DEVS S1E8: فینال تلگرام نمایش در یک برنامه متناسب پایان می یابد

اگر به یاد بیاورید قسمت آخر دلپذیر بود. لیندون (Cailee Spaenyجیمی (جین ها) توسط کنتون کشته شد (زاخ گرنیهقبل از اینکه خود کانتون توسط پیت کشته شود (جفرسون هال) ، که متعاقباً خود را جاسوسی روسی نشان داد. جنگل (نیک Offerman) و کیتی (آلیسون قرص) منتظر پایان روزهای انتظار و بالاخره لیلی (سونویا میزونو) برای آخرین بار به Devs می رسد و سرنوشت او را می پذیرد. بیایید ببینیم که چگونه این همه به پایان می رسد!

آمدن دوم

به طور معمول دیوها مد ، قسمت 8 با روزی گیج کننده شروع می شود. برای این یکی ، ما استوارت را می شنویم (استفان مک کینلی هندرسون) صدا در حال خواندن شعر “دومین آمدن” از ویلیام باتلر یاتس ، همه در حالی که هر یک از شخصیت های ما را در چراغ چشمک زرد چشمگیر ساختمان Devs قاب بندی شده است. سرانجام ، ما می بینیم که لیلی خودش در محل استقرار حاضر شده است. او چه خواهد یافت؟

منبع: FX

لیلی وارد ساختمان Devs می شود ، قبل از اینکه وارد اتاق پروژکتور شود ، جایی که جنگل بی سر و صدا در انتظار است ، کمی سرگردان است. او کمی بیشتر با او درباره جبرگرایی که دیوو نشان می دهد ، توضیح می دهد و توضیح می دهد ، هرچند لیلی ناراحت است ، هر آنچه که اتفاق افتاد مهم نیست که چه اتفاقی می افتد. فارست همچنین از طریق داده های Devs توضیح می دهد که دخترش زنده است.

لیلی سپس می خواهد ببیند که برای پایان دادن به زمان پیش بینی Devs چه می کند. آنها با هم تماشا می کنند: در عرض چند دقیقه ، لیلی با اسلحه به سمت اتاق پروژکسیون به سمت سر جنگل بیرون می رود. آنها به سکوی قابل حمل بین بخش بیرونی و مرکز ساختمان می روند ، جایی که سپس جنگل لیل را طعنه می زند و ادعا می کند که او به اصطلاح “مسیح” قیام خواهد کرد. او او را شلیک می کند ، که مهر و موم خلاء سکو را نیز شکسته و او را به اعماق زیر فرو می برد. پس از خزیدن چند لحظه در اتاق ، او درگذشت. خوب ، این شدید بود!

ما در اتاق طرح هستیم. به نظر می رسد لیلی سرنوشت خود را پذیرفته است ، در حالی که فارست معنای واقعی Devs را به او می گوید: “v” در واقع یک عدد رومی است ، بنابراین این پروژه در واقع “Deus” نام دارد که به یک خدایان اشاره دارد. این خیلی چیزارو توضیح میده! لیلی سپس ادعا کرد که وقت آنها تمام شده است و آنها به همان صحنه ای که اخیراً شاهد آن بودیم می روند. اما وقتی درهای سکوی بسته می شوند ، لیلی در عوض اسلحه را به خارج از درهای بسته می اندازد و ادعا می کند “ما سیستم شما را رها کرده ایم.” با این حال ، در حدود نیم راه ، Stewart دکمه اضطراری را فشار می دهد ، و این دو هنوز هم در حال مرگ در طبقه زیر هستند.

کیتی از استوارت می پرسد که چرا آنچه انجام داد ، را انجام داد و گفت که کسی مجبور است جلوی آنها را بگیرد ، و این “از پیش تعیین شده” است. و بعد چیزها واقعا عجیب می شوند سپس کیتی با صفحه نمایش طرح ریزی با فارست صحبت می کند و ادعا می کند دلیل پایان یافتن Devs به این دلیل است که لیلی واقعاً انتخابی کرده است. او سپس ناپدید می شود ، قبل از آنکه لیلی را در اتاق او ببینیم و کسی غیر از سرگئی (کارل گلسمان) ، آنها برای کار با هم در آمایا سفر می کنند.

منبع: FX

لیلی با جدی گرفتن Deja vu ، می داند که او قبلاً این همه را پشت سر گذاشته بود. پس از تلاش برای سرگئی برای نشان دادن برنامه سودوکو که از وی برای برقراری ارتباط با روسها استفاده می کند ، به ساختمان Devs می رود. در آنجا ، وی با فارست صحبت می کند ، که به نظر می رسد تنها کسی است که می داند چه اتفاقی می افتد. فارست توضیح می دهد که آنها در شبیه سازی Deus قرار دارند و در واقع بهشت ​​هستند حتی اگر از نظر فنی مردند. کیتی در حال شبیه سازی آنها است ، و درمورد قسمت قبلی با سناتور گفتگو کرده است که وی برای ادامه این کار نیاز به کمک دارد. قسمت / سریال با ملاقات لیلی با جیمی به پایان می رسد. آنها در آغوش می گیرند و صفحه پایان عنوان روشن می شود ، این بار نمایش “Deus”.

نکات برجسته و مشاهدات

-خب مطمئناً غیر منتظره بود! هنگامی که شاهد پایان فرضیه جنگل و لیلی بودیم ، فقط چند دقیقه از قسمت گذشته ، قبل از شروع مستقیم آن ، می دانستم که باید چیز دیگری وجود داشته باشد ، زیرا قسمت فقط نیمی از پایان آن بود. بنابراین دو نیمه اپیزود لحن های متضادی دارند: یکی تاریک و ترسناک ، در حالی که باقی مانده امیدوار. این ترکیب خوبی است.

– این نمایش به طور مداوم از شعر استفاده کرده است ، در اینجا “دومین آمدن” از ویلیام باتلر یاتس را انتخاب کرده است. این به طور واضح یک شعر مناسب برای استفاده در آغاز قسمت است ، زیرا آنچه را که می آید پیش بینی می کند: که در حقیقت ، نوبت دوم خواهد بود ، یک پیام متشکل از همه. گرچه قسمت غیرمنتظره این است که ما فکر می کردیم که آن را به جنگل ، مسیحای خودخوانده (که حتی با موهای بلند و ریش بلندش به مسیح شباهت دارد) اشاره کرد ، اما ما تا آخر می دانیم که در واقع لیلی است. . از این گذشته ، خود شعر دارای یک مفهوم تاریک با آن است ، در حالی که نتیجه گیری اپیزود امیدوارتر است. این خط ممکن است به بهترین شکل خلاصه شود ، اگرچه:

بهترین ها فاقد همه اعتقادات هستند ، در حالی که بدترین

پر از شدت شور است.

در این خط ، لیلی را می توان به عنوان سابق ، و دومی جنگل مشاهده کرد. شاید تنها مسیحیان واقعی بین ما کسانی باشند که خودشان ادعا نمی کنند.

-فکر من در مورد انتخاب لیلی: من امیدوار بودم که پایان فرض پیش بینی چیزی با انجام کارهای متفاوت لیلی داشته باشد. از این گذشته ، اگر می بینید که اقدامات شما به چه مواردی منجر شده است ، آیا امکان تغییر آن دوره وجود ندارد؟ ظاهرا ، فقط در مورد شخصی مانند لیلی ، که دارای قدرت اراده آزاد است ، و او “Deus” عنوان می شود. او در اصل از فن آوری پیش بینی آینده Devs متأسف است ، Deus را متأسف می کند و در عوض آن را به مکانی تبدیل می کند که داده ها در آن وجود داشته باشد و مردم بتوانند در داخل شبیه سازی ها زندگی کنند. این برای من مثل بهشت ​​به نظر می رسد ، اینطور نیست؟ همچنین باعث می شود که من به قسمت San Junipero Black Mirror فکر کنم ، جایی که همان نوع شبیه سازی پس از مرگ وجود دارد.

-بازیگری در دیوها پیوسته یکی از قویترین ویژگی های آن بود. در اینجا قسمت به وضوح متعلق است سونویا میزونو و نیک Offerman. از تعویض زیاد آنها در اتاق طرح Devs گرفته تا دلهره در درون سکوی معلق ، تا مکالمه صمیمانه آنها ، آنها به طور مداوم برخی از بهترین لحظات بازیگری خود را به فینال می رسانند. به طور کلی ، بازیگران در طول سریال کارهای خوبی انجام دادند.

– تصمیم به فاش کردن “Devs” به عنوان “Deus” در قسمت آخر بسیار هوشمندانه بود ، به خصوص در لحظه آخر که آن را به نام صحیح نمایش می داد. با توجه به پتانسیل تکنولوژی آن ، همیشه Devs برای من کمی خاموش بود ، بنابراین خوب است بدانید که در واقع این همه به معنای خدایان بود ، زیرا آنها در حال بازی با خدا بودند.

بحث بحث درباره اراده آزاد و جبرگرایی از نظر موضوعی یکی از برجسته ترین آنها بود. مطابق این نمایش ، اراده آزاد در بیشتر قسمت ها ممکن نیست ، اما با این وجود دائماً این ایده را زیر سوال می برد و در این قسمت به پیچ و خم نهایی می رسد که لیلی تصمیم می گیرد که جنگل را نکشد. بنابراین ، چه چیزی ما را قادر به اراده آزاد می کند – آیا فقط معدودی در بین ما هستند که می توانند سرنوشت آنها را تغییر دهند ، و بقیه ما فقط در شبیه سازی های از پیش تعیین شده گیر افتاده ایم؟ من فکر می کنم ما هرگز نمی دانیم.

منبع: FX

الکس گارلند همیشه به هوش مصنوعی و فناوری علاقه داشته است ، که در فیلم گذشته اش دیده شده است ماشین سابقو در اینجا او این ایده را بیشتر مورد استفاده قرار می دهد ، و این ایده را طرح می کند که شاید اگر زندگی ما را چیزی غیر از شبیه سازی رایانه بدانیم ممکن است ما نیز به یک فناوری خودآگاه تبدیل شویم ، و شاید روزی بتوانیم در داده هایی مانند آنها در Deus زندگی کنیم. . این دور از یک ایده اصلی است ، اما در متن نمایش به خوبی کار می کند.

-این نمایش همچنین باعث شد که من درباره کتاب کشتارگاه-پنج اثر کورت وونگوت فکر کنم. در این میان ، یکی از مهمترین نکته این است که هیچ کس واقعاً از بین نرفته است زیرا در یک مقطع زمانی ، آنها وجود داشته اند. در Deus ، به نظر می رسد که یکسان است ، حتی قبل از اینکه آنها توانایی زندگی افرادی را داشته باشند که در واقع در شبیه سازی ها زندگی می کنند.

در پایان ، به نظر می رسد که جنگل واقعاً دخترش را به عقب برگرداند ، اگرچه شاید به روشی که او انتظار داشت نیست. این برای او یک پایان مناسب است ، زیرا او می داند که این یک پروژکتور است ، و احتمالاً آنچه را که او با توجه به آنچه در متن نمایش انجام داده است لیاقتش را داشته است.

سوالات

من از آنجا که این قسمت آخر است ، سوالات زیادی ندارم ، اما در اینجا می آید:

-چرا استوارت انتخابی را که انجام داده انتخاب کرد؟ آیا او می دانست که این امر باعث می شود که کیتی بتواند فارست و لیلی را در یک شبیه سازی قرار دهد ، یا او در عوض فقط به خاطر امکانات نامطلوب برنامه Devs سعی در کشتن جنگل داشت ، به نوعی بازگرداندن مرگ لیندون نیز؟

همچنین ببینید

من می بینم: فیلمی با پیچ و تاب یا دو - یا سه

-آیا ممکن است در واقع کسی که فوت کرده است را در یک شبیه سازی قرار داده و آن را بسازد تا بتواند برای همیشه زندگی کند؟ آیا Deus فقط بهشت ​​را خلق کرد؟

-آیا این همان چیزی است که نظریه ی بسیاری از جهان در متن نمایش می تواند به آن اشاره کند ، به این ترتیب که هیچ کس نمی تواند مرگ خود را تجربه کند زیرا در یک شبیه سازی می توانند برای همیشه زندگی کنند؟

-اگر لیلی انتخاب نکرده است که در پایان جنگل را نکشد ، آیا زندگی در یک شبیه سازی غیرممکن بود؟

-با لیلی و جیمی چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا جیمی به نوعی می داند چه چیزی تغییر کرده است؟

-و شاید مهمترین سوال از همه: آیا همه ما فقط در شبیه سازی های خودمان زندگی می کنیم؟ چگونه می توانیم واقعاً بدانیم؟

نتیجه

این برای قسمت آخر است دیوها! چه نمایش خوبی از همه چیز در نظر گرفته شده است؛ اگرچه اوج و بلندی های خود را داشت اما با برخی از شخصیت های ریز نوشت و تماشایی ، به طور مداوم سرگرم کننده و فکری بود. این نظریه من را بیشتر تأیید می کند الکس گارلند یکی از بهترین صدای ما در آنجاست من مشتاقانه منتظر آنچه او با آینده می آید.

نظر شما در مورد فینال چیست دیوها؟ آیا شما به طور کلی طرفدار سریال هستید؟

Devs را می توان در کل خود در Hulu پخش کرد.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

DEVS S1E7: اکنون در Endgame هستیم

همانطور که ممکن است به یاد بیاورید ، هفته گذشته از دیوها کندتر بود ، بیشتر انتظار برای ساخت و ساز برای دو فصل آب و هوایی. زنبق (سونویا میزونو) و جیمی (جین ها) قسمت اعظم را در جنگل گذراند (نیک Offerman) ، جایی که لیلی در مورد پایان زمانها با کیتی (آلیسون قرص) و جیمی با فارست فریبی بازی کرد. وقتی آنها رفتند ، هیچ کس غیر از کنتون (زاخ گرنیه) دنبالشون بود بگذار ببینیم چه اتفاقی می افتد!

چه اتفاقی می افتد؟

شروع قسمت 7 از دیوها شاید عجیب ترین هنوز نباشد. ما ابتدا خط را می شنویم “کبودی را باز کنید ، و بگذارید مقداری از خون کبودی بیرون بیاید تا آنها را نشان دهد” ، و به دنبال آن صداهای تنفسی تمیز دیده می شود. و افق سان فرانسیسکو. با شروع صفحه عنوان ، خطوط باز با چنان سرعتی تکرار می شود که این یک کاکوفونی برای تلفن های موبایل است. خوب خوب پس!

DEVS S1E7: اکنون در Endgame هستیم
منبع: FX

سپس می بینیم لیلی و جیمی از شب با هم بیدار می شوند. لیلی به او می گوید که این امر را “عادی” جلوه دهد ، و دو نفر وانمود می کنند در مورد کارهایی که زوج می کنند ، بحث می کنند. این یک لحظه زیبا است بعد از این ، کیتی را در خانه جنگلی می بینیم. در یک پروژکتور شبیه به چند قسمت قبل ، او اثری از آمایا ، دختر جنگل را می بیند که در اتاق بازی می کند.

صحنه بعدی استوارت را می یابد (استفان مک کینلی هندرسون) در اتاق طرح Devs به همراه برخی از کارمندان. آنها قبل از اینکه استوارت آن را به آینده تبدیل کند ، از یک میلیارد سال پیش به زمین خیره شده اند. خدمه Devs ناراحت هستند ، زیرا قبل از تکرار آنها خود را در پیش بینی مشاهده می کنند. پاسخ استوارت: “این جعبه شامل همه چیز است”.

فارست و کیتی سپس برای روز آماده می شوند ، که به نظر می رسد آنها از طریق قلب می دانند ، از جمله لیندون (Cailee Spaeny) منتظر ماشین کیتی هستید و می خواهید گپ بزنید. این دو به یک سد محلی می روند. در همین حال ، لیلی با جیمی در مورد آنچه گروه Devs پیش بینی کرده است بحث می کند: که او به نوعی در آن شب به Devs می آید. او مصمم است كه برنامه های خود را تنها با انجام ندادن متوقف كند. من فکر می کنم ممکن است اتفاقی بیفتد که او را تحریک کند.

در سد ، لیندون در اصل با کیتی بحث می کند که می خواهد شغل خود را برگرداند. او ابتدا باید کاری جسورانه انجام دهد: صعود از راه آهن سد و اعتماد به ایمان خود به نظریه های بسیاری از جهان که او سقوط نخواهد کرد. در یک سری از بازه های زمانی ، ما می بینیم که نسخه های لیندون به طور مکرر در حال سقوط است ، تا زمانی که فقط کیتی باقی بماند ، که به آرامی راه می رود. این یک ویرانی ویرانگر یکی از شخصیت های اصلی نمایش است.

در بازگشت به لیلی ، او همچنان با جیمی خانه بازی می کند. با این حال ، کنتون در بیرون از آپارتمان خود کمین می کند. او می شکند ، قبل از حمله و تلاش برای خفه کردن لیلی در اتاق بعدی ، سریع جیمی را به قتل رساند و به قتل رساند. تقریباً به نظر می رسد مانند پایان ، اما پس از آن هیچ کس به غیر از پیت هوازی (جفرسون هال) برای صرفه جویی در روز می آید ، کنتون را هنگام محاسبه روسی خفه می کند. خوبی به کنتون ، اما چه غم انگیز برای جیمی!

پیت سپس خود را به عنوان مأمور روسی معرفی می کند که برای محافظت از سرگئی استخدام شده است. او به لیلی می گوید که تصمیم گرفت پسرش را نجات دهد حتی اگر این بخشی از کارش نبود و او باید یا به سیا گفت آنچه اتفاق افتاده است ، منجر به عوارض شود ، یا یکباره به هنگ کنگ برود و هرگز برنگردد. فارست و کیتی سپس در حال تماشای نمایش Devs از یک قبیله باستانی در فرانسه هستند ، همان چیزی که در ابتدای قسمت دیده بودیم. آنها پایان زمانها را فقط در چند ساعت پیش بینی می کنند.

DEVS S1E7: اکنون در Endgame هستیم
منبع: FX

لیلی ، در آپارتمان خود ، در اطراف آپارتمان مرگ او سرگردان است. او گذرنامه خود را ضبط می کند ، قبل از آنکه لحظه ای متوقف شود تا نوازنده جیمی را روی زمین نوازش دهد. او پس از هر چیز وارد Devs شد و ادعا كرد كه چاره دیگری ندارد.

نکات برجسته و مشاهدات

-یکی قسمت عالی دیگر! از هفته گذشته به طور قطع چیزهایی به دست آمده است ، مانند از دست دادن لیندون و جیمی ، پایان دادن به کنتون (خدا را شکر!) ، آشکار شدن پیت هوس و سفر آخر لیلی به Devs. با این حال این یک مجموعه کامل برای فقط یک قسمت دیگر است که امیدوارم همه چیز را به شکلی معنی دار جمع کند.

نقل قول شروع و تکرار متعاقباً قسمت را به روشی هرج و مرج شروع می کند. این صداها از قطعه ای به نام “بیا بیرون” ساخته استیو ریچ است که در پاسخ به هارلم شش نوشته شده است ، پرونده ای که شش مرد سیاه پوست متهم به قتل یک پناهجوی مجارستانی بودند. این نقل قول توسط دانیل هام ، شاهد است که می گوید کبودی خود را باز کرد تا نشان دهد پلیس چگونه او را مورد ضرب و شتم قرار داده است. که در دیوهاآنچه به نظر می رسد به آن اشاره دارد این ایده است که لیلی با از دست دادن یک عاشق دیگر مجبور به زخمی شدن جدی شده بود ، به طریقی “باز کردن کبودی او” ، برای تسلیم در سرنوشت خود در آمدن به Devs همانطور که پیش بینی شده بود.

– لیلی در اوایل صحبت با جیمی با اشاره به برنامه Devs ، نقل قول قابل توجهی دارد و اظهار می دارد: “آنها همه چیز را به هیچ وجه کاهش نداده اند.” این برگشت خوب به قسمت اول است ، جایی که سرگئی می گوید “این همه چیز را تغییر می دهد” ، و پاسخ کتی این بود: “این هیچ چیز را تغییر نمی دهد.”

-Stewart در این قسمت لحظات ایستاده ای داشت ، از جمله این نقل قول در اشاره به صفحه نمایش پروژکشن Devs. وی اظهار داشت که کادر پیش بینی این است: “حتی یک کلون واقعیت نیز وجود ندارد. جعبه شامل همه چیز است. ” بنابراین بسیاری از منابع موجود در این قسمت ، من فکر می کنم که “همه چیز” ممکن است چیزی نباشد.

– صحنه مرگ لیندون ، همراه با استوارت به نقل از “شکسپیر یا چیزی” ، همانطور که کیتی بعداً اشاره کرد ، یک پایان مناسب و مناسب بود ، هرچند که به وضوح غم انگیز برای شخصیت بود. هرچند شعری که استوارت نقل می کند در واقع توسط Aquade ساخته فیلیپ لارکین بود ، که نمی تواند مناسب تر باشد زیرا درباره یقین و ترس از مرگ است. همچنین در مورد موضوع تکرارگرایی مکرر نمایش ، اظهار می کند که آینده سنگی است. لیندون همیشه در آن لحظه درگذشت.

-صحنه مرگ جامی حتی شوکه کننده تر بود ، زیرا این اتفاق در یک لحظه رخ می دهد. یک لمس خوب وقتی است که او یک لیمو کاملا برش خورده را به لیوان آبی که لیلی می آورد اضافه می کند و نشان می دهد که چطور از او مراقبت می کند. این باعث می شود همه او غمناک تر شود وقتی که او تنها لحظاتی بعد می میرد. همچنین ، من کاملاً آن را صدا کردم که پیت کسی مهم بود!

DEVS S1E7: اکنون در Endgame هستیم
منبع: FX

– از کنار مسیر افتتاحیه ، قطره سوزن ایستاده دیگر در اینجا “رمز و راز کوچک شیرین” ساخته جان مارتین است ، ترانه ای که بسیار مضحک در صحنه ای که جیمی کشته شده است پخش می شود و کنتون سپس سعی می کند لیلی را خفه کند. لحظه ای دلپذیر طول می کشد و آن را غم انگیز می کند.

صحنه ای که فارست و کیتی در حال تماشای قبیله باستانی هستند ، فوق العاده تسکین دهنده بود. فارست همچنین اظهارات قابل توجهی در مورد افرادی که تماشای آنها می کند ، اظهار می دارد که “5000 سال در همان مکان بودند و تصاویر مشابه را می ساختند.” به این ایده اشاره می کند که شاید ما هنوز هم تصاویر مشابه را تهیه می کنیم ، آنها اکنون فقط پیشرفته تر هستند.

همچنین ببینید

THE TURNING: مقدار ترسناک از پتانسیل تلف شده

– نقل قول قابل توجه نهایی: “من فکر نمی کنم بتوانم بچرخم.” – یکی از آخرین اظهارات لیلی در مورد این قسمت ، نشان می دهد که او واقعاً سرنوشت خود را پذیرفته است.

سوالات

-آخرین زمان برای پرسیدن این سوال قبل از اینکه بالاخره بدانیم: لیلی چه خواهد شد؟ چگونه او می میرد اگر بزرگترین دشمنش ، کنتون ، اکنون درگذشته باشد؟

آیا برنامه Devs واقعاً پوششی برای فعالیت های ناعادلانه است؟ به عنوان مثال ، وقتی کیتی لیندون را به لبه سد فریب می دهد ، با دانستن اینکه سقوط می کند ، تقریباً به نظر می رسید راهی برای رهایی از او باشد. اگر از من بپرسید ، خیلی راحت است.

-واقعاً در لحظه پایان زمان چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا این فقط پایان Devs است یا پایان جهان؟

-آیا جنگل هنوز در تلاش است دختر خود را برگرداند؟

– اگر همه زمان ها از پیش تعیین شده باشد ، همانطور که در متن نمایش است ، آیا تعیین زمان برنامه Devs نیز از پیش تعیین شده بود؟ چگونه خواهد بود که در قسمت های بعدی فرض می شود؟

نتیجه

این در مورد نتیجه گیری یک قسمت ستاره ای دیگر از دیوها. این یک سرعت سریعتر از دو مورد قبلی بود و نتیجه گیری مشتاقانه منتظر را تعیین می کند. من تاکنون واقعاً نمایش را دوست داشتم ، و امیدوارم که به پایان برسد! من بهش ایمان دارم الکس گارلند.

نظر شما در مورد آخرین قسمت از چیست دیوها؟ آیا برای نتیجه گیری نمایش هیجان زده اید؟


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!