SPOOR: وقتی شکارچیان شکار می شوند

به کارگردانی فیلمساز تحسین شده اگنیسکا هلند (اروپا ، اروپا ،آقای جونز) با دخترش کاسیا آدامیک، اسپور برنده یک خرس نقره ای در جشنواره فیلم برلین 2017 و در لهستان بهترین فیلم خارجی زبان در جوایز اسکار 2018 بود. اینکه این فقط از طریق درخواستی به طور گسترده در ایالات متحده در دسترس قرار گرفته عجیب به نظر می رسد ، گویی که این فیلم دلایلی برای خجالت و شرمندگی دارد. یا شاید فقط همین باشد اسپور، اقتباس از رمان شخم خود را بر روی استخوان های مردگان رانندگی کنید توسط اولگا توکارچزوکد – برنده جایزه نوبل ادبیات که فیلمنامه فیلم را با آن همکاری کرده است هلند – بلعیدن یک قرص نسبتاً دشوار است. یک تریلر اکولوژیکی که از شخصیت های عجیب و غریب شخصیت هایش خالی از لطف نیست. اسپور تضمین شده است که بسیاری از مخاطبان را ناراحت می کند. در مورد من ، آن را نیز امیدوارم کرد.

“همه کسانی که متولد شده اند باید بمیرند.”

Janina Duszejko (آگنیسکا ماندات-گرابکا) جوانی خود را به عنوان یک مهندس عمران انقلابی ، با ساختن پل در کشورهای دورتر و تلاش برای تغییر جهان به سمت بهتر گذراند. اکنون ، او به یک دهکده کوچک در لهستان نزدیک مرز چک بازنشسته شده است ، جایی که او به طور نیمه وقت انگلیسی تدریس می کند ، طالع بینی می خواند و از دو سگ خود مراقبت می کند.

دوزه یكو – او علی رغم اینكه مردم مرتباً نام خانوادگی اش را اشتباه تلفظ می كنند ، از پاسخ دادن به نامش امتناع می ورزد – یك عاشق حیوانات پرشور و گیاهخوار سختگیر است كه دائماً با علاقه مندان به شكار در روستای خود اختلاف دارد. متأسفانه ، همه آنها از قدرتمندترین مردان شهر هستند ، از جمله شهردار ، رئیس پلیس ، و یک صاحب مشاغل محلی فاسد به نام Wnetrzak (بوریس سایچ) ، که مزرعه بی رحمانه روباه آن مورد خشم خاص Duszejko است.

SPOOR: وقتی شکارچیان شکار می شوند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

یک روز ، سگهای دوست داشتنی Duszejko به خانه نمی آیند. دوسه یكو كه از خشم و ترس از كشته شدن آنها توسط شكارچيان با مقامات تماس گرفته است تا شكايت كند. اما کشیش محلی به او می گوید که رفتار با حیوانات مانند مردم گناه است و پلیس او را از ایستگاه می خنداند و او را به عنوان یک پیرزن دیوانه غیر از کار اخراج می کند.

اندکی بعد ، یکی از همسایگانش ، یک جمع کننده مهربان قارچ ، او را Matoga می نامد (ویکتور زبوروفسکی) ، پس از کشف همسایه دیگر – یکی از شکارچیان – مرده او را در شب بیدار می کند. به نظر می رسد که او از استخوان خفه شده است ، اما بازی ناپاک منتفی نیست – به ویژه هنگامی که سایر شکارچیان و ستون های جامعه فوق العاده مردسالار آنها نیز شروع به مردن می کنند ، بدن آنها به طرز مرموزی توسط آثار حیوانات محاصره شده است. آیا سرانجام این طبیعت به دنبال انتقام از بشریت است ، همانطور که دوشژکو ادعا می کند ، یا چیز دیگری در راه است؟

“این شما نیستید که این جنگ را آغاز کردید.”

همانطور که این راز در حال آشکار شدن و آشکار شدن به خودی خود است ، افراد بیشتری به دلیل قتل ها مورد سو susp ظن قرار می گیرند ، از جمله خود دوشژکو. در همین حال ، این زن که سگهای گمشده نزدیکترین چیزی بود که به خانواده داشت ، خانواده جدیدی از دوستان نزدیک خود را بدست می آورد که از تمایل ذاتی او برای مراقبت از اقبال کمتری بهره مند می شوند. از جمله آنها می توان به ماتوگا اشاره کرد که مادر متولد آلمان از پدرش که از بازماندگان یک اردوگاه کارگری بود و به دلیل نفرت با او ازدواج کرده بود ، خشمگین بود. نوینا (پاتریجا ولنی) ، زن جوانی که در فروشگاه های اقتصادی Wnetrzak و همچنین فاحشه خانه او کار می کند و در تلاش است تا حق حضانت برادر کوچکتر خود را از یک پرورشگاه بدست آورد. دیزیو (یاکوب گیرزال) ، یک جادوگر رایانه که وقتی متوجه شدند وی دچار تشنج شده است ، کار رویایی خود را در برلین از دست داد و اکنون برای پلیس محلی اطلاعات را اداره می کند. و بوروس (میروسلاو کروبات) ، یک حشره شناس چک که هنگام دیدار با سوسک در این منطقه ، وقتی او را ملاقات می کند ، عاشقانه با او درگیر می شود. پس زمینه های مختلف آنها در لحظات پراکنده و پر تب و تاب بازگشت به عقب برجسته می شود که در ابتدا کمی گیج کننده است اما در نهایت تأثیرگذارترین لحظات زندگی این شخصیت ها را بهتر از هر اندازه گفتگوی گفتاری به زندگی می آورد.

SPOOR: وقتی شکارچیان شکار می شوند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

با هم ، این مجموعه عجیب و غریب افراد آسیب دیده برای التیام زخم های عمیق یکدیگر کار می کنند ، و این تکامل روابط آنها است که باعث می شود فرد در بخش انسانی سرمایه گذاری کند اسپور حتی وقتی طرح داستان به نوبه خود ابروهای زیادی می زند ، و در پایان به اوج می رسد که از نظر خوش بینی تقریباً باورنکردنی احساس می شود – اگرچه خوبی این را می داند ، هم اکنون می توانیم کمی از آن خوش بینی استفاده کنیم. عجیب و غریب بودن آنها – اصرار دیزیو در داشتن بیش از 80 مالکیت ، اشتیاق دوشژکو به ایجاد نمودارهای ستاره ای برای هر کسی که درگیرش می شود – باعث می شود که آنها واقع بینانه تر احساس کنند و به خانه بپیوندند که چرا این روح های گمشده گوناگون به سوی یکدیگر کشیده شده اند ، عمیقا اشتباهات همدلانه در جهانی که قدرت و خشونت بیش از حد مردانه را جشن می گیرد.

این به بازیگران کمک می کند که بخصوص در نقش هایشان درخشان و باورپذیر باشند اگنیسکا ماندات-گرابکا بعید می دانم قهرمان آنارشیست Duszejko. علاقه او برای نجات حیوانات گاهی اوقات کمی خاموش می شود ، اما در قلب او غیرقابل انکار ، مهربانی قابل تحسین است که بیشتر انسان ها با آغوش گرفتن می توانند به خوبی از عهده آن برآیند. اسپور از نقص های او پرهیز نمی کند ، و او را به عنوان یک انسان ناقص اما خوش فکر در مقابل نوعی ابرقهرمان نابغه نقاشی می کند ، و این او را دوست داشتنی تر می کند. او همچنین فرصت های زیادی برای گرم و بامزه بودن دارد که در فیلمی با موضوعات تاریک مورد نیاز است.

SPOR: وقتی شکارچیان شکار می شوند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

صحبت از موضوعات تاریک ، یک هشدار: اسپور قاطعانه با خشونت علیه حیوانات مخالف است و برای نشان دادن نظر خود از تصویر آن روی صفحه پرهیز نمی کند. تصاویر دردناکی از غوطه وری روباه ها در قفس ها در مزرعه Wnetrzak وجود دارد و یک گراز وحشی در حالی که از جان گلوله یک شکارچی می میرد توسط دوسایجو گریان آرام می گیرد. بسته به حساسیت شما نسبت به این نوع محتوا ، اسپور ممکن است برای تماشای شما بسیار آسیب زا باشد. به عنوان کسی که نسبت به حیوانات احساس ترحم عمیق می کند ، این موضوع را بسیار ناراحت کننده می دانم.

خوشبختانه ، این لحظات وحشت با لحظاتی از حسن نیت ارائه می دهد زیبایی با شکوه از سینماگران جولانتا دایلوسکا و رافال پارادوفسکیاز نمای نزدیک حیوانات وحشی که به طور مسالمت آمیز در زیستگاههای طبیعی خود گشت می زنند و عکسهای گسترده ای از چشم انداز روستایی دوست داشتنی ، همه چیزهایی را که Duszejko برای نجات آنها بسیار مأیوس است جشن می گیرد. همراه آنتونی کوماسا لازارکیویچ نت موسیقی متداول ، همه تارهای دیوانه وار و ضربات کوبه ای ، نتیجه یک فیلم است که آنقدر ترقی نمی کند به تروریسم ( هلندیکی از منتقدان او را به انجام کار متهم کرد) چرا که می پرسد چرا ما جهانی را ایجاد کرده ایم که در آن برای بسیاری احساس می شود تنها گزینه است – پاسخ خشونت با خشونت وقتی که تنها چیزی که می خواهیم صلح باشد.

نتیجه

اسپور طرح یک رمز و راز قتل را با اخلاق یک افسانه به سبک قدیمی ترکیب می کند تا پیامی از عصبانیت محیط بان صالح – و نه به ذکر فمینیسم – برساند. این یک ترکیب عجیب و غریب است ، اما به لطف زنان با استعدادی که آن را روی صفحه نمایش چمن زده اند ، کار می کند.

شما چی فکر میکنید؟ فیلم مورد علاقه شما توسط آگنیسکا هالند چیست؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

Spoor در 22 ژانویه 2021 در VOD در دسترس است.


Spoor را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، کلیک های عوضی ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن ، یا نوشتن در مورد فیلم ها ، او را معمولاً می توان در توییتر با وسواس در مورد فوتبال ، BTS و گربه اش دید.

Once A Cop: پایان هویت در تعهد

در آخرین روز خود به عنوان کارآگاه قبل از بازنشستگی ، جری بلک کهنه سرباز خرخره (جک نیکلسون) بی هدف در اطراف دفتر کار بی خاصیت خود پیش می رود ، از پنجره او بیرون را نگاه می کند و با استفاده از قاب راه رفتن متوجه پیرمردی در خیابان می شود. این منظره ای نیست که او می خواهد ببیند – این منادی ضعف در آینده است ، نشاط کم رنگ ، استقلال از دست رفته است. او چشمانش را دور می کند و ترجیح می دهد به جای آن به تصاویر جوانی نگاه کند که هنوز روی میز او بسته نشده اند ، درگاه هایی از گذشته که در سیاه و سفید نوستالژیک حفظ شده اند – اما اینها راحتی راحتی برای او ندارند. آن روزها گذشته است و وقتی جری به آینه نگاه می کند ، به نظر می رسد چهره ای که به او خیره شده است می پرسد: تو دیگر کی هستی؟

جواب، شان پنها تعهد پیشنهاد می کند ، این است: هیچ کس. در جایی که شخصیت های دیگر شخصیت های اصلی شخصیت های خود را با محیطی مشغول می کنند که با جزئیات مشغول است ، پنفیلم را غیبت و خلا vo تعریف می کند. آن عکسهای قدیمی با لباس یکنواخت و میله ماهیگیری که به دیوار تکیه داده است ، تنها ردپای تاریخ جری است. یک کار ، یک سرگرمی ، بدون همسر ، بدون دوستان ، بدون خانواده – یک گرگ تنها و بدون توله.

ما احساس می کنیم که جری بلک ابتدا یک پلیس است و یک انسان آخر – نوعی مردی که در پرونده اش پرونده های پرونده بیشتر از خاطرات خوش است ، وقتی که با نوار صحنه جرم محاصره نشود ، دنیای او منطقی نیست. بازنشستگی از طریق نیرو فقط پایان کار او نیست – بلکه نابودی کل هویت او است. بدون نشان و اسلحه اش ، آیا او حتی وجود دارد؟

Pennpoint Precision

شان پن به توجیه یک بازیگر بزرگ یاد می شود (دیوانگی او که به کوکائین افزوده است) Carlito’s Way، خشم خام سالمونلا در او رودخانه مرموز، و مالیخولیای غر زده او در درخت زندگی، همه ویترین های نمایشگر استعداد او هستند) ، اما نه به عنوان یک کارگردان عالی – عملکرد او تاکنون بسیار نازک است ، بسیار پراکنده است. در بهترین حالت ، او یک صنعتگر تحسین برانگیز و محکم است (نگاه کنید به دونده هندی، اولین کارگردانی او ، یک درام متفکرانه الهام گرفته از بروس اسپرینگستین آهنگ “Highway Patrolman”). در بدترین حالت ، او بی اندازه بی رحمانه است (نگاه کنید به آخرین چهره، آخرین تلاش او ، یکی از عجیب ترین فیلم های ساخته شده در تاریخ). به نظر من تا حدودی مناسب است که فیلمبرداری باید به اندازه خود انسان بی ثبات باشد.

Once A Cop: پایان هویت در تعهد
منبع: تصاویر برادران وارنر

تعهد، که امسال 20 ساله می شود ، باقی مانده است پنموفقیت تاج گذاری در پشت دوربین – تصویری دقیق از عقاید لیز خوردن ، خطراتی که وقتی تمام احساس ارزشمندی یک مرد با پوستی شکننده برای حرفه اش همراه می شود ، ظاهر می شود. بعضی از پنتصاویر اینجا از نظر موضوعی به اندازه تصاویر بهترین فیلمسازان نو نوآر متراکم است و ترس وجودی مردی را که ناامیدانه پنجه می کشد به هر آنچه از زندگی قدیمی او باقی مانده است ، به تصویر می کشد.

فقط به عکسهای ابریشمی کند آهسته مهمانی بازنشستگی جری نگاه کنید ، که توسط فیلمبردار با ظرافت لنز گرفته شده است کریس منگس. همکاران جری بر قاب مسلط هستند ، چهره های سعادتمند و بدن شیار دار آنها روشن و واضح و با نور گرم روشن می شود ، در حالی که جری بدون شرکت در پیش زمینه مبهم شناور است – یک جزیره خالی و خارج از تمرکز در اقیانوس وجد اجتماعی. این موج جزر و مد تنهایی فقط توسط آن شدت می یابد جی کسیدیویرایش ، برش متقاطع بین زمین رقص و کشف یک دختر جوان مقتول در برف – بازنشستگی مرگ است ، و جری یک مرد مرده.

یا شاید هنوز نه. با ترک مهمانی خود ، یا شاید مراسم تشییع جنازه خود ، برای بررسی آخرین صحنه جنایت وی ، جری دچار یک تحول شگفت آور می شود – در حالی که او در سرزمین های شناخته شده ، قلمرو خود شکار می کند ، تیرگی جای خود را به وضوح می دهد. وی با مشاهده چشمان باتجربه ، از بی لیاقتی مشهود پلیس های اطرافش ، که یکی از آنها قلم را روی زمین نزدیک بدن می اندازد ، احساس نفرت می کند ، به یکی دیگر از آنها باید راهنمایی شود تا از نظر اثر انگشت ، کت قربانی را بررسی کند. این جایی است که جری ، جایی که همیشه به آن تعلق داشت ، تعلق دارد – در خاک با جسد ها و کیسه های اثبات ، وحشت های ناگفتنی را تجزیه و تحلیل می کند بدون اینکه احساس زیادی داشته باشد.

Once A Cop: پایان هویت در تعهد
منبع: تصاویر برادران وارنر

این نوع تقارن ، در پنطرح بصری ماهرانه و در نیکلسونعملکرد ظریف ، به عنوان پایه و اساس معماری احساسی فیلم عمل می کند – جری دنیای افراطی ، شکافها و انشعابات است. هنگامی که او وارد یک محیط اجتماعی می شود ، جری یک پوسته است – وقتی که کار می کند ، به طور رسمی یا غیررسمی ، هدف را غرق می کند. نیکلسون چشمان جری در هنگام سخنرانی بازنشستگی استاکاتو خود را عصبی در اطراف اتاق سرگردان می کند و دارت عصبی می زند ، چشمانش جری پرسه می زند و به طور عصبی در اتاق تکان می خورد ، اما پس از آن با تمرکز لیزر ثابت می شود که اخبار بد را به والدین می رساند کودک مقتول نکته ای کاملاً نگران کننده در مورد آن شکاف خاص وجود دارد – گویی او آنقدر غم و اندوه و جشن بسیار کمی را دیده است که اولی نسبت به دومی راحت تر شده است.

با قدیمی ، با جدید

فقط زندگی درونی جری نیست که از هم می پاشد. بدون اینکه هرگز اعلامیه های مستقیمی در مورد تنش های بین نسلی ارائه دهیم ، تعهد خود را نشان می دهد که در مورد یک آخرالزمانی فرهنگی خاص است ، زیرا عصر تجاوز به پلیس متکبر ، متجاوز مدرن ، زنگ مرگ ارزش های قدیمی در دنیای اجرای قانون است. جرزی و مری-اولسون کرومولوفسکیفیلمنامه جری را با نشانه هایی از زوال روشمند و اخلاقی احاطه کرده است ، از مکانی که در آن کارایی گلو – و در نتیجه بی فکر – کارایی به نام بازی تبدیل شده است. همانطور که جانشین خود ، استن کرولاک را تماشا می کند (آرون اکهارت) ، با اعتراف به اعتراف بی معنی یک مظنون از نظر عقلی ، جری متوجه شد که بازجویی دیگر رسیدن به حقیقت نیست – بلکه رسیدن به راحت ترین راه حل است تا همه بتوانند به موقع برای شام در خانه باشند.

ممکن است یک فیلم کمتر به جادوگری یا تقدیس جری برای ادامه کارش بپردازد ، اما تعهد هرگز مرتکب چنین باینری های تقلیل پذیر نمی شود – در عوض ، ناامیدی جری در برابر پایداری یکپارچگی مقدس در پلیس تحت تأثیر قرار می گیرد و با لحظه هایی که آسیب شناسی سیاه و سفید خود را به سطح خود می کشد ، خار ، حتی مبهم می شود. چه چیزی در صورت جری حک شده است وقتی او به یک پلیس جوان گوش می دهد که توصیف عجله آدرنالین الکتریکی برای دیدن کودکی است که گلو شکاف خورده است؟ بی تردید ، اما همچنین از یک میزان ناراحت کننده شناسایی نیز بیزار شوید – جری ممکن است با هیجان ارزان پلیس پلیس جوان بیهوش شود ، اما او باید تشخیص دهد که در برخی از سطح وابستگی خودش به دوام شر همانقدر تهوع آور است.

خدا یک پلیس است

بالاخره مدتها پس از بازنشستگی رسمی او واقعاً برای چه کسی در صدد حل این پرونده است؟ مادر دختر مقتول ، مارگارت لارسن (پاتریشیا کلارکسون) ، ظاهراً – این اوست که جری را وادار می کند که به خاطر نجات روح خود ، روی صلیبی که دخترش ساخته ، قسم بخورد تا قاتل را پیدا کند. اما واقعاً هرگز این احساس را نمی یابیم که واردات الهی این تعهد برای جری به همان معناست که برای مارگارت حتی اگر اصلاً برایش معنایی داشته باشد. نزدیکترین چیزی که او باید به صلیب بر روی دیوار خود داشته باشد لوح سپاه تفنگداران است ، او هرگز نماز نمی خواند ، و تنها بازدید او از کلیسا در توهم خشن پیچیده است ، زیرا او تصور می کند که به یک کشیش محلی که به گمان او بودن است شلیک می کند قاتل

Once A Cop: پایان هویت در تعهد
منبع: تصاویر برادران وارنر

اگر جری خدایی داشته باشد ، احتمالاً او لباس پلیس – پدر ، پسر و پلیس مقدس را پوشیده است. تعهد او بیشتر بهانه است تا یک وعده ، بیشتر خودخواهانه تا مقدس – تا زمانی که او هنوز دلیلی برای ادامه تحقیق دارد ، او هنوز هم دلیلی برای ادامه زندگی دارد. حتی وقتی به نظر می رسد که او موفق شده است زندگی خود را در اطراف یک خانواده جایگزین ، متشکل از پیشخدمت لوری مورد سو استفاده قرار دهد (رابین رایت) و دخترش کریسی (پائولین رابرتز) ، سرنوشت او به طور جدایی ناپذیری با قاتل مقید است. و هرچه خانواده صمیمی تر می شوند ، نیت های جری ، انگیزه های او نگران کننده تر می شوند.

Fritz’s Fire

جدا از چند مورد ویرایش گردباد ، که کاملاً از هم پاشیدگی روان جری را تأیید می کند ، نیمه دوم تعهد هرگز کاملاً با ظرافت بصری اولی مطابقت ندارد – اما یک عکس وجود دارد ، بالن کودک که به سرعت با آن دور می شود و این یک نکته جالب مقایسه بین متنی است. این تصویری است که آگاهانه برانگیخته می شود فریتز لانگشاهکار رویه ای 1931 ، م – فیلم دیگری در مورد تعقیب قاتل کودکان ، که در آن یک بالون دست خوش نشان به عنوان خشونت شنیع ظاهر می شود. از نظر ساختاری ، این دو فیلم نمی توانند تفاوت بیشتری داشته باشند – تعهد در حالی که وسواس فردی که خارج از یک موسسه بی علاقه فعالیت می کند متحرک می شود م با خشم جمعی ، بسیج یک شهر کامل ، فعال سازی هر منبع ممکن متحرک می شود.

اما در اینجا یک همسانی روانشناختی وجود دارد – نه بین جری و پلیس آلمان ، بلکه بین جری و قاتل سریالی ، پیتر لورهانس بکرت ، که در اوج لانگفیلم جنایی مجبور می شود که در جلوی دادگاه کانگورو ظاهر شود و به همین دلیل جنایتکار به او نزدیک می شود. بکرت در یک دفاع ناامیدانه از خود ، یک چیز نفرین شده در درون خود را توصیف می کند – آتش ، صدا ، رنج – که تمام توانایی های ذهنی دیگر را نادیده می گیرد ، انتخاب را ریشه کن می کند و او را مجبور می کند زندگی دیگران را نابود کند. یک آتش ، یک صدا ، یک عذاب – جری بلک را جلوی همان دادگاه قرار دهید ، از او بپرسید که چرا ، در پایان ، او زندگی یک کودک بی گناه را به خطر می اندازد تا انتقام کودک دیگر را بگیرد ، و شما فقط می توانید جواب مشابهی را استخراج کنید.


فیلم The Pledge را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

تحقیق وحشتناک: SPLINTER (2008) | استعلام فیلم

خوش آمدید به جدیدترین ، و گاهی اوقات جذاب ترین ستون ، اینجا در Film Inquiry – Horrific Enquiry. هر ماه دو بار با همه چیزهای ترسناک مقابله خواهم کرد ، هر ماه دو فیلم را دوباره به کانون توجهات می رسانم تا بار دیگر وحشت زده و وحشت زده شوند. و گهگاه به مواردی که می توانستند پاکت را بیشتر هل دهند ، نگاه کنیم. به ما بپیوندید که در قلب وحشت فرو می رویم ، اما هشدار می دهیم ، اسپویلرهایی وجود خواهند داشت.

با لگد زدن در ژانویه ، من الهام خود را در نزدیکی خانه یافتم ، تولد یکی از دوستانم یکی از فیلم های مورد علاقه خود را به صحنه می آورد – ترکش. این فیلمی بود که او مدت زیادی برای دیدن من تلاش کرده بود و از آن زمان دیگر نمی توانم فراموشش کنم. کیفیت یک درجه درجه فیلم وجود دارد ، و در حد وحشت با کیفیت بالا است و تقریباً احساساتی دارد. کنتراست عمیق و تنظیمات شبانه ، ماهیت شوم “موجود” فیلم و استفاده هدفمند از ترس و وحشت را افزایش می دهد. گرچه ، همزمان با اعتبار ، این جهش های در حال رشد است که در ذهن شما نقش می بندد. اجازه دهید ما را به وحشت شیرجه رفتن ترکش.

فقط یک ترفند است

از آن اول اولش، ترکش اتلاف وقت برای جلب توجه مخاطبان خود ، مقدمه ای بین حمله یک مأمور گاز محلی (با بازی توسط چارلز بیکر معروف به Skinny Pete از شکستن بد) و تیتراژ ابتدایی فیلم ، نمره با هر مرحله تغییر می کند ، حتی در زمان امتیاز فراموش نشدنی قتل عام اره برقی تگزاس. در حالی که شروع به عمل ، ترکش بلافاصله به روایت های کلاسیک فیلم B بازمی گردد ، در بعضی مواقع از نمایش زیاد و سرعت اجرای آن رنج می برد – هرچند بلافاصله پس از شروع بازی ، فیلم بلافاصله بازخرید می شود ، بلافاصله آن را ترک نکنید.

پرسش و پاسخ وحشتناک: SPLINTER (2008)
منبع: مگنولیا پیکچرز

به دنبال حمله به مأمور گاز ، بینندگان به بازیکنان اصلی ما معرفی می شوند: ست (پائولو کوستانزو) و پولی (جیل واگنر) تلاش برای اردو زدن برای جشن سالگرد خود و دنیس ()شی ویگام) و لیسی (حاشیه های راشل) فرار از قانون. کمی فیلم طول می کشد تا همه آنها دور هم جمع شوند ، اما لحظه ای که زندگی آنها به هم گره می خورد ، زمانی آغاز می شود که اکشن و بازی اصلی آغاز می شود.

این کار بسیار کوچک شروع می شود ، چهار نفر بر اثر یک حیوان عجیب و غریب که ماشین را خراب می کند ، درحال ساخت هستند ، اما هر کدام ویرانگرتر و با شکوه تر از گذشته است. آنچه که واقعاً اوج می گیرد ترکش هر شخصیت لحظه هایی را نشان می دهد که چه کسی است و بین هراس و وحشت است. فقط معتاد به مواد مخدر نیست که در مرگ خود سرگردان است ، بلکه یک زن جوان باهوش است که اعتیادش در یک بیماری روانی بالقوه عمیق تر است. پولی فقط دختری نیست که از پله ها بالا می رود ، او “ترقه ای” است که آماده و مایل به مبارزه است. و ست و دنیس ، آنها به تجزیه غیرقابل درک ساخت های سنتی ترسناک مردانه تبدیل می شوند – اما بعداً در مورد این موارد بیشتر.

تصاویر و موارد دیگر

تصاویر از ترکش چیزی است که پیدا کردم بیشتر با من مانده است برای بسیاری از فیلم های ترسناک از این طبیعت ، این تصاویر دلخراشی است که بیشتر به یاد می آورم – فیلم هایی مانند خوابگاه، اره و مکعب، فقط به ذکر چند ، به خاطر کشتن و طبیعت گرافیکی که در آن تصویب شده اند ، به یاد می آورند. ترکشاما ، متفاوت است. با تماشای دوباره فیلم ، خودم را متعجب دیدم که چه میزان از عصبانیت را به یاد نمی آورم ، و متوجه شدم که تصاویر و ساختن سنبله های در حال رشد بر روی قربانیان تأثیر ماندگاری در این سالها دارد. این سنبله ها یک خلوص و یک طبیعت شوم دارند ، برجستگی هایی که بیش از بدن مصرف کننده امتداد دارند ، و تصویر را وحشتناک تر از یک کشتن ساده تغییر شکل می دهند.

پرسش و پاسخ وحشتناک: SPLINTER (2008)
منبع: مگنولیا پیکچرز

ترکش نوعی وحشت در پارک نیست که قطعاتی مانند قشنگ و گاهی اوقات زیاده روی کنند. و به عنوان یک بیننده ، به احتمال زیاد سه برنامه عملی بهتر برای زنده ماندن در شب نسبت به شخصیت هایی که روی صفحه می پرند ، خواهید داشت. با این حال ، به همان اندازه سرگرم کننده است که ترسناک است ، موجود ناشناخته و به سرعت در حال حرکت چیزهای زیادی را برای ذهن شما پر می کند تا جای خالی را پر کند. جا دارد که خلاقیت ذهن بیننده به درون آن نفوذ کند ، تصاویر و نمره شدید را بدست آورد و بر اساس آن کار کند. و این همیشه تضمینی نیست که وقتی یک فیلم به فیلم نهایی خود می رسد ، می بینید که آرزوی بیشتری دارید ، اما ترکش دقیقاً به آن دست می یابد. به دنبال ناامیدی که دوازده سال بعد ، ما فقط مانده ایم که تعجب کنیم که چقدر واقعاً می توانست در ادامه آن بد شود.

Hypomasculinity در مقابل Hypermasculinity

در حالی که ترکش برای از بین بردن شیوهای ترسناک اطراف زنان در فیلم های ترسناک کار زیادی انجام نمی دهد ، یک بررسی جالب از نمایش های کلیشه ای مردان در یک فیلم ترسناک وجود دارد. به طور معمول ، بیشتر شخصیت های فیلم ترسناک ساخته شده برای ترسناک ، یک لایه هستند و عمق کمی فراتر از تصویر معمولی آنها فراهم می شود. هایپرماسکولین و هایپرماسکولین معمولاً به روشی قابل پیش بینی – که مرگ آنها به همین راحتی قابل پیش بینی است – زنده می شوند.

به طور سنتی ، یک مرد شیطان و یک مرد بیش از حد زنانه وجود دارد که به دلیل رفتارها و ویژگی های زنانه و عصبی “مجازات” می شود. در مقابل ، معمولاً پسر “بد” وجود دارد ، فردی سرسخت و جوان که فاقد احترام به زنان ، مردان یا دیگران است. هر دوی این شخصیت ها به طور معمول در فیلم های ترسناک درگذشت خود را پیدا می کنند ، این دومین شخصیت معمولاً اولین شخصیت هایی است که به دلیل رفتار ضعیف با زنان اطراف خود ، قدرت جنسی و رفتار ضعیف او روبرو می شود.

پرسش و پاسخ وحشتناک: SPLINTER (2008)
منبع: مگنولیا پیکچرز

اما با ترکش، یک دوگانگی ارائه شده است. زیست شناس در حال کار بر روی دکترای خود است و در حالی که او به عنوان زنانه تر به مخاطبان ارائه می شود (قادر به اردو زدن و معامله با محیط خارج و یا محافظت از دوست دختر خود نیست) ، تصویر چند لایه او فرصتی را برای نشان دادن ارزش و عمق او متفاوت فراهم می کند. او کسی است که جان خود را برای نجات آنها به خطر می اندازد ، او کسی است که عملکرد اولیه موجود را رقم می زند و دلسوزی می کند. او فقط فردی است که در نظریه ها ، رایانه ها و ابزارهای خود دفن نشده است (به رندی در مراجعه کنید) جیغ و جیغ 2 یا رابی در جیغ 4 – هر دو در طول قتل عام ها مست بودند ، و هر دو به پایان نابهنگام رسیده اند). او در یافتن راه حل و به ثمر رسیدن آن م effectiveثر است.

به همین ترتیب ، در مورد مرد سرسخت طرف مقابل قانون نیز می توان همین را گفت. به طور معمول او اولین کسی است که می رود ، مرگش نوعی قصاص برای نحوه زندگی اش است (نگاه کنید به Barry in من میدانم تو در تابستان قبل چکار کردی) با این حال ، در فیلم Splinter ، او نه تنها مجاز است تا آخرین اقدام فیلم ادامه یابد ، بلکه لحظات فزاینده ای از رستگاری به او داده می شود – مردی که به دنبال آرامش و شانس دوم است. در حالی که او تلاش خود را برای هدایت در سمت راست مسیرها انجام می دهد ، خشم خود را چندین بار از بین می برد ، همیشه یک تمایل اساسی برای تلاش وجود دارد. هنگامی که آنها در پمپ بنزین هستند ، او مشتاقانه سعی می کند یک متصدی را وادار کند تا او را برای جلوگیری از ردیابی به راحتی سرقت کند. او درباره پولی که می خواهد بازیابی کند ، ضرورت نهایی آن نه برای او بلکه برای مادر مردی که او کشته ، گناه و تمایل او برای اصلاح کارهای اشتباه گذشته صحبت می کند. همه اینها و موارد دیگر اوج خود را در آخرین لحظات ایثارگری او رقم می زند.

نتیجه: ترکش

همانطور که بسیاری از ما خود را در خانه ها ، قرنطینه ها و قفل هایی که هنوز جدا از زندگی روزمره است نگه داشته ایم ، بسیاری از آنها می بینند که به دنبال بازی های مجدد یا فیلم هایی هستند که گذشته را از دست داده اند. در دنیایی با گذشته ، اکنون زمان بازنگری است ترکش – یا برای اولین بار آن را کشف کنید. ناامید نخواهید شد

نظر شما در مورد Splinter چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


Splinter را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران

فیلمساز مستقل انسل فرج جوان شروع کرد ، و او هنوز هم جوان است. نویسنده / کارگردان به تازگی 29 ساله شده است ، اما شما نمی دانید که با نگاه کردن به رزومه کاری خود ، که در حال حاضر دو رقمی در اعتبارات کارگردانی است ، می دانید. آخرین سفر او ، دریاچه لون، که هم اکنون در صورت درخواست Blu-ray و video در دسترس است ، یک هیجان ترسناک بر اساس یک افسانه محلی واقعی در مینه سوتا، که او با آن همکاری کرده است ناتان ویلسون، که در فیلم با تهیه كننده همبازی است کلی ارین دکر. پیشکسوتان تلویزیون و فیلم دیوید سلبی و کاترین لی اسکات، که هر دو در سریال صابونی گوتیک مورد علاقه فرقه نیز بازی کردند سایه های تاریک، برجسته هستند سایه های تاریک سایه بلند می اندازد فرجدنباله روی صفحه است.

فرج به طور انحصاری با استعلام فیلم صحبت کرد.

جیم دیکسون برای استعلام فیلم: من این را جمع آوری می کنم دریاچه لون پیدایش خود را در یک افسانه محلی واقعی یا کمی از فرهنگ عامیانه دارد.

انسل فرج: این از این افسانه روستایی در آن منطقه ناشی می شود [of Minnesota] از مری جین، جادوگر دریاچه لون. همه تفسیر خاص خود را از افسانه دارند. بعضی ها می گویند سه جادوگر در گورستان دفن شده است ، برخی می گویند هیچ جادوگری وجود ندارد ، همه اینها توسط شخصی ابداع شد که در دهه پنجاه پمپ بنزین را اداره می کرد و فقط می خواست ترافیک داشته باشد ، اما همه ریشه در این منطقه دارد. و دوست من نیت ویلسون، که نویسنده این فیلم بود و نقش لویی را بازی کرد با این افسانه بزرگ شد. و تا زمانی که من او را می شناسم ، او در مورد آن صحبت می کند و می گوید: “من می خواهم این را به یک فیلم تبدیل کنم ، من می خواهم این را به فیلم تبدیل کنم.” و سپس سرانجام انجام داد.

50 سال پیش ، وینسنت پرایس قدم می زند تا سر جادوگر را ببرند …

من فکر می کنم این واقعیت که بر اساس چیزی منحصر به فرد و محلی ساخته شده است ، به آن یک جنبه کاملاً شخصی می بخشد ، و با این حال در همان زمان که من پیشگفتار را تماشا می کنم ، فکر می کنم “وای ، اگر او این کار را پنجاه سال می کرد پیش از این ، وینسنت پرایس قدم می زد تا سر جادوگر را سر ببرد. “

انسل فرج: نمی توانم انکار کنم جنرال جادوگر و Blood on Satan’s Claw. خون روی پنجه شیطان تأثیرات عظیم و عظیمی داشتند. من از تربیت منع شدم جنرال جادوگر در طول فیلمبرداری فیلم ، زیرا من خیلی در مورد آن صحبت کردم و همه را مجبور کردم آن را تماشا کنند و همه آنها را دیوانه کنم – من واقعاً می خواستم آن جو زمین و کل جان کوکیلون تصور می کنم شما می توانید آن را صدا کنید. من به شدت در فیلم می خواستم. من همیشه دوست داشتم یک قطعه ترسناک عامیانه بسازم. بنابراین وقتی نیت مدام در مورد آن صحبت می کرد ، این فرصت مناسبی برای کار در آن حوزه بود. با عرض پوزش ، این واقعا طعنه طولانی بود! [laughs]

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

نه نه به هیچ وجه. سوژه مصاحبه ای که بتواند پاسخ دهد مشکلی ندارد. خوب است زیرا کار من را بسیار راحت تر می کند.

انسل فرج: من پرشورم مرد!

من شور را دوست دارم شور خوب است. حالا ، برای اینکه نکته خیلی خوبی روی آن نگذارم ، اما من جمع کردم شما فقط 29 سالگی خود را جشن گرفتید.

انسل فرج: آره ، دوشنبه پیش.

خوب ، یکی ، تولدت مبارک ، این باعث می شود که تقریباً هم سن دخترم باشی. دو ، به نظرم واقعاً جالب است که فردی به اندازه شما جوان نسبت به برخی از مواردی که کودکی من را تعریف کرده است ، چنین علاقه خاصی دارد.

انسل فرج: [laughs] من که زیاد دریافت می کنم

سایه های تاریک… به عنوان داستان های قبل از خواب…؟

واضح است که ما هر دو هستیم سایه های تاریک طرفداران …

انسل فرج: آره

اگرچه من برای اولین بار شاهد اجرای آن بودم – از دیدن گسترش این فرقه خوشحالم. شما دو مورد از محبوب من دارید سایه های تاریک اعضای بازیگران در دریاچه لون: دیوید سلبی که اتفاقاً در این فیلم درخشان است – اجرای فوق العاده فوق العاده – و کاترین لی اسکات که به سادگی یکی از بازیگران محبوب من است. چگونه با این افراد ارتباط برقرار کردید؟

انسل فرج: خوب ، برای شروع ، مادرم با نمایش بزرگ شد. او یکی از بچه هایی بود که از مدرسه برای تماشا به خانه می دوید سایه های تاریک. در سال 1986 ، کاترین اولین کتاب خود را منتشر کرد ، My Scrapbook Memories of Shadows تاریک. او آن را خریداری کرد و آن را از روی خودکار و کل مصیبت انجام داد ، و سپس من همراه شدم ، و او از من می خواست که قوس های داستان را از داستان به عنوان داستان های قبل از خواب برای من تعریف کند ، بنابراین من می شنوم که وقتی جولیا سعی کرد بارناباس را درمان کند و او را برگرداند قدیمی

وای. به نظر می رسد مادر تو با مادرم خیلی متفاوت است.

انسل فرج: [laughs] بنابراین من با آن بزرگ شدم – این چیزها را به عنوان داستان قبل از خواب می شنوم ، و سپس نگاه می کنم به[[کاترین لی اسکات]کتاب همچنین مایلم عکسهای پشت صحنه ساخت نمایش یا ساختن آن را ببینم خانه سایه های تاریک و این همه نوع جذاب بود. من در آن زمان جوان بودم ، احتمالاً فقط مثل سه یا چهار نفر بودم. و خانه سایه های تاریک بالاخره به نوار فیلم رسید

این به شما می گوید چند وقت پیش – و ما آن را اجاره کردیم و مادرم هرگز آن را عجیب ندیده بود – او دیده بود وحشت دانیچ در رانندگی ، بنابراین من آن را نمی فهمم. اما من به شرط بندی کارولین رسیدم و این مرا آزاد کرد. و مادرم وارد اتاق شد و دید چقدر خشونت آمیز است ، این چیه؟ و آن را بیرون آورد من در همان زمان آسیب دیده و در عین حال شیفته بودم و دیگر نمی توانستم درباره آن فکر کنم. بالاخره پدر و مادرم را متقاعد كردم كه نوار ویدئویی را دوباره اجاره كنند تا دوباره امتحان كنم. فقط 45 دقیقه از زمان فیلم می گذرد. هر زمان. یک سال طول کشید تا آن فیلم را تمام کنم – دائماً مرا از خود دور می کرد. اما من آن را دوست داشتم.

و چند ساله بودید که برای اولین بار این را می دیدید؟

انسل فرج: پنج یا شش؟

خوب ، بله ، برای آن یکی کمی جوان است.

انسل فرج: درست.

من وقتی بیرون آمد احتمالاً 12 یا 13 ساله بودم و تمام محله برای دیدن آن به تئاتر ایالتی قدیمی در شنکتادی نیویورک سفر می کردند. بنابراین من آن را برای اولین بار در یک صفحه بزرگ دیدم – در یک صورتحساب مضاعف با پولانسکی قاتلان خون آشام ترسناک، راستی.

انسل فرج: چه خوب. این یک فیلم عالی است.

آن روز بعد از ظهر تأثیر کاملاً سازنده ای در کل زندگی من داشت.

انسل فرج: [laughs] عالی!

شخصاً هنوز هم در نظر دارم خانه سایه های تاریک تا یکی از بهترین فیلم های خون آشام مدرسه قدیمی باشد. و برای ما که بسیار عجب آور بودیم که عادت کرده بودیم بارناباس را تقریباً به عنوان یک ابرقهرمان نشان دهند. منظورم این است که او یک شنل می پوشد ، او ابرقدرت هایی دارد ، می دانید؟

انسل فرج: بله – در گذر زمان

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

همه ما عادت داشتیم که او اساساً پسر خوبی باشد. و او مانند یک پسر خوب در این فیلم عمل نمی کند.

انسل فرج: بله ، او کاملا بی رحمانه است.

من برای اولین جشنواره بین المللی فیلم Sleepy Hollow در پاییز گذشته حضور نداشتم و آنها چنین کار خوبی انجام دادند. کاترین لی اسکات برای آنجا بود سایه های تاریک روز و آنها صفحه نمایش را انجام دادند خانه سایه های تاریک برای یک خانه بسته بندی شده.

انسل فرج: خوب. آره و آنها تریلری را برای نمایش دادند دریاچه لون ، هم.

بله ، در واقع ، ما آنجا را دیدیم. و اتفاقاً کاترین لی اسکات خیلی درباره شما صحبت می کند. اما دیدن تأثیر آن بسیار عالی بود خانه سایه های تاریک هنوز مخاطبان دارد. بنابراین مادر شما یک نسخه خودنویس از کتاب کاترین لی اسکات گرفت …

انسل فرج: او فقط او را به عنوان یک طرفدار گذر ملاقات کرد. و این دوباره در سال 1986 بود. اما این کتاب برای من مهم بود زیرا در پشت صحنه داشت ، ساخت یک نمایش تلویزیونی ، به طور کلی فیلم سازی را نشان می داد. و قبلاً هرگز در معرض آن نبوده ام. من می توانستم دوربین ها را در استودیو و نحوه کار همه چیز را ببینم.

بنابراین ، می دانید ، در حال تماشای تلویزیون یا تماشای فیلم از تلویزیون ، من شروع به فکر کردن در مورد چگونگی واقعی ساختن آنها کردم ، می دانید ، این فقط اتفاق نمی افتد و من این چیز را تماشا می کنم. یک فرایند کامل برای این وجود دارد.

اما این همه مثل وقتی است که من واقعاً جوان هستم و نمی توانم کاملاً این ایده ها را شکل دهم. مثل اینکه من شروع به جمع آوری همه چیز کردم به هر حال داستان کوتاه کوتاه است. 2012 همراه با تیم برتون [[سایه های تاریک فیلم سینما]بالا آمدن – خوب ، نه قبل از آن ، وقتی نوجوان بودم ، حدود 15 ، 16 سال ، اولین بار را نوشتم دکتر مابوس فیلم بنابراین من همیشه این رویای عجیب و غریب لوله را داشتم که می دیدم جری لسی به عنوان دکتر مابوز چون تراسک مرا از بچگی رها کرد.

جری لسی بازیگر خوب لعنتی است.

کاترین لی اسکات: “چند ساله گفتی …؟”

انسل فرج: بله ، او خوب است. همه آنها بازیگران خارق العاده خارج از کشور هستند سایه های تاریک. و هیچ کس واقعاً در این باره صحبت نمی کند. هیچ کس هرگز این موضوع را برجسته نمی کند. اما به هر حال 2012[[تیم برتونسایه های تاریک]فیلم می آید ، و من فکر می کنم اکنون 20 ساله بودم. من آن فیلمنامه را هنوز داشتم و همیشه به آن فکر می کردم. و با انگیزه ، من فقط تصمیم گرفتم که فقط می خواهم این را به آنجا بفرستم کاترین لی اسکات.

و من در پیدا کردن چگونگی برقراری ارتباط با او بسیار شیطنت کردم ، اما با او ارتباط برقرار کردم و آن را برای او ارسال کردم. و من گفتم ، من یک بچه 20 ساله هستم ، با نمایش بزرگ شدم ، من این فیلم را می سازم ، این قسمت را برای شما نوشتم ، آیا شما علاقه مند می شوید؟ او چند ساعت بعد به من ایمیل زد و من واقعاً هیجان زده شدم. او گفت ، “خوب ، خوب فیلمنامه را برای من بفرست ، و من می بینم که شما در مورد چه چیزی صحبت می کنید.” او فیلمنامه را خواند و گفت: “من دوست دارم با شما ملاقات کنم.” و این وحشت آور بود. بنابراین من در هالیوود جلسات انتخاب بازیگران فیلم را می گذراندم ، و او به استماع آزمون آمد. فقط ملاقاتم

فکر نمی کنم او اعتقاد داشت که من فیلم نامه ها را نوشتم چون او مانند این بود که این شکل عجیب و غریب به من می دهد: “چند ساله هستند تو “، مثل اینکه چیزی بی فایده بود. اما سپس او شروع به پرسیدن س meالاتی از من کرد که چگونه این فیلم را می بینم و من توانستم جواب های مشخصی در مورد بینایی و تأثیراتم به او بدهم. یکی از سالاتی که وی پرسید این بود – نمی دانم اولین مورد را دیده اید یا نه دکتر مابوس – اما اسپویلر ، او از بالای یک ساختمان می پرد – و مانند او است ، شما چگونه می خواهید این کار را در یک گاراژ انجام دهید؟ از آنجا که من قبلاً یکبار پریده ام ، در یک فضای بسیار تنگ ، پس چگونه می خواهید این کار را انجام دهید؟

و من به او توضیح دادم که چگونه این کار را انجام دهیم ، و او مانند اوکی است ، و یک چیز به چیز دیگری منجر شد ، من با جری تماس گرفتم ، و سپس جری سوار شد ، لارا [Parker] سوار شد و ناگهان داشتم داشتم از این فیلم فیلمبرداری می کردم و در 20 سالگی در یک گاراژ در یک فضای هشت در هشت بدون میکروفون بسیار مورد توجه قرار گرفتم و زندگی بسیار عجیب است. [laughs]

من فکر می کنم کاترین لی اسکات ، در دو صحنه در دریاچه لون.

انسل فرج: بله ، یک سوم وجود دارد که قطع شد. ولی آره.

من جادوگر تو را جمع کردم ، کلی ارین دکر ، حکایتی دوست داشتنی درباره فراموش کردن یک قطعه لباس داشت.

انسل فرج: آره پیش بند او. بله ، باید بگویم در آن زمان من حتی از آن مطلع نبودم تا زمانی كه كلی ماجرا را هنگام انجام کارهای پشت صحنه تعریف كرد. منظورم این است که من با یک میلیون چیز دیگر که در جریان بود سر و کار داشتم. اما این کاترین است.

کاترین پیش بند مادربزرگش را به او داد تا برای یکی از صحنه های کلیسا از آن استفاده کند زیرا او آن روز در پاتوق بود تا صحنه خود را برای ما بسازد. مثل اینکه شاید بتوانم شخصاً حرف بیشتری در مورد خودم و کاترین بگویم. کاترین به نوعی دروازه ورود به داخل بود سایه های تاریک زمین و ملاقات با همه و آنچه که به نظر من بسیار جذاب و نحوه کارکرد زندگی بود همانطور که گفته بودم همانطور که شروع کردیم ، مادرم کتاب کاترین را گرفت. و این اولین مقدمه من در ساخت فیلم بود سایه های تاریک، به ژانر گوتیک و بنابراین من همه چیز را ابتدا ، به طرز عجیبی ، از طریق کاترین ، از کودکی ، اگر خیلی دور یاد گرفتم.

بزرگ شدن و تماشای نمایش و خانه سایه های تاریک دوباره و دوباره. و سپس در مورد اولین نوع من ، نقل قول ، حرفه ای ، بگویید که یک فیلم کم حرف “حرفه ای” ، کاترین اولین کسی است که ملاقات می کنم ، وارد هیئت مدیره می شود و به نوعی مرا راهنمایی می کند – ابتدا او به من کمک کرد تا متقاعدش کنم لارا پارکر برای حضور در این فیلم ، و بعد مثل “اوه ، شما باید صحبت کنید کریس پناک” سپس “اوه ، شما باید با دیوید سلبی صحبت کنید” ، و “شما باید صحبت کنید جیم پیرسون

اساساً ، او به من کمک کرده است تا شروع کنم و به طرز باورنکردنی به من کمک کرده است – مانند نحوه نوشتن بیانیه مطبوعاتی ، نحوه گفتگو با بازیگران ، چگونگی انجام کارها در صنعت واقعی. هر وقت مشکلی یا درخواستی یا چیزی پیش آمد ، او را صدا می کنم و او آنجاست. او برای من مانند سنگ است ، و من فوق العاده از او سپاسگزارم که او و همه کمک های او را می شناسم. فقط نحوه کار کردن بسیار خنده دار است. همانطور که گفتم ، ابتدا از دوران کودکی از او یاد می گیرد ، و اکنون ، در زندگی واقعی ، او در آنجاست و من هنوز هم از او یاد می گیرم.

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

من چندین تماس تلفنی با او انجام داده ام و چند بار شخصاً با او مصاحبه کرده ام ، و او همیشه فوق العاده بخشنده بوده است. او یک قصه گو عالی است. و همانطور که می دانید ، اگر کتاب های او را بخوانید ، او می تواند بنویسد. بانوی بسیار باهوش ، بازیگر زن بسیار جدی. من خوشحال شدم که او را دیدم که یک فیلم آبدار را در فیلم شما گرفته است. فکر می کردم او عالی است.

دیوید سلبی فقط می خواهد یک پسر را بازی کند

انسل فرج: او بود. آن قسمت را برای او نوشتم. دیوید [Selby] و من می خواستم با هم کار کنم … دیوید مرتباً می گفت ، من فقط یک پسر می خواهم ، فقط یک پسر به من بده. بنابراین ، وقتی در حال نوشتن فیلمنامه هستیم ، من مثل این هستم ، من می خواهم با دیوید سلبی در این مورد صحبت کنم ، و نیت ، مانند “او هرگز این کار را نخواهد کرد”. و من مثل این هستم ، “من فکر می کنم او این کار را خواهد کرد زیرا او فقط می خواهد در نقش یک پسر و اموری فقط در یک کشاورز بازی کند.” بنابراین آن را ارسال کردم.

و سپس او همه هیجان زده است ، او می خواهد آن را انجام دهد. و سپس من “بسیار خوب ، خوب ، کاترین عصبانی خواهد شد اگر ما برویم و ما یک فیلم در مینه سوتا بسازیم ، به خصوص اینکه او اهل مینه سوتا است ، بنابراین ما باید کاری کنیم … بنابراین اکنون ، ما این ایده را عقب انداختیم – چطور شما این کار را هدفمند قرار می دهید زیرا در اصل بخشی از فیلمنامه نبوده است. و سپس ما آن را کار کردیم و آن را پیچیدیم و سپس اینگونه شد ، “Nate ، ما کاملاً به این نیاز داشتیم. ما به این شخصیت احتیاج داشتیم. “

ما به این موضوع اضافی احتیاج داشتیم زیرا چیزهای زیادی به کشیش و آنچه در گذشته می گذشت داد. من او را صدا کردم و من مانند “کاترین ، ما این کار را در مینه سوتا انجام می دهیم. و شما می خواهید همسر دیوید سلبی را بازی کنید. و نمی توانید نه بگویید. ” و او فقط می گوید ، “کی مرا می خواهی.” او در آن زمان در نیویورک بود و با پرواز به لس آنجلس ، برای گرفتن ، فکر می کنم لباس او از زمانی بود که خانه ای کوچک در چمنزار. او لباس خود را بیرون آورد و همه چیزهایی که با آن پرواز کردند به عقب نیویورک، منتظر ماند تا زمان آن فرا برسد و سپس به مینه سوتا پرواز کند. برادر و خواهرشوهرش او را از آنجا راندند مینیاپولیس، سه ساعت پایین به دور دریاچه جایی که در حال تیراندازی بودیم. همه ما شب را با هم گذراندیم. روز بعد ، همه ما به سمت روستای پایونیر حرکت کردیم. و سپس او رفت و به مدت یک هفته با خانواده اش رفت و آمد داشت. و من همان بودم که می دانید ، این فقط نحوه کار ما است.

در واقع این یک داستان الهام بخش برای هر فیلمساز جوانی است که فکر نمی کند قادر به انجام آن هستند. اگر نپرسیدید ، پاسخ همیشه منفی است.

انسل فرج: اما اینطور نیست که من فقط نشسته باشم و گفتم ، “اوه ، من می خواهم یک فیلم بسازم.” من از پنج سالگی این کار را کردم بعد از دیدن خانه سایه های تاریک و سپس با فیلم های هیولا جهانی ، به طور خاص ، بزرگ می شوند روح اپرا – این دو موردی بودند که باعث شدند من بگویم “من می خواهم این کار را انجام دهم ، زیرا احساسی را که هنگام تماشای این احساس احساس می کنم دوست دارم ، بنابراین می خواهم این کار را با افراد دیگر انجام دهم.” می دانید ، مثل دوربین های ویدئویی قدیمی دهه 1990 ، با شخصیت های اکشن و دوستانم از مدرسه وقتی می توانستم آنها را به یکی از آنها ببندم ، فیلم ها را با استفاده از نوار ویدئویی می ساختم. من همیشه فیلم می ساختم.

[laughs] من در حقیقت به یاد می آورم که وقتی آنها برای اولین بار نوار ویدئویی را داخل کاست قرار می دادند. من در آن زمان در دانشگاه بودم. زمانی که من یک فیلمساز دانشجویی بودم ، ما در واقع از این موارد به نام فیلم استفاده می کردیم. شما باید آن را توسعه داده و همه چیز. و اگر با نورسنج پیچ کردید ، واقعاً ناامید خواهید شد.

انسل فرج: من دوست دارم روزی با فیلم بازی کنم ، دوست دارم آن را ببینم.

هرچند که دیجیتال از من دور شده است می توان انجام دهید – مقدار نوری که نیازی ندارید. من می توانم با خودم فیلم بگیرمتلفن در نور کم که هرگز نمی توانید فیلم را در معرض آن قرار دهید.

انسل فرج: درست؟ در رزولوشن 4k نیز. کاری که اکنون می توانیم انجام دهیم مسخره است.

اکنون می توانیم وضوح بهتری نسبت به دوربین فیلمبرداری با کیفیت حرفه ای در سال 1978 از یک گوشی هوشمند دریافت کنیم.

انسل فرج: آره این دیوانه است بله ،

بنابراین دریاچه لون دیوید سلبی ، بازیگری که از آن زمان تحسینش کردم ، حضور دارد سایه های تاریک. او یک بت بچه روزی بود که کوئنتین کالینز را بازی می کرد و هنوز هم یک مرد خوش تیپ خوش تیپ است. چقدر بلند است او؟

انسل فرج: او بلند است ، مرد. منظورم این است که ، او باید مثل شش دو تا شش شود – او خم می شود ، مثل اینکه وقتی بازی اموری را قوز می کند[کهدر[inدریاچه لون]. اما وقتی او راست می شود و می شود دیوید سلبی ، مثل اینکه او یک مرد بزرگ است. منظورم این است که آبراهام لینکولن چیزی شوخی نیست

[دیویدسلبیدرسال1998نقشآبراهاملینکلنرابازیکرد[DavidSelbyplayedAbrahamLincolnona1998episodeofیک فرشته لمس کرد]و این شخص در واقع در کارت های تجارت بوده است.

انسل فرج: آره وقتی او برای فیلمبرداری وارد Round Lake شد – این فیلم یک راز بود – اما این شهر فقط مانند 150 نفر است و کل شهر از این فیلم اطلاع داشتند. اما پس از آن کوئنتین کالینز به شهر آمد و دوست من نیت ، که در این شهر بزرگ شده بود ، مانند “من نمی توانم اعتقاد داشته باشم که مردم در اینجا چگونه عمل می کنند” ، زیرا آنها او را می دیدند و “اوه خدای من” ، و در گروه فیس بوک شهر که کوئنتین اینجا بود یا ریچارد چانینگ از شاهین کرست اینجا بود ، و همه در حال آمدن به داروخانه بودند و می خواستند بدانند “اگر دیوید سلبی اینجا است” ، و بسیار وحشی بود. و من مثل من به شما بچه ها گفتم من می دانستم که این کار نمی خواهد. هیچ کس به من گوش نمی دهد.

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

وقتی در مکان فیلمبرداری می کنید ، گروه های فیلمبرداری ، حتی گروه های کوچک فیلم ، جمعیت را به خود جلب می کنند.

انسل فرج: برای هر سه ما [myself and producer/co-stars Nathan Wilson and Kelly Erin Decker]، این یک پروژه اشتیاق بود. همانطور که گفتم ، نیت با این همه چیز بزرگ شد و مدتها بود که می خواست این فیلم را بسازد. و ما برای نوشتن فیلمنامه خیلی اوقات خوبی داشتیم. ما مجبور بودیم این فیلم را بسازیم و لحظات زیادی وجود داشت که به فیلم رسید ، آیا این اتفاق حتی می افتد؟ آیا این حتی امکان پذیر است؟ و ما دقیقاً مثل این بودیم: “ما باید این کار را بکنیم ، اگر این کار را نکنیم چه کار می کنیم ، ما فقط می خواهیم اینجا بنشینیم و چیزی نداریم ، و یک سال می گذرد و ما هیچ کجا نباشید – ما باید این کار را انجام دهیم ، بچه ها. “

هر کسی که Blu-ray دارد باید ویژگی پشت صحنه را تماشا کند زیرا در واقع بسیار سرگرم کننده است. درباره واقعیت های ساخت فیلم با بودجه کم ، نظیر “ما توانایی خرید لوون های تقلبی” را نداریم. من بسیار تحت تأثیر ابتکار تهیه کننده شما و کل نگرش “خوب ، ما خواهیم فهمید که چگونه خودمان را ایجاد کنیم” بود.

انسل فرج: آره ، کلی [Erin Decker]. کلی یک هدیه خدایی است. کلی یک جادوگر است اما مانند یک جادوگر خوب است. او اتفاقات را می اندازد.

من اخیراً با برخی از افراد که روی آنها کار کرده اند صحبت کردم هم اتاقی می خواست چندی پیش ، و آنها فقط تأثیرات عملی مردم را برای مدت یک روز در صحنه داشتند و نگرانی واقعی در مورد کمبود خون وجود داشت.

انسل فرج: آره من معتقدم که من معتقدم که

من معتقدم که پیش گفتار و فلاش بک های شما مورد اصابت گلوله قرار گرفته است – جایی در ماساچوست جایی نیست که من را به نام دهکده استوربریج (Sturbridge Village) بنامند ، جایی که آنها یک تفریح ​​کامل در یک دهکده استعماری را تجربه کرده اند – و من شما را در جایی مانند این مکان شلیک می کنم .

انسل فرج: بله ، این یک داستان خنده دار است. بنابراین ، هوم ، وقتی آن را نوشتیم ، فیلمنامه همچنان ادامه پیدا می کرد که من و نیت فقط آن را می نوشتیم ، مثل اینکه ، ببینیم چه چیز دیگری می تواند با کشیش ادامه یابد؟ و ما فکر کردیم ، خوب ، “بیایید یک کلیسا داشته باشیم” ، و ایده احمقانه اصلی ما این بود که یکی از اتاق های خانه انبار قدیمی را به هیئت داوران تبدیل کنیم و آن را به یک چیز کلیسایی جعلی تبدیل کنیم. و سپس کلی اینگونه بود: “چه جهنمی برای شما دو نفر است؟ به چه جهنمی فکر می کنی؟ ما به یک کلیسا نیاز داریم. “

بنابراین او کتابی در مورد کلیساهای تاریخی در کل ایالت مینه سوتا گرفت ، به این منظور که اگر کلیسایی را پیدا کنیم که درست باشد ، ما می توانیم به هر کجا که این کلیسا باشد رانندگی کنیم و سکانس های آنجا را شلیک کنیم. و بنابراین ما در حال آماده سازی کل فیلم در لس آنجلس هستیم ، و نیت به عقب برمی گردد و به طور دوره ای خانواده اش را می بیند. برای اینکه به شما زمینه بدهیم ، ما در نوامبر 2017 شروع به نوشتن کردیم و فیلم را در سپتامبر 2018 فیلمبرداری کردیم. بنابراین ، این باید ماه مارس ، آوریل ، تابستان باشد و ما نمی دانیم که کجا می خواهیم این کلیسا را ​​تصویربرداری کنیم.

و نیت به خانه برگشته است ، [scouting] مزارع – نمی دانم او چه بود – فکر می کنم داشت پیدا می کرد [locations for] سکانس های محراب – صحنه های قربانی کردن و معاشرت با خانواده اش. او در حال بازگشت به فرودگاه بود و اتفاقاً فقط ده دقیقه از مزرعه خانواده اش به اتوبان نگاه کرد. این کلیسای تاریخی قدیمی و همه این بناهای قدیمی وجود دارد ، و او مانند “اوه ، گه ، بله ، دهکده پیشگامان ، من این موضوع را کاملا فراموش کردم.” او برگشت و گفت ، “سلام بچه ها ، من كاملاً دهكده Pioneer را فراموش كردم. آنها همه این ساختمان های قدیمی را دریافت کرده اند – آنها مانند سه کلیسا در آنجا شده اند … “

و بنابراین ما به آن نگاه کردیم. معلوم شد که معلم انگلیسی کلاس هشتم او ، می خواهم بگویم ، در هیئت مدیره دهکده پایونیر بوده است. او آنها را صدا کرد ، “من نیت ویلسون هستم” ، آنها می دانند او کیست ، شهر 150 نفره ، و او به آنها گفت که من این فیلم را انجام می دهم ، و آنها مانند “بله ، فقط بیا پایین”. خیلی باحال بود

فیلم سازی مستقل در لس آنجلس عوضی است. این LA است ، این شهر صنعتی است ، هالیوود است. همه در اینجا این کار را می کنند ، آنها می توانند در مورد آنچه شما انجام می دهید و آنچه شما انجام نمی دهید گریه کنند. مهم نیست اگر می خواهید کاری انجام شود ، باید خم شوید و مقدار X چندین رقم داشته باشید تا هر چیزی را در هر مکانی بدست آورید. همه چیز در مورد پول است. من یک بومی LA هستم. من هرگز چیزی خارج از LA شلیک نکرده ام. ما یک تیم سه نفره به اضافه پسر صدا هستیم[[دیوید کارون]و پسر دوربین[[کریستوفر لنگ]، و اساساً بلاک لک خودمان را داشته باشیم ، با هر نوع مدرسه کلیسایی ، همسریابی ، خانه های قدیمی ، همه این چیزهایی که در اختیار ماست برای دویدن و بازی کردن – مثل خرده بازی جهانی بود. من بهترین زمان زندگی ام را گذراندم. اما این همان جایی بود که ما سکانس های دهه 1880 را فیلمبرداری کردیم. اتفاقاً در یک روز

جمع کردم شما وقت زیادی برای این کار ندارید

انسل فرج: شلیک شانزده روز ، مرد.

رعد و برق روی نشانه

و شما به یک طوفان احتیاج داشتید و در حقیقت یک طوفان را گرفتید

انسل فرج: اوه ، آره! [laughs] منظورم این است که شما همچنین می توانید صاعقه را در یک نقطه به کلیسا بشنوید. همانطور که در حال معاشرت در حال تیراندازی بودیم ، همانطور که در حال فیلمبرداری صحنه ای بودیم که دیوید سلبی می گوید ، “من خدا را باور نمی کنم …”

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

[Laughs] و صاعقه به کلیسا برخورد می کند.

انسل فرج: و صاعقه درست بیرون می زند. و کاترین مانند “این به خاطر همه انفجارهایی است که در جریان است” ، و من مانند “بیایید این کار را انجام دهیم.” می دانید که ما در این کابین تخته سه لا کوچک ، تنگ و اصلی 1800 هستیم که می تواند با شمع به راحتی آتش بگیرد. و بنابراین بله ، رعد و برق. سرگرم کننده بود ، مرد. بهترین زمان زندگی من بود. شوخی نمی کنم.

و در واقع شما مرد برجسته خود را در هنگام رعد و برق چتر فلزی بر روی اپراتور دوربین خود نگه داشته اید تا بتوانید از برخورد صاعقه عکس بگیرید. شما به معنای واقعی کلمه از ستاره می خواهید که یک میله برق باشد.

انسل فرج: باید بگویم که من از ستاره نمی خواستم. ستاره مثل این بود: “کریس ، بیا بریم ، بیا برویم مرد”. من و ستاره و جادوگر در پروژه برابر هستیم. هیچ نوع سلسله مراتبی وجود نداشت. این فقط آن چیزی است که ما هستیم ، زیرا این کاری است که ما دوست داریم انجام دهیم. اون نیت بود هیچ کس از ما حتی به چیزی از این فکر نکرده است ، فکر می کنم تا مثل روزها بعد. این رعد و برق ، باران سیل آسا است ، و ما همه جا کابل داریم. فقط یک نوع پلاگین تولید کننده اساسی وجود دارد که Pioneer Village با مهربانی به ما اجازه استفاده از آن را داد رایگان.

بنابراین ، همه این کابل ها را داریم که از کلیسا به آن طرف مزرعه به داخل انبار ، به این چیز دیگر و باران سیل آسا می ریزند. و پایه های فلزی C که چراغ هایشان روی آنها با کابل و غیره است. و کریس ، DP ما ، مانند این است: “خوب ، بیایید فقط کابل را در کیسه های زباله بچرخانیم.” پس از آن مانند ساعت دو بامداد است که ما تمام شب را شلیک کرده ایم و کلیسا و همه چیز را کفر و سوزانده ایم و باید همه این موارد را جمع کنیم و این فقط خود ما هستیم که می توانیم این کار را انجام دهیم. او حتی دیوید سلبی است ، او مانند کابل را ساعت دو با رعد و برق و آنچه در آن نیست با آبگیرهای بزرگ و سیم سیم برق گرفته است و فقط آن را انجام می دهد. می دانید ، این بهترین روش برای انجام آن نیست. اما شما باید آنچه را که باید انجام دهید انجام دهید. بله من هستم. اما این به شما می گوید که دیوید برای ساخت فیلم نیز مانند آن است. بدون سلسله مراتب او فقط بخشی از گروه است.

دریاچه لون با برخی از موضوعات نسبتاً سنگین سروکار دارد. منظورم این است که این یک فیلم ترسناک است و سرگرم کننده است – این نوع پرش ها را شنبه شب ، تاریخی که تماشاگران فیلم به دنبال آن هستند فراهم می کند ، که صادقانه بگویم ، آنها انتظار دارند از یک فیلم که با نفرین جادوگر سروکار دارد – اما شما همچنین در مورد ایمان ، خرافات در برابر عقل ، احساس مردم در مورد مرگ صحبت می کنید … منظورم این است که به نظر من چیزهای نسبتاً بالغی در اینجا وجود دارد که از برخی نویسندگان صریحاً جوان بیرون می آیند.

انسل فرج: فقط همین رول می شود. ما نمی خواهیم یک فیلم ترسناک ارزان بسازیم ، ما می خواهیم یک چیز اساسی بسازیم زیرا در نهایت آنچه را که می خواهیم تماشا کنیم می سازیم. شما می توانید راه ساده ای را طی کنید – مفهوم اصلی نیت وقتی او 15 ساله بود ، نوجوانانی بودند که از کنار قبر جادوگر عبور می کردند ، و جادوگر برمی گردد و همه آنها را می کشد. این مفهوم اساسی آنچه اتفاق می افتد است: جادوگر می آید و شما را می کشد. و می توانید خیلی راحت این کار را در جایی که اجساد پوسیده دارید انجام دهید. این به من یادآوری می کند – اتفاقاً من این فیلم را دوست دارم – من آن را نمی کوبم – یک فیلم دهه 80 به نام خرافات، جایی که شما جادوگر پوسیده ای را دارید که از دریاچه بیرون می آید و همه را ذبح می کند. این بسیار سرگرم کننده خواهد بود ، اما هیچ یک از ما واقعاً نمی خواستیم چنین کاری کنیم. ما بیشتر به جنبه روانی کار علاقه مند بودیم.

استادان وحشت

جنبه هایی از دریاچه لون این تقریبا ادای احترام به برخی از رمان های استیون کینگ است. رابطه لوئیس و اموری یادآور رابطه لویی کرید ، شخصیت اصلی فیلم است حیوان خانگی Sematary ، و همسایه سالخورده اش ، جود کراندال. شخصیت شما لوئیس یادآور بن میرس نیست ، قهرمان داستان Salem’s Lot، که قطعاً یک دیس نیست ، زیرا به نظر من استیون کینگ نویسنده فوق العاده ای است.

انسل فرج: من کاملا می توانم حیوان خانگی سمینار ارتباط. و به ویژه جالب بود که نسخه بازسازی شده در همان زمان ما بود. خوانده ام درخشان، و من خواندم دکتر بخواب و برج تاریک و چه اما فراموش نکنید ، استفان کینگ نوشتن نیست [a vacuum]. همه ما از استادان اصلی وحشت آموخته ایم و همه از همان نویسندگی ها استفاده می کنیم. تا آنجا که اموری ، این شخصیت به راحتی می تواند پسر شود [who’s] در رازهای تاریک ، یک شخصیت شوم. و ما هرگز نمی خواستیم این کار را با او انجام دهیم.

ما می خواستیم اموری فقط یک پسر بچه باشد ، فقط یک کشاورز صادق واقعی باشد ، تا واقعیت را نداند تا یک کلیشه معمول را که ممکن است در این نوع فیلم ها انتظار داشته باشید ، انجام دهد. اما می دانید که یک داستان یک داستان است و این جمله وجود دارد که فقط پنج داستان اصلی در جهان وجود دارد. من می توانم به عنوان یک فیلمنامه نویس به شما بگویم که این درست است زیرا فقط در بسیاری از روش ها وجود دارد که یک فرمول خاص می تواند در هر ژانر خاصی قرار بگیرد.

کارگردان آنسل فرج در مورد ساخت دریاچه LOON ، توهین به مقدسات و آتش زدن کلیسا در زیر باران
منبع: Hollinsworth Productions

من فکر می کنم حقیقت واقعی زیادی در آن وجود دارد. در دوران دبیرستان ، یک استادی داشتم که می گفت برخی از محققان فکر می کنند یک مونومیت وجود دارد – که در واقع فقط یک داستان وجود دارد ، و اگر به اندازه کافی عقب بروید ، آن را پیدا خواهید کرد.

انسل فرج: درست.

داستان سرایی قدیمی ترین شکل هنر و تاریخ است. منظورم این است که اولین رمان های گرافیکی روی دیوارهای غار انجام شده است.

انسل فرج: درست ، دقیقاً.

این یک فیلم شگفت آور بالغ است که از چنین فیلمسازان جوانی بیرون می آید و من فکر می کنم شما از پس چالش های ناشی از سنگینی پول برآمدید ، زیرا این یک فیلم زیبا است ،

انسل فرج: اتفاقاً دوست دارم بیش از حد از پول سنگین شوم. [laughs]

بت کورمان

من این را دریافت کردم ، اما قهرمان شخصی من در دنیای فیلم سازی واقعاً راجر کورمن است.

انسل فرج: آمین

اصلی فروشگاه کوچک ترسناک در دو روز مورد اصابت گلوله قرار گرفت. این قابل توجه است.

انسل فرج: ما می توانیم کل یک هفته راجع به آن صحبت کنیم راجر کورمن زیرا او مانند تثلیث مقدس کارگردانان در سه نفر برتر من قرار دارد. او تأثیر زیادی عظیم بر من دارد – در مورد چگونگی انجام کارها. من دارم یک راجر کورمن داستان برای شما … من 17 ساله بودم ، تازه دبیرستان را فارغ التحصیل کرده بودم. می دانستم که می خواهم فیلم بسازم و راجر کورمن تأثیر عظیم و عظیمی بر من داشت. همه پو فیلم ها ، فیلم های هیپی – فرشتگان وحشی همه اینها – و دفاتر او درست در خیابان بودند. من رزومه خودم را از تمام فیلم هایی که از دوران اکشن فیگور ساخته ام ، برای اینکه در تمام دبیرستان با تمام دوستان دبیرستانی ام و هر تولید دیوانه ای که در آن زمان جمع کرده بودم ، فارغ التحصیل کردم و یک حلقه را برش دادم ، یک حلقه نقل قول-نقل قول و رانندگی کرد ، یا مادرم من را به دفتر خود رساند ، و من تمام تلاشم را کردم تا در هفده سالگی شبیه یک بزرگسال جوان باشم.

نه ، من حتی سبیل هم ندارم. از پله ها بالا می روم و همه این پوسترها برای تولیدات دنیای جدید وجود دارد – مانند پیرانا و آمارکورد ، که او آزاد کرد ، بنابراین من مانند رو در رو با فلینی. And, and I go in, and I introduce myself to his secretary and how I’d love to have an internship here and, and left my stuff. She said, “We’ll take a look, thank you for coming,” and whatnot. And so I’m all excited and panic-stricken and anxious and whatnot for like a week, week and a half, and then I got an email.

And it was a very, very nice email from Julie Corman, and she said, we liked your stuff, but you’re just a little too young right now. Because I was like, I’ll work on set, I could co-direct, I was like, trying to sell myself so badly. But they were like, no, you’re just too young. So I was a little heartbroken. But it’s all good. You know, I’ll recover.

And you’re doing fine. You’re making movies. Best of luck with Loon Lake.

Ansel Faraj: I hope I haven’t talked to your ear off, by the way.

Oh, not at all. I enjoyed it very much. I appreciate your time.

Ansel Faraj: Excellent. Thank you so much, man.

نتیجه

The last word goes to Kathryn Leigh Scott, who was gracious enough to give Film Inquiry an exclusive comment on her protegé’s burgeoning career:

Kathryn Leigh Scott: It was a joy to see Ansel, a young filmmaker I’ve worked with since his promising, early backyard efforts, make the leap to filming Loon Lake, a first-class feature. I’m proud to be in it.

Film Inquiry would like to thank Ansel Faraj fro taking the time to speak with us!

Loon Lake is currently available on Blu-ray, DVD, Video on Demand and major streaming platforms including Amazon Prime and Tubi.


Watch Loon Lake

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

حیوانات که در استرا می خیزند: خاکستر ، خون و خلا V بی احساس

سینمای کره لحظه خود را سپری می کند. این صنعت بیش از 20 سال است که فیلم های خارق العاده ای را ارائه می دهد ، اما از آن زمان به بعد انگل بهترین فیلم اسکار را به دست آورد ، انجمن فیلم های آمریکایی سرانجام شروع به پذیرفتن برنامه های کره ای از سرگرم کننده های جالب در اواسط بودجه کرد. من طی دهه گذشته تعداد زیادی فیلم کره ای دیده ام و بعضی از آنها مانند آن هستند بونگ جون هوکلاسیک ها خاطرات قتل (2003) ، پارک چان ووکرا Oldboy (2003) ، لی چانگ دونگرا شعر (2010) ، و هونگ سانگ سورا چمن (2019) ، شایسته مقدس شدن است. دیگران دوست دارند کیم سونگ هونها یک روز سخت (2014) فیلم های ژانر درخشانی هستند.

حیوانات که در استرا می خیزند: خاکستر ، خون و خلا V بی احساس
منبع: Artsploitation Films

لی چانگ دونگها سوزش (2018) یک درام حیرت انگیز با سرعت سوختن است. برخی البته ، مانند یون جی کیونها قصیده ای برای پدر من (2014) ، کاملا وحشتناک هستند. اما مانند هر صنعت ، بیشتر فیلم های در حال اکران فیلم های خوب خوبی هستند که برای تماشای یکبار مصرف مناسب هستند.

میانه فیلم خوب

اینجاست که جانوران در حالی که چنگ می زنند در Straws سقوط. پسندیدن لی سو یونها ریش آبی (2017) ، یکی دیگر از فیلم های K-Thriller با شوخ طبعی هوشمندانه و پیچ و تاب های بلند پروازانه که بیش از حد درک داستانساز فیلمساز است ، کیم یونگ هونفیلم با صدای بلند شروع می شود و با زمزمه ادامه می یابد. با استفاده از یک ساختار پیوند با خطوط داستانی بافته شده در حاشیه یکدیگر و از بیرون ، این یک شروع جسورانه برای یک فیلمساز است. شخصیت ها عبارتند از: Joong-man (بائه سونگ وو) یک کارمند در یک سونا مردانه است که یک کیف Louis Vuitton را که پر از پول است ، Mi-ran کشف می کند (شین هیون بین) ، یک اسکورت بدرفتار که توطئه می کند تا شوهرش را با کمک یک عاشق جوان ترش ، ته یونگ بکشد (یونگ وو سونگ) یک افسر گمرکی که برای یک رئیس اوباش که به او بدهکار است و یون هی طرح هایی را اجرا می کند (به طور مداوم شکست خورده است)جئون دو یون) ، یک خانم ثروتمند که یک “میزبان میزبان” را اداره می کند که به عنوان یک جبهه برای جمعیت است.

فیلم Kim’s مخلوطی از طنزها ، هجوها و خشونت های بسیار جنجالی را به گونه ای درمی آمیزد که به علامت تجاری سینمای کره قرن 21 تبدیل شده است. متأسفانه ، تغییر لحن بین شوخ طبعی و شخصیتی که از شخصیت دیگری در این فیلم اره بریده است ، این کار را برای من انجام نمی دهد. در حالی که همه شخصیت ها در حقوق خود مجذوب کننده هستند ، خط سیر عمیق آنها در موقعیت های وحشتناکی که برای خودشان ایجاد کرده اند با احساس زیادی ایجاد نمی شود. یک حس تحقیر وجود دارد که کیم برای شخصیت های خود دارد ، به آنها اجازه می دهد رفتارهای بدی نسبت به یکدیگر و نسبت به خود داشته باشند ، و به طور مداوم آنها را به شیوه های بی رحمانه ای مجازات می کند. اگر همه افراد مقصر یا غیراخلاقی باشند ، این می تواند مثر باشد ، اما برخی از آنها افراد ساده لوحی هستند که در یک موقعیت اشتباه محصور شده اند.

حیوانات که در استرا می خیزند: خاکستر ، خون و خلا V بی احساس
منبع: Artsploitation Films

آلخاندرو گونزالس ایاناریتو، پسندیدن کیم یونگ هون، همچنین کار خود را با یک فیلم هایپر لینک شروع کرد ، آمورس پروس. اما آن شخص به جای پیچش های پیچیده داستان ، چیزهایی را خاموش و محور شخصیت درام بازی می کرد. یونگ هون سعی می کند داستانی تأثیرگذار ببافد که ما را در تمام تغییرات پوچی که ایجاد می کند سرمایه گذاری کند. به دلیل ماهیت یک داستان پیوند پیوندی ، رشته های جداگانه در ابتدای امر جالب به نظر می رسند زیرا شروع سفر شخصیت جدید هستند ، شبیه به اینکه چگونه نویسنده از نوشتن پاراگراف اول یک رمان یا فیلم نامه هیجان زده می شود.

نتیجه: جانوران در حالی که چنگ می زنند در Straws

به محض اینکه فیلم به بازی دوم خود می رسد ، اما در بعضی جاها همه چیز متوقف می شود و یونگ هون داستان را با زور از طریق پیچ های غیرقابل خوشی طرح می کشاند. همه شروع به مردن می کنند ، یا سهواً شخص دیگری را می کشند اما به جای تکان دهنده یا جذاب ، روایت به راحتی بخار خود را از دست می دهد. گره خوردن رشته های یک روایت به هم خیلی سخت و دشوار است. نکته تاسف آور در مورد جانوران در حال چنگ زدن در Straws این است که سعی دارد به جای سرمایه گذاری روی شخصیت ها ، سرگرمی را از طریق ارزش شوک تحمیل کند. در پایان ، تنها چیزی که باقی مانده خاکستر و خون است ، و یک خلا v بی احساس است. چرا این شخصیت ها حتی لیاقت یک فیلم را داشتند؟

Beasts Clawing at Straws در حال حاضر در سینماهای مجازی منتخب بازی می کند.


جانوران در حال چنگ زدن در Straws را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

سوهام گادره

Soham Gadre نویسنده / فیلمساز در منطقه واشنگتن دی سی است. او برای هایپرآلرژیک ، نوت بوک MUBI ، Popula ، Vogue Visages و Bustle در میان دیگران نوشت. او همچنین به طور تمام وقت برای یک سازمان غیرانتفاعی محیط زیست کار می کند و یکی از نمایش دهندگان جشنواره فیلم محیط زیست است. در خارج از فیلم ، او طرفدار شیکاگو بولز و مکرر مراکز غذایی است.

خشک: وقتی باران می بارد ، می ریزد

رابرت کانلیکاسه گرد و غبار نوآر خشک این یک رمز و راز متبرک و قتل عام است که در آن ویژگی های پنهان قهرمان و شهر خشکسالی او که بر آن فرود می آید با تاریکی انکارناپذیر لبه دار می شود که نقطه عطفی را در سال سینمایی شدید اکران در آن ایجاد می کند. به طور همزمان ، این نیز یک تنبل است اقتباس از جین هارپررمان ضربه سرسام آور به همین نام ، یک ماجرای تلخ دیگر از یک پلیس رواقی که گذشته ای ناخوشایند به یک شهر منزوی نفوذ کرده و نمای متوسط ​​آن را برای یافتن شبکه ای درهم و برهم از باج خواهی ، رابط های جنسی و روانشناسی آشفته از بین می برد.

در سایه هیجان های تلویزیونی اخیر مانند حادثه کترینگ و برادچرچ – و تقریباً 50٪ از تولید مدرن بی بی سی – خشک با شکل غیرقابل انکار یک مینی سریال کوتاه شده ، هم در سبک تلویزیونی خاموش و هم در قدم زدن اپیزودیک حکایت دارد که خط ظریف ظهور یافته بین اعتبار سینمایی در حال فروپاشی و ظهور محتوای جریان پوپولیستی را آشکار می کند.

به خانه آمدن

همانطور که از عنوان پیداست ، خشک بر جامعه محروم از زندگی متمرکز است. در پی یک قتل-خودکشی غم انگیز ، جایی که پدر لوک (مارتین دینگل وال) ، آرون فالک ، پلیس فدرال استرالیا ، قبل از چرخاندن اسلحه به خود ، به قتل همسر و پسرش متهم شده است (اریک بنا) برای ادای احترام به دوست دوران کودکی خود ، به زادگاه خود کیوره بازگشت. این بازگشت فروتنانه ای نیست ، زیرا پلیس خوش ترکیب خود را در حال چریدن علیه مردم محلی متخاصم ، که هنوز هم کینه ای عمیق در مورد مرگ غیرقانونی غرق شدن الی دارند ، نگه می دارد (Bebe Bettencourt) جایی که انگشتان دست به سختی به هارون و لوک اشاره شده بود ، و عملاً او را مجبور به خارج شدن از شهر دهه های قبل کرد.

خشک: وقتی باران می بارد ، می ریزد
منبع: Roadshow Films

با سرپیچی شاعرانه از اجتماع بودن در 324 روز بدون باران ، ظهور هارون به ما یادآوری می کند که وقتی باران می بارد ، می بارد و این سیل شهر را دوش می گیرد وقتی که والدین داغدیده لوک ، قانونگذار بازدید کننده را با جستجوی دلیل یا حتی اگر لوک چنین قتل عام غم انگیزی را اجرا می کردم هارون با تراشه ای بر روی شانه و دو مرگ حل نشده در ذهن ، تصمیم می گیرد تا با اجرای قانون محلی (ارتش یک نفره کیر اودانل) برای ایجاد یک سوراخ موریانه در محله ای آرام که قبلاً به شدت از او دوری کرده است – و از این کار دوباره ترسی ندارد.

با یک نگه داشتن احساسات که به مخاطب اجازه می دهد فضایی را در فلاش بک های ناخوشایند و متناوب به گذشته آشفته هارون بچرخاند ، اریک بناعملکرد دشوار دماغ باعث می شود خشم آرون بتواند خود را به عنوان یک محافظ خالص برای انواع مختلف محلی که به طور مداوم بین آنها می زند ، نشان دهد. هر مظنون احتمالی در پرونده ، خواه خواه باشد مت نابلکارگر ساختمانی ساینده یا مدیر مدرسه سایه بازی شده توسط او جون پولسون، به طور مستقیم توسط بناخوشبختی هر کس و جذابیت اوکر ملایم برای بیرون کشیدن هر یک از عناصر خارج از شاه ماهی های تکراری است که با آنها روبرو می شود – همه به جز Genevieve O’Reilly، شعله ای از دوران کودکی است که ممکن است تنها کسی باشد که چیزی را در درون انسان پزشکی قانونی شعله ور می کند.

نوسازی داخلی آرون هرگز به ملودرام ارزان تبدیل نمی شود ، و از بینش واضح ساکارین اجتناب می کند زیرا تحقیقات دوگانه وی به جای ارتباط واقعی لغوی ، از نظر موضوعی مرتبط هستند. با وقفه درام آهسته سوز در فواصل منظم ، این فلاش های در حال انجام از گذشته می توانستند با ظرافت بیشتری به تار و پود فیلم بپیوندند ، زیرا اکتشافات نهایی هرگونه ابهامی را به نام نتیجه ای بدون تحقق که با خلاف موضوعاتی را بیان می کند که چگونه غم و اندوه دستکاری کننده می تواند در حافظه ما باشد ، یا مانند آن جیمز فرچویلمأمور آتش نشانی خشن اظهار داشت: “وقتی مدت زیادی درباره چیزی دروغ می گویید ، طبیعت دوم می شود”.

نتیجه

فقط رمز و راز و دسیسه های کافی در هر قاب مبتدی وجود دارد خشک برای اینکه مخاطب به عنوان اسرار موازی خود به آرامی لکه دار شود ، اما این ماجرا متواضع و به ظاهر پراکنده ، هرگز کاملاً از زیبایی شناسی تلویزیون و فقدان بلندپروازی رسمی بالاتر نمی رود.

The Dry از اول ژانویه 2021 در سینماهای استرالیا در دسترس خواهد بود.

https://www.youtube.com/watch؟v=HwJhS4O_IdM


The Dry را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

الکس لاینز

الکس 24 ساله استرالیایی غربی است که کمی به فیلم علاقه دارد. هنگامی که او از نگرش شل استرالیا نسبت به فیلم و ساخت فیلم اخم نمی کند ، سعی دارد با ساختن کمدی های آماتور با دوستانش ، به تجارت معتبر نمایش دست بزند. الکس با مجموعه دی وی دی خود و دانش کافی فیلم ، همچنان به نوشتن درباره فیلم ادامه می دهد ، چیزی که خانم ها می داند.

آموزش: یک مفهوم پویا منجمد

مانند بسیاری از فیلم های کوتاه ، آموزش دیده هراس / مفهوم منحصر به فردی پیدا می کند (Siderodromophilia: کسی که نمی تواند تحریک شود مگر اینکه در قطارهای در حال حرکت یا در اطراف آنها باشد) سپس آن را برای دو سوال درگیر احساسات به کار می برد تا سوالات غیرقابل تحریک ایجاد کند.

کمدی یا درام؟

همانطور که گفته شد ، ایده یافتن فوبیا یا گرایش شخصی نسبتاً منحصر به فرد و استفاده از آن در یک قطعه کوتاه ، یک تکنیک فرسوده است. این کار نمی کند در شرایطی که آموزش دیده، همین قوانین اعمال می شود اما با دیدگاه های احساسی بسیار متفاوت بسته به میزان شناختی که از داستان قبل از شروع فیلم دارید ، دارد. با علم به اما (جنی دیامیکو) اعمال عجیب و غریب جنسی قبل از شروع فیلم ، وابستگی عاطفی به صداها و تصاویر قطارها در طول فیلم دارد. با این حال ، تا رسیدن به نقطه میانه ، فرد فکر می کند که در واقع چه س actuallyالاتی در حال بررسی هستند و چگونه روایت ویژگی های خاص چنین موضوعی را پیش می برد.

آموزش: یک مفهوم پویا منجمد
منبع: YouTube / Amazon Prime Video

آیا ما قرار است این روایت را با احساسات همدلانه مصرف کنیم یا اینکه بخواهیم از مضحک بودن همه آن بخندیم؟ دشوار است بدانید ، کدام نویسنده / کارگردان و بازیگر یوری روتمن سعی دارد اینجا را به تصویر بکشد. دیدگاه دیگر شخصی است که هیچ ایده ای درباره این فیلم ندارد. که مسلماً (در هر صورت) یک داستان را جالبتر می کند ، با این دیدگاه شما ممکن است گرایش های وابسته به عشق شهوانی اما را تا بعداً در زمان اجرا فیلم ، که دقیقاً زیر 18 دقیقه قرار دارد ، درک نکنید. احتمالاً تجربه تماشای بهتری است اما هیچکدام از مشکلات فیلم کوتاه را حل نمی کند.

ایستگاه خالی

این مسائل عمدتا احساسی هستند. در حالی که مشکلات میکس صدا به شدت برجسته وجود دارد که شما را از صحنه ها بیرون می کشد ، به ویژه هنگامی که آماده شنیدن گفتگو از شخصیت هایی هستید که بیشتر فیلم را در سکوت می گذرانند ، هر لحظه جالب بین نگاه های بسیار غالبا جنسی و دلسرد کننده اتفاق می افتد تعاملات انسانی این نوشتار ناخودآگاه ما را درگیر بیماری روانی اما می کند ، زیرا کاملاً می داند که با پایان یافتن فیلم او احتمالاً نمی تواند بهتر شود. فیلمنامه با تمرکز بر اینکه چگونه این امر می تواند بر زندگی جنسی آنها تأثیر بگذارد ، کارت های خود را زود و ضعیف بازی می کند. اما به نظر نمی رسد که خارج از زندگی جنسی آنها “زندگی” زیادی بین این دو نفر وجود داشته باشد. اگر چنین است ، چرا شخصیت Ema روی کمانچه دوم یک جیک میانسال ، به ظاهر طبیعی ، سفیدپوست ، کمانچه بازی می کند؟ مطمئناً این اما است که باید پیشرو باشد ، آیا او بیشترین چیز را برای از دست دادن ندارد؟

هرگز زندگی آنها در خارج از لحظاتی که فیلمنامه ما را به دام می اندازد به ما نشان داده نشده است. که ذاتاً لحظاتی صمیمی هستند ، مانند ماساژ پشت ، پیش بازی یا صرفاً منتظر قطار (بهترین لحظات فیلم). این برای ما به اندازه شخصیت اصلی ناامید کننده است. جیک ، که ناامید یک زندگی جنسی “عادی” است. با این وجود ، این کاملاً مضحک است ، زیرا نمی توان دلیلی پیدا کرد که چرا یا چگونه این دو با هم هستند یا با توجه به شرایط منحصر به فرد در کنار هم می مانند. من فکر می کنم هیچ یک از اینها از طریق روانپزشک آشکارتر نمی شود (جیسون الکینز) که به سختی خطوطی دارد اما به نظر می رسد هیچ نیاز عاطفی ، خواسته ، نظر یا ارتباطی با روایت فیلم ندارد. به سادگی به عنوان مکان یاب یا دستگاه طرح عمل کنید. بنابراین ، هر بار که جیک در رابطه با روابطش صحبت می کنیم ، نوعی بی نظمی و بی حسی به نظر می رسد. جیک کیست؟ با توجه به 18 دقیقه؛ فقط کسی که می خواهد یک فریب خوب با این زن خاص به دلیل طرح آن را ساخته شده است.

آموزش: یک مفهوم پویا منجمد
منبع: YouTube / Amazon Prime Video

ریل

با وجود همه اینها ، جنی دیامیکو به عنوان اما پیشرفت می کند. به دلایلی ، زحمت او برای تحریک جنسی توسط قطارها به طور طبیعی خجالت آور اما کاملاً صادقانه به نظر می رسد. همانطور که در بهترین و جالب ترین صحنه به تصویر کشیده شده است ، وقتی او ناامید می شود که در عرض نود دقیقه حتی یک قطار حرکت نمی کند و تصمیم می گیرد که به جیک ، چند قطار بعدی طبق برنامه دقیقه به دقیقه ، رگال کند. مسلماً ، او در موقعیت دشواری قرار گرفته است ، بنابراین ما به راحتی با او ارتباط برقرار می کنیم. به نوبه خود ، جیک را بیش از آنچه که قصد جدا شدن دارد ، بی حوصله و ناخوشایندتر می کند (به خصوص وقتی که می خواهد در موقعیت های غیر قطار صمیمی باشد) روحیه آزاد برخی از تدوین و فیلمبرداری فیلم مثبت است ، چند لحظه ای است که انرژی قطارها روی صفحه زنده می شود ، اما مدت زیادی طول نمی کشد.

آموزش دیده روی یک ایده منحصر به فرد متمرکز شده است اما به نظر نمی رسد هرگز آنچه را که در زیر سطح حیله انتخاب شده است به وجود بیاورد یا کشف کند. وقتی تلاش می کند ، احساس خالی ، مریضی و صاف بودن می کند ، حتی کمی ناخوشایند است. برای هر کسی که از این بیماری رنج می برد. آموزش دیده فقط احساس بیگانگی بیشتری خواهد کرد. ایجاد یک تجربه عجیب و غریب و بی نظیر که هیچ چیز جدیدی را نه برای مبتلایان به فیلم کوتاه و نه به بیماران سی دی.

آیا آموزش دیده اید؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لوی آلوده

فیلمساز و نویسنده برنده چند جایزه 23 ساله از انگلستان ، عاشق غذای خوب.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی

بیان آن بی خطر است جورج کلونیاجرا به عنوان کارگردان کاملاً گیج کننده بوده است. این بازیگر در طول فعالیت گسترده خود بازی های قابل توجه زیادی را ارائه داده است ، اما حداقل تلاش وی برای تصدی صندلی کارگردانی تا حد زیادی متناقض بوده است. تلاش های قبلی او مطمئناً با استقبال بیشتری نسبت به کارهای بعدی اش روبرو شده است و متأسفانه این روند با آخرین ویژگی وی ادامه دارد آسمان نیمه شب، بر اساس رمان صبح بخیر ، نیمه شب توسط لیلی بروکس-دالتون.

آسمان نیمه شب دکتر آگوستین لوفتوس را دنبال می کند (کلونی) ، دانشمندی که تمام زندگی خود را وقف کار خود کرده و در حال حاضر در یک قطب شمال ساکن است پس از یک فاجعه جهانی زمین را ویران کرده است. این فیلم بیننده را وسط عمل می اندازد ، زیرا شهروندان باقیمانده کره زمین در حال تخلیه هستند و لوفتوس در حال آماده شدن برای عقب ماندن است ، زیرا به دلیل تشخیص سرطان نهایی ، تلاش برای ترک آن بی فایده است. یک روز ، او با دختری جوان به نام آیریس روبرو می شود که در ایستگاه پنهان شده است و با دیدن هیچ گزینه دیگری ، مراقبت از او را آغاز می کند ، در حالی که همزمان تلاش می کند با ایتر ، تنها ماموریت فضایی فعال پس از بازگشت از یافتن یک ماه قابل سکونت در نزدیکی مشتری. اتر هیچ سرنخی در مورد آنچه برای زمین در زمان غایب آنها اتفاق افتاده ندارد ، و لوفتوس یافتن یک سیگنال را دشوارتر می کند. متعاقباً او و آیریس سفری را آغاز می کنند تا به یک آنتن قدرتمندتر برسند که امیدوارند بتواند آنها را به اتر برساند ، اما به زودی مشکل ایجاد می شود.

کلونیآخرین سفر گردشگری بدون شک از بدترین فیلم علمی-تخیلی سالهای اخیر به دور است ، اما در نهایت از بسیاری جهات ، به خصوص در مورد فیلمنامه بدون روحیه ، غالباً خسته کننده و قابل پیش بینی خستگی ناپذیر ، لنگ می زند. او ناامیدانه سعی می کند این داستان را از مواد نازک یخی که مجبور به کار با آنها است بالا ببرد ، اما به ندرت این کار را می کند آسمان نیمه شب هرگونه شباهت به تأثیر ، چه به صورت موضع روایی و چه احساسی داشته باشید.

به روایت گسسته است

از نظر ساختاری ، آسمان نیمه شب بدون شک یکی از ضعیف ترین فیلم های سال است. در حالی که امیدوار کننده آغاز می شود ، اما چیدمان روایت به آرامی خود را نشان می دهد و در نتیجه فیلم به سرعت از بین می رود. کلونی این کار را کاملاً ساده تنظیم می کند ، و بیننده را به دنیای داستان از راه هایی که بسیاری از فیلمسازان از انجام آن می ترسند ، معرفی می کند و متاسفانه دلیل آن روشن است. او درست می پرد و جای کمی برای نمایش باقی می گذارد ، اما این نوع تنظیمات به سادگی در اینجا کار نمی کند. بیننده با انبوهی از س questionsالات و وقت کافی برای پردازش آنها روبرو نیست ، اما برخلاف سایر نمونه های این قالب از سکانس آغازین (اخیراً ، کریستوفر نولانها اصول به ذهن خطور می کند) ، علاقه کافی از این لحظات مقدماتی برای ضمانت چنین آغاز جسارت وجود ندارد. متأسفانه ، بقیه فیلم هم خیلی بهتر نیست.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

دلیل خاصی برای مراقبت از این شخصیت ها به ما داده نشده است ، اما حداقل کلونیشخصیت و دختر جوانی که او در زیر بال خود می گیرد به اندازه کافی شیمیایی قوی دارند که بتواند بخشهایشان را روی آب نگه دارد به ویژه کلونی ، ارائه عملکرد قوی. در حالی که برای، آسمان نیمه شب عمدتا به دلیل تمرکز بیشتر بر کلونیشخصیت در نیمه اول. لحظاتی وجود دارد که به سمت تیم ایتر می رود ، و گرچه قسمت داستان آنها از جذابیت کمتری برخوردار است ، اما انتخاب مرکز کلونیقوس در حالی که تا حدودی تعادل بین داستان داستانی اتر منطقی است ، و در طرح کلی موارد قابل قبول است. با این حال ، داستان تغییراتی اساسی را در آنچه در نیمه عقب قرار می گیرد ، ایجاد می کند و گام های ناپایدار قبلی را بر هم می زند و فیلم را به فنا می کشاند.

واضح است که کلونی به وضوح سعی در اندازه گیری داشت چیزی از این داستان توافقی غیرقابل انکار است ، اما وقتی فیلم در یک ساعت به چیزی کاملاً متفاوت تبدیل شود و عملاً داستان خود را به نفع یک داستان بسیار کثیف تر کنار بگذارد ، کار زیادی نمی تواند انجام دهد. می توانید به سایر بازیگران اینجا بگویید که تمام تلاش خود را می کنند تا این پوسته خالی از فیلمنامه را به همان اندازه او ارتقا دهند ، اما مسئله این است که ما در مورد شخصیت های آنها چیزی نمی دانیم ، و به همین ترتیب ، به راحتی نمی توانیم برای آنها احساس کنیم ، حتی همانطور که مشاهده می کنیم آنها مشکلات مختلفی را تحمل می کنند.

از نظر احساسی بدون وزن

بازگشت به عدم انسجام روایت فیلم ، آسمان نیمه شب یکی از فروتن ترین فیلم های چند سال گذشته است. همیشه به نظر می رسد که حتی برای حداکثر دقیقه برای تشدید احساسات نیز درک می شود ، اما به سختی سطح را ترک می کند. لحظاتی وجود دارد که با داشتن یک فیلمنامه سازگارتر و پیوند عاطفی قوی تر با شخصیت ها ، این فیلم می تواند چیزی واقعاً خاص ارائه دهد ، اما این خیلی اوقات مسطح می شود زیرا قلب داستان صفر است. در طول فیلم ، صحنه های زیادی وجود دارد که به وضوح قصد دارند واکنشی تکان دهنده ایجاد کنند ، اما به سادگی نمی توانند آن را از تماشاگر بسنجند در نتیجه احساس خالی بودن به طور کلی.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

پس از شعار یک عمل دوم ، پایان کار تمام تلاش خود را می کند تا مقداری بسته شود اما به دلیل چگونگی تجمع فیزیکی نسبت به حاشیه از نظر احساسی ، دچار تزلزل می شود. اگر گوشت بیشتری روی استخوان های آن وجود داشت ، ممکن بود این پایان کمی بهتر باشد ، اما حتی که نمی توانست آن را از پیچ و خم مسخره ای نجات دهد که به همان اندازه خنده دارانه خارج از مکان باشد و به طرز وحشتناکی قابل پیش بینی باشد.

بازیگران مطمئناً بخاطر تلاشهایشان برای نجات این چیزها قابل تقدیر هستند ، زیرا آنها واقعاً تلاش می کنند ، اما تا زمانی که هرکدام از آنها حتی می توانند برای انجام این کار تلاش سختی انجام دهند ، این فیلم خیلی دور است. این یک ناامیدی عظیم است زیرا این فیلم مطمئناً پتانسیل بالایی داشت ، اما با وجود همه اینها خیلی زود ناپدید می شوند کلونیتلاش آگاهانه برای ارائه یک تجربه تأثیرگذار.

از نظر فنی دیدنی

با این وجود ، اگر لطف جدیدترین مزیت صرفه جویی در مورد فیلم های علمی-تخیلی استودیوی فریبنده و بی حس کننده وجود داشته باشد ، این جلوه های بصری است. از منظر تصویری ، آسمان نیمه شب یکی از با شکوهترین و جذاب ترین فیلم های سال 2020 است و مطمئناً نامزدها را برای جوایز خود در فصل جوایز جمع می کند. گرچه مطالب پیرامون آن به هیچ وجه معنی دار نیست ، اما تصاویر اغلب برای حمل صحنه های خاصی که اساساً به آنها برای روایت داستان متکی هستند ، کافی است.

THE MIDNIGHT SKY: یک عینک جذاب و با جذابیت علمی تخیلی
منبع: نت فلیکس

طراحی تولید نیز کاملاً چشمگیر است ، و زمینه ای محکم برای شخصیت ها و مکان آنها و برای آنچه ارزش دارد ، ایجاد می کند ، حتی وقتی داستان از نظر دور باشد ، یک لایه جذاب از ماده را اضافه می کند. یک احساس ترس و سرما به صراحت وجود دارد که بسیاری از این محیط ها را در بر گرفته است ، و مجموعه ها این را به ارتفاعات بیشتری می رسانند ، ترکیب نیروها با مارتین روهفیلمبرداری تاریک و در عین حال گویا برای شکل دادن به دنیایی متافیزیکی که احساس زندگی در آن از بسیاری از همتایان خود بیشتر است. گرچه این در نهایت نمی تواند فیلم را ذخیره کند ، اما در طولانی مدت باعث تماشای آن می شود.

نتیجه

آسمان نیمه شب نمونه دیگری از چیزی است که می تواند یک کار علمی-تخیلی پیچیده و تأثیرگذار باشد اما به سرعت در خودش فرو می ریزد. برای فیلمی که علی رغم تعداد معدودی نقص قابل مشاهده و در عین حال قابل عذرخواهی ، در اکثر کارهای خود درگیر کننده آن است ، حیف است که چقدر سریع قربانی یک چاه دیگر از مسائل در نیمه عقب شود. خیلی دور از فیلم خیلی وحشتناکی نیست. این به سادگی یک تجربه متوسط ​​و دردناک است که در سطوحی که مقدار بالقوه بالقوه ای دارند ، مسطح می شود. کلونی در نقش او عالی است و اگر فیلمنامه قوس او و دیگر عناصر داستان را به طور یکنواخت متعادل می کرد ، می توانست به عنوان یک کل منسجم عملکرد بهتری داشته باشد.

در نهایت ، این یک فیلم امیدوارکننده بود که اگر به عناصر جذاب تری از روایت خود متمرکز شده بود ، می توانست نگاهی درون نگرانه به مرگ ، مرگ و تنهایی ارائه دهد ، اما متأسفانه تصمیم گرفت که مسیر خود را در مسیری جالب تر و سریع تغییر دهد. خودش را به یک مارپیچ رو به پایین می فرستد. چه آشفتگی ناامیدکننده ای است.

آیا دیده اید آسمان نیمه شب هنوز؟ نظر شما چیه؟ ما را در نظرات با ما در میان بگذارید.

آسمان نیمه شب در حال پخش از Netflix است.


آسمان نیمه شب را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Horrific Enquiry: BETTER WATCH OUT (2016)

در جدیدترین ستون ، و گاهاً پرخطرترین ، در اینجا در Film Inquiry – پرسش و پاسخ وحشتناک خوش آمدید. هر ماه دو بار با همه چیزهای ترسناک مقابله خواهم کرد ، هر ماه دو فیلم را دوباره به کانون توجهات می رسانم تا بار دیگر وحشت زده و ترسوند. و گهگاه به مواردی که می توانستند پاکت را بیشتر هل دهند ، نگاه کنیم. به ما بپیوندید که در قلب وحشت فرو می رویم ، اما هشدار می دهیم ، اسپویلرهایی وجود خواهند داشت.

با وجود تعطیلات در افق ، چه راهی بهتر از شروع ترس از تعطیلات ، برای شروع این ستون جدید. زنگ ها را ببندید و عصای آب نبات خود را سفید کنید ، وقت آن است که به یک عادت تعجب آور وحشتناک فرو رفته بروید بهتر مراقب باشید.

بهتر مراقب باشید فیلمی است که مدتی است در رادار من است. برداشت جذاب از ژانر وحشت در میان تعطیلات شادی آور ، آنچه ممکن است درست باشد. من اینجا هستم تا بگویم ، به معنای واقعی کل فیلم. این تنها در خانه ملاقات می کند روانی آمریکایی و خیلی بیشتر. اگر برای پر کردن حس تعطیلات سینفیل خود به یک کالای اصلی تعطیلات نیاز دارید ، دیگر به دنبال این نباشید.

اعدام هوشمندانه

آغاز بهتر مراقب باشید خودش را به یک فیلم ترسناک بد وام می دهد. بازیگری وحشتناک است و احساس شادی از هر صحنه بیرون می آید. اما با شروع حمله به خانه ، فیلم تمرکز خود را به صفر می رساند ، تنظیم دقیق کادربندی و دیالوگ آن ، رسیدن آن به اوج های جدید. با پایان یافتن حمله اولیه به خانه و شروع وحشت واقعی ، بینندگان متوجه می شوند که آغاز فقط یک جبهه بود ، یک فیلم ترسناک باهوش تر و هوشمندانه تر که منتظر فاش شدن آن بود.

پرسش و پاسخ وحشتناک: BETTER WATCH OUT (2016)
منبع: خوب برو آمریکا

ماهیت آغاز آن عمدی است ، وقتی “بازی” مشخص شود ، بازیگری و ترسناک بودن ماهیت واقعی فیلم را نشان می دهد. این یک آغاز درخشان اجرا شده است ، ابتکاری که ممکن است برخی را به چالش بکشد و به آنها پاداش دهد. و جای نگرانی نیست اگر در ابتدای کار برای درک “پیچ و تاب” فیلم قطعات پازل را کنار هم بگذارید ، این لحظه هدف فیلم نیست. این طرح از روی هدف ، به نظر می رسد که این طرح تقریباً دستی ، روایتی باشد و به تماشاگران این امکان را می دهد که برتری را داشته باشند ، در حالی که در واقع همانند نقش اصلی فیلم از پایه خارج هستند. این کار همچنین شما را از قاتل خارج می کند ، مطمئن نیستید که فیلم و شخصیت های آن واقعاً می خواهند تا کجا پیش روند.

قتل در بسته های کوچک عرضه می شود

در حالی که ساختار و بازی های فکری با مخاطب فیلم را بالا می برد ، اما این یک بازیگر برتر مرد است بهتر مراقب باشید که واقعا جادوی ژانر را به تصویر می کشد. همانطور که گفته شد ، شما ممکن است ابتدای فیلم را بفهمید ، اما مانند اشلی (اولیویا دی جونگ) و اد اکسنبولدگرت (که هر دو قبلاً با یکدیگر در آن بازی کرده بودند) م. شب شیامالانرا بازدید) ، بینندگان در می یابند که در یک سفر هستند و هر مکاشفه نسبت به گذشته تکان دهنده تر است. اما اگر نبود هیچ یک از این پیچ و خم ها به این اندازه موثر نبود لوی میلر لوقا غیرقابل پیش بینی را به زندگی.

از صدای جیرجیرک او که به نمایش سن و پل بلوغ او می شکند تا معصومیت کودکانه ای که مدام بر چهره او نشان داده می شود ، لوک قاتل کامل مبدل است. عملکرد او غیر قابل انکار یادآور پاتریک بیتمن جوان است (روانی آمریکایی) – و این هرگز آشکارتر از رقص با نشاط و بی دغدغه ای نیست که او در حالی که دوست پسر اشلی را درگیر می کند ، شروع می کند. علاوه بر این ، او باهوش و عمدی است ، خشونتش مرتباً افزایش می یابد ، همیشه با بی نظمی مرز دارد ، گرچه همیشه آرام است و همه را جمع می کند.

پرسش و پاسخ وحشتناک: BETTER WATCH OUT (2016)
منبع: خوب برو آمریکا

اما او فقط یک قاتل کودک خردسال نیست ، این فیلم حاضر نیست که بر ارزش شوک این مفهوم سنگین شود. شخصیت لوک کاملاً آماده است ، لحظه ها و تفاوت های ظریف روان پریشی را ایجاد می کند که شخصیت او را عمیق تر می کند ، اما همچنین انگیزه های او را می دهد و به آهستگی به درک نهایی از اهداف او می رسد. به طور مرتب با بالا گرفتن بازیهای شیطانی او نیاز به تمیز نگه داشتن خانه است. در حالی که واضح است که او در تلاش است تا از گرفتار شدن جلوگیری کند ، اما یک نیاز ریشه دار نیز وجود دارد که به ادامه رضایت مادرش ادامه دهد. یک انگیزه باورنکردنی برای پاسخگویی به خواسته های مادرش وجود دارد (بازی شده توسط او آب نبات و ساقدوش عروسویرجینیا مادسن) ، و یک مجموعه تقریباً ادیپی مانند با ادامه فیلم به آرامی خود را نشان می دهد. این را با نیاز به ادامه رفتارهای کودکی مرتبط کنید ، و یک قاتل با انگیزه دارید.

این در جزئیات است

جزئیات و تفاوت های ظریف فقط به لوک گسترش نمی یابد. بهتر مراقب باشید چیزی را بدون چرخش و توضیح نمی گذارد. از دانش لوق در مورد مداد درب گرفته تا روکش دقیق ساخته شده تا 1001 استفاده از نوار اردک ، بهتر مراقب باشید تمام آهنگ های آن را پوشش می دهد. نویسندگان کاملاً زیبا با کمان پیچیده شده اند کریس پکوور و زک کان اطمینان حاصل کرد که داستان آنها منسجم بوده و برای تماشاگران که همه چیز را با هم تکه تکه می کنند خوشحال کننده است.

توجه به جزئیات حتی بیشتر می شود. در جایی که فیلم می توانست استقبال بیشتری داشته باشد ، کمبود آن با درایت استفاده می شود. صحنه ای که شامل قوطی های رنگی است صحنه وحشتناکی است که به آشکار کردن پیامدهای آن ختم نمی شود ، بلکه نشان می دهد مخلوط شدن خون و رنگ با هم وجود دارد ، مقدار خون افزایش یافته به میزان آسیب می رسد. سپس بینندگان می توانند جای خالی خود را پر کنند.

پرسش و پاسخ وحشتناک: BETTER WATCH OUT (2016)
منبع: خوب برو آمریکا

بهتر مراقب باشید همچنین شامل نماهایی است که نمی توانم صبر کنم تا دوباره برگردم و دوباره آنها را تماشا کنم ، چراغ های روشن کننده درخت کریسمس ، چراغ های کریسمس در خارج و لوازم خانگی هاله ای از تعطیلات را ارائه می دهند ، اما فیلم غالب نیستند ، اجازه می دهد تا فوکوس مرکزی روشن باشد شخصیت ها. این فیلم همچنین به دوگانگی فیلم کمک می کند ، یک فیلم کریسمس که در یک فیلم ترسناک لایه لایه قرار دارد ، یک خانه تهاجمی که در یک لایه شوم تر است.

یکی از این عکسهای شگفت انگیز در اوایل فیلم است ، همانطور که لوک و اشلی در اطراف خانه می دوند ، مهاجمان خانه در کمین خانه خود هستند و در داخل خانه را می بندند. همانطور که اشلی لوک را از دید مهاجمان بیرون می کشد ، این لحظه شگفت انگیز چرخش دوربین وجود دارد با آنها ، طبیعت آشفته چرخش ، نوعی قصیده برای پیچش و تغییر سرعت فیلم در آینده است. همه چیز آنطور که به نظر می رسد نیست و دیدگاه و دیدگاه شما هر لحظه می تواند تغییر کند.

نتیجه: بهتر مراقب باشید

بعضی اوقات دشوار است که درک کنید که کشش خاصی از فیلم ها وجود دارد ، اما بهتر مراقب باشید یکی است که شما را تا پایان خواهد داشت. همراه با این واقعیت که دختر نهایی ما برای نجات او به کسی احتیاج ندارد و همچنین برای مبارزه با فیلم به خشونت متوسل نمی شود ، بهتر مراقب باشید سرگرم کننده مدرن و کاملاً جالب است. بینندگان از هر جنبه ای که این رفتار وحشتناک تعطیلات ارائه می دهد و القای شایسته ژانر وحشت لذت خواهند برد.

نظر شما درباره Better Watch Out چیست؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


مراقب بهتر باشید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره پرت 2020: زمین بالا

‘Meat Pie Western’ (یا کانگورو وسترن ، به منبع شما بستگی دارد) ، پاسخ آکوبرا استرالیا به اسپاگتی وسترن ، همیشه سنگ بنای صنعت فیلم استرالیا بوده است ، قبل از اینکه دوباره در طول تاریخ از بین برود ، با انفجارهای ناگهانی مواجه می شود. استیون جانسونها زمین مرتفع، ورود به میانه جاده به این کانن درحال انفجار ، در میان آخرین موج تجدیدنظرطلبانه وسترن ظاهر می شود ، ناشی از یک یا دو مشت وارویک تورنتونها کشور شیرین و جنیفر کنتبه همان اندازه آتش زا است بلبل.

زمین مرتفع از این روند تازه ، رمیکس کردن پیروی می کند فرد Schepisiاقتباس پیشگامانه از شعار جیمی آهنگر با داشتن یک مستند نشنال جئوگرافیک در پارک ملی کاکادو برای نتیجه ای که احساس می کنید یک گاراژ فروشی آسی-وسترن است ، مجموعه ای از کهن الگوهای فرسوده ، الگوهای داستانی مشتق شده و خشم تاریخی که همه برای کنترل کنترل می کنند در یک فیلم شاعرانه با همین محور تقلا.

راه انتقام

از سال 1919 شروع می شود و در مناطق سرسبز آرنهم لند واقع می شود ، اندرو کمیس“دوربین دستی دستی خورشید خورده بلافاصله ما را وارد تراویس می کند” (سایمون بیکر) تعامل وحشتناک ، جایی که پلیس تحت دام تیرانداز زنگ زده خود ، مجبور می شود شاهد دستگیری بی دلیل دو بومی فراری باشد که به سرعت در قتل عام بزرگ پیر بومی Dharrpa ()ویتیانا ماریکا) قبیله – زنان و کودکان شامل.

عواقب خونین گوتجوک جوان را ترک می کند (گورووک مونونگور) یتیمی و عموی زخمی اش بایوررا (شان مونونگور) شهوت انتقام. دو شاهد زنده مانده ، تراویس و همكار قانونى ادی (کالان مولوی) گوتجوک را به یک پایگاه محلی مبلغ محلی ترک کنید و موافقت کنید که راه های جداگانه خود را طی کنید. یکی با قانون و دیگری با زمین.

جشنواره پرت 2020: زمین بالا
منبع: Madman Films

پسندیدن کشور شیرین، کریس آناستاسیادساین فیلمنامه استعمار نژادپرست و استعمارگرای جنسیتی استرالیا را در چهارچوب قابل شناسایی جان فورد-وسترن تغییر می دهد ، 12 سال بعد اقدام به عمل می کند و این واقعه غم انگیز را برای نمایش درام انتقام از کتاب در می آورد. رئیس سابق Travis با یک Baywarra انتقام جویانه درگیر یک استراتژی زمین سوخته علیه ستمگران سفیدپوست خود (حق امتیاز فیلم استرالیایی جک تامپسون) برای جلوگیری از سلطنت وحشت بایوارا قبل از کشته شدن افراد بیشتر در هرج و مرج ، از یک تراویس روحیه ، که هنوز هم فردی تحت فشار عدالت است ، استفاده می کند.

شکارچی پشمالو مایل به قرار دادن انگشت پا در داخل آبی که سالها قبل او را بلعیده بود ، تصمیم می گیرد کار را با گوتجوک که اکنون بزرگسال است انجام دهد (یعقوب جونیور نایینگگل) ، به امید استعفای مسالمت آمیز ، به جای انعکاس ضربه ای که او را آزار می دهد – اما اگر ما از داستان هایی از این دست چیزی یاد گرفته باشیم ، تاریخ همیشه محکوم به تکرار است.

Throwback Nature

جانسون تحولات آهسته سوز را نسبتاً کم مد نگه می دارد ، اما مملو از انفجارهای خونین و ایستادگی های متشنج است که معمولاً روند کار را از یک تصویر تعقیب و گریز ناب ، به یک انتقام گیری انتقام جویانه Ozploitation منتقل می کند ، قبل از اینکه در یک بازی اخلاقی پشیمان شود. زمین مرتفعبلاتکلیفی منجر به مضامین اصلی آن از گذشته وحشیانه استرالیا می شود و اینکه ما چگونه کار کردیم – و نکردیم – برای اینکه در ترجمه گم شویم.

رشد گوتوک از یک فرزندخوانده مسیحی پناه گرفته به آغوش سالم ریشه های اجدادی اش شامل جنبه هایی از یک سفر کاملاً کامل و البته فرمولیک است که ما باید دنبال کنیم ، اما افزودن آزار دهنده داستان تراویس این فیلم را با بویی سفید و طاقت فرسا روبرو می کند پیچیده

مذاکره روی حیله و تزویر لایه بندی این حماسه با حمایت از شخصیت های سفید اغلب رویه های حداقلی را شلوغ می کند ، به خصوص وقتی که ظاهر یک ردیاب بومی دیگر والتر (آرون پدرسن) ، و یک قربانی زن دیگر Gulwurri (اسمرلدا ماریمووا) ، به نفع صحنه هایی که چگونه درد و رنج آنها بر مردم سفیدپوست تأثیر می گذارد ، از جمله زوج خواهر و برادر ، بردوک (رایان کور) و کلر (از تعادل خارج شده ستاره کارن پیستوریوس)

فعل و انفعالات قابل خرج آنها از قبل تصویری را نشان می دهد که با استراحت بی وقفه تصاویر طبیعت B-roll پارک ملی کاکادو ، به 90 دقیقه می رسد. این برش های بی پایان مانند انحرافات Malick-esque به بی تفاوتی طبیعت نسبت به قتل عام بی معنی ما نیست ، بلکه بیشتر مانند یک راه حل نوار اسکاچ می لرزد تا یک طرح غیرقابل تهیه را با هم ترکیب کند (این یکی از موارد ویرایشگر نیست جیل بیلکاکبهترین ساعتها)

نتیجه

زمین مرتفع از هر نقطه عطفی که در سالهای اخیر دوباره روی صفحه نمایش Meat Pie وسترن متولد شده است عبور می کند اما قادر به فرار از نوع کلیک های قابل محاسبه نیست که فیلم های این نوع غالباً طعمه آنها می شوند. در حالی که فرم باستانی آن در بیانیه های پایانی آشتی و تأیید گذشته تاریک استرالیا به سمت چیزی بسیار مدرن تر حرکت می کند ، ویژگی دوم دبیرستان استفان جانسون یک سفر خسته کننده در سرزمین های آشنا است.

نمایشگرهای High Ground در جشنواره پرت 4 – 10 ژانویه قبل از افتتاح در سینما 28 ژانویه.

Lotterywest Films از 30 نوامبر 2020 – 28 مارس 2020 اجرا می شود. جزئیات مربوط به برنامه ها و سایر فیلم ها / رویدادها را می توانید در اینجا پیدا کنید: https://www.perthfestival.com.au/whats-on/

https://www.youtube.com/watch؟v=93fKgFhV2rY


High Ground را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

الکس لاینز

الکس 24 ساله استرالیایی غربی است که کمی به فیلم علاقه دارد. هنگامی که او از نگرش سستی استرالیا نسبت به فیلم و فیلم اخم نمی کند ، سعی دارد با ساختن کمدی های آماتور با دوستانش ، به تجارت معتبر نمایش دست بزند. الکس با مجموعه دی وی دی و دانش فراوان فیلم در کنار هم ، به نوشتن درباره فیلم ادامه می دهد ، چیزی که می داند خانم ها را به خود جلب می کند.