NIGHT STALKER: شکار یک قاتل سریال: شیطان در جزئیات

یک سال جدید ، یک مقاله جدید جنایی Netflix. بنابراین ، البته ، من قصد دارم آن را تماشا کنم.

آیا شما از جنایات ناراحت کننده Nightstalker ، Richard Ramirez آگاه هستید یا نه ، اگر کسی باشید که از این نوع سریال ها لذت می برد ، فریب نخواهید خورد. حتی اگر با مشخصات این جنایات آشنایی نداشته باشید ، کنجکاو خواهید بود که در جریان تلاش دو کارآگاه (فرانک سالرنو و گیل کارریلو) برای دستگیری این فرد که در دهه 1980 در لس آنجلس ترور می کند ، این قضیه را مشاهده کنید.

شب استاکر بیشتر در تحقیق تمرکز می کند. کارگردانی شده توسط تیلر راسل ، این یک مستندات جنایی واقعی است که با استفاده از یک داستان ترسناک و ایجاد یک دیدگاه متنوع که به دلیل کارآگاهان و قربانیان درگیر است ، رویکرد دیگری را اتخاذ می کند. ناامیدکننده است ، پرچین است و با مراقبت دقیق آن ، یک مورد تاریک و تاریک را روشن می کند.

هیچ کس در امان نبود

از همان ابتدا مشخص است که این یک رشته جنایی قابل توجه در تاریخ ایالات متحده است. در بیشتر موارد ، من خودم را در زمینه گزارش های مربوط به جرم واقعی بسیار تحصیل کرده می دانم ، اما وقتی این موضوع را تماشا می کردم Night Stalker: The Hunt For a Serial Killer، چیزهای زیادی آموختم که نمی دانستم – (یا انتخاب کردم فراموش کنم). این خط سختی برای محاصره کردن ، تمایل به دانستن و ویرانی است وقتی که خود را تسلیم می کنید تا میزان کامل جنایات وحشتناک کسی را دریابید. من ، به عنوان اکثر افرادی که این نوع موارد را می خوانند / تماشا می کنند و درمورد آنها تحقیق می کنند ، همیشه به این دلیل تعجب می کنم.

با استفاده از این چهار مقاله خاص ، این عنصر در واقع برجسته نیست. از این گذشته ، فقط تا آخرین کلمات قسمت 3 است که آنها حتی مردی را شناسایی کرده اند که چندین ماه قربانی LA بوده است.

NIGHT STALKER: شکار یک قاتل سریال: شیطان در جزئیات
منبع: نت فلیکس

کل تولیدات با احساسات دهه 80 خیس شده و کابوسی را در لس آنجلس (و سان فرانسیسکو) که ساکنانش را به گروگان گرفته بود ، تسخیر کردند. با استفاده از تصاویر بایگانی ، و کلیپ های خبری مربوط به آن زمان ، این دهه را در نئون کامل به تصویر می کشد. اما ، در زیر این نما یک قاتل وجود دارد. یکی با فرکانس و تا حدودی تصادفی M.O (که یک قاتل زنجیره ای نادر است) ، با حمله زیاد به خانه ها ، حملات ، قتل ها و تجاوزهای جنسی ، ساکنان خود را از کودکان تا بزرگسالان به وحشت انداخت. به دلیل این عدم پیش بینی ، او همچنان یکی از وحشتناک ترین قاتلان زنجیره ای تا به امروز است. در حالی که کارآگاهان شواهدی برای اثبات داشتند ، اما شناسایی مظنون مدتی طول کشید. در ضمن تحقیقات ، یک آشفتگی بین ادارات پلیس و همچنین دخالت مطبوعات به یک آشفتگی اضافه کنید ، این کارآگاهان ، که به وضوح سنگینی این کار را احساس می کردند ، ناامید شدند.

ماهیت دیوانه وار بازی های او در طول سریال به خوبی ارائه می شود ، حتی اگر در بعضی مواقع نمایش کاملاً کارساز نباشد. چیزی که من واقعاً از آن قدردانی کردم این واقعیت بود که تمرکز زیادی روی قربانیان و خانواده های آنها داشت. این فرصتی برای شناخت مردم بود و نه آمار. وقتی از افرادی که چنین جنایاتی را تجربه کرده اند حساب واقعی می شنوید ، سخت است که خودتان تحت تأثیر قرار بگیرید. همچنین باعث می شود شما بخواهید این کارآگاهانی که بیشترین نمایش را دارند ، مجرم خود را پیدا کنند. ادامه جلوه صوتی ساعت تیک تیک و همچنین نمایش مکرر چند روز از اولین قتل وی ، هرگز اجازه نمی دهد بیننده اهمیت شکار را فراموش کند.

NIGHT STALKER: شکار یک قاتل سریال: شیطان در جزئیات
منبع: نت فلیکس

در حالی که برخی از تصویب مجدد ها را مشاهده می کنیم ، در درجه اول اتومبیلی مانند او که شبانه در خیابان ها رانندگی می کند ، احساس ترس و وحشت می کند. او بی پروا بود و با موفقیت حملات بیشتر ، حتی جسارت بیشتری پیدا کرد. امشب کجا می رفت؟ چه کسی بعدی خواهد بود؟ این یک تفکر نگران کننده است ، زیرا با توجه به همه پاسخ ها ، جواب این بود: هر کجا.

ریچارد رامیرز کیست؟

یکی از افت های ساخت یک سریال تقریباً کامل در مورد تعقیب و گریز این است که “پایان” را آنطور که دوست دارید دریافت نمی کنید. و منظورم این است که بیشتر داستان پس از دستگیری او. این نقل قول های بسیار شوم ، فوق العاده تأثیرگذار و ضبط شده از خود رامیرز وجود دارد که در تمام نقاط خالدار است. این یک چیز اضافی دلهره آور است که فکر کردم واقعاً بیننده را به تجسم روان عمیقاً آشفته این فرد نزدیک کرده است. بسیاری از حقایق و جنبه های تحقیق وجود دارد که می توانست به اشتراک گذاشته شود ، اما چنین نیست ، و این پایان آنطور که انتظار می رود نیست.

صرف نظر از آنچه نمی توانیم ببینیم یا بشنویم ، و شاید نمایش این کار را هدفمند انجام داده است ، و نمی خواهد به این فرد زمان بیشتری بدهد ، این نمایش هنوز خطاهای خود را دارد.

NIGHT STALKER: شکار یک قاتل سریال: شیطان در جزئیات
منبع: نت فلیکس

اوایل مواقعی وجود دارد که سریال محدود در جریان خود به برخی از گیرها برخورد می کند و تمایل به ادامه تماشای آن دشوارتر می شود. گاهی اوقات نمایش احساس پراکنده بودن ، عدم اطمینان از مقاصد خود ، و در بعضی مواقع ، تغییر صدای عجیب و غریب می کند. با این حال ، هرگز شما را کاملاً از دست نمی دهد.

نتیجه: The Night Stalker: شکار یک قاتل زنجیره ای

این مجموعه ای است که کارت های خود را در عنوان نشان می دهد. این در مورد شکار است. و این یکی فراموش نشدنی است. به این ترتیب ، این یک تلاش جذاب برای کشف و تحقیق در طی دهه 1980 است که کالیفرنیا (و کشور ما) هرگز فراموش نخواهند کرد.

نظر شما چیه؟ آیا این سری سند خاص را جذاب می دانید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Night Stalker: Hunt For a Serial Killer هم اکنون در Netflix جریان دارد.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

LOCKED DOWN: A قرنطینه Scavanger Hunt And Heist – اوه من!

هنگامی که COVID-19 برای اولین بار قفل منطقه من را اجباری کرد ، من و نامزدم لحظه ای به تأمل در موضوع مورد بحث پرداختیم ، هزاران نفر – اگر نه میلیون ها نفر – در خانه های خود گیر کرده بودند ، طبق مقررات پیروی می کردند و تلاش می کردند طوفان را از بین ببرند . و آنها نه تنها در یک مکان گیر کرده بودند ، بلکه شما با کسانی که در آنها قفل شده اید قفل شده اید. عاشق ، دوست ، یا خانواده ، شما با کسانی که قرار بود با آنها باشید بودید. و در حالی که در ابتدا فقط دو هفته به نظر می رسید ، به سرعت مشخص شد که مدت زمان بسیار طولانی تری خواهد بود.

فیلم اصلی HBO قفل کردن، از کارگردان داگ لیمان، به عقب درمورد ایده قفل شدن ، نه تنها به معنای پاسخ به یک بیماری ناشناخته بلکه به دنبال کسانی که اکنون در قرنطینه هستیم. دو عاشق سابق ، که تازه شروع به جدایی کرده بودند ، اکنون در هم قفل شده اند ، قادر به فرار نیستند و نمی توانند به جلو حرکت کنند. مانند آنچه بسیاری از جهان در دیدگاه های خود در این سال احساس کرده اند ، زمان به بن بست رسیده است ، و قطعات در بازی زندگی بی حرکت. چی قفل کردن با موفقیت انجام می شود ، نه تنها لحظه ای از تاریخ بشر را ضبط می کند ، بلکه راهی برای شکل دادن به آن درام یک بار در طول عمر دزدی پیدا می کند.

لیندا (آن هاتاوی) و Paxton (چیوتل اجیوفور) وقتی لندن را به دلیل همه گیری COVID-19 به یک محاصره سخت گیر انداختند ، متوقف می شوند. در حالی که آنها از طریق آپارتمان شناور هستند ، تا آنجا که ممکن است از یکدیگر اجتناب کنند ، آنها اجتناب کامل را غیرممکن می دانند. با داشتن دوستان مشترک و مشاغلی که به طور بالقوه از یکدیگر عبور می کنند ، جایی برای فرار و جایی برای پنهان شدن وجود ندارد. هنوز عشق بین آنها وجود دارد ، اما یک نیاز اساسی برای حرکت به جلو وجود دارد – اما ممکن است به نظر برسد.

با این حال ، در حالی که به نظر می رسد هر یک از دیگری دور می شوند ، اما هر کدام در سکوت رنج می برند ، فاصله خود و قفل آنها را در یک حالت تنهایی و ناامیدی ثابت قرار می دهد. پاكستون مطمئن نیست كه چگونه می تواند گذشته را برای بهبود آینده خود تغییر دهد ، سابقه جنایی او را از دستیابی به چیزی بهتر از آنچه كه قبلا داشته است جلوگیری می كند – و وضعیت فعلی مانع حتی تلاش او می شود. لیندا با آگاهی اخلاقی خود دست و پنجه نرم می کند ، تبلیغاتی که اخیراً نشان داده عملکرد داخلی شرکتی است که او برای صعود از نردبان بسیار تلاش کرده است.

با این وجود ، هنگامی که این دو شروع به حرکت در فضای یکدیگر می کنند ، و یک بار دیگر خود را به احتمال یکدیگر و امنیت آینده خود باز می کنند (خواه با هم باشد یا از هم جدا) ، آنها می توانند مسیرهای عبور خود را به آنها فرصت دهند یک عمر. اما آیا آنها می توانند از پس آن برآیند؟

بازگشت قفل به زندگی

قفل کردن فیلمی است که در وهله اول به دلیل موقعیت و زمان آن مخاطب را فریب نمی دهد. برای بسیاری ، خیلی زود است. برای دیگران ، به ویژه با توجه به این فرصت ، نوستالژی خاصی وجود دارد که به رسمیت شناخته می شود ، آنچه گذشت و اکنون کجا هستیم. آژیرها از دور شنیده می شوند ، پورل میز را لیتر می زند و خلوت شدن قابلمه ها و ماهی تابه ها برای تشکر از کارهای بهداشتی نه تنها گذشته بلکه زمان حال را نیز در نظر می گیرد.

LOCKED DOWN: A قرنطینه Scavanger Hunt And Heist - اوه من!
منبع: HBO Max

و در حالی که من در مورد نوستالژی احساس شده در یک لحظه صحبت خواهم کرد ، یک احساس طنین انداز وجود دارد قفل کردن که به عنوان کاتارسیس خودش کار می کند. از نظر بسیاری ، TikTok ، Zoom و FaceTime تنها وسیله ما برای اجتماع و دیدن خانواده و دوستان شدند. از طریق این اشکال مختلف ، نوری وجود داشت که همبستگی و تنهایی قرنطینه را نشان می داد. تو تنها نبودی قفل کردن این توانایی انسانها را برای اصلاح و حفظ روابط حفظ می کند. لیندا در آن سر راه با پنجره های زن صحبت می کند ، پکستون برای همه در خیابان شعر می خواند. احساسی وجود دارد که لیندا و پاکتون قادر به حفظ این واقعیت هستند که واقعاً تنها نیستند – و برای بینندگان ، این فرصتی دیگر برای احساس همان است. بسیاری از احساساتی که آنها ابراز می کنند احساسی است که همه ما در مقاطع مختلف زمانی داشته ایم.

در حالی که هاتاوی و اجیوفور هر کدام اجراهای ثابت و قابل قبول ارائه می دهند ، آنها ستاره های فیلم نیستند. این تفریح ​​دنیایی است که در آن غرق شده اند و جنبه های عمدی همه گیر جهانی است که واقعاً نشان داده شده است. از اسکریپت گرفته تا میزانسن ، کمد لباس تا ویرایش – قفل کردن برتری دارد

نوستالژی یک بیماری همه گیر

چه کسی فکر کرده است که نوستالژی در چنین شرایط سختی تجربه شود. اگرچه احساس آشنایی با آنها دشوار بود قفل کردن همانطور که مرا به دو هفته اول قرنطینه برگرداند. و این به دو منظره و گفتگو گسترش یافت. تقریباً به نوعی شکار لاشخور تبدیل شد – چند عنصر قرنطینه را می توانید پیدا کنید؟

LOCKED DOWN: A قرنطینه Scavanger Hunt And Heist - اوه من!
منبع: HBO Max

یادگیری تهیه نان و برداشتن آرد از فروشگاه یکی از موضوعات رایج در سرتاسر داستان بود ، اما موضوعی که خیلی ها خیلی راحت یادآور آن هستند. مهاجرت ساکنان شهرهای بزرگ به حومه شهرها تأیید شد ، بن استیلرگای در مورد اینکه چگونه از شیکاگو به ورمونت نقل مکان کرده است و بچه ها “آن را دوست دارند” اظهار نظر می کند (اما به طور واضح اینگونه نیست که پسرش طنز را تقریباً در یک احساس TikTok نشان می دهد).

اقلام در زمان های مختلف صفحه نمایش را پر می کنند ، تقویم سال 2020 به عنوان کاغذ قراضه ، دستمال توالت خریداری شده به مقدار زیاد ، ماسک هایی که از دهان استفاده می شود اما بینی نیست ، تحویل غذا ، تلویزیون اعلام می شود بوریس جانسون در بیمارستان بستری شده بود و ته لباس خواب زیر لباس رسمی لباس می پوشید. موارد زیادی وجود دارد که می تواند صفحه را پر کند و به وضوح نشان دهد که این فیلم در کجای همه گیر واقع شده است.

LOCKED DOWN: A قرنطینه Scavanger Hunt And Heist - اوه من!
منبع: HBO Max

قفل کردن همچنین نوستالژی خود را در احساس کشش فیلم پیدا می کند که موازی با احساس کشیده شده قفل شدن است. گرچه این بزرگترین شکایتی است که من از فیلم داشته ام ، اما احساس اصیل و انکارناپذیری وجود دارد که آن را فراهم می کند. آنچه به نظر می رسد طی دو هفته در فیلم است ، مانند ماهها – حتی یک عمر احساس می شود. و در اینجا ، این فیلم تقریباً 2 ساعته احساس حماسی می کند. سرعت برای من مفید نبود ، اما برای خود داستان نیز مفید است.

نتیجه: قفل کردن

اکنون ، در حالی که بیشتر فیلم برای بررسی روابط پاکستون و لیندا در محیط همه گیر غوطه ور شده است ، اما به یک فیلم دزدی با ریسک بالا تبدیل می شود که به ایده آنارشی و آزادی ختم می شود. در اینجا این دو نفر برای مدت دو هفته در خانه ای حبس شده اند که برای پر کردن وقت خود چیزی جز افکار خود ندارند. گناه برای گذشته ، ترس از آینده ، و ناتوانی در فرار در جایی که ذهن سرگردان جای خود را به افکار می دهد ، و حتی شجاعت ، که شاید هرگز قبلا وجود نداشته است. هیچ حواس پرتی وجود ندارد ، فقط زمان است. برای برخی ، این می تواند ترسناک باشد ، برای برخی دیگر ، آزاد کننده.

همچنین هرج و مرج آزاد شدن وجود دارد. در حالت بی نظمی که همه گیر بسیاری را در خود جای داده است ، در مورد اقتدار تجدید نظر می شود. و نه فقط کسانی که محدودیت ها را اعمال می کنند ، بلکه در خود ما نیز هستند. چه اختیاری به خود اجازه دادیم و واقعاً چه اقتداری را باور داریم که داریم. همانطور که در گذشته و حال خود را نشخوار می کنیم ، آنچه در گذشته ممکن است حیاتی بوده باشیم شکسته می شود و اهمیت دیدگاه های قبلی را می شکند و در عین حال برای بررسی مجدد و مطرح کردن دیدگاه های دیگران نیز وقت می گذاریم.

قفل کردن قطعاً یک موفقیت غافلگیرکننده بود ، در حالی که من مطمئن نیستم که دوست داشته باشم دوباره آن را تجربه کنم (چون ممکن است جلوه دیگری روی ساعت دوم ایجاد شود) مطمئناً یکی از مواردی است که توصیه می کنم.

آیا قفل شده را دیده اید؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Locked Down در حال پخش از HBO Max است.


قفل شده را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

تاریخچه کلمات قسم: درس تاریخ معمولی شما نیست

Netflix طی چند سال گذشته با استفاده از بسترهای نرم افزاری و قدرت خلاقانه بی حد و حصر خود برای استخراج سنگهای هنری ، قصه گویی و تاریخ ، از توانایی های موجود در محتوای عجیب و غیر معمول استفاده کرده است. ببر ببر و میخ آن را! در سالهای اخیر به ذهن خطور کنید ، با میخ آن را!شکستن واقعیت تلویزیونی صحنه دار که دربرگیرنده اصالت خدمه خود به اندازه موضوع آن است ببر ببر استفاده از ژانر مستند برای مسحور تماشاگران در مورد معاملات زیرزمینی و جنایات صنعت ببر. Netflix در جدیدترین فعالیت خود بار دیگر به سراغ خیابان ها و موضوعات عجیب و غریب و غیرمعمول می رود که معمولاً محدود به یک بحث دانشگاه است که اکنون به عنوان سرگرمی مصرف می شود.

با تاریخچه کلمات قسم، نتفلیکس در مورد کلمات شیطانی که در طول سالها تغییر کرده و تغییر شکل داده اند ، شوخ طبعی ، سرگرمی و دانش را ارائه می دهد ، برخی از آنها دوباره احیا می شوند در حالی که دیگران به یک زبان مشترک تبدیل می شوند. به میزبانی نیکولاس کیج، تاریخچه کلمات قسم یکی از منحصر به فردترین و جذاب ترین مدارس است که مدتی است دیده ام.

نه درس تاریخ معمولی شما

تاریخچه کلمات قسم یک ساعت سریع است که هر قسمت فقط از شش قسمت حدود بیست دقیقه تشکیل شده است. با شروع تاریخچه کلمه “F ** k” ، این سریال هیچ وقت غرق شدن در زبانشناسی ، تاریخ و حتی تصاویر متحرک از مبدأ خود را از دست نمی دهد. سران سخنران درباره عشق آنها به کلمات فحش ، نحوه استفاده از آنها و قدرت هنگام استفاده بحث می کنند. در حالی که بسیاری از سران سخنگو کمدین هستند ، این کلمات ارائه و تحویل متفاوتی را برای هرکدام ارائه می دهند ، مخاطبان نه تنها خود را سرگرم می کنند بلکه موافق هستند – فحش ها احساس خوبی به ما می دهند.

تاریخچه کلمات قسم: درس تاریخ معمولی شما نیست
منبع: نت فلیکس

آنچه در مورد این سریال بسیار جالب است تکامل هر یک از کلمات ارائه شده است که بسیاری از آنها در تعریف و کاربرد شکل می گیرند. زبان همیشه در جریان مداوم است و از تغییرات زبانی با فحش یاد می گیرد ، خصوصاً از آنجا که بسیاری از تابوهایی هستند که مورد بی مهری قرار می گیرند ، نه تنها بر این تغییر تأکید می کنند ، بلکه این تغییر چیزی نیست که نمی توان آن را مهار کرد. با تغییر چشم اندازها و جامعه ، کلماتی که برای پرداختن به جهان پیرامون و احساساتی که از ما می گیرد استفاده می کنیم.

تنها ایراد من در مورد سریال سرعت متراکم آن است. خیلی اوقات احساس می کردم که اپیزودها خیلی کوتاه هستند ، اگر هر کدام فقط ده دقیقه بیشتر وقت بگذارید ، می توان تاریخچه و دانش تکاملی بیشتری را گسترش داد. سرعت سریع آن ممکن است تماشاگران را تا پایان تماشا کند ، اما احساس عجله می کند. بارها متوجه شدم که آیا این اپیزود واقعاً ریشه کلمه را توضیح داده است ، اما متوجه شدم که آنها چنین کردند ، اما ما از گذشته پریدیم و سریعتر از آنچه می توانستم پردازش کنم ، لذت بردم تا جنبه آموزشی.

تاریخچه کلمات قسم: درس تاریخ معمولی شما نیست
منبع: نت فلیکس

کلمات قسم قدرت خود را در کسانی دارند که از آنها استفاده می کنند و این بزرگترین نقطه قوت سریال است. کلیپ های فیلم ها و تلویزیون تأثیر و ضرورت فحش را تقویت می کند. سرهای صحبت کننده – متشکل از نیکی گلاسر، لندن هیوز، الویس میچل، دری دیویس، نیک آفرمن، سارا سیلورمن، و موارد دیگر – هر یک از آنها سیستم های تفریحی خود را دارند ، بسیاری از آنها به دلیل ساختن جملات یا شوخی های ساختن فحش هایی شناخته می شوند. آنها قابل گفتگو و استقبال هستند ، اما برای تشویق به خویشتن داری به تابو نمی پردازند ، بلکه برای در آغوش گرفتن و تشویق هستند. با پایان دادن به “لعنت” ، چرخه زندگی کامل یک سوگند به بینندگان داده می شود ، مسیر بالقوه کسانی که قبلاً بحث شده اند و آن قسم هایی که هنوز کشف و درک نشده اند را نشان می دهد.

نتیجه گیری: “یک شب عالی بخیر”

من از Netflix خواهش می کنم که همچنان این نوع محتوا را بپذیرد و آن را برای توده ها به ارمغان بیاورد. تابوها و جنبه هایی از زندگی وجود دارد که همه ما آنها را می شناسیم و انجام می دهیم اما هیچ سرنخی از آنجا که همه آنها ناشی شده است نداریم. در اینجا ، تاریخ سوگندها فاش می شود و روند تکاملی آن بررسی می شود. در حالی که این سریال می توانست به هر قسمت اپیزودیک زمان بیشتری بدهد ، اما سرگرمی و تفاهم وجود دارد. اگر به دنبال چیز جدیدی برای پرخوری هستید ، قطعاً بدهید تاریخچه کلمات قسم سعی کنید – زمان خوبی است.

آیا شما را دیده است تاریخچه کلمات قسم؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

تاریخچه کلمات قسم در حال حاضر در Netflix جریان دارد!


تاریخچه کلمات قسم را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استفانی آرچر

استفانی آرچر 35 ساله متعصب سینما است و در نوروک ، سی تی ، ایالات متحده آمریکا زندگی می کند.

شکستن قلعه: بازسازی به جذابیت Lovecraftian بیشتری می بخشد

Castle Freak، کارگردانی شده توسط تیت استینسیک و نوشته شده توسط کتی چارلز، داستان ساخته شده از چند قطعه را به روز می کند لاوکرفتها خارجی و موش در دیوارها برای استوارت گوردونفیلم سال 1995. این بازسازی در زمینه عاشقانه های عاشقانه ، به روزرسانی داستان اصلی و جلوه های بصری تلاش می کند ، اما این فیلم توانایی سواری بهتر و سرگرم کننده تری را نسبت به آنچه در محصول نهایی ارائه می شود ، داشت.

این فیلم ربکا را دنبال می کند (کلر کاترین) ، زنی که اخیراً نابینا شده است ، وقتی به قلعه ای می رود که از مادرش به ارث برده است. دوست پسر او جان (جیک هوروویتز) در این سفر به او می پیوندد ، فقط به این دلیل که فکر می کند آنها می توانند قلعه و اشیاques عتیقه را برای سود سریع در آن بفروشند. به محض عملی شدن این امر ، وفاداری وی متزلزل می شود.

لاوکرفتیان لور

Castle Freak در این به روزرسانی بیشتر تمرکز لاوکرفت را به ارمغان می آورد ، حتی اگر داستان به منبع داستان کوتاه نزدیکتر نباشد. آوردن داستان و مضمون هایی که در سایر آثار او نفوذ می کنند ، روح تازه ای در این بازسازی می بخشد. با آوردن Necronomicon و بحث در مورد گشودن دروازه ها به دنیای دیگر از طریق پیوندهای خواهرانه ، فیلم احساس ارتباط بیشتری با آنچه مخاطبان از اقتباس از لاوکرفتکار

شکستن قلعه: بازسازی باعث می شود جذابیت بیشتر Lovecraftian بیشتر شود
منبع: RLJE Films

داستان برخی از عوامل اصلی را تغییر می دهد ، مانند عنوان “عجایب قلعه” که اکنون یک زن است. این یک تغییر جالب است ، و من از نحوه عملکرد این فیلم در پس زمینه قدردانی می کنم ، اما در طول فیلم کارهای کافی انجام نمی شود.

برخی از جنبه های مورد علاقه من در فیلم آخرین اقدام آن بود ، سرانجام تمام داستانهای پر از حباب و بلبل در سایه های روشن نئون بنفش و صورتی به بار نشستند. آسمان رنگ دنیوی و زیبایی به خود می گیرد و ما موجوداتی را می بینیم و کلمات گفته شده از Necronomicon را می شنویم. این فیلم با یک تصویر حیرت انگیز و شدید به پایان می رسد که جلوه های تصویری ترسناک دهه 90 را به ذهن متبادر می کند – به روشی فوق العاده و بازیگوشانه – و من را از دیدن کارهایی که این فیلمساز در آینده انجام می دهد هیجان زده می کنم.

دوست پسر ربکا شخصیت و انگیزه های یک شرور کارتونی را دارد ، اما احساس راحتی می کند. تماشای او که از او می پرسد آیا می توانند Necronomicon را بفروشند ، این موضوع را تمرکز واضحی می کند و تماشای شخصیت او را بسیار سرگرم کننده تر می کند.

بسیار دور از داستان آن است

یک مسئله ای که با آن داشتم Castle Freak اغلب اوقات به دلیل ترس و وحشت خود به لحظه های فضول گرایی تبدیل می شود و این صحنه ها احساس نمی کنند که به اندازه نمایشگر این است که این شخصیت ها از نظر جنسی فعال هستند ، باعث ترساندن آنها می شوند. مشکل من با این مسئله نه چندان جنسی سکانس ها ، بلکه احساسی است که آنها نسبت به بقیه فیلم دارند.

شکستن قلعه: بازسازی باعث می شود جذابیت بیشتر Lovecraftian بیشتر شود
منبع: RLJE Films

استفاده از یک لحظه صمیمی بین شخصیت ها برای پایین آوردن محافظت از آنها می تواند کارساز باشد ، و این در رویاهای ربکا نیز وجود دارد ، Castle Freak بیش از حد به این اعتماد می کند برخی از این لحظات در فیلم به خوبی کار می کنند ، اما استفاده بیش از حد باعث می شود حتی لحظات قوی نیز کمتر از حد ممکن تأثیرگذار باشند.

این فیلم پویایی جالبی را ایجاد می کند و من دوست دارم که چگونه از طریق همه این روش های مختلف داستان نویسی درباره داستان پس زمینه ربکا یاد بگیریم ، اما این آرامش احساس خستگی می کند. زمان زیادی می گذرد تا اینکه هر لحظه عظیمی را با عجیب و غریب می بینیم. اگر لحظات بیشتری به ما نشان داده شود که ربکا تعاملات مثبت بیشتری با این هیولای تیتروال داشته باشد ، این ممکن است م workثر باشد ، اما من منتظر ماندم. هنگامی که وی یک فروشنده مواد مخدر و یک معتاد را در تونل های قلعه کشت ، فیلم شروع به کار کرد و من مشتاقانه منتظر دیدن دوباره او در عمل بودم.

رویاها و چشم اندازها

Castle Freak کار خوبی در ایجاد پس زمینه ربکا از طریق رویاها ، کابوس ها ، و بیداری چشم اندازهای مادرش انجام می دهد. نمایش روابط ربکا با اصطلاح عجیب و غریب نیز طبیعی به نظر می رسد.

در حالی که ربکا و دوستش ، که توسط پروفسور می رود (کریس گالوست) ، بخوانید و در مورد گذشته ربکا و نحوه اتصال این به عشق لاوکرفتی که می شناسیم ، یاد بگیرید و در کنار آنها یاد می گیریم. نمایشی که بین کاراکترها به عقب و جلو پرتاب می شود ، احساس اجباری نمی کند ، زیرا می بینیم که چگونه اکتشافات به طور متفاوتی روی هر شخص تأثیر می گذارند و جهان بینی او را به چالش می کشند.

شکستن قلعه: بازسازی به جذابیت Lovecraftian بیشتری می بخشد
منبع: RLJE Films

Castle Freak داستان خود را از طریق این چشم اندازها و لحظات کشف می سازد ، و اینها از قویترین فیلمها هستند. تصاویر بصری در این سکانس ها دارای رنگ های غنی و شدید هستند ، که سایه های قرمز موجود در لباس ها و روپوش های ربکا را در کمد لباس مادرش نشان می دهد. جهان در این چشم اندازها از نظر رنگ بندی و نورپردازی از بافت و جالب تری برخوردار است.

نتیجه

Castle Freak به روزرسانی جالبی برای یک فیلم ترسناک آشنا است و می تواند تأثیرات لاوکرفتین را به جهان اضافه کند. جلوه های بصری و استفاده از این قشر مشهور فیلم را در رنگ های غنی و به یادماندنی به ویژه در بازی آخر خود ترسیم می کند. من مشتاقانه منتظر کارهای بیشتری از این کارگردان و نویسنده هستم و لحظه بعد از تیتراژ تیزر خوبی برای احتمال راه اندازی مجدد نسخه های بیشتر است.

Castle Freak On Demand در دسترس است و در حال حاضر از Shudder در حال پخش است.

Castle Freak 1995 را دوست دارید؟ اگر چنین است ، آیا علاقه مند به دیدن این به روزرسانی هستید؟ نظرات خود را در نظرات به اشتراک بگذارید.


Castle Freak را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا مازیلو

آماندا مازیلو نویسنده ای با مدرک B.A. در رشته های نویسندگی و زبانشناسی و یک خردسال در مطالعات فیلم از دانشگاه جنوب جورجیا. او از نوشتن کمدی و گشت و گذار در انواع رسانه ها لذت می برد. نام توییتر او جنایت بدی است:mazzillofirefox

مرگ تا سال 2020: انتشار کمدی و کاتارتیک از گذشته

همه ما می توانیم اعتراف کنیم که سال 2020 یک جهنم سال بوده است. یک مسابقه بوکس بی وقفه که به نظر می رسید هرگز متزلزل نمی شود ، هر کدام از مشت های روده ای سخت و سخت تر از مسابقه قبلی است. با این حال ، وقتی امید به سال جدید را می بینیم ، واکسنی که بتواند عادی و چشم انداز تغییر یافته را بازگرداند ، می توانیم تمام آنچه را که اتفاق افتاده است بررسی و استفاده کنیم. برای بسیاری ، ما باید اتفاقاتی را که در طول یک سال گذشته رخ داده آشتی دهیم تا آینده را بپذیریم ، برای دیگران ، ما فقط نیاز به آزادی داریم.

خوشبختانه ، نتفلیکس و سازندگان آن آینه سیاه سال گذشته را پذیرفته اند ، و یک نسخه کاتارتیک برای خود و بینندگان پیدا کرده اند. درست زمانی که فکر می کردید “همه اینها را تماشا کرده اید” ، آخرین تشکر تبلیغاتی از گریه های نتفلیکس ، هنوز یک “مورد دیگر” قبل از پایان سال وجود دارد. مرگ بر سال 2020 اثبات این است که در سالی که صنایع هنری یکی از سخت ترین آسیب ها بوده است ، چرا ما برای تقلید از زندگی به هنر احتیاج داریم.

سالی که بود

با شروع “در روزی که متولد شد” ، 2020 به سرعت با یک Ward World Ward III ، آتش سوزی استرالیا ، به هرج و مرج تبدیل می شود ، دونالد ترامپاستیضاح ، Brexit و بوریس جانسون. گرچه ممکن است برخی از سال قبل تحویل داده شده باشند ، همه متعلق به سال 2020 است. از لحظات تاریخی پیروزی (انگلبرنده اسکار!) تا اینکه مشهور مورد علاقه جهان با COVID-19 تشخیص داده شود ، از فریاد عدالت گرفته تا فریاد تقلب در انتخابات ، هیچ سنگی نمی گذارد چه در مورد آن بحث شود و چه نشان داده شود.

مرگ تا سال 2020: انتشار کمدی و کاتارتیک از گذشته
منبع: نت فلیکس

چیزهای زیادی برای گفتن در مورد سال وجود ندارد ، و هیچ چیز جدیدی نیست مرگ بر سال 2020 را به چشم انداز سال می آورد. ما آن را می دانیم ، همه ما از طریق آن زندگی کرده ایم. ساموئل ال جکسونداش براکت می گوید وقتی او مطلع می شود که آنجا برای بحث در مورد سال بهتر است بهتر می گوید – “چرا شما می خواهید این کار را انجام دهید. منظورم واقعاً است ، چرا؟ ” اما این راهی است که مرگ بر سال 2020 مقابله با سالی که خلاصه برداری را بسیار ضروری می کند ، فراهم می کند طنز در تاریکی و لحظه ای برای تأمل.

سرعت و احساس مرگ بر سال 2020 شدید ، در عین حال کوشا است به برخی از موضوعات فضای بیشتری برای تنفس داده می شود در حالی که به بعضی دیگر خرده گرفته می شود ، لحظه ای از یک سال دیگر. سرهای سخنران ایجاد می شوند تا “متخصص” در سال شوند ، هضم و تجزیه و تحلیل – یا در بعضی موارد انکار – همه اتفاقات. شهروند “متوسط” جما نریک (دایان مورگان) ، گلهای مادر مادر “فوتبالی” (کریستین میلیوتی)، ملکه (تریسی اولمن) ، مغول میلیاردر Bark Multiverse (کمیل نانجیانی) ، و سال را بیشتر شخصی می کنند ، و جوهر کسانی را که چهره های سال (برای هر دو خوب و بد) تبدیل شده اند ، طنین انداز می کند. آنچه فراتر از هنر و تقلید است ، اصالت درست در زیر سطح بسیاری از “سران سخنگو” است. بسیاری از اوقات ، احساسات و واکنش های واقعی بازیگران پشت سر آنها به سطح زمین سرازیر می شوند ، دیگر نقشی برای بازی ندارند بلکه یک تجربه و چشم انداز واقعی هستند که بی سر و صدا به اشتراک می گذارند.

مرگ تا سال 2020: انتشار کمدی و کاتارتیک از گذشته
منبع: نت فلیکس

تقصیر چندانی برای فیلم وجود ندارد ، هیچ یک از طرفین در هر مسئله ای واقعاً ایمن نیستند ، با این وجود قدرت و مقاومت اعتقادی ، فرهنگی و پایداری به وضوح قابل مشاهده است. به نظر می رسد راوی این فیلم نیز سنگینی سال را احساس کرده است و با ادامه این مستند کمتر و کمتر مانع خود می شود ، فشار روایت دوباره سال 2020 برایش سنگینی می کند. شوخی ها و شوخ طبعی های پایان ناپذیری وجود دارد ، اما همچنین یک غم و اندوه و یک وحشت نیز وجود دارد که در زیر سطح آن نهفته است. این همه واقعاً اتفاق افتاده است – و آینده چه چیزی را به همراه خواهد آورد؟

نتیجه

مرگ بر سال 2020 بررسی سال گذشته با روشی دل انگیز و کمدی است ، به یاد آوردن همه آنچه که با لطف و تدبیر رخ داده است ، همه در حالی که واقعیت سال را با کمدی و متانت پذیرفته اند. هنگامی که وجوه کمدی خود را از دست می دهیم ، بیش از حد در شرایط ، به یک دیدگاه جدید نیاز داریم تا سلامت عقل خود را حفظ کنیم و چشم به راه آینده باشیم. مرگ بر سال 2020 خداحافظی سال به بهترین شکل ممکن ، و از هر بیننده ای دعوت می کند که نه تنها تجربه را تجربه کنند بلکه با تجربه یک کاتارسیس یکپارچه با خیال راحت از خانه خارج شوند.

آیا دیده اید مرگ بر سال 2020؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

مرگ تا سال 2020 در Netflix در دسترس است!


مرگ تا سال 2020 را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استفانی آرچر

استفانی آرچر 35 ساله متعصب سینما است و در نوروک ، سی تی ، ایالات متحده آمریکا زندگی می کند.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی

بیان آن بی خطر است جورج کلونیاجرا به عنوان کارگردان کاملاً گیج کننده بوده است. این بازیگر در طول فعالیت گسترده خود بازی های قابل توجه زیادی را ارائه داده است ، اما حداقل تلاش وی برای تصدی صندلی کارگردانی تا حد زیادی متناقض بوده است. تلاش های قبلی او مطمئناً با استقبال بیشتری نسبت به کارهای بعدی اش روبرو شده است و متأسفانه این روند با آخرین ویژگی وی ادامه دارد آسمان نیمه شب، بر اساس رمان صبح بخیر ، نیمه شب توسط لیلی بروکس-دالتون.

آسمان نیمه شب دکتر آگوستین لوفتوس را دنبال می کند (کلونی) ، دانشمندی که تمام زندگی خود را وقف کار خود کرده و در حال حاضر در یک قطب شمال ساکن است پس از یک فاجعه جهانی زمین را ویران کرده است. این فیلم بیننده را وسط عمل می اندازد ، زیرا شهروندان باقیمانده کره زمین در حال تخلیه هستند و لوفتوس در حال آماده شدن برای عقب ماندن است ، زیرا به دلیل تشخیص سرطان نهایی ، تلاش برای ترک آن بی فایده است. یک روز ، او با دختری جوان به نام آیریس روبرو می شود که در ایستگاه پنهان شده است و با دیدن هیچ گزینه دیگری ، مراقبت از او را آغاز می کند ، در حالی که همزمان تلاش می کند با ایتر ، تنها ماموریت فضایی فعال پس از بازگشت از یافتن یک ماه قابل سکونت در نزدیکی مشتری. اتر هیچ سرنخی در مورد آنچه برای زمین در زمان غایب آنها اتفاق افتاده ندارد ، و لوفتوس یافتن یک سیگنال را دشوارتر می کند. متعاقباً او و آیریس سفری را آغاز می کنند تا به یک آنتن قدرتمندتر برسند که امیدوارند بتواند آنها را به اتر برساند ، اما به زودی مشکل ایجاد می شود.

کلونیآخرین سفر گردشگری بدون شک از بدترین فیلم علمی-تخیلی سالهای اخیر به دور است ، اما در نهایت از بسیاری جهات ، به خصوص در مورد فیلمنامه بدون روحیه ، غالباً خسته کننده و قابل پیش بینی خستگی ناپذیر ، لنگ می زند. او ناامیدانه سعی می کند این داستان را از مواد نازک یخی که مجبور به کار با آنها است بالا ببرد ، اما به ندرت این کار را می کند آسمان نیمه شب هرگونه شباهت به تأثیر ، چه به صورت موضع روایی و چه احساسی داشته باشید.

به روایت گسسته است

از نظر ساختاری ، آسمان نیمه شب بدون شک یکی از ضعیف ترین فیلم های سال است. در حالی که امیدوار کننده آغاز می شود ، اما چیدمان روایت به آرامی خود را نشان می دهد و در نتیجه فیلم به سرعت از بین می رود. کلونی این کار را کاملاً ساده تنظیم می کند ، و بیننده را به دنیای داستان از راه هایی که بسیاری از فیلمسازان از انجام آن می ترسند ، معرفی می کند و متاسفانه دلیل آن روشن است. او درست می پرد و جای کمی برای نمایش باقی می گذارد ، اما این نوع تنظیمات به سادگی در اینجا کار نمی کند. بیننده با انبوهی از س questionsالات و وقت کافی برای پردازش آنها روبرو نیست ، اما برخلاف سایر نمونه های این قالب از سکانس آغازین (اخیراً ، کریستوفر نولانها اصول به ذهن خطور می کند) ، علاقه کافی از این لحظات مقدماتی برای ضمانت چنین آغاز جسارت وجود ندارد. متأسفانه ، بقیه فیلم هم خیلی بهتر نیست.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

دلیل خاصی برای مراقبت از این شخصیت ها به ما داده نشده است ، اما حداقل کلونیشخصیت و دختر جوانی که او در زیر بال خود می گیرد به اندازه کافی شیمیایی قوی دارند که بتواند بخشهایشان را روی آب نگه دارد به ویژه کلونی ، ارائه عملکرد قوی. در حالی که برای، آسمان نیمه شب عمدتا به دلیل تمرکز بیشتر بر کلونیشخصیت در نیمه اول. لحظاتی وجود دارد که به سمت تیم ایتر می رود ، و گرچه قسمت داستان آنها از جذابیت کمتری برخوردار است ، اما انتخاب مرکز کلونیقوس در حالی که تا حدودی تعادل بین داستان داستانی اتر منطقی است ، و در طرح کلی موارد قابل قبول است. با این حال ، داستان تغییراتی اساسی را در آنچه در نیمه عقب قرار می گیرد ، ایجاد می کند و گام های ناپایدار قبلی را بر هم می زند و فیلم را به فنا می کشاند.

واضح است که کلونی به وضوح سعی در اندازه گیری داشت چیزی از این داستان توافقی غیرقابل انکار است ، اما وقتی فیلم در یک ساعت به چیزی کاملاً متفاوت تبدیل شود و عملاً داستان خود را به نفع یک داستان بسیار کثیف تر کنار بگذارد ، کار زیادی نمی تواند انجام دهد. می توانید به سایر بازیگران اینجا بگویید که تمام تلاش خود را می کنند تا این پوسته خالی از فیلمنامه را به همان اندازه او ارتقا دهند ، اما مسئله این است که ما در مورد شخصیت های آنها چیزی نمی دانیم ، و به همین ترتیب ، به راحتی نمی توانیم برای آنها احساس کنیم ، حتی همانطور که مشاهده می کنیم آنها مشکلات مختلفی را تحمل می کنند.

از نظر احساسی بدون وزن

بازگشت به عدم انسجام روایت فیلم ، آسمان نیمه شب یکی از فروتن ترین فیلم های چند سال گذشته است. همیشه به نظر می رسد که حتی برای حداکثر دقیقه برای تشدید احساسات نیز درک می شود ، اما به سختی سطح را ترک می کند. لحظاتی وجود دارد که با داشتن یک فیلمنامه سازگارتر و پیوند عاطفی قوی تر با شخصیت ها ، این فیلم می تواند چیزی واقعاً خاص ارائه دهد ، اما این خیلی اوقات مسطح می شود زیرا قلب داستان صفر است. در طول فیلم ، صحنه های زیادی وجود دارد که به وضوح قصد دارند واکنشی تکان دهنده ایجاد کنند ، اما به سادگی نمی توانند آن را از تماشاگر بسنجند در نتیجه احساس خالی بودن به طور کلی.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

پس از شعار یک عمل دوم ، پایان کار تمام تلاش خود را می کند تا مقداری بسته شود اما به دلیل چگونگی تجمع فیزیکی نسبت به حاشیه از نظر احساسی ، دچار تزلزل می شود. اگر گوشت بیشتری روی استخوان های آن وجود داشت ، ممکن بود این پایان کمی بهتر باشد ، اما حتی که نمی توانست آن را از پیچ و خم مسخره ای نجات دهد که به همان اندازه خنده دارانه خارج از مکان باشد و به طرز وحشتناکی قابل پیش بینی باشد.

بازیگران مطمئناً بخاطر تلاشهایشان برای نجات این چیزها قابل تقدیر هستند ، زیرا آنها واقعاً تلاش می کنند ، اما تا زمانی که هرکدام از آنها حتی می توانند برای انجام این کار تلاش سختی انجام دهند ، این فیلم خیلی دور است. این یک ناامیدی عظیم است زیرا این فیلم مطمئناً پتانسیل بالایی داشت ، اما با وجود همه اینها خیلی زود ناپدید می شوند کلونیتلاش آگاهانه برای ارائه یک تجربه تأثیرگذار.

از نظر فنی دیدنی

با این وجود ، اگر لطف جدیدترین مزیت صرفه جویی در مورد فیلم های علمی-تخیلی استودیوی فریبنده و بی حس کننده وجود داشته باشد ، این جلوه های بصری است. از منظر تصویری ، آسمان نیمه شب یکی از با شکوهترین و جذاب ترین فیلم های سال 2020 است و مطمئناً نامزدها را برای جوایز خود در فصل جوایز جمع می کند. گرچه مطالب پیرامون آن به هیچ وجه معنی دار نیست ، اما تصاویر اغلب برای حمل صحنه های خاصی که اساساً به آنها برای روایت داستان متکی هستند ، کافی است.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

طراحی تولید نیز کاملاً چشمگیر است ، و زمینه ای محکم برای شخصیت ها و مکان آنها و برای آنچه ارزش دارد ، ایجاد می کند ، حتی وقتی داستان از نظر دور باشد ، یک لایه جذاب از ماده را اضافه می کند. یک احساس ترس و سرما به صراحت وجود دارد که بسیاری از این محیط ها را در بر گرفته است ، و مجموعه ها این را به ارتفاعات بیشتری می رسانند ، ترکیب نیروها با مارتین روهفیلمبرداری تاریک و در عین حال گویا برای شکل دادن به دنیایی متافیزیکی که احساس زندگی در آن از بسیاری از همتایان خود بیشتر است. گرچه این در نهایت نمی تواند فیلم را ذخیره کند ، اما در طولانی مدت باعث تماشای آن می شود.

نتیجه

آسمان نیمه شب نمونه دیگری از چیزی است که می تواند یک کار علمی-تخیلی پیچیده و تأثیرگذار باشد اما به سرعت در خودش فرو می ریزد. برای فیلمی که علی رغم تعداد معدودی نقص قابل مشاهده و در عین حال قابل عذرخواهی ، در اکثر کارهای خود درگیر کننده آن است ، حیف است که چقدر سریع قربانی یک چاه دیگر از مسائل در نیمه عقب شود. خیلی دور از فیلم خیلی وحشتناکی نیست. این به سادگی یک تجربه متوسط ​​و دردناک است که در سطوحی که مقدار بالقوه بالقوه ای دارند ، مسطح می شود. کلونی در نقش او عالی است و اگر فیلمنامه قوس او و دیگر عناصر داستان را به طور یکنواخت متعادل می کرد ، می توانست به عنوان یک کل منسجم عملکرد بهتری داشته باشد.

در نهایت ، این یک فیلم امیدوارکننده بود که اگر به عناصر جذاب تری از روایت خود متمرکز شده بود ، می توانست نگاهی درون نگرانه به مرگ ، مرگ و تنهایی ارائه دهد ، اما متأسفانه تصمیم گرفت که مسیر خود را در مسیری جالب تر و سریع تغییر دهد. خودش را به یک مارپیچ رو به پایین می فرستد. چه آشفتگی ناامیدکننده ای است.

آیا دیده اید آسمان نیمه شب هنوز؟ نظر شما چیه؟ ما را در نظرات با ما در میان بگذارید.

آسمان نیمه شب در حال پخش از Netflix است.


آسمان نیمه شب را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Ripper: برای تحقیق بیایید ، برای تفسیر بمانید

جایزه گرفتن به شما هدیه می دهد ، درست است؟ این احساسی بود که من بعد از اتمام داشتم چاک دهنده، یک سری مستند Netflix جنایت واقعی است. Ripper چیزی فراتر از تحقیقات ، استراتژی ها ، آمارها ، فیلم های خبری ، دادگاه های دادگاه و غیره است. این پرتره از یک سیستم پلیس پائین و تلاش های ناموفق آنها در خنثی کردن یک قاتل زنجیره ای است که در یورکشایر ویران شد ، انگلیس در نیمه دوم دهه 1970. رسانه ها و پلیس ، Ripper را که از قاتل زنجیره ای Jack the Ripper گرفته شده ، اعلام کرد ، قاتل تناسخ شده فقط زنان را می کشد و گزارش های کالبد شکافی نشان می دهد که آنها ذره ذره آنها را می کشد و از عمل خود لذت می برد.

Ripper: برای Investiagtion بیا ، برای تفسیر بمان
منبع: نت فلیکس

الگوی اولیه نشان می دهد که او کارگران جنسی را از منطقه Chapeltown در یورکشایر ، که به فحشا معروف است ، شکار می کند و سازندگان فیلم از اولین باری که قاتل با قتل یک کارگر جنسی به نام ویلما اعتصاب می کند ، این را به عنوان نقطه اصلی صفر می کنند. مک کان. افسران پلیس کاملاً بی خبر تمام تلاش خود را برای رمزگشایی پرونده می کنند اما به دلیل نگاه به قربانیانی که فکر می کنند زندگی آنها در سطح پایین زندگی است ، سرنگون می شوند. تعداد قربانیان همچنان افزایش می یابد ، تنش ها افزایش می یابد ، تلاش ها افزایش می یابد ، اما پلیس تا رسیدن به یک سرنخ کوچک فاصله زیادی دارد.

Going Beyond ژانر Toppings

هنگامی که برای یک مستند جنایی واقعی تحقیقاتی ثبت می شوید که دارای جزئیات مرگ وحشتناک و یک قاتل خطرناک در حال فرار است ، انتظار پیچش ، تنش و یک روایت اضطراب آور را دارید. چاک دهنده همه اینها و موارد دیگر را دارد. این مستندات ناامیدکننده ای ناسازگار از شکست سیستمی است که به بسیاری از کاستی ها نسبت داده می شود ، و اخلاق محافظه کار سرآمد آن است. کنایه از این است که نمایش یک زن ستیزی به یک قاتل زنجیره ای نیاز داشت و به نوبه خود فقط به او کمک کرد.

Ripper: برای Investiagtion بیا ، برای تفسیر بمان
منبع: نت فلیکس

یکی دیگر از عناوین Netflix مانند مکالمات با یک قاتل: نوارهای تد باندی و قاتل اعتراف، این یکی همچنین یک کلاس مستر در نحوه ویرایش شکل دادن به داستان سرایی در یک مستند است ، به ویژه هنگامی که داستان سالها طول می کشد و از چند منظر گفته می شود. جدول زمانی و تجربیات شخصی به طور یکپارچه با تصاویر اخلاقی ترکیب شده و باعث می شود داستان مانند یک رودخانه جریان یابد. این مجموعه چهار قسمتی بخش عمده ای از نیمه اول را به شرح و مستند سازی دوره زمانی تعیین شده خود اختصاص می دهد و ما را آماده می کند که برای محاصره قاتل راهی طولانی خواهد بود. به دلیل ناآگاهی من در رابطه با موضوع و نوارهای تد باندی من که تازه در حافظه ام بود ، فرض کردم سریال را در مسیر دادگاه قرار دهم ، اما چاک دهنده بیش از سه چهارم قسمت آن در حالت شکار انسان کار می کند و نیمه بعدی مجبور است یکی را بی قرار کند زیرا تلاش های پلیس هر از چند گاهی مانند یک بالون سرب پایین می رود. این همان چیزی است که سازندگان فیلم در نظر داشته اند.

افشا کردن حاشیه های اجتماعی

با این حال ، تفسیرها از همین ماهیت بسیار دلخراش مستند یا ، شاید ، خطای ناپذیری مردان در کار ناشی می شود. در مقطعی پس از ناکام ماندن تلاش هایشان برای سالها ، خستگی یک میلیون پوندی و امیدهای ما را سوراخ کرد ، رئیس پلیس یورکشایر از ریپر درخواست تسلیم می کند. در حالی که ما از لفظ به کارآیی آنها مشکوک بودیم ، این لحظه عدم کارآیی آنها را تأیید می کند ، و ما متوجه می شویم که هدف اصلی سریال ممکن است این نباشد که تحقیقات در این باره (مواد مکتوب در حوزه عمومی موجود است) باشد ، بلکه برای روشن کردن بی حوصلگی آنها برای پاسخ به اینکه آیا شیفت دهنده به درخواست پلیس رضایت داده است ، می توانم به شما اطمینان دهم که او چیزی جز فرمانبرداری نیست ، عملکرد سیستم پلیس چیزی جز اتوتل بودن را احساس نمی کند و سریال چیزی غیر از مزاحمت است.

Ripper: برای Investiagtion بیا ، برای تفسیر بمان
منبع: نت فلیکس

این مجموعه تعداد بی شماری از جنبه های این پدیده را پوشانده است. از زنان خواسته می شود که در تاریکی به تنهایی پرسه نزنند. زن ستیزی زیر سوال می رود مرگ کارگران جنسی نادیده گرفته می شود. اقشار اجتماعی افشا می شود. کودکان زنان مقتول صحبت می کنند. هویت و شخصیت آنها فراتر از برچسب “روسپی” مطرح می شود. به نوعی ، این مستند همه چیز را در چشم انداز قرار می دهد ، چیزی که رسانه ها در روز به آن نرسیدند. یک روزنامه Wilma McCann را ‘دختر خوش وقت’ می نامد. این باید به میزان پاکسازی جسی ویل و النا وود با مستند خود بسنده کند.

The Ripper: نتیجه گیری

Ripper – قاتل مشهور و سریال – در هر مرحله زن ستیزی را با زشتی آشکار می کند و علاوه بر این ، آن را به عنوان یک داستان جنایی فریبنده ، در حالت تحقیق خود پرچ می کند و در حالت تفسیرش تحریک می کند. این همان چیزی است که طرفداران جرم واقعی درخواست می کنند.

چه فکری کردی چاک دهنده؟ لطفاً در توضیحات زیر به ما اطلاع دهید!


Ripper را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

رام ونکات سریکار

رام یک منتقد فیلم مستقل است که سعی می کند عشق خود را به فیلم و نویسندگی ترکیب کند و چیزی فراتر از یک نظر به خوانندگان ارائه دهد.

دیک جانسون مرده است: گواهی شگفت انگیز برای زندگی و عشق

مدتی است که از آخرین باری که من یک نظر نوشتم ، تقریباً 8 ماه ، به طور دقیق در این مدت ، من شغل خود را از دست داده ام ، به سختی به دنبال کار جدیدی گشته ام ، نزدیک شده ام ، تقریباً انصراف داده ام ، و از زمان نوشتن این مقاله ، هنوز در جستجوی آن هستم. در عین حال ، من افرادی را که وضعیتشان بدتر از وضعیت خودم است ، تماشا کرده ام ، بنابراین حداقل از ثبات کمی که دارم سپاسگزارم. چرا این موضوع مرتبط است؟ خوب ، اگرچه ممکن است اراده نوشتن را از دست داده باشم ، اما خوشبختانه عشقم به فیلم را از دست نداده ام. و دیک جانسون مرده است تصدیق آن عشق است. بنابراین ، چه زمانی بهتر از بازگشت به نویسندگی از فیلمی که خود ، حداقل تا حدی ادای احترام به قدرت فیلم ها است؟

مرز بین فانتزی و مستند را محو می کند

همانطور که از عنوان یا توصیف حدس زده اید ، دیک جانسون مرده است مستند معمولی شما نیست. توسط این نویسنده و کارگردانی شده است کرستن جانسون، مستندساز و فیلمبردار که اخیراً در سال 2016 خبرساز شده است فیلمبردار، فیلمی شامل فیلمهایی است که طی سالها توسط آن گرفته شده است جانسون به عنوان فیلمبردار مستندهای مختلف. فیلمبردار ساختار روایی ندارد ، اما در عوض کلیپ هایی از فرهنگ ها ، جوامع مختلف و جانسونتجارب خودی ، به گونه ای در هم تنیده شده است که گستره کاملی از زندگی بشر را نشان می دهد ، از قساوتهایی که ما در کشورهای مختلفی که نسل کشی هایی انجام داده ایم ، گرفته تا نشانه های زندگی و امید در تاریکی ، مانند یک دوست داشتنی خانواده دهقانی که جانسون بازدید در طول سالها در بوسنی. این یک کار جذاب است ، بلافاصله جذب ، عمیق و با اشتیاق آشکار به قدرت تصاویر.

دیک جانسون مرده است: گواهی شگفت انگیز برای زندگی و عشق
منبع: نت فلیکس

دیک جانسون مرده استگرچه غیرمعمول است اما کار شخصی تری است برای جانسون، در این مورد در مورد پدر پیرش دیک جانسون، یک روانپزشک سابق که اتفاقاً در سال های گرگ و میش نیز آرام آرام خاطرات خود را از دست می دهد. جانسون، مادر خود که در سال 2007 از آلزایمر درگذشت ، رابطه خود را با پدرش عزیز نگه می دارد و او را در تمام مراحل دردناک برای پذیرش پیر شدن مانند پاکسازی دفتر قبلی خود ، فروش ماشین خود و انتقال به NYC او همراهی می کند. اپارتمان. با این لحظات درگیر هستند برخی از عناصر فانتزی تزریق شده ، با دیک جانسون یا ناگهان ، به طنز کمی توسط چیزی کشته شده باشد ، مانند سقوط کولر در خیابان ، یا خود را در یک نمایشگر کاملاً ظریف ببیند ، مثلاً در یک لحظه به همراه همسر سابقش در “بهشت” ظاهر شود ، بروس لی، باستر کیتون، و مشاهیر مشهور دیگر.

آنچه نیز متمایز می کند جانسونفیلم این واقعیت است که او پشت صحنه هر یک از اینها را به شما نشان می دهد ، مانند بدلکاری هایی که سکانس های مرگ را اجرا می کنند و فیلمبرداری واقعی صحنه های خیالی آسمان را انجام می دهند. گاهی اوقات آنها منجر به خود صحنه می شوند ، در حالی که در برخی دیگر ، این صحنه ابتدا صحنه را نشان می دهد ، و سپس یک نگاه اجمالی پشت صحنه تنظیم آن نشان می دهد.

غیر متعارف اما مثر

ممکن است کسی فرض کند دیک جانسون مرده است به نوعی نسبت به کرستنپدرش به آرامی زوال عقل را ایجاد می کند ، اما خوشبختانه چیزی جز این نیست. نه تنها دیک به نظر می رسد که از همه چیزهایی که در حال تغییر است آگاه است ، از این طریق لذت می برد ، مانند دیدن صحنه های مرگ و حتی گاهی اوقات واقعاً وارد شخصیت شدن ، مثلاً در یک صحنه که او لباس اسب سوار بی سر را می پوشد و در یک خانه سالمندان نگاه می کند پشت در پنهان ، یادآوری دردناکی که ممکن است روزی مجبور شود در یکی از آن مکانها زندگی کند. بنابراین ، یک س anotherال دیگر پیش می آید: چیست؟ کرستن جانسونهدف واقعی او نه تنها ساختن این مستند ، بلکه ساختن آن به روشی است که وی انجام می دهد به جای نمایش ساده یک مستند کاملاً واضح درباره پدرش؟

دیک جانسون مرده است: گواهی شگفت انگیز برای زندگی و عشق
منبع: نت فلیکس

دلیل کارکرد آن این است که ، فیلم خوب است ، سرگرم کننده است؟ شما می گویید فیلمی درباره مرگ سرگرم کننده است؟ خوب ، برای یکی ، همانطور که شاید توسط نمایش کمدین خاموش اشاره شده است باستر کیتون در طول یکی از سکانس های فانتزی ، فیلم پر از کمدی فیزیکی با زمان بی نقص است. این مرگ ها نه تنها از هیچ جا به وجود نمی آیند ، بلکه بسیار فراتر از حد مجاز هستند ، مانند مواردی که در آن رخ داده است دیک توسط یک میله بلند با ناخن هایی که از آن بیرون زده است ، خنجر می زند و سپس در سراسر پیاده رو خونریزی می کند. به جای اینکه آزار دهنده باشد ، حواس پرت و شوخ طبعی است. وقتی فیلم شروع به فرو رفتن در قلمرو احساسی می کند ، ناگهان صحنه ای از این دست یا یکی از تخیلات رنگارنگ به نمایش درآمده (زرق و برق و همه) رخ می دهد ، هم باعث خنده شما می شود و هم باعث می شود از قضا اصلاً مرگ را فراموش کنید. داستانی کاملاً واضح از دیک جانسونزندگی هر چند صمیمانه اما فقط همین تأثیر را نداشت.

عشق می درخشد

از طریق همه اینها ، این عشق است که در سراسر جهان بیش از همه برجسته است دیک جانسون مرده است. عشق ، قبل از هر چیز ، از جانسونپدر پدر ، که او را تربیت کرده است تا کسی باشد که امروز هست. جانسون ممکن است تربیتی غیرمعمول داشته باشد ، زیرا او به عنوان بخشی از Adventists Day Seventh Day بزرگ شده است ، دینی که حتی به فیلم به عنوان سرگرمی اعتقاد ندارد ، اما پدرش نیز گاهی او را از آن دور می کند ، از جمله آوردن او به سینما به عنوان یک فیلم بچه و حمایت از انتخاب شغلی نهایی او. از طریق همه اینها ، مشخص است که او پدر و مادری دوست داشتنی و دلسوز بود ، و این جانسون این فیلم را شاهدی بر شخصیت او و معنای او برای او ساخته است.

دیک جانسون مرده است: گواهی شگفت انگیز برای زندگی و عشق
منبع: نت فلیکس

دیک جانسون همچنین کاملاً یک مرد جذاب است. اگرچه گاهی اوقات بر سر حرف هایش گیر می افتد یا گیج می شود ، اما می توانید ببینید که چقدر زندگی خود را بسیار گران می دارد و عاشق آن است ، خصوصاً اینکه به عنوان بخشی از کرستن و زندگی دو فرزندش ولی دیک جانسون مرده است، همانطور که از عنوان و در کل فیلم به وضوح مشاهده می کنید ، یادآوری دردناکی را نیز به همراه دارد: این مرد ممکن است در واقع هنوز مرده نباشد ، اما روزی خواهد بود. همانطور که همه والدین ، ​​پدربزرگ و مادربزرگ ، بزرگترها و بله ، خود ما نیز خواهیم بود. با تماشای این فیلم ، به پدر و مادر خودم فکر کردم که اکنون در اواسط دهه 60 هستند ، اما خوشبختانه از سلامتی کامل برخوردار هستند. اما یک روز ، من باید مستقیم تر با این واقعیت روبرو شوم. و گرچه هنوز مطمئن نیستم که می توانم با آن روبرو شوم ، اما می توانم به فیلمی مثل این نگاه کنم دیک جانسون مرده است، و شاید بتواند از طریق آن به من کمک کند ، حتی اگر کمی باشد. ما نباید از مرگ بترسیم زیرا این امر اجتناب ناپذیر است ، همانطور که یکی از دوستان قدیمی دیک در فیلم می گوید ، و گرچه این یک واقعیت تأسف آور است که ما انسان فانی هستیم ، این بدان معنی است که باید هر لحظه از زندگی خود و مردم را نیز ارزشمند بدانیم. ما بیشتر دوست داریم

نتیجه

شاید بهترین راه جمع بندی باشد دیک جانسون مرده است از طریق لحن تعیین شده است کرستن جانسونصداگذاری در طول فیلم ، که گاهی خنده دار است ، از نظر دیگران تند ، و در کل از خود آگاه است. عناصر خودآگاه در طی سکانس های “مرگ” و نگاه ها به پشت پرده به وجود می آیند ، اما آنها همچنین پوچ بودن همه چیز را سرگرم می کنند: به هر حال زندگی به چه درد می خورد ، و چرا وانمود می کنیم که مرگ به طور بالقوه در گوشه و کنار کمین نکرده اید؟ شاید ما فقط پیش برویم زیرا هیچ چیز دیگری برای ادامه کار ما وجود ندارد ، بلکه ادامه حرکت و گنجاندن چند لحظه شادی که در طول راه دریافت می کنیم. زیرا در حالی که مرگ ممکن است در گوشه بعدی منتظر باشد ، چیزی شگفت انگیز و هیجان انگیز مانند دیک جانسون مرده است، به عنوان مثال ، می تواند در آنجا نیز منتظر باشد.

نظر شما در مورد چیست دیک جانسون مرده است؟ آیا طرفدار مستندهای غیر متعارف مانند این مستند هستید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


دیک جانسون مرده را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

در Disney Nature’s PENGUINS: LIFE ON THE EDGE، It’s Filmmakers Versus Penguins

بادهای کاتاباتیک از طریق کیپ کروزیر فریاد می کشند ، یک تکه یخ و سنگ در برف ، در لبه قطب جنوب. هیچ کس آنجا زندگی نمی کند. هیچ کس ، به جز بیش از 270،000 پنگوئن آدلی. آنها حیواناتی چرت و پر ، لگدمال و قد 2 فوت هستند که به طور هدفمند در سراسر دشت های قطب جنوب می چرخند ، گاز می گیرند و با هم برخورد می کنند و مانند مسیو هولوتس کوچک روی هم می افتند. و موضوع آنها دو مستند Disneynature است: 2019 پنگوئن ها و ساخت برتر آن ، سال 2020 است پنگوئن ها: زندگی در لبه.

DisneyNature به طور مداوم خیره کننده ترین مستندهای حیات وحش دهه گذشته را تولید کرده است. اما حتی نگاه های نفس گیرتر در پشت صحنه نیز به چشم می خورد. در حالی که پنگوئن ها ، به روایت اد هلمز و به طور قطعی کودکان را هدف قرار می دهد ، با خوشحالی ، آزمایش ها و مصیبت های آدلیس ، قطعه ساخته شده آن را بررسی می کند ، زندگی در لبه ، گواهی است برای فیلمسازانی که برای گرفتن این داستان در برخی از سخت ترین شرایط زمین شجاعت داشتند.

دو فصل در قطب جنوب

ساختن پنگوئن ها ، چندین دوربین فیلمبرداری از اوایل بهار تا اواخر تابستان در قطب جنوب فیلمبرداری کردند ، زمانی که آدلی ها از دریا بازگشتند تا لانه های خود را بسازند ، جفت ها را پیدا کنند و جوجه های جوجه را پرورش دهند. کیپ کروزیر ، خصمانه ترین و منزوی ترین مکان فیلمبرداری که خدمه در آن کار می کردند ، دارای درب چرخشی از تیم های دو نفره بود که هر کدام چندین ماه را با مستعمره آدلی سپری می کردند.

Disneynature اغلب روایت های خود را به صورت داستان های ساده ، خوش طعم تهدیدکننده (یاپنگوئن داستان * از پنجره بیرون می پرد *). که در پنگوئن ها ، موضوع کمی آدلی ، استیو ، مرد بتا شیماک است که در پشت گیس خود گم می شود (این چیزی است که شما گروهی از پنگوئن ها را در خشکی می نامید ؛ آیا این کار شایان ستایش نیست؟) او به تمام نشانه های یک قهرمان ناخوشایند مرد ناهنجار برخورد می کند: او با یک بانوی بعید دیدار می کند ، از یخهای پنگوئن خود جدا می شود ، تقریباً توسط اورکها خورده می شود ، به اشتباه به یک کلونی مهر فیل می رود ، و سپس سرانجام او را هدایت می کند نوزادان به اقیانوس.

در Disney Nature's PENGUINS: LIFE ON THE EDGE، It's Filmmakers Versus Penguins
منبع: دیزنی +

زندگی در لبه ، خوشبختانه ، می داند که همه اینها مزخرف است. “استیو” ، همسر وی و فرزندانش ادغام احتمالاً ده ها پنگوئن آدلی هستند که سازندگان فیلم در ماه های خود در قطب شمال دنبال کرده اند. اپیزودهایی مانند Adélie در میان پنگوئن های امپراطور گم شده است ، نوزادان با عجله پدرشان را برای غذا می یابند و برخورد با Orcas همه به صورت جداگانه و با ماهها فاصله ثبت می شود ، سپس در مرحله پس از تولید با روایت نسیم لاک زده می شود که به ما می گوید این حوادث جداگانه همه است بخشی از زندگی پرماجرای “استیو”.

خدمه حتی در سه کلنی جداگانه پنگوئن فیلمبرداری کردند که در این فیلم به عنوان یک کل متحد ارائه شده است. اینها کیپ کروزیر ، پایگاه تحقیقات فرانسوی ایستگاه Dumont D’Urville و جزیره پرندگان است ، که آخرین مورد برای اوج فیلم استفاده شد ، که در آن “استیو” و جوجه هایش از مهرهای پلنگی زیر یخ دریا فرار می کنند.

پنگوئن و فرانسوی

به جای پنگوئن ها ، زندگی در لبهتأکید بر سختی هایی است که سازندگان فیلم با آن روبرو هستند. کارگردانان آلاستر فوترژیل و جف ویلسون، که همچنین سکان دار شد پنگوئن ها ، آنجا هم هست – ویلسون در حالی که خدمه Crozier را در اوایل بهار هدایت می کند فوترژیل در اواسط تابستان تیم هوایی را هدایت می کند – اما بیشتر فیلم در مورد سینماگران آنهاست ، همه هنرمندان مبتکر و فداکار ، کارهای درجه یک را در سرمای منجمد و باد انجام می دهند.

در جایی که سند اصلی ، پنگوئن ها را مثل اینکه مردم هستند ، مطالعه می کند ، ارتباطات انسان شناسی واضحی را با نشانه های موسیقی دمدمی مزاج ، صداسازی و روایت بی پروا برقرار می کند ، زندگی در لبه بسیار دیدنی است زیرا با آدلی ها به عنوان حیوانات رفتار می کند. حیوانات کثیف ، کنجکاو ، شگفت انگیز ، که همه تجهیزات و فیلمبردار را گله می کنند سوفی دارلینگتون. این درام ناشی از دشواری کار پنگوئن ها و پیروزی خدمه با وجود آن است.

در Disney Nature's PENGUINS: LIFE ON THE EDGE، It's Filmmakers Versus Penguins
منبع: دیزنی +

در یک صحنه ، رولف اشتاینمن و Max Hug-Williams یک دکل است که دوربین را در ارتفاع پنگوئن نگه می دارد و آن را در برابر بادهای شدید تثبیت می کند ، که بسیار نبوغ است. یکی دیگر از این تیم متوجه می شود که یک zipline برای دوربین در نظر گرفته اند تا بتواند بدون تکان خوردن از اتصال دکل به سینه شخصی ، از پنگوئن ها عکس های ردیابی صاف را ثبت کند.

به نحوی، دیدیه نوآرو، عکاس زیر آب این پروژه ، با هیچ یک از این مشکلات روبرو نیست و حتی موفق به یافتن یک ستاره در میان آدلیس ها می شود: یک پنگوئن کوچک که بیرون سوراخ یخ نشسته و منتظر فیلمبرداری است. نوآروچیزی که مثل یک افسانه فیلمبرداری در زیر آب است ، با آن کار کرده است ژاک کوستو و فیلم های زیر آب را برای چندین نفر گرفته است دیوید اتنبرو اسناد و مدارک بی بی سی ، بنابراین دیدن اینکه او در مورد کار با یک پرنده 2 فوتی بلند مزخرف است یکی از بسیاری از خوشحالی ها است زندگی در لبه ارائه می دهد. “این بازیگر ماست!” نوآرو به ما می گوید ، به فرانسه. “این ستاره فیلم است!”

پنگوئن های آدلی ، وقتی وارد آب می شوند ، بیشتر از اینکه بپرند ، می افتند – دقیقاً مانند تارون اجرتون که در موشک انداز وقتی او التون جان اولین قفسه سینه ، مواد مخدر را در استخر شنا می کند. (بعضی اوقات ، این کار را وقتی انجام می شود که آب زیادی به آن نرسد … تماشای افتادن پنگوئن ها به شکم – ابتدا با لرز چمباتمه زدن هرگز پیر نمی شود.) بنابراین نوآرومانند پنگوئن می افتد التون جان، و شنا کردن ، خدمه بالاتر از یخ. “حالا ستاره فیلم ما باید برگردد” ، یکی از موسیقی های فیلمبردار.

نوآرودر پایگاه تحقیقاتی فرانسه ، DDU اقامت دارید. هلی کوپتر که او را به آنجا می آورد ، اولین نامه و غذای تازه را پس از ماهها به ارمغان می آورد و در جالب ترین صحنه فیلم ، یکی از محققان اعلام می کند ، “خانمها و آقایان ، این یک روز تاریخی است! ما جشن بازگشت گوجه فرنگی تازه و سالاد سبز را جشن می گیریم! ” و خدمه فرانسوی همه کاهو و گوجه فرنگی را با دست خود می خورند ، موسیقی اپرا صدای موسیقی متن را می کشد.

کریسمس بسیار کروزی

جایی که نوآرو یک پنگوئن سازگار پیدا می کند ، عکسبرداری از آن آسان است ، بیشتر اوقات ، خرابکاری های کنجکاوی آدلیس به طول می انجامد – یک قسمت خوب وجود دارد که چند نفر از آنها دوربین را لگدمال می کنند. درام نسبتاً کم خطر این که آیا خدمه شلیک می کنند یا خیر ، جذاب تر از ساختار مصنوعی سه کنش اصلی آن است ، پنگوئن ها ، با زحمت اختراع می کند.

در Disney Nature's PENGUINS: LIFE ON THE EDGE، It's Filmmakers Versus Penguins
منبع: دیزنی +

اوایل تابستان سینماگران را به ارمغان می آورد متیو ابرهارد و جولی مونیر به Crozier – وظیفه آنها ، گرفتن عکس از جوجه کشی کودک پنگوئن. اما یک طوفان تابستانی نفوذ می کند و دوام می آورد روزها، و سینماگران چنان عصبانی می شوند که با باد 200 مایل در ساعت در داخل چادرهای خود گیر کرده اند.

آنها تا کریسمس (گرمترین زمان سال در قطب جنوب) در کروزیر می مانند. مونیر با اپراتور رادیو بررسی می کند و می پرسد آیا آنها پیامی برای او دارند یا خیر ابرهارد. او یک پیام کریسمس مبارک دریافت می کند ، اما به نظر می رسد این یک اشتباه است ، که برای سایت دیگری تعیین شده است … او و مت در واقع هیچ پیامی ندارید ، متأسفانه اپراتور می گوید کاملا ویران کننده است.

به خصوص به این دلیل که ما بلافاصله به DDU ، کجا برش می دهیم دیدیه در حالی که محققان فرانسوی ، احتمالاً مستی ، با روحیه تشویق می کنند ، در دام سانتا نشسته است جایی که مونیر و ابرهارد به تنهایی ، فقط با یک بطری انفرادی شراب بد گران قیمت ، یک قابلمه گوشت و سبزیجات ، و یک چادر تجهیزات کوچک برای جشن گرفتن ، افراد در DDU می رقصند ، آواز می خوانند و با میگو ، صدف و بیشتر شراب جشن می گیرند آنها می توانند در یک شب بنوشند.

درام پنگوئن

من در کالج و با دیدن خدمه فیلم در رشته تولید فیلم تحصیل کردم پنگوئن ها فیلمبرداری فیلمهای بیشتر بدیع در چنین محیط زیبا و ناشکری به همان اندازه که من مطمئن هستم که مثلاً شیطان پرادا می پوشد برای گرایش های تبلیغاتی و دانشجویان طراحی مد است. دیدن کار فشرده ای که در یک فیلم انجام شده است بسیار حیرت انگیز است اد هلمز می تواند شوخی های مدفوع کند.

راوی اینجا ، بلر آندروود، به همان تعداد شوخی نمی کند هلمس، اما صدا برای زندگی در لبه به طرز شگفت انگیزی قوی است. شما در مورد این پنگوئن ها بیشتر از آنچه در فیلم واقعی می توانید در مورد پنگوئن ها بیاموزید.

البته ، هر دو فیلم نیز عالی به نظر می رسند. اسناد DisneyNature به طور رسمی عالی هستند و برخی از نزدیکترین و با وضوح بالا را از عکس های حیات وحش در این سمت نشان می دهند سیاره زمین. هر فیلمی با مارک DisneyNature ، بدون توجه به اینکه خدمه در کدام گوشه از کره زمین اقدام به خرید کرده اند ، در دسترس ، جذاب و خانواده پسند است.

در Disney Nature's PENGUINS: LIFE ON THE EDGE، It's Filmmakers Versus Penguins
منبع: دیزنی +

اما این دسترسی و طبیعت خانوادگی دوستانه اغلب بزرگترین نقص آنهاست. این اسناد به دلیل کمبود اطلاعات و سنگین بودن اطلاعات ، برای مخاطبان جوانی تولید و به بازار عرضه می شود ، که معمولاً منجر به طغیان از داستان های ساخته شده داستان ، اختراع عمده شخصیت ها و داستان ها از طریق ویرایش و تأکید قاطع بر روایت شناسی غربی می شود. اغلب منجر به تمرکز موضوعی مانند خانواده هسته ای ، ارزش کار و اهمیت چرخه های نسل تربیت کودک و همچنین داستان سرایی و اقتصادی رضایت بخش و پایان می شود که ماجراها را در کمان های کوچک و زیبا می پیچاند.

جایی که پنگوئن ها بر قسمت انتهایی قطب خود تأکید می کند ، به عنوان مثال ، در زندگی در لبه ، یکی از بزرگترین موانع این است که چگونه پنگوئن ها واقعاً از سرما بیزار نیستند. آنها می توانند لانه بسازند ، روی تخمها بنشینند و جوجه های جوجه را پرورش دهند.

زندگی در لبه هنوز هم دارای درجه ای از مصنوعات است – خدمه به راحتی بر روی پدیده باورنکردنی تمرکز نمی کنند تن فروشی پنگوئن در میان آدلیسبه عنوان مثال ، به موجب آن پنگوئن های ماده با مردان مجرد رابطه جنسی معامله می کنند تا سنگ هایی را برای لانه های خود بدست آورند. با کمال رسوائی ، در مورد تغییر اقلیم که تهدیدی جدی برای زندگی آدلی است ، بسیار کم صحبت شده است.

نتیجه

همچنین ویژگی ساخت فیلم مستند نیز وجود دارد ، این احساس که این تماشای صادقانه پشت صحنه واقعاً کنترل شده بیش از حد مجاز است. بالاخره چه کسی از فیلمسازان فیلمبرداری می کند؟ چه کسی هلی کوپتر را هنگام ورود ، و سپس دوباره هنگام حرکت آن را ثبت می کند؟ همچنین می توانید در صحنه ها احساس کنید مونیر و ابرهارد بسیار ناامید شده اند ، زیرا آنها در سکوت در حال محاسبه نحوه بیان خود بدون فحش هستند.

دو بار آن را دیده ام ، پنگوئن ها: زندگی در لبه همچنان قابل توجه است. فینال ضربت سخت زدن ، که در آن خدمه با عصبانیت از مهرهای پلنگ فیلم می گیرند در حالی که گروهی از پنگوئن ها را شکار می کنند ، به طور یواشکی از یخ بیرون می آیند ، همچنان یکی از سکانس های سخت ، جذاب و غیر منتظره ای است که من تا به حال در یک سند طبیعت من همچنین بیشتر به نحوه برنامه ریزی ، استوری بورد و نوشتن فیلمنامه توسط تیم DisneyNature علاقه مند هستم ، زیرا فقط قسمت فیلمبرداری کار را می بینیم.

خدمه پنگوئن ها نه تنها در یکی از شدیدترین محیطهای کره زمین مقاومت کرد ، بلکه در مکانهایی مانند جزیره پرندگان فیلمبرداری کرد ، جایی که قبلا هیچ گروه فیلمبرداری در آنجا نبوده است. تیم به اندازه کافی مواد برای تهیه دو مستند ، هر کدام در نوع خود خوب ، به دست آورد. زندگی در لبه عدالت را درمورد کار معمولاً گمنام اجرا می کند فوترژیل، ویلسون، و فیلمبرداران برای گرفتن عکسهای خود ، خواه درگیری با پنگوئن ها یا غواصی در آبهای یخبندان ، از این طریق استفاده کردند. و با دیدن فیلمبردار معلق در دریا در زیر یك کوه یخی عظیم ، آبی یخ زده و بی فرم كه به سیاه و سفید عمیق زیر او كشیده شده بود ، می خواستم داستان های بیشتری مانند زندگی در لبه ، از سازندگان فیلم ، زندگی و اندام را به خطر می اندازند تا فیلمهایی از عجایب دیده نشده یا حداقل یک پنگوئن را که شکم خود را برای اولین بار در گل و لای فرو می برد ، به ارمغان بیاورد.

چه فکری کردی پنگوئن ها: زندگی در لبه ، یا از مستند برادر بزرگ آن ، پنگوئن ها؟ نظر خود را در زیر وارد کنید و به ما اطلاع دهید.

پنگوئن ها: زندگی در لبه اکنون در + Disney پخش می شود.


Penguins: Life on the Edge را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با کارگردان Aneesh Chaganty و تهیه کننده ناتالی قصابیان از RUN

این مصاحبه در ابتدا در قسمت آزمایشی The Global Film Podcast ، پادکست جدید فیلم هفتگی پخش می شود که شامل میزگردهای میزگرد جهانی عمیق از همکاران جهانی است. برای ویژه ماه معلولیت خود ، دیگو آندلوس ، همکار فیلم ، با فیلم مصاحبه کرد اجرا کنمدیر انیش چاگانتی و تولید کننده مشترک ناتالی قصابیان، بحث در مورد افزایش غیر متعارف خود در صنعت ، الهام بخش برای اجرا کن، و کار با ستاره کیرا آلن برای اطمینان از اینکه فیلم پرتره ای دقیق از معلولیت ترسیم کرده است.

دیگو آندلوس برای تحقیق در مورد فیلم: بنابراین ، بیایید فقط به آن وارد شویم! یک سوال سریع دقیقاً از بالا ، چه چیزی از شما الهام گرفته است که در وهله اول فیلمساز شوید؟

ناتالی قصابیان: در واقع نمی دانم چه چیزی به من الهام کرد. من وقتی 10 ساله بودم ، صبح یک روز قبل از کریسمس از خواب بیدار شدم و حالم مثل این بود که یک دوربین فیلمبرداری می خواهم. و من آنقدر خوش شانس بودم که پدرم آن را زیر سوال نبرد. او یکی را برای کریسمس برایم گرفت و من تازه شروع به ساخت فیلم کردم. من فکر می کنم من تازه عاشقش شدم و از آن به بعد چیزهای دیگری درست کردم. من فقط احساس ساختن چیزی و تماشای لذت بردن از کسی را که از خودم ساخته ام دوست دارم

انیش چاگانتی: مادرم واقعاً عاشق فیلم بود. او همیشه جمعه و اوایل صبح من و برادرم را از کلاس بیرون می آورد و ما را وادار می کند که وقتی یک فیلم بزرگ اکران می شود در صف منتظر بمانیم. بنابراین من فکر می کنم که عاشق این فیلم ها شدم زیرا این چیزهایی که مردم در صف منتظر می مانند ، مثلاً دیدن یک فیلم شلوغ در سینماها هستند. من هم در این نوع فیلم ها بزرگ شدم. قبل از اینکه حتی عاشق فیلم ها بشوم مثل لذت بردن از آن تجربه بود. فکر می کنم در همان زمان مشابه ، جایی که می توانستم دوربین تهیه کنم ، آنهایی را که خانواده ام از آنها برای فیلم های خانگی استفاده می کرد ، برداشتم و سپس از یک نوار اضافی استفاده کردم. این دیوانه است ، زیرا زمانی که من این کار را می کردم ، شما می شنوید که همه سازندگان فیلم در مورد زمان خود صحبت می کنند ، و این امر با فناوری های مختلف به روز باز می گردد ، و ما از فناوری جدید استفاده می کردیم. و حالا مثل این است که ، وای ، به روز گذشته ، ما قبلاً مانند نوارهای DVR دوست داشتیم ، و شما می خواهید عقب بروید ، و شلیک کنید و سپس برداشت خود را انتخاب کنید و سپس دوست دارید که به عقب برگردید به لحظه دقیق نیاز به یک برش دهید و سپس برید و به چیز خود برگردانید و به معنای واقعی کلمه آنرا ویرایش کنید تا وقتی من بچه بودم تا دبیرستان فیلم را به همین ترتیب ساختم و فقط آن را ادامه دادم و به مدرسه فیلم رفتم و توانستم ، خوشبختانه فرصتی برای واقعی کردن آن پیدا کردم.

این باورنکردنی است! اولین همکاری شما Searching بود ، اما هر دو سابقه گسترده ای در فیلم های کوتاه دارید. بنابراین ، کنجکاو هستم که بشنوم سفر از ساخت فیلم های کوتاه تا ساختن در نهایت یک ویژگی مانند چه بود جستجوکردن؟

Aneesh Chaganty: بعد از کالج ، من از USC فارغ التحصیل شدم و فقط دانشجوی سینمایی دیگری در لس آنجلس بودم که با مدرک سینمایی سعی در کارآمد کردن آن داشتم. خوشبختانه ، شریک نوشتن من ، پسری به نام Sev Ohanian ، که همچنین نویسنده و تهیه كننده همكاری Searching است ، و Run ، به همراه ناتالی ، اساساً یك جفت عینك گوگل را از طریق Google پیدا كردند و همه ما با هم این كوتاه را نوشتیم فیلم بدون درخواست گوگل از آن ، و ما به نوعی بدون اینکه آنها بخواهند ، آنها را به یک تبلیغ تجاری تبدیل کردیم ، و این تبلیغات واقعا ویروسی شد و من را در گوگل واقعی استخدام کرد. و بنابراین به مدت دو سال ، من در Google کار کردم ، و برای آنها تبلیغات تجاری کردم. و همانطور که احتمالاً می توانید تصور کنید ، همه تبلیغات Google بسیار پیشرفته هستند ، به نظر می رسد مانند جستجو باشند. آنها می توانند در میله های جستجوی Google یا Google Maps یا همه این برنامه های دیگر Google انجام شوند. بنابراین من فرصتی پیدا کردم که قبل از اینکه جستجو انجام شود موارد زیادی را به سبک جستجو تهیه کنم. سپس جستجو به این دلیل اتفاق افتاد که همان شخص Sev Ohanian ، در واقع در جلسات ساخت فیلمهای LA شرکت می کرد ، و سرانجام جلسه ای را با شرکتی به نام Bazelevs برگزار کرد که یک فیلم به نام Unfriended ساخته بود و یک سری فیلمهایی که مشابه Searching بود سبک. از طریق یک رابطه طولانی با بازلوز که شروع ما با تلاش برای ساختن یک فیلم کوتاه بود که روی صفحه نمایش کامپیوتر با آنها ساخته شد ، در نهایت ، این فرصت برای ساخت یک فیلم کوتاه در صفحه های رایانه در واقع تبدیل به فرصتی برای ساخت یک فیلم بلند در صفحه های کامپیوتر ، که در نهایت به ایده جستجو تبدیل شد ، تبدیل به این شد که من کارم را رها کردم و به لس آنجلس رفتم و سعی کردم این فیلم را بسازم. سپس ناتالی آمد و فیلم را با Sev تولید کرد. و با هم ، به نوعی این فیلم را ساخته ایم. بنابراین همیشه به نوعی ، حداقل از نظر من ، دفعه بعدی یکبار افزایش یافته است ، اما من مطمئن هستم که ناتالی دیدگاه خودش را در این زمینه دارد.

مصاحبه با کارگردان Aneesh Chaganty و تهیه کننده ناتالی قصابیان از RUN
منبع: هولو

ناتالی قصابیان: بله ، منظورم این است که جالب است ، مانند اینکه Searching مانند یک فیلم مستقل عادی با هم جمع نمی شد ، به این معنا که این شرکت ایده انجام کاری روی صفحه را داشت و آنها به سراغ سون ، که نوعی شبیه بود ، مرد آهنی ، و مانند آن ، با همه ما تماس گرفتیم و انتقام جویان را دور هم جمع کردیم ، و در حالی که Aneesh در Google کار می کرد ، من و Sev یک سری هندی ها را با هم تولید کردیم ، بنابراین ما روابط خود را به عنوان شرکای تولید کننده ایجاد کردیم ، و سپس ، می دانید ، شرکت قصد داشت Searching را انجام دهد و او مدیر عالی را در ذهن داشت (Aneesh) ، و او من را در ذهن داشت تا به او کمک کنم تا آن را تولید کند ، و ما فقط یک گروه دیگر را از USC آوردیم ، که ما به مدرسه رفتیم با جستجو و ساخته شده است

بنابراین ، پس از موفقیت در جستجو ، چه چیزی به شما الهام بخشید تا Run را به عنوان پروژه بعدی خود قرار دهید؟

Aneesh Chaganty: به چند دلیل اجرا شد. از همه مهمتر ، این مسئله به این دلیل بود که به نظر من ، من می خواستم برعکس Searching عمل کنم. جستجو چنین فیلم پیچیده ای بود ، می دانید ، این در اکران اتفاق می افتاد ، خیلی غیر متعارف بود ، من شخصاً می خواستم برعکس عمل کنم تا فقط به خودم نشان دهم که می دانم چطور فیلم درست کنم. از روایت مدرنی که روی صفحه رایانه روی می دهد هیچ چیز فراتر از یک فیلم در یک شهر کوچک ، در یک خانه ، با دو شخصیت و یک دوربین است و فقط ببینید که آیا می توانید از طریق آن موفق شوید. از نظر من ، این تقریباً مانند یک چالش برای خودم به نظر می رسید ، “اگر [I] می تواند این کار را انجام دهد ، پس شاید [I] می توانید فیلم ها را واقعی بسازید “، می دانید ، زیرا در پایان روز ،” جستجو “یک فیلم عادی نیست ، مثل یک آزمایش است و این آزمایش جواب داد و واقعاً واقعاً بسیار خوب عمل کرد ، و این بود که به طرق واقعاً جالب نوعی غیرمنتظره بود ، اما در عین حال ، اگر قرار باشد من تمام زندگی خود را فیلم بسازم ، باید بدانم که چگونه یک فیلم “معمولی” بسازم ، بنابراین از بسیاری جهات این بود که ” طبیعی است “، اما ایده داستان خود مانند تیترها بود و ما به نوعی کمی آن را پیچاندیم تا با مخفی نگه داشتن چیزی از یک شخصیت توسط شخصیت دیگر کمی تاریک تر و بسیار هیچکاکین شود و به آرامی تبدیل شود الان چیه

ناتالی قصابیان: بله ، یادم می آید وقتی Sev و Aneesh برای اولین بار این ایده را به من گفتند ، هنگامی که ما هنوز در حال ویرایش جستجو بودیم. همه ما روزانه ساعتهای زیادی با هم بودیم و به یاد می آورم که آنها ایده من را به ذهن متبادر می کردند و فکر می کردند این یک فرصت بسیار جالب برای روایت داستانی است که در آن می دانید ، نوع شخصیت در مرکز فیلم ، شما بدانید ، با معلولیت معمولاً مانند قربانی و این نوع داستان ها است. در این فیلم ، ما می بینیم که این شخصیت قهرمان سفر خودش می شود و در واقع به شخص دیگری اعتماد نمی کند و فقط از هوشمندانه و عقل خود استفاده می کند و من به یاد می آورم که مانند چیزی است که واقعاً من را هیجان زده و من را به هیجان می آورد برای ساختن فیلم. اگرچه من احتمالاً هر كاری را كه Sev و Aneesh بنویسند درست كرده ام [laughs]

در طول فیلم ، من متوجه طیف گسترده ای از سبک ها و تأثیرات شده ام که به نظر می رسد شما در آنها گنجانده اید اجرا کن. چه فیلم ها یا کارگردانانی در طول تولید این فیلم روی شما تأثیر گذاشته اند و تا چه حد در برش نهایی دیده می شوند؟

Aneesh Chaganty: من فکر می کنم بیشترین تأثیر در فیلم های هیچکاک و شب شیامالان بود. اینها نوعی بزرگترین نوع الهام برای این فیلم است. من واقعاً می خواستم چیزی بسازم که خیلی قدیمی به نظر برسد ، و هیچ چیز در فیلم تعلیق / هیجان کلاسیک قدیمی تر از یک فیلم خوب آلفرد هیچکاک نیست ، زیرا به خون و خونریزی متکی نیست ، بلکه بیشتر به افزایش تنش متکی است . [We wanted to ask] “آیا این شخصیت قرار است بفهمد شخص دیگری در حال برقراری تماس تلفنی است؟” نه ، “آیا سر او قطع خواهد شد؟” میدونی؟ من می خواستم بدون اعتماد به خون و خونریزی ، فیلمی بسازم که احساس آن در زمین بسیار بیشتر باشد. کار دیگری که هر دو آن فیلمسازان انجام می دهند [that stood out to me] این است که آنها می توانند یک ضربه خوب بسازند ، و من می خواستم این را وام بگیرم. آنها با آهنگسازی فیلم خود ، چیزی را نمی گیرند ، زیرا ممکن است اتفاقی در آن بیفتد ، آنها چیزی را می گیرند زیرا پنج اتفاق می تواند در آن رخ دهد ، نه اتفاق می تواند رخ دهد. اینطور نیست که شما مرتباً برش بزنید ، سعی می کنید یک فریم انتخاب کنید که بتواند عملکرد زیادی را منتقل کند. من روش آنها را دوست دارم ، بنابراین من می خواستم از همه سبک های آنها برای ساخت یک فیلم وام بگیرم.

ناتالی قصابیان: واقعاً باحال بود وقتی می دیدیم در وینیپگ بودیم ، جایی که فیلم را فیلمبرداری کردیم ، انایش مدام به همه این فیلم ها استناد می کرد ، بنابراین ما این ایده را پیدا کردیم که یک کتابخانه در دفتر تولید همه فیلم هایی ایجاد کنیم که انایش به آنها اشاره می کرد ، و مردم یک دی وی دی را چک می کردند و سپس بعضی اوقات جمعه ها ، ما به عنوان یک خدمه کامل می نشستیم و تماشا می کردیم 10 Cloverfield Lane ، بدبختی ، و بیشتر ، و این یک روش جالب بود که همه در یک صفحه قرار بگیرند و وارد مغز Aneesh شوند.

مصاحبه با کارگردان Aneesh Chaganty و تهیه کننده ناتالی قصابیان از RUN
منبع: هولو

به عنوان یک عضو از جامعه معلولین ، به نظر من یک انتخاب بسیار جسورانه و خوشایند است که قهرمان داستان شما نیز به عنوان یک عضو در انجمن باشد. چه چیزی به شما الهام بخشید تا نوری را در نمایندگی معلولین بدرخشید و فیلم را در اطراف او قرار دهید؟

Aneesh Chaganty: با تشکر! وقتی دبیرستان بودم ، فیلم هایی که بزرگ می شوند [I] می بینم که افراد برجسته ای شبیه به [myself] همیشه کلیشه بودند. من مطمئن هستم که شما نیز به عنوان عضوی از گروه اقلیت خود ، همین احساس را دارید و من همیشه می خواهم از آن جدا شوم [idea]، و ساده ترین راه برای بیرون آمدن از آن این است که فقط آن شخصیت ها را در نورهای مختلف به تصویر بکشیم. من می خواستم یک بچه قهوه ای زیبا ، جذاب و همه چیزهای دیگر باشد. نیمی از راه حل آن فقط با خلق آن شخصیت ها است و کار بزرگی نیست ، بلکه فقط ساختن شخصیت های کاملاً ابعادی است و برای ما کلوئی همین بود. او بسیار باهوش است ، باهوش است. او بسیار شوخ طبع است و از نظر خودش نابغه است ، اینها همه ویژگی های با کیفیتی است که بسیار خارج از معلولیت است ، اما مانند ، با کنار هم قرار دادن این دو ، جوانان امیدوارند که این فیلم را تماشا می کنند ، که آن را می بینند و سپس ناخودآگاه مثل ، سلام ، آن ویژگی های شخصیتی را برقرار کنی ، و آن شخص می تواند با هم برود. من فکر می کنم ، بسیار ناخودآگاه ، این نوع افتتاحیه های جهانی چیزی است که فیلم ها می توانند انجام دهند ، که خیلی چیزهای دیگر می توانند انجام دهند ، و آنها جهان را به یک روش بسیار ارزان برای گفتن آن ، به یک مکان بهتر تبدیل می کنند ، اما ما تبدیل شدن ، هرچه بیشتر بتوانیم به عنوان یک جامعه پیشرفت کنیم ، بزرگترین راه برای گفتن آن است تا مردم بتوانند آن را ببینند.

ناتالی قصابیان: من فکر می کنم در یک سطح دیگر ، برای ما مهم است که به طور واقعی بازیگران را بیابیم و بازیگری را پیدا کنیم که دارای معلولیت باشد ، زیرا اغلب در فیلم های هالیوود اینگونه نیست و کار درستی است و این شخصیت باید تجربه بسیار زیادی مربوط به معلولیت است ، و ما فقط احساس کردیم که هیچ کس قادر نخواهد بود به همان اندازه شخصی که در واقع با معلولیت زندگی می کند ، چنین کاری را انجام دهد. ما به طرقی دیگر امیدواریم که فیلم ها نیز به آن توجه داشته باشند و بیشتر اوقات به صورت معتبر انتخاب شوند.

عالیه! من همچنین بسیار خوشحالم که شما تصمیم گرفتید شخصیت او را کسی کنید که بتواند به تنهایی قدرت نشان دهد. به عنوان مثال ، حتی در مونولوگ های اولیه سارا پالسون ، شما مطمئن شدید که معلولیت او بخشی از او است اما او را تعریف نمی کند ، و می بینیم که او واقعاً یک شخصیت کاملاً مطبوع است که در طول فیلم رشد زیادی می کند . [Spoilers to follow] یک سوم پایانی فیلم آشکارهای بی شماری دارد که به طرز باورنکردنی احترام آمیز مورد رسیدگی قرار گرفته اند ، بنابراین چگونه اطمینان حاصل کردید که در طول نوشتن فیلم ، قادر به نوشتن چنین شخصیت معتبری هستید بدون اینکه تسلیم هرگونه کلیشه های کلیشه ای شوید که بسیاری دیگر از آنها سقوط می کنند طعمه به؟

Aneesh Chaganty: بزرگترین کاری که همه ما به صورت جمعی انجام دادیم این بود که خودمان را در تغییر فیلمنامه ، تغییر داستان ، تغییر در تولید و تغییر کمی روند با هدایت خود باز کنیم. Kiera واقعاً از بسیاری روش های کوچک که به یک فیلم اضافه می شود ، روی داستان تأثیر گذاشت. ما دائما از او می پرسیدیم “آیا اتاق شما اینگونه خواهد بود؟” یا این را می گویید؟ یا این کار را می کردی؟ این عنوان برای شما چه معنایی دارد؟ عنوان یا پایان دادن به آن توهین آمیز است؟ چگونه می توانیم این را جبران کنیم و اطمینان حاصل کنیم که چیزی را در جهان قرار می دهیم که در کل یک قدم به جلو است در مقابل یک گام به عقب؟ فقط باز بودن و آوردن افراد دیگر به دلیل درون [the group of] من ، ناتالی و Sev ، هیچ یک از ما بخشی از جامعه معلولان نیستیم ، اما Kiera چنین است ، و من فکر می کنم فقط اطمینان از اینکه ما به کسی گوش می دهیم که چیزی در مورد این دنیا می داند و در کل روند چیزی بود که به پایان رسید ساخت فیلم بسیار خاص تر. ما با یک استاد مطالعات معلولیت در دانشگاه براون صحبت کردیم ، همچنین زمان زیادی را با او گذراندیم و همچنین درمورد توانایی نیز صحبت کردیم.

[SPOILER WARNING] به عنوان مثال ، در انتهای فیلم در صحنه آخر ، و شما می دانید که او چه کاری انجام می دهد ، در پایان آن کل سکانس در فیلمنامه اصلی ، شخصیت کلوئه در حال قدم زدن بود. یکی از مواردی که استاد مطالعات معلولیت به من گفت این بود که بدون اینکه واقعا به من بگوید ، این بود که فینال به نوعی حاکی از کامل بودن قوس کلوئه بود ، زیرا او می توانست بر خلاف کامل بودن قوس خود راه برود ، زیرا او کاملا کامل بود شخصیت. بنابراین بلافاصله ، ما فقط آن نقش را تغییر دادیم ، بنابراین او اکنون از صندلی چرخدار استفاده می کند. و حالا کاری که ما می کنیم می گوید ، فیلم تمام شده است و قوس ما کامل است زیرا او از مادرش آزادی گرفته و قوسش کامل است ، به دلیل اینکه چقدر گنده شده است ، و ببینید که با او چه می کند مادر ، اما هیچ ارتباطی با توانایی یا ناتوانی ندارد. من فکر می کنم اینها نمونه هایی از کمی باز شدن ماست و همچنین تلاش می کنیم تا آنجا که می توانیم به نوعی استقبال کنیم.

مصاحبه با کارگردان Aneesh Chaganty و تهیه کننده ناتالی قصابیان از RUN
منبع: هولو

ناتالی قصابیان: من می خواهم اضافه کنم که Kiera بخش بزرگی از روند کار بود ، من به یاد می آورم اولین باری که با او ملاقات کردیم ، او چنین بود ، “هر چیزی را که لازم است بدانید بپرسید. من با شما صادقانه می گویم ، گاهی اوقات صحبت کردن در مورد آن چیز ناخوشایندی است ، اما اگر بخواهیم این کار را با هم انجام دهیم ، هیچ چیز از میز خارج نیست “. و ما واقعاً از آن استقبال کردیم. از آنجا که حتی از نقطه نظر تولید ، احساس کردیم که او کتابی باز است. و می توانیم از او بپرسیم: شما به چه چیزی نیاز دارید؟ چگونه کارها را انجام می دهید؟ و این را مانند این چیزهای عجیب و غریب تابو نکنید. این از منظر داستان نیز بسیار مفید بود ، من به خاطر می آورم که حتی تا چند روز آخر در میکس صدا ، ما در حال بحث در مورد این یک خط بودیم که اضافه می کردیم و گیر کرده بودیم. ما مطمئن نبودیم که کدام راه را برویم ، بنابراین ما Kiera را صدا کردیم ، و او به ما کمک کرد تا بفهمیم که با کدام خط در فیلم راهی را برویم ، که یکی از بسیاری از راه های تأثیرگذاری او بر داستان است.

آخرین س beforeال قبل از جمع بندی: چه توصیه ای به فیلمسازان مشتاقی که در چنین دنیای آشفته و نامطمئن خلق می کنند ، می دهید؟

Aneesh Chaganty: به طور کلی ، توصیه ای که من به فیلمسازان مشتاق یا فیلمسازانی می کنم که می خواهند یک وقفه بزرگ داشته باشند ، یا برای آنهایی که هنوز فیلم بلند نساخته اند ، واقعاً در فضای فیلم کوتاه وجود دارد. من واقعاً فکر می کنم که کلید ساخت بلوک های رسیدن به یک ویژگی ، معمولاً با یک فیلم کوتاه شروع می شود و این یک فیلم است که حداکثر باید چهار دقیقه باشد ، اما معمولاً دو تا سه. و همچنین داستانی بنویسید که واقعاً عاشق آن هستید. اما مهمتر از همه ، آن را برای یک مارک بنویسید. مارکی را که دوست دارید پیدا کنید و راهی برای بیان داستان مورد نظر خود پیدا کنید و آن مارک را تا حدی در آورید که اگر آن مارک در انتهای آن آرم داشت ، بازرگانی بسیار جالبی برای آنها محسوب می شود. فیلم کوتاه را برای آن شرکت ارسال کنید و آنها را وادار کنید که مجدداً آن را بازتوییت کنند یا به اشتراک بگذارند یا به تنهایی تبلیغاتی کنند. اکنون ، اگر آنها این کار را انجام دهند ، شما تبلیغات آن مارک را در رزومه خود دارید. اکنون می توانید مورد بعدی را دریافت کنید. بنابراین فقط هوشمندانه فکر کنید ، نه فقط با قلب ، بلکه با سر نیز.

ناتالی قصابیان: برای من ، حدس می زنم تنها توصیه ای که می توانم ارائه دهم از تجربه من است ، و این حتی اگر می خواهید نوع خاصی از فیلمسازان باشید ، و اگر می خواهید با بدلکاری ها و چیزهای دیگر چیزهای بودجه زیادی بسازید ، اگر یک فرصتی که برای انجام پیش روی شما قرار دارد ، به همان اندازه مهم است که شروع به انجام کارها کنید و شروع به ساختن چیزها و تجربه کنید و به هدف مورد نظر خود برسید. بنابراین فقط شروع به انجام کار کنید! این ساده ترین راه برای ورود به این صنعت است.

پرسش و پاسخ فیلم از ناتالی قصابیان و انیش چاگنتی تشکر می کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

از زمان انتشار این مصاحبه ، Run به عنوان یکی از پربیننده ترین فیلم های اصلی Hulu که تاکنون ثبت شده است ، رکوردشکنی می کند.

Run از Hulu در ایالات متحده در دسترس است و در سال 2021 در سینماهای جهان اکران می شود.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!