SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند

کریسمس در آلمان نازی همانطور که انتظار می رفت پیچ و تاب داشت. خانواده های آلمانی کلوچه هایی به شکل سوستیکا می خوردند ، درختان صنوبر را با رونهای “سنتی” نوردیک تزئین می کردند و برای جلوگیری از اشاره به خدا ، مسیح و مسیحیت ، سرودهایی را می نوشتند که بازنویسی شده است. از آنجا که عیسی یکی از برجسته ترین یهودیان تاریخ است ، حزب نازی با تعطیلاتی که تولد او را جشن می گرفت ، جنگ کرد. نازی ها نیز به طور فزاینده ای نسبت به دین سازمان یافته احتیاط می کردند. آنها حتی سعی کردند تولد مسیح را با تولد جایگزین کنند آدولف هیتلر – او “نجات دهنده فورر” را صدا كردند.

در سالهای رژیم نازی آغشته و دهه های پس از آن ، روابط آلمان و کریسمس مخدوش و ناخوشایند بود. این نبرد نازی ها در برابر کریسمس ستون فقرات روایت غیرمعمول کلاسیک عجیب و در عین حال دوست داشتنی کریسمس را تشکیل می دهد: انیمیشن ویژه ایست متحرک 1970 Santa Claus Comin ’to Town است.

Burgermeister Meisterburger و رژیم نازی وی

سانتا کلاوس به شهر می آید ، امسال 50 سالگی خود را جشن می گیرند ،یک محصول Rankin / Bass است که به دنبال سایر کالاهای ویژه ایستاده کریسمس استودیو است رودلف گوزن شمالی بینی قرمز و پسر کوچک درامر. اولین بار در سال 1970 با فیلمنامه ای از استودیوی معمولی از تلویزیون پخش شد رومئو مولر. در بررسی من از رودلف گوزن شمالی بینی قرمز و این روایت آشکار کویر آن است که من گفتم Santa Claus Is Comin ’to Town “سانتا را به عنوان یک چهره مسیحی دوباره بازسازی می کند و تصور می کند که عیسی می توانست هولوکاست را متوقف کند” ، این نوع خلاصه ای نیست که شما فقط بدون پیگیری در مورد مردم می نویسید.

Santa Claus Comin ’to Town است داستان اصلی سانتا است و راوی ما ، S.D. ، توضیح می دهد “در یکی از کشورهای شمالی” کلوگر (با صداگذاری توسط فرد آستر، چرا که چرا نه). روستایی که در آن مولر صحنه ما سامبرتاون است ، یک شهرداری کوچک و بدبخت که در آن مردم شهر سیاه می پوشند ، هیچ کس رابطه جنسی برقرار نمی کند و همه آنها احتمالاً گرسنه هستند.

Burgermeister Meisterburger (پل فریز) بر سامبرتاون سلطنت می کند ، در حالی که شهروندان گرسنه می شوند خود را خسته می کند و برای حفظ صلح به شبه نظامیان خود اعتماد می کند. سربازان همه با لباس ضد جنگ جهانی اول ، کامل با پیکلهاوبن کلاه ایمنی خوشه دار من فکر می کنم Burgermeister ، که نیروهای نظامی او را “Her Burgermeister” می نامند ، واقعاً یک پادشاه است. اما از آنجا که نمایش ویژه یک شهر عمومی پروس فرهنگ قرن 18 با قرن 19 را مخلوط می کند پیکلهاوبن و نازیسم قرن بیستم ، خواندن جزئیات تمثیل آن دشوار است.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

بدیهی است که Burgermeister قصد دارد که یک هیتلر کامپوزیت. او یک استبداد دیوانه و با تعصب شدید است – در اینجا ، این در برابر اسباب بازی ها است – و همه او و سربازانش با لهجه های آلمانی سنگین صحبت می کنند در حالی که صدای ساکنان شهر و سانتا شبیه آمریکایی ها است.

جنگ او با اسباب بازی ها از انزجار عمیق او برای خوشبختی شهروندانش ناشی می شود (حدس می زنم سامبرتاون نامی برای زندگی داشته باشد). بعد از اینکه او هنگام پایین آمدن از پله های کاپیتول روی یک اسباب بازی بلغزد ، در بیمارستان پیچ می خورد. “اسباب بازی؟” او با کمال ناباوری از ستوانش می پرسد. “همانطور که شک کردم … از اسباب بازی ها متنفرم. و اسباب بازی ها از من متنفرند! یا آنها می روند ، یا من می روم … و مطمئناً نمی روم. ” وی خواستار ذوب شدن همه سربازان قلع ، دستگیری عروسک های بالرین و غرق شدن قایق های اسباب بازی است. وی می گوید: “بدین وسیله اسباب بازی ها غیرقانونی ، غیراخلاقی ، غیرقانونی اعلام می شوند و هر كسی كه یك اسباب بازی در اختیار داشته باشد ، دستگیر و در سیاه چال انداخته خواهد شد.”

Burgermeister تهدید به دستگیری کودکان ، ایجاد ممنوعیت منع رفت و آمد منزل ، و مأموریت می دهد که پس از غروب آفتاب همه درها و پنجره ها قفل شود ، و او و رژیمش شبانه به خانه ها حمله می کنند تا اسباب بازی هایی را که ممکن است پنهان شوند جستجو کنند (بخوانید: زیر تخته کف یا داخل پیانوها). “در محل جستجو کنید! اگر به اندازه یک سنگ مرمر یا نصف جک پیدا کنید ، کل خانه دستگیر شده است! ” او در حالی که خانواده ای در سالن مسافرتی ترسیده اند ، سربازان خود را فریاد می کشد.

افراطی بودن قوانین Burgermeister در قوانین نورنبرگ ، که در آلمان یک کشور نژاد محور ایجاد می کند و سوزاندن کتاب در سراسر کشور را تسهیل می کند ، دارای همتایان واقعی است. بعد از کریستیلناخت ، قوانین ضد یهودی بیشتر منجر به دستگیری های جمعی و مجازات اعدام برای هر کسی که یهودیان را پناه می دهد ، شد.

Burgermeister یک اسباب بازی را در میدان شهر سوزانده است. “فرزندان سامبرتاون!” او فریاد می کشد ، و مشعل را به سمت اسباب بازی ها گرفته است. “دیگر هرگز بازی نخواهی کرد!” او آنها را در وسط شهر جلوی چشم بچه ها روشن می کند و سربازانش به تماشای اردک های چوبی و خانه های عروسکی می روند که در شعله های آتش به همان روشی که نازی ها تماشا می کردند صفحات کتاب پیچ خورده و در آتش خاکستر می شوند.

سانتا شکل مسیح

Burgermeister و رژیم نازی اش ، به همین ترتیب ، علیه کریسمس عصبانی می شوند هیتلرحزب در دهه های 1930 و 40 انجام شد. کریسمس در Kris Kringle شخصیت پردازی شده است (میکی رونی) ، که پیدایش آن با تصاویر مذهبی و اساطیر کلاسیک قهرمان مسیحی به اوج کتاب مقدس رسیده است. منشأ او داستان بسیاری از پیامبران قبل از او را تداعی می کند.

کریس ابتدا مانند موسی ، استر و عیسی به عنوان یتیم وارد دربار Burgermeister می شود. یادداشتی که روی پتو او چسبانده می شود ، سرنوشت او را نشان می دهد مانند کریس که در یک رمان YA بد زندگی می کند: “او استثنایی خواهد بود ،” این نت پیش بینی می کند ، “فقط اگر عشق مورد نیاز او باشد.”

Burgermeister وقت این شیطنت را ندارد و سفارش می کند کودک را به پرورشگاه خارج از شهر بفرستد. در مسیر ، اما ، سورتمه کریس توسط باد شدید از بین می رود. او مانند موسی در سبد نی ، کوهی را به جنگل منفجر کرده و سرانجام در آستانه یک خانواده برجسته فرود می آید.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

از آنجا ، مضامین قهرمان مسیحی خاموش است – اگرچه ادیسه کریس از طریق جنگ جهانی وارلاک را می توان به 40 روز وسوسه عیسی در بیابان تشبیه کرد ، و خویشاوندی او با حیوانات جنگل را می توان به خوبی متصل کرد ، قهرمانان کتاب مقدس را انتخاب کنید. مسیحیت یهودیت همه اینها زمانی برمی گردد که Burgermeister بابانوئل را از انجام تحویل اسباب بازی به سامبرتاون غیرقانونی اعلام کرد ، اما کریس گروه را برای انجام آخرین کار با هم جمع می کند و همه را به خطر می اندازد تا یک اسباب بازی کشتی نوح را به یک دختر کوچک بیمار تحویل دهد.

کریس ، مانند عیسی ، برای مردم شهر معجزه می کند – او نه تنها باعث شادی و نشاط فرزندان سامبرتاون می شود ، بلکه می تواند آینده را بخواند ، ذهن مردم را بخواند ، گوزن شمالی را پرواز دهد و بدترین ریش جهان را رشد دهد. وقتی کریس با کینه Burgermeister روبرو شد ، حتی نمی تواند خود را متنفر از پادشاه سامبرتاون کند. مسیح نفرت نیاورد. او آمد تا به خانه ها نفوذ کند و با جنگ افزارها دوست شود و همه او از جای جنگ خارج است.

بسیاری از مضامین مذهبی در عروسی او با معلم مدرسه شهر ، خانم جسیکا متبلور می شوند (رابی لستر) آستر به ما می گوید ، “آنها در جنگلهای زمستانی ساکت در برابر خداوند ایستادند و کلیسای جامع آنها یک نخلستان از درختان کاج بود.” به طرز عجیبی ، Warlock Warlock (کینان وین) باید کمی جادو از خدا بخواهد. جادو تمام نکته بابانوئل است! در داستان اصلی او ، به ما نشان داده شده است که جادوی کریسمس حتی قدرتمندترین نیرو در جهان نیست. سانتا و وارلاک به قدرت بالاتری پاسخ می دهند. (نکته: این خداست.)

آهنگ سیمای اتصال مسیح ، آهنگ عروسی کریس و جسیکا ، “What Better Way To Tell You” ، به طور مستقیم به تولد عیسی اشاره می کند و یک خط مستقیم از مجوس کتاب مقدس می آورد که به عروسی سانتا و جسیکا هدایای خود را در عروسی عوض می کنند. “این رسم از مدتها قبل آغاز شده است ،” آستر آواز می خواند ، “هنگامی که مردان خردمند برای اولین بار سه نفر / هدیه های عشق ، عشق / به نوزادی تازه متولد شده اهدا کردند.” (اکثر آهنگ ها وحشتناک هستند.)

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

در جمع بندی ویژه ، به ما یادآوری می شود که شب کریسمس “مقدس ترین شب سال” است و داستان سانتا ، مانند تمام داستان های کتاب مقدس ، دارای درس های اخلاقی است که شما باید از آن بگیرید. من ممکن است در مدرسه یکشنبه فقط نیمی از توجه را داشته باشم ، اما آخرین لحظه Santa Claus Comin ’to Town است دقیقاً همان نوع چیزهایی است که تماشا می کنیم ، و با اتصال سانتا به موضوعات خیرات ، دلسوزی و عشق عمیق و پایدار به خدا پایان می یابد.

یهودیت اسباب بازی ها

تا کنون ، جالب ترین جنبه ویژه تمثیل پیچیده آن برای آزار و اذیت مردم یهود توسط رژیم نازی است. در تمثیل ، اسباب بازی ها برای نشان دادن یهودیان است. به نظر ناراحت کننده ، تحقیرآمیز و کمی شوخی آور است ، اما سابقه طولانی شدن عینیت قوم یهود توسط پروس و امپراتوری آلمان را در نظر بگیرید. که در آموس ایلونرا حیف آن همه ، وی در مورد بررسی یهودیان آلمان از سال 1743 تا ظهور رایش سوم نوشت که یهودی در پروس “از حقوق محروم شد و به کالایی مانند یونجه یا گاو تبدیل شد.” تنها راهی که یهودیان می توانستند به برلین قرن هجدهم وارد شوند ، دروازه ای بود که مخصوص دام ها بود.

همچنین این مسئله وجود دارد که شهر چگونه قانون ضد اسباب بازی Burgermeister را به راحتی می پذیرد. همه سامبرتاون بلافاصله با آن همراه هستند. حتی خانم جسیکا ، معلم جدید مدرسه ، بی چون و چرا می پذیرد که اکنون اسباب بازی ها غیرقانونی هستند و تهدیدی برای دولت محسوب می شوند. آنها به راحتی برای مشکلات شهر فریب می خورند.

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

سانتا کلاوس به شهر می آید ، با این حال ، استادانهآنقدر به شما سر می زند که حتی نمی توانید به تمثیل هولوکاست در هسته آن فکر کنید. به عنوان مثال سانتا ، یک آهنگ کامل را در مورد چگونگی نیاز کودکان به نشستن در دامان او و پرداخت بوسه به او می دهد اگر اسباب بازی می خواهند ، که برخی از گریه های وحشتناک درجه A است. (آهنگ برای اکثر پخش های شبکه قطع یا مختصر شده است.)

جسیکا تصنیف قدرتمندانه دهه 70 را می خواند. Burgermeister با یو یو بازی می کند. و این یک فرد جانبی عجیب و غریب پنگوئن وجود دارد ، Topper – به هر حال توپر چه فایده ای دارد؟ او زیلچ می کند تا داستان را پیش ببرد. او مفید ، بامزه یا باهوش نیست. او اظهار داشت که یک مدیر شبکه با دیدن استوری بورد ها می گوید: “هوم ، سانتا با گونی اسباب بازی هایش در حال دویدن در این شهر بدبخت است. احساس کردن درست است … من می دانم! یک پنگوئن به آن اضافه کنید! یار جانبی پنگوئن! و کمی روسری راگبی به او بده! “

معمای جن

Santa Claus Comin ’to Town است بر اساس آهنگ مشهور همان آهنگ ، به همان روشی که فیلم ساخته شده است کشتی جنگی، که در آن لیام نیسون و ریحانا مبارزه با بیگانگان در دریا ، بر اساس بازی رومیزی است. این یک چیز گیج کننده است که باید بخاطر بسپارید ، Santa Claus Comin ’to Town است هیچ پایه ای در آهنگ ندارد. به عنوان مثال خانواده جن ها ، کرینگز را در نظر بگیرید – آنها در بالای کوه Winter Warlock در دره رودخانه رنگین کمان زندگی می کنند ، و کریس جوان را هنگامی که موسی را به آستان خانه خود می برد ، می برند.

پدرسالار ، تانتا کرینگل (جوآن گاردنر) ، در مقایسه با نازی های سامبرتاون ، تنها شخصیت خوب لهجه آلمانی است. Kringles ، او از طریق ترانه به ما می گوید ، قبلاً “مشهور جهان” بوده و از حق امتیاز برخوردار بوده است ، جزئیاتی که نه تنها در آهنگ اصلی وجود ندارد بلکه هیچ تأثیری در داستان ندارد – آنها می توانند از یک طیف طولانی صاحبان سالن های بولینگ و تفاوتی نمی کند. تنها جنبه داستانی که این تصمیم بر آن تأثیر می گذارد ، زیرمتن یهودی است.

ایلون در می نویسد حیف همه چیز درباره شهرت باستانی که توسط روشنفکران یهودی در قرون وسطی کسب شده است. وی می نویسد: “آنها طبقه متوسط ​​اولیه شهری را از تجار ، جراحان ، داروخانه ها و صنعتگران با طلا ، نقره و سنگ های قیمتی تشکیل می دادند.” این در مورد کرینگلز نیز صدق می کند – در هیچ کجای سامبرتاون ، جایی که القا می شود قبلاً کار می کردند ، نشانه هایی از یک طبقه متوسط ​​مشاهده نمی کنیم. به نظر می رسد که تنها شغل در شهر عضویت در شبه نظامیان Burgermeister باشد که ساختارهای مذهبی مانع از پیگیری یهودیان می شود. Kringles تنها صنعتگرانی هستند که در فیلم می بینیم. (برخی از منتقدان ادعا کرده اند که این جنگل شخصیت یهودی است ، اما ما در مورد او بسیار اندک می آموزیم که نمی توانم صادقانه در این باره صحبت کنم).

SANTA CLAUS به شهر می آید: چگونه سانتا نازی ها را تسخیر می کند
منبع: Classic Media / ABC

ایلون همچنین در مورد “یهودیان درباری” می نویسد ، یک جمعیت کوچک نخبه از یهودیان ممتاز که مستقیماً امور مالی و کالاهای دادگاه را کنترل می کردند – یک سیستم منحصر به فرد آلمان. کرینگل ها در هر دو دسته قرار می گیرند ، که یادآوری تاریخ یهودیان در آلمان است. از آنجا که او را بزرگ کردند ، کرینگل ها فرهنگ و میراث یهودی خود را بر روی کریس ترسیم می کنند. هنگامی که او با اسباب بازی های گونی پشت خود را به سمت سامبرتاون رهسپار می کند ، او خشن را مجسم می کند بتلجودن بسیاری از عشایر یهودی مجبور به گذراندن سبک زندگی شدند

نتیجه گیری: صرفه جویی در کریسمس

با همه تمثیل های خاص درباره نازیسم و ​​ظهور فاشیسم در آلمان ، Santa Claus Comin ’to Town است با یک جارو زدن واقعا عجیب و غریب در زیر فرش به پایان می رسد. کلوگر می گوید: “Meisterburgers ، نیمه خاموش شد و از قدرت افتاد. و توسط و توسط ، افراد خوب فهمیدند که قوانین Meisterburger چقدر احمقانه است. خوب ، همه خندوانه فوق العاده ای داشتند و همه چیز را فراموش کرده بودند. ” متاسف، فرد آستر، اما یک خنده مفرح و مبهم و درک گسترده نقایص رهبر قدیمی برای اطمینان از اینکه تاریخ هرگز تکرار نمی شود کافی نیست. این یک تخیل تحقق آرزو است و همانطور که فاشیسم در دنیای واقعی پس از سال 1945 به ما آموخته است ، یک پلیس کامل و کامل است.

یک جمع بندی بهتر از فاشیسم “قرار دادن یک پا در مقابل پای دیگر” است ، آهنگی که کریس در مورد چگونگی تغییر نگرش شما آسان می خواند. در این فیلم ، این مفهوم معنای مثبتی در مورد تغییر دیدگاه شما برای تبدیل شدن به یک فرد بهتر ، شادتر و ذوب شدن قلب یخی warlock دارد. اما این آواز همچنین شیب لغزنده فاشیسم را توصیف می کند و اینکه چگونه ستم سیستمی می تواند به تدریج به نسل کشی تبدیل شود. یک چیز به چیز دیگری منجر می شود ، و به زودی از در بیرون می روید.

Santa Claus Comin ’to Town است مثل دو فیلم احساس می شود: یکی داستان اصلی بابا نوئل با مضامین مسیحیانه وار. دیگری یک فیلم سکولارتر است که جسورانه به تاریخ آزار و اذیت یهودیان در آلمان می پردازد و تصاویر نازی های بسیار روی بینی را نشان می دهد. از طریق استفاده از تاریخ متناوب – به تصویر کشیدن سانتا به عنوان شخصیتی مسیحی مانند که اگر در دهه 1930 بود ، می توانست جلوی سقوط آلمان به فاشیسم را بگیرد – این فیلم یک داستان کاملاً متعالی و غیر مسیحی را به یک داستان کاملاً مذهبی تبدیل می کند. احساس گربه ماهی می کند ، مثل اینکه کودکان را به دین وادار می کند. اما در همان زمان ، آیا دلیل حضور Topper در آنجا نیست؟ و آهنگ ها؟ و قفل جنگی؟ تا شما را از مضامین مذهبی منحرف کند؟

در مورد درگیری طولانی مدت آلمان با کریسمس ، تلاش نازی ها برای ایجاد ریشه های “ژرمنی” و “سنتی” بیشتر برای این تعطیلات ناموفق بود ، هرچند برخی از اعمال و سرودهای تجدید نظر شده برای چند دهه در آن جا ماند. جمهوری دموکراتیک آلمان در 1950s جنبش ضد مسیحی سازی مشابهی را آغاز کرد ، اما این نیز ناکام ماند.

ملت در دهه 60 و 70 برگشت. آلمان ثروتمندتر شد ، کریسمس به کانون سال تقویم خرده فروشی تبدیل شد و تا دهه 1980 ، این کشور به وضعیت مصرف گرایی انبوه رسیده بود که خود اکثریت دنیای غرب را به کام خود فرو برد. آلمان هرگز در مبارزه با بابانوئل پیروز نشد ، کریسمس پس انداز شد ، و فقط با 79.99 دلار در آمازون ، می توانید یک زیور آلات Hallmark از Winter Warlock و رفیق قدیمی او ، Topper the penguin بخرید.

به چی فکر میکنی بابا نوئل به تاون می آید؟ Rankin / Bass ویژه مورد علاقه شما چیست؟ در زیر با افکار خود نظر دهید


Santa Claus Comin ’to Town را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع

همه ما با محصولات ویژه ایستاده حرکت کریسمس Rankin & Bass آشنا هستیم ، از جمله معروف ترین آنها ، رودلف گوزن شمالی بینی قرمز. و در حالی که پوشیدن آن و لذت بردن از داستان تعطیلات آب نبات در مورد یک گوزن شمالی که با دیگر افراد نادرست تیم می شود و برای گرفتن تأیید بابانوئل در یک یقه باند می بندد ، یک چیز است ، شناختن فیلم برای آنچه واقعاً است: یک بررسی عمیق و پیچیده از محرومیت از افراد LGBTQ +.

The Reindeer’s History

برنامه های کودک ، به ویژه ویژه برنامه های کریسمس Rankin & Bass ، فرعی برای فرعی نیست. آدم برفی یخ زده اکنون به عنوان استعاره ای از اجتناب ناپذیری آسیب زای تغییر اقلیم خوانده می شود ، سال بدون بابانوئل تمثیلی برای نیکسون دولت ، و Santa Claus Is Comin ’to Town سانتا را به عنوان یک چهره مسیحی دوباره تعریف می کند و تصور می کند که عیسی می توانست جلوی هولوکاست را بگیرد. (اما این مقاله به طور کامل مقاله دیگری است.) بنابراین تصور کردن آن یک جهش نظری چندان عظیم نیست رودلف به عنوان یک روایت عجیب و غریب کیشوتیک در مورد تلاش برای تعلق به جهانی که شما را نمی خواهد.

این شخصیت مدتها قبل از اولین پخش ویژه در سال 1964 متولد شد ؛ رودولف زندگی خود را به عنوان کتاب کودک در پاشنه رکود بزرگ آغاز کرد ، سپس شخصیت در یک ضربه دوباره متولد شد Gene Autry ترانه در سال 1949. سپس ، او DCEU را نقض کرد ، و در چندین عنوان کمیک DC در طول دهه 1950 حضور داشت که در آن گوزن های شمالی با یک پوزخند بزرگ لذت می برد. گونه های سرخ شده فرم انعطاف پذیر ، و مژه های بلند و زنانه ، از مقدار زیادی انرژی عجیب و غریب.

گرفتن که رودلف در عین حال ، مخفیانه یک روایت بیرون آمدن است ، و هر کریسمس را برای همه دور دور می کند سال ها در حال حاضر ، از جمله در نیویورکر در سال 2014 ، سپس در مجله نیویورک تایمز، کرکس، و اخیراً ، ملت. فیلمنامه نویس رومئو مولر احتمالاً برای ساختن اسلحه نبود شکست قطب شمال در اینجا ، اما صرف نظر از اهداف نویسنده ، رودلف همجنسگراست. مثل ، واقعاً ، واقعاً همجنسگرا و همینطور بیشتر دوستانش.

بازی های گوزن شمالی

داستان از رودلف بله ، اما جشن چه کسانی هستند؟ داستان با تولد رودولف آغاز می شود ، در آن زمان دونر ، هموفوب و پدر بد کلی ، بینی براق پسرش را می بیند و بلافاصله گریه می کند ، “چگونه می توانیم که ؟! “ بینی قرمز رودولف بلافاصله به نمادی از عدم انطباق او تبدیل می شود ، یعنی یک خارجی شدن ملکه درون. این علامت گویایی برای دیگران است که رودلف “یکی از آنها” نیست ، و تا زمانی که بینی رودلف آشکار نمی شود شروع همجنس گری است. دونر سعی می کند قبل از رسیدن سانتا ، آن را با گل بپوشاند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

سانتا یک دیک بزرگ است رودلف. همه Christmastown ، همانطور که در فیلم قطب شمال نامیده می شود ، در واقع فقط قلعه لوکس اوست که از برف بیرون می آید. گوزن های شمالی ، که به نظر می رسد تقریباً نیمی از جمعیت Christmastown را تشکیل می دهند ، به عنوان شهروندان درجه دو رفتار می شوند و هر زمان که سانتا به آنها نزدیک می شود ، یک ارباب خادم ناخوشایند وجود دارد. حضور الیگارچال سانتا به عنوان بهترین مقام مردسالار و دولت در این سرزمین ، می تواند به راحتی برای دولت آمریکا یا نیروهای سرمایه داری ایستادگی کند – شما واقعاً می توانید انتخاب خود را انجام دهید. هنگامی که او به رعیت سفر می کند و با رودلف ملاقات می کند ، او فقط جیب کوچک را به عنوان یک کارمند آینده در نظر می گیرد – “او روزی در تیم من خواهد بود” ، او را صدا می کند و رودولف را “یک شخص کوچک و محکم” می نامد.

اما با دیدن بینی قرمز درخشان ، سانتا آن را از دست می دهد و دونر با عجله به او کلماتی را می گوید که مطمئنم اکثر بچه های کر در محیط های بدون حمایت بارها بارها این حرف ها را شنیده اند: “من مطمئن هستم که او به محض بزرگ شدن متوقف می شود. ” بعد از رفتن پدر سرمایه داری ، دونر به پسرش می گوید ، “تو مثل دیگران یک جیب معمولی خواهی بود!”

پس از چند ماه تلاش دونر برای تربیت مجدد فرزند خود با درسهای جستجوی غذا و جنگ ، چند ماه بعد قطع شد. رودلف برای آموزش گوزن های شمالی به آنجا می رود و در آنجا با کلاریس ، دوبله ای که سیمپل می زند ، آشنا می شود سخت برای او ، و او وقتی او را ناز صدا می کند خوشحال می شود. به حدی که چشمانش باگ است و برای اولین بار بلند می شود. اما جلد رودلف هنوز دمیده نشده است. وقتی او دچار یک درگیری فیزیکی بازیگوشانه با گوزن شمالی گوزن شمالی گوزن شمالی می شود که از او دور می شود. همانطور که شاخ های شاخ را قفل می کنند ، رودلف به طور تصادفی اجازه می دهد تا درپوش بینی بلغزد ، و راز بزرگ همجنسگرایانه خود را به جهانیان نشان دهد. پس از تمام دوران کودکی در گنجه ، ملکه رودلف خارج است ، و او بی وقفه و به سختی مورد آزار و اذیت همسالان خود قرار می گیرد تا زمانی که در تاندرا عقب نشینی می کند.

هرمی کاملاً لود شده

در همین حال ، در یکی از جن های جن بی جنس در زیرزمین کاخ سانتا ، هرمی جن تصمیم می گیرد که دیگر نمی خواهد اسباب بازی بسازد ، و این یک سنت فرضیه ای دارد که الف ها فقط به ساخت اسباب بازی می پردازند. هرمی لبهایی قرمز و زنانه دارد و موهای بلوند کاملاً موج دار دارد ، در حالی که الف های دیگر همه به نظر می رسد مانند پارچه پوش و فشار آور هستند.

جوامع گوزن شمالی و وروجک ها به شدت ناهماهنگ هستند ، با آموزش گوزن های شمالی که نقش های جنسیتی را اعمال می کند و فشار اجتماعی فوق العاده ای روی جفت گیری ایجاد می شود. در جامعه جن ها ، جن بچه ها منحصراً از لباس صورتی و پسرها آبی استفاده می کنند. رقص وروجکها بر جفت شدن دختران و پسران تأکید می کند ، و بیشتر همنشینان هرمی وقت خود را صرف دور زدن زنان می کنند. تمام آنچه که ما از جامعه جن می بینیم ، واقعاً است. این و وزن خردکننده سرمایه داری است. رد هرمی از سبک زندگی سنتی جن ، بنابراین ، رد او از ناهمگونی را نیز در بر می گیرد.

هرمی همچنین چهره دونر همجنسگرا و غیر همدردی دارد. Head Elf ، نوعی سرکارگر در کارگاه ، به جاه طلبی های دندانپزشکی هرمی اهمیتی نمی دهد و در عوض با او به عنوان جفت دیگری از دستان اسباب بازی سازی در جهنم های بیرحمانه نیروی کار بی وقفه خط مونتاژ سانتا رفتار می کند. هرمی از زندگی در زیر پاشنه بوت سانتا ناراضی است و از پنجره کارگاه بیرون می آید و با دویدن قدرت به داخل جنگل می رود.

او رودولف را ملاقات می کند و در اولین جلسه رسمی جبهه آزادی خواهی کریستماستاون ، آنها در مورد چگونگی ایجاد جامعه متاسفانه با ذهنیت افراد عجیب و غریب آواز می خوانند. پس از حدود یک دقیقه شناختن رودلف ، هرمی نیز به پشت خود می پرد و او را مانند اسب سوار می کند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

آنها آواز “ما چند نفر از نارضایتی ها هستیم” را می خوانند و تصمیم می گیرند که بهتر است هنجارهای اجتماعی را انکار کنند و شانس خود را در بیابان بخرند تا اینکه با پارادایم نخبگان حاکم مطابقت داشته باشند. با کشیدن انگشت میانی به سمت دولت فاسد مطابق ، آنها با هم در پهنه برفی فرو می روند.

هرمی و رودولف منجر به ایجاد هدایت های جالب توجه می شوند زیرا انگیزه آنها زیاد است نه به هویت و جاه طلبی های آنها کاملا پی ببرند. رودلف با افتتاح یک عمل دندانپزشکی در وینیپگ به پایان نمی رسد. اگرچه آنها به جامعه ای که در آن بزرگ شده اند پشت کردند ، اما هر یک از آنها به خانه خود وابسته هستند و در قطب شمال سرگردان می شوند و ظاهراً هیچ برنامه ای برای توسعه زندگی خود ندارند ، صرفاً با وجود تأمین انرژی. می توانید بگویید که هر کدام قصد دارند به Christmastown برگردند در نهایت، البته با سوراخ كردن نوك سينه ، ناخن هاي نقاشي شده و كتاب هايي درباره ماركسيسم كه زير بغلشان جمع شده بود. بنابراین خدا را شکر که با یوکان کرنلیوس روبرو می شوند.

یوکان در حال سوختن است

یوكون كورنلیوس ، یكی از بهترین شخصیت هایی كه تاكنون برای تلویزیون خلق شده است ، با انرژی عظیم خرس در حال دریدن درزها است. او یک انسان بزرگ همجنس گرا است ، کسی آنقدر سرشار از مردانگی است که بیش از حد به عجیب و غریب تبدیل می شود. یوكون ، كوتاهی كمپی كه ما همیشه به آن احتیاج داشته ایم ، هنگام جستجوی نقره و طلا کلنگ خود را لیس می زند ، او تئاتری و مسخره است و عاشق آواز خواندن است. او در آنجا تنها با سگهای سورتمه خود بیرون است ، جایی که او ظاهرا فقط آهنگ هایی را درباره عجله طلا اختراع می کند و حیوانات خانگی خود را فریاد می زند. عامل اصلی حمله این است که یوکان یک فرد بد جستجو است – او هرگز هیچ نقره یا طلا پیدا نکرده است و همچنین نمی تواند سگ های خود را به له و له تبدیل کند.

حتی اگر بیش از حد مردانگی او به مهارت شغلی تبدیل نشود ، یوكون هنوز در قطب شمال شکوفا می شود ، فارغ از جامعه ای كه در غیر این صورت از محبوبیت او استقبال نمی كند. وقتی راوی می پرسد ، “پس نظر شما درباره دوست ما کورنلیوس چیست؟” توقف کردم. چی میکند راوی انتظار دارد که ما در مورد کورنلیوس توجه کنیم؟ موضع سلطه جویانه ، تابش خیره کننده ، یا آن بازوهای بزرگ و تنومند که به راحتی می توانند مردی را به گره گره بزنند و او را به هفت روش مختلف بکشند؟

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

رودولف و هرمی با معاشرت بعید و محکم خود ، سرانجام راضی هستند که به تنهایی و به دور از جامعه ای که مجبور به تظاهر به آن هستند ، از خود دور باشند و از هویت واقعی خود به نفع بازی های گوزن شمالی و هنجاربرداشتن اسباب بازی های غیرجنسی استفاده کنند. آنها سرانجام به جزیره اسباب بازی های نامناسب منتقل می شوند.

جزیره رانده شدگان کویر و شیر عیسی

برخی تفاسیر از رودلف جزیره اسباب بازی های نامناسب را که هیچ پایه ای در آهنگ کلاسیک ندارد ، به یک نماد شوم و ناخوشایند برای رودلف و شرکت تشبیه کرده اند – این نتیجه ترک جامعه و تلاش برای ساختن آن به تنهایی است. شبهای سرد بی پایان دور آتش سوزی جمع شده بود و از عشق بچه ها محروم بود. اما من فکر می کنم این نزدیکی به بهشت ​​است ، مستعمره ای بدون تعرض به همجنسگرایان و تبعیض بر اساس جنسیت و جنسیت ، مکانی که تازه واردان را به احساس خوشامدگویی و ابراز وجود تشویق می کند.

وقتی باند به جزیره می رسد ، توسط چارلی درون جعبه مورد استقبال قرار می گیرد که آواز می خواند: “یک جک صندوق منتظر است بچه ها فریاد بزنند. / بیدار شو! آیا نمی دانی زمان بیرون آمدن است؟ ” اسباب بازی های رد شده همه با افتخار جنسی خود را مانند نشان افتخار به نمایش می گذارند. همه در جزیره ، از تفنگ آب شلیک ژله گرفته تا گاوچران شترمرغ (نگه دارید hold بخصوص گاوچران شترمرغ سوار) بدون سر و صدا همجنسگرا است. باز هم ، نه فقط به این دلیل که چارلی ، گاوچران و فیل خال صورتی از خارجی ها استقبال می کنند و آن ها را در آغوش می کشند ، بلکه به دلیل “اشتباه” بودن ، آنها توسط همه چیزهایی که جامعه Christmastown معرفی نمی کند ، تعریف می شوند: گشودگی ، استقلال و آزادی جنسی.

اسباب بازی ها توسط Lion Jesus هدایت می شوند (اگرچه در فیلمنامه ، او King Moonracer نامیده می شود ، که بیشترین گه هایی است که من تاکنون شنیده ام). شیر عیسی صداپیشه همان سانتا را دارد (استن فرانسیس) تشویق ما برای دیدن این جزیره نه به عنوان یک دنیای اخلاقی جهنمی بلکه به عنوان یک شهر وارونه Christmastown ، مکانی که بیش از بهره برداری و تعصب بریتانیایی مبتنی بر مدارا است.

بسیاری از این دو برابر شدن جالب است که در اتفاق می افتد رودلف فرانسیس صدای سانتا و فویل او ، Moonracer را صدا می کند ، در حالی که صدای چارلی درون جعبه را صدا می کند آلفی اسکوپ، که همچنین Fireball را انجام می دهد ، جفتک جوانی که به طور تصادفی رودولف را در قطب شمال پشت سر می گذارد. اسکوپ همچنین صدای جن های مختلف را می گیرد. کارل باناس، Head Elf ، همچنین برای برخی دیگر از اسباب بازی های نامناسب نیز دو برابر می شود. دو برابر شدن یک واقعیت متناوب در جزیره ایجاد می کند. صدای عدم تحمل در کریستماون برای قهرمانان ما به دوستان عجیب تبدیل می شود.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

باند به قلعه Lion Jesus می رود. (در صورتی که تاکنون کل چیزهای همجنسگرایان را انتخاب نکرده باشید ، قلعه Moonracer در واقع یک دسته گل آلت تناسلی است که به سمت آسمان می رسد.) Moonracer آنها را به شب ماندن دعوت می کند ، در یک مهمانخانه صورتی رنگ که مجهز به پتوهای صورتی ، بالش ، و پرده ها

اما رودولف ، برای اهداف نقشه ، تصمیم می گیرد که نیاز به فرار از جزیره و رفتن به تنهایی دارد. این هنوز هم داستانی از دهه 60 است – باز هم ، رودلف تمایلی به ساختن آن به تنهایی و خود را ندارد. سرنوشت او به کریستماون گره خورده است ، و از آنجا که این هنوز هم یک ویژه ویژه محافظه کارانه کریسمس است ، قطعنامه داستان می طلبد که رودولف به محل آسیب دیدگی خود برگردد و خود را با جامعه سلطان هراسی سانتا دوست بدارد.

Bumbles جستن و همچنین نفرت مردم همجنسگرا

“رودلف تا آنجا که می توانست وجود داشت” ، راوی ما ، Burl Ives، به ما می گوید ، که مانند آن ، همان است. اما رودولف همچنین با یک تهدید شوم ، اژدها در پایان سفر قهرمان خود ، در تضاد است. آدم برفی نفرت انگیز همیشه در پشت کوه ها ، همیشه در جایی از بیابان ، در کمین است و او را شکار می کند.

اگر سانتا نشان دهنده قدرت مردسالار غالب بر ملت و خانواده دونر است ، پس آدم برفی نفرت انگیز مظهر تاریک ترین و هوموفوبیک ترین احساسات است که در پشت هر نیروی حاکم کمین کرده است. هوموفوبیای وحشتناک ، زشت ، پرانتز.

رودولف به کریستماون برمی گردد. او همه بزرگ شده است و به احتمال زیاد بر روی او تمیز کرده است جیمز بالدوین و تئوری فمینیسم و ​​کوئر. اما کسی وجود ندارد که بتواند آن را با او در میان بگذارد ، زیرا خانواده وی ، از جمله کلاریس ، همسایگان محله ، قطب شمال را ترک کرده اند تا او را جستجو کنند. نفرت انگیز آنها را گرفته است و رودولف برای نجات آنها به راه می افتد.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد همجنسگرا مشروع
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

صحنه ای رویایی که رودلف با آن نفرت انگیز روبرو می شود و KO’d را بدست می آورد مانند چیزی است که از آن دور است بیوولف. دوستانش به زودی حاضر می شوند و هرمی موفق می شود از Chechov’s Dobby Hobby برای از بین بردن جانور برفی استفاده کند. یوكون به ما می گوید آنها آنها را نمی كشند – بالاخره نمی توانند چون Bumbles پرش می كنند. هیولای همجنسگرای بی دندانی که از آنها باقی مانده است یک پیام قدرتمند ، هرچند غم انگیز است ، که می گوید اگرچه نمی توانیم همدستی را در قلب سیستم های قدرت خود ریشه کن کنیم ، اما می توانیم آنها را خنثی کنیم تا از نفوذ و تهدید آنها کاسته شود.

(همچنین این تصاویر جذاب غار واژینال با لانه Abominable وجود دارد که نماهای خارجی غار رودلف را در ابتدای فیلم منعکس می کند. با پیروزی در لانه هیولا ، رودلف و دوستان اساساً دوباره به عنوان قهرمان دوباره متولد می شوند.)

نتیجه گیری: جایی که رنگین کمان به پایان می رسد

رودلف مترقی نیست رودولف و هرمی هرگز سعی نمی کنند جامعه ای جدا از قطب شمال همجنسگرایانه را اختراع کنند و حتی “پایان خوش” اسباب بازی های نامناسب نیز وقتی در سیستم ارزش های سانتا ادغام می شوند و به بچه های دوست داشتنی اهدا می شوند. در کل ، این ویژه بینی به زنان نیز چرخانده می شود ، به ویژه هنگامی که خانم دونر (که نام او واقعاً همین است) و کلاریس به داخل برف می روند و بلافاصله توسط مفرحین اسیر می شوند.

آموزش غلط رودلف گوزن شمالی با بینی قرمز ، یک نماد قانونی همجنسگرا
منبع: NBC / تلویزیون جهانی

در پایان روز ، رودلف ، هرمی و یوکان فقط مجاز به بازگشت به جامعه قطب شمال هستند زیرا مفید و قابل بهره برداری هستند. قوس شخصیت رودلف با راهنمایی سورتمه سانتا از طریق مه و اثبات رئیس و پدرش اینكه افراد كوئر می توانند به همان اندازه افراد صاف برای جامعه مفید باشند ، كه كاملاً ناخالص است.

بنابراین اخلاق این است که اگر شما متفاوت باشید ، بهتر است مفید باشید وگرنه جامعه شما را بیرون می اندازد – انحراف از هنجار مجازات می شود مگر اینکه قابل بهره برداری باشد ، شوخی می کند – این یک پیام خشن برای کودکان است خاص اما این جانسون-را آمریکا اینجا. رودلف ، هرمی ، کورنلیوس – خصوصیات آنها به دلیل ارزش آنها قابل تحمل است. هر لحظه که دیگر مفید واقع نشوند ، دوباره به سایه ها برده می شوند – کشمکشی که بسیاری از افراد LGBTQ + می دانند و اکنون با آن رابطه دارند.

در داخل رودلفتله های تینسلی ، گرچه یک رگ امید است. آهنگ “There’s Always Tomorrow” که کلاریس برای رودلف می خواند ، درباره موج تغییر است. به طور خاص ، این در مورد بحران هویت جنسی رودلف و اصرار دونر و سانتا است که خاصیت او چیزی است که او از آن رشد خواهد کرد. او آواز می خواند ، “همه ما وانمود می کنیم / رنگین کمان پایان دارد / و روزی دوست تو خواهی بود.” روزی فرا خواهد رسید که رودولف می تواند وانمود کند که شخصی نیست. رنگین کمان پایان ندارد. برای ویژه ای که همیشه پیام درستی درباره کوئین ندارد ، کاملاً دقیق است. از این گذشته ، همه ما نمی توانیم به قطب شمال فرار کنیم تا مانند شوک دزدگیرهای غیرقابل توقف ، استخراج طلا ، موی سینه مانند یوکان کورنلیوس تبدیل شویم.

شما چی فکر میکنید؟ در زیر ژانر فیلم های کریسمس کوئیر ، است رودلف بهتر از مثلا خوشبخت ترین فصل؟ در زیر نظر بدهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ارواح ، جانوران و خدایان بدخواه: 15 سال استودیوی انیمیشن LAIKA

با شور و شوق کمی منتشر شد ، کوبو و دو رشته تأییدی بود بر اینکه استودیوی انیمیشن دست کم گرفته شده ، LAIKA ، مدعیان آشکار را شرم آور می کند. اما با اینکه مورد تحسین منتقدان قرار گرفته و به طور متوسط ​​در گیشه درآمد خوبی کسب کرده است ، لایکا هنوز فرهنگ فیلم را به همان روشی که دریم ورکس ، دیزنی و پیکسار دارند نقض نکرده است.

آنها گوسفند سیاه استودیوهای اصلی انیمیشن آمریکایی هستند ، که داستانهای پیچیده از دست دادن ، همراهی و ترس را در حرکت متوقف می کنند. در 15 سالگیهفتم سالگرد ، LAIKA هنوز احساس جوانی می کند ، اما با پیکسار به طور کلی کسل کننده و خیره کننده فرمول ، یک مکان خیانت آمیز و در عین حال ملموس برای LAIKA به عنوان اصلی ترین ، بالغ ترین گوینده داستان کودکان در آمریکا باز می شود.

اندکی تاریخچه

مالک و ریاست LAIKA را یکی از بنیانگذاران نایک بر عهده دارد فیل نایت. هنگامی که او برای اولین بار در استودیوی ویل وینتون شکست خورده سرمایه گذاری کرد ، پسرش ، تراویس نایت، کار را به عنوان کارآموز در آنجا آغاز کرد. این یک داستان غم انگیز برای قهرمان استاپ موشن و بنیانگذار اصلی است ، ویل وینتون، که گفته می شود اصطلاح “خاک رس” را ابداع کرده است. او را تحت فشار قرار داد فیل نایتقدرت رو به افزایش است (زیرا استودیو به شکست خود ادامه داد ، شوالیه بیشتر و بیشتر پول خواسته شد) و وینتون سرانجام از شرکت مشهور خارج شد.

تراویس نایت تنها پس از چند سال از انیماتور بودن به عضویت هیئت مدیره در آمد و اکنون نیز به عنوان رئیس جمهور و مدیرعامل مدیر مسئولیت کارگردانی ، تولید و انیمیشن را بر عهده دارد کوبو و دو رشته. علی رغم همه تمجیدهایی که از LAIKA می کنم (این سگ پس از سگی که توسط اتحاد جماهیر شوروی به فضا فرستاده شد در سال 1957 تغییر نام یافت) ، آغاز این کار به دلیل خصومت ورزیدن آشکار و تاکتیک های بی رحمانه تجارت آلوده شد.

ارواح ، جانوران و خدایان بدخواه: 15 سال استودیوی انیمیشن LAIKA
Coraline (2009) – منبع: Focus Features

هنری سلیکانیمیشن کوتاه ، دختر ماه، در جشنواره بین المللی فیلم اوتاوا در سال 2005 به نمایش در آمد و به معدود کسانی که این فیلم را برای اولین بار در جهان تولید فیلم LAIKA دیدند ، معرفی کرد. جذابیت علامت تجاری آنها با آنچه خیال پردازی تاریک را وحشتناک و عالی می کند ، به ویژه مورد اول ، قبلاً در داستان و طراحی تعبیه شده بود. هنری سلیکاز ویژگی های ابتدایی / برک آوت LAIKA ، کورالین، چهار سال بعد آزاد شد دختر ماه، یک اودیسه وهم آور به همان دنیای عجیب و ترسناکی بود که کودکان تنها می بینند آنها را به دست انیماتورها می جنگند.

بچه ها

بار پیوند موجود نیست، آخرین و کمترین جالبترین اکران آنها ، همه فیلم های LAIKA از منظر کودکی تعریف می شوند که در جهانی وجود دارد که در آن خویشاوندان ، بهتر یا بد ، به عنوان ارواح ، جانوران ، یا جادوگران و خدایان بدخواه ، قدرتمند ظاهر می شوند. آنها فیلم های پرماجرای ترسناک هستند ، در حالی که کودک باید درک بزرگسالان از روابط خود با اطرافیان خود را درک کند در حالی که یاد می گیرد از ویژگی ها و شخصیت خود قدردانی کند.

کورالین ، راجر ابرت گفت ، “ناخوشایند است ، شکایت می کند ، نگرشی دارد و با بی میلی دوست می کند.” پدر و مادر او نیز به همین ترتیب سخت کوش هستند و به عنوان یک فرد سه نفری ، مانند هر خانواده واقعی ، همیشه در یک صفحه نیستند. کورالین ، از طریق یک سفر وحشتناک به یک جهان جایگزین کابوس ، می فهمد که اگرچه والدینش همیشه او را خوشحال نمی کنند ، اما خستگی و استرس آنها نشان می دهد که آنها تلاش خود را رها نکرده اند.

نورمن ، از خنده دارترین فیلم های LAIKA ، ParaNorman، می تواند افراد مرده را ببیند ، اما از همان ابتدا ، او از هدیه خود نه ترسیده و نه کینه ای دارد. او فقط از این واقعیت ناراحت است که خانواده و بچه های او در مدرسه به جای پسر مهربان و با استعدادی که می تواند به آنها کمک کند تا به چیزی آرامش بخش مانند یک زندگی پس از مرگ دلپذیر باور کنند ، یک فرد دمدمی مزاج است.

ارواح ، جانوران و خدایان بدخواه: 15 سال استودیوی انیمیشن LAIKA
منبع: LAIKA

Boxtrolls عجیب ترین امر بصری آنها است. LAIKA داستان سرگرم کننده ، گاهی غم انگیز – از پسری را که جامعه ای از جانوران کم فروغ به فرزندی پذیرفته اند ، در یک شهر زیبا و سایه دار ویکتوریا به صحنه می برد. Cheesebridge با نداشتن یک قاب درب خط دار ، لامپ یا کاشی سقف ، شهری است که در آستانه ذوب شدن است ، و پر از چهره های انسان چاق ، لوس و ترول های زیبا و دوست داشتنی است که جعبه های مقوایی پوسیده را به عنوان لباس شخصی در اختیار دارند.

شاهکار Kubo و LAIKA

اگر هرگز فراموش نکنید که ساختن یک حرکت متوقف کننده در هر طولی چقدر زمانبر است ، صدها فیلم آنلاین در دسترس است تا دوباره تأیید کنید که برای انجام کوچکترین حرکات به ظاهر اتفاقی تلاش می شود. برخی از بهترین ها ، فیلم های اختصاصی LAIKA در مورد ساخت است کوبو و دو رشته، شاهکار دوم آنها. آنها به دلیل استفاده از چاپ سه بعدی ، به ویژه چاپ رنگی 3D بسیار مورد توجه قرار می گیرند ، زیرا این امر به آنها امکان می دهد ده ها هزار چهره چاپی در هر ویژگی تولید کنند تا حالت چهره شخصیت ها تا حد ممکن سیالیت انسان تکرار شود. چهره ها.

کوبو نه تنها برای تماشای آن یک شگفتی است ، بلکه قابل تغییرترین و هیجان انگیزترین فیلم LAIKA نیز هست. همکار نویسنده تحقیق فیلم ، مارک دارینگر، بسیار واضح تر در بررسی اولیه FI بیان کنید:کوبو تعریف معمولی “شاهکار” را برآورده کرده است ، مهم نیست که کلمه از لحاظ معنایی اشباع شده باشد ، اگر نه کاملاً معنی جدیدی را جعل کند. “

LAIKA انگیزه ای دارد که شرورترین و ظالم ترین اشرار را به همان اندازه رقت انگیز و هرگز فراتر از رستگاری جلوه دهد. ParaNormanبه عنوان مثال ، تنها فیلمی در کاتالوگ است که آنتاگونیست خود یک کودک است ، و نتیجه گیری بین نورمن و این شرور فرض شده دارای عقل فراوانی در مورد عواقب تفکر است که ما باید از کسانی که از آنها می ترسیم متنفر باشیم اما چیزی در مورد آنها نمی دانیم . این شرور در کابوس مستقر هستند اما به همان اندازه ترسناک و گمشده و تنها هستند.

ارواح ، جانوران و خدایان بدخواه: 15 سال استودیوی انیمیشن LAIKA
Kubo and the Two Strings (2016) – منبع: Focus Features

کورالین برای وضعیت ترسناک کلاسیک مقدماتی است ، اما کوبو هنوز وحشتناک است. كوبو ، قهرمان ما ، از خانواده خودش ، پدربزرگ و مجموعه ای از خاله ها فرار می كند كه می گویند “موجوداتی خرد شده كه می توانند این دنیا را روی ناخن های خود جای دهند”. آنها می خواهند كوبو را وارد بازی جهانی پیمایش كنند ، زیرا مادرش از آن بازی بیرون آورده است كه یك كیفیت استثنایی در انسان می دید ، كیفیتی كه به نظر او در خواهران و پدر خودش فاقد آن است. دلسوزی و خوش بینی که سازندگان فیلم با شکست پدربزرگ برخورد می کنند می تواند همان خوبی باشد که باعث شد مادر کوبو جاودانگی و قدرت نهایی را نکوهش کند.

نتیجه

تنها کلمه آن رستگاری است. شرورهای LAIKA یا از طریق همدردی بازخرید می شوند (آنها همیشه شکست می خورند ، اما بدون نشان دادن ناامیدی زیاد) ، یا به دلیل اینکه توسط کسانی که سعی در نابودی ، بردگی یا نابینایی دارند ، آنها را می بخشد.

هر کسی که علاقه به حفاری بیش از حد عمیق داشته باشد ، می تواند اثری طولانی در مورد اعلامیه های LAIKA در مورد حقیقت جهانی پیدا کند که عشق قدرت بیشتری نسبت به نفرت است – ایده ای که بیش از حد توسط افراد ناکافی برای استفاده از آن مورد استفاده قرار می گیرد – با قوام و اعتقاد به توانایی فقط هنرمندان واجد شرایط از. در اینجا راه حلی برای مشکلات ما وجود دارد ، زیرا ، LAIKA به ما می گوید ، ما بدون همدلی کور هستیم ، حتی برای مرگبارترین احمق ها.

فیلم مورد علاقه LAIKA شما چیست؟ با گذاشتن کامنت در ادامه به من اطلاع دهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

خانه WOLF: یک افسانه ی دلگیر و دلگیر

امروزه خیلی وقت ها نیست که می توانید بگویید که برعکس هر چیزی که قبلاً دیده اید ، یک فیلم را تماشا کرده اید ، اما هنگام تماشای خانه گرگ، یک ویژگی انیمیشن توقف حرکت سورئال از فیلمسازان شیلی است کریستوبال لون و خواکان کوسیا، من از جسارت و اصالت باورنکردنی فیلم غافلگیر شدم. خانه گرگ الهام گرفته از واقعیت زندگی کلونیا دینگیداد ، مستعمره ای منزوی و فرقه مانند است که توسط مهاجران آلمانی پس از جنگ جهانی دوم شیلی تأسیس شده و مسئولیت سوءاستفاده و شکنجه در دوران دیکتاتوری پینوشه بوده است. با این وجود ، شخص نباید با الهام فیلم آشنا شود تا زیر طلسم جادوی تاریک و پیچیده خود قرار بگیرد.

چه کسی از گرگ بزرگ بد می ترسد؟

این فیلم با پیامی از یک رهبر یک فرقه جدا شده در شیلی آغاز می شود ، که به ما اطلاع می دهد که این افسانه انیمیشن به عنوان اثبات نشان می دهد که این مستعمره خانه ترسناکی نیست که آن را توسط افراد خارجی نقاشی کرده اند. به عبارت دیگر ، این یک فیلم تبلیغاتی است که برای از بین بردن هرگونه شک و تردید در ذهن پیروان این فرقه و متقاعد کردن آنها از خطراتی که در صورت فرار از آنها انتظار دارند ، دارد. این وسیله رزرو هوشمندانه لایه ای اضافی از وحشت سابلیمی را به آن اضافه می کند خانه گرگ، ما را مجبور کرد که برخلاف هر آنچه که قبلاً دیده بودیم ، بر خلاف خرگوش خرگوش به یک دنیای عجیب و غریب ، این اهداف سایه را در ذهن خود نگه داریم.

منبع: Kimstim Films

خانه گرگ داستان ماریا ، زن جوانی را که توسط سران این فرقه به دلیل کار نکردن به اندازه کافی سخت شیطان شده اند ، می گوید؛ او ترجیح می داد با حیواناتی که توسط مستعمره نگهداری می شدند بازی کند. هنگامی که رفتارهای ناعادلانه ماریا باعث شد سه تا از خوک های کلونی فرار کنند ، ماریا برای جلوگیری از مجازات فرار می کند. ماریا با گرگ گرسنه در دم جان خود را به درون جنگل گریخت ، به خانه ای متروکه پناه می برد و در آنجا دو یا سه خوک فراری پیدا می کند. ماریا آنها را آنا و پدرو دوبله می کند و با خیال خود در کار بیش از حد ، آنها را به فرزندان انسانی تبدیل می کند. با این حال ، تقریباً بی پروا ، ماریا ، بسیار مبهم و مبهم ، ماریا تلاش برای بازی در خانه با “فرزندان” خود را پذیرفته و بدتر می شود وقتی غذا در خانه تمام می شود.

ماریا در سرزمین عجایب

نزدیکترین مقایسه ای که می توان با آن انجام داد خانه گرگ توسط یک داستان است برادران گریم فیلتر شده از طریق نگاه از دیوید لینچ، اما حتی آن توضیحات ، در حالی که مناسب است ، به ابداعات بصری فیلم نیز بی اعتبار است. تولید بیش از چندین سال به عنوان یک اثر هنری عمومی در گالری های سراسر جهان ، خانه گرگ از انیمیشن stop-move برای ارائه جهان در داخل خانه ی عناوین به عنوان یک کابوس در حال تکامل استفاده می کند. اینکه به نظر می رسد فیلم یک سکانس واحد است وقتی در این بخش با هم قطعه قطعه می شد ، تنها به جذابیت آن می افزاید.

منبع: Kimstim Films

در حالی که یکی از اتاق به اتاق دیگر در خانه منتقل می شود ، خود اتاقها تکامل می یابند ، دیوارها در حال شکسته شدن و گسترش می یابند و به رنگ تغییر می کنند تا حال و هوای یک صحنه را منتقل کنند. ماریا خودش هم همین کار را می کند؛ در بعضی از صحنه ها ، او اندامهایی را که رشد می کنند و پیچ می خورند و تکامل می یابند تا به هدف خود برسند ، در حالی که در برخی دیگر ، خودش به بخشی از خانه تبدیل می شود ، یک نقاشی دو بعدی که به نظر می رسد در دیوارها به دام افتاده است.

در یکی از سکانس های وحشتناک تر سورئال ، ما می بینیم که خوک ها از نظر جسمی شکل بدنی تغییر می دهند و به کودکانی تبدیل می شوند که ذهن ماریا می خواهد آنها باشد ، وقتی موجی از موهای عروسک طلایی از سرشان جاری می شود ، پوزه های پاپیون آنها کوچک می شود. انواع متریال مورد استفاده برای تهیه کاراکترها و خانه آنها – تکه های پارچه ، تکه های رنگ ، تکه های پلاستیک – این تصور را می دهد که شخص وارد دنیایی شده است که کاملاً از وسایلی دور ریخته شده مانند سطل آشغال ساخته شده است که در ذهن ماریا شکل می گیرد. زندگی جدید.

در حالی که تصویری ها ستاره اصلی این فیلم هستند خانه گرگمنظره وحشتناک فیلم بسیار طولانی می رود تا دنیای فیلم را به طور کامل دور کند. فقط دو بازیگر صدا درگیر هستند خانه گرگ: آمالیا کسایی به عنوان ماریا ، آنا و پدرو و راینر کراوز به عنوان رهبر فرقه و گرگ صدای آنها که یکپارچه بین آلمانی و اسپانیایی جابجا می شوند ، پیچیده و لایه لایه می شوند و از یکدیگر ابراز می شوند و بر احساس کلاستروفوبیک افزوده می شود که فرد بیشتر در خانه می گذرد.

منبع: Kimstim Films

شایان ذکر است که خانه گرگ فقط 75 دقیقه طول دارد ، که طول مناسب فیلم است که با تحریک بصری و شنوایی بسیار همراه است. یک مجموعه کاملاً سرآمد جلوه های صوتی ضبط شده در سطحی را پرتاب کنید که دقیقاً هر لحظه را اغراق می کند و نتیجه آن فیلمی است که نمی توانم تصور کنم کاملا در آن غوطه ور نشده است.

نتیجه

در حالی که ممکن است برخی در ابتدا با خصومت ناخوشایند فیلم غافل شوند ، خلاقیت کاملی که هر قاب از آن را پر می کند خانه گرگ باید همه دیده و جشن بگیرند

همچنین ببینید

MREDER Mysstery: همانطور که عنوان دارد

شما چی فکر میکنید؟ آیا طرفدار انیمیشن توقف حرکت هستید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

خانه گرگ برای پخش از طریق اتاق های نمایش مجازی که از سینمای محلی شما سود می برند در 15 مه 2020 منتشر می شود. برای تاریخ های انتشار اضافی ، وب سایت Kimstim Films را بررسی کنید.

https://www.youtube.com/watch؟v=EEc3R3Pn0FA

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جوتون

لی جوتن کارگردانی فیلم های کوتاه با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل و یک پلنگ غیر قاتل را کارگردانی کرده است. نوشته های او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد ، بچ: پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، Bitch Flicks ، تلویزیون Fanatic و Just Press Play ظاهر شده است. هنگام تماشای ، ساختن یا نوشتن در مورد فیلم ها ، معمولاً در Twitter می توانید وسواس فوتبال را پیدا کنید.

THE GRAND BIZARRE: در عطسه و نشانه شناسی پارچه

بزرگ عجیب و غریب از طبقه بندی فرار می کند. این یک موسیقی 60 دقیقه ای است که بیشتر آهنگ های آن توسط کارگردان و تنها نیروی خلاق فیلم ، هنرمند تجربی ضبط شده است جودی مک. این مستندی است که تقریباً در هر قاب ، پارچه تولید ، بازار ، مسافرت با ماشین و غیره را بررسی می کند. بزرگ عجیب و غریبهمچنین به عنوان Grand Bazaar در استانبول نامگذاری شده است ، همچنین یک فیلم فرایندی ، کمدی ، قطعه آزمایشی آزمایشی ، مقاله ویدئویی ، ساخت دکور ، کار مردم نویسی و انیمیشن توقف حرکت است ، یک سفرنامه شلوغ صدا و رنگ در دنیای بافت. و منسوجات در حال حرکت.

گاهی، بزرگ عجیب و غریب زیبایی زیبایی Timelapse را به خود اختصاص می دهد ، هنگام تماشای جعبه هایی از منسوجات لود شده بر روی بارها ، هنگامی که ابرها به راحتی غیرقانونی عبور می کنند. بعضی اوقات فیلم ها کمتر ویرایش می شوند. اما هیجان انگیزترین نمایش آن زمانی است که مك باهم شکاف زندگی هنوز مانند توقف حرکت است.

پرچم سرخ را بلند کنید

در یک دنباله از مكفیلم ، کیسه هایی که با بندهای پارچه ای خود را جمع می کنند و از اتاق بیرون می شوند. این صحنه فاقد پیچیدگی انیمیشن های تمیز و مدرن است و در نتیجه سبکی خشن و بی ادبانه به وجود می آید که احساس می کند هر اندازه کمی از پارچه های فیلم ساخته شده است. هرچند در تکرار واقعیت بیشتر کوشا هستید ، حرکت متوقف از نظر سبکی به عکسها نزدیکتر است Eadweard Muybridge از هر روش مدرن دیگر فیلم سازی.

بزرگ عجیب و غریب هم محصول دگرگونی طولانی استاد آزمایشی آزمایشی است و هم فیلمی که احساس می کند می توانست در دهه 1890 ساخته شود. موضوع معاصر آن با یک تشریفات صد ساله همراه است. مكبه عنوان مثال ، تمرکز روی رنگ بیانگر ، به عنوان مثال ، فیلم های بی صدا را به شدت از خود نشان می دهد رقص مارپیچ Annabelle به پرچم قرمز در کشتی جنگی Potemkin – هنگامی که استفاده از رنگ در تصاویر متحرک بیشتر در مورد رنگ آمیزی درام بیشتر از رنگ آمیزی درام بود.

ارائه آن تکرار جهانی جذاب فیلمهای خاموش است: بزرگ عجیب و غریب کلمات یا روایتی صحبت نکرده اید ، و تنها متنی که روی صفحه نمایش داده می شود ، نمادهای الفبای آوایی بین المللی است – جهانی بودن آن بخشی از نکته است. و موسیقی متن فیلم ، جدا از غیرقانونی از تصویری ، همراهان ارکسترال مدرسه قدیمی در سالهای گذشته را به یاد می آورد.

الفبای آوایی بین المللی در حال حرکت در
الفبای آوایی بین المللی در حال حرکت در “The Big Bizarre” (2018) – منبع: MUBI

شما می توانید نشان دهید بزرگ عجیب و غریب برای هر کسی ، از هر کشور روی زمین ، و فیلم کلیک خواهد کرد. هیچ مانعی ، زبانی و غیره وجود ندارد. و با وجود دیوانگی صرع مونتاژ او ، مك فیلمی تقریباً تسکین دهنده تولید کرده است ، جایی که شیوه فیلم تقریباً عتیقه به جای اینکه شما را در طول بازو نگه دارد ، شما را عمیق تر می کند.

coda فیلم یک مونتاژ کندتر از منسوجات منسوجات و نقشه است که در موسیقی متن فیلم تنظیم شده است مكمیز کار عکس با کلیک روی شاتر و او پارچه ها را تنظیم می کند. فیلم به پایان رسید مكعطسه و بریدن به سیاه – فیلم برجسته دیگر سکوت ، از سال 1894 ، رکورد ادیسون کینتوسکوپی یک عطسه ، همچنین با عطسه و بریدگی سیاه به پایان می رسد.

از طریق یک بازار ، عجیب و غریب

بسیاری از سکانس ها پارچه ها را در آینه عقب قرار می دهند – خواه بر روی موتور سیکلت یا اتومبیل – گویا چیزهایی که ما می سازیم یا مصرف می کنیم تبدیل شدن هویت ما کمبود کلمات و تکیه بر کلاژهای رنگارنگ او برای برقراری ارتباط ، مك نشانه شناسی فیبر خود را اختراع می کند. بزرگ عجیب و غریب با یک زبان مادی کالا صحبت می کند ، انیمیشن مصنوعی که از طریق پارچه های اضافی شتاب می یابد ، مانند مك مخاطبان خود را به مقابله با روابط همزیستی بین هنرمندان و سرمایه داری فرا می خواند.

موسیقی متن فیلم او نیز این مشارکت را در بر می گیرد: یک آهنگ با یک سمفونی مصنوعی پرنده کوه شروع می شود ، و این نشانگر توانایی انسان برای تبدیل طبیعت به هنر و سپس به تجارت است. مونتاژهای اطراف این آهنگ ها بسیار زیبا به نظر می رسند ، اما ممکن است موسیقی متن فیلم نیز شعار دهند ، “مصرف! مصرف کردن! مصرف کردن!” با خلوتی تر ، پر از مربا است – کسانی که از سبک فیلم متنفر هستند حداقل باید آن را پیدا کنند به شدت رقصنده تقلید از امضای 4/4 زمان پاپ سیمان مكاز آنچه او می خواند وحشت دارد (در یک نظر فیلم مصاحبه) “جنایتگرایی جهانی موزاک جعلی و دمدمی.” او حتی کمی از “ریتم شب” را می گزد.

خواه موسیقی پاپ باشد یا منسوجات ، بزرگ عجیب و غریب می داند که جامعه ما بر اساس تدفین کارهای خوب و صادقانه ساخته شده است که از مدتها پیش جایگزین ابتدایی ترین ، فرهنگی آمورف و نسخه ای که به راحتی قابل مصرف است ، می شود که دریک یا پیر 1 را وارد می کند. (“او در این فیلم یک عنصر بزرگ دریک وجود داشت که از بین رفت زیرا متوجه شدم که حضور او خیلی قدرت دارد”) او به MUBI گفت نوت بوک.) بعضی از مكتصاویر عملکردهای زیبایی پارچه های او را به چالش می کشد – پتوهایی که از ویلچرهای چرخ دار آویزان شده اند یا روی یک شاخه درخت پوشیده شده اند تا خشک شوند ، حاکی از سودمندی و فقدان طاغوت شدن است. اما ما همچنین می دانیم که چقدر الگوی خوب به صورت آنلاین پیش می رود ، و نوع جامعه های جداشونده ای که همان پتوها را قربانی کردن آتش سوزی بوگی مکالمه مهمانی کوکتل خریداری می کنند ، خریداری می کنند.

پارچه ای در آینه عقب در
پارچه ای در آینه عقب در “The Grand Bizarre” (2018) – منبع: Jodie Mack، MUBI

هیچ کس از تمثیل مهاجران در قلب این پارچه های آواره بیشتر آگاهی ندارد مك. در ابتدا ، وی در مصاحبه ای در مرکز لینکلن گفت: “روشی که من این داستان را در ذهن خودم ساختم این بود که یک فاجعه رخ داد و تمام این پارچه ها آواره شدند. و سپس آنها سفر خود را شروع می کنند! و آنها شروع به گرفتن قایق های خود می کنند ، و آنها شروع به سوار شدن در قطارها می کنند. ” به همین دلیل است که اولین تصویر فیلم یکی از برجهای سوزن پارچه است.

با پیش بینی مقیاس عالی پروژه ، که پنج سال به طول انجامید ، شما شروع به فکر کردن در مورد چند پارچه می کنید مك در کل باید از آن استفاده شود تا زمین بازی او را متوقف کند و اینکه چگونه این تعداد کوتوله ها در مقایسه با مازاد پارچه هایی که هر روز استفاده می کنیم استفاده می شود.

این خیلی زیاد نیست ، اما این سرمایه داری است

شاید این استیضاح از مصرف گرایی همان چیزی باشد که در مورد سبک برگشت فیلم بسیار چشمگیر است. فیلم زندگی را به عنوان یک اختراع آغاز کرد ، سپس به سرعت به یک سرمایه گذاری شرکتی تبدیل شد. رکورد سینتیک ادیسون یک عطسه ، پس از همه ، فقط یک فیلم شوخی شیطانی نبود که در نیکلودئون ها نمایش داده شود – این یک حلقه تبلیغاتی برای توماس ادیسون برای نشان دادن سرمایه گذاران ، و اکنون به عنوان قدیمی ترین فیلم دارای حق چاپ باقیمانده شناخته شده است.

بخشی از آغوش بلند صدا و رنگ این رسانه حاکی از آن است که فیلم های بی صدا و سیاه و سفید بدون نصب پرهزینه فناوری ضبط و طرح ریزی پیشرفته تر سودآور بودند. مانند پارچه ، همیشه خط بین عملکرد و زیبایی شناسی تار و پود می شود. فیلم و پارچه برای هنر ، به معنای مشترک معنایی رنگ ، الگوی و فرهنگ ادراک شده مشتق شده است.

همچنین ببینید

CATHERINE بزرگ Miniseries: تقریباً به اندازه نام آن بزرگ نیست

تصاویر کارخانه های نساجی و صدها پارچه که ممکن است محصول دست یا ماشین کار باشد ، متفاوت از دستگاه مبهم تولید فیلم نیست. جایی که روزگاری تیم های دهها زن به فیلم های رنگی دست می خواستند ، یک ویرایشگر هم اکنون می تواند همین کار را در یک ساعت در Adobe After Effects انجام دهد. همزمان، بزرگ عجیب و غریب به نظر می رسد که دیدگاه خود را درباره انطباق کار رد می کند – این فیلم چشم انداز غیرقابل انکار است مك و مك تنها.

و تمام هنرهای او – که بیشتر کارهای نساجی نزدیک است مانند بزرگ عجیب و غریبدقیقه های پایانی – مخاطبان خود را مجبور می کند تا با محتوای رسانه ای که تماشا می کنند ، مقابله کند. شما می توانید در هر فریم روش و نیروی کار را با آن احساس کنید بزرگ عجیب و غریب هنر را در استبدادی ترین خود نشان می دهد. آن را در حرکت ناقص ، در موسیقی متن فیلم به طور خودکار ، در دانه فیلم 16mm وجود دارد ، و بله ، به خصوص در عطسه.

نظر شما درمورد جودی مک چیست بزرگ عجیب و غریب؟ با گذاشتن کامنت در ادامه به من اطلاع دهید.

Grand Bizarre از 9 آوریل سال 2020 از طریق MUBI در سراسر جهان جریان دارد.

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم Enquiry را باز کنید. به جمعی از خوانندگان هم فکر که علاقه مند به سینما هستند ، بپیوندید – به شبکه خصوصی اعضای ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل بازگردید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!