند ، ظاهراً به خوبی از آن مراقبت می کنند و به سیستم غیبی که از آنها استفاده می کند ، برای تهیه غذای اسیران استفاده می کنند. با پایین آمدن غذا و نوشیدنی ، آنهایی که در بالا شرکت می کنند تا زمان کامل پر شدن سکو در کف آنها باقی می ماند. از آنجا که به هر سطح می رسد ، به اسیرها گزینه های کمتری و بقایای جزئی مصرف می شود. نگه داشتن مواد غذایی بعداً مجازات را برای هر جفت اسیر به ارمغان می آورد زیرا افرادی که پانوپتیکون را کنترل می کنند می توانند دمای سلول را به میزان کشنده افزایش یا کاهش دهند تا زمانی که مواد غذایی دوباره روی سکو پرتاب نشوند.

یک سیستم خشونت آمیز: چگونه مارکسیسم به یک بازگشت اقتصادی سینمایی تبدیل می شود
انگل (2019) – منبع: نئون

اسیران قادر به برقراری ارتباط با آن دو یا سه سلول در بالا یا پایین تر از آنها و سیستم از بدترین جانوران طبیعت بشریت تغذیه می کنند. اسیر کردن یا ادرار کردن (از جمله اقدامات غیرقانونی و خشونت) در مورد افراد بالا یا پایین غیر معمول نیست زیرا در پایان هر ماه آنها می توانند وضعیت اقتصادی خود را افزایش یا سقوط کنند. این بیمه آنها برای انتقام و آمدن در صورت پایین آمدن و برخورد ضعیف است.

با نمایش تحرک ذاتی رو به پایین که در واقع در اشکال موجود سرمایه داری ترویج می شود ، می بینیم که چگونه این فیلم ها اسطوره پیشرفت را در خارج از “یک درصد” افشا می کنند و چگونه باید این افسانه را برای جذاب کردن طبقه کارگر تقویت کرد ، حتی وقتی فکر می کنند آنها سیستم مانند Kims in را بازی می کنند انگل. افزایش مصرف با آزادی برابر نیست ، فقط سطح دیگری از برده داری ، زیرا این سیستم همچنان به تقسیم فقرا از طریق اشکال فزاینده تقسیم اجتماعی بر اساس اختلافات سطح و “مدیریت میانی” ادامه می دهد.

چگونه مارکس بازگرداند

این که آیا این امر در یک جامعه واقع بینانه کره جنوبی اتفاق می افتد ، به داخل دنیای افسانه جادویی منتقل می شود یا به آینده ای آهسته رانده می شود ، این پیام از طریق نشانه های سینمایی کلامی و تصویری یکسان است. سرمایه داری ، همانطور که در حال حاضر ایستاده است ، در توانایی خود برای حفظ قدرت خود بر توده ها ناامید کننده است. فقط قبل از وقوع شورش مردم می توانند سرکوب شوند. به نظر می رسد سینمای فعلی بر آرمان های مارکسیستی دو برابر شده است ، عزم و اراده و آگاهی طبقه کارگر را در زمانی که یک بیماری همه گیر در حال آشکار ساختن شکاف های سرمایه داری در اواخر مرحله است – و لفاظی ها و سیاست های سیاستمداران همه راه حل ها را تقویت می کند ، تقویت می کند. بسیار بیشتر از افراد عادی آشکار است.

همانطور که جورج لوکاس در سال 1920 در مقاله ای با عنوان “آگاهی طبقاتی” قرار داد:

پرولتاریا تنها با نابودی و فراتر رفتن خود ، با ایجاد جامعه بی طبقه از طریق نتیجه گیری موفق از مبارزه طبقاتی خود ، خود را کامل می کند. مبارزه برای این جامعه ، که در آن دیکتاتوری پرولتاریا صرفاً یک مرحله است ، فقط نبرد علیه دشمن خارجی یعنی بورژوازی نیست. این همان مبارزه مبارزات پرولتاریا علیه خودش است[,] در برابر اثرات ویرانگر و تحقیر آمیز نظام سرمایه داری بر آگاهی طبقاتی این کشور. “

داستان پردازی سینمایی این قدرت را دارد که به ما زبان جدیدی ببخشد که بتواند قلب و ذهن ما را درگیر خود کند و از مصرف گرایی و بهره وری بی پایان که همچنان به بدنام ما ادامه می دهد ، فراتر رود و فقط برای کسانی که در حال حاضر قدرت هستند پول بیشتری کسب می کند. من فقط می توانم امیدوارم که این روند ادامه داشته باشد و سینما از کارگردانانی مانند فیلم استفاده کند بونگ جون هو در نقد نابرابری ذاتی در سیستم های سرمایه داری و اینکه قدرت بصری سینما می تواند همچنان زبان مارکسیسم را به زندگی روزمره و معنای اشباع آن متصل کند.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!