“این فقط این گردباد مجنون خلاقیت بود”: مصاحبه با Zeina Durra ، مدیر LUXOR

به سال 2010 برگشته اید ، شاید فیلمی به نام دیده باشید امپریالیست ها هنوز زنده هستند! ستاره دار شد odlodie Bouchez به عنوان یک هنرمند در جهان پس از یازده سپتامبر در نیویورک و به کارگردانی او زینا دورا، یک زن انگلیسی متولد خاورمیانه (مادر او بوسنیایی-فلسطینی و پدرش لبنانی-اردنی است). بررسی ها در آن زمان این اقدام را خام و واقعی و بینش در مورد زندگی خاورمیانه در آمریکا و تهدیدهای ناشی از افزایش تنش های نژادی آن زمان خواندند. این خبر از ظهور یک کارگردان با استعداد با صدای منحصر به فرد داشت.

ده سال از اولین آن می گذرد و دورا اکنون با ویژگی دوم خود بازگشته است ، لوکسور. بازیگر آندره ریزبورو و کریم صالح، لوکسور یک سفر عاشقانه ، عاشقانه از یک فیلم است که می بیند ریزبوروحنا برگشت – از نظر روانی شکسته – به شهر لوکسور که قبلاً در آن زندگی می کرد بازگشت. هانا ، یک پزشک در مرز بین اردن و سوریه ، شاهد مرگ و ویرانی کافی بوده است تا بتواند گزینه های زندگی خود را زیر سوال ببرد. او برای فهمیدن زندگی خود به لوکسور برمی گردد و به شعله شعله قدیمی سلطان که با بازی او بازی می کند ، برخورد می کند صالح. آنها با هم در خیابان های شهر باستان گشت می زنند و درباره زندگی خود بحث می کنند.

وقتی با دورا بحث کردن لوکسور، او شاد و جذاب است. “شما یکی از ما هستید!” او با شنیدن لهجه انگلیسی من فریاد می زند. بحث ما از خود شهر لوکسور گرفته تا معنویت ، رویاها ، لهجه ها و تجربه بچه دار شدن در صحنه فیلمبرداری است.

داریل مک دونالد برای استعلام فیلم: پس چرا Luxor را به طور خاص برای تنظیم این فیلم انتخاب کردید؟

زینا دورا: خیلی قشنگی به نظر میاد ، اما من خواب دیدم! من از فروپاشی یک فیلم دیگر بسیار ناراحت بودم و می خواستم فیلمی را تماشا کنم که مرا به مکان دیگری منتقل می کند. بنابراین آن شب من رویای لوکسور را شروع کردم که قبلاً یک بار به آن رفته بودم. من در مورد آن خواب دیدم و این احساسات سنگینی وجود داشت که این زن هنگام گردش داشت و من فکر کردم “من در آنجا فیلم می خواهم بسازم”.

وای. و بنابراین شما فقط رفتید و توانستید آن را درست کنید؟

زینا دورا: خوب ، من با یک DP صحبت کردم[[زلمیرا گاینزا، مدیر عکاسی برای لوکسور]که من می دانم او واقعاً یک دوست خوب من است و ما شروع به صحبت در مورد آن کردیم ، سپس او گفت: “خوب عالی به نظر می رسد! من آن را برای هیچ چیز شلیک می کنم “. من گفتم “آیا شما مطمئن هستید که می توانید با یک خدمه کوچک به آن شلیک کنید؟” و او گفت: “بله ، بله” ، و سپس من با یک تولید کننده مصری که می شناختم صحبت کردم و از او پرسیدم که آیا موفق به ساخت آن شده است یا خیر ، همه چیز به نتیجه رسید!

منبع: ساموئل گلدوین فیلم

آیا فیلمبرداری در لوکسور مشکل بود؟ بعضی اوقات به نظرم به نوعی فیلم چریکی بود. آیا متوجه شدید که باید سریع حرکت کنید؟

زینا دورا: نه! گوش کن ، من این کار را در عرض 18 روز با یک کودک 3 ماهه که به من وصل شده بود ، ساختم و دو بچه دیگرم برای نیمی از فیلم در اطراف بودند. آن قسمت جالبتر بود! اما همه چیز آسان بود زیرا این مکان زیبا و دیوانه ای است. شما هر روز از خواب بیدار می شوید و این قایق کوچک را از آن طرف رود نیل عبور می دهید. واقعا سرگرم کننده بود. بازیگران دوستان بزرگی از من هستند ، تهیه کنندگان دوستان بسیار خوبی هستند ، بنابراین این درست مثل این است که واقعاً با همسران کار کنم.

من کمی عربی صحبت می کنم ، بنابراین پس از حدود یک هفته پیش تولید عربی من بازگشت و من مجبور شدم به زبان عربی کارگردانی کنم ، که بسیار سرگرم کننده بود ، زیرا من هرگز نمی دانستم که می توانم این کار را بکنم! فقط خیلی از خاطرات زیبا وجود داشت. من فکر می کنم که ما به آن نگاه خواهیم کرد و واقعاً افسوس می خوریم که فیلم پشت صحنه بیشتری نداشتیم زیرا شرایط ویژه ای برای همه ما بود.

من متوجه شدم که شما در بسیاری از اماکن مقدس فیلمبرداری کرده اید. چطور بود؟ دسترسی به آن مکان ها آسان بود؟

زینا دورا: خوب ، ما این تولید کننده فوق العاده مصری را داشتیم و او مجوزها را به ما داد. ما یک صحنه داشتیم که دشوار بود ، اولین بار که حنا از مقبره ای بازدید می کند. ما آن را در عرض سه ساعت شلیک کردیم و یک مسئله فنی وجود داشت زیرا خدمه برای بررسی چراغ ها وارد شده بودند ، اما آنها متوجه نشدند که همه چراغ ها روی مدارهای مختلف در حال کار هستند. بنابراین وقتی آنها وارد می شدند ، همه چیز دیوانه می شد. آنها در حال جابجایی وسایل بودند ، کاملاً دیوانه کننده بود که چگونه آن مکان را روشن کرده اند! همه ما فوق العاده سریع کار می کردیم.

هرچند که این موضوع بسیار مورد توجه ما بود. من در حال شیردهی به نوزادم ، در همان جایی که ممکن است سارکوفاگ باشد ، از مصرشناس س askedال کردم که آیا این کار حرام است؟ او گفت فرعون [Seti I] دوست داشتم زیرا او همه چیز در مورد مرگ و تولد دوباره بود ، و این همان چیزی است که در مورد آن است. همه چیز مانند یک تاری بزرگ احساس می شود ، منظور من 18 روز برای فیلمبرداری کامل است.

خیلی عجیب به نظر می رسد! چطور شد که شما فقط 18 روز فرصت داشتید از همه چیز فیلم بگیرید؟

زینا دورا: آندره 18 روز بین دو فیلم داشتم و می خواستم فقط بروم و کارم تمام شود. مدتی صبر کردم و تازه بچه را نیز به دنیا آوردم و آماده رفتن بودم! ما می دانستیم که این کار را با صرف پول زیاد انجام می دهیم بنابراین به نوعی جواب داد.

از لحاظ مفهومی که احساس عجله می کرد ، عجیب نبود ، فقط این گردباد دیوانه وار خلاقیت بود!

من عاشق فیلمبرداری بودم. گاهی اوقات احساس سفر می کرد.

زینا دورا: بله ، زلمیرا عالی است! فکر می کنم امروزه برای DP ها بسیار دشوار است. من فکر می کنم بسیاری از کارگردان ها واقعاً نمی فهمند که تصویر چقدر فیلم را هل می دهد. چه جالب است زلمیرا این است که او فقط می خواهد همان چیزی باشد که شما در سر دارید و در دیوانه ترین محیط ها نیز تمام تلاش خود را می کند. این در مورد خودخواهی با او نیست ، بلکه فقط در مورد زایمان است. من فکر می کنم این واقعاً همان کاری است که یک DP باید انجام دهد و متأسفانه فکر نمی کنم بسیاری از DP ها این کار را انجام دهند ، آنها فقط به نوعی می خواهند این کار را انجام دهند. بسیاری از آنها وقتی کارگردان دوربین را قرار می دهد ، قاب را انتخاب می کند ، لنز را انتخاب می کند ، واقعاً اذیت می شوند.

هرچند که او واقعاً فوق العاده است ، زیرا من می توانم به او بگویم “من دوربین را اینجا می خواهم” یا “می توانید از این لنز استفاده کنید” ، و ما بسیاری از آنها را در مرحله آماده سازی کار کردیم ، و او واقعا تحویل داد.

بنابراین بسیاری از Luxor صرفاً از طریق تصاویر بیان می شود. آیا کار کردن روایت و داستان پسین بین حنا و سلطان بدون توسل به گفتگو دشوار بود؟

زینا دورا: من یک کارگردان بسیار تصویری هستم. من از طریق تجسم کار می کنم. اولین تصویری که از حنا در حال قدم زدن در اطراف ویرانه ها بود ، بود و سعی کردم این احساسات را باز کنم. من سعی کردم در اسکریپت بذرهایی ارائه دهم که بتواند باعث شود مخاطب در هنگام کار در سطح ناخودآگاه که می تواند روی تجمع تصاویری که می بینید ، این موضوع را حفظ کند. این فیلم سازی در مدارس قدیمی است اما به روشی کاملاً آگاهانه انجام شده است.

اما به این دلیل آندرهچنین بازیگر فوق العاده ای است که می تواند برای من تفاوت های ظریف ایجاد کند. شما تغییرات را مشاهده نمی کنید [when filming] اما هنگام ویرایش این گزینه های کوچک شگفت انگیز را که او به شما می دهد می بینید. هنگام ویرایش ، واقعاً بسیار مفید است!

صحبت از هانا است ، شما چه نوع ارتباطی با او دارید؟ این احساس تنهایی واقعی را از او در سرتاسر لوکسور گرفته ام ، واقعاً تا آن صحنه رقص با سلطان که به نظر می رسد کمی از پوسته اش بیرون آمده است.

زینا دورا: او آن را در او بیرون می آورد! شما می دانید که وقتی با یک دوست قدیمی هستید واقعاً احمق هستید و پس از آن دیگر به نوعی از کنترل خارج می شود. او به یاد می آورد که وقتی با او می گذراند کی بود.

مرتب کردن بر اساس ، مهم نیست که چه مدت از دیدن یک دوست قدیمی می گذرد ، احساس می کنید که همین دیروز بود؟

زینا دورا: بله نیمه ، وقتی دوستان قدیمی و افرادی که دوستشان دارید داشته باشید ، این اتفاق می افتد.

من زمان زیادی را صرف تلاش برای کشف حنا کردم. او بسیاری از فیلم را با بازتاب زندگی خود سپری می کند.

زینا دورا: بنابراین ، لوکسور تنها یک ساعت و نیم با مکانی که در اردن بود فاصله دارد. این مکانی است که او می شناسد و دوست دارد ، او می خواهد آن را بررسی کند زیرا او از مدت ها قبل آنجا نبوده است. او مخفیانه می خواهد آن لحظه از زندگی خود را پیدا کند که او فقط خوشحال و جوان بود و همه این چمدان هایی را که اکنون دارد ندارد. چگونه به آن نگاه می کنید؟ چگونه از طریق آن کار می کنید؟ چگونه بدون اینکه زیاد صدایی به نظر برسد پس از این نوع تجربه خود را بهبود می بخشید؟

منبع: ساموئل گلدوین فیلم

این من را به یاد خط مورد علاقه من از فیلم می اندازد ، جایی که هانا به سلطان می گوید: “آیا چقدر امیدوار بودیم؟”

زینا دورا: آره [laughs] من و شوهرم همیشه در مورد آن صحبت می کنیم ، مثل اینکه همه چیز خیلی ساده تر بود قبل از اینکه شما این همه افراد وابسته و چیزهای دیگر را داشته باشید!

من فکر می کنم با توجه به آنچه که همه ما با این ویروس پشت سر گذاشته ایم و نمی توانیم به همان اندازه سفر کنیم ، این موضوع حتی بیشتر مرتبط است. تماشای کسی که فقط آزادانه در اطراف این شهر زیبا و باستانی قدم می زند کاملاً کاتارتیک بود.

زینا دورا: قطعاً من فکر می کنم آنچه در فیلم خوب است این است که شما می توانید فرار کنید اما با تماشای یک کمدی شلخته فرار نمی کنید ، با دیدن کسی که احساس مشابهی را تجربه می کند که در حال حاضر همه ما از آن عبور می کنیم ، فرار می کنید. منظورم این است که همه ما کمی روحیه داریم و همه متعجب هستیم که چه زمانی می توانیم والدین خود را دوباره ببینیم و با همه این س biggerالات بزرگتر سر و کار داریم. در حال حاضر چنین غم و اندوهی وجود دارد که همه فقط به شیوه ای بسیار کم با آن برخورد می کنند ، اما من فکر می کنم فیلم این موضوع را دارد و بنابراین کاملاً کاتارتیک است.

این فیلم روز بعد از قفل شدن – در سینماهای انگلیس – در حال اکران بود و ما تصمیم گرفتیم جلوی اکران را بگیریم زیرا فکر می کردیم تماشای فیلم برای مردم کاملاً کاتاراتیک است و در واقع ، من ایمیل های زیادی داشته ام از مردم گفتند که آنها در فیلم آرامش یافتند. در واقع بسیار عالی بوده است. این یک مزیت مثبت بوده است زیرا من نمی فهمیدم که به همین موقع خواهد بود!

رابطه مرکزی بین حنا و سلطان بسیار خوب انجام شده است. Andrea Riseborough به طور معمول عالی است ، اما کریم صالح نیز بسیار عالی است. شما قبلاً با او کار کرده اید ، مگر نه؟

زینا دورا: آره ، او اولین فیلم من را ساخت.

بنابراین من فکر کردم او اولین شخصی بود که در Luxor حضور داشت؟

زینا دورا: نه ، من او را به ممیزی کشاندم! دوست دارم همه گزینه ها را ببینم ، می دانید؟ او همچنین دوست بسیار خوبی است ، بنابراین من می خواستم اطمینان حاصل کنم که این تصمیم من راجع به این که چه کسی کار کنم ، نیست. بنابراین او تست داد و سپس تهیه کنندگان خواستند که او را در ممیزی ببینند [again]، و همه درست شد

آنها با هم شیمی بسیار خوبی داشتند ، او و آندره.

زینا دورا: خوب آنها اکنون یک زوج واقعی هستند.

آه ، من این را نمی دانستم! خوب ، این خیلی چیزها را توضیح می دهد.

زینا دورا: آره آنها عاشق سر صحنه فیلمبرداری شدند.

این خیلی دوست داشتنی است ، وقتی اتفاق می افتد باید خیلی خوب باشد.

زینا دورا: بله ، واقعاً خوب است.

من همچنین واقعاً به بعضی از بازیگران غیر بازیگری که در فیلم بازی می کنید علاقه مندم. چند نفر بودند ، مانند راننده تاکسی که نمی توانست صحبت کند.

زینا دورا: آره ، او سرطان داشت. به همین دلیل او نمی توانست به درستی صحبت کند.

آه ، می بینم …

زینا دورا: و من دوستش داشتم. او دارای چنین لرزش های خوب و چهره ای عالی بود. من می خواستم او را در این فیلم قرار دهم و همه مانند “نه ، این کار را نکن ، او نمی تواند صحبت کند” بودند اما این چیزی است که در این مورد بسیار عالی است. مردم پیر و پیر می شوند و بیمار می شوند و او شخصیتی است که قبلاً می شناخت. در مکانی مانند آن رانندگان کابین یکسان هستند ، می دانید؟ آنها از بین نمی روند همیشه قرار است همان مردی باشد که برای همیشه با تاکسی رانندگی می کند ، و بنابراین او او را می شناسد و او نیز او را می شناسد.

آیا اینها فقط افرادی بودند که در روز پیدا کردید؟ کار با آنها چگونه بود؟

زینا دورا: بامزه ها انگلیسی ها بودند. چندین بریتانیایی وجود داشت و یک نفر با آن لهجه Geordie بسیار ضخیم وجود داشت و من نمی توانستم از خندیدن جلوگیری کنم. اگر سعی می کردم این زن را در انگلیس پیدا نکنم! خیلی خوشحال شدم بسیار جالب بود که فقط این بازی رنگارنگ را از انواع مختلف مردم داشته باشید ، و مکان های مختلفی که مردم از آنها می آیند آنها را به آنجا می کشاند. و او یک افسر پلیس سابق نیز بود!

اوه ، زن جوردی؟

زینا دورا: اونی که میگه آمبولانس رو صدا کن ، اون یکی.

بله ، به یاد دارم فکر می کردم شنیدن آن لهجه در آن صحنه بسیار عجیب است زیرا به نوعی احساس می کرد خیلی بی جا است.

زینا دورا: [laughs] می دانم خیلی عالی بود! چرا که نه؟ می دانید چرا همیشه باید از آن حال و هوای آگاتا کریستی برخوردار باشید؟

کسی در واقع از آگاتا کریستی در فیلم نام می برد ، بیایید به آن فکر کنید. آمریکایی حاضر در هتل در مورد مرگ روی نیل صحبت می کند ، نه؟

زینا دورا: بله آره ، چون فکر می کنم آگاتا کریستی آن را در آن جا نوشته است ، بنابراین هر وقت کسی آن را ببیند همیشه مثل “اوه مرگ بر روی نیل” است ، بنابراین من در مورد آن شوخی کردم.

منبع: ساموئل گلدوین فیلم

معنویت زیادی در فیلم وجود داشت. آیا آن عمدی بوده است یا فقط چیزی بوده است که در نتیجه موقعیت مکانی بوجود آمده است؟

زینا دورا: بله ، این بسیار عمدی بود زیرا احساس می کنم وقتی از نظر ذهنی این نوع شکننده هستی زندگی درونی واقعاً عظیم می شود ، می دانید؟ برای برخی از افراد ، این نوعی تسخیر می شود ، اما در مکانی مانند لوکسور، شیوع آن حتی بیشتر است ، چه شما بخواهید و چه نخواهید همه جا است.

تأثیرات شما در ساخت این اثر چه بود؟ با تماشای آن به نوعی یاد Richard Linklater’s Before Sunrise افتادم. آیا فیلم هایی در ذهن شما بوده است که بخواهید اصطلاحاً از آنها تقلید کنید؟

زینا دورا: آنتونیونیها مسافر، فقط نحوه عکسبرداری و رنگها. من می دانم که در واقع داستان یکسانی نیست اما من فقط رنگها را دوست داشتم. فقط چیزی در این مورد وجود داشت. و شاید چیزی در مورد این واقعیت است که او (جک نیکلسونشخصیت در مسافر) گزارشگر جنگ بود ، چیزی در مورد آن فقط در من طنین انداز شد.

آیا به همین دلیل هانا پزشکی بود که در منطقه درگیری کار می کرد؟

زینا دورا: خوب هانا پزشک بود زیرا من حرفه ای را می خواستم که چیزی را دیده باشد. من از ایده یک جراح زن خوشم آمد زیرا بسیاری از دوستانم که این نوع مشاغل را انجام داده اند در اوایل چهل سالگی در این موقعیت مصرف کننده قرار دارند و من به آن علاقه مند شدم.

من به عنوان تحقیق برای فیلم دیگری به کلینیک پزشکان بدون مرز (پزشکان بدون مرز) رفتم و با جراحان آنجا صحبت کردم و آنها بسیار شیرین بودند. به نظرم واقعاً جالب بود زیرا همه آنجا داستانی داشتند ، چیزی که از آن فرار می کردند. یا مرگ پدر یا طلاق یا چیز دیگری. همه آنها آنجا بودند و به نوعی لبه بودند و من فکر می کنم شما برای انجام چنین کاری باید در لبه باشید.

او یک پزشک در مرز سوریه و لبنان بود ، مگر نه؟

زینا دورا: نه ، سوریه و اردن بود. در سوریه یک جنگ داخلی وجود داشت و درمانگاه درست در مرز سوریه و اردن بود تا مجبور به برخورد با ارتش سوریه نباشد. دهکده ای در مرز وجود دارد و بسیار مورد حمله قرار گرفته است.

آیا هرگز وسوسه ای وجود داشت که کمی بیشتر از آن تاریخ را به شخصیت حنا تزریق کنم؟ برای دیدن آنچه او در مرز دیده است؟

زینا دورا: احساس می کنم وقتی شروع به بازگشت به عقب می کنید ، صمیمیت بودن در آن لحظه با او را از دست می دهید. من می فهمم که بعضی از افراد فیلم را متفاوت می ساختند ، اما من عمداً تصمیم گرفتم فیلم را طوری بسازم که شما واقعاً احساس کنید او چه چیزی را تجربه می کند و واقعاً با او پشت سر می گذارد. گاهی اوقات ما فقط می توانیم از طریق زبان بدن چیزهایی را احساس کنیم ، که به نظر من بسیار قدرتمند است.

استعلام فیلم از زینا دورا بخاطر اختصاص دادن وقت خود برای صحبت با ما تشکر می کند!

زینا دورا بسیار علاقه مند به فیلمبرداری است. بهترین نمونه های فیلمبرداری در فیلم کدامند؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Luxor برای تماشای آن از VOD از 4 دسامبر سال 2020 در دسترس است.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

LUXOR: سرگردانهای تنها در مصر

که در زینا دوراها لوکسور، خیلی اتفاق نمی افتد این یک شعر از یک فیلم است ، لحظه به لحظه با حوصله می رود و اجازه می دهد تا هر صحنه به آرامی شکل بگیرد. این به صبر و تمرکز به اندازه مساوی پاداش می دهد ، هرچند که هر دو را نمی طلبد درعوض ، هنگامی که تماشا می کنید تقریباً احساس می کنید از طریق اتر شناور هستید آندره ریزبوروحنا به طور عادی در اطراف شهر مصر مشهور در حال حرکت است ، و در مورد زندگی خود می اندیشد. کند ، مراقبه و دقیق است. رک و پوست کنده می تواند کششی برای تماشای در لحظات باشد ، با گام برداشتن به همان اندازه که یخبندان است ، اما در لحظات دیگر – به ویژه از ریزبورو – یک حس انسانی ، نرم و متحرک و جذاب وجود دارد که به نمایش گذاشته شده است. دو عاشقی که سعی می کنند شعله جوانی خود را بازیابند ، اشتیاق قبلی که آنها احساس می کردند. “آیا شما از دست نمی دهید که چقدر امیدوار بودیم؟” حنا در یک لحظه می گوید. و این ، بیش از هر چیز دیگری ، قلب آن است لوکسور.

حنا

حنا یک پزشک انگلیسی است ، از تجربه خود در مرز سوریه سوخته و از زندگی ناامید شده است. او به شهر لوکسور مصر ، جایی که قبلاً زندگی و عاشقش بود ، عقب نشینی کرد. در حالی که در آنجا گشت و گذار در شهر داشت ، خاطرات زندگی خود را یادآوری کرد و تلاش کرد تا با شعله قدیمی ، سلطان ()کریم صالح) هانا و سلطان با هم ، زندگی جداگانه خود را هنگام گشت و گذار در شهر ، بررسی تنهایی احساس شده و فداکاری هایی که برای زندگی به روشی که انجام داده اند ، بررسی می کنند. هیچ یک از آنها ساکن نشده اند. بدون ازدواج یا فرزندی برای خوب یا بیمار ، هر دو به شدت متمرکز بر کار هستند. در حالی که به نظر می رسد سلطان از تصمیمات خود راضی است ، اما حنا اکنون شروع به تعجب می کند که این کار برای چه چیزی انجام شده است. او از مرگ و رنجی که مشاهده کرده است آسیب دیده است و شما احساس می کنید که در شهر (و همراه سلطان) است تا زخم های خود را التیام بخشد زیرا زخم های دیگران را خوب کرده است. حیرت و محتوا در اطراف آنها بسیار زیاد است ، و اختلافات داخلی بسیار زیاد است.

LUXOR: سرگردانهای تنها در مصر
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

کارتهای عنوان میان دوره ای به طرزی مفید هر بخش را جدا می کنند لوکسور در فصل. در اولی ، هانا خود را در حال نوشیدن در بار هتل با یک آمریکایی سرسخت (مایکل لندز) که به زودی او را به رختخواب می برد. او که بعداً از این تصمیم پشیمان شد ، در سکوت لباسهایش را می گیرد و در حالی که می خوابد از اتاق دزدکی می شود. بعداً ، همان کارت ها به ما خواهند گفت که هانا کجا می رود و در آنجا با چه چیزهایی روبرو می شود. این یک نشانه کوچک و زیبا است که برای فیلمی که به ظاهر چیزی بیش از لحظات زمان نیست ، به خوبی کار می کند. بازتابی از زندگی که اکنون برای حنا وجودی به نظر نمی رسد.

اگرچه حنا وقتی با او روبرو می شویم ، رواقی و محفوظ است ، اما وقتی او در کنار سلطان است ، به زودی این نما از بین می رود. صالحسلطان که به راحتی دوست داشتنی و جذاب است ، حنا را باز می کند و از طریق شکاف های روکش او ، می توانیم بیشتر ببینیم که او کیست. رابطه بین حنا و سلطان در رابطه اساسی است لوکسور، و هر دو ریزبورو و صالح آن را کاملا حمل کنید. شیمی آنها با هم بسیار جذاب است. آنها بی سر و صدا عزیز هستند ، در ابتدا با روشی دقیق اطراف یکدیگر را نوک می زنند و هرکدام سعی در درک دیگری دارند. ریزبورو هانا را با طبیعت متعارض ماه مهار می کند که به یاد می آورد اسکارلت جوهانسون که در گمشده در ترجمه، اما او عالی است که اجازه می دهد لحظات کمی از آسیب پذیری را پشت سر بگذارد. صالح در عین حال لبخندی عفونی و روشی بازیگوشانه دارد که در مقابل طبیعت ملایم و بدبینانه تر حنا قرار گرفته است. یک صحنه دیرهنگام وجود دارد که شاهد رقص هانا در هتل است و وقتی اتفاق می افتد تقریباً تکان دهنده است ، زیرا او تا آن زمان بسیار محکم مجروح شده است.

حنا + سلطان

در ابتدا ، عاشقانه آنها جزئی و محتاطانه است. در طول نیمه اول ، آنها با یکدیگر سازگار می شوند و آرام آرام افکار یکدیگر را تحریک می کنند. در نیمه دوم ، ما بیشتر به گذشته آنها می پردازیم (به معنای تقریباً واقعی ، سلطان باستان شناس) و شاهد درگیری های داخلی هستیم که اغلب روابط را به هم می ریزد. با عمل سوم ، احساس می کنیم که بین آنها جابجایی وجود دارد ، اما با گفتگوی پراکنده و عدم تنش ، وقتی می آید احساس می شود که کمی خسته کننده است. هر چند هر دو ریزبورو و صالح در بیرون آوردن شخصیت هایشان در دوزهای کم ، ایجاد مراقبت از شما ، پرورش زمینه ای که واقع بینانه و طبیعی به نظر برسد ، عالی نیستند ، عدم وجود سنگین بودن روایت باعث می شود که بیننده هرگونه کاتارزیس واقعی را از اتصال خود بدزدد. شاید اینگونه نباشد دورادر هر صورت قصد آن است ، اما دشوار است احساس نکنید که ممکن است برای یک بازده قابل قبول تر باشد.

LUXOR: سرگردانهای تنها در مصر
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

در جای دیگر ، زلمیرا گاینزافیلمبرداری کاملا زیبایی است. شهر لوکسور با تمام شکوه و عظمت باستانی اش ، گاهی شن و ماسه و تقریباً افسانه ای تصرف می شود. هیروگلیف های باستانی دیوارها را می پوشانند ، دنیزهای شهر با کمال میل در پس زمینه می گردند و دوربین به آرامی همه آن را جابجا می کند ، گویی که سعی دارد هر لحظه را خوشبو کند. این یک سفر زیبا و جذاب از یک فیلم است ، به اندازه کافی برای ترغیب کردن شخص به سفر به این گوشه کوچک جهان ، و به نظر می رسد هوشمندانه با مالیخولیای تنومند که خود حنا احساس می کند مطابقت دارد.

نتیجه

برای اطمینان، لوکسور صبر برخی را آزمایش خواهد کرد. این آهسته است ، گاهی اوقات ناامید کننده است ، و عاشقانه مرکزی به طور کامل بازدهی ندارد که ارزش آن را برای تلاش دارد. با این حال ، هر دو ریزبورو و صالح بسیار عالی هستند و چنان شیمی بزرگی را با هم دفع می کنند که لحظاتی که به هم متصل می شوند لحظاتی است که برمی خیزد لوکسور بالا در کنار این فیلمبرداری باشکوهی وجود دارد که شهر زیبایی را که نام خود را به فیلم داده برجسته می کند و اطمینان می دهد – اگر هیچ چیز دیگری نباشد – بینندگان آن را فریبنده می یابند.

در نهایت ، این یک داستان از پشیمانی های مبهم و آسیب های زندگی است. یک عکس فوری زیبا از یک زوج که سعی در درک همه اینها دارند. فقط برای این ، یک ساعت زیبا است و اگر می توانید کندی را ببخشید و به خود اجازه دهید در آن غرق شوید ، لوکسور با نگاهی دوست داشتنی و غیر عاطفی به زندگی ، این صبر را پاداش می دهد ، که ارزش آن را دارد.

Luxor یکی از چندین فیلم سینمایی است که یک شهر را به عنوان یک شخصیت اصلی بازی می کند. آیا می توانید به دیگران فکر کنید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Luxor در تاریخ 4 دسامبر در دیجیتال و VOD در ایالات متحده منتشر می شود.


Luxor را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!