روبات ها در حال آمدن هستند: تاریخچه مختصری از هوش مصنوعی در فیلم

از آنجا که فریتز لنگ به ما داد کلان شهر در سال 1927 ، فیلم هایی در مورد هوش مصنوعی خود را به عنوان داستان های احتیاط آمیز بدست آورده اند ، و از طریق یک لنز دیستوپی ، نگاه تندی به جهان می دهند. در طول دهه ها ، روبات ها مخاطبان را به اندازه مساوی متحیر ساخته و سرگرم کرده اند ، و با پیشرفت فناوری ، نویسندگان علمی تخیلی به ناچار رویای بزرگتری دیده اند و داستان های جذاب تری راجع به قدرت هوش مصنوعی بازگو می کنند.

از روبات های بدخواهانه گرفته تا ماکت های انسانی ، به نظر می رسد که بازنمودهای AI همیشه ترس های فرهنگی ما را منعکس می کنند. هوش مصنوعی ممکن است جامعه و صنعت سرگرمی خود را به جهتی جدید سوق دهد ، اما حداقل ، ما می توانیم درک احتمالات تخیل هوش مصنوعی ، از فیلم های مختلف در طول سال ها ، هم جریان اصلی و هم indie را بدست آوریم.

اصلیت

مدتها قبل از اینکه وسواس فنی ما را در دست گرفت ، کلان شهر ذهن ها را با جلوه های بصری و ارتفاعات هنری آن دوران فرو ریخت. این فیلم مدت هاست که به عنوان یک فیلم علمی تخیلی مورد توجه قرار گرفته و اولین تصویر شناخته شده AI را نشان می دهد. این در آینده ای آهسته و ناپایدار قرار دارد که ثروتمندان از آسمان خراش سلطنت می کنند ، در حالی که فقیر در این کشور بی خطر هستند و همه ماشینهای قدرت شهر را اداره می کنند. هوش مصنوعی شکل یک روبات انسان نما را به عنوان بخشی از یک قیام در میان کارگران طبقه پایین ایجاد می کند. با این حال ، این دستگاه به جای آن ، در سطح شهر از بین می رود ، و یکی از اولین تصاویر سینمایی “فناوری اشتباه” را نشان می دهد. حتی تا سال 1927 ، نگرش خاصی به فناوری وجود داشت و این اضطراب ها به آن منتقل شدند روزی که زمین هنوز ایستاده بود، 24 سال بعد آزاد شد کلان شهر

روبات ها در حال آمدن هستند: تاریخچه مختصری از هوش مصنوعی در فیلم
منبع: پاروفتام

که در روزی که زمین هنوز ایستاده بود، داستان داستانی حول یک بیگانه به نام Klaatu که از زمین بازدید می کند ، به همراه ربات نگهبانش Gort همراه می شود. آنها پیام مهمی را برای زمین به همراه می آورند که می تواند بقای سیاره را تعیین کند. روزی که زمین هنوز ایستاده بود در سال 1951 تحسین مهمی را دریافت کرد. میراث آن شهادت به قدرت ایده خود است و همچنان یک تفسیر عالی اجتماعی است که در زمان آغاز عصر اتمی هنگامی که فناوری خودش را به آگاهی عمومی رساند ، آزاد شد. گورت به عنوان یک نیروی مثبت در فیلم عمل می کند. او برخلاف تصورات مختلف هوش مصنوعی در سالهای بعد ، به عنوان یک هیولا تصویر نمی شود بلکه به عنوان محافظ به تصویر کشیده می شود.

هر کس با دانش در مورد این موضوع ، می داند که ترس از ماشین آلات در دست گرفتن بشریت ، به طور مداوم در علم علمی منعکس شده است. استنلی کوبریکرا 2001: یک ادیسه فضایی یکی از تصویرهای اصلی AI است. این فیلم داستان یک کامپیوتر سرکش را روایت می کند که هوشیاری به دست آورده و خودآگاه شده است و فضانوردان را روشن می کند و منجر به نبرد تا مرگ می شود. 2001: یک ادیسه فضایی یک بازیگر برای ژانر علمی تخیلی بود ، با مضامین ماشین های “خدای مانند” و تکامل انسانی ، و تکرار این پیام که ما به همان اندازه که فکر می کنیم بر خلاقیت خود کنترل نداریم. هال نوع جدیدی از موجودات فضایی بود و در طول تاریخ فرهنگ پاپ تحمل می شود.

The Uncanny Rise Of AI

تا دهه 1980 ، هوش مصنوعی کاملاً خود را وارد فرهنگ اصلی کرده بود. فراتر از فیلم های با بودجه بزرگ هالیوود ، فراز و نشیب فیلم های علمی تخیلی وجود داشت که به این معنی می دادند که انسان بودن چیست. یکی از اولین ها بود Blade Runner در سال 1982 ، با بازی با ستاره هریسون فورد به عنوان ریک دککار ، یک مأمور ویژه با ماموریت برای شکار یک گروه فراری از آندروئیدها ، معروف به همانندها. Spawning دنباله در سال 2017 ، اصلی Blade Runner شاهکار نئو نوآر بود که تصویری دلسوزانه از هوش مصنوعی ارائه می داد. این فیلم روبات ها را مانند ما ، با “احساسات انسانی” ، افکار و انگیزه ها نشان می دهد.

جیمز کامرون ایده ربات های پنهان شده به عنوان انسان را یک قدم جلوتر در کلاس علمی تخیلی خود گرفت نابودگر، که آرنولد شوارتزنگر را به عنوان یک قاتل سایبورگ نشان داد ، که به موقع فرستاده شده است تا سارا کانر را بکشد ، که پسرش روزی در آینده ای پسا آخرالزمانی با ماشین ها جنگ خواهد کرد. نابودگر دنیایی را به نمایش می گذارد که Skynet برای از بین بردن بشریت ارتش از ماشینهای انسان نما ساخته است. این بسیار ترسناک تر از AI است ، در مقایسه با Blade Runnerو این راه را برای نسل جدید فیلم های تاریک تر و جدی تر علمی تخیلی هموار کرد.

روبات ها در حال آمدن هستند: تاریخچه مختصری از هوش مصنوعی در فیلم ها
منبع: تصاویر Orion

همینطور که به 21 نزدیکتر شدیمخیابان قرن ، CGI و جلوه های ویژه پیچیده تر می شدند و به فیلمسازان فضای اضافی می دادند تا بینایی خود را به زندگی منتقل کنند. شاید، قابل بحث، ماتریکس یکی از بزرگترین و هنرمندانه ترین جاه طلبان فیلم هایی بود که از دهه 1990 بیرون آمد. این فیلم طلوع دوره جدیدی از جلوه های بصری را در حالی که مخاطبان را با مضامین عمیق فلسفی و نقش فناوری در زندگی روزمره ما به چالش می کشد. که در ماتریکسما دنیایی را نشان داده ایم که واقعیت آنطور که می دانیم در واقع یک تحریک مجازی است که توسط دستگاه هایی ساخته شده است که بشریت را به بردگی گرفته اند. ماتریکس مانند تمثیل بسیار سنگین برای ظهور فن آوری ، و تهدید AI تبدیل شدن به گونه های غالب ، دقیقاً مانند حق رای دادن نابودگر.

عصر جدید هوش مصنوعی

در سالهای اخیر ، بازار فیلم با شخصیت های ربات اشباع شده است ، طبیعتا این سؤال را مطرح می کند که آیا روزی در کنار ماشین های هوشمند زندگی خواهیم کرد یا خیر. فصل سوم Westworld یک کار قابل توجه برای نشان دادن آینده در جایی که زندگی افراد توسط هوش مصنوعی کنترل شود نشان می دهد. با این حال ، تاج برای اصلی ترین فیلم هوش مصنوعی مطمئناً باید برود سنبله جونزرا او ، یکی از با طراوت ترین فیلم های سال 2010. این داستان یک مرد تنهایی است که عاشق یک سیستم عامل حساس (آمریکایی) است ، که خودش را سامانتا می نامد ، ابراز می شود اسکارلت جوهانسون.

همچنین ببینید

WESTgeh (S3E7)
روبات ها در حال آمدن هستند: تاریخچه مختصری از هوش مصنوعی در فیلم ها
تصاویر برادران وارنر

او مرزهای ارتباط انسانی را بررسی می کند ، و بر خلاف موعظه در مورد خطرات فناوری ، تحریک فکری می کند. این فیلمی است درباره تنهایی ، فردیت و سهولت و راحتی سیستم عاملهای ما. در طرف مقابل از طیف است لارس کلوربرگسال 2019 بازی کودکان بازسازی این تصور مجدد از یک شرور وحشت نمادین است ، به عنوان یک طنز با شکوه تاریک و یک راه اندازی مجدد به خوبی برای نسل فعلی ما خدمت می کند. Chuckie جدید ، ابراز شده توسط مارک هامیل، یک عروسک ربات است ، که پس از برداشتن نشانه هایی از خشونت های اتفاقی که در دنیای اطراف خود مشاهده می کند ، به طلسم قتل می رود. در حالی که بازی کودکان در خارج از ژانر علمی تخیلی قرار می گیرد ، هنوز هم جالب توجه است ، اما بسیار وحشتناک است که یک خط خوب بین وحشت و کمدی قدم می زند.

نتیجه:

هیچ کس نمی داند که آینده برای AI چیست. یک چیز مطمئناً است؛ هوش مصنوعی به تکامل روی صفحه خود ادامه خواهد داد و به مخاطبان امکانهای جدید فن آوری را نشان می دهد که زمانی غیرقابل تصور بودند. در حالی که ماشینهای احساساتی (امیدوارم) از بین بروند ، این فیلمها تصاویر باورنکردنی و گاه ترسناکی از ارتباط ما با فناوری می کشند. به طور کلی ، این فیلم ها به ما یادآوری می کنند که فن آوری ها – صرف نظر از اینکه چه نقص و چه برنامه نگارانه ای ممکن است داشته باشند – یک آفرینش انسانی هستند. همانطور که Tyrell می گوید در Blade Runner ، “شما ساخته شد و همچنین ما می توانیم شما را …”

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استنلی کوبریک فیلم ها پرس و جو فیلم را رتبه بندی کرد

استنلی کوبریک به طور گسترده ای به عنوان یکی از بزرگترین کارگردانان تمام دوران شناخته می شود ، و به درستی چنین است. سبک دقیق او به طور مداوم مخاطبان را غافلگیر می کرد و او هرگز از فراتر از انتظارات نمی ترسید. او همیشه ایده های بی نظیری را در فیلم های خود به ارمغان آورد و در طول حرفه نزدیک به 50 سال طولانی در صنعت ، بارها و بارها مرزهای منظر سینمایی را تحت فشار قرار داد. بدون تردید او متناسب با هر جنبه ای از تعریف “auteur” است ، از چنین قدرتی در زمینه کار خود پرده برداری می کند و دنیایی همهجانبه و متعالی ایجاد می کند تا شخصیت هایش بتوانند ساکن شوند (و معمولاً از درون زندگی می کنند). به عنوان چهلممین سالگرد درخشان فکر می کنم بسیار ارزشمند است که فیلمبرداری کارگردان را از ابتدا تا انتها طی کنید و تمام نسخه های تئاتر و فیلم های کوتاه وی را به ترتیب اکران تماشا کنید. به جای این سفر سینمایی که من انجام دادم ، برای لذت خواندن شما رتبه ای از آثار تئاتر مرموز کارگردان را تهیه کردم.

13. ترس و هوس (1953)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: Kino Lorber

کوبریکاولین کارگردانی با ویژگی های بلند ترس و هوس نسبتاً معروف است به عنوان شخصی که او سالها سعی در مخفی نگه داشتن مخاطبان داشت و به دلایل خوبی. اگرچه فیلم در تمام سطوح یک شکست کامل نیست ، اما از ارزش تولید آماتور و فیلمنامه ضعیف مشخص است که کمترین تحسین برانگیز از همه آثار کارگردان مشهور در حال حاضر است. تیم پشت پرده فیلم نسبتاً كوچك بود و به بازیگران نیز كاری زیادی برای كار كردند ، اما دست كم جهت گیری تا حدودی خودباخته است و سینماگرافی به اندازه كافی خوب است كه بتواند به نكات نگاه كند. به طور کلی ، آیا آن را بسیار به یاد ماندنی می توان در مقایسه با شاهکارهای فوق العاده دانست کوبریک در سالهای بعدی خود به موفقیت رسید؟ نه در واقع ، اما به عنوان یک قطعه مهم از تاریخ کارگردان ، این یک سرمایه گذاری جالب است که در راه موفقیت وی در این خط بسیار مهم بود.

12. بوسه قاتل (1955)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: هنرمندان متحد

کوبریکدومین دوره نمایش بلند مدت از ویژگی های پاشنه شکست خورده است ترس و هوساما این یک رکود اقتصادی نبود. بوسه قاتل بیشتر به دلیل روایت جذاب و نوشته های تند عمل می کند ، و با اینکه تقریبا جالبه ترین فیلمنامه کارگردان نیست ، اما به لطف تعهد جدی به شخصیت ها و داستان آن کار می کند. کوتاه است ، اما به ندرت احساس عجله می شود ، و توالی نهایی اوج فوق العاده سرگرم کننده است. واقعیت این است که حتی بیشتر چشمگیر است کوبریک علاوه بر کارگردانی و نوشتن داستان ، این ویژگی را ضبط و ویرایش کرد. بوسه قاتل نمونه اولیه آن بود کوبریکاستعدادهای زیادی در پشت دوربین وجود دارد ، و گرچه مطمئناً به عنوان کارهای بعدی او به یاد نمی آورد ، می توان ادعا کرد که سزاوار آن است که بیشتر از آنچه هست ، قدردانی کند.

11. اسپارتاکوس (1960)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: تصاویر جهانی

اسپارتاکوسطبق استانداردهای عادی ، فیلمی مناسب و معقول است ، اما کوبریک استاندارد ، کاملاً وحشتناک است معروف است که به عنوان تنها فیلم شناخته می شود کوبریک کارگردانی کرد که وی کنترل کامل کارگردانی را نداشته و حتی بعداً اعتراف کرد که فکر می کند فیلمنامه “بسیار گنگ” است و “بندرت به آنچه در مورد اسپارتاکوس شناخته شده است” وفادار است. این فیلم به طور غیر ضروری طولانی و کشیده شده است و یک حماسه سینمایی را خراب می کند و باعث می شود که از یک محور مطلق برای عبور از آن استفاده کند. لحظات بسیار خوبی دارد که در سراسر آن پراکنده است ، اما زمان اجرای 197 دقیقه احساس درد ناپذیر و بی معنی می شود. سکانس های اکشن عالی هستند و خود فیلم اغلب برای دیدن بسیار زیبا است ، اما اسپارتاکوس به طور عمده به عنوان تقسیم کننده بین عمل می کند کوبریکفیلم نامه. پس از این ، او جایی برای رفتن ندارد اما بالا می رود.

10. کشتار (1956)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: هنرمندان متحد

کوبریک پیگیری بوسه قاتل با یک هیجان مستقیم سر راست که یکی از سرگرم کننده ترین آثار او باقی مانده است. این یک ویژگی نویر هیجان است که بیننده را با پیچ و تاب های بی شمار خود سرمایه گذاری می کند ، همه این موارد ساده و در عین حال مؤثر است. کوبریککارهای اولیه همیشه کمتر از کارهای نهایی هنری بی عیب و نقص او به یاد می آیند ، اما با کمال تعجب تعجب آور است که این فیلم چقدر مورد استقبال قرار گرفته است. این نقطه جایی است که کوبریکسبک زندگی او واقعاً شکل گرفت ، جهت سیال او مطابق با تعهد به روایت فصیح است. شخصیت های فیلم غیرقابل انکار غیرقابل توصیف هستند کوبریک تا به حال نوشت ، اما بازیگران هنوز یک کاریزمای بی نظیر را به روی پرده سینما می آورند. فیلمنامه خیلی به آن پرتاب شده است و همه چیز به چشم نمی خورد ، اما هنوز هم سرگرم کننده است و در مقایسه با سایر فیلم های نوآر مانند آن ، بسیار تازه و اصیل احساس می کند.

9. مسیرهای افتخار (1957)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: مترو-گلدنوین-مایر

کوبریکاولین همکاری با کرک داگلاس، مسیرهای افتخار بازیگر کلاسیک هالیوود را به عنوان یک افسر فرمانده پیاده نظام که داوطلب دفاع از جان سه سرباز است که از شرکت در یک مأموریت انتحاری امتناع می کنند ، ستاره می کند. فیلم تقریباً کامل و تمام علائم تجاری را در بر می گیرد کوبریکبه زودی فیلم های مشهور می شوند: گفتگوی تیز ، اجرای قدرتمند ، جلوه های عملی چشمگیر و لحظه های تأثیر عاطفی سخت. یکی از آن باقی مانده است کوبریکقدرتمندترین فیلم ها ، داستانی واقعاً غم انگیز از شخصیت هایی که در نتیجه رهبرانشان با مرگ خاصی روبرو هستند و در نتیجه رهبرانشان تصمیم می گیرند که آنها را چیزی غیر از یکبار مصرف ببینند. این یک تصویر جاه طلب و سنگین از وحشت های جنگ سنگر و فراتر از آن ، و یکی از واقعی ترین فیلم های جنگی است که تا کنون به نمایش در آمده است. با این حال ، این فیلم به دوز بشریت نیز تزریق شده است ، مانند فیلم هایی که می توانند مطابقت داشته باشند ، و لحظه های پایانی آن به یاد ماندنی ترین در کوبریکفیلم نامه.

8. لولیتا (1962)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: مترو-گلدنوین-مایر

اواخر کار خود را ، کوبریک در مورد فیلمش در سال 1962 اظهار داشت لولیتا (بر اساس ولادیمیر نابوکوف رمان با همین نام) که اگر او از شدت نبردهای سانسور فیلم می دانست ، “احتمالاً او فیلم را تهیه نکرده است.” حتی علی رغم پشیمانی وی در مورد روند تولید پس از تولید ، فیلم وضوح غیرقابل انکار را در اینجا می بیند. سازگار بودن نابوکوفکتاب بحث برانگیز همیشه اثبات کار سختی بود ، اما کوبریک تصمیم درستی برای قرار دادن پایان کتاب در ابتدای فیلم گرفت و با اضافه کردن یک لایه دیگر از فتنه به راز پیرامون روایت. بسیار خوب پیش می رود (دو ساعت و نیم درست پرواز می کنید) ، با جیمز میسون و سو لیون ارائه اجراهای عالی و اسوالد موریسcin سینمایی زیبا اضافه کردن یک لهستانی زیبا به مشخصات فنی فیلم. یکی از کوبریکتا به امروز کمترین فیلمهای مورد استقبال قرار گرفته اند.

7. دکتر Strangelove یا: چگونه یاد گرفتم که نگران نباشید و بمب را دوست دارم (1964)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: Columbia Pictures

کوبریکویژگی 1964 دکتر Strangelove یا: چگونه یاد گرفتم که نگران نباشم و بمب را دوست دارم یک طنز درخشان جنگ سرد است که بیش از پنجاه سال از انتشار آن هنوز اثری خنده دار و اندیشمند باقی مانده است. وی که با برخورداری از مفهوم نابودی تضمین شده متقابل با شوخ طبعی تند و تبادل نظرهای درخشان و درخشان ، به وضوح زمان زندگی خود را با نقد وضعیت امور سیاسی به گونه‌ای که هرگز احساس کمبود و پوسیدگی ندارد. میراث فیلم حتی چشمگیرتر است و اینکه چگونه می توان آن را در برابر پس زمینه سیاسی فعلی ما قرار داد ، به شکلی که دیگران نمی توانند. البته اوضاع واقعی این است که پیتر فروشندگان، که سه نمایش کامل را ارائه می دهد که هر کدام به سمت موفقیت متفاوت داستان فیلم هستند. این فیلم فوق العاده مهم است ، نقطه عطفی در طنز سیاسی و نقطه عطف واقعی برای کارگردان است.

6. درخشش (1980)

استنلی کوبریک فیلم ها رتبه بندی کرد
منبع: تصاویر برادران وارنر

کوبریکadapt 1980 اقتباس از استفان کینگرمان 1977 درخشان به طور گسترده یکی از محبوب ترین فیلم های کارگردان در نظر گرفته می شود (در غیر اینصورت محبوب ترین) ، اما پادشاه مدتهاست که این فیلم را اقتباسی متوسط ​​از کارهای خود می داند. بااینکه پادشاهشکایات مربوط به شکایت Jack Torrance (جک نیکلسون) شخصیت پردازی مطمئناً معتبر است ، اما رد تأثیر آن دشوار است کوبریکدید در مورد حوزه فعلی سینما بوده است. این که آیا این یک طراحی تولید برجسته ، اجراهای باورنکردنی است ، نمره حیرت آور است وندی کارلوس، یا ترس کامل به روده از اینکه روایت بیننده را به درون خود بپیوندد (خصوصاً در نیم ساعت پایانی وحشتناک آن) ، عشق زیادی به این کاوش در نزول یک انسان به جنون وجود دارد … اما آیا او واقعاً عاقلانه بود تا این کار را آغاز کند. ؟ نیازی به گفتن نیست ، مضامین مطرح شده در اینجا زمینه جدیدی را برای ژانر ایجاد کرد و فیلم آزمایش زمان به عنوان یکی از وحشتناک ترین فیلم های ترسناک ساخته شده است.

5. کت فلزی کامل (1987)

منبع: تصاویر برادران وارنر

کوبریکمجموعه جنگی ویتنام را آزار دهنده می کند ژاکت فلزی کامل یک شاهکار جسورانه و جاه طلب است. این فیلم به دو نیمه متمایز تقسیم می شود (هر یک به همان اندازه با دیگری چنگ می زند) ، این فیلم از یک خصوصی نظامی پیروی می کند (متیو مودین) که شاهد تأثیر جنگ بر سربازانش از تمرینات وحشیانه اردوگاه بوت ، گرفته تا درگیری آنها در نبرد هوچ است. ر لی ارمیسرگرد هارتمن تفننی یکی از وحشتناک ترین شخصیت هایی است که تا کنون به پرده سینماها لطف کرده است ، نمایش کاملی از وحشیگری جنگ و طبیعت نابخردانه ، به ویژه هنگامی که در نگاه خصوصی پیل (وینسنت D’Onofrio، در یک عملکرد غم انگیز و آسیب پذیر). هر دو نیمه فیلم در نوع خود بی نظیر هستند و حتی اگر دوم در مقایسه با سلف خود کمی بکشید ، کوبریک سرانجام در تلاشش برای نشان دادن تأثیرات جنگ بر روان روان سربازان در هر دو موفقیت موفق بود. ژاکت فلزی کامل همچنان یکی از فجیع ترین فیلم های پنجاه سال گذشته است ، بیانیه ای وحشتناک درباره واقعیت های سخت جنگ.

4. باری لیندون (1975)

منبع: تصاویر برادران وارنر

باری لیندون در اصل یک افسانه قرن هجدهم است. ترسیم داستان مرد ایرلندی به نام ردموند باری (با بازی توسط کمال) Ryan O’Neal) ، داستان به دنبال باری در طی چندین دهه از آغاز فروتنانه اش به عنوان یک سرکش جوان برای سرانجام پس از ازدواج با یک بیوه ثروتمند ، یک موقعیت اشرافی را به دست می آورد. حتی اگر این فیلم بیش از سه ساعت طولانی داشته باشد ، از نظر زمان اجرای آن احساس نمی شود بیش از اندازه ترسیم یا تظاهر کنید. این قدم زدن به طور کامل مورد استفاده قرار می گیرد و بیننده را در یک سفر فراموش نشدنی از طریق کشورهای مختلف ، جنگ ها و روابطی قرار می دهد که باری با گذشت زمان توسعه می یابد. جان آلکاتسینماگرافی غیرقابل انکار بعنوان بزرگترین زمانه است ، و هر جزیی از زیبایی از مناظر و لباس ها را با ظرافت و زیبایی بی نظیر ثبت می کند. باری لیندون غیرقابل انکار یکی از کوبریکبزرگترین دستاوردها در هر دو سطح فنی و روایی ، شاهکاری در تمام جبهه ها و نگاهی عاطفی به جهانی و شخصیت هایی است که بیننده با وجود نقص های بی شمار خود می تواند با آنها ارتباط برقرار کند.

3. 2001: یک ادیسه فضایی (1968)

منبع: تصاویر برادران وارنر

به عنوان کسی که همه را دیده است کوبریککاری که احتمالاً می توان فرض کرد ، رتبه بندی اواخر فیلم های او بسیار دشوار است. همه این شاهکارها به نوبه خود ، پیشرفت های حاشیه ای در داستان پردازی روایت و ساختار سینمایی هستند که نقطه عطفی برای رسانه فیلم در نیمه قرن بیستم بود. 2001: یک ادیسه فضایی به آسانی بهترین و درخشان ترین نمونه داستان پردازی ناب و بی نظیر است ، حماسه ای پر جنب و جوش که هرگز در انجام کاری که انجام می دهد ناکام است. این بیننده را با عظمت فراگیر و بی همتای داستان های علمی تخیلی مدرن متعهد می سازد و بر خلاف دیگر تجربه های متعالی را ارائه می دهد. نه تنها برای زمان خود بسیار خلاقانه بود ، بلکه بسیاری از تلاشهای اخیر برای تکرار قدرت آن بیهوده بوده است ، زیرا هیچ چیز نمی تواند شمعی را برای این کار دست نگه دارد. شاید من شخصاً کمی مغرض باشم زیرا اولین تماشای من در IMAX بود ، اما زمان اجرا کاملاً سزاوار است و سرعت فیلم به طرز خارق العاده ای روان پیش می رود. تا به امروز ، یک فیلم واحد مانند وجود ندارد 2001: یک ادیسه فضایی. این واقعاً یک اثر هنری بی عیب و نقص در هر سطح ممکن است ، از نظر روایی و فنی.

همچنین ببینید

CUBBY: آمدن فیلم عجیب و غریب در روایت گم می شود

2. نارنجی ساعت (1971)

منبع: تصاویر برادران وارنر

کوبریک پیگیری 2001 با ساعت نارنجی، اقتباسی از آنتونی بورگسnovel رمان جنجالی سال 1962 با همین نام. در طول حرفه فیلمسازی ، کوبریک با رهنمودهای سانسور با نبردهای زیادی روبرو شد ، اما نبرد او پایان یافت ساعت نارنجی شاید بدترین از همه آنها بوده است. در ابتدا به رتبه X در ایالات متحده داده شد ، و بعداً توسط آن پس گرفته شد کوبریک در انگلیس پس از چندین پرونده جنایی ، این فیلم الهام بخش آنها بود. با وجود این اتفاقات ، کوبریکبینش خارق العاده دیستوپی به عنوان یک شاهکار سورئال مطرح می شود که ماهیت انتخاب انسان را زیر سؤال می برد ، و اینکه آیا از بین بردن کسی از حق خود برای انتخاب بین خوب و بد غیر اخلاقی است. شخصیت الکس (با تمام جذابیت های مخرب ممکن است توسط یک ایده آل ممکن شود) مالکوم مکدول) یکی از شرورهای بزرگ سینماست ، یک ادغام پیروزمندانه شر شر خالص است که بیننده در نیمه دوم قبل از “درمان” از او احساس همدردی کرده و در آخر به راههای قدیمی خود باز می گردد. این یک گواهی است برای کوبریکقدرت قصه گویی و تعهد بی قید و شرط وی در ایجاد مخاطب کاملاً غرق در دنیاها و شخصیت های او.

1. چشم گشاد گسترده (1999)

منبع: تصاویر برادران وارنر

چشم های گسترده، کوبریکآخرین عرضه سینمایی قبل از مرگ وی ، پس از آزادی اولیه ، پذیرای مختلط (علیرغم اینکه مورد توجه قرار گرفته بود) داده شد کوبریک او بهترین کار خود را دارد) اما از آن زمان به بعد در بیست سال پس از آن به تحسین شایسته تری رسیده است. اقتباس از آرتور شنیتلررا Traumnovelle، فیلم یک دکتر را دنبال می کند (تام کروز) که پس از همسرش به یک سفر شبانه اکتشاف اخلاقی می پردازد (نیکول کیدمن) راز دردناکی را برای او آشکار می کند. کوبریک اوایل دهه 1900 وین را برای دهه 1990 در شهر نیویورک بی وقفه تغییر داد و منظره یك چشم انداز این شهر را به یك عالم سیاه و تاریك تبدیل كرد و اظهاراتی در مورد تقسیم كلاس ها در این فرآیند بیان كرد. این موضوع همچنین موضوع ازدواج و رازداری را متعادل می کند ، همانطور که مشهود است کوبریکراه پیروی از مکالمه های رهبری وی در مورد رویاها و خیالات آنها ، در نهایت امیدوار است که به بیننده منتقل کند که شاید رازها به بهترین وجه کشف نشده اند. این فیلم بدون شک احساس می کند که اوج همه کارهای قبلی کوبریک است ، یک تحریک هنری بزرگ که به نظر می رسد تقریباً فیلم نهایی او بود ، اما حداقل کوبریک با قوی ترین یادداشت ممکن خود بیرون رفت.

بهترین فیلم استنلی کوبریک را چه می دانید؟ در نظرات به ما اطلاع دهید.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!