ATLANTIS: سوisfاستفاده پس از آخرالزمانی | استعلام فیلم

ثبت نام اوکراین برای بهترین فیلم بلند بین المللی در آکادمی اسکار آینده است آتلانتیس، روایتی از تروما و بهبودی در کشوری که پس از ویران شدن توسط جنگ سعی در بازسازی دارد. نویسنده ، کارگردان ، فیلمبرداری و تدوین شده توسط فیلمساز والنتین واسیانویچ، این فیلم یک پیرمرد را دنبال می کند در حالی که او تلاش می کند بر وحشت گذشته غلبه کند ، علی رغم اینکه در حال حاضر با یادآوری احاطه شده است. با وجود برخی لیاقت های هنری و اهداف قابل تحسین ، آتلانتیس مرا به همان اندازه دشت های بایر اوکراین که در فیلم به تصویر کشیده شده اند ، سرد نگه داشت.

پایان همه چیز

این سال 2025 است ، یک سال از پایان جنگ وحشیانه بین روسیه و اوکراین. اوکراین پیروز ظاهر شد ، اما بدون پرداخت هزینه سنگین. بسیاری از مناطق شرقی کشور غیرقابل سکونت شده است ، بیابانی مملو از مین ها و اجساد فراموش شده که در آنجا سقوط می کنند تا پوسیده شوند.

سرگی (آندری ریماروک) در جنگ در کنار دوست خوب خود ایوان (واسیل آنتونیاک) ، و هر دو از اصابت گلوله رنج می برند. هنگامی که در یک کارخانه ذوب محلی که به دلیل جنگ در آنها نادیده گرفته می شوند ، کار نمی کنند ، اوقات فراغت خود را با شلیک بارها و بارها به اهداف انسان شکل می گذرانند و آرزو می کنند نوعی هدف از زندگی خود را بدست آورند.

ATLANTIS: سوisf استفاده پس از آخرالزمانی
منبع: Grasshopper Films

ایوان روزی زندگی خود را در محل کار به پایان می رساند. بلافاصله بعد از آن ، کارخانه ذوب سنگ بسته شد و سرجی ، ایوان و دیگر کهنه سربازان جنگ مسئولیت اصلی این کار را به دوش کشیدند. سرگی از حال خود خسته شده و به دنبال شروع کار جدید ، به کریمه ، قلب ویرانی ، می رود ، جایی که شنیده است آنها به دنبال مردانی هستند که به بازسازی آن جهان ویران کمک می کنند. در آنجا ، او با کاتیا ملاقات می کند (لیودمیلا بیلهکا) ، زن جوانی با سابقه باستان شناسی که اکنون داوطلب می شود و گروهی را مجبور به نبش قبر اجساد کشته شدگان در جنگ کرده و آنچه را که برای آنها اتفاق افتاده را با هم تکه تکه می کنند. سرگی با پیوستن به کاتیا و دیگر داوطلبانش در این کار ، دلیل جدیدی برای ادامه زندگی پیدا می کند. و به زودی ، او نیز عاشق می شود.

پوسته های خالی

آتلانتیس یک فیلم قابل توجه بصری است که تقریباً به طور کامل از عکسهای استاتیک عریض تشکیل شده است ، که در آن اکشن (یا فقدان آن) اغلب برای چند دقیقه بدون برش ادامه می یابد. در یک صحنه کاملاً قدرتمند ، سرگی را تماشا می کنیم که به بالکن آپارتمان کوچک و تاریک خود بیرون می رود تا لباسشویی را برای اتو کشیدن بیاورد. آنچه به عنوان یک توالی آرام و البته تنها و کم از زندگی خشک خانگی آغاز می شود ، در نهایت به خشونت تبدیل می شود ، زیرا ناامیدی سرگی از آهن او را وادار می کند ابتدا ابزار ، سپس میز و سپس صندلی خود را خرد کند تا اینکه آپارتمان به سختی مبله اش درهم و برهم شود. مخروج طغیان او. این یک تصویر کاملاً دردناک از خشم بیش از حد مردانه است ، همراه با یک غم و اندوه عمیق عمیق که به هیچ وجه نمی تواند راهی برای بیان پیدا کند.

ATLANTIS: سوisf استفاده پس از آخرالزمانی
منبع: Grasshopper Films

با این حال ، هر صحنه ای که به همین شکل فیلم برداری شده باشد ، هر چقدر هم به زیبایی ساخته شده باشد ، تأثیر یکسانی ندارد و در بسیاری از موارد ، فیلم بیشتر از اینکه یک تمرین احساسی باشد ، بیشتر یک تمرین فنی است. تماشا کردن آتلانتیس، من به یاد فیلم دیگری از اتحاد جماهیر شوروی سابق افتادم که امسال در صحنه جشنواره ظاهر شد ، فیلمساز گرجی دی کلومبگاشویلیاولین درام است شروع. پسندیدن آتلانتیس، شروع تقریباً به طور کامل از عکسهای طولانی و گسترده تشکیل شده است که در آن دوربین بدون حرکت شخصیت ها و حرکت آنها ، بدون حرکت باقی می ماند ، یک شرکت کننده ساکت و ایستا است.

سبک فیلمبرداری در شروع هرگز احساس حیله و شوخی نمی کند اما در کمک به بیان سفر احساسی شخصیت اصلی فیلم ، همسر یک شاهد یهوه که قربانی تعصب وحشتناک و خشونت فیزیکی است ، بسیار عالی کار می کند. مانند سرگی در آتلانتیس، او همچنین دارای ذخایر عمیق غم و اندوه و ضربه است که به مجرای بیان نیاز دارد و احساس تنهایی دارد که با قرار دادن دوربین در دور ، بیشتر بر آن تأکید می شود. اما کجا شروع فیلمبرداری احساس می شود برای خدمت به داستان طراحی شده است ، در آتلانتیس من اغلب با این احساس مخالف روبرو می شدم ، که صحنه هایی برای خدمت به سبک عکسبرداری ساخته شده اند ، به گونه ای که به استثنای همه موارد جالب به نظر برسند.

ATLANTIS: سوisf استفاده پس از آخرالزمانی
منبع: Grasshopper Films

گرچه این بسیار بعید است ، اما این احساس که من در حال تماشای فیلمی هستم که در آن به سبک اهمیت بیشتری داده شده بود نسبت به ماده ، هنگام تماشا از بین رفت آتلانتیس. به عنوان مثال ، صحنه های متعددی در فیلم وجود دارد که در آنها اجساد خارج می شوند و کالبدشکافی های مفصلی انجام می شود که برای چندین دقیقه کشیده می شود. شاید این کار در تلاش برای برجسته کردن فاصله عاطفی بود که انسانها معمولاً سعی می کنند بین خود و جنگ قرار دهند ، مردگان را به عنوان اشیایی که باید تجزیه و تحلیل کنند و در مقابل مردم برای عزاداری تلاش می کنند تا ضربه خود را در اعماق زمین دفن کنند – این یک تحسین برانگیز است برای اطمینان از ایده امتحان کردن و روی صفحه نمایش. با این وجود در چنین صحنه هایی احساس نمی کردم که چنین احساسی داشته باشم. بلکه متوجه شدم که هستم یا نه فرض شده که چنین احساسی داشته باشی در واقع ، من زمان بیشتری را به تماشا گذراندم آتلانتیس تعجب از آنچه که من احساس می کردم از اینکه در واقع احساس هر چیزی احساس کنم ، لذت بردن از عکسهای زیبا ساخته شده (برای ضبط ، در مجموع فقط 28 عدد وجود دارد) در حالی که تعجب می کردم آیا این همان چیزی است که فیلم ارائه می دهد؟

شاید این تا حدی تقصیر خودم باشد. شاید دلیلی که من فیلمی مانند آن را پیدا کردم شروع بسیار موثرتر از آتلانتیس این است که این یک داستان از یک زن است ، که توسط یک زن گفته شده است ، و من به طور خودکار آن را دوست داشتنی تر و جذاب تر از این داستان بسیار مردانه از عاشقانه و رستگاری پس از آخرالزمانی می دانم. با این حال حتی داستان عشق در آتلانتیس با توجه به اینکه کاتیا بیشتر به عنوان راهی برای تسهیل ارتباط مجدد سرگی با جهان بیش از اینکه به عنوان یک شخصیت در نوع خودش باشد ، برای من مانند یک فکر بعدی احساس می شد. وقتی این دو در اواخر فیلم عاشق یکدیگر می شوند ، در صحنه دیگری که از دور گرفته شده است ، این بار در عقب یک کامیون تاریک ، بیشتر به نظر می رسد دو نفر از حوصله اوقات وقت انتظار برای رسیدن بکسل را پر می کنند تا اوج احساسی داستان سرگی.

نتیجه

در آستانه رسیدن به آن لحظه بین سرگی و کاتیا ، در هنگام باران شدید ، یک ردیابی آرام به سمت جلوپنجره کامیون اتفاق می افتد ، زیرا آب ابتدا تار می شود و سپس دو چهره را در صندلی جلو که خم می شوند برای بوسیدن پاک می کند ، و این یکی از جالب ترین چیزهایی است که امسال روی صفحه دیده ام. اما متأسفانه ، همانطور که آتلانتیس به ما نشان می دهد ، بیش از چند عکس ستاره ای طول می کشد تا سفر یک شخصیت جذاب باشد.

شما چی فکر میکنید؟ برخی از فیلمهای پسابرجام مورد علاقه شما کدامند؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

آتلانتیس قبل از گسترش به سایر سینماهای مجازی ، از 22 ژانویه 2021 به طور انحصاری از طریق Metrograph در حال نمایش است.

https://www.youtube.com/watch؟v=iOv2Z98Vaw8


آتلانتیس را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن ، یا نوشتن در مورد فیلم ها ، او را معمولاً می توان در توییتر با وسواس در مورد فوتبال ، BTS و گربه اش دید.

THE PAINTED BIRD: وحشیگری جنگ از طریق چشم یک کودک

هیچگاه کمبود فیلم های جنگی وجود ندارد ، بشریت در نبرد با خودش چاه ثابت چشم اندازها و داستانهاست. و هیچ جنگی به اندازه جنگ جهانی دوم دیدگاههای زیادی را ارائه نداده است. سالهاست که این داستان ها از درون دروازه هالیوود سرازیر شده اند و حافظه را زنده نگه می دارند و داستان کسانی را که ممکن است ناپدید گشته باشند بلند می کند.

آرام و تعمق ، در عین حال به شدت بیرحمانه ، پرنده نقاشی شده، از کارگردان Václav Marhoul، آخرین فیلم برای یافتن وحشت های جنگ جهانی دوم به عنوان پس زمینه آن است. با این حال ، جایی که فیلم ها قبلاً بیننده ها را در قلب جنگ قرار داده بودند ، پرنده نقاشی شده جهت جدیدی می گیرد اقتباس از رمان به همین نام توسط جرزی کوزیسکی، در اینجا بینندگان از سفر غیرقابل باور و وحشتناک یک پسر جوان پیروی می کنند ، در حالی که او برای یافتن راه بازگشت به خانه تلاش می کند. پرنده نقاشی شده برای ضعف قلب نیست ، اما فیلمی است که مطمئناً اثری از خود برجای می گذارد.

طرح

فرستاده شد تا با عمه خود زندگی کند تا از وحشت هولوکاست ، Joska (فرار کند)پتر کوتلر) زندگی خود را در آلمان ترک می کند و با زندگی در مزرعه سازگار می شود. والدینش نتوانستند خود را نجات دهند ، اما می توانند او را نجات دهند. در حالی که در آنجا پنهان است ، وحشیگری وجود دارد که هنوز او را احاطه کرده است ، اما با مراقبت ملایم از عمه خود دور می شود. اگرچه مانند همه حباب های محافظت ، جوشکا زود هنگام ظاهر می شود که متوجه می شود عمه اش گذشته است ، آتش سوزی تصادفی به خانه ای که او یک بار نجات او را می دید ندیده است.

THE PAINTED BIRD: وحشیگری جنگ از طریق چشم یک کودک
منبع: IFC Films

با مرگ به موقع عمه خود ، یوسکا تنها برای روبرو شدن با جهان است. در حالی که مسیر خود را در حومه شهر می گذراند ، سفرش او را با چهره ای از افراد ، هرکدام با شیاطین خود – روبرو می کند – هرکدام با خشونت خود. در حالی که زمان سپری شده با هر شخصیت متفاوت است ، تأثیرات در زندگی Joska عمیق است ، بی گناهی از کودکی می گذرد و دیدگاه او را نسبت به جهان از بین می برد. از آنجا که احساس ترک و بقا به آرامی شروع به خزیدن در ذهن او می کند ، جوزکا از پسری به یک مرد رشد می کند ، دوران کودکی را پشت سر می گذارد و آنچه را که دنیا به او پیشنهاد کرده است را در آغوش می گیرد.

نقاشی پرنده

وحشیگری پرنده نقاشی شده فوری است هیچ انتقال آهسته ای به بیرحمانه جنگ صورت نمی گیرد ، هیچ ساختاری برای آماده سازی شما برای آنچه در آینده است وجود ندارد. پرنده نقاشی شده با جوسکا در حال عبور از جنگل است که گره سفید را در هم می کشد. در یک لحظه ، بی گناهی که خز سفید نشان می دهد ، در شعله های آتش گرفتار می شود و فراتر از شناخت می سوزد. مانند همه جنگها ، آمادگی ذهنی وجود ندارد.

در حالی که پرنده نقاشی شده یک فیلم بیرحمانه است ، شما هرگز بخش زیادی از جنگ را نمی بینید. در عوض ، به بینندگان نمایش داده می شود و ذهنیت یک ملت و شهروندان آن را نشان می دهد. در حالی که عده ای خشونت نسبت به Joska را از طریق نفرت خالص نشان می دهند ، برخی دیگر به دلیل خشونت هایی که وی نشان می دهد نسبت به او وحشیانه هستند. جایی که بسیاری از فیلم های جنگ جهانی دوم ارتباط مستقیم دارند ، رفتار یک سرباز نسبت به یک یهودی ، پرنده نقاشی شده در تظاهرات خود توسط توده ها به كودك كوچك ، دلهره آور است.

THE PAINTED BIRD: وحشیگری جنگ از طریق چشم یک کودک
منبع: IFC Films

در حالی که وحشیانه ، پرنده نقاشی شده فیلمی به زیبایی ساخته شده است ، با عکس های نفس گیر که با چشم قوی و کنتراست عمیق فیلم سیاه و سفید غیرقابل انکار جذاب است. هرچند به اندازه این فیلم زیبا باشد ، برای رسیدن به راه خود به معده قوی احتیاج دارید. پرنده نقاشی شده یک فیلم وحشیانه خشونت آمیز است ، در بعضی مواقع بیش از حد برای اداره. یک شلاق تیز وجود دارد که با تضاد زیبایی عکس و بی رحمی اکشن ایجاد شده است.

هر دو زیبایی و وحشیگری بیشتر از طریق تصویری از طریق صدا زنده می شوند. پرنده نقاشی شده فیلمی است که دیالوگ به ندرت مورد استفاده قرار می گیرد. شخصیت ها فقط در مواقع ضروری برای فیلم یا صحنه صحبت می کنند. بسیاری از اوقات از طریق غیر کلامی ارتباط برقرار می کنید – اکشن در اینجا با صدای بلند صحبت می کند. قدرت ارتباطات بر توانایی بازیگران حتی بیشتر متکی است. زبان بدن از اهمیت ویژه ای برخوردار است و هر یک از اعضای بازیگران آن را با کمال تحقق می بخشد.

نمایندگی های جنگ

در حالی که جوسکا در جستجوی خانه است ، در این راه با وحشتهای غیرقابل تصور روبرو می شود. در حالی که جهان در پس زمینه طغیان می کند ، ترس هایی که جهان در بی گناهی این پسر در حال تجربه است ، نمایانگر است. هر یک از این افراد که جوسکا در آن دیده می شود ، جنبه ای از جنگ ، گناه ، شر یا احساسات را نشان می دهد. در هر یک از این شخصیت ها و در کاوش های آنها وحشیگری وجود دارد. مانند جنگ ، فقط قبل از اینکه با هر تعامل جدید جوزکا بهتر شود ، بدتر می شود.

THE PAINTED BIRD: وحشیگری جنگ از طریق چشم یک کودک
منبع: IFC Films

پارانویا و خرافات به طور کامل در یک شهر و پزشک جادوگر آن به وجود می آیند. آنها Joska را به عنوان شیطان می بینند ، شرى که باید فوراً غرق شود مبادا ثروت فقیرى در این شهر به بار آورد. خشونت در مردی که همسرش را کتک می زند ، از خشم و ظن کور می شود ، بازنمایی می کند. شهوت نیز در تمایلات جنسی در هر سنی پیدا می شود و بارها دلخوری قلبی غیرقابل تحمل به همراه دارد.

ولی پرنده نقاشی شده نه تنها نمایانگر وحشت و شر است ، بلکه با لکه های امید و تاب آوری شعله ور می شود. هر کسی که جوسکا با آن روبرو می شود وحشتناک نیست ، به جای اینکه اولین نور از زمان گذشت عمه اش را به او بدهد ، نشان می دهد که حتی در دنیای نفرت و تاریکی ، کسانی هستند که یک قدم جلوتر می روند. کسانی هستند که محافظت و روشنگری می کنند. در جنگ ، امید به آزادی ، موفقیت و بقا وجود دارد – چیزی که همه ما باید آن را ادامه دهیم.

نتیجه

در شکل ساده خود ، پرنده نقاشی شده داستان آمدن سن است انتقال Joska از کودکی به بزرگسالی با هر تعامل اتفاق می افتد و به جلو سوق می یابد. از آنجا كه سفر خود را غوطه ور در معصوميت و دلسوزي آغاز مي كند ، آرام آرام به بقاي خالص و مردانگي ادراك شده مبدل مي شود.

بسیاری تلاش خواهند کرد تا با Joska بمانند و سفر او به اتمام برسند. وحشیگری و خشونت فیلم خاموش بسیاری خواهد بود. با این حال ، اگر می توانید تا آخر بمانید ، اگر می توانید ترسناک را تجربه کنید ، با ارائه واضح و آشفتگی هایی که ژوزکا هرگز خود را ابراز نمی کند ، فیلمی را پیدا خواهید کرد که ریشه در نیاز به ادامه فشار به جلو دارد.

همچنین ببینید

THE GENTLEMEN: بازگشت به فرم گای ریچی

همانطور که بسیاری از یهودیان و شهروندان در اثر جنگ آواره شدند ، یوسکا نیز همینطور است. او ، مانند بسیاری ، در سفر است تا تعریف خود را از “خانه” تعریف کند – و اگر “خانه” ای وجود داشت که ابتدا آغاز شود. در حالی که پرنده نقاشی شده وحشیگری بسیاری از افزودن این موارد به مجموعه خانه هایشان جلوگیری خواهد کرد ، این یک تجربه است که حداقل یک بار مشاهده کنید.

دیدی پرنده نقاشی شده؟ چی فکر کردی؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

نقاشی شده پرنده VOD در تاریخ 17 ژوئیه سال 2020 منتشر خواهد شد.


سازمان دیده بان پرنده نقاشی شده

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“بدون این نوع روزنامه نگاری ، دموکراسی زنده نخواهد ماند”: مصاحبه با آگنیسکا هلند ، مدیر MR. جونز

هرگز نمی توان متهم کرد آگنیسکا هلند بودن یک فیلمساز بی پروا یکی از برجسته ترین کارگردانانی که باید از لهستان بیرون بیاید ، آثار او وزن ثابتی برای آنها دارد. از جانب تب (1981) که داستان انقلاب لهستان 1905 را روایت می کند؛ به اروپا اروپا (1990) ، اقتباسی از خاطرات یک یهودی آلمانی که در جنگ جهانی دوم با نقاب زدن به عنوان یک نازی جان سالم به در برد. به در تاریکی (2011) ، که داستان کارگر فاضلاب لهستانی را که در زمان هولوکاست یهودیان را پنهان کرده بود ، روایت می کند. هلند فیلم ها برخی از زشت ترین و مهمترین دوره های تاریخ بشر را با یک نگاه بی پرده به تصویر می کشند که باعث سهم جنجالی آن شده است.

هلند آخرین، آقای جونز، درست در میان این نقاط دیدنی در شکلات او قرار دارد. ستاره های فیلم جیمز نورتون به عنوان روزنامه نگار ولزی ، گرت جونز ، که در سال 1933 به اتحاد جماهیر شوروی سفر کرد تا پرده از ماجرای هولودومور ، قحطی انسان ساخته شده در اوکراین که میلیون ها نفر را کشته بود ، پرده برداشت. با وجود این ، با وجود شجاعت جونز در به دست آوردن روایت عینی از قحطی در مقابل خطر باورنکردنی ، بسیاری از روشنفکران همکار وی از اعتقاد به داستان او خودداری کردند.

من ممتاز بودم که با او صحبت کنم هلند درباره جذابیت او به داستان جونز ، شگفت آورترین چیزی که او هنگام ساخت فیلم یاد گرفت و نقش روزنامه نگاری در زنده نگه داشتن دموکراسی امروز.

لی جوتن برای استعلام فیلم. داستان گرت جونز موضوعی فوق العاده قانع کننده است که بیشتر از این واقعیت ساخته شده است و واقعیت آن است که متأسفانه به موقع است و روزنامه نگاران مورد حمله قرار گرفته و متهم به انتشار “اخبار جعلی” هستند. چه زمانی برای اولین بار با گرت جونز و داستان او آشنا شدید و چگونه درگیر آوردن آن داستان به پرده سینما شدید؟

آگنیسکا هلند: من با هالودومور ، قحطی اوکراینی آشنا بودم. من در مورد آن شنیده ام و در چندین کتاب درباره آن خوانده ام. در یکی از کتابهایی که حدود ده سال پیش خوانده ام ، یک فصل بود که در آن [Gareth Jones’] داستان ذکر شد

فیلمنامه این فیلم توسط آندره چالوپا، فیلمنامه‌نویس آمریکایی با منشاء اوکراینی. او آن را مستقیماً و نه از طریق نماینده من برای من ارسال کرد – او سریع و باهوش است. بیشتر فیلمنامه هایی که برای من ارسال می شود مربوط به هولوکاست و مشکلات بشر این زمان است اما بعد از خواندن 15-20 صفحه[ازفیلمنامهبرای[ofthescriptforآقای جونز]، من نمی توانم آن را کنار بگذارم. فهمیدم که با من صحبت می کند ، زیرا در مورد جنایات وحشتناک کمونیست که فراموش و بخشیده شده اند صحبت می کند. من فکر می کنم این وحشتناک است که این جنایات جزئی از وجدان جهانی نیست. و فکر کردم داستان در مورد روزنامه نگار بسیار مهم است ، با “اخبار جعلی” و همه چیز که در آن زندگی می کنیم. با این داستان گذشته را می بینیم ، اما این چه چیزی را ثابت می کند فاکنر گفت: گذشته مرده نیست ، حتی گذشته نیست. احساس می کند بخشی از زمان حال است.

منبع: ساموئل گلدنوین فیلم

من فکر کردم جیمز نورتون در نقش اصلی فوق العاده است – چنین آرزوی جدی برای عدالت در کل عملکرد او وجود دارد. چه چیزی باعث شد تا وی به عنوان گرت جونز بازیگر شود؟

آگنیسکا هلند: وقتی یک فیلم کاملاً تأمین مالی نشده و پیچیده است – فروش سرگرمی کار ساده ای نیست – ترغیب بازیگران به خواندن ، تهیه آن ساده نیست. بنابراین یک روند طولانی بود ، اما با توجه به شرایط شادی ، یک آژانس بزرگ ده بازیگر جالب را پیدا کرد که آماده پرش به ماجراجویی بودند. بنابراین من کاری مانند پنج بازیگری انجام دادم ، با آنها صحبت کردم و فیلم های آنها را تماشا کردم. در میان این مدعیان ، جیمز برای من کاملاً بهترین بود. او این کیفیت صریح و بی نظیر انگلیسی از مردی اصیل را دارد که شخصیتی پرزرق و برق نیست اما به راحتی به او اهمیت می دهد. او بسیار باهوش و بسیار کنجکاو و مردی بسیار مهربان است ، بنابراین کار با او بسیار لذت بخش بود. او بسیار وفادار ، بسیار ثابت است. او به نوعی این شخصیت را پیدا می کرد – او آنقدر رنگی نیست اما او نیاز به حمل این فیلم دارد. وقتی داشتم فیلم را ویرایش می کردم ، فهمیدم که او چقدر خوب است ، وقتی آن کارهای کوچک بسیار ظریف او که با هم کار کردند جمع شدند. من بسیار خوشحالم که با او همکاری کردم.

ممکن است بسیاری از بینندگان از دیدن جورج اورول غافلگیر شوند [played by Joseph Mawle] به عنوان یک شخصیت پشتیبان در داستان گرت جونز ظاهر شوید. چرا حضور او در فیلم مهم بود؟

آگنیسکا هلند: با او و مزرعه ی حیواناتوی که از گزارش گرت جونز و داستان قحطی الهام گرفته شده است ، او کیفیتی استعاره ای به داستان این مرد خاص می بخشد. او هنگامی که آنها در کنار هم قرار می گیرند ، این موقعیت روشنفکر غربی را نشان می دهد ، به اعتقاد وی – حتی وقتی خردمند و تردید باشند – که کمونیسم امید واقعی بشریت است. اگر او این نظر را ابراز کند و به نوعی از گزارش گرت خودداری کند ، با اقتدار خود نشان می دهد که اوضاع در آن زمان چه بوده است ، و داوری و شناخت حقایق درباره استالین و رژیم وی چقدر دشوار بود. بنابراین او یک بعد استعاری را به داستان اضافه می کند و همچنین وضعیت ذهن افراد را در آن زمان نشان می دهد – افرادی مانند والتر دورانتی[بازیشدهبا[playedbyپیتر سارسگارد]و آدا بروکس[بازیشدهبا[playedbyونسا کربی]- این نشان می دهد که اغوا با این دیدگاه جهان چقدر آسان بود.

تعجب آورترین چیزی که شما در ساخت این فیلم یاد گرفتید چیست؟

آگنیسکا هلند: خوب ، من در مورد هالودومور و تاریخ می دانستم ، اما وقتی تحقیق می کردم شروع کردم به خواندن نظرات مختلف مورخان در مورد تعداد قربانیان ، و فهمیدم که این اختلاف پنج میلیون نفر است: برخی حدود سه و نیم میلیون کشته و برخی تا نه میلیون نفر رفتند وقتی در اوکراین تیراندازی می کردم ، با پیرمردانی که شاهد و بازمانده آنها بودند آشنا شدم ، اما این که همه نام قربانیان و مزار آنها را نمی دانیم ، که آنها فراموش شده اند و فقط در حافظه عاطفی ملت وجود دارند … خیلی دلهره آور است احساس کردم آن قربانیان به من زنگ می زنند و به من نیاز داشتند تا چراغی بر روی آنها بدرخشد. این اتفاق نمی افتد وقتی که من داستان های هولوکاست را می خواندم زیرا این اسامی شناخته شده اند و ما پرونده هایی را که اتفاق افتاده است ثبت می کنیم. در اینجا میلیون ها نفر از نام ها ، گمشده بودند.

منبع: ساموئل گلدنوین فیلم

همانطور که قبلاً نیز اشاره کردیم ، داستان گرت جونز خیلی زود به موقع است. امروز بسیاری از روزنامه نگاران متهم به گسترش دروغ هستند ، فقط آنها می خواستند حقیقت را آشکار سازند. به نظر شما چه چیزی می توانیم از نحوه دریافت گزارش وی توسط عموم مردم بیاموزیم؟

آگنیسکا هلند: هنگامی که شما فساد رسانه ها و سیاستمداران و بی تفاوت بودن افکار عمومی جهانی را با هم ترکیب می کنید ، بدترین اتفاقات ممکن است رخ دهد. به همین دلیل روزنامه نگاری عینی ، تحقیق و تحقیق بسیار مهم است. من می خواستم به این نوع روزنامه نگاری احترام بگذارم ، زیرا فکر می کنم بدون این روزنامه نگاری ، دموکراسی زنده نخواهد ماند. در جاهایی مانند ایالات متحده و لهستان ، جوامع بسیار تقسیم می شوند ، بنابراین قطبی هستند ، برای رسانه ها آسان است که یک دستور کار یک طرفه را ارائه دهند. آنها گزارش می کنند واقعیت هایی که فقط برای یک بخش از مردم قابل باور است و برای بخش دیگر اعتبار خود را از دست می دهد. همیشه فساد نیست ، بلکه گاهی اوقات با بهترین اهداف انجام می شود ، اما خطرناک است. شخصی مانند گرت که با دولت پیوند داشت و می دانست که چه چیزی برای آنها سودآور خواهد بود ، تصمیم به صدور حقایق و حقایق گرفت و تصمیم گرفت این کار را بدون توجه به آنچه برای او و مربیان سیاسی او انجام شده است ، انجام دهد.

همچنین ببینید

20 سال بعد: میراث پیچیده BOYS DO CRY

الان روی چه پروژه هایی کار می کنید؟ من می دانم با همه گیری سخت است که بیرون بروید و به هر چیزی شلیک کنید ، اما آیا در تولید چیزی دارید؟

آگنیسکا هلند: بلافاصله پس از اتمام آقای جونز من به فیلم دیگری پریدم ، فیلمی دوره ای که در جمهوری چک فیلمبرداری شده است شارلاتان. در آخرین جشنواره فیلم برلین با موفقیت برتر اجرا شد. قرار بود در ماه مارس در برخی کشورها اکران شود … امیدواریم که تئاترها با موفقیت بازگشایی شوند. قرار بود آقای جونز دو روز پس از تعطیل شدن سینماها در فرانسه افتتاح شود. بنابراین ما در موقعیتی هستیم که آن فیلم ها منتظر حالت عادی جدید هستند. من همچنین سری جدیدی را برای اپل آماده می کنم که قرار است در پاریس فیلمبرداری شود ، اما ما هنوز نمی دانیم چه چیزی ممکن است.

استعلام فیلم از Agnieszka Holland بخاطر وقت گذراندن صحبت با ما تشکر می کند!

شما چی فکر میکنید؟ آیا با آثار آگنیسکا هلند آشنا هستید؟ موارد مورد علاقه شما چیست؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

آقای جونز در تاریخ 19 ژوئن 2020 منتشر خواهد شد.

https://www.youtube.com/watch؟v=wtWSyFNT9qY

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جوتون

لی جوتن کارگردانی فیلم های کوتاه با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل و یک پلنگ غیر قاتل را کارگردانی کرده است. نوشته های او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد ، بچ: پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، Bitch Flicks ، تلویزیون Fanatic و Just Press Play ظاهر شده است. هنگام تماشای ، ساختن یا نوشتن در مورد فیلم ها ، معمولاً در Twitter می توانید وسواس فوتبال را پیدا کنید.

آقای. جونز: خطر در حقیقت یافت می شود

روزنامه نگاران به دلیل جرأت انجام کارهای خود در ایالات متحده مورد حمله قرار گرفته اند. اگر اظهارات رئیس جمهور کشور را زیر سؤال برده و حقیقت را با مردم در میان بگذارید ، به دلیل انتشار “اخبار جعلی” توسط رئیس جمهور و یارانش مورد حمله قرار خواهید گرفت. این حتی به عنوان یک سلب مسئولیت روزنامه نگاری که از خط حزب تأسیس انحراف می یابد ، به عنوان یک سلاح مانند سلاح تبدیل شده است.

طبیعتاً ، مانند خیلی چیزهای وحشتناک دیگر که تحت این دولت اتفاق افتاده است ، این یک پدیده جدید نیست. فیلم جدید فیلمساز تحسین شده آگنیسکا هلند (اروپا اروپا، در تاریکی) داستان روزنامه نگاری را كه به اوکراین سر می زد گزارش می دهد تا در مورد قحطی انسان ساخته كه میلیون ها نفر را كشته است گزارش كند ، فقط برای اینكه گزارشات وی توسط بسیاری از مواضع قدرت رد شود. آقای جونز بدون نقص ، عمدتاً در قدم زدن نیست ، بلکه اینها به لطف موضوع فوتی و فوری فیلم و یک عملکرد مرکزی عالی از پس زمینه محو می شوند. جیمز نورتون.

“این که من بیشتر از جواب سوال دارم باعث عصبی شدن من می شود.”

سال 1933 است. گرت جونز (نورتون) یک روزنامه نگار جوان و جاه طلب جوان جاه طلب است که به تازگی مصاحبه ای با آدولف هیتلر منتشر کرده است که مدت کوتاهی پس از انتصاب هیتلر به عنوان صدراعظم انجام داد. جونز با كمبود كمبود روابط به واسطه كار قبلي خود به عنوان مشاور امور خارجه نخست وزير سابق ، لويد جورج ، تصميم گرفت كه ديدگاه هاي بعدي خود را بر شوراي اتحاديه نشان دهد. هدفش؟ مصاحبه با جوزف استالین در مورد رشد اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی ، از جمله برنامه پنج ساله ظاهراً موفق آن.

آقای. جونز: در حقیقت خطر یافتن وجود ندارد
منبع: ساموئل گلدنوین فیلم

جونز وارد مسکو می شود تا یاد بگیرد که برنامه های بزرگ او برای کشف حقیقت در مورد اتحاد جماهیر شوروی بسیار سخت تر از آنچه پیش بینی کرده بود ، خواهد بود. دولت نه تنها فعالیت های خود را به مسکو محدود نکرد ، بلکه آنها همچنین با این ادعا که همه هتل ها رزرو شده اند ، اطمینان داده اند که نمی تواند بیش از یک هفته در این کشور بماند. جونز با داشتن مدت زمان و منابع محدود در ارتباط است.پیتر سارسگارد) ، رئیس دفتر جایزه پولیتزر رئیس دفتر دفتر مسكو مجله نیویورک تایمزاما هنگامی که به نظر می رسد دورانی بیشتر از دعوت وی به مجالس وابسته به رابطه جنسی و مواد مخدر اهمیت دارد ناامید می شود تا کمک به وی در دیدار با استالین.

نیویورک تایمز خبرنگار آدا بروکس (ونسا کربی) به جونز جذب می شود ، اما به نظر می رسد او نیز مایل به کشف هرگونه آلودگی بالقوه در کشور پذیرفته شده خود نیست. اما جونز همچنان ناآرام مانده و از قطار به سمت اوکراین ممنوع پیاده می شود ، جایی که او می فهمد که اوضاع حتی بدتر از آن است که او گمان می برد. در اینجا قحطی ساخته دست بشر است که به Holodomor معروف شد ، جایی که دهقانان گرسنه باید در صف های طولانی منتظر نان زیر نقاشی های دیواری یک استالین با شکوه باشند که دانه ای را بر روی یک مردم سپاس گذارده است. خطوط نان ، هیچ چیز با سایر وحشت هایی که جونز در حومه شهر کشف می کند ، نیست ، از جمله کودکان یتیم که برای زنده ماندن به سمت آدمخواری متوسل می شوند.

جونز سرانجام برای نوشتن و انتشار داستان خود به انگلیس بازگشت ، اما از اینکه متوجه می شود همسالانش کمتر از شنیدن آن علاقه مند هستند شوکه می شوند. در واقع ، دورانت تا آنجا پیش می رود که وی را به دروغگویی متهم می کند و وجود قحطی را در صفحات منکر می شود مجله نیویورک تایمز. حتی نویسنده مترقی جورج اورول (جوزف ماول) در ابتدا تمایلی به باور جونز ندارد. او نیز مانند دورانت و بروکس ، می خواهد باور کند که معجزه اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی فقط همین است – معجزه. این روشنفکران غربی ، با الهام از ایده‌آلیسم کمونیسم ، امیدوار هستند که اتحاد جماهیر شوروی استالین ، یک طرح برای یک جامعه بهتر در آینده ایجاد کند.

آقای. جونز: در حقیقت خطر یافتن وجود ندارد
منبع: ساموئل گلدنوین فیلم

“چه چیزی در دنیای محروم خطرناک است؟”

جونز به خاطر افشای حقیقت در پشت دروغ ، زندگی و صداقت خود را در خط قرار داده است ، و کاملاً معتقد است که روزنامه نگاری نجیب ترین تماس است. اینکه گزارش شهود عینی وی در اصل به عنوان “اخبار جعلی” توسط کسانی که علایق شخصی آن در خدمت نبوده است ، مورد توجیه قرار می گیرد آقای جونز یک فیلم خیلی به موقع هلندکه والدین آنها هر دو روزنامه نگار فعال سیاسی بودند و پدرشان در بازجویی توسط پلیس کمونیست در لهستان درگذشت ، به وضوح دلبستگی شخصی به داستان دارد. (او به دلیل فعالیتهای سیاسی در بهار پراگ در چكسلوواكیا زندانی شد.) در حقیقت ، تمام اوغلوهای وی علاقه چشمگیری به درخشش نور بر بدترین جنایات بشریت با چشمی بی پرده و نابخشوده نشان می دهد. آقای جونز هیچ تفاوتی ندارد ، و بیننده را هیچکدام از وحشت های هولودومور با به تصویر کشیدن آن از گرسنگی جمعی که جونز شاهد آن بوده ، نیست. این صحنه ها تقریباً بدون گفتگو و کاملاً ساکت هستند ، اما ساکت بودن فقط به آنها گرانش بیشتری می بخشد.

آندره چالوپا فیلمنامه با استفاده از صحنه های نوشتن اورول داستان جونز را روایت می کند مزرعه ی حیوانات به عنوان یک وسیله قاب بندی ، زیرا این رمان از روزنامه نگاری جونز الهام گرفته شده است. در حالی که تصمیم به ادغام او در داستان معقول است ، زیرا این امر باعث می شود روزنامه نگاری جونز در چهره ای از زندگی واقعی که بیشتر با آنها آشنا است ، این صحنه ها با مقایسه با فیلم های جونز کاملاً مسطح باشد. به این دلیل است نورتون عملکرد درخشان جدی و پرانرژی چون روزنامه نگار صلیبی قلب و روح فیلم است.

با چهره غیرقابل انکار خوش تیپش که در پشت عینک های جغد پنهان شده است ، نورتون صداقت و صداقت را به شخصیت منتقل می کند که باعث می شود ریشه در او غیرممکن شود. پر از هوش و صداقت ، نورتون گرت جونز همه چیز را که تحسین روزنامه نگاری دارد تحسین می کند. در واقع ، عملکرد او را باید توسط هر کسی مشاهده کرد که شک دارد که روزنامه نگاران در جامعه چه نقشی اساسی دارند و در هنگام گزارش حقیقت چه فداکاری هایی باید توسط آنها انجام شود.

آقای. جونز: در حقیقت خطر یافتن وجود ندارد
منبع: ساموئل گلدنوین فیلم

فویل جونز Duranty ، بدبینانه و فاسد است نیویورک تایمز رئیس دفتری که تمایلی به گزارش در مورد هر چیزی که ممکن است به جایگاه وی در جامعه آسیب برساند نیست. سارسگارد او را با نام تجاری معمول خود از جذابیت روغنی به تصویر می کشد. او بی اعتنایی بی رحمانه دورانت را نسبت به دنیای خارج تقریبا اغوا کننده می کند ، در نتیجه برجسته می کند که چقدر خطرناک است. در حالی که جونز نمونه تحسین برانگیز از همه چیزهایی که یک روزنامه نگار خوب باید باشد ، Duranty یک داستان هشدار دهنده از آنچه می تواند اتفاق بیفتد هنگامی که روزنامه نگاران خود را پیش روی داستان قرار می دهند.

نتیجه

عیب آقای جونز این است که باعث می شود شما می خواهید بیشتر؛ فینال فیلم ، پس از انتشار گزارش جونز ، احساس عجله می کند و تأثیر کاملی از کار او را نسبتاً ناشناخته می گذارد. در مقابل ، قسمت های ابتدایی این فیلم که جونز در حال اجرا در مسکو با آدا بروکس زیبا است ، کمی بکشید. با این حال این نقص ها از اهمیت آن دور نمی شوند. آقای جونز نياز روزنامه نگاري تحقيقي را حتي در دنيايي كه شواهد سخت را مي توان با اتهامات بي حقيقت مواجه كرد ، برجسته مي كند. ما خوب است که به یاد داشته باشید که.

همچنین ببینید

من می ترسم: وحشتی که می پرسد ،

شما چی فکر میکنید؟ قبلاً از گرت جونز شنیده بودید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

آقای جونز در تاریخ 19 ژوئن 2020 منتشر خواهد شد.


سازمان دیده بان Mr.Jones

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جوتون

لی جوتن کارگردانی فیلم های کوتاه با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل و یک پلنگ غیر قاتل را کارگردانی کرده است. نوشته های او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد ، بچ: پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، Bitch Flicks ، تلویزیون Fanatic و Just Press Play ظاهر شده است. هنگام تماشای ، ساختن یا نوشتن در مورد فیلم ها ، معمولاً در Twitter می توانید وسواس فوتبال را پیدا کنید.