مشخصات بازیگر: Kirsten Dunst | استعلام فیلم

یک خون آشام ، یک تشویق کننده ، یک ملکه فرانسوی و یک آرایشگر که یک ضربه و فرار می کند. اینها چه چیزهای مشترکی دارند؟ جدا از ایده های بالقوه لباس هالووین ، اینها همه نقش های فیلم هستند که توسط آنها بازی شده است کرستن دونست، در یک کار سینمایی که از هفت سالگی آغاز شد و از آن زمان به بعد یک اختراع ثابت داشته است.

دانست از ستاره کودک به بانوی اصلی رسیده است ، شخصیت های خود را با جذابیت طبیعت گرایانه ، تمایلات ناپسند ، روح جوشان و قاطعیت پولادین ترکیب می کند. او بازیگری است که با برخی از استعدادهای برجسته این صنعت کار کرده است – از کارگردانان در حال ظهور گرفته تا کسانی که جنجال دادگاه دارند و کسی است که به پیمان خواهرخواندگی چه در خارج از صفحه و چه بر روی صفحه نمایش اهمیت می دهد و این را در بسیاری از نقش های او به تصویر می کشد بازی کرده است.

Dunst در… به هالیوود چک می کند

کرستن کارولین دانست متولد 30 استهفتم آوریل 1982 در نیوجرسی به والدین اینز (Rupprecht) و کلاوس دونست. مادرش یک گالری هنری داشت و پدرش یک مدیر خدمات پزشکی از هامبورگ بود ، دانست خودش تابعیت آلمان را دارد. زندگی در کانون توجهات از سنین بسیار کمی آغاز شد کرستن زمانی که او کار خود را در زمینه مدل سازی کودک و تبلیغات تجاری آغاز کرد. اجرای نمایش با پسر عموهایش نیز بخشی از این نمایش ها بود دانستسالهای شکل گیری و پایه های شغلی است که می خواهد داشته باشد.

کار وی در تبلیغات تجاری منجر به اولین حضور بدون اعتبار فیلم در سال وودی آلنرا داستانهای نیویورک (1989) و سپس به اولین اعتبار رسمی صفحه نمایش وی در برایان دی پالمافیلم درهم و برهم آتش آتشی ها (1990) وقتی خانواده اش در سال 1993 به لس آنجلس نقل مکان کردند ، این امر باعث شد دانست فرصتی برای کار بیشتر فیلم و منجر به نقشی می شود که او را در نگاه هالیوود و توجه بعدی آن منجنیق کند.

با برد در لیگ های بزرگ

در سال 1994 دانست در اقتباسی از بازیگران شد آن رایسرمان گوتیک مصاحبه با یک خون آشام: وقایع خون آشام که توسط آن کارگردانی شد نیل جردن و اوج جفت شدن مگاستارهای دهه 1990 را به نمایش گذاشت تام کروز و برد پیت. دانست بازی کلودیا ، کودکی که توسط یک خون آشام تبدیل شده است کشتی تفریحیLestat عجیب و غریب و طوفانی است که توسط غرایز پدری محافظت می شود پیتخون آشام لویی. دانستبازی در این فیلم به طرز حیرت انگیزی پیچیده و بالغ است و آشفتگی درونی و بیرونی شخصیت او را بازتاب می دهد. کلودیا از نظر روانی پیر می شود اما بدنش قادر به انجام این کار نیست و بنابراین در یک حالت گیجی گیر افتاده است. دنیا ، و لستات ، او را به عنوان یک دختر کوچک می بینند ، که با تاج گل موی شرلی معبد اوج گرفته اما ذهنش آرزو می کند یک زن باشد که منجر به عواقب قاتل خواهد شد. برای یک بازیگر با چنین جوانی ، Dunst ‘کلودیا یک تصویر دستگیرکننده است و اثبات می کند یک کارت تلفن برای دستیابی به موفقیت در هالیوود است و در نتیجه نامزدی گلدن گلوب 12 ساله است.

مشخصات بازیگر: کرستن دونست
Bring It On (2000) – منبع: Universal Pictures

اگر چه دانست هنگامی که بسیاری از رسانه ها تصمیم گرفتند بر روی بوسه شخصیت کلودیا با او تمرکز کنند اولین طعم چرخش منفی مطبوعاتی خود را دریافت کرد پیتلوئیس ، با فرض اینکه بازیگر جوان باید خود را خوش شانس بداند که در موقعیت اشتراک لحظه ای صمیمی با بزرگترین قلب ساز جهان قرار دارد. در متن فیلم ، این صحنه کاملاً روابطی را که شخصیت او می خواهد بچشد ، اما انکار می شود ، در بر می گیرد ، اما فراتر از فیلم ، ایده ای که دانست ، که در زمان فیلمبرداری 12 ساله بود از بوسه با 30 ساله آن زمان لذت می برد پیت، نامناسب بود این بدون نقص توسط کپسول شد کرستن که در آن زمان به س -ال فرش قرمز پاسخ داد که لحظه “ناخوشایند” است ، چیزی که او سالها بعد به ایستادن ادامه خواهد داد.

در حالی که مطبوعات جهان مسیر نفیس خود را طی می کردند و بر یک صحنه تمرکز می کردند و عملکرد چندلایه ای را که او ارائه می داد نفی می کنند ، اما برای Dunst که فقط یک نگاه اجمالی به آنچه هالیوود نشان داده بود ، مهم نبود. مصاحبه با یک خون آشام برای دریافت بررسی ها و پاسخ های مختلف صرفه جویی در برای ادامه خواهد داد دانست که به وضوح نیروی برجسته فیلم بود ، موفق شد دو بزرگترین ستاره صنعت را که مجبور شدند خود را با جایزه تمشک طلایی برای بدترین دو نفره روی صفحه نمایش تسلی دهند ، گرفت.

واژگون کردن مسیر ستاره کودک

پس از دریافت تحسین و توجه به وقفه بزرگ او در چنین جوانی ، برای آن آسان و قابل پیش بینی بود دانست برای تبدیل شدن به یک شخص بی ادب در سیستم استودیو با توهمات با عظمت. اما به جای اینکه در دام بسیاری از بازیگران جوان بیفتید ، کرستن پاهایش را محکم روی زمین نگه داشت ، کاری که بسیاری از ستاره های کودک در هنگام تجربه شهرت در سنین جوانی قادر به انجام آن نیستند و پس از آن محکوم به فرسودگی شغلی ، مواد مخدر و توانبخشی هستند.

مشخصات بازیگر: کرستن دونست
مصاحبه با یک خون آشام (1994) – منبع: برادران وارنر

با کنار گذاشتن هر نوع شورش نوجوان اعتراف می کند که “او نوع خاصی نیست” ، دانست ادامه می دهد تا در رشته ای از فیلم های خانوادگی دوستانه کار کند که برای یک نسل کلاسیک شده است زنان کوچک (1994) ، جومانجی (1995) ، و سربازان کوچک (1998). در این اجراها ، دانست موفق می شود حس تعجب کودکانه را با قاطعیت روحیه ای ترکیب کند ، ترکیبی که باعث می شود بیننده به طور مداوم برای او ریشه یابی کند.

در حالی که برخی از بازیگران کودک می توانند بیش از حد با اعتماد به نفس و خودباوری روبرو شوند ، او از طناب ساده لوحی خوش بینانه و بلوغ زمینه ای عبور می کند ، هرگز آنقدر مغرور نیست که بیننده را بی احساس کند اما هرگز بیش از حد کودکانه نیست تا ما را به هم بریزد. او در حالی که سرش را نگه داشت و در سالهای نوجوانی خود حرکت می کرد ، روی صفحه بزرگ شد و آماده تبدیل به مرحله بعدی نحوه دیده شدن در چشم مخاطب بود.

طنز ، صوفیا ، جوخه ها و ابرقهرمانان

دانست در پایان دهه 90 و ابتدای دهه آینده از بازیگر کودک به ملکه نوجوان تبدیل شد. اول بود دیک (1999) تصور مجدد کمدی دست کم گرفته شده از رسوایی واترگیت که شامل دو دختر نوجوان بود دانست و میشل ویلیامز. گوهر کم ارزش دیگری که در اوقات وسواس رسانه ای / تصویری ما احساس ارتباط بیشتری می کند ، این است Drop Dead Gorgeous (1999) هجو طنز تاریکی در جهان مسابقه زیبایی نوجوان. کرستن نقش امبر اتکینز ، مسابقه خوش بین و خوش بین از یک خانواده کم درآمد را دارد که با ثروتمندترین نوجوان در شهرشان بکی لیمان رقابت می کند (دنیس ریچاردز) ، و گرایش خانواده اش برای تقلب در نتیجه. واضح است که ما ، مخاطبان ، برای Amber ریشه می گیریم اما دانست این کار را با جذابیت جادارانه اش ، لبخند گسترده آفتاب و طبیعت فریبکار خود بسیار آسان می کند.

دانست دهه را با آنچه در هنرنمایی او با بازی در یک لحظه مهم تبدیل می شود ، دور و دور خود دور کنید سوفیا کوپولااولین کارگردانی خودکشی های ویرجین (1999) این یک رابطه مثمر ثمر بین این دو آغاز می شود که باعث می شود آنها در سه فیلم با هم همکاری کنند. که در کوپولا، دانست خواهر بزرگ معنوی سینمایی خود و کسی را پیدا کرده است که اعتماد به نفس او را شکل می دهد و به نوبه خود ، حرفه او را شکل می دهد.

در فیلم ، دانست نقش لوکس لیسبون را بازی می کند ، یکی از پنج خواهر نوجوان که در دهه 1970 دیترویت تحت نظارت دقیق و قوانین والدین مذهبی خود سعی می کند بزرگ شود. دختران پس از اقدام به خودکشی ، دختران تحت رژیم پنهانی خانه والدین خود خفه می شوند. دانست‘s Lux گل گل وحشی گروه است ، سر او توسط قلب قلب مدرسه Trip Fontaine چرخانده است (جاش هارتنت) ، او آرزوی آزادی و فرار دارد ، اما این بار روح امیدوارانه او با نشانه هایی از مالیخولیا آغشته شده است ، چهره او هر دو چشم نواز است اما ناامید است. در یک صحنه ، دختران به طرز معجزه آسایی مجاز به حضور در یک دیسکو مدرسه هستند ، هرچند حباب یک مراسم رویایی و نوجوان رویایی گذرا است.

لوکس شب را با تریپ در زمین فوتبال می گذراند اما صبح او را رها کرده است ، با طلوع خورشید ، او مانند یک فرشته افتاده ، موهای بور او مانند هاله ای بیش از حد بزرگ ظاهر می شود ، و بیان او ادعا می کند که بالهای او تقریباً نزدیک است بریده شود او سفر تنها را به خانه خود برمی گرداند که به زودی به زندان او تبدیل خواهد شد ، چراغ اخروی چهره او به حضور غم انگیز تبدیل شده است. یادآوری ساخت خودکشی های ویرجین، دانست گفت: “مردم من را از یک منظر متفاوت دیدند ، همانطور که دیگر نه فقط یک دختر کوچک خودکشی های ویرجین. و من خوش شانس بودم ، زیرا صوفیه بود. من در دستان یک زن بودم

دانست بعداً به ستاره شدن ادامه خواهد داد آن را روشن کنید (2000) ، فیلمی در مورد مسابقات تشویق دبیرستان که به او ستاره برجسته می دهد و به یک موفقیت بزرگ در پانتئون تلنگر نوجوان تبدیل شد. کرستن از ترکیبی از تصمیم گیری روحیه ، خوش بینی سرخوشانه و افتخار آسیب دیده به نقش خود به عنوان تورنس که می فهمد روال های تشویقی تیمش از رقبای رقیب آنها به سرقت رفته است ، استفاده می کند. ساخت این فیلم ادامه خواهد یافت دانست نامی بزرگتر در هالیوود و منجر به انتخاب وی در یک فیلم تبلیغاتی بزرگ تابستانی و نقشی که بیشتر از همه برای مخاطبان اصلی شناخته می شود.

مشخصات بازیگر: کرستن دونست
The Virgin Suicides (1999) – منبع: Paramount Pictures

بازی در نقش مری جین در مرد عنکبوتی (2002) ، دانست علاقه به آن خواهد بود توبی مگوایرابرقهرمان وب زنجیر. او با به عهده گرفتن این نقش ، بیشتر از یک حرکت هنری ، فرصتی برای دسترسی به مخاطبان بیشتر ، به ویژه نظارت ، بود. اگرچه او حاضر نشد كاملاً با ماشین بزرگ استودیو مطابقت داشته باشد ، اما وقتی تهیه كنندگان از او خواستند دندانهایش را با زیبایی زیبایی روكش هالیوود ثابت كند ، او سخنان کوپولا که بیان کرده بود چقدر دندانهای بازیگر را دوست دارد و پیشنهادات آنها را رد کرد. و در حالی که او نقش علاقه عشق بود ، دانست شخصیت او را کمی بیشتر از فقط فریاد زدن و به خطر افتادن مجسم می کند ، داستان اصلی او در یک خانه خراب و یک بازیگر زن مشتاق است که با ساختن آن در زمان بزرگ ، به سرانجام رسیدن هالیوود نمی رسد ، کمی واقع گرایی بیشتر به دنیای کمیک. دانست شخصیت خود را برای دو دنباله تکرار می کند مرد عنکبوتی 2 (2004) و مرد عنکبوتی 3 (2007) اما در آخرین فیلم این مجموعه ، جرقه به نظر می رسید که خاموش می شود و دانست کاراکتر او کمی مانده بود.

سلطنت ها و حالات مالیخولیایی

در میان تهمت های عاشقانه فراموش نشدنی مانند بازی در یک ستاره تنیس در ویمبلدون (2004) و بازی در نقش یک دختر رویایی دیوانه وار پیکسی کامرون کروخسته کننده است الیزابت تاون (2005) ، دانست برای رزومه کاری خود به یک پیتزا خلاقانه احتیاج داشت. او نقشی حمایتی اما اساسی داشت میشل گوندریحافظه تار حافظه است درخشش ابدی یک ذهن پاک (2004) به عنوان دختری که در چرخه عشق و پشیمانی با رئیس خود گرفتار شده است. و او در ادامه همکاری در دومین همکاری خود با صوفیه کوپولا با سال 2006 ماری آنتوانت، بازخوانی ملکه نمادین اما تراژیک فرانسه از ازدواج در سن 15 سالگی با لوئی شانزدهم تا زمان سلطنت وی و سرانجام سقوط ورسای.

این فیلم برداشتی امپرسیونیستی و مدرن از تاریخ بود ، دغدغه اصلی آن با موسیقی متن فیلم سنگین معاصر ، طراحی تولید مجلل و فیلمبرداری زرق و برق دار کمتر مربوط به واقعیت ها و بیشتر ایجاد روحیه بود. ماری آنتوانت هنگام آزادسازی به شدت مورد انتقاد قرار گرفت و گرچه بدون نقص نیست ، اما زیبایی در درون آن و درون آن وجود دارد دانستعملکرد او کاملاً احساس یک دختر جوان را که به دنیای موشکافی وارد شده ، به تصویر می کشد ، همانطور که خودش در سنین پایین تجربه کرد ، قاب ریز و درشت او درون پارچه ای از پارچه ها و لایه ها فرو رفته ، و باعث می شود در این دنیای جدید گم شود. عصیان بعدی او علیه نقش از پیش تعیین شده اش اجازه می دهد دانست برای ابراز پوزخند و افسون حیله گرانه خود ، در حالی که بعد از مرگ مهمانی نیز لحظات آرام تری را ارائه می دهد و متوجه می شود که در زندگی چه اهمیتی دارد و غم و اندوهی که با از هم پاشیدن خانه و زندگی او بر چهره او جار می زند.

بعد از چند سال که ورودی فیلم او کند شد ، دانست با بازی در نقش یک کارگردان جنجالی بازگشت که یکی از پیچیده ترین و تحسین شده ترین بازی هایش را به او داد. که در لارس فون تریررا مالیخولیا (2011) ، دانست جاستین را بازی می کند که در حالی که یک سیاره در مسیر برخورد با زمین قرار دارد ، در حالی که یک کره زمین در مسیر برخورد قرار دارد ، از ازدواج خود که اتفاق افتاده است احساس پشیمانی می کند فون تریر همه چیز به همین سادگی نیست.

مشخصات بازیگر: کرستن دونست
ماری آنتوانت (2006) – منبع: Columbia Pictures

این فیلم بر روابط بین جاستین و خواهرش کلر تمرکز دارد (شارلوت گینسبورگ) زیرا هر دو از طرق مختلف با خطر احتمالی قریب الوقوع مقابله می کنند. مالیخولیا موضوع افسردگی را با بررسی می کند دانستشخصیت (چیزی که بازیگر فاش کرده شخصاً او را تحت تأثیر قرار داده است) و او چیز جدیدی را به ارمغان می آورد که قبلاً در اجرای او کاملاً ندیده بودیم. برای بازیگری که اغلب احساس درخشش و جرقه می زند ، جاستین او کسی است که نور خود را از دست داده است ، چشمان براق در چشمان او نگاه غم انگیزی دارد و بدن او خستگی از وزن جهان را تحمل می کند. این یک جلوه زیبا و ناراحت کننده است که نشان می دهد چگونه افسردگی می تواند روحیه یک فرد را تسخیر کرده و امید شما را از بین ببرد.

دانست برای برنده شدن در جایزه بهترین بازیگر زن در کن در سال 2011 با این حال ، تقریباً یادآور نامزدی گلدن گلوب برای مصاحبه با یک خون آشام، تحت تأثیر پوشش رفتار مدیر وی در یک کنفرانس مطبوعاتی که بعداً مشاهده شد ، تحت الشعاع قرار گرفت فون تریر ممنوع از جشنواره

روی آوردن به تلویزیون

بعد از مالیخولیا، دانست بازی در لیسانس (2012) ، که از نظر لحن نزدیکتر بود چیزهای خیلی بد نسبت به. تا ساقدوش عروس و والتر سالس‘اقتباس از جک کرواکرمان اصلی در جاده (2012) او همچنین در این فیلم بازی کرد حسین امینیزیبا شات شده دو چهره ژانویه (2014) که اقتباسی از پاتریشیا هایزمیت دلهره آور.

اما یکی از بهترین بازی های دریافت شده از طریق بازی در قسمت دوم مجموعه گلچین سریال تلویزیونی است فارگو (2015) دانست نقش پگی بلومکویست ، آرایشگر در یک شهر کوچک با جاه طلبی های بلندتر که با شوهر قصاب زندگی ساده اش اد (وجسی پلمونز) وقتی پگی درگیر یک ضربه و اجرا می شود ، این زوج را درگیر زنجیره ای از حوادث بسیار بزرگتر و فراتر از دنیای خود می کند که تصور می کردند. به عنوان پگی ، دانست ستاره ای است ، کسی که علی رغم قطب نمای اخلاقی متزلزلش هرگز دوست داشتنی نیست و به طرز عجیبی برای او ریشه دوانید. همانطور که عواقب اقدامات او افزایش می یابد ، هر احساسی در چهره فوق العاده گویای او بازی می شود ، این یک عملکرد عالی و عالی است که به درستی نامزد گلدن گلوب دیگر را برای او به ارمغان آورد.

مشخصات بازیگر: کرستن دونست
On Becoming a God in Central Florida (2019) – منبع: Showtime

دانست سپس برای عملکرد خلاف نوع در صفحه بزرگ بازمی گردد ارقام پنهان (2016) به ندرت او یک شخصیت غیر همدل است اما در تئودور ملفیفیلم ، او جذابیت را از بین می برد و به طرز مطلوبی شماره گیری می کند. در سال 2017 ، او به کارگردان زن مورد علاقه خود بازگشت سوفیا کوپولا برای دوباره کاری او متقلبان. این فیلم در مورد یک سرباز مجروح اتحادیه است (کالین فارل) که از زنانی که در طول جنگ داخلی یک مدرسه کنفدراسیون عایق بندی شده اداره می کنند کمک می گیرد ، اما ورود او احساسات سرکوب شده و حسادت را در زندگی انفرادی آنها تحریک می کند. دانست قلب و دلشکسته فیلم است ، معلم اصلی او با چهره ای پر از غم و اندوه دکمه می خورد اما وعده فرار توسط او وسوسه می شود فارلمک برنی و چشمانش با حسادت نسبت به رقیب جوانش شروع به برق زدن می کند.

کرستنآخرین بازی نقش پیروزمندانه ای در مجموعه های تلویزیونی کمیک و رنگارنگ دارد در مورد خدا شدن در فلوریدا مرکزی (2019) تنظیم شده در سال 1992 ، دانست در نقش کریستال استابز ، یک کارمند سطح پایین در یک پارک آبی که در دنیایی از برنامه های هرمی و وعده بهبود زندگی اش گره می خورد ، بازی می کند. دانست جذابیت را دوباره بازی می کند تا یک شخصیت قوی و تند و ناپاک را بازی کند ، که علی رغم جعل و نقص در رویای آمریکایی ، آن را به سود خود تبدیل می کند. لحظاتی وجود دارد که زندگی به دیوارها پنجه می زند تا همه چیز را به زمین بیندازد ، اما او همچنان برخلاف مخالفت ادامه می دهد و دوباره مخاطب را وارد قلمرو خود می کند ، تا ریشه واقعی و روحیه فریبنده او را بگیرد. بازی در نقش کریستال استابز منجر به نامزدی دیگری در گلدن گلوب امسال شد اما باز هم هیچ برنده ای برای دانست

این سریال برای فصل دوم تمدید شده است دانست فعلاً در دنیای تلویزیون باقی خواهد ماند اما معلوم نیست که در چه جهتی هدایت خواهد کرد. او بازیگری است که از دوره های کار سینمایی جان سالم به در برده است و بسیاری از همرزمانش را از جمله روزهای ستاره شدن فرزندش ، تا ملکه نوجوان ، تا ستاره فیلم های پرفروش تابستانی به عنوان تلفات جانی در آورده است. اگرچه او همچنین کسی است که ، با وجود برخی از نقش های برجسته ، هنوز هم تا حدودی زیر رادار پرواز می کند و شاید همان جایی است که او می خواهد باشد ، با اظهار نظر “من نمی خواهم” دختر گیشه باشم ، “آن دختر مستقل” باشد. شاید مسیر بلاتکلیف زندگی حرفه ای او همان چیزی باشد که طول عمر آن را تأمین کرده و این جرقه را در لبخند شیطنت آمیز او حفظ کرده است.

اجراهای مورد علاقه شما توسط کرستن دانست کدامند؟ دوست دارید بعداً چه نوع نقشی را ببیند؟

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و سایر موارد

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

STARGIRL فصل 1: اهمیت کار تیمی ، دوستی و خانواده

یک تمرکز بیش از حد تاریک و فردگرایانه در ژانر ابرقهرمانان وجود دارد ، حتی در کارهایی که با تیم ها همکاری می کنند و گرد هم می آیند. DC Universe و CW دختر ستاره کار می کند تا اهمیت کار تیمی را نشان دهد ، و اینکه چگونه می تواند فقط از دوستی و اعتقاد واقعی به یکدیگر و همچنین خودتان حاصل شود. دختر ستاره خوش بینی و اعتقاد خود را برای پرورش کسانی که دوست دارید ، ابرقهرمانان ، پیاده روی ها یا خانواده خود نشان دهید. حتی پشت پرده های شخصیت های شرور با اهمیت خانواده سروکار دارند و چگونگی شکستن آن در هنگام عشق و احترام به راحتی از مواردی که انتظار می رود مورد احترام و دوست داشتن شما باشند ، نمی توان شکست.

دختر ستاره از شوخ طبعی خود ، مبارزه با رقص و پشت پرده ها برای ایجاد نمایشگاهی پر از خوش بینی استفاده می کند که اهمیت کار گروهی ، دوستی و خانواده را به سطح می آورد. سؤالاتی درباره اخلاق ، طبیعت انسانی و خانواده در سرتاسر این سؤال مطرح می شود و همیشه با دقت مورد بررسی قرار می گیرد.

طنز روابط ایجاد می کند

کورتنی ویت مور (Brec Bassinger) وقتی از خانواده خود جدا می شود تا به شهر دره آبی کوچک شهر بروند ، دوست ندارند از پله پله او بیزار شوند و نمی خواهند به خانه بروند. در طول این سریال ، رابطه او با پدر و مادرش پت دوگان است (لوک ویلسون) در یک پیشرفت طبیعی قوی تر می شود ، این امر شامل شوخ طبعی و یافتن مکان شما در جهان می شود که به نظر می رسد شما را برای پایین آوردن شما جهنم می کند.

وقتی كورتنی نخستین بار راز پنهان نگه داشتن را کشف كرد ، او می گوید: “شما نباید سوالات را بپرسید ،” پت “. اگر حتی نام واقعی شما باشد. ” او پاسخ می دهد ، “این پاتریک است.” حتی از این لحظه ابتدایی ، ما شروع یک تغییر پویا را احساس می کنیم ، کورتنی و نامادری او را با یک واکنش سریع با جذابیت پدر-شوخی نزدیک می کنیم.

اهمیت کار گروهی ، دوستی و خانواده در CW و DC Universe's Stargirl
منبع: تلویزیون برادران وارنر

هرچه كورتني و پت نزديكتر مي شوند ، و دوستان بيشتر – فرزنداني كه پت بايد از وظايف ابرقهرماني خود مراقبت كنند – به هم مي آيند ، شوخي باعث برقراري ارتباط فوري ميان دوستان تازه وارد مي شود. وقتی کورتنی ، با نام مستعار استارکل ، بث چاپل ، دکتر دکتر نیمه شب را استخدام می کند (آنجلیکا واشنگتن) ، یولاندا مونتز ، با نام مستعار Wildcat (Yvette Monreal) و ریک تایلر ، با نام مستعار هورمن (کامرون گلمن) با تیم ابرقهرمانان نوجوان ، آنها هنگامی که پات نبردهای جاودانه بین دادگستری آمریکا و انجمن ناعادلانه آمریکا را توصیف می کند ، لحظه ای ارتباط دارند. نوجوانان همگی قبول دارند که افرادی که با این اسامی آمده اند کار بزرگی انجام نمی دهند. این آنها را به هم پیوند می دهد و به گروه کمک می کند حتی در جنگ و هم در خارج از جنگ قوی تر شود.

در طول سریال ، لحظات طنز کار می کند تا همه احساس امنیت کنند ، همانطور که سرانجام جایی برای تماس با خود پیدا کردند. در کل سریال لحظات کمدی ناخوشایندی وجود دارد و ما هر شخصیت را بیشتر می آموزیم زیرا می بینیم که چگونه آنها تحت فشار عکس العمل نشان می دهند و هنگامی که آنها فقط در محاصره افرادی هستند که از آنها مراقبت و پشتیبانی می کنند. وقتی پت و كورتنی سعی می كنند بخشی از رازهای خود را پنهان كنند ، چیز دلپذیری در مورد آنها وجود دارد – بی خبر از طرف دیگر – با همان بهانه سقوط از پله های زیرزمین به وجود آمده است.

در کنار این نمایش ، کنوانسیون های نامگذاری طنز را به خط مقدم می رساند و کورتنی را به دوستانش وصل می کند. وقتی پت برای اولین بار به کورتنی درباره هفت سرباز پیروزی می گوید ، او پاسخ می دهد: “هشت نفر از شما ، پات بود”. در قسمت دیگری ، بث همان عکس را می بیند و به پت می گوید ، “هشت نفر از شما در عکس” وجود دارد که به او پاسخ می دهد “من می دانم که بث” در حالی که عکس را می گیرد.

اهمیت کار گروهی

صحنه های مبارزه در دختر ستاره اهمیت همکاری با هم را مطرح می کنیم ، و اینکه چگونه به تنهایی در فاجعه به پایان می رسد. همگام شدن با هم تیمی ها و دوستان خود به شما کمک می کند بهترین نتیجه را از هر عضو این تیم دوست داشتنی بگیرید زیرا آنها شهر و جهان خود را نجات می دهند. در طول نبردها ، شخصیت ها به جای اینکه هدف های تک تک نبردها را به سمت دشمن ببرند ، از قدرتهای خود برای پشتیبانی از یکدیگر استفاده می کنند.

علاوه بر ترکیب حرکات برای بهتر کردن هم تیمی هایشان ، دختر ستاره همچنین قدرت موجود در هر شخصیت را برجسته می کند ، حتی اگر آنها قهرمانان سنتی داستان نباشند. هیچ یک از گروه های اصلی بدون داشتن موارد خاصی که به آنها امکان استفاده می دهند ، اختیارات خود را ندارند. اما حتی شخصیت هایی که به هیچ وجه قدرت ندارند هنوز قادر به جنگ هستند – و حتی می توانند برای نجات روز باشند.

اهمیت کار گروهی ، دوستی و خانواده در CW و DC Universe's Stargirl
منبع: تلویزیون برادران وارنر

در قسمت 12 ، پسر پت ، مایک دوگان (ترا رومانو) ، و مادر کورتنی ، باربارا ویت مورم (امی هوشمند)، در نبردها در جای خود بایستید و لحظات خاص خود را داشته باشید که به مبارزه با شرورهای سریال کمک می کند.

وقتی شخصیت ها به تنهایی به جنگ می روند بدون حمایت هم تیمی ها و دوستانشان می جنگند ، فقط فاجعه و دل درد رخ می دهد. هنگامی که کورتنی ، پس از رها کردن هم تیمی های خود در طی یک تمرین تمرینی ناکام ، به تنهایی به تحقیق در مورد ISA رفت ، او بیشترین صدمه را در تمام فصل در جریان نبرد با سندی برمن ، با نام مستعار شیو (مگ دلیسی) کورتنی با کار کردن بدون تیمی که عاشقش شده است ، اهمیت کار تیمی را بسیار ارزشمند می کند.

با پیشرفت این سریال ، ریک ، بث ، یولاندا و کورتنی نزدیکتر می شوند و پت به عنوان یک پدر محافظ نسبت به همه آنها عمل می کند ، تیمی شگفت انگیز را ایجاد می کند که انتظارات جدیدی را برای هر فرد از آنچه که به معنای خانواده بودن است به وجود می آورد. هنگامی که کورتنی با پدر بیولوژیکی خود ملاقات بدی داشته است ، دوستانش با هم جمع می شوند تا مطمئن شوند که او خاص است و فقط به خاطر چیزی که به اعتقاد وی واقعی نبود ، به معنای واقعی بودن او نیست.

حتی شرورها عمق عاطفی می گیرند

تمرکز خانواده در کل دختر ستاره فقط به قهرمانان این سریال تفویض نمی شود. بنابراین بسیاری از اقتباسها در ژانر ابرقهرمانان وقت کمتری را صرف شرورهای خود می کنند و بیانگر عمق و واقعیت زندگی آنها در خارج از زندگی نیستند زیرا قهرمانان ما با آن مبارزه می کنند. دختر ستاره انجام کار شگفت انگیز برای ساختن هر شرور ، لحظاتی دارد که باعث می شود تعجب کنیم که آیا آنها می توانند در مقابل تیم خود تصمیم بگیرند تا بتوانند کسانی را که دوست دارند نجات دهند.

در طول فصل ، لحظه های بسیاری وجود دارد که من احساس می کنم شخصیت هایی که اغلب طراحی شده اند فقط از آن متنفر هستند. دلیل دختر ستاره خیلی خوب کار می کند و مفاهیم اخلاقی را مورد بحث قرار می دهد و معنای انجام درست آن چیست زیرا بدخواهان به عنوان مردم نوشته می شوند ، به جای آن که سر از شکل دور بکشیم.

با دیدن جوردن ماهکن ، با نام مستعار (نیل جکسون) ، در لحظات صمیمی با پسرش کامرون (شکارچی سانسون) مقابله با مرگ مادرش بینشی از روابط آنها و تمایل به کارهایی برای بهتر شدن ارائه می دهد.

با این کار به مخاطب اجازه می دهیم افراد شرور را با همان فرکانس و قلبی که همیشه قهرمانان را مشاهده می کنیم ، ببینند ، دختر ستاره به طور کامل این سوال را بررسی می کند که آیا افراد ذاتاً خوب یا بد هستند.

در برخی از روابط ارائه شده در این نمایش ، این سؤال والدین و فرزندان را از هم دور می کند ، زیرا آنها دیدگاه های متفاوتی از ماهیت انسان دارند. روابط والدین و فرزندانشان – چه نزدیک و چه از راه دور – مشکلات و پویایی هایی را ارائه می دهد که برای آن شخصیت ها منحصر به فرد است اما در عین حال کاملاً قابل درک است.

با دادن این شخصیت ها به تصاویر پشت پرده که باعث می شود هر کسی درد خود را احساس کند ، احساسات این سریال قوی می شود و نشان می دهد که ارتباط برای هر رابطه چقدر مهم است ، چه عاشقانه ، افلاطونی و یا خانوادگی.

با داشتن تیمی از شرور ، هر یک از مسائل مربوط به خود را به حرکت در می آورند ، همیشه این احساس عمیق وجود دارد که ممکن است شخصی نظر خود را تغییر داده و تمایلات قهرمانانه را آشکار کند ، اما حتی وقتی این کار را نکنند ، ما هنوز انسانیت را در درون هر شخصیت مشاهده می کنیم .

رابطه بسته بین هنری کینگ با نام مستعار Brainwave (کریستوفر جیمز بیکر) و هنری کینگ جونیور (جیک آستین واکر) از پیوند نزدیکی که بین اردن و کامرون می بینیم استقبال خوبی را ارائه می دهد. این روابط از نظر محبت و احترام کاملاً متفاوت است ، اما هر دو شخصیت پدر جزئی از انجمن ناعادلانه آمریکا هستند.

با نمایش انواع مختلفی از چهره های پدر در هر دو داستان قهرمانان و افراد شرور ، ما به همان اندازه می بینیم که با دیدن پویایی ناسالم که در شخصیت های خائنانی دیده می شود و شخصیتهایی که به عنوان قهرمانان نگاه می کنند ، احساس درد کنیم.

دوستی و روابط خانوادگی مرحله مرکزی را طی می کنند

حتی با فاجعه باران و نبردهای شدید در طول فصل اول سال دختر ستارهبه روابط در مرکز داستان اهمیتی داده می شود که آنها به درستی شایسته آن هستند.

ما باید به تماشای كورتنی در حال رشد و پذیرش او بپردازیم و دوست خود را پیدا كند و خانواده مورد نیاز خود را پیدا كند ، كسی است كه به اطراف می چسبد و به او عشق و علاقه خود را نشان می دهد. در یک لحظه بسیار احساسی طنین انداز ، پت در برابر پدر بیولوژیکی خود در مقابل کورتنی ایستاد که از کورتنی می خواهد گردنبند خود را پس دهد ، این تنها چیزی است که او باید همه او را به خاطر بسپارد زیرا می خواهد آنها را با اندکی پول اضافی بفروشد. پت در جایگاه كورتنی ایستاده و اطمینان می یابد كه می داند كه او برای او آنجا خواهد بود.

اهمیت کار گروهی ، دوستی و خانواده در CW و DC Universe's Stargirl
منبع: تلویزیون برادران وارنر

در طول فصل ، پیوستگی پت با كورتنی مایك را در شرایطی قرار می دهد كه او را کنار نگذاشت زیرا او همان راز بزرگ قهرمانانه ای را كه با او به اشتراک نمی گذارد ، ندارد. او احساس می کند جایگاه خود را در زندگی پدرش از دست می دهد. این نوع از لحظه های عاطفی ، به خصوص با شخصیت مرد ، در یک نمایش متفاوت بطری می رود و نادیده گرفته می شود ، اما دختر ستاره مفاهیم را بررسی می کند و حتی متوجه می شود که چگونه مایک و باربارا شروع به گذراندن وقت بیشتر در کنار هم می کنند.

همچنین ببینید

SELAH و SPADES: سنگ شیک سرد

این دو در یک لحظه شگفت انگیز مشترک وقتی که باربارا به مایک کمک می کند تا در نمایشگاه علمی خود – آتشفشان شکلات – که بعد از اتمام نمایشگاه با هم می خورند ، همکاری می کنند. لحظات پیوند با نامادری او خوب است ، اما این سریال هرگز فراموش نمی کند که مایک از دست می رود که تنها کسی در زندگی پدرش است.

دختر ستاره در مورد غفلت اوراق قرضه تازه ایجاد شده می تواند مراقبت کند. این سریال همیشه برای نمایش روابط واقع بینانه و لایه ای ، چندین ضلع از هر دینامیک را بررسی می کند.

درام نوجوانان کلیشه ای بر تحولات عاطفی غلبه نمی کند

دختر ستاره جدا از برنامه های دیگر نوجوانان است و با اطمینان خاطر تمرکز خود را بر زندگی شخصیت های اصلی نوجوانان ، سفرهای شخصی آنها و دوستی هایی که در طول سریال ها ایجاد می کنند ، متمرکز شده ایم. بنابراین بسیاری از نمایش ها در مورد نوجوانان کاملاً بر روی عاشقانه ها و درام های دبیرستان متمرکز شده اند ، که عناصری هستند که به آن توجه می شود دختر ستارهاما آنها هرگز آنقدر داستان را نمی پذیرند که ساختمان دوستی و پیدا کردن خانواده شما در کنار هم قرار می گیرد.

دختر ستاره شامل توطئه هایی است که معمولاً در رسانه های نوجوان وجود دارد ، مانند خرد کردن ، شایعات و قلدری ها ، اما این داستان ها به نحوه واقعیت بودن نزدیک تر هستند و کمتر با محوریت این سناریوها چقدر شدید و بزرگتر هستند. یولاندا ، بث ، ریک و کورتنی وقتی کورتنی در هنگام ناهار به میز خود می روند و دور هم جمع می شوند و متوجه می شوند که این تنها مکانی است که او از نشستن استقبال می کند. این گروه سریال را به صورت فراموشی آغاز می کند ، فقط با هم به این دلیل که هیچ جای دیگری برای رفتن ندارند ، اما هرچه با یکدیگر آشنا می شوند و آنچه را که هر یک از آنها گذرانده اند می فهمند ، دوستی در میان گروه شکل می گیرد. آنها سرانجام افرادی را پیدا كردند كه بتوانند خانواده خود را با آنها تماس بگیرند وقتی كه زندگی در خانه خودشان ممکن است به اندازه شایسته آنها نباشد.

نکاتی درباره روابط عاشقانه وجود دارد ، اما این موارد در مورد تمرکز مهمتر در کشف خود و کشف مکان هایی که در آن قرار دارید کار می شوند. یولاندا ، ریک ، بث و کورتنی همه مشکلات فردی خود را با آن روبرو هستند و در ابتدا سعی می کنند برای انجام این کار به تنهایی طولی نمی کشد که آنها درک کنند که مواجهه با مشکلاتشان ، آنها را به هم نزدیک می کند ، و آماده است تا برای آنچه به آن اعتقاد دارند ایستادگی کند.

از آنجا که درمورد رابطه بث با والدینش بیشتر می آموزیم ، می توانیم ببینیم که او چقدر می خواهد و نیاز دارد تا سن خودش را پیدا کند و به جای اینکه کنار گذاشته شود ، از همسالانش قدردانی می شود. در ابتدا ، کورتنی و یولاندا نمی خواهند که بث به آنها بپیوندد ، اما آنها به سرعت ریاکاری اقدامات خود را می فهمند و پیوندی ماندگار با بث برقرار می کنند. وقتی ریک به گروه می پیوندد ، همین اتفاق می افتد و همه باید او را ، تقصیرها و همه قبول کنند تا واقعاً قهرمانانی بشویم که می دانیم می توانند.

نتیجه

دختر ستاره نور جدید و خوش بینانه ای را به سبک ژانرهایی می بخشد که اغلب در حوالی صحنه های جنگ محور است و همه در کنار خود هستند و استقبال کاملی از دوستی و خانواده ای که در کنار تیم بودن می شوند ندارند. دختر ستاره ورود استقبال به دنیای تلویزیون ابرقهرمانی است که به مسائل اخلاق ، انواع مختلف خانواده ها و اهمیت کمک به یکدیگر می پردازد. سریال های مختلفی وجود دارد که این سریال با این مباحث سروکار دارد و اهمیت کار گروهی را در کلیه جنبه های زندگی نشان می دهد.

نمایش های تلویزیونی ابرقهرمان مورد علاقه شما چیست؟ آیا وقتی فیلم ها و فیلم ها پیچیدگی روابط را کشف می کنند ، آن را دوست دارید؟ نظرات خود را در نظرات به اشتراک بگذارید.


Stargirl را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

VIDEODROME: پیشرفت آن هنوز به فراتر از صفحه می رسد

داستان های علمی ترسناک در آینده سنتی به قدمت گذشته در داستان های ما است. واقعیت این داستانها چیزی نیست جز قلب خونریزی طبیعت بشر ، روشهای ذاتی ما و بودن و گوه های سرد با پیشرفت تکنولوژی در آن رانده می شوند. در زیر نمای بیرونی پوشیده از کروم ، علمی تخیلی برای روانشناسی ، فلسفه و جامعه شناسی قرار دارد.

هیچ فیلم علمی تخیلی دیگری نظریه و شکوه خود را کاملاً شبیه نکرده است دیوید کروننبرگ فیلمبرداری. به نوبه خود ، هر دو به طرز حیرت انگیزی و متبلور و واضح و شفاف ، فیلم 1983 مانند فهرست نویسی و سنتز برچسب زدن ایده های مختلف در مورد فناوری در کجا ما را مورد استفاده قرار می دهد – لمس همه چیز از آرمان گرایی به هم پیوسته ، کنترل ذهن رسانه های جمعی و حتی عملکرد صفحه نمایش. لایروبی برای عمیق ترین ، تاریک ترین فروپاشی های میل بشر.

گرچه به وضوح از دهه 80 ترسیم شد ، کروننبرگ کابوس تلویزیون در اواخر شب ، در طی دهه ها ، بیشتر و بیشتر پیشروی را پیدا کرده است. واردات آن بسیار آسان است Videodrome پیام پارانویا به زمانهای فعلی ما

هواپیمایی خالی از سکنه

درمورد نظر مدیر دیوید کروننبرگ اولین هسته های این فیلم را در سرگرمی های كودكان توضیح داد – اسكن كردن از طریق فرکانس های تلویزیونی فازی و گرفتن سیگنال های مبهم تلویزیون از آمریكا ، اواخر شب و مدت ها بعد از ایستادن ایستگاه های كانادایی پخش از آن ، از ترس اینكه وی بخاطر چیزی كه قرار نیست او را ببیند ، گیر كند ، چیزی خورنده یا مضر

فیلم تقریباً در طول موج موج می زند. ماکس رن ، رئیس یک ایستگاه تلویزیونی Smut ، به طور مداوم در حال شکار مواد جدید است تا برنامه های خود را که بعداً به بی حوصلگی تبدیل می شود – برسد به محتوای خشونت آمیز یا جنسی ، ‘چیزی سخت استاو می گوید ، تقریباً کلمات را تف می کند.

او آن را در “ویدئودروم” می بیند ، انتقال های پراکنده توسط فناوری رادیویی خود که از طریق برنامه پخش شده توسط رادیو و تلویزیون پخش می شود ، پیدا می کند و چیزی جز شکنجه سادیستی نشان نمی دهد – جنس خالص ، غیرقانونی و مرگ. پیروی از منطق کروننبرگ از ترس دوران کودکی ، نتیجه گیری وسواسی رن از شبکه اصلی پخش فیلم ویدئودروم از تحریک محروم او را در معرض وحشت قرار می دهد که اگر در صفحه های تلویزیون ما گم شود ، تهدید می کند همه ما را نابود خواهد کرد یا ما را به دنیای صفحه تلویزیون تحویل می دهد. ‘ گوشت جدید.

VIDEODROME: پیشرفت آن هنوز به فراتر از صفحه می رسد
Videodrome (1983) – منبع: تصاویر جهانی

Videodrome پیام رسان کاملاً واضح و روشن است – رسانه ها به عنوان موضوعی عفونی ، اغوا کننده و مضر ، حتی از نظر جسمی نیز مضر هستند ، اما از نگرانی های بسیار واقعی در مورد افزایش نمایی تماشای تلویزیون در دهه 80 ناشی می شود. این اولین باری بود که صفحه نمایش تهدید می کرد که پنج حس واقعی ما را به عنوان واسطه حقیقت ، رقیب و یا حتی دلخواه خود را تحریک می کند ، خواه با تعداد افراد مشاهده شده یا ساعتهایی که تماشا می کردند ، اغلب با طول ، اندازه گیری شود. این با شگفت انگیز در افتتاحیه فیلم نشان داده می شود – مکس با دو صدایی پیام بیداری را از وزیر خود دریافت می کند که از طریق صفحه تلویزیون هنوز هم پخش می شود. او در لحظه دقیق انتقال بیدار می شود.

مرجع واضح در اینجاست مارشال مک لوهانو فیلمبرداری مانند یک برنامه رویایی تب از محقق رسانه ای برای داستان های علمی و ژانرهای وحشت بدست می آید. بسیار شبیه به Videodrome به وضوح الهام بخش دکتر برایان O’Blivion ، مک لوهان منتقد پاپ منتقد عصر پخش بود و احتیاط زیادی راجع به موجهای هوایی که وی به طور مرتب از طریق برنامه های گفتگوی و گفتگوهای مصاحبه ظاهر می شد ، احتیاط می کرد.

کار او مربوط به تأثیرات رسانه ها و پیامدهای افزایش شدید اشباع محتوا و نگاه به صفحه بود که در اوایل دهه 80 مشاهده شد. بخش اعظم بورسیه های معاصر به تأثیرات اجتماعی ارتباط بیش از حد رسانه ها پرداخته است. فیلمبرداری جهش به این سوال – این برای ما به عنوان انسانهای گوشتی و خون ، در حال حاضر و برای آینده چه معنی دارد؟

دست از طریق صفحه نمایش

پاسخ خاصی ارائه نشده است کروننبرگ فیلم ما مضامین ، ایده ها و امکاناتی را که بر یکدیگر ایجاد می شود تأکید می کنیم ، اما هیچ پایان نامه ای نداریم. خوشبختانه چنین است ، زیرا این نامعین بودن چیزی است که باعث می شود فیلمبرداری خیلی راستگو؛ هر زاویه به نظر می رسید که به جلو پیش برود ، و هنوز هم ادامه دارد.

فیلمبرداری به دلیل مجرد بودن خود در تحول بدنی و متعالی از طریق فناوری قابل توجه است. سایر فیلم های علمی تخیلی مانند روح در پوسته یا ماشین سابق ممکن است به معنای واقعی کلمه نزدیک شود – روبات های هوش مصنوعی ، اندام های روباتیک ، محدودیت های بیرونی از «فیزیکی» انسان – در حالی که فیلمبرداری تأثیرات ذهن آزار رسانه‌ها را تحریک می کند و آنها را از نظر جسمی بازی می کند ، و غالباً ناخوشایند است.

O’Blivion از صفحه تلویزیون به عنوان “شبکیه چشم ذهن” یاد می کند ، و کروننبرگ توضیح داده است که او این فناوری را یک فرمت بدن انسان می داند. در نتیجه ، در Videodrome غیرقانونی بودن ، تلویزیونها نفس می کشند و خونریزی می کنند. بدن انسان به درگاه نوار VHS تبدیل می شود. قطعات بدن با ماشین آلات مخلوط می شوند ، یا توسط آنها جدا می شوند. دستها برای مخاطبان خود فراتر از صفحه تلویزیون است.

VIDEODROME: پیشرفت آن هنوز به فراتر از صفحه می رسد
Videodrome (1983) – منبع: تصاویر جهانی

این نقشی است که عمدتاً در خدمت یک استعاره گسترده تر است – تأثیر فاصله از صفحه ، از رسانه ها به طور کلی ، بر بشریت اساسی ما تأثیر می گذارد ، آن را به همان اندازه که ممکن است هر تغییر فیزیکی واقعی را پیچیده و متلاشی کند. وقتی چیزی را از طریق صفحه مشاهده می کنید ، هر آنچه را که لذت می برد و وحشت می کند ، شرکت می کند ، ممکن است از نقطه ای امن به تصویر بکشد ، و به محض دیدن چیزی به اندازه کافی ، چیز دیگری می خواهید.

مکس معتقد است که برنامه نویسی او “خروجی بی ضرر” را ارائه می دهد [his viewer’s] خیالات و ناامیدی ها “- و با این حال مکس به طور مداوم در جستجوی محروم ترین مطالبی است که می تواند پیدا کند ، بی حد و حصر محدودیت های بیرونی آنچه که او” اجتماعی مثبت “می داند را در بر می گیرد. با گرفتن نتایج به افراط و تفریط سورئال که در بالا توضیح داده شد ، فیلمبرداری همچنان یک هشدار قدرتمند در برابر اثر تحقیرآمیز افراط در رسانه های موذی است.

Videodrome امروز

این تنها بخشی از آن است Videodrome جارو کردن. آیا به زودی صفحه نمایش واقعی تر از چیزی که از چشم و گوش است خواهد بود؟ دکتر اوبلیویون چنین فکر می کند – او ادعا می کند که ما به زودی در برخی از دنیای دیجیتال در آینده نامهای خاصی خواهیم داشت و مونولوگ عجیب او درباره تومورهای مغزی ناشی از تماشای تلویزیون که به وی امکان اتصال بی سیم به جریان پخش شده از اطلاعات را می دهد ، است. به ماتریسقرائت های مشابه در واقعیت مجازی.

جنگی بر سر کنترل سیگنال Videodrome بین اردوگاه مدینه فاضلاب فناوری O OBlivion ، ماموریت Cathode Ray Tube و یک شرکت بین المللی عینک بین المللی که همچنین در ساخت اسلحه دست و پنجه نرم می کنند ، انجام می شود. یک مکس با ذهن کنترل چند بار در فیلم می چرخد ​​، و کل یک غوغای پیچیده شبیه یک گرفتن بسیار تحت اللفظی در زمینه پیام رسانی و ایدئولوژی رسانه ها است. مکرر و مکس و نیکی – از طریق یک تلویزیون – نقش فزاینده صفحه را به عنوان محل تحقق و رضایت ، جنسی یا موارد دیگر نشان می دهند.

همچنین ببینید

DEVS S1E3: الکس گارلند به صورت فزاینده ای پیچیده می چرخد

Etcetera ، و غیره. با کمتر از 90 دقیقه زمان اجرا ، فیلمبرداری به نوعی باعث می شود تقریباً هر فرصتی درمورد تأثیر مصرف بی رویه رسانه های جمعی بر ما تأثیر بگذارد. در نتیجه، فیلمبرداری در سکته های گسترده ای ، یک پرده پینچونسکی از طنز و برون یابی های رو به جلو نقاشی شده است. این فیلم کثیف و دست و پا گیر و در عین حال بسیار قانع کننده است ، این فیلم کمتر یک بیان پاک و بی نقص و بی نقص و بی نظیر است.

VIDEODROME: پیشرفت آن هنوز به فراتر از صفحه می رسد
Videodrome (1983) – منبع: تصاویر جهانی

فیلم های علمی تخیلی محصول زمان خود هستند. بعد اون گوشه چی بود؟ آیا اکنون فراتر از آن رفته ایم؟ سومین فیلم در این فیلم ، نیکی برند ، خودش یک سری از احساسات اجازه داده و آرامش را از طریق برنامه رادیویی گفتگوی خود می داند و اظهار می کند: “من فکر می کنم ما در زمانهای بسیار تخریب زندگی می کنیم. ما بخاطر خودش می خواهیم تحریک کنیم. ما خود را به آن دامن می زنیم ، همیشه می خواهیم بیشتر از نظر لمسی ، عاطفی و جنسی باشد. فکر می کنم چیز بدی است ”

مانند تقریباً سایر فیلم ها ، فقط در طول دهه ها به حقیقت تبدیل می شود ، تا جایی که اگر امروز برای اولین بار گفته شود ، یک جمله کاملاً سرخوش و بی روح است. به طور مشابه بی فایده است که بتوان از موازی های بی پایان بین نقشه کشید Videodrome پیش بینی VHS و ارتباط بیش از حد عصر اینترنت ما. پیشروی فیلم برای خودش صحبت می کند ، ابتدا برای پخش گوشه های آرام تلویزیون در اواخر شب ، اکنون برای عمق تاریک وب ، و به زودی برای هر چیز دیگری ممکن است بعدی باشد.

فیلمبرداری از ابتدای دمکراتیزاسیون رسانه ها – توانایی انتخاب چیزی که تماشا می کنید ، صابون های زمان ابتدایی یا کثیفی در اواخر شب و اینکه چه مدت برای آن غفلت می کنید ، ساعت ها یا احتمالاً حتی روزها. زبان بصری این فیلم عبارت است از کاست های VHS بدون درز ، صدای برج های رادیویی و صفحه های تلویزیون سوسو زدن ، که همه آن را در اوایل دهه 80 محکم قرار می دهند. با وجود این ، Videodrome نمایش تب و تاب از اغوا کننده اغوا کننده و نیش عجیب و غریب رسانه ها و ظرافت بیش از حد به دقیقه مانده است.

آیا می توانید به فیلم های دیگر از دهه 80 به اندازه ویدئودروم فکر کنید؟ فکر می کنید ویدئودروم درست است؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!


ویدیوی ویدئو را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی

برنامه نویسی تلویزیونی کودکان کار سختی نیست. کودکان را می توان به راحتی جبران کرد – رنگ های روشن و جاسوسی های بد بو مطمئناً در صورت عدم رشد مغز شما این ترفند را انجام می دهند – و پردازش پیام های پیچیده در رسانه ای که مصرف می کنند برای آنها دشوار است. به همین دلیل است که هنگام ایجاد رسانه برای مخاطبان جوان ، به راحتی باور نکردنی است که بتوان از هرگونه عمق آن صرف نظر کرد. اما آزمون واقعی از شایستگی یک نمایش تأثیر آن بر زندگی شخص است – وقتی تماشاگران اصلی آن از آن خارج شوند ، چه اتفاقی برای آن خواهد افتاد.

آواتار: آخرین Airbender به عنوان یک کودک مرا تحریک کرد. داستان دنیایی با چهار ملت مجزا که بر پایه جادوی ابتدایی (آب ، زمین ، آتش و هوا) بنا شده است و با تلاش های فتح ملت فایر ناسازگار می شود ، که تنها ناجی آن یک آواتار 12 ساله به نام آنگ بود – استاد مقتدر هر چهار عناصر. وقتی به مدرسه راهنمایی رسیدم و نحوه مصرف رسانه به آرامی شروع به تغییر کرد ، سریال به طور ناگهانی Netflix برداشته شد (حدس می زنم شما می توانید بگویید وقتی دنیا به آن احتیاج بیشتری داشت … ناپدید شد) من شروع به فهمیدن ارزش کامل محتوای آن کردم اما هرگز نتوانستم به طور کلی سریال را بازخوانی کنم.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

به نظر می رسد تنها مناسب است که سالی که دبیرستان را تمام کردم ، یک نماد نزدیک به دوران کودکی ، این سریال به Netflix بازگشت و به من و هر کس دیگری که با این نمایش بزرگ شده اند اجازه داده است که یک بار دیگر شیرجه بزنیم. این یک پاداش (و اولین ساعت برای برخی از افراد) است که وسواس گسترده ای را برانگیخته است. یک آواتار اگر بخواهید این چیزی بیش از نوستالژی نیست ، این تجدید حیات است که باعث شده است تا بسیاری از افراد پیام های مهمی را که نمایش داده می شود و تردیدهایی که با آنها پخش شده است – مجدداً مورد بازبینی قرار دهند.

آغاز زمین

سازندگان مایکل دانته دیمارتینو و برایان کونیتسکو این نمایش را با یک نمای سینمایی و پر مخاطب شکل داد. متناسب سازی برای داستان افسانه ای که آنها می خواستند بگویند. این هیچ سکوت احمقانه یا ماجراجویی نیمه پخته نبود ، منظور این بود که این افسانه ها باشد. تلفیقی از سبک “منتخب” که هر دو با آنها بزرگ شده بودند و سبک فیلم سازی انیمه که مورد احترام بودند.

زمین اولیه سست بود ، ایده “مرد هوایی” در تندرا که توسط “آتش سوزی ها” سرکوب می شد ، و گرچه توسط قلب نیکلودئون مورد استقبال قلبی قرار گرفت ، محدودیت هایی به آن داده شد. آنها مجبور بودند به دلیل تماشاگران جوان ، بدون خشونت رضایت بخش اقدام به نمایش نمایند و این یکی از تأثیرات اصلی ویژگی اصلی تخیلی – خم شدن عناصر شد. دستکاری آب ، زمین ، آتش و هوا به ترتیب ، هم روش مبارزه و هم شیوه زندگی. هر عنصر با منطقه ای متفاوت – قبیله آب ، عشایر هوایی ، آتش ملت ، و پادشاهی زمین – جفت شد و با هر منطقه تأثیرات فرهنگی متنوعی از جمله آسیا بوجود آمد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

به راحتی می توان نمایشی را ایجاد کرد که توسط دو مرد سفید پوست ساخته شده و تحت تأثیر فرهنگ انیمه و آسیا به عنوان نادان و تخصیص پذیر است ، اما این می تواند تلاشها و تحقیقات انجام شده در بخشی از نمایش و همچنین تیم اختصاصی پشت آن را تضعیف کند. برای خم شدن ، مربی هنرهای رزمی سیفو کیسو مورد مشاوره قرار گرفت و وی با استفاده از چهار سبک اصلی هنرهای رزمی به عنوان نقاط تأثیر ، سبکهای متمایز را ایجاد کرد – تای چی برای آب دادن ، آویزان گار کونگ فو برای زمین خاکی ، هنرهای رزمی شائولین شمالی برای شلیک آتش و Baguazhang برای پخش هوا. این تأثیرات فراتر از سبک مبارزات صرفاً گسترش یافته ، به عنوان مثال ، اصل تای چی از یین و یانگ تشکیل هسته تحت اللفظ از قبیله آب شمالی ، و نقش مهمی در نهایی کتاب 1 بازی می کنند.

این جنبه نژادی است آواتار با این حال شاید سخت ترین باشد. در حالی که هیچ یک از ملل به طور مستقیم یک گروه قومی خاص را تایپ نمی کنند ، الهاماتی وجود دارد که نمی توان از آن چشم پوشی کرد ، یعنی آتش نشن نماینده امپریال ژاپن. نام های هوایی از راهبان تبتی الهام گرفته شده اند ، اما مفهوم آواتار عمدتا از هندوئیسم و ​​ایده تناسخ ناشی می شود. آب قبیله نفوذ اینوی و چینی ها را تحت تأثیر قرار داده است. این یک گلدان ذوب فرهنگ و زیبایی شناسی آسیا است که به درستی مورد استفاده قرار نمی گیرد ، اما برای ترسیم فلسفه شرقی و فضیلت هایی که معمولاً از سوی مخاطبان جوان تر پوشیده می شود. نمایش کامل یا روش کاملی برای نمایش نیست (مختصراً نشان داده شده Guru Pathik و sandbenders در تأثیرات نژادی آنها هر دو مورد سؤال هستند) اما این در حالی است که برای داشتن بسیاری از بینندگان جوان آسیایی مانند خود من با داشتن کل بازیگران کاملاً غیر سفید در خانه مهیا شده است. شخصیت هایی که آژانس خود را دارند و داستان های خودشان را می گویند.

مبارزه با آتش

شخصیت ها واقعاً تمام نمایش را به نمایش می گذارند و آنچه آنها را محبوب می کند این است که آنها کاملاً ناقص هستند. همان چشم اندازهای سیاه و سفید که در فلسفه شرقی نا مطلوب است ، در آن رد می شوند آواتار همچنین ، نمایش داده می شود با نوازش های خاکستری گسترده ، با روح. نقص شخصیت ها آنها را تکمیل می کند ، و از همه افراد ناقص در آواتار جهان ، بدون شک هیچ کس بیشتر از شاهزاده تبعید شده آتش Nation ، Zuko ، در تضاد نیست.

قوس رستگاری او بسیار دشوار است. شکار اولیه برای یافتن آنگ و رهایی خود از شرورانه ای که در پوست او سوخته است ، توسط تمایل کور دامن زده می شود ، زیرا او حتی به طور کامل مطمئن نیست که می خواهد ، و ناامنی و اضطراب خود را در زیر خشم دفن می کند. جهان بینی وی بسیار متأسفانه باریک است (همانطور که بیشتر افراد 16 ساله حساس هستند) ، و این در هر تعامل با نوع خود ، عمو ایرو پیر – که خودش برای جبران جنگ خود در جنایات جنگ گذشته ، به طرز بزرگی رفته است ، روشن می شود. ایرو تحمل می کند و به آرامی از زوکو به تلخی رهنمون می شود ، و کتاب 2 را در پادشاهی زمین می گذراند و برادرزاده اش ارزش های فروتنانه ای را تحریک می کند که کودکی پرشور او را به سرقت برده است. جذابیت داخلی چایخانه مشترک این جفت ارز در حال بهبود است و امید است که اصلاحات به آسانی شکوفا شود تا اینکه گذشته زوکو به او بازگردد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

در فینال کتاب 2 است که او به دایی خود خیانت می کند و به همراه صندلی سلطنتی خود به همراه خواهرش آزولا دوباره به یاد می آورد که عدم قطعیت زوکو به اوج خود می رسد. این انتخاب برای دیدن او تکان دهنده است اما به شدت با شخصیت او صادق است – پذیرش پدرش Firelord Ozai ، تنها هدفی است که او در تمام این سالها شناخته شده است ، و کیست که اکنون او را کنار بگذارد؟ پذیرفتن سرنوشت از پیش ساخته ای که به او تحمیل شده است ، برای همیشه ساده تر است تصور درست است ، نه این که اختلافات درون او را رمزگشایی کنید.

زوکو با فرض گرفتن این موقعیت نادرست قدرت ، شرکت در یک نشست جنگی در کنار پدرش همانطور که همیشه آرزو می کرد ، و هنوز هم به دلیل گناه خیانت سنگین می شود ، زوکو قادر است آینده خود را به دست خودش بگیرد و واقعاً خودش را بگیرد. سخنان عمو به قلب – “وقت آن است كه به درون نگاه كنيد و شروع كنيد به اين سؤال بزرگ از خود بپرسيد: شما كي هستيد و چه مي خواهيد؟”. او با پدرش مقابله می کند ، و از درس های ایرو برای دفاع از خود در برابر رعد و برق کشنده اوزای استفاده می کند ، و برای کمک به آواتار و درست کردن خطاهای پیشینیان خود اقدام می کند.

بذر اتحاد بعید آنه و زوکو زود کاشته می شود. در کتاب 1 قسمت “روح آبی” ، آنگ به موقع می پرسد “اگر ما آن موقع همدیگر را می شناختیم ، فکر می کنی ما می توانستیم دوست باشیم؟” این احساس ارتباط و امکان طولانی بعداً در کتاب 3 اعمال می شود ، وقتی که این دو پسر می آموزند که مخالفان مشهور آواتار روکو و آتش لرد سوزین در کودکی فقط از دوستان نزدیک نبودند ، اما روکو پدربزرگ و زوکو است. گذشته های آنها به واسطه روابط خونی به هم می خورد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

هنگامی که Zuko سرانجام با آموزش نیروهای آتش نشانی آواتار به نیروهایی با “آنگ باند” پیوست ، جلب اعتماد آنها برای او کار ساده ای نیست ، اما او برای پرداختن به اشتباهات خود بسیار سخت کار می کند (از طریق سه “سفر میدانی” که تهدیدکننده زندگی است با Aang ، به ترتیب ، Katara ، و Sokka) ، به دست آوردن یک خانواده انتخاب شده و پیوند شکسته شده را در تاریخ مشترک او و Aang ترمیم می کنند. این تصویر بخشش بدون فراموش کردن ، تغییر واقعی و کار سختی که برای انجام این کار صورت می گیرد ، به زیبایی نوشته شده و نمایش دادن بسیار مهم است. مردم در اخلاق خود دوتایی نیستند و برای همیشه توسط اجدادشان تعریف نمی شوند. تغییر کار ساده ای نیست ، اما همیشه ممکن است ، و این وظیفه را هم دارد که فرد داشته باشد.

واترهای تاریک

به نظر می رسد که آواتار همیشه در حال فشردن مرزها بود و آنچه را كه به عنوان برنامه “قابل قبول” برای برنامه های كودكان به نمایش گذاشته شده بود ، با بازخوانی نسل کشی ، امپریالیسم ، استعمار و آسیب هایی که با آن همراه بود تعریف می کرد. علی رغم همه فشارها ، خدمه دریافت شده از نیکلودئون در لحظه های سنگین تر (به عنوان مثال “مرگ متعجبانه جت”) آنقدر حفظ و ارتباط برقرار می کنند.

سه فصل این نمایش به طور عمده برای ردیابی مسیر آنانگ به شکست Firelord Ozai انجام می شود ، اما در زیر آن همه پرتره ای پیچیده از اشکال مختلف وحشت امپریالیسم و ​​استعمار است ، و اینکه ملت ها چگونه تحت تأثیر آن قرار می گیرند. پادشاهی زمین اکثراً اشغال شده است ، و آخرین شهر دژبان باقی مانده آن یعنی Ba Sing Se یک پناهگاه امن کاذب است که در فساد سیاسی پوشانده شده است (تکرار بعد از من: در Ba Sing Se هیچ جنگی وجود ندارد) پس از یورش Fire Nation ، قبیله واتر تعداد زیادی دارد و فرقه بازمانده آن همچنان در سنت ریشه دوانده است تا خود را به طور کامل سد کند ، هرچند بعداً ناموفق است. حتی آتش ملت به طور حتمی در سراسر کتاب 3 انسان سازی شده است – بسیاری از ساکنان تحت غفلت دولتشان فقیر شده اند ، و حتی کسانی که نمی توانند از بدو تولد به دروغ تاریخ کاذب و تبلیغات جنگی بپردازند. تمایز بین شهروندان و رژیم فاسدی که در دام آنها افتاده است روشن است.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

اما این ویرانی نابسامان هوایی است که ویران کننده ترین است. قتل عام تقریباً كلی كه صد سال بعد فقط آنگ شاهد آن است. غم و اندوه او همیشه در صدر اقدامات خود نیست اما او مرتباً با خودش حمل می کند ، و لحظه هایی که او می شکند (هر بار که وارد کشور آواتار می شود) بسیار سنگین است. آدم ربایی اپا در کتاب 2 او را به طرز اندکی که در قسمت های قبلی دیده نشده است بدخواه می کند زیرا پیوند منفرد او با گذشته اش از بین رفته است. خویشاوندی او در آخرین نفر از نوع ، از بین رفت.

این سوخت ظریف به آتش او است. عشقی که در گذشته و حال او نسبت به مردم دارد اما او را قادر به جدا کردن کامل خود نمی کند. او و زوکو هر دو ورق یکدیگر هستند به این ترتیب: آنگ ​​به خاطر عشقی که از دست داده است سکوت می کند و به خانواده اش که محکم بسته می شود چسبیده است ، در حالی که زوکو آشفتگی را در نیاز به جدا شدن از خانواده ای پیدا می کند که هیچ وقت نخواسته به او عشق نشان دهد و افراد خاص خود را پیدا کنید

همچنین ببینید

فلینت: مسمومیت از یک شهر آمریکایی: پرده برداری از یک جنایت آمریکایی

کودکان جنگ در هوا

البته مرتکب این همه تخریب کسی نیست جز Firelord Ozai. تأثیر وی گسترده است اما حضور واقعی او اندکی دیده می شود ، با اولین حضور کامل او در قسمت اول کتاب 3. او با اقدامات خود توصیف می شود – ملل مختلفی که تحت حاکمیت سرکوبگرانه دولت او رنج می برند ، و بازخوانی های کمی از زندگی او از کسانی که او را می شناسند ، رنج می برد. در سریالی که به دنبال انسان سازی و توسعه هر شخصیتی است که از آن برخوردار است ، اوزای به طرز چشمگیری خالی است. آغازگر غیر انسانی از محاکمات Aang و Zuko هر دو به عنوان دو ستون نمایش و بازتابی از وحشت های واقعی زندگی امپریالیسم و ​​سوءاستفاده هستند که واقعیت ما را خراب می کند. او کمتر از یک فرد است ، و مظهر سیستم های مخرب بزرگتر است.

در مقابل استبداد وی شکوفا می شود و اصرار بر تعادل و هماهنگی – قلب واقعی نمایش – و آنچه باعث قدرت بیشتر می شود جوانان شخصیت هایی هستند که آن را بیان می کنند. به خاطر سپردن بعضی اوقات توانایی های جنگ باورنکردنی و قدرت عاطفی آنها در زمان جنگ ، دشوار است اما همه آنها واقعاً هستند فرزندان. دائماً توسط افرادی که با آنها ملاقات می کنیم شکل می گیرد و تجدید شکل می شود و تجربیاتی که آنها با پیشرفت های اخلاقی و دیدگاه های جهانی تجربه می کنند ، تغییر شکل می یابد. پیروان عظیم آن در هر سال ، ممکن است ، نمایش مشخصات کودک و نمایش کودکانه و بسیار مهم در آن باشد.

بازخوانی آواتار: آخرین هواپیمایی
منبع: نیکلودئون

وقتی از دخالت وی در این سؤال پرسیده شد آواتار به عنوان مشاور هنرهای رزمی ، سیفو کیسو اظهار داشت: یکی از دلایلی که من برای نمایش وارد آن شدم این پیام بود برایان و مایک می خواست با کودکان به اشتراک بگذارد مفاهیم افتخار ، وظیفه ، وفاداری ، دوستی و هماهنگی. فکر کردن فراتر از خود. یکدلی. رحم و شفقت – دلسوزی”. فکر کردن در مورد نمایش کودک دیگری که همه اینها را با همان آرایش و اشتیاق نشان می دهد دشوار است آواتار، با نشان غیر قابل توصیف خود و بسیاری دیگر از مردم در سراسر جهان.

نتیجه

من تمایل به فکر کردن دارم آواتارتماشاگران به عنوان نسل به نسل تقسیم می شوند – هزاره هایی که تماشای آن در ابتدا پخش می شدند ، ژنرال مسن Z که در اولین دوره حضورش در نتفلیکس (آن را شامل می شد) آن را مشاهده کردم ، و اکنون محصول جدیدی از تماشاگران جوان Gen Z از آخرین دور خود در. نتفلیکس تعداد کمی از برنامه های تلویزیونی وجود دارد که تأثیر آن را می توان بیش از یک دهه پس از آزادی آنها احساس کرد ، مخاطبان را در همه سنین مورد احترام و وحدت قرار داد ، اما وقتی کسی با هم همراه شود ، فراموش کردن غیرممکن است. آواتار: آخرین Airbender داستانی است برای سنین ضربان قلب آتش آن تقریباً 15 سال پس از انتشار اولیه می سوزاند و احتمالاً هرگز از بین نمی رود.

نظر شما چیست آواتاربازگشت به نتفلیکس؟ در نظرات بحث کنید!


سازمان دیده بان آواتار: آخرین Airbender

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!