مسلمان: در عراق ، قهرمانان از اسپندکس استفاده نمی کنند

روابط مشکل آفرین (و جبرانی) بین عراق و ایالات متحده وقتی به بهانه آوردن دموکراسی به کشور حمله شد ، این کشورها در سال 2003 به این کشور حمله کردند. در طول حمله و تحت اشغال ایالات متحده ، عراق مورد سو numerous استفاده ، قتل (از جمله قتل عام میدان نیسور توسط مزدوران بلک واتر) و شکنجه ، و همچنین آسیب گسترده به زیرساخت های آن قرار گرفت ، و باعث شد بسیاری از شهروندان آسیب دیده بیش از امید ترس و وحشت داشته باشند.

در حالی که پس از دستگیری و اعدام مستبد ، یک دولت عملکردی (اما فاسد) را حفظ کرد صدام حسین، عراق به سرعت خود را در رحمت چندین جناح تروریستی ، از جمله القاعده و داعش قرار داد. داعش (معروف به داعش) ، قتل ، تجاوز ، و سرقت از کشور تا زمانی که در جنگ در دسامبر 2017 شکست خوردند. از جمله گروههایی که برای به دست آوردن دوباره کنترل کشور با شورشیان جنگیدند ، تیم SWAT نینوا بود که از بومیان موصل تشکیل شده بود. (به جای فرزندان موصل).

نویسنده و کارگردانی شده توسط اندیشمندان سیاسی متی مایکل کارنااهان، موصل نمایشی از وقایع واقعی است که در مقاله ای در فوریه 2017 برای نیویورکر تحت عنوان مستند شده است نبرد ناامیدانه برای از بین بردن داعش. در اواخر جنگ داخلی عراق ، یک افسر پلیس جوان کرد ، کاوا (آدام بسا) عموی خود را قبل از نجات توسط تیم SWAT نینوا (یک واحد سرکش) ، به رهبری سرگرد سرلشکر جاسم ، در یک تیراندازی با نیروهای داعش از دست می دهد (سهیل دباخ) جاسم با دیدن اینکه این تازه کار جوان برای عضویت در تیم خود مناسب است (پیش نیازها می گوید باید توسط داعش زخمی شده باشید یا یکی از اعضای خانواده خود را به دلیل آن از دست داده باشید) ، جاسم برای آزادسازی موصل از دست نیروهای داعش ، کاوا را استخدام می کند ، زیرا آنها تا حدودی مخفیانه وارد می شوند مأموریت

یک نئو غربی غربی عراقی

افتتاحیه فیلم خرابه های موصل را با بلوک هایی از سازه ها و جاده های تخریب شده ، پر از خاک و آوار به نمایش می گذارد. آنچه روزگاری بخشی از تمدن باستانی بود که دارای افسانه و تاریخ غنی بود ، عملاً به یک زمین بایر پس از آخرالزمانی تبدیل شده است ، از فرهنگ ، میراث و هویت بی بهره است.

از زمان یازده سپتامبر (اگر نه قبل از آن) ، خاورمیانه و عراق به مکان افسانه ای در سینما و رسانه های غربی تبدیل شده اند. چیزهای افسانه ها سرزمینی دوردست که داستانهای بی شماری را در اختیار روزنامه نگاران و سربازان قرار می داد که اغلب کمتر از چاپلوس پرتره های مردم و فرهنگ آنها نقاشی می کرد. موصل ممکن است یکی از نمونه های نادر باشد (تاکنون) که یک تولید آمریکایی داستان “خاورمیانه” را روایت می کند که به همان اندازه برای مخاطبان خاورمیانه و غرب قابل دسترسی است.

مسلمان: در عراق ، قهرمانان از اسپندکس استفاده نمی کنند
منبع: نت فلیکس

تولید مشترک توسط برادران روسی (انتقام جویان: بازی آخر) و فیلمساز عراقی محمد الدرادجی (پسر بابل) ، موصل قبل از هر چیز یک فیلم ژانر است تا یک فیلم درام. اشتراکات آن با فیلم های جان نجار (به ویژه فرار از نیویورک) نسبت به آن محمد دیابها برخورد (2016) یا هر یک از دارادجیفیلم های مربوط به این موضوع. این به معنای خفیف در برابر نیست موصل یا سینمای ژانر ، اما توجه به این نکته مهم است که فیلم مورد بحث به طور کامل فضای سیاسی در قرن 21 عراق را پوشش نمی دهد. با این حال ، این شخص بیشتر علاقه مند است تا عواقب بنیادگرایی اسلامی ، اشغال ایالات متحده ، جنگ های مختلف و جنگ ها و منافع طرف های دیگر را از طریق منشور زیر ژانر “مردان در یک مأموریت” کشف کند.

در حالی که این صحنه های اکشن در طول فیلم دارد ، اما آنها عمیق تر عمل می کنند و بنابراین نمی توانند به طور انحصاری به عنوان “فیلم اکشن” شناخته شوند.

کارنااهان داستان را در چارچوب چیزی شبیه به یک غربی تعریف می کند ، با این ایده که عراق پس از 2003 دوره های “بازسازی” و “غرب قدیمی” خود را می گذراند ، دقیقاً مانند مهاجمان این کشور پس از جنگ داخلی آمریکا. با آرامش و ارجاع به فیلم هایی مانند جان فوردها مربی استیج (1939) و جستجوگران (1956) ، و همچنین نئو غربیان مانند برادران کوئن‘اقتباس از هیچ کشوری برای پیرمردها وجود ندارد (2007) ، این فیلم لحظاتی را نشان می دهد که طی دو دهه گذشته توسط پوشش رسانه ای آشنا شده اند:

کودکان در اثر هرج و مرج یتیم می شوند. پاسگاه های پلیس. بمب اتومبیل مقامات فاسد. وسایل نقلیه نظامی گشت زنی در خیابان ها. قربانیان تجاوز خانه های متروکه پر از بقایای اسکلت خونین.

از نظر سینمای ژانر ، آنچه روشن می شود ، روح آنارشیک ذاتی این سرزمین است (علی رغم داشتن یک نهاد حکومتی حاکم) ، که در آن جناح های فراوانی آنچه را که می توانستند برای منافع خود برداشت کردند. این بازگشت به دوران باستان تر ، جایی که افراد قانون را تأیید می کردند ، مناطق تحت کنترل باند ، و کالاهای گرانبها (سیگار و سلاح در این مورد) مبادله می شدند یا تجارت می کردند (زیرا مردم حتی از پشت بام ها معامله می کنند). پول برای هدایت از منطقه جنگ به ابزاری مهم در تجارت تبدیل می شود. به طور موثر ، این حرکات و نمادهای آشنا در تاریخ سینما (وسترن یا دیگر موارد) اجازه می دهد عراق موصل برای مخاطبان جهانی قابل تکرار باشد.

هسته

در حالی که فیلم های بی شماری سعی در درک دقیق تری از عراق در زمان حمله و به بعد داشتند ، از جمله پل گرین گراسها منطقه سبز (2010) ، آنها بیشتر از کاهش مشکلات عراقی ها برای پشتیبانی از قوس شخصیت قهرمان غربی رنج می بردند. در حالی که اعتراف موصل از نظر شخصیت از نظر شخصیت سنگین تر است ، اعضای تیم SWAT نینوا بی روح و شخصیت نیستند تا فلسفه کلی آنها را همراهی کنند.

کاوا یک جوان تازه کار کهن الگویی است ، که با گذشت دو ماه از پیوستن به نیروی پلیس ، با اعتقاد جدی به کتاب ها و تلاش برای دستگیری شبه نظامیان داعش. درست از کلمه برو ، آدام بسا او را مانند مردی آماده نمی کند که برای خطرات پیش روی او آماده نیست ، به ویژه هنگامی که در میان تگرگ گلوله ها در وسط گیر می کند. ساده لوحی او راه ما در معمای پیچیده ای است که مربوط به عراق پس از 2003 است ، خصوصاً اینکه او کسی نیست که به کشتن هر یک از دشمنان خود افتخار می کند. این تأثیر شدید سرگرد جاسم است که کاوا را مجبور می کند به سرعت طناب ها را در عراق بیاموزد که از روزهای گذشته تاکنون هیچ نظریه واقعی نظم و قانون خاصی را نداشته است. صدام حسین (برخی آن را کنایه غم انگیز می نامند).

بازیگر خارق العاده سهیل دباخ جاسم را مانند فیگور خارج از فیلم نوآر بازی می کند ، با وجود جذابیت و ترساندن رابرت میچوم (خیره کننده سوراخ کننده به معنای تجارت است) ، و رفتاری که باعث بدجنسی می شود. او کهنه سربازی است که ماهیت سخت جنگ را دیده و از روی مزخرفات می بیند. او یک شخص عملگرا است که می داند چگونه به بازی با قوانین بپردازد و هنگام رسیدن به پول و سلاح برای انجام مأموریت خود چه کاری باید انجام دهد. او همچنین شخصی است که بالاتر از نشان دادن جنبه احساسی و حساس خود نیست ، که به ما کسی را می دهد که محدودیت ها و ضعف های خود را می داند.

مسلمان: در عراق ، قهرمانان از اسپندکس استفاده نمی کنند
منبع: نت فلیکس

علی رغم اینکه عرب نیست ، کارنااهان (با کمک دارادجیدرگیر شدن) می تواند اصالت زیادی را تزریق کند ، نه فقط در ساختن داستانی از منظر عراق ، بلکه در شیوه برقراری ارتباط شخصیت ها با یکدیگر. به دلیل سابقه آداب و رسوم و روابط خوب ، عرب ها همیشه هنگام گفتگو با یکدیگر ، حتی در میان غریبه ها ، از طبیعت آشنایی و شخصیتی برخوردار بوده اند.

در صحنه ای که تیم SWAT تلاش می کند دو پسر تنها را در خیابان نجات دهد ، جاسم از اکراه برادران خواستار پیوستن به او و افرادش برای سلامتی است. مطمئناً ، ممکن است طبیعی باشد که با کودک مهربان باشید و با او به عنوان یکی از فرزندان خود رفتار کنید ، اما در کلمات یک رکود و آشنایی وجود دارد دباخ استفاده هایی که باعث می شود با این واقعیت که جاسم یکی از بچه های خوب است ، احساس امنیت کنید. در واقع ، با وجود رفتار برادرانه اش (از جمله مشاجره یا شلاق زدن) ، او به عنوان پدر جایگزین كاوا و بقیه تیم SWAT نینوا خدمت می كند و احترامی كه هر كدام نسبت به وی دارند در تمام فیلم مشهود است.

به همان اندازه که فیلم می تواند تاریک و جدی باشد ، لحظات زیبایی لحظه ای زیبایی وجود دارد ، که باعث می شود رنگ به آنچه تصویر تیره و تار می شود برسد. صحنه ای در یک خانه متروکه وجود دارد که تیم برای بهبودی مدتی طول می کشد ، در حالی که آنها خود را با یک سریال صابون کویتی در تلویزیون پذیرایی می کنند (در مورد تعداد همسران یک شخصیت شوخی می کنند). در این لحظات ، شخصیت ها هرگز فراموش نمی کنند که در میانه نبرد قرار گرفته اند ، بلکه در عوض سعی می کنند این لحظات کوچک را که می آیند ، ارزشمند بدانند و به فیلم انسانیت و روحیه بدهند. حتی شخصیت هایی که در لحظات جدی فحش می دهند می توانند خنده ای برای کسانی که عربی می فهمند جمع کند.

در حالی که این شخصیت ها مسلمان هستند و کاملاً به ایمان خود پایبند هستند (با خواندن گروه “الفاتحه” برای مردگان و اقامه نماز بعد از ظهر) ، موصل آنها را از دریچه انسان گرایی مشاهده می کند ، و این کار را برای هیچ پاداش آسمانی در زندگی پس از مرگ انجام نمی دهند. جاسم مدام از اهمیت بازسازی عراق ، حتی برای پسران که در فیلم با آنها روبرو می شود ، یاد می کند. آنچه جاسم سعی در القای رفقای خود دارد این ایده است که عراق به طور کلی بیش از زندگی آنها مهم است. به همین دلیل آنها می جنگند.

از آنجا که کاوا قهرمان اصلی فیلم است ، موصل فرصتی را از دست می دهد تا اجازه دهد شخصیت او از رشد مناسب قوس شخصیت بهره مند شود. این تصمیم دارد که اکشن را در طول یک روز بازی کند (چیزی که در هجو فاشیسم 2012 به خوبی کار کرد عزیزم) ، و بسته بندی در تعدادی قطعه سنگین ، طاقت فرسا. این به معنای واقعی کلمه یک فیلم در مورد رفتن از نقطه A به نقطه B است ، و حداقل تجربه آن بسیار کم است ، اما از دادن حکمت سریع ردیابی به کاوا که به نظر می رسد کسب می کند ، رنج می برد (مانند بسیاری از سناریوهای “یک روز” در سینما).

این بدان معنا نیست که نکات احساسی فیلمنامه بالینی هستند ، زیرا این فیلم تا انتها یک فیلم صمیمانه است. مسئله این است که در حالی که ما سرگرد جاسم را به عنوان یک شخصیت کاملاً شناخته شده می شناسیم ، کاوا عمدتاً شخصیتی منفعل (حتی ثانویه) است تا اینکه ضربات خاصی باعث می شود که او غیر از این باشد. شاید این عمدی باشد که سرگرد جاسم باید به عنوان یک افسانه ظاهر شود در حالی که کاوا آنچه را که می تواند از رهبری خود منفجر می کند. جاسم تقریباً مانند ابرقهرمان بتمن است و با “من می دانم که تو بودی” تهدید به خرابکاری در مأموریت او (یا خیانت به سلامت کودکان) می کنند (هرچند برخلاف بتمن ، جاسم در اعدام دشمنان خود هیچ مشکلی ندارد) هشدار می دهد .

تشدید توطئه همچنین فرصتی را برای احساس واقعی اثرات داعش از ما می گیرد. ما تهدیدهای صریح آنها را از طریق رادیو می شنویم ، آنها را در کمین شهروندان و نیروهای پلیس می بینیم (و حتی در فیلم های آیفون نیز اعدام می کنند) ، اما آنها لزوماً به عنوان موجود بی نظم و هیولایی خاورمیانه ویران نمی شوند. گذشته از آنچه در گفتگو درباره آنها می شنویم ، آنها می توانند هر فیلم تروریستی عمومی باشند.

مسلمان: در عراق ، قهرمانان از اسپندکس استفاده نمی کنند
منبع: نت فلیکس

چی کارنااهان ایجاد یک احساس پارانویا است که به سینمای جنگ سرد برمی گردد ، جایی که نمی دانید هر شخص طرف چه کسی است. بی اعتمادی فراوان است و به حق نیز چنین است. به طور کلی عراق به وسواس بسیاری از احزاب تبدیل شد ، به ویژه هنگامی که به منابع خود رسید. این جنبه است که باعث می شود این فیلم افزودنی شایسته به سینمای بعد از 11 سپتامبر باشد.

ساخت منطقه جنگ

کارنااهان و طراح تولید فیلیپ ایوی پرتره قانع کننده ای از عراق را در طول جنگ داخلی ترسیم کرده اند ، با یک فضای سرد بخشنده و احساس خطر در گوشه و کنار آن. حتی در این صورت ، آنها عراقی ها را شیطان پرست نمی کنند و زحمت نشان دادن صحنه هایی از غیرنظامیان را که سعی می کنند در این اوقات خشونت آمیز زندگی کنند یا حتی خود را بدون خانه در اردوگاه ها نشان می دهند ، نشان می دهند. به عنوان کارگردان ، کارنااهان تضمین می کند که هر یک از اعضای اصلی SWAT لحظه ای برای درخشش دارند و به عنوان یک واحد توانمند عمل می کنند. بعلاوه بسا و دباخ، بازیگران نمایش های چشمگیری ارائه می دهند و به شخصیت های مربوطه خود در تیم SWAT اعتبار قابل توجهی اعطا می کنند (حتی اگر آشکار شود که هر عرب کرد یا عراقی نیست).

فیلمبردار مائورو فیوره وحشیگری و شدت را با سکانسهای خشمگین تری ضبط می کند ، اطمینان حاصل می کند که خشونت زیبا به نظر نمی رسد و عکاسی دستی باعث ایجاد یک فوریت می شود. هنگامی که در مکان های خطرناک مانور می دهند ، او با عکسهای صمیمی تیم در صلح آمیزترین حالت یا درون وسیله نقلیه نمادین خود ، آنها را متعادل می کند. طراحی صدا به ما امکان می دهد زندگی و شرایط دردسرساز شهر را احساس کنیم ، در عین حال در لحظات آرامتر پنهانکاری به قدرت نیز دست می یابیم. همه توسط هم برگزار می شود الکس رودریگزویرایش دقیق ، که به نوعی به صحنه های آشفته تر اجازه می دهد تا جامع احساس شوند.

هنری جکمننمره این فیلم زندگی خود را به خود می بخشد ، رشته های متشنج و متشنج را با ضرب های احساسی مخلوط می کند که موسیقی ریویچی ساکاموتو.

اسطوره های سینمایی تجدیدنظرطلب

در مورد نوشتن از موصل، کارنااهان چیزهای زیادی را در ذهن خود جای داده و سعی در کشف ایده های مختلف دارد. در حالی که در بسیاری از سیاست های داخلی و جمعیتی عراق فرو نمی رود ، موصل در مورد تصویر بزرگتر گفتگو می کند به عبارت دیگر ، عراق پس از تحریک و تحریک سیاست خارجی و تروریسم آمریکا در کجای دنیا قرار دارد؟

از برخی جهات ، برخی از گفتگوهای مبادله شده در موصل تفسیری فرامتنی درباره بازنمایی اعراب در سینما و رسانه های غربی است.

همانطور که در مرحوم محقق مستند شده است جک شاهینکتاب افسانه ای عرب های بد غلطان، اعراب (مانند سایر اقلیت ها) در هالیوود در قرن بیستم عمدتاً نادرست معرفی شده و یا مورد کم استفاده قرار گرفتند و سردرگمی پس از 11 سپتامبر عمیق تر شد. فیلم هایی مانند اجاره (2007) و مرد آهنی (2008) ، در حالی که 2007’s ، به گروه نجات دهنده سفید نجات دهنده متوسل شد پادشاهی (همچنین توسط کارنااهان) در روشنایی ماهیت سو mis تفاهم یک کشور عربی در مواقع ناآرام کم کاری کرد. شاید نفرت انگیزترین جرم این باشد که فیلم های خاصی حساسیت فرا ملی گرایی را تبلیغ می کنند ، مانند مورد کلینت ایستوودها تیرانداز از خفا آمریکایی (2015) ، فیلمی که به نظر می رسید تز آن حول این مفهوم باشد که حتی یک خانواده عراقی از شما برای یک شام عید خانگی دعوت می کنند می تواند تروریست باشد.

بیایید صادق باشیم ، آن زمان جالب و خنده دار نبود چاک نوریس تروریست های لبنانی را منفجر کرد مناهم جولانها Delta Force (1986) ، پس چرا ما پس از 11 سپتامبر باید مورد کاریکاتورها و تصاویر نفی کننده قرار بگیریم؟

مسلمان: در عراق ، قهرمانان از اسپندکس استفاده نمی کنند
منبع: نت فلیکس

که در موصل ، سرگرد جاسم با سرهنگ ایرانی کاوه افشاهانی (با بازی جذاب) روبرو می شود ولید الگادی) که به ظاهر پشتیبانی لجستیکی را به شبه نظامیان ارائه می دهد. در یک استدلال پر تنش (و به ویژه با اشاره تحریک آمیز به توافق نامه سایکس-پیکو) ، جاسم سرهنگ را به دلیل اینکه بخشی از مشکل عراق است ، مورد انتقاد قرار داد. در آنجا که احزاب متعددی در امور کشور دخالت می کنند ، هنگامی که تمایل به داشتن عراق دارند که شامل صدام ، تروریست ها ، غرب یا ایران نشود (کنایه از سرهنگ با استفاده از یک تفنگ آمریکایی با مهمات ناتو نیز وجود دارد). در صحنه ای دیگر ، هنگامی که SWAT در حال بررسی مجدد استراتژی خود برای پیشی گرفتن از پایگاه داعش است ، جاسم پیشنهاد فراخوان حمله هوایی آمریکایی را رد می کند ، با این استدلال که ایالات متحده همه چیز را مسطح می کند زیرا آنها چیزی برای بازسازی ندارند.

این استدلال ها روشن می سازد که عراق به عنوان یک کشور هنوز از زخم های مداخله و قدرت استعمار در می آید ، اما برای احیای روح خود می جنگد. برای فراموش کردن گذشته ، شرایط آن را بپذیرید و جلو بروید.

رابطه بین تروریسم در عراق و سیاست خارجی ایالات متحده اغلب سوال “مرغ یا تخم مرغ” را مطرح کرده است ، تا آنجا که چه عواملی باعث وقوع اولین اتفاق می شود؟

در حالی که یازده سپتامبر بیش از یک روش به خاورمیانه و غرب آسیب رساند ، اما باعث خراب شدن چهره اعراب و مسلمانان در رسانه ها شد. به حدی که ما شخصیت های قوی هالیوود نبودیم. ما پرخاشگر و عصبانی بودیم و انتقام جویانه بودیم و بیشتر اوقات ، قربانیانی بودیم که باید نجات یابیم. حتی با سنگهای قیمتی زیبا مانند تام مک کارتیها بازدیدکننده (2007) با روشن كردن حقایق تند و سریع جنگ علیه تروریسم ، ما نتوانستیم بستری را كه شایسته صداهای قوی بودیم تا بتوانند در مورد نمایندگی ما اظهار نظر كنند ، بدست آوریم.

چرا ما (به عنوان مثال) باید برای سرنگونی تروریست ها با تصاویری از مرد آهنین که به افغانستان پرواز می کند سر و کار داشته باشیم ، فقط برای این که او پرواز کند و افغانها را ترک کند تا از بین بردن ظلمی که او (عملا) ایجاد کرده است؟

در طول موصل، سرگرد جاسم زباله های کف هر مکانی را که در آن قرار دارد پاک می کند ، که به عنوان موازی منظم صحبت دائمی او در مورد بازسازی است. این فقط یک استعاره برای پاک کردن جهان از تروریست ها نیست. این فقط کنترل روایت های خودمان بدون تأثیر غرب نیست. این در مورد بازسازی تصویر ما برای دیدن جهان است.

نتیجه

این فیلم در حالی که کاملاً بی نقص است ، نگاه موثری به کشوری است که توسط جنگ ویران شده و دائماً در جستجوی امید است. حتی اگر متوجه شدید که می خواهید بیشتر از این تجربه استفاده کنید ، موصل با بازی قدرتمند بازیگر عراقی شایسته اسکار ، نگاهی انسانی به عراق پس از 2003 ارائه می دهد سهیل دباخ.

که در کاترین بیگلوها قفسه درد (2008) ، دباخ یکی از دلخراش ترین اجراهایی را که در سینمای بعد از یازده سپتامبر به نمایش درآمده است ، ارائه داد. در صحنه ، او مردی مجهز به جلیقه بمبگذار انتحاری بود که نیاز به نجات توسط سربازان آمریکایی داشت و شما جای تعجب دارید که از ابتدا مقصر چه کسی بود که او در چنین شرایطی قرار داشت. چقدر مناسب است که یک دهه بعد ، او در نهایت باید کسی را بازی کند که نیازی به پس انداز ندارد.

موصل را دیده اید؟ نظر شما چیه؟ نظرات خود را در نظرات زیر بگویید!

موصل توسط نتفلیکس در سراسر جهان در تاریخ 26 نوامبر سال 2020 منتشر شد. برای همه نسخه های بین المللی ، اینجا را کلیک کنید.


موصل را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!