خودتان فروش: پس انداز آقای. بانک ها

اجتناب ناپذیر است که افراد مشهور گاهی دستی در تصویرگری خود در رسانه ها داشته باشند. به عبارت دیگر ، از چهره های زنده می توان از سوژه ای در ارتباط با تصویر پردازی روی صفحه ، درگیری داشت. به عنوان مثال ، اخیر موشک انداز، بازگویی خارق العاده از التون جانزندگی و حرفه او توسط خود مرد آغاز شد. این منطقی است ، زیرا افراد برجسته ممکن است بخواهند نظیر و شهرت خود را در رسانه ها کنترل کنند.

از نظر بسیار قابل توجه ، این آژانس فراتر از مرگ آنها است. مخصوصاً اگر نام آنها یکی از بزرگترین شرکتهای رسانه ای مجامع جهان را به هم پیوند دهد.

محافظت از یک روایت

فیلم Disney’s 2013 صرفه جویی در آقای بانک مبارزات بین P.L. تراورس ، نویسنده مری پاپینز، و شخص والت دیزنی. دیزنی در حالی که رمان گرانبها را از دست او خارج می کند و بر روی صفحه نمایش او قرار می گیرد ، با نرم افزار تراورس مخالفت می کند.

“نرم” در “مخالفت نرم” باید در اینجا بسیار تأکید شود. با مشاهده دقیق فیلم ، شخص درمی یابد که دیزنی در واقع به عنوان شخصیتی بسیار دوست داشتنی و با فضیلت تر از تراورس به تصویر کشیده شده است. تراورس به عنوان شخصیتی کنترل کننده دلسوز اما سرکوب شده نشان داده می شود که گذشته او را بدبین و ناخوشایند کرده است. دیزنی به عنوان یک فویل برای او عمل می کند: مردی مهربان و دلسوز که خودش را خیلی جدی نمی گیرد. به این ترتیب ، دیزنی می تواند در فیلم قهرمان شود و در عین حال از نظر فنی به عنوان مخالفت با شخصیت اصلی بازی می کند.

خودتان فروش: پس انداز آقای. بانک ها
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

روایتی که در این فیلم کشیده شده شامل مجبور شدن تراورس به فروش حق فروش است مری پاپینز به دلیل ضرورت مالی ، و یک گروه دلسوز دیزنی که مایل است درخواستهای عجیب و غریب او درباره فیلم را برآورده کند. هنگامی که درخواست ها بیش از حد طاقت فرسا می شوند ، دیزنی برای جلب رمان از چنگال او اقدام به بهبود عاطفی او می کند. تراورس که محقق شد ، قدم های دورتر می گذارد و دیزنی شاهکاری (مثل همیشه) خلق می کند که تراورس و بقیه جهان نمی توانند عاشق آن شوند.

آیا ما Baddies هستیم؟

در اقدامی که در ابتدا اقدامی جسورانه از نظر تهیه کنندگان به نظر می رسد ، والت دیزنی در این نمایش داده می شود صرفه جویی در آقای بانک با نقصهایی که به سختی در طول زندگی پنهان کرد. قابل ذکر است ، او در پشت درهای بسته سیگار کشیده است. او همچنین نسبتاً محکم به سمت P.L. تراورس ، و در نقاط از او ناامید می شود ، هر چند او در تمام طول قلب خود را دوست دارد.

این نقایص ظاهری برای حمایت از بی عفتی موذی تر ، روی دیزنی رنگ آمیزی شده است. شرکت دیزنی در نمایش چند عیب و نقص تصمیم می گیرد که چه چیزی را نشان دهد تا انسان انسان به نظر برسد ، و چه چیزی را باید کنار بگذارد یا در خدمت یک توهم بزرگتر غیر قابل لمس باشد. او یک شخص واقعی بود ، آنها سعی می کنند ما را متقاعد کنند ، اما در ذات و عطوفت خوب و بی عیب و نقص خود ، او یک فضیلت غیرممکن ، انسانیت غیرانسانی را به تصویر می کشد.

خودتان فروش: پس انداز آقای. بانک ها
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

بیایید لحظه ای فاصله بگیریم و از لنز دوربین گلگون خود فاصله بگیریم و حقایق را بررسی کنیم – برای لحظه ای ، فقط آنهایی که در داستان داستانی فیلم هستند. والت دیزنی ، پس از تلاش برای به دست آوردن حقوق مری پاپینز به مدت بیست سال ، قرارداد صریحی را با تولید بیش از حد فیلم تراورس منعقد می کند. او از سطوح بی سابقه ای از حقوق به وی اعطا می شود ، و ناامید از تولید آن است. او در ابتدا تقاضاهای نسبتاً معقولی راجع به انتخاب بازیگر و استفاده از انیمیشن مطرح می کند (بلکه فقدان آن است). دیزنی با کمال میل پاسخ می دهد.

دیزنی اقدام به براندازی توافق می کند ، اعتراف می کند که او همیشه راه خود را پیدا می کند و برای اطمینان از برآورده شدن خواسته های خود در پشت تراورس کار می کند. وقتی او به میزان این تخلف پی برد ، از همکاری بیشتر امتناع می ورزد و تولید را رها می کند. او به دیدار وی می رود و داستانی را برای هق هق گریه بیرون می کشد تا یا یک رابطه عاطفی عمیق ایجاد کنید که منجر به تحقق فردی متقابل شود یا قرارداد جدیدی تهیه کنید – قراردادی که در آن نفوذی نداشته باشد. مطمئناً انگیزه واقعی همچنان یک معما باقی خواهد ماند.

سپس دیزنی این فیلم را کاملاً برخلاف بسیاری از خواسته ها و مشخصات اولیه تراورس خلق می کند و از دعوت او به اولین نمایش خودداری می کند. او به هر حال شرکت می کند و هنگام تماشای آن گریه می کند. اینها اشک رستگاری در است صرفه جویی در آقای بانک، اما به طور قابل توجهی در زندگی واقعی نبودند.

اعتبار تولید شده

علی رغم یک رقابت کاملاً واقعی و پیچیده بین دو چهره واقعی ، در صرفه جویی در آقای بانک، هر کاری که دیزنی بر خلاف خواسته تراورس انجام می دهد فداکاری است ، به نفع همه است و کاملاً معلوم می شود. او بدون اینکه مغرور باشد اعتماد به نفس دارد و ثابت می شود که همیشه لیاقت هر اونس قدرت و نفوذ خود را دارد. توسط مرد بازی می شود تام هنکس، که خود گویاست.

خودتان فروش: پس انداز آقای. بانک ها
منبع: استودیوی Walt Disney Motion Pictures

در یک نزاع خیالی ، طبیعی است که رقابتها را کمرنگ کرده و روابط را غلو کنید. با این حال، صرفه جویی در آقای بانک اطمینان حاصل کند که این کار را فقط به نفع دیزنی انجام می دهد ، و او را از شر هر ویژگی منفی قانونی خلاص می کند و به او عاطفی و عملی را بیش از تراورس می دهد. نقص های کم عمق به شخصیت او وارد می شود تا او را انسانی جلوه دهد ، درعوض بی عفت عمیق او را تقویت می کند.

بیننده ای غیر منتقد می تواند این نسخه از روایت را به راحتی بپذیرد. و واقعاً ، این برای اکثر بینندگان اهمیت زیادی ندارد: این یک داستان به اندازه کافی بی اهمیت و با شخصیت های کافی قانع کننده است. اما این استراتژی ها فقط مختص دیزنی یا داستان نیست. به خوبی توصیه می شود که رسانه ها را در مورد افراد مشهور و شخصیت های تاریخی به طور انتقادی بررسی کنید ، به ویژه اگر آنها یا کسانی که علاقه زیادی به شهرت خود دارند در ساخت آنها سهیم بودند. در نهایت ، بهتر است بزرگداشت یک چهره قدرتمند با یک دانه نمک باشد ، نه یک قاشق شکر.

فیلم های واقعیت محور مورد علاقه شما کدامند؟ آیا دوست دارید آنها را به عنوان آموزش تاریخی تماشا کنید یا به عنوان داستانهای متناوب جهان؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!


صرفه جویی در آقای بانک را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

فرانسیس ماورر

فرانسیس دانش آموخته فیلم و رسانه های دیجیتال از کالیفرنیا است. او از تماشای تئوریك ها و توضیح تئوری ها در مورد سینما لذت می برد ، خصوصاً در مواردی كه توسط زنان تجربی یا كارگردانی می شود. در اوقات فراغت او از خواندن داستان های کوتاه و نوشتن خیالات عجیب لذت می برد.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی

هانیبال در حال افزایش است احتمالاً همیشه پاورقی کمتری برای جهان ادبی و سینمایی هانیبال لکتر خواهد بود. پیش درآمد ما را به ریشه های لکتر برمی گرداند. اول ، ما او را به عنوان یک قربانی جنایات در طول جنگ جهانی دوم می بینیم ، سپس می بینیم که هیولا در یک تریلر انتقامجویانه گسترده ظاهر می شود. رمان و فیلم همراه هر دو به طرز فشرده ای طراحی شده اند و فرصت های زیادی را برای مجذوب شدن و دفع همزمان هانیبال لکتر فراهم می کنند. این ، در نوع خود ، یک ورود خوب در حق رای دادن است.

این فیلم در زمان اکران به طور یکنواخت توسط منتقدان کنار گذاشته شد ، و این شرم آور است ، زیرا نه تنها پس زمینه ای قابل قبول برای روانشناسی هانیبال و تماشای بسیاری از نمایش های وحشتناک فراهم می کند ، بلکه دارای عملکرد فوق العاده ای نیز توسط گاسپارد اولیل، که ممکن است لکتر رمان ها را با دقت بیشتری از هر بازیگر بزرگ دیگری که شیطان محبوب را به تصویر کشیده اند ، به تصویر بکشد. حضور او دقیقاً به روشی که برای شخصیتهای دیگر ایجاد می کند بسیار دلهره آور است توماس هریس کتابها را به تصویر می کشند

غفلت از این داستان خاص لکتر نیز غم انگیز است زیرا داستان تحول هانیبال برای معضل اخلاقی که در این اوقات سیاسی سیاسی با آن روبرو هستیم دارای اهمیت قابل توجهی است. در اینجا ، من می خواهم استدلال کنم که انتقام هانیبال سیاست بدون هدف است. بله ، او علیه فاشیسم می جنگد ، اما از طرف خودش هیچ ضد ایدئولوژی مثبتی ندارد. هیولای خود هانیبال لکتر نتیجه نهایی ضد فاشیسم اوست زیرا ریشه در یک سیستم ارزشی فراتر از زیبایی شناسی انتقام نداشت.

برای افراد ناآگاه ، هانیبال در حال افزایش است بیننده را به دوران کودکی لکتر در لیتوانی در جنگ جهانی دوم بازمی گرداند ، جایی که می بینیم خانواده اش در هرج و مرج درگیری شوروی و نازی که زندگی اشرافی و اشرافی آنها را در حومه روستا کشته بود ، کشته شده اند. فقط هانیبال جوان و خواهرش میشا زنده مانده و در یک کابین دورافتاده در جنگل پنهان شده اند تا اینکه گروهی از سودجویان جنگ از زمستان وحشیانه آنجا پناه می گیرند. گرسنگی جنایتکاران جنگ را به سمت آدم خواری سوق می دهد ، پسری که خواهر کودک خود را می برد تا او را بخورند درست قبل از حمله شوروی و نجات “قهرمان” ما. سرانجام ، هانیبال از یتیم خانه شوروی که پس از آن در (خانه قدیمی خود) بزرگ شد فرار می کند و راهی فرانسه می شود و با همسر ژاپنی عموی فقیدش زندگی می کند. در اینجاست که لکتر نوجوان جنایتکارانی را که خواهرش را کشته اند کشف می کند و سفری تاریک را آغاز می کند که منجر به هویت آدم خواری و هیولایی خود می شود.

فاشیسم به عنوان دشمن

مثل هر تریلر خوب انتقام ، این فیلم باعث می شود با وجود هانیبال در طول سفر تاریک او ، علی رغم آنچه از داستان های قبلی لکتر درباره او می دانیم ، همذات پنداری کنیم. اول ، ما فاجعه هولناکی را می بینیم که برادر خواهر کودکش رخ داده است. این به تنهایی همدردی کافی با هیولا در انتظار را ایجاد می کند که بیننده امیدوار است تا زمانی که بتواند انتقام مرگ میشا را بگیرد ، موفق به جلوگیری از دستگیری شود.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

علاوه بر دلسوزی که نسبت به فاجعه خانوادگی وی احساس می کنیم ، با این حال ، سوال طعمه هانیبال نیز در این داستان وجود دارد. اگر آنها به معنای دقیق کلمه کلمه نازی نباشند ، عمیقا با فاشیسم در ارتباط هستند. اولین قربانی وی یک همکار فرانسوی ویشی است. سودجویان جنگ در زمان جنگ با نازی ها کار می کردند و مدتها بعد راه های نفرت انگیز خود را حفظ می کردند.

مخصوصاً برای یک بیننده مدرن ، که شاید از دیدنش لذت بسیار زیادی برده باشد ریچارد اسپنسر در طول مصاحبه ای در خیابان که به صورت او مشت شد ، ایده مقاومت خشونت آمیز در برابر نازی ها و دیگر برتری طلبان سفیدپوست جذابیت عاشقانه ای دارد. دوران غم انگیز ما شاهد تجدید حیات ملی گرایی و سایر اشکال فاشیسم در اروپا و ایالات متحده بوده است. بنابراین ، این وسوسه وجود دارد که هانیبال را در این داستان به عنوان نوعی جنگجوی با فضیلت ببینیم ، و در حال انجام انتقام از شکارچیان نازی رسمی و با حمایت دولتی مانند بازرسان پوپیل (دومینیک وست) موفق به انجام

ایدئولوژی غایب هانیبال لکتر

دیدن هانیبال به عنوان یک قهرمان در این داستان ، هر چند وسوسه انگیز که ممکن است امروز برای ما باشد (خواه آنتیفا را ارزیابی نکنید یا نکنید) ، فراموش کردن یک نکته مهم اخلاقی و سیاسی است: برای مبارزه اخلاقی با یک هیولای سیاسی ، باید از یک موقعیت کار کرد از فضیلت سیاسی هانیبال لکتر هیچ ایدئولوژی سیاسی برای مبارزه با فاشیسم خود ندارد. همانطور که قربانیان او فقط به دلیل راحتی شخصی و شغلی نازی بودند ، ضد فاشیسم لکتر صرفاً پوششی مناسب برای ماهیتی تاریک و آدم کش است.

این فرصت طلبی سیاسی در این مورد روشن تر است هریسرمان جایی که هانیبال خود را با مزیت های استراتژیک به طور دوره ای با گروه های کمونیست جوانان ارتباط می دهد (ابتدا برای بازگرداندن سابقه خود به لیتوانی ، بلوک اتحاد جماهیر شوروی ، سپس برای جلب همدردی عمومی با جنایات خود علیه نازی های فراری). در این فیلم ، لکتر به سادگی نشان دهنده هیچ گرایش قابل توجهی به سیاست نیست. علایق وی فقط به مطالعه آکادمیک جسد در دانشکده پزشکی و انتقام شخصی از زورگویانی که با آنها روبرو می شود ، معطوف است.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اقدامات انتقام جویانه او ، نه در ایستادن در برابر بی عدالتی ، بلکه صرفاً در تنبیه و به هلاکت رساندن دشمنان ، نشاط خاصی از خود نشان می دهد. در فصل سه NBC هانیبال، مادس میکلسنلکتر با معمایی اعلام می کند که “اخلاق به زیبایی شناسی تبدیل می شود”. این بینشی دلهره آور از فساد شخصیت هانیبال است. بیش از هر چیز دیگر ، این داستان لکتر ریشه و تحول اخلاق نهایی او در “بخور بی ادب” را به تصویر می کشد. این واقعیت که “بی ادبان” در این مورد فاشیست هستند ، صرفاً اتفاقی است.

سیاست به عنوان وضعیت

لکتر در تمام داستان های خود جایزه زیبایی شناسی را به همه چیزهای دیگر می دهد. سلیقه نفیس او در همه چیز ویژگی مشخص او برای کسانی است که با او ملاقات می کنند.

که در هانیبال در حال افزایش است ممکن است بگوییم زیبایی شناسی که وی برای عموم درست می کند فضیلت سیاسی است. در دهه پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست ، چه کسی فضیلت را در شکار و انتقام گیری وحشیانه از نازی های فراری انکار می کند؟ این سلیقه سیاسی است که هانیبال لکتر جوان در آثار هنری اولین قتل های خود پرورش می دهد.

با این حال ، همانطور که در اینجا استدلال کردم ، اقدامات وی فاقد فضیلت است زیرا ریشه در یک دیدگاه سیاسی مثبت ندارد. اگر لکتر در واقع سوسیالیست بود ، می توان اقدامات او را وسیله ای وحشیانه برای رسیدن به هدفی قابل توجیه ، یعنی رهایی انسان از استبداد فاشیستی دانست. او سوسیالیست نبود. او به سادگی موجودی بود که از زیبایی شناسی مرگ لذت می برد و به چیزی عمیق تر از آن اعتقاد نداشت. همانطور که پوپیل اظهار داشت ، “قلب او با میشا مرد. آنچه اکنون او است ، هیچ کلمه ای برای آن وجود ندارد ، به جز هیولا. “

همین نکته است که باعث می شود این فیلم در فضای سیاسی امروز بسیار مرتبط به نظر برسد. بنابراین بسیاری از سیاست های ما صرفاً مواضع التهابی است که چیزی بیش از مواد زیبایی شناختی برای ساختن یک شخصیت با فضیلت برای توییتر نیست. اخلاق ما واقعاً کمی بیشتر از زیبایی شناسی شده است که هیولایی است. خیلی اوقات ، هیچ عقیده مثبتی از سیاست در پشت ضد فاشیسم ما وجود ندارد. هیچ چیزی وجود ندارد که ما در واقع متعهد به جنگیدن برای آن باشیم. ما صرفاً برای رضایت از بی ادبی خوردن می جنگیم.

فاشیسم تجدید حیات یک مسئله واقعی است و ناسیونالیسم راست گرایانه اکنون به معنای واقعی کلمه گوش کاخ سفید را دارد. با این حال ، بسیاری از پاسخ های جمعی ما به آن سیاسی نیست. این زیبایی شناسی فضیلت سیاسی است تا ایدئولوژی محکم ضد فاشیسم که ما اغلب آن را انتخاب می کنیم. بله ، ممکن است یک “رضایت” کوتاه مدت با “صاحب شدن” فاشیست ها برای مصرف عمومی وجود داشته باشد ، اما هانیبال در حال افزایش است این س aboutال را مطرح می کند که ما با تأمین رضایت از زیبایی شناسی فضیلت سیاسی ، از خود چه نوع هیولاهایی می سازیم.


هانیبال در حال ظهور را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“ما باید زندگی را مثل اینکه بخشی از اکوسیستم هستیم شروع کنیم.” مصاحبه با تام مور و راس استوارت ، مدیران WOLFWALKERS

“برای آن بسیار آسان است تام و خودم برای تأثیرپذیری از داستانهای عامیانه و اسطوره های ایرلندی ، چنین چاهی عمیق برای استخراج وجود دارد ، اما من فکر می کنم این داستان با داستان های محیط زیست و شکاف جامعه روبرو است. ” راس استوارت، مدیر مشترک ، در کنار تام مور، از Wolfwalkers، “منظور من این است که هنوز هم تأکید زیادی بر روی خانواده وجود دارد ، مانند آهنگ دریا، اما من فکر می کنم این موضوع های تاریک موجود در آن را حل می کند “.

دارم ملاقات می کنم مور و استوارت برای بحث در مورد سوم در سه قصه فولکلور غیررسمی سلتیک خود ، Wolfwalkers. واقع در کیلکنی در زمان حمله کرامول در قرن هفدهم ، Wolfwalkers یک دختر جوان انگلیسی ، رابین (با بازی توسط) را می بیند افتخار کنافسی) پدرش را به کیلکنی برسانید ، جایی که مامور کشتن گرگهایی است که در جنگل اطراف زندگی می کنند. این به این دلیل است که می توان آن را قطع کرد و زمین را برای کشاورزی مورد استفاده قرار داد ، و در حالی که در ابتدا رابین از نقش پدرش به عنوان یک شکارچی گرگ خوشحال می شود ، یک ملاقات اتفاقی با یک دختر جوان که در جنگل به نام مبه زندگی می کند شروع به تغییر عقیده می کند .

استعمار و محیط زیست

Wolfwalkers به موضوعاتی مانند از دست دادن ، خانواده ، تخریب محیط زیست و استعمار می پردازد. به نظر می رسد مسائل دوقلوی استعمار و تخریب محیط زیست از اهمیت ویژه ای برخوردار است مور و استوارت“استعمار در گذشته نیست” مور می گوید ، “این هنوز در سیاست های روزمره ما ، از طریق فرهنگ راه خود را می پیماید ، بنابراین بازگشت به دوره ای که نوعی شروع به کار با قدرت بود ، جالب بوده است”. استوارت موافقت می کند ، اضافه می کند “و هنوز این ذهنیت غربی وجود دارد که طبیعت چیزی است که باید تحت سلطه و سو ab استفاده قرار گیرد. مانند انسانها این حق را دارند که بتوانند به دلخواه خود وارد بیابان شوند و از آنها استفاده کنند ، در حالی که ما به یک رویکرد کلی نگرانه تر احتیاج داریم زیرا ما فقط یک گونه روی کره زمین هستیم ، بنابراین باید زندگی را شروع کنیم انگار که بخشی از اکوسیستم “.

منبع: سالن کارتون

اشتیاق آنها هنگام صحبت با آنها روشن است ، اما این نیز صحت دارد که کار آنها گویای خود است. Wolfwalkers یک فیلم بسیار زیبا و زیبا است که از انیمیشن جذاب و دستی برای نشان دادن شکاف بزرگ بین طبیعت و جامعه استفاده می کند. شاید عاملی در این طراحی هنری ارتقا recent اخیر مدیر هنری باشد استوارت به کارگردانی وظایف با مور. چطور شد استوارت رسیدگی به مرحله بالا؟ “شما به عنوان مدیر هنری باید یک تیم را هدایت کنید ، اما این تیم کوچکتر است و شما فقط روی تصاویر تمرکز می کنید. با رفتن به سمت مسیر ، شما باید روی موسیقی و روحیه و کل برداشت کلی فیلم تمرکز کنید ، بنابراین این فیلم متفاوت بود و مسئولیت آن بسیار بیشتر بود ، و گاهی اوقات استرس زا بود اما پاداش بیشتری هم داشت! “

این باید کمک کند که او و مور هر چند مدت طولانی است که یکدیگر را می شناسند. “خوب تام و خودم از 11 سالگی با هم دوست بوده ایم … استوارت به من می گوید ، “بنابراین از نظر شخصیتی فکر می کنم قادر به تحمل هر طوفانی هستیم. ما نقاط قوت و ضعف یکدیگر را می دانستیم ، و تام در طی مراحل این همه چیزهای زیادی به من آموخت ، بنابراین من باید به او سلام کنم! ” مور می خندد ، “خوب من اینطور فکر نمی کنم! اما بله ، واقعاً برای من خیلی خوب بود که این بار شریک جرم باشم. کل پروژه تلاشی در همکاری بود ، بیش از هر کاری که قبلاً انجام داده ام ».

دو جهان متضاد

صحنه های اولیه در شهر کیلکنی جعبه ای و به وضوح کشیده شده است ، که در تضاد کامل با جریان باز بودن جنگل است. “ما این دو جهان متضاد را داریم” ، استوارت می گوید ، “یکی بیانگر آزادی و غریزه و هرج و مرج است ، سپس دیگری مانند قفس است. این نشان دهنده سفتی و نظم است و به همین دلیل شهر پر از خط و میله و اشکال ظالمانه بزرگ و سیاه است. بسیار هندسی است. این قفس رابین است و بنابراین وقتی او به جنگل می رود ، همه چیز در مورد آن برنامه ریزی و روان و آزاد و پرانرژی است. بسیار شبیه خود گرگ ها ، زیرا هیچ چیز در آنها گرفتار نشده است “.

منبع: سالن کارتون

این نوعی ایده است که توسط سبک هنری خود بیشتر شاعرانه تر می شود. در عصر پیکسار ، انیمیشن دستی به نظر می رسد که یک هنر در حال مرگ است ، خصوصاً که امروزه تعداد کمی از استودیوهای اصلی انیمیشن این کار را انجام می دهند. “خوب ، من همه آن چیزهای (CG) را دوست دارم” ، مور می گوید ، “انیمیشن اکنون با مواردی از این دست در مرزهای جدید قرار دارد به عنکبوت و بیت های کوچکی که دیده ام روح (آخرین فیلم Pixar به کارگردانی پیت داکتر) من خیلی احترام می گذارم پیتتوانایی آوردن مقداری از آن موارد گرافیکی UPA (United Productions of America) را که دوست دارد وارد CG کند. برای ما ، از ابتدای Cartoon Saloon ، ما به نوعی به این واقعیت واکنش نشان می دادیم که دنیای انیمیشن به سمت CG در حال چرخش است و ما در حال فکر کردن بودیم ، فراموش نکنیم که همه چیزهایی که انیمیشن دستی می تواند انجام دهد فراموش کنیم. ما سعی در حفظ آن در کهربا از دهه 60 یا 70 نداریم ، آنچه در تلاش هستیم انجام دهیم این است که فکر کنیم چه چیزی می تواند انیمیشن دستی را طراحی کند هنوز همچنین از فناوری استفاده کنید “.

شاید این یک جهت غیرمعمول برای یک استودیوی انیمیشن باشد ، با تمرکز بر اینکه چگونه فناوری می تواند بر روی انیمیشن کلاسیک تأثیر بگذارد و نه اینکه تلاش کند خود را بر روی نوع جدیدی از انیمیشن قرار دهد. مور این مفهوم را درک می کند اما احساس می کند بی معنی است “شما در نهایت به نظر می رسید که سعی می کنید با آن همگام شوید پیت داکتر و نمی توانید ، بنابراین بهتر است کارهای شخصی خود را انجام دهید هر وقت Pixar فیلمی را منتشر می کند ، این فناوری از قبل پیش رفته است و این برای ما یک بازی باخت است ، می دانید. من نگاه می کنم به داستان اسباب بازی؛ در سال 1995 چشم نواز بود اما اکنون به نظر می رسد یک بازی ویدیویی قدیمی است. در حالی که امیدوارم فیلم هایی که ما می سازیم بتوانند به اندازه فیلم های مشابه بی انتها باشند بامبی یا همسایه من توتورو، جایی که نمی توانید بگویید این فناوری چیست ، فقط می توانید دستان هنرمند را احساس کنید “.

سخنان پایانی

ذکر همسایه من توتورو مورد جالبی است من در بررسی خود Cartoon Saloon و Studio Ghibli را مقایسه کردم ، زیرا استودیوی انیمیشن ژاپن (تاسیس شده توسط هایائو میازاکی و اواخر ایسائو تاکاهاتا) یکی از آخرین قهرمانان انیمیشن دستی است و از نظر زیست محیطی با Cartoon Saloon شباهت دارد. آیا این عمدی است؟ “فکر می کنم معنویت آنها صرف نظر از کاری که انجام می دهند حاصل می شود” ، مور می گوید ، “تاکاهاتامن الان رفته ام ، اما آنها همیشه نگاه بسیار احترام آمیز به دنیا داشتند و من همیشه دوست داشتم که وقتی دیدی چیزی شبیه به این جهان بینی است ، توتورو یا شاهزاده مونونوکه یا روحیه دور من فکر می کنم این نوع جهان بینی پایه ای است که ما در مسائل خود نیز داریم “.

منبع: سالن کارتون

Wolkwalkers همچنین ، من یادداشت می کنم ، اولین باری است که آنها در Kilkenny فیلم می سازند ، با وجود اینکه این شهر خود پایگاه عملیاتی Cartoon Saloon است. “بله عالی بود” ، مور می گوید ، “چون کارمندانی از اقصی نقاط دنیا داریم ، بنابراین این راهی برای ما بود که می توانیم از طریق این سفرهای اسکچ که آنها انجام می دادند ، شهر خود را دوباره کشف کنیم ، چیزهایی که عادت کرده ایم مانند قلعه و همه ساختمانها و کوچه ها را ببینیم از گذشته کیلکنی ، و سپس به دلیل اینکه آنها از کشورهای دیگر و اغلب افراد جوان تر بودند ، آن را کشف می کردند ، بنابراین این یک روند واقعا جالب بود “.

زمان ما به پایان می رسد و من به شدت از هر دو تشکر می کنم مور و استوارت برای کار شگفت انگیزی که انجام می دهند. با پروژه های بیشتر ، از جمله نورا تومی جهت دار اژدهای پدر من، آینده برای Cartoon Saloon بسیار خوب به نظر می رسد و شاید طولانی باشد.

تحقیق فیلم می خواهد از توم مور و راس استوارت تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“تقریباً مانند این است که آنها در سطح مولکولی دچار این بحران هویت شده اند.” در گفتگو با باگام طارق ، نویسنده-کارگردان MOGUL MOWGLI

به زودی ریز احمد در آغاز به صحنه می رود مغول موگلی، می دانید که قصد دیدن چیز خاصی را دارید. از این لحظه مشخص است که این فیلمی با انرژی و گاز خواهد بود و به قدرت فوق العاده ستاره آن متصل می شود. احمد در نقش Zed ، یک خواننده رپ انگلیسی-پاکستانی بازی می کند که در شرف بزرگترین تور زندگی خود است. درست قبل از گشت و گذار ، زد با یک بیماری خودایمنی روبرو شد که او را برای راه رفتن سخت تر می کند. آنچه در زیر می آید مراقبه ای جذاب ، غالباً سورئال ، در مورد دیاسپورای جنوب آسیا است.

با استفاده از آهنگ های از احمدآلبوم شخصی خداحافظی طولانی، مغول موگلی به عنوان یک پروژه کاملاً شخصی برای این بازیگر مطرح شده است ، وی همچنین در اینجا نویسندگی مشترک دارد. با این حال ، این فقط نیست ریز احمدفیلم این کاملاً محکم یک همکاری بین است احمد و نویسنده ، مستندساز و همکار TED بسام طارق. به سختی آسان است که فیلم را به عنوان یک اثر نیمه زندگینامه از آن سنجاق کنید احمد، این به معنای نادیده گرفتن تأثیر کارگردان و نویسنده مشترک است طارق در پروژه داشته است. از لحاظ زیبایی جاه طلبی ، بازی با توهمات و کششهای طولانی موسیقی ، مغول موگلی علامت این را دارد که یک فیلمساز مهر خودش را روی این ماده می گذارد.

اینجا، طارق در مورد زمان کار با فیلم با استعلام فیلم صحبت می کند ریز احمد، تجربیات خودش از دیاسپورا و رویکرد خلاقانه اش در فیلم.

منبع: توزیع BFI

اندرو یانگ برای استعلام فیلم: این همکاری بین شما و ریز احمد است. چه کسی ابتدا به چه کسی نزدیک شد و چگونه فیلم به شکل امروزی درآمد؟

بسام طارق: این پروژه واقعاً چیزی است که من و او به روشهای مختلفی روی آن کار کرده ایم. ما همیشه می خواستیم با هم کار کنیم و هرگز نمی دانستیم که چگونه این کار را انجام دهیم. من فکر می کنم ما یک سری ایده ها را به دیوار انداختیم و بعد فهمیدیم که به نوعی در پشت تروپ ها و ایده ها پنهان شده ایم و فقط باید در حد توان خودمان باشیم. به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم ماسک ها را برداریم و کاری را به همان اندازه واقعی که می توانیم انجام دهیم ، و همانطور که می توانیم به خودمان و تجربیات خود متصل باشیم. بنابراین شخصیت زد به معنای واقعی کلمه ادغام او و من است.

جالب است که شما این را می گویید ، زیرا دیدن Zed به عنوان نسخه ای از Riz ، و این به اندازه داستان او بسیار وسوسه انگیز است. آیا گفتن داستان شخص دیگری در شغل شما به عنوان کارگردان تأثیر دارد؟ یا اینکه اینجا فرق می کرد چون شما مقداری از خود را در آن قرار می دادید؟

بسام طارق: بله ، من فکر می کنم این تنها راهی است که هرکسی می تواند این کار را انجام دهد. حداقل این تنها راهی است که می دانم چگونه کارگردانی کنم. با آمدن از مستند ، من بسیار معتقدم که مستندساز یا فیلمساز در ساخت داستان نقش دارد و نمی تواند مداخله خود را در این قاب انکار کند. بنابراین سوال این است: شما واقعاً چگونه مداخله می کنید؟ نامرئی بودن یک انتخاب است و حضور بسیار فعال آن یک انتخاب است. بنابراین من فکر می کنم صریح و روشن بودن در مورد قصد شما مهم است.

با این فیلم نامرئی بودن یا حضور فعالتر بودن آن بود؟

بسام طارق: می گفتم کمی از هر دو بود. من فکر می کنم قطعاً در نوشتن ، پدر و مادر من در این زمینه بسیار زیاد هستند. اما پس از آن در لندن و Zed’s یک خواننده رپ قرار می گیرد و ویژگی های غنایی و حساسیت های غنی Riz است که فیلم را پیش می برد. من هرگز نمی خواهم آن را انکار کنم. دیدن آن بسیار هیجان انگیز است ، و من فکر می کنم این بستر فیلم است و به ما کمک کرد بفهمیم چگونه می خواهیم این را از لحاظ سینمایی زنده کنیم. این واقعاً به افتخار اجرا بود و این همان گونه بود که سعی داشتم فیلم را به حرکت درآورم و فضا را برای این بازیگران فوق العاده و باورنکردنی ایجاد کنم.

منبع: توزیع BFI

این فیلم در مورد دیاسپورای جنوب آسیا ، به ویژه با شخصیتی در لندن است. شما و ریز بیشتر زندگی خود را به ترتیب در آمریکا و انگلیس گذرانده اید. با داشتن تجارب متفاوت از دیاسپورا ، این چه تاثیری بر فیلم داشت؟

بسام طارق: خنده دار است زیرا تجربه انگلیس-آسیا بسیار متفاوت از مهاجرت آمریکایی های آسیای جنوبی است. من فکر می کنم به طور کلی در اینجا تحرک بالاتر است [the States]، مردم به ویزای دانشجویی می آمدند و در نهایت به عنوان مهندس می ماندند ، اما نکته جالب این است که والدین من به عنوان طبقه کارگر ساکن کوئینز به اینجا آمده اند. نکته جالب این است که وقتی به کوئینز ، نیویورک نگاه می کنید بسیار شبیه به ومبلی است [where Ahmed and Zed are both from]. بنابراین تجربیات ما بسیار مطابقت داشت. واقعاً برای من بود که باید زندگی خودم را بیاورم و آن را به ومبلی بیندازم و خیلی جالب بود که ببینم چگونه به نوعی ترجمه شده است.

این فیلم در مورد هویت و تعلق است اما در مورد بیماری مزمن است. چرا این دو داستان در کنار هم قرار می گیرند؟ چرا یکی یا دیگری نیست؟

بسام طارق: آنها مناسب هستند زیرا ما نمی توانیم بدن خود را از مهاجرت جدا کنیم. من احساس می کنم الگوهای مهاجرت است و این مهاجرت بین نسلی که اتفاق می افتد در واقع آسیب به بدن ما وارد کرده است. مطالعات علمی زیادی در مورد این موضوع به نام اپی ژنتیک انجام شده است ، با این ایده از آسیب بین نسلی ، جایی که آسیب ناشی از سه یا چهار نسل پیش هنوز در DNA شما وجود دارد.

این در لبه علمی است ، چیزی است که مردم در مورد آن صحبت می کنند ، اما این یک چیز دیوانه کننده است و چیزی است که ما نمی خواستیم در فیلم درباره آن صحبت کنیم ، زیرا احساس می شد از بالای سر آن را می زنیم. اساساً این ایده وجود دارد و مطالعات نشان می دهد که افرادی که مهاجرت می کنند تعداد بیشتری از اختلالات خود ایمنی دارند. به خصوص افرادی که از سرزمین های گرم به مناطق سرد می آیند. بدن آنها به سختی با انطباق روبرو می شوند. بنابراین تقریباً مانند این است که آنها در سطح مولکولی دچار این بحران هویت شده اند و ما احساس کردیم که این روش جالب توجهی در این مورد است.

چیز دیگر این است که از نظر معنوی ، هنگامی که شما مانند تصوف بیمار هستید ، آن را نوعی تصفیه می دانند و مانند اینکه حجاب برداشته می شود. بنابراین این ایده این است که چون Zed بیمار است و هر روز بیشتر بیمار می شود ، در واقع بیشتر این حجاب ها برداشته می شود و او بیشتر در مورد این تجربه های مختلف توهم می کند.

منبع: توزیع BFI

در اینجا گزینه های کارگردان کاملاً چشمگیری وجود دارد. اول ، عناصر سورئال و توهم انگیز فیلم وجود دارد ، و دوم اینکه ، موسیقی وجود دارد ، که فقط در آن فلفل نیست بلکه اجازه پخش و تحریک واقعی داستان را دارد. تفکر پشت این دو تصمیم خلاقانه چیست؟

بسام طارق: بله مرد ، وحشی است زیرا کار در مورد چگونگی ایجاد تعادل بین همه این عناصر بسیار دشوار است و من آن را به عنوان یک رقص در نظر می گیرم. این بخشی از فیلم است که واقعاً مرا هیجان زده می کند. وقتی واقعا جاه طلبانه است و کار می کند ، و همچنین زمانی که اینطور نیست. من فکر می کنم که برای من واقعا هیجان انگیز است ، زیرا شکست دادن در جلو هیجان انگیز است. چون اگر شما چیزهایی را امتحان نمی کنید و اشتباه نمی کنید ، پس ما چه کار می کنیم؟ آزمایش سینمایی چیست؟

این هنوز یک زبان جدید است. نقاشی ها برای من وجود داشته است ، من نمی دانم چند هزار سال است. نوشتن برای مدت طولانی وجود داشته است. کمتر از صد سال است که این فیلم وجود دارد. هنوز خیلی جدید است ما در مقایسه با سایر اشکال هنری هنوز در مراحل ابتدایی هستیم و قبلاً در مورد شکل آن ایده گرفته ایم ، ایده هایی درباره داستان چیست و ساختار سه کاره بلا-بلا-بلا. من فکر می کنم ما هیجان شکل سینمایی را از دست می دهیم ، و این واقعاً در آن اشتباهات است ، در آن سفرهایی که فکر می کنم هیجان وجود دارد.

این در کثیف بودن هارمونی کورین است گومو، در کثیف بودن لئوس کاراکس پسران با دختر ملاقات می کنند. در آن فیلم هایی که اوضاع به هم ریخته و هیجان انگیز است ، ما شروع به کمک یک چیز هیجان انگیز و جدید به زبان سینمایی می کنیم. اگر این همان کاری است که ما انجام می دهیم ، می خواهیم جایی جدید و هیجان انگیز برویم و ارزشش را دارد. ارزش بهم ریختن را دارد. ارزش این را دارد که یک ستاره از نظر شما خارج شود.

تحقیق فیلم می خواهد از بسام طارق بخاطر اختصاص دادن وقت برای صحبت با ما تشکر کند!

مغول موگلی از استعدادهای موسیقی ستاره خود برای گفتن داستانی در مورد دیاسپورای جنوب آسیا استفاده می کند. چه فیلم های دیگری به شکلی جالب و معنی دار درباره دیاسپورا بحث می کنند؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

مغول موگلی در تاریخ 30 اکتبر 2020 در سینماهای انگلستان اکران می شود.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

محاکمه CHICAGO 7: رضایت بخش رضایت جمعیت با فضایی برای رشد

اولین فیلم از آن زمان به بعد بازی مولی از کارگردان آرون سورکین، دادگاه شیکاگو 7 سرانجام هفته گذشته پس از تقریباً یک دهه تأخیر که به لغو آن سالها پیش اشاره داشت ، به Netflix وارد شد. با این حال ، در میان جو سیاسی متشنج ما در این چند سال گذشته ، آرون سورکین تصمیم گرفت برای دومین بار در حرفه خود پشت دوربین برود و فیلمی ارائه دهد که هم بهترین و هم بدترین ویژگی های او را برای دیدن همه به نمایش بگذارد.

بهترین و بدترین سورکین

یک بار دیگر، سورکین فیلمنامه درخشان ساختار دیگری را ارائه می دهد که به عنوان یک علامت تجاری از داستان زندگی حرفه ای وی تبدیل شده است. او با سخنان تند و گفتگوی سریع و سریع مانند شعرهایی با جریان آزاد اما حیله گرانه محاسبه شده در همه زمان ها ، او می تواند به ما نشان دهد که چرا او یکی از معتبرترین فیلمنامه نویسان در کل صنعت است.

محاکمه CHICAGO 7: رضایت بخش رضایت جمعیت با فضایی برای رشد
منبع: نت فلیکس

با این حال ، این بدان معنا نیست که فیلمنامه او به هیچ وجه عالی است. در حالی که ظرافت ساختاری و کلامی او قابل تحسین است ، اما نیاز کارگردانی وی به ساده سازی و انتقال طرح با سرعت فوق العاده سریع در نهایت منجر به این می شود که تقریباً هر تعامل با یک سطح حیرت انگیز از خود-عدالت سنگین شود که رک و پوست کنده ، به عنوان نوعی از هشدار دهنده یا سطح سیگنالینگ فضیلت که در این زمانهای همیشه در حال تغییر مکان کمی دارد.

علاوه بر این ، در حالی که پیشرفت قابل توجهی از تلاش قبلی وی است ، سورکینجهت مسطح و غیرشهودی در اینجا برجسته می شود. به دلیل صدای بالینی که هر صحنه را مهار می کند ، هیچ خطر واقعی انجام نمی شود و سورکین آن را تا جایی که می تواند ایمن بازی کند ، فیلمنامه خود را با فدای حضور یک سبک بصری جذاب و هرگونه پیشرفت قابل توجه در پیشرفت تکنیک خود در پشت دوربین ، در مرحله مرکزی قرار دهد.

تلاش برای اهمیت

یکی از جنبه هایی که بسیاری آن را تحسین می کنند و بقیه مطمئناً روشن می شوند این است سورکینپیگیری بی وقفه برای یافتن و ارتقا سطح اهمیت خود فیلم است. در بخشهای اولیه فیلم ، سورکین به نظر می رسد برای دستیابی به این هدف در مسیر درست است ، مانند مونتاژ افتتاحیه درخشان که به روشی کاملاً مشابه با اسپایک لیرا دا 5 خون در اوایل سال جاری اما تقریباً به همان اندازه تأثیرگذار و سخت گیر است (با برخی ویرایش های درخشان از آلن باومگارتنر که در بقیه فیلم به عنوان یک برجسته قابل توجه ادامه دارد).

محاکمه CHICAGO 7: رضایت بخش رضایت جمعیت با فضایی برای رشد
منبع: نت فلیکس

با این حال ، همانطور که فیلم ادامه دارد ، سورکینچشم انداز محدود شروع می شود به عنوان نشان می دهد او موفق به گرفتن zeitgeist ، قاب فیلم به عنوان یک دعوت به عمل است که تلاش می کند بسیار مهم است اما قادر به به درستی چشم انداز ظریف از جوامع حاشیه ای و متنوع که سهمی در دادرسی اگرچه سرانجام یک بار دیگر جای خود را به دست می آورد که انسان با این واقعیت موافقت کند که فیلم واقعاً برای یک جمعیت خاص کاملاً مهم به نظر می رسد ، اما به طور غیرمعمول به سبک داستان داستان است که مرزهای تمسخر حکایت آمیز را نشان می دهد و هنگامی که در مقابل فیلم قبلی قرار می گیرد ، یک شوک زنگ دار است ( و متعاقباً) حوادثی که در اطراف آن قرار گرفته است. در نهایت ، آن را در سفر خود متزلزل می کند تا یک نقطه بزرگتر و جهانی تر ، به عنوان یک فیلم با سادگی استدلال کتاب سبز به جای عمق سورکین در تلاش بود (که ، صادقانه بگویم ، ممکن است بیش از صدمه به چشم انداز جوایز آن کمک کند).

یک گروه حیرت انگیز

در مورد جوایز ، قدرت انکار ناپذیر در عملکردهای مختلف آن است. هر یک از هفت شخصیت تیتراژ به همراه چهره های اطرافشان قادر به نشان دادن شخصیت های خود به روشی پر جنب و جوش هستند که نتیجه آن چنان استعدادی عمیق است که تعیین اینکه چه کسی در پروسه نامزدی و برنده شدن انتخاب می شود ، کاری سنگین خواهد بود. در حالی که هر یک از این شخصیت ها بهترین گزینه برای یک فشار پشتیبانی هستند ، اما نمی توان کاریزمای آن را انکار کرد ساکا بارون کوهن و ادی ردماین در نقش آنها به عنوان رهبرانی با اهداف مشابه در جنگ با یکدیگر به دلیل رویکردهای متناقض آنها.

محاکمه CHICAGO 7: رضایت بخش رضایت جمعیت با فضایی برای رشد
منبع: نت فلیکس

در نقش های جزئی تر ، مارک رایلنس، جوزف گوردون-لویت، میشل کیتون، فرانک لانژلا، جرمی استرانگ، و یحیی عبدالمتین دوم (که نوبت برنده شدن امی ثابت کرد که در اینجا بیشتر وقت نمایشگر از او گرفته شده است) ، همه خود را حفظ می کنند و اطمینان حاصل می کنند که این فیلم ذهن رای دهندگان و اعضای صنف را برای ماه های آینده جلب خواهد کرد.

یک جمعیت دلپذیر و دلپذیر با فضای رشد

همه چیز در نظر گرفته شد، دادگاه شیکاگو 7 فیلمی راضی کننده و با کفایت است که مطمئناً مورد توجه مخاطبان عام قرار می گیرد و به رای دهندگان جایزه می دهد. اینجا، سورکین دلهره اثبات شده او به عنوان نویسنده و همچنین فضای کافی برای کار در زمینه پالایش و توسعه صدای کارگردانی او را نشان می دهد. اگر صلح با این واقعیت که این فیلم تمرکز ویژه تری دارد ، بسیاری از بینندگان تحصیل کرده به عنوان یک تلاش ساده انگارانه و متمرکز برای مرتبط بودن در چنین شرایط فعلی به آن نگاه می کنند دادگاه شیکاگو 7 این پتانسیل را دارد که به یک جمعیت دلگرم بنافید تبدیل شود که با جمعیت شناختی مورد نظر خود طنین انداز شود اما فضای زیادی برای آرون سورکیندیدگاه سیاسی برای رشد.

چه فکری کردی دادگاه شیکاگو 7؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Trial of the Chicago 7 هم اکنون در Netflix در دسترس است!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دیگو آندلوس

نویسنده Latinx با فلج مغزی ، Diego Andaluz یکی از خالقان و تهیه کنندگان ClapperCast: The Global Film Podcast است و در حال حاضر مشغول نوشتن فیلم های Inquiry Film، Awards Watch، and Clapper Ltd. است. وی همچنین تهیه کننده ، کارگردانی ، و تعداد زیادی فیلم کوتاه کوتاه برنده جایزه (از جمله فیلم ترسناک ویروسی ، Dante: A Replication) را به صورت جداگانه ویرایش و ضبط کرد. در حال حاضر ، به غیر از پوشش فصل جشنواره ، دیگو در حال نگارش یک فیلمنامه طولانی از فیلم کوتاه خود ، دانته: یک تکرار است.

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است

چه زمانی جو کورنیشرا حمله به بلوک در سال 2011 وارد سینما شد ، به سرعت مورد علاقه فرقه قرار گرفت اما تلاش کرد تعداد زیادی را در گیشه به دست آورد. اگر امروز در پی فراخوان های بیشتری برای ایجاد تنوع اکران شده باشد ، آسان است تصور کنید که این فیلم جریان اصلی بیشتری داشته باشد. گذشته از همه اینها، حمله به بلوک مخاطب را مجبور به مقابله با موضوعات مهم می کند ، با استفاده از کمدی ، هجو و علمی تخیلی.

این فیلم حوادث یک شب را دنبال می کند ، در آن مهاجمان بیگانه به املاک شورای جنوب لندن حمله می کنند. این هیولاها یک بازی مرگبار موش و گربه را با موسی ایجاد می کنند (جان بویگا) و باند نوجوان او ، که در صحنه آغازین با آنها ملاقات می کنیم ، در حالی که آنها یک پرستار جوان را لوس می کنندجودی ویتاکر) در خیابان های کم نور نزدیک بلوک برج خود. از اینجا، کورنیش این شخصیت ها را به کابوسی دنیوی می کشاند که باند به عنوان قهرمانانی بعید ظاهر می شود. از طریق همه اینها ، فیلم یک حس جذابیت کمیک با طعم مشخص بریتانیایی را حفظ می کند.

دفاع از بلوک

با ساخت فیلم کم بودجه اش ، کورنیش زندگی این نوجوانان را با سرعت شکستن گردن بررسی می کند. این باند جنایتکارهای کلاس کلاس نیستند و قصد دارند خیابان ها را به خیابان بکشند ، بلکه نوجوانان گمراه شده ای هستند که می خواهند ماشین گرایی خود را به یکدیگر ثابت کنند. حمله به بلوک، با این حال ، نمایی از آسیب پذیری آنها را نشان می دهد. ما می بینیم که پسران با عجله به خانه می آیند و برای جنگیدن با بیگانگان سلاح جمع می کنند و لحظه ای وجود دارد که آفت خرد کننده (الکس اسماعیل) اقدام سختگیرانه را کنار گذاشته و می گوید: “در حال حاضر ، من می خواهم به خانه بروم ، در را قفل کنم و FIFA بازی کنم.”

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است
منبع: انتشار بهینه

مونتاژهای زندگی خانگی آنها در تضاد با زمانی است که آنها برای اولین بار به عنوان متقلب معرفی می شوند ، و به طور حیرت انگیزی مشاهده این باند که به مناسبت مبارزه با بیگانگان به وجود می آید کاملاً کاتارتیک است. با این حال ، پسران ، در ابتدا که مبهوت ایده رفتن به جنگ با هیولاهای بیگانه شده بودند ، به سنگینی اوضاع خود پی می برند و به برج برج خود پناه می برند. همانطور که مهاجمان گروه را به وحشت می اندازند ، شجاعت پسران هرگز متزلزل نمی شود و ما شروع می کنیم به آنها با نگاهی متفاوت.

حمله به بلوک بین رستگاری و محکومیت خط خوبی را طی می کند. در حالی که کورنیش در طول کمدی می بافد ، پسران هرگز به دلیل خشونت گذشته خود معذور نیستند ، با اینکه موسی دائماً یادآوری می کند که اقدامات او بی پروا و غیرقابل دفاع است: چرا همیشه کسی مورد سرقت یا ضرب و شتم قرار می گیرد؟ ” می گوید تیا (دانیل ویتالیس) ، دوست باند. به تدریج ، موسی می فهمد که هیولاها به جامعه خود حمله می کنند ، زیرا او یک بیگانه کوچکتر را کشت ، که به نوبه خود ، ایده اصلی فیلم را که “اعمال عواقب دارد” ، پیش می برد.

ATTACK THE BLOCK هنوز هم یک فیلم علمی تخیلی بی احترام با یک مرکز اخلاقی قوی است
منبع: انتشار بهینه

قدرت آرام حمله به بلوک نهفته است در اینكه پسران بیشتر از همه مشكلاتی كه برایشان پیش آمده مقصر هستند ، اما آنها از شانه خالی از مسئولیت خودداری می كنند. کورنیش به طور واضح می خواست داستانی را بیان کند که نشانه هایی از دنیای واقعی است ، زیرا س questionsالات پیرامون نمایندگی گروه های اقلیت همیشه وجود دارد. این دیدگاه دقیق شخصیت های با پیش زمینه های متنوع است که باعث می شود حمله به بلوک متفاوت از فیلم تهاجم بیگانه شما به طور متوسط. از مدت ها پیش داستان علمی تخیلی به عنوان ژانری شناخته می شود که قهرمان تنوع است و حمله به بلوکبازیگران جوان بازیگران دلیل دیگری برای تازه و صادقانه ماندن فیلم است. امروز ، به عنوان مانند جان بویگا به سمت چیزهای بزرگتر حرکت کرده است ، صحنه ای که موسی در راهرو می دود و شمشیر خود را با انبوهی از بیگانگان که به دنبال او می چرخند ، تکان می دهد ، قدرتمندتر است.

از نظر اجتماعی آگاه

تلفیق علمی تخیلی و رئالیسم اجتماعی به همین دلیل است که فیلم طنین انداز می شود و از ساخت کورنیش الهام گرفته شده است حمله به بلوک بعد از اینکه در جنوب لندن مورد هجوم قرار گرفتند. واکنش او به جای محکوم کردن صریح این جنایتکاران جوان ، تلاش برای درک رفتار آنها بود. بیشتر فیلم درباره ادراک و چگونگی سریع قضاوت درباره یکدیگر است و حمله به بلوک احساس همدردی با افرادی که در چرخه خشونت گیر کرده اند ، با این فیلم نشان می دهد که این پسران توسط سیستم شکست خورده اند.

کورنیشتفسیرها را می توان در تغییر نهایی قلب سام مشاهده کرد: در میان هرج و مرج و حمله بیگانگان ، او متوجه می شود که این باند فقط بچه هایی هستند که راه اشتباهی را در پیش گرفته اند و نباید از آنها ترسید. در ابتدا ، سام پسران را چیزی غیر از دردسر ساز نمی داند ، اما حمله بیگانگان باعث می شود تا انسانیت آنها را بشناسد. این یک چرخش قابل توجه است ، که اهمیت وجود شخصیت های کاملاً مشخص را نشان می دهد. به عنوان مثال ، موسی به عنوان یک پسر خوب که کارهای بدی انجام داده است نشان داده نمی شود ، بلکه یک شخصیت بسیار ناقص است که نشان می دهد در صورت تهدید بزرگتر قادر به تغییر است. همیشه یک قطب نما اخلاقی بازی می کند و وقتی پسران در تخت سام ، جروم اسیر می شوند (لیون جونز) اخلاق فیلم را به بالاترین شکل ممکن به خانه سوق می دهد: “امشب چیزهای بدتری وجود دارد که باید از آنها بترسد ، اعتماد کن!” در این موارد است که حمله به بلوک به طور مستقیم با نژاد و کلاس مقابله می کند و پیامی را در مورد پذیرش اختلاف در دیگران به اشتراک می گذارد.

این یک فیلم کمتر متمرکز بر تهاجم واقعی است و علاقه بیشتری به چگونگی رشد این شخصیت ها پس از قرار دادن در جاسوسی دارد. در پایان ، موسی ناجی جامعه خود می شود. حتی اگر او پس از نابودی بیگانگان دستگیر شده باشد ، او می تواند از کلیشه هایی که در ابتدای فیلم علیه او برگزار می شد ، فراتر رود. هنگامی که جمعیت نام او را شعار می دهند ، سام به پلیس می گوید كه موسی و باندش از او محافظت كردند و همه موانع طبقاتی را از بین بردند.

حمله به بلوک در نهایت احساس می شود یک مداخله در معنی قهرمان بودن است در حالی که جوان و پویایی نژادی را بررسی می کنید. این یک داستان هشدار دهنده است که مهمترین تصورات کلاهبرداری در مقابل بیگانگان است که شاهدی بر قدرت داستان علمی است. حمله به بلوک گوهر نادری باقی می ماند که مخاطب را به همان اندازه که سرگرم می کند ، به چالش می کشد. کورنیشفیلم به عنوان یک قطعه عالی از سینمای انگلیس برجسته است که از علمی تخیلی کلاسیک با شخصیت های تیز و تیز استفاده می کند و شانس را برطرف می کنند و جهان را نجات می دهند.


Attack The Block را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لیام اسپرینگ-جونز

لیام نویسنده مستقل و نویسنده وب سایت مستقر در لندن است ، و در وبلاگ ها و نشریات مختلف فعالیت می کند. او در مورد موضوعات مختلف نوشته است اما در فرهنگ (به ویژه فیلم) تخصص دارد و بر ویژگی ها و محتوای نظر تمرکز دارد.

Nightstream Film Festival 2020: ROSE PLAYS JULIE: A Dark، Mesmeric Irish Thriller

وقایع آسیب زا راهی برای منفجر کردن ما دارند. پس از آن آنها دوباره ما را جمع می کنند ، اما ما کاملاً و برگشت ناپذیر تغییر کرده ایم. که در رز بازی جولی ، یک هیجان تاریک ایرلندی از جو لاولر و کریستین مولی، ضربه و آشتی با آن ، در هر صحنه خیس می شود.

استاد حقوق و مولوی همچنین این فیلم را نوشت که آخر هفته گذشته در جشنواره فیلم مجازی Nightstream به نمایش درآمد (و همچنین جشنواره بین المللی فیلم ملبورن ، جایی که خود ما شان فالون قبلا فیلم را بررسی کرده بود) این احشائی و الکتریکی است ، یک آهسته سوز کامل در خون زخم های قدیمی دوباره باز شده است.

شاید اصلاً بهبود نیافته باشد

آن اسکلی نقش رز را بازی می کند ، دانشجوی دانشکده دامپزشکی که دچار یک بحران بزرگ هویتی شده است. از زمان یادگیری او به فرزند خواندگی و مادر بیولوژیکی اش ، الن (اورلا بردی) ، درخواست کرده است که با او تماس گرفته نشود ، رز در مورد او وسواس کرده است.

بنابراین او جهش می کند و شخصاً با الن ملاقات می کند – و می فهمد که زندگی مادرش درگیر ضربه ، شرم و درد شده است. از آن جلسه ، رز جولی را بازی می کند این زنان در حالی که با احتیاط قدم به گذشته می گذارند تا آسیب های خود را بررسی کنند و امیدوارند نوعی تحقق پیدا کنند ، به یک دو دستی استادانه تبدیل می شود.

رز جستجو در تاریخ خود را با الن متوقف نمی کند. او مأیوس پاسخ است ، اگرچه هر چه بیشتر ظاهر شود ، احساس خشم و عذاب بیشتری می کند. همانطور که او بیشتر به گذشته الن می رود ، از جمله دیدار با رئیس سابق الن ، پیتر (آیدان گیلن) ، رز “جولی” را بازی می کند. جولی بازیگر ، درخواست موقعیت در مورد حفاری باستان شناسی پیتر برای کمک به او “تحقیق در مورد یک نقش”.

Nightstream Film Festival 2020: ROSE PLAYS JULIE: A Dark، Mesmeric Irish Thriller
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

گاهی اوقات ، رز جولی را بازی می کند کمی بیش از حد روی بینی است. باستان شناسی به عنوان استعاره به اندازه کافی خوب کار می کند ، اما در یک فیلم درباره آسیب ، خشونت جنسی و شرور انسان ها ، پیتر می گوید که به این علم جلب شده است زیرا در “باز کردن قفل گذشته” وسواس دارد و حتی در حال کار روی یک کتاب است با عنوان تند و تیز زیر سطح. همچنین ممکن است این کتاب خوانده شود ، آیا هنوز آن را دریافت می کنید؟ استاد حقوق و مولوی این صراحت و تعادل را با سیاهی تونال که به یاد من آورد متعادل کنید کشتن یک گوزن مقدسجدا شده ، عجیب است.

زیر سطح

بیشتر احساسات دور از فیلم ناشی می شود اسکلی. گلاب به طور طبیعی از افراد غریبه دلهره دارد و بندرت محافظ خود را پایین می آورد. اما با تغییر دگرگونی خود از جولی ، او بهانه ای برای انجام یک عمل ، استفاده از طبیعت متواضع و ناظر به نفع خود دارد.

در آخرین اقدام فوق العاده دلهره آور فیلم ، لحظه ای عالی وجود دارد که گل رز روبرو و خنک در بیرون از خانه پیتر انتظار می کشد و به محض اینکه پیتر از منظره عبور می کند ، لبخند بر لب او می زند. می بینیم که اجرا شروع می شود ، همان لحظه ای که او از رز به جولی تغییر می کند.

ما با رز آشنا می شویم که او در وسط یک ماژول مربوط به اتانازی قرار دارد. بیشتر فیلم احساس می کند مرگ آهسته ای را شاهد هستیم. عکس توسط تام کامرفورد، حومه ایرلند احساس تاریکی و شوم می کند. سایه های عمیق منظره را خراب می کنند ، گویی طوفانی همیشه در افق است و تاریکی نفوذی نیز به ویرایش می انجامد ، که ما را مرتباً به محل آسیب دیدگی الن بازمی گرداند ، و به ما یادآوری می کند که تأثیر مهمی که این مکان بر یک فرد آسیب دیده

Nightstream Film Festival 2020: ROSE PLAYS JULIE: A Dark، Mesmeric Irish Thriller
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

اسکلی، برادی، و جیلنبازی های بسیار زیبا و ظریف و آرام ، مناسب برای یک فیلم شکوفا در سکوت و داخلی است. هر خط گفت و گو ادامه می یابد ، گویی که آنها دائماً مرزهای یکدیگر را آزمایش می کنند. سکون گاه به گاه توسط استفان مک کئونعالی است ، نمره ارکستر خنک کننده. موسیقی به نوعی احساس جستجو می کند ، گویا در تاریکی آن را درک می کند.

نتیجه

یک داستان در وجود دارد رکسان گیرا زنان دشوار که در آن دو خواهر ربوده می شوند ، و اسیر کننده آنها کارهای وحشتناک و مذموم را برای آنها انجام می دهد: “ما یک بار جوان بودیم” همجنسگرا می نویسد ، “و سپس ما نبودیم.” رز جولی را بازی می کند – که هیچ ارتباطی با رکسان گی – هنوز در همان لحظه ثابت می شود. رز و الن آسیب هایی دارند که آنها را به دو نفر جدا می کند: چه کسی قبلاً بوده و چه کسی اکنون است.

هر چقدر فیلم وهم آور و افسرده کننده می شود ، رز جولی را بازی می کند به ما نشان می دهد که طرف دیگر درد و رنج رز و الن هستند. گاهی اوقات در لحظات زودگذر خشونت موجه اتفاق می افتد ، مانند زمانی که رز در یک حمله جنسی بالقوه دخالت می کند و با شخص خاموش کننده صورت خود را به هم می زند. و گاهی اوقات لحظات غم انگیز و تأمل برانگیزی را پشت سر می گذارد ، مانند گل رز که روی تخت در تاریکی خوابیده و خواب می بیند.

اگرچه این فیلم امسال و گذشته در جشنواره ها بازی کرده است ، اما اکران آن تا سال 2021 به تعویق افتاده است ، جای تاسف دارد ، زیرا این یکی از منحصر به فردترین فیلمهای جدید است که طی سالهای گذشته دیده ام. رز جولی را بازی می کند باستان شناسی ، درد و رنج انسان را می شکند ، هر یک بخش ، آسیب های شخصیت های خود را برای دیدن نور بیرون می آورد. نوعی وحشت برای کشف وجود دارد ، هرچند همه رز جولی را بازی می کندشخصیت ها به نوعی خالی از سکنه هستند.

آیا شما هیجان زده هستید رز جولی را بازی می کند؟ یا ، اگر آن را دیده اید ، نظر شما در مورد آن چیست؟ نظر خود را در زیر وارد کنید و به ما اطلاع دهید!


رزهای جولی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با نویسنده-کارگردان SUPERNOVA هری مکین

تماشا کردن هری مکینفیلم سال دوم ابرنواختر مثل این است که برای آخرین بار شخصی را که دوست دارید بغل کنید. آغوشی گرم و شجاعانه است ، اما غم و اندوهی بی اندازه پر از آن است. این یک تجربه SUPERNOVA یا سخت نیست ، بلکه یک تجربه دلپذیر است. در واقع آنقدر دلپذیر است که هرگز نمی خواهی پایان یابد. این یک ترفند زنگ نوعی مهارت است که مکین با این فیلم کشیده شده است. خوشبختانه ، او در مورد چگونگی انجام این کار با Film Inquiry صحبت کرد.

“من می خواهم به خاطر آنچه كه هستم به یاد بیاورم نه آنكه می خواهم بشوم”

ابرنواختر، یک قدم بالاتر از مشخصات و شجره نامه از ویژگی اول هینترلند، کاری ملایم و متحرک از است مکین که می تواند او را مورد توجه صنعت جریان اصلی فیلم قرار دهد و به رای دهندگان جایزه دهد. دوربین او سام را دنبال می کند (کالین فرث) و توسکر (استنلی توچی) ، حدوداً 20 سال یا افرادی که در حال سفر به حومه انگلیس هستند و یکی از مقاصد خانه خانوادگی سام در آن است. در طول سفر ، به طور فزاینده ای مشخص می شود که توسکر با زوال عقل جوان مبتلاست. با بدتر شدن وضعیت او ، او توانایی خود را از دست می دهد و به آینده ای دشوار برای او و سام نزدیک می شود.

مشکلات عاطفی و عملی که سام و توسکر با آن روبرو هستند به زیبایی و با ظرافت بیان شده است مکینفیلمنامه ، هر دو شخصیت تصمیمات بزرگی را برای تصمیم گیری در مورد آینده با هم دارند. برخلاف بسیاری از شخصیت های فیلم که از زوال عقل رنج می برند ، توسکر هنوز بسیار جوان است. جایی در 50 سالگی ، او از نظر جسمی متناسب است و به طور کلی انرژی یک مرد بسیار جوان را دارد. تصمیم برای متمرکز کردن داستان پیرامون فردی که مبتلا به زوال عقل است ، از یک مکان شخصی ناشی شده است مکین. وی می گوید: “یك همكار كاری كه در حدود 50 سالگی بود ، مبتلا به زوال عقل جوان بود و من واقعاً به آن علاقه مند شدم.”

تحقیقات او به این نتیجه رسید که این بیماری “شایع نیست ، بلکه شایعتر از آن است که شما فکر می کنید”. مأموریت این فیلم نه تنها به تصویر کشیدن زندگی فردی که با زوال عقل زودرس و اطرافیان زندگی می کند ، بلکه افزایش آگاهی از آن ، “و همه کارهای درخشان در اطراف آن است.” بیشتر از هرچیزی، مکین گفت که گفتن این داستان بهترین احساس را برای او داشت که به عنوان یک فیلمساز بگوید: “تمرکز روی یک گروه سنی که من تجربه آن را داشتم بسیار صادقانه بود.”

یکی دیگر از جزئیات کلیدی در ابرنواخترتصور از زوال عقل این است که این توسکر است و نه سام که با یک بیماری دست و پنجه نرم می کند. همانطور که نقل قول بالا نشان می دهد ، ابرنواختر بسیار نگران این ایده است که زوال عقل می تواند زندگی را قبل از اینکه ظاهراً “تمام شود” بگیرد. توسکر به خواهر سام ، لیلی ، گفت: “هیچ کس مجبور نیست که در حالی که هنوز زنده است کسی را عزادار کند.” این ایده با ما روبرو شده است که زوال عقل کسی را به شخصی متفاوت تبدیل می کند و شخصیتی را که او را به همان شکل دیگری تبدیل می کند ، از بین می برد. پس شاید طبیعی است که مکین بزرگتر از این دو شخصیت را انتخاب کرد تا یکی از آنها باشد. توسکر یک نژاد پرست است ، سرشار از ذکاوت و جذابیت ، فویل برونگرا برای شخصیت محفوظ ، کمی گیج کننده سام.

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با نویسنده-کارگردان SUPERNOVA هری مکین
منبع: جشنواره فیلم لندن

توضیح می دهد: “من خیلی ساده فکر کردم.” مکین، “اگر شما شخصیتی داشتید که پر از زندگی است اما از مرگ و میر خود آگاهانه است ، پس این جالب خواهد بود. این تقریباً تناقض است. این یکی از خوشحالی های این است که استنلی نیز آن نقش را بازی کند. او چنان سرگرم کننده و شوخ طبعی را برای هر کاری انجام می دهد که احساس غم انگیزی می کند ، داشتن کسی که در حال مرگ است اما آنقدر پر از لذت زندگی است. “

تیم رویایی

بدون اینکه از مهارت خود به عنوان نویسنده و کارگردان دور شود ، موفقیت مهم مکین قبلاً در جشنواره های سراسر جهان با ابرنواختر مطمئناً بخش عمده ای از آن مرهون بازیگران مرگ است توچی و تولد. او اولین نفری است که به آن اعتراف می کند. او می گوید: “ما خیلی سخت فکر کردیم که در ابتدا باید به چه کسی نزدیک شویم.” “ما از اوایل بسیار به داشتن دو بازیگر بسیار متفاوت در سبک خود علاقه مند بودیم و همچنین امیدوارم که از مناطق مختلف جهان نیز باشد. زیرا فقط انرژی متفاوتی به پویا می افزاید. ” مهم نیست که چقدر زود این ایده را داشتند ، مکین و احتمالاً تیم او پیش بینی نکرده اند که جفت شدن رویاها با هم آسان است.

“ما با این مدیر انتخاب شگفت انگیز به نام کار کردیم شاهین بایگ، و ما اول به استنلی رفتیم و حقیقت را برای شما بگویم که واقعاً آسان بود. او فقط فیلمنامه را دوست داشت و اولین فیلم من را تماشا کرد و سپس ما خیلی خوب ملاقات کردیم و زندگی مشترک را پشت سر گذاشتیم. وقتی این را می گویم باید خودم را محکم فشار دهم اما بعد از آن خیلی سریع و خیلی راحت اتفاق افتاد. ” توچی در کیسه ، بازیگران سام به همان سرعتی آمدند ، و ایده اصلی آن ستاره بود. توضیح می دهد: “استنلی پرسید آیا من برای نقش دیگر به كولین فكر می كنم ، كه البته بسیار باورنكردنی بود.” مکین. “من همیشه می خواستم با بازیگرانی کار کنم که به هر حال سابقه مشترک داشتند و آنها سالهاست که یکدیگر را می شناسند. واقعاً ایده آل بود. “

ستارگانش مکین فقط باید اجازه می داد تا آنها بدرخشند ، کار دشواری از آنچه احساس بی دردسری فیلم نشان می دهد است. همانطور که کارگردان اذعان می کند ، فیلم عمداً در استعداد بصری سبک است ، در عوض به بازیگران و مناظر زیبا اجازه می دهد کار را انجام دهند. “این بسیار دشوارتر از آن است که به نظر می رسد ،” مکین می خندد ، “با داستانی مانند این که بسیار شخصیت محور و توسط بازیگران هدایت می شود ، با داشتن مقدار زیادی صمیمیت ، احساس مهم بودن است که مانع این کار نشویم. ما باید در مورد نحوه فیلمبرداری ، نحوه ویرایش ، کار به عنوان فیلمساز کاملاً ظریف عمل کنیم. “

آنها می گویند که یک بازیگر کودک فقط به اندازه کارگردانش خوب است و شاید این هیچوقت کاملاً از واقعیت متوقف نمی شود. با اجرای در کلاس کسانی که در ابرنواختر، کارگردان مطمئناً باید بداند چگونه از عهده بازیگری برآید ، هرچند که خوب باشد. “کالین و استنلی ، همانطور که امیدوارم شما موافق باشید ، در فیلم باورنکردنی هستند.” مکین. “یکی از دلایل باورنکردنی بودن آنها این است که ما به آنها فضای باورنکردنی را دادیم. این مهم است که هنگام ساخت چنین چیزهایی ، گرفتن آنها را در شکل خام و مهار نشده خود انجام دهید. “

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با نویسنده-کارگردان SUPERNOVA هری مکین
منبع: جشنواره فیلم لندن

مکینسبک فیلم سازی رزرو شده و سنگین اجرا شاید از سابقه بازیگری او ناشی شود و در اولین فیلمش نقش اصلی را داشته باشد. هینترلند، داستان دو دوست دوران کودکی که در 20 سالگی به هم پیوستند ، مکین بازیگری ، کارگردانی ، نویسندگی و تهیه کنندگی. ناهار خودش را هم احتمالاً آورده است. وی در پاسخ به این سال که آیا او یک کارگردان “بازیگر” است ، “من امیدوارم که من کارگردان همه چیز باشم ، زیرا دوست دارم با همه کار کنم. اما مطمئناً به عنوان نویسنده ، برای بازیگران می نویسم.

“وقتی بازیگر بودی نمی توانی کمک کنی اما نمی خواهی این کار را بکنی و من الان هم کمی بازی می کنم. شما فقط می خواهید چیزهایی درست کنید که می خواهید در آنها باشید. شما می خواهید شخصیت هایی بسازید و شکل دهید که از دیدن آنها خودتان مأیوس باشید. بنابراین من فکر می کنم از این نظر واقعاً کمک می کند و وقتی با بازیگران هم کار می کنید واقعاً کمک می کند. به غیر از هر چیز دیگری ، شما در روند کارها ، و در کوتاه مدت از نظر زبانی که بازیگران تمایل به استفاده از آن دارند ، سر و کله می زنند. من به عنوان کارگردان تجربه زیادی ندارم بنابراین کالین و استنلی مجبور شدند به من اعتماد زیادی کنند و فکر می کنم یکی از دلایلی که احتمالاً این کار را کردند این بود که من تا حدی جای آنها بوده ام. ما در آنجا یک تاریخچه مشترک فوری داریم که من فکر می کنم مهم است. “

با تولد تولید قبل و توچیشکست سال 1996 به عنوان یک تهدید سه گانه به وجود می آید شب بزرگ، مکین همچنین لذت بردن از درک آنها از دیدگاه او را به عنوان یک بازیگر تبدیل شده به یک فیلمساز. “این فقط کمک می کند تا با کسی که گاهی اوقات تجربه کرده کار کند. کالین و استنلی هر کدام چهل سال در صحنه های فیلم بوده اند. من چیزهای زیادی از آنها یاد گرفتم و امیدوارم آنها هم کمی از من یاد بگیرند. آنها فقط واقعاً حمایت و اعتماد داشتند و این همان چیزی است که شما واقعاً می توانید بخواهید. “

در چمن خانگی

با وجود زوایای دوربین ساده و رویکرد طبیعت گرایانه ، مکینفیلم ، به لطف DP کهنه کار ، غیر قابل انکار زیبا است دیک پاپعکسهای منظره کشور. از نظر بینندگان بریتانیایی ، زمینه این داستان شاید یک داستان قابل تشخیص باشد ، و یکی از مواردی است که هر دو را جای می دهد مکین و سام در زمین چمن. می گوید: “من هرگز قصد فیلمبرداری از خارج از انگلیس را نداشتم ، بخشی از اینكه آن را بهتر می دانم ،” مکینو اضافه كرد كه ، “فكر مي كنم فيلم داراي يك پيام سياسي در مورد برخي موضوعات نيز است ، و انتخاب زندگي يكي از آنهاست ، و من فكر مي كنم كه ارائه اين بيانيه در انگلستان مهم بود.” همانطور که برای تصمیم به اینکه توسکر یک شخصیت دور از وطن خود باشد ، مکین می گوید: “به نظر می رسد وقتی یک بیمار لاعلاجی پیدا کردید که در کشور اصلی خود هم نیست ، درجه درام کمی کمی وجود دارد که می تواند از آن استخراج شود.”

گفته شد ، هر دو مرد به طور کامل از خانه دور از خانه هستند ، همیشه وقتی در حال رفتن به یک کنسرت پیانو هستند که سم عنوان اصلی آن است ، همیشه در حال حرکت هستند. “من واقعاً به درام خانگی دو نفر در خانه خود علاقه مند نبودم و فکر می کنم آنچه فیلم های سفر جاده ای به شما می دهد پیشرانه و احساس سفر است” مکین می گوید او احساس کرد: “قرار دادن این داستان” کوچک “درباره این دو مرد دوست داشتنی در یک زمینه بصری گسترده و سینمایی ، یک چیز واقعاً جالب توجه است. این چیزی بود که من سعی کردم با اولین فیلمم به آن دست پیدا کنم ، که قاطعانه یک فیلم دو دست ، صمیمی و متمرکز بود اما در یک منظره عظیم. “

با داشتن یک فیلم اول با استقبال کم هزینه از ایندی ، و اکنون یک فیلم دوم با استقبال محبوب ترین بازیگران این صنعت با حضور دو نفر از محبوب ترین بازیگران این صنعت ، یک زمان هیجان انگیز برای حضور در جشنواره است. هری مکین. ابرنواختر یک موفقیت باورنکردنی در حفظ لمس سبک و بدون مانع خود در کل ، حتی در دل گیرترین لحظات است. آنها لحظاتی هستند که به خوبی می توانند ببینند تولد و توچی جوایز زیادی دریافت می کنید ، چیزی که هر دو به خوبی به آن عادت کرده اند. به زودی هری مکین ممکن است مجبور شود به آن نیز عادت کند.

ابرنواختر یک پرتره متحرک از یک زن و شوهر است که عشق آنها توسط زوال عقل آزمایش می شود. سایر تصاویر عالی سینمایی زوال عقل چیست؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

NYFF 2020: خروج فرانسه | استعلام فیلم

خروج فرانسه، از مدیر آزازل جیکوبز، فیلمی است که نباید دوست داشته باشم ، اما نمی توانم در برابر آن مقاومت کنم. یک ناخوشایند عجیب و غریب در سراسر فیلم و تعاملات شخصیت با هم عجین شده است که به یک روایت عجیب و منحصر به فرد وام می دهد. درخواست جدایی از خود ، جامعه ای از طبقه بالا را نشان می دهد که به خانواده افتاده ای که ویرانگر آن به بحث شهر تبدیل شده است ، پشت کرده است. اقتباس از رمانی به همین نام از نویسنده پاتریک دویت، که فیلمنامه فیلم را نیز قلم می زند ، خروج فرانسه یکی از متمایزترین فیلمهای سال است که دیالوگهای شوخ ، نمایشهای ظریف و نمایشی قابل قبول از پذیرش و کنترل را ارائه می دهد.

خروج

اجتماعی عجیب و غریب فرانسیس قیمت (میشل فایفر) از این حقیقت که ارثی که برای دیگران و پسرش به رخ کشیده است در حال اتمام است طفره می رود. او که امیدوار است قبل از تمام شدن پول مرده باشد ، مجبور می شود بدون معیشتی که به آن عادت کرده است با آینده ای روبرو شود و هرگونه کنترل دنیای اطراف خود را از او بگیرد. در حالی که او خانه ، نقاشی ها و دارایی های مختلف خود را می فروشد ، یک دوست صمیمی آپارتمان خود را در پاریس به فرانسیس و پسرش ارائه می دهد ، جایی که آنها می توانند شروع جدیدی از زندگی جامعه نیویورک داشته باشند. در ابتدا مردد ، او این پیشنهاد را می پذیرد و ندانسته رابطه پسرش با دوست دخترش را تهدید می کند و تصمیمی می گیرد که به او کنترلی که به شدت نیاز دارد را می دهد. کمدی اخلاق در پی می گیرد.

هنگامی که آنها از اقیانوس اطلس عبور می کنند و به زندگی جدیدی که در انتظار آنها است می پردازند ، یک روحانی با استقبال آنها روبرو می شود و به طور خلاصه درها را برای استقبال دیگران از زندگی باز می کند. همانطور که با زندگی در پاریس سازگار می شوند ، فرانسیس مبلغ باقیمانده ارث خود را صرف می کند ، اگرچه پول به کانون فیلم تبدیل نمی شود ، بلکه رابطه ریشه ای عمیق بین مادر و پسر است (که به عنوان چارچوب پسر مادر شروع می شود ، به یک پیوند عمیق لایه ای از اعتماد و تشبیه) و گسترش تجربه ورود دیگران به زندگی فرد.

ساخت و ساز Exit

این فیلم باعث خراشیدن شما خواهد شد ، نه لزوماً برای آنچه اتفاق می افتد ، بلکه برای مکانی که فیلم در آن جریان دارد. افسردگی ، غیرقابل پیش بینی بودن و وفاداری محض کارت های وحشی هستند ، وام به پیش بینی نمی دهند بلکه به عنوان عدم اطمینان هستند. لحظاتی مانند خندیدن دیوانه وار در حالی که چاقوها را تیز می کند و سکوت های آرام و بدون پرکردن ، از جمله دیگر ، بسیار جالب و جذاب است. به خاطر همین، خروج فرانسه به خود اجازه می دهد به یاد ماندنی ترین صحنه های سال چه در درام جدی و چه در کمدی نفس بکشد. همانطور که گفته شد ، دیوانگی خندیدن از فیفر تیز کردن چاقو و انداختن آن به بیرون از اتاق ، نگاهی اجمالی به شکست زنی دارد که برای پذیرفتن وضعیت فعلی و آینده غیرقابل اطمینان خود تلاش می کند ، و نیرویی را که برای دیگران به نمایش می گذارد. یک نگاه اجمالی از افسردگی و ترک کنترل وجود دارد. این صحنه ای است که در تضاد بسیار خوبی با خود دارد ، زیرا او یک زن کم عمق و پینه پا در سطح است. از همه مهمتر ، این فقط روی سطح است.

NYFF 2020: خروج فرانسه
منبع: جشنواره فیلم نیویورک

این فیلم حتی در مواجهه با موضوع آن نیز خوشحال و خنده دار است. صحنه ای که خودم نقل می کنم (“به فریزر نگاه کن”) نه تنها در مورد رابطه فرانسیس و مالکوم – شوخ طبعی ، تفاهم و وحدت مشترک آنها – صحبت می کند بلکه لحظه ای را به فیلم می دهد تا رشد شخصیت های خود را نشان دهد ، صحنه خنده دار با زیر لایه های عمیق کنترل جمع آوری ، احترام و یادگیری قدرت آسیب پذیری. در حالی که خنده دارترین لحظه فیلم است ، اما ممکن است محوری ترین فیلم باشد.

در حالی که احساسات بیشتر می شود خروج فرانسه، مطمئناً فنی بودن آنها به وسیله آنها اسیر می شود. این فیلم در تدوین خود بسیار عالی است و به یک صحنه فرصت می دهد تا صحنه را پر کند و صفحه را پر کند ، اما در عین حال برای حفظ علاقه و دسیسه پیش می رود. کادربندی این صحنه ها و تعاملات بسیار درخشان است ، شخصیت های زیادی درون کادر قدم می گذارند ، نقطه کانونی را تغییر می دهند و کاراکترها کنترل دوربین و توجه شما را به دست می گیرند. یکی از بهترین نمونه ها به صحنه “نگاه در فریزر” برمی گردد ، با گرفتن عکس های عریض در اتاق و شخصیت ها ، و کلوزآپ هایی که با کنترل شخصیت ها متفاوت از روایت گرفته می شوند.

موفقیت واقعی خروج فرانسه

یک جمله فرانسوی وجود دارد ، “Marcher ave un ami dans le noir est mieux que de marcher seul dans la lumière” ، که به این معنی است ، “پیاده روی با یک دوست در تاریکی بهتر از پیاده روی شبانه است.” چه زمانی خروج فرانسه نتیجه گرفت ، من خودم را درگیر بازیگری از بازیگران و خود شخصیت ها می دانم. موفقیت این فیلم به طور ایمن بر روی بازیگران و دزدگیرهای گردان شخصیت های آن بسته شده است. و چه دامداری است. شیمی نامناسبی بین شخصیت هایی وجود دارد که با داستان دمدمی مزاج مطابقت دارند. آنها به اندازه قصه خود بی نظیر هستند و هر یک از ظرافت هایی که ارائه می دهند گوهر است که شما در آن گنج می کنید و گنج می کنید.

میشل فایفر تصویری پرتحرک و عجیب و غریب از یک فرد اجتماعی را که با آینده اش کنار می آید ، ارائه می دهد و در کنترل آنچه قرار است آینده مصمم باشد. شما عشق و ارادت او نسبت به پسرش را احساس می کنید ، با این وجود می توانید طبیعت درگیری را در درون او احساس کنید. نمایی وجود دارد که او به نمایش می گذارد ، لایه های متضاد از خود با درخشان نشان داده شده است فیفر. لوکاس هجز مهارت و مهارت او را حفظ می کند ، شیمی را بین آنها حفظ می کند ، عملکرد او را متناسب با برتری او می کند. تصویر او از مالکوم نیز دارای نمای اولیه است ، گرچه می فهمید که او فقط یک مرد جوان است که عاشق شرکت مادر و پیوند بی نظیری است که آنها به اشتراک می گذارند. هر دو فیفر و پرچین با هم و در کنار یکدیگر به خوبی کار کنید ، و عمق بیشتری به شخصیت های آنها در هنگام تعامل بدهید ، با وحدت عملکردی که در وحدت بین شخصیت های آنها به وضوح قابل خواندن است. آنها واقعاً قلب این فیلم هستند.

خروج فرانسه توسط گروه التقاطی شخصیت ها گرد می شود که یکی یکی در زندگی شخصیت های اصلی فیلم کشیده می شود. والری ماهافی همانطور که مادام رینارد جنبه مشتاقانه “fangirl” را به ارمغان می آورد در حالی که فیلم و تعاملات آن را نرم می کند. دانیل مک دونالد روشن بین تر آمریكایی است كه به او توانایی دیدن حقیقت ، دیدن زیر نما داده می شود و مجاری برای برآمدن حقیقت به سطح زمین است. ایزاخ د بانكوله در حالی که محقق برای استخدام روشن بین ، طبیعت ناظر و ساکت او به او وام می دهد تا نه تنها مهربانی را در دیگران ببیند بلکه آن را در آغوش بگیرد ، عملکردی آرام دارد. سوزان کوین طبیعت حامی جوآن را به نمایش می گذارد ، نشان دادن عشق ، فداکاری و مراقبت از دوستش است که بدون در نظر گرفتن ثروت بدون تغییر باقی می ماند. چکمه های ایموژن‘سوزان نیروی تسخیر ناپذیری است که حتی در صورت غیبت ما را درگیر می کند ، ما را به جلو سوق می دهد ، تصمیمات و تعهداتی را که باید اتخاذ کنیم می کشاند. بازیگران گسترده ای که در اطراف شخصیت های اصلی ما هستند و در عین حال گروهی از بازیگران همچنان قوی ، انعطاف پذیر ، ظریف و فراموش نشدنی هستند.

نتیجه گیری: خروج فرانسه

خروج فرانسه یک فیلم منحصر به فرد است ، فیلمی که احتمالاً بسیاری اجازه درخشش آن را نمی دهند ، اما داستانی که باید در آغوش گرفت. شخصیت های دمدمی مزاج و ناجور ، تعاملات پوچ و سفر کلی آن التقاطی و غیر عادی است. در حالی که دو فیلم منجر به خیره شدن می شوند ، شیمی آنها غیرقابل انكار است ، این فیلمی درباره ارتباط انسان است ، بازیگران اصلی آن را عمیقا ریشه می كند در سفری كه محدود به دریا یا خشك نیست ، بلكه بیشتر به درک سفر مربوط می شود.

اگزیت فرانسوی در جشنواره فیلم نیویورک به نمایش درآمد. قرار است در تاریخ 12 فوریه 2021 منتشر شود.


Exit فرانسه را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS

هنوز کمی زمان باقی مانده است – و Pixar هنوز ویژگی مورد انتظار خود را منتشر نکرده است روح، که احتمالاً مورد اختلاف خواهد بود – اما Wolfwalkers تقریباً بهترین فیلم انیمیشن سال است. سومین سه گانه فولکلور غیررسمی از استودیوی ایرلندی Cartoon Saloon ، پر از جذابیت ، شگفتی و تجسم آرواره است – به قول ذاتی راز سلول ها و آهنگ دریا. گرچه آنها نمی توانند همان خروجی Studio Ghibli را داشته باشند ، اما در Cartoon Saloon فهرست آنها تبدیل به یکی از آخرین سنگرهای انیمیشن دستی شده است ، به خصوص از زمان سقوط همتایان ژاپنی آنها.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

شروع با نامزد اسکار 2009 Secret of the Kells، تام مور و نورا تومی سابقه ای برای انیمیشن با شکوه طراحی شده ، ریشه در اساطیر سلتیک دارد. Kells در ارائه خود بی نظیر بود ، مانند یک پنجره شیشه ای رنگی زنده می شود. این فیلم نه تنها با تصاویر باورنکردنی بلکه با یک داستان جذاب و لایه ای که هم کودکان و هم بزرگسالان را مجذوب خود می کرد ، به رخ کشید. در سال 2014 استودیو با زیبایی فوق العاده دو برابر شد آهنگ دریا، که در آن تجسمات گسترش یافته و ثابت کرد سالن کارتون با روایت داستانهایشان اعتماد به نفس بیشتری می یابد. حالا ، با Wolfwalkers، آنها حق خود را برای ذکر در میان بزرگترین استودیوهای انیمیشن تاریخ ثابت کرده اند.

کیلکنی و جنگل گرگ ها

Wolfwalkers در سال 1650 ، هنگام حمله انگلیس به ایرلند تحت هدایت الیور کرامول. لرد محافظ خود این روستا را به دام انداخته است ، جایی که قصد دارد جنگل مجاور آن را قطع کند تا زمینی برای کشاورزی ایجاد کند. این باعث ناراحتی گرگ هایی که خانه خود را در جنگل ساخته اند و غیره است کرامول می فرستد بیل گودفلو (با صداگذاری توسط شان بین، به راحتی نقش ناد استارک / بورومیر را که اکنون می توانست در خواب انجام دهد) برای کشتن آنها پر کند. بیل به دخترش رابین اختصاص داده شده است (افتخار کنافسی) كه مادرش ، ضمنی است ، درگذشت و بیل را به امانت خود سپرد. بیل این مسئله را بسیار جدی می گیرد و ناامیدانه تلاش می کند تا دخترش در حالی که برای شکار گرگ بیرون نیست ، در روستا سالم بماند. رابین اما می خواهد مانند پدرش شکارچی شود. او سرسخت و بدنام است ، شبیه به شجاعمریدا از راه هایی ، و مصمم به شکار است. او که پر از کنجکاوی است ، در جستجوی پدرش به جنگل می رود اما درعوض بر سر یک دسته گرگ و یک دختر کوچک عجیب به نام مبه (با صداگذاری توسط اوا ویتاکر) که ادعا می کند یک گرگ واکر افسانه ای است – مردمی که روح آنها شب هنگام خواب گرگ می شود.

به کارگردانی مشترک توسط تام مور، و مدیر هنری راس استوارت، Wolfwalkers یک جشن بصری در سراسر است. صحنه های اولیه در روستای کیلکنی در خطوط مستقیم و صلب تنظیم شده است. کاملاً منظم ، کاملاً محدود ، در مقایسه با صحنه های بعدی جنگل. هنگامی که از دید پرندگان نشان داده می شود ، این شهر جعبه ای و کلاستروفوبیک است. ساکنان آن در جعبه های کوچکی که در صفحه قرار دارند نشان داده می شوند ، به طور یکسان جارو ، تمیز ، حمل می کنند. رابطه کمی با سبک اندرسونی دارد اما در اینجا برای تأکید بر نظم و سختی زندگی شهر استفاده می شود. جنگل البته تقریباً عکس آن است.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

سرشار از سرسبزی سرسبز که مانند یک اقیانوس وحشی جریان دارد (گرگها خودشان سیال به نظر می رسند ، از صحنه ای به صحنه دیگر با ظرافت جریان می یابند انگار بخشی از رودخانه از درختان عبور می کند) ، جنگل مبه واقعاً زنده احساس می کند؛ ملیله وسیعی از رنگهای روان ، که به این طرف و آن طرف کشیده می شوند ، و از پایبندی به هر نظم یا ریتمی به جز خودش رد می کنند. یک سکانس باورنکردنی که در نیمه راه فیلم اتفاق می افتد نشان می دهد که رابین و مبه در جنگل اکتشاف می کنند ، به حواس گرگ خود اجازه می دهد آنها را راهنمایی کند. این بسیار عالی و هوشمندانه انجام شده است و از استفاده سنتی از انیمیشن بصری فراتر رفته و کار کاملا جدیدی با آن انجام داده است. بیشتر گفتن به معنای از بین بردن داستان و لذت کشف است ، اما مطمئن باشید این یک قطعه برجسته در یک فیلم پر از آنها است.

انسان در برابر طبیعت

در حالی که انیمیشن بی عیب و نقص است ، داستان خود نیز بسیار عمیق است. اساساً بازگویی انسان در برابر داستان های طبیعت مانند با گرگ ها می رقصد ، سرخس گلی، یا پوکاهونتاس ، ولف واکرز خطرات استعمار را اضافه می کند و از پویایی پدر / دختری استفاده می کند که هرگز احساس خستگی یا کلیشه نمی کند. روابط بیل و رابین بسیاری از روایت ها را لنگر می اندازد ، و نشان می دهد که چگونه ترس می تواند برای ما تصمیم بگیرد جایی که فرزندان ما درگیر آن هستند. هر تصمیمی که بیل می گیرد ، او این کار را با رابین در راس ذهن خود انجام می دهد ، و حتی اگر بعضی از این تصمیمات مستقیماً برای رابین آسیب زننده است ، ما می توانیم بفهمیم که چرا بیل آنها را انجام می دهد. او همیشه خط مقدم ایمنی رابین است. بعداً حتی یک چرخش خوب خوب اتفاق می افتد که Robyn همین نقش را با Mebh بازی می کند ، تصمیم سختی می گیرد که به Mebh صدمه می زند اما در نهایت برای محافظت از خودش است.

در مورد استعمار ، ایرلند با حمله انگلیس بیگانه نیست. سایمون مک برنیها کرامول یک کابوس خالصانه است ، طوری قدم می زند که گویی هدف بالاتری نسبت به دیگران دارد و حتی موذی تر است زیرا واقعاً آن را باور دارد. او بیش از یک شباهت گذرا (از نظر شخصیت) به قاضی فرولو در گوژپشت نوتردام و موثر است زیرا مارک خاص وی از شر بسیار قابل تشخیص است

در جای دیگر ، رابطه بین رابین و مبه به لطف مشخص شده است. این بسیار کارآمد است زیرا ماهیت واقعی دوستی ها را تداعی می کند: اگرچه آنها در ابتدا بسیار از یکدیگر بدشان می آید ، مبه کلاهبردار و بیش فعال است و رابین یک “شهروند” است که جنگل را نمی فهمد ، آنها به سرعت در یک ریتم طبیعی قرار می گیرند با همدیگر. یک سکانس می بیند که مبه و رابین در بالای شاخه درخت نشسته اند و در حال بحث در مورد جنگل هستند. در حالی که گفتگو ادامه دارد ، رابین از جیب خود برس می کشد و شروع به مسواک زدن موهای مبه می کند. هیچ یک از آنها به این اشاره نمی کنند و یا حتی تصدیق نمی کنند که این اتفاق می افتد. این به سادگی گواهی بر دوستی آنها است که چنین رفتارهایی را می توان مسلم دانست.

جشنواره فیلم لندن 2020: WOLFWALKERS
منبع: Apple TV +

آخرین قسمت پازل مادر مبه ، مول است. او محافظ اصلی گرگ ها است اما به طرز مرموزی ناپدید شده است. مبه با صبر و حوصله در انتظار بازگشت او است ، و به رابین اطمینان می دهد که مادرش هرگز نمی تواند گرفتار شود و هرگز او را ترک نخواهد کرد ، اما رابین خیلی مطمئن نیست. باز هم ، گفتن بیشتر به معنای از بین بردن آن است ، اما کافی است که بگوییم نقش مول شبیه بروناخ در آهنگ دریا. او در عمل سوم لحظه ای عاطفی را با دخترش تقسیم می کند که هیچ خشکی در خانه باقی نمی گذارد. به زیبایی تحقق یافته و ماهرانه اداره می شود.

نتیجه

Wolfwalkers کاملاً شگفت انگیز است. این یک افسانه سلتیک فوق العاده ارائه شده است که در کنار بهترین ها ایستاده و با آن راحت می نشیند راز سلول ها و آهنگ دریا در سه گانه عامیانه Cartoon Saloon. در عصری که انیمیشن های دستی کمتر و کمتر می شوند ، فیلم هایی مانند این یکی را باید از پشت بام ها فریاد زد و جشن گرفت. این تقریباً یقین است که Wolfwalkers برای سالهای آینده در مورد آن صحبت خواهد شد ، و امیدوارم که این فقط آغاز یک کار خارق العاده برای Cartoon Saloon باشد.

Wolfwalkers برای بازگو کردن داستان خود از افسانه های سنتی سلتیک گرفته شده است. آیا افسانه های مورد علاقه ای دارید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Wolfwalkers در انگلیس و ایرلند در تاریخ 30 اکتبر و در ایالات متحده در 11 دسامبر آزاد می شود. برای تاریخ انتشار بیشتر ، لطفا اینجا کلیک کنید

https://www.youtube.com/watch؟v=d_Z_tybgPgg


Wolfwalkers را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!