Queerly Ever After # 37: LATTER DAYS (2003)

Queerly Ever After یک ستون دو ماهانه است که در آن نگاهی می اندازم به فیلمهای LGBT + که به شخصیتهایشان یک زندگی عاشقانه خوشبختانه می دهند. اسپویلر وجود خواهد داشت. همچنین ، فراموش نکنید که Queerly Ever After Merch خود را در اینجا بخرید.

همچنین مهم است که من در این مقاله هشدار محتوا را برای اقدام به خودکشی قرار دهم.

در این درام عاشقانه ، مسیحی (وس رمزی) یک مرد جوان همجنس گرا ، با دوستانش جولی شرط بندی می کند (ربکا جانسون) ، اندرو (خری پایتون) ، و Traci (امبر بنسون) که می تواند یکی از چهار مبلغ مورمون را که تازه به مجموعه آپارتمان او نقل مکان کرده اند اغوا کند. وی به عنوان اثبات اغوای موفقیت آمیز خود ، قول می دهد لباس زیر مخصوص فتح مورمون خود را بازگرداند.

Queerly Ever After # 37: LATTER DAYS (2003)
منبع: انتشار TLA

البته ، مانند دیگر فیلم های این دوران که حول یک شخصیت می چرخند و شرط می بندد که او می تواند شخصیت دیگری را جلب کند ، کریستین در نهایت عاشق هدف خود ، پیر آرون دیویس می شود (استیو Sandvoss) ، که سالها راز جنسیت خود را نگه داشته است. نویسنده / کارگردان فیلم سی جی کاکس، برخی از بزرگسالی جوان خود را به عنوان مبلغ مورمون سپری کرد ، قبل از اینکه از کمد لباس بیرون بیاید و سبک زندگی پلیبوی را در غرب هالیوود داشته باشد.

دین و جنسیت

تمرکز اصلی این فیلم البته موضع گیری منفی کلیسای مورمون در مورد همجنس گرایی است. آرون زندگی خود را در مخفی کردن گنجه سپری کرده است زیرا می داند که بیرون آمدن می تواند وی را از کلیسا تکفیر کرده و توسط خانواده اش رد شود. چیزی که این فیلم همیشه در آن برتری نداشت ، به درستی مرز بین کمدی و درام بود. رابطه ای که با یک شرط بندی آغاز شده از نظر اخلاقی از نظر ذاتی اشتباه است ، این لایه اضافی را به وجود بیاورید که مریض مسیحی در واقع می تواند عواقب سنگینی برای او به همراه داشته باشد ، و این لحن شیطانی تری به آن می بخشد. بله ، این خوب و خوب است که مسیحی در واقع به هارون افتاده است ، اما او هرگز واقعاً مجبور نیست با نتیجه اقدامات خود روبرو شود. این باعث تعجب من می شود ، آیا شرط بندی حتی یک نکته ضروری بود؟ هارون قبلاً می دانست که او همجنسگراست ، این فیلم به راحتی می توانست به دو مرد اجازه دهد بدون تدبیر داستان ، عاشق ارگانیک شوند. از این گذشته ، آنها همسایه هایی بودند که مدام به یکدیگر می دویدند و به یکدیگر نزدیکتر می شدند. خیلی اوقات ، به نظر می رسد که فیلم خود شرط بندی را فراموش کرده است.

همانطور که اشاره کردم ، کریستین واقعاً هرگز با عواقبی روبرو نمی شود ، اما آرون قطعاً چنین می کند. بعد از اینکه این دو توسط هم مبلغین خود بوسیدند (جوزف گوردون-لویت، راب مک الهنی، و دیو پاور) هارون با شرم به خانه فرستاده می شود. در این مرحله است که فیلم از قلمرو کمدی خارج می شود و کاملاً وارد درام می شود. هارون که اکنون یک مریض است ، در خانه افسرده می شود.

Queerly Ever After # 37: LATTER DAYS (2003)
منبع: انتشار TLA

مادرش ، گلادیس (مکان مری کی) ، به سختی می تواند به او نگاه کند و از تماس تلفنی وی با تماس کریستین و پدرش ، فارون امتناع می ورزد (جیم اورتلیب) ، یک عضو عالی رتبه کلیسا ، حتی تحمل حضور در یک اتاق با او را ندارد. به بیان خلاصه ، پدر و مادرش آدم های افتضاحی هستند. هارون پس از یک بحث و جدال به خصوص با مادرش ، تصمیم می گیرد که به اندازه کافی سیر شده و تیغ صاف را به مچ خود می کشد. پدر و مادرش پس از اقدام به خودکشی ناموفق ، او را به نوعی کلینیک توانبخشی / درمانگاه تبدیل که در آنجا مجبور به حمام یخ و انجام کارهای سنگین می شود ، می فرستند. البته ، او سرانجام فرار می کند و با کریستین پیوند می یابد.

هالیوود غربی

چیزی که من از این فیلم قدردانی کردم این است که هر دو مسیحی و هارون در خارج از دوران عاشقانه جوان خود زندگی کرده اند. هر كدام دوستان و اهداف خاص خود را داشتند. کریستین ، همانطور که در پاراگراف ابتدایی ذکر شد ، در این فیلم سه دوست صمیمی دارد: جولی ، یک خواننده مشتاق که هم اتاقی او نیز هست ، اندرو و تراسی. هر چهار آنها همکار یک رستوران متعلق به لیلا حامی هستند (ژاکلین بیست) این شخصیت ها ، به کاکساعتبار هر کس با شخصیت های شخصی خود به خوبی تهیه شده است. جولی یک خواننده / ترانه سرا مصمم است که سخت تلاش می کند تا یک قرارداد ضبط کند ، که در نهایت در آن موفق می شود ، تراچی بازیگر پیوند نیویورک و مشتاق است ، که از LA متنفر است ، اما او همچنین از NYC متنفر است و اندرو یک همجنسگرای مثبت HIV مردی که در اوقات فراغت خود یک وعده غذایی برای افراد مبتلا به ایدز اجرا می کند. در طرف دیگر ، مبلغان همکار هارون چندان سرحال نیستند. در حقیقت ، تنها دیگری که واقعاً به او شخصیت داده می شود ، است گوردون-لویتبزرگتر ریدر ، که یک احمق متکبر و تند سر است.

در نتیجه گیری: روزهای آخر

این فیلم همیشه نمی داند که می خواهد یک درام باشد یا یک کمدی ، اما در واقع هر دو بودن موفق نیست. همچنین ، در یک ساعت و 47 دقیقه ، اغلب بیشتر از آن احساس می شود ، گویی فیلم با وجود اینکه در واقع داستان کاملاً کاملی دارد ، طرح کافی برای ادامه زندگی را ندارد. این فیلم بدی نیست ، اما همچنین عالی نیست. اگر نسبت به فیلم های اولیه مانند این نوستالژیک احساس می کنید او فقط همین است، پس این برای شماست.

Latter Days در 30 ژانویه 2004 در ایالات متحده آمریکا به نمایش درآمد. برای سایر تاریخ های انتشار ، اینجا را ببینید.


روزهای آخر را تماشا کنید

https://www.youtube.com/watch؟v=ZuQe-6Za_K8

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان از شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه Brandeis دریافت کرد. او عاشق این است که هرکسی را که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد ، تنظیم کند. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanester دنبال کنید