ساعت کودک: 60 سال پیشرفت

از استونewال گرفته تا ترور هاروی میلك تا تصمیم دادگاه عالی ازدواج در همان جنس ، مایل ها از زمان انتشار آزاد شده اند ویلیام وایلر تصویر بسیار مهم و جسورانه ، ساعت کودکان. شصت سال به بعد ، بیایید نگاهی بیندازیم که چگونه تحمل بیشتری به دست آوردیم ، و چگونه می توانیم به بهترین وجه پیشرفت کنیم.

ساعت کودک: 60 سال پیشرفت
منبع: هنرمندان متحد

هنگامی که اولین نمایشنامه استاد با همین عنوان برای اولین بار در سال 1934 منتشر شد ، همجنسگرایی چنان تابو بود که حتی ذکر این عمل غیرقانونی بود. ایالت نیویورک داد ساعت کودکان مجوز ادامه کار خود به دلیل عشق و حمایت بی حد و حصر از این امر با انتقادی بدست آمده است. این نمایشنامه جسورانه و پذیرفته ، بحث در مورد حقوق LGBTQ + را در زمان مقدماتی به ارمغان آورد ، در حالی که حتی گفتن عبارت «همجنسگرایی» از نظر قانونی قابل فهم بود. ساعت کودکان جرات کرد مخاطبان را ناراحت کننده جلوه دهد و عواقب تعصب را ارائه دهد.

ساختن گام های کوچک

در حالی که بسیاری از فیلم هایی که حقوق LGBTQ + را قهرمان می کنند ، در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد به جریان اصلی تبدیل شدند ، ساعت کودکان یک مورد منحصر به فرد از بسیاری جهات است ، زیرا نه تنها یکی از فیلم های پیشگام – از یک فیلمساز مشهور و در حال حاضر کاملاً تثبیت شده با از دست دادن زیاد – بلکه یکی از اولین درون جریان اصلی است که یک رویکرد تاریک و در عین حال همدلانه به آن عمل کرده است. فقط یک موضوع در حالی که اتفاقی که در حوادث مشکوک وب رخ می دهد ساعت کودکان هر چیزی خوشایند است ، ویلیام وایلر از رویکردی نبوی استفاده کرد که به عنوان اخطار پر از همدردی با ادعا مطرح شد.

ساعت کودک: 60 سال پیشرفت
منبع: هنرمندان متحد

مشاهده بسیار جذاب است ساعت کودکان به عنوان قطعه چند لایه روند پیش بینی شده ، که ما امروز آن را مشاهده می کنیم ، به عنوان افرادی که در پشت این فیلم استادکار بودند ، از این که تاریخ را می ساختند ، آگاهی نداشتند. گفته می شود ، حتی از کارگردان نیز گفته شده است که وی هرگز قصد نداشته است که این یک درام همجنسگرا را بسازد و حتی به او فشار آورد تا صحنه های صمیمی تر بین دو عزیز مهم را برش دهد. شرلی مک لاین یک بار گفت ، “عمق این موضوع در واژگان دوره تمرین ما نبود. من و آدری هرگز در این مورد صحبت نکردیم. جالب نیست؟ واقعاً شگفت انگیز است. ” جالب است که از این منظر جالب باشد ، موضوعی که در آن می توانست با لطف یک قطار باری اجرا شود و به جامعه محروم آسیب برساند. خوشبختانه ، این همان چیزی نیست که به ما خدمت کرده اند ، با این وجود جهان موازی به مراتب نزدیکتر از آن است که برخی اعتراف کنند.

اختلاف نظر در درون جامعه

شاید جذاب ترین و منحصر به فرد ترین ویژگی آن باشد ویلیام وایلر درام جسورانه استقبال آن است. برای افراد غافل ، این قطعه به هموفیوبی داخلی و نحوه برخورد جامعه با این گروه حاشیه ای می پردازد. این مسیر معمولی برای یک فیلم درباره انجمن LGBT + نیست. به طور معمول فیلمساز به صراحت با تروما یا زندگی روزانه هر زیر گروه خاصی از جامعه سروکار دارد. با توجه به این موضوع ، من فکر می کنم بسیار جالب است که این اثر نمایشی هنری به طور صمیمانه مورد استقبال جامعه ای قرار نگرفته است. نویسنده تایلر کواتس دکیدر یک بار گفت: ساعت کودکان این است که یک مارک مهم را از دست می دهد. این واقعاً یک فیلم عجیب و غریب نیست ، زیرا هیچ کس در این فیلم تلاش نکرد تا تجربه کوکر را درک کند. ” در حالی که من مخالف این موضوع هستم که “هیچ تلاشی” برای درک تجربه جامعه ای که من بخشی از آن هستم انجام نمی شود ، من با این احساس نظر موافقم که این یک پله پله بود و نه یک نهایی.

ساعت کودک: 60 سال پیشرفت
منبع: هنرمندان متحد

در حالی که فیلم ها ، کتاب ها و تجربیاتی وجود داشته اند که جنبش را به شکلی معنی دارتر و پربارتر پیشرفت کرده اند ، اما من می دانم که مراحل گذار ادغام اجتماعی بسیار واجب تر برای مطالعه است. البته هرکسی می تواند قبول کند که پذیرش کامل و پیشرفت یک چیز خارق العاده است – به همین دلیل است ساعت کودکان چنین مستهجن است این هوای دلهره ای از عشق و همدلی را در خود دارد ، اما با این همه تلاش نمی کند تا عادی حرکت در جامعه مدرن را به طور کامل اجرا کند.

نتیجه

من تقریباً مهمتر از این را امتحان و درک قطعاتی می کنم که باعث شده ما بتوانیم فیلم هایی تولید کنیم که ظاهراً پذیراتر و فراگیر تر هستند و در حالی که ساعت کودکان به دور از تصویری که از لحاظ سیاسی درست و واقع بینانه به تصویر کشیده شده باشد ، مسلماً تلاش می کند تا عادی سازی این افراد محروم را عادی سازد ، و پیدا کردن راه هایی برای پرداختن به این موضوعات قابل ستایش است ، حتی اگر وجود داشته باشد ، و هنوز راه درازی در پیش است. .

فکر می کنی ساعت کودکان امروز هنوز یک کار قدرتمند است؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

همچنین ببینید

RUPAUL'S DRAG RACE S12E14

ساعت کودک در حال حاضر برای پخش در Amazon Prime در دسترس است.


ساعت کودک را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

هایدن ولچ

عاشق هر چیز سینما ، هایدن ولچ دانشجوی و نویسنده فیلم مستقر در ویسکانسین است. عشق او به Twin Peaks و Björk شاید تنها چیزی باشد که از فیلم برای او قدرتمندتر است!

“وحشت!”: آخرالزمان و روزنامه آن تا پایان

آخرالزمان به همان اندازه برای تولید سه سال فاجعه بار شهرت دارد و به خاطر تصویر واقعی و واقعی خود از جنگ ویتنام. هرگز از لیست مهمترین منتقدان یا طرفداران ده نفر دور نمانید ، فرانسیس فورد کاپولاحماسه جنگ در سال 1979 تقریباً به وضعیت فرقه ای بدست آمده است ، و از آن زمان هیچ فیلم جنگی اسیر جنگ و جنگ نیست.

شلیک اولیه شش هفته ای در فیلیپین به شانزده ماه تبدیل شد که کل این تولید سه سال به طول انجامید. هاروی کیتل، که در ابتدا به تصویر کشیدن ویلارد ، پس از یک ماه اخراج شد و جایگزین شد مارتین شین؛ بازیگران و خدمه بر روی یک کوکتل کشنده مواد مخدر جان سالم به در بردند و مشروب زدند و گرما و استرس ناشی از تولید باعث عدم رضایت آنها شد. کوپولا سپس دچار خرابی و ضبط شد و یک طوفان وسایل و تجهیزات را نابود کرد.

منبع: هنرمندان متحد

بزرگترین قرعه کشی پول فیلم ، مارلون براندواضافه وزن اضافه وزن و آماده نشده و بعداً در مرحله تولید ، شین دچار حمله قلبی تقریباً کشنده ای شد و فیلمبرداری را برای چند هفته به تعویق انداخت. کوپولا بعداً اظهار داشت: “این فیلم به روش جنگ ساخته شد. خیلی از ما ، پول بیش از حد ، تجهیزات بیش از حد وجود داشت ، و کم کم ما مجنون شدیم. ” دشوار نیست بدانید چرا این فیلم مستند 1991 را به وجود آورد ، Hearts of Darkness: آخرالزمان فیلمساز (همکارگردانی و روایت شده توسط کوپولاهمسر ، ایلانور کوپولا) ، مزخرف کردن روند جهنمی.

“من می خواستم یک ماموریت ، و برای گناهان خودم آنها را به من یک.”

مبتنی بر آزادانه جوزف کنرادرمان قلب تاریکی (1899) ، سرهنگ والتر E. كورتز (براندو) دیوانه شده و کنترل مردم بومی مونتاگارد را در اعماق جنگل کامبوج به دست گرفته است. کاپیتان سوخته Benjamin L. Willard (شین) توسط ارتش دستور داده می شود كه یک قدم سفری خطرناک را برای خاتمه كورتز با تعصب شدید انجام دهد.

باز کردن صدای غافلگیرانه تیغه هلیکوپتر و “پایان” درها ، آخرالزمان فوراً به ما اطلاع می دهد که این فیلمی مانند هیچ کس دیگری نیست. منفجر شدن روابط ناپالم با چهره خسته کننده شخصیت (و) شخصیت ما ، و اجرای مونتاژ هفت دقیقه ای یک ویلارد خالی از سکنه در داخل یک هتل مخروبه ، کابوسی را که می خواهد تحمل کند پیش بینی می کند. سفر در اصل یک عمل اکشن-ماجراجویی است؛ با این حال ، تنها هنگامی که ما از ویلارد و خدمه او پیروی می کنیم که می بینیم قائم مقام سفرشان واقعاً تمثیلی برای جنون جنگ و تاریک ترین قسمت های خود است.

منبع: هنرمندان متحد

خدمه ویلارد ، متشکل از رئیس ، شخص Surfer شخص لنس ، آشپز “شاداب تر” نیواورلئان ، و نوجوان کابین آقای پاک (آلبرت هال، سام پایین، فردریک فارستو لورنس فیبرن، به ترتیب) ، با نامزد اسکار رقابتی شد رابرت دووال به عنوان سرهنگ کیلگور. با كمتر از بيست دقيقه زمان اكران ، كيلگور كاملاً يك تصور را به جا مي گذارد ، و آن را به طرز معروف گفت: “من عاشق بوي ناپالم در صبح هستم.” مراقبت ، فراموشی در برابر آتش و کاملاً آجیل کیلگور فقط می خواهد گشت و گذار کند و ویلارد هیچکدام از آن ها را ندارد. Ensued یک تماشایی باورنکردنی و فراموش نشدنی است که به طرز حیرت انگیزی توسط فیلمبردار ایتالیایی فیلمبرداری شده است ویتوریو استوراروبعد از اینکه کیلگور ناپالم را در دهکده ویتنامی فرو برد ، یک جایزه آکادمی را به خاطر کار خود دریافت کرد.

این یک نگاه غافلگیرکننده و در عین حال مهیج است که می بینید و ویلارد ، به طرز معقول ، خدمه خود را به جهنم از آنجا می برد. اولین ، اما مطمئناً آخرین برخوردهای کابوسانه برای او و مردانش نیست. اسم حیوان دست اموز Playboy ، قتل عام خانوادگی ، ببر ، و در آخر ، مخفیگاه Kurtz در انتظار مردان است. چه موقع ، تا سی دقیقه آخر براندو سرانجام از سایه ها بیرون می آید که عدم قطعیت واقعاً به خانه می رسد و احتمال رستگاری می میرد.

“من به بدترین مکان در جهان می روم و هنوز هم نمی دانم.”

با این حال ، سؤال بزرگی که باقی می ماند این است که آیا ویلارد یک شخصیت قهرمان یا دشمن است. او مرکز عاطفی شکسته قطعه است ، اما او یک سرباز است که برای کشتن یکی از اعضای خود فرستاده شده است. خطوط اخلاقی مبهم است و حقایق تاریک حتماً آشکار می شوند. ویلارد ، خود ، از اطرافیان جدا می شود و در انتظار قتل استراحت می کند و به دلزدگی در خانه اش می گوید و وضعیت طبیعی وی در حال جنگ است. شین در یک عملکرد دلهره آور می درخشد ، که غالباً تحت الشعاع همنوعان خود قرار می گیرد ، اما ویلارد کسی است که در یاد و خاطره شما بی توجه است.

بینندگان جدید متعجب خواهند شد براندوکومو پف کرده و تقریباً دو ساعت صبر برای دیدن تعقیب. با این حال، کوپولا تمام تلاش خود را به کار می برد تا از بهترین کیفیت های خود ، یعنی سخاوت دادن او استفاده کند. هیچ مونولوگ جنجالی تا کنون کاملاً بی فایده از آنچه که کرتز فقط چند ساعت قبل از مرگش تحویل داده ، ظاهر نشده است. یكی از بزرگترین صحنه های فیلم با قصابی كورتز است كه به طور وحشیانه با ذبح قربانی كردن گاو توسط مردم مونتاگارد آمیخته شده است. این خاتمه ای است که در ابتدا حاکی از آن است ، اما پرده برداری نهایی آن نشان دهنده تمام قدرت وحشیگری فیلم است.

“این راه پایان دنیا است! نه با یک بانو ، اما با یک WHIMPER. “

چهل و یک سال از انتشار آن ، آخرالزمان همچنان یک برجسته برجسته و برجسته باقی مانده است کوپولافیلمبرداری بلند پروازانه. دهه 1970 دهه او بود که شامل دو دوره اول نیز می شد پدرخوانده اقساطی ، گفتگو، و فیلمنامه ها را برای پاتون و نسخه 1974 گتسبی بزرگ.

دهه 1970 یک دهه پرتلاطم بود ، که – همراه با سال های پایانی جنگ ویتنام – رسوایی واترگیت را دید ، ریچارد نیکسون استعفا ، ظهور جرم و تروریسم و ​​انتشار آن مقالات پنتاگون. کشور هنوز از ترورها در حال بهبود بود جان اف کندی، رابرت اف کندیو مارتین لوتر کینگ جونیور، و به دنبال یک دهه پیچیده تغییر که دهه 1960 بود ، ایالات متحده در وضعیت ناآرامی دائمی قرار داشت.

جایی که آخرالزمان بیشترین درک این است که این شخصیت ها بیشتر از یک شخصیت فیزیکی تحت یک سفر روانی قرار می گیرند. این فیلم باعث می شود که جهنمی و عذاب رزمنده ها در طول جنگ و بعد از آن متحمل شوند. تقریباً پنجاه سال از عقب نشینی ایالات متحده از ویتنام ، آخرالزمان مانند هیچ کس دیگر به عنوان یک یادآوری عمل می کند و تجربه است.

همچنین ببینید

داستان های ترسناک برای گفتن در بازار: مفصل ، منزجر کننده و کم نور

درد و رنج ناشی از تولید قطعاً پرداخت شده و فیلم ، تا به امروز ، همچنان شاهکار ترسناک جنگ و نزدیک شدن به آشکارسازی واقعیتهای واقعی است. بعد از نمایش برتر فیلم در کن ، کوپولا معروف اظهار داشت: “فیلم من درباره ویتنام نیست. فیلم من است ویتنام. ” تولید اکنون افسانه ای تقریباً وحشتناک است به اندازه خود فیلم و واقعیت های جنگ هرگز علیرغم خطوط تا حدودی تاری بین داستان و واقعیت هرگز احساس واقعی و واقعی نشده اند. هرگز فیلم جنگی کاملاً شبیه این فیلم وجود نخواهد داشت آخرالزمان. “وحشت. وحشت.”

آیا شما یک طرفدار هستید آخرالزمان؟ فیلمهای جنگ دیگر مورد علاقه شما کدام است؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید.


اکنون آخرالزمان را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، پیوستن به انجمن ما در Discord و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!