EXCORCIST آخرین: قدرت تند شما را مجبور می کند

دهه های گذشته جن گیری موضوعی در مورد فیلم های ترسناک بوده است. حتی معروف ترین آنها ، ویلیام فریدکینها جن گیر، باعث ایجاد دو دنباله ، دو پیش درآمد و یک مجموعه تلویزیونی شد که به مدت دو فصل پخش شد. این یک سفارش بلند برای هر فیلم جن گیری دیگری است که باید با آنها رقابت کند ، indie یا نه! آخرین جن گیر دارای یک بازیگر مناسب لاتین و یک یا دو ایده جالب است ، اما اغلب اوقات مانند یک سریال صاف و ناخوشایند بازی می کند که ترس های بیاد ماندنی ندارد. بیشتر این موارد در جاهای دیگر بهتر انجام شده است.

به عنوان نویسنده و کارگردان هر دو آخرین جن گیر، رابین بین (دختر گمشده) یک قلاب منحصر به فرد برای داستان ارائه می دهد: اگر تمام جن گیرهای جهان مرده بودند ، اگر خواهر بزرگتر شما تحت تسخیر قرار بگیرد ، چه می کنید؟

در حال جن گیری شیاطین خود

جو (راشل بروک اسمیت) متدین و سخت کوش است ، اما خواهرش مادی (تری ایوانز) نیست. رفتاری بی رحمانه مادی که زنی با اخلاق سست است ، اغلب باعث فلاش بک جو از دوران کودکی آسیب زا آنها می شود. مانند مادرش ، مدی یک الکلی با گرایش های مخرب است. همچنین ، مانند مادرش ، تحت تصرف است. از آنجایی که مدی به لطف حرکات تند و جیغ های شیطانی شروع به عملکرد نامنظم تر از حد معمول می کند ، جو مجبور می شود با مارکو بازنشسته بازنشسته تماس بگیرد (دنی ترجو) برای تصمیم گیری سخت

EXCORCIST آخرین: قدرت تند شما را مجبور می کند
منبع: Uncork’d Entertainment

پس از یک سرگرمی ، اگر بیش از حد بالا باشد ، نشان می دهد آخرین جن گیرهای باقی مانده در جهان در یک انفجار ناشی از تروریست ها کشته شده اند. تدوین و بازی به سرعت در حال برش شدید بین خبرساز این رویداد و تروریست است که قبل از ایجاد یک انفجار بزرگ ، به جن گیرهای ربوده شده خود یک وسیله می دهد. این کاملاً زاویه تازه ای برای باز کردن یک فیلم جن گیری است. به ضرر آن ، آخرین جن گیر وقتی به سمت گوشت داستان می رویم ، به یک ردیف آرام تر تبدیل می شود. آنچه ما به دست می آوریم بیشتر یک درام خانگی در مورد دو خواهر است که رابطه آنها روی صخره ها است تا یک داستان ترسناک از جن گیری و شیاطین.

خواهران شیطانی

بیشتر فیلم زمان خود را صرف برقراری روابط بین خواهران جو و مدی می کند. تری ایوانز (پیراناكوندا) نقش پررنگ تري به عنوان مادي بالادست دارد و با شوخ طبعي خوب ، “خواهر بد” را قانع كننده بازي مي كند. راشل بروک اسمیت (کوسه کابوس) با یک نقش قهرمان زین شده است که بسیار خوب است و در پایان کمی صاف است.

EXCORCIST آخرین: قدرت تند شما را مجبور می کند
منبع: Uncork’d Entertainment

حتی افسانه ای دنی ترجو (کلاغ: نماز شیطانی) آن را به عنوان یک جن گیر سابق مهار می کند. به عنوان مارکوس بازنشسته ، Trejo مطیع و مردد بیرون می آید. ماركوس در ابتدا به طور كوتاه ظاهر می شود و در انتها با شدت بیشتری نمایان می شود. گم شدن او در خلأهای بزرگ فیلم باعث می شود شخصیت وی کمتر از آنچه می توانست تأثیر بگذارد. وقتی ما مونتاژ استانداردی از آموزش جو به روش جن گیری را دریافت می کنیم ، همه چیز زنده تر نمی شود. ممکن است انتظار داشته باشد که او یا حتی کل فیلم آن را کمی کمپینگ کند ، اما در بیشتر اوقات همه چیز کاملاً ناخوشایند است.

یک اشتیاق سوزان

مانند آخرین جن گیر همراه با جن گیری ، که برخی از آنها در همه جا موجود است ، آخرین جن گیربودجه ناچیز شروع به نشان دادن عیب های خود می کند. هیچ یک از صداهای سورئال ، خنثی سازی یا حرکات غیرقابل پیش بینی ترسناک نیستند. جن گیری باید مانند یک واقعه بزرگ با مخاطرات عاطفی و جسمی شدید اتفاق بیفتد. در عوض ، آنها به صورت طرح های خنده دار سریع ، البته ناخواسته چنین می شوند.

آخرین جن گیربزرگترین شکست این است که سایر فیلم های جن گیری لیگ سکانس های مالکیت را بهتر انجام داده اند. فلاش بک های مکرر در برخی مواقع منجر به ضرباهنگ ضعیف و احساس خاص بودن بعد از مدرسه می شوند. در اینجا یک یا دو میکروب از ایده های الهام گرفته شده وجود دارد ، اما کل بسته بندی هرگز با هم ترکیب نمی شود. در نهایت ، آخرین جن گیر با وجود بهترین نیت ، چیزهای جدیدی را به میز پرخرج خود نمی آورد.

دعاهای خود را بخوانید

آخرین جن گیر نه وحشتناک است و نه وحیانی. اگر جلوه های ویژه شنیع را که در داستانی شایسته یک تله نوولای خسته نیستند ، دوست دارید ، ممکن است یک یا دو قل قل بخورد.

آیا آخرین جن گیر را دیده اید؟ افکار خود را در زیر ارسال کنید!

آخرین Exorcist در حال حاضر در VOD و DVD موجود است.


آخرین جن گیر را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مت بردلی-تسچیرگی

نویسنده ساده ترین بهترین ها: مصاحبه با طراحان ، آهنگسازان و اسكافلاوها و فیلمهای بازی VIDEO و فیلمهای UWE BOLL VOL. 1: فیلم های بازی ویدیویی. میزبان SEQUELCAST 2 و دوستان.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی

هانیبال در حال افزایش است احتمالاً همیشه پاورقی کمتری برای جهان ادبی و سینمایی هانیبال لکتر خواهد بود. پیش درآمد ما را به ریشه های لکتر برمی گرداند. اول ، ما او را به عنوان یک قربانی جنایات در طول جنگ جهانی دوم می بینیم ، سپس می بینیم که هیولا در یک تریلر انتقامجویانه گسترده ظاهر می شود. رمان و فیلم همراه هر دو به طرز فشرده ای طراحی شده اند و فرصت های زیادی را برای مجذوب شدن و دفع همزمان هانیبال لکتر فراهم می کنند. این ، در نوع خود ، یک ورود خوب در حق رای دادن است.

این فیلم در زمان اکران به طور یکنواخت توسط منتقدان کنار گذاشته شد ، و این شرم آور است ، زیرا نه تنها پس زمینه ای قابل قبول برای روانشناسی هانیبال و تماشای بسیاری از نمایش های وحشتناک فراهم می کند ، بلکه دارای عملکرد فوق العاده ای نیز توسط گاسپارد اولیل، که ممکن است لکتر رمان ها را با دقت بیشتری از هر بازیگر بزرگ دیگری که شیطان محبوب را به تصویر کشیده اند ، به تصویر بکشد. حضور او دقیقاً به روشی که برای شخصیتهای دیگر ایجاد می کند بسیار دلهره آور است توماس هریس کتابها را به تصویر می کشند

غفلت از این داستان خاص لکتر نیز غم انگیز است زیرا داستان تحول هانیبال برای معضل اخلاقی که در این اوقات سیاسی سیاسی با آن روبرو هستیم دارای اهمیت قابل توجهی است. در اینجا ، من می خواهم استدلال کنم که انتقام هانیبال سیاست بدون هدف است. بله ، او علیه فاشیسم می جنگد ، اما از طرف خودش هیچ ضد ایدئولوژی مثبتی ندارد. هیولای خود هانیبال لکتر نتیجه نهایی ضد فاشیسم اوست زیرا ریشه در یک سیستم ارزشی فراتر از زیبایی شناسی انتقام نداشت.

برای افراد ناآگاه ، هانیبال در حال افزایش است بیننده را به دوران کودکی لکتر در لیتوانی در جنگ جهانی دوم بازمی گرداند ، جایی که می بینیم خانواده اش در هرج و مرج درگیری شوروی و نازی که زندگی اشرافی و اشرافی آنها را در حومه روستا کشته بود ، کشته شده اند. فقط هانیبال جوان و خواهرش میشا زنده مانده و در یک کابین دورافتاده در جنگل پنهان شده اند تا اینکه گروهی از سودجویان جنگ از زمستان وحشیانه آنجا پناه می گیرند. گرسنگی جنایتکاران جنگ را به سمت آدم خواری سوق می دهد ، پسری که خواهر کودک خود را می برد تا او را بخورند درست قبل از حمله شوروی و نجات “قهرمان” ما. سرانجام ، هانیبال از یتیم خانه شوروی که پس از آن در (خانه قدیمی خود) بزرگ شد فرار می کند و راهی فرانسه می شود و با همسر ژاپنی عموی فقیدش زندگی می کند. در اینجاست که لکتر نوجوان جنایتکارانی را که خواهرش را کشته اند کشف می کند و سفری تاریک را آغاز می کند که منجر به هویت آدم خواری و هیولایی خود می شود.

فاشیسم به عنوان دشمن

مثل هر تریلر خوب انتقام ، این فیلم باعث می شود با وجود هانیبال در طول سفر تاریک او ، علی رغم آنچه از داستان های قبلی لکتر درباره او می دانیم ، همذات پنداری کنیم. اول ، ما فاجعه هولناکی را می بینیم که برادر خواهر کودکش رخ داده است. این به تنهایی همدردی کافی با هیولا در انتظار را ایجاد می کند که بیننده امیدوار است تا زمانی که بتواند انتقام مرگ میشا را بگیرد ، موفق به جلوگیری از دستگیری شود.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

علاوه بر دلسوزی که نسبت به فاجعه خانوادگی وی احساس می کنیم ، با این حال ، سوال طعمه هانیبال نیز در این داستان وجود دارد. اگر آنها به معنای دقیق کلمه کلمه نازی نباشند ، عمیقا با فاشیسم در ارتباط هستند. اولین قربانی وی یک همکار فرانسوی ویشی است. سودجویان جنگ در زمان جنگ با نازی ها کار می کردند و مدتها بعد راه های نفرت انگیز خود را حفظ می کردند.

مخصوصاً برای یک بیننده مدرن ، که شاید از دیدنش لذت بسیار زیادی برده باشد ریچارد اسپنسر در طول مصاحبه ای در خیابان که به صورت او مشت شد ، ایده مقاومت خشونت آمیز در برابر نازی ها و دیگر برتری طلبان سفیدپوست جذابیت عاشقانه ای دارد. دوران غم انگیز ما شاهد تجدید حیات ملی گرایی و سایر اشکال فاشیسم در اروپا و ایالات متحده بوده است. بنابراین ، این وسوسه وجود دارد که هانیبال را در این داستان به عنوان نوعی جنگجوی با فضیلت ببینیم ، و در حال انجام انتقام از شکارچیان نازی رسمی و با حمایت دولتی مانند بازرسان پوپیل (دومینیک وست) موفق به انجام

ایدئولوژی غایب هانیبال لکتر

دیدن هانیبال به عنوان یک قهرمان در این داستان ، هر چند وسوسه انگیز که ممکن است امروز برای ما باشد (خواه آنتیفا را ارزیابی نکنید یا نکنید) ، فراموش کردن یک نکته مهم اخلاقی و سیاسی است: برای مبارزه اخلاقی با یک هیولای سیاسی ، باید از یک موقعیت کار کرد از فضیلت سیاسی هانیبال لکتر هیچ ایدئولوژی سیاسی برای مبارزه با فاشیسم خود ندارد. همانطور که قربانیان او فقط به دلیل راحتی شخصی و شغلی نازی بودند ، ضد فاشیسم لکتر صرفاً پوششی مناسب برای ماهیتی تاریک و آدم کش است.

این فرصت طلبی سیاسی در این مورد روشن تر است هریسرمان جایی که هانیبال خود را با مزیت های استراتژیک به طور دوره ای با گروه های کمونیست جوانان ارتباط می دهد (ابتدا برای بازگرداندن سابقه خود به لیتوانی ، بلوک اتحاد جماهیر شوروی ، سپس برای جلب همدردی عمومی با جنایات خود علیه نازی های فراری). در این فیلم ، لکتر به سادگی نشان دهنده هیچ گرایش قابل توجهی به سیاست نیست. علایق وی فقط به مطالعه آکادمیک جسد در دانشکده پزشکی و انتقام شخصی از زورگویانی که با آنها روبرو می شود ، معطوف است.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اقدامات انتقام جویانه او ، نه در ایستادن در برابر بی عدالتی ، بلکه صرفاً در تنبیه و به هلاکت رساندن دشمنان ، نشاط خاصی از خود نشان می دهد. در فصل سه NBC هانیبال، مادس میکلسنلکتر با معمایی اعلام می کند که “اخلاق به زیبایی شناسی تبدیل می شود”. این بینشی دلهره آور از فساد شخصیت هانیبال است. بیش از هر چیز دیگر ، این داستان لکتر ریشه و تحول اخلاق نهایی او در “بخور بی ادب” را به تصویر می کشد. این واقعیت که “بی ادبان” در این مورد فاشیست هستند ، صرفاً اتفاقی است.

سیاست به عنوان وضعیت

لکتر در تمام داستان های خود جایزه زیبایی شناسی را به همه چیزهای دیگر می دهد. سلیقه نفیس او در همه چیز ویژگی مشخص او برای کسانی است که با او ملاقات می کنند.

که در هانیبال در حال افزایش است ممکن است بگوییم زیبایی شناسی که وی برای عموم درست می کند فضیلت سیاسی است. در دهه پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست ، چه کسی فضیلت را در شکار و انتقام گیری وحشیانه از نازی های فراری انکار می کند؟ این سلیقه سیاسی است که هانیبال لکتر جوان در آثار هنری اولین قتل های خود پرورش می دهد.

با این حال ، همانطور که در اینجا استدلال کردم ، اقدامات وی فاقد فضیلت است زیرا ریشه در یک دیدگاه سیاسی مثبت ندارد. اگر لکتر در واقع سوسیالیست بود ، می توان اقدامات او را وسیله ای وحشیانه برای رسیدن به هدفی قابل توجیه ، یعنی رهایی انسان از استبداد فاشیستی دانست. او سوسیالیست نبود. او به سادگی موجودی بود که از زیبایی شناسی مرگ لذت می برد و به چیزی عمیق تر از آن اعتقاد نداشت. همانطور که پوپیل اظهار داشت ، “قلب او با میشا مرد. آنچه اکنون او است ، هیچ کلمه ای برای آن وجود ندارد ، به جز هیولا. “

همین نکته است که باعث می شود این فیلم در فضای سیاسی امروز بسیار مرتبط به نظر برسد. بنابراین بسیاری از سیاست های ما صرفاً مواضع التهابی است که چیزی بیش از مواد زیبایی شناختی برای ساختن یک شخصیت با فضیلت برای توییتر نیست. اخلاق ما واقعاً کمی بیشتر از زیبایی شناسی شده است که هیولایی است. خیلی اوقات ، هیچ عقیده مثبتی از سیاست در پشت ضد فاشیسم ما وجود ندارد. هیچ چیزی وجود ندارد که ما در واقع متعهد به جنگیدن برای آن باشیم. ما صرفاً برای رضایت از بی ادبی خوردن می جنگیم.

فاشیسم تجدید حیات یک مسئله واقعی است و ناسیونالیسم راست گرایانه اکنون به معنای واقعی کلمه گوش کاخ سفید را دارد. با این حال ، بسیاری از پاسخ های جمعی ما به آن سیاسی نیست. این زیبایی شناسی فضیلت سیاسی است تا ایدئولوژی محکم ضد فاشیسم که ما اغلب آن را انتخاب می کنیم. بله ، ممکن است یک “رضایت” کوتاه مدت با “صاحب شدن” فاشیست ها برای مصرف عمومی وجود داشته باشد ، اما هانیبال در حال افزایش است این س aboutال را مطرح می کند که ما با تأمین رضایت از زیبایی شناسی فضیلت سیاسی ، از خود چه نوع هیولاهایی می سازیم.


هانیبال در حال ظهور را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم Indie Memphis 2020: دزد آمریکایی

وقتی خلاصه داستان برای را شنیدم دزد آمریکایی، از نویسنده و کارگردان میگل سیلویرا، این فیلمی بود که به نظر می رسید مناسب زمان بندی شده باشد. یک هکر برای انتقام که ناخواسته به انتخابات 2016 کشیده شده است. تنها چند روز به انتخابات امسال باقی مانده بود ، یک نسبت مربوط به گذشته وجود داشت که فریاد می زد تا دیده شود. در حالی که از فیلمبرداری زرق و برق دار در خیابان های شهر نیویورک و قاب بندی آن به زیبایی برخوردار است ، دزد آمریکایی در پیام و روایت خود انسجام پیدا نمی کند.

یک آغاز جامد

دزد آمریکاییافتتاحیه مطمئناً جذاب است ، الف ماتریسمانند پرچم کد آمریکایی که روی صفحه جلوی چشمان شما جمع می شود. احساس جاسوسی داخلی و بین المللی وجود دارد ، پیام های پنهانی در کد تنها چند درصد از جهان می توانند آن را درک کنند و بیشتر دستکاری کنند. این بلافاصله به گوشه های ناخوشایند یک ساختمان شلیک می شود ، یکی ادعا می کند “یک مرد در یک وانت” تمام اطلاعات ما را در اختیار دارد ، الگوریتمی که بیش از عادات خرید ما دستکاری می کند. همانطور که Man را در کانال YouTube خود در یون ترک می کنیم ، بینندگان در خیابان های شهر نیویورک گرفته می شوند ، موسیقی شدیدی شهروندان و بازدیدکنندگان NYC را همراهی می کند ، همه در حالی که تصاویر و سخنرانی های صوتی در مبارزات انتخاباتی 2016 شنیده می شوند.

جشنواره فیلم Indie Memphis 2020: دزد آمریکایی
منبع: جشنواره فیلم ایندی ممفیس

با گذشت این لحظات یک هیجان ایجاد می شود ، این احساس که چیزی در شرف کشف شدن است ، یک قطعه ناشناخته از حقیقت که به مخاطب ارائه می شود. اما فیلم بلافاصله ما را به چهره اصلی خود ، Toncruz می رساند (خیسکو ماکسیمو مونرو) ، همانطور که او استادانه رایانه یک غریبه تصادفی را هک می کند – همه اینها در حالی است که دوستانش به صورت Halo یکپارچه نگاه می کنند. در این ده دقیقه اول ، دزد آمریکایی توجه شما را جلب می کند – چسبیدن به آن متاسفانه لحظاتی بعد از دست می دهد.

فاقد انسجام

دزد آمریکایی اندکی پس از آن تمرکز خود را از دست می دهد – بیشتر از این ، فقدان ماهیت منسجم بین رابطه و روایت است. این فیلم مانند جریان هوشیاری در فیلم سازی از مکالمات نوجوانان ، بازی های استخر و پینگ پنگ که نمایانگر سن آنها و هک کامپیوتر “ga22mes” است ، به بررسی های عمیق جنبش Black Live Matter و چالش های سیاه پوستان می پردازد. انجمن. هر دو مورد مهم هستند ، با این حال فرد احساس می کند وزن بیشتری برای نیمه اول فیلم دارد و داستان را از خلاصه داستان وعده داده شده دور می کند. در حالی که روایت داستان اصلی خود را شروع می کند ، این فیلم با تهدید به از دست دادن بسیاری از بینندگان خود ، کمی بیشتر از یک سوم زمان پخش خود پیشرفت کرده است.

دزد آمریکایی می توانست یک فیلم قوی باشد ، نه تنها مربوط به سالی که در آن تنظیم می شود بلکه مربوط به زمان حال پیرامون ما باشد. در یک لحظه ، مرد در یک وانت می پرسد “چه اتفاقی می افتد؟ چه لعنتی در جریان است؟ ” بسیاری از ما این را از زمان انتخابات 2016 پرسیده ایم ، و بسیاری هنوز هم این سوال را می پرسند ، و همراه با تصاویر فیلم ، نشان می دهد که از سال 2016 تغییر کمی – و حتی آنچه از آن زمان از دست داده ایم – به نظر می رسد یک سوال بدون اطمینان از انقضا

جشنواره فیلم Indie Memphis 2020: دزد آمریکایی
منبع: جشنواره فیلم ایندی ممفیس

با رسیدن فیلم به نیمه دوم خود ، با عنوان “2: الگوریتم همیشه درست است” ، جنبش Black Live Matter در حاشیه قرار می گیرد ، صدای پخش فیلم های انتخاباتی و احساس عدالت در مقابل انتقام شکل می گیرد. مسئله این است که وقتی دلیل انتقام و نیاز به عدالت ارائه می شود ، فیلم نتوانسته هیچ ارتباطی با مخاطب برقرار کند و باعث می شود آشکار شدن آن بی حس شود و احساس بی حسی کند. ارتباط وجود دارد ، یک اقدام مهم ، اما در عدم انسجام فیلم و تأخیر در معرفی قلب داستان از بین رفته است.

افکار نهایی

من خیلی دوست داشتم که این فیلم چندین بار با دیدن من مسیر خود را پیدا کند. در جو اجتماعی آنقدر پتانسیل وجود داشت که سعی در هم آمیختن داشت ، با احتمال دستیابی هکرها در مشارکت در انتخابات (یا مشارکت ناموفق بسته به نوع نگاه شما به نتایج و خود هکرها). اگر فقط فیلم از تدوین به ظاهر نامنظم خود عقب نشینی می کرد و واقعاً بر آنچه می خواست بگوید متمرکز می شد ، این احتمال وجود داشت که انسجام متمرکزتر و یکپارچه تر شود. متاسفانه ، دزد آمریکایی به عنوان جریانی از شعور باقی مانده است که فقط فیلمساز واقعاً می تواند آن را درک کند.

دزد آمریکایی در جشنواره فیلم ایندی ممفیس در 21 اکتبر به نمایش درآمد.


دزد آمریکایی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استفانی آرچر

استفانی آرچر

استفانی آرچر 35 ساله متعصب فیلم است و در نوروک ، سی تی ، ایالات متحده آمریکا زندگی می کند.

Nightstream Film Festival 2020: LAPSIS: Taking a Hammer To Our Broken World

در اعماق جنگل مکعب وجود دارد. مکعب های بزرگ و شوم کروم ، با ده ها کابل که مانند باتری های سیب زمینی از آنها خارج می شوند. مکعب ها بیشترین دستگیری تصاویر در هستند نوح هاتونرا لاپسیس یک خنک کننده علمی تخیلی هوشمند در جشنواره فیلم مجازی Nightstream ، لاپسیس بیشتر از اینکه در فن آوری باشد ، در ذهنش است.

این بلوک های کروم توپی برای کابل های فیبر نوری است ، که بخشی از صنعت جدید در حال رشد محاسبات کوانتومی است. هرگز واقعاً نمی فهمیم که رایانش کوانتومی چیست ، چرا محبوب است یا چگونه کار می کند ، به این دلیل لاپسیس انسان گرایانه تر از آن است – این فیلم به چگونگی ضربه صنعت به اقتصاد کنفرانس و بهره برداری بیشتر از کارگرانی که هیچ جای دیگری ندارند ، متمرکز است.

A Ray Of Sunshine

وقتی ما با ری ملاقات می کنیم (دین امپریال) ، او از برادر کوچکتر بیمار خود ، جیمی مراقبت می کند (عزیزم هوارد) Jamie’s omnia گرفت ، همان “اختلال خستگی مزمن” که همسر ری را کشت. آنها در حال گذراندن دوره های درمانی New Age-y در یک مرکز مراقبت هستند ، اما ری در پرداخت قبوض مشکل دارد ، تا اینکه به عنوان یک کابل کشی شغل پیدا می کند.

کابل کشی چیزی شبیه یک طلا است. کارگران ، عمدتا جوانانی که کج و کوله دارند ، روزها را صرف پیاده روی در بیابان آمریکا می کنند ، کابل های فیبر نوری را از مکعب به مکعب می ریزند و پس از اتمام خطوط خود ، پول را جمع می کنند. هرچه مسیرهای بیشتری انجام دهید ، مسیرهای جدید با ارزش بالاتر تبدیل می شوند. بهترین سیم کشی ها می توانند در یک آخر هفته هزاران درآمد کسب کنند. همه این موارد توسط دستگاه داده شخصی و GPS ، “مدالیون” کنترل و کنترل می شوند.

ری از عنصر خود خارج شده است. او از فن آوری موجود به راحتی ناراحت است ، اما برای بدتر کردن شرایط ، او مدال یک شخص دیگر را با حساب ، نام مستعار و پرونده های شخص دیگری در اختیار دارد. بلافاصله ، او روزهای زیادی را دریافت می کند ، نوعی که سیم کشی های معمولی سالها برای آن کار می کنند و ناخواسته خشم بسیاری از همکارانش را به خود جلب می کند.

ری نیز از نظر نوع کابل کشی به نظر نمی رسد. او اضافه وزن و طاسی دارد و با پیراهن های دکمه دار و یک زنجیره طلا پیاده روی می کند. همینطور، امپراتوری دارای بزرگ “عموی مراقب اما محافظه کار در روز شکرگذاری” با کابل های بزرگتر و هیپنوتیزم ، و عملکرد او اغلب ساکت و خارج از آب ، گاهی اوقات به من یادآوری می کند که چگونه جیمز گاندولفینی یا استیون گراهام می تواند از نظر جسمی تحمیل کننده و در عین حال بی تکلف ، حتی جذاب و پدرانه باشد.

یکی از تنها سیم کشی هایی که ری با آن ارتباط برقرار می کند آنا است (Madeline Wise) ، یک زن جوان مو سفید که اوقات فراغت خود را صرف نوشتن در مورد نابرابری هایی که برای کابل کشی های استثمار شده و بطور مأموریت کار نمی کند ، می گذراند. او همچنین می تواند ری را مانند یک کتاب بخواند. او به او می گوید: “شما مانند اوباش دهه 70 میلادی دوست دارید.”

این فقط نگاه ری نیست – با برادر بیمار در خانه. گذشته گذشته سایه دار Ray؛ و مجری قدیمی و محرمانه که 30 درصد از بالای ری پرداخت می کند ، لاپسیس مملو از جعبه های BINGO فیلم mobster است ، اما هوشمندانه همه آنها را به یک روایت بزرگتر درباره اقتصاد کنسرت و چگونگی پیشرفت تکنولوژی و نابرابری درآمد ، می بخشد. لاپسیس هر تروپ را مانند کابلهای فیبر نوری به مکعب های کروم وحشت زده به چارچوب وصل می کند. هاتون، نویسنده-کارگردان ، در زمینه ساخت فیلم مستند فعالیت می کند ، که به غرایز واقع گرایانه اجتماعی فیلم کمک می کند تا به اوج خود برسند.

جشنواره فیلم Nightstream 2020: LAPSIS: چکش را به دنیای شکسته ما می برد
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

دنیای فیلم ، همانطور که توسعه یافته است ، سوالات زیادی را نیز به عنوان بهترین فیلم های علمی تخیلی دعوت می کند. کابل کشی در زمستان چگونه کار می کند یا این یک کار فصلی است؟ چگونه آنها مانع مزاحمت حیوانات در کابل ها یا جوندگان از طریق آنها می شوند؟ و آن مکعب های کروم در جنگل قطعاً به شما سرطان می دهم ، درست است؟

این فیلم همچنین بسیار زیبا به نظر می رسد ، در کنار هم قرار گرفتن صدای غرغرهای سرد شرکت ها با فیلمبرداری خیره کننده. اشعه در پنسیلوانیا زندگی می کند ، و او و آنا بیشتر کابل کشی خود را در جنگل ملی Allegheny انجام می دهند. بنابراین در حالی که در شهر هستید ، گرانج سطح پایین مانند لوپردر شهر Allegheny ، پراکندگی شهری ، رنگهای پر جنب و جوش و تنظیمات سرسبز که بهترین استفاده را می برند مایک گومس‘عکاسی دیجیتال واضح

اقتصاد شکسته ما

دنیای لاپسیس به اندازه a. کاملاً مشخص و دانه بندی شده است آینه سیاه قسمت. کابل ها تجهیزات خود را در فضای ذخیره سازی جامعه به سبک Airbnb ذخیره می کنند. باند های موج دار بچه های بزرگراه وسایل کابل کشی را می دزدند. و شرکت های کابل سازی این ربات های کوچک دوست داشتنی مانند قورباغه را برای راهپیمایی در کنار کارگران مستقر می کنند.

آن ربات های قورباغه ای مخفیانه شوم هستند. هر یک از آنها انگیزه ایجاد می کند ، بدون وقفه و بدون سرعت و با اطمینان در چندین مایل در ساعت حرکت می کند. اگر آنها شما را بغل کنند ، مسیر شما را می گیرند. بدون روز پرداخت

آنها همچنین تنها کارکنان پایدار نصب کابل هستند که شرکت ها دارند. بقیه نیروهای سیم کشی کار موقت یا فصلی را انجام می دهند ، کابل کشی می کنند تا زمانی که صدمه ببینند یا روزهای پرداختی را که پشت سر می گذارند ، خنک کنند. به عنوان مثال ، آنا به جایی رسید که فقط شش ماه از سال باید کابل بکشد. همه آنقدر خوش شانس نیستند. ما می بینیم که یک کابل کشی با استفاده از عصا در اطراف محل اردوگاه در حال حرکت است و بسیاری دیگر مشاغل خود را برای از کار انداختن ربات های کابل خود اطمینان می دهند ، اطمینان حاصل می کنند که آنها بدون لنگ خوردن یا کار زیاد به انتهای مسیر خود می رسند.

در پایان روز ، مانند هر “پیمانکار مستقل” است. گرفتن یک قرارداد خوب “ساخت آن نیست”. با کابل کشی ، شما باید برای بهترین روزهای روز خود بجنگید ، در برابر ربات ها و همچنین کابلی های همکار خود ، شرکت کارکنان را در برابر یکدیگر قرار دهد.

این طلا کابل کشی یک پیشگام عالی برای اقتصاد Gig به عنوان یک کل است – ری ، مانند هر کس دیگری که در جنگل وجود دارد ، بیمه درمانی نمی گیرد ، بیش از حد کار می کند ، و مانند “مراکز تحقق” آمازون ، او فقط می تواند وقتی سیستم به او می گوید می تواند استراحت کند ، استراحت کنید. در غیر این صورت ، مدالش بی رحمانه به او بوق می زند.

این شرکت اساساً کارگران بیش از حد خود را در شرایطی به دام می اندازد که مجبورند مجروحیت خود را تحمل کنند ، برای کینه توزی از همکاران خود بیزار شوند و گاهی اوقات اموال شرکت را نابود کنند تا قرارداد خود را به پایان برسانند و در سطح بالایی قرار بگیرند. لاپسیس یک لایحه مضاعف عالی با کن لوچرا ببخشید دلتنگتون شدیم

شرور واقعی شرکت است

با جاه طلبی ، جهان مبتکرانه و رویکرد سطح پایین لاپسیس مدام مرا یادآوری می کرد کنترل خلاق ، یک فیلم علمی تخیلی با بودجه کم از سال 2015. اما کنترل خلاق در حالی که آنها فناوری جدید واقعیت افزوده را اختراع می کنند ، در بین آگهی های تبلیغاتی بروکلینت قرار دارد ، همان دیدگاهی که ما با بیشتر این داستان های “ایده های سیلیکون ولی اجرا می شود” دریافت می کنیم. که در لاپسیس ، این ارقام به جای شیر دادن به رویاپردازان و برنامه نویسان که بیشترین موفقیت را دارند ، به ندرت در صفحه رایانه لوحی ری دیده می شوند و در PSA درباره اینکه آنها برای کارگران خود چقدر ارزش قائل هستند ، مزخرفات را نشان می دهند.

این فقط پرخاشگری تصادفی سوسیالیستی نیست – ضدسرمایه داری و انتقاد از اقتصاد کنفرانس در هسته اصلی لاپسیس ، و این مکالمات از آن فیلم هایی است که واقعاً دوست دارد شما داشته باشید.

سخنگوی آنا برای این نگرش انقلابی ، گفتن به ری است که اگرچه تعداد انگشت شماری از شرکت های مختلف کابلی وجود دارد ، اما همه آنها متعلق به یک شرکت مادر هستند و در نتیجه صنعت را به انحصار خود در می آورند. او ری را به سمت در نظر گرفتن تصویر بزرگتر سوق می دهد.

جشنواره فیلم Nightstream 2020: LAPSIS: چکش را به دنیای شکسته ما می برد
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

سیستم cabler شباهت های سرمایه داری ترسناکی با بارون های سارق فناوری در اقتصاد شرکت ما دارد. کارگران در لاپسیس همانطور که رانندگان سهم و تحویل به خرید اتومبیل و بنزین خود نیاز دارند ، باید تجهیزات خود را خریداری کنند. کابل کشی کارگران را مجبور به خوابیدن در محل های اردوگاهی در امتداد مسیرها می کند ، دقیقاً مانند نحوه کار رانندگان Uber ، بدون اینکه راهی برای حفظ ساعات کار خود داشته باشند ، اغلب در اتومبیل خود بخوابند.

مداليون هاي كابل نيز “امتيازات” را ذخيره مي كنند كه كارگران در كنار پرداخت هاي خود جمع مي كنند. آنها می توانند با استفاده از امتیازات در اردوگاه ها اقدام به خرید چرخ دنده کنند و رابطه انگلی انگلی با کارمندان خود را با بازی کردن کار آنها تیره کنند.

در این فیلم یک نظریه غالب تحسین برانگیز وجود دارد ، این است که سیستم اقتصادی شکسته خود را بگیریم و یا آن را با چیزی بهتر جایگزین کنیم یا آن را بسوزانیم. یاد آوردن: لاپسیس قافیه با “عمل”.

نتیجه

لاپسیس در زمان مناسب آزاد می شود – همانطور که همه گیری منجر به اخراج کارمندان در سراسر کشور و جهان می شود ، بسیاری از کارگران به عدم دقت در استخدام خود و اینکه طبقه حاکم نسبت به آنها چندان اهمیت ندارد پی می برند. به راحتی می توان پی برد که پیاده روی در جنگل ملی Allegheny در تابستان تحقق یک رویا ، فرار از کار روزانه کارخانه ، مسافرت قطار و میز کار به نظر می رسد.

اقتصاد کنسرت چیز جدیدی نیست – قرن هاست که اینجاست. اما خوشبختانه برای لاپسیس و بدبختانه برای بقیه ما ، بهره برداری از کارگران کنسرت در حال حاضر یک خبر داغ است. این فقط به دلیل همه گیری نیست که بسیاری از رانندگان سهامداران درآمد قابل توجهی را از دست داده اند و کارگران آمازون بیش از هر زمان دیگری شلوغ ، آسیب پذیر و تحت فشار هستند. در همه پرسی هایی مانند کالیفرنیا. 22 ، تلاش می شود مزایای کارگران را از بین ببرند و به شرکت هایی مانند Uber و DoorDash اجازه دهند تا پول خود را با هزینه خود ادامه دهند.

لاپسیس موضعی ، انقلابی و جنون آمیز است. این بینندگان را ترغیب می کند تا در مورد سیستم های اقتصادی حاکم بر زندگی آنها انتقادی بیندیشند. و باید همانطور که یک سیستم شکسته را هدف قرار می دهد و از پشت افراد ناتوان سود می برد.

فرماندهی شده با عملکردهای ظریف و هوشمندانه توسط هاتون، لاپسیس یک پروژه علمی تخیلی فوق العاده رادیکال است که نه تنها عصبانیت شما را تغذیه می کند بلکه راه حل هایی برای بحران های وجودی آن در اعماق بیابان آمریکا ارائه می دهد. لاپسیس توجه را به اقتصاد استثماری ما جلب می کند اما همچنین می تواند نقشه راه را به ما ارائه دهد تا به ما بگوید از اینجا کجا برویم.

آیا از دیدن هیجان زده اید لاپسیس؟ یا ، اگر آن را دیده اید ، نظر شما در مورد آن چیست؟ در نظرات صدا کنید و به ما اطلاع دهید.


لاپسیس را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

محاکمه CHICAGO 7: رضایت بخش رضایت جمعیت با فضایی برای رشد

اولین فیلم از آن زمان به بعد بازی مولی از کارگردان آرون سورکین، دادگاه شیکاگو 7 سرانجام هفته گذشته پس از تقریباً یک دهه تأخیر که به لغو آن سالها پیش اشاره داشت ، به Netflix وارد شد. با این حال ، در میان جو سیاسی متشنج ما در این چند سال گذشته ، آرون سورکین تصمیم گرفت برای دومین بار در حرفه خود پشت دوربین برود و فیلمی ارائه دهد که هم بهترین و هم بدترین ویژگی های او را برای دیدن همه به نمایش بگذارد.

بهترین و بدترین سورکین

یک بار دیگر، سورکین فیلمنامه درخشان ساختار دیگری را ارائه می دهد که به عنوان یک علامت تجاری از داستان زندگی حرفه ای وی تبدیل شده است. او با سخنان تند و گفتگوی سریع و سریع مانند شعرهایی با جریان آزاد اما حیله گرانه محاسبه شده در همه زمان ها ، او می تواند به ما نشان دهد که چرا او یکی از معتبرترین فیلمنامه نویسان در کل صنعت است.

محاکمه CHICAGO 7: رضایت بخش رضایت جمعیت با فضایی برای رشد
منبع: نت فلیکس

با این حال ، این بدان معنا نیست که فیلمنامه او به هیچ وجه عالی است. در حالی که ظرافت ساختاری و کلامی او قابل تحسین است ، اما نیاز کارگردانی وی به ساده سازی و انتقال طرح با سرعت فوق العاده سریع در نهایت منجر به این می شود که تقریباً هر تعامل با یک سطح حیرت انگیز از خود-عدالت سنگین شود که رک و پوست کنده ، به عنوان نوعی از هشدار دهنده یا سطح سیگنالینگ فضیلت که در این زمانهای همیشه در حال تغییر مکان کمی دارد.

علاوه بر این ، در حالی که پیشرفت قابل توجهی از تلاش قبلی وی است ، سورکینجهت مسطح و غیرشهودی در اینجا برجسته می شود. به دلیل صدای بالینی که هر صحنه را مهار می کند ، هیچ خطر واقعی انجام نمی شود و سورکین آن را تا جایی که می تواند ایمن بازی کند ، فیلمنامه خود را با فدای حضور یک سبک بصری جذاب و هرگونه پیشرفت قابل توجه در پیشرفت تکنیک خود در پشت دوربین ، در مرحله مرکزی قرار دهد.

تلاش برای اهمیت

یکی از جنبه هایی که بسیاری آن را تحسین می کنند و بقیه مطمئناً روشن می شوند این است سورکینپیگیری بی وقفه برای یافتن و ارتقا سطح اهمیت خود فیلم است. در بخشهای اولیه فیلم ، سورکین به نظر می رسد برای دستیابی به این هدف در مسیر درست است ، مانند مونتاژ افتتاحیه درخشان که به روشی کاملاً مشابه با اسپایک لیرا دا 5 خون در اوایل سال جاری اما تقریباً به همان اندازه تأثیرگذار و سخت گیر است (با برخی ویرایش های درخشان از آلن باومگارتنر که در بقیه فیلم به عنوان یک برجسته قابل توجه ادامه دارد).

محاکمه CHICAGO 7: رضایت بخش رضایت جمعیت با فضایی برای رشد
منبع: نت فلیکس

با این حال ، همانطور که فیلم ادامه دارد ، سورکینچشم انداز محدود شروع می شود به عنوان نشان می دهد او موفق به گرفتن zeitgeist ، قاب فیلم به عنوان یک دعوت به عمل است که تلاش می کند بسیار مهم است اما قادر به به درستی چشم انداز ظریف از جوامع حاشیه ای و متنوع که سهمی در دادرسی اگرچه سرانجام یک بار دیگر جای خود را به دست می آورد که انسان با این واقعیت موافقت کند که فیلم واقعاً برای یک جمعیت خاص کاملاً مهم به نظر می رسد ، اما به طور غیرمعمول به سبک داستان داستان است که مرزهای تمسخر حکایت آمیز را نشان می دهد و هنگامی که در مقابل فیلم قبلی قرار می گیرد ، یک شوک زنگ دار است ( و متعاقباً) حوادثی که در اطراف آن قرار گرفته است. در نهایت ، آن را در سفر خود متزلزل می کند تا یک نقطه بزرگتر و جهانی تر ، به عنوان یک فیلم با سادگی استدلال کتاب سبز به جای عمق سورکین در تلاش بود (که ، صادقانه بگویم ، ممکن است بیش از صدمه به چشم انداز جوایز آن کمک کند).

یک گروه حیرت انگیز

در مورد جوایز ، قدرت انکار ناپذیر در عملکردهای مختلف آن است. هر یک از هفت شخصیت تیتراژ به همراه چهره های اطرافشان قادر به نشان دادن شخصیت های خود به روشی پر جنب و جوش هستند که نتیجه آن چنان استعدادی عمیق است که تعیین اینکه چه کسی در پروسه نامزدی و برنده شدن انتخاب می شود ، کاری سنگین خواهد بود. در حالی که هر یک از این شخصیت ها بهترین گزینه برای یک فشار پشتیبانی هستند ، اما نمی توان کاریزمای آن را انکار کرد ساکا بارون کوهن و ادی ردماین در نقش آنها به عنوان رهبرانی با اهداف مشابه در جنگ با یکدیگر به دلیل رویکردهای متناقض آنها.

محاکمه CHICAGO 7: رضایت بخش رضایت جمعیت با فضایی برای رشد
منبع: نت فلیکس

در نقش های جزئی تر ، مارک رایلنس، جوزف گوردون-لویت، میشل کیتون، فرانک لانژلا، جرمی استرانگ، و یحیی عبدالمتین دوم (که نوبت برنده شدن امی ثابت کرد که در اینجا بیشتر وقت نمایشگر از او گرفته شده است) ، همه خود را حفظ می کنند و اطمینان حاصل می کنند که این فیلم ذهن رای دهندگان و اعضای صنف را برای ماه های آینده جلب خواهد کرد.

یک جمعیت دلپذیر و دلپذیر با فضای رشد

همه چیز در نظر گرفته شد، دادگاه شیکاگو 7 فیلمی راضی کننده و با کفایت است که مطمئناً مورد توجه مخاطبان عام قرار می گیرد و به رای دهندگان جایزه می دهد. اینجا، سورکین دلهره اثبات شده او به عنوان نویسنده و همچنین فضای کافی برای کار در زمینه پالایش و توسعه صدای کارگردانی او را نشان می دهد. اگر صلح با این واقعیت که این فیلم تمرکز ویژه تری دارد ، بسیاری از بینندگان تحصیل کرده به عنوان یک تلاش ساده انگارانه و متمرکز برای مرتبط بودن در چنین شرایط فعلی به آن نگاه می کنند دادگاه شیکاگو 7 این پتانسیل را دارد که به یک جمعیت دلگرم بنافید تبدیل شود که با جمعیت شناختی مورد نظر خود طنین انداز شود اما فضای زیادی برای آرون سورکیندیدگاه سیاسی برای رشد.

چه فکری کردی دادگاه شیکاگو 7؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Trial of the Chicago 7 هم اکنون در Netflix در دسترس است!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دیگو آندلوس

نویسنده Latinx با فلج مغزی ، Diego Andaluz یکی از خالقان و تهیه کنندگان ClapperCast: The Global Film Podcast است و در حال حاضر مشغول نوشتن فیلم های Inquiry Film، Awards Watch، and Clapper Ltd. است. وی همچنین تهیه کننده ، کارگردانی ، و تعداد زیادی فیلم کوتاه کوتاه برنده جایزه (از جمله فیلم ترسناک ویروسی ، Dante: A Replication) را به صورت جداگانه ویرایش و ضبط کرد. در حال حاضر ، به غیر از پوشش فصل جشنواره ، دیگو در حال نگارش یک فیلمنامه طولانی از فیلم کوتاه خود ، دانته: یک تکرار است.

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است

چه زمانی جو کورنیشرا حمله به بلوک در سال 2011 وارد سینما شد ، به سرعت مورد علاقه فرقه قرار گرفت اما تلاش کرد تعداد زیادی را در گیشه به دست آورد. اگر امروز در پی فراخوان های بیشتری برای ایجاد تنوع اکران شده باشد ، آسان است تصور کنید که این فیلم جریان اصلی بیشتری داشته باشد. گذشته از همه اینها، حمله به بلوک مخاطب را مجبور به مقابله با موضوعات مهم می کند ، با استفاده از کمدی ، هجو و علمی تخیلی.

این فیلم حوادث یک شب را دنبال می کند ، در آن مهاجمان بیگانه به املاک شورای جنوب لندن حمله می کنند. این هیولاها یک بازی مرگبار موش و گربه را با موسی ایجاد می کنند (جان بویگا) و باند نوجوان او ، که در صحنه آغازین با آنها ملاقات می کنیم ، در حالی که آنها یک پرستار جوان را لوس می کنندجودی ویتاکر) در خیابان های کم نور نزدیک بلوک برج خود. از اینجا، کورنیش این شخصیت ها را به کابوسی دنیوی می کشاند که باند به عنوان قهرمانانی بعید ظاهر می شود. از طریق همه اینها ، فیلم یک حس جذابیت کمیک با طعم مشخص بریتانیایی را حفظ می کند.

دفاع از بلوک

با ساخت فیلم کم بودجه اش ، کورنیش زندگی این نوجوانان را با سرعت شکستن گردن بررسی می کند. این باند جنایتکارهای کلاس کلاس نیستند و قصد دارند خیابان ها را به خیابان بکشند ، بلکه نوجوانان گمراه شده ای هستند که می خواهند ماشین گرایی خود را به یکدیگر ثابت کنند. حمله به بلوک، با این حال ، نمایی از آسیب پذیری آنها را نشان می دهد. ما می بینیم که پسران با عجله به خانه می آیند و برای جنگیدن با بیگانگان سلاح جمع می کنند و لحظه ای وجود دارد که آفت خرد کننده (الکس اسماعیل) اقدام سختگیرانه را کنار گذاشته و می گوید: “در حال حاضر ، من می خواهم به خانه بروم ، در را قفل کنم و FIFA بازی کنم.”

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است
منبع: انتشار بهینه

مونتاژهای زندگی خانگی آنها در تضاد با زمانی است که آنها برای اولین بار به عنوان متقلب معرفی می شوند ، و به طور حیرت انگیزی مشاهده این باند که به مناسبت مبارزه با بیگانگان به وجود می آید کاملاً کاتارتیک است. با این حال ، پسران ، در ابتدا که مبهوت ایده رفتن به جنگ با هیولاهای بیگانه شده بودند ، به سنگینی اوضاع خود پی می برند و به برج برج خود پناه می برند. همانطور که مهاجمان گروه را به وحشت می اندازند ، شجاعت پسران هرگز متزلزل نمی شود و ما شروع می کنیم به آنها با نگاهی متفاوت.

حمله به بلوک بین رستگاری و محکومیت خط خوبی را طی می کند. در حالی که کورنیش در طول کمدی می بافد ، پسران هرگز به دلیل خشونت گذشته خود معذور نیستند ، با اینکه موسی دائماً یادآوری می کند که اقدامات او بی پروا و غیرقابل دفاع است: چرا همیشه کسی مورد سرقت یا ضرب و شتم قرار می گیرد؟ ” می گوید تیا (دانیل ویتالیس) ، دوست باند. به تدریج ، موسی می فهمد که هیولاها به جامعه خود حمله می کنند ، زیرا او یک بیگانه کوچکتر را کشت ، که به نوبه خود ، ایده اصلی فیلم را که “اعمال عواقب دارد” ، پیش می برد.

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است
منبع: انتشار بهینه

قدرت آرام حمله به بلوک نهفته است در اینكه پسران بیشتر از همه مشكلاتی كه برایشان پیش آمده مقصر هستند ، اما آنها از شانه خالی از مسئولیت خودداری می كنند. کورنیش به طور واضح می خواست داستانی را بیان کند که نشانه هایی از دنیای واقعی است ، زیرا س questionsالات پیرامون نمایندگی گروه های اقلیت همیشه وجود دارد. این دیدگاه دقیق شخصیت های با پیش زمینه های متنوع است که باعث می شود حمله به بلوک متفاوت از فیلم تهاجم بیگانه شما به طور متوسط. از مدت ها پیش داستان علمی تخیلی به عنوان ژانری شناخته می شود که قهرمان تنوع است و حمله به بلوکبازیگران جوان بازیگران دلیل دیگری برای تازه و صادقانه ماندن فیلم است. امروز ، به عنوان مانند جان بویگا به سمت چیزهای بزرگتر حرکت کرده است ، صحنه ای که موسی در راهرو می دود و شمشیر خود را با انبوهی از بیگانگان که به دنبال او می چرخند ، تکان می دهد ، قدرتمندتر است.

از نظر اجتماعی آگاه

تلفیق علمی تخیلی و رئالیسم اجتماعی به همین دلیل است که فیلم طنین انداز می شود و از ساخت کورنیش الهام گرفته شده است حمله به بلوک بعد از اینکه در جنوب لندن مورد هجوم قرار گرفتند. واکنش او به جای محکوم کردن صریح این جنایتکاران جوان ، تلاش برای درک رفتار آنها بود. بیشتر فیلم درباره ادراک و چگونگی سریع قضاوت درباره یکدیگر است و حمله به بلوک احساس همدردی با افرادی که در چرخه خشونت گیر کرده اند ، با این فیلم نشان می دهد که این پسران توسط سیستم شکست خورده اند.

کورنیشتفسیرها را می توان در تغییر نهایی قلب سام مشاهده کرد: در میان هرج و مرج و حمله بیگانگان ، او متوجه می شود که این باند فقط بچه هایی هستند که راه اشتباهی را در پیش گرفته اند و نباید از آنها ترسید. در ابتدا ، سام پسران را چیزی غیر از دردسر ساز نمی داند ، اما حمله بیگانگان باعث می شود تا انسانیت آنها را بشناسد. این یک چرخش قابل توجه است ، که اهمیت وجود شخصیت های کاملاً مشخص را نشان می دهد. به عنوان مثال ، موسی به عنوان یک پسر خوب که کارهای بدی انجام داده است نشان داده نمی شود ، بلکه یک شخصیت بسیار ناقص است که نشان می دهد در صورت تهدید بزرگتر قادر به تغییر است. همیشه یک قطب نما اخلاقی بازی می کند و وقتی پسران در تخت سام ، جروم اسیر می شوند (لیون جونز) اخلاق فیلم را به بالاترین شکل ممکن به خانه سوق می دهد: “امشب چیزهای بدتری وجود دارد که باید از آنها بترسد ، اعتماد کن!” در این موارد است که حمله به بلوک به طور مستقیم با نژاد و کلاس مقابله می کند و پیامی را در مورد پذیرش اختلاف در دیگران به اشتراک می گذارد.

این یک فیلم کمتر متمرکز بر تهاجم واقعی است و علاقه بیشتری به چگونگی رشد این شخصیت ها پس از قرار دادن در جاسوسی دارد. در پایان ، موسی ناجی جامعه خود می شود. حتی اگر او پس از نابودی بیگانگان دستگیر شده باشد ، او می تواند از کلیشه هایی که در ابتدای فیلم علیه او برگزار می شد ، فراتر رود. هنگامی که جمعیت نام او را شعار می دهند ، سام به پلیس می گوید كه موسی و باندش از او محافظت كردند و همه موانع طبقاتی را از بین بردند.

حمله به بلوک در نهایت احساس می شود یک مداخله در معنی قهرمان بودن است در حالی که جوان و پویایی نژادی را بررسی می کنید. این یک داستان هشدار دهنده است که مهمترین تصورات کلاهبرداری در مقابل بیگانگان است که شاهدی بر قدرت داستان علمی است. حمله به بلوک گوهر نادری باقی می ماند که مخاطب را به همان اندازه که سرگرم می کند ، به چالش می کشد. کورنیشفیلم به عنوان یک قطعه عالی از سینمای انگلیس برجسته است که از علمی تخیلی کلاسیک با شخصیت های تیز و تیز استفاده می کند و شانس را برطرف می کنند و جهان را نجات می دهند.


Attack The Block را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لیام اسپرینگ-جونز

لیام نویسنده مستقل و نویسنده وب سایت مستقر در لندن است ، و در وبلاگ ها و نشریات مختلف فعالیت می کند. او در مورد موضوعات مختلف نوشته است اما در فرهنگ (به ویژه فیلم) تخصص دارد و بر ویژگی ها و محتوای نظر تمرکز دارد.

چرخه های خشونت ، Catharsis و شیطان در همه زمان ها

لامخ به همسران خود گفت: “آدا و زیله ، صدای مرا بشنوید. شما همسران لامخ ، به آنچه من می گویم گوش فرا دهید: من مردی را به جرم زخمی کردنم ، جوانی را به دلیل ضربه زدن به من کشته ام. اگر از قابیل هفت برابر انتقام گرفته شود ، واقعاً از لامک هفتاد و هفت برابر. » (پیدایش 4: 23-24 ، NRSV)

پس از اینکه قابیل برادر خود را کشت ، ترسید که کسی در مقابل عمل شیطانی او را بکشد. خداوند قابیل را تبعید کرد تا به جرم جنایات خود در این کشور سرگردان شود و با مشخص کردن قابیل چرخه خشونت را خاتمه داد تا کسی بدون ترس از انتقام الهی او را نکشد. علیرغم اثری که بر قابیل وارد شده است ، خواننده در می یابد که چند نسل فراتر از قابیل هنوز از یک چرخه خشونت بی پایان رنج می برند. لامچ ، یکی از فرزندان قابیل ، قتل یک جوان را با ادعا اینکه ابتدا زخمی شده است توجیه می کند ، اما هنوز ترس از تلافی یکی از دوستان یا اعضای خانواده جوانان ، که منجر به اعلامیه فوق برای همسران وی می شود ، ادامه دارد.

داستان قابیل و فرزندان او داستان دشمنی بین برادران و راه هایی است که ما اقدامات خشونت آمیز خود علیه هم نوعان را توجیه می کنیم. این داستان اثرات مارپیچی و به همان اندازه خشن آن اقدامات است که وقتی به ما برگردانده می شود. آنتونیو کامپوسرا شیطان تمام وقت احساس می شود از پیدایش بیرون کشیده شده است. این روایت دو نسل از مردم و خشونت گویا اجتناب ناپذیر زندگی آنها را دنبال می کند. هر عمل خشونت اثر طنین انداز دارد که روایت را به جلو سوق می دهد و مخاطب را به این فکر می اندازد که هدف از خشونت چیست و چرخه چگونه پایان می یابد.

شیطان تمام وقت در به تصویر کشیدن چرخه های خشونت مزاحم و بی امان است. از تلاش های یک جانباز جنگ جهانی دوم برای معامله با خدا از طریق خشونت آیینی گرفته تا شر هرج و مرج قاتل زنجیره ای و همسرش که با تخیلات جنسی خشونت آمیز خود زندگی می کنند ، این فیلم هر دو مخاطب را از ترس احتمال شیطان دفع می کند اما مخاطب را به خود جلب می کند با احساس همدلی ، عدالت و رضایت. هر پرچم فیلم مخاطب را به چالش می کشد تا در تصورات خود درباره اعمال خشونت عادلانه و ناعادلانه تجدید نظر کند و نشان می دهد که هر عمل خشونت آمیز ، چه موجه باشد و چه نباشد ، انسانی را که مرتکب آنها می شود ، تار و شکل می دهد.

چرخه های خشونت

که در شیطان تمام وقت، هر شخصیت سعی در توجیه اعمال خشونت آمیز خود دارد و مخاطب باید با توجیهات مبارزه کند. اولین اقدام خشونت آمیز که در فیلم می بینیم مربوط به ویلارد راسل است (بیل اسکارسگارد) ، که به عنوان یک تفنگدار دریایی ایالات متحده در جنگ جهانی دوم ، بر سر یک سرباز خود که شکنجه شده و بر روی صلیب آویخته شده است ، تصادف می کند. وقتی آنها فهمیدند که این سرباز هنوز زنده است ، ویلارد یک اسلحه را به سمت معبد سرباز نگه داشته و ماشه را فشار می دهد. ویلارد هرگز در مورد عمل اظهارنظر نمی کند ، اما این عمل به عنوان یک عمل رحمانی به تصویر کشیده می شود. اخلاق یا اخلاق عمل در زیر مه خاکستری جنگ مدفون شده و مخاطبان گرچه ممکن است این عمل را تأیید نکنند ، اما با تصمیمات غیرممکن و اخلاق اخلاقی که سربازان باید در زمان جنگ روبرو شوند همدلی می کنند.

پس از جنگ ، ویلارد از طریق تجارب خشونت در جنگ با PTSD دست و پنجه نرم می کند و به ویژه توسط تصویر سرباز صلیبی ، که تصویری است که برای اعتقادات مذهبی او و خانواده اش ضروری است ، مورد آزار قرار می گیرد. افتتاحیه فیلم و آغاز داستان ویلارد چارچوبی را فراهم می کند که در آن خشونت در فیلم کار می کند. اول ، این امر ثابت می کند که فرد به دنیایی خشن پرتاب می شود و اعمال خشونت آمیز یکی معمولاً شاهد شاهد یا تجربه اعمال خشونت آمیز دیگران است. دوم ، این امر ثابت می کند که خشونت حتی در صورت موجه بودن ، مانند جنگ برای کشور پس از حمله به کشور ، به شخصی که مرتکب خشونت می شود آسیب می رساند.

چرخه های خشونت ، Catharsis و شیطان در همه زمان ها
منبع: نت فلیکس

از آنجا که این یک فیلم در مورد چرخه های خشونت است که در طول نسل ها ادامه دارد ، اثرات جانبی خشونت بر روی نسل بعدی به سرعت مشخص می شود. ویلارد ، پس از جنگ ، به خانه بازگشت و با زنی که او را دوست دارد مستقر می شود ، اما به دلایل مختلف پس از جنگ نمی تواند از سابقه خشونت خود در جنگ یا نیاز به ادامه اعمال خشونت فرار کند. این فیلم نشان می دهد مرد جوانی که در اثر خشونت جنگ تغییر یافته است ، ماهیت مخرب زندگی خشونت آمیز خود را به پسرش آروین منتقل می کند (تام هالند) ، از طریق سیستمی که خشونت را توجیه می کند.

و توجیهات انسانی

ویلارد اقدامات خشونت آمیز خود را پس از جنگ به دو طریق توجیه می کند: وی اقدامات خشونت آمیز خود را به اخلاق ناموس و دفاع از خانه اش ، به ویژه همسرش ، و مراسم مذهبی مرتبط می کند. اولین صحنه خشونت ویلارد پس از جنگ هنگامی است که وی تلافی می کند و در مقابل دو شکارچی غیرقانونی که شنیده بود قصد ورود به خانه اش و حمله جنسی به همسرش را دارد ، تلافی می کند. آروین که از صحبت های آنها درباره مادرش می شنود ، می خواهد به طور خودکار عمل کند ، اما پدرش به او می گوید منتظر زمان مناسب باشد. بعداً ، ویلارد پسرش را سوار می کند و در آنجا نزدیک است که هر دو نفر را در یک حمله استراتژیک کشته و بکشد.

پس از حمله ، ویلارد به آروین که توسط زورگویان به دردسر افتاده است می گوید که انتظار دارد او با قلدرهایی که او را آزار می دهند نیز همین کار را انجام دهد. او متن خود را متناسب و توجیه می کند و می گوید: “در آنجا هیچ پسر خوب عوضی وجود ندارد” ، و این نکته را القا می کند که تنها راه مقابله با کسانی که خوب نیستند رفتار خشونت آمیز علیه آنها است. آروین توصیه های پدرش را به دل می گیرد و از آن روز به یاد می آورد “به عنوان بهترین روزی که با پدرش گذرانده است.”

وقتی فیلم در بزرگسالی به آروین می پرد ، الگوهای خشونت ایجاد شده توسط پدرش در دو صحنه مورد تأکید قرار می گیرد. ابتدا لوگر را دریافت می کند که پدرش برای تولدش از جنگ به خانه آورده است. همین لوگر ابزاری را برای آروین فراهم می کند تا جامعه خود را از کسانی که در آینده هیچ فایده ای ندارند پاک کند ، که لوگر را به عنوان نمادی از خشونت و توجیهاتی که پدرش به او منتقل کرده است ، تثبیت می کند.

دومین صحنه ای که ادامه چرخه خشونت از طریق آروین را تثبیت می کند ، هنگامی است که وی متوجه می شود خواهر کوچک ترش لنورا (الیزا اسکانلون) توسط سه نفر از همکلاسی های دبیرستان خود مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته است. آروین مانند پدرش قصد دارد در جایی که این سه نفر از هم جدا شوند حمله کند و او قادر است هر یک از آنها را تا حد مرگ کتک بزند. انعکاس این حملات نشان می دهد که آروین نه تنها پسر پدرش است بلکه خشونت پدرش نیز با همان توجیهات به او منتقل شده است: او از خواهر و ناموس او دفاع می کرد.

همدلی و مخاطب

در دورانی که مردان مقتدر به تازگی به دلیل سالها حملات جنسی بدون مجازات و محرومیت به دادگاه رسیده اند ، ضرب و شتم آینه ای شکارچیان متخلف و پسران نوجوان رضایت مخاطبان را فراهم می کند زیرا احساس عدالت در اعمال آنها وجود دارد . با شدت گرفتن تعقیب آروین به اقدامات خشونت آمیزتر علیه مجرمان بدتر ، هم آروین و هم مخاطبان احساس نیاز به توجیه خشونت می کنند. برای مخاطبان ، خشونت می تواند احساس رضایت خاطر کند زیرا عدالت به یک عمل احمقانه ای که برخی از اعضای اصلی ما آرزو می کنند ، تقلیل یافته است.

چرخه های خشونت ، Catharsis و شیطان در همه زمان ها
منبع: نت فلیکس

عدالت به یک چشم برای یک چشم و یک دندان برای یک دندان در روایت آمده است شیطان تمام وقت، و چهار قتل آروین در پایان فیلم نه تنها کاملاً قابل توجیه به نظر می رسد بلکه همچنین لذت بردن از مرگ افرادی که او می کشد بسیار جالب است. هیچ کس در قتل وزیر که اول او را می کشد ، سوگ می خورد. وزیر یک کودک پدوفیل است که وقتی متوجه شد لنوره فرزندش را باردار است نه تنها به خودکشی تصادفی سوق داد ، بلکه همچنین دختر دیگری را در کلیسا که به نظر می رسید کوچکتر از خواهر آروین است طعمه می کند.

مخاطب با این عمل انتقام جویی و عدالت همدلی می کند ، اما فیلم اجازه نمی دهد مخاطب با این عمل همدلی کند بدون اینکه مزاحمتی ایجاد شود. تیراندازی سبک نیست ؛ در عوض ، شلیک با صدای بلند Arvin’s Luger همانطور که آروین را بیهوش می کند ، مخاطب را متحیر می کند. ما مانند آروین نمایی از بدن مرده مانده ایم و دوربین به طور مداوم از منظر بدن خون آلود آروین را به ما نشان می دهد. دوربین به ما اجازه نمی دهد از آسیب هایی که به نام انتقام جویی و عدالت وارد شده است ، که به مخاطب اجازه می دهد از ترس عواقب ناشی از عمل و یادآوری مداوم جنازه ، از آروین فاصله بگیرد ، نگاه کنیم.

سه قتل بعدی ، اگرچه از پیش برنامه ریزی نشده اند ، اما از همان الگو پیروی می کنند. هنگامی که آروین توسط زوج قاتل زنجیره ای انتخاب می شود و خطری را که متوجه او است تشخیص می دهد ، تیراندازی از اسلحه او شوک می بیند و سپس مخاطب باید با اجساد خونین به جا مانده حساب کند. فرد درگذشت زوجی را که برای چند دهه قربانیان را کشته و از آنها عکس می گرفت ، سوگواری نمی کند. در کنار مخاطب احساس رضایت و عدالت وجود دارد ، اما اجساد به ما یادآوری می کنند که خشونت عدالت به همان اندازه خشونت انجام شده توسط کشته شدگان ، وحشیانه و آزار دهنده است.

آخرین اقدام خشونت آمیز آروین کشته شدن کلانتر لی بودکر (سباستین استن) ، که یک پلیس کج است که رشوه می گرفت و خواهر و همسرش را که قاتلین زنجیره ای آروین بودند ، پوشانده بود. در آخرین اقدام فیلم ، کلانتر بودکر برای محافظت از موقعیت قدرت خود از خشونت استفاده می کند. او گانگسترهایی را که برای پرداخت رشوه های گرفته شده به او پول پرداخت می کردند ، می کشد و سعی می کند قبل از دستگیری آروین ، شکار کرده و او را بکشد و مدارکی علیه خواهر و برادر همسرش تهیه کند ، که در انتخابات آینده علیه او استفاده شود. هنگامی که آروین بودكر را می كشد ، ما با او احساس همدردی می كنیم زیرا این امر در دفاع از خود است و می دانیم كه فساد بودكر برای دهه ها از عدالت واقعی در شهر جلوگیری كرده است ، اما سرنوشت آروین پس از مرگ همه هیولاها در فیلم یكی نیست از یک قهرمان پیروز.

تبعید قهرمان تراژیک و کاتارسیس

شیطان تمام وقت روایتی انتقام جویانه نیست که به مخاطب اجازه دهد خشونت را به عنوان نوعی عدالت محض بپذیرد. حتی اگر سرنوشت مردمی که از آن بازدید می شود را تأیید کنیم نمی توان فیلم را بدون آزار و اذیت آزار داد. از این لحاظ ، فیلم در گروه تراژدی ارسطو قرار می گیرد ، مخصوصاً وقتی که روی شخصیت آروین متمرکز باشد و تأثیر فیلم نوعی کاتارسیس است.

از نظر ارسطو ، تراژدی قرار است احساسات “ترحم و ترس را برانگیزد ، و بدین وسیله برای تحقق بخشیدن به چنین احساساتی” (شعر 1449b.24-28) اگرچه اصطلاح “کاتارسیس” در ارسطو هنوز مورد بحث است ، بسیاری این اصطلاح را به عنوان تناقض با ترس افلاطون مبنی بر اینکه میمسیس و احساسات برانگیخته شده توسط هنر مخاطبان را به یک شور عاطفی سوق می دهد که کنترل عقلانی آنها را نادیده می گیرد ، تفسیر کرده اند. ترحم و ترس ناشی از تراژدی ، همانطور که ارسطو توصیف می کند ، برای تحت فشار قرار دادن مخاطبان نیست بلکه برای فاصله گرفتن آنها از این احساسات است تا آنها بتوانند با آنها برخورد منطقی کنند.

چرخه های خشونت ، Catharsis و شیطان در همه زمان ها
منبع: نت فلیکس

وحشت خشونت در شیطان تمام وقت با همدلی یا ترحمی که به طور معمول در این نوع روایت ها احساس می کنیم ، مقابله می کند و ما را به چالش می کشد تا دوباره بررسی کنیم که چگونه احساسات مفاهیم عدالت ما را دستکاری می کنند و خشونتی که برای پیگیری عدالت وارد می کنیم به روح و روان ما آسیب می زند. آروین نمونه کسی می شود که با اعمال خشونت آمیز که قرار است جامعه را از شر پاک کند ، نابود می شود ، و ویرانی او در حالی که در پایان شهر را ترک می کند ، مانند قهرمان غم انگیزی که هست تبعید می شود.

آروین ، هنگامی که از خانه دور می شود ، تعجب می کند که چه خواهد کرد بعد ، و او پیوستن به ارتش و رفتن به ویتنام را در نظر می گیرد زیرا در جنگیدن مهارت دارد و نمی تواند به خانه بازگردد. زندگی آروین به قدری توسط خشونت شکل گرفته است که تمام تصورات شخصی خود را به شخصی که در جنگیدن تبحر دارد تغییر داده است. توجیهاتی که اقدامات خشونت آمیز را تا این مرحله پیش برد ناپدید شده است ، و او خود را به جای عامل عدالت به عنوان عامل خشونت می داند. این فیلم بدون اطلاع دادن به مخاطب از آینده آروین پایان می یابد ، اما اگر او در ویتنام به سرانجام برسد ، نه برای کشور یا عدالت است که می جنگد بلکه به این دلیل است که تصور می کند تنها به عنوان یک فرد خشن قادر به موفقیت است.

نتیجه

آروین مانند ادیپ و قابیل خشونت خود را نشان می دهد و از جامعه خود تبعید می شود. حتی اگر آروین جامعه را از شکارچیان پاکسازی کرد ، با اتخاذ خشونت شکارچیان ، او به نوع خود شکارچی تبدیل شده است و چرخه خشونت که با پدرش آغاز شد همچنان که فکر می کند وارد جنگ دیگری شود ، در او ادامه دارد. درست همانطور که روایت های قابیل و لامک می پرسد ، “چگونه می توان چرخه خشونت را خاتمه داد ،” شیطان تمام وقت مخاطب را مجبور می کند نه تنها بپرسد “چرخه خشونت چه زمانی پایان می یابد” بلکه “چگونه می توانیم درمورد کسانی که شر می کنند بدون از بین بردن روح خود عدالت را اجرا کنیم؟”


شیطان را همیشه تماشا کنید

منابع

ارسطو شعر. آثار اساسی ارسطو، ترانس. Ingram Bywater ، کتابخانه مدرن ، 2001 ، ص. 1455-87.

روایت آفرینش در انجیل. کتاب مقدس حاوی مشروح آکسفورد، اد مایکل دی کوگان ، NRSV ، چاپ چهارم ، آکسفورد ، 2010 ، 11-80.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

FARGO فصل 4: از نظر موضوعی جاه طلب اما همه جای آن

چهارمین قسمت از فارگونوح هاولیمجموعه های گلچین جرم بر اساس برادران کوئنmovie فیلمی به همین نام در سال 1996 – با یک درس داستان تخیلی افتتاح می شود ، روایت یک دختر دوجنس 16 ساله باهوش به نام Ethelrida Pearl Smutny (امیری کراچفیلد) ، که به مدت 24 دقیقه ، پویایی قدرت جنایت کانزاس سیتی در اوایل قرن 20 را توضیح می دهد. ابتدا یهودیان آمدند ، سپس توسط ایرلندی ها بیرون رانده شدند ، و سپس توسط خانواده قدرتمند ایتالیایی فادا اخراج شدند. آخرین کسانی که به این شهر رسیده اند ، سازمان جنایات سیاه به رهبری لوی کانن است (کریس راک) ، گرچه برخلاف سه خانواده قبلی ، سندیکا Cannon دقیقاً مهاجر نیست.

در ظاهر ، داستان به تنش میان Faddas و Cannons در حالی که دو خانواده برای کنترل و قدرت بر غرب میانه با یکدیگر مبارزه می کنند ، متمرکز است ، با عناصری که سریال را از فصل اول آن تعریف کرده اند – شخصیت های عجیب و غریب کارهای پوچ و عجیب و غریب انجام می دهند. طنز تاریک؛ فیلمبرداری زیبا – به وضوح ارائه شده است. اما جایی که سه قسمت قبلی بیشتر تمایل شخصیت ها به خشونت را بزرگ می کنند ، این بار ، هاولی سعی می کند چیز دیگری را بررسی کند: نژادپرستی ، تجربه مهاجرت ، و جذب. البته همه اینها باعث می شود که نمایش حتی بی انتها و از اهمیت بیشتری برخوردار باشد ، اما متأسفانه بسیاری از اتفاقات در طول فصل به طور م effectivelyثر با استفاده از عملکرد شخصیت ها گفته نمی شود. بلکه به شدت به کلمات بزرگ و مونولوگ بدون روح متکی است. و در نتیجه ، آنچه که می تواند یک اقساط جذاب باشد فارگو، کاوش در معنای آمریکایی بودن به معنای “درس تاریخ” کسل کننده است.

خیلی زیاد در جریان است

این نمایش با ورود سندیکای Cannon به کانزاس سیتی در حدود سال 1950 آغاز می شود ، به این امید که فرصت بهتری برای تسهیل زندگی آنها داشته باشد. به محض ورود ، آنها به طرز غیر دوستانه ای توسط خانواده Fadda ، به رهبری Donatello مورد استقبال قرار می گیرند (توماسو راگنو) گرچه Faddas کاملاً با آغوش باز از Canon استقبال نمی کند ، اما به شرط احترام به یک شرایط خاص ، سرانجام جای آنها را باز می کند. رهبران دو خانواده حتی توافق می کنند پسر کوچکشان را به عنوان نوعی بیمه نامه معامله کنند (در صحنه آغازین ، این به شدت دلالت دارد که تجارت کودکان یک سنت قدیمی در صحنه جرم کانزاس سیتی است). البته نیازی به گفتن نیست ، البته همه چیز دقیقاً طبق برنامه ریزی شده برای هر دو خانواده پیش نمی رود ، خصوصاً پس از آنكه دوناتلو در یك حادثه عجیب كشته شد.

FARGO فصل 4: از نظر موضوعی جاه طلب اما همه جای آن
منبع: FX

پس از مرگ دوناتلو ، پسر ارشد وی ، جوستو فادا (جیسون شوارتزمن) نقش اصلی را بر عهده می گیرد. اما اوضاع وقتی پیچیده می شود که برادر جاستو ، گائتانو (سالواتوره اسپوزیتو) وارد این تصویر می شود و از او می خواهد که قدیمی تر باشد ، و منظور او از مدرسه قدیمی خشن تر است. چند قسمت اول این فصل بیشتر وقت خود را با مشاهده جنگ قدرت بین دو برادر می گذراند. و در حالی که شوارتزمن و اسپوزیتو همیشه در بالای بازی خود هستند ، و زیر ویژگی شخصیت های آنها عمق می آورند ، و پویایی بین آنها حتی دسیسه های پدر خوانده سه گانه ، این نمایش تلاش می کند تا چیزی جذاب از آنها بدست آورد.

در ابتدا واضح است که از طریق اختلافات بین Josto و Gaetano – و تا حدی از طریق شخصیتی به نام Rabbi Milligan (بن ویشاو) ، که از خانواده ایرلندی بود اما اکنون با ایتالیایی ها زندگی می کند – هاولی می خواهد بین کسی که خودش را با فرهنگ آمریکایی وفق داده است و کسی که این کار را نکرده است ، تمایز جدی نشان دهد. اما متأسفانه بیشتر اتفاقاتی که در داخل خانواده فددا می افتد فقط برای خنده بازی می شود. ما هرگز روند اندیشه این دو شخصیت به ما نشان داده نشده است ، اینکه چرا آنها به این شکل هستند و چگونه جذب فرهنگی می تواند در تصمیم گیری آنها نقش داشته باشد ، که به وضوح یکی از موضوعات اصلی است هاولی سعی می کند به این فصل پرداخته شود.

با این حال ، مشکل فقط در Faddas متوقف نمی شود. این نمایش همچنین هرگز سندیکا Cannon را به طور کامل بررسی نمی کند. مطمئناً ، ما می دانیم که لوی باهوش و باهوش و استراتژیک است ، خصوصاً وقتی که می خواهیم با دست راست خود ، دکتر سناتور ، یک طرح تجاری ایجاد کنیم (گلین تورمن) اما جدا از این واقعیت ها ، و بدرفتاری و نژادپرستی که آنها هر روز از محله سفیدهایشان با آن روبرو می شوند ، این نمایش قادر به ارائه چیزی پیچیده در درون پویای درون توپ نیست. و با صرف کردن – بیشتر شبیه به هدر رفتن – بیشتر وقت خود را برای خانواده Fadda ، هاولی، یک بار دیگر ، این فرصت را برای نمایش موضوع نژادپرستی که آرزو دارد در ابتدا بررسی کند ، از نمایش می گیرد.

FARGO فصل 4: از نظر موضوعی جاه طلب اما همه جای آن
منبع: FX

که دارد زیاد شخصیت های غیر ضروری حتی کارهای غیر ضروری بیشتری انجام می دهند ، مطمئناً کمکی هم نمی کند. در خارج از اترلیدا ، که به عنوان وجدان اخلاقی این سریال عمل می کند ، یک پرستار unhinged به نام Oraetta Mayflower (جسی باکلی) در حاشیه. اقدام او در اپیزود اول همان چیزی است که طرح را به حرکت در می آورد ، اما پس از آن ، او فقط به نوعی در جهان دیگری از وجود دارد فارگو، انجام کارهای عجیب و غریب بدون افزودن واقعاً بینشی به طرح اصلی. همچنین دو افسر پلیس دمدمی مزاج وجود دارد ، ادیس وف (جک هاستون) و دیک “ناشنوا” Wickware (تیموتی اولیفانت) ، كه در تلاشند دو فرار زندان را به نام Zelmare Roulette دستگیر كنند (کارن آلدریج) و Capps Swanee (کلسی آسبیله) ، که با والدین اتلریدا ، تورمان (اندرو برد) و دیبرل اسموتی (آنجی وایت)

به زبان ساده ، در این فصل موارد زیادی اتفاق می افتد ، اما همه آنها انسجام ندارند. شخصیت هایی که بدون دلیل منطقی کارهایی را انجام می دهند و تا وقتی به پایان هر قسمت می رسید ، متوجه می شوید که عملکرد آنها هیچ کاری ندارد. آنچه در این مورد ناامیدکننده است این واقعیت است که این فصل در زیر غریب بودن داستان چیز جالبی دارد. که اکتشاف نمایش تجربه مهاجر از منظر سندیکاهای جنایی می تواند این قسمت از فارگو چیزی متفاوت و حتی جذاب تر از سه فصل قبلی باشد. اگر فقط هاولی می دانست که چگونه این سوژه ها را کاملاً گوشتی کند ، به جای اینکه ناامیدانه سعی کند با بازآفرینی لحن عجیب و غریب فصل های گذشته ، طرفداران قدیمی نمایش را راضی کند ، بدون شک فارگو این کسل کننده نخواهد بود

خوش برخورد اما گفتگوی سنگین

مسئله مهم دیگر در این فصل از فارگو گفتگو چقدر سنگین است بر خلاف فصل های گذشته ، جایی که نمایش به سادگی اقدامات شخصیت ها را مشاهده می کند تا تصویر خوب و شر را از خانه بدست آورد ، فارگو فصل چهار اکثر لحظات خود را با شخصیت هایی پر می کند که سخنرانی های بزرگ و کسل کننده ای درباره اینکه آمریکایی بودن چگونه است انجام می دهد. اتلریدا در یک لحظه تعجب می کند: “اگر آمریکا کشوری مهاجر است.” “چگونه شخص آمریکایی می شود؟” سپس به مناسبت دیگری ، شخصیت دیگری خاطر نشان می کند: “شما می دانید چرا آمریکا داستان جنایی را دوست دارد؟ چون آمریکا است یک داستان جنایی. “

FARGO فصل 4: از نظر موضوعی جاه طلب اما همه جای آن
منبع: FX

مطمئناً هیچ مشکلی با این مونولوگ ها وجود ندارد ، اما بعد از مدتی دیدن شخصیت ها به گفتگو و گفتگو ادامه می دهند بدون اینکه واقعاً کار معنی دار انجام دهند. حتی در یک قسمت ، ما می بینیم که لوی بیش از سه بار علیه خانواده فدا اعلام جنگ می کند اما در نهایت به جز سخنرانی های کسل کننده تر ، کاری انجام نمی دهد. اگر نه به دلیل گروه با استعداد که هرکدام عملکرد فوق العاده ای دارند ، این قسمت از فارگو کاملا غیرقابل مشاهده خواهد بود.

به عنوان لوی ، سنگ چنین کاریزماتیک بلکه عملکردی تهدیدآمیز را به همراه دارد. حضور او آرامش بخش است ، اما زیر آن سایه های خشم و عزم راسخ وجود دارد سنگ به زیبایی با جزئیات کوچک نشان می دهد. شوارتزمن به همان اندازه جذاب است سنگ. او نه تنها سبک پذیری را برای جوستو به ارمغان می آورد بلکه احساس پشیمانی و اضطراب را نیز به همراه دارد. اما MVP های این فصل زنان هستند. به عنوان اوراتا ، باکلی می داند که چگونه شخصیت جنون شخصیت خود را بدون اینکه او را بیش از حد کارتونی کند ، به ارمغان آورد. بازی او در هر قسمت ، صرف نظر از اینکه نقش او بی ربط است ، همیشه شما را درگیر خود می کند. کراچفیلدنمایش بلوغ نیز همیشه احساس باورپذیری می کند. این بسیار شرم آور است که به دو بازیگر برتر این فصل از مواد قوی به عنوان همتایان مرد استفاده نمی شود.

فکر نهایی

فارگو فصل چهار می خواهد هدف بزرگتری را هدف قرار دهد ، با بررسی نژادپرستی ، جذب و تجارب مهاجرتی و در عین حال تلاش برای حفظ لحن عجیب و غریب قسمت های قبلی نمایش. در حالی که هاولیتلاش تحسین برانگیز است و اجرای بازیگران حداقل تماشای نمایش را به همراه دارد ، بیشتر آنچه در طول فصل اتفاق می افتد متاسفانه احساس یکنواختی می کند زیرا به جای ایجاد اقدامات و استدلال های جذاب درباره بی انتها ، بیش از حد مشغول ارائه سخنرانی های بزرگ و کسل کننده است. در وهله اول مباحثی را که می خواهد پرداخته شود.

نظر شما در مورد این فصل فارگو تاکنون چیست؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

فصل چهار Fargo در حال حاضر هر یکشنبه شب در حال پخش است ساعت 10 شب ET / PT در FX.


فارگو را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Nightstream Film Festival 2020: DETENTION: یک وحشت تایوانی که سزاوار نامتناسب است

بازداشت یک داستان ارواح است که تقریباً فضای کاملاً پایین دارد ، خانه ای جن زده بیشتر از فیلم ترسناک. این در ارائه یک محیط غریب و مناظر وحشتناک بسیار عالی است ، اما وقتی که مجبور است از شخصیت ها یا طرح های خود چیزی بسازد ، فیلم حقه بازی ها تمام می شود.

به طور مناسب ، بازداشت – که من آن را در جشنواره فیلم مجازی Nightstream دیدم – اقتباسی از یک بازی ویدیویی بسیار محبوب تایوانی به همین نام است. محیط منزوی ، هیولاهای بزرگ CG و بی توجهی کامل به رشد شخصیت ها احتمالاً در آن محیط بهتر از بازی های زنده هستند ، جایی که بازداشت نه انسجام و نه کمی را پیدا می کند.

گیر در یک کابوس

در تایوان در سال 1962 ، ترور سفید به مدت 17 سال این جزیره را در برگرفته بود. ملی گرایان تایوانی هر کس مخالف حاکمیت یک حزب آنها باشد را زندانی و اعدام کردند ، این بدان معنی بود که تمام مواد کمونیست یا چپ به شدت ممنوع بود و کسانی که آنها را حمل می کردند مجازات اعدام داشتند.

این تایوان اقتدارگرا کجاست بازداشت تنظیم شده است و سیاست مقاومت نبض داستانی آن است. ما بیشتر دانش آموزان و معلمان را در یک باشگاه کتاب ممنوع در دبیرستان گرینوود دنبال می کنیم. باشگاه وقت خواندن را می گذراند رابیندرانات تاگور در انبار مدرسه ، مراقب تهدیدی است که دولت خارج از آن ایجاد می کند.

Nightstream Film Festival 2020: DETENTION: یک وحشت تایوانی که سزاوار نامتناسب است
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

وی ژانگ تینگ (جینگ هوآ تسنگ) یکی از این دانشجویان شورشی است. (بسیاری از نام شخصیت ها بسته به اینکه از کدام منبع استفاده می کنید کمی متفاوت است ؛ نام های اینجا از زیرنویس فیلم آمده است.) بازداشت پس از اینکه مقامات باشگاه را مجبور به انحلال کردند ، یک دستگاه قاب دارد که وی را پیدا می کند. وی در یک مرکز دولتی محبوس شده است ، جایی که برای اطلاعات شکنجه می شود. بنابراین او آرزو می کند ، نه تنها امیدوار است که فرار کند بلکه می تواند بفهمد چه کسی مسئولان باشگاه را به باشگاه اطلاع داده است.

او در کابوس هایش ، که بیشتر فیلم را تشکیل می دهد ، Fang Ray Shin را دنبال می کند (جینگل وانگ) ، یک دانش آموز با آسیب های دفن شده خود. آنها با هم ، مدرسه رها شده شبح وار خود را سرزنش می کنند ، اگرچه به نظر نمی رسد هیچ کدام از آنها برنامه ای داشته باشند. منطق رویایی حکمرانی می کند ، بنابراین نیش و وی از یک قطعه به قطعه دیگر سقوط می کنند ، و همه نوع وحشت وحشی آسیای شرقی را در طول راه کشف می کنند. یک دانش آموز باریک و کم رنگ و بدون چهره ، شبیه a gwisin ، به دنبال دندان نیش می رود متولی که جایی که باید چشم راست او باشد سوراخ در صورت دارد ، بعد از اینکه بچه ها کلیدهایش را می دزد ، آنها را تعقیب می کند. یک هیولای باریک و شبیه پلیس ، دانشجویان را از طریق سالن ها شکار می کند.

در 20 دقیقه اول ، گرچه طرح به سختی منطقی به نظر می رسد ، اما ترس کاملاً خوب است. نوک انگشتان دندان و نی از طریق مدرسه فقط با یک شمع قرمز باریک روشن می شود تا راه خود را روشن کند ، و نیش چشمک هایی از چهره های مرموز اطراف آنها را می بیند – همراه با gwisin و وحشیانه بودن محیط ، همه چیز کمی شبیه است قاب کشنده.

مدرسه شبح

بازداشت اولین ویژگی از است جان هسو، که فیلمنامه را در کنار آن نوشت کای-لینگ فو و شی-کنگ چین. هسو مقدمه ای محکم ارائه می دهد ، اما داستان جایی ندارد. اگر بیش از نیمی از فیلم شما کابوس ناشی از شکنجه یکی از قهرمانان شما باشد ، خطر زیادی برای دنیای رویا وجود ندارد – ساکر پانچ مشکل ، هر چند حداقل ساکر پانچ به قهرمانان خود اهداف می دهد و اجازه می دهد امیلی براونینگ مشت یک سامورایی غول پیکر.

Nightstream Film Festival 2020: DETENTION: یک وحشت تایوانی که سزاوار نامتناسب است
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

طراحی تولید به ویژه وحشتناک و شیک پوش برجسته است ، با سایه های شبح که روی دیوارها با شمع لرزان Fang’s می رقصند. اما مازاد اشباح در تعقیب قهرمانان ما از طریق راهروهای شبح وار نمی تواند شخصیت های کاملا عقیم ، که قادر به تهیه هسته عاطفی مورد نیاز فیلم نیستند را جبران کند.

بیشترین چیزی که مدرسه ارواح انجام می دهد ، تقویت پارانویای مقاومت و وحشت براندازی دولت به قیمت جان شما است. سیاست در اینجا بیشتر از شخصیت ها مهم است – به طور واضح ، تصویر نهایی ما عکس از هر یک از قهرمانان نیست ، بلکه یکی از کلمات یک صفحه است که می گوید: “به آزادی”.

نتیجه

روایت از بازداشت تقریباً وجود ندارد و در موارد نادری که داستان در مرکز داستان قرار گرفت ، من نمی دانستم چه چیزی از آن بسازم. شخصیت ها وقتی فقط ظرف های خالی برای ترسیدن نیستند ، تحریک کننده هستند ، داستان برای سکانس های کابوس متوقف می شود و داستان به طرز عجیبی به یک عاشقانه بین دانش آموز و معلم آنها می رسد ، که حدس می زنم قرار بود ما برای کل فیلم ریشه کن باشد.

واضح است که این داستان در خارج از کشور نیز کار کرده است – در تایوان و هنگ کنگ ، این فیلم یک برنده جایزه است. برای من ، موثرترین صحنه ها صحنه های بین کابوس است ، وقتی زندگی فاجعه بار Fang در خانه مورد توجه قرار می گیرد و ما می توانیم رابطه پیچیده او با معلم بزرگتر او ، آقای ژانگ را درک کنیم (منگ پو فو) این صحنه ها تقریباً توسط همان شکوفایی های سبک شکسته می شوند که توالی های کابوس را تعریف می کنند – کندی سرعت ، نرخ فریم دلهره آور و ویرایش منطقی رویایی – اما این صحنه های شخصی آرام تر نیز صادقانه هستند و به گونه ای کابوس نیستند.

بازداشت در مفهوم بهتر از اجرا است. تعهد این داستان برای کشف ترور سفید و تأثیر آن بر جوانان تایوانی قابل تحسین است ، اما هیچ شخصیتی در اینجا وجود ندارد که بتواند چنین سنگینی بار را تحمل کند. ارواح و ارواح سرگرم کننده هستند ، اما در نهایت این تصور می شود که تمثیلی برای ظلم تایوانی است و با این وجود ، بازداشت شکست می خورد

آیا از دیدن هیجان زده اید بازداشت؟ یا ، اگر آن را دیده اید ، نظر شما در مورد آن چیست؟ در نظرات صدا کنید و به ما اطلاع دهید.


بازداشت را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

ANTEBELLUM: شکست داستان نویسی

با توجه به نیاز جهانیان به فیلمهای بصیرت در مورد نژاد ، شکاف اجتماعی و تحمل در زمانی که نژادپرستی سیستمی به عنوان یکی از علل برجسته مدتها برای بسیاری از افراد تبدیل شده است ، گل مضراب باید محل بحث عمیق تر بود. متأسفانه فیلم برای دستیابی به چنین افتخاراتی بیش از حد از خود مطمئن نیست. گل مضراب، توسط نویسندگان / فیلمسازان بلند اول برای اولین بار کارگردانی شده است جرارد بوش و کریستوفر رنز سعی در ایجاد یک فیلم ترسناک مانند آن دارد جوردن پیلها برو بیرون، حتی تا آنجا که توسط همان تیم تولید شده باشد. نتیجه یک کلافگی آهسته ، کسل کننده و آهسته است که پیام آن ، اگرچه خوش فکر و بسیار مورد نیاز است ، اما به دلیل ساخت و ساز نامناسب یک فیلمنامه توسعه نیافته ، به شدت از دست می رود.

گل مضراب داستان نویسنده مشهور آمریکایی آفریقایی تبار ورونیکا هنلی را روایت می کند ، بازیگر فریبنده ژانل مونا، که پرفروش ترین کتاب او امیدوار است بتواند زنان رنگین پوست را در روز تقویت کند تا به چیزی بیش از کلیشه های اجتماعی تحمیل شده توسط سلسله مراتب سفیدپوستی که در طول تاریخ به آنها تحمیل شده است ، دست یابد تا بتواند خود را ربوده و به بردگی بکشاند. مزارع همگانی اجرا کنید. فیلم با تصویری گسترده از زندگی در جنوب در دوران جنگ داخلی آغاز می شود. این صحنه به طور متداول از میان مناظر زیبا می پرد ، تا فقط بتواند از قساوتی که بر طبقه برده مزرعه تحمیل شده است ، رونمایی کند. دوگانگی مناظر زیبا در کنار روابط وحشتناک ارباب / برده ، فیلم را به عنوان یک واقعیت خشن در تاریخ ایالات متحده تنظیم می کند. ناگهان ، ورونیکا در حال حاضر بیدار می شود و شروع خراشیده فیلم را تنظیم می کند.

ANTEBELLUM: شکست داستان نویسی
منبع: Lionsgate

با ناراحتی، گل مضراب شخصیت پردازی ، جهان سازی و طرح را به همان سرعت با اضافه کردن کمی از نظر داستان شروع می کند. آنچه در زیر می آید احساس لکه زدگی تا حد خستگی می کند.

شخصیت سازی کلیدی است

بدون تلاش برای بخشیدن پیچ و تاب فیلم ، که در دستان یک داستان نویس با تجربه تر می تواند تأثیر بصیرتی داشته باشد ، این بررسی بهتر است بدون خراب کردن بیش از حد ، به کاستی ها اشاره کند. از نظر ساختاری ، گل مضراب فیلم دشواری برای بحث در نظر گرفته می شود با توجه به دستگاهی که برای به وجود آوردن اقدام سوم ضد اقلیمی استفاده می شود ، یا حداقل نحوه استفاده از آن ، در اجرا شلخت است.

این فیلم خارج از توالی گفته می شود و با این کار سازندگان فیلم کم توجهی می کنند تا قهرمانان و اشرار درگیر را خلق کنند. به نظر می رسید که آنها چنان تلاش می کنند که داستان را به سمت پیچ و خم ادامه دهند تا اینکه فراموش کردند شخصیت های آن را چیزی غیر از جنوبی های نژادپرست کلیشه ای یا برده های مستضعف معرفی کنند. به استثنای ورونیکا و خانواده اش ، شخصیت ها به عنوان چهره های یک نت تنظیم می شوند که در صفحه بازی منتظر نوبت آنها هستند. شما ساخته شده اید که تقریباً هرکسی که خطی برای خواندن دارد را تحقیر کنید ، مخصوصاً وقتی صحبت از آن می شود جنا مالون و گابوری سیدیبه که کاری نمی کنند جز اینکه به شما دلیل بیاورند که با هر خطی که می زنند از آنها متنفر شوید. نه اینکه بگوییم آنها بازیگران وحشتناکی هستند ، دور از آن. آنها فقط با برخلاف توانایی های سوزاننده ای نوشته شده اند که هر عمق یا دلیلی در عملکرد آنها فراتر از طرح است.

ANTEBELLUM: شکست قصه گویی
منبع: Lionsgate

هیچ کس از نظر ساخت و ساز یا کمک به جهان سازی نیست ، حتی قهرمانان ناخوشایند ما را به عنوان بومهایی خالی که نیاز به بازنویسی دارند ، رها می کند. می توان لحظاتی را شمرد که شخصیت هایی که می توانستند در حد مناسب بازی کنند ، در سکوت سست می شوند ، و در طول یک داستان کاری برای انجام دادن طیف عمیق تری از احساسات غیر از آنچه به تصویر کشیده می شود ، کاری ندارند.

کمترین فاصله بین دو نقطه یک خط مستقیم است

هر جادوگری که ارزش نمک آنها را دارد ، از حواس پرتی و سو misاستفاده استفاده می کند تا اعتبار حقه خود را مخفی کند. در مورد فیلم ها نیز می توان همین حرف را زد. داستان نویسی غیرخطی یکی از رایج ترین سوd سو استفاده های خلاقان برای پنهان کردن آنچه که در آستین خود دارند ، ایجاد می کند و بدین ترتیب یک آشکار جذاب تر ایجاد می شود. در طول گل مضراب، به نظر می رسد دوره های زمانی از گوش جنگ داخلی به امروزی تغییر جهت می دهد تا خودپذیری واقعی را بپوشاند. بافندگی در داخل و خارج از دو جهان ایجاد شده ، بوته و رنز با نداشتن جاذبه کافی در نوشتن و توسعه طرح ، پیچ و تاب آنها را خراب کنید تا چنین حرکاتی را بدون لجن زدن به کارهای موجود انجام دهید.

داستانی که روایت می شود ، اگر از نظر موضوعی کمی لمس کننده نباشد ، به نوعی جالب است ، همین که شما این میشماش یک فیلمنامه را برش داده و به ترتیب بازی کنید. به نظر می رسید سازندگان فیلم چنان نگران هستند كه بتوانند پیچ ​​و تاب را از تماشاگر پنهان كنند ، آنها فراموش كردند كه شما به شخصیت ها اهمیت دهید یا اصلا خدا را از اینكه آنها را بشناسید ، نگیرید.

ANTEBELLUM: شکست قصه گویی
منبع: Lionsgate

تخم مرغهای ظریف عید پاک منظره را فلفل می زنند و اگر فقط یک لحظه وقت بگذارید ، همه چیز در اواخر عمل خود را نشان می دهد. با گره گشایی ساده گره ها ، صاف کردن برجستگی ها و ایمان بیشتر به روند نوشتن ، می توان به راحتی از هر گام غلطی جلوگیری کرد. قابل درک است که این اولین تلاش زوجین برای ایجاد ویژگی بود و تلاش آنها تحسین برانگیز بود. فیلمبرداری خیره کننده است ، بازیگران با استعداد هستند و مفهوم آن در آنجا وجود دارد. قطعات گمشده ناشی از تلاش برای پایه ریزی کل فرضیه بر روی هدایتی نادرست است که خلاقان به درستی بررسی نکرده اند.

نیت اصیل که توسط سکته های گسترده تحمیل می شود

اکنون وارد گفتگوی عمیق تری که تاکنون در این بررسی به طور کامل پرداخته نشده است ، شوید. عدم صحبت در مورد جنبه های نژادی Antebellum ناشی از عدم تمایل به صحبت خارج از نوبت است. من که یک مرد سفیدپوست هستم ، می توانم عمیقاً احساس همدردی و تأسف خود را نسبت به رفتار ناراحت کننده ای که مردم رنگین پوست در طول تاریخ متحمل شده اند ، تزریق کنم ، اما تلاش برای تجزیه و تحلیل وضعیت کسانی که تحت تأثیر نژادپرستی قرار گرفته اند ، ضرر بسیاری از افراد خواهد بود قربانی تعصب و می توانم در مورد موضوع بسیار شدیدتر از خودم صحبت کنم. در عوض ، من تصمیم گرفته ام فیلم را از جنبه گامهای اشتباه روایت تحلیل کنم که می توانست این تولید را به یک نتیجه گیری قدرتمند برساند ، مناسب برای چنین بحث مهم و مورد نیاز.

داستان سرایی ، بدون توجه به موضوع ، به توسعه و سبک نیاز دارد. هر دو مورد در این مورد شدیداً کم است. چندین بار در طول فیلم ، خودم را در تلاش برای حتی به یاد آوردن نام شخصیت های دیگری غیر از ورونیکا دیدم و امیدوارم که در برخی از لحظات مهم ، کمبود اطلاعات وارد عمل شود. متاسفانه نه. در عوض ، یک طرح عجولانه ، البته خسته کننده به ما داده می شود که در آن شخصیت هایی که تصور می کنند نقش های اصلی را بازی کنند ، چیزی جز بازیگران پس زمینه نیستند. گل مضراببا وجود همه آنچه در تریلرهای نرم و صاف و تصاویر چشم نواز خود نوید می دهد ، در چندین سطح نتواند به هدف خود برسد ، در حالی که فقط نگران یک پایان پیچیده شکست خورده ، در عین حال جذاب است که کورکورانه به سمت پایان می شتابد.

آیا فیلم مفهومی بالایی وجود دارد که در زمان اعتبار واحد توپ را رها کند؟ انجمن تحقیق فیلم دوست دارد از شما بشنود. نظر بدهید و مکالمه را ادامه دهید.

گل مضراب اکنون VOD در دسترس است.


Antebellum را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و سایر موارد

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!