SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان

همزمان، از کارگردانان جاستین بنسون و آرون مورهد، فیلمی است که متوجه نمی شوید توجه شما را جلب کرده است تا زمانی که متوجه شدید در تلاش برای دور نگاه کردن ، شنیدن جهان اطراف خود هستید مانند دارو ، اثرات آن آهسته است و باعث ایجاد یک تجربه می شود. و مانند مواد مخدر ، خوب یا بد بودن این تجربه به مصرف کننده بستگی دارد. همزمان فیلمی است که تهدید به کار کردن برای برخی است ، با این وجود برای دیگران سقوط خواهد کرد.

“زمان دروغ است”

توهم زمان و قابلیت انعطاف پذیری آن در ذهن انسان و مکان موضوعی است که بسیاری از فیلمسازان با آن روبرو شده اند. از سیاهچاله ها گرفته تا دلیر ، زمان ساختاری است که باید شکسته شود ، سفر شود و درک شود. همزمان آخرین فیلمی است که به مقابله با زمان می پردازد ، ساخت آن با خوردن ساده یک قرص کوچک خنثی می شود. با این حال ، مانند اکثر سفرهای زمان ، دستکاری آن با خصومت و خشونت روبرو می شود ، جهان با دانش روزافزون ما و درک پیچیده از زمان مبارزه می کند.

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان
منبع: Well Go USA Entertainment

محلی نیواورلئان EMTS ، استیو (آنتونی مکی) ، و دنیس (جیمی دورنان) اولین کسی است که بارها و بارها بدون توضیح و درک منطقی با اثرات مخرب Synchronic روبرو می شود ، قربانیان آن زخمی و برچیده می شوند. این مانند چیزی است که آنها قبلاً ندیده اند. با این وجود ، هرچه تعداد بیشتری از مردم قربانی می شوند ، تعریف آنها به عنوان اولین پاسخ دهندگان تغییر می کند زیرا زندگی شخصی آنها و وظیفه آنها یکی می شود.

فیلمی با فراز و نشیب ها

همزمان مطمئناً توجه مخاطبان خود را جلب و حفظ خواهد کرد. دیدگاه آن در مورد دستکاری زمان از طریق داروهای دارویی و تأثیرات آن بر مغز ، عنصر جالبی را برای مطالعه زمان از طریق فیلم به ارمغان می آورد. با این وجود ، کجا همزمان falters به ​​دلیل عدم توجه به خود دارو ، غالباً احساس می کند زیرا داستانی است که بیشتر به گفتگوهای بین شخصیت ها مربوط می شود. در حالی که می توان درباره آن بحث کرد ، برای ایجاد همدلی ، مکالمه زیادی لازم است همزمانشخصیت ها ، متأسفانه وقتی در مقابل اثرات غیر قابل تصور قرار گرفتن قرص و بدن در تضاد قرار می گیرند ، در مقایسه با این کار کسل کننده می شوند – که باعث می شود فیلم زیاد بکشد.

همچنین همزمان به نظر می رسد مطمئن نیست که تمرکز آن در مورد چه کسی باشد. به نظر می رسد که فیلم باید در درجه اول بر استیو متمرکز باشد. او در حال مبارزه با سرطان مغز است ، و در تلاش است تا زندگی عادی خود را حفظ کند ، هر یک از عناصر مبارزات خاموش او به تمایل وی برای آزمایش مرزهای زمان باقی مانده می افزاید. عدم خویشتنداری و افزایش اجبار او تمرکزی است که فیلم روی آن تأثیر می گذارد ، با این وجود فضای بیشتری برای خم شدن بیشتر به آن باقی می گذارد. در پایان فیلم ، به نظر می رسید که ، همزمان فرصتی را برای مقابله با مبارزات و مفهوم پذیرش مرگ ، کنار آمدن با زندگی ما و زندگی ترک شده از دست داد.

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان
منبع: Well Go USA Entertainment

نسبتا، همزمان شخصیت اصلی خود را قطع می کند و حواس او را پرت می کند و تلاش می کند تا نیاز خود را برای ساختن این فیلم به صورت دوئل سازگار کند. صحنه هایی از دنیس با همسرش ، تعاملات و مبارزات آنها وجود دارد. در حالی که این هدف برای ایجاد زندگی در خانه و ارتباط او با دخترش است ، این می تواند از طریق مکالمه تلفنی یا رو در رو با همسر ، دخترش و استیو برقرار شود. نمایش اضافی او از داستان ، مبارزه و معنای اصلی کاتارسیس او برای داستان می کاهد.

همه چیز از دست نرفته است

در حالی که این بررسی منفی است ، همزمان از ویژگی های بازخریدی زیادی برخوردار است که باعث می شود فیلم کلی سرگرم کننده باشد. تنظیمات نیواورلئان عالی بود ، مناطق نادیده گرفته شده که گردشگران به ندرت از آنها بازدید می کنند و دوربین ها با یک لحظه چشم انداز از آن عکس نمی گیرند. به خصوص جالب توجه استفاده از شش پرچم سابق بود که پس از ویرانی توفان کاترینا سالها قبل محکوم شد. یک زمان اصلاح وجود دارد که به زمین اجازه داده است زمین را پس بگیرد ، با رشد بیش از حد و در داخل و خارج از ماشین های غلتکی و ساختمانها کار کند. این احیا نشان دهنده قرار دادن یک سوزن در یک لحظه از زمان است ، و بسیاری از آنها را به حافظه ویرانی و ویرانی بازمی گرداند.

با ساخت مناظر و تنظیمات ، فیلم فراتر از آنچه شخصیت ها می توانند لمس کنند گسترش می یابد و ایده زمان را افزایش می دهد. یکی از جالب ترین لحظات در همزمان جایگذاری و ساختار ابرهای آن است. به صورت حلقه هایی در آسمان ، که از مرکز آن موج می زند ، فیلمبرداری شده و نه تنها تأثیراتی را که زمان می تواند بر آینده بگذارد ، بلکه به توضیح کم آب عملکرد قرص ها بر روی مغز انسان و زمان خود می دهد.

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان
منبع: Well Go USA Entertainment

این فیلم در تنش خود نیز سرآمد است. این در ابتدا یک تنظیم آهسته است ، قطعاتی که برای ادامه کار در جای خود قرار می گیرند تا ساخته شوند. گور نیز کاملا متعادل است. هرگز بیش از حد بالا ، فقط متناسب با روحیه و تنشی که فیلم در تلاش است ایجاد کند. همزمان همچنین با مجموعه قوانین تثبیت شده در فیلم ، قوانینی که شدت و خطر گرفتن هدیه های Synchronic را افزایش می دهند ، بسیار عالی است. ساخت یک ساختار محکم به فیلم برای مانور در اطراف ، این باعث افزایش بیشتر کشش روی صفحه می شود.

نتیجه: همزمان

علی رغم همه ایرادات ، پایان فیلم بسیار جذاب است – تقریباً هیپنوتیزم. اگرچه قابل پیش بینی است ، بینندگان می توانند نفس خود را در انتظار چگونگی پایان همه چیز حفظ کنند. در حالی که Synchronic فیلم عمیق و متفکری نیست که تلاش می کند باشد ، اما هنوز هم یک فیلم لذت بخش است که سرگرم کننده خواهد بود.

Synchronic را دیده اید؟ شما چی فکر میکنید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Synchronic از 23 اکتبر 2020 در سینماها و درایوها اکران می شود.


Synchronic را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

شناسایی خود در MEMENTO کریستوفر نولان

لنی ، شخصیت پیشرو ، گفت: “من باید به دنیایی خارج از ذهن خودم اعتقاد داشته باشم.” کریستوفر نولانرا یادآوری، هنگامی که او را ترک کرد تا خال کوبی بعدی خود را در آخرین صحنه دریافت کند. منظور او از این جهنم چیست؟

فکر کردن به عقب

علیرغم آنچه یادآوریمیراث و مواد تبلیغاتی ممکن است به شما بگویند ، مشکل لنی به اندازه حقیقت به حافظه مربوط نمی شود و از این نظر نگرانی های خود را با فیلسوف فرانسوی رنه دکارت به اشتراک می گذارد ، که مراقبه دوم، خودش را در یک وضعیت تقریباً مشابه پیدا کرد نولانفراموشی ناگوار است. در حالیکه دکارت اعتراف کرد که از دست دادن حافظه کوتاه مدت رنج نمی برد ، اما به همان اندازه لنی از محیط اطراف خود مطمئن نبود. او با اعتقاد بر اینكه وی برای همیشه قادر به اعتبار سنجی كامل از حواس خود به او نیست ، او تنها چیزی را كه می دانست درست باشد – نتیجه می گیرد. موجود – خود او بود ، که فکر می کرد: “پس من کی هستم؟ چیزی که فکر می کند. چیزی که فکر می کند چیست؟ این چیزی است که شک دارد ، می فهمد ، [conceives]، تصدیق می کند ، انکار می کند ، وصیت می کند ، امتناع می ورزد ، که همچنین تصور و احساس می کند “(135).

منبع: Newmarket

قبل از پایان دادن به داستان لنی ، یادآوری به نظر می رسد در یک جاده مشابه پایین می رود. پس از یادگیری ، وی مردی را که به همسرش تجاوز کرده بود به قتل رساند و همچنین با این احتمال روبرو شد که همسرش هرگز مورد تجاوز قرار نگرفت ، اما به دلیل مصرف بیش از حد انسولین که خود او اداره می کرد ، کشته شد. و با درک دوباره این مسئله که هرگز قادر نخواهد بود از انتقام خود لذت ببرد ، لنی با قاطعیت خاطرات خود را تغییر می دهد تا بتواند مقصر خیالی دیگری را ایجاد کند: دوستش ، تدی. در حالی که حرفهای زیادی برای گفتن این سکانس وجود دارد ، فکر می کنم به وضوح تصور دکارت را تأیید می کند که تفکر ، احساس خود اقتدار بر جهان بیرونی دارد ، که می تواند – در این مورد به معنای واقعی کلمه – در تصویر خود شکل ببخشد.

تنوع یکسان

در مقاله خود ، در مورد هویت و تنوع، جان لاک سعی می کند بفهمد چه چیزی باعث می شود دو چیز یکسان تلقی شوند. اول از همه ، او این عقیده رایج را رد می کند که این ماده است. با رشد بذر به بلوط ، مقدار ماده تشکیل دهنده ارگانیسم در طی زمان تغییر می کند. اگر اینگونه نیست میزان از ماده ، پس شاید همین باشد فرم. به هر حال ، این تغییر نمی کند ، زیرا بذر و بلوط می توانند هر دو دسته از بخش هایی باشند که هدف جمعی آنها تولید زندگی است. تنها دلیل عدم وجود هویت به این دلیل است که نمی تواند بین بلوط های جداگانه تمایز قائل شود ، که البته هر یک از آنها هدف مشابهی دارند.

منبع: Newmarket

این فرض ، لاک را به این نتیجه می رساند که چیزی که هویت را تعیین می کند ، آگاهی است: یک آگاهی بازتاب دهنده ، بازتاب دهنده خود. چگونگی استفاده از این تعریف در مورد گیاه ، درک آن کمی دشوار است ، اما وقتی می خواهیم نحوه ارتباط آن با انسان را ببینیم ، راحت تر می فهمیم. هرچه کودک در بزرگسالان رشد می کند ، توده بدن او تغییر می کند ، اما آگاهی آن یکسان است. به طور مشابه ، جراحی تهاجمی یا حوادث وحشتناک ممکن است شکل بدن را به کلی تغییر دهد ، اما آگاهی هنوز هم باقی می ماند ، و خود را قبل از وقایع مهم مورد نظر ، می شناسد. نکته اصلی آگاهی لاک در اینجا حافظه است ، زیرا ، اگر آگاهی قادر به یادآوری تکرارهای قبلی خود نباشد ، آیا باز هم می توان آن را یکسان دانست؟

یادآوری به ما التماس می کند که همان سؤالی را که از این رو تغییر می دهد ، زیر سؤال ببریم: آیا لنی علی رغم نداشتن حافظه کوتاه مدت ، همان شخص است؟

هنگام تلاش برای پاسخ به این سؤال ، مهم است که توجه داشته باشید که لنی هنوز به حافظه بلند مدت خود دسترسی دارد. در حالی که او نمی تواند خاطرات جدیدی بسازد ، او نام خود ، کودکی ، ازدواج خود را می داند ، بنابراین به همین دلیل نمی توان واقعاً را فردی متفاوت از صحنه به صحنه دانست. با این حال ، این عادلانه است که بگوییم سفر شخصی وی به دلیل آسیب دیدگی مغز به شدت (اگر به طور نامحدود) متوقف شود.

همچنین ببینید

DEVS S1E5: قسمت جذاب از لحاظ بصری همچنین در شکاف ها پر می شود

بیاد فراموش کن

یک مورد که من شخصاً هنگام دیدن فیلم جالب دیدم این واقعیت است که لنی ، که ادعا می کند تنها حافظه کوتاه مدت خود را از دست داده است ، فراموش کرد که همسر خود ، که سالها با او گذراند ، مبتلا به دیابت است. من فکر می کنم این تفاوت هنگام تفاوت بین راه هایی که لاک و دکارت هر دو خود را در نظر می گیرند مهم است. اگرچه تفاوت جزئی نیست ، دکارت اهمیت حافظه را پایین می آورد. طبق سنت سقراطی که روح را به جای مقید بودن به هر بدن جسمی (مانند آگاهی لاک) می داند چیزی غیرقانونی است ، او خود را تا حدی دائمی و تغییر ناپذیر می داند.

ما می توانیم چنین چیزی را با لنی ببینیم که از دست دادن حافظه کوتاه مدت او نمی تواند (به همان اندازه که می خواهد) اساسی ترین ویژگی های شخصیتی او را تغییر دهد. اگر چيزى باشد ، به طور عمداً خاطرات خود را عوض می کند – عملی که او سرانجام آن را فراموش خواهد کرد – گواه این واقعیت است که روح انسان به تاریخ خودش وابسته نیست ، به مرور زمان یا عقب حرکت نمی کند بلکه فقط است.

نظر شما چیست؟


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

DEVS S1E5: قسمت جذاب از لحاظ بصری همچنین در شکاف ها پر می شود

دوباره به آن برگردید! قسمت 4 بسیاری از شخصیت های ما را در موقعیت های ناخوشایندی قرار داد. لیندون (Cailee Spaeny) از Devs ، Forest (اخراج شده بود) اخراج شده بودنیک Offerman) هنگام تماشای یک طرح ریزی کامل از دخترش ، لرزید و از همه بدتر ، لیلی (سونویا میزونو) به موسسه فرستاده شده بود ، در حالی که ما هنوز نمی دانیم چه اتفاقی برای جیمی افتاد (جین ها) امیدوارم این بار اتفاقات کمی بهتر برای شخصیت های ما رقم بخورد!

سرگردان بی هدف

دیوها شاید این قسمت به شکل بی نظیری آغاز شود. ما ابتدا می بینیم که لیلی در رختخواب است و کارتن از کنتون در کنار او می گوید که به زودی بهتر می شود. با این حال ، او بلند می شود ، و به سرگئی نزدیک می شود (کارل گلسمان) در اتاق دیگر سپس ، جیمی ظاهر می شود ، و نسخه های لباس زنانه دیگری از لیلی نیز ظاهر می شود. به زودی ، متوجه می شویم که ما در حال تکرار زمان های مختلفی هستیم که لیلی با هر یک از سایر افراد مهمش گذراند. مدتی است که آهنگ “اوه من Wept” به نام Free پخش می شود. این یک راه کاملاً خواب آور برای شروع قسمت است.

DEVS S1E5: قسمت جذاب از لحاظ بصری همچنین در شکاف ها پر می شود
منبع: FX

هرچند به زودی ، صحنه ای باز می شود که بسیار کمتر خوشایند است. جیمی در حال غرق شدن در وان خود توسط کنتون (زاخ گرنیه) ما در این مرحله به خوبی شکنجه می کنیم ، وقتی در حمام خون می بینید. به نظر می رسد جیمی حاضر نیست حتی به عقب برود ، با سرما و ترس لرزید. کنتون سپس سر خود را زیر آب نگه می دارد تا داستانی را درباره زمان حضورش در سیا و خبر شهادت او از واقعه میدان تیانمنمن برای او بازگو کند. او خودش را با هم مقایسه می کند ، به این ترتیب که چینی ها مایل بودند آنچه را که لازم است انجام دهد تا جلوی رفتار مخالفان را بگیرند. این یک لحظه سرد است

سپس به ساختمان Devs زوم می کنیم ، جایی که کیتی (آلیسون قرص) در اتاق استاتیک در حال تماشای حادثه ای است که ما فقط شاهد آن بودیم؛ سپس به عنوان کودکی که با پدرش تخته نرد بازی می کند ، به لیلی تغییر پیدا می کند. سپس ، لیلی با سرگئی صحبت می کند ، که در آن به نظر می رسد که او تازه با جیمی درگیری کرده است. جیمی در رایانه خود نشسته است. و سرانجام ، لیلی در حالی که چیزی تماشا می کند با سرگئی نشسته است ، و سرگئی به او می گوید که او را برای اولین بار دوست دارد. این یک مونتاژ شیرین از لحظات حساس است.

سپس ، در یک طرح دیگر ، می بینیم که کیتی خودش را در یک سالن سخنرانی نشسته است و به صحبت های استادش در مورد فوتون ها گوش می دهد. او صحبت می کند ، اختلاف نظر خود را با استاد نشان می دهد و متعاقباً از کلاس طوفان می کند. هیچ کس غیر از جنگل او را دنبال نمی کند. به نظر می رسد اولین جلسه آنها است ، و او به او شغل ارائه می دهد. سریعتر به آینده ادامه خواهیم داد و تیم Devs از استوارت ، لیندون ، کیتی و فارست در حال بررسی اشیاء مختلفی مانند مکعب قند و یک موش مرده هستند و تقریباًً همانند چاپگرهای سه بعدی آنها را اسکن می کنند. مراحل اولیه این برنامه است.

سپس با دخترش نگاهی اجمالی به خواندن جنگل می بینیم و به دنبال آن صحنه ای بسیار تند تر از تصادف دختر و همسرش اتفاق می افتد که در واقع شاهد دست اول آن بودیم. فارست سپس با کیتی در مورد هدف خود در مورد Devs بحث و گفتگو می کند ، اگر در مورد جبرگرایی اشتباه کند ، لعنتی می شود.

DEVS S1E5: قسمت جذاب از لحاظ بصری همچنین در شکاف ها پر می شود
منبع: FX

سرانجام ، به نظر می رسد در زمان حال هستیم. جیمی با پدرش تماس می گیرد و به او می گوید که همه را برای مدتی دور کنید و کنتون در مورد روابط کاری خود با کیتی و فارست بحث می کند و لیلی را تهدید می کند. به گذشته ، لیلی در بستر مرگ پدرش است. پیش بینی های نهایی مربوط به لیلی است: بازی به عنوان یک کودک تخته نرد ، در حال مرگ بر روی کف ساختمان Devs و سپس جایی که برای اولین بار او را دیدیم ، در این موسسه. جیمی از طریق یک پنجره وارد می شود و او را بیرون می کشد.

نکات برجسته و مشاهدات

هفته گذشته این را گفتم ، اما اکنون آن را تکرار خواهم کرد: وای ، چه قسمت! کاملاً در حال تغییر لحن از قسمت قبلی بسته بندی شده با اکشن ، این قسمت عمدتاً شکافها را پر می کند ، بیشتر به روابط شخصیت ها باز می شود و چیزهای زیادی درباره مفهوم انتخاب و چگونگی تکرار آن در طول زمان می گوید.

– حتی بیش از پیش بینی های خود ، انتقال بین آنها را به اثر توهمی اضافه کرده است ، و این حتی بدون ذکر پیش بینی های درون پیش بینی ها نیست. به عنوان مثال ، در حالی که شاهد چهره دلهره ای جنگل از دیدن دختر و همسرش در تصادف هستیم ، ما همچنین شاهد نسخه ای از وی هستیم که از وی در درب اتومبیل استقبال می کند و در آن حادثه هرگز رخ نداده است. این یک مفهوم حیله گر است که واقعاً خوب توسط تیم جلوه های تصویری در اینجا اجرا شده است.

– تعامل بین کنتون و جیمی در اوایل قسمت ، نکته برجسته ای است که به ما این امکان را می دهد تا بینش بیشتری در مورد شخصیت او بدست آوریم ، و دلیل انتخاب او را نشان می دهد.

خوشحالم که بازگشت بازگشت را دیدم کارل گلسمانشخصیت سرگئی این قسمت ، از جمله اولین جوانه زدن رابطه او با لیلی ، و بعداً لحظه ای دلپذیر برای گفتن لیلی است که او را دوست دارد. این به عمق لیلی که او را از دست داده اضافه می کند.

صحنه ای که تیم Devs در حال تجزیه و تحلیل اشیاء مختلف بوده است تقریباً دیوید لینچین در اجرای آن ، همانطور که گاهی اوقات شاهد اشیاء انفرادی هستیم که توسط چراغ های نئون احاطه شده اند ، یا در یک لحظه جزئیات دقیقه آنها را به یک سطح مولکولی می رسانند. الکس گارلند به وضوح تحت تأثیر بهترین ها قرار دارد ، اما او نیز خودش را می سازد.

بازیگری عالی نیک Offerman در صحنه تصادف هنگامی که شوک از بین رفت ، بیان او کاملاً وحشیانه است و سرانجام در آنچه اتفاق افتاده است حل می شود.

DEVS S1E5: قسمت جذاب از لحاظ بصری همچنین در شکاف ها پر می شود
منبع: FX

– بیشتر بار قطره های سوزنی عالی این بار ، از آهنگ بوک “Oh I Wept” که هر دو در شروع و نتیجه گیری اپیزود پخش می شد ، تا صدای فریادهای با صدای زیاد ، در بعضی از صحنه های Devs.

– نقل قول عالی ، توسط پدر لیلی گفت: “هیچ کس دو بار در همان رودخانه قدم نمی گذارد. زیرا همان رودخانه نیست. و او همان مرد نیست. ” به نظر می رسد این مسئله یک بار دیگر مفهوم چگونگی تغییرات جزئی را با گذشت زمان تغییر می دهد و باعث تغییر فاحش در شخصیت شما می شود.

سوالات

-چه منجر به مرگ لیلی می شود؟ اگر به نظر می رسد که در بعضی از زمان های زمانی ، مردم زندگی می کنند ، آیا ما (امیدوارم) قادر خواهیم بود به آن یکی نگاه کنیم؟

همچنین ببینید

جشنواره فیلم Tribeca 2019: SUBLIME ، QUIET ONE ، LIL 'BUCK: REAL Swan and RED ، WHITE و WASTED

– منظور از کیتی چیست که کنتون قدرت “قتل” لیلی را ندارد؟ آیا او دقیقاً می داند نقش او در این چند قسمت آخر چیست؟

-چرا لیلی برای جنگل و کیتی اینقدر مهم است؟

-آیا لیندون به دیووس برمی گردد؟

برنامه جیمی بعد از نجات لیلی از موسسه روانی چیست؟

آیا سرانجام آیا جنگل از معنای اصلی واقعی مفهوم زمانی که دیووس پیشنهاد می کند پرده برمی دارد؟

الکس گارلند تاکنون واقعاً مرا تحت تأثیر این نمایش قرار داده است و من نمی توانم صبر کنم تا ببینم چه اتفاقی می افتد. تنظیم در هفته آینده!

نظر شما در مورد آخرین قسمت از چیست دیوها؟


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!