KOKO-DI KOKO-DA: چشم اندازی کابوس از غم و اندوه

وحشت پیچ خورده ای که می تواند در قلب غم و اندوه فرد زنده بماند ، به ویژه هنگامی که این غم و اندوه در اثر مرگ یک کودک باشد ، برای دهه های طولانی موضوع اکتشافات سینمایی بوده است. از جانب دونالد ساترلند تصور می کند دختر غرق شده اش در خیابانهای ونیز در حال تعقیب او است نیکلاس روگرا الان نگاه نکن، به شارلوت رامپلینگ گره گشایی در لارس فون تریررا دجال، به تونی کولت غلبه بر غیبت در آری آستررا ارثی، بسیاری از فیلمسازان جنبه های وحشت روانشناختی و ماورا الطبیعه را با هم ترکیب کرده اند تا بررسی کنند که چگونه غم و گناه ناشی از از دست دادن کودک می تواند ما را آزار دهد.

آخرین مورد اضافه شده به این قانون عجیب و غم انگیز ، فیلمساز سوئدی است یوهانس ریهلمرا کوکو دی کوکو دا، که در آن یک زوج داغدار سعی می کنند ازدواج در حال فروپاشی خود را در یک سفر کمپینگ احیا کنند و در عوض خود را در چرخه بی پایان حوادث کابوس گرفتار می بینند. با وجود اصالت بی حد و حصر این فیلم ، به خصوص وقتی که صحبت از ساخت تصاویر ترسناک باشد ، احترام بیشتری نسبت به آنچه که در آن تلاش شده احساس می شود کوکو دی کوکو دا از لذت بردن از نتیجه

بسوی جنگل

این فیلم عنوان خود را از آهنگ دلهره آور و مهیبی منتشر کرده است که توسط یک جعبه موسیقی خریداری شده برای مایا منتشر شده است (کاتارینا یاکوبسون) برای هشتمین سالگرد تولدش. مایا و والدینش ، توبیاس (لیف ادلوند) و الین (یلوا گالون) ، از سوئد خود برای جشن گرفتن به این کشور به دانمارک سفر می کنند ، اما آنچه که به عنوان یک پرتره دوست داشتنی از شادی خانوادگی آغاز می شود ، هنگامی که الین با یک مورد مسمومیت با صدف سخت به بیمارستان منتقل می شود ، به سرعت به فاجعه تبدیل می شود. صبح روز بعد ، یکی از اعضای این سه نفر در شب درگذشت – اما این Elin نیست.

سه سال پس از شوک از دست دادن دختر خود ، توبیاس و الین تصمیم می گیرند که سرانجام به تعطیلات دیگری بروند ، این بار یک سفر روستایی روستایی. بلافاصله می توان دریافت که ازدواج آنها رنج می برد. هر دو هنوز با احساس گناه نسبت به مرگ ماجا دست و پنجه نرم می کنند و صبر و درک کمی نسبت به یکدیگر و نیازها و خواسته هایشان دارند. توبیاس که از شکایت بی وقفه الین در مورد سفر ناامید شده بود ، ناگهان تصمیم می گیرد که آنها در اولین پاکسازی ای که پیدا می کنند ، از جاده خارج شوند و اردو بزنند ، این باعث ناراحتی همسرش می شود.

KOKO-DI KOKO-DA: دیدگاهی کابوس از غم و اندوه
منبع: Dark Star Pictures

شب به نظر می رسد ناآرامانه می گذرد تا وقتی که اِلین از چادر برای رفتن به دستشویی بیرون می آید. پس از آن است که او توسط سه چهره وحشتناک که از جنگل بیرون می آیند مورد تمجید قرار می گیرد: یک پیرمرد با لباس سفید (پیتر بلی) ، دختری با دخمه های تیره که از شانه هایش جریان دارد و یک بول تریر استفوردشایر روی بندبراندی لیتمانن) ، و یک مرد هولکینگ با موهای فرفری که سگ دیگری را حمل می کند ، این یک مرده (مراد بالو ختچادوریان) هیچ گروه تصادفی از شخصیت های غیر عادی وجود ندارد. آنها چهره هایی هستند که در کنار جعبه موسیقی خریداری شده برای ماجا در آن سفر سرنوشت ساز به دانمارک نقاشی شده اند.

این سه نفر قبل از اینکه سگ زنده را با توبیاس در داخل چادر شل کند ، سو to استفاده جسمی و روحی می کنند تا او را به کام مرگ بکشاند. کل توالی مجوز معده است بلی، که مرد شاد و آوازخوان را با کت و شلوار سفید یکی از شرورهای ترسناک ترین فیلم در حافظه اخیر ارائه می دهد ؛ وقتی او روی صفحه است ، به نظر می رسد شر از هر قاب بیرون می زند. نشاطی که او از هق هق گریه های الین و فریادهای درد توبیاس می گیرد ، ادامه تماشای این صحنه ها را بدون احساس بیماری دشوار می کند.

افسوس ، توبیاس و شکنجه الین با مرگ آشکار آنها پایان نیافته است. در عوض ، ما آنها را بلافاصله در اتومبیل خود می یابیم و در حالی که آنها از جاده گرگ و میش عبور می کنند و به ناچار به همان پاکسازی شبانه می روند ، درگیر بحث دیگری می شوند. این درست است: توبیاس و الین در پیچ و تاب ترین نسخه از اسیر هستند روز Groundhog که احتمالاً می توان تصور کرد ، و تا زمانی که آنها بتوانند بر غم و گناه خود غلبه کنند – و نه نفرت خود را نسبت به یکدیگر – آنها هرگز فرار نخواهند کرد.

بیدار شو

بارها و بارها ، سه نفر به رهبری مردی با لباس سفید با دیدن یک گربه سفید مرموز ، درخشان در میان درختان تاریک ، منادی می شوند. آنها ظاهر می شوند و اِلین و توبیاس را به طرق مختلف شکنجه می کنند ، و معمولاً قبل از اینکه زوجین مجبور شوند کار را از اول شروع کنند ، سگ شکسته می شود. هر بار ، توبیاس هنگام صبح که از خواب بیدار می شود ، به طور فزاینده ای آشفته می شود ، و خاطره ای کمرنگ از آنچه در چرخه قبلی رخ داده ، در پشت ذهن خود کمین کرده است. او راه های مختلفی را برای نجات خود و الین از کابوسی که در انتظار آن است ، امتحان می کند ، اما هر کاری که انجام می دهد ، خشونت بر او باریده شده و الین اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. و هر بار ، نشستن و تماشا کردن به عنوان یک مخاطب دشوارتر می شود. کوکو دی کوکو دا کمتر از 90 دقیقه است ، اما بیشتر از سه ساعت احساس می شود.

KOKO-DI KOKO-DA: دیدگاهی کابوس از غم و اندوه
منبع: Dark Star Pictures

این فیلم بی عیب و نقص طراحی و فیلمبرداری شده است ، در حالی که دنیای کابوس پاکسازی در زیر نور آبکی صبح زود کاملا واقعی است. زیبایی ظاهری از شخصیت های جعبه موسیقی کاملاً خنک کننده است و ترکیبی از عناصر کلیشه های قافیه مهد کودک با دوز سالم پوسیدگی است. در یک انتخاب تصویری جالب دیگر ، بسیاری از صحنه های وحشیانه ترسناک با برخی از سکانس های عروسکی سایه ای شاعرانه که غم توبیاس و الین را نشان می دهند ، و تلاش آنها برای غلبه بر آن و حرکت به جلو از طریق گروهی از شخصیت های حیوانات ، از جمله یک خانواده خرگوش ، جبران می شود. . نیازی به گفتن نیست که تماشای این تصاویر بسیار آسان تر و لذت بخش تر از صحنه هایی است که مردی با لباس سفید در حالی که سگ شرور خود را به لیز خوردن فاقه شکم الین ترغیب می کند ، نشان می دهد.

آیا تا به حال فیلمی را تماشا کرده اید که در آن از انگیزه هنری آن قدردانی کنید اما واقعا به محصول نهایی اهمیت ندهید؟ احساسی که نسبت به من داشتم این است کوکو دی کوکو دا. نیهلمبه تصویر کشیدن غم و اندوه به عنوان کابوسی که از خواب بیدار شدن از آن تقریباً غیرممکن است و راههایی که می توانند باعث از بین رفتن رابطه ای شوند که سابقاً یک رابطه سالم بود ، با نام تجاری منحصر به فرد خود تحسین برانگیز است و بسیاری از تصاویر فیلم همچنان مرا آزار می دهند از وقتی که من برای اولین بار آن را تماشا کردم اما برای من ، فیلم به انداز sad مردی که لباس سفید پوشیده بود ، سادیست بود ، و اندكی از كاتارسیس احساسی كه انسان در وحشت از این طبیعت امیدوار است ، احساس می شود.

نتیجه

تماشای یک فیلم ترسناک خوب آسان نیست ، اما باید تا زمانی که اعتبار نهایی به پایان برسد احساس رضایت را برای شما ایجاد کند. فکر می کنم الان نگاه نکن و درک هیجان انگیز آن ساترلندشخصیت خود مرگ خود را پیش بینی کرده بود ، یا ارثی و میراث خانوادگی تاریکی که در لحظات پایانی آن آشکار شد ، و احساس غرور عجیبی دارم. اما با کوکو دی کوکو دا، فقط احساس پوچی می کنم.

شما چی فکر میکنید؟ برخی از قوی ترین تصاویر سینمایی غم و اندوه کدامند؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

کوکو دی کوکو دا از 6 نوامبر 2020 در سینماهای مجازی در ایالات متحده در حال اکران است. از 8 دسامبر 2020 در ایالات متحده در صورت تقاضا در دسترس خواهد بود. تاریخ های اکران بین المللی بیشتری را می توانید در اینجا پیدا کنید.


کوکو دی کوکو دا را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ کشنده ساخته است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری

توماس وینتربرگ، یکی از مشهورترین و تحسین شده ترین فیلمسازان دانمارک ، با افتخار در جشنواره فیلم لندن امسال بازگشت. دور دیگربا پشت سر گذاشتن نقدهای شدید و جایگاهی به عنوان بخشی از انتخاب رسمی کن ، بهترین فیلم از LFF امسال را به خانه برد که برای اولین بار توسط مخاطبان به آن رای داده شد. این شاید بگوید که وینتربرگفیلم با بسیاری از مردم روبرو شد.

با او نوشته شده است شکار همکار توبیاس لیندولم، وینتربرگاین فیلم چهار معلم میانسال را دنبال می کند که تصمیم دارند با حفظ یک سطح ثابت الکل در خون ، زندگی کسل کننده خود را زنده کنند. پیش فرض به تنهایی پیش از سقوط اجتناب ناپذیر ، قوس شاید آشنایی را نشان می دهد ، همراه با ظهور سبک قلب قهرمانان ما. وینتربرگفیلم از این نظر شوک یا براندازی نمی کند ، به ترتیب ضربان ها را می زند. با این حال به بالاتر و پایین تر از حد انتظار می رسد ، هم قلب ناراحت کننده ای را ناراحت می کند و هم خشنودی شادی آور است.

یک زندگی معمولی

چهار معلم ما تحت هدایت هستند مادس میکلسن، که احتمالاً اکنون در حال بازی برای مشهورترین بازیگر دانمارکی در تمام دوران است ، در یک عملکرد مغناطیسی به عنوان مارتین ، یک معلم تاریخ قطعاً فاقد اشتیاق است. زندگی مارتین نه یک تصادف اتومبیل بلکه یک ترافیک بسیار کسل کننده است. او به سختی همسرش را می بیند ، دو پسر او بیش از پدرشان به تلفن هایشان علاقه مند هستند و او یک معلم صریحاً وحشتناک است. اگر مارتین هرگز به تاریخ و الهام بخشیدن به ذهن جوان اهمیت می داد ، اکنون همه شواهد آن از بین رفته است.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری
منبع: جشنواره فیلم لندن

او در زندگی کاملاً رضایتبخش خود سه مرد به طور مشابه میانسال به او ملحق می شوند. تامی (توماس بو لارسن) پیتر (،لارس رانته) یک معلم موسیقی خسته است ، و نیکولاج (مگنوس میلانگ) یک معلم روانشناسی بی حوصله است. آنها همه مردان سفیدپوست مستقیمی هستند که دارای مشاغل راحت هستند ، و این امتیاز آنها یک بخش داخلی است وینتربرگکالبد شکافی زندگی آنها. او هم آشفتگی ذهنی زیر سطح را آشکار می کند (بعضی از آنها واقعاً خسته شده اند ، اما بعضی دیگر عمیقا افسرده اند) ، و هم کاوش هایی که سهولت و امتیاز طولانی می تواند داشته باشد.

به نظر می رسد که تأثیر ، فقدان عاشقانه است. ازدواج آنها نه تنها ناکام یا بیات است ، بلکه دیگر نگاه عاشقانه ای به زندگی ندارند. آنها از امکاناتی که جهان ارائه می دهد و یا عاشق شگفتی های آن شگفت زده نمی شوند ، اما نسبتاً از دنیای اطراف خود بی اطلاع هستند. نیکولاج در حالی که از زندگی جوانی می گذرد ، اکنون روزهای خود را صرف تماشای دانش آموزان بسیار سرگرم کننده تر از آنها می کند ، طرحی ارائه می دهد.

برای آشامیدن و یا نه؟

ایده نیکولاژ ، بر اساس ادعای جعلی یک فیلسوف نروژی مبنی بر اینکه همه ما با “کمبود” الکل در جریان خون خود به دنیا آمده ایم ، این است که چهار مرد دائماً کمی به نوشیدن ادامه دهند. به این ترتیب ، آنها برای همیشه احساس می کنند که 1 یا 2 لیوان شراب خورده اند ، اما هرگز آن چیزی نیستند که کسی آنها را مست بنامد. امید این است که الکل باعث شل شدن آنها شود و به آنها در خانه و کلاس کمک کند.

جای تعجب نیست ، اما تا زمانی که این کار نکند ، کار می کند. وینتربرگ در راه صعود با شخصیت های زیادی سرگرم می شود ، و لذت کم نظیری را در صحنه هایی به وجود می آورد که مارتین به طور معجزه آسایی دوباره به یک معلم خوب تبدیل می شود و هم او و هم شاگردانش بار دیگر خوشحال هستند. در اینجا نیز طنز وجود دارد ، با یک رفاقت گرم و خوب بین هر چهار بازیگر.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری
منبع: جشنواره فیلم لندن

با این اوصاف ، ایده مست چهار دوست برای دو ساعت در کنار هم بودن یک شرکت کاملاً سرگرم کننده تر از آن چیزی است که ما در اینجا داریم. همه چیز یک طناب زنگ دار را می پیماید ، و با ظرافت لحظات خنده دار را به یک مجموعه کاملاً مالیخولیایی می بافد. لازم به یادآوری است که قهرمانان ما فقط برای سرگرمی شروع به نوشیدن نمی کنند ، بلکه برای بهبود زندگی خود ، برای تسکین مشکلات خود هستند. اینکه این ضروری است به قلب تاریک فیلم اشاره دارد.

اگر وینتربرگ و لیندولم کار خوبی را با جنبه سرگرم کننده آزمایش نوشیدن انجام دهید ، سپس آنها واقعاً بازی خود را با نقاط ضعف پیش می برند. حتی در صحنه های آرام ، فیلم با بلایای ناگهانی به جلو حرکت می کند. در یک صحنه کاملاً قضاوت شده ، مارتین را می بیند که در حال عبور از محدودیت آزمایش است ، به دور اتاق کارمندان می لنگد و از همکاران خود قبل از برخورد با دیوار به سختی اجتناب می کند. این مانند تماشای تصادف اتومبیل در حرکت آهسته است که مارتین به آرامی اما مطمئناً از کنترل خارج می شود.

آمیزه ای از سرگرمی و درد وینتربرگ شعبده ها کاملاً برای فیلمی در مورد الکل مناسب است ، اما اگر به عنوان کالبد شکافی فرهنگ نوشیدن قضاوت شود ، فیلم کاملاً موفق نیست. به عنوان مثال هیچ تصویری از تصویر نوجوانان ندارد. هیچ بحثی درباره فشار همسالان ، توانایی ظاهراً در برپایی اجتماعات اجتماعی پیرامون الکل ، یا تأثیر الکل بر ذهن و بدن جوان وجود ندارد. همه دانش آموزان اینجا مست ، سرحال و خوشحال هستند. دور دیگر ظاهراً در مورد نوشیدن است ، اما موضوع را با مراقبت یا پیچیدگی زیادی درمان نمی کند.

لطفاً چهار بحران میان زندگی

شاید این فقط به این دلیل است وینتربرگ واقعا مهم نیست فیلم او در واقع به فرهنگ نوشیدن و مسائل اجتماعی پیرامون آن علاقه ندارد. مطمئناً در مورد مزایا و معایب سوزش مداوم بحث شده است دور دیگر در میانسالی ، با از دست دادن و کشف مجدد جوانی ، بیشتر جذب می شود. این قصیده ای است برای نوشیدن نیست بلکه برای پذیرفتن عشق و شادی در زندگی است ، در زمانی که شما وجود آنها را فراموش کرده اید.

این اشتباه نیست که رهبران ما همه معلمانی هستند که دائماً در رابطه با جوانان پرشور اطراف خود قضاوت می شوند. این فیلم با حضور دانش آموزان در یک چالش آشکارا مضحک نوشیدنی آغاز می شود که بسته به حساسیت شما بسیار مفرح یا وحشتناک است و وینتربرگ به سرعت این را با برنامه روزمره معلمان مقایسه می کند. آنها همان چیزی هستند که ممکن است لذت گرایان جوان شوند ، و این بسیار غم انگیز است.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری
منبع: جشنواره فیلم لندن

آنها معلمان بدی هستند زیرا ارتباط خود با دانش آموزان خود را از دست داده اند همانگونه که ارتباط خود را با دوران جوانی خود از دست داده اند. با شروع فیلم آنها نشاط جوان دانش آموزان خود را پرورش نمی دهند ، بلکه از آن کینه دارند. هنگامی که آنها شروع به نوشیدن می کنند ، دوباره با دانش آموزان ارتباط برقرار می کنند و به نوبه خود با جوانانشان ارتباط برقرار می کنند. آنها در حال انجام کاری هستند که نباید دوباره انجام دهند ، و مدتی برای اولین بار سرگرم کننده هستند.

با این حال مطمئناً بیش از کمی اثر دارونما در اینجا وجود دارد. وقتی مردان علاقه مجدد به شغل خود و افراد اطرافشان را پیدا می کنند ، فقط به این دلیل نیست که آنها مست هستند بلکه به این دلیل که آنها معتقدند نسخه های بهتری از خود هستند. آزمایش آنها چیزی را به آنها داد تا دوباره به آن باور کنند ، نوید چیزی جدید و مهیج. این آنها را از خواب غفلت میان سال بیدار کرد و فرصتی را برای دیدن جهان از طریق چشمان تازه ، هر چند تار ، فراهم کرد. مشخص نیست که آیا آنها واقعاً برای این کار نیاز به نوشیدن داشتند.

پس از حرکت در ضربان های احساسی مورد انتظار ادیسه نوشیدن ، دور دیگر سپس دنده دیگری می زند. این واقعاً روی شخصیت های خود سرمایه گذاری می کند و هرچه بیشتر به پیروزی و افسردگی می پردازیم هرچه بیشتر به سمت یک فینال عالی حرکت می کنیم. بعد از بالا رفتن و سقوط اجتناب ناپذیر برنامه آنها ، آنچه در کنار مارتین ، تامی ، نیکولا و پیتر اتفاق می افتد جایی است که فیلم می تواند انتظارات را برانداز کند و درباره شخصیت های آنها چیزهای زیادی به ما می گوید. هر چهار لحظه خود را با یک فیلمنامه کاملا متعادل می گیرند ، اما همینطور است میکلسن و بو لارسن که بیشترین کار را می کنند ، هر دو در عملکردهای فوق العاده متحرک ظاهر می شوند.

تعادل زنگ که وینتربرگ اعتصابات در کل فیلم به یک کلیت عمیقاً راضی کننده تبدیل می شود که با قطعه ای بسته می شود که به قلب فیلم می پیوندد. هوشمندانه ، وینتربرگ مدرسه را در مرکز خود نگه می دارد ، دانش آموزان فارغ التحصیل همانطور که معلمان نگاه می کنند ، مهمانی می گیرند. با این حال مارتین و شرکت اکنون بدانید که آنها چیزی بیش از این نوجوانان بی دغدغه ، لذت طلب دارند. آنها عمر طولانی تر و درد بیشتری را تجربه کرده اند. آنها عاشق زندگی شده اند و دوباره عاشق شده اند. آنها می دانند که چقدر ارزشمند است و از آن نهایت استفاده را می برند.

دور دیگر در قلب خود فیلمی در مورد میانسالی است. بهترین فیلم ها در مورد بحران های میان زندگی چه کمدی و چه تراژیک کدامند؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!


دور دیگری را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

OUT STEALING HORSES: اکتشافی شاعرانه و آرام از حافظه

همانطور که همه ما می دانیم ، وجود ما با موانع ذاتی همراه است. خاطرات ما به دلیل افزایش سن یا سرکوب محو می شوند. فلسفه ها و عقاید ما در اثر فاجعه و وقایع غیر منتظره به چالش کشیده می شوند. و روابط ما با والدین ، ​​خواهران و برادران و دوستان ما به دلیل ذات ظالمانه زمان یا نزدیکی دائماً در حال سازگاری یا خوردن است. و این واقعیت ترسناک باقی مانده است که فقط یک حادثه ناگوار طول می کشد تا مسیر زندگی ما تغییر کند. اسب های سرقت، یک درام دلپذیر از حافظه و از دست دادن ، تلاش می کند تا روند شکلی فوق را با شکوه و جلوه بصری و اجراهای بی صدا و قدرتمند تأکید کند.

فقط سال گذشته بود که کارگردان هانس پتر مولان تریلر نروژی خود را اصلاح کنید به منظور ناپدید شدن و دوباره آنرا به عنوان تغییر نام داد پیگیری سرد. با جایگزینی استلان اسکارگارد با لیام نیسون، تجدید نظر جهانی گسترش یافته است. علی رغم حفظ کنترل خلاق ، بازسازی آمریکا یک تعبیر غیرمنتظره کسل کننده و سخت بود. در نگاه اول ، به نظر می رسد که مولان در حال شکستن ریشه های نروژی artsy عقب برای موفقیت تجاری است ، اما او با ارائه آخرین پیشنهاد سینمایی خود اشتباه کرد ، اسب های سرقت.

بر اساس در مورد پترسون پرفروش نروژی اسب های سرقت، هانس پتر مولان با هم یک اقتباسی بصری غنی از رمان مشهور را بافته می کند. انتقال یک دوره زمانی به طول و چند دهه ، اسب های سرقت داستان گسترده ای از تروما و حافظه است که از طریق چشمان تروند دیده می شود ، هم به عنوان یک نوجوان 15 ساله چشم بسته (جان رانز) و یک مرد 67 ساله دلسرد (استلان اسکارگارد) زندگی آرام در حومه نروژ.

تابستان غم انگیز و زمستان هوشیار

در نوامبر 1999 ، Trond پس از گذراندن 42 سال در سوئد ، به نروژ بازگشت. ترند ، یک مرد 67 ساله محروم ، اکنون در انزوا ، جغرافیایی و عاطفی زندگی می کند. اکنون Trond یک کلبه راحت و دلپذیر را در یک روستای آرام نروژی اشغال کرده است. در حالی که در جاده منحرف است ، Trond تقریباً به داخل یک کامیون می رود و به یک برف سقوط می کند. در این لحظه دقیق ، یک فلاش بک ویرانگر ذهن Trond را به ستوه آورد و بر شناخت او تأثیر گذاشت. فلاش بک نشان می دهد که همسر Trond در اثر تصادف درگذشت و Trond در صندلی راننده بود. اما ، تحت پوشش جبرگرایی ، ترند اظهارات جسورانه ای با اطمینان به خود مبنی بر اینکه وی مرتکب گناه نمی شود می کند: “من احساس گناه نمی کنم. فقط ضرر است. “

وضعیت انزوای ترون توسط مرد پیر و مرموز به نام لارس نفوذ می کند (بیورن فلبرگ) ، که به دنبال سگ خود در نزدیکی خانه Trond ختم می شود. این مرد تمایل دارد که از او غافل شود و Trond را با یک داستان قاطعانه و دلپذیر در مورد شلیک یک Shepherd آلمانی به عنوان یک کودک شگفت زده کند. مردان پس از پیدا کردن سگ و گفتن حکایات عجیب و غریب در کلیت خود ، به خانه های خود عقب نشینی می کنند. اما ، ترند نمی داند که او یک شب استراحت نخواهد کرد ، زیرا داستان عجیب این مرد باعث می شود که Trond یک سفر به تابستان سال 1948 که با پدر بی جان و خوش فرم خود گذراند ، برگردد.توبیاس سانتلمان)

OUT STEALING HORSES OUT: داستانهای شاعرانه و آرام و بی دردسر از حافظه
منبع: تصاویر مگنولیا

در سال 1948 ، ترون یک نوجوان 15 ساله است و ظاهراً تابستان را با پدرش می گذراند (توبیاس سانتلمان) قطع درختان و ارسال آنها از رودخانه به سوئد برای فروش. با نگاه به گذشته و با ذهنیت اجتناب ناپذیر ، جنگلهای دور دست که توسط جنگ جهانی دوم دست نخورده باقی مانده اند. عکس های خیره کننده از درختان درخشان ، نهرهای آرام ، جلب خرگوش ها ، جغد های بیکار و اسب های باشکوه ، فضایی واضح ، حسی و طبیعت گرایانه را فراهم می کند که چیزی جز زیبایی و آرامش بخش نیست. خوشبختانه ، طبیعت اطراف با فاجعه خانوادگی مطابقت دارد.

یک روز ، Trond در حال “سرقت” اسب ها با دوست خود جان (Sjur Vatne Brean) اما چیزی تاریک و نگران کننده در حال خوردن جان از درون است. آنچه Trond از پدرش می آموزد این است که روز گذشته ، جان قرار بود برادران دوقلوی جوان خود را تحت نظارت داشته باشد ، اما او بینایی را از دست داد و فکر کرد که آنها در بیرون سرگردان هستند. یک حادثه ناعادلانه با اسلحه شکار شده جان و برادر کوچک جان ، لارس ، برادر دوقلوی دیگر را مرده – و در میان هرج و مرج و غم و اندوه ، جان خود را سرزنش می کند و گناه را درگیر می کند.

Trond و Lars مجبور هستند با یک واقعیت جدید و تیره و تار روبرو شوند. لارس باید با این واقعیت زندگی کند که وی ناخواسته برادر خود را تیراندازی کرد ، در حالی که جان به طور طبیعی احساس مسئولیت می کند. حتی اگر Trond خواهر و برادر خود را در چنین حادثه وحشیانه ای از دست ندهد ، مرگ کودک خردسال او را به فکر زندگی می اندازد ، و چگونه زندگی فراری و بی روح می تواند به خالص ترین روحها برسد. دیر دیرتر ، دیرتر ، ترند حباب معصومیت کودکانه خود را رها می کند ، و سریعتر از حد معمول ، به دنیایی به ظاهر بی روح از فاجعه بی هدف و عذاب می رود.

در سال 1999 ، ترون تردیدهای خود را در مورد لارس ، همسایه ای كه به او قصه بیمارگونه در مورد شلیك سگ به عنوان یك كودك گفت ، دارد. آیا ممکن است این همان لارس باشد که به طور اتفاقی برادر دوقلوی خود را شلیک و به قتل رساند؟ بطور واضح بذر رمز و راز در اینجا کاشته شده است ، اما مولان سعی نمی کنید رمز و راز را با استفاده از خطرات خطرناک تقویت کنید. رمز و راز به شدت جوش می یابد ، و شگفتی های ناچیز دیگری برای جویدن باقی می گذارد ، اما در مورد ناراحتی مشترک Trond و Lars بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد.

دهمین دهه اسب های سرقت یک مسیر صاف را حفظ می کند

این فیلم به یک ساختار روایی فلاش بک می پیوندد. در معرض خطر پراکنده شدن ، اسب های سرقت گذشته و حال را با سیالیت جمع می کند. نسخه های جوان تر Trond و Lars که در فلاش بک های روشن و خامه ای اسیر شده اند که به طرز ماهرانه ای ویرایش می شوند جنس کریستین فودستاد و نیکولای مونبرگ، به وضوح بی گناه تر و واکنشی تر هستند ، در حالی که امروزه ترون و لارس از نظر عاطفی سخت شده اند ، بنابراین سرمایه گذاری در آنها دشوار می شود. با این حال ، اگر شخصیت با توجه به اینکه توطئه از بسیاری از خاطرات ترند و لارس ساخته شده است ، توسعه شخصیت Trond و Lars بسیار عالی است.

OUT STEALING HORSES OUT: داستانهای شاعرانه و آرام و بی دردسر از حافظه
منبع: تصاویر مگنولیا

در حالی که به احتمال زیاد می توان خاطره Trond را غیرقابل اعتماد و دوزی دانست ، رابطه بین تروند جوان و پدرش به طرز متن ترانه بیان شده است. توبیاس سانتلمان حضوری ظریف و دلپذیر با قلب سنگین است. علیرغم اینکه غالباً سخت در Trond است ، لحظاتی وجود دارد که هر دو بار در حالی که باران از آسمان می ریزد ، با خوشحالی واکنش نشان می دهند ، و در نقطه ای دیگر ، آنها با یک اسب سواری به سوئد می روند تا تماشای آنها را ببینند. پایین رفتن

جان رانز به همان اندازه چشمگیر است سانتلمن، انتقال احساسات درهم و برهم زننده Trond ، سردرگمی و سرسختی از طریق زبان بدن محکم. استلان اسکارگارد، یک بار دیگر هلی هانس پتر مولان تصویر ، عملکرد دلپذیر دیگری را به عنوان Trond 67 ساله به نمایش می گذارد ، و نقشی را ایجاب می کند که مستلزم سخت گیری و عدم مقاومت درستی باشد و فقط میکرو عبارات به احساسات داخلی پشیمانی و اشتیاق اشاره دارند. Trond ذاتی ترین راوی جذاب نیست ، زیرا او یکنواخت و رفتار یکپارچه را به عهده می گیرد ، اما شما نمی توانید کمک کنید اما تعجب می کنید که چرا Trond تصمیم می گیرد در یک کشور جدا شده زندگی کند. نگه داشتن Trond روی چیست؟ چه چیزی ، یا چه کسی نمی تواند او را رها کند؟ تابستان سال 1948 تابستان بود که ترون در بزرگسالی خرید ، اما با چه هزینه ای؟

OUT STEALING HORSES OUT: داستانهای شاعرانه و آرام و بی دردسر از حافظه
منبع: تصاویر مگنولیا

قطعات متحرک زیادی در آن وجود دارد هانس پتر مولان اسب های سرقت. داستان پرمخاطب و پرتنش دهه ای که به وضوح با ماده منبع آن پیوند خورده است ، از هر نوبت به تصاویر شاعرانه تزریق می شود. اما ، به دور از سبک و ذات نسبت به ماده ، اجراهای ظریف باعث انعطاف پذیری احساسات ناعادلانه می شوند.

اسب های سرقت Lyrical، Earnest، And Heartbreaking Trek Down Lane Memory است

سرریز از درگیری داخلی و خارجی (یک فاجعه خانوادگی ، یک رابطه مبهم پدر و پسر ، یک تمایل نفسانی غیرقانونی ، اندوه و از دست دادن) ، هانس پتر مولان اسب های سرقت یک تجربه حسی آرام ، استثنایی نوشته شده است. همراه کسپار کائه نمره آرام حرکت می کند و راسموس ویدبک سینماتوگرافی زرق و برق دار (که ترکیبی از کلوزآپ های توجه و عکس های گسترده همه کاره است) ، اسب های سرقت اعزامی دستگیر کننده است.

همچنین ببینید

درست است که بیرون اسب دزدی وقت کافی را در عصر حاضر نمی گذرانید تا یک عکس پرتره از زندگی مدرن (و فراموشی) Trond ارائه دهید. به گفته این ، تابستان سال 1948 اثبات شده است که یک ترند تابستانی است ، لارس ، و من خودم به زودی فراموش نخواهم کرد.

دیدی اسب های سرقت؟ اگر نه ، آیا اکنون علاقه مند به دیدن آن هستید؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!

اسبهای سرقت اسب بخار برای تماشای سالن های انتخاب شده و فیلم های مورد نظر در تاریخ 7 آگوست 2020 موجود است.


مراقب سرقت اسبها باشید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم پشتیبانی کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

TRANSNISTRIA: نگاه آرام و دل انگیز به هفت زندگی پر جنب و جوش

کارگردان مستند سوئدی آنا ابورن غافل از کاوش از راه دور ، ناآشنا و یادگارهای دوران گمشده نیست. پس از گذراندن وقت برای رزرو داکوتای جنوبی در کاج ریج و با یکی از آخرین بلندگوهای یک زبان در حال مرگ در لیدااو چهارمین ویژگی خود را برای سفر به کشور کوچک و جدایی ناپذیر پس از اتحاد جماهیر شوروی مغایر با دنیای اطراف خود استفاده می کند. Transnistria فقط در برخی نقشه ها وجود دارد.

تقریباً یک نوار باریک از زمین بین مولداوی و اوکراین با تقریباً 550،000 نفر جمعیت ، ملت غیررسمی از هم پاشید و پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی ، جامعه کمونیستی خود را تشکیل داد. این آزمایش پراکنده یوتوپیایی که به سمت بذر رفته است ، اسم آن را به عنوان مستند می دهد ابورن تابستان را به مدت هفت نوجوان سپری می کند ، زیرا آنها در بزرگسالی با هیجان ، ترس ، ناامیدی ، و – برجسته ترین – اجتناب و تأخیر در جوانی ، نزدیک می شوند.

سرزمینی خارج از زمان

ماوراءالنهر شخصیت زیادی از طریق آن کسب می کند ابورن تصمیم به فیلمبرداری این فیلم بر روی 16 میلی متر ، چیزی که باعث می شود این فیلم به همان اندازه خارج از زمان به خودی خود ملت سرسخت احساس شود. در اواخر دهه 1980 ، فیلم هایی که بیش از حد در معرض نمایش قرار می گیرند و سبک نویسی نشده ، باعث ایجاد خانه ای می شوند ، در دهه 1980 احساس می شود – به کمک یک نمره یکپارچهسازی با سیستمعامل روبرو – و به نظر می رسد کشور و ساکنان آن در یک دهه گذشته گیر کرده اند ، زیرا این امر به دلیل ارتباط مداوم نوجوانان با تلفن های هوشمند آنها نبود.

این تقابل میان دنیوی مدرنیته غربی و گذشته کمرنگ حفظ شده کمونیستی ، دولت سنگین را به هم ریخته است ابورن گذرنامه های آنها برای مسافرت های بین المللی نامعتبر است ، از نظر جسمی آنها را قطع می كنند و از نظر روانشناختی چشم انداز خود را محدود می كنند. آنها وجود دارند ، اما به رسمیت شناخته نمی شوند.

TRANSNISTRIA: نگاه آرام و دل انگیز به هفت زندگی پر جنب و جوش
منبع: MUBI

شش پسر – Toyla، Sasha، Denis، Dima، Burulya، and Vanya – و یک دختر – Tanya – به دنبال آنها ابورندوربين بسيار نادر و راحت است و از نگاهش محدود نشده است. این می دهد ماوراءالنهر تقریباً یک نوشتار احساس شده: به نظر می رسد شرکت کنندگان زندگی خود را بدون نگرانی ادامه می دهند ، و بندرت با دوربین صحبت می کنند تا بتوانند صدای مستند معمول و مشاهدات متنی را ارائه دهند.

تانیا قلب و روح این گروه است. او زندگی را تابش می کند و پسران نمی توانند کمکی به زنده بودن او کنند. او محبت بین آنها را به یک هوی و هوس منتقل می کند ، اما نزدیکی خاصی به تولیا برقرار می کند. ابورن نکاتی درباره تاریکی مشترک در گذشته های خود وجود دارد: تانیا ممکن است خودآزار باشد ، اگرچه موضوع به تفصیل مورد بحث قرار نمی گیرد ، و تولیا بارها به جای روان درمانی به روانپزشکان ارجاع شده است تا بتواند در گفتار و گفتار و موانع بینایی وی درمان کند. این یک سال در یک بیمارستان روانی به اوج می رسد و گرچه همه آینده های نوجوانان در بهترین حالت نامشخص هستند ، اما او به خصوص سایه افکنده است.

در غیر این صورت ، امیدها ، رویاها و صداقت نوجوانان فارغ از تربیت غیرقانونی و خارج از وقت آنها صدق می کند. همه نگران یافتن جایگاه خود در جهان و جعل هویت خود هستند – یا به طور متناوب ، این کشف خود را کنار بگذارند و در امنیت سالهای نوجوانی خود بمانند. در پایان روز ، رشد بدون توجه به کشوری که در آن پرورش یافته اید ، رشد یکسان است. ابورن این کشف و ennui را از طریق عکسهای طولانی و صحنه های طولانی قاب می کند ، و به نوجوانان اجازه می دهد تا در لحظه ترین و خارق العاده ترین لحظه ها زندگی کنند. او یک کارگردانی است که بیشتر به دنبال نشان دادن تفاوت های این سن و سالها ، به دنبال یافتن شباهت ها است ، حتی اگر Transnistria نمی توانست از بیننده غربی غربی بیگانه تر باشد.

TRANSNISTRIA: نگاه آرام و دل انگیز به هفت زندگی پر جنب و جوش
منبع: MUBI

ابورن روایتی را مجبور نمی کند ، اما تماشای نوجوانان در دنیای خود را نابود و نابود می کنند ، واقعاً قانع کننده است. از فرهنگ پاپی که وسواس مصرف می کنند ، جدا شوید و در مورد فرار و تلاشهای خلاقانه خود خیال پردازی کنند. در همان زمان ، آنها ساختمانهای متروکه و شهرکهای صنعتی را کشف می کنند و با لذت می لرزند ، زیرا می توانند از نردبان به بالا صعود کنند – یا به یک دیوار پوسیده در وسط فشار بیاورند. اما همه اینها حواس پرتی های اثیری به نظر می رسند. تانیا می گوید: “هیچ عشقى در جهان ما وجود ندارد ، و گرمای ملموس تابستان و بدبختى زمستان جای خود را به یک طاعون و بدخلقی می بخشد که نشان دهنده بی تحرک اجتماعی آنهاست.

آینده نامعلوم

در پایان ، تانیا و تولیا در ساختمان متروکه در حال ترکیدن هستند و موزیک ویدیوی مورد نظرشان را می سازند. اما همانطور که تانیا سپس فیلم های تولیا را که در حال خواندن یک ترانه پاپ است ، فیلمبرداری می کند ، روحیه به یک احساس رکود و ناامید کننده ، قریب به اتفاق تغییر می کند. این نتیجه یکی از تعامل های قبلی آنها در این فیلم را برمی گرداند ، هنگامی که تانیا برنامه های خود را برای ترک ترانزیستریا و یافتن آینده با یک دوست پسر دور در آتن ابراز می کند. این مسئله به شدت بر ذهن همه همراهان پسر او سنگین بوده است و اقدامات آنها را دچار وحشت و ناامیدی بین استعفا و ناامیدی می کند ، اما تولیا – با گذشته پرشور خود – به احتمال زیاد این احتمال را از دست داده است.

TRANSNISTRIA: نگاه آرام و دل انگیز به هفت زندگی پر جنب و جوش
منبع: MUBI

سپس ، او مشاهده می کند که “شما به زودی می روید و دفعه دیگر که مرا می بینید ، مردم.” این تحقق درک بینندگان را از این جوانان متزلزل می کند: هرچند که از عتیقه های تابستانی خود مراقبت کنید و از رفتارهای خود اجتناب کنید ، آنها می دانند که شانس آنها خوب نیست. و در این صحنه پایان ، اشعار وی – “من کاملاً عصبانی هستم ، آیا واقعاً مرا فراموش خواهید کرد؟” من می ترسم که نمی خواهم به تو بازگردم. من می ترسم که برنگردم. ” صدای دلپذیر او احساس دلهره ای طولانی می کند: با وجود لحظات رقص احمقانه آنها ، آینده خالی است.

نتیجه

ماوراءالنهر یک گوهر نادر ، مستند و درام خیره کننده برای نمایش صمیمی به یادگار گذشته است. از آنجا که سوژه های آن به طور همزمان ظهور می کنند و ظن مدرنیته را ابراز می کنند ، ماوراءالنهر دغدغه پاسخگویی به سؤالاتی را که مطرح می کند – دولت بودن ، خودمختاری و جوانانی که هیچ چیز دیگری نمی دانند – این است که با گرفتن یک داستان صمیمی از عشق ، دوستی و تأخیر در آینده است.

همچنین ببینید

BUTT BOY: درد در الاغ

مستندهای مورد علاقه شما چیست؟ فکر می کنید نوجوانان موضوعات خوبی را ایجاد می کنند؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

Transistria در حال حاضر در حال پخش در MUBI US است.


Transnistria را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

کارمن پدوک

نویسنده فیلم و تلویزیون در Bright Wall / اتاق تاریک ، The Skinny ، صفحه نمایش ملکه ها ، یک اتاق با منظره و FlipScreened منتشر شده است. ماما میا: Here Here We Again یک شاهکار سینمایی است.